🍎 فراتر از روان 🍏
143 subscribers
138 photos
64 videos
3 files
307 links
حرفهایی هست که نه در علم و نه در روان نمی گنجد ,,,

#محمدرضا_مهدوی
#روانپژوهشگر



https://telegram.me/Beyond_the_psyche
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
علوم غریبه از زبان مرحوم آیت الله مرعشی نجفی ......


حرفهایی هست که نه در علم و نه در روان نمی گنجد ,,,

#محمدرضا_مهدوی
#روانپژوهشگر



https://telegram.me/Beyond_the_psyche
«Balkan Erotic Epic»
«حماسه (یا حماسه‌ی) تنانه بالکان»




درباره «Balkan Erotic Epic»

این اثر جدیدی است از مارینا آبراموویچ که به عنوان یک کنش یا پرفورمنس بزرگ و چندساعته (حدود ۴ ساعت) طراحی شده است.

در این کار، آبراموویچ به اساطیر باستانی، آیین‌های محلی، باورهای فرهنگی و سنت‌های منطقه بالکان می‌پردازد — به ویژه آنهایی که با بدن، جنسیت، باروری، مرگ، و ارتباط انسان با طبیعت و رازهای هستی درهم تنیده‌اند.

اجرا شامل ۱۳ صحنه‌ٔ بصری و نمادین با حضور بیش از ۷۰ اجراگر، رامندگان، موسیقیدانان و خوانندگان است.

مخاطبان می‌توانند آزادانه در فضا حرکت کنند و دیدارهای «پاپ‌آپ» یا لحظه‌ای در مسیر اجراها پیش بیاید — یعنی اجرا به نحوی طراحی شده است که تماشاچیان در تجربهٔ اثر مشارکت فعال داشته باشند.

بعضی از صحنه‌ها نسبتاً تحریک‌آمیز یا نمادین از نظر جنسی هستند — مانند صحنه‌هایی که نشان می‌دهند زنانی گرداگرد آرامگاه‌ها دست به “ماساژ سینه” می‌زنند، صحنه‌ای به نام «ترساندن خدایان» که در آن زنان به آسمان برهنه می‌شوند، و حتی تصاویری از نمادهای جنسی بزرگ مقیاس.

آبراموویچ گفته که هدف این اثرِ «حماسه تنانه بالکان» این است که بازگشتی به ریشه‌های اسلاوِ او باشد، و بازاندیشی درباره‌ی رابطهٔ انسان با بدن، فطرت، مرگ و زندگی کند.

این اجرا در استودیوهای Aviva در منچستر در فاصلهٔ ۹ تا ۱۹ اکتبر ۲۰۲۵ به اجرا درمی‌آید.



---

حرفهایی هست که نه در علم و نه در روان نمی گنجد ,,,

#محمدرضا_مهدوی
#روانپژوهشگر



https://telegram.me/Beyond_the_psyche
«فرانکشتاین» (Frankenstein) نامی است که هم به رمانی کلاسیک در ادبیات انگلیسی اشاره دارد و هم به شخصیت‌های افسانه‌ای برگرفته از آن.


---

📖 ۱. منبع اصلی

«فرانکشتاین؛ یا پرومته‌ی مدرن» (Frankenstein; or, The Modern Prometheus) رمانی است از مری شِلی (Mary Shelley)، نویسنده‌ی انگلیسی، که در سال ۱۸۱۸ منتشر شد.
این اثر یکی از نخستین رمان‌های علمی‌تخیلی (Science Fiction) جهان به شمار می‌رود.


---

👨‍🔬 ۲. داستان رمان

در داستان، دانشمندی به نام ویکتور فرانکشتاین (Victor Frankenstein) با استفاده از قطعات بدن مردگان و نیروی الکتریسیته، موجودی زنده خلق می‌کند.
اما این موجود که ظاهری ترسناک دارد، از سوی جامعه و حتی خالقش طرد می‌شود.
در نتیجه، دچار تنهایی، خشم و احساس بی‌عدالتی می‌شود و در پی انتقام از خالق خود برمی‌آید.


---

💬 ۳. نکته‌ی مهم در نام

بسیاری از مردم به اشتباه موجود را "فرانکشتاین" می‌نامند، در حالی‌که در اصل فرانکشتاین نام دانشمند است، نه مخلوق.
مخلوق در کتاب نام مشخصی ندارد و فقط با واژه‌هایی چون «هیولا»، «موجود» یا «شیطان» توصیف می‌شود.


---

⚡ ۴. مفهوم فلسفی و نمادین

رمان فرانکشتاین فراتر از یک داستان ترسناک است؛ موضوعات عمیقی را بررسی می‌کند:

خطر دانش بدون اخلاق

تنهایی و طردشدگی انسان

مسئولیت خالق در برابر مخلوق

جست‌وجوی هویت و معنا در جهانی بی‌رحم



---

🎬 ۵. در سینما و فرهنگ عامه

داستان فرانکشتاین بارها در فیلم‌ها، تئاتر، انیمیشن و بازی‌ها اقتباس شده است.
چهره‌ی معروف هیولای فرانکشتاین (با پوست سبز و پیچ‌های فلزی در گردن) در واقع از فیلم سال ۱۹۳۱ اقتباس شده است.

🍁
دیدن این فیلم بی‌نظیر رو پیشنهاد می‌کنم

🍎
---

حرفهایی هست که نه در علم و نه در روان نمی گنجد ,,,

#محمدرضا_مهدوی
#روانپژوهشگر



https://telegram.me/Beyond_the_psyche
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⁨ گاهی یک هلال باریک ماهتمام معادلات ذهن انسان رو به‌هم می‌ریزه.
چیزی که ما فقط «کم‌شدن نور» می‌بینیم
در حقیقت یه سفره یه چرخه یه نظم شگفت‌انگیز و جالبه بدونیم ۱۴۰۰ سال پیش تو قرآن درباره ماه گفته شد:«پیمایش می‌کنه…تا جایی که مثل شاخه خشکیده خرما میشه…»همون هلال آخر ماه که دقیقاً شکل همون شاخه قدیمی خرما رو داره
نه کامل نه نیم‌دایره نه بی‌شکل بلکه همون فرمی که امروز هم علم تأییدش می‌کنه چرا اینقدر دقیق؟چرا اینقدر ظریف؟

🌙✨

🍎🍁




حرفهایی هست که نه در علم و نه در روان نمی گنجد ,,,

#محمدرضا_مهدوی
#روانپژوهشگر



https://telegram.me/Beyond_the_psyche
Forwarded from درخت سیب ، حامی 🍎🍀 (مهدوی)
🍎🌱✌️ به امید روزهای بهتر....
جذامیان به ناهار مشغول بودند و به حلاج تعارف کردند . حلاج بر سفره آن‌ها نشست و چند لقمه بر دهان برد. جذامیان گفتند: «دیگران بر سفره ما نمی‌نشینند و از ما می‌ترسند». حلاج گفت: «آن‌ها روزه‌اند و برخاست». غروب، هنگام افطار حلاج گفت: «خدایا روزه مرا قبول بفرما». شاگردان گفتند: «استاد ما دیدیم که تو روزه شکستی». حلاج گفت: «ما مهمان خدا بودیم. روزه شکستیم، اما دل نشکستیم».

آن شب که دلی بود به میخانه نشستیم
آن توبه صدساله به پیمانه شکستیم

از آتش دوزخ نهراسیم که آن شب
ما توبه شکستیم ولی دل نشکستیم

🌱✌️

حرفهایی هست که نه در علم و نه در روان نمی گنجد ,,,

#محمدرضا_مهدوی
#روانپژوهشگر



https://telegram.me/Beyond_the_psyche
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ریشه افکارت رو از کجا میدانی ،
وقتی فکر می‌کنی در حال فکر کردنی، گاهی در واقع فقط داری به صدایی گوش می‌دی که از درونت میاد.ذهن همیشه در حال تحلیل آگاهانه نیست؛
اغلب فقط صداهای درونی رو پخش می‌کنه: ترس‌ها، انگیزه‌ها، خاطراتی که سرکوب شدن و دیده نشدن.
آگاهی واقعی از جایی شروع می‌شه که بتونی این صداها رو تشخیص بدی، نه اینکه ناخودآگاه دنبالشون بری.
خودآگاهی یعنی دیدنِ آنچه در پسِ فکر کردن جریان دارد...
🍎

حرفهایی هست که نه در علم و نه در روان نمی گنجد ,,,

#محمدرضا_مهدوی
#روانپژوهشگر



https://telegram.me/Beyond_the_psyche
‼️📢

امروز مطلع شدم که کانون وکلای دادگستری، به‌منظور حفظ شأن و حرمت حرفه وکالت، نظارت جدی‌تری بر فعالیت وکلا در فضای مجازی آغاز کرده است.

کاش سازمان نظام روان‌شناسی و مشاوره نیز نظارت مؤثرتری بر فعالیت روان‌شناسان و مشاوران در فضای مجازی اعمال می‌کرد.

اصطلاحی وجود دارد به نام Soft Porn که به اعتقاد بسیاری، می‌تواند از محتوای آشکار پورنوگرافیک نیز آسیب‌زاتر باشد؛ زیرا با ظاهری عادی، بر تحریک جنسی و اغواگری تکیه دارد. متأسفانه نمونه‌های فراوانی از این نوع محتوا را در فضای اینستاگرام می‌بینیم.

نگران‌کننده‌تر اینکه برخی از تبلیغات روان‌شناسان نیز به همین سمت‌وسو رفته و با تکیه بر مؤلفه‌های اغواگرانه و تحریک جنسی طراحی و منتشر می‌شوند؛ رویکردی که با اخلاق حرفه‌ای و رسالت روان‌شناسی همخوانی ندارد.

البته اعمال چنین نظارتی دشوار و شاید در مواردی ناممکن باشد، اما از مردم عزیز خواهش می‌کنم با آگاهی و هوشمندی از این افراد و صفحاتشان فاصله بگیرند.

واقعیت این است که در فضای اینستاگرام نه درمانی اتفاق می‌افتد و نه آموزش عمیق و مؤثری شکل می‌گیرد. روان‌شناسی که بخش عمده‌ای از زمان خود را صرف تولید چنین محتواهایی می‌کند، احتمالاً فرصت و تمرکز کافی برای فعالیت‌های حرفه‌ای، از جمله مطالعه، یادگیری مستمر و ارائه خدمات درمانی باکیفیت نخواهد داشت.

لطفاً مراقب سلامت روان خود باشید.

ارادتمند
محمدرضا مهدوی

تیر ۱۴۰۵ / تهران


https://t.me/third_generation/9256
Forwarded from درخت سیب ، حامی 🍎🍀 (MR.Mahdavi / مهدوی)
"داستانی از اتاق روانکاوی: آخرین نگاه"

سردردهای بیست‌و‌پنج سالگی‌اش یک بیماری ساده نبود؛ فریادِ جسمی بود که زیر بار یک خاطره خرد می‌شد. وقتی به اتاق روانکاو در لبنان پا گذاشت، پیش از آن‌که از سردردهایش بگوید، از روزهای باروت و گلوله در جنگ‌های داخلی این کشور سخن گفت.
او مأمور بود تا یک خیابان را ببندد؛ دستوری صریح داشت که هر جنبنده‌ای را با سربی داغ متوقف کند. وقتی زنی همراه کودکش از گوشه خیابان عبور کرد، جوان دو بار هشدار داد. در سومین هشدار، دستش روی ماشه رفت و صدای شلیک در فضا پیچید. اما یک ثانیه قبل از فروافتادن زن، زمان برای همیشه ایستاد: مادر برگشت و با تمام هستی‌اش به چشمان شلیک‌کننده نگریست.
آن گلوله زن را کُشت، اما نگاهش در چشمان جوان زنده ماند؛ نگاهی که هرگز بسته نشد، هرگز نمرد و به یک سردرد بی‌پایان بدل شد.
نگاهِ انسان، حامل چهره‌ای بیکران است که نمی‌توان آن را در واژه‌ها گنجاند؛ چرا که هر چهره، عهدی ازلی با انسانیت و با «دیگری» است—همان آغوشی که نخستین‌بار ورود ما به این جهان را خوش‌آمد گفت.
سوپرایگو از هیچ توجیه اداری، سازمانی یا نظامیِ سرباز پیروی نمی‌کند.
ناخودآگاه رشوه نمی‌پذیرد و با جملهٔ «من فقط مأمور بودم و معذور» آرام نمی‌گیرد. دادگاه واقعی در درونِ فرد برپا می‌شود و قاضیِ آن، همان نگاهِ خاموشی است که تا ابد به متهم چشم دوخته است.

🍎🍎🍎

این متن به‌نظر می‌رسد از چند ایده و روایت واقعی/فلسفی مختلف ترکیب شده منم سعی کردم ببینم می تونم منبعی براش پیدا کنم یا نه ...

۱. بخش «نگاه» و «چهره دیگری» بسیار به امانوئل لویناس نزدیک است

(🍎 امانوئل لویناس فیلسوف فرانسوی-لیتوانیایی قرن بیستم بود که بیشتر به خاطر فلسفه اخلاق و مفهوم «دیگری» شناخته می‌شود.

خلاصه اندیشه‌اش:

اخلاق را برتر از شناخت و حتی فلسفه می‌دانست.

معتقد بود مواجهه با «چهره دیگری» ما را در برابر او مسئول می‌کند.

از نظر او، رابطه با دیگری نباید صرفاً برای شناختن، کنترل کردن یا استفاده از او باشد.

جمله کلیدی اندیشه‌اش را می‌توان این‌طور خلاصه کرد: «من در برابر دیگری مسئولم.»


لویناس تأثیر زیادی بر فلسفه اخلاق، روان‌شناسی، الهیات و نظریه‌های معاصر درباره رابطه انسانی گذاشت.)

قسمت:

> «نگاهِ انسان، حامل چهره‌ای بیکران است... هر چهره، عهدی ازلی با انسانیت و با دیگری است»



از نظر مفهومی به‌شدت یادآور فلسفه امانوئل لویناس است؛ مخصوصاً مفهوم Face of the Other یا «چهره دیگری».

در فلسفه لویناس، مواجهه با چهره دیگری یک مواجهه صرفاً دیداری نیست؛ چهره دیگری انسان را با یک تعهد اخلاقی روبه‌رو می‌کند. حتی یکی از صورت‌بندی‌های مشهور او این است که چهره دیگری فرمان اخلاقی «نباید بکشی» را در خود دارد.

بنابراین عبارت‌های متن درباره «چهره»، «بی‌نهایت»، «دیگری»، «نگاه» و مسئولیت اخلاقی، به احتمال زیاد الهام‌گرفته از لویناس هستند، نه اینکه نقل‌قول مستقیم از یک روانکاو باشند.

۲. حتی ارتباط «چهره ـ قتل» در لویناس خیلی مهم است

این قسمت متن:

> «آن گلوله زن را کُشت، اما نگاهش در چشمان جوان زنده ماند»



با ایده لویناس بسیار همخوان است. از نظر لویناس، حتی وقتی انسان دیگری را می‌کشد، نمی‌تواند «دیگری بودن» او را کاملاً از میان ببرد؛ مواجهه با چهره، مسئولیت اخلاقی را به سوژه تحمیل می‌کند.

در واقع متن شما تقریباً یک داستان ادبی برای توضیح فلسفه لویناس ساخته است.

۳. «من فقط مأمور بودم» از یک زمینه تاریخی واقعی می‌آید

عبارت:

> «من فقط مأمور بودم و معذور»



نیز ایده‌ای واقعی و بسیار قدیمی در بحث مسئولیت فردی سربازان است؛ یعنی دفاع معروف «I was only following orders».

این استدلال در محاکمات جنایات جنگی، از جمله پس از جنگ جهانی دوم، موضوع بحث جدی بوده و در ادبیات حقوقی و اخلاق نظامی نیز فراوان بررسی شده است.

اما این موضوع به‌تنهایی ثابت نمی‌کند که داستان سرباز لبنانی واقعی است.

۴. یک شباهت جالب دیگر: جنگ داخلی لبنان و زن و کودک

در منابع مربوط به جنگ داخلی لبنان، روایت‌ها و تصاویر مستندی از کشتار غیرنظامیان، زنان و کودکان وجود دارد. برای نمونه، در پژوهش مربوط به نمایشنامه Incendies اثر وجدی معوض، به واقعه‌ای در آغاز جنگ داخلی لبنان اشاره شده که در آن زنی همراه کودک خود هدف حمله قرار می‌گیرد.

🍎🍎

وقتی درد نمی ذاره بخوابی و متن تراپیست خودت رو به چالش می کشی... 😵‍💫😎


https://t.me/derakhtesib_hami
🖊 واژه‌ی عجیبی در زبان پرتغالی هست به نام Saudade؛ سوداد. واژه‌ای که اغلب می‌گویند ترجمه‌ دقیقش در بسیاری از زبان‌ها آسان نیست. نوعی دلتنگی، حسرت و اشتیاق برای چیزی که غایب شده است.

اما جالب این‌جاست که این احساس برای ما کاملاً بی‌نام نیست. در گیلکی واژه‌ «تاسیان» را داریم و در کُردی «تاسە». واژه‌هایی از همان قلمرو عاطفی.یک جور دلتنگی‌ که غیبت را نه فقط در ذهن که در تمام وجود آدم حاضر می‌کند.

بعضی فقدان‌ها را می‌شود تحمل کرد چون هنوز راهی برای بازگشت باقی مانده است. کسی رفته اما می‌تواند برگردد. از یک شهر دور شده ای اما می‌شود دوباره به آن سفر کرد. خانه‌ای ترک شده، اما شاید هنوز پشت همان در ایستاده باشد. اما سوداد و آن سوی دیگرش، تاسیان و تاسە از جایی عمیق‌تر آغاز می‌شود. جایی که امکانِ بازگشت فرو می‌ریزد.

موضوع فقط «چیزی که نیست» نیست. چیزی است که دیگر نمی‌تواند همان‌طور که بود بازگردد. حتی اگر آدم برگردد، حتی اگر درِ همان خانه باز شود، حتی اگر همان موسیقی پخش شود، زمانی که آن چیز در آن معنا داشت دیگر از میلن رفته است. به همین دلیل این دلتنگی با نوستالژی ساده یکی نیست. نوستالژی هنوز می‌تواند رؤیای بازگشت داشته باشد؛ اما این‌جا آدم کم‌کم می‌فهمد که بازگشت، اگر هم رخ دهد، بازگشت به همان جهان نخواهد بود.

آدم ممکن است سال‌ها برای کسی، شهری، خانه‌ای یا دوره‌ای از زندگی‌اش دلتنگ باشد و بعد ناگهان بفهمد آنچه می‌خواهد نه دقیقاً آن شخص است، نه آن شهر و نه آن خانه. چیزی ناممکن‌تر را می‌خواهد او خودش را می خواهد در جهانی که هنوز آن فقدان در آن اتفاق نیفتاده بود.

سوداد، تاسیان و تاسە نام‌های متفاوت همین اندوه است. میل به چیزی که نه فقط از جهان، بلکه از زمان خارج شده است.



حرفهایی هست که نه در علم و نه در روان نمی گنجد ,,,

#محمدرضا_مهدوی
#روانپژوهشگر



https://telegram.me/Beyond_the_psyche