Forwarded from کلام یادگیری فردا (کیفکو)
✅آیا رهیاری (کوچینگ) برای من مفید است؟
👈دوستان زیادی سوال میکنند که "چه نوع مسائل و چالشهایی را میتوانم در جلسات #کوچینگ مطرح كنم؟"
این نوشتار پاسخیست به این پرسش 😉 👇
http://goo.gl/GB4uA6
👈دوستان زیادی سوال میکنند که "چه نوع مسائل و چالشهایی را میتوانم در جلسات #کوچینگ مطرح كنم؟"
این نوشتار پاسخیست به این پرسش 😉 👇
http://goo.gl/GB4uA6
Forwarded from کلام یادگیری فردا (کیفکو)
☕️ نُهمین کافه کوچینگ کانون یادگیری فردا
📆 پنجشنبه ۶ اردیبهشت ۹۷ ساعت 🕣۸:۳۰ تا 🕜۱۳:۳۰
اطلاعات بیشتر درباره این رویداد و ثبتنام: 👇
https://goo.gl/DN1FXS
(ظرفیت باقیمانده: ۴ نفر)
📆 پنجشنبه ۶ اردیبهشت ۹۷ ساعت 🕣۸:۳۰ تا 🕜۱۳:۳۰
اطلاعات بیشتر درباره این رویداد و ثبتنام: 👇
https://goo.gl/DN1FXS
(ظرفیت باقیمانده: ۴ نفر)
Forwarded from کلام یادگیری فردا (کیفکو)
گور دستهجمعی بود آن پناهگاه
"محمد فاضلی"
✅ سالهای وحشت جنگ و حمله هوایی عراق بود و وسط حیاط مدرسه ما یک پناهگاه ساخته بودند. آژیر قرمز که به صدا در میآمد، چهارصد پانصد نفر دانشآموز دوره راهنمایی، وحشتزده به سمت دو در ورودی پناهگاه حمله میبردیم. پناهگاهی تاریک که کودکانه تصور میکردیم اگر بمب بر سر آن بریزد در امان خواهیم بود؛ چه تصوری خامی. بمبی اگر به آن پناهگاه میخورد، گور دستهجمعی ما میشد.
✅ بمب هیچ وقت به مدرسه ما نخورد و هیچ دانشآموزی با بمب آسیب ندید، اما هر بار که صدای آژیر قرمز به صدا درآمد، شلوغی و حمله به در پناهگاه، چند آسیبدیده و دست و پا شکسته به جا گذاشت. ما از ترس بمب، با صدای آژیر قرمز، همدیگر را زیر دست و پا له میکردیم؛ برای رسیدن به گوری دستهجمعی که توهم جانپناه بود.
✅ ازدحام این روزها برای خرید ارز جلوی صرافیها هم چیزی شبیه حمله ما به پناهگاه مدرسه ماست. همه کاستیها، ناتوانیها و بیکفایتیها درست، اما ما چرا کم و زیاد پولمان را به دست گرفتهایم و جلوی صرافیها صف کشیدهایم؟ ما چرا باید با دامن زدن به یک «وحشت عمومی» خودمان را زیر دست و پا له کنیم؟
✅ ترامپ آژیر میکشد، کشورهایی در منطقه هم صدای این آژیر را تقویت میکنند، و شاید کسانی هم در داخل عمداً یا از سر نادانی بر وحشت آژیرها میافزایند. آیا این ما هستیم که از ترس آژیر خود را برای رساندن به پناهگاهی که جز ابهام و تاریکی در آن نیست، زیر دست و پای یکدیگر له خواهیم کرد؟
✅ میترسیم ارزش پول ملی سقوط کند و داراییها ما کاهش یابد؟ هر قدر بیشتر جلوی صرافیها صف بکشیم، قیمت بالاتر میرود و این سقوط بیشتر میشود، بدون آنکه چیزی گیر اکثریت بیاید. میترسیم بمبی در اقتصاد منفجر شود و ما بیرون از پناهگاه، زیان کنیم؟ صف کشیدن برای خرید دلار، میتواند پیش از آنکه بمبی از راه برسد، ما را زیر دست و پای خودمان له کند.
✅ میترسیم گروههایی با داراییهای کلان از خرید و فروش در بازار ارز سودهای کلان ببرند و خردهپولهای دست ما هیچ شود و از این نمد کلاهی برای ما ساخته نشود؟ صف کشیدن ما برای خرید دلار، سود صاحبان داراییهای بزرگ را بیشتر میکند. هر یک تومان که با حضور وحشتآلود ما جلوی صرافیها بر قیمت دلار افزوده میشود، صاحبان سرمایههای مشروع و نامشروع حاضر در بازار ارز را بیش از آنچه تصور کنید افزایش میدهد.
✅ بیایید از ترس آژیر، یکدیگر را در رسیدن به توهمی از پناهگاه له نکنیم. آرام بگیریم و کنار بکشیم، بگذار ببینیم آنها که تنها در میان میدان میمانند، کیستند. آنها که نانشان در همراهی ما با شلوغی میانه میدان است.
✅ آژیرها را همه به صدا درمیآورند، عکسهایی از بیارزش شدن پول فلان کشورها پخش میکنند؛ و همه برای آن است که من و شما بترسیم و خردهپولهایمان را به میدان بیاوریم، وحشت بیافرینیم و در میانه تاریکی یکدیگر را زیر دست و پا له کنیم.
✅ نترسیم و فعلاً آرام بگیریم. اوضاع که آرام شد، از دولتمردان ارائه گزارشی شفاف و دقیق، با صراحت و بیپردهپوشی، فارغ از شعار و پر از شعور، و صادقانه با مردم طلب کنیم. بپرسیم این چه حکایتی است؟ این چه مصیبتی است که آرامش نداریم. چرا کسی پاسخ نمیدهد چه خبر است. آشکار شدن همه کاستیها را مطالبه کنیم و مو از ماست بکشیم؛ اما فعلاً نترسیم و به این معرکه دامن نزنیم. مطالبه پاسخگویی را فراموش نکنیم، اما در فضای ناآرام و پرتنش، کسی پاسخ نمیدهد. بیایید برای ایران، بر تنشهای این فضا نیفزاییم. پناهگاهی در کار نیست، ما فقط خود را زیر دست و پا له میکنیم.
@fazeli_mohammad
"محمد فاضلی"
✅ سالهای وحشت جنگ و حمله هوایی عراق بود و وسط حیاط مدرسه ما یک پناهگاه ساخته بودند. آژیر قرمز که به صدا در میآمد، چهارصد پانصد نفر دانشآموز دوره راهنمایی، وحشتزده به سمت دو در ورودی پناهگاه حمله میبردیم. پناهگاهی تاریک که کودکانه تصور میکردیم اگر بمب بر سر آن بریزد در امان خواهیم بود؛ چه تصوری خامی. بمبی اگر به آن پناهگاه میخورد، گور دستهجمعی ما میشد.
✅ بمب هیچ وقت به مدرسه ما نخورد و هیچ دانشآموزی با بمب آسیب ندید، اما هر بار که صدای آژیر قرمز به صدا درآمد، شلوغی و حمله به در پناهگاه، چند آسیبدیده و دست و پا شکسته به جا گذاشت. ما از ترس بمب، با صدای آژیر قرمز، همدیگر را زیر دست و پا له میکردیم؛ برای رسیدن به گوری دستهجمعی که توهم جانپناه بود.
✅ ازدحام این روزها برای خرید ارز جلوی صرافیها هم چیزی شبیه حمله ما به پناهگاه مدرسه ماست. همه کاستیها، ناتوانیها و بیکفایتیها درست، اما ما چرا کم و زیاد پولمان را به دست گرفتهایم و جلوی صرافیها صف کشیدهایم؟ ما چرا باید با دامن زدن به یک «وحشت عمومی» خودمان را زیر دست و پا له کنیم؟
✅ ترامپ آژیر میکشد، کشورهایی در منطقه هم صدای این آژیر را تقویت میکنند، و شاید کسانی هم در داخل عمداً یا از سر نادانی بر وحشت آژیرها میافزایند. آیا این ما هستیم که از ترس آژیر خود را برای رساندن به پناهگاهی که جز ابهام و تاریکی در آن نیست، زیر دست و پای یکدیگر له خواهیم کرد؟
✅ میترسیم ارزش پول ملی سقوط کند و داراییها ما کاهش یابد؟ هر قدر بیشتر جلوی صرافیها صف بکشیم، قیمت بالاتر میرود و این سقوط بیشتر میشود، بدون آنکه چیزی گیر اکثریت بیاید. میترسیم بمبی در اقتصاد منفجر شود و ما بیرون از پناهگاه، زیان کنیم؟ صف کشیدن برای خرید دلار، میتواند پیش از آنکه بمبی از راه برسد، ما را زیر دست و پای خودمان له کند.
✅ میترسیم گروههایی با داراییهای کلان از خرید و فروش در بازار ارز سودهای کلان ببرند و خردهپولهای دست ما هیچ شود و از این نمد کلاهی برای ما ساخته نشود؟ صف کشیدن ما برای خرید دلار، سود صاحبان داراییهای بزرگ را بیشتر میکند. هر یک تومان که با حضور وحشتآلود ما جلوی صرافیها بر قیمت دلار افزوده میشود، صاحبان سرمایههای مشروع و نامشروع حاضر در بازار ارز را بیش از آنچه تصور کنید افزایش میدهد.
✅ بیایید از ترس آژیر، یکدیگر را در رسیدن به توهمی از پناهگاه له نکنیم. آرام بگیریم و کنار بکشیم، بگذار ببینیم آنها که تنها در میان میدان میمانند، کیستند. آنها که نانشان در همراهی ما با شلوغی میانه میدان است.
✅ آژیرها را همه به صدا درمیآورند، عکسهایی از بیارزش شدن پول فلان کشورها پخش میکنند؛ و همه برای آن است که من و شما بترسیم و خردهپولهایمان را به میدان بیاوریم، وحشت بیافرینیم و در میانه تاریکی یکدیگر را زیر دست و پا له کنیم.
✅ نترسیم و فعلاً آرام بگیریم. اوضاع که آرام شد، از دولتمردان ارائه گزارشی شفاف و دقیق، با صراحت و بیپردهپوشی، فارغ از شعار و پر از شعور، و صادقانه با مردم طلب کنیم. بپرسیم این چه حکایتی است؟ این چه مصیبتی است که آرامش نداریم. چرا کسی پاسخ نمیدهد چه خبر است. آشکار شدن همه کاستیها را مطالبه کنیم و مو از ماست بکشیم؛ اما فعلاً نترسیم و به این معرکه دامن نزنیم. مطالبه پاسخگویی را فراموش نکنیم، اما در فضای ناآرام و پرتنش، کسی پاسخ نمیدهد. بیایید برای ایران، بر تنشهای این فضا نیفزاییم. پناهگاهی در کار نیست، ما فقط خود را زیر دست و پا له میکنیم.
@fazeli_mohammad
#گزین_گویه
انسانهای احمق نه از کتاب خوششان میآيد نه از فيلمهای مفهومی و نه هر چيز که آنها را وادار به تفکر کند.
انسانهای کمی احمق تا حدودی کتاب خواندهاند، البته به دليل اينکه بتوانند مدارک تحصيلی خود را تکميل کنند.
انسانهای رمانتيک شعر میخوانند، رمانهای عاشقانه را دنبال میکنند.
انسانهای باهوش با معادلات سر و کار دارند، رياضيات و فيزيک و از اين دست...
انسانهای پيشرو اما درگير فلسفه میشوند، هميشه در ذهنشان بیشمار پرسشهای بی پاسخ تجمع کرده است، آنها را از نوجوانیشان میتوانی بشناسی، گاه سوالاتی میپرسند که شما را به چالش میکشند و پردههایی را کنار میزنند که وحشت زده میشويد.
اگر تویی که اين را خواندی نخست وزير يا رييس جمهور کشورت هستی
فرهنگسراها را به انسانهای احساساتی،
سياست را به باهوشها
و آيندهی ميهنت را به فيلسوفانت بسپار.
👤"آندره ژید" در مصاحبه با روزنامهی ديلی تلگرام سال ١٩٢۵
@HosseinGaeeni
انسانهای احمق نه از کتاب خوششان میآيد نه از فيلمهای مفهومی و نه هر چيز که آنها را وادار به تفکر کند.
انسانهای کمی احمق تا حدودی کتاب خواندهاند، البته به دليل اينکه بتوانند مدارک تحصيلی خود را تکميل کنند.
انسانهای رمانتيک شعر میخوانند، رمانهای عاشقانه را دنبال میکنند.
انسانهای باهوش با معادلات سر و کار دارند، رياضيات و فيزيک و از اين دست...
انسانهای پيشرو اما درگير فلسفه میشوند، هميشه در ذهنشان بیشمار پرسشهای بی پاسخ تجمع کرده است، آنها را از نوجوانیشان میتوانی بشناسی، گاه سوالاتی میپرسند که شما را به چالش میکشند و پردههایی را کنار میزنند که وحشت زده میشويد.
اگر تویی که اين را خواندی نخست وزير يا رييس جمهور کشورت هستی
فرهنگسراها را به انسانهای احساساتی،
سياست را به باهوشها
و آيندهی ميهنت را به فيلسوفانت بسپار.
👤"آندره ژید" در مصاحبه با روزنامهی ديلی تلگرام سال ١٩٢۵
@HosseinGaeeni
Forwarded from کلام یادگیری فردا (کیفکو)
✅ ۷ عامل افزایش اعتماد در روابط حرفهای
⏳ زمان لازم برای مطالعه این نوشتار:
۳ دقیقه
👇
http://goo.gl/XyvhRv
#مهارت_نرم
⏳ زمان لازم برای مطالعه این نوشتار:
۳ دقیقه
👇
http://goo.gl/XyvhRv
#مهارت_نرم
جرعهای #شعر
کمترین تحریری از یک آرزو این است
آدمی را آب و نانی باید و آنگاه آوازی...
در قناری ها نگه کن، در قفس، تا نیک دریابی
کز چه در آن تنگناشان باز، شادی های شیرین است.
کمترین تصویری از یک زندگانی،
آب،
نان،
آواز،
ور فزون تر خواهی از آن، گاهگه پرواز
ور فزون تر خواهی از آن، شادیِ آغاز
ور فزون تر، باز هم خواهی، بگویم باز...
" آنچنان بر ما به نان و آب، اینجا تنگ سالی شد
که کسی در فکر آوازی نخواهد بود "
وقتی آوازی نباشد،
شوق پروازی نخواهد بود...
✍ محمدرضا شفیعی کدکنی
@HosseinGaeeni
کمترین تحریری از یک آرزو این است
آدمی را آب و نانی باید و آنگاه آوازی...
در قناری ها نگه کن، در قفس، تا نیک دریابی
کز چه در آن تنگناشان باز، شادی های شیرین است.
کمترین تصویری از یک زندگانی،
آب،
نان،
آواز،
ور فزون تر خواهی از آن، گاهگه پرواز
ور فزون تر خواهی از آن، شادیِ آغاز
ور فزون تر، باز هم خواهی، بگویم باز...
" آنچنان بر ما به نان و آب، اینجا تنگ سالی شد
که کسی در فکر آوازی نخواهد بود "
وقتی آوازی نباشد،
شوق پروازی نخواهد بود...
✍ محمدرضا شفیعی کدکنی
@HosseinGaeeni
📗 در کوچه باغ #کتاب
انقلاب علمی و اندیشهی ترقی از راه رسید. پایه و اساس اندیشهی ترقی این عقیده است که اگر نادانی خود را بپذیریم و منابعی را صرف تحقیق کنیم اوضاع بهتر خواهد شد. این اندیشه خیلی زود به زبان اقتصادی ترجمه شد. کسی که به ترقی باور داشته باشد اعتقاد دارد که اکتشافات جغرافیایی، اختراعات تکنولوژیک و تحول در شیوههای سازماندهی میتوانند مجموع تولیدات و بازرگانی و ثروت انسان را افزایش دهند. مسیرهای تجاری نوینی میتوانستند در اقیانوس اطلس گشوده شوند، بدون آنکه راههای قدیمی اقیانوس هند را از بین ببرند. کالاهای جدیدی میتوانستند تولید شوند، بدون آنکه تولیدات قدیمی را کاهش دهند. مثلاً فردی میتوانست یک نانوایی جدید باز کند که در تولید کیک شکلاتی تخصص داشته باشد، بدون آنکه نانواییهایی را که در پختن نان تخصص دارند ورشکست کند. هر کسی بهراحتی میتواند ذوق و ذائقهی جدید پیدا کند و بیشتر بخورد. من میتوانم ثروتمند شوم بدون آنکه شما فقیر شوید؛ من میتوانم فربه شوم بدون آنکه شما از گرسنگی بمیرید. کیک جهانی میتواند بزرگتر شود.
📚 انسان خردمند: تاریخ مختصر بشر / ✍ یووال نوح هراری
@HosseinGaeeni
انقلاب علمی و اندیشهی ترقی از راه رسید. پایه و اساس اندیشهی ترقی این عقیده است که اگر نادانی خود را بپذیریم و منابعی را صرف تحقیق کنیم اوضاع بهتر خواهد شد. این اندیشه خیلی زود به زبان اقتصادی ترجمه شد. کسی که به ترقی باور داشته باشد اعتقاد دارد که اکتشافات جغرافیایی، اختراعات تکنولوژیک و تحول در شیوههای سازماندهی میتوانند مجموع تولیدات و بازرگانی و ثروت انسان را افزایش دهند. مسیرهای تجاری نوینی میتوانستند در اقیانوس اطلس گشوده شوند، بدون آنکه راههای قدیمی اقیانوس هند را از بین ببرند. کالاهای جدیدی میتوانستند تولید شوند، بدون آنکه تولیدات قدیمی را کاهش دهند. مثلاً فردی میتوانست یک نانوایی جدید باز کند که در تولید کیک شکلاتی تخصص داشته باشد، بدون آنکه نانواییهایی را که در پختن نان تخصص دارند ورشکست کند. هر کسی بهراحتی میتواند ذوق و ذائقهی جدید پیدا کند و بیشتر بخورد. من میتوانم ثروتمند شوم بدون آنکه شما فقیر شوید؛ من میتوانم فربه شوم بدون آنکه شما از گرسنگی بمیرید. کیک جهانی میتواند بزرگتر شود.
📚 انسان خردمند: تاریخ مختصر بشر / ✍ یووال نوح هراری
@HosseinGaeeni
Forwarded from درنگِ پرسشگرانه | حسین گائینی
تو زِ چشمِ خويش، پنهانی
اگر پيدا شوی
در ميانِ جانِ تو
گنجی نهان، آيد پديد
تو طلسمِ گنجِ جانی
گر طلسمت بشکنی
ز اژدها هرگز نترسی
"گنج" جان آيد پديد
در این کلام عطار، "گنج" همان آگاهانه زیستن و دستیابی به خودآگاهی است.
#خودآگاهی یک #مهارت_نرم است.
به بهانهی ۲۵ فروردین روز بزرگداشت عطار نیشابوری
@HosseinGaeeni
اگر پيدا شوی
در ميانِ جانِ تو
گنجی نهان، آيد پديد
تو طلسمِ گنجِ جانی
گر طلسمت بشکنی
ز اژدها هرگز نترسی
"گنج" جان آيد پديد
در این کلام عطار، "گنج" همان آگاهانه زیستن و دستیابی به خودآگاهی است.
#خودآگاهی یک #مهارت_نرم است.
به بهانهی ۲۵ فروردین روز بزرگداشت عطار نیشابوری
@HosseinGaeeni
Forwarded from کلام یادگیری فردا (کیفکو)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📚 در کوچه باغ #کتاب
زندگی بدون گفت و شنود ممکن نیست. و امروز، در قسمت اعظم جهان، جای گفت و شنود را جدل گرفته است. قرن بیستم قرن جدل و دشنام است...
مبارزه نیست که ما را هنرمند میسازد، بلکه هنر است که ما را به مبارزه وامیدارد. هنرمند، به حکم وظیفهاش، گواه آزادی است و این توجیه و برائتی است که گاهی برای او گران تمام میشود. هنرمند به حکم وظیفهاش، در تیرهترین تنگنای تاریخ درگیر است، آنجا که جسم و جان آدمی را خفه میکنند. حال که وضع جهان بر این قرار است، ما چه بخواهیم و چه نخواهیم در آن متعهّدیم.
📗 وظیفه ادبیات / ✍آلبر کامو | ابوالحسن نجفی
@HosseinGaeeni
زندگی بدون گفت و شنود ممکن نیست. و امروز، در قسمت اعظم جهان، جای گفت و شنود را جدل گرفته است. قرن بیستم قرن جدل و دشنام است...
مبارزه نیست که ما را هنرمند میسازد، بلکه هنر است که ما را به مبارزه وامیدارد. هنرمند، به حکم وظیفهاش، گواه آزادی است و این توجیه و برائتی است که گاهی برای او گران تمام میشود. هنرمند به حکم وظیفهاش، در تیرهترین تنگنای تاریخ درگیر است، آنجا که جسم و جان آدمی را خفه میکنند. حال که وضع جهان بر این قرار است، ما چه بخواهیم و چه نخواهیم در آن متعهّدیم.
📗 وظیفه ادبیات / ✍آلبر کامو | ابوالحسن نجفی
@HosseinGaeeni
Forwarded from کلام یادگیری فردا (کیفکو)
✅ تشریح فرایند یک جلسه کوچینگ 👇
goo.gl/MUY4yB
👌 مطالعه این نوشتار را به دوستانی پیشنهاد میکنم که تمایل دارند درباره چگونگی برگزاری و ساختار یک جلسه رهیاری (#کوچینگ) بیشتر بدانند.
goo.gl/MUY4yB
👌 مطالعه این نوشتار را به دوستانی پیشنهاد میکنم که تمایل دارند درباره چگونگی برگزاری و ساختار یک جلسه رهیاری (#کوچینگ) بیشتر بدانند.
✅ غفلت از علوم انسانی و غیراخلاقی شدن جامعه
بین وضعیت فرهنگی و اجتماعی جامعه ما و جایگاهی که علوم انسانی در کشور دارد نسبتی نزدیک وجود دارد. از یکسو حکومت به علوم انسانی بدگمان است و صاحبنظران علوم انسانی به کل یک مجموعه بی خاصیت و بیفایده در نظر گرفته می شوند. اگر پزشکی خطایی کند و موجب مرگ فردی شود و یا اگر مهندسی بنایی بسازد که به سرعت ویران شود چندان مورد عتاب قرار نمیگیرد که فردی علوم انسانی خوانده ادعایی کند که درست از آب در نیاید یا نقدی کند که بر مذاق ارباب قدرت سازگار نباشد. بگذارید سوی دیگر قضیه را هم ببینیم: مردم به کل نه تنها اهمیتی برای علوم انسانی قائل نیستند، شناختی از آن نیز ندارند. واقعا علوم انسانی قرار است با مردم چه کند؟ این پرسشی است که حتی توسط مردم طرح هم نمیشود. آری وقتی میبینیم که جدیدترین تکنولوژیهای مهندسی و نظام نوین پزشکی وارد جامعه شده است و همچنان حال جامعه خوب نیست مشکل را از کجا باید جست وجو کنیم؟ وقتی که در جامعهای زندگی میکنیم که توجه به محیط زیست در حد شوخی است، جامعهای که قوانین و قواعد رسمی کشور را به سخره میگیرد، جامعهای که دولتمردان دائما قوانین را در آن تغییر میدهند، جامعهای که همه در آن به فکر منفعت شخصیشان هستند و از دغدغهای نسبت به منافع جمعی و عمومی خبری نیست، وقتی در جامعهای زندگی میکنیم که مردم در آن نسبت به یکدیگر سوء ظن دارند، جامعهای که قدرت و توان گفت و گو با یکدیگر را از دست داده است، جامعهای که در عمل نه با دوستان مدارا می کند و نه با دشمنان مروت، جامعهای که تماما به پول فکر میکند و بر این اساس وارد بازی های دلار و طلا و زمین میشود و بدین ترتیب خود به بحرانهای اقتصادی بیشتر دامن میزند و مهمتر از همه در کنار این همه شگفتی از پلیدیهایی که آفریده است نومیدانه به کنجی میرود و از وضع بد مملکت مینالد و سودای مهاجرت را در سر می پرواند، یعنی جامعهای که خود در ویرانی آن نقش داشته است را رها میکند تا ویرانتر شود و کوچکترین عذاب وجدانی هم ندارد. این همان جامعهای است که مردم آن از شعوری که علوم انسانی به جامعه تزریق میکند بیبهرهاند. این همان جامعهای است که مدارس در آن دهههاست که گفتهاند رشتههای ریاضی و علوم مهمتر از علومانسانیاند و گونهای القا کردهاند که افرادی که مهندسی و علوم و پزشکی میخوانند نیازی به دانش انسانی ندارند.
بله، وقتی که فرزندم در پی تغییر مقطع از ابتدایی به راهنمایی برآمد، یکسال تمام مدرسهاش او را با خواندن بیشتر علوم و ریاضی اماده کرد در حالی که هیچ نشانهای از شعوری که علوم انسانی به او می دهد نبود، و در مدرسه جدید نیز معیار برتری نه انسانیت و اخلاق و دانش انسانی ( ادبیات، تاریخ و جامعه شناسی) بلکه دانش محفوظات عددی و محاسبه گرانه بود. در حالیکه دانشی که فرزندانمان برای زندگی بهتر نیاز دارند دانشی است که مبتنی بر فهم و مفاهمه باشد، یا دانشی انتقادی که قدرت فهم و زیر سلطه نرفتن آدمها را افزایش دهد دانشی که مسئولیت را آموزش دهد، یاد بدهد چگونه با دیگران رفتار کنیم، چگونه گفت و گو کنیم، چگونه انتقاد کنیم، چگونه تحمل شنیدن صدای مخالف را داشته باشیم، چگونه صبر کنیم، چگونه امید بورزیم، چگونه نق نزنیم و کار کنیم و الخ. اما متاسفانه، مدارس و همین طور خانوادهها صرفا به فکر دانش پولساز برای تامین زندگی آینده فرزندان هستند و نه دانشی انسانی برای بهتر و انسانیتر زیستن. این همان گرایش پول پرستانه در جامعه است که در آن گرایش به کالاها ، زمین، سکه، پول و دلار که همگی حول مفهوم موفقیت جمع شدهاند را توضیح می دهد. گرایشی که در آن علوم انسانی کمی، کنکوری، حفظی و در واقع بخشی از منطق عددی شده است. ادعا نمیکنیم که خواندن علوم انسانی حلال مشکلات است، مساله این است که اهمیت دادن بیشتر به علوم انسانی کمی از ددمنشی و توحشی که دچارش هستیم را کاهش میدهد، فرزندانمان و خودمان در هر حوزهای که کار میکنیم قدری از دانش انسانی را نیاز داریم تا زندگیکردن در جامعهای که ناممکن شده است را ممکن سازیم.
@varijkazemi
✍ عباس کاظمی
پژوهشگر و آموزگار مطالعات فرهنگی
بین وضعیت فرهنگی و اجتماعی جامعه ما و جایگاهی که علوم انسانی در کشور دارد نسبتی نزدیک وجود دارد. از یکسو حکومت به علوم انسانی بدگمان است و صاحبنظران علوم انسانی به کل یک مجموعه بی خاصیت و بیفایده در نظر گرفته می شوند. اگر پزشکی خطایی کند و موجب مرگ فردی شود و یا اگر مهندسی بنایی بسازد که به سرعت ویران شود چندان مورد عتاب قرار نمیگیرد که فردی علوم انسانی خوانده ادعایی کند که درست از آب در نیاید یا نقدی کند که بر مذاق ارباب قدرت سازگار نباشد. بگذارید سوی دیگر قضیه را هم ببینیم: مردم به کل نه تنها اهمیتی برای علوم انسانی قائل نیستند، شناختی از آن نیز ندارند. واقعا علوم انسانی قرار است با مردم چه کند؟ این پرسشی است که حتی توسط مردم طرح هم نمیشود. آری وقتی میبینیم که جدیدترین تکنولوژیهای مهندسی و نظام نوین پزشکی وارد جامعه شده است و همچنان حال جامعه خوب نیست مشکل را از کجا باید جست وجو کنیم؟ وقتی که در جامعهای زندگی میکنیم که توجه به محیط زیست در حد شوخی است، جامعهای که قوانین و قواعد رسمی کشور را به سخره میگیرد، جامعهای که دولتمردان دائما قوانین را در آن تغییر میدهند، جامعهای که همه در آن به فکر منفعت شخصیشان هستند و از دغدغهای نسبت به منافع جمعی و عمومی خبری نیست، وقتی در جامعهای زندگی میکنیم که مردم در آن نسبت به یکدیگر سوء ظن دارند، جامعهای که قدرت و توان گفت و گو با یکدیگر را از دست داده است، جامعهای که در عمل نه با دوستان مدارا می کند و نه با دشمنان مروت، جامعهای که تماما به پول فکر میکند و بر این اساس وارد بازی های دلار و طلا و زمین میشود و بدین ترتیب خود به بحرانهای اقتصادی بیشتر دامن میزند و مهمتر از همه در کنار این همه شگفتی از پلیدیهایی که آفریده است نومیدانه به کنجی میرود و از وضع بد مملکت مینالد و سودای مهاجرت را در سر می پرواند، یعنی جامعهای که خود در ویرانی آن نقش داشته است را رها میکند تا ویرانتر شود و کوچکترین عذاب وجدانی هم ندارد. این همان جامعهای است که مردم آن از شعوری که علوم انسانی به جامعه تزریق میکند بیبهرهاند. این همان جامعهای است که مدارس در آن دهههاست که گفتهاند رشتههای ریاضی و علوم مهمتر از علومانسانیاند و گونهای القا کردهاند که افرادی که مهندسی و علوم و پزشکی میخوانند نیازی به دانش انسانی ندارند.
بله، وقتی که فرزندم در پی تغییر مقطع از ابتدایی به راهنمایی برآمد، یکسال تمام مدرسهاش او را با خواندن بیشتر علوم و ریاضی اماده کرد در حالی که هیچ نشانهای از شعوری که علوم انسانی به او می دهد نبود، و در مدرسه جدید نیز معیار برتری نه انسانیت و اخلاق و دانش انسانی ( ادبیات، تاریخ و جامعه شناسی) بلکه دانش محفوظات عددی و محاسبه گرانه بود. در حالیکه دانشی که فرزندانمان برای زندگی بهتر نیاز دارند دانشی است که مبتنی بر فهم و مفاهمه باشد، یا دانشی انتقادی که قدرت فهم و زیر سلطه نرفتن آدمها را افزایش دهد دانشی که مسئولیت را آموزش دهد، یاد بدهد چگونه با دیگران رفتار کنیم، چگونه گفت و گو کنیم، چگونه انتقاد کنیم، چگونه تحمل شنیدن صدای مخالف را داشته باشیم، چگونه صبر کنیم، چگونه امید بورزیم، چگونه نق نزنیم و کار کنیم و الخ. اما متاسفانه، مدارس و همین طور خانوادهها صرفا به فکر دانش پولساز برای تامین زندگی آینده فرزندان هستند و نه دانشی انسانی برای بهتر و انسانیتر زیستن. این همان گرایش پول پرستانه در جامعه است که در آن گرایش به کالاها ، زمین، سکه، پول و دلار که همگی حول مفهوم موفقیت جمع شدهاند را توضیح می دهد. گرایشی که در آن علوم انسانی کمی، کنکوری، حفظی و در واقع بخشی از منطق عددی شده است. ادعا نمیکنیم که خواندن علوم انسانی حلال مشکلات است، مساله این است که اهمیت دادن بیشتر به علوم انسانی کمی از ددمنشی و توحشی که دچارش هستیم را کاهش میدهد، فرزندانمان و خودمان در هر حوزهای که کار میکنیم قدری از دانش انسانی را نیاز داریم تا زندگیکردن در جامعهای که ناممکن شده است را ممکن سازیم.
@varijkazemi
✍ عباس کاظمی
پژوهشگر و آموزگار مطالعات فرهنگی
📚 در کوچه باغ #کتاب
شوپنهاور می نویسد:
«نیمی از نگرانیها و اضطرابهای ما مربوط به نظر دیگران است... ما باید این خار را از بدن خود بیرون بکشیم».
نظر دیگران تصوری خام یا یک وهم است که هر لحظه میتواند تغییر کند.
نظر دیگران به نخی بند است و ما را بردهی آنان می کند. برده ی نظراتشان و بدتر، برده ی آنچه وانمود میکنند به نظرشان میرسد.
📗 درمان شوپنهاور / 👤 اروین د یالوم
@HosseinGaeeni
شوپنهاور می نویسد:
«نیمی از نگرانیها و اضطرابهای ما مربوط به نظر دیگران است... ما باید این خار را از بدن خود بیرون بکشیم».
نظر دیگران تصوری خام یا یک وهم است که هر لحظه میتواند تغییر کند.
نظر دیگران به نخی بند است و ما را بردهی آنان می کند. برده ی نظراتشان و بدتر، برده ی آنچه وانمود میکنند به نظرشان میرسد.
📗 درمان شوپنهاور / 👤 اروین د یالوم
@HosseinGaeeni
Forwarded from کلام یادگیری فردا (کیفکو)
✅چرا مشکل #یادگیری، پادیادگیری است؟👇
http://goo.gl/9beYBC
👌 در این نوشتار فرایند تحول در مدل ذهنی (#پارادایم) توضیح داده شده است.
#پادیادگیری: کنار گذاشتن آموختههای ناکارآمد پیشین (unlearning)
http://goo.gl/9beYBC
👌 در این نوشتار فرایند تحول در مدل ذهنی (#پارادایم) توضیح داده شده است.
#پادیادگیری: کنار گذاشتن آموختههای ناکارآمد پیشین (unlearning)
Forwarded from درنگِ پرسشگرانه | حسین گائینی
جرعهای #شعر
وطن کجاست که آوازِ آشنایِ تو چنین دور مینماید؟
امید کجاست
تا خود
جهان
به قرار
باز آید؟
هان، سنجیده باش
که نومیدان را معادی مقدر نیست!
معشوق در ذره ذرهیِ جانِ توست
که باور داشتهای،
و رستاخیز
در چشماندازِ همیشهیِ تو
به کار است.
در زیجِ جُستوجو
ایستادهیِ ابدی باش
تا سفرِ بیانجامِ ستارهگان بر تو گذر کند،
که زمین
از اینگونه حقارت بار نمیماند
اگر آدمی
به هنگام
دیدهیِ حیرت میگشود.
زیستن
و ولایتِ والایِ انسان بر خاک را
نماز بردن؛
زیستن
و معجزه کردن؛
ورنه
میلادِ تو جز خاطرهیِ دردی بیهوده چیست:
هم از آن دست که مرگات،
هم از آن دست که عبورِ قطارِ عقیمِ اَسترانِ تو
از فاصلهیِ کویریِ میلاد و مرگات؟
معجزه کن معجزه کن
که معجزه
تنها
دست کارِ توست
اگر دادگر باشی؛
که در این گُستره
گُرگاناند
مشتاقِ بر دریدنِ بی دادگرانهیِ آن
که دریدن نمیتواند. ـــ
و دادگری
معجزهیِ نهائی ست.
...
و حضورِ گرانبهایِ ما
هر یک
چهره در چهرهیِ جهان
( این آیینهئی که از بودِ خود آگاه نیست
مگر آن دَم که در او نگرند ) ـــ
تو
یا من،
آدمیئی
انسانی
هر که خواهد گو باش
تنها
آگاه از دستکارِ عظیمِ نگاهِ خویش ـــ
تا جهان
از این دست
بیرنگ و غمانگیز نمانَد
تا جهان
از این دست
پلشت و نفرتخیز نمانَد.
یکی
از دریچهیِ ممنوعِ خانه
بر آن تَلّ ِ خشکِ خاک نظر کن:
آه، اگر امید میداشتی
آن خُشکسار
کنون اینگونه
از باغ و بهار
بیبرگ نبود
و آنجا که سکوت به ماتم نشسته
مرغی میخواند.
نه
نومید مردم را
معادی مقدّر نیست.
چاووشیِ امید انگیزِ توست
بیگمان
که این قافله را به وطن میرساند.
خطابهیِ آسان، در #امید / احمد شاملو
@HosseinGaeeni
وطن کجاست که آوازِ آشنایِ تو چنین دور مینماید؟
امید کجاست
تا خود
جهان
به قرار
باز آید؟
هان، سنجیده باش
که نومیدان را معادی مقدر نیست!
معشوق در ذره ذرهیِ جانِ توست
که باور داشتهای،
و رستاخیز
در چشماندازِ همیشهیِ تو
به کار است.
در زیجِ جُستوجو
ایستادهیِ ابدی باش
تا سفرِ بیانجامِ ستارهگان بر تو گذر کند،
که زمین
از اینگونه حقارت بار نمیماند
اگر آدمی
به هنگام
دیدهیِ حیرت میگشود.
زیستن
و ولایتِ والایِ انسان بر خاک را
نماز بردن؛
زیستن
و معجزه کردن؛
ورنه
میلادِ تو جز خاطرهیِ دردی بیهوده چیست:
هم از آن دست که مرگات،
هم از آن دست که عبورِ قطارِ عقیمِ اَسترانِ تو
از فاصلهیِ کویریِ میلاد و مرگات؟
معجزه کن معجزه کن
که معجزه
تنها
دست کارِ توست
اگر دادگر باشی؛
که در این گُستره
گُرگاناند
مشتاقِ بر دریدنِ بی دادگرانهیِ آن
که دریدن نمیتواند. ـــ
و دادگری
معجزهیِ نهائی ست.
...
و حضورِ گرانبهایِ ما
هر یک
چهره در چهرهیِ جهان
( این آیینهئی که از بودِ خود آگاه نیست
مگر آن دَم که در او نگرند ) ـــ
تو
یا من،
آدمیئی
انسانی
هر که خواهد گو باش
تنها
آگاه از دستکارِ عظیمِ نگاهِ خویش ـــ
تا جهان
از این دست
بیرنگ و غمانگیز نمانَد
تا جهان
از این دست
پلشت و نفرتخیز نمانَد.
یکی
از دریچهیِ ممنوعِ خانه
بر آن تَلّ ِ خشکِ خاک نظر کن:
آه، اگر امید میداشتی
آن خُشکسار
کنون اینگونه
از باغ و بهار
بیبرگ نبود
و آنجا که سکوت به ماتم نشسته
مرغی میخواند.
نه
نومید مردم را
معادی مقدّر نیست.
چاووشیِ امید انگیزِ توست
بیگمان
که این قافله را به وطن میرساند.
خطابهیِ آسان، در #امید / احمد شاملو
@HosseinGaeeni
Forwarded from کلام یادگیری فردا (کیفکو)
✅ #گزینگویه
اگر یک پرسش باشد که من از آن وحشت داشته باشم، پرسشی که هرگز نتوانسته باشم به آن پاسخ رضایتبخشی بدهم، آن پرسش این است که: دارم چه میکنم!!؟
📗 از #کتاب "مالوی" / ✍ ساموئل بکت
🆔 @CYFCo
اگر یک پرسش باشد که من از آن وحشت داشته باشم، پرسشی که هرگز نتوانسته باشم به آن پاسخ رضایتبخشی بدهم، آن پرسش این است که: دارم چه میکنم!!؟
📗 از #کتاب "مالوی" / ✍ ساموئل بکت
🆔 @CYFCo
Forwarded from کلام یادگیری فردا (کیفکو)
✅ #گزینگویه
«من تصور میکنم، بهترین تعریفی که میتوان از انسان کرد این است: انسان موجودی است که به همه چیز، #عادت میکند.»
📗 از #کتاب "دنیای مردگان" / ✍ فیودار داستایِفسکی
🆔 @CYFCo
«من تصور میکنم، بهترین تعریفی که میتوان از انسان کرد این است: انسان موجودی است که به همه چیز، #عادت میکند.»
📗 از #کتاب "دنیای مردگان" / ✍ فیودار داستایِفسکی
🆔 @CYFCo