سرمایه اجتماعی، شبکه و نحوه ای از روابط اجتماعی بین افراد است که می تواند منشأ فایده باشد. به مانند ابزار و ماشین و کارخانه (به عنوان نمونه ای از سرمایه های فیزیکی یک کسب و کار و جامعه) یا حتی مهارتها و شایستگی های فردی (که سرمایه انسانی محسوب می شوند)، سرمایه اجتماعی نیز میتواند منشأ اثر و موجب افزایش سطح بهره وری در یک سازمان و نیز جامعه شود. این سرمایه می تواند نقش روانکار و روان کننده سیستمهای خشک را نیز ایفا کند.
متأسفانه با مصادیق رفتاری و تعرضاتی که به صورت روزمره در کوچه و خیابان و محیط کار و ... می بینیم یا حتی در صفحات حوادث روزنامه ها می خوانیم، می توان گفت که این سرمایه ارزشمند در اولویت توجه نیست؛ در حالی که بالقوه می تواند مولد ارزش و رفاه برای عموم باشد، در حال تحلیل رفتن است.
@FastNevis
متأسفانه با مصادیق رفتاری و تعرضاتی که به صورت روزمره در کوچه و خیابان و محیط کار و ... می بینیم یا حتی در صفحات حوادث روزنامه ها می خوانیم، می توان گفت که این سرمایه ارزشمند در اولویت توجه نیست؛ در حالی که بالقوه می تواند مولد ارزش و رفاه برای عموم باشد، در حال تحلیل رفتن است.
@FastNevis
برای اینکه بدانیم سیاستها و خط مشی های انتخاب شده، چقدر مفید و اثرگذار بودند و یا اینکه باید رویکرد انتخابی تغییر کند، نیاز به مقایسه داریم. مقایسه ای بین آنچه که پیش بینی و وعده داده شده و آنچه که عملاً اتفاق افتاده و آشکار شده است.
کارکرد آمار و نرخهای مختلف اقتصادی نیز همین است. اما متأسفانه آمار و شاخصها برای پی بردن به ریشه مسأله استفاده نمی شود. بسیاری از آنها تبدیل شده اند به یکسری توجیه.
آمار و داده ها و نتایج ارزیابی شاخصها نباید تنها همان عددها و آمار باشند؛ بلکه باید فراتر رفته و راهگشا شوند؛ با تغییر و دستکاری نحوه محاسبه، نتیجه متفاوتی به دست نمی آید! مثل کاری که با نحوه محاسبه نرخ تورم شد؛ یا تعریف جدیدی از بیکاری برای محاسبه نرخ بالاتری از سطح اشتغال و همینطور محاسبه رشد اقتصادی.
مصادیق این دستکاری ها در مدیریت واحدهای یک کسب و کار هم دیده می شود،
از کار انداختن سرعت سنج اتومبیل، رانندگی را ایمن نمی کند!
لینک کانال: @TondNevis
کارکرد آمار و نرخهای مختلف اقتصادی نیز همین است. اما متأسفانه آمار و شاخصها برای پی بردن به ریشه مسأله استفاده نمی شود. بسیاری از آنها تبدیل شده اند به یکسری توجیه.
آمار و داده ها و نتایج ارزیابی شاخصها نباید تنها همان عددها و آمار باشند؛ بلکه باید فراتر رفته و راهگشا شوند؛ با تغییر و دستکاری نحوه محاسبه، نتیجه متفاوتی به دست نمی آید! مثل کاری که با نحوه محاسبه نرخ تورم شد؛ یا تعریف جدیدی از بیکاری برای محاسبه نرخ بالاتری از سطح اشتغال و همینطور محاسبه رشد اقتصادی.
مصادیق این دستکاری ها در مدیریت واحدهای یک کسب و کار هم دیده می شود،
از کار انداختن سرعت سنج اتومبیل، رانندگی را ایمن نمی کند!
لینک کانال: @TondNevis
این روزها در گراماگرم بررسی بودجه در مجلس، همانند هر سال، نحوه تخصیص یارانه بنزین به موضوع داغی تبدیل شده است.
گزینه تخصیص سهمیه بنزین به افراد (و نه خودرو) برای توزیع عادلانه تر این سهمیه، یکی از نقاط ثقل نظرات است. اما انتخاب این گزینه، برنامه ریزی برای مواجهه با پیامدهای آن را طلب می کند که بدون تأمین آنها، هر طرح جدیدی، موفقیت آمیز نخواهد بود.
یکی از تبعات مورد انتظار، نحوه شکل گیری و فعالیت در بازار خرید و فروش بنزین برای افرادی است که از سهمیه خود استفاده نکرده اند. یکی از پیشنهادهای موجود، تشکیل بازاری اینترنتی برای فروش سهمیه مازاد افراد است؛ اما مسئله اصلی که باید در این شرایط دیده شود، عدم دسترسی بسیاری از مردم (که اتفاقاً بسیاری از آنان به عنوان جمعیت هدف یارانه ها هم هستند) و عدم توانایی فنی برای حضور و انتفاع در چنین بازار مکاره ای است که راه حلهای مکمل را می طلبد.
یک راه حل برای رفع این مشکل می تواند وصل کردن شماره حساب بانکی هر فرد به شماره ملی حائز شرایط دریافت سهمیه هاست. در این صورت، در پایان ماه (دوره) به صورت خودکار، سهمیه استفاده نشده تبدیل به پول نقد شده و با قیمت تضمینی دولت بدون پیچیدگی فعالیت رد بازار اینترنتی، به حساب فرد واریز می شود. در صورتی هم که فرد توان فعالیت در بازار فروش بنزین (پس از تأمین زیرساختهای مبادله با کاربری آسان) را داشته باشد، می تواند مستقیماً قبل از پایان دوره سهمیه خود را عرضه و معامله نماید و منتظر تسویه حساب با نرخ دولتی نباشد.
این کار علاوه بر تسهیل، فعالیت سفته بازان منتظر را نیز مخل خواهد کرد.
مشابه این روش در بازار برخی محصولات کشاورزی حمایت شده نیز اجرا شده است. به طوریکه دولت نرخ تضمینی خرید را در ابتدای هر دوره به کشاورزان اطلاع رسانی می کند و اگر کشاورزان نتوانند به صورت مستقل و با قیمت مناسب، محصولات خود را بفروشند، به دولت برای فروش رجوع می کنند.
لینک کانال: @TondNevis
گزینه تخصیص سهمیه بنزین به افراد (و نه خودرو) برای توزیع عادلانه تر این سهمیه، یکی از نقاط ثقل نظرات است. اما انتخاب این گزینه، برنامه ریزی برای مواجهه با پیامدهای آن را طلب می کند که بدون تأمین آنها، هر طرح جدیدی، موفقیت آمیز نخواهد بود.
یکی از تبعات مورد انتظار، نحوه شکل گیری و فعالیت در بازار خرید و فروش بنزین برای افرادی است که از سهمیه خود استفاده نکرده اند. یکی از پیشنهادهای موجود، تشکیل بازاری اینترنتی برای فروش سهمیه مازاد افراد است؛ اما مسئله اصلی که باید در این شرایط دیده شود، عدم دسترسی بسیاری از مردم (که اتفاقاً بسیاری از آنان به عنوان جمعیت هدف یارانه ها هم هستند) و عدم توانایی فنی برای حضور و انتفاع در چنین بازار مکاره ای است که راه حلهای مکمل را می طلبد.
یک راه حل برای رفع این مشکل می تواند وصل کردن شماره حساب بانکی هر فرد به شماره ملی حائز شرایط دریافت سهمیه هاست. در این صورت، در پایان ماه (دوره) به صورت خودکار، سهمیه استفاده نشده تبدیل به پول نقد شده و با قیمت تضمینی دولت بدون پیچیدگی فعالیت رد بازار اینترنتی، به حساب فرد واریز می شود. در صورتی هم که فرد توان فعالیت در بازار فروش بنزین (پس از تأمین زیرساختهای مبادله با کاربری آسان) را داشته باشد، می تواند مستقیماً قبل از پایان دوره سهمیه خود را عرضه و معامله نماید و منتظر تسویه حساب با نرخ دولتی نباشد.
این کار علاوه بر تسهیل، فعالیت سفته بازان منتظر را نیز مخل خواهد کرد.
مشابه این روش در بازار برخی محصولات کشاورزی حمایت شده نیز اجرا شده است. به طوریکه دولت نرخ تضمینی خرید را در ابتدای هر دوره به کشاورزان اطلاع رسانی می کند و اگر کشاورزان نتوانند به صورت مستقل و با قیمت مناسب، محصولات خود را بفروشند، به دولت برای فروش رجوع می کنند.
لینک کانال: @TondNevis
دانش طراحی
یکی از کلیدی ترین فعالیتها در بنیانگذاری صنایع، طراحی فرآیند به نحوی است که اطمینان دهد محصولات با ویژگی های مورد نظر، در مقیاس برنامه ریزی شده تولید شود. طراحی و مجوز ساخت پس از آن، با توجه به سرمایه بسیار بالای مورد نیاز و نیز خطر بسیار بالای فرآیندها در صنایعی نظیر نفت و گاز و پتروشیمی، فولاد و از این قبیل (شامل ریسکهای آتش سوزی، انفجار و انتشار گازهای آلاینده و سمی و نیز انتشار کاتالیزورهای به کار رفته در بسیاری از این فرآیندها) در کنار مدت زمانی که برای ساخت این قبیل کارخانه ها صرف می شود (به طور معمول ساخت مجتمع های عظیم صنعتی بیش از 5 سال طول می کشد) جای ریسک برای سرمایه گذاران باقی نمی گذارد و به همین دلیل نیاز به گواهی دهنده یا لایسنسوری معتبر و کارآزموده را ضروری می کند.
همکاری های متقابل اقتصادی با کشورهای صاحب تکنولوژی می تواند مبنایی برای فراهم شدن و تقویت این توانمندی ها در صنایع باشد. توانمندی های انسانی که صنایع دانش بنیان نظیر موارد گفته شده را تقویت کرده و با حداقل آسیب رسانی به محیط زیست و کمترین استفاده از منابع طبیعی، ارزش افزوده بالایی به اقتصاد هدیه می دهند.
لینک عضویت در کانال: @FastNevis
یکی از کلیدی ترین فعالیتها در بنیانگذاری صنایع، طراحی فرآیند به نحوی است که اطمینان دهد محصولات با ویژگی های مورد نظر، در مقیاس برنامه ریزی شده تولید شود. طراحی و مجوز ساخت پس از آن، با توجه به سرمایه بسیار بالای مورد نیاز و نیز خطر بسیار بالای فرآیندها در صنایعی نظیر نفت و گاز و پتروشیمی، فولاد و از این قبیل (شامل ریسکهای آتش سوزی، انفجار و انتشار گازهای آلاینده و سمی و نیز انتشار کاتالیزورهای به کار رفته در بسیاری از این فرآیندها) در کنار مدت زمانی که برای ساخت این قبیل کارخانه ها صرف می شود (به طور معمول ساخت مجتمع های عظیم صنعتی بیش از 5 سال طول می کشد) جای ریسک برای سرمایه گذاران باقی نمی گذارد و به همین دلیل نیاز به گواهی دهنده یا لایسنسوری معتبر و کارآزموده را ضروری می کند.
همکاری های متقابل اقتصادی با کشورهای صاحب تکنولوژی می تواند مبنایی برای فراهم شدن و تقویت این توانمندی ها در صنایع باشد. توانمندی های انسانی که صنایع دانش بنیان نظیر موارد گفته شده را تقویت کرده و با حداقل آسیب رسانی به محیط زیست و کمترین استفاده از منابع طبیعی، ارزش افزوده بالایی به اقتصاد هدیه می دهند.
لینک عضویت در کانال: @FastNevis
اثر متقابل تورم، نرخ بهره و رونق اقتصادی
نرخ بهره یکی از مهمترین ابزارهای سیاستگذاران برای تأثیرگذاری بر نرخ تورم، گردش نقدینگی، رونق اقتصادی و اشتغال و ... است. همین دلایل کافی است که آن را شایسته توجه کند.
غیر از منابع بودجه دولتی که بانکهای دولتی متناسب با تسهیلات تکلیفی ابلاغی دولت از آن استفاده می کنند و معمولاً کفاف تقاضاهای بسیار زیاد وام از طرف مردم و کسب و کارها را نمی دهد، بانکها بایستی به منابع خصوصی ناشی از سپرده های مردم روی آورند. نرخ بهره ای که مردم انتظار دارند از بانک دریافت کنند عامل محرک جلب سپرده هایی است که احتمالاً ممکن است مصرف و سرمایه گذاری شده و یا داخل بالش خواب ذخیره شود. بنابراین معقول است که این نرخ اندکی بالاتر از نرخ تورم باشد. چون در غیر اینصورت، سپرده گذاران بالقوه ترجیح خواهند داد که پول خود را به کالا تبدیل کنند تا متناسب با افزایش سطح عمومی قیمتها (تورم) ارزش حقیقی آن حفظ شود.
بدین ترتیب نقش کلیدی تورم در سیاستهای اقتصادی مشخص می شود:
در یک مدل ساده اقتصادی، کاهش تورم و ثابت نگه داشتن قیمتها، موجب کاهش نرخ بهره درخواستی سپرده گذاران و در نتیجه نرخهای پایینتر بهره بانکی می شود. این نرخ پایین می تواند افراد و شرکتهای دارای ایده سرمایه گذاری و توسعه بالقوه سودده را به اخذ وام و راه اندازی یا توسعه کسب و کار تشویق کرده و محرکی برای رونق و کاهش نرخ بیکاری باشد. هرچند متغیرهای تعدیل کننده بسیاری در این رابطه نقش دارند که در مدل ساده شده به آنها پرداخته نشده است.
لینک عضویت در کانال: @FastNevis
نرخ بهره یکی از مهمترین ابزارهای سیاستگذاران برای تأثیرگذاری بر نرخ تورم، گردش نقدینگی، رونق اقتصادی و اشتغال و ... است. همین دلایل کافی است که آن را شایسته توجه کند.
غیر از منابع بودجه دولتی که بانکهای دولتی متناسب با تسهیلات تکلیفی ابلاغی دولت از آن استفاده می کنند و معمولاً کفاف تقاضاهای بسیار زیاد وام از طرف مردم و کسب و کارها را نمی دهد، بانکها بایستی به منابع خصوصی ناشی از سپرده های مردم روی آورند. نرخ بهره ای که مردم انتظار دارند از بانک دریافت کنند عامل محرک جلب سپرده هایی است که احتمالاً ممکن است مصرف و سرمایه گذاری شده و یا داخل بالش خواب ذخیره شود. بنابراین معقول است که این نرخ اندکی بالاتر از نرخ تورم باشد. چون در غیر اینصورت، سپرده گذاران بالقوه ترجیح خواهند داد که پول خود را به کالا تبدیل کنند تا متناسب با افزایش سطح عمومی قیمتها (تورم) ارزش حقیقی آن حفظ شود.
بدین ترتیب نقش کلیدی تورم در سیاستهای اقتصادی مشخص می شود:
در یک مدل ساده اقتصادی، کاهش تورم و ثابت نگه داشتن قیمتها، موجب کاهش نرخ بهره درخواستی سپرده گذاران و در نتیجه نرخهای پایینتر بهره بانکی می شود. این نرخ پایین می تواند افراد و شرکتهای دارای ایده سرمایه گذاری و توسعه بالقوه سودده را به اخذ وام و راه اندازی یا توسعه کسب و کار تشویق کرده و محرکی برای رونق و کاهش نرخ بیکاری باشد. هرچند متغیرهای تعدیل کننده بسیاری در این رابطه نقش دارند که در مدل ساده شده به آنها پرداخته نشده است.
لینک عضویت در کانال: @FastNevis
سلطه تخصصی
حتماً شاهد بوده اید که در بسیاری از صنایع، سلطه تخصصی بارز است؛ بدین صورت که سرآمدان تخصص محوری کسب و کار (مثلاً مهندسین شیمی در صنایع نفت و گاز، مهندسین متالورژی در فولاد، پزشکان در سلامت و بهداشت، مهندسین طراحی و تولید نرم افزار در صنعت نرم افزار و ...)، بر سیاستگذاری و خط مشی گذاری چیرگی داشته و در این وضعیت اثر اقدامات تسهیل کننده و همکارانه سایر واحدها را سبک پنداشته و نادیده می گیرند. در این قبیل کسب و کارها، تنها به مواردی نظیر سرمایه و تکنولوژی توجه شده و متأسفانه هر دوی اینها نیز با دیدگاه ساده و تقلیل یافته مواجه شده اند:
تکنولوژی تنها در ابزارهای ملموس و سرمایه نیز تنها در نقدینگی و کالا تفسیر می شود؛ بدین ترتیب پیچیدگی و برنامه ریزی های ضروری برای ورود و استقرار تکنولوژی، به واردات دستگاهها و حداکثر نرم افزارها تعبیر شده و فرآیند انتقال تکنولوژی و مدیریت تغییر با توجه به وضعیت روانی کارکنان نادیده گرفته می شود.
لینک عضویت در کانال: @FastNevis
حتماً شاهد بوده اید که در بسیاری از صنایع، سلطه تخصصی بارز است؛ بدین صورت که سرآمدان تخصص محوری کسب و کار (مثلاً مهندسین شیمی در صنایع نفت و گاز، مهندسین متالورژی در فولاد، پزشکان در سلامت و بهداشت، مهندسین طراحی و تولید نرم افزار در صنعت نرم افزار و ...)، بر سیاستگذاری و خط مشی گذاری چیرگی داشته و در این وضعیت اثر اقدامات تسهیل کننده و همکارانه سایر واحدها را سبک پنداشته و نادیده می گیرند. در این قبیل کسب و کارها، تنها به مواردی نظیر سرمایه و تکنولوژی توجه شده و متأسفانه هر دوی اینها نیز با دیدگاه ساده و تقلیل یافته مواجه شده اند:
تکنولوژی تنها در ابزارهای ملموس و سرمایه نیز تنها در نقدینگی و کالا تفسیر می شود؛ بدین ترتیب پیچیدگی و برنامه ریزی های ضروری برای ورود و استقرار تکنولوژی، به واردات دستگاهها و حداکثر نرم افزارها تعبیر شده و فرآیند انتقال تکنولوژی و مدیریت تغییر با توجه به وضعیت روانی کارکنان نادیده گرفته می شود.
لینک عضویت در کانال: @FastNevis
ژن خوب!
منوچهر فرمانفرمائیان - شاهزاده قاجار و سیزدهمین فرزند عبدالحسین میرزا، برادر نصرت الدوله - در کتاب خون و نفت خاطره جالبی را نقل کرده است:
سالها قبل، یکی از مقامات خارجی به ایران آمده بود و سران کشور برای سلام و احوالپرسی در مراسم استقبال صف کشیده بودند. با توجه به نفوذ شاهزادگانِ عبدالحسین میرزا فرمانفرما در بسیاری از سمتهای رسمی و ارشد کشور، نام فامیل فرمانفرمائیان در بین آنها زیاد دیده می شد.
در مراسم رسمی استقبال وقتی که هر کدام از استقبال کنندگان با مقام خارجی دست می دادند، نامش از تریبون اعلام می شد؛ به طوری که آن مقام فکر کرده بود "فرمانفرمائیان" چیزی مثل سلام یا تعارف در زبان فارسی است و او هم با هر نفر که دست می داد، لبخندی می زد و تکرار می کرد: "فرمانفرمائیان"
لینک عضویت در کانال مدیریت نفت آلود: @FastNevis
منوچهر فرمانفرمائیان - شاهزاده قاجار و سیزدهمین فرزند عبدالحسین میرزا، برادر نصرت الدوله - در کتاب خون و نفت خاطره جالبی را نقل کرده است:
سالها قبل، یکی از مقامات خارجی به ایران آمده بود و سران کشور برای سلام و احوالپرسی در مراسم استقبال صف کشیده بودند. با توجه به نفوذ شاهزادگانِ عبدالحسین میرزا فرمانفرما در بسیاری از سمتهای رسمی و ارشد کشور، نام فامیل فرمانفرمائیان در بین آنها زیاد دیده می شد.
در مراسم رسمی استقبال وقتی که هر کدام از استقبال کنندگان با مقام خارجی دست می دادند، نامش از تریبون اعلام می شد؛ به طوری که آن مقام فکر کرده بود "فرمانفرمائیان" چیزی مثل سلام یا تعارف در زبان فارسی است و او هم با هر نفر که دست می داد، لبخندی می زد و تکرار می کرد: "فرمانفرمائیان"
لینک عضویت در کانال مدیریت نفت آلود: @FastNevis
در لینک ذیل نشان داده شده که در هر لحظه از شبانه روز، جمعیت ساکن آمریکا مشغول چه کاری هستند.
نحوه نمایش داده ها که از جنس کلان داده ها (Big Data) هستند هم منحصر به فرد است.
https://flowingdata.com/2015/12/15/a-day-in-the-life-of-americans/
لینک کانال: @FastNevis
نحوه نمایش داده ها که از جنس کلان داده ها (Big Data) هستند هم منحصر به فرد است.
https://flowingdata.com/2015/12/15/a-day-in-the-life-of-americans/
لینک کانال: @FastNevis
FlowingData
A Day in the Life of Americans
I wanted to see how daily patterns emerge at the individual level and how a person’s entire day plays out. So I simulated 1,000 of them.
امروز بعد از مدتها، از یادم رفته بود که نباید فست فود بخورم! به همین خاطر یک فست فود نسبتاً شناخته شده را انتخاب کردیم و با همسرم برای خوردن چیزبرگر مورد علاقه به آنجا رفتیم.
گذشته از مشتری ای که دو فرزند خردسالش را به سرو شنسل مرغ در این ظهر زیبا دعوت کرده بود و از کیفیت پخت آن بسیار شاکی بود، سفارش غذا برای تمام پرسنل از بیرون، توجهم را جلب کرد.
وضعیتی که با مقایسه سایر کسب و کارها و صنایع در کشورمان شاید چندان هم عجیب، غیرمعمول و دور از ذهن نبود.
مدیران سایپا هم پراید سوار نمی شوند و ایران خودرویی ها هم چندان اقبالی به 405 و پارسشان نمی کنند.
حتی بساز بفروشها هم دوست ندارند در خانه ای که خودشان ساخته اند بنشینند.
روشن است که کیفیت و رضایت مشتریان از سطح اعتمادی که به محصولات خودمان داریم آغاز می شود.
لینک عضویت در کانال اقتصاد نفت آلود: @FastNevis
گذشته از مشتری ای که دو فرزند خردسالش را به سرو شنسل مرغ در این ظهر زیبا دعوت کرده بود و از کیفیت پخت آن بسیار شاکی بود، سفارش غذا برای تمام پرسنل از بیرون، توجهم را جلب کرد.
وضعیتی که با مقایسه سایر کسب و کارها و صنایع در کشورمان شاید چندان هم عجیب، غیرمعمول و دور از ذهن نبود.
مدیران سایپا هم پراید سوار نمی شوند و ایران خودرویی ها هم چندان اقبالی به 405 و پارسشان نمی کنند.
حتی بساز بفروشها هم دوست ندارند در خانه ای که خودشان ساخته اند بنشینند.
روشن است که کیفیت و رضایت مشتریان از سطح اعتمادی که به محصولات خودمان داریم آغاز می شود.
لینک عضویت در کانال اقتصاد نفت آلود: @FastNevis
چابک سازی و تسهیل گردش امور در سازمان
به راحتی ایمیلهایی که پاسخ می داد را پاک می کرد و نیازی نمی دید که به شیوه معمول، سالها آنها را همچون وبال گردن در باکسهای مختلف ایمیل نگه دارد. در بسیاری از مواقع، پاسخ شفاهی هم برایش کافی بود و از این چیزها می شد فهمید که مدیر توانایی است و مثل مدیران بوروکرات، به دنبال جمع کردن کاغذ و سند نیست. به همین ترتیب به عنوان مدیرارشد منابع انسانی، تسهیلگر نقش کارشناسان متخصص در تصمیمات و جلسات مربوط به تخصصشان بود و وقتش را با حضور در جلسات متنوع و کنترل امور گوناگون تلف نمی کرد.
حذف امضاهای زاید پای مستندات، علاوه بر اعتمادسازی، گردش امور را هم تسهیل می کرد. قبلاً هرکدام از مستندات سازمان به دلایلی نه چندان معتبر، پنج تا شش امضای بی نظر و ثابت پایشان داشتند و این پراکندگی هرکسی را از تصمیم به تغییر آنها باز می داشت. اکنون اما به یک تا دو امضای کاملاً مرتبط اکتفا شده و به این ترتیب پس از مدت بسیار کوتاهی سازمان بسیار چابک تر از قبل شد.
بسیار نگران کننده است که روشها و رویکردهای چابک سازی مدتهاست در بسیاری از سازمانها فراموش شده و مبراکردن خود از مسئولیت، با روشهایی مثل زیاد کردن امضاهای دخیل و دعوت افراد مختلف به جلسات و موکول کردن تصمیمات به این جلسات بی اثر و ... رویه ای معمول شده.
لینک عضویت در کانال: @FastNevis
به راحتی ایمیلهایی که پاسخ می داد را پاک می کرد و نیازی نمی دید که به شیوه معمول، سالها آنها را همچون وبال گردن در باکسهای مختلف ایمیل نگه دارد. در بسیاری از مواقع، پاسخ شفاهی هم برایش کافی بود و از این چیزها می شد فهمید که مدیر توانایی است و مثل مدیران بوروکرات، به دنبال جمع کردن کاغذ و سند نیست. به همین ترتیب به عنوان مدیرارشد منابع انسانی، تسهیلگر نقش کارشناسان متخصص در تصمیمات و جلسات مربوط به تخصصشان بود و وقتش را با حضور در جلسات متنوع و کنترل امور گوناگون تلف نمی کرد.
حذف امضاهای زاید پای مستندات، علاوه بر اعتمادسازی، گردش امور را هم تسهیل می کرد. قبلاً هرکدام از مستندات سازمان به دلایلی نه چندان معتبر، پنج تا شش امضای بی نظر و ثابت پایشان داشتند و این پراکندگی هرکسی را از تصمیم به تغییر آنها باز می داشت. اکنون اما به یک تا دو امضای کاملاً مرتبط اکتفا شده و به این ترتیب پس از مدت بسیار کوتاهی سازمان بسیار چابک تر از قبل شد.
بسیار نگران کننده است که روشها و رویکردهای چابک سازی مدتهاست در بسیاری از سازمانها فراموش شده و مبراکردن خود از مسئولیت، با روشهایی مثل زیاد کردن امضاهای دخیل و دعوت افراد مختلف به جلسات و موکول کردن تصمیمات به این جلسات بی اثر و ... رویه ای معمول شده.
لینک عضویت در کانال: @FastNevis
مدیریت یا سرکارگری در کارگاه
در اکثر کتب مدیریتی، از سالها پیش، برنامه ریزی، کارمندیابی و سازماندهی، کنترل، هدایت و بازخور را به عنوان اصلی ترین فعالیتهای مدیریتی برشمرده اند. هرچند رویکردهای جدید، تکنیکها و روشهای جدیدتری از جمله پایش عملکرد، برنامه ریزی توسعه فردی و مربی گری را در آن برجسته تر کرده اند.
اما با این وجود، در عمل بسیار دیده می شود که برخی از مدیران، فعالیتها و مسئولیتهای مدیریتی را به نظارت و کنترل تقلیل داده اند. به سان سرکارگری که باید در کارگاه قدم زند و سری تکان دهد که بله، خوب کار می کنید؛ گاهی هم تشری بزند که چرا کسی کارش را بلد نیست! اگر از این تیپ مدیران خواسته شود شرحی از مسئولیتهایشان بگویند، تنها کلمه "نظارت" را به قبل از مسئولیتها و وظایف کارکنانشان اضافه می کنند.
در کلیپی که اخیراً از شهرداری یک مرکز استان در جنوب کشور منتشر شده، این قلب ماهیت مدیریت به وضوح آشکار است.
شهرداری که پس از باران، با چکمه و بی سیم وارد محوطه عملیاتی معابر شهری می شود و سعی می کند با دستور مستقیم به کارگران بیل و کلنگ به دست، راه آب را باز کند. کارگرانی که حتماً سرکارگری دارند که بهتر از آقای شهردار باز کردن لوله فاضلاب را بلد است (که اگر آن را هم نداشته باشند، اینجای کار هم می لنگد!)
لینک عضویت در کانال: @FastNevis
در اکثر کتب مدیریتی، از سالها پیش، برنامه ریزی، کارمندیابی و سازماندهی، کنترل، هدایت و بازخور را به عنوان اصلی ترین فعالیتهای مدیریتی برشمرده اند. هرچند رویکردهای جدید، تکنیکها و روشهای جدیدتری از جمله پایش عملکرد، برنامه ریزی توسعه فردی و مربی گری را در آن برجسته تر کرده اند.
اما با این وجود، در عمل بسیار دیده می شود که برخی از مدیران، فعالیتها و مسئولیتهای مدیریتی را به نظارت و کنترل تقلیل داده اند. به سان سرکارگری که باید در کارگاه قدم زند و سری تکان دهد که بله، خوب کار می کنید؛ گاهی هم تشری بزند که چرا کسی کارش را بلد نیست! اگر از این تیپ مدیران خواسته شود شرحی از مسئولیتهایشان بگویند، تنها کلمه "نظارت" را به قبل از مسئولیتها و وظایف کارکنانشان اضافه می کنند.
در کلیپی که اخیراً از شهرداری یک مرکز استان در جنوب کشور منتشر شده، این قلب ماهیت مدیریت به وضوح آشکار است.
شهرداری که پس از باران، با چکمه و بی سیم وارد محوطه عملیاتی معابر شهری می شود و سعی می کند با دستور مستقیم به کارگران بیل و کلنگ به دست، راه آب را باز کند. کارگرانی که حتماً سرکارگری دارند که بهتر از آقای شهردار باز کردن لوله فاضلاب را بلد است (که اگر آن را هم نداشته باشند، اینجای کار هم می لنگد!)
لینک عضویت در کانال: @FastNevis
بیمها و امیدهای شخص محور شدن بیمه شخص ثالث
خبری که اخیراً درخصوص "شخص محور" شدن بیمه شخص ثالث و نه "خودرو محور" شدن آن در آینده نزدیک منتشر شده، با توجه به اینکه از روش معمول "همه را به یک چوب راندن" پیروی نمی کند، یک رویکرد مثبت در مدیریت کلان اقتصادی است. در این راستا، این تصمیم از جنبه های زیر نیز قابل بررسی است:
- در شرایطی که قبلاً معمولاً اعضای خانواده از یک اتومبیل مشترک استفاده می کردند و بر اساس ریسک برآورد شده، حق بیمه فعلی برای همه آنها بر روی یک خودرو محاسبه شده بود، حال که قرار است بیمه شدگان، به نسبت از اتومبیلهای موجود استفاده کنند و در نتیجه به نسبت از مزایای بیمه شخص ثالث آن بهرهمند شوند، آیا از حق بیمه هر یک از بیمه شدگان با توجه به ریسک کاهش یافته، کاسته خواهد شد (به نحوی که هم مجموع ریسک و هم مجموع حق بیمه دریافتی شرکتها ثابت بماند) و یا اینکه به ازای تعداد نفرات، از طریق حفظ نرخ حق بیمه، بر مجموع حق بیمه دریافتی افزوده خواهد شد؟
- با توجه به اظهارنظر مدیران بیمه مرکزی در مورد اینکه اطلاعاتی نظیر پیر/ جوان بودن، زن/ مرد بودن و پرخطر/ کم خطر بودن راننده قرار است مبنای محاسبه حق بیمه قرار گیرد، آیا همبستگی بین این موارد و سطح ریسک رانندگی برآورد شده است و آیا اصلاً این همبستگی وجود دارد؟
لینک عضویت در کانال مدیریت در اقتصاد نفت آلود: @FastNevis
خبری که اخیراً درخصوص "شخص محور" شدن بیمه شخص ثالث و نه "خودرو محور" شدن آن در آینده نزدیک منتشر شده، با توجه به اینکه از روش معمول "همه را به یک چوب راندن" پیروی نمی کند، یک رویکرد مثبت در مدیریت کلان اقتصادی است. در این راستا، این تصمیم از جنبه های زیر نیز قابل بررسی است:
- در شرایطی که قبلاً معمولاً اعضای خانواده از یک اتومبیل مشترک استفاده می کردند و بر اساس ریسک برآورد شده، حق بیمه فعلی برای همه آنها بر روی یک خودرو محاسبه شده بود، حال که قرار است بیمه شدگان، به نسبت از اتومبیلهای موجود استفاده کنند و در نتیجه به نسبت از مزایای بیمه شخص ثالث آن بهرهمند شوند، آیا از حق بیمه هر یک از بیمه شدگان با توجه به ریسک کاهش یافته، کاسته خواهد شد (به نحوی که هم مجموع ریسک و هم مجموع حق بیمه دریافتی شرکتها ثابت بماند) و یا اینکه به ازای تعداد نفرات، از طریق حفظ نرخ حق بیمه، بر مجموع حق بیمه دریافتی افزوده خواهد شد؟
- با توجه به اظهارنظر مدیران بیمه مرکزی در مورد اینکه اطلاعاتی نظیر پیر/ جوان بودن، زن/ مرد بودن و پرخطر/ کم خطر بودن راننده قرار است مبنای محاسبه حق بیمه قرار گیرد، آیا همبستگی بین این موارد و سطح ریسک رانندگی برآورد شده است و آیا اصلاً این همبستگی وجود دارد؟
لینک عضویت در کانال مدیریت در اقتصاد نفت آلود: @FastNevis
نتیجه گرایی
به لطف پدربزرگ؛
دوره ای در کودکی، همراه کشاورزان زیسته ام. به روشنی، آنچه که تفاوت سبک کار و زندگی شان را شایسته توجه می کرد، نتیجه گرایی بود. تمام زحمات کشاورز در محصول خلاصه می شود و اگر شوربختانه حاصلی به دست نیاید، همه ی تلاشها هدر رفته است. به زبان کارگر – کارفرمایی، دستمزدی از این ایام به دست نخواهد آمد. همین نتیجه کافی است که برای بیدار شدن در صبح زود و رفتن به محل کار حتی احتیاج به ساعت هم نداشته باشند؛ چه برسد به اینکه ساعت ورود و خروجشان ثبت و چک شود.
این نتیجه گرایی در کنارِ کار معنی دار - کاری که با تصمیم گیری های روزمره و دیدن نتایج روزانه نشاط آور مثل جوانه زدن، رشد و باردهی محصولات، غنی شده - می تواند الگویی برای بازسازماندهی مشاغل در سازمانها شود. این سبک از سازماندهی مشاغل، بلوغ کارکنان را در نظر داشته و ویژگی های همراه آن، می تواند اثربخشی و بهره وری را هم افزون کند.
کنترل کارکنان بالغ مثل ترمز عمل می کند. همچون خودرویی که تنها به وسیله ترمز نمی تواند به پیش رانده شود، مدیریت هم تنها با کنترل کردن، شدنی نیست. مدیران در برابر کارکنانی از نسل هزاره باید پایشان را از روی ترمز بردارند تا سازمان بتواند به پیش رود.
لینک عضویت در کانال مدیریت در اقتصاد نفت آلود: @FastNevis
به لطف پدربزرگ؛
دوره ای در کودکی، همراه کشاورزان زیسته ام. به روشنی، آنچه که تفاوت سبک کار و زندگی شان را شایسته توجه می کرد، نتیجه گرایی بود. تمام زحمات کشاورز در محصول خلاصه می شود و اگر شوربختانه حاصلی به دست نیاید، همه ی تلاشها هدر رفته است. به زبان کارگر – کارفرمایی، دستمزدی از این ایام به دست نخواهد آمد. همین نتیجه کافی است که برای بیدار شدن در صبح زود و رفتن به محل کار حتی احتیاج به ساعت هم نداشته باشند؛ چه برسد به اینکه ساعت ورود و خروجشان ثبت و چک شود.
این نتیجه گرایی در کنارِ کار معنی دار - کاری که با تصمیم گیری های روزمره و دیدن نتایج روزانه نشاط آور مثل جوانه زدن، رشد و باردهی محصولات، غنی شده - می تواند الگویی برای بازسازماندهی مشاغل در سازمانها شود. این سبک از سازماندهی مشاغل، بلوغ کارکنان را در نظر داشته و ویژگی های همراه آن، می تواند اثربخشی و بهره وری را هم افزون کند.
کنترل کارکنان بالغ مثل ترمز عمل می کند. همچون خودرویی که تنها به وسیله ترمز نمی تواند به پیش رانده شود، مدیریت هم تنها با کنترل کردن، شدنی نیست. مدیران در برابر کارکنانی از نسل هزاره باید پایشان را از روی ترمز بردارند تا سازمان بتواند به پیش رود.
لینک عضویت در کانال مدیریت در اقتصاد نفت آلود: @FastNevis
⚽ فردوسی پور، رسانه و استقلال عوامل تولید محتوا⚽
اختلاف بین مدیران رسانه و عوامل تولید برنامه های پرطرفدار، مختص فردوسی پور و برنامه نود نبوده است؛ هرچند این اتفاق بسیار ناخوشایند بود ولی مرور اتفاقات مشابه شاید بتواند راهکاری را به مجریان و علاقه مندان نشان دهد.
تقابل بین عوامل تهیه و تولید و مدیران رسانه، برای برنامه های پر بیننده دیگری در دنیا نیز اتفاق افتاده است. یک نمونه خیلی معروف آن اختلاف نظر شبکه جهانی بی بی سی با مجریان برنامه «تخت گاز» بود. «جرمی کلارکسون» مجری محوری برنامه پر بیننده «تاپ گیر»
(Top Gear)
بود که در فارسی با نام «تخت گاز» ترجمه و پخش شد. این برنامه آنقدر محبوب بود که بی بی سی حق پخش آن را به شبکه های تلویزیونی 214 منطقه از دنیا می فروخت.
اما همه چیز به خوبی و خوشی پیش نرفت. «جرمی» یک روز در پی نارضایتی از سرویس تغذیه، در هنگام ضبط یکی از برنامه ها، عصبانی شد و مشتی به سوی تهیه کننده برنامه حواله کرد. از آن سو، تهیه کننده نیز شکایتی رسمی تنظیم نمود که منجر به تعلیق از کار کلارکسون و ملغی نمودن سه قسمت باقیمانده از برنامه های سریال شد.
هرچند این دو اتفاق از تمامی جوانب شبیه به هم نیستند و عادل تخلفی همانند جرمی مرتکب نشده بود که تنبیه شود؛ ولی واکنش تیم جرمی کلارکسون، ریچارد همون و جیمز می، قابل توجه است.
این سه نفر، برنامه پربیننده جدیدی با همان سبک و سیاق در استودیوی آمازون آماده کردند که «گراند تور» نام دارد. برنامه ای که دوباره گل کرد و به محبوب ترین برنامه تلویزیونی آمازون تبدیل شد. روشن است که امروزه شبکه های اینترنتی، انحصار را از مالکان و مدیران رسانه های رسمی در آورده اند و مسیر جدیدی برای فردوسی پور و سایر عوامل اجرایی شبکه ها باز کرده و به استقلال آنها نیز کمک کرده اند. تجربه نشان داده که این نوع اقدامات نمی تواند نتیجه ای بیش از خودزنی یک رسانه و از دست دادن مخاطبان، در پی داشته باشد و تنها شیب سقوط مخاطبان را تندتر می کند!⚽
لینک کانال مدیریت نفت آلود: @FastNevis
اختلاف بین مدیران رسانه و عوامل تولید برنامه های پرطرفدار، مختص فردوسی پور و برنامه نود نبوده است؛ هرچند این اتفاق بسیار ناخوشایند بود ولی مرور اتفاقات مشابه شاید بتواند راهکاری را به مجریان و علاقه مندان نشان دهد.
تقابل بین عوامل تهیه و تولید و مدیران رسانه، برای برنامه های پر بیننده دیگری در دنیا نیز اتفاق افتاده است. یک نمونه خیلی معروف آن اختلاف نظر شبکه جهانی بی بی سی با مجریان برنامه «تخت گاز» بود. «جرمی کلارکسون» مجری محوری برنامه پر بیننده «تاپ گیر»
(Top Gear)
بود که در فارسی با نام «تخت گاز» ترجمه و پخش شد. این برنامه آنقدر محبوب بود که بی بی سی حق پخش آن را به شبکه های تلویزیونی 214 منطقه از دنیا می فروخت.
اما همه چیز به خوبی و خوشی پیش نرفت. «جرمی» یک روز در پی نارضایتی از سرویس تغذیه، در هنگام ضبط یکی از برنامه ها، عصبانی شد و مشتی به سوی تهیه کننده برنامه حواله کرد. از آن سو، تهیه کننده نیز شکایتی رسمی تنظیم نمود که منجر به تعلیق از کار کلارکسون و ملغی نمودن سه قسمت باقیمانده از برنامه های سریال شد.
هرچند این دو اتفاق از تمامی جوانب شبیه به هم نیستند و عادل تخلفی همانند جرمی مرتکب نشده بود که تنبیه شود؛ ولی واکنش تیم جرمی کلارکسون، ریچارد همون و جیمز می، قابل توجه است.
این سه نفر، برنامه پربیننده جدیدی با همان سبک و سیاق در استودیوی آمازون آماده کردند که «گراند تور» نام دارد. برنامه ای که دوباره گل کرد و به محبوب ترین برنامه تلویزیونی آمازون تبدیل شد. روشن است که امروزه شبکه های اینترنتی، انحصار را از مالکان و مدیران رسانه های رسمی در آورده اند و مسیر جدیدی برای فردوسی پور و سایر عوامل اجرایی شبکه ها باز کرده و به استقلال آنها نیز کمک کرده اند. تجربه نشان داده که این نوع اقدامات نمی تواند نتیجه ای بیش از خودزنی یک رسانه و از دست دادن مخاطبان، در پی داشته باشد و تنها شیب سقوط مخاطبان را تندتر می کند!⚽
لینک کانال مدیریت نفت آلود: @FastNevis
متن قانون ملی شدن صنعت نفت:
"بهنام سعادت ملت ایران و بهمنظور کمک به تأمین صلح جهانی، امضاکنندگان ذیل پیشنهاد مینماییم که صنعت نفت ایران در تمام مناطق کشور بدون استثناء ملی اعلام شود یعنی تمام عملیات اکتشاف، استخراج و بهرهبرداری در دست دولت قرارگیرد."
دکتر مصدق، حسین مکی، دکتر شایگان و اللهیار صالح به همراه سایر اعضای کمیسیون نفت، پیشنهاد ملی کردن صنعت نفت را ارائه دادند که در مجلس تصویب و از 29 اسفند 1329 نفت ایران ملی شد.
لینک کانال مدیریت در اقتصاد نفت آلود: @FastNevis
"بهنام سعادت ملت ایران و بهمنظور کمک به تأمین صلح جهانی، امضاکنندگان ذیل پیشنهاد مینماییم که صنعت نفت ایران در تمام مناطق کشور بدون استثناء ملی اعلام شود یعنی تمام عملیات اکتشاف، استخراج و بهرهبرداری در دست دولت قرارگیرد."
دکتر مصدق، حسین مکی، دکتر شایگان و اللهیار صالح به همراه سایر اعضای کمیسیون نفت، پیشنهاد ملی کردن صنعت نفت را ارائه دادند که در مجلس تصویب و از 29 اسفند 1329 نفت ایران ملی شد.
لینک کانال مدیریت در اقتصاد نفت آلود: @FastNevis
از پنجره بیرون را تماشا می کنم جوانی ۲۰، ۳۰ ساله که ماسکی تیره هم به چهره دارد و با لباسی تیره تر چند بار می رود و می آید، حسابی هم مواظب دوروبرش است.
بیراه نیست اگر در پایان سال ناملایمات و پر از محنت، فکر کنم که قصد خوبی در سر نداشته باشد.
در این حال ناگهان شروع به دویدن می کند و پرش از یک مانع یک و نیم متری و چرخشی در هوا با مهارتی مثال زدنی.
پارکور باز است!
خیالم کمی راحت می شود، پیرمردی که در کنارش با زحمت راه می رفت، با حرارت شروع به کف زدن و تشویقش می کند.
در لابه لای نالطفی های زمانه، شاید این اتفاقات متوسط چیزی است که کم داریم. همین چیزهایی که به سادگی اسباب شادی اند و از مدارای مردم با هم به دست می آیند.
مدارا با دیگرانی که علاقه ای متفاوت دارند و ضرری به کسی نمی رسانند و گاهی حتی منفعتی از جنسی متفاوت.
آرزوی فراگیر شدن 《خوی مدارا و سهل گیری》 برای کشور و مردمانم دارم؛ مدارایی که بی تردید شادمانی می بخشد و همه مان را در کنار هم نگه می دارد.
شادباش نوروز خدمت همه ی دوستان و همراهان
@FastNevis
بیراه نیست اگر در پایان سال ناملایمات و پر از محنت، فکر کنم که قصد خوبی در سر نداشته باشد.
در این حال ناگهان شروع به دویدن می کند و پرش از یک مانع یک و نیم متری و چرخشی در هوا با مهارتی مثال زدنی.
پارکور باز است!
خیالم کمی راحت می شود، پیرمردی که در کنارش با زحمت راه می رفت، با حرارت شروع به کف زدن و تشویقش می کند.
در لابه لای نالطفی های زمانه، شاید این اتفاقات متوسط چیزی است که کم داریم. همین چیزهایی که به سادگی اسباب شادی اند و از مدارای مردم با هم به دست می آیند.
مدارا با دیگرانی که علاقه ای متفاوت دارند و ضرری به کسی نمی رسانند و گاهی حتی منفعتی از جنسی متفاوت.
آرزوی فراگیر شدن 《خوی مدارا و سهل گیری》 برای کشور و مردمانم دارم؛ مدارایی که بی تردید شادمانی می بخشد و همه مان را در کنار هم نگه می دارد.
شادباش نوروز خدمت همه ی دوستان و همراهان
@FastNevis
Forwarded from ماهنامه پیشران
9712_دانشگاه_کارآفرین_را_فراموش.pdf
255.3 KB
Forwarded from رایان راهبرد چابکHRM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مدیر عملیات منابع انسانی در مصاحبه ای رموز موفقیت گوگل در جذب، نگهداشت و توسعه ی کارکنان و مدیران نوآور را منتشر کرد. دیدن دقیق این مصاحبه به مدیران شرکتها و سازمانها توصیه می شود.
مشاهده مصاحبه ی کامل و دوبله شده "لین هورنسی" در این لینک
https://isurvey.ir/1home/google-hr-manager-interview/guruprograms/0-.html
عضویت در کانال: @RayanHRM
مشاهده مصاحبه ی کامل و دوبله شده "لین هورنسی" در این لینک
https://isurvey.ir/1home/google-hr-manager-interview/guruprograms/0-.html
عضویت در کانال: @RayanHRM
درسی از آشپزی
اجرای پروژه های بهبود مدیریتی و استقرار مدلهایی که از بهینه کاوی نمونه های موفق حاصل می شوند، مخصوصاً در حیطه مدیریت منابع انسانی غالباً زمان بر هستند و دستیابی به نتایج مطلوب، اگر مدل، متد و روش مناسبی انتخاب شده باشد؛ آمادگی و بستر پذیرش تغییر هم موجود باشد، محتاج دقت و توجه و مراقبت بالایی است.
قابل پیش بینی است که عجله کردن در برنامه ریزی این دسته از پروژه ها، نتایج درخوری به دست ندهد؛ همانطور که یک آشپز ماهر با یک دستور پخت خواستنی، زمان زیادی برای آماده کردن ملزومات و سپس پخت و آماده ی سرو نمودن غذا صرف می کند. اگر از آشپز ماهر غذایی آنی طلب کنیم، چیزی بیش از نیمرو و املت گیرمان نخواهد آمد؛ از آشپز تحت فشار و اجبار هم، جز غذایی سوخته و یا بی مزه، نمی توان انتظار داشت.
از سوی دیگر، رها کردن پروژه های بهبود به امید نتیجه نهایی هم منطقی نیست و ممکن است سازمان را به ناکجا آباد بکشاند. پایش مداوم پیشرفت و حصول اطمینان از تطابق با برنامه ها و انتظارات در مراحل مختلف اجرا، ابزار خوبی برای محک زدن و احیاناً تغییرات جزئی (Fine Tuning) در روند استقرار هستند. آشپز ماهر از چشیدن و کم و زیاد کردن ادویه و شعله و حتی مواد اولیه غافل نمی ماند!
@FastNevis
اجرای پروژه های بهبود مدیریتی و استقرار مدلهایی که از بهینه کاوی نمونه های موفق حاصل می شوند، مخصوصاً در حیطه مدیریت منابع انسانی غالباً زمان بر هستند و دستیابی به نتایج مطلوب، اگر مدل، متد و روش مناسبی انتخاب شده باشد؛ آمادگی و بستر پذیرش تغییر هم موجود باشد، محتاج دقت و توجه و مراقبت بالایی است.
قابل پیش بینی است که عجله کردن در برنامه ریزی این دسته از پروژه ها، نتایج درخوری به دست ندهد؛ همانطور که یک آشپز ماهر با یک دستور پخت خواستنی، زمان زیادی برای آماده کردن ملزومات و سپس پخت و آماده ی سرو نمودن غذا صرف می کند. اگر از آشپز ماهر غذایی آنی طلب کنیم، چیزی بیش از نیمرو و املت گیرمان نخواهد آمد؛ از آشپز تحت فشار و اجبار هم، جز غذایی سوخته و یا بی مزه، نمی توان انتظار داشت.
از سوی دیگر، رها کردن پروژه های بهبود به امید نتیجه نهایی هم منطقی نیست و ممکن است سازمان را به ناکجا آباد بکشاند. پایش مداوم پیشرفت و حصول اطمینان از تطابق با برنامه ها و انتظارات در مراحل مختلف اجرا، ابزار خوبی برای محک زدن و احیاناً تغییرات جزئی (Fine Tuning) در روند استقرار هستند. آشپز ماهر از چشیدن و کم و زیاد کردن ادویه و شعله و حتی مواد اولیه غافل نمی ماند!
@FastNevis