انجمن حامیان مایکل جکسون
Photo
📸 تصاویر اختصاصی #انجمن_حامیان_مایکل_جکسون
از مراسم نهمین سالگرد درگذشت مایکل جکسون در فارستلان:
t.me/MJSupportersForum/2000
🗓 ۴تیر۱۳۹۷ / 25June2018
🆔 @MJSupportersForum
از مراسم نهمین سالگرد درگذشت مایکل جکسون در فارستلان:
t.me/MJSupportersForum/2000
🗓 ۴تیر۱۳۹۷ / 25June2018
🆔 @MJSupportersForum
Telegram
انجمن حاميان مايكل جكسون
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⚽️ پخش آهنگ #YouAreNotAlone مایکل جکسون از تلویزیون در حین گزارشی از حال و هوای ایرانیان بعد از آخرین بازی تیم ملی در جام جهانی فوتبال ۲۰۱۸
🆔 @MJSupportersForum
🆔 @MJSupportersForum
🔴 #خبر_فوری
🏴 جوزف والتر جکسون، بزرگ خاندان جکسونها، ۲ روز پس از نهمین سالگرد فوت پسرش «مایکل»، در سن ۸۹ سالگی درگذشت.
◾️ 26July1928 - 27June2018
🆔 @MJSupportersForum
🏴 جوزف والتر جکسون، بزرگ خاندان جکسونها، ۲ روز پس از نهمین سالگرد فوت پسرش «مایکل»، در سن ۸۹ سالگی درگذشت.
◾️ 26July1928 - 27June2018
🆔 @MJSupportersForum
▪️سخنان مایکل جکسون درباره پدرش
(دانشگاه آکسفورد، سال ۲۰۰۱)
پدرم در مدیریت نابغه بود و من و برادرانم موفقیت حرفهایمان را بسیار مدیون او هستیم که ما را تحت فشار شدید قرار میداد. او مرا جوری بار آورد که یک شومن باشم و تحت هدایت او امکان نداشت که بتوانم قدمی را اشتباه بردارم.
یادم میآید که یکبار وقتی حدوداً چهار سالم بود، کارناوال کوچکی از محلهمان گذر میکرد و او مرا بلند کرد و روی یک اسب پونی گذاشت. این حرکت کوچکی بود، شاید چیزی که بعد از پنج دقیقه فراموشش کرد. اما به خاطر همان لحظه، او این جایگاه ویژه را در قلبم دارد.
او واقعاً مرا دوست داشت، و من این را میدانم. چیزهای کوچکی بود که این را نشان میداد. بچه که بودم خیلی چیزهای شیرین دوست داشتم ــ همهمان دوست داشتیم. محبوبترین خوراکی من دونات شکری بود و پدرم این را میدانست.
بنابراین هر چند هفته یکبار که موقع صبح از راهپله پایین میآمدم روی پیشخوان آشپزخانه پاکت بزرگی پر از دونات شکری میدیدم. بدون هیچ یادداشت و توضیحی. فقط دوناتها آنجا بودند. مثل این بود که بابانوئل آمده باشد. گاهی به ذهنم میرسید که شب را بیدار بمانم تا بتوانم او را وقتی که آنها را آنجا میگذارد ببینم. اما درست مثل وقتهایی که بابانوئل میآمد، نمیخواستم این جادو را خراب کنم چون میترسیدم که دیگر هیچوقت این کار را نکند. پدرم باید آنها را یواشکی موقع شب آنجا میگذاشت تا کسی نتواند او را، وقتی که حواسش نیست، ببیند.
او از نشان دادن احساسات انسانی هراس داشت، او چنین چیزی را درک نمیکرد یا نمیدانست چطور باید این کار را بکند. اما دونات را میدانست. وقتی اجازه میدهم که دریچه خاطراتم باز شود، خاطراتی یکباره به ذهنم هجوم میآورند، خاطراتی از نشانههای کوچک دیگر، که هرچند خام بودند، نشان میدادند که او هر آنچه در توانش بود انجام میداد.
بنابراین امشب، به جای آنکه روی کارهایی که پدرم انجام نداد متمرکز شوم، میخواهم به تمام چیزهایی که او انجام داد و به مشکلات شخصی خودش فکر کنم. میخواهم به قضاوت کردن درباره او پایان دهم.
چند وقتی است که به این واقعیت میاندیشم که پدرم در جنوب کشور و در خانوادهای بسیار فقیر بزرگ شد. او در دوران رکود بزرگ اقتصادی بالغ شد و پدر خودش، که سخت تلاش میکرد تا شکم فرزندانش را سیر کند، محبت کمی به خانوادهاش نشان میداد و پدرم و خواهران و برادران او را خیلی خشن بزرگ کرد. چه کسی میتوانست تصور کند که بزرگ شدن به عنوان یک سیاهپوست فقیر در جنوب، که عزت را از او گرفته و ناامیدش کرده بودند، و کسی که در عین حال سخت میکوشید تا در دنیایی که به پدرم به چشم یک زیردست نگاه میشد یک مرد شود، چطور بوده است.
پدرم به ایندیانا مهاجرت کرد و خانواده بزرگ خودش را داشت، و ساعتهای طولانی در کارخانه فولاد کار میکرد، کاری که ریهها را از بین میبرد و روح را فروتن میسازد، تمام این کارها را میکرد تا از خانوادهاش حمایت کند. پس آیا جای تعجب دارد که برای او بروز احساسات کار سختی باشد؟ آیا درک این دشوار است که او بخواهد قلب خود را سخت کند و به دور احساسات خود دیوار بکشد؟ و مهمتر از همه، آیا چیز عجیبی است که او پسرانش را تحت فشار بسیار زیادی قرار داد تا اجراکنندگان موفقی شوند، تا آنها را از آن نوع زندگیای که او آن را غیرشرافتمندانه و فقیرانه میدانست نجات دهد؟ من کمکم دارم میفهمم که حتی خشونت پدرم نوعی عشق بود، البته عشقی معیوب ولی با این حال عشق. او به من سخت میگرفت چون دوستم داشت. چون نمیخواست کسی به فرزندانش به دیدهی تحقیر نگاه کند.
t.me/MJSupportersForum/2004
🆔 @MJSupportersForum
(دانشگاه آکسفورد، سال ۲۰۰۱)
پدرم در مدیریت نابغه بود و من و برادرانم موفقیت حرفهایمان را بسیار مدیون او هستیم که ما را تحت فشار شدید قرار میداد. او مرا جوری بار آورد که یک شومن باشم و تحت هدایت او امکان نداشت که بتوانم قدمی را اشتباه بردارم.
یادم میآید که یکبار وقتی حدوداً چهار سالم بود، کارناوال کوچکی از محلهمان گذر میکرد و او مرا بلند کرد و روی یک اسب پونی گذاشت. این حرکت کوچکی بود، شاید چیزی که بعد از پنج دقیقه فراموشش کرد. اما به خاطر همان لحظه، او این جایگاه ویژه را در قلبم دارد.
او واقعاً مرا دوست داشت، و من این را میدانم. چیزهای کوچکی بود که این را نشان میداد. بچه که بودم خیلی چیزهای شیرین دوست داشتم ــ همهمان دوست داشتیم. محبوبترین خوراکی من دونات شکری بود و پدرم این را میدانست.
بنابراین هر چند هفته یکبار که موقع صبح از راهپله پایین میآمدم روی پیشخوان آشپزخانه پاکت بزرگی پر از دونات شکری میدیدم. بدون هیچ یادداشت و توضیحی. فقط دوناتها آنجا بودند. مثل این بود که بابانوئل آمده باشد. گاهی به ذهنم میرسید که شب را بیدار بمانم تا بتوانم او را وقتی که آنها را آنجا میگذارد ببینم. اما درست مثل وقتهایی که بابانوئل میآمد، نمیخواستم این جادو را خراب کنم چون میترسیدم که دیگر هیچوقت این کار را نکند. پدرم باید آنها را یواشکی موقع شب آنجا میگذاشت تا کسی نتواند او را، وقتی که حواسش نیست، ببیند.
او از نشان دادن احساسات انسانی هراس داشت، او چنین چیزی را درک نمیکرد یا نمیدانست چطور باید این کار را بکند. اما دونات را میدانست. وقتی اجازه میدهم که دریچه خاطراتم باز شود، خاطراتی یکباره به ذهنم هجوم میآورند، خاطراتی از نشانههای کوچک دیگر، که هرچند خام بودند، نشان میدادند که او هر آنچه در توانش بود انجام میداد.
بنابراین امشب، به جای آنکه روی کارهایی که پدرم انجام نداد متمرکز شوم، میخواهم به تمام چیزهایی که او انجام داد و به مشکلات شخصی خودش فکر کنم. میخواهم به قضاوت کردن درباره او پایان دهم.
چند وقتی است که به این واقعیت میاندیشم که پدرم در جنوب کشور و در خانوادهای بسیار فقیر بزرگ شد. او در دوران رکود بزرگ اقتصادی بالغ شد و پدر خودش، که سخت تلاش میکرد تا شکم فرزندانش را سیر کند، محبت کمی به خانوادهاش نشان میداد و پدرم و خواهران و برادران او را خیلی خشن بزرگ کرد. چه کسی میتوانست تصور کند که بزرگ شدن به عنوان یک سیاهپوست فقیر در جنوب، که عزت را از او گرفته و ناامیدش کرده بودند، و کسی که در عین حال سخت میکوشید تا در دنیایی که به پدرم به چشم یک زیردست نگاه میشد یک مرد شود، چطور بوده است.
پدرم به ایندیانا مهاجرت کرد و خانواده بزرگ خودش را داشت، و ساعتهای طولانی در کارخانه فولاد کار میکرد، کاری که ریهها را از بین میبرد و روح را فروتن میسازد، تمام این کارها را میکرد تا از خانوادهاش حمایت کند. پس آیا جای تعجب دارد که برای او بروز احساسات کار سختی باشد؟ آیا درک این دشوار است که او بخواهد قلب خود را سخت کند و به دور احساسات خود دیوار بکشد؟ و مهمتر از همه، آیا چیز عجیبی است که او پسرانش را تحت فشار بسیار زیادی قرار داد تا اجراکنندگان موفقی شوند، تا آنها را از آن نوع زندگیای که او آن را غیرشرافتمندانه و فقیرانه میدانست نجات دهد؟ من کمکم دارم میفهمم که حتی خشونت پدرم نوعی عشق بود، البته عشقی معیوب ولی با این حال عشق. او به من سخت میگرفت چون دوستم داشت. چون نمیخواست کسی به فرزندانش به دیدهی تحقیر نگاه کند.
t.me/MJSupportersForum/2004
🆔 @MJSupportersForum
Telegram
انجمن حامیان مایکل جکسون
Joseph Jackson
◾️ 1928 - 2018
🆔 @MJSupportersForum
◾️ 1928 - 2018
🆔 @MJSupportersForum
مایکل جکسون در یکی از آهنگهای آلبوم جدید دریک به اسم Scorpion حضور دارد!
آلبوم جدید Scorpion اوبری دریک گراهام که مدتها انتظار آن کشیده میشد، بالأخره امروز منتشر شد. این آلبوم بلند با همکاریهای بسیار جالب توجهی همراه است. علاوه بر حضور افتخاری مهمانهایی همچون جیزی، تی دولا ساین و استاتیک میجر در این آلبوم، مایکل جکسون، سلطان فقید پاپ هم در آن میدرخشد.
طبق سایت TMZ، آهنگ Don’t Matter to Me («برام اهمیتی نداره») دریک بر روی یکی از آهنگهای منتشرنشده مایکل ساخته شده است و این خواننده رپ ۳۱ساله اهل تورنتو با صدایی ملایم روی آهنگی ساخته شده با پدهای سینتیسایزر و ریتم درام آهسته و ملایم میخواند که توسط نایتین۸۵ و نوآ ۴۰ شبیب تهیه شده است.
همچنین نام پل آنکا ترانهسرا و خواننده کانادایی نیز به عنوان ترانهسرای دوم و وکالیست مهمان این آهنگ ذکر شده است. آنکا در گذشته با مایکل جکسون همکاری داشته است، به ویژه در نسخه اصلی آهنگ Love Never Felt So Good سال ۱۹۸۳ که آنکا در آن پیانونوازی میکند.
t.me/MJSupportersForum/2006
🆔 @MJSupportersForum
آلبوم جدید Scorpion اوبری دریک گراهام که مدتها انتظار آن کشیده میشد، بالأخره امروز منتشر شد. این آلبوم بلند با همکاریهای بسیار جالب توجهی همراه است. علاوه بر حضور افتخاری مهمانهایی همچون جیزی، تی دولا ساین و استاتیک میجر در این آلبوم، مایکل جکسون، سلطان فقید پاپ هم در آن میدرخشد.
طبق سایت TMZ، آهنگ Don’t Matter to Me («برام اهمیتی نداره») دریک بر روی یکی از آهنگهای منتشرنشده مایکل ساخته شده است و این خواننده رپ ۳۱ساله اهل تورنتو با صدایی ملایم روی آهنگی ساخته شده با پدهای سینتیسایزر و ریتم درام آهسته و ملایم میخواند که توسط نایتین۸۵ و نوآ ۴۰ شبیب تهیه شده است.
همچنین نام پل آنکا ترانهسرا و خواننده کانادایی نیز به عنوان ترانهسرای دوم و وکالیست مهمان این آهنگ ذکر شده است. آنکا در گذشته با مایکل جکسون همکاری داشته است، به ویژه در نسخه اصلی آهنگ Love Never Felt So Good سال ۱۹۸۳ که آنکا در آن پیانونوازی میکند.
t.me/MJSupportersForum/2006
🆔 @MJSupportersForum
Telegram
انجمن حامیان مایکل جکسون
🎵 انتشار تکآهنگ جدید
Don’t Matter To Me
👥 با همخوانی دریک و مایکل جکسون
🆔 @MJSupportersForum
Don’t Matter To Me
👥 با همخوانی دریک و مایکل جکسون
🆔 @MJSupportersForum
🔴 «مایکل جکسون: روی دیوار»
نمایشگاهی برای کشف تصاویری از این ستاره
(قسمت اول)
مجموعه جدیدی از نقاشیها و تصاویر مایکل جکسون در نمایشگاه ملی پرتره لندن در روز ۲۸ ژوئن به نمایش گذاشته شد.
این نمایشگاه همچنین شامل آخرین پرترههایی است که مایکل جکسون پیش از مرگش در سال ۲۰۰۹ سفارش داده بود.
این اولین بار است که نقاشی کهیند وایلی از این سوپراستار به عنوان شاه فیلیپ دوم اسپانیا در بریتانیا به نمایش گذاشته میشود.
وایلی گاهی اوقات شخصیتهای آفریقایی آمریکایی را وارد تصاویری که از تاریخ هنر غربی وام گرفته است میکند تا به این طریق بحث درباره جایگاه سیاهپوستان در جامعه را به میان بکشد.
نیکولاس کالینان، مدیر گالری، بسیار از عرضه این اثر در میان سایر آثار خوشحال است. کالینان گفت: «نقاشی وایلی در واقع آخرین کاری بود که مایکل سفارش داده بود. او کار وایلی را هنگامی که برای یک جلسه عکاسی به بروکلین آمده بود در موزه بروکلین دیده بود.» همچنین گفت: «آن دو یکباره به این ایده رسیدند که پرترهای به تقلید از پرتره معروف پیتر پل روبن از شاه فیلیپ دوم اسپانیا بکشند. کهیند به من گفت که وقتی داشت روی نقاشی کار میکرد، مایکل از او درباره تفاوت چسبندگی در سبک نقاشی بین نخستین آثار روبن و آخرین آثار او پرسید. به نظرم مایکل علاقه شدیدی به تشریح نبوغ هنری و صنعتگری داشت.»
کالینان مدیریت گالری ملی پرتره لندن را در سال ۲۰۱۵ عهدهدار شد و اولین نمایشگاهی که در آنجا مدیریت کرد گالری را به قلمروی جدید و بلندپروازانهای برد.
از زمان درگذشت مایکل در لسآنجلس ۹ سال سپری شده اما از شهرت او هیچ کاسته نشده است و آهنگهای او هنوز پرفروش هستند.
مایکل جکسون آگوست امسال ۶۰ ساله میشد و گالری این رویداد مهم را بهانهای قرار داده است تا چگونگی بهره بردن هنرمندان بصری از تصویر یکی از بزرگترین شومنهای موسیقی را مورد بررسی قرار دهد.
کالینان توضیح داد: «نمایشگاه «مایکل جکسون: روی دیوار»، که عنوان آن بازی با اسم آلبوم «آف د وال» ۱۹۷۹ اوست، به بررسی زندگی و موسیقی این خواننده نمیپردازد. بلکه حالا که چند سالی از زمان مرگ او گذشته است، فکر کردم که زمان آن فرارسیده که میراث او و تأثیرش بر طیفی از هنرمندان معاصر به نمایش گذاشته شود. شاید هیچ شخص دیگری در تاریخ معاصر وجود نداشته باشد که به اندازه او اینچنین توجه هنرمندان بسیاری را به خود جلب کرده باشد.»
۴۸ هنرمند در این نمایشگاه آثار خود را به نمایش گذاشتهاند که به جز اندی وارهول و کیث هرینگ، باقی آنان در قید حیات هستند.
کالینان گفت: «اندی وارهول همیشه چشمان تیزبینی در یافتن استعدادهای نوظهور داشت و اولین هنرمندی بود که مایکل جکسون را سوژه کار خود کرد. یک سالن از نمایشگاه کاملاً به تصاویر این هنرمند اختصاص داده شده است. آن دو، تا زمان مرگ وارهول در سال ۱۹۸۷، به مدت یک دهه با هم در ارتباط بودند.»
«وقتی در اکتبر ۱۹۸۲، تصویر ساخته شده مایکل توسط وارهول روی جلد مجله Interview چاپ شد، معرفی خیلی خوبی برای او به شمار رفت. اثر دیگر از وارهول یک سیلکاسکرین از سال ۱۹۸۴ است که از آن روی جلد مجله Time استفاده شد. یکی از آشناترین آثار نمایشگاه احتمالاً همین است.»
کالینان نمایشگاههای زیادی را با سوژههای مختلف، از ادوارد مونک گرفته تا هانری ماتیس، مدیریت کرده است. او وقتی تصمیم به برگزاری نمایشگاه «روی دیوار» گرفت، هیچ برنامه قطعی برای سفارش کارهای جدید نداشت. اما به گفته او طبیعی بود که آثار جدیدی ظاهر شود، بنابراین ۶ اثر جدید را هم سفارش دادند.
بسیاری از آثار این نمایشگاه بر پایه عکس ساخته شدهاند. کالینان با این مسئله مشکلی ندارد و میگوید: «بعد از موفقیت آلبوم تریلر در سال ۱۹۸۲، عکسهای مایکل همه جا بود. صدها میلیون نفر ویدیوهای او را دیده بودند. حتی کسانی که موسیقی او را دوست نداشتند تصویر او را میشناختند، بنابراین بجاست که بسیاری از کارهایی که گرد آوردهایم بر اساس عکس باشند.»
«مایکل برای هر کس به شیوه متفاوتی اهمیت داشت اما مهمترین و تکاندهندهترین بخش این نمایشگاه این است که نشان میدهد او به عنوان یک آفریقایی آمریکایی به چه چیزی دست یافت. به همین دلیل است که برای ما مهم بود که مثلاً کهیند وایلی را جزو هنرمندانمان داشته باشیم.»
t.me/MJSupportersForum/2019
🆔 @MJSupportersForum
نمایشگاهی برای کشف تصاویری از این ستاره
(قسمت اول)
مجموعه جدیدی از نقاشیها و تصاویر مایکل جکسون در نمایشگاه ملی پرتره لندن در روز ۲۸ ژوئن به نمایش گذاشته شد.
این نمایشگاه همچنین شامل آخرین پرترههایی است که مایکل جکسون پیش از مرگش در سال ۲۰۰۹ سفارش داده بود.
این اولین بار است که نقاشی کهیند وایلی از این سوپراستار به عنوان شاه فیلیپ دوم اسپانیا در بریتانیا به نمایش گذاشته میشود.
وایلی گاهی اوقات شخصیتهای آفریقایی آمریکایی را وارد تصاویری که از تاریخ هنر غربی وام گرفته است میکند تا به این طریق بحث درباره جایگاه سیاهپوستان در جامعه را به میان بکشد.
نیکولاس کالینان، مدیر گالری، بسیار از عرضه این اثر در میان سایر آثار خوشحال است. کالینان گفت: «نقاشی وایلی در واقع آخرین کاری بود که مایکل سفارش داده بود. او کار وایلی را هنگامی که برای یک جلسه عکاسی به بروکلین آمده بود در موزه بروکلین دیده بود.» همچنین گفت: «آن دو یکباره به این ایده رسیدند که پرترهای به تقلید از پرتره معروف پیتر پل روبن از شاه فیلیپ دوم اسپانیا بکشند. کهیند به من گفت که وقتی داشت روی نقاشی کار میکرد، مایکل از او درباره تفاوت چسبندگی در سبک نقاشی بین نخستین آثار روبن و آخرین آثار او پرسید. به نظرم مایکل علاقه شدیدی به تشریح نبوغ هنری و صنعتگری داشت.»
کالینان مدیریت گالری ملی پرتره لندن را در سال ۲۰۱۵ عهدهدار شد و اولین نمایشگاهی که در آنجا مدیریت کرد گالری را به قلمروی جدید و بلندپروازانهای برد.
از زمان درگذشت مایکل در لسآنجلس ۹ سال سپری شده اما از شهرت او هیچ کاسته نشده است و آهنگهای او هنوز پرفروش هستند.
مایکل جکسون آگوست امسال ۶۰ ساله میشد و گالری این رویداد مهم را بهانهای قرار داده است تا چگونگی بهره بردن هنرمندان بصری از تصویر یکی از بزرگترین شومنهای موسیقی را مورد بررسی قرار دهد.
کالینان توضیح داد: «نمایشگاه «مایکل جکسون: روی دیوار»، که عنوان آن بازی با اسم آلبوم «آف د وال» ۱۹۷۹ اوست، به بررسی زندگی و موسیقی این خواننده نمیپردازد. بلکه حالا که چند سالی از زمان مرگ او گذشته است، فکر کردم که زمان آن فرارسیده که میراث او و تأثیرش بر طیفی از هنرمندان معاصر به نمایش گذاشته شود. شاید هیچ شخص دیگری در تاریخ معاصر وجود نداشته باشد که به اندازه او اینچنین توجه هنرمندان بسیاری را به خود جلب کرده باشد.»
۴۸ هنرمند در این نمایشگاه آثار خود را به نمایش گذاشتهاند که به جز اندی وارهول و کیث هرینگ، باقی آنان در قید حیات هستند.
کالینان گفت: «اندی وارهول همیشه چشمان تیزبینی در یافتن استعدادهای نوظهور داشت و اولین هنرمندی بود که مایکل جکسون را سوژه کار خود کرد. یک سالن از نمایشگاه کاملاً به تصاویر این هنرمند اختصاص داده شده است. آن دو، تا زمان مرگ وارهول در سال ۱۹۸۷، به مدت یک دهه با هم در ارتباط بودند.»
«وقتی در اکتبر ۱۹۸۲، تصویر ساخته شده مایکل توسط وارهول روی جلد مجله Interview چاپ شد، معرفی خیلی خوبی برای او به شمار رفت. اثر دیگر از وارهول یک سیلکاسکرین از سال ۱۹۸۴ است که از آن روی جلد مجله Time استفاده شد. یکی از آشناترین آثار نمایشگاه احتمالاً همین است.»
کالینان نمایشگاههای زیادی را با سوژههای مختلف، از ادوارد مونک گرفته تا هانری ماتیس، مدیریت کرده است. او وقتی تصمیم به برگزاری نمایشگاه «روی دیوار» گرفت، هیچ برنامه قطعی برای سفارش کارهای جدید نداشت. اما به گفته او طبیعی بود که آثار جدیدی ظاهر شود، بنابراین ۶ اثر جدید را هم سفارش دادند.
بسیاری از آثار این نمایشگاه بر پایه عکس ساخته شدهاند. کالینان با این مسئله مشکلی ندارد و میگوید: «بعد از موفقیت آلبوم تریلر در سال ۱۹۸۲، عکسهای مایکل همه جا بود. صدها میلیون نفر ویدیوهای او را دیده بودند. حتی کسانی که موسیقی او را دوست نداشتند تصویر او را میشناختند، بنابراین بجاست که بسیاری از کارهایی که گرد آوردهایم بر اساس عکس باشند.»
«مایکل برای هر کس به شیوه متفاوتی اهمیت داشت اما مهمترین و تکاندهندهترین بخش این نمایشگاه این است که نشان میدهد او به عنوان یک آفریقایی آمریکایی به چه چیزی دست یافت. به همین دلیل است که برای ما مهم بود که مثلاً کهیند وایلی را جزو هنرمندانمان داشته باشیم.»
t.me/MJSupportersForum/2019
🆔 @MJSupportersForum
Telegram
انجمن حامیان مایکل جکسون