🗓 خط زمان
📆 سه شنبه ۱۵ نوامبر ۲۰۰۵
مایکل به همراه سه فرزندش وارد مسقط پایتخت عمان شد و سفر پر رمز و رازش به این کشور را آغاز کرد.
در ابتدا، برنامهی مایکل برای ماندن در عمان تنها سه روز بود، اما مایکل به مدت ۴۵ روز نزد مردم عمان ماند. مایکل بیشتر مدت حضورش در عمان را بجای ماندن در هتل، در خانه بازرگان عمانی انیس زدجالی و خانواده او گذراند.
مایکل به دفعات به شهر باستانی مطرح رفت و سوغاتیهایی را نیز از آنجا خرید. او عمان و مردمش را دوست داشت و مردم عمان نیز او را دوست داشتند. مردم او را درست مثل یک دوست صمیمی دوست داشتند. مایکل از عشق و مهماننوازی مردم عمان بسیار تحتتأثیر قرار گرفته بود.
مایکل شدیداً تحتتأثیر فرهنگ عمان قرار گرفت و با مردم کاملاً دوستانه رفتار کرد. او از خانههای بسیاری از خانوادههای عمانی بازدید کرد و زمان زیادی را با آنها گذراند. او چیزهای زیادی دربارهی شیوه زندگی عمانی آموخت.
مایکل در طول اقامت ۴۵ روزهاش در عمان کتابهای زیادی دربارهی میراث، معماری، صنایع دستی، تاریخ و موسیقی عمان مطالعه کرد.
مایکل در عمان خیلی آزاد بود و مردم را دوست داشت. بسیاری از مردم برای دیدار او به هتل میآمدند و با او عکس میگرفتند، اما هیچکس از شهرت جهانی او سواستفاده نمیکرد و عکسها را در رسانهها منتشر نمیکرد. به همین دلیل بود که در عمان احساس امنیت میکرد. او عمان را دوست داشت چون مردم با او مثل یک فرد معمولی رفتار میکردند. خوشحال بود که که آنجا بود. مردم به او میگفتند «مایکل ما شما را دوست داریم پیش ما بمان.»
یک روز در خانهی انیس یک مهمانی برای فرزندان مایکل ترتیب داده شد تا آنها را به فرزندان انیس معرفی کنند. خواهران انیس برای مایکل و بچههایش کیکی آماده کرده بودند. این اتفاق چشمان مایکل را غرق اشک کرد. انیس میگوید که مایکل به او گفت: «میخواهم اینجا بمانم.» او همچنین میگوید، «یک روز همراه با مایکل و بچههایش به سینما رفتیم تا فیلمی تماشا کنیم. مایکل در راه بازگشت از پسرش که روی صندلی عقب ماشین نشسته بود پرسید که چیزی از فیلم یاد گرفت. پسرش بسیار باهوش بود و مایکل با سؤالات بیشتری او را به چالش میکشید. او میخواست بچههایش باهوش باشند.»
https://t.me/MJSupportersForum/1444
🆔 @MJSupportersForum
📆 سه شنبه ۱۵ نوامبر ۲۰۰۵
مایکل به همراه سه فرزندش وارد مسقط پایتخت عمان شد و سفر پر رمز و رازش به این کشور را آغاز کرد.
در ابتدا، برنامهی مایکل برای ماندن در عمان تنها سه روز بود، اما مایکل به مدت ۴۵ روز نزد مردم عمان ماند. مایکل بیشتر مدت حضورش در عمان را بجای ماندن در هتل، در خانه بازرگان عمانی انیس زدجالی و خانواده او گذراند.
مایکل به دفعات به شهر باستانی مطرح رفت و سوغاتیهایی را نیز از آنجا خرید. او عمان و مردمش را دوست داشت و مردم عمان نیز او را دوست داشتند. مردم او را درست مثل یک دوست صمیمی دوست داشتند. مایکل از عشق و مهماننوازی مردم عمان بسیار تحتتأثیر قرار گرفته بود.
مایکل شدیداً تحتتأثیر فرهنگ عمان قرار گرفت و با مردم کاملاً دوستانه رفتار کرد. او از خانههای بسیاری از خانوادههای عمانی بازدید کرد و زمان زیادی را با آنها گذراند. او چیزهای زیادی دربارهی شیوه زندگی عمانی آموخت.
مایکل در طول اقامت ۴۵ روزهاش در عمان کتابهای زیادی دربارهی میراث، معماری، صنایع دستی، تاریخ و موسیقی عمان مطالعه کرد.
مایکل در عمان خیلی آزاد بود و مردم را دوست داشت. بسیاری از مردم برای دیدار او به هتل میآمدند و با او عکس میگرفتند، اما هیچکس از شهرت جهانی او سواستفاده نمیکرد و عکسها را در رسانهها منتشر نمیکرد. به همین دلیل بود که در عمان احساس امنیت میکرد. او عمان را دوست داشت چون مردم با او مثل یک فرد معمولی رفتار میکردند. خوشحال بود که که آنجا بود. مردم به او میگفتند «مایکل ما شما را دوست داریم پیش ما بمان.»
یک روز در خانهی انیس یک مهمانی برای فرزندان مایکل ترتیب داده شد تا آنها را به فرزندان انیس معرفی کنند. خواهران انیس برای مایکل و بچههایش کیکی آماده کرده بودند. این اتفاق چشمان مایکل را غرق اشک کرد. انیس میگوید که مایکل به او گفت: «میخواهم اینجا بمانم.» او همچنین میگوید، «یک روز همراه با مایکل و بچههایش به سینما رفتیم تا فیلمی تماشا کنیم. مایکل در راه بازگشت از پسرش که روی صندلی عقب ماشین نشسته بود پرسید که چیزی از فیلم یاد گرفت. پسرش بسیار باهوش بود و مایکل با سؤالات بیشتری او را به چالش میکشید. او میخواست بچههایش باهوش باشند.»
https://t.me/MJSupportersForum/1444
🆔 @MJSupportersForum
Telegram
انجمن حامیان مایکل جکسون
🗓 خط زمان
📆 سه شنبه ۱۵ نوامبر ۲۰۰۵
مایکل به همراه سه فرزندش وارد مسقط پایتخت عمان شد و سفر پر رمز و رازش به این کشور را آغاز کرد.
🆔 @MJSupportersForum
📆 سه شنبه ۱۵ نوامبر ۲۰۰۵
مایکل به همراه سه فرزندش وارد مسقط پایتخت عمان شد و سفر پر رمز و رازش به این کشور را آغاز کرد.
🆔 @MJSupportersForum
❤1
🗓 خط زمان
📆 سه شنبه ۱۵ نوامبر ۲۰۰۵
بیل بری، عضو اصلی سابق تیم مأموران امنیتی مایکل، در سن هشتاد سالگی درگذشت.
🆔 @MJSupportersForum
📆 سه شنبه ۱۵ نوامبر ۲۰۰۵
بیل بری، عضو اصلی سابق تیم مأموران امنیتی مایکل، در سن هشتاد سالگی درگذشت.
🆔 @MJSupportersForum
🗓 خط زمان
📆 سه شنبه ۱۵ نوامبر ۲۰۰۵
بیل بری، عضو اصلی سابق تیم مأموران امنیتی مایکل، در سن هشتاد سالگی درگذشت.
بیل بری که از سال ۱۹۶۸ برای کمپانی موتاون کار میکرد و پیش از آن افسر پلیس لسآنجلس بود، در ۱۶ جولای ۱۹۷۱ توسط پدر مایکل به عنوان سرپرست حفاظتی گروه جکسون فایو استخدام شد. روابط او با مایکل به تدریج به روابط پدرانه و پسرانه تبدیل گردید و هنگامی که مایکل موتاون را ترک کرد تا زمان بازنشسته شدن، در اواسط سال ۱۹۹۶، نزدیکترین و قابل اعتمادترین مشاور مایکل باقی ماند.
سخنگوی مایکل ضمن اعلام مراتب تأسف وی از درگذشت بیل بری، گفت: «مایکل از شنیدن خبر درگذشت بیل بری که دوست و مشاور قدیمی او بوده است، بسیار زیاد متأثر شده است.» مایکل که در هنگام فوت بری در بحرین به سر میبرد، از طریق تلفن با خانوادهی او صحبت کرد.
به نظر الیزابت تیلور، بری یکی از بزرگترین افرادی است که در زندگی مایکل بوده است. او خیلی از مایکل محافظت میکرد و مایکل همیشه میدانست که بیل کسی است که میتواند به آن تکیه کند.»
تمام کسانی که اطراف مایکل بودند همیشه از بیل خوششان میآمد. در تمام تورهای تکی مایکل و تور ویکتوری، بری سرپرست تیم حفاظتی مایکل بود.
مایکل در کتاب مونواک خود نوشت: «بیل خیلی مواظب و در کارش بسیار حرفهای است، بیل نگران چیزهایی که اتفاق میافتد نیست، او همه جا با من سفر میکند و گاهی تنها همصحبت من در سفرهای کوتاه است. من نمیتوانم زندگی را بدون بیل تصور کنم ؛ او گرم و بامزه و کاملاً عاشق زندگی است. او مرد بزرگی است.»
یکی از نزدیکان بیل میگوید: «بیل همیشه خیلی از مایک صحبت میکرد. او به من گفت که مایکل جکسون چقدر باهوش است و چون مایکل همیشه خیلی خجالتی به نظر میرسید، مردم از او سواستفاده میکردند.»
با توجه به گفتههای گیل، همسر بیل، «مایکل و بیل آنقدر نزدیک بودند که او شبیه پدر واقعی مایکل بود. یک بار زمانی که مایکل یک نمایش را به پایان رسانده بود در حالی که از صحنه خارج میشد، در آغوش بیل دوید و بیل مایکل کوچک را در آغوش گرفت و از داخل جمعیت خارج کرد.»
https://t.me/MJSupportersForum/1446
🆔 @MJSupportersForum
📆 سه شنبه ۱۵ نوامبر ۲۰۰۵
بیل بری، عضو اصلی سابق تیم مأموران امنیتی مایکل، در سن هشتاد سالگی درگذشت.
بیل بری که از سال ۱۹۶۸ برای کمپانی موتاون کار میکرد و پیش از آن افسر پلیس لسآنجلس بود، در ۱۶ جولای ۱۹۷۱ توسط پدر مایکل به عنوان سرپرست حفاظتی گروه جکسون فایو استخدام شد. روابط او با مایکل به تدریج به روابط پدرانه و پسرانه تبدیل گردید و هنگامی که مایکل موتاون را ترک کرد تا زمان بازنشسته شدن، در اواسط سال ۱۹۹۶، نزدیکترین و قابل اعتمادترین مشاور مایکل باقی ماند.
سخنگوی مایکل ضمن اعلام مراتب تأسف وی از درگذشت بیل بری، گفت: «مایکل از شنیدن خبر درگذشت بیل بری که دوست و مشاور قدیمی او بوده است، بسیار زیاد متأثر شده است.» مایکل که در هنگام فوت بری در بحرین به سر میبرد، از طریق تلفن با خانوادهی او صحبت کرد.
به نظر الیزابت تیلور، بری یکی از بزرگترین افرادی است که در زندگی مایکل بوده است. او خیلی از مایکل محافظت میکرد و مایکل همیشه میدانست که بیل کسی است که میتواند به آن تکیه کند.»
تمام کسانی که اطراف مایکل بودند همیشه از بیل خوششان میآمد. در تمام تورهای تکی مایکل و تور ویکتوری، بری سرپرست تیم حفاظتی مایکل بود.
مایکل در کتاب مونواک خود نوشت: «بیل خیلی مواظب و در کارش بسیار حرفهای است، بیل نگران چیزهایی که اتفاق میافتد نیست، او همه جا با من سفر میکند و گاهی تنها همصحبت من در سفرهای کوتاه است. من نمیتوانم زندگی را بدون بیل تصور کنم ؛ او گرم و بامزه و کاملاً عاشق زندگی است. او مرد بزرگی است.»
یکی از نزدیکان بیل میگوید: «بیل همیشه خیلی از مایک صحبت میکرد. او به من گفت که مایکل جکسون چقدر باهوش است و چون مایکل همیشه خیلی خجالتی به نظر میرسید، مردم از او سواستفاده میکردند.»
با توجه به گفتههای گیل، همسر بیل، «مایکل و بیل آنقدر نزدیک بودند که او شبیه پدر واقعی مایکل بود. یک بار زمانی که مایکل یک نمایش را به پایان رسانده بود در حالی که از صحنه خارج میشد، در آغوش بیل دوید و بیل مایکل کوچک را در آغوش گرفت و از داخل جمعیت خارج کرد.»
https://t.me/MJSupportersForum/1446
🆔 @MJSupportersForum
Telegram
انجمن حامیان مایکل جکسون
🗓 خط زمان
📆 سه شنبه ۱۵ نوامبر ۲۰۰۵
بیل بری، عضو اصلی سابق تیم مأموران امنیتی مایکل، در سن هشتاد سالگی درگذشت.
🆔 @MJSupportersForum
📆 سه شنبه ۱۵ نوامبر ۲۰۰۵
بیل بری، عضو اصلی سابق تیم مأموران امنیتی مایکل، در سن هشتاد سالگی درگذشت.
🆔 @MJSupportersForum
❤1
🗓 خط زمان
📆 چهارشنبه ۱۵ نوامبر ۲۰۰۶
مایکل در هجدهمین مراسم جوایز موسیقی جهانی حاضر شد.
🆔 @MJSupportersForum
📆 چهارشنبه ۱۵ نوامبر ۲۰۰۶
مایکل در هجدهمین مراسم جوایز موسیقی جهانی حاضر شد.
🆔 @MJSupportersForum
🗓 خط زمان
📆 چهارشنبه ۱۵ نوامبر ۲۰۰۶
(قسمت اول)
مایکل در هجدهمین مراسم جوایز موسیقی جهانی حاضر شد.
این اولین حضور عمومی مایکل در یک شهر اروپایی پس از تبرئه شدن از اتهاماتش در سال ۲۰۰۵ و همچنین اولین اجرای وی در لندن پس از گذشت ده سال و آخرین اجرای زنده او در طول حیاتش بود.
مایکل در این مراسم جایزه الماس را به نشانه فروش بیش از ۱۰۰ میلیون نسخه آلبوم از دستان بیانسه دریافت کرد.
این مراسم در سالن ارل کرت لندن برگزار شد. نود درصد جمعیت بخاطر مایکل به این مراسم آمده بودند. درهای سالن ساعت ۶ به روی جمعیت باز شد. مایکل قبل از ورود به سالن، با وجود سر و صدای جمعیت، صحبت مختصری را با خبرنگاران حاضر انجام داد. مایکل در پاسخ به این سؤال که اکنون کجا زندگی میکند گفت: «همه جا.»
بیانسه قبل از آنکه مایکل را بر روی صحنه دعوت کند، گفت: «امشب ما بیست و پنجمین سالگرد تریلر را جشن میگیریم. اگر به خاطر مایکل جکسون نبود، من هرگز اجرا نمیکردم. دوستت دارم، ما همگی دوستت داریم.»
مایکل پس از دریافت جایزهاش چنین گفت: «من واقعاً افتخار میکنم که امشب در این مراسم هستم. این همیشه آرزوی من بود که تریلر پرفروشترین آلبوم همهی دورانها شود، و خداوند دعاهای مرا مستجاب کرد. ۲۵ سال بعد تریلر پرفروشترین آلبوم تمام دورانها شد با ۱۰۴ ميلیون نسخه فروش. من خداوند را شکر میکنم و از شما برای این موفقیت تشکر میکنم. افراد زیادی بودند که در این ۴۲ سال به من عشق دادند و در کنار من ایستادند. در میان آنها من از فرزندان فوقالعادهام پاریس، پرینس و بلنکت تشکر میکنم، به خاطر عشق و حمایت بیدریغشان. از مادرم کاترین و پدرم جوزف تشکر میکنم و همینطور از همهی برادران و خواهرانم. من همهی طرفدارانم را از اعماق قلبم دوست دارم.»
جایزه الماس جایزهای است جهانی که به هنرمندانی اعطا میشود که در طول مدت حرفهشان بیش از یکصد میلیون قطعه موسیقی به فروش رساندهاند. مایکل، در حقیقت، باید بخاطر فروش ۷۵۰ میلیون نسخه از آلبومهایش هفت جایزهی الماس دریافت میکرد.
مایکل همراه با گروه پنجاه نفرهی کر کلیسا و با در دست داشتن پرچم آمریکا که یکی از طرفدارانش به او داد، بر روی صحنه حاضر شد و برای لحظهای آهنگ ما دنیاییم را اجرا کرد. مایکل در حین اجرای این ترانه، هنگامیکه کت سیاه پولکدوزیشدهی گرانقیمتش را به میان جمعیت پرتاب کرد، طرفدارانش را به مرز جنون کشاند.
https://t.me/MJSupportersForum/1448
🆔 @MJSupportersForum
📆 چهارشنبه ۱۵ نوامبر ۲۰۰۶
(قسمت اول)
مایکل در هجدهمین مراسم جوایز موسیقی جهانی حاضر شد.
این اولین حضور عمومی مایکل در یک شهر اروپایی پس از تبرئه شدن از اتهاماتش در سال ۲۰۰۵ و همچنین اولین اجرای وی در لندن پس از گذشت ده سال و آخرین اجرای زنده او در طول حیاتش بود.
مایکل در این مراسم جایزه الماس را به نشانه فروش بیش از ۱۰۰ میلیون نسخه آلبوم از دستان بیانسه دریافت کرد.
این مراسم در سالن ارل کرت لندن برگزار شد. نود درصد جمعیت بخاطر مایکل به این مراسم آمده بودند. درهای سالن ساعت ۶ به روی جمعیت باز شد. مایکل قبل از ورود به سالن، با وجود سر و صدای جمعیت، صحبت مختصری را با خبرنگاران حاضر انجام داد. مایکل در پاسخ به این سؤال که اکنون کجا زندگی میکند گفت: «همه جا.»
بیانسه قبل از آنکه مایکل را بر روی صحنه دعوت کند، گفت: «امشب ما بیست و پنجمین سالگرد تریلر را جشن میگیریم. اگر به خاطر مایکل جکسون نبود، من هرگز اجرا نمیکردم. دوستت دارم، ما همگی دوستت داریم.»
مایکل پس از دریافت جایزهاش چنین گفت: «من واقعاً افتخار میکنم که امشب در این مراسم هستم. این همیشه آرزوی من بود که تریلر پرفروشترین آلبوم همهی دورانها شود، و خداوند دعاهای مرا مستجاب کرد. ۲۵ سال بعد تریلر پرفروشترین آلبوم تمام دورانها شد با ۱۰۴ ميلیون نسخه فروش. من خداوند را شکر میکنم و از شما برای این موفقیت تشکر میکنم. افراد زیادی بودند که در این ۴۲ سال به من عشق دادند و در کنار من ایستادند. در میان آنها من از فرزندان فوقالعادهام پاریس، پرینس و بلنکت تشکر میکنم، به خاطر عشق و حمایت بیدریغشان. از مادرم کاترین و پدرم جوزف تشکر میکنم و همینطور از همهی برادران و خواهرانم. من همهی طرفدارانم را از اعماق قلبم دوست دارم.»
جایزه الماس جایزهای است جهانی که به هنرمندانی اعطا میشود که در طول مدت حرفهشان بیش از یکصد میلیون قطعه موسیقی به فروش رساندهاند. مایکل، در حقیقت، باید بخاطر فروش ۷۵۰ میلیون نسخه از آلبومهایش هفت جایزهی الماس دریافت میکرد.
مایکل همراه با گروه پنجاه نفرهی کر کلیسا و با در دست داشتن پرچم آمریکا که یکی از طرفدارانش به او داد، بر روی صحنه حاضر شد و برای لحظهای آهنگ ما دنیاییم را اجرا کرد. مایکل در حین اجرای این ترانه، هنگامیکه کت سیاه پولکدوزیشدهی گرانقیمتش را به میان جمعیت پرتاب کرد، طرفدارانش را به مرز جنون کشاند.
https://t.me/MJSupportersForum/1448
🆔 @MJSupportersForum
Telegram
انجمن حامیان مایکل جکسون
🗓 خط زمان
📆 چهارشنبه ۱۵ نوامبر ۲۰۰۶
مایکل در هجدهمین مراسم جوایز موسیقی جهانی حاضر شد.
🆔 @MJSupportersForum
📆 چهارشنبه ۱۵ نوامبر ۲۰۰۶
مایکل در هجدهمین مراسم جوایز موسیقی جهانی حاضر شد.
🆔 @MJSupportersForum
🗓 خط زمان
📆 چهارشنبه ۱۵ نوامبر ۲۰۰۶
(قسمت دوم)
در این مراسم کریس براون آهنگ تریلر مایکل را بر روی صحنه اجرا کرد و این در حالی بود که طرفداران انتظار اجرای این آهنگ توسط مایکل را داشتند.
در بخشی که بعد از مراسم اهدای جوایز جهانی برای هنرمندان تدارک دیده شده بود، مایکل به خاطر کودکانش شرکت نکرد. طرفداران شروع به فریاد نام او کردند و به او به خاطر جایزه تبریک گفتند. او در جواب بارها پشت پنجره آمد و برای آنها دست تکان داد و سپس یک بالشت را که بر روی آن نوشته بود «دوستتان دارم» به شیشهی پنجره چسباند تا همه ببینند. او نیمههای شب بر روی پردهی هتل نوشت «دوستتان دارم» و همهی طرفداران را غافلگیر کرد. آن پرده تا روز آخری که مایکل از لندن برود آن جا نصب بود. مایکل همچنین به همهی طرفدارانی که شب در جلوی هتل خوابیده بودند پیتزا داد. مسئولان هتل میگفتند که عشق مایکل به طرفدارانش را در هیچ فرد دیگری تا به حال ندیدهاند و اینکه او خالصانه همه را دوست دارد.
اما مشکلات اجرای این برنامه قابل تأمل بود. مسئولین برگزاری مراسم به دروغ و برای تبلیغ در رسانهها وعده داده بودند که مایکل بر روی صحنه اجرایی تماشایی از آهنگ تریلر را خواهد داشت. در آخر، این خود مایکل بود که مجبور شد، ۹۰ دقیقه پیش از حضور یافتن بر روی صحنه برای دریافت جایزهاش، به خبرنگاران بگوید که خبر اجرایش تنها یک «سوء تفاهم» بوده است.
اعضای گروه کر نه تنها با مایکل هیچ تمرینی نکرده بودند، بلکه به آنها اجازه داده نشده بود حتی با مایکل ملاقات کنند. هیچ یک از اعضای گروه کر تا چند لحظه قبل از رفتن بر روی صحنه نمیدانستند که آیا بالأخره قرار است اجرا انجام شود یا خیر. هنگامی که آنها پی بردند که مایکل دارد به صحنه میآید، با عجله از گوشههای صحنه به داخل صحنه هل داده شدند.
در آن شب، رؤسای مراسم با التماس به دنبال بیانسه بودند تا بیاید و جایزهی مایکل را بر روی صحنه به او تقدیم کند، زیرا فرد دیگری در دسترس نبود. بعد از آن هم بیانسه مجبور شد برای راضی کردن مایکل به رفتن به روی صحنه، که حسابی به او برخورده بود، سی دقیقه تلاش مضاعف انجام دهد. و وقتی که مایکل، بالأخره، بعد از مشکلات بسیار روی صحنه آمد، میکروفونش خاموش شد، زیرا سر ساعت ۱۱ شب شیپور خاموشی در سالن ارلز کورت در حال نواختن بود. نمایندهی ارلز کورت گفت: «تا آنجا که ما اطلاع داریم، مایکل خواندنش تمام شده بود.» بیانسه پروازش به ایالات متحده را به خاطر اهدای جایزه به مایکل از دست داد.
https://t.me/MJSupportersForum/1448
🆔 @MJSupportersForum
📆 چهارشنبه ۱۵ نوامبر ۲۰۰۶
(قسمت دوم)
در این مراسم کریس براون آهنگ تریلر مایکل را بر روی صحنه اجرا کرد و این در حالی بود که طرفداران انتظار اجرای این آهنگ توسط مایکل را داشتند.
در بخشی که بعد از مراسم اهدای جوایز جهانی برای هنرمندان تدارک دیده شده بود، مایکل به خاطر کودکانش شرکت نکرد. طرفداران شروع به فریاد نام او کردند و به او به خاطر جایزه تبریک گفتند. او در جواب بارها پشت پنجره آمد و برای آنها دست تکان داد و سپس یک بالشت را که بر روی آن نوشته بود «دوستتان دارم» به شیشهی پنجره چسباند تا همه ببینند. او نیمههای شب بر روی پردهی هتل نوشت «دوستتان دارم» و همهی طرفداران را غافلگیر کرد. آن پرده تا روز آخری که مایکل از لندن برود آن جا نصب بود. مایکل همچنین به همهی طرفدارانی که شب در جلوی هتل خوابیده بودند پیتزا داد. مسئولان هتل میگفتند که عشق مایکل به طرفدارانش را در هیچ فرد دیگری تا به حال ندیدهاند و اینکه او خالصانه همه را دوست دارد.
اما مشکلات اجرای این برنامه قابل تأمل بود. مسئولین برگزاری مراسم به دروغ و برای تبلیغ در رسانهها وعده داده بودند که مایکل بر روی صحنه اجرایی تماشایی از آهنگ تریلر را خواهد داشت. در آخر، این خود مایکل بود که مجبور شد، ۹۰ دقیقه پیش از حضور یافتن بر روی صحنه برای دریافت جایزهاش، به خبرنگاران بگوید که خبر اجرایش تنها یک «سوء تفاهم» بوده است.
اعضای گروه کر نه تنها با مایکل هیچ تمرینی نکرده بودند، بلکه به آنها اجازه داده نشده بود حتی با مایکل ملاقات کنند. هیچ یک از اعضای گروه کر تا چند لحظه قبل از رفتن بر روی صحنه نمیدانستند که آیا بالأخره قرار است اجرا انجام شود یا خیر. هنگامی که آنها پی بردند که مایکل دارد به صحنه میآید، با عجله از گوشههای صحنه به داخل صحنه هل داده شدند.
در آن شب، رؤسای مراسم با التماس به دنبال بیانسه بودند تا بیاید و جایزهی مایکل را بر روی صحنه به او تقدیم کند، زیرا فرد دیگری در دسترس نبود. بعد از آن هم بیانسه مجبور شد برای راضی کردن مایکل به رفتن به روی صحنه، که حسابی به او برخورده بود، سی دقیقه تلاش مضاعف انجام دهد. و وقتی که مایکل، بالأخره، بعد از مشکلات بسیار روی صحنه آمد، میکروفونش خاموش شد، زیرا سر ساعت ۱۱ شب شیپور خاموشی در سالن ارلز کورت در حال نواختن بود. نمایندهی ارلز کورت گفت: «تا آنجا که ما اطلاع داریم، مایکل خواندنش تمام شده بود.» بیانسه پروازش به ایالات متحده را به خاطر اهدای جایزه به مایکل از دست داد.
https://t.me/MJSupportersForum/1448
🆔 @MJSupportersForum
Telegram
انجمن حامیان مایکل جکسون
🗓 خط زمان
📆 چهارشنبه ۱۵ نوامبر ۲۰۰۶
مایکل در هجدهمین مراسم جوایز موسیقی جهانی حاضر شد.
🆔 @MJSupportersForum
📆 چهارشنبه ۱۵ نوامبر ۲۰۰۶
مایکل در هجدهمین مراسم جوایز موسیقی جهانی حاضر شد.
🆔 @MJSupportersForum
❤1
🗓 خط زمان
📆 جمعه ۱۵ نوامبر ۱۹۹۶
تنها چند ساعت پس از شروع تور هیستوری در کشور استرالیا و در اولین دقایق روز ۱۵ نوامبر مایکل در مراسمی خصوصی رسماً با دبی رو ازدواج کرد.
🆔 @MJSupportersForum
📆 جمعه ۱۵ نوامبر ۱۹۹۶
تنها چند ساعت پس از شروع تور هیستوری در کشور استرالیا و در اولین دقایق روز ۱۵ نوامبر مایکل در مراسمی خصوصی رسماً با دبی رو ازدواج کرد.
🆔 @MJSupportersForum
🗓 خط زمان
📆 جمعه ۱۵ نوامبر ۱۹۹۶
تنها چند ساعت پس از شروع تور هیستوری در کشور استرالیا و در اولین دقایق روز ۱۵ نوامبر مایکل در مراسمی خصوصی که در سوئیت ریاست جمهوری هتل Sheraton On The Park در سیدنی برگزار میشد، رسماً با دبی رو ازدواج کرد.
در این مراسم، ۳۰ نفر از دوستان آنها حضور داشتند. تمام دیوارهای سوئیت محل عروسی آنها با گلهای ارکیده نادر و گلهای رز و زنبق صورتی تزیین شده بود. مایکل یک الماس ۱۰۰،۰۰۰ دلاری و یک انگشتر پلاتین به دبی هدیه داد. بعد از آنکه آنها زن و شوهر شدند نگاه محبتآمیز و کوتاهی باهم رد و بدل کردند. دبی دلواپس به نظر میرسید. مایکل او را از خودش فاصله داد و به صورت او خیره شد. سپس خم شد و گردن او را بوسید.
مایکل در متنی که در اینترنت پخش شده بود، عنوان کرده بود: «لطفاً ملاحظهی خلوت ما را بکنید و به ما اجازه بدهید تا از این دوران فوقالعاده و هیجانانگیز لذت ببریم.»
روز قبل از ازدواج با دبی رو، مایکل به لیزا ماری پریسلی در لسآنجلس تلفن زد تا او را از برنامههایش خبردار کند. مایکل هنوز خیلی به او اهمیت میداد و نمیخواست لیزا خبر عروسی را در روزنامهها بخواند. لیزا نمیدانست چگونه به تماس تلفنی مایکل واکنش نشان دهد. او هنوز مایکل را دوست داشت، اما مصمم بود که دیگر با هم نباشند، بنابراین فقط به او تبریک گفت. به هر حال، مایکل باید زندگی را ادامه میداد و هر کاری که میخواست با زندگیاش انجام میداد، با دبی رو یا هر کس دیگری.
دبی رو، ۳۷ ساله، که یک سال از مایکل کوچکتر بود و یک روز قبل به استرالیا رسیده بود، دوست و پرستار قدیمی مایکل بود. آن دو برای اولین بار در سال ۱۹۸۱ در بورلی هیلز و در مطب دکتر آرنولد کلین، دکتر پوست مایکل، یکدیگر را ملاقات کرده بودند. دبی پرستار آن مطب بود. در روز ۴ نوامبر، مایکل اعلام کرده بود که دبی رو شش ماه از او باردار است و در ماه فوریه پسرشان به دنیا میآید. این ازدواج دوم برای هر دوی آنها بود. مایکل شایعات تبلویدها که میگفتند «رو» با لقاح مصنوعی حامله شده است و برای آن ۵۲۸،۰۰۰ دلار گرفته است را تکذیب کرد. مایکل در آن زمان هیچ اشارهای به برنامه عروسی نکرد، اما مشخص بود که از قبل برای این ازدواج برنامهریزی کرده بود.
بر اساس قوانین ازدواج استرالیا، مایکل میبایست از یک ماه و یک روز قبل مراسم ازدواج خود را به دولت استرالیا اعلام میکرد. دبی میگوید: «من گفتم تو سزاوار پدر بودن هستی. بگذار این کار را برایت انجام دهم. بگذار بچهی تو را داشته باشم. او متعجب شد اما گفت بله این کار را انجام میدهیم.» دبی میگوید که خوابیدن با مایکل عجیبترین تجربه زندگیاش بوده است.
مایکل در بیانیهای در آن زمان (۴ نوامبر) گفت: «از اینکه به زودی پدر خواهم شد هیجانزده هستم... این رویای من است.»
کاترین، که یکی از پیروان شاهدان یهوه بود، از پخش این خبر که پسرش از زنی که با او ازدواج نکرده بود، بچهدار است خوشحال نبود. کاترین: «این مرا به یاد آنچه پدر مایکل در دههی هفتاد انجام داده بود میاندازد. قلبم شکسته بود. من نمیگذارم تاریخ خودم دوباره با مایکل تکرار شود.»
بعد از خبر بارداری دبی، کاترین سعی کرد با مایکل تماس بگیرد، اما به خاطر برنامهی شلوغ مایکل این کار مشکل بود. در عوض، کاترین توانست با دبی صحبت کند. او قبلاً چندین بار دبی را در آپارتمان همسایهشان ملاقات کرده بود. Tonya Boyd به خاطر میآورد: «من تلفن را برداشتم و امیدوار بودم که مایکل از استرالیا باشد، اما آن طرف خط زنی گفت: لطفاً گوشی را به خانم رو بدهید. من فکر کردم که گزارشگری است، بنابراین گفتم او اینجا نیست، و زن گفت من مادر مایکل هستم. میتوانی به من کمک کنی تا او را پیدا کنم؟ نمیدانم چطور شمارهام را پیدا کرده بود. من تلفن را به دبی دادم. کاترین حدود سی دقیقه با دبی درباره تقدس ازدواج و فرقه شاهدان یهوه صحبت کرد. دبی تحتتأثیر قرار گرفت. در واقع، زمانی که او صحبت خود را با کاترین به پایان رساند، نه تنها با اين موضوع موافق بود که بهتر است با مایکل ازدواج کند، بلکه عملاً آماده گراییدن به فرقه شاهدان یهوه بود.»
https://t.me/MJSupportersForum/1451
🆔 @MJSupportersForum
📆 جمعه ۱۵ نوامبر ۱۹۹۶
تنها چند ساعت پس از شروع تور هیستوری در کشور استرالیا و در اولین دقایق روز ۱۵ نوامبر مایکل در مراسمی خصوصی که در سوئیت ریاست جمهوری هتل Sheraton On The Park در سیدنی برگزار میشد، رسماً با دبی رو ازدواج کرد.
در این مراسم، ۳۰ نفر از دوستان آنها حضور داشتند. تمام دیوارهای سوئیت محل عروسی آنها با گلهای ارکیده نادر و گلهای رز و زنبق صورتی تزیین شده بود. مایکل یک الماس ۱۰۰،۰۰۰ دلاری و یک انگشتر پلاتین به دبی هدیه داد. بعد از آنکه آنها زن و شوهر شدند نگاه محبتآمیز و کوتاهی باهم رد و بدل کردند. دبی دلواپس به نظر میرسید. مایکل او را از خودش فاصله داد و به صورت او خیره شد. سپس خم شد و گردن او را بوسید.
مایکل در متنی که در اینترنت پخش شده بود، عنوان کرده بود: «لطفاً ملاحظهی خلوت ما را بکنید و به ما اجازه بدهید تا از این دوران فوقالعاده و هیجانانگیز لذت ببریم.»
روز قبل از ازدواج با دبی رو، مایکل به لیزا ماری پریسلی در لسآنجلس تلفن زد تا او را از برنامههایش خبردار کند. مایکل هنوز خیلی به او اهمیت میداد و نمیخواست لیزا خبر عروسی را در روزنامهها بخواند. لیزا نمیدانست چگونه به تماس تلفنی مایکل واکنش نشان دهد. او هنوز مایکل را دوست داشت، اما مصمم بود که دیگر با هم نباشند، بنابراین فقط به او تبریک گفت. به هر حال، مایکل باید زندگی را ادامه میداد و هر کاری که میخواست با زندگیاش انجام میداد، با دبی رو یا هر کس دیگری.
دبی رو، ۳۷ ساله، که یک سال از مایکل کوچکتر بود و یک روز قبل به استرالیا رسیده بود، دوست و پرستار قدیمی مایکل بود. آن دو برای اولین بار در سال ۱۹۸۱ در بورلی هیلز و در مطب دکتر آرنولد کلین، دکتر پوست مایکل، یکدیگر را ملاقات کرده بودند. دبی پرستار آن مطب بود. در روز ۴ نوامبر، مایکل اعلام کرده بود که دبی رو شش ماه از او باردار است و در ماه فوریه پسرشان به دنیا میآید. این ازدواج دوم برای هر دوی آنها بود. مایکل شایعات تبلویدها که میگفتند «رو» با لقاح مصنوعی حامله شده است و برای آن ۵۲۸،۰۰۰ دلار گرفته است را تکذیب کرد. مایکل در آن زمان هیچ اشارهای به برنامه عروسی نکرد، اما مشخص بود که از قبل برای این ازدواج برنامهریزی کرده بود.
بر اساس قوانین ازدواج استرالیا، مایکل میبایست از یک ماه و یک روز قبل مراسم ازدواج خود را به دولت استرالیا اعلام میکرد. دبی میگوید: «من گفتم تو سزاوار پدر بودن هستی. بگذار این کار را برایت انجام دهم. بگذار بچهی تو را داشته باشم. او متعجب شد اما گفت بله این کار را انجام میدهیم.» دبی میگوید که خوابیدن با مایکل عجیبترین تجربه زندگیاش بوده است.
مایکل در بیانیهای در آن زمان (۴ نوامبر) گفت: «از اینکه به زودی پدر خواهم شد هیجانزده هستم... این رویای من است.»
کاترین، که یکی از پیروان شاهدان یهوه بود، از پخش این خبر که پسرش از زنی که با او ازدواج نکرده بود، بچهدار است خوشحال نبود. کاترین: «این مرا به یاد آنچه پدر مایکل در دههی هفتاد انجام داده بود میاندازد. قلبم شکسته بود. من نمیگذارم تاریخ خودم دوباره با مایکل تکرار شود.»
بعد از خبر بارداری دبی، کاترین سعی کرد با مایکل تماس بگیرد، اما به خاطر برنامهی شلوغ مایکل این کار مشکل بود. در عوض، کاترین توانست با دبی صحبت کند. او قبلاً چندین بار دبی را در آپارتمان همسایهشان ملاقات کرده بود. Tonya Boyd به خاطر میآورد: «من تلفن را برداشتم و امیدوار بودم که مایکل از استرالیا باشد، اما آن طرف خط زنی گفت: لطفاً گوشی را به خانم رو بدهید. من فکر کردم که گزارشگری است، بنابراین گفتم او اینجا نیست، و زن گفت من مادر مایکل هستم. میتوانی به من کمک کنی تا او را پیدا کنم؟ نمیدانم چطور شمارهام را پیدا کرده بود. من تلفن را به دبی دادم. کاترین حدود سی دقیقه با دبی درباره تقدس ازدواج و فرقه شاهدان یهوه صحبت کرد. دبی تحتتأثیر قرار گرفت. در واقع، زمانی که او صحبت خود را با کاترین به پایان رساند، نه تنها با اين موضوع موافق بود که بهتر است با مایکل ازدواج کند، بلکه عملاً آماده گراییدن به فرقه شاهدان یهوه بود.»
https://t.me/MJSupportersForum/1451
🆔 @MJSupportersForum
Telegram
انجمن حامیان مایکل جکسون
🗓 خط زمان
📆 جمعه ۱۵ نوامبر ۱۹۹۶
تنها چند ساعت پس از شروع تور هیستوری در کشور استرالیا و در اولین دقایق روز ۱۵ نوامبر مایکل در مراسمی خصوصی رسماً با دبی رو ازدواج کرد.
🆔 @MJSupportersForum
📆 جمعه ۱۵ نوامبر ۱۹۹۶
تنها چند ساعت پس از شروع تور هیستوری در کشور استرالیا و در اولین دقایق روز ۱۵ نوامبر مایکل در مراسمی خصوصی رسماً با دبی رو ازدواج کرد.
🆔 @MJSupportersForum
🗓 خط زمان
📆 دوشنبه ۱۷ نوامبر ۲۰۰۳
آلبوم Number Ones در قاره اروپا منتشر شد. انتشار این آلبوم در آمریکا یک روز بعد در ۱۸ نوامبر ۲۰۰۳ بود.
🆔 @MJSupportersForum
📆 دوشنبه ۱۷ نوامبر ۲۰۰۳
آلبوم Number Ones در قاره اروپا منتشر شد. انتشار این آلبوم در آمریکا یک روز بعد در ۱۸ نوامبر ۲۰۰۳ بود.
🆔 @MJSupportersForum
🗓 خط زمان
📆 دوشنبه ۱۷ نوامبر ۲۰۰۳
آلبوم Number Ones در قاره اروپا منتشر شد. انتشار این آلبوم در آمریکا یک روز بعد در ۱۸ نوامبر ۲۰۰۳ بود.
آلبوم Number Ones آلبومی گردآوری شده از آثار برتر و شماره یک مایکل است. این آلبوم در زمان انتشارش در جدول پرفروشترین آلبومهای بیلبورد تا رتبهی ۱۳ بالا آمد و در جدول بریتانیا، ایرلند، کانادا، لهستان و آلمان به رتبهی اول جدول رسید.
پس از فوت مایکل این آلبوم ۶ هفته متوالی با فروش مجموعاً ۲/۳۶ میلیون نسخه پرفروشترین آلبوم آمریکا بود، ولی به علت قوانین آن زمانِ بیلبورد، مبنی بر اینکه آلبومهایی که ۱۸ ماه از انتظارشان گذشته باشد نمیتوانند در جدول ۲۰۰ آلبوم برتر قرار بگیرند، نتوانست راهی به جدول ۲۰۰ آلبوم برتر بیلبورد پیدا کند.
این آلبوم در سال ۲۰۰۹ از ۱۱ جولای تا ۱۹ سپتامبر به مدت ۱۱ هفته متوالی و مجدداً از ۱۰ اکتبر تا ۲۱ نوامبر ۷ هفته متوالی در صدر جدول آلبومهای کاتالوگ بیلبورد قرار گرفت. آلبوم Number Ones در مجموع ۲۷ هفته در صدر این جدول بوده است.
تا ۸ نوامبر ۲۰۱۴، تعداد ۵٫۱۰۶٫۳۵۷ نسخه از این آلبوم در آمریکا به فروش رفته است. درکل، ۱۳ میلیون کپی از این آلبوم در سراسر دنیا فروخته شده است.
نامبروانز بعد از آلبومهای سوزان بویل و تیلور سوئیفت سومین آلبوم پرفروش سال ۲۰۰۹ ایالات متحده بود. این آلبوم در جوایز موسیقی آمریکا در سال ۲۰۰۹ برندهی دو جایزه، آلبوم محبوب پاپ/راکِ سال و آلبوم محبوب سول/آراندبی سال شد.
در روز ۱۳ نوامبر ۲۰۰۳ تقریباً همزمان با انتشار آلبوم موسیقی آلبوم ویدئویی Number Ones به صورت جهانی منتشر شد. این آلبوم، چهاردهمین آلبوم ویدئویی مایکل و چهارمین DVD منتشر شده از او بود. تا به امروز، ۱/۳ میلیون نسخه از نامبر وانز در کشور آمریکا به فروش رسیده است که باعث شده از انجمن صنعت ضبط آمریکا، ۱۳ بار گواهینامهی پلاتین دریافت کند.
آلبوم ویدئویی نامبر وانز حاوی ۱۵ موزیک ویدئو است. تاریخ ضبط این ویدئوها از سال ۱۹۷۹ تا پایان سال ۲۰۰۱ است و در مجموع، ۹۱ دقیقه زمان دارند. به صورت کلی میتوان این آلبوم را حاوی ویدئوهای ترانههای آلبوم گردآوریشدهی نامبر وانز است. اما نماهنگى از ترانههای I Just Can’t Stop Loving You، Human Nature، Break Of Dawn، One More Chance و نسخهی زندهی ترانهی «بِن» که در آلبوم گردآوریشدهی نامبر وانز منتشر شدند در این آلبوم ویدئویی وجود نداشتند.
https://t.me/MJSupportersForum/1454
🆔 @MJSupportersForum
📆 دوشنبه ۱۷ نوامبر ۲۰۰۳
آلبوم Number Ones در قاره اروپا منتشر شد. انتشار این آلبوم در آمریکا یک روز بعد در ۱۸ نوامبر ۲۰۰۳ بود.
آلبوم Number Ones آلبومی گردآوری شده از آثار برتر و شماره یک مایکل است. این آلبوم در زمان انتشارش در جدول پرفروشترین آلبومهای بیلبورد تا رتبهی ۱۳ بالا آمد و در جدول بریتانیا، ایرلند، کانادا، لهستان و آلمان به رتبهی اول جدول رسید.
پس از فوت مایکل این آلبوم ۶ هفته متوالی با فروش مجموعاً ۲/۳۶ میلیون نسخه پرفروشترین آلبوم آمریکا بود، ولی به علت قوانین آن زمانِ بیلبورد، مبنی بر اینکه آلبومهایی که ۱۸ ماه از انتظارشان گذشته باشد نمیتوانند در جدول ۲۰۰ آلبوم برتر قرار بگیرند، نتوانست راهی به جدول ۲۰۰ آلبوم برتر بیلبورد پیدا کند.
این آلبوم در سال ۲۰۰۹ از ۱۱ جولای تا ۱۹ سپتامبر به مدت ۱۱ هفته متوالی و مجدداً از ۱۰ اکتبر تا ۲۱ نوامبر ۷ هفته متوالی در صدر جدول آلبومهای کاتالوگ بیلبورد قرار گرفت. آلبوم Number Ones در مجموع ۲۷ هفته در صدر این جدول بوده است.
تا ۸ نوامبر ۲۰۱۴، تعداد ۵٫۱۰۶٫۳۵۷ نسخه از این آلبوم در آمریکا به فروش رفته است. درکل، ۱۳ میلیون کپی از این آلبوم در سراسر دنیا فروخته شده است.
نامبروانز بعد از آلبومهای سوزان بویل و تیلور سوئیفت سومین آلبوم پرفروش سال ۲۰۰۹ ایالات متحده بود. این آلبوم در جوایز موسیقی آمریکا در سال ۲۰۰۹ برندهی دو جایزه، آلبوم محبوب پاپ/راکِ سال و آلبوم محبوب سول/آراندبی سال شد.
در روز ۱۳ نوامبر ۲۰۰۳ تقریباً همزمان با انتشار آلبوم موسیقی آلبوم ویدئویی Number Ones به صورت جهانی منتشر شد. این آلبوم، چهاردهمین آلبوم ویدئویی مایکل و چهارمین DVD منتشر شده از او بود. تا به امروز، ۱/۳ میلیون نسخه از نامبر وانز در کشور آمریکا به فروش رسیده است که باعث شده از انجمن صنعت ضبط آمریکا، ۱۳ بار گواهینامهی پلاتین دریافت کند.
آلبوم ویدئویی نامبر وانز حاوی ۱۵ موزیک ویدئو است. تاریخ ضبط این ویدئوها از سال ۱۹۷۹ تا پایان سال ۲۰۰۱ است و در مجموع، ۹۱ دقیقه زمان دارند. به صورت کلی میتوان این آلبوم را حاوی ویدئوهای ترانههای آلبوم گردآوریشدهی نامبر وانز است. اما نماهنگى از ترانههای I Just Can’t Stop Loving You، Human Nature، Break Of Dawn، One More Chance و نسخهی زندهی ترانهی «بِن» که در آلبوم گردآوریشدهی نامبر وانز منتشر شدند در این آلبوم ویدئویی وجود نداشتند.
https://t.me/MJSupportersForum/1454
🆔 @MJSupportersForum
Telegram
انجمن حامیان مایکل جکسون
🗓 خط زمان
📆 دوشنبه ۱۷ نوامبر ۲۰۰۳
آلبوم Number Ones در قاره اروپا منتشر شد. انتشار این آلبوم در آمریکا یک روز بعد در ۱۸ نوامبر ۲۰۰۳ بود.
🆔 @MJSupportersForum
📆 دوشنبه ۱۷ نوامبر ۲۰۰۳
آلبوم Number Ones در قاره اروپا منتشر شد. انتشار این آلبوم در آمریکا یک روز بعد در ۱۸ نوامبر ۲۰۰۳ بود.
🆔 @MJSupportersForum
🗓 خط زمان
📆 یکشنبه ۱۷ نوامبر ۱۹۹۶
مایکل از بیمارستان شاهزاده ولز سیدنی بازدید کرد.
🆔 @MJSupportersForum
📆 یکشنبه ۱۷ نوامبر ۱۹۹۶
مایکل از بیمارستان شاهزاده ولز سیدنی بازدید کرد.
🆔 @MJSupportersForum
🗓 خط زمان
📆 یکشنبه ۱۷ نوامبر ۱۹۹۶
مایکل از بیمارستان شاهزاده ولز سیدنی بازدید کرد.
در این بيمارستان کودکان مبتلا به بیماریهای مختلف از جمله سرطان، مشکلات قلبی، آسم و تومور بستری میشوند. مایکل عکسهاي خود را امضا و آنها را به همراه اسباببازیهایی بين بیش از ۷۵ کودک توزیع کرد و ساعاتی طولانی در کنار کودکان این بیمارستان بود.
در این روز همچنین مایکل با حضور در خانه اپرای سیدنی جایزهای را از شرکت سونی بخاطر فروش آلبومهايش در سیدنی استرالیا دریافت نمود.
https://t.me/MJSupportersForum/1456
🆔 @MJSupportersForum
📆 یکشنبه ۱۷ نوامبر ۱۹۹۶
مایکل از بیمارستان شاهزاده ولز سیدنی بازدید کرد.
در این بيمارستان کودکان مبتلا به بیماریهای مختلف از جمله سرطان، مشکلات قلبی، آسم و تومور بستری میشوند. مایکل عکسهاي خود را امضا و آنها را به همراه اسباببازیهایی بين بیش از ۷۵ کودک توزیع کرد و ساعاتی طولانی در کنار کودکان این بیمارستان بود.
در این روز همچنین مایکل با حضور در خانه اپرای سیدنی جایزهای را از شرکت سونی بخاطر فروش آلبومهايش در سیدنی استرالیا دریافت نمود.
https://t.me/MJSupportersForum/1456
🆔 @MJSupportersForum
Telegram
انجمن حامیان مایکل جکسون
🗓 خط زمان
📆 یکشنبه ۱۷ نوامبر ۱۹۹۶
مایکل از بیمارستان شاهزاده ولز سیدنی بازدید کرد.
🆔 @MJSupportersForum
📆 یکشنبه ۱۷ نوامبر ۱۹۹۶
مایکل از بیمارستان شاهزاده ولز سیدنی بازدید کرد.
🆔 @MJSupportersForum
🗓 خط زمان
📆 چهارشنبه ۱۸ نوامبر ۱۹۸۷
مایکل از بیمارستان کودکان در رندويک سیدنی استرالیا بازديد کرد.
🆔 @MJSupportersForum
📆 چهارشنبه ۱۸ نوامبر ۱۹۸۷
مایکل از بیمارستان کودکان در رندويک سیدنی استرالیا بازديد کرد.
🆔 @MJSupportersForum
🗓 خط زمان
📆 چهارشنبه ۱۸ نوامبر ۱۹۸۷
مایکل از بیمارستان کودکان در رندويک سیدنی استرالیا بازديد کرد.
مایکل با آمبولانسی پر از اسباببازی وارد بیمارستان شد. بازدید مایکل از بیمارستان ۴ساعت به طول انجامید. او به تمام اتاقها سرزد و به همه بچهها اسباب بازی داد و روی عکسها و سیدیهایش را برای آنها امضا کرد.
ناتاشا لانگ، مادر یکی از کودکانی که در بیمارستان بستری بود، سالها بعد چنین گفت: «من هرگز آن روز را تازمانی که زندهام فراموش نخواهم کرد. مایکل با انبوهی از اسباببازیِ حیوانات به بیمارستان آمد. او به اطراف بخش رفت و شخصاً از هر کودکی دیدن کرد و به آرامی با آنها کمی حرف زد. من هرگز لذت بردن این کودکان را فراموش نخواهم کرد. پسرم اکنون مرد بالغی است و من میخواهم این عکس را با کل دنیا به اشتراک بگذارم، چون طبیعت سخاوتمند و افتادهی او را نشان میدهد. پسرم، متأسفانه، در یک حادثه در مدرسه در آن هفته چشمش را از دست داد. اين یک تراژدی واقعی برای کل خانواده بود، اما آن روز مایکل به ما لذت و شادی فراوان بخشيد.»
https://t.me/MJSupportersForum/1458
🆔 @MJSupportersForum
📆 چهارشنبه ۱۸ نوامبر ۱۹۸۷
مایکل از بیمارستان کودکان در رندويک سیدنی استرالیا بازديد کرد.
مایکل با آمبولانسی پر از اسباببازی وارد بیمارستان شد. بازدید مایکل از بیمارستان ۴ساعت به طول انجامید. او به تمام اتاقها سرزد و به همه بچهها اسباب بازی داد و روی عکسها و سیدیهایش را برای آنها امضا کرد.
ناتاشا لانگ، مادر یکی از کودکانی که در بیمارستان بستری بود، سالها بعد چنین گفت: «من هرگز آن روز را تازمانی که زندهام فراموش نخواهم کرد. مایکل با انبوهی از اسباببازیِ حیوانات به بیمارستان آمد. او به اطراف بخش رفت و شخصاً از هر کودکی دیدن کرد و به آرامی با آنها کمی حرف زد. من هرگز لذت بردن این کودکان را فراموش نخواهم کرد. پسرم اکنون مرد بالغی است و من میخواهم این عکس را با کل دنیا به اشتراک بگذارم، چون طبیعت سخاوتمند و افتادهی او را نشان میدهد. پسرم، متأسفانه، در یک حادثه در مدرسه در آن هفته چشمش را از دست داد. اين یک تراژدی واقعی برای کل خانواده بود، اما آن روز مایکل به ما لذت و شادی فراوان بخشيد.»
https://t.me/MJSupportersForum/1458
🆔 @MJSupportersForum
Telegram
انجمن حامیان مایکل جکسون
🗓 خط زمان
📆 چهارشنبه ۱۸ نوامبر ۱۹۸۷
مایکل از بیمارستان کودکان در رندويک سیدنی استرالیا بازديد کرد.
🆔 @MJSupportersForum
📆 چهارشنبه ۱۸ نوامبر ۱۹۸۷
مایکل از بیمارستان کودکان در رندويک سیدنی استرالیا بازديد کرد.
🆔 @MJSupportersForum
🗓 خط زمان
📆 سهشنبه ۱۸ نوامبر ۲۰۰۳
بیش از ٧٠ تن از نیروهای پلیس سانتاباربارا، به دستور تام اسندون به نورلند، خانهی مایکل هجوم آوردند تا مدرکی برای اثبات گناهکاری وی بیابند.
🆔 @MJSupportersForum
📆 سهشنبه ۱۸ نوامبر ۲۰۰۳
بیش از ٧٠ تن از نیروهای پلیس سانتاباربارا، به دستور تام اسندون به نورلند، خانهی مایکل هجوم آوردند تا مدرکی برای اثبات گناهکاری وی بیابند.
🆔 @MJSupportersForum
🗓 خط زمان
📆 سهشنبه ۱۸ نوامبر ۲۰۰۳
بیش از هفتاد تن از نیروهای پلیس سانتا باربارا، به دستور تام اسندون به نورلند، خانهی مایکل هجوم آوردند تا مدرکی برای اثبات گناهکاری وی بیابند.
ضمن بازرسی خانه، اتاق مایکل ویران شد.
گوین آرویزو، مایکل را به سوءاستفادهی جنسی متهم کرده بود.
در زمان یورش پلیس، مایکل در استودیو سرگرم ضبط موزیک ویدئوی One More Chance بود.
سایر جستجوها در خانهی بردلى میلر و خانهی حمید مصلحی (عكاس و فيلمبردار ايرانىِ مايكل) انجام شد.
https://t.me/MJSupportersForum/1461
🆔 @MJSupportersForum
📆 سهشنبه ۱۸ نوامبر ۲۰۰۳
بیش از هفتاد تن از نیروهای پلیس سانتا باربارا، به دستور تام اسندون به نورلند، خانهی مایکل هجوم آوردند تا مدرکی برای اثبات گناهکاری وی بیابند.
ضمن بازرسی خانه، اتاق مایکل ویران شد.
گوین آرویزو، مایکل را به سوءاستفادهی جنسی متهم کرده بود.
در زمان یورش پلیس، مایکل در استودیو سرگرم ضبط موزیک ویدئوی One More Chance بود.
سایر جستجوها در خانهی بردلى میلر و خانهی حمید مصلحی (عكاس و فيلمبردار ايرانىِ مايكل) انجام شد.
https://t.me/MJSupportersForum/1461
🆔 @MJSupportersForum
Telegram
انجمن حامیان مایکل جکسون
🗓 خط زمان
📆 سهشنبه ۱۸ نوامبر ۲۰۰۳
بیش از ٧٠ تن از نیروهای پلیس سانتاباربارا، به دستور تام اسندون به نورلند، خانهی مایکل هجوم آوردند تا مدرکی برای اثبات گناهکاری وی بیابند.
🆔 @MJSupportersForum
📆 سهشنبه ۱۸ نوامبر ۲۰۰۳
بیش از ٧٠ تن از نیروهای پلیس سانتاباربارا، به دستور تام اسندون به نورلند، خانهی مایکل هجوم آوردند تا مدرکی برای اثبات گناهکاری وی بیابند.
🆔 @MJSupportersForum
انجمن حامیان مایکل جکسون
🗓 خط زمان 📆 سهشنبه ۱۸ نوامبر ۲۰۰۳ بیش از هفتاد تن از نیروهای پلیس سانتا باربارا، به دستور تام اسندون به نورلند، خانهی مایکل هجوم آوردند تا مدرکی برای اثبات گناهکاری وی بیابند. ضمن بازرسی خانه، اتاق مایکل ویران شد. گوین آرویزو، مایکل را به سوءاستفادهی…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🚨🏡 صحبتهای #مایکل_جکسون دربارهی حملهی ناگهانى پلیسها به خانهاش نورلند و ویران کردنِ آن
حقايق دربارهی مایکل جکسون: 👇
🆔 @MJSupportersForum
حقايق دربارهی مایکل جکسون: 👇
🆔 @MJSupportersForum
🗓 خط زمان
📆 یکشنبه ۱۸ نوامبر ۱۹۸۴
مایکل طی یک دیدار مخفی از شهر نیو وست مینستر کانادا عضو افتخاری اداره پلیس این شهر شد.
🆔 @MJSupportersForum
📆 یکشنبه ۱۸ نوامبر ۱۹۸۴
مایکل طی یک دیدار مخفی از شهر نیو وست مینستر کانادا عضو افتخاری اداره پلیس این شهر شد.
🆔 @MJSupportersForum
🗓 خط زمان
📆 یکشنبه ۱۸ نوامبر ۱۹۸۴
مایکل طی دیداری مخفی از شهر نیو وست مینستر کانادا عضو افتخاری اداره پلیس این شهر شد.
او به عنوان پاسبان پلیس به نام خدمت به ملکه و ایجاد و حفظ صلح سوگند خورد و در طول دیدارش از رویال سیتی یک نشان ۴۹ دریافت کرد.
بازدید مایکل توسط رئیس پلیس سابق جک فوردهام، که در آن زمان بازرس اداره بود، ترتیب داده شد. او پی برده بود که مایکل از طرفداران فوتبال است و به همین خاطر با مسئول تبلیغات مایکل تماس گرفت تا به آنها درباره مدرسه فوتبال این اداره پلیس اطلاع دهد.
قبل از دیدار مایکل از ساختمان شهرداری، چند ماشین پلیس وست نیو مینستر در هتل ونکوور، هتل محل اقامت مایکل، مستقر شدند. آنها ماشین ون دوژ مایکل و همراهانش را اسکورت کردند.
در ساختمان شهرداری نیو وست مینستر، مایکل روى پلکان ورودی ساختمان با گروهی از افسران پلیس محلی عکس یادگاری انداخت. صفحه اول شماره ۲۱ نوامبر ۱۹۸۵ در نشریهی رویال سیتی، مقالهای در مورد نتایج انتخابات شهرداری و بازدید غافلگیرکنندهی مایکل از نیو وست مینستر منتشر کرد.
به مایکل یک دست یونیفرم کامل پلیس، یک پیراهن فوتبال با نوشته چاپشده MVP Athletic، یک پلاک حکاکیشده، یک نشان پلیس، کلاه و کارت شناسایی پلیس اهدا شد. مایکل که برای افسران پلیس عینک آفتابی فراهم کرده بود، درخواست کرد که در حالی که همراه با افسران پلیس از پلههای ساختمان شهرداری بالا و پایین میرود فیلم تهیه شود. این دیدار و فیلمبرداری در روز یکشنبه، که شهرداری تعطیل بود، برگزار شد.
مایک مکفارلن، یکی از افسران پلیس حاضر در آن روز، میگوید: «اصلاً نمیدانستیم قرار است به آنجا بیاید. محرمانه ماندن این خبر یکی از شروط لازم حضور او بود. من از طرفداران بزرگ مایکل جکسون نیستم، اما آن لحظه دست خودمان نبود... حضور او ما را تا حدی بهتزده کرده بود. او یک توپ فوتبال هم برایمان امضا کرد، که در ساختمان پلیس قدیمی نگهداری میشود.»
این فعالیتها توجه برخی از افرادی را که در خیابان رویال و در رستوران پشتبام و یا مشروبفروشی هتل رویال تاورز بودند جلب کرد. با آنکه افسران پلیس معمولاً برای تهیه بعضی صحنههای فیلمها با بازیگران و افراد معروف کار میکنند، ملاقات با چنین ستارهی بزرگی برای آنها تجربه نادر و جدیدی بود. مردم نمیتوانستند باور کنند که این اتفاق افتاده است.
کن مکینتاش، یکی از افسران بازنشسته پلیس، که طرفدار مایکل نبود اما از تجربه دیدار با مایکل بسیار لذت برده بود، میگوید: «او بسیار آرام بود و به نرمی صحبت میکرد. خیلی درونگرا به نظر میرسید. در آن زمان او ستاره بزرگی بود. بچههای من باید از نزدیک او را ببینند. او بسیار سرگرمکننده بود. من متوجه شدم که خیلی فروتن است و به نظر نمیرسید که متکبر باشد و اصلاً دنبال جلب توجه نبود.» مکینتاش عینکی که از مایکل گرفته بود را به همراه عکسی که آن روز افسران پلیس با او گرفته بودند و نسخهای از کتاب مونواک را به موزه نیو وست مینستر اهدا کرده است. این عکس از افسران پلیس با مایکل جکسون در این کتاب نیز قرار داده شده است.
در انتهای این بازدید، مایکل با تمام افسران پلیس دست داد. در آن زمان مایکل برای اجرایی از تور ویکتوری با برادرانش در ونکوور به سر میبرد. شهردار وین رایت گفت: «مایکل کتاب مهمانان شهر نیو وست مینستر را امضا کرد. آن روز ماهیتاً روز بسیار جالبی بود. روزی که او اینجا آمد یک ستاره بود.»
https://t.me/MJSupportersForum/1466
🆔 @MJSupportersForum
📆 یکشنبه ۱۸ نوامبر ۱۹۸۴
مایکل طی دیداری مخفی از شهر نیو وست مینستر کانادا عضو افتخاری اداره پلیس این شهر شد.
او به عنوان پاسبان پلیس به نام خدمت به ملکه و ایجاد و حفظ صلح سوگند خورد و در طول دیدارش از رویال سیتی یک نشان ۴۹ دریافت کرد.
بازدید مایکل توسط رئیس پلیس سابق جک فوردهام، که در آن زمان بازرس اداره بود، ترتیب داده شد. او پی برده بود که مایکل از طرفداران فوتبال است و به همین خاطر با مسئول تبلیغات مایکل تماس گرفت تا به آنها درباره مدرسه فوتبال این اداره پلیس اطلاع دهد.
قبل از دیدار مایکل از ساختمان شهرداری، چند ماشین پلیس وست نیو مینستر در هتل ونکوور، هتل محل اقامت مایکل، مستقر شدند. آنها ماشین ون دوژ مایکل و همراهانش را اسکورت کردند.
در ساختمان شهرداری نیو وست مینستر، مایکل روى پلکان ورودی ساختمان با گروهی از افسران پلیس محلی عکس یادگاری انداخت. صفحه اول شماره ۲۱ نوامبر ۱۹۸۵ در نشریهی رویال سیتی، مقالهای در مورد نتایج انتخابات شهرداری و بازدید غافلگیرکنندهی مایکل از نیو وست مینستر منتشر کرد.
به مایکل یک دست یونیفرم کامل پلیس، یک پیراهن فوتبال با نوشته چاپشده MVP Athletic، یک پلاک حکاکیشده، یک نشان پلیس، کلاه و کارت شناسایی پلیس اهدا شد. مایکل که برای افسران پلیس عینک آفتابی فراهم کرده بود، درخواست کرد که در حالی که همراه با افسران پلیس از پلههای ساختمان شهرداری بالا و پایین میرود فیلم تهیه شود. این دیدار و فیلمبرداری در روز یکشنبه، که شهرداری تعطیل بود، برگزار شد.
مایک مکفارلن، یکی از افسران پلیس حاضر در آن روز، میگوید: «اصلاً نمیدانستیم قرار است به آنجا بیاید. محرمانه ماندن این خبر یکی از شروط لازم حضور او بود. من از طرفداران بزرگ مایکل جکسون نیستم، اما آن لحظه دست خودمان نبود... حضور او ما را تا حدی بهتزده کرده بود. او یک توپ فوتبال هم برایمان امضا کرد، که در ساختمان پلیس قدیمی نگهداری میشود.»
این فعالیتها توجه برخی از افرادی را که در خیابان رویال و در رستوران پشتبام و یا مشروبفروشی هتل رویال تاورز بودند جلب کرد. با آنکه افسران پلیس معمولاً برای تهیه بعضی صحنههای فیلمها با بازیگران و افراد معروف کار میکنند، ملاقات با چنین ستارهی بزرگی برای آنها تجربه نادر و جدیدی بود. مردم نمیتوانستند باور کنند که این اتفاق افتاده است.
کن مکینتاش، یکی از افسران بازنشسته پلیس، که طرفدار مایکل نبود اما از تجربه دیدار با مایکل بسیار لذت برده بود، میگوید: «او بسیار آرام بود و به نرمی صحبت میکرد. خیلی درونگرا به نظر میرسید. در آن زمان او ستاره بزرگی بود. بچههای من باید از نزدیک او را ببینند. او بسیار سرگرمکننده بود. من متوجه شدم که خیلی فروتن است و به نظر نمیرسید که متکبر باشد و اصلاً دنبال جلب توجه نبود.» مکینتاش عینکی که از مایکل گرفته بود را به همراه عکسی که آن روز افسران پلیس با او گرفته بودند و نسخهای از کتاب مونواک را به موزه نیو وست مینستر اهدا کرده است. این عکس از افسران پلیس با مایکل جکسون در این کتاب نیز قرار داده شده است.
در انتهای این بازدید، مایکل با تمام افسران پلیس دست داد. در آن زمان مایکل برای اجرایی از تور ویکتوری با برادرانش در ونکوور به سر میبرد. شهردار وین رایت گفت: «مایکل کتاب مهمانان شهر نیو وست مینستر را امضا کرد. آن روز ماهیتاً روز بسیار جالبی بود. روزی که او اینجا آمد یک ستاره بود.»
https://t.me/MJSupportersForum/1466
🆔 @MJSupportersForum
Telegram
انجمن حامیان مایکل جکسون
🗓 خط زمان
📆 یکشنبه ۱۸ نوامبر ۱۹۸۴
مایکل طی یک دیدار مخفی از شهر نیو وست مینستر کانادا عضو افتخاری اداره پلیس این شهر شد.
🆔 @MJSupportersForum
📆 یکشنبه ۱۸ نوامبر ۱۹۸۴
مایکل طی یک دیدار مخفی از شهر نیو وست مینستر کانادا عضو افتخاری اداره پلیس این شهر شد.
🆔 @MJSupportersForum
🗓 خط زمان
📆 سهشنبه ۱۹ نوامبر ۲۰۰۲
مايکل زودتر از زمان از پيش اعلام شده، حوالی ظهر، با جت خصوصیاش به منظور حضور در مراسم بامبی وارد خاک آلمان شد.
🆔 @MJSupportersForum
📆 سهشنبه ۱۹ نوامبر ۲۰۰۲
مايکل زودتر از زمان از پيش اعلام شده، حوالی ظهر، با جت خصوصیاش به منظور حضور در مراسم بامبی وارد خاک آلمان شد.
🆔 @MJSupportersForum