کتابخانه📚🖤😔
1.56K subscribers
373 photos
21 videos
153 files
99 links
کتابخانه مجازی رایگان

📥 دانلود کتاب با موضوعات متنوع

🔎 با امکان جستجو و دسترسی آسان



👇👇👇
@KetabKhane
Download Telegram
🖤💔🌠

👇👇👇
@ketabkhane
‏پرسیده بود چطور به زندگی عادی برگردم؟

سوالِ بهتر، چرا باید به زندگی عادی برگشت؟
چه چیزی عادی و چه مشکلی رفع شده؟
در شرایط غیرعادی، باید غیرعادی بود..
با روانتون نجنگید، اگر غمگینه، لابد باید غمگین باشه
👇👇👇
@ketabkhane
Dad Az Jodaee
Mohammadreza Mansouri @RozMusic.com
دیدی نماندی پای غم من
بعد از تو یادت شد همدم من..🍂

👇👇👇
@ketabkhane
فقط دلم
سوگ
در
سکوت
میخواد
همین!
Audio
👇👇👇
@ketabkhane
👇👇👇
@ketabkhane
👇👇👇
@ketabkhane
Forwarded from Dr Behzad Chavooshi
امروز یکی از همکارانم در ارگانیک‌مایندد با یه پرسشی در کار با یکی از مراجع‌هاش روبه‌رو شده بود و برای همفکری سراغم اومد.

بخشی ماجرا از این قراره: خانم احساس میکنه همسرش اجتنابیه، اهل گفتگو نیست و از نظر عاطفی به اندازه کافی حضور نداره؛ حتی ته دلش میگه که اگر این روند تغییر نکنه، ادامه دادن سخت میشه. آقا اما میگه تجربه بهش نشون داده حرف زدن نتیجه‌ای نداره، خودش رو درک نشده میبینه و معتقده محبتش رو با عمل نشون میده، ولی قدردانی نمیبینه. حاصلش یه چرخه فرسایشی شده: هرچه خانم برای دیده شدن بیشتر جلو میاد و مطالبه میکنه، آقا بیشتر احساس فشار میکنه و عقب میکشه؛ و هرچه ایشون عقب میره، احساس تنهایی و نادیده گرفته شدن خانم شدیدتر میشه.

همین ماجرا بهونه‌ای شد که بیام یه کم درباره این حرف بزنم که اصلا ازدواج سالم چه شکلیه و رابطه‌ای که سلامت روان توش جریان داره چه مختصاتی داره:

ازدواج، پارادوکس عجیبیه؛ چون مستقل‌ترین شکل با هم بودنه. ازدواج اتصال دو تا آدم متمایزه. بله، دقیقا منظورم تمایزیافتگیه. یعنی دو تا «من» شفاف و تفکیک‌شده کنار هم قرار می‌گیرن و یه «ما» می‌سازن. هرچه این تمایزیافتگی پررنگ‌تر باشه، اتصال قوی‌تر و تجربه‌ «ما» عمیق‌تر میشه. تمایزیافتگی یعنی دو آدم در کار هم مداخله‌ کنترل‌گرانه نمی‌کنن، علایق مستقل خودشون رو دارن، روابط اجتماعی خودشون رو حفظ می‌کنن، مرزهای شخصی روشن دارن و منابع حمایتی جداگانه دارن. این استقلال فقط روانی نیست؛ در انتخاب‌های عینی هم خودش رو نشون می‌ده. ممکنه درباره‌ی محل خواب شبانه تصمیمی بگیرن که کیفیت خواب هر دو بهتر بشه، حتی اگر جدا بخوابن، بدون اینکه این موضوع تهدیدی برای رابطه باشه. یا نوع غذا و ساعت غذا خوردنشون متفاوت باشه، بدون اینکه این تفاوت به سردی تعبیر بشه. اما این استقلال به معنی بی‌ارتباطی نیست، به معنی سردی نیست، به معنی اجتناب از هم نیست. با وجود همه‌ی این تفاوت‌ها، برای رشد شخصی همدیگه سرمایه‌گذاری می‌کنن، بازخورد می‌دن، حمایت می‌کنن و کنار هم می‌ایستن. خلاصه‌اش اینه: دو نفر تمایزیافته در کار هم دخالت کنترل‌گرانه نمی‌کنن، اما نسبت به رشد هم بی‌تفاوت هم نیستن. وقتی تمایز وجود نداشته باشه و «من»‌ها در هم آمیخته باشن، رابطه تبدیل میشه به ابزار تنظیم هیجان، نه بستر رشد. در سطوح پایین تمایز، کنترل و دستکاری بیشتر میشه، رابطه حول اضطراب و حساسیت به طرد شدن می‌چرخه، ظرفیت تحمل هیجان پایین میاد، تفاوت‌های ساده سریع به بحران تبدیل میشه و واکنش‌های تکانشی شایع‌تر میشن. تفاوت اصلی همین‌جاست: در تمایز، اتصال از دل انتخاب میاد؛ در درهم‌آمیختگی، اتصال از دل ترس ✌️

در نهایت به همکارم پیشنهاد دادم همین توضیح رو، با هر بیانی که خودش مناسب می‌دونه، در اختیار مراجعش بذاره و بعد وارد گفت‌وگو بشن. شاید از دل همین حرف‌زدن‌ها، یه جابه‌جایی ظریف در زاویه نگاهشون اتفاق بیفته؛ شاید بتونن رابطه‌شون رو فقط از دریچه رنج و ناکامی نبینن، بلکه امکان رشد و فهم عمیق‌تر هم توش کشف کنن.

راستش دلم نیومد این نگاه رو با شما هم در میون نذارم. شاید برای بعضی‌هاتون مفید باشه، شاید یه جرقه کوچیک ایجاد کن ❤️
*خیلی کارهای ساده و راحت می توانستیم انجام دهیم اما انجام ندادیم.!!!*

🔴 دکتر تقی کیمیایی اسدی

*می‌توانستیم فرش را انتخاب کنیم*
اما انرژی هسته ای را ترجیح دادیم.
می‌شد تمام دلارهای نفتی را که کردیم سانتریفیوژ و حالا محبوس خاک فردو و نطنز است را تار و پودهای رنگی بخریم و قسمتش کنیم بین تمام کارگاههای قالی‌بافی خاک‌خورده‌ی کاشان و تبریز و بیرجند و قم و نایین و چهارمحال تا نقش ایرانی ببافند و هنر و اقتصاد ایران را سوار بر قالیچه‌های سلیمانی‌ به اقصی نقاط عالم پرواز دهند.

انتخاب بی شیله پیله ای بود؛
*می‌توانستیم زعفران را انتخاب کنیم.*
تمام خاک خراسان را زعفران بکاریم و این زرِ سرخ را در جهان نامورتر از آن چه هست کنیم
اما ترجیحمان این شد که ما را به سرخی دنباله‌ موشکهایمان بشناسد جهان.

انتخاب راحتی بود. می شد پیچیده اش نکنیم *و آفتاب را انتخاب کنیم.* تمام دشت لوت و کویرمان را بیاراییم به سفره های خورشیدی و به اندازه‌ یک جهان برق تولید کنیم.

می‌شد *بادهای صد و بیست روزه سیستان را به خدمت بگیریم* و پیشروترین تولید کننده انرژی‌های پاک در جهان باشیم

اما انتخاب ما سخت‌ترینش بود: شکافتن هسته اتم!

انتخاب واضحی بود؛ می‌توانستیم *از چهار گوشه‌ چهار فصل ایرانمان ستونهای صنعت توریسم را برافرازیم* و جهان و جهانیان را به تحسین میهمان نوازی خود واداریم و ترکیه و دبی را حسرت‌کش دلارهای توریستی میهمانان وطن کنیم

اما گویا برای عده‌ای از ما خوشایندتر آن بود که جهان ما را با گروگان‌گیری توریستهای چشم رنگی و موطلایی اش بشناسد.

انتخاب بی دردسری بود؛ می‌شد با یک صدم آن دلارها که خرج آتش کردیم *وام بدهیم به صیادان کنارک و دیلم و بندر آفتاب تا کشتی‌های صیادی پربازده بخرند* و در آبهای گرم خلیج همیشه فارس و دریای عمان‌مان پا جای پای کشتی‌های صید ترال چینی بگذارند، اما فلاکت و فقر را برای بلوچستانمان زیبنده‌تر تشخیص دادیم لابد.

انتخاب بدیهی بود؛ *آنجا که با قطر و امارات و عراق و عربستان و کویت ظرفهای نفت و گاز مشترکی داشتیم،* اولویت قاعدتا می‌بایست برداشت از آن کاسه‌ اشتراکی می‌بود تا پیش از آن که رقیب تمامش کند ما محتوایش را سر کشیده باشیم،

اما برای ما واجبتر آن بود گویا که روی موشکهایمان به عبری از نابودی اسراییل بگوییم تا جهان با کاغذ پاره‌هایش تحریممان کند و هزار سال عقب بمانیم از تکنولوژی روز اکتشاف و برداشت نفت و گاز که همه همسایگانمان بدان مجهزند و نتیجه اش بشود همین جدول خاموشی هر روزه.

*همه چیز داشتیم و ما را به کار نیامد* و این تراژدی تلخ روزگار ماست.

این که انتخاب سهلی داشتیم:
*می‌شد زندگی را انتخاب کنیم اما در ما جماعتی به مرگ تشنه‌تر بودند!*
https://t.me/Taghi_kimyai
👇👇👇
@ketabkane
👇👇👇
@ketabkhane
بولت کتاب تُرنا - شماره دوم.pdf
5.7 MB
شماره دوم
بولتن کلبه کتاب تُرنا

فهرست مطالب این شماره:
- ادگار آلن پو
-معرفی کتاب قصه‌های راز و خیال
- ناتسومه سوسکی
- معرفی کتاب باچان
- رومن گریشمن
- معرفی کتاب ایران از آغاز تا اسلام
- الکساندر رادیشف
- معرفی کتاب سفر از پترزبورگ به مسکو
- معرفی کتاب شب‌های سیرک
- معرفی کتاب عملیات اتاق ۱۳
- معرفی کتاب استونر
- معرفی کتاب یک روز دیگر از زندگی
- معرفی کتاب خلق شادی با هنر ژاپنی
- معرفی کتاب سرخ نشستن
- معرفی کتاب مامور پاریس

👇👇👇
@ketabkhane