ستیز با مردستیزی
52 subscribers
56 photos
16 videos
3 files
57 links
‏برابری‌خواهی | دفاع از حقوق مردان | ستیز با فمینیسمِ مردستیز

گوگل‌پلاس:
https://goo.gl/wLzhrZ

توئیتر:
https://twitter.com/mardsetizi

فیسبوک:
https://www.facebook.com/mardsetizi/
Download Telegram
Channel photo updated
🔴 ما همه‌ از فمینیسم شروع کردیم، سپس کمرمان زیر بار سنگین حقیقت خرد شد!

منهم روزی فمینیست بودم، بسیار سرسخت‌تر و پایبندتر از شما، و نخستین بار که نام «حقوق مردان» را شنیدم واکنشم همه ریشخند و شگفتی بود، «چه غلطها»، «این دیگر باورکردنی نیست».. خاطرم هست اولین باری که به همان سایت هَری ( www.angryharry.com) رفتم به رفیقی که کنارم بود با تلخند زهرآگینی گفتم «فلانی، اینها واقعا وجود دارند». منهم نخستین بار از طریق فمینیستها با این سایتها آشنا شدم، و از این بابت از آنها صادقانه سپاسگزارم. که اگر نبودند، من هنوز جایی میان لاشی‌بازی و پریدن از هزار مانع و دو هزار جور کله‌معلق از صبح تا شب برای اخذ نظر مساعد زنان در زندگی جنسی، و لیسندگی فلسفی و شوالیه‌گری برای «دفاع از حقوق زنان تحت ستم» (که در آن اگر «شرف» و «نجابت» و «پاکدامنی» را جایگزین «حقوق» بکنیم بجای «مرد روشنفکر آزداندیش» یک راس قیصر تمام و کمال داریم)در زندگی روحانی سرگردان بودم. دلیل استفاده از تعبیر «قرص‌قرمزی شدن» و تشبیه وضعیت روان‌ضربه‌ای که ما تجربه می‌کنیم به ترک ماتریکس هم از اینجاست، حال ما به کسانی می‌ماند که از خوابی طولانی برخاسته‌اند و ناگهان «همه چیز را می‌فهمند» و «همه چیز برایشان معنادار می‌شود» و دیگر بازگشتن به حالات سابق برایشان ممکن نیست. 

وضعیت ما به مانند آدمهایی‌ست که پرده‌ از پیش رویشان افتاده و پشت صحنه را دیده‌اند، نه کسانی که عینک تازه‌ای گرفته‌اند تا دنیا را بهتر (اما همچنان تنها از دریچه‌ی آن عینک) ببینند. پس «شماری» از فعالان حقوق مردان به برطرف کردن تبعیض‌های قانونی و سیاسی برآمده از فمینیسم راضی هستند، برخی از آنها اینرا کافی نمی‌دانند و نبرد را در عرصه‌ای تهاجمی پیش گرفته‌اند(نقد ایدئولوژی فمینیستی بجای نقد فقط دستاوردهای آن)، و برخی مثل من فمینیسم را تنها عارضه‌ی مرض اصلی (بیولوژی زن و مرد) می‌دانند نه خود مشکل و ... فرق ما با فمینیستها اینست که خودمان را با یکدیگر در یک جبهه‌ی مشترک و «نبرد برای برادران مقدس» نمی‌بینیم، بله تا یک جایی شاید از هم حمایت بکنیم(مثلا در تقابل با فمینیسم)اما به محض آنکه درباره‌ی باقی چیزها مشغول به گفتگو می‌شویم اختلافها را به رسمیت می‌شناسیم و با صدای بلند درباره‌ی آنها گفتگو می‌کنیم، برخلاف فمینیستها به هیچ عنوان خواستار برگرفتن جایگاه پرسود و منفعت «قربانی» در جامعه نیستیم و می‌کوشیم تا جایی که ممکن است بجای شعارهای درون‌تهی به مطالعه‌ی نظام‌مند سازوکار زندگی اجتماعی بپردازیم... اینست که می‌گویم «جنبش به آن شکل وجود ندارد»، عنایت ما بیشتر به تک‌تک افراد انسانی مذکر است، فارغ از اینکه اهدافمان چیست. ما تنها مجموعه‌ای از افراد هستیم که تقریبا پیرامون تمام مسائل با هم اختلاف نظر داریم، از جمله چرایی مخالفتمان با فمینیسم(که بدیهی‌ترین اصل به نظر می‌رسد). 
با انتخاب قرص قرمز از ماتریکس خارج می‌شوید.
#سکسیسم روزمره
حتی در زمان سفارش سُس سالاد😃
⬜️هیلاری کلینتون اولین کاندیدای زنِ انتخابات ریاست جمهوری آمریکا از طرف حزب دموکرات شد، اما با استفاده از یک روش از مُد افتاده و قدیمی! او توانست به این مهم دست یابد با ارتباطات سیاسی شوهرش، حمایتِ دوستانِ شوهرش، با پول شوهرش و وفاداری راسخ به شوهرش در حالی که علنا به او خیانت کرده بود. فمینیستها باید هم از او حمایت کنند!
هیلاری کلینتون اولین کاندیدای زنِ انتخابات ریاست جمهوری آمریکا از طرف حزب دموکرات شد، اما با استفاده از یک روش از مُد افتاده و قدیمی!
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خبرنگارِ زن از سندرز می‌پرسد: چه پاسخی برای زنانی دارید که فکر می‌کنند ماندن شما در رقابت عملی سکسیستی است. شما در مسیر اولین رئیس جمهور بالقوه‌ی زن آمریکا ایستاده‌اید؟
سندرز: این سؤال جدی هست؟...
🔴"آیا هیچ چیز خوبی هم درباره ی مردان وجود دارد؟"(بخش اول)

این متن سخنرانی پروفسور Roy F. Baumeister در میتینگی به سال 2007 در سانفرانسیسکو آمریکا است.

کتاب‌هایی که اخیرا درباره‌ی مردان نوشته شده است عمدتا نوشته‌های مطلوبی در باره‌ی ایشان نیست؛ عنوان‌هایی همچون "مردان ارزش‌اش را ندارند" به خوبی آشکار است که از چه سخن می گویند. Maureen Dowd کتابی دارد به نام "آیا وجود مردان لازم است؟" و اگر چه او در این کتاب پاسخ روشنی به این پرسش نمی‌دهد اما هر آنکس که این کتاب را خوانده باشد به روشنی می‌داند که پاسخ این پرسش "خیر" است. Louann Brizendine کتاب‌اش با نام " مغز زنانه" را با این عبارت معرفی می کند که :"مردان! آماده شوید تا به مغز زنان رشک ببرید." تصور کنید کتابی را که اینگونه خود را تبلیغ کند:"زنان به زودی به مغز برتر مردان غبطه می خورند."اما اینها تنها چند مثال ایزوله نیستند؛ Alice Eagly به همراه همکاران‌اش به تازگی انبوهی از دیتا‌ها را جمع آوری کرده‌اند که در آن کلیشه های زنان و مردان درباره‌ی یکدیگر بررسی شده‌اند، اطلاعاتی که پژوهشگران آنها را در این عبارت خلاصه کرده اند:"اثر WAW".واو مخفف این عبارت است:"زنان شگفت انگیز اند".هم زنان و هم مردان دیدگاه بهتری به زنان داشته اند تا مردان.هدف من در این سخنرانی بالانس این وضعیت با ستودن ِ مردان نیست،چنانکه در ادامه خواهید دید که در مورد هر دو جنس مطالب مثبتی خواهم گفت.
این پرسش که آیا براستی "چیز" خوبی هم در باره ی مردان وجود دارد اصلی ترین نکته‌ی بحث من است.عنوان احتمالی کتاب آینده ی من این خواهد بود:"چگونه فرهنگ مردان را استثمار می کند."اما حتی برای من هم اصلی ترین موضوع این است که چگونه "فرهنگ" رفتار ها و اعمال را شکل می دهد.در چنین بافتاری(کانتکستی)،اینکه چه چیزی برای مردان خوب است بدین معنی است که مردان در انجام چه کاری خوب هستند؛البته از دیدگاه سیستم،از اینرو این بحث پیرامون نبرد ِ بین دو جنس نیست،در حقیقت من بر این باورم که یکی از میراث‌های شوم فمینیسم جا انداختن این عقیده است که زنان و مردان در حقیقت دشمن یکدیگراند.حتی سخن من در این باره نیست که مردان قربانی ِ این وضعیت هستند، چرا که من بیزارم از این جنگ بر سر عنوان "قربانی" و البته بر آن هم نیستم که انکار کنم که فرهنگ نیز از زنان بهره می کشد.،اما بر این باورم،به جای آنکه فرهنگ را مردسالار بدانیم( که در آن تمام مردان در تلاش برای توطئه ای همه جانبه جهت استثمار زنان هستند)؛درست تر و باریک بینانه تر آن است که فرهنگ(برای نمونه:کشور،دین و...) را در جایگاه سیستمی انتزاعی بدانیم که در حال رقابت با سیستم های دیگر است و در این راه مردان و زنان، هر دو را به راههای مختلف در جهت رسیدن به خواسته های خود به کار می گیرد.آنها[فمینیست ها]چنان گفتگو درباره‌ی سیاست های جنسیتی را سخت و غیر ممکن و البته حساسیت بر انگیز کرده اند که باعث کژروی در ایده ها شده است.من هیچ بر آن نیستم که بگویم چه چیز خوب است و چه چیز بد، و یا اینکه دنیا چگونه باید تغییر کند؛در واقع تئوری ِ من بر پایه یtrade off است که هرگاه چیزی خوب وجود دارد حتما پای چیز بدی هم در میان است که وضعیت را بالانس می کند.

✅"مردان ِ آن بالا"
زمانی که من می گویم در حال پژوهش بر روی این موضوع هستم که چگونه فرهنگ مردان را استثمار می کند،بلافاصله با این واکنش مواجه می شوم که :"چگونه می توانی سخن از بهره کشی ِ فرهنگ از مردان بگویی در حالیکه مردان مسئولیت همه چیز را بر عهده دارند؟"این مخالفتی منصفانه است و باید آنرا جدی بگیریم،چنین واکنشی بر آمده از نقد ِ فمینیستی ِ جامعه است.چنین انتقادی زمانی پا گرفت که برخی از زنان به طور سیستماتیک به جایگاه های بالای جامعه چشم دوختند و دیدند که مردان همه جا هستند:بیشتر فرمانروایان،رییس جمهوران،نخست وزیران،اکثر اعضا کنگره ها و پارلمان ها،بیشینه ی روسای کمپانی های غول پیکر و بسیاری از شغل های مهم و اساسی دیگر همگی در دست مردان است.با دیدن این وضعیت فمینیست ها با خود فکر کردند که بله،مردان بر همه چیز چیره شده اند،پس جوامع به سود مردان شکل گرفته است.لغزشی که در این دیدگاه وجود دارد تنها، نگاه کردن به مراتب و جایگاه های بالای جامعه است،چنانکه اگر کسی به سوی مراتب پست جامعه هم نگاه بیفکند،بدون شک باز هم مردان را همه جا خواهد یافت.کسانی که در تمام دنیا در زندان اند،مانند:جنایتکاران و حتی اکثر زندانیان سیاسی.بی خانمان ها چه کسانی هستند؟باز هم اکثرا مردان.چه کسانی از سوی جامعه برای انجام کارهای پست و خطرناک گماشته می شوند؟آمار های وزارت کار آمریکا نشان می دهد که بیش از 93 درسد از تلفات حوادث کاری مردان بوده اند.به همین منوال،چه کسانی در جنگ ها کشته می شوند؟حتی اکنون که ارتش آمریکا در تلاشی مضاعف برای پذیرش سربازان زن است،باز هم آمار تلفات برابر نیست.در سالی که