K1 in USA
10.1K subscribers
2.92K photos
832 videos
129 files
2.2K links
مشاهدات دانشجویان و دانش‌آموختگان مسلمان ایرانی از امریکا

سردبیر: کیوان ابراهیمی (برق شریف/دکتری آیوا استیت/دیتا ساینتیست در سیلیکون‌ولی)

K1inUSA.com
youtube.com/c/K1inUSA

کانال دوم:
@K1inUSA2

پیام ناشناس:
https://HarfBeMan.pw/@k1inusa
Download Telegram
دو خاطره

1. حدود ده سال پیش بود که در کلاس یکی از درس‌های عمومی (درس معارف نبود)، با یک دانشجوی سوریه‌ای هم کلاس بودم. این دانشجو، فارسی را با لهجه عربی صحبت می‌کرد و ضمنا خیلی از نظر درسی قوی نبود. خیلی هم جای تعجب نداشت، چون بدون کنکور آمده بود در کنار دانشجویان قوی، آن هم در یک کشور خارجی و لذا عجیب نبود عقب بماند. یک روز بعد از کلاس، با استاد می‌خواست صحبت کنید. دقیق یادم نیست که در چه موردی بود، اما این قدر در ذهنم هست که می‌خواست استاد به او ارفاق کند. به استاد گفت: "من خارجی هستم ...". حرفش که تمام شد، استاد در حالی که با تمسخر لهجه عربی او را تقلید می‌کرد گفت: خارجی هستی که هستی؟... یادم می‌آید خیلی ناراحت شدم اما وقتی نمره شما دست همان استاد است، احتمالا شما هم بودید سکوت می‌کردید. ناگفته نماند که استاد فوق با این که در ظاهر خیلی مذهبی نبود، اما با مذهب هم غریبه نبود و حداقل بنده می‌دانم اهل روزه بود.

2. دیروز پیش استادم بودم. استادم آمریکایی از نژاد سفید است. گفت: "بعد از روز تحلیف رییس جمهور که از آمریکا خارجی نمی‌شوی؟" گفتم، فعلا برنامه ای ندارم اما خیلی هم نگران نیستم. گفت: "با این رییس جمهور باید محتاط باشی، ای وای یعنی این قراره رییس جمهور ما باشه؟ ممکن است همان روز اول که رییس جمهور شد، دستور بدهد که ورود اتباع چند کشور کلا ممنوع شود" بعد برای بار چندم گفت: "به خاطر رفتار دولت آمریکا از تو معذرت می‌خواهم" گفتم نیازی به معذرت خواهی نیست. در همه کشورها حساب دولت‌ها و مردم آن کشور جداست. گفت: "درست می‌گویی. در هر کشوری، هر دینی، و هر مرامی یک عده انسان تندرو وجود دارند که متاسفانه برخی وقت‌ها می‌توانند اکثر جامعه را با خود همراه می‌کنند" بی اختیار یاد آن خاطره ده سال پیش افتادم. البته همانطور که ذکر شد، بار اول نبود و تا جایی که در ذهن دارم، دوبار قبلا استادم از بنده به علت رفتار دولت آمریکا با شهروندان آمریکا عذرخواهی کرده است.

نتیجه گیری با خودتان!

مشاهدات چند دانشجوی ایرانی🇮🇷 از جامعه امریکا🇺🇸
@K1inUSA
قبض بیمارستان مربوط به آزمایش خون کودک

۵۶ دلار پس از کسر بیمه

مشاهدات چند دانشجوی دکترای ایرانی🇮🇷 از قلب جامعه‌ی امریکا🇺🇸ا: @K1inUSA
عاقبت یک سنجاب...

البته این جانور به دلیل فرز و باهوش بودن، کمتر چنین بلایی سرش میاد.

مشاهدات چند دانشجوی دکترای ایرانی🇮🇷 از قلب جامعه‌ی امریکا🇺🇸ا: @K1inUSA
چنین ماشین‌های قدیمی و قراضه‌ای بعضا در شهر دیده میشن..

مشاهدات چند دانشجوی دکترای ایرانی🇮🇷 از قلب جامعه‌ی امریکا🇺🇸ا: @K1inUSA
سگ‌مون گم شده، خانواده‌ای رو از ویرانی نجات بدید و ۱۰۰۰ دلار مژدگونی بگیرید!
ماده، نژاد دالماسین، نقطه نقطه. آیا رامیِ ما رو دیدید؟ 🐩 👀
پوستر توسط «موسسه حرفه‌ای حیوانات خانگی گمشده» زده شده!
@K1inUSA
اندر احوالات برجام

#مجتبی_رضاخواه

بعد از تصویب تمدید تحریم‌های ایران به مدت ۱۰ سال، آینده برجام در ابهام فرو رفته است. سوال مهم این روزها این است که آیا اصولا مذاکرات هسته‌ای لزومی داشته و یا نه؟

واقعیت این است که تحریم‌های بسیار زیادی توسط دولت دموکرات آمریکا بر ایران اعمال شده بود که زندگی را بر مردم بسیار سخت کرده بود. بنابراین انجام مذاکرات هسته‌ای، موضوعی منطقی به نظر می‌رسید. حال سوال این است که چرا نتیجه این مذاکرات با وعده‌های دولت روحانی فاصله بسیار دارد، و در حالی که هنوز که اولین سالگرد اجرای برجام فرانرسیده، باید فاتحه‌اش را خواند؟

واضحا قرارداد هسته‌ای، از لحاظ حقوقی دارای اشکالات متعددی است. برای الزام ایران به انجام تعهداتش، جریمه‌های متنوع در نظر گرفته شده، ولی عملا جریمه‌ای برای الزام طرفهای مقابل به انجام تعهداتشان در نظر گرفته نشده است.

در چراییِ اشکالات برجام، و اینکه چرا از ابتدا قرارداد خوبی تهیه نشده بود به دلایل مختلفی می‌توان اشاره کرد:

۱- ساده انگاری: روحانی ادعا میکرد حقوقدان(؟) است و تجربه دیپلماتیک و بین المللی دارد. ظریف نیز تحصیلات حقوق بین‌الملل دارد و تجربه بین المللی قابل توجهی دارد. لیکن با همه این وجود، اشکالات متعدد حقوقی در برجام وجود دارد.

ساده انگاری روحانی و تیم مذاکره کننده از اینجا شروع شد که دولت بیشتر مشغول تعریف از برجام بود تا اینکه عملا مشغول بررسی مفاد قرارداد باشد.

در حالی که کشورهای مختلفی در حال جاسوسی از مذاکرات بودند، صحبت کردن از مفاد قرارداد در پشت تلفن (و البته به زبان سرخه‌ای!) نمونه دیگری از ساده‌انگاری دولت بود.

نهایتا در اثبات ساده‌انگاری دولت همین بس که حال که کنگره آمریکا تمدید تحریم‌ها را تصویب کرده، دولت هیچ برنامه مشخصی (پلن B) برای چنین روزهایی پیش‌بینی نکرده است. در حال حاضر دولت هیچ برنامه‌ای برای چرخش اقتصاد ندارد و هسته‌ای را هم به این راحتی‌ها نمی‌تواند به حالت قبل برگرداند. گرفتن غرامت برای کارهای انجام شده که پیش کش.

۲- بی‌تدبیری: روحانی بارها احتیاج شدید خود به برجام را علنی کرد. مثلا آب خوردن! و آلودگی هوا را هم به برجام ربط می‌داد. این نوع رفتار سخیف، سیگنالهای بدی را به طرف مقابل می‌داد که نهایتا باعث توقع بیشتر طرفهای مقابل شد.

۳- غرور و بی‌ادبی: روحانی و تیم مذاکره کننده علاقه‌ای به شنیدن صحبت منتقدین نداشتند. بطور مشخص روحانی، به جای شنیدن صحبت منتقدین، به آنها القاب زشت نسبت می‌داد: نفهم، کودک، ترسو و لرزو، حواله دادن به جهنم و... تنها بخش کوچکی از بی‌ادبی‌های رییس جمهور در ملا عام بود. در حالی که منتقدین اشکالات حقوقی برجام را به دولت تذکر می‌دادند، دولت با بی‌ادبی پاسخشان را می‌داد.
این نوع رفتار روحانی به جایی رسید که نهایتا وی به مقام "بی‌ادب‌ترین رییس دولت پس از انقلاب" نائل شد.

اگرچه میتوان دلایل دیگری برای ناکامی دولت در مذاکرات هسته‌ای عنوان کرد، لیکن نباید نقش خوش‌باوری جناب هاشمی و تصور رویاگونه ایشان از مذاکرات هسته‌ای، و شیرین کاری علی لاریجانی در تصویب ۲۰ دقیقه‌ای‌ برجام را نیز نادیده گرفت.

نتیجه فعالیت بزرگان مملکت در چند سال گذشته را می‌توان در تعطیل شدن فعالیتهای غنی‌سازی، رکود اقتصادی، بیکاری شدید و بخصوص بیکاری جوانان تحصیلکرده، جریمه ۱۸ میلیارد دلاری قرارداد کرسنت، پرداخت حقوق‌های نجومی، اختلاس ۸ هزار میلیاردی و... خلاصه کرد.

صد البته تمدید مجدد تحریم‌ها در این شرایط خوشحالی ندارد، بلکه می‌بایست به فکر فرو رفت. چه شده که جنابان هاشمی، روحانی، علی لاریجانی و ظریف، با وجود تجربه‌های متعدد مدیریتی و دیپلماتیک، این چنین ساده‌انگارانه رفتار کرده و خروجی فعالیتهایشان این چنین شده است؟ برای ما ناراحت کننده است که آخرین خروجی عملکردی جناب هاشمی با بیش از ۷۵ سال عمر و تجارب مختلف، اینچنین سیاه باشد.

آری باید تجارب برجام کتاب شود، تا فرزندان‌مان در تاریخ بخوانند که غرور و نخوت، خاموش کردن صدای منتقدین و توهین به آنان، ساده انگاری و بی‌تدبیری چه می‌تواند بر سر مملکت بیاورد.

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
برای همراهی با مشاهدات چند دانشجوی دکترای ایرانی🇮🇷 از قلب جامعه‌ی امریکا🇺🇸، عضو شوید: @K1inUSA
نظرات همراهان در @K1inUSA2
کمک علمی
#یادداشت_مهمان
#یحیی_داوری @Pcboy
بخش اول

در ابتدا عرض کنم که بنده دانشجوی دانشگاه‌های آمریکا و حتی دانشگاه‌های خارج از کشور نیستم،‌ لااقل فعلاً، و از این جهت یک پست متفاوت رو در ادامه خواهید خوند. موضوع در خصوص یک کمک علمی هست که از یه دانشجوی دانشگاه خارج از کشور گرفتم.

من در یکی از شهرهای کشور عزیزمون، که به دلایل امنیتی از ذکر نامش معذورم😉، در حال تحصیل مقطع کارشناسی ارشد در رشته روانشناسی هستم. داستان از اونجا شروع شد که بابت یه پژوهش که به صورت کاملاً عمدی بی ربط به پایان نامه بنده هم نیست نیاز به یه کتاب به نام APA Handbook of Psychology, Religion and Spirituality‌ داشتم. در خصوص کتاب باید بگم که توسط چند تن از اعضای انجمن روانشناسی آمریکا در خود انجمن که بعنوان معتبرترین مرجع روانشناسی نوین غرب شناخته میشه تدوین و چاپ شده و همونطور که از اسمش هم پیداست کتاب مرجع در خصوص روانشناسی معنویت و ارتباطش با مذهب هست.

توضیح اینکه بابت تایید موضوع پایان نامه رشته روانشناسیم نیاز به تایید یکی از اساتید بزرگ و شناخته شده این رشته داشتم. با وساطت یکی از اساتید خودم تونستم با ایشون یه ملاقات داشته باشم و ایشون گفتن که برای این موضوع بی برو برگرد باید این کتاب رو بدست بیاری و چند فصلش رو ترجمه و استفاده کنی. استادِ به شدت مقتدر و پر مخلفاتی هم هستن (که البته در ایران همگی با این نمونه اساتید آشنایی کااااااامل داریم) و گفتن که اگر نتونستی پیداش کنی بگو من میگم یه واسطه برات میاره و هزینشو میگیره،‌ من که با یه ژست خیلی شیک در حالی که دستم رو طرف کیفم میبردم گفتم: خوب چقد میشه؟! استاد هم یه نگاهی به مانیتور کامپیوترش انداخت و گفت حدود 600 دلار! (البته قیمت خود کتاب 495 دلاره، شما اسم مابقیش رو بزارید حق التهیه کتاب :)

منم که دستم رو سریع به طرف سَرَم برده بودم و شروع کرده بودم به خاروندن با یه دو دوتا چهارتای سریع حساب کردم که اگر یارانه متأهلی که نه، اون یکی کلیه ام هم که خرابه اونم نه، خلاصه دیدم با وضعیت متاهلی و دانشجویی و حتی فروش هیچ چیزی هیچ جوره این مبلغ جور در نمیاد. این شد که به سبک روباه مکار گوشه چشمم یه برقی زد و با فکری که به سابقه خوبم در استفاده از گوگولی (همون گوگل شما) کردم،‌ با اعتماد به نفس خاصی گفتم: نه استاد، خودم جورش میکنم. اینو که گفتم دیدم گوشه لبخند استاد یه چیزایی برق میزنه ها، ولی اونموقع دوزاریم نیفتاد.

خلاصه، حدود 10 روز به انحاء مختلف و از روش‌های متنوع و با استفاده از زبان‌های مختلف و با کمک سایت‌های مختلف روسی و غیره که ید طولایی در اشتراک منابع علمی دارند، دستم به جایی نرسید. البته ابتدا با استفاده از نرم افزار سیمرغ تمام کتابخانه‌های متصل دانشگاه‌های ایران رو بررسی کرده بودم ولی اونجا هم نبوده بود. روزای آخر دیگه کارم داشت به التماس به گوگل می‌کشید و البته داشتم کم کم به این فکر می‌افتادم که شاید واقعا چاره ای جز پیدا کردن راهی برای جور کردن اون مبلغ و تهیه کتاب از طریق استاد نیست، که یهو عین این فیلما، درست وقتی داشتم تلگرامم رو چک می کردم چشمم افتاد به یکی از مکالمه‌هایی که با یه دانشجوی خارج از کشور داشتم.

پیش خودم فکر کردم شاید از این بخش از فرهنگ علمی اونجا که کمک علمی کاملاً توجیه شده هست و ازش استقبال میشه متأثر شده باشه و قبول کنه اگر کمکی از دستش بر بیاد انجام بده. این بود که گفتم باهاش مطرح میکنم، یا قبول میکنه، یا ته تهش بلاکم میکنه دیگه، ایدز که نیست درمان نداشته باشه. این شد که در قالب یک پیام کاملاً اتو کشیده و مودبانه با عنوان درخواست کمک علمی مسئله رو باهاش مطرح کردم.

با کمال تعجب در اولین اقدام اسم نویسنده رو ازم پرسید، هنوز نفهمیده بودم قضیه چند چنده که در پیام بعدی به مبلغ بالای کتاب اشاره کرد، اینجا بود که شیطان درونم گفت الان بحث رو میبره طرف هزینه و مبلغ و از این داستانا. راستش حدود یک سال و نیم پیش، زمانی که یکی از اساتیدم روی یه موضوعی پژوهش می‌کرد و در این زمینه با یکی از اساتید در کانادا در ارتباط بود و من همکار پروژه بودم، دیده بودم کتاب‌هایی که گیر نمیاد رو به اون استاد کانادایی با ایمیل اعلام میکرد و اوشون می‌گفت در کتابخونه اینجا دستگاهی هست که می‌تونیم برای استفاده‌های علمی خودمون از کتاب، PDF‌ تصویری تهیه کنیم و با همین روش برامون می‌فرستاد. با خودم گفتم اگر با همین روش هم این آقا بتونه یه تصاویری از کتاب برام بفرسته با یه مبلغ جزئی باز هم غنیمته،‌ واقعاً دیگه به چندتا عکس موبایلی از فهرست کتاب هم راضی شده بودم.

مشاهدات چند دانشجوی دکترای ایرانی🇮🇷 از قلب جامعه‌ی امریکا🇺🇸ا: @K1inUSA
کمک علمی
#یادداشت_مهمان
#یحیی_داوری @Pcboy
بخش دوم

خلاصه با بررسی توی سامانه کتابخونه دانشگاه‌شون به من چراغ سبز داد که موجوده و برات عکس میگیرم و فلان موقع یادم بنداز. منم کلی خوشحال بودم که دیگه ردیف شد. روز موعود سر وقت با ذوق و شوق یه پیام جهت یادآوری براش فرستادم و گفتم که خودت گفته بودی یادآوری کنم، ولی متاسفانه جوابی نیومد. نه اون روز، نه تا حدود یک هفته بعدش. پیش خودم فکر کردم یه چیزی گفته بعد پشیمون شده یا بخاطر درگیری‌ها فراموشش شده... خلاصه هزار جور فکر پیش خودم کردم.

گذشت تا زمانی که به توفیق الهی و دعوت آقا در حال پیاده روی مسیر نجف به کربلا بودم. به خودم گفتم یه پیام میدم یه سوال میکنم بالاخره تکلیفم معلوم شه، بدونم چیکار باید بکنم. یه پیام فرستادم و پرسیدم کاری از دست‌شون برمیاد؟ که در جواب گفتن چرا یادآوری نکردی؟! منم که هم تعجب کرده بودم و هم مشکوک بودم پیام یادآوری که براش فرستاده بودم رو فوروارد کردم که آره، فلان روز سر وقت این پیام رو فرستادم. و ایشون هم در کمال تعجب گفتن که پیام رو ندیدن، و ظاهراً مشکل نرم افزاری بوده، خلاصه گفتن که پیگیری می‌کنن، ولی تاکید کردن که فقط چندتا عکس میتونن بفرستن و اگر بیشتر میخوام باید توی نت بگردم و پیداش کنم، منم که همچین بگی نگی بهم برخورده بود گفتم که قبلاً همه راه‌ها رو رفتم که الآن دارم به شما رو میزنم، از شما چه پنهون بدم نمیومد یه کم قلقلکش بدم شاید راضی بشه بیشتر تلاش کنه و بتونه کتاب رو برام یجوری نسخه دیجیتالیشو بفرسته.

خلاصه رفت کتابخونه و اونجا بود که یه پیام بسیار ناراحت کننده برام فرستاد و گفت الان که اومده توی کتابخونه دیده که خود کتاب موجود نیست و یه مقاله هست که کتاب رو بررسی کرده یا اصطلاحاً همون Book Review. اینجا دیگه نا امید شده بودم و داشتم باز به فروش کلیه و سلول‌های مغز استخوان و... فکر می‌کردم که باز به سبک این فیلما درست لحظه آخر یه پیام اومد.

ایشون نوشته بود کتابخونه دانشگاه‌شون یه امکانی داره که کتابی رو که دانشجوها نیاز دارن اونجا درخواست میدن تا خود کتابخونه از طریق ارتباط با کتابخونه‌های دانشگاه‌های دیگر در آمریکا و یا حتی کشورهای دیگه براشون تهیه کنه تا دانشجوها بتونن استفاده کنن، و بهم گفت که این درخواست رو میده. هم تعجب کرده بودم و هم خوشحال شده بودم. انگار جدی جدی پیگیر شده بود. البته واقعاً از این قابلیت دانشگاه‌شون هم کیف کردم، و طبعاً اولین سوالی که پرسیدم این بود که هزینه داره یانه که مطمئن بشم. چند روزی گذشت و من همچنان منتظر بودم که خودش پیام داد بابت همون درخواستی که در کتابخونه ثبت کرده، کتابخونه بهش ایمیل زده و یه مقاله در خصوص اون کتاب معرفی کرده که در کتابخونه هم موجوده، و ظاهراً بررسی کتاب هست. من گفتم کاچی بعض هیچی، حداقل یه کلیتی از کتاب دستمون میاد و می‌فهمیم چیه.

ازش خواستم این رو هم در کنار درخواست کتاب پیگیری کنه. دو روز بعد که رفت کتابخونه عکس‌هایی از اون مقاله برام فرستاد که باز هم نا امید کننده بود. مقاله فقط یک فهرست معرفی کتاب‌هایی در خصوص اون موضوع مرتبط با کتاب بود و اصلاً ارتباطی با محتوای کتاب نداشت و حتی Book Review‌ هم نبود. طبعاً بابت زحمت زیادی که کشیده بود ازشون تشکر کردم و گفتم که ارزش زحمت‌شون برام کم نمیشه. دیگه کلاً به شک افتاده بودم که اصلاً میشه یا نمیشه. تا همین دو روز پیش که باز پیام داد و عکسی از ایمیل دانشگاه‌شون برام فرستاد که توش نوشته بودن درخواستش انجام شده و کتاب رسیده و آماده تحویل هست. تازه حدود 2 ماه و نیم هم مهلت استفاده از کتاب داده بودن که واقعاً فوق العاده بود، راستش از ته دل آرزو کردم کاش اونجا بودم. بسیار مشتاق بودم که به محتوای کتاب دسترسی پیدا کنم و بالاخره شاخ این غولو بشکنم.

تا اینکه امروز عکس کتاب دریافت شده رو دیدم و مطلع شدم که کتاب از دانشگاه Texas Tech University‌ تهیه شده و با درخواستی که دانشگاه ایشون داده، اون دانشگاه کتاب رو براشون بدون اینکه هزینه ای از دانشجو طلب کنن پست کرده، مسافتی بالغ بر 1500 کیلومتر بین دانشگاه‌ها فاصله هست! اسم این سرویس Interlibrary Loan هست و دانشگاهی که صاحب کتابه، شرایطی رو برای این امانت میتونه تعیین کنه مثل هزینه، یا امکان تمدید زمان و .... کاش واقعاً در سیستم آموزشی ما هم تا این حد به دانش و جویندگانش اهمیت داده میشد. البته هنوز محتوای کتاب به دستم نرسیده، و نگارش این متن هم با بدست آوردن محتوا همچین بی ربط نیست.

مشاهدات چند دانشجوی دکترای ایرانی🇮🇷 از قلب جامعه‌ی امریکا🇺🇸ا: @K1inUSA
قرض بین کتابخانه‌ایِ رایگانِ کتب و مقالاتِ مورد نیاز دانشجویان در امریکا

مشاهدات چند دانشجوی ایرانی🇮🇷 از جامعه امریکا🇺🇸
@K1inUSA
انتشار بخشی از یادداشت «تانگوی مرگ» در روزنامه صبح نو، مورخ ۱۴ آذر
http://sobhe-no.ir/newspaper/135/4/4387

مشاهدات چند دانشجوی ایرانی🇮🇷 از جامعه امریکا🇺🇸
@K1inUSA
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
مشاهدات چند دانشجوی ایرانی🇮🇷 از جامعه امریکا🇺🇸
@K1inUSA
K1 in USA
مشاهدات چند دانشجوی ایرانی🇮🇷 از جامعه امریکا🇺🇸 @K1inUSA
خانم سمیه ساکن واشنگتن دی‌سی، در مورد کمپین حمایت مسلمانان از حقوق غصب شده‌ی سرخپوستان امریکایی صحبت می‌کنند. ایشان مسئول کمپین حمایت مسلمانان از سرخپوستان امریکایی (صفحه فیس بوک Muslims Stand With Standing Rock ا: https://goo.gl/GrKKNB) و اهل نشویل تنسی در امریکا هستند و همسری ایرانی دارند. این خانم در ابتدای اسلام آوردن، نام خود را سمیه (به یاد اولین شهیده‌ی زن در اسلام) گذاشته اند و حقیقتاً سمیه‌وار برای احقاق حقوق مظلومین تلاش می‌کنند. در ابتدای این فیلم هم برنامه دوربین، یکی از فیلم‌های @K1inUSA را نمایش می‌دهد (آتش سوزی درخت! https://telegram.me/K1inUSA/2556)

ثانیه‌های انتهایی فیلم مشکل دارد که پوزش می‌خواهیم.

مشاهدات چند دانشجوی ایرانی🇮🇷 از جامعه امریکا🇺🇸
@K1inUSA
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
برف امروز مونترآل و ماجراهای پت و مت!
علیرضا منصوری از کانادا

مشاهدات چند دانشجوی ایرانی🇮🇷 از جامعه امریکا🇺🇸
@K1inUSA
انداختن دو جفت تایر زمستانی (دارای عملکرد و کنترل بهتر در دماهای پایین و یخبندان) از ۱۵ دسامبر تا ۱۵ مارچ در کِبِک کانادا الزامی‌ست و بی‌توجهی به آن، ۲۰۰ تا ۳۰۰ دلار جریمه دارد.
@K1inUSA
برای قابل تحمل کردن زمستان‌های سخت امریکای شمالی، برخی از ریموت استارت‌ برای گرمایش اتومبیل قبل از سوار شدن استفاده می‌کنند و برخی از بخاری‌های اسمارت یا قابل کنترل از دور.
@K1inUSA
پول‌سازی یک کمپانی اسباب بازی از طریق سریال «بازی تاج و تخت»، با همکاری شبکه HBO

مشاهدات چند دانشجوی ایرانی🇮🇷 از جامعه امریکا🇺🇸
@K1inUSA
خبری که امروز در امریکا صدا کرد: یک پدر اهل جورجیا به دلیل جا گذاشتن فرزندش در ماشین (منجر به مرگ)، به حبس ابد محکوم شد!

توضیح در ادامه

@K1inUSA
جاستین راس هریس، به LWOP یا حبس ابد بدون هیچگونه قابلیت آزادی تا پایان زندگی محکوم شد. وی به مدت ۷ ساعت، کودک ۲۲ ماهه‌ی خود را (احتمال بالا بصورت غیر عمد) درون اتومبیلِ شاسی بلندِ داغش رها کرده بود که منجر به مرگ وی در تابستان سال ۲۰۱۴ شد.

وی همچنین به دلیل سایر جرائم مرتکبه از قبیل بی‌رحمی درجه اول و دوم نسبت به کودکان و روابط جنسی با یک دختر کوچکتر از سن قانونی، به ۳۲ سال حبس محکوم شد. این احکام توسط یک قاضی زن و هیات ژوری صادر شده است.

فیلمی که در ادامه خواهید دید، قرائت حکم توسط قاضی به همراه توضیحات مربوطه است. در انتها، جاستین توسط نیروهای امنیتی گردن کلفت به زندان برده می‌شود.

مشاهدات چند دانشجوی ایرانی🇮🇷 از جامعه امریکا🇺🇸
@K1inUSA
NoRecovery_FINAL_120516.pdf
2.1 MB
گزارش ۱۲۰ صفحه‌ای گالوپ که به سفارش شورای رقابت ایالات متحده تهیه شده و نشان می‌دهد چطور رشد سرانه تولید ناخالص داخلی این کشور در طی دهه‌های گذشته سیر نزولی داشته
@K1inUSA
نمودار نزولِ رشدِ سرانه تولید ناخالص داخلی امریکا طی دهه‌های اخیر

مشاهدات چند دانشجوی ایرانی🇮🇷 از جامعه امریکا🇺🇸
@K1inUSA
به ادعای گالوپ، بر خلاف پندارها و تحلیل‌ها، اقتصاد امریکا به حالت عادی بازنگشته. گرچه رکود بزرگ تمام شده اما اقتصاد امریکا به شکل خطرناکی بر روی «هیچ» طی طریق می‌کند.
@K1inUSA