This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴 چند وقتی است قطری ها برای مقابله با سعودی ها روی ماشین هایشان تصاویر رهبر انقلاب و سردار سلیمانی را نصب کرده و آهنگ ای ایران ای مرز پرگهر را پخش می کنند !
به ما بپیوندید👈👈👈👈
@Allah4all
@masafiran
به ما بپیوندید👈👈👈👈
@Allah4all
@masafiran
#خاطرات
#همسفر_شراب (#سفرنامه_آمریکا، فصل 3) (1)
#اولین_شب_آرامش
مثل این که چارهای نداشتیم جز این که مهمان کسی شویم که حتی یک بار هم ندیده بودیمش. تنها به گواه یک عکس و یک صفحهٔ وب شخصی و چند مقاله میدانستیم میزبانمان هموطنی است مسلمان؛ همین و بس. کجایی است و از کجا آمده و آمدنش بهر چه بود را نمیدانستیم. القصه چارهای نبود جز دل به دریا زدن در مملکتی غریب. خیلی دلم میخواست اولین شب را در خانهٔ خودم باشم حتی اگر آن خانه هیچ نداشته باشد ولی نشد. از طرفی دیگر شاید این دیدار اجباری برایمان منفعت زیادی میداشت منجمله این که میشد ره صد سالهای را در شبی طی کرد.
فاصلهٔ بین خیابان ۱۲۲ غربی تا خیابان ۱۱۲ غربی کمتر از ۵ دقیقه بود. تاکسی به مقصد رسید. ساختمانی ۱۰-۱۲ طبقه (دقیقاً تعداد طبقات یادم نیست) نبش خیابان برادوی که دیوارهایش قرمز رنگ بودند. وسایل را با کمک راننده از تاکسی پیاده کردیم. از راننده قیمت را پرسیدم. گفت: «خب! میدونی... هممم... یک ایست داشتیم و … هممم... هممم... میشه ۶۳ دلار». حس میکردم اگر بخواهم به زبان ابوهندلهای ایران ترجمه کنم چیزی میشد توی همین مایهها: «قابل نداره. باشه حالا. بیتعارف. جون داداش. پیش خودت بمونه. قابلدار نیست. میشه ۱۰ تومن». شنیده بودم خوب است برای رانندهها پول انعام یا به قول خودشان تیپ هم بپردازیم ولی در حد شنیدن ماند. اسکناس ۱۰۰ دلاری را به راننده دادم. رفت روی صندلیاش نشست و از توی داشبورد بقیهٔ پول را پس داد. من هم حرفی از انعام نزدم.
همسرم زنگ در خانه را زد. در را باز کردند. همسرم به طبقهٔ نهم ساختمان رفت تا قبل از هر چیزی با صاحب خانه سلام و علیکی داشته باشد. من هم توی پیادهرو منتظر بودم تا صدایم کند. همسرم آمد پایین و گفت وارد شوم. از در اول ساختمان که رد شدم درِ دومی وجود داشت که بیشترش شیشهای بود. از آن طرف شیشه، نگهبان ساختمان را میدیدم که روی میزش نشسته است. در به رویم باز بود ولی معلوم بود که در یا با کلید باز میشود یا با وارد کردن رمز ورود به صفحهکلید کنار در. نگهبان خانمی سیاهپوست با لباس فرم سرمهای و جثهای به نسبت بزرگ بود. تا مرا دید با خندهای انگار داشت خوشآمد گفت. آسانسور در سمت چپ صندلی نگهبان قرار داشت. سوار آسانسور شدم و به طبقهٔ نهم رفتم. از آسانسور که پیاده شدم از راهروی تنگ ساختمان با دیوارهای کرمیرنگ با عبور از راهرو و دو سه گردش به راست و چپ پشت سر هم به منزل میزبان رسیدم. در نیمهباز بود. ورودی خانه راهرویی تنگ و کوتاه به اندازهٔ کمتر از دو متر و در انتهای آن هال بود که با پارکت چوبی پوشیده شده بود. وسط هال فرش ابریشمی فیروزهایرنگ سهمتری چشم را نوازش میکرد. چمدانها را در همان راهرو گذاشتم. از فرش وسط هال معلوم بود که اینجا رنگ و بوی زندگی ایرانی وجود دارد. کفش را درآوردم و به سمت مبلی که روبروی در خانه قرار داشت رفتم و نشستم. آفتاب بیجانی از سمت رودخانهای که از پنجرههای پشت مبل معلوم بود بر روی عسلی جلوی مبل میبارید. روی عسلی شیشهای جلوی مبل سبد میوه قرار داشت و روی در و دیوار، تابلوهای زینتی ایرانی مثل «و ان یکاد». مبلها پشت به پنجره قرار داده شده بودند و منظرهٔ رودخانهٔ هادسن (غرب منهتن) از پنجره دیده میشد.
صاحبخانه برایمان چای آورد. سر صحبت باز شد. از دانشکده و استادم پرسید و این که قبل از این کجا درس خواندهام. خودش و همسرش از دانشجویان سابق شریف بودند که البته همسرش بعد از فارغالتحصیلی از امآیتی و کار در مایکروسافت، کارمند گوگل در نیویورک شده بود. در وصفشان همین بس که مهماننوازیشان هم بوی ایرانی بودن میداد و هم بوی مسلمانی.
#ادامه
#همسفر_شراب (#سفرنامه_آمریکا، فصل 3) (1)
#اولین_شب_آرامش
مثل این که چارهای نداشتیم جز این که مهمان کسی شویم که حتی یک بار هم ندیده بودیمش. تنها به گواه یک عکس و یک صفحهٔ وب شخصی و چند مقاله میدانستیم میزبانمان هموطنی است مسلمان؛ همین و بس. کجایی است و از کجا آمده و آمدنش بهر چه بود را نمیدانستیم. القصه چارهای نبود جز دل به دریا زدن در مملکتی غریب. خیلی دلم میخواست اولین شب را در خانهٔ خودم باشم حتی اگر آن خانه هیچ نداشته باشد ولی نشد. از طرفی دیگر شاید این دیدار اجباری برایمان منفعت زیادی میداشت منجمله این که میشد ره صد سالهای را در شبی طی کرد.
فاصلهٔ بین خیابان ۱۲۲ غربی تا خیابان ۱۱۲ غربی کمتر از ۵ دقیقه بود. تاکسی به مقصد رسید. ساختمانی ۱۰-۱۲ طبقه (دقیقاً تعداد طبقات یادم نیست) نبش خیابان برادوی که دیوارهایش قرمز رنگ بودند. وسایل را با کمک راننده از تاکسی پیاده کردیم. از راننده قیمت را پرسیدم. گفت: «خب! میدونی... هممم... یک ایست داشتیم و … هممم... هممم... میشه ۶۳ دلار». حس میکردم اگر بخواهم به زبان ابوهندلهای ایران ترجمه کنم چیزی میشد توی همین مایهها: «قابل نداره. باشه حالا. بیتعارف. جون داداش. پیش خودت بمونه. قابلدار نیست. میشه ۱۰ تومن». شنیده بودم خوب است برای رانندهها پول انعام یا به قول خودشان تیپ هم بپردازیم ولی در حد شنیدن ماند. اسکناس ۱۰۰ دلاری را به راننده دادم. رفت روی صندلیاش نشست و از توی داشبورد بقیهٔ پول را پس داد. من هم حرفی از انعام نزدم.
همسرم زنگ در خانه را زد. در را باز کردند. همسرم به طبقهٔ نهم ساختمان رفت تا قبل از هر چیزی با صاحب خانه سلام و علیکی داشته باشد. من هم توی پیادهرو منتظر بودم تا صدایم کند. همسرم آمد پایین و گفت وارد شوم. از در اول ساختمان که رد شدم درِ دومی وجود داشت که بیشترش شیشهای بود. از آن طرف شیشه، نگهبان ساختمان را میدیدم که روی میزش نشسته است. در به رویم باز بود ولی معلوم بود که در یا با کلید باز میشود یا با وارد کردن رمز ورود به صفحهکلید کنار در. نگهبان خانمی سیاهپوست با لباس فرم سرمهای و جثهای به نسبت بزرگ بود. تا مرا دید با خندهای انگار داشت خوشآمد گفت. آسانسور در سمت چپ صندلی نگهبان قرار داشت. سوار آسانسور شدم و به طبقهٔ نهم رفتم. از آسانسور که پیاده شدم از راهروی تنگ ساختمان با دیوارهای کرمیرنگ با عبور از راهرو و دو سه گردش به راست و چپ پشت سر هم به منزل میزبان رسیدم. در نیمهباز بود. ورودی خانه راهرویی تنگ و کوتاه به اندازهٔ کمتر از دو متر و در انتهای آن هال بود که با پارکت چوبی پوشیده شده بود. وسط هال فرش ابریشمی فیروزهایرنگ سهمتری چشم را نوازش میکرد. چمدانها را در همان راهرو گذاشتم. از فرش وسط هال معلوم بود که اینجا رنگ و بوی زندگی ایرانی وجود دارد. کفش را درآوردم و به سمت مبلی که روبروی در خانه قرار داشت رفتم و نشستم. آفتاب بیجانی از سمت رودخانهای که از پنجرههای پشت مبل معلوم بود بر روی عسلی جلوی مبل میبارید. روی عسلی شیشهای جلوی مبل سبد میوه قرار داشت و روی در و دیوار، تابلوهای زینتی ایرانی مثل «و ان یکاد». مبلها پشت به پنجره قرار داده شده بودند و منظرهٔ رودخانهٔ هادسن (غرب منهتن) از پنجره دیده میشد.
صاحبخانه برایمان چای آورد. سر صحبت باز شد. از دانشکده و استادم پرسید و این که قبل از این کجا درس خواندهام. خودش و همسرش از دانشجویان سابق شریف بودند که البته همسرش بعد از فارغالتحصیلی از امآیتی و کار در مایکروسافت، کارمند گوگل در نیویورک شده بود. در وصفشان همین بس که مهماننوازیشان هم بوی ایرانی بودن میداد و هم بوی مسلمانی.
#ادامه
#ادامه
آن شب، تجربهٔ جالبی برایمان بود. در مورد قوانین دانشگاه، نحوهٔ باز کردن حساب بانکی، نحوهٔ اخذ واحد و بهترین راه خرید در امریکا تجربههایی را شنیدم که هر کدامش شاید به قیمت هفتهها زندگی در امریکا ارزش داشت. گفتند که دانشگاه سیاستی دارد که خرج و مخارجش را با تجارتهایی مثل اجاره دادن املاکش درمیآورد تا به خاطر پول، مسائل علمی را از نظر کیفی دچار خدشه نکند. خانهٔ آنها هم اجارهٔ دانشگاه بود. خانهای یکخوابه با امکانات (یخچال، گاز و مبلمان و کولر و معاف از پرداخت هزینهٔ آب و برق و گاز) که ماهانه حدوداً ۱۸۰۰ دلار اجارهاش میشد. برای منی که حقوقم ۳۰۰۰ دلار در ماه بود که بعد از کسر مالیات ۲۴۰۰ دلار میشد عددی بسیار بالا بود. البته شنیده بودم که این قیمتها هم واقعی نیستند و در خارج از محدودهٔ دانشگاه خانههای همین منطقه خیلی گرانتر اجاره داده میشوند. میگفتند که برخلاف عمده دانشگاههای معروف آمریکا، کلمبیا از نظر وسعت خیلی کوچکتر و فشردهتر است که دلیل اصلیاش هم گران بودن زمین در منهتن است. کلمبیا دانشگاهی خصوصی است که برای هر سِنت از خرج و مخارجش باید برنامه داشته باشد. حرف جالب دیگرشان این بود که خود مردم امریکا عمدتاً علاقهای به تحصیلات تکمیلی ندارند چون دانشجویان تحصیلات تکمیلی در امریکا جزء کمدرآمدترین افراد هستند و در عین حال درس خواندن در مقاطع بالا جزء پرزحمتترین کارهاست آن هم در بهترین سالهای جوانی.
در مورد مردم نیویورک و شهر نیویورک هم حرفشان این بود که برخلاف چیزهایی که در مورد خوب بودن (یا به قول خودشان نایس بودن) امریکاییها شنیدهایم این مطلب در مورد مردم نیویورک اصلاً درست نیست. اگر دیدید توی مترو پیرزن و پیرمردی ایستاده و کسی به او جا نمیدهد تعجب نکنید. اگر دیدید ملت به حق هم احترام نمیگذارند تعجب نکنید. شهر هم دستکمی از مردمش ندارد. اگر خیابانهای کثیف دیدید، اگر در ایستگاه مترو موش دیدید یا بوی تعفن به مشامتان رسید زیاد تعجب نکنید. شبها به پارکها نروید که پر از آدمهای لاابالی است. فکر میکردم این کابوس قشنگ که از قضا نامش نیویورک است چقدر دیدن دارد.
آخرهای شب چشمانم داشت آفتابمهتاب میدید. یکی از مبلها در واقع تختمبل بود. با اندکی تغییر تبدیل به یک تختخواب شد. روی همان مبل خوابیدیم و شبمان را صبح کردیم.
محمد صادق رسولی، ۹۱/۱۰/۲۳
برگرفته شده از delsharm.blog.ir
به ما بپیوندید👈👈👈👈
#تبلیغ_بین_المللی_اسلام
💠 @Allah4all
آن شب، تجربهٔ جالبی برایمان بود. در مورد قوانین دانشگاه، نحوهٔ باز کردن حساب بانکی، نحوهٔ اخذ واحد و بهترین راه خرید در امریکا تجربههایی را شنیدم که هر کدامش شاید به قیمت هفتهها زندگی در امریکا ارزش داشت. گفتند که دانشگاه سیاستی دارد که خرج و مخارجش را با تجارتهایی مثل اجاره دادن املاکش درمیآورد تا به خاطر پول، مسائل علمی را از نظر کیفی دچار خدشه نکند. خانهٔ آنها هم اجارهٔ دانشگاه بود. خانهای یکخوابه با امکانات (یخچال، گاز و مبلمان و کولر و معاف از پرداخت هزینهٔ آب و برق و گاز) که ماهانه حدوداً ۱۸۰۰ دلار اجارهاش میشد. برای منی که حقوقم ۳۰۰۰ دلار در ماه بود که بعد از کسر مالیات ۲۴۰۰ دلار میشد عددی بسیار بالا بود. البته شنیده بودم که این قیمتها هم واقعی نیستند و در خارج از محدودهٔ دانشگاه خانههای همین منطقه خیلی گرانتر اجاره داده میشوند. میگفتند که برخلاف عمده دانشگاههای معروف آمریکا، کلمبیا از نظر وسعت خیلی کوچکتر و فشردهتر است که دلیل اصلیاش هم گران بودن زمین در منهتن است. کلمبیا دانشگاهی خصوصی است که برای هر سِنت از خرج و مخارجش باید برنامه داشته باشد. حرف جالب دیگرشان این بود که خود مردم امریکا عمدتاً علاقهای به تحصیلات تکمیلی ندارند چون دانشجویان تحصیلات تکمیلی در امریکا جزء کمدرآمدترین افراد هستند و در عین حال درس خواندن در مقاطع بالا جزء پرزحمتترین کارهاست آن هم در بهترین سالهای جوانی.
در مورد مردم نیویورک و شهر نیویورک هم حرفشان این بود که برخلاف چیزهایی که در مورد خوب بودن (یا به قول خودشان نایس بودن) امریکاییها شنیدهایم این مطلب در مورد مردم نیویورک اصلاً درست نیست. اگر دیدید توی مترو پیرزن و پیرمردی ایستاده و کسی به او جا نمیدهد تعجب نکنید. اگر دیدید ملت به حق هم احترام نمیگذارند تعجب نکنید. شهر هم دستکمی از مردمش ندارد. اگر خیابانهای کثیف دیدید، اگر در ایستگاه مترو موش دیدید یا بوی تعفن به مشامتان رسید زیاد تعجب نکنید. شبها به پارکها نروید که پر از آدمهای لاابالی است. فکر میکردم این کابوس قشنگ که از قضا نامش نیویورک است چقدر دیدن دارد.
آخرهای شب چشمانم داشت آفتابمهتاب میدید. یکی از مبلها در واقع تختمبل بود. با اندکی تغییر تبدیل به یک تختخواب شد. روی همان مبل خوابیدیم و شبمان را صبح کردیم.
محمد صادق رسولی، ۹۱/۱۰/۲۳
برگرفته شده از delsharm.blog.ir
به ما بپیوندید👈👈👈👈
#تبلیغ_بین_المللی_اسلام
💠 @Allah4all
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کلیپ بسیار زیبای #أبناء_الشمس (فرزندان خورشید)
تولید:مؤسسه #میم
صاحب امتیاز:مؤسسه #مأوا
خواننده: محمد صفی الدین
#لبنان
به ما بپیوندید👈👈👈👈
#تبلیغ_بین_المللی_اسلام
💠 @Allah4all
💠 @moodkerbes
تولید:مؤسسه #میم
صاحب امتیاز:مؤسسه #مأوا
خواننده: محمد صفی الدین
#لبنان
به ما بپیوندید👈👈👈👈
#تبلیغ_بین_المللی_اسلام
💠 @Allah4all
💠 @moodkerbes
#خاطرات
#مردی_از_جنس_یخ (11)
#نماز_جمعه
امروز رفته بودم با عبدالرحمن درباره کارای تحقیقاتی صحبت کنیم. انصافا پسر خوبیه عبدالرحمن و بهم کمک میکنه. خیلی هم شیرین می خنده! نزدیک ساعت 3 گفت من نماز جمعه ساعت 2 رو از دست دادم. تو اینجا باش من برم نماز جمعه ساعت 3 رو برسم. گفتم واسا با هم بریم(هم کنجکاو بودم و هم این که می خواستم بیشتر صمیمی بشیم). مسیر رو طی کردیم و بعد از وضو وارد نماز خونه شدیم.
خدای من! بیش تر از 70 نفر در نماز جمعه شرکت داشتن.اتاق پر پر بود. با توجه به نوبت ساعت 2 یعنی حدود 150 نفر نماز جمعه می خونن. خب برا دانشگاهی که 2-3 هزار مسلمان داره خیلی خوبه 5-6 % جمعیت مسلمان نماز جمعه بخونن. مگه تو ایران چند درصد نماز جمعه می خونن. راستی فقط یه دختر بود که خب فکر کنم بدونین که اهل سنت نماز جمعه رو برا زن جایز نمی دونن. اون دخنر هم سنی بود حالا نمی دونم رو چه حسابی اومده بود نماز جمعه!! یکی از دانشجوها بعنوان امام جمعه در حال ایراد خطبه بود. خطبه خیلی سطحی بود این که مسلمان از مرگ نمی ترسه چون بعدش قراره با خدا ملاقات کنه. در حد کتب دینی دبیرستان شایدم راهنمایی. تو بین نماز هم نقل قولی از غزالی کرد و گفت امام غزالی(رحمه الله).مردی که منشا بسیاری از مشکلات می دونمش از جمله یکی از عوامل انحطاط تمدن بزرگ اسلامی.خب از چنین نماز جمعه ای بایدم چیزی در نیاد. تو این بین دومین اتفاق غیر منتظره افتاد تو جمع یکی از اساتید سنی دانشکده و یکی از اساتید شیعه ایرانی رو دیدم که تو نماز جمعه شرکت داشتن. با توجه به این که برنامه دانشجویی بود خیلی خوبه که اساتید هم شرکت می کردن. بعد از خطبه ها نماز رو خوندن. خوشبختانه بر خلاف حرمین سوره سجده دار هم نخوندن و سوره جمعه و اعلی رو خوندن. طبق معمول آمین نماز جلب توجه می کرد. بعد از نماز عبدالرحمن گفت واسا من بقیه نمازم رو بخونم(نفهمیدم منظورش چیه آخه سنی ها که 5 وقته نماز می خونن. یعنی دو رکعت نماز ظهر رو می گفت که نسبت به نماز جمعه بیشتره.) گفتم بخون خودم هم مشغول شدم و تو این فاصله نماز ظهر و عصر رو خوندم. بعد از نماز عبدالرحمن یکی از دوستاش رو معرفی کرد و گفت این ادی هست. گفتم چی؟ گفت ادیل و کمی توضیح داد و فهمیدم منظورش عادل هست. گفت عادل یعنی بر پا کننده عدالت. گفتم می دونستی از صفات خداست. گفت آره. من هم فرصت رو فراهم دیدم گفتم یادته بهم گفتی بهت نگم رحمن چون رحمن اسم خداست. خب عادل هم همین طوره هر دو صفت خدا هست. ایرانی ها هم وقتی اسم بچه رو میذارن رحمن منظورشون این نیست اسم خدا رو بذارن رو انسان. به همون دلیل که شما اسم عادل میذارین ما رحمن و رحیم هم میذاریم. گفت نه خدا 99 اسم داره که رحمن جز اون هاست و اون 99 اسم فیکس هستن. گفتم ببین خدا یه اسم بیشتر نداره اون هم الله (تبارک و تعالی) هست. تنها این اسم مختص اوست و جامع صفات و مترادف با ذات اللهی است و بقیه همه صفات هستن. رحمن یعنی مهربان عام. هر موجودی میتونه دارای مراتبی از این صفت باشه. گفت نمی دونم من عربی بلد نیستم باید از یکی پرسید که عربی بلد باشه. احساس کردم تو این اعتقادش دچار تردید شده. بحث رو ادامه ندادم.
حس می کنم اهل سنت بیشتر دین رو بدون تعقل پذیرفتن. بیشتر به صورت ظاهری دین مقید هستن.
سه تایی به همراه عادل برگشتیم دانشکده و بعد جدا شدیم و اومدیم تا ادامه کارامون رو انجام بدیم.
شنبه 24 مهر 1389-08:02 ق.ظ
به ما بپیوندید👈👈👈👈
#تبلیغ_بین_المللی_اسلام
💠 @Allah4all
#مردی_از_جنس_یخ (11)
#نماز_جمعه
امروز رفته بودم با عبدالرحمن درباره کارای تحقیقاتی صحبت کنیم. انصافا پسر خوبیه عبدالرحمن و بهم کمک میکنه. خیلی هم شیرین می خنده! نزدیک ساعت 3 گفت من نماز جمعه ساعت 2 رو از دست دادم. تو اینجا باش من برم نماز جمعه ساعت 3 رو برسم. گفتم واسا با هم بریم(هم کنجکاو بودم و هم این که می خواستم بیشتر صمیمی بشیم). مسیر رو طی کردیم و بعد از وضو وارد نماز خونه شدیم.
خدای من! بیش تر از 70 نفر در نماز جمعه شرکت داشتن.اتاق پر پر بود. با توجه به نوبت ساعت 2 یعنی حدود 150 نفر نماز جمعه می خونن. خب برا دانشگاهی که 2-3 هزار مسلمان داره خیلی خوبه 5-6 % جمعیت مسلمان نماز جمعه بخونن. مگه تو ایران چند درصد نماز جمعه می خونن. راستی فقط یه دختر بود که خب فکر کنم بدونین که اهل سنت نماز جمعه رو برا زن جایز نمی دونن. اون دخنر هم سنی بود حالا نمی دونم رو چه حسابی اومده بود نماز جمعه!! یکی از دانشجوها بعنوان امام جمعه در حال ایراد خطبه بود. خطبه خیلی سطحی بود این که مسلمان از مرگ نمی ترسه چون بعدش قراره با خدا ملاقات کنه. در حد کتب دینی دبیرستان شایدم راهنمایی. تو بین نماز هم نقل قولی از غزالی کرد و گفت امام غزالی(رحمه الله).مردی که منشا بسیاری از مشکلات می دونمش از جمله یکی از عوامل انحطاط تمدن بزرگ اسلامی.خب از چنین نماز جمعه ای بایدم چیزی در نیاد. تو این بین دومین اتفاق غیر منتظره افتاد تو جمع یکی از اساتید سنی دانشکده و یکی از اساتید شیعه ایرانی رو دیدم که تو نماز جمعه شرکت داشتن. با توجه به این که برنامه دانشجویی بود خیلی خوبه که اساتید هم شرکت می کردن. بعد از خطبه ها نماز رو خوندن. خوشبختانه بر خلاف حرمین سوره سجده دار هم نخوندن و سوره جمعه و اعلی رو خوندن. طبق معمول آمین نماز جلب توجه می کرد. بعد از نماز عبدالرحمن گفت واسا من بقیه نمازم رو بخونم(نفهمیدم منظورش چیه آخه سنی ها که 5 وقته نماز می خونن. یعنی دو رکعت نماز ظهر رو می گفت که نسبت به نماز جمعه بیشتره.) گفتم بخون خودم هم مشغول شدم و تو این فاصله نماز ظهر و عصر رو خوندم. بعد از نماز عبدالرحمن یکی از دوستاش رو معرفی کرد و گفت این ادی هست. گفتم چی؟ گفت ادیل و کمی توضیح داد و فهمیدم منظورش عادل هست. گفت عادل یعنی بر پا کننده عدالت. گفتم می دونستی از صفات خداست. گفت آره. من هم فرصت رو فراهم دیدم گفتم یادته بهم گفتی بهت نگم رحمن چون رحمن اسم خداست. خب عادل هم همین طوره هر دو صفت خدا هست. ایرانی ها هم وقتی اسم بچه رو میذارن رحمن منظورشون این نیست اسم خدا رو بذارن رو انسان. به همون دلیل که شما اسم عادل میذارین ما رحمن و رحیم هم میذاریم. گفت نه خدا 99 اسم داره که رحمن جز اون هاست و اون 99 اسم فیکس هستن. گفتم ببین خدا یه اسم بیشتر نداره اون هم الله (تبارک و تعالی) هست. تنها این اسم مختص اوست و جامع صفات و مترادف با ذات اللهی است و بقیه همه صفات هستن. رحمن یعنی مهربان عام. هر موجودی میتونه دارای مراتبی از این صفت باشه. گفت نمی دونم من عربی بلد نیستم باید از یکی پرسید که عربی بلد باشه. احساس کردم تو این اعتقادش دچار تردید شده. بحث رو ادامه ندادم.
حس می کنم اهل سنت بیشتر دین رو بدون تعقل پذیرفتن. بیشتر به صورت ظاهری دین مقید هستن.
سه تایی به همراه عادل برگشتیم دانشکده و بعد جدا شدیم و اومدیم تا ادامه کارامون رو انجام بدیم.
شنبه 24 مهر 1389-08:02 ق.ظ
به ما بپیوندید👈👈👈👈
#تبلیغ_بین_المللی_اسلام
💠 @Allah4all
✳️ امام على عليه السلام:
الشَّرَهُ يُكثِرُ الغَضَبَ.
✳️ امام على عليه السلام:
سيرى ناپذيرى، خشم را زياد مى كند.
به ما بپیوندید👈👈👈👈
#تبلیغ_بین_المللی_اسلام
💠 @Allah4all
@hadisgraph2
الشَّرَهُ يُكثِرُ الغَضَبَ.
✳️ امام على عليه السلام:
سيرى ناپذيرى، خشم را زياد مى كند.
به ما بپیوندید👈👈👈👈
#تبلیغ_بین_المللی_اسلام
💠 @Allah4all
@hadisgraph2
#کانادا_تجربه #۴۰۹
✍ مرضیه ثقفیان / دانشجوی دکتری مدیریت دانشگاه یورک / ساکن ادمونتون
سلام ما رو از ادمونتون در غرب کانادا می شنوید😊
اینجا در ادمونتون خدا توفیق داد که امسال به همراه یه گروه از بچه های داوطلب و اهل دل یه برنامه به مناسبت میلاد پیامبر (ص) برگزار کنیم:
در این برنامه ابتدا ۱۰۰ بسته هدیه رو آماده کردیم که آیتم اصلی هر هدیه یک کبوتر سفالی سفید به نشانه صلح بود و روی کبوتر هم یک حدیث زیبا از پیامبر (ص) درباره مهربانی زده شده بود.
بعد بخشی از این هدایا رو به دوستان، همکاران، همسایگان و خلاصه آشنایان غیرمسلمان خودمون تقدیم کردیم. بخش دیگه رو هم داخل مترو یا در محل دانشگاه آلبرتا بصورت عمومی بین مردم پخش کردیم...
برای خودمون که تجربه بسیار شیرین و دلچسبی بود. استقبال مخاطب هم شکر خدا خوب و مثبت بود، اونقدر که دلگرم شدیم برای بلند کردن نام پیامبر مهربانمون (ص) و سایر معصومین باز هم از ایده هدیه دادن استفاده کنیم
اسم این برنامه رو گذاشتیم: محمد-دی (Muhammad Day)
این شما و این هم یک کلیپ کوتاه از اولین برنامه محمد-دی: 😊
https://telegram.me/CA_Time/1255
به ما بپیوندید👈👈👈👈
#تبلیغ_بین_المللی_اسلام
💠 @Allah4all
💠 @ca_time
✍ مرضیه ثقفیان / دانشجوی دکتری مدیریت دانشگاه یورک / ساکن ادمونتون
سلام ما رو از ادمونتون در غرب کانادا می شنوید😊
اینجا در ادمونتون خدا توفیق داد که امسال به همراه یه گروه از بچه های داوطلب و اهل دل یه برنامه به مناسبت میلاد پیامبر (ص) برگزار کنیم:
در این برنامه ابتدا ۱۰۰ بسته هدیه رو آماده کردیم که آیتم اصلی هر هدیه یک کبوتر سفالی سفید به نشانه صلح بود و روی کبوتر هم یک حدیث زیبا از پیامبر (ص) درباره مهربانی زده شده بود.
بعد بخشی از این هدایا رو به دوستان، همکاران، همسایگان و خلاصه آشنایان غیرمسلمان خودمون تقدیم کردیم. بخش دیگه رو هم داخل مترو یا در محل دانشگاه آلبرتا بصورت عمومی بین مردم پخش کردیم...
برای خودمون که تجربه بسیار شیرین و دلچسبی بود. استقبال مخاطب هم شکر خدا خوب و مثبت بود، اونقدر که دلگرم شدیم برای بلند کردن نام پیامبر مهربانمون (ص) و سایر معصومین باز هم از ایده هدیه دادن استفاده کنیم
اسم این برنامه رو گذاشتیم: محمد-دی (Muhammad Day)
این شما و این هم یک کلیپ کوتاه از اولین برنامه محمد-دی: 😊
https://telegram.me/CA_Time/1255
به ما بپیوندید👈👈👈👈
#تبلیغ_بین_المللی_اسلام
💠 @Allah4all
💠 @ca_time
Telegram
ساعت به وقت تورنتو
محمد-دی / در ادمونتون
▫️ ▪️ ▫️ ▫️ ▫️ ▫️ ▫️ ▫️ ▫️
کانادا 🇨🇦 تجربه های چند دانشجوی ایرانی🇮🇷
🆔 @ca_time
▫️ ▪️ ▫️ ▫️ ▫️ ▫️ ▫️ ▫️ ▫️
کانادا 🇨🇦 تجربه های چند دانشجوی ایرانی🇮🇷
🆔 @ca_time
باسمه تعالی
🎄🌺🌺🌺 #بسته_ویژه 🎄♥️🎄♥️🎄#کریسمس 🌺🌺🌺🎄
این بسته شامل عناوین زیر می باشد: 👇👇👇👇
✳️🔹 #اینفوگرافی:
جمع بندی مباحث طرح شده در قرآن کریم پیرامون #حضرت_مسیح علیه السلام
✳️ 🔹#موضوعات:
۱- تولد عیسی ع ۲- سرنوشت عیسی ع ۳- عیسی ع و پیامبران دیگر ۴- عبد بودن عیسی ع و....
✳️🔹 #زبان_های:
#فارسی انگلیسی #اسپانیولی فرانسه #روسی ژاپنی
https://telegram.me/farhangi_2/356 (فایل فارسی)
✅#تذکر: جهت #دانلود_فایل به سایر زبان ها به کانال (@farhangi_2) مراجعه نمایید.
به ما بپیوندید👈👈👈👈
#تبلیغ_بین_المللی_اسلام
💠 @Allah4all
🎄🌺🌺🌺 #بسته_ویژه 🎄♥️🎄♥️🎄#کریسمس 🌺🌺🌺🎄
این بسته شامل عناوین زیر می باشد: 👇👇👇👇
✳️🔹 #اینفوگرافی:
جمع بندی مباحث طرح شده در قرآن کریم پیرامون #حضرت_مسیح علیه السلام
✳️ 🔹#موضوعات:
۱- تولد عیسی ع ۲- سرنوشت عیسی ع ۳- عیسی ع و پیامبران دیگر ۴- عبد بودن عیسی ع و....
✳️🔹 #زبان_های:
#فارسی انگلیسی #اسپانیولی فرانسه #روسی ژاپنی
https://telegram.me/farhangi_2/356 (فایل فارسی)
✅#تذکر: جهت #دانلود_فایل به سایر زبان ها به کانال (@farhangi_2) مراجعه نمایید.
به ما بپیوندید👈👈👈👈
#تبلیغ_بین_المللی_اسلام
💠 @Allah4all
🔅دعوت به همکاری🔅
برای کسب اطلاعات بیشتر به آیدی زیر مراجعه نمایید:
@shahid_ali
به ما بپیوندید👈👈👈👈
#تبلیغ_بین_المللی_اسلام
💠 @Allah4all
برای کسب اطلاعات بیشتر به آیدی زیر مراجعه نمایید:
@shahid_ali
به ما بپیوندید👈👈👈👈
#تبلیغ_بین_المللی_اسلام
💠 @Allah4all
شماره جدید مجله اشپیگل
مسیح مسلمان؛ مسیح فرزند خدا!
چه چیزی اسلام و مسیحیت را پیوند می دهد و یا از هم جدا می کند؟
به ما بپیوندید👈👈👈👈
#تبلیغ_بین_المللی_اسلام
💠 @Allah4all
💠 @dachstudien
مسیح مسلمان؛ مسیح فرزند خدا!
چه چیزی اسلام و مسیحیت را پیوند می دهد و یا از هم جدا می کند؟
به ما بپیوندید👈👈👈👈
#تبلیغ_بین_المللی_اسلام
💠 @Allah4all
💠 @dachstudien
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
داستان یک خانم مسلمان آمریکایی که برای زندگی به ایران آمد اما برخورد و رفتار برخی که به اسم مسلمان بودند، باعث برگشتش به آمریکا شد.
قسمت ۵ از ۵: بازگشت به آمریکا ...
💠 @Allah4all
💠 @K1inUSA
قسمت ۵ از ۵: بازگشت به آمریکا ...
💠 @Allah4all
💠 @K1inUSA
نماز خواندن در مسافرت های هوایی آمریکا
۱- باید بلیط هواپیما را بصورتی تهیه کنید که در پروازهای بین راهی فرصت کافی برای نماز خواندن باشد.
۲- ساعت اذان را در فرودگاه بین مسیر با استفاده سایت azangoo.com چک کنید.
۳- در اینترنت آدرس گیتی که نماز خانه یا چپل در اونجا هست را پیدا کنید. کافی هست اسم فرودگاه را همراه با کلماتی مثل chaple یا prayer room جستجو کنید. مثلا:
Atlanta airport prayer room
۴- در هنگام پیاده شدن به گیت مربوطه رفته و اتاق عبادت را پیدا کنید.
۵- و نهایتا یک جانماز از چپل بردارید و علامت قبله رو یک جایی رو در و دیوار پیدا کنید و نماز بخوانید.
به ما بپیوندید👈👈👈👈
#تبلیغ_بین_المللی_اسلام
💠 @Allah4all
💠 @americansystem
https://t.me/americansystemgallery/48
۱- باید بلیط هواپیما را بصورتی تهیه کنید که در پروازهای بین راهی فرصت کافی برای نماز خواندن باشد.
۲- ساعت اذان را در فرودگاه بین مسیر با استفاده سایت azangoo.com چک کنید.
۳- در اینترنت آدرس گیتی که نماز خانه یا چپل در اونجا هست را پیدا کنید. کافی هست اسم فرودگاه را همراه با کلماتی مثل chaple یا prayer room جستجو کنید. مثلا:
Atlanta airport prayer room
۴- در هنگام پیاده شدن به گیت مربوطه رفته و اتاق عبادت را پیدا کنید.
۵- و نهایتا یک جانماز از چپل بردارید و علامت قبله رو یک جایی رو در و دیوار پیدا کنید و نماز بخوانید.
به ما بپیوندید👈👈👈👈
#تبلیغ_بین_المللی_اسلام
💠 @Allah4all
💠 @americansystem
https://t.me/americansystemgallery/48
Telegram
Gallery
Respect the elderly and be kind to the children. Imam Sadeq (AS)
🌍 salamislam.com
به ما بپیوندید👈👈👈👈
#تبلیغ_بین_المللی_اسلام
💠 @Allah4all
💠 @salamislam4all
🌍 salamislam.com
به ما بپیوندید👈👈👈👈
#تبلیغ_بین_المللی_اسلام
💠 @Allah4all
💠 @salamislam4all
⭕️ زندگی زاهدانه مرجعی عالی مقام . . .
🎙 استاد حجت الاسلام و المسلمین حسین انصاریان از زیارت حضرت آیت الله سیستانی مدظله نقل می کند:
💠 خدمت آيت الله العظمی سيستانی در نجف رفتم. دلم می خواست ببينم زندگی ايشان که #پول_شيعه برايش می آيد، چگونه است؟!
👈🏻 شيعيان هند، خواجه های هندی در آفريقای جنوبی که ثروتمندترين مردم کره زمين هستند، و بخشی از شيعيان پاکستان، هند، ايران و عراق، پول خمس خود را به ايشان می دهند.
🔸اولين بار بود که ايشان را می ديدم. کوچه ای که منزل ايشان در آن بود، کوچه ای برای ۴۰۰ ـ ۵۰۰ سال پيش نجف بود. خانه ايشان هم چند پله داشت كه از کوچه پايين تر می رفت!
🔹خانه ای بود با چهار گليم و فرش کهنه در اتاق. سران کشورها همان جا خدمت ايشان می آمدند و يک صندلی هم نبود که يک رئيس جمهور يا نخست وزير بنشيند، همه بايد روی گليم پاره ها بنشينند.
- ما هم روی گليمی نشستيم. به ايشان عرض کردم: من هيچ نياز مالی ندارم. سالی ۴۰ ـ ۵۰ ميليون تومان مقلدين شما به من می دهند.
🔸گفتم: بنده هم اهل خمس دادن هستم. اول خيال ايشان را راحت کردم که هديه ای به من ندهند. گفتم: من از شما يک درخواست دارم. فرمود: بگو، گفتم:
- درخواستم اين است که اجازه دهيد برای شما روضه بخوانم، گفتند: دلم خيلی گرفته است. ده سال حرم امام علی (علیه السلام) را نديده ام، روضه بخوانيد!
🔹من هم روضه را شروع كردم، ايشان چنان ضجّه می زد و گريه می كرد كه جلوی لباس ايشان از گريه زياد، خيس شد. بعد گفتند ۴۰ سال است در اين خانه هستم؛ مثل چنين روزی برايم پيش نيامد.
🔸بعد صحبت ما شد، نگاهی به من کردند و فرمودند: می دانی از تمام کره زمين برای من پول می آيد. گفتم: می دانم. گفتند: به اين اميرالمؤمنين #يک_ريال آن در خانه من نمی آيد!
🔹من از اين پول يک دانه نان نمی خرم؛ چون در قيامت، طاقت جوابش را ندارم. اما هزينه زندگی من و زن و بچه ام از نذورات مردم است.
🔸آنان مشکلی دارند، می گويند: خدايا ۱۰۰ هزار تومان نذر می كنيم به ايشان بدهيم، مشکل ما حل بشود. نذرهايی که برای من می آورند از زندگی ماهيانه اضافه می آيد.
- لباس که هر چهار يا پنج سال يک بار می خرم. خوراک ما هم که خوراک معمولی است؛ به اندازه ای که در قيامت به من نگويند در دنيای تشيع کسانی بودند از اين غذا نداشتند!
👈🏻 من به اندازه ای که فقرا می خورند، می خورم. پول های اضافه را هم جمع می کنم، ماه به ماه چهار پنج نفر را استخدام کرده ام:
- پول های نذری را می دهم به آن ها که برای همه #فقهای_شيعه که از دنيا رفته اند در حرم اميرالمؤمنين (علیه السلام) قرآن بخوانند.
📎 به نقل از پایگاه اینترنتی استاد شیخ حسین انصاریان، کد مطلب ۶۲۸۱۸.
https://telegram.me/shodan313/122
به ما بپیوندید👈👈👈👈
#تبلیغ_بین_المللی_اسلام
💠 @Allah4all
💠 @sistani_fa
🎙 استاد حجت الاسلام و المسلمین حسین انصاریان از زیارت حضرت آیت الله سیستانی مدظله نقل می کند:
💠 خدمت آيت الله العظمی سيستانی در نجف رفتم. دلم می خواست ببينم زندگی ايشان که #پول_شيعه برايش می آيد، چگونه است؟!
👈🏻 شيعيان هند، خواجه های هندی در آفريقای جنوبی که ثروتمندترين مردم کره زمين هستند، و بخشی از شيعيان پاکستان، هند، ايران و عراق، پول خمس خود را به ايشان می دهند.
🔸اولين بار بود که ايشان را می ديدم. کوچه ای که منزل ايشان در آن بود، کوچه ای برای ۴۰۰ ـ ۵۰۰ سال پيش نجف بود. خانه ايشان هم چند پله داشت كه از کوچه پايين تر می رفت!
🔹خانه ای بود با چهار گليم و فرش کهنه در اتاق. سران کشورها همان جا خدمت ايشان می آمدند و يک صندلی هم نبود که يک رئيس جمهور يا نخست وزير بنشيند، همه بايد روی گليم پاره ها بنشينند.
- ما هم روی گليمی نشستيم. به ايشان عرض کردم: من هيچ نياز مالی ندارم. سالی ۴۰ ـ ۵۰ ميليون تومان مقلدين شما به من می دهند.
🔸گفتم: بنده هم اهل خمس دادن هستم. اول خيال ايشان را راحت کردم که هديه ای به من ندهند. گفتم: من از شما يک درخواست دارم. فرمود: بگو، گفتم:
- درخواستم اين است که اجازه دهيد برای شما روضه بخوانم، گفتند: دلم خيلی گرفته است. ده سال حرم امام علی (علیه السلام) را نديده ام، روضه بخوانيد!
🔹من هم روضه را شروع كردم، ايشان چنان ضجّه می زد و گريه می كرد كه جلوی لباس ايشان از گريه زياد، خيس شد. بعد گفتند ۴۰ سال است در اين خانه هستم؛ مثل چنين روزی برايم پيش نيامد.
🔸بعد صحبت ما شد، نگاهی به من کردند و فرمودند: می دانی از تمام کره زمين برای من پول می آيد. گفتم: می دانم. گفتند: به اين اميرالمؤمنين #يک_ريال آن در خانه من نمی آيد!
🔹من از اين پول يک دانه نان نمی خرم؛ چون در قيامت، طاقت جوابش را ندارم. اما هزينه زندگی من و زن و بچه ام از نذورات مردم است.
🔸آنان مشکلی دارند، می گويند: خدايا ۱۰۰ هزار تومان نذر می كنيم به ايشان بدهيم، مشکل ما حل بشود. نذرهايی که برای من می آورند از زندگی ماهيانه اضافه می آيد.
- لباس که هر چهار يا پنج سال يک بار می خرم. خوراک ما هم که خوراک معمولی است؛ به اندازه ای که در قيامت به من نگويند در دنيای تشيع کسانی بودند از اين غذا نداشتند!
👈🏻 من به اندازه ای که فقرا می خورند، می خورم. پول های اضافه را هم جمع می کنم، ماه به ماه چهار پنج نفر را استخدام کرده ام:
- پول های نذری را می دهم به آن ها که برای همه #فقهای_شيعه که از دنيا رفته اند در حرم اميرالمؤمنين (علیه السلام) قرآن بخوانند.
📎 به نقل از پایگاه اینترنتی استاد شیخ حسین انصاریان، کد مطلب ۶۲۸۱۸.
https://telegram.me/shodan313/122
به ما بپیوندید👈👈👈👈
#تبلیغ_بین_المللی_اسلام
💠 @Allah4all
💠 @sistani_fa
چهل سال پیش از این
بیست و دوم دسامبر 1977
در چنین روز و ساعاتی...
#امام_موسی_صدر با قرائت #نامه ای از تلویزیون لبنان به مناسبت
#تقارن_عاشورا_و_کریسمس! مردم #لبنان را شگفت زده کردند!
متن فارسی این نامه را می توانید در کتاب سفر شهادت پیدا کنید.
فیلم قرائت این نامه را با زیر نویس فارسی ببینید.
منبع: وبلاگ رجعت صدر
https://telegram.me/shodan313/123
به ما بپیوندید👈👈👈👈
#تبلیغ_بین_المللی_اسلام
💠 @Allah4all
💠 @moodkerbesinfo
بیست و دوم دسامبر 1977
در چنین روز و ساعاتی...
#امام_موسی_صدر با قرائت #نامه ای از تلویزیون لبنان به مناسبت
#تقارن_عاشورا_و_کریسمس! مردم #لبنان را شگفت زده کردند!
متن فارسی این نامه را می توانید در کتاب سفر شهادت پیدا کنید.
فیلم قرائت این نامه را با زیر نویس فارسی ببینید.
منبع: وبلاگ رجعت صدر
https://telegram.me/shodan313/123
به ما بپیوندید👈👈👈👈
#تبلیغ_بین_المللی_اسلام
💠 @Allah4all
💠 @moodkerbesinfo
فعالیت #تربیتی برای کودکان و نوجوانان در عرصه #بین_الملل
راهی مهم و اثر گذار
#تانزانیا
تلاش های شیخ میثم
به ما بپیوندید👈👈👈👈
#تبلیغ_بین_المللی_اسلام
💠 @Allah4all
💠 @amoozesh_beynoolmellal
راهی مهم و اثر گذار
#تانزانیا
تلاش های شیخ میثم
به ما بپیوندید👈👈👈👈
#تبلیغ_بین_المللی_اسلام
💠 @Allah4all
💠 @amoozesh_beynoolmellal
#چهل_حدیث_خوانی
#جمعی_از_دانشجویان
#فرانسه
حدیث اول: جهاد با نفس - ضبط خیال
بدان که اوّل شرط از برای مجاهد در این مقام و مقامات دیگر، که می تواند منشأ غلبه بر شیطان و جنودش شود، حفظ طائر خیال است. چون که این خیال مرغی است بس پرواز کن که در هر آنی به شاخی خود را می آویزد، و این موجب بسی از بدبختیهاست. و خیال یکی از دستاویزهای شیطان است که انسان را به واسطه آن بیچاره کرده به شقاوت دعوت میکند.
انسان مجاهد که در صدد اصلاح خود برآمده و میخواهد باطن را صفایی دهد و از جنود ابلیس آن را خالی کند، باید زمام خیال را در دست گیرد و نگذارد هر جا میخواهد پرواز کند، و مانع شود از اینکه خیالهای فاسد باطل برای او پیش آید، از قبیل خیال معاصی و شیطنت، همیشه خیال خود را متوجه امور شریفه کند. و این اگر چه در اوّل امر قدری مشکل به نظر می رسد و شیطان و جنودش آن را به نظر بزرگ جلوه میدهند، ولی با قدری مراقبت و مواظبت امر سهل میشود. ممکن است، برای تجربه، تو نیز چندی در صدد جمع خیال باشی و مواظبت کامل از آن کنی: هر وقت میخواهد متوجه امر پستی و خسیسی شود، آن را منصرف کنی و متوجه کنی به امور دیگر، از قبیل مباحات یا امور راجحه شریفه.
[...] و ای عزیز، از خدای تبارک و تعالی در هر آن استعانت بجوی و استغاثه کن در درگاه معبود خود، و با عجز و الحاح عرض کن: بار الها، شیطان دشمن بزرگی است که طمع بر انبیا و اولیاء بزرگ تو داشته و دارد، تو خودت با این بنده ضعیف گرفتار امانی و اوهام باطله و خیالات و خرافات عاطله همراهی کن که بتواند از عهده این دشمن قوی برآید، و در این میدان جنگ با این دشمن قوی که سعادت و انسانیت مرا تهدید میکند تو خودت با من همراهی فرما که بتوانم جنود او را از مملکت خاص تو خارج کنم و دست این غاصب را از خانه مختص به تو کوتاه نمایم.
جملاتی از کتاب شرح #چهل_حدیث ، حدیث اول: جهاد با نفس - ضبط خیال
میتوانید این فصل را به طور کامل در اینجا مطالعه کنید: https://goo.gl/6TLnSb
#خلاصه_کتاب
به ما بپیوندید👈👈👈👈
#تبلیغ_بین_المللی_اسلام
💠 @Allah4all
💠 @MojtabaInFrance
#جمعی_از_دانشجویان
#فرانسه
حدیث اول: جهاد با نفس - ضبط خیال
بدان که اوّل شرط از برای مجاهد در این مقام و مقامات دیگر، که می تواند منشأ غلبه بر شیطان و جنودش شود، حفظ طائر خیال است. چون که این خیال مرغی است بس پرواز کن که در هر آنی به شاخی خود را می آویزد، و این موجب بسی از بدبختیهاست. و خیال یکی از دستاویزهای شیطان است که انسان را به واسطه آن بیچاره کرده به شقاوت دعوت میکند.
انسان مجاهد که در صدد اصلاح خود برآمده و میخواهد باطن را صفایی دهد و از جنود ابلیس آن را خالی کند، باید زمام خیال را در دست گیرد و نگذارد هر جا میخواهد پرواز کند، و مانع شود از اینکه خیالهای فاسد باطل برای او پیش آید، از قبیل خیال معاصی و شیطنت، همیشه خیال خود را متوجه امور شریفه کند. و این اگر چه در اوّل امر قدری مشکل به نظر می رسد و شیطان و جنودش آن را به نظر بزرگ جلوه میدهند، ولی با قدری مراقبت و مواظبت امر سهل میشود. ممکن است، برای تجربه، تو نیز چندی در صدد جمع خیال باشی و مواظبت کامل از آن کنی: هر وقت میخواهد متوجه امر پستی و خسیسی شود، آن را منصرف کنی و متوجه کنی به امور دیگر، از قبیل مباحات یا امور راجحه شریفه.
[...] و ای عزیز، از خدای تبارک و تعالی در هر آن استعانت بجوی و استغاثه کن در درگاه معبود خود، و با عجز و الحاح عرض کن: بار الها، شیطان دشمن بزرگی است که طمع بر انبیا و اولیاء بزرگ تو داشته و دارد، تو خودت با این بنده ضعیف گرفتار امانی و اوهام باطله و خیالات و خرافات عاطله همراهی کن که بتواند از عهده این دشمن قوی برآید، و در این میدان جنگ با این دشمن قوی که سعادت و انسانیت مرا تهدید میکند تو خودت با من همراهی فرما که بتوانم جنود او را از مملکت خاص تو خارج کنم و دست این غاصب را از خانه مختص به تو کوتاه نمایم.
جملاتی از کتاب شرح #چهل_حدیث ، حدیث اول: جهاد با نفس - ضبط خیال
میتوانید این فصل را به طور کامل در اینجا مطالعه کنید: https://goo.gl/6TLnSb
#خلاصه_کتاب
به ما بپیوندید👈👈👈👈
#تبلیغ_بین_المللی_اسلام
💠 @Allah4all
💠 @MojtabaInFrance
www.imam-khomeini.ir
فصل در بیان ضبط خیال است
کتاب - شرح چهل حدیث (اربعین حدیث) - فصل در بیان ضبط خیال است
#پوستر | به مناسبت ميلاد حضرت عیسی مسیح (علیه السلام)
به ما بپیوندید👈👈👈👈
#تبلیغ_بین_المللی_اسلام
💠 @Allah4all
💠 @javedan
www.javedan.ir
به ما بپیوندید👈👈👈👈
#تبلیغ_بین_المللی_اسلام
💠 @Allah4all
💠 @javedan
www.javedan.ir
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#کار_تبلیغاتی موسسه "نصر تی وی" که در رسانه های عربی یک کار دانمارکی معرفی شده،موجب عصبانی وناراحتی شدیدصهیونیستها شده است.
حتما ببینید.خیلی جالبه😂
#تبلیغ_بین_المللی_اسلام
@Allah4all
@PalestineNews
حتما ببینید.خیلی جالبه😂
#تبلیغ_بین_المللی_اسلام
@Allah4all
@PalestineNews
📌 Muslim Pro: Times Quran v8.2.1
✍ #اپلیکیشن_جامع برای #مسلمانان شامل قرآن، اذان، قبله نما و...
دانلود از لینک روبرو 👈👈👈
https://telegram.me/Allah4all/701
به ما بپیوندید👈👈👈👈
💠 @Allah4all
✍ #اپلیکیشن_جامع برای #مسلمانان شامل قرآن، اذان، قبله نما و...
دانلود از لینک روبرو 👈👈👈
https://telegram.me/Allah4all/701
به ما بپیوندید👈👈👈👈
💠 @Allah4all