Forwarded from مدرسه طبیعت( گندمک)یزد
#مدارس_طبیعت
#فراکسیون_محیطزیست
از لغو فعالیت مدارس طبیعت تا تشکیل وزارتخانه آب، محیط زیست و منابع طبیعی
در شرایطی که واعظی رئیس دفتر ریاست جمهور می گوید: تشکیل وزارتخانه آب، محیط زیست و منابع طبیعی در لایحه دولت نبوده اما نمایندگان در کمیتهای روی آن کار میکنند، تابش رئیس فراکسیون محیط زیست اعلام می کند که با تشکیل این وزارتخانه موافق است و از کمبود نیرو و امکانات در محیط زیست می گوید، تابش هم چنین نابسامانی اداری را یکی از مشکلات محیط زیست می داند و ادامه می دهد: با توجه به محدودیت ها، مشکل کمبود نیرو و تجهیزات به سازمان محیط زیست در عمل به وظایف قانونی و جلوگیری از تخریب محیط زیست نمره ۱۵ و اگر این موارد در نظر گرفته نشود نمره مردودی می دهم.
همانطور که می دانیم طی سال های اخیر به مدد فعالیت عبدالحسین وهاب زاده بوم شناس و استاد برجسته محیط زیست و همت فعالین محیط زیست مدارس طبیعت در سراسر کشور در حرکتی کاملا مردمی و خودجوش راه اندازی شد، مدارسی که موسسین آن با صرف وقت، انرژی و سرمایه شخصی به راه اندازی آن مبادرت ورزیدند و چه بسا که از خانه و زندگی خود گذشتند تا این مدارس راه اندازی شده و در شهر و دیارشان فعالیت کند.
فعالین محیط زیستی که از جنس خود مردم هستند و خوب و بد این روزگار و بعضا تدبیر و بی تدبیری های مسئولان کشوری را در ادوار مختلف دیده اند و حال وقتی از این بی تدبیری ها به تنگ آمدند خود دست به کار شدند تا برای این کشور کودکانی سالم، شاداب، توانمند را پرورش دهند و در کنار آن عشق و احترام و تعهد به این آب و خاک را در وجودشان نهادینه سازند.
این روزها در کنار تمام اخبار ناخوشایند، هر روز شاهد تعطیلی مدارس طبیعت هستیم که بی شک اثرگذارتربن مکتب برای پرورش کودکان در کشور است و حال چه می شود که رئیس فراکسیون محیط زیست علی رغم اطلاع از این موضوع 77 مدرسه طبیعت را در کشور نمی بیند و از کمبود نیرو می گوید، آیا غیر این است که این فعالین مدارس طبیعت خود آمدند و گفتند که می خواهند کمکی باشند برای دولت؟ غیر آن است که از شما خواستند در رفع موانع موجود بر سر راه فعالیت این مدارس یاری رسان باشید ؟ غیر آن است که در جلساتی که با نماینده سازمان محیط زیست داشتید، از این نماینده خواستید که فعالیت مدارس طبیعتی که مجوز دارند رسمیت شناخته شود؟ چه می شود که از آن روز مدارس طبیعت بیشتری رو به تعطیلی می رود؟
بله! سخن شما کاملا صحیح است،" علیرغم اینکه محیط زیست سازمانی حاکمیتی است و باید از قدرت و اختیار بسیار بالایی برخوردار باشد اما متاسفانه از قدرت و اختیار مناسب برخوردار نیست و این ضعف و خلائی است که وجود دارد و با قانون صرف نمی توان به این مشکلات پایان داد"، هر چند که این قدرت و اختیار را درویش ها و ابتکارها تا اندازه ای در دوره گذشته ایجاد کردند و مجوزهای این مدارس را برای بهبود حال طبیعت ایران و کودکانش جاری ساختند، ولی اکنون کلانتری ها دست به لغو آن مجوز ها زده اند تا خود را برگردانند به همان موضوع ضعف و ناتوانی!
اینکه چه می شود که سازمان محیط زیست در یک دوره مجوز صادر می کند و در دوره ای دیگر آن را لغو می کند و پاسخگوی ضرر و زیان روحی، معنوی و مالی موسسین این مدارس هم نمی شود، خود موضوعی است که می بایست در فرصتی دیگر به آن پرداخته شود.
عضو پیشکسوت مجلس، برادر ارجمند بی شک تشکیل وزارتخانه آب، منابع طبیعی و محیط زیست خیلی زیبا و قشنگ است، شاید کشور زمانی به این بلوغ برسد که به این چنین وزارتخانه هایی نیاز دارند ، هرچند دیر! ولی اکنون آنچه که حال طبیعت ایران و مردمانش را خوب می کند، وعده برای آینده نیست ، بی تعارف بگویم، نقد را به امید نسیه رها نمی کنیم! اکنون را دریاب.
به قلم: مریم منصوری، تسهیلگر ارتباط کودک و طبیعت
ششم فروردین ماه نود و هشت
http://www.icana.ir/Fa/News/421433/
#فراکسیون_محیطزیست
از لغو فعالیت مدارس طبیعت تا تشکیل وزارتخانه آب، محیط زیست و منابع طبیعی
در شرایطی که واعظی رئیس دفتر ریاست جمهور می گوید: تشکیل وزارتخانه آب، محیط زیست و منابع طبیعی در لایحه دولت نبوده اما نمایندگان در کمیتهای روی آن کار میکنند، تابش رئیس فراکسیون محیط زیست اعلام می کند که با تشکیل این وزارتخانه موافق است و از کمبود نیرو و امکانات در محیط زیست می گوید، تابش هم چنین نابسامانی اداری را یکی از مشکلات محیط زیست می داند و ادامه می دهد: با توجه به محدودیت ها، مشکل کمبود نیرو و تجهیزات به سازمان محیط زیست در عمل به وظایف قانونی و جلوگیری از تخریب محیط زیست نمره ۱۵ و اگر این موارد در نظر گرفته نشود نمره مردودی می دهم.
همانطور که می دانیم طی سال های اخیر به مدد فعالیت عبدالحسین وهاب زاده بوم شناس و استاد برجسته محیط زیست و همت فعالین محیط زیست مدارس طبیعت در سراسر کشور در حرکتی کاملا مردمی و خودجوش راه اندازی شد، مدارسی که موسسین آن با صرف وقت، انرژی و سرمایه شخصی به راه اندازی آن مبادرت ورزیدند و چه بسا که از خانه و زندگی خود گذشتند تا این مدارس راه اندازی شده و در شهر و دیارشان فعالیت کند.
فعالین محیط زیستی که از جنس خود مردم هستند و خوب و بد این روزگار و بعضا تدبیر و بی تدبیری های مسئولان کشوری را در ادوار مختلف دیده اند و حال وقتی از این بی تدبیری ها به تنگ آمدند خود دست به کار شدند تا برای این کشور کودکانی سالم، شاداب، توانمند را پرورش دهند و در کنار آن عشق و احترام و تعهد به این آب و خاک را در وجودشان نهادینه سازند.
این روزها در کنار تمام اخبار ناخوشایند، هر روز شاهد تعطیلی مدارس طبیعت هستیم که بی شک اثرگذارتربن مکتب برای پرورش کودکان در کشور است و حال چه می شود که رئیس فراکسیون محیط زیست علی رغم اطلاع از این موضوع 77 مدرسه طبیعت را در کشور نمی بیند و از کمبود نیرو می گوید، آیا غیر این است که این فعالین مدارس طبیعت خود آمدند و گفتند که می خواهند کمکی باشند برای دولت؟ غیر آن است که از شما خواستند در رفع موانع موجود بر سر راه فعالیت این مدارس یاری رسان باشید ؟ غیر آن است که در جلساتی که با نماینده سازمان محیط زیست داشتید، از این نماینده خواستید که فعالیت مدارس طبیعتی که مجوز دارند رسمیت شناخته شود؟ چه می شود که از آن روز مدارس طبیعت بیشتری رو به تعطیلی می رود؟
بله! سخن شما کاملا صحیح است،" علیرغم اینکه محیط زیست سازمانی حاکمیتی است و باید از قدرت و اختیار بسیار بالایی برخوردار باشد اما متاسفانه از قدرت و اختیار مناسب برخوردار نیست و این ضعف و خلائی است که وجود دارد و با قانون صرف نمی توان به این مشکلات پایان داد"، هر چند که این قدرت و اختیار را درویش ها و ابتکارها تا اندازه ای در دوره گذشته ایجاد کردند و مجوزهای این مدارس را برای بهبود حال طبیعت ایران و کودکانش جاری ساختند، ولی اکنون کلانتری ها دست به لغو آن مجوز ها زده اند تا خود را برگردانند به همان موضوع ضعف و ناتوانی!
اینکه چه می شود که سازمان محیط زیست در یک دوره مجوز صادر می کند و در دوره ای دیگر آن را لغو می کند و پاسخگوی ضرر و زیان روحی، معنوی و مالی موسسین این مدارس هم نمی شود، خود موضوعی است که می بایست در فرصتی دیگر به آن پرداخته شود.
عضو پیشکسوت مجلس، برادر ارجمند بی شک تشکیل وزارتخانه آب، منابع طبیعی و محیط زیست خیلی زیبا و قشنگ است، شاید کشور زمانی به این بلوغ برسد که به این چنین وزارتخانه هایی نیاز دارند ، هرچند دیر! ولی اکنون آنچه که حال طبیعت ایران و مردمانش را خوب می کند، وعده برای آینده نیست ، بی تعارف بگویم، نقد را به امید نسیه رها نمی کنیم! اکنون را دریاب.
به قلم: مریم منصوری، تسهیلگر ارتباط کودک و طبیعت
ششم فروردین ماه نود و هشت
http://www.icana.ir/Fa/News/421433/
www.icana.ir
سازمان محیط زیست به عارضه مشکلات ساختاری مبتلا است :: خبرگزاری خانه ملت
محمدرضا تابش در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری خانهملت، معضلات زیست محیطی را ناشی از مشکلات ساختاری در ارکان مدیریتی کشور دانست و گفت: بسیاری از مشکلات کنونی که مردم با آن مواجه هستند متاثر از مشکلات ساختاری است و تا رفع نشوند شاهد کجروی و ناروایی ها خواهیم…
Audio
✳ رویای ملی ✳
عبدالحسین وهابزاده
https://t.me/royayemelli
توضیح: کانال رویای ملی و راهبرد نوروز از کنشگران حوزه های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی با نگرش های گوناگون دعوت کرده است که رویای ملی خود را بیان کنند.
در این فایل صوتی عبدالحسین وهابزاده با پاسخ به این دعوت به توصیف رویای خود برای ایران زمین پرداخته است. از این بابت از او سپاسگزاریم.
#رویای_ملی
#راهبرد_نوروز
⭕ این مطلب را اگر می پسندید به اشتراک بگذارید تا آفریده شود.
⭕️️ برای آفرینش رویای ملی ایرانیان و برساخت راهبردی نو برای تحقق آن به کانال زیر بپیوندید:
@royayemelli
عبدالحسین وهابزاده
https://t.me/royayemelli
توضیح: کانال رویای ملی و راهبرد نوروز از کنشگران حوزه های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی با نگرش های گوناگون دعوت کرده است که رویای ملی خود را بیان کنند.
در این فایل صوتی عبدالحسین وهابزاده با پاسخ به این دعوت به توصیف رویای خود برای ایران زمین پرداخته است. از این بابت از او سپاسگزاریم.
#رویای_ملی
#راهبرد_نوروز
⭕ این مطلب را اگر می پسندید به اشتراک بگذارید تا آفریده شود.
⭕️️ برای آفرینش رویای ملی ایرانیان و برساخت راهبردی نو برای تحقق آن به کانال زیر بپیوندید:
@royayemelli
Forwarded from Kavikonj; NatureSchool
از غرفه" مدرسه طبیعت "در هجدهمین نمایشگاه بینالمللی محیط زیست بازدید بفرمایید.
محل دائمی نمایشگاههای تهران غرفه ۴۰ از ۲۴ تا ۲۷ فروردین ماه.
محل دائمی نمایشگاههای تهران غرفه ۴۰ از ۲۴ تا ۲۷ فروردین ماه.
The account of the user that created this channel has been inactive for the last 5 months. If it remains inactive in the next 30 days, that account will self-destruct and this channel will no longer have a creator.
Forwarded from فردین علیخواه
چیزی در حال از دست رفتن است
▪️فردین علیخواه| جامعهشناس
✍️پس از نوروز 97، با دوستان مختلفمان درباره دیدوبازدیدهای عید گفتوگو میکردیم. تقریباً بیشتر آنان این نظر واحد را داشتند که فرزند یا فرزندانشان مهارتهای ایجاد تعامل و دوستی با سایر کودکان را بهخوبی بلد نیستند. به بیان بهتر؛ کودکان امروزی نمیتوانند از فرصت در کنار هم بودن بهره ببرند، باهم دوست شوند و با بازیهای کودکانه، کودکی کنند. آنان در مهارتهای استفاده از قابلیتهای مختلف تبلت و بهویژه بازی با « گیم های» آن، بیست هستند ولی نمیتوانند خارج از صفحهنمایش آن، و در دنیای واقعی یک بازی دستهجمعی ترتیب دهند.
گاهی اوقات این تصویر را در ذهن مجسم میکنم که اگر هماکنون جورج؛ یا آقای هربرت مید زنده بود تاب نمیآورد و نخست یک بلندگوی دستیِ قوی پیدا میکرد، بر روی بلندترین سکوی شهر میایستاد و با نگاه به رهگذران فریاد میزد که « آی مردم؛ چیزی در حال از دست رفتن است». به این دلیل این تصویر را ساختم که او به مداخله، حضور و اثرگذاری علم در مسائل اجتماعی اعتقاد داشت. ولی چه چیز در حال از دست رفتن است؟
جورج هربرت مید، بنیانگذار یکی از رویکردهای مهم جامعهشناسی و استاد دانشگاه میشیگان امریکا بود که در سال 1931 درگذشت. آقای هربرت مید بخش قابلتوجهی از زندگیاش را صرف شناختن « خود » کرد. منظورم از « خود» در اینجا؛ نه به معنای خودش یعنی خودِ آقای مید، بلکه « خود » 1 بهعنوان مفهومی در جامعهشناسی و روانشناسی اجتماعی است. او سعی کرد تا نشان دهد که این « خود» چگونه در فرایند اجتماعی شدن شکل میگیرد و دقیقاً به همین منظور به سراغ بازیهای کودکانه رفت.
ازنظر آقای هربرت مید، کودکان از طریق بازیها درکی از جهان اجتماعی پیرامون خود به دست میآورند و قواعد زندگی در جامعه بزرگتر را تمرین میکنند. او بازیهای کودکانه را به دو شکلِ «نقش ایفاء کردن»2 و «مسابقه دادن» 3تقسیم کرد. اولی در سنین آغازین کودکی رخ میدهد و در آن کودک؛ نقشهای مختلف را بدون ارتباط با دیگر نقشها، و به شکل انفرادی ایفاء میکند. مثلاً یکبار پرستار و یکبار پزشک میشود. یکبار معلم و یکبار خلبان میشود. او با به دست گرفتن عصای پدربزرگ یا مادربزرگ نقش آنها را تقلید میکند. این موقعیتها و این بازیها سادهاند و بیشتر؛ تمرین و تقلیدِ نقشهای موجود در جامعهاند. اما مسابقه، تمرینی برای موقعیتهای پیچیدهتر است. در اینجا کودک درمییابد که عضوی از یک جمع یا گروه است و اعضای آن جمع از او انتظاراتی دارند. آقای هربرت مید معتقد بود که « خود» در بستر چنین بازیهای ساده و پیچیدهای شکل میگیرد و قوام مییابد. بهویژه، در نوع دوم، کودکان همکاری گروهی و زندگی اجتماعی را یاد میگیرند.
این روزها، به شکل جستهوگریخته هنوز میتوان بازیهای سادۀ نوع نخست را در بین کودکان مشاهده کرد. هنوز کودکان به تقلید و تمرین نقشهای موجود در جامعه میپردازند. همچنین کودکان در « گیم» هم حضور پررنگی دارند. ولی موضوع نگرانکننده آن است که بازیهای پیچیده دوران کودکی که آقای هربرت مید از آنها بهعنوان گیم یاد کرد به درون صفحهنمایش تبلت ها منتقل شده است. درواقع گیم در یک فضای مجازی و نه واقعی صورت میگیرد. کودک بهتنهایی، به شکل انفرادی، در یک گوشۀ دنج و شاید هم تاریک، چشمانش را به صفحهنمایش تبلت دوخته و با عصبانیت و اضطراب، انگشتانش را روی صفحه آن فشار میدهد! قطعاً این وضعیت، تقویتکنندۀ تعلق گروهی، فعالیت جمعی، و ظهور یک « خود» اجتماعی نخواهد بود.
درنتیجه بیاساس نیست که این روزها والدین شکایت میکنند که کودکانشان در تعامل اجتماعی و ایجاد ارتباط و دوستیابی دچار مشکلات جدی هستند. چیزی در حال از دست رفتن است.
1-self
2-Play
3-Game
✅کانال نویسنده: @fardinalikhah
✅ارسال نظر: @alikhahfardin
yon.ir/OABpg
▪️فردین علیخواه| جامعهشناس
✍️پس از نوروز 97، با دوستان مختلفمان درباره دیدوبازدیدهای عید گفتوگو میکردیم. تقریباً بیشتر آنان این نظر واحد را داشتند که فرزند یا فرزندانشان مهارتهای ایجاد تعامل و دوستی با سایر کودکان را بهخوبی بلد نیستند. به بیان بهتر؛ کودکان امروزی نمیتوانند از فرصت در کنار هم بودن بهره ببرند، باهم دوست شوند و با بازیهای کودکانه، کودکی کنند. آنان در مهارتهای استفاده از قابلیتهای مختلف تبلت و بهویژه بازی با « گیم های» آن، بیست هستند ولی نمیتوانند خارج از صفحهنمایش آن، و در دنیای واقعی یک بازی دستهجمعی ترتیب دهند.
گاهی اوقات این تصویر را در ذهن مجسم میکنم که اگر هماکنون جورج؛ یا آقای هربرت مید زنده بود تاب نمیآورد و نخست یک بلندگوی دستیِ قوی پیدا میکرد، بر روی بلندترین سکوی شهر میایستاد و با نگاه به رهگذران فریاد میزد که « آی مردم؛ چیزی در حال از دست رفتن است». به این دلیل این تصویر را ساختم که او به مداخله، حضور و اثرگذاری علم در مسائل اجتماعی اعتقاد داشت. ولی چه چیز در حال از دست رفتن است؟
جورج هربرت مید، بنیانگذار یکی از رویکردهای مهم جامعهشناسی و استاد دانشگاه میشیگان امریکا بود که در سال 1931 درگذشت. آقای هربرت مید بخش قابلتوجهی از زندگیاش را صرف شناختن « خود » کرد. منظورم از « خود» در اینجا؛ نه به معنای خودش یعنی خودِ آقای مید، بلکه « خود » 1 بهعنوان مفهومی در جامعهشناسی و روانشناسی اجتماعی است. او سعی کرد تا نشان دهد که این « خود» چگونه در فرایند اجتماعی شدن شکل میگیرد و دقیقاً به همین منظور به سراغ بازیهای کودکانه رفت.
ازنظر آقای هربرت مید، کودکان از طریق بازیها درکی از جهان اجتماعی پیرامون خود به دست میآورند و قواعد زندگی در جامعه بزرگتر را تمرین میکنند. او بازیهای کودکانه را به دو شکلِ «نقش ایفاء کردن»2 و «مسابقه دادن» 3تقسیم کرد. اولی در سنین آغازین کودکی رخ میدهد و در آن کودک؛ نقشهای مختلف را بدون ارتباط با دیگر نقشها، و به شکل انفرادی ایفاء میکند. مثلاً یکبار پرستار و یکبار پزشک میشود. یکبار معلم و یکبار خلبان میشود. او با به دست گرفتن عصای پدربزرگ یا مادربزرگ نقش آنها را تقلید میکند. این موقعیتها و این بازیها سادهاند و بیشتر؛ تمرین و تقلیدِ نقشهای موجود در جامعهاند. اما مسابقه، تمرینی برای موقعیتهای پیچیدهتر است. در اینجا کودک درمییابد که عضوی از یک جمع یا گروه است و اعضای آن جمع از او انتظاراتی دارند. آقای هربرت مید معتقد بود که « خود» در بستر چنین بازیهای ساده و پیچیدهای شکل میگیرد و قوام مییابد. بهویژه، در نوع دوم، کودکان همکاری گروهی و زندگی اجتماعی را یاد میگیرند.
این روزها، به شکل جستهوگریخته هنوز میتوان بازیهای سادۀ نوع نخست را در بین کودکان مشاهده کرد. هنوز کودکان به تقلید و تمرین نقشهای موجود در جامعه میپردازند. همچنین کودکان در « گیم» هم حضور پررنگی دارند. ولی موضوع نگرانکننده آن است که بازیهای پیچیده دوران کودکی که آقای هربرت مید از آنها بهعنوان گیم یاد کرد به درون صفحهنمایش تبلت ها منتقل شده است. درواقع گیم در یک فضای مجازی و نه واقعی صورت میگیرد. کودک بهتنهایی، به شکل انفرادی، در یک گوشۀ دنج و شاید هم تاریک، چشمانش را به صفحهنمایش تبلت دوخته و با عصبانیت و اضطراب، انگشتانش را روی صفحه آن فشار میدهد! قطعاً این وضعیت، تقویتکنندۀ تعلق گروهی، فعالیت جمعی، و ظهور یک « خود» اجتماعی نخواهد بود.
درنتیجه بیاساس نیست که این روزها والدین شکایت میکنند که کودکانشان در تعامل اجتماعی و ایجاد ارتباط و دوستیابی دچار مشکلات جدی هستند. چیزی در حال از دست رفتن است.
1-self
2-Play
3-Game
✅کانال نویسنده: @fardinalikhah
✅ارسال نظر: @alikhahfardin
yon.ir/OABpg
چرا چون لاله خونین دل نباشم؟
http://www.hamshahrionline.ir/news/441096/
http://www.hamshahrionline.ir/news/441096/
همشهری آنلاین
بهشت کودکان تعطیل شد
طاها روزبهانی - خبرنگار:
تا همین چند وقت دور از هیاهو و شلوغی منطقه ۲۲ در انتهای باغ گیاهشناسی، مدرسهای دایر بود که بیش از ۸۰ کودک در فضایی به وسعت ۵ هزارمترمربع آزاد و رها درکنار برکهای کوچک با حیواناتی زیبا بازی میکردند و روی طنابهایی که از درختان…
تا همین چند وقت دور از هیاهو و شلوغی منطقه ۲۲ در انتهای باغ گیاهشناسی، مدرسهای دایر بود که بیش از ۸۰ کودک در فضایی به وسعت ۵ هزارمترمربع آزاد و رها درکنار برکهای کوچک با حیواناتی زیبا بازی میکردند و روی طنابهایی که از درختان…
The account of the user that created this channel has been inactive for the last 5 months. If it remains inactive in the next 19 days, that account will self-destruct and this channel will no longer have a creator.
Forwarded from محمد درویش
نامه_سرگشاده_به_رییس_جمهور_و_درخواست.pdf
172.6 KB
🔺آقای رییسجمهور؛ مدارس طبیعت را دریابید!🔺
🇮🇷: @darvishnameh
✍ نامه سرگشاده و بسیار مهم بنیاد کودک و طبیعت به عالیترین مقام جمهور نظام؛ برای اخذ دستور مساعد حسن روحانی مبنی بر ادامه فعالیت مدارس طبیعت از طریق یکی از سه گزینه پیشنهادی که با رایزنی فراکسیون محیطزیست، به تایید مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی هم رسیده است.
#بنیاد_کودکوطبیعت
#حسن_روحانی
#نامه_سرگشاده
#مدارس_طبیعت
🇮🇷: @darvishnameh
🇮🇷: @darvishnameh
✍ نامه سرگشاده و بسیار مهم بنیاد کودک و طبیعت به عالیترین مقام جمهور نظام؛ برای اخذ دستور مساعد حسن روحانی مبنی بر ادامه فعالیت مدارس طبیعت از طریق یکی از سه گزینه پیشنهادی که با رایزنی فراکسیون محیطزیست، به تایید مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی هم رسیده است.
#بنیاد_کودکوطبیعت
#حسن_روحانی
#نامه_سرگشاده
#مدارس_طبیعت
🇮🇷: @darvishnameh
The account of the user that created this channel has been inactive for the last 5 months. If it remains inactive in the next 9 days, that account will self-destruct and this channel will no longer have a creator.
Forwarded from دانشنامه کودک و طبیعت
🌴 طبیعت و بازی را در نظر آورید و این دو را باهم ترکیب کنید 🧒🏻، آنچه حاصل میشود بازی طبیعت است!
بازی طبیعت از نظر بزرگسالان ممکن است قایقرانی در رودخانه و دریاچه باشد ، یا کوهنوردی ، کاشت یک محصول ویا راه رفتن با پای برهنه در ساحل شنی .
اما از نظر کودکان بازی طبیعت ممکن است ساخت یک شیرینی با گل و لای ، کندن حفره در شن ، دویدن درون یک پشته از برگها و یا شناور کردن برگ و پوست درخت در یک سطل آب باشد.
هر بازی در طبیعت بازی طبیعت به حساب نمی آید. چرا که بازی طبیعت یعنی بازی با طبیعت نه فقط در طبیعت. برای بچه های کم سن و سال بازی طبیعت یعنی "اصل جفت و جوری " ، چرا که خصوصیات این کودکان با ظرفیت بازی در محیط ها و مواد طبیعی فوق العاده منطبق است . طبیعت بازی اصیل ارائه میکند. که بهترین نوع بازی از نظر کودک است!
💡بازی اصیل لذتبخش ، بی انتها ، خودمدار و انتخاب آزاد خود کودک است.
""هربار کودک و طبیعت به هم برسند ، بازی اصیل شروع میشود""
📖 بخشی از کتاب "طبیعت و کودک خردسال " نوشته رات ویلسون و ترجمه عبدالحسین وهاب زاده.
#کتاب .
بازی طبیعت از نظر بزرگسالان ممکن است قایقرانی در رودخانه و دریاچه باشد ، یا کوهنوردی ، کاشت یک محصول ویا راه رفتن با پای برهنه در ساحل شنی .
اما از نظر کودکان بازی طبیعت ممکن است ساخت یک شیرینی با گل و لای ، کندن حفره در شن ، دویدن درون یک پشته از برگها و یا شناور کردن برگ و پوست درخت در یک سطل آب باشد.
هر بازی در طبیعت بازی طبیعت به حساب نمی آید. چرا که بازی طبیعت یعنی بازی با طبیعت نه فقط در طبیعت. برای بچه های کم سن و سال بازی طبیعت یعنی "اصل جفت و جوری " ، چرا که خصوصیات این کودکان با ظرفیت بازی در محیط ها و مواد طبیعی فوق العاده منطبق است . طبیعت بازی اصیل ارائه میکند. که بهترین نوع بازی از نظر کودک است!
💡بازی اصیل لذتبخش ، بی انتها ، خودمدار و انتخاب آزاد خود کودک است.
""هربار کودک و طبیعت به هم برسند ، بازی اصیل شروع میشود""
📖 بخشی از کتاب "طبیعت و کودک خردسال " نوشته رات ویلسون و ترجمه عبدالحسین وهاب زاده.
#کتاب .
The account of the user that created this channel has been inactive for the last 5 months. If it remains inactive in the next 18 days, that account will self-destruct and this channel will no longer have a creator.
The account of the user that created this channel has been inactive for the last 5 months. If it remains inactive in the next 10 days, that account will self-destruct and this channel will no longer have a creator.
Forwarded from نوج🌱
ویتامینD نقش موثرتری از واکسن در جلوگیری از آنفلوآنزا دارد!
طی آزمایشی که در سال 2010 در دانشکده پزشکی میناتاکودر توکیو انجام شد، نشان داده شده است که ویتامینD نقش بسیار موثرتری از واکسن آنفلوآنزا در جلوگیری از آنفلوآنزا در کودکان دارد.
این آزمایش بر روی ۳۳۴ کودک انجام شد و نیمی از آنها ۱۲۰۰ واحد ویتامین D در روز دریافت کردند. در حالی که ۳۱ کودک از ۱۶۷ کودک درگروهی که دارونما دریافت می کردند (دارو دریافت نمی کردند اما فکر می کردند دارو می گیرند)، دچار آنفلوآنزا شدند، در طول مدت مطالعه تنها ۱۸ کودک از ۱۶۸ نفر در گروهی که ویتامین D دریافت کرده بودند، دچار آنفلوآنزا شدند. این حدود ۸% کاهش را نشان می داد که در مقایسه با میزان کاهش ۱% مربوط به واکسن آنفلوآنزا نشان می دهد که ویتامین دی، ،۸۰۰ درصد موثرتر از واکسن است در پیشگیری از عفونت آنفلوآنزا!
این مطالعه همچنین نشان داد که ویتامین D به شدت علائم آسم را در کودکان سرکوب میکند.۱۲ نفر از کودکانی که ویتامینD دریافت نکردند دچار حملات آسمی شدند. در گروهی که ویتامین دریافت کرد، این اتفاق تنها روی ۲ کودک افتاد. درحالی که اندازه نمونه اندک است. نتایج حاکی از اثبات این واقعیت است که ویتامین D میتواند از حملات آسم در کودکان جلوگیری کند .
یافته های فعلی که مطابق با مطالعات قبلی است نشان میدهد که ویتامین D یک ماده مغذی قدرتمند برای جلوگیری از آسم میباشد.
✍️ترجمه: مریم رعنایی، تسهیلگر باغ کودکی #نوج
منبع: https://b2n.ir/81527
✅پی نوشت: همه میدانیم که نور خورشید منبع بی انتها و خدادادی ویتامین D است. آیا با محروم کردن کودکان از فعالیت و بازی در محیطهای طبیعی و قرار گرفتن آنها در معرض نور آفتاب، به واقع از ابتلای آنها به سرماخوردگی، انواع حساسیت ها و آسم جلوگیری میکنیم؟ مطالعات و تجربیات ما چیز دیگری میگویند.
با نزدیک شدن به فصل سرما، حضور کودکان در محیط های طبیعی و باز، برای بعضی خانواده ها تبدیل به یک چالش می شود. از طرفی میل فرزندان شان را به این حضور می بینند و از سوی دیگر نگران سرماخوردگی، آلرژی و انواع حساسیت های فصلی اند.
اما به راستی «مراقبت واقعی» از فرزندان چگونه مراقبتی ست؟ آیا ممنوع الخروج کردن آنها از مرزهای خانه به سلامت و رشد آنها و نیز به جلوگیری از سرماخوردگی یا آلرژی کمک می کند؟
در این رابطه مطالب بیشتری منتشر خواهیم کرد، از مطالعات و تجربیاتمان و نیز از روایتهای والدین کودکان نوج. با ما همراه باشید.
طی آزمایشی که در سال 2010 در دانشکده پزشکی میناتاکودر توکیو انجام شد، نشان داده شده است که ویتامینD نقش بسیار موثرتری از واکسن آنفلوآنزا در جلوگیری از آنفلوآنزا در کودکان دارد.
این آزمایش بر روی ۳۳۴ کودک انجام شد و نیمی از آنها ۱۲۰۰ واحد ویتامین D در روز دریافت کردند. در حالی که ۳۱ کودک از ۱۶۷ کودک درگروهی که دارونما دریافت می کردند (دارو دریافت نمی کردند اما فکر می کردند دارو می گیرند)، دچار آنفلوآنزا شدند، در طول مدت مطالعه تنها ۱۸ کودک از ۱۶۸ نفر در گروهی که ویتامین D دریافت کرده بودند، دچار آنفلوآنزا شدند. این حدود ۸% کاهش را نشان می داد که در مقایسه با میزان کاهش ۱% مربوط به واکسن آنفلوآنزا نشان می دهد که ویتامین دی، ،۸۰۰ درصد موثرتر از واکسن است در پیشگیری از عفونت آنفلوآنزا!
این مطالعه همچنین نشان داد که ویتامین D به شدت علائم آسم را در کودکان سرکوب میکند.۱۲ نفر از کودکانی که ویتامینD دریافت نکردند دچار حملات آسمی شدند. در گروهی که ویتامین دریافت کرد، این اتفاق تنها روی ۲ کودک افتاد. درحالی که اندازه نمونه اندک است. نتایج حاکی از اثبات این واقعیت است که ویتامین D میتواند از حملات آسم در کودکان جلوگیری کند .
یافته های فعلی که مطابق با مطالعات قبلی است نشان میدهد که ویتامین D یک ماده مغذی قدرتمند برای جلوگیری از آسم میباشد.
✍️ترجمه: مریم رعنایی، تسهیلگر باغ کودکی #نوج
منبع: https://b2n.ir/81527
✅پی نوشت: همه میدانیم که نور خورشید منبع بی انتها و خدادادی ویتامین D است. آیا با محروم کردن کودکان از فعالیت و بازی در محیطهای طبیعی و قرار گرفتن آنها در معرض نور آفتاب، به واقع از ابتلای آنها به سرماخوردگی، انواع حساسیت ها و آسم جلوگیری میکنیم؟ مطالعات و تجربیات ما چیز دیگری میگویند.
با نزدیک شدن به فصل سرما، حضور کودکان در محیط های طبیعی و باز، برای بعضی خانواده ها تبدیل به یک چالش می شود. از طرفی میل فرزندان شان را به این حضور می بینند و از سوی دیگر نگران سرماخوردگی، آلرژی و انواع حساسیت های فصلی اند.
اما به راستی «مراقبت واقعی» از فرزندان چگونه مراقبتی ست؟ آیا ممنوع الخروج کردن آنها از مرزهای خانه به سلامت و رشد آنها و نیز به جلوگیری از سرماخوردگی یا آلرژی کمک می کند؟
در این رابطه مطالب بیشتری منتشر خواهیم کرد، از مطالعات و تجربیاتمان و نیز از روایتهای والدین کودکان نوج. با ما همراه باشید.
Forwarded from نوج🌱
علیه فراموشی، علیه انقراض (۱)
محیط #زندگی خود و فرزاندان مان را از همه چیز پر کردهایم و از خود زندگی خالی؛ و حالا دنبال دلایل افسردگی، جرم و جنایت، خشونت، سرطان، اختلالات کودکان و ... میگردیم. بگردیم، شاید پیدا شد. کسی چه میداند، شاید آن وسط مسطها پرتقال فروش و نخودسیاه را هم پیدا کردیم!
فرزندانمان در خانههایی زندگی میکنند و در مدارسی درس میخوانند که هیچ ردی از «زندگی» در آنها دیده نمیشود. اینگونه میخواهیم برای زندگی آمادهشان کنیم؟! نکند اصلاً زندگی را فراموش کردهایم! شاید! آخر خیلی وقت است مچ درخت را دیوار خوابانده و ما به تماشا نشستهایم. خیلی وقت است زندگی زیر پیِ خانههامان خفه شده و ما به تماشا نشستهایم، با لبخندی به نشانهی فتح بر گوشهی لبهامان. نکند اصلاً زندگی از یادمان رفته! دیواری که جلوی چشمانمان اینگونه با جدیت درون را از بیرون جدا کرده، به دستان چه کسی ساخته شده است؟ دستهایی که درخت پیر انجیر را زیر پای بتن سر بریدند، حالا کجا هستند؟ پس چرا هنوز خالیاند؟ از جیبهامان بیرون بیاوریمشان و این سوت بیمزهی گوشآزار را قطع کنیم. ما باختیم؛ بد هم باختیم. قبول کنیم.
گوش کنیم؛ در خانههایمان نه باد میآید نه صدای باران. نه پاییز میشود نه زمستان. نه بهار، نه تابستان. نه درختی جوانه میزند، نه برگی بر زمین میافتد. نه پرندهای میخواند، نه جوجهای سر از تخم بیرون میآورد. از هول حلیم افتادهایم در دیگ! برق رفاه و آسایش چشمانمان را کور کرد. همه چیزمان را دادهایم برای «زندگی بهتر»؛ حالا همه چیز داریم جز زندگی بهتر! و اینک دزدگیرهایی که هر روز هوشمندتر میشوند و نردههایی که شاخهایشان تیزتر! اینک خیل بی شمار جزیره های سرگردان. هر شب هم با دعای پیشگیری از سیل و زلزله میخوابیم! ما باختیم، بد هم باختیم! قبول کنیم.
مصیبتخوانی بس است. حالا چه کنیم؟
روزگارانی نه خیلی دور، #محله داشتیم. #روستا، روستا بود. دستی به خاک داشتیم و پوستی خیس از شبنم و باران. محله قلب شهر بود و روستا عزیزدردانهی بشریت. محله مدرسهی فرزندانمان بود و روستا سفرهی پربرکت زندگی ما. محله کی منقرض شد؟ درختان را چه شد؟ روستا کی نفساش به شماره افتاد؟ انسان را چه شد؟
به گفتگوی کودک و تسهیلگر توجه کنید:
"دوتایی ته باغ داشتیم ساقه تمشک می خوردیم. من یاد خاطرات کودکیم افتادم و گفتم:
منم همسن تو بودم با دوستام توی کوچه مون از اینا می خوردیم.
با تعجب گفت: توی کوچه تون از اینا داشت؟
گفتم: آره
گفت: ما تو کوچه مون فقط ماشین و آسفالت داریم."
#محله_را_احیا_کنیم. قانون فضای سبز را نخریم و نفروشیم! جای #درخت وسط بلوار است یا حیاط خانهها؟ حیاط؟ کو حیاط؟ کو حیات؟ خانه؟ کدام خانه؟ این که در بهترین حالت، فقط خوابگاه ماست! خانه نیست که، قتلگاه است. قتلگاه خاک و خاطره و شور و شبنم. پس کو خاکاش؟ #خاک؟ کدام خاک؟ همان خاک که ترجیعبند شعرهای خیام بود و تطهیرکننده؛ همان که سفرهی روزی ما بود و خانهی ابدی، از کی تا حالا اینگونه بی ارج و عزت شد؟ به خالق خاک سوگند، اگر خاک را ذبح کنیم، مقتول حقیقی خود ماییم.
"تا خاک مرا به قالب آمیختهاند،
بس فتنه که از خاک برانگیختهاند
من بهتر از این نمیتوانم بودن
کز بوته مرا چنین برون ریختهاند"
بدانیم به ازای هر متر مربع خاک که زیر بتن و آسفالت دفن می کنیم، یک #کودک از زندگی باکیفیت محروم میشود.
دنبال کدام مقصر میگردیم؟ مگر کسی اسلحه پشت گردنمان گذاشته که وجب به وجب زمینمان را بتن کشت کنیم؟ کی مجبورمان کرده جای درخت، تیر برق بکاریم؟... بیدار شویم. بدجور خواب ماندهایم. داریم یک تابلوی زشت و بدقواره به فرزندانمان نشان میدهیم. چطور میتوانیم انتظار داشته باشیم زیبا نقاشی کنند؟ همین یک تابلو را داریم. جایی برای نقاشی زیبا باقی نگذاشتهایم.
#محله_را_احیا_کنیم. محله را صدای بازی کودکانش زنده و بارور میکرد. محله را "چراغهای رابطه" روشن میکرد. #بازی غیرمجاز نبود. همسایه بیفرهنگ نبود. هوا انقدر خفه نبود. کسی به روزگار لعنت نمیفرستاد. حالا چه شد؟ گویی در شهر طاعون آمده باشد، سراسیمه یقهی فرزندانمان را گرفته و کشانکشان به درون خانههامان بردیم و چفت در و پنجره را سفت و محکم بستیم. صبح به صبح سرمان را یواشکی از در بیرون میآوریم و با وسواس آنها را سوار «سرویس» میکنیم و خود را سوار بر ماشینهای شخصی. و هر دو را تحتالحفظ و دربست به مدرسه و محل کار میفرستیم... محله نبض شهر بود و حالا گروگان ماشینهاست.
ادامه دارد...
✍:عارف آهنگر
#محله
#احیای_محله
#شهر_دوستدار_کودک
محیط #زندگی خود و فرزاندان مان را از همه چیز پر کردهایم و از خود زندگی خالی؛ و حالا دنبال دلایل افسردگی، جرم و جنایت، خشونت، سرطان، اختلالات کودکان و ... میگردیم. بگردیم، شاید پیدا شد. کسی چه میداند، شاید آن وسط مسطها پرتقال فروش و نخودسیاه را هم پیدا کردیم!
فرزندانمان در خانههایی زندگی میکنند و در مدارسی درس میخوانند که هیچ ردی از «زندگی» در آنها دیده نمیشود. اینگونه میخواهیم برای زندگی آمادهشان کنیم؟! نکند اصلاً زندگی را فراموش کردهایم! شاید! آخر خیلی وقت است مچ درخت را دیوار خوابانده و ما به تماشا نشستهایم. خیلی وقت است زندگی زیر پیِ خانههامان خفه شده و ما به تماشا نشستهایم، با لبخندی به نشانهی فتح بر گوشهی لبهامان. نکند اصلاً زندگی از یادمان رفته! دیواری که جلوی چشمانمان اینگونه با جدیت درون را از بیرون جدا کرده، به دستان چه کسی ساخته شده است؟ دستهایی که درخت پیر انجیر را زیر پای بتن سر بریدند، حالا کجا هستند؟ پس چرا هنوز خالیاند؟ از جیبهامان بیرون بیاوریمشان و این سوت بیمزهی گوشآزار را قطع کنیم. ما باختیم؛ بد هم باختیم. قبول کنیم.
گوش کنیم؛ در خانههایمان نه باد میآید نه صدای باران. نه پاییز میشود نه زمستان. نه بهار، نه تابستان. نه درختی جوانه میزند، نه برگی بر زمین میافتد. نه پرندهای میخواند، نه جوجهای سر از تخم بیرون میآورد. از هول حلیم افتادهایم در دیگ! برق رفاه و آسایش چشمانمان را کور کرد. همه چیزمان را دادهایم برای «زندگی بهتر»؛ حالا همه چیز داریم جز زندگی بهتر! و اینک دزدگیرهایی که هر روز هوشمندتر میشوند و نردههایی که شاخهایشان تیزتر! اینک خیل بی شمار جزیره های سرگردان. هر شب هم با دعای پیشگیری از سیل و زلزله میخوابیم! ما باختیم، بد هم باختیم! قبول کنیم.
مصیبتخوانی بس است. حالا چه کنیم؟
روزگارانی نه خیلی دور، #محله داشتیم. #روستا، روستا بود. دستی به خاک داشتیم و پوستی خیس از شبنم و باران. محله قلب شهر بود و روستا عزیزدردانهی بشریت. محله مدرسهی فرزندانمان بود و روستا سفرهی پربرکت زندگی ما. محله کی منقرض شد؟ درختان را چه شد؟ روستا کی نفساش به شماره افتاد؟ انسان را چه شد؟
به گفتگوی کودک و تسهیلگر توجه کنید:
"دوتایی ته باغ داشتیم ساقه تمشک می خوردیم. من یاد خاطرات کودکیم افتادم و گفتم:
منم همسن تو بودم با دوستام توی کوچه مون از اینا می خوردیم.
با تعجب گفت: توی کوچه تون از اینا داشت؟
گفتم: آره
گفت: ما تو کوچه مون فقط ماشین و آسفالت داریم."
#محله_را_احیا_کنیم. قانون فضای سبز را نخریم و نفروشیم! جای #درخت وسط بلوار است یا حیاط خانهها؟ حیاط؟ کو حیاط؟ کو حیات؟ خانه؟ کدام خانه؟ این که در بهترین حالت، فقط خوابگاه ماست! خانه نیست که، قتلگاه است. قتلگاه خاک و خاطره و شور و شبنم. پس کو خاکاش؟ #خاک؟ کدام خاک؟ همان خاک که ترجیعبند شعرهای خیام بود و تطهیرکننده؛ همان که سفرهی روزی ما بود و خانهی ابدی، از کی تا حالا اینگونه بی ارج و عزت شد؟ به خالق خاک سوگند، اگر خاک را ذبح کنیم، مقتول حقیقی خود ماییم.
"تا خاک مرا به قالب آمیختهاند،
بس فتنه که از خاک برانگیختهاند
من بهتر از این نمیتوانم بودن
کز بوته مرا چنین برون ریختهاند"
بدانیم به ازای هر متر مربع خاک که زیر بتن و آسفالت دفن می کنیم، یک #کودک از زندگی باکیفیت محروم میشود.
دنبال کدام مقصر میگردیم؟ مگر کسی اسلحه پشت گردنمان گذاشته که وجب به وجب زمینمان را بتن کشت کنیم؟ کی مجبورمان کرده جای درخت، تیر برق بکاریم؟... بیدار شویم. بدجور خواب ماندهایم. داریم یک تابلوی زشت و بدقواره به فرزندانمان نشان میدهیم. چطور میتوانیم انتظار داشته باشیم زیبا نقاشی کنند؟ همین یک تابلو را داریم. جایی برای نقاشی زیبا باقی نگذاشتهایم.
#محله_را_احیا_کنیم. محله را صدای بازی کودکانش زنده و بارور میکرد. محله را "چراغهای رابطه" روشن میکرد. #بازی غیرمجاز نبود. همسایه بیفرهنگ نبود. هوا انقدر خفه نبود. کسی به روزگار لعنت نمیفرستاد. حالا چه شد؟ گویی در شهر طاعون آمده باشد، سراسیمه یقهی فرزندانمان را گرفته و کشانکشان به درون خانههامان بردیم و چفت در و پنجره را سفت و محکم بستیم. صبح به صبح سرمان را یواشکی از در بیرون میآوریم و با وسواس آنها را سوار «سرویس» میکنیم و خود را سوار بر ماشینهای شخصی. و هر دو را تحتالحفظ و دربست به مدرسه و محل کار میفرستیم... محله نبض شهر بود و حالا گروگان ماشینهاست.
ادامه دارد...
✍:عارف آهنگر
#محله
#احیای_محله
#شهر_دوستدار_کودک
The account of the user that owns this channel has been inactive for the last 5 months. If it remains inactive in the next 28 days, that account will self-destruct and this channel will no longer have an owner.
The account of the user that owns this channel has been inactive for the last 5 months. If it remains inactive in the next 20 days, that account will self-destruct and this channel will no longer have an owner.
Forwarded from نوج🌱
"من باشم و بی خیال من، کودکی ام"
یادداشتی از پروین آهنگر (معمار و تسهیلگر کودک و طبیعت) با موضوع کودک، طبیعت و معماری بومی در چهارمین شماره از گاهنامه کمیته علمی معماری بومی
یادداشتی از پروین آهنگر (معمار و تسهیلگر کودک و طبیعت) با موضوع کودک، طبیعت و معماری بومی در چهارمین شماره از گاهنامه کمیته علمی معماری بومی