درنگِ پرسش‌گرانه | حسین گائینی
1.34K subscribers
407 photos
171 videos
28 files
222 links
gaeeni.com
همراه و شریک فکری مدیران عامل
کوچ-منتور مدیران ارشد و اعضای هیئت مدیره
مربی و تسهیلگر مهارت‌های نرم و ارتباطی
مدرس و منتور مهارت‌های کوچینگ
مدرس کارگاه‌ مدیر در نقش کوچ
@hosseingn
Linkedin.com/in/hosseingaeeni
سامانه انتخاب کوچ 👇
bakicoach.ir
Download Telegram
سیزده به در.mp4
18.3 MB
#پادکست

✅ سیزدهم فروردین
🎙 راوی: حسین گایینی

🔸 داستان و فلسفه سیزده به در
✅ حتا وقتی در خانه هستیم می‌توانیم پیش‌فرض‌ها، نگرش‌ها و یادگیری‌های ناکارآمد قبلی رو شناسایی کرده و از خود به در کنیم.
#پادیادگیری #مهارت_نرم #کوچینگ
@HosseinGaeeni

پرسش: شما چه اقدامی را در این راستا متعهدانه انجام خواهید داد؟

پ.ن.: سیزده فروردین ۱۳۹۹ اینها را گفته بودم اما در سیزده فروردین ۱۴۰۰ هم می‌تواند کاربردی باشد!
📚 در کوچه باغ #کتاب

نذار اُبهت هیچ آدم خِبره‌ای تو رو بگیره. اون بهت میگه: "دوست عزیز، من بیست ساله که این کارمه!"
آدم ممکنه کاری رو بیست سال تموم هم غلط انجام بده...
📗 "بعضی‌ها هیچ وقت نمی‌فهمند"
✍کورت توخولسکی
@HosseinGaeeni

✅ ما از تجربه‌هامون یاد نمی‌گیریم، بلکه از تامل در تجربه‌ها یاد می‌گیریم.
#یادگیری
چگونه می‌تونیم در تجربه‌هامون تامل داشته باشیم و یاد بگیریم؟
#کوچینگ
گفتگو درباره #کتاب "فرشتگان برتر ذات ما" نوشته استیون پینکر و ترجمه مرتضا مردیها

https://www.instagram.com/tv/CNfS1BvAfL3/?igshid=1x06xb3ngnoii
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مرا تو بی سببی نیستی
به راستی صلتِ کدام قصیده‌ای ای غزل...
کلام از نگاهِ تو شکل می‌بندد...
نگاه از صدای تو ایمن می‌شود...
و دلت کبوترِ آشتی ست...
.
تقدیم به شما همراهانِ نازنین...
#شعر_خوانی
#شعر #احمد_شاملو
@HosseinGaeeni
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پنجه درافکنده‌ایم با دستهایمان
به جای رها شدن
سنگین سنگین بر دوش می‌کشیم
بار دیگران را
به جای همراهی‌کردن‌شان!
عشق ما نیازمند رهایی است،
نه تصاحب
در راه خویش ایثار باید،
نه انجام وظیفه...
#شعر #مارگوت_بیگل #احمد_شاملو
@HosseinGaeeni
✅ چگونه از عقاید احمقانه بپرهیزیم؟

برای پرهیز از انواع عقاید احمقانه ای که نوع بشر مستعد آن است، نیازی به نبوغ فوق بشری نیست. چند قاعده ساده شما را اگر نه از همه خطاها، دست کم از خطاهای ابلهانه بازمی‌دارد.

اگر موضوع چیزی است که با مشاهده روشن می‌شود، مشاهده را شخصاً انجام دهید. ارسطو میتوانست از این باور اشتباه که خانم‌ها دندان‌های کمتری از آقایان دارند با یک روش ساده پرهیز کند: از خانمش بخواهد که دهانش را باز کند تا دندانهایش را بشمارد. او این کار را نکرد چون فکر می‌کرد می‌داند. تصور کردن این که چیزی را می‌دانید در حالی که در حقیقت آن را نمی‌دانید، خطای مهلکی است که همه‌ی ما مستعد آن هستیم. من باور دارم که خارپشت‌ها سوسک‌های سیاه را می‌خورند، چون به من این طور گفته‌اند؛ اما اگر قرار باشد کتابی درباره عادات خارپشت‌ها بنویسم، تا زمانی که نبینم یک خارپشت از این غذای اشتهاکورکن لذت می‌برد، مرتکب چنین اظهار نظری نمی‌شوم. درهرحال، ارسطو کمتر از من محتاط بود. نویسندگان باستان و قرون وسطا اطلاعات جامعی درباره تک‌شاخ‌ها و سمندرها داشتند. با وجود آن که هیچ‌کدام‌شان حتا یک مورد از آنها را هم ندیده بودند، یک نفر هم احساس نکرد لازم است از ادعاهای جزمی درباره آنها دست بردارد. اغلب موضوعات از این ساده‌تر به بوته‌ی آزمایش درمی‌آیند. اگر مثل اکثر مردم شما ایمان راسخ پرشوری نسبت به برخی مسائل دارید، روش‌هایی وجود دارد که می‌تواند شما را از تعصب خودتان باخبر کند. اگر عقیده مخالف، شما را عصبانی می‌کند، نشانه آن است که شما ناخودآگاه می‌دانید که دلیل مناسبی برای آنچه فکر می‌کنید، ندارید. اگر کسی مدعی باشد که دو به‌علاوه دو می شود پنج، یا این که ایسلند در خط استوا قرار دارد، شما به جای عصبانی شدن، احساس دلسوزی می‌کنید، مگر آن که اطلاعات حساب و جغرافی شما آن قدر کم باشد که این حرف‌ها در افکار شما تزلزل ایجاد کند. اغلب بحث‌های بسیار تند آنهایی هستند که طرفین درباره موضوع مورد بحث دلایل کافی ندارند. شکنجه در الاهیات به کار می‌رود، نه در ریاضیات؛ زیرا ریاضیات با علم سر و کار دارد، اما در الاهیات تنها عقیده وجود دارد. بنابراین هنگامی که پی می‌برید از تفاوت آرا عصبانی هستید، مراقب باشید؛ احتمالاً با بررسی بیشتر درخواهید یافت که برای باورتان دلایل تضمین کننده‌ای ندارید.

برای کسانی که قدرت تخیل ذهنی قوی دارند، روش خوبی است که مباحثه‌ای را با شخصی که دیدگاه متفاوتی دارد در ذهن خود تصور کنند. این روش در مقایسه با گفتگوی رودررو یک فایده و تنها یک فایده دارد و آن این که در معرض همان محدودیت‌های زمانی و مکانی قرار ندارد.
مهاتما گاندی راه آهن و کشتیهای بخار و ماشین‌آلات را محکوم می‌کرد، او دوست می‌داشت که تمام آثار انقلاب صنعتی را خنثی کند. شما ممکن است هرگز این شانس را نداشته باشید که با شخصی دارای چنین عقایدی روبرو شوید، زیرا در کشورهای غربی اغلب مردم با دستاوردهای فن‌آوریهای جدید موافقند. اما اگر شما می‌خواهید مطمئن شوید که در موافقت با چنین باور رایجی بر حق هستید، روش مناسب برای امتحان کردن این است که مباحثه‌ای خیالی را تصور کنید و در نظر بگیرید که اگر گاندی حضور می‌داشت چه دلایلی را برای نقض نظر دیگران ارائه میداد. من گاهی بر اثر این گونه گفتگوهای خیالی واقعاً نظرم عوض شده است؛ به جز این، بارها دریافتم که با پی بردن به امکان عقلانی بودن مخالفان فرضی، تعصبات و غرورم رو به کاستی می‌گذارد. نسبت به عقایدی که خودستایی شما را ارضاء می‌کند، محتاط باشید. از هر ده نفر، نه نفر چه مرد و چه زن قویاً معتقدند که جنسیت‌شان برتری ویژه ای دارد. دلایل زیادی هم برای هر دو طرف وجود دارد. اگر شما مرد باشید می‌توانید نشان دهید که اغلب شعرا و بزرگان علم مرد هستند؛ اگر زن باشید می‌توانید پاسخ دهید که اکثر جنایتها هم کار مردان است. این پرسش اساساً حل شدنی نیست، اما خودستایی این واقعیت را از دید بسیاری از مردم پنهان می‌کند. همه ما، اهل هر جا که باشیم، متقاعد شده‌ایم که ملت ما برتر از سایر ملت‌هاست. ما با وجود دانستن این که هر ملتی محاسن و معایب خاص خودش را دارد، معیارهای ارزشی‌مان را به گونه‌ای تعریف می‌کنیم که ثابت کنیم ارزشهای‌مان مهم‌ترین ارزش‌های ممکن هستند و معایب‌مان تقریباً ناچیزند. دراینجا دوباره انسان معقول می‌پذیرد که با سوآلی روبروست که ظاهراً جواب درستی برای آن وجود ندارد. دشوارتر از آن، این است که بخواهیم مراقب خودستایی بشر به واسطه بشر بودنش باشیم، زیرا ما نمی‌توانیم با ذهن غیربشری مباحثه کنیم.
@HosseinGaeeni
👇
ادامه:

تنها راهی که من برای برخورد با این نوع خودبینی بشر سراغ دارم، این است که به خاطر داشته باشیم بشر جزء ناچیزی از حیات سیاره کوچکی در گوشه کوچکی از این جهان است و همانطور که می‌دانیم در دیگر بخشهای کیهان هم ممکن است موجوداتی باشند که نسبت بزرگی‌شان به ما مثل نسبت بزرگی ما به یک ستاره دریایی است. یک راه مناسب برای این که خودتان را از انواع خاصی از جزمیت خلاص کنید، این است که از عقاید مخالفی که دوستان پیرامون‌تان دارند آگاه شوید. وقتی که جوان بودم سال‌های زیادی را دور از کشورم در فرانسه، آلمان، ایتالیا و ایالات متحده به سر بردم. فکر می‌کنم این قضیه در کاستن از شدت تعصبات تنگ نظرانه‌ام بسیار مؤثر بوده است. اگر شما نمی‌توانید مسافرت کنید، به دنبال کسانی بگردید که دیدگاه‌هایی مخالف شما دارند. روزنامه‌های احزاب مخالف را بخوانید. اگر آن افراد و روزنامه‌ها به نظرتان دیوانه، فاسد و بدکار می‌آیند، به یاد داشته باشید که شما هم از نظر آنها همین‌طور به نظر می‌رسید. با این وضع هر دو طرف ممکن است بر حق باشید، اما هر دو نمی‌توانید بر خطا باشند. این طرز فکر زاینده نوعی احتیاط است.
👤برتراند آرتورویلیام راسل
#یادگیری #تفکر_پرسشگرانه
@HosseinGaeeni
📚در کوچه باغ #کتاب

✅ زندگی کردن با تمام وجود

زندگی کردن با تمام وجود یعنی اینکه از موضع ارزشمندی با زندگی درگیر شویم؛ یعنی همگام با پرورش شجاعت، شفقت و پیوند، صبح هنگام که از خواب بیدار می‌شویم با خود بگوییم مهم نیست چه کاری انجام می‌دهم و چه مقدار کار انجام نشده روی زمین می‌ماند.
در هر صورت من کافی هستم.
یعنی اینکه شب هنگام که به رختخواب می‌رویم با خود بگوییم: بله، من ناقص آسیب پذیر و گاه نگران هستم، اما هیچ‌یک از این‌ها این حقیقت را تغییر نمی‌دهند که من شجاع هم هستم و ارزش آن را دارم که عشق و احساس تعلق را تجربه کنم.

📗 موهبت کامل نبودن: رها کردن خود آرمانی و پذیرش خود واقعی / ✍ برنی براون
@HosseinGaeeni
📚📖 در کوچه باغ #کتاب

آدمی که نمی‌خواند، یا کم می‌خواند، یا فقط پرت و پلا می‌خواند، بی‌گمان اختلالی در بیان خواهد داشت. این آدم بسیار حرف می‌زند، اما اندک می‌گوید؛ زیرا واژگانش برای بیان آن‌چه در دل دارد، بسنده نیست. اما مسئله تنها محدودیت کلامی نیست؛ محدودیت فکر و تخیّل نیز در میان است. مسئله، مسئله‌ی فقر تفکّر نیز هست؛ چرا که افکار و مفاهیم - که ما به واسطه‌ی آن‌ها به رمز و راز وضعیت خود پی می‌بریم - جدا از کلمات وجود ندارند. ما سخن گفتن درست، پر مغز، سنجیده و زیرکانه را از ادبیات و تنها از ادبیات خوب می‌آموزیم!
@HosseinGaeeni
📙📘📗چرا ادبیات/ 👤 ماریو بارگاس یوسا / عبداله کوثری
در ابتدای هر راه و به هنگام نوپایی بر #یادگیری و آموختن تمرکز کنید و نه کسب درآمد... به مرور که حرفه‌ای شُدید و عملکردتان به سطح کیفی مطلوبی رسید، درآمد خود به خود از راه می‌رسد...
#گزین_گویه از رابرت کیوساکی
@HosseinGaeeni
من از فرایند یادگیری لذت می‌برم.

وقتی در سالهای پایینی دهه هفتاد (حدود بیست و دو سال پیش) کارم رو در صنعت خودرو شروع کردم یکی از مدیران اون سازمان که سابقه آشنایی قبلی با من داشت در همون روزهای اول به من گفت:
"مدرک مهندسی مکانیک دانشگاه تهران رو فراموش کن! تازه از همین الان مسیر یاد گرفتن‌ات شروع شده. هر چه قدر می‌تونی این روزها کنجکاو باش و شاگردی کن! یادت باشه که چیزی بلد نیستی و لازمه یاد بگیری!"
همون موقع از صمیم قلب سرشار سپاس از ایشون شدم و گفتم: چه پیشنهاد به هنگامی! 👌

یادمه تابستان سالی هم که لیسانس مهندسی مکانیک رو گرفته بودم حس کردم نیاز به یادگیری بیشتر دارم و در یک تعمیرگاه خودرو مشغول شاگردی شدم. جالب این‌که برای اینکه من رو اونجا بپذیرند مجبور شدم بگم دیپلم دارم و داشتن مدرک مهندسی رو پنهان کنم! 🤔

دو سال پیش هم پس از چند سال کار کردن در حوزه کوچینگ، دوباره در یک دوره حرفه‌ای کوچینگ شرکت کردم. اعتراف می‌کنم که روزهای اول برایم به سختی گذشت (بسیار سخت!). اما یاد گرفتم که چطور پیش‌فرض‌‌های ناکارآمد قبلی رو کنار بگذارم، ظرف یادگیری خودم رو خالی کنم و دوباره یاد بگیرم. (#پادیادگیری)
...

به مرور یاد گرفتم که حتا بعد از گرفتن بالاترین مدرک‌های آکادمیک و تحصیلی، از روزی که کاری رو شروع می‌کنی یک شاگرد تازه کار هستی که لازم است فروتنانه و مشتاقانه یاد بگیری.

به مرور یاد گرفتم که حتا وقتی سالها سابقه و تجربه کاری در حوزه‌ای داری، وقتی مسیر شغلی‌ات رو تغییر می‌دهی، دوباره فرایند یادگیری و شاگردی از اول شروع می‌شود.
(پیشنهاد رابرت کیوساکی در پستِ پیشین)

به مرور یاد گرفتم داشتن مدرک دکتری و مهندسی و عنوان‌هایی مانند "استاد" یکی از بزرگ‌ترین موانع یادگیری است. وقتی همه بهت میگن "استاد" ناخودآگاه این حس در تو ایجاد میشه که "من می‌دانم" و نیاز به یادگیری رو انکار می‌کنی.

مگر نه اینکه هر کسی نامی دارد. و خوشتر آن است که به جای عنوان‌های قراردادی دکتر، مهندس، استاد یا... نامش را صدا بزنند؟

من را هم به نام کوچکم صدا بزن تا بتوانم در کنار تو بیشتر یاد بگیرم. و بیشتر لذت ببرم. ☺🙏
#یادگیری #توسعه_فردی
@HosseinGaeeni
همیشه فکر می‌کردم اگه کسب و کار خودم را داشته باشم دیگه زمان کاری‌ام دست خودمه. اما حالا متوجه شدم این پیش‌فرض خیلی درست نبود. وقتی کارمند بودم زمان‌بندی زندگی‌ام مشخص‌تر بود. آخر هفته تعطیل بودم و این یک قانون ثابت بود. اما الان تعطیلی خیلی معنا نداره.
یه چیزای دیگه‌ای هم هست: وقتی کسب و کار خودت رو شروع می‌کنی خیلی تضمینی نیست که مثلا آخر این ماه مقدار مشخصی درآمد داشته باشی، ولی در کارمندی خیالت راحته که پایان هر ماه مقدار مشخصی حقوق می‌گیری و می‌تونی برای ماه‌های آینده‌ات هم برنامه‌ریزی مالی داشته باشی.
در کارآفرینی به دلیل شرایط ابهام و عدم قطعیت، استرس‌های خیلی بیشتری رو تجربه می‌کنی و برای انواع تصمیم‌گیری‌ها لازمه ریسک بالاتری رو تحمل کنی.
چقدر آماده مواجهه با این واقعیت‌ها هستم؟ 🤔
چقدر مدل ذهنی و ارزش‌های شخصی من با این شرایط همسو است؟

در این سالها تبِ کارآفرین شدن خیلی بالا گرفته، رسانه‌های ارتباطی از تلویزیون گرفته تا روزنامه‌ها و مجلات با برنامه‌های مختلف، افراد جامعه و به خصوص جوانان رو به کارآفرینی دعوت می‌کنند.
در اغلب سمینارها و سخنرانی‌های انگیزشی، راه‌اندازی کسب و کار شخصی و کارآفرینی به شدت تشویق میشه.

یکی از مسئله‌ها و دغدغه‌های بسیاری از مراجعان من در جلسه‌های کوچینگ مسیر شغلی نیز همین است:
"آیا کسب و کار شخصی خودم را شروع کنم؟"

ولی آیا واقعا همه باید کارآفرین بشن؟ آیا کسی نباید کارمند باشه؟ آیا کارمندی بد است و کارآفرینی خوب؟

یکی از دستاوردهای فرایند کوچینگ شناخت بیشتر خودمان است. برخی افراد متوجه میشن که گویا مسیر راه‌اندازی کسب و کار شخصی خیلی با ارزش‌ها و روحیات و مدل ذهنی آنها همسو نیست و این آگاهی بهشون کمک می‌کنه تا تصمیم مناسب‌تری بگیرند.

در کارگاه "برنامه‌ریزی توسعه فردی و کوچینگ مسیر شغلی" نیز یکی از ابزارهای خودارزیابی، پرسش‌نامه ترجیحات شغلی است. و دوستانی که ترجیح "امنیت و ثبات" براشون در این پرسش‌نامه امتیاز بالایی دارد متوجه می‌شوند که شاید مسیر کارمندی برایشان مناسب‌تر باشد.

خلاصه اینکه قرار نیست همه کسب و کار شخصی خودشون رو راه‌اندازی کنند.
این که همه رو به این فضا دعوت کنیم و نسخه یکسان برای همه بپیچیم می‌تونه اثرات ناخوشایندی داشته باشه.
خوبه که قبل از ورود به فضای کارآفرینی، با ارزیابی واقعی از سختی‌ها و چالش‌های این مسیر و هم‌چنین با شناخت بهتر ارزش‌ها، علاقمندی‌ها و توانمندی‌های خودمون تصمیم مناسبی بگیریم.
برای شما کدوم مسیر مناسب‌تره؟ تجربه‌ای دارید؟
#کوچینگ #توسعه_فردی #مهارت_نرم
@HosseinGaeeni
📖 در کوچه باغ #کتاب

اگر واقعا می‌خواهید انسان و ضمیر ناخودآگاه او را بشناسید، کتاب‌های روانشناسی نخوانید؛ کتاب‌های بالزاک، داستایوفسکی و کافکا را بخوانید.

📗 "هنر‌ گوش‌دادن" / اریک فروم
@HosseinGaeeni
👍1
210518_2229
Dr.Gaeeni.Ms.Shamoradi
🎧 #نسخه_شنیداری
روز پنج‌شنبه ششم خرداد هزار و چهارصد در یک برنامه زنده (لایو اینستاگرام) با موضوع "کوچینگ و کشف خویشتن" میهمان کافه فیلو و خانم الهام شامرادی بودم.
...
درباره این سرفصل‌ها با هم صحبت کردیم:
* اهمیت نگاه فلسفی به کوچینگ
* ضرورت مرزبندی کوچینگ با سایر مفاهیم مشابه
*نگاه به کوچینگ به عنوان ابزاری در جعبه ابزار مدیریت زندگی
*مزایای کوچینگ در مسیر جستجوگری برای شناخت بهتر خود
*چه کسانی با چه موضوعاتی به کوچ نیاز دارند؟
*کوچینگ و طراحی مجدد مسیر زندگی
*ضرورت رعایت اصول اخلاقی توسط کوچ‌ها
*قبل از اقدام برای یادگیری کوچینگ به عنوان یک حرفه به چه موضوعاتی توجه کنیم؟

بشنوید.
#کوچینگ
کانال افق روشن 👇
@HosseinGaeeni
📚📖 در کوچه باغ #کتاب

هیچ کس نمی‌تواند در تنهایی کاملاً انسان باشد. ما یکدیگر را به انسان تبدیل می‌کنیم. انسانیت سینه به سینه و از طریق کلمات به ما منتقل شده است، اما حتی قبل از کلمات... هنگامی که هنوز با کشف رمز کلمات نوشته شده فاصله‌ی زیادی داریم، می‌توانیم انسانیت را در چشمان کسانی که مراقبمان هستند، بخوانیم. این نگاه‌ها عشق، نگرانی، ملامت یا ریشخند را بیان می‌کنند. آنچه را در آن چشم‌ها می‌بینیم معنا دارند. آن‌ها ما را از جایگاه طبیعی ناچیزمان برمی‌کشند و به مرتبه‌ی پرقدر انسانی تبدیل می‌کنند.

📕📗📘 پرسش‌های زندگی/ 👤 فرناندو سوتر
@HosseinGaeeni
یک ‏تستِ جالبِ فلسفی، روانشناختی...
پاسخ و تحلیل شما چیست؟
https://www.instagram.com/p/CQGwKHygBml/?utm_medium=share_sheet
درنگِ پرسش‌گرانه | حسین گائینی
یک ‏تستِ جالبِ فلسفی، روانشناختی... پاسخ و تحلیل شما چیست؟ https://www.instagram.com/p/CQGwKHygBml/?utm_medium=share_sheet
درباره پستِ پیشین:
در نگاه نخست ‏شماره ۴ گویا نادان‌ترین است چون به دست خود در حال نابودی خویش است و آگاه نیست. بسیاری از دوستان در زیر این پست در اینستاگرام به همین موضوع اشاره کردند.
شماره ۱ و ۲ تقریباً مشابه هم هستند با این تفاوت که شماره ۱ ناآگاه است ولی ۲ ناآگاه و خبیث. و خباثت از نوعی نادانی سرچشمه می‌گیرد، پس می‌توان شماره ۲ را نادان‌تر از ۱ و ۴ در نظر گرفت.
شماره ۳ فقط خبیث است ولی ریشه خبث در جهل نسبت به حقیقت است. فضایل اخلاقی ریشه در دانایی و حقیقت دارند.
با این استدلال به نظرِ من شماره ۳ را که با خباثت خود باعث مرگ دو نفر دیگر است، می‌توان نادان‌ترین در نظر گرفت.

و اما پرسش مهم و بنیادین این خواهد بود:
از نظر شما نادانی به چه معنا است؟
@HosseinGaeeni
"شش سبک مدیریتی برای راهبری کارآمد"

کدام سبک رهبری بیشتر از همه مناسب شماست؟
رئیس شما ترجیح می‌دهد از کدام سبک‌های رهبری استفاده کند؟
کدام سبک‌های رهبری بیشتر از همه مناسب صنعت شماست؟
کدام سبک‌های مدیریتی بیشتر از همه برای اعضای تیم‌تان مناسبند؟

بخش اول نوشتار را اینجا بخوانید: 👇
http://gaeeni.com/rahbari/

بخش دوم نوشتار را اینجا بخوانید: 👇
http://gaeeni.com/modiriyat-rahbari/

@HosseinGaeeni

#مدیریت #کوچینگ