جرعه ای از جام علی (ع)
238 subscribers
4 photos
368 links
و لا تَکُن عَبدَ غَیرِکَ و قد جَعَلَکَ اللهُ حُرَّاً
Download Telegram
S.Mohsen.davazdahemami
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
"حکمت و فرزانگی"
(۱۲)
چه رابطه ای میان تهیدستی و سختی اوضاع زندگی مردم با عدم شایستگی مسئولان و ناکارآمدی حکومت وجود دارد؟
قال علی(ع):

(فَإِنَّ الْعُمْرَانَ مُحْتَمِلٌ مَا حَمَّلْتَهُ وَ إِنَّمَا يُؤْتَي خَرَابُ الأَْرْضِ مِنْ إِعْوَازِ أَهْلِهَا وَ إِنَّمَا يُعْوِزُ أَهْلُهَا لإِِشْرَافِ أَنْفُسِ الْوُلاَهِ عَلَي الْجَمْعِ و سُوءِ ظَنِّهِمْ بِالْبَقَاءِ وَ قِلَّهِ انْتِفَاعِهِمْ بِالْعِبَرِ)

واقعیت آن است که بهبود اوضاع معیشتی و رونق، موجب انجام تعهدات و تحقق خواسته ها می شود. این یک حقیقت است که خرابی و بی حاصلی سرزمین، به دلیل تنگدستی و گرفتاری مردم است و این تهیدستی و بدبختی مردم، ناشی از زیاده خواهی و زر اندوزی حاکمان، بی اعتمادی و عدم ثبات جایگاه و بی توجهی متولیان به عبرت ها و نیاموختن از تاریخ و سرگذشت دیگران است.

نهج البلاغه-نامه۵۳
🌺🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺
S.Mohsen.davazdahemami
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🍃🌸
🍃🌺🌺🍃🌺 🌺🍃🌸
🌼🍃🌸
🍃🌸
🌺

"حکمت و فرزانگی"
(۱۳)

چرا مداحی و تملق گویی و عدم نقادی قدرت، شیوه ای ناپسند و نا مطلوب است؟
راه رهایی از تک صدایی و برون رفت از انسداد و خودشیفتگی چیست؟

قال علی (ع):
.
(فَلاَ تُكَلِّمُونِي بِمَا تُكَلَّمُ بِهِ الْجَبَابِرَهُ وَ لاَ تَتَحَفَّظُوا مِنِّي بِمَا يُتَحَفَّظُ بِهِ عِنْدَ أَهْلِ الْبَادِرَهِ وَ لاَ تُخَالِطُونِي بِالْمُصَانَعَهِ و لا تظنوا بی استثقالا فی حق قیل لی و لا التماس اعظام نفسی..فلا تکفوا عن مقاله بحقْ أَوْ مَشُورَهٍ بِعَدْلٍ فَإِنیِّ لَسْتُ ِفی نَفْسِي بِفَوق ان أُخْطِئَ وَ لاَ آمَنُ ذَلِكَ من فْعلی الا ان یکفی الله من نفسی)


ای مردم، همانند سخن با مستبدان و ستمگران، با من سخن نگویید. محافظه کاری و پنهان ‌کاری نکنید. چاپلوس و متملق نباشید، گمان نکنید که شنیدن سخن حق، برای من سنگین و ناپسند است...ای مردم، نباید از بیان واقعیت و سخن حق، خود داری کنید. شما نباید از نظردهی و نقادی، پرهیز و دوری کنید. حقیقت آن است که من خودم را مصون از خطا و منزه از اشتباه در امور نمی دانم مگر آن که خداوند مرا دستگیری و کمک کند.


نهج البلاغه- خطبه۲۱۶
🌺🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺
S.Mohsen.davazdahemami
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
"حکمت و فرزانگی"
(۱۴)

پارسایی چیست و پرهیزکار کیست؟
قال علی(ع):

(يَعْفُو عَمَّنْ ظَلَمَهُ وَ يُعْطِي مَنْ حَرَمَهُ وَ يَصِلُ مَنْ قَطَعَهُ بَعِيداً فُحْشُهُ لَيِّناً قَوْلُهُ غَائِباً مُنْكَرُهُ حَاضِراً مَعْرُوفُهُ مُقْبِلاً خَيْرُهُ مُدْبِراً شَرُّهُ فِي الزَّلاَزِلِ وَقُورٌ وَ فِي الْمَكَارِهِ صَبُورٌ وَ فِي الرَّخَاءِ شَكُورٌ لاَيَحِيفُ عَلَي مَنْ يُبْغِضُ وَ لاَيَأْثَمُ فِيمَنْ يُحِبُّ يَعْتَرِفُ بِالْحَقِّ قَبْلَ أَنْ يُشْهَدَ عَلَيْهِ لاَيُضِيعُ مَا
اسْتُحْفِظَ و لاَيَنْسَي مَا ذُكِّرَ)

انسان پرهیزکار، از ستمی که بر او رفته است، می گذرد و آن که را موجب حرمان او شده، می بخشد. با آن که قطع ارتباط کرده است، آمد و شد می کند. سخن زشت و ناپسند نمی گوید. نرمش در گفتمان و آرامش در سخنان دارد. زشتی، از او دور است و نیکی در او نمایان. به دیگری خوبی و خیر می رساند و نه زشتی و بدی. در دشواری ها آرامش دارد و در سختی ها، صبوری می کند. در خوشی ها، شاکر و سپاس گزار است. بر آن که علیه او بغض و دشمنی می ورزد، ستم نمی کند و در دوست داشتن ها، مرتکب گناه نمی شود. پیش از آن که شاهدی علیه او باشد، خودش به حقیقت اعتراف می کند. آن چه را به او سپرده اند، بی ارزش و تباه نمی سازد. پیمان و قراری را که بر آن بوده است ، فراموش نمی کند.



نهج البلاغه-خطبه۱۹۳
🌺🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺
S.Mohsen.davazdahemami
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
"حکمت و فرزانگی"
(۱۵)

از مهم ترین دستاوردهای دولت و کارکردهای حکمرانی چیست؟
قال علی(ع):

(إِنَّ أَفْضَلَ قُرَّهِ عَيْنِ الْوُلاَهِ اسْتِقَامَهُ الْعَدْلِ فِي الْبِلاَدِ وَ ظُهُورُ مَوَدَّهِ الرَّعیه و إِنَّهُ لاَ تَظْهَرُ مَوَدَّتُهُمْ إِلاَّ بِسَلاَمَه صدورِ هِمْ وَ لاَ تَصِحُّ نَصِيحَتُهُمْ إِلاَّ بِحِيطَتِهِمْ عَلَي وُلاَهِ الأُْمُور ِوَ قِلَّهِ اسْتِثْقَال دُوَلِهِمْ وَ تَرْكِ اسْتِبْطَاءِ انْقِطَاعِ مُدَّتِهِمْ فافْسَحْ فِي آمَالِهِمْ)


برترین افتخار و آسوده خاطری برای حاکمان، برپایی عدالت در جامعه و کسب اعتماد و رضایت مردم است. این یک حقیقت است که رسیدن به رضایت همگانی، در گرو حمایت قلبی مردم است. خیر خواهی مردم، حاصل نمی شود مگر آن که مردم با میل و رغبت از حاکمان حمایت کنند و حکومت آنها را پر مشقت و غیر قابل تحمل ندانند و آرزوی سر آمدن و زوال دولت آنان را نداشته باشند پس(ای والی) باید به خواسته ها، آرزوها و زندگی مردم توجه نمود.

نهج البلاغه- نامه۵۳
🌺🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺
S.Mohsen.davazdahemami
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🍃🍃
🌺🍃🌸🍃🌺🌺🍃🌸🍃🌺 🍃🌺🍃🌸🍃🌺🌼
🍃🌸🍃🌺🍃
🌸🍃🌺


"حکمت و فرزانگی"
(۱۶)
توهم معصومیت، دانای کل بودن و برگزیده دانستن خویشتن، چگونه نمود و ظهور دارد و چه نتائجی به بار می آورد؟

قال علی(ع):

(جَاهِلٌ خَبَّاطُ جَهَالاَتٍ عاشٍ رَكَّابُ عَشَوَاتٍ لمْ يَعَضَّ عَلَي الْعِلْمِ بِضِرْسٍ قَاطِعٍ.. لاَ يَحْسَبُ الْعِلْمَ فِي شَيْءٍ مِمَّا أَنْكَرَه و لا یریُ أَنَّ مِنْ وَرَاءِ مَا بَلَغَ مَذْهَباً لِغَيْرِه و انِ أَظْلَمَ عَلَيْهِ أَمْرٌ اكْتَتَمَ بِهِ لِمَا يَعْلَمُ مِنْ جَهْلِ نَفْسِه تصْرُخُ مِنْ جَوْرِ قَضَائِهِ الدِّمَاءُ وتَعَجُّ مِنْهُ الْمَوَارِيثُ)

او یک بی خرد است که بر اساس بافته ها و توهم خویش سیر می کند. بر مرکب تاریکی ها، بسیار سوار می شود. بر هیچ دانشی آگاهی کامل و درستی ندارد.. برای آن چه باور ندارد و معتقد نیست، ارزش و اعتبار علمی قائل نیست. بر این اعتقاد است که غیر از دریافت و باور او، هیچ دیدگاه و اعتقادی، معتبر و مشروع نیست. اگر پدیده یا امری را نشناسد یا بر او مشگل آید، پرده ای بر آن می افکند و آن را پوشیده دارد زیرا نمی داند و بر آن است تا نادانی او پنهان بماند.
از داوری و قضاوت او، فریاد و فغان بلند است، برای خونهایی که از حُکم او بر روی زمین ریخته شده و برای میراثی که از داوری او بر باد رفته است.



نهج البلاغه-خطبه۱۷
🌺🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺
S.Mohsen.davazdahemami
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
"حکمت و فرزانگی"
( ۱۷)

چرا حریم شخصی افراد باید حرمت داشته باشد؟ آیا حکومت می تواند در حوزه خصوصی و زندگی شخصی مردم دخالت و دست اندازی کند؟
قال علی(ع):
(وَ لْيَكُنْ أَبْعَدَ رَعِيَّتِكَ مِنْكَ وَ أَشْنَأَهُمْ عِنْدَكَ أَطْلَبُهُمْ لِمَعَايِبِ النَّاسِ فَإِنَّ فِي النَّاسِ عُيُوباً الْوَالِي أَحَقُّ مَنْ سَتَرَهَا فَلاَ تَكْشِفَنَّ عَمَّا غَابَ عَنْكَ مِنْهَا فَإِنَّمَا عَلَيْكَ تَطْهِيرُ مَا ظَهَرَ لَكَ و اللَّهُ يَحْكُمُ عَلَي مَا غاب عنک فَاسْتُرِ الْعَوْرَهَ مَا اسْتَطَعْتَ يَسْتُرِ اللَّهُ مِنْكَ مَا تُحِبُّ سَتْرَهُ مِنْ رَعِيَّتِكَ)
(ای والی)
باید دور ترین مردم و شوم ترین اشخاص در نزد تو، کسی باشد که سَر در کار خلق خدا کند و عیب مردم بجوید. این یک واقعیت است که در میان مردم، نشایدها و عیب هایی است که زمامدار باید بیشترین راز دار باشد پس نباید تجسس کنی و در حوزه خصوصی و نهانی های مردم دخالت کنی. سزاوار و بایسته آن است که سِر بپوشانی و گناه بشویی، این خداوند است که در مورد نهانی ها داوری می کند بنابر این تا توان داری پرده پوشی کن و محسوس و نامحسوس، در اندرون و نهان مردم نگاه نکن و حاکمان اگر چنین کنند، خدای هم نهان آنان بر مردم پوشیده دارد.

نهج البلاغه- نامه۵۳
🌺🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺
S.Mohsen.davazdahemami
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
"حکمت و فرزانگی"
(۱۸)

دعا چیست؟ چه رابطه ای میان درخواست و آگاهی یا مسالت و معرفت وجود دارد؟

در میان مقام های معنوی، شاید هیچ منزلت و موهبت همانند "دعا" نباشد.
"دعا"، آهنگ و صدایی است دلپذیر برای رسیدن به اوج و قُرب. برای همین است که "دعا" را "حقیقت عبادت دانسته اند."
(الدعاء مخ العباده) "دعا" یعنی ندا، خواستن، خواندن، تضرع، استغاثه، از خدا خواستن و خدای خوانی.
"دعا" به معنای مدح، حمد و ستایش کردن نیز هست."دعا"، نوعی خواستن است. درخواست و اظهار نیاز کردن. نیاز به دیگری. آن غیر و دیگری و آن خواسته و خواهش، هرچه والاتر و عالی تر باشد، این درخواست و راز و نیاز، ارج و اجر بیشتری دارد. در حقیقت میان مسالت و معرفت یا درخواست و دانش، نوعی رابطه معنا داری است یعنی شناخت آن که او را می خوانیم یا آن که او را محبوب می دانیم با آن چه از او مسالت و در خواست داریم، ارتباط وجود دارد. در فرآیند دعا کردن و خدای خوانی، هر چه معرفت، قابلیت و ظرفیت وجودی ما بیشتر باشد، خواسته ها و همچنین داده ها و عطا و بخشش، والاتر و بالاتر خواهد بود. روح انسان، امری متعالی و آسمانی است و کرانمند نیست و اندازه های زمینی و محدوده های مادی، گنجایش آن را ندارد بنابر این نمی توان بیکرانگی و معنویت را تفسیری مادی نمود. شاید یکی از ملالت های موج مدرنیته که موجب دلتنگی و آشفتگی انسان مدرن شده است، همین بی توجهی به امر بیکرانگی و آسمانی بودن انسان است. مقوله ای که "تنهایی" انسان را رقم زده است و چه تنهایی دلگیر تر از دور افتادگی آدمی از اصل خویش و چه غربتی غمگین تر از فراموش کردن فطرت خویش. "دعاکردن"، یکی از راهبرد ها برای رهایی از این تنگنا و سرخوردگی انسان امروز است یعنی موجب آرامش آدمی، توجه به منبع و سرچشمه نور است. اهالی راز گفته اند: از "خواستن" خدا تا "رسیدن" به خدا، راهی نیست.
(اذاسالک عبادی عنی فانی قریب)
"خدایی که در این نزدیکی است. لای این شب بوها" بشرط آن که آدمی از حجاب خود خواهی، برخیزد و تنها خدا را بخواند و از او استمداد بجوید. کسی که خدای را می خواند برای کشف و شهود و آرامش، باید نظر محبوب را جلب کند، با اظهار تواضع و خاکساری، با تضرع و زاری، با استغاثه و درخواست. این یعنی:
"به عذر نیم شبی کوش و گریه سحری"
با گذاشتن و گذشتن. باید ببخشد تا بخشیده شود(ولیعفوا و لیصفخوا الا تحبون ان یغفرالله لکم) وقتی دل، بی شائبه و بی کینه شد، تابش خورشید معرفت، درون را بیشه ای از نور می سازد. با عشق ورزیدن، ذره وجود او تا بیکرانه ها امتداد می یابد. این دگرگونی، با "دعا کردن" و خدا را خواندن ممکن خواهد بود.

قال علی(ع):
(واعْلَمْ أَنَّ الَّذِي بِيَدِهِ خَزَائِن ُ السَّمَاوَاتِ وَ الأَْرْضِ قَدْأَذِنَ لَكَ فِي الدُّعَاءِ وَ تَكَفَّلَ لَكَ بِالإِْجَابَهِ وَ أَمَرَكَ أَنْ تَسْأَلَهُ لِيُعْطِيَكَ و َتَسْتَرْحِمَه ُ لِيَرْحَمَكَ وَلَمْ يَجْعَلْ بَيْنَكَ وَ بَيْنَهُ مَنْ يَحْجُبُكَ عَنْهُ وَ لَمْ يُلْجِئْكَ إِلَي مَنْ يَشْفَعُ لَكَ إِلَيْه وَ لَمْ يَمْنَعْكَ إِنْ أَسَأْتَ مِنَ التَّوْبَهِ وَ لَمْ يُعَاجِلْكَ بِالنِّقْمَهِ وَ لَمْ يُعَيِّرْكَ بِالإِْنَابَهِ وَ لَمْ يَفْضَحْكَ حَيْثُ الْفَضِيحَهُ بِكَ أَوْلَي وَ لَمْ يُشَدِّدْ عَلَيْكَ فِي قَبُولِ الإِْنَابَهِ وَ لَمْ يُنَاقِشْكَ بِالْجَرِيمَه و لم یویسک من الرحمه)

"بدان، پروردگاری که گنجینه های آسمان ها و زمین را در اختیار دارد، تو را اجازه داده است تا او را بخوانی(دعا کنی) و خودش عهده دار اجابت تو شده است. خدای از تو خواسته او را بخوانی تا عطایت کند و بخواهی تا تو را ببخشد و او بگذارد وبگذرد. میان خودش و خودت، دری و دربانی نگذاشت تا سفارش و
شفاعت تو کنند. اگر بدی کردی و با بدان بودی، بر تو راه بازگشت نگرفت و نبست و بر تنبیه و تقبیح تو تعجیل نداشت. در مسیر بازگشت، تو را سرزنش نکرد. آن زمان که سزاوار رسوایی بودی، پرده از نهان تو بر نداشت و رازت را آشکار ننمود. برای بازگشت و پذیرش عذر تو، سخت نگرفت و برای مواخذه و جریمه کردن تو ستیز نداشت و تو را از بخشیده شدن و مرحمت، مایوس و نا امید نساخت."


نهج البلاغه- نامه۳۱


🌺🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺
S.Mohsen.davazdahemami
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🍃🍃
🌺🍃🌸🍃🌺🌺🍃🌸🍃🌺 🍃🌺🍃🌸🍃🌺🌼
🍃🌸🍃🌺🍃
🌸🍃🌺


"حکمت و فرزانگی"
(۱۹)
ریاکاری، ظاهر سازی و مَظاهِر تَظاهر، چگونه نمود و ظهور دارد؟
زهد ریایی و بازیگری، چه بر سَرِ دانش و بینش و شخصیت می آورد؟
قال علی (ع):
(لاَتَكُنْ مِمَّنْ يَرْجُو اﻵْخِرَهَ بِغَيْرعَمَلٍ..يَقُولُ فِي الدُّنْيَا بِقَوْلِ الزَّاهِدِينَ وَ يَعْمَلُ فِيهَا بِعَمَلِ الرَّاغِبِينَ إِنْ أُعْطِيَ مِنْهَا لَمْ يَشْبَعْ وَ إِنْ مُنِعَ مِنْهَا لَمْ یقنع..يَنْهَي وَ لاَ يَنْتَهِي وَ يَأْمُرُ بِمَا لاَ يَأْتِي يُحِبُّ الصَّالِحِينَ وَلاَيَعْمَلُ عَمَلَهُمْ و يُبْغِضُ الْمُذْنِبِينَ وَهُوَ أَحَدُهُمْ يَكْرَهُ الْمَوْتَ لِكَثْرَهِ ذُنُوبِهِ وَ يُقِيمُ عَلَي مَايَكْرَهُ الْمَوْتَ مِنْ اجله..يَصِفُ الْعِبْرَهَ وَ لاَيَعْتَبِرُوَ يُبَالِغُ فِي الْمَوْعِظَهِ وَلاَيَتَّعِظُ فَهُوَ بِالْقَوْلِ مُدِلٌّ وَ مِنَ الْعَمَلِ مُقِلٌّ يُنَافِسُ فِيمَا يَفْنَي وَيُسَامِحُ فِيمَا يَبْقَي يَرَي الْغُنْمَ مَغْرَماً وَالْغُرْمَ مَغْنَماً..فَهُوَ عَلَي النَّاسِ طَاعِنٌ وَ لِنَفْسِهِ مُدَاهِنٌ اللَّهْوُ مَعَ الأَْغْنِيَاءِ أَحَبُّ إِلَيْهِ مِنَ الذِّكْرِ مَعَ الْفُقَرَاءِ يَحْكُمُ عَلَي غَيْرِهِ لِنَفْسِهِ وَ لاَ يَحْكُمُ عَلَيْهَا لِغَيْرِهِ يُرْشِدُ غَيْرَهُ وَ يُغْوِي نَفْسَهُ فَهُوَ يُطَاعُ وَ يَعْصِي وَ يَسْتَوْفِي وَ لاَ يُوفِي)

از آنان مباش که آخرت و عاقبت را بدون اقدام و عمل می جوید..
از آنان که گفتار پارسایان و زاهدان را می گوید اما چون راغبان و دوستداران
دنیا رفتار می کند، اگر متاعی از دنیا به او برسد، سیر نمی شود و اگر از او منع کنند، قانع نمی شود..دیگران را نهی و منع می کند اما خودش از بدی و مُنکَر باز نمی ایستد. به چیزی دعوت و امر می کند که خودش بدان عمل نمی کند. نیکی و نیکان را دوست دارد اما اهل نیکوکاری نیست. گناهکاری و بدکرداری را ناستوده و دشمن دارد اما خودش از جماعت خلافکاران است. برای خلاف و گناه زیاد، از مرگ هراس دارد اما همان کاری را انجام می دهد که برای آن از مرگ می ترسد..از عبرت ها و آموختن از تاریخ، سخن می گوید اما خودش هیچ عبرت و درسی از آن نمی گیرد. در موعظه و نصیحت کردن، بسیار مبالغه می کند اما اثری از وعظ و اندرز در زندگی او نیست. در سخن سرایی، بلند مرتبه است اما در رفتار و کردار، دون پایه و بی اعتبار است. بر دنیا مداری و از دست رفتنی ها، شتاب دارد اما بر مانایی و جاودانه ها سهل انگار است. غنیمتِ بخشش و سود دهی گذشت را خسارت می داند اما آن چه زیان و خسارت است را سود و غنیمت می شمارد..نسبت به مردم سخت گیر است و طعنه می زند اما نسبت به خودش، سهل انگار و بی تفاوت است. سرگرمی با توانگران را بیشتر از به یاد خدا بودن، در دستگیری از تنگدستان، دوست دارد. برای منفعت خویش، به ضرر دیگری حکم می دهد اما حاضر نیست برای حقوق دیگری، به زیان خویش داوری کند. دیگری را راهنمایی می کند اما خودش را گمراه می سازد.
از او اطاعت و پیروی می شود اما خودش قانون شکنی و نافرمانی می کند، حقوق خویش را تمام و کمال می گیرد اما حقوق دیگری را تضییع و نادیده می گیرد.



نهج البلاغه-حکمت۱۵۰
🌺🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺
ْ
S.Mohsen.davazdahemami
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🍃🍃
🌺🍃🌸🍃🌺🌺🍃🌸🍃🌺 🍃🌺🍃🌸🍃🌺🌼
🍃🌸🍃🌺🍃
🌸🍃🌺


"حکمت و فرزانگی"
(۲۰)
جهل مقدس چیست و رویارویی علی با دینداران نادان چگونه است؟

تبعیض و بی عدالتی، نظام طبقاتی و ایجاد یک ساختار اقلیت گرا بنام دین، موجب یک شورش و نارضایتی مردمی علیه حاکمیت دینی، در سال سی و پنج هجری شد. با کشته شدن خلیفه سوم، مردم برای تحقق عدالت و کرامت، به سراغ "علی" رفتند(ینثالون علی من کل جانب.خ۳) امام "علی"، بعنوان اولین ‌
حاکم اسلامی، با رای و انتخاب مردم، به قدرت رسید. با آغاز زمامداری، سه جریان با حکومت او به ستیز برخاستند(فلما
نهضت بالامرنکثت طائفه ومرقت اخری وقسط الاخرون.خ۳)عده ای پیمان شکن (ناکثین)، جماعتی افراطی و تندخو
(مارقین) و گروهی دیگر، ظالم و بیدادگر(قاسطین). "ناکثین"، اصحاب جمل، مخالفان برابری بودند و باعث بحران بصره شدند. "مارقین"، خوارج نهروان، تندروهای افراطی که اهل دانایی و آگاهی نبودند. "قاسطین"، اصحاب معاویه و سپاه شام که با آزادی نسبتی نداشتند. پنج سال حکومت امام علی، در مواجهه با آنها گذشت. از همه سخت تر، رویارویی با "دینداران نادان" بود. همان بیخردان که به نام "خدا"، به روی "خلق" تیغ می کشیدند و تقرب و تقدس را در انتقام و قتل می دانستند."خوارج"، اولین گفتمان و شیوه داعشی و طالبانی از دین در تاریخ اسلام اند. آنها دچار نوعی بیماری بدخیم در باور یعنی "جهل مقدس" بودند. یک مرض مسری بسان هاری که تنها همانند "علی"، جرات رویارویی با فراگیری این بیماری واگیر دار را دارد(لم یکن لیجترا
علیهااحدغیری بعدآن ماج غیهبها واشتد
کلبها.خ۹۳)آنها با ایمانی لبریز از نادانی، می تاختند و می کشتند و شنوای سخن خردمندانه نبودند(ایتهاالفرقه التی اذاامرت لم تطع خ۱۸۰) نه قانون و کتاب خدا و نه برهان و استدلال(قددارستکم الکتاب و
فاتحتکم الحجاج.خ۱۸۰)سرگردان در وادی
گمراهی و نادانی(ارتکاسهم فی الضلال و العمی..و جماهم فی التیه.خطبه۱۸۰) قشری نگری، احساسی بودن و تصمیم گیری بدون تعقل و نتیجه گیری شتابان، تعصب بر ظواهر و تظاهر بر مناسک، از مشخصات آنها بود. این سطحی نگری موجب نوعی کژتابی بود. این جماعت هر که را متفاوت از باور و مرام خویش می یافتند، متهم و تکفیر می کردند.
در گزارش"ابن عباس" از اردوگاه خوارج در حرورا آمده: "پیشانی پینه بسته و لباس هایی مندرس دارند اما پابرجا و مصمم اند." (جباهم قرحه،علیهم قمص مرحضه وهم مشمرون)آنها بدنبال میراندن و مردن بودند. دنیا در نظر آنان یعنی دار الکفر و دار الایمان و دنیای ایمان ایشان، بسان خودشان، بسیار مضیق و محقر است. در نظر این مقدسان جاهل، هرکه با برداشت آنها همراهی نداشت یا مخالف بود، بی دین بود و باید حذف و کشته می شد حتی زنان و کودکان. در باور این متدینان نادان، "علی" نیز برای مخالفت با نظر آنها، بی دین شده بود پس برای تقرب و رضای خدا، علی را در شب قدر ترور کردند تا ارج و اجر بیشتری داشته باشند. در نگرش امام علی، پدیده جهل مقدس و خصلت سبک سری دینی، در گردش روزگار و آمد و شد عصرها و نسل ها، همواره ماندگار و مصیبت بار است.(لاوالله انهم نطف فی اصلاب الرجال. خ۶۰) این سفیهان مقدس ماب، ابزار التهاب در دست سیاست بازان و اهل تزویر می شوند. آنها بدون داشتن بینش درست و معرفت به حقیقت دین یعنی کرامت و انسانیت، سلاح در دست دارند و با انگشت اتهام، دیگران را نشانه گرفته اند. بر بیگناه و خطا کار هجوم می آورند و در این ستیز و ظلم بر مردمان، بر این باور هستند که جهاد در راه خدا می کنند و حال آن که در دستان ابلیس، اسیر و ابزار شده اند.

(فَلِمَ تُضَلِّلُونَ عَامَّهَ أُمَّهِ مُحَمَّدٍ بِضَلاَلِي وَ تَأْخُذُونَهُمْ بِخَطَئِي وَ تُكَفِّرُونَهُم بِذُنُوبِی سُيُوفُكُمْ عَلَي عَوَاتِقِكُمْ تَضَعُونَهَا مَوَاضِعَ الْبُرْءِ وَ السقم و تَخْلِطُونَ مَنْ أَذْنَبَ بِمَنْ لَمْ یذنب..ثُمَّ أَنْتُمْ شِرَارُ النَّاسِ و مَنْ رَمَي بِهِ الشَّيْطَانُ مَرَامِيَهُ وضربَ بِه تیهه)



نهج البلاغه-خطبه۱۲۷


🌺🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺
S.Mohsen.davazdahemami
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🍃🌸
🍃🌺🌺🍃🌺 🌺🍃🌸
🌼🍃🌸
🍃🌸
🌺

"حکمت و فرزانگی"
(۲۱)

نشانه های وارونگی فرهنگی و چرخش های یک مرام و ایدئولوژی چیست؟
چرا آسیب شناسی جامعه و نقادی نظام دینی، یک ضرورت است؟
قال علی (ع):

(سَيَأْتِي عَلَيْكُمْ مِنْ بَعْدِي زَمَانٌ لَيْسَ فِيهِ شَيْءٌ أَخْفَي مِنَ الْحَقِّ وَ لاَ أَظْهَرَ مِنَ الْبَاطِلِ وَ لاَ أَكْثَرَ مِنَ الْكَذِبِ عَلَي اللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ
لَيْسَ عِنْدَ أَهْلِ ذَلِكَ الزَّمَانِ سِلْعَهٌ أَبْوَرَ مِنَ الْكِتَابِ إِذَاتُلِيَ حَقَّ تِلاَوَتِهِ وَ لاَ أَنْفَقَ مِنْهُ إِذَا حُرِّفَ عَنْ مَوَاضِعِهِ و لا فی البلاد شیء انکر من المعروف و لا اعرف من المنکر..
کانهم ائمه الکتاب و لیس الکتاب امامهم فلم یبق عندهم منه الا اسمه و لا یعرفون الا خطه و زبره و من قبله ما مثلوا بالصالحین کل مثله و سموا صدقهم علی الله فریه و جعلوا فی الحسنه عقوبه السیئه)

زمانه و زمینه ای می شود که در آن، چیزی چون راستی و حقیقت، ناپیدا و پوشیده نمی شود و چیزی چون ناراستی و باطل، آشکار و جلوه گر نیست. دروغ بستن بر خدا و پیامبر، سکه رایج است. در میان اهالی این زمانه، قرائت و تفسیر درستِ قرآن، بهایی ندارد اما تحریف و وارونگی آن، مورد توجه و اقبال است. در این زمانه و سرزمین، هیچ چیزی چون راستی و درستی، ناشناخته نیست و چیزی چون ناراستی، معروف و شناخته شده نیست..
تو گویی آنها خویشتن را پیشوای کتاب(قرآن) می خوانند و پیرو و تابع آن نمی دانند. از قرآن، تنها یک نام مانده است و غیر از نوشتار( ظاهر)، حقیقتی از آن نمی دانند. آنها پیش از آن که بدین رویه
(وارونگی)رفتار کنند، شایستگان را سرکوب و مجازات کرده اند و دغدغه ها و خیرخواهی نخبگان را دشمنی و بهتان بر خدا دانسته اند و نیکویی نیک اندیشان را، پاداشی بد و ناپسند داده اند.



نهج البلاغه- خطبه۱۴۷
🌺🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺
S.Mohsen.davazdahemami
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
"حکمت و فرزانگی"
(۲۲)

چگونه می شود بحران مشروعیت و خدشه دار شدن اعتماد عمومی را از بین برد؟
چرا حاکمان موظف به توضیح دادن و عذر خواهی از مردم هستند؟
قال علی(ع):

(و إِنْ ظَنَّتِ الرَّعِيَّهُ بِكَ حَيْفاً فَأَصْحِرْ لَهُمْ بِعُذْرِكَ وَ اعْدِلْ عَنْكَ ظُنُونَهُمْ بِإِصْحَارِكَ فَإِنَّ فِي ذَلِكَ رِيَاضَهً مِنْكَ لِنَفْسِكَ وَ رِفْقاً بِرَعِيَّتِكَ و اعذارا تبلغ به حاجتک من تقویمهم علی الحق)

اگر رفتار و مدیریت تو، موجب سلب اعتماد عمومی و گمانه زنی هایی در باره ستمگری و اجحاف تو شود پس صریح و آشکار، برای این سوء ظن و بد رفتاری،
به مردم توضیح بده و از آنها عذرخواهی کن. تلاش کن با بیان حقیقت و شفاف سازی، این بی اعتمادی و بی اعتباری را چاره اندیشی کنی. درحقیقت چنین تدبیری، نوعی بازخوانی و خویشتنداری و مدارا نمودن با مردم است، این عذر خواهی و شفاف سازی، اگر چه پر زحمت است اما موجب تحکیم رابطه میان مدیریت و مردم است.


نهج البلاغه- نامه۵۳


🌺🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺
S.Mohsen.davazdahemami
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🍃🌸
🍃🌺🌺🍃🌺 🌺🍃🌸
🌼🍃🌸
🍃🌸
🌺

"حکمت و فرزانگی"
(۲۳)

رهبران و مدعیان عدالت خواهی و مردم گرایی چگونه باید زندگی کنند؟
قال علی(ع):

(انَّ اللَّهَ تَعَالَي فَرَضَ عَلَي أَئِمَّهِ الْعَدْلِ أَنْ يُقَدِّرُوا أَنْفُسَهُمْ بِضَعَفَهِ النَّاسِ كَيْلاَ يَتَبَيَّغَ بِالْفَقِيرِ فَقْرُهُ)
حقیقت آن است که خداوند سبحان بر پیشوایان و پیشگامان عدالت خواه، واجب و لازم نموده است که زندگی و معیشت خویش را بسان بینوایان، ساده سازند تا ضعیفان و محرومان (با همسانی و سادگی زندگی رهبران) دچار اندوه و آشوب نشوند.



نهج البلاغه- خطبه۲۰۹
🌺🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺
S.Mohsen.davazdahemami
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
"حکمت و فرزانگی"
(۲۴)

چرا انحصارطلبی و استثنا گرایی، امری ناپسند و محکوم است؟ چرا حاکمان و مدیران، نباید خویشتن را متفاوت و متمایز از مردم بدانند؟



(وَ إِيَّاكَ وَ الاِسْتِئْثَارَ بِمَا النَّاسُ فِيهِ أُسْوَهٌ وَ التَّغَابِيَ عَمَّا تُعْنَي بِهِ مِمَّا قَدْ وَضَحَ لِلْعُيُونِ فَإِنَّهُ مَأْخُوذٌ مِنْكَ لِغَيْرِكَ وَ عَمَّا قَلِيلٍ تَنْكَشِفُ عَنْكَ أَغْطِيَهُ الأُْمُورِ وَ يُنْتَصَفُ مِنْكَ لِلْمَظْلُومِ)


ای فرمانروا(مالک اشتر)،
نباید آن چه را که به همه مردم تعلق دارد، تنها برای خودت بخواهی، نباید نسبت به آن چه در برابر چشم مردم است و مردم به آن توجه و دغدغه دارند، بی تفاوت باشی و خود را به غفلت بزنی. واقعیت آن است، آن چه را به خود اختصاص داده ای، از تو گرفته می شود و به دیگران می دهند. دیری نخواهد گذشت که پرده از نهانی ها و پنهان کاری تو کنار رود و داد مظلومان و حق ستم دیدگان از تو ستانده می شود.


نهج البلاغه- نامه۵۳
🌺🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺
S.Mohsen.davazdahemami
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
"حکمت و فرزانگی"
(۲۵)

چرا مصیبت ترک سرزمین و خسارت فرار سرمایه های اجتماعی بوجود می آید؟ چه عاملی موجب نا آرامی های خشونت آمیز، می شود؟

قال علی(ع):
(اسْتَعْمِلِ الْعَدْلَ وَ احْذَرِ الْعَسْفَ وَ الْحَيْفَ فَإِنَّ الْعَسْفَ يَعُودُ بِالْجَلاَءِ وَ الْحَيْفَ يَدْعُو إِلَي السَّيْفِ)

عدالت ورزی را پیشه خویش ساز و از بیراهه و بیداد، بپرهیز چرا که بی فکری و بی راهه رفتن، موجب مهاجرت(ترک سرزمین)
می شود و بیداد و ستم، نا آرامی های خشونت آمیز و مسلحانه را رقم می زند.




نهج البلاغه- حکمت۴۷۶
🌺🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺
S.Mohsen.davazdahemami
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
"حکمت و فرزانگی"
(۲۶)

چه عواملی موجب همبستگی و استحکام روابط میان مردم و حکومت می شود؟
قال علی(ع):

(وَ اعْلَمْ أَنَّهُ لَيْسَ شَيْ ءٌ بِأَدْعَي إِلَي حُسْنِ ظَنِّ رَاعٍ بِرَعِيَّتِهِ مِنْ إِحْسَانِهِ إِلَيْهِمْ وَ تَخْفِيفِهِ الْمَئُونَاتِ عَلَيْهِمْ وَ تَرْكِ اسْتِكْرَاهِهِ إِيَّاهُمْ عَلَي مَا لَيْسَ لَهُ قِبَلَهُمْ فَلْيَكُنْ مِنْكَ فِي ذَلِكَ أَمْرٌ يَجْتَمِعُ لَكَ بِهِ حُسْنُ الظَّنِّ بِرَعِيَّتِكَ فَإِنَّ حُسْنَ الظَّنِّ يَقْطَعُ عَنْكَ نَصَباً طَوِيلاً)

ای فرمانروا( مالک اشتر)،
بدان که هیچ چیزی بسان خیرخواهی و نیکوکاری حاکم نسبت به مردم، کاستن سختی ها و هزینه های آنان و جلوگیری از اجبار و اکراه مردم به اموری که بر عهده آنان نیست، موجب همدلی و صمیمیت نمی شود. باید چنان رویه ای داشته باشی که رضایت و خشنودی آنان به سوی تو باشد چرا که تمایل و همسویی مردم با حاکمیت، موجب از بین رفتن سختی ها و کاسته شدن از هزینه های فراوان می شود.



نهج البلاغه-نامه۵۳
🌺🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺ت
S.Mohsen.davazdahemami
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
"حکمت و فرزانگی"
(۲۷)

شاخص شناخت اندیشه ها و افکار و معیار ارزیابی افراد چیست؟
آیا میزان، نظر حاکم و حکمِ حکومت است یا باید با ترازوی حقیقت، عقلانیت و عدالت سنجش کرد؟
(وقتی شخصی بنام "حارث"، در تحلیل نبرد "جمل" و ارزیابی افراد دو جبهه، دچار تردید و شک شد و ندانست حق با کدامیک از دو طرف است، علی یا جناح مقابل؟)

قال علی(ع):

(يَا حَارِثُ إِنَّكَ نَظَرْتَ تَحْتَكَ وَ لَم تنظر فَوْقَكَ فَحِرْتَ إِنَّكَ لَمْ تَعْرِفِ الْحَقَّ فَتَعْرِفَ مَنْ أَتَاهُ وَ لَمْ تَعْرِفِ الْبَاطِلَ فَتَعْرِفَ مَنْ أَتَاهُ)

ای حارث، سرگردانی و حیرانی تو(در ارزیابی) برای آن است که به پایین می نگری نه بالا (بلند نظر نیستی).
تو حقیقت را نشناخته ای تا بتوانی اهل حق و درستی را تشخیص دهی. تو معرفت و شناخت نسبت به نادرستی و باطل نیافته ای تا اهالی باطل و ناراستی را بشناسی.


نهج البلاغه-حکمت۲۶۲
🌺🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺
S.Mohsen.davazdahemami
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🍃🍃
🌺🍃🌸🍃🌺🌺🍃🌸🍃🌺 🍃🌺🍃🌸🍃🌺🌼
🍃🌸🍃🌺🍃
🌸🍃🌺

"حکمت و فرزانگی"
(۲۸)
چگونه یک سامان اجتماعی و ساختار دینی دچار گسستگی و فروپاشی می شود؟ چرا دین، چون یک پوستین وارونه می شود؟
قال علی(ع):

(فعند ذلک أَخَذَ الْبَاطِلُ مَآخِذَه وَُ رَكِب الْجَهْلُ مَرَاكِبَهُ..و تَوَاخَي النَّاسُ عَلَي الْفُجور و تَهَاجَرُوا عَلَي الدِّينِ وَ تَحَابُّوا عَلَي الْكَذِبِ و تَبَاغَضُوا عَلَي الصِّدْق..تَفِيضُ اللِّئَامُ فَيْضا و تغیضً الْكِرَامُ غَيْضاً و كَانَ أَهْلُ ذَلِكَ الزَّمَانِ ذِئَاباً وسَلاَطِينُهُ سِبًاعأَ و اوْسَاطُه اکالاُ و فُقَرَاؤُهُ أَمْوَاتا ًو غَارَ الصِّدْق و فاضُ الكَذِب وُ اسْتُعْمِلَتِ الْمَوَدَّهُ بِاللِّسَانِِ و تَشَاجَرَ النَّاسُ بِالْقُلُوبِ..وً لبِسَ الإِْسْلاَمُ لُبْسَ الْفَرْو مقلوبا)


زمانه و هنگامه ای می شود،
ناراستی(باطل) استقرار یافته است و جهالت و نادانی بر مرکب خویش می تازد..در قانون شکنی و دین گریزی، همراهی می شود. جامعه به دروغ و ناراستی روی دارد و با راستی، دشمنی می ورزد.. فرومایگان، فراوان شوند و فَوَران می کنند و فرهیختگان، فرو روند و کمیاب می شوند.. اهالی این روزگار، بسان گرگ شوند. حاکمان و والیان، درنده خو و تجاوز گر اند. طبقه متوسط، از بین می روند و خورده می شوند. تهیدستان و بینوایان، چون مردگان، از یاد فراموشان اند. راستی فرو می ماند و دروغ، فروغ دارد. اظهار و ابراز دوستی، زبانی است اما دلها پر از دشمنی و کینه اند..در این زمانه، بر دینداری و اسلام خواهی، چنان ناراستی و پیرایه بسته اند که بسان "پوستین وارونه"،(نا خوشایند) شده است."



نهج البلاغه-خطبه۱۰۸
🌺🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺
S.Mohsen.davazdahemami
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
"حکمت و فرزانگی"
(۲۹)
"فطر" یعنی روزه گشادن، گشایش(روزه)
مقابل صوم است. فطر و فطرت به معنای خلقت و آفرینش نیز هست. یک خلق و آفرینش ابداعی و نو. نوعی نوآوری و نو شدن، جدید شدن، افتتاح و آغازگری است. "عید"، در لغت به معنای بازگشت است. برخی بر این باورند که عید نوعی خاص از بازگشت است یعنی یک بازگشت پی در پی و همواره. بعضی عید را زمانه ای دانسته اند که در آن سرور و شادمانی باشد. "خدایا برای ما مائده ای بفرست تا موجب سرور و شادمانی ما شود."
(ربنا انزل علینا مائده من السماء تکون لنا عیدا لاولنا و آخرنا.مائده۲۱۴)
"عید فطر" را می توان بمنزله نوعی بازگشت دانست. بازگشت به فطرت و آفرینش آغازین خویش. رجعت به طینت و طبیعتی که طراوت و شادمانی دارد. بازگشت به طهارت و پاکی که خالق حکیم در خلقت ما قرار داده است.
معرفت و محبت، با صیام و قیام، با خویشتن بانی و نیایش، با گذاشتن و گذشتن، با رجعت دوباره به سرشت بی شائبه و به خلقت آغازین یعنی پاکیزگی از هر آلودگی ممکن و میسر می شود. به تعبیر قرآن، دین، نوعی تطابق با خلقت و آفرینش است. بایدها و نبایدها و اوامر و نواهی، برای انطباق و همراهی با این طبیعت و پاکی است(فاقم وجهک للدین حنیفا فطره الله التی فطرالناس علیها. روم۳۹) "به سمت دینی پاک، روی بگردان، به سوی خلقتی که انسان ها بر آن آفریده شده اند." این یک حقیقت است که هر آن چه ما را از سرشت پاک و پاکیزگی، از طهارت روح، از آسودگی و آرامش، از شادمانی و شعف، دور می دارد، دین نیست. فطرت الهی انسان، خالی از خباثت، خشونت و خرافه است. "آزادگی"، "حقیقت جویی"، "پرستیدن" ،"خدا خواهی"، "زیبایی دوستی" و "دوست داشتن"، در نهاد آدمی سرشته شده است و طینت انسانی بر آن گذاشته شده است. اگر صیرورت و "شدن" انسان و مسیر او، با طبیعت و خلقت، نسبتی داشته باشد، از بسیاری از بحران ها، برون خواهد شد و از این سرگشتگی و آوارگی و تنهایی خلاصی می یابد. انسان آیینه ای می شود برای تابیدن طهارت طبیعت و فطرت. "عید فطر" و هر زمان و زمانه ای که به تعبیر امام علی، خالی از نافرمانی، سرکشی و ستم به ناموس خلقت و خالق هستی باشد، یک سرور، شادمانی و شعف است. شاد بودن برای بازگشت به پاکی و خلقت درست، خرسند شدن برای در آغوش کشیدن آرامش و آسایش.
"عید" یک بازگشت پی در پی است و "فطر"، فطرت و خلقت است. خلقتی پاک و بدون زشتی، زشتی گناه، زشتی فقر، زشتی نفرت و زشتی دشمنی.

قال علی(ع):
(إِنَّمَا هُوَ عِيدٌ لِمَنْ قَبِلَ اللَّهُ صِيَامَهُ وَ شَكَرَ قِيَامَهُ وَ كُلُّ يَوْمٍ لاَ يُعْصَي اللَّهُ فِيهِ فَهُو عید)

در حقیقت این عید برای کسی است که روزه داری(امساک) او مورد پذیرش پروردگار قرار گرفته است و برای نیایش و بپا خاستن، شایسته ستایش پروردگار شده است. هر زمانه ای که در آن نافرمانی محبوب(خدا) نشود، "عید" است.


نهج البلاغه-حکمت۴۲۸
🌺🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺
S.Mohsen.davazdahemami
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🍃🍃
🌺🍃🌸🍃🌺🌺🍃🌸🍃🌺 🍃🌺🍃🌸🍃🌺🌼
🍃🌸🍃🌺🍃
🌸🍃🌺


"حکمت و فرزانگی"
(۳۰)

چرا شیوه عملی پیشگامان و سیره نیکوی آموزگاران، مهم تر و مقدم بر سخن سرایی و نصیحت گویی است؟ آیا "ملالت علما هم ز علم بی عمل است"؟

قال علی(ع):

(مَنْ نَصَبَ نَفْسَهُ لِلنَّاسِ إِمَاماً فَلْيَبْدَأْ بِتَعْلِيمِ نَفْسِهِ قَبْلَ تَعْلِيمِ غیره وَ لْيَكُنْ تَأْدِيبُهُ بِسِيرَتِهِ قَبْلَ تَأْدِيبِهِ بِلِسَانِهِ وَ مُعَلِّمُ نَفْسِهِ وَ مُؤَدِّبُهَا أَحَقُّ بِالإِْجْلاَلِ مِنْ مُعَلِّمِ النَّاسِ وَ مُؤَدِّبِهِمْ)

آن که خویشتن را پیشگام و آموزگار مردم می داند، باید پیش از آموزش دیگری، به تعلیم و آموزش خویشتن بپردازد.
سزاوار و بایسته است تا آموزش بر اساس سیره و شیوه رفتار، بر آموزش بر مبنای گفتار و سخن گفتن، مقدم شمرده شود. بزرگداشت و تجلیل از آن که به آموزش و تربیت خویشتن پرداخته است، از آموزگار و تربیت کننده دیگران، شایسته تر است.



نهج البلاغه-حکمت۷۳
🌺🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺
S.Mohsen.davazdahemami
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
"حکمت و فرزانگی"
(۳۱)
فقر و ناداری، تهیدستی و ناکامی، چه بر سَرِ روان آدمی و سامان اجتماعی می آورد؟
قال علی(ع):
(يَا بُنَيَّ إِنِّي أَخَافُ عَلَيْكَ الْفَقْرَ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنْهُ فَإِنَّ الْفَقْرَ مَنْقَصَهٌ لِلدِّينِ مَدْهَشَهٌ لِلْعَقْلِ دَاعِيَه للمقت)

ای فرزند دلبندم، من از تهی دستی و مسکنت برای تو هراسان هستم پس باید از فقر و تنگدستی به پروردگار پناه ببری. این یک حقیقت است که فقر، موجب نقصان و کاستی در دین، سرگشتگی و تشویش عقل و رویارویی و دشمنی با دیگران می شود.

نهج البلاغه-حکمت ۳۱۹

🌺🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺