Forwarded from بورژوا
💡 این ادعا که زنان برای کار مشابه صرفاً درصدی از دستمزد مردان را دریافت میکنند دهههاست بر زبان منتقدان بازار آزاد جاریست. این منتقدان اختلاف دستمزد را شاهدی بر این امر میگیرند که نظام بازار آزاد منجر به تبعیض علیه زنان میشود.
💡 در سالهای اخیر، مدافعان بازار آزاد، ضمن تاختن به مسالهی اختلاف دستمزد، استدلال کردهاند اختلاف دستمزد زنان و مردان از برخی جهات «افسانه» است.
💡 مسالهی اختلاف دستمزد به آن سادگی نیست که طرفداران بازار یا منتقدان فمینیست آنها مدعیاند. اگرچه کل اختلاف دستمزد، نتیجهی اعمال تبعیض جنسیتی در بازار نیرویکار نیست، اما بخشی از آن هست. آن بخش از اختلاف دستمزد که نتیجهی تبعیض در بازار نیرویکار نیست، میتواند ناشی از زنستیزی نهفته در فرهنگ باشد.
💡 مطالعات اقتصادی صرفا میگویند مهارت، سابقهی کار و اولویتهای متفاوت زنان و مردان دلیل بخش قابلتوجهی از اختلاف دستمزد موجود است. اما این مطالعات اشاره نمیکنند که چه میزان از این تفاوت در مهارت و دانش (سرمایه انسانی) نتیجهی تبعیض جنسیتیایست که زنان قبل از ورود به بازار کار با آن مواجه بودهاند.
💡 لذا پاسخ به این پرسش که آیا اختلاف دستمزد زنان و مردان افسانه است یا خیر، نیازمند بررسی دقیق ادعاهای هر دو طرف است.
💡 متن کامل مقاله را داخل تلگرام مطالعه کنید:
http://telegra.ph/wagegap-09-20
💡 در سالهای اخیر، مدافعان بازار آزاد، ضمن تاختن به مسالهی اختلاف دستمزد، استدلال کردهاند اختلاف دستمزد زنان و مردان از برخی جهات «افسانه» است.
💡 مسالهی اختلاف دستمزد به آن سادگی نیست که طرفداران بازار یا منتقدان فمینیست آنها مدعیاند. اگرچه کل اختلاف دستمزد، نتیجهی اعمال تبعیض جنسیتی در بازار نیرویکار نیست، اما بخشی از آن هست. آن بخش از اختلاف دستمزد که نتیجهی تبعیض در بازار نیرویکار نیست، میتواند ناشی از زنستیزی نهفته در فرهنگ باشد.
💡 مطالعات اقتصادی صرفا میگویند مهارت، سابقهی کار و اولویتهای متفاوت زنان و مردان دلیل بخش قابلتوجهی از اختلاف دستمزد موجود است. اما این مطالعات اشاره نمیکنند که چه میزان از این تفاوت در مهارت و دانش (سرمایه انسانی) نتیجهی تبعیض جنسیتیایست که زنان قبل از ورود به بازار کار با آن مواجه بودهاند.
💡 لذا پاسخ به این پرسش که آیا اختلاف دستمزد زنان و مردان افسانه است یا خیر، نیازمند بررسی دقیق ادعاهای هر دو طرف است.
💡 متن کامل مقاله را داخل تلگرام مطالعه کنید:
http://telegra.ph/wagegap-09-20
Telegraph
اختلاف دستمزد زنان و مردان: آنچه واقعیت دارد، آنچه افسانه است
نویسنده: استیون هورویتز، مترجم: مژگان خورشیدی نبرد مداوم برای برابری جنسیتی، مسالهی پرداخت دستمزد برابر به زنان و مردان را به بازیای سیاسی تبدیل کرده که مورد سوءاستفادهی گروههای مختلف سیاسی قرار میگیرد. در سالهای اخیر، مدافعان بازار آزاد، از جمله خود…
بازیگر سریال بازی تاج و تخت به خاطر اینکه گفته بود مردان هم میتوانند قربانی سکسیزم باشند، مجبور به عذرخواهی شد!
http://www.dailywire.com/news/22981/game-thrones-star-forced-apologize-saying-men-can-emily-zanotti
http://www.dailywire.com/news/22981/game-thrones-star-forced-apologize-saying-men-can-emily-zanotti
The Daily Wire
‘Game Of Thrones’ Star Forced To Apologize For Saying Men Can Be Victims Of Sexism
🔴 🔴 🔴
خیلی از دوستان در فیسبوک و گوگلپلاس و جاهای دیگر پیغام دادند که چرا مثل قبل فعال نیستید. کسانی که قبلا برای پیج مطلب تهیه میکردند گرفتار کار و زندگی شخصی هستند و متاسفانه ما مثل فمینیستها نمیتوانیم از جایی فاند و کمک مالی بگیریم. 😀
از طرف دیگر هر چی ما قبلا گفتیم و ملت انکار کردند الان فمینیستهای ایرانی دارند ترجمه و ترویج میکنند. فعلا تا ما مشغول زندگی هستیم شما میتوانید ماچولند را دنبال کنید. مقالهی زیر برای شروع عالی است:
https://macholand.net/guide-to-rape-culture/
خیلی از دوستان در فیسبوک و گوگلپلاس و جاهای دیگر پیغام دادند که چرا مثل قبل فعال نیستید. کسانی که قبلا برای پیج مطلب تهیه میکردند گرفتار کار و زندگی شخصی هستند و متاسفانه ما مثل فمینیستها نمیتوانیم از جایی فاند و کمک مالی بگیریم. 😀
از طرف دیگر هر چی ما قبلا گفتیم و ملت انکار کردند الان فمینیستهای ایرانی دارند ترجمه و ترویج میکنند. فعلا تا ما مشغول زندگی هستیم شما میتوانید ماچولند را دنبال کنید. مقالهی زیر برای شروع عالی است:
https://macholand.net/guide-to-rape-culture/
ماچولند
راهنمای «فرهنگ تجاوز» برای مردان محترم - ماچولند
تا وقتی علیه این فرهنگ وارد عمل نشویم، صدامان را بلند نکنیم و دیگر مردان را به دستبرداشتن از آن وانداریم، ما بخشی از این فرهنگیم و به تداوم آن کمک میکنیم.
Forwarded from ن (Mehdi H)
*جنسیت و طبقه، و شانس بقا در دریا*
_توضیح: برای دیدن نمودارها و متنِ کامل،اگر با موبایل هستید، روی دکمه ی instant view کلیک کنید و متن در همین تلگرام برای شما باز می شود. اگر با کامپیوتر هستید، روی لینک کلیک کنید تا متن در مدیوم (یا ویرگول) برای شما باز شود. _
بخشی از متن:
از مسافران زنِ درجه یک و درجه دو، تقریبا همگی نجات پیدا کرده اند. (از خانم های با بلیت درجه یک 97 درصد و از خانم های با بلیت درجه دو 90 درصد نجات پیدا کرده اند (از مجموع مسافرانِ خانم درجه یک و درجه دو، فقط 9 نفر غرق شده اند). جالب توجه است که شانس بقای مردانِ درجه یک، از شانس بقای خانم های درجه سه هم کمتر بوده است. اما، در عین حال، شانس بقای بسیار کم برای مردان درجه دو و درجه سه هم قابل توجه است. تنها 6 درصد از مردان درجه دو، و 12 درصد از مردان درجه سه نجات پیدا کرده اند.
...
نتایج بالا را نمی توان به کل یک جامعه تعمیم داد؛ ولی شاید بشود از آن ها به شکلی نمادین استفاده کرد تا توضیحی برای پدیده های عجیب جامعه ی امروز پیدا کرد. مردانِ طبقات پایینتر اجتماع، یعنی همان هایی که در تایتانیک زیر 10 درصد شانس بقا داشتند، همان هایی هستند که در ابتدای متن از آن ها صحبت کردیم. مردانِ فراموش شده در زنگوله ی چپ اجتماع. آن هایی که شانسِ برابر برای آموزش ندارند؛ زندانی می شوند؛ از فرزندانشان دور می افتند؛ خودکشی می کنند. این مردان، از وضعیت دنیا ناراضی اند، و دنبال هدفی می گردند که به آن حمله کنند: گاهی به این نتیجه می رسند که مقصر اصلی وضعیت بدِ آنها مهاجران هستند: به کسی رای می دهند که قول می دهد مهاجران را از کشورشان بیرون کند. گاهی وضعیت خودشان را با زنانِ طبقات بالایی مقایسه می کنند، و از اختلاف شدید متحیر می شوند و به رفتارهای زن ستیز روی می آورند.
....
صبر کردن برای بهبود اوضاع، به خصوص وقتی که راه درست، آشکار و واضح می نماید، دشوار است و همین فعالان جوامع را به تندروی و رادیکالیسم برای اصلاحات تشویق می کند. اما، در عین حال همین رفتارها، باعث می شود که بخش محافظه کارِ جامعه با حدت بیشتری در مقابل اصلاحات بایستد. راهِ دیگر، که بسیار زمان بر تر است، اما در عین حال بسیار موفق تر، تشویق به همزیستی مسالمت آمیز میان گروه های مختلف است تا زمانی که به بی ارزش بودن تفاوت ها پی ببرند.
https://goo.gl/3M56YC
_توضیح: برای دیدن نمودارها و متنِ کامل،اگر با موبایل هستید، روی دکمه ی instant view کلیک کنید و متن در همین تلگرام برای شما باز می شود. اگر با کامپیوتر هستید، روی لینک کلیک کنید تا متن در مدیوم (یا ویرگول) برای شما باز شود. _
بخشی از متن:
از مسافران زنِ درجه یک و درجه دو، تقریبا همگی نجات پیدا کرده اند. (از خانم های با بلیت درجه یک 97 درصد و از خانم های با بلیت درجه دو 90 درصد نجات پیدا کرده اند (از مجموع مسافرانِ خانم درجه یک و درجه دو، فقط 9 نفر غرق شده اند). جالب توجه است که شانس بقای مردانِ درجه یک، از شانس بقای خانم های درجه سه هم کمتر بوده است. اما، در عین حال، شانس بقای بسیار کم برای مردان درجه دو و درجه سه هم قابل توجه است. تنها 6 درصد از مردان درجه دو، و 12 درصد از مردان درجه سه نجات پیدا کرده اند.
...
نتایج بالا را نمی توان به کل یک جامعه تعمیم داد؛ ولی شاید بشود از آن ها به شکلی نمادین استفاده کرد تا توضیحی برای پدیده های عجیب جامعه ی امروز پیدا کرد. مردانِ طبقات پایینتر اجتماع، یعنی همان هایی که در تایتانیک زیر 10 درصد شانس بقا داشتند، همان هایی هستند که در ابتدای متن از آن ها صحبت کردیم. مردانِ فراموش شده در زنگوله ی چپ اجتماع. آن هایی که شانسِ برابر برای آموزش ندارند؛ زندانی می شوند؛ از فرزندانشان دور می افتند؛ خودکشی می کنند. این مردان، از وضعیت دنیا ناراضی اند، و دنبال هدفی می گردند که به آن حمله کنند: گاهی به این نتیجه می رسند که مقصر اصلی وضعیت بدِ آنها مهاجران هستند: به کسی رای می دهند که قول می دهد مهاجران را از کشورشان بیرون کند. گاهی وضعیت خودشان را با زنانِ طبقات بالایی مقایسه می کنند، و از اختلاف شدید متحیر می شوند و به رفتارهای زن ستیز روی می آورند.
....
صبر کردن برای بهبود اوضاع، به خصوص وقتی که راه درست، آشکار و واضح می نماید، دشوار است و همین فعالان جوامع را به تندروی و رادیکالیسم برای اصلاحات تشویق می کند. اما، در عین حال همین رفتارها، باعث می شود که بخش محافظه کارِ جامعه با حدت بیشتری در مقابل اصلاحات بایستد. راهِ دیگر، که بسیار زمان بر تر است، اما در عین حال بسیار موفق تر، تشویق به همزیستی مسالمت آمیز میان گروه های مختلف است تا زمانی که به بی ارزش بودن تفاوت ها پی ببرند.
https://goo.gl/3M56YC
Forwarded from Anarconomy
یکی از زنانی که قاضی کاوانا رو به تجاوز جنسی متهم کرده بود اعتراف کرده که برای جلب توجه این کارو کرده و در تمام عمرش یکبار هم ایشون رو ندیده!
حدس میزدم اون شوی تلویزیونی به چنین سکانسی ختم بشه، اما فکر نمیکردم انقدر سریع!
خانوم، یک فعال چپگرا هم هستن. همینقدر کلیشهای. آبرو و حیثیت طرف رو نابود میکنند بعد میگن اشتباه شد، ببخشید!
میگفتند «زنان را باور کنید». این هم یک زن.
@EricNotes
حدس میزدم اون شوی تلویزیونی به چنین سکانسی ختم بشه، اما فکر نمیکردم انقدر سریع!
خانوم، یک فعال چپگرا هم هستن. همینقدر کلیشهای. آبرو و حیثیت طرف رو نابود میکنند بعد میگن اشتباه شد، ببخشید!
میگفتند «زنان را باور کنید». این هم یک زن.
@EricNotes
Forwarded from Anarconomy
بلومبرگ، که کتشلوارهای چندصددلاری پوش منهتن هرروز صبح از پشت میز کاریشون مقالات و اخبارش رو چک میکنند، مطلبی گذاشت درباره تبعات جنبش #MeToo در بین مدیران بالادستی شرکتها و موسسات مالی و اعتباری و کلهگندههایی که میلیاردها دلار سرمایه و دارایی رو مدیریت میکنند. اگه این گزارش اغراقآمیز نباشه، وضعیت دقیقا همونجوریه که «عقل سلیم» پیشبینی میکرد بشه. کارمندان زن رو تو پارتیها راه نمیدن و اگه نشه راه نداد پارتیهای حتی چندساله رو کنسل میکنند. سعی میکنند باشون بیرون نرن، باشون شام نخورن، و تو اتاقی که پنجرههای بزرگ نداره یا درش باز نیست باشون جلسه نذارن.. و ازین قبیل. که فمنیستها رو نگران کرده که این روند جلوی ارتقای شغلی زنان رو میگیره، اونم تو بیزینسی که زنها خیلی توش نمیتونن بالا برن آلردی. چون در این فضا، ارتقای شغلی بدون داشتن ارتباطات تقریبا غیرممکنه. مقاله از پشت یک نقل قول این راه حل رو ارائه میده که «کافیه عوضی نباشید.. خیلی سخت نیست».
این راهحل دو تا اشکال اساسی داره.
اول اینکه فرض رو بر این گذاشته که مردان، به صورت دیفالت عوضیاند! شما تو والاستریت مدیری رو پیدا نمیکنید که بگه من در نوجوانی در حلبیآبادهای بمبئی بزرگ شدم و الان رسیدم به اینجا. غالب این افراد از خانوادههای مرفه و فرهیخته هستند که در هاروارد و دانشگاههای مشابه درس خوندن. در واقع حالت کامل این فرض اینه: مردان، حتی آن دسته از آنان که در خانوادههای مرفه و فرهیخته بزرگ شدهاند و در هاروارد درس خواندهاند، به صورت دیفالت عوضیاند! این فرض ایرادات بیشماری داره، ولی یکیش تناقضیه که با بقیه فرضیات این جماعت داره، از جمله: «هرچه رفاه و فرهیختگی فرهنگی خانوادهها بالاتر باشد، شهروندان سالمتری تربیت میشوند». یا «هرچه دلار بیشتری در سیستم آموزشی خرج شود، انسانهای فرهیختهتری تحویل جامعه خواهد شد». بعبارتی این سوال بوجود میاد که: «همهچیز مهیا بود تا این مردان، عوضی بار نیایند، اما عوضی بار آمدند. پس مشکل چیست؟». یه ایراد دیگهش اینه که این فضای مبهم رو بوجود میاره که نقش مادران اینها که خودشون زن بودند دقیقا چه بوده؟ مادر یک حسابدار ارشد در گلدمن ساکس، تو مزرعه سیبزمینی کار نمیکرده. خودش یک تحصیلکرده بوده و الان هم بری چک کنی رو مبل راحتی جلوی تلویزیونش چه کتابی تا نیمه خوانده شده، حتی از جلدش میشه فهمید که یه موضوع لیبرالی داره. این مادر داشته چیکار میکرده که پسر همچنان یک عوضیه؟ چرا در این باره صحبت نمیکنند؟
ایراد دوم اینه که حقیقتا، عوضی نبودن کافی نیست. وقتی شعار این جریان این بود که «زنان را باور کنید»، که یعنی هر ادعایی که کردند، به صرف اینکه زن هستند معتبر حساب کنید، پس نمیشه مثل آدم رفتار کرد و نگران نبود. اینکه یک نیویورکی سکولار مثل یک پاکستانی خرمذهب، وقتی با یک نامحرم در یک اتاق نشسته در رو باز میذاره، از ترس این نیست که «نکند تربیت خانوادگی خود را فراموش کرده و ناگهان به این زن تعرض کنم». بلکه از ترس اینه که «نکند این زن یک رفتار کاملا عادی را در غیاب شهود به یک جنایت تبدیل کرده و علیه من استفاده کند».
قانون رو برای این وضع میکنند که اقلیت ضداجتماع رو مهار کنه، نه اینکه تمام افراد وقتی با همدیگه ارتباط برقرار میکنند، در ذهن خودشون دادستان ایالتی رو بین همدیگه ببینند.
@EricNotes
https://www.bloomberg.com/news/articles/2018-12-03/a-wall-street-rule-for-the-metoo-era-avoid-women-at-all-cost
این راهحل دو تا اشکال اساسی داره.
اول اینکه فرض رو بر این گذاشته که مردان، به صورت دیفالت عوضیاند! شما تو والاستریت مدیری رو پیدا نمیکنید که بگه من در نوجوانی در حلبیآبادهای بمبئی بزرگ شدم و الان رسیدم به اینجا. غالب این افراد از خانوادههای مرفه و فرهیخته هستند که در هاروارد و دانشگاههای مشابه درس خوندن. در واقع حالت کامل این فرض اینه: مردان، حتی آن دسته از آنان که در خانوادههای مرفه و فرهیخته بزرگ شدهاند و در هاروارد درس خواندهاند، به صورت دیفالت عوضیاند! این فرض ایرادات بیشماری داره، ولی یکیش تناقضیه که با بقیه فرضیات این جماعت داره، از جمله: «هرچه رفاه و فرهیختگی فرهنگی خانوادهها بالاتر باشد، شهروندان سالمتری تربیت میشوند». یا «هرچه دلار بیشتری در سیستم آموزشی خرج شود، انسانهای فرهیختهتری تحویل جامعه خواهد شد». بعبارتی این سوال بوجود میاد که: «همهچیز مهیا بود تا این مردان، عوضی بار نیایند، اما عوضی بار آمدند. پس مشکل چیست؟». یه ایراد دیگهش اینه که این فضای مبهم رو بوجود میاره که نقش مادران اینها که خودشون زن بودند دقیقا چه بوده؟ مادر یک حسابدار ارشد در گلدمن ساکس، تو مزرعه سیبزمینی کار نمیکرده. خودش یک تحصیلکرده بوده و الان هم بری چک کنی رو مبل راحتی جلوی تلویزیونش چه کتابی تا نیمه خوانده شده، حتی از جلدش میشه فهمید که یه موضوع لیبرالی داره. این مادر داشته چیکار میکرده که پسر همچنان یک عوضیه؟ چرا در این باره صحبت نمیکنند؟
ایراد دوم اینه که حقیقتا، عوضی نبودن کافی نیست. وقتی شعار این جریان این بود که «زنان را باور کنید»، که یعنی هر ادعایی که کردند، به صرف اینکه زن هستند معتبر حساب کنید، پس نمیشه مثل آدم رفتار کرد و نگران نبود. اینکه یک نیویورکی سکولار مثل یک پاکستانی خرمذهب، وقتی با یک نامحرم در یک اتاق نشسته در رو باز میذاره، از ترس این نیست که «نکند تربیت خانوادگی خود را فراموش کرده و ناگهان به این زن تعرض کنم». بلکه از ترس اینه که «نکند این زن یک رفتار کاملا عادی را در غیاب شهود به یک جنایت تبدیل کرده و علیه من استفاده کند».
قانون رو برای این وضع میکنند که اقلیت ضداجتماع رو مهار کنه، نه اینکه تمام افراد وقتی با همدیگه ارتباط برقرار میکنند، در ذهن خودشون دادستان ایالتی رو بین همدیگه ببینند.
@EricNotes
https://www.bloomberg.com/news/articles/2018-12-03/a-wall-street-rule-for-the-metoo-era-avoid-women-at-all-cost
Bloomberg.com
Wall Street Rule for the #MeToo Era: Avoid Women at All Cost
No more dinners with female colleagues. Don’t sit next to them on flights. Book hotel rooms on different floors. Avoid one-on-one meetings.
Forwarded from ilola
من فمنیست نیستم! حتی گفتن این حرف هم باعث میشود که بسیاری از شما نسبت به من موضع بگیرید. خاصیت ایدههایی که به ایدئولوژی تبدیل میشوند همین است. شاید اگر چند سال پیش از من میپرسیدید خودم را فمنیست تلقی میکردم ولی اکنون نه! قبل از اینکه صندلی را از زیر پاهایم بکشید، نوشته را از اینجا بخوانید:
https://www.ilola.ir/?p=4260
https://www.ilola.ir/?p=4260
ایلولا
من فمنیست نیستم! - ایلولا
فکر میکنم که در حال پا گذاشتن در داخل میدان مینی هستم که خدا میداند عواقبش چه چیزی باشد با این حال میخواهم برایتان بگویم چرا فمنیست نیستم.
Forwarded from Anarconomy
«نرینگی زهرآگین؟ (رفتار مردانه که ضدزن باشه رو میگن). ۴۳ درصد پسرها توسط مادران مجرد بزرگ میشن. معلم ۷۸ درصد پسرها زن هستند. پس نزدیک به نیمی از پسرها در خانه و ۸۰ درصدشون در مدرسه تحت تأثیرات مونثی هستند.
مشکل نرینگی منفی نیست. مشکل فقدان نرینگی است».
میدونید جواب این خانوم رو چطور دادن؟ میگن یه پسر که فقط تحت تربیت مادرش و معلمش نیست!.. جالبه نه؟ وقتی طرف پدر داره و رفتار غلطی نشون میده میگن اینا اثرات نرینگیه که باباش بش یاد داد! انگار هیچ عاملی غیر از پدر وجود نداره. اما وقتی آمار بیپدرها رو میذاری جلوشون میگن «مادر که همهکاره نیست».
فمنیست اگه منطق داشت که فمنیست نمیشد.
@EricNotes
مشکل نرینگی منفی نیست. مشکل فقدان نرینگی است».
میدونید جواب این خانوم رو چطور دادن؟ میگن یه پسر که فقط تحت تربیت مادرش و معلمش نیست!.. جالبه نه؟ وقتی طرف پدر داره و رفتار غلطی نشون میده میگن اینا اثرات نرینگیه که باباش بش یاد داد! انگار هیچ عاملی غیر از پدر وجود نداره. اما وقتی آمار بیپدرها رو میذاری جلوشون میگن «مادر که همهکاره نیست».
فمنیست اگه منطق داشت که فمنیست نمیشد.
@EricNotes
Forwarded from کنجکاوی
اقتصاد جنسیت Sexual Economics
تصور کنید یک روز روزنامه ای رو برمیدارید و خبری میخونید به این مضمون که ماموران دولتی در بریتانیا به یک گروه از خارجی ها اجازه اقامت بریتانیا دادند بدون اینکه مراحل قانونی بدرستی طی بشن. بعد در ادامه می خونید که اینها یک گروه زن بسیار خوشگل بودن. در پایان می خونید که احتمال برقراری رابطه جنسی بین افسران اداره مهاجرت و این زن ها وجود داشته.
چند روز بعد دوباره در روزنامه خبری در مورد مجموعه مراکز خرید Vianese می بینید که به خانم ها یک پیشنهاد ویژه میدن. خانم هایی که حاضر بشن با بالاتنه لخت بیان به مرکز خرید یک بطری شامپاین، یک وعده غذای مجانی و یک کوپن خرید تا 40 یورو دریافت می کنند.
بفرض در کتاب تاریختون میخونید که استرالیا در دهه 1800 زندانیان رو شکنجه میکرده از جمله خلافکاران در ملا عام شلاق می خوردن. اما زندانیان زن یک گزینه دیگه هم داشتند که مردها نداشتن. اگر حاضر میشدند لخت بشن میزان مجازات نصف میشد.
چیزی که در تمام این داستان ها مشترک هست این ایده هست که جنسیت مثل کالایی میمونه که در مالکیت زنان هست و مردها تمایل به معامله منابع برای بدست آوردن اون (سکس) بشکل های مختلف دارند. این منابع میتونه مثل مثال های ما زندگی در یک کشور خارجی باشه، میتونه پول باشه، یا کاهش مجازات سنگین.
این ایده به "اقتصاد جنسیت" معروف هست و به ما در پیش بینی رفتارهای مردم براساس اصول اقتصادی پایه کمک می کنه. ایده مرکزی این تئوری این هست که کشورها، فرهنگ ها و افراد با جنسیت زنانه مثل یک کالای باارزش برخورد می کنند اما از طرف دیگه جنسیت مردانه ارزشی نداره. زن ها مالک سکس هستند و اونها تصمیم میگیرند چطور، با چه کسی و چه زمانی سکس داشته باشن، و مردها برعکس با منابع دیگه وارد این معامله میشن. این منابع میتونن پولی باشن، یا چیزی مثل حق و حقوق مثل حق رای یا زمین، یا احساسی مثل توجه و مهربانی و نشان دادن عاطفه. یا میتونن منابع با محوریت رابطه باشن مثل تعهد، ازخودگذشتگی، ازدواج و بچه. در تئوری اقتصاد جنسیت قیمت بالای جنسیت که مقدار اهمیت و ارزش منابعی داده شده هست زمانی که بالا باشه به نفع زن هست و وقتی پایین باشه به نفع مرد. هدف زن دستیابی به حداکثر منابع ممکن قبل از انجام سکس و هدف مرد دستیابی به سکس بدون پرداخت هرگونه منابعی هست.
خب منظور از سکس در اینجا چیه؟
سکس میتونه صرفا در نزدیک بودن به یک زن جذاب باشه، یا دیدن تصاویر جذاب جنسی، انواع نشانه های توجه جنسی مثل قرار ملاقات، لاس زدن، لمس کردن، نوازش و در نهایت مقاربت جنسی
حالا ما چطور میدونیم که سکس یک منبع زنانه هست؟
در یک آزمایش از گروهی از مردها و زن ها پرسیدند داشتن سکس بعد از چندبار قرار ملاقات صحیح هست. بطور معمول عددی که مردها گفتند نصف زن ها بود. سپس از اونها پرسیده شد در عالم واقعیت بعد از چند قرار ملاقات سکس داشتند و معلوم شد عدد مورد نظر زن ها به واقعیت نزدیک تر بوده یعنی زن ها تصمیم گیرنده در مورد زمان سکس بودند که این ایده که زن ها نگهدارنده سکس هستند رو مورد تاکید قرار میده.
در تحقیق دیگه ای، بعد از مطالعه بیش از 200 مقاله ما 12 طبقه بندی برای انگیزه های جنسی تعیین کردیم، مثل اینکه مردم هر چندوقت یکبار رویاهای جنسی دارند، تعداد شریک های جنسی که دوست دارند داشته باشند، تمایل به انواع عمل های جنسی، میزان خودارضایی. در کل این 12 گروه طبقه بندی، مشاهدات بشدت از اینکه مردها تمایل بیشتری به سکس دارند پشتیبانی کرد.
یک تئوری اقتصادی وجود داره بنام تئوری حداقل تمایل که میگه وقتی دو گروه اقدام به چانه زنی می کنند، طرف با تمایل کمتر به معامله، قدرت بیشتری دارد. خب اگه شما تا حالا توی یک رابطه عاشقانه بودید که میزان علاقه شما بیشتر از طرف مقابل بوده حتما این رو حس کردید که شما بیشتر از طرف مقابل مایه میگذارید. بنابراین وقتی زن ها وارد چانه زنی در مورد جنسیت میشن از اونجایی که مردها بطور کل بیشتر تمایل به سکس دارن، زن ها می تونن درخواست منابع بیشتری در ازای سکس بکنن.
#اقتصاد #جنسیت #سکس #زن #مرد
تصور کنید یک روز روزنامه ای رو برمیدارید و خبری میخونید به این مضمون که ماموران دولتی در بریتانیا به یک گروه از خارجی ها اجازه اقامت بریتانیا دادند بدون اینکه مراحل قانونی بدرستی طی بشن. بعد در ادامه می خونید که اینها یک گروه زن بسیار خوشگل بودن. در پایان می خونید که احتمال برقراری رابطه جنسی بین افسران اداره مهاجرت و این زن ها وجود داشته.
چند روز بعد دوباره در روزنامه خبری در مورد مجموعه مراکز خرید Vianese می بینید که به خانم ها یک پیشنهاد ویژه میدن. خانم هایی که حاضر بشن با بالاتنه لخت بیان به مرکز خرید یک بطری شامپاین، یک وعده غذای مجانی و یک کوپن خرید تا 40 یورو دریافت می کنند.
بفرض در کتاب تاریختون میخونید که استرالیا در دهه 1800 زندانیان رو شکنجه میکرده از جمله خلافکاران در ملا عام شلاق می خوردن. اما زندانیان زن یک گزینه دیگه هم داشتند که مردها نداشتن. اگر حاضر میشدند لخت بشن میزان مجازات نصف میشد.
چیزی که در تمام این داستان ها مشترک هست این ایده هست که جنسیت مثل کالایی میمونه که در مالکیت زنان هست و مردها تمایل به معامله منابع برای بدست آوردن اون (سکس) بشکل های مختلف دارند. این منابع میتونه مثل مثال های ما زندگی در یک کشور خارجی باشه، میتونه پول باشه، یا کاهش مجازات سنگین.
این ایده به "اقتصاد جنسیت" معروف هست و به ما در پیش بینی رفتارهای مردم براساس اصول اقتصادی پایه کمک می کنه. ایده مرکزی این تئوری این هست که کشورها، فرهنگ ها و افراد با جنسیت زنانه مثل یک کالای باارزش برخورد می کنند اما از طرف دیگه جنسیت مردانه ارزشی نداره. زن ها مالک سکس هستند و اونها تصمیم میگیرند چطور، با چه کسی و چه زمانی سکس داشته باشن، و مردها برعکس با منابع دیگه وارد این معامله میشن. این منابع میتونن پولی باشن، یا چیزی مثل حق و حقوق مثل حق رای یا زمین، یا احساسی مثل توجه و مهربانی و نشان دادن عاطفه. یا میتونن منابع با محوریت رابطه باشن مثل تعهد، ازخودگذشتگی، ازدواج و بچه. در تئوری اقتصاد جنسیت قیمت بالای جنسیت که مقدار اهمیت و ارزش منابعی داده شده هست زمانی که بالا باشه به نفع زن هست و وقتی پایین باشه به نفع مرد. هدف زن دستیابی به حداکثر منابع ممکن قبل از انجام سکس و هدف مرد دستیابی به سکس بدون پرداخت هرگونه منابعی هست.
خب منظور از سکس در اینجا چیه؟
سکس میتونه صرفا در نزدیک بودن به یک زن جذاب باشه، یا دیدن تصاویر جذاب جنسی، انواع نشانه های توجه جنسی مثل قرار ملاقات، لاس زدن، لمس کردن، نوازش و در نهایت مقاربت جنسی
حالا ما چطور میدونیم که سکس یک منبع زنانه هست؟
در یک آزمایش از گروهی از مردها و زن ها پرسیدند داشتن سکس بعد از چندبار قرار ملاقات صحیح هست. بطور معمول عددی که مردها گفتند نصف زن ها بود. سپس از اونها پرسیده شد در عالم واقعیت بعد از چند قرار ملاقات سکس داشتند و معلوم شد عدد مورد نظر زن ها به واقعیت نزدیک تر بوده یعنی زن ها تصمیم گیرنده در مورد زمان سکس بودند که این ایده که زن ها نگهدارنده سکس هستند رو مورد تاکید قرار میده.
در تحقیق دیگه ای، بعد از مطالعه بیش از 200 مقاله ما 12 طبقه بندی برای انگیزه های جنسی تعیین کردیم، مثل اینکه مردم هر چندوقت یکبار رویاهای جنسی دارند، تعداد شریک های جنسی که دوست دارند داشته باشند، تمایل به انواع عمل های جنسی، میزان خودارضایی. در کل این 12 گروه طبقه بندی، مشاهدات بشدت از اینکه مردها تمایل بیشتری به سکس دارند پشتیبانی کرد.
یک تئوری اقتصادی وجود داره بنام تئوری حداقل تمایل که میگه وقتی دو گروه اقدام به چانه زنی می کنند، طرف با تمایل کمتر به معامله، قدرت بیشتری دارد. خب اگه شما تا حالا توی یک رابطه عاشقانه بودید که میزان علاقه شما بیشتر از طرف مقابل بوده حتما این رو حس کردید که شما بیشتر از طرف مقابل مایه میگذارید. بنابراین وقتی زن ها وارد چانه زنی در مورد جنسیت میشن از اونجایی که مردها بطور کل بیشتر تمایل به سکس دارن، زن ها می تونن درخواست منابع بیشتری در ازای سکس بکنن.
#اقتصاد #جنسیت #سکس #زن #مرد
Forwarded from کنجکاوی
یکی دیگه از اطلاعاتی که به ما در فهم اقتصاد جنسیت کمک کرد موقعیت هایی هستند که در اونها تعداد زنان و مردان در یک محیط محلی متفاوت هست. بنابراین اگر بفهمیم زنان مالک سکس و مردها متقاضی سکس هستد (این تشبیه دور از ادب خواهد بود) اما چون داریم در مورد مدل اقتصادی صحبت می کنیم می تونیم زنان رو بعنوان فروشنده و مردها رو خریدار بدونیم. در یکی از این تحقیقات محققان در مطالعه ای تاریخی از آنالیز لباس زنان فهمیدند وقتی تعداد مردان در یک محیط محلی نسبت به زنان خیلی خیلی بیشتر باشه، این یعنی قدرت چانه زنی زنان باز هم افزایش پیدا میکنه و در مورد لباس هم فهمیدند طول دامن زنان در این شرایط از همه بلندتر بوده است.
برعکس این هم اتفاق افتاده یعنی وقتی تعداد زنان از مردان در یک محیط محلی بیشتر باشه طول دامن کوتاه تر شده که با توجه به تئوری و افزایش و کاهش طول دامن میفهمیم اینکار مثل عمل تبلیغات هست که جنسیت زنان درواقع بنوعی کالای اونها هست و پوشیدن لباس های اغوا کننده راهی هست برای سکسی تر به چشم اومدن، که این نیاز وقتی زنان در حال رقابت با سایر زنان باشن افزایش پیدا میکنه و وقتی تعداد زنان خیلی بیشتر از مردان باشه نیازی به پوشیدن لباس های سکسی بیشتر میشه و وقتی تعداد مردان خیلی بیشتر باشه زنان مجبور به پوشیدن لباس های خیلی سکسی نیستند و طول دامن بلند بوده.
در مقاله دیگه که از زنان و مردان سوال شد چیزی که بیش از همه شما رو در مورد رابطه و قرار ملاقات عصبانی میکنه چی هست و شواهدی در پشتیبانی تئوری اقتصاد جنسیت دیده شد. زن ها گفتند آزاردهنده ترین چیز قول هایی هست که قبل از سکس داده میشه و بمحض انجام سکس مرد دیگه در دسترس نبوده و رابطه رو ادامه نمیده. شکایت مردها اما متفاوت بود. اونها گفتند وقتی که با یک زن برای مدت طولانی رابطه داشتن و به او انواع هدایا رو دادن چه مالی و چه احساسی و مهربانی، رابطه هرگز به مرحله سکس نرسید.
در آزمایش دیگه ای، با علم به اینکه زن ها بطور عمومی از تبلیغات سکسی خوششون نمیاد و اونها رو نامطلوب، احمقانه و ظالمانه میدونن، تلاش کردیم با القای مفهوم انتقال منابع از مرد به زن روی نظر اونها تاثیر بزاریم.
سه عدد تبلیغ پرینت شده برای یک ساعت تهیه کردیم و به سه گروه دادیم. در یکی ساعت با پس زمینه یک کوه، در دیگری پس زمینه ای سکسی، و در آخری پس زمینه ای سکسی اما با یک روبان قرمز و این جمله که "این ساعتی است که مردان به زنان خاص زندگی خود هدیه می دهند". به این ترتیب ما نظر سه گروه شرکت کنندگان رو در مورد سه تبلیغ خواستیم. میزان علاقه زن ها به تبلیغ سکسی بمراتب کمتر از تبلیغ با پس زمینه کوه بود اما تبلیغ سکسی با روبان و نوشته به اندازه تصویر کوه مورد توجه زنان قرار گرفت.
در ازمایش مشابه، قبل از نشان دادن تبلیغات به گروه ها از اونها خواستیم متنی رو بخونن که مربوط به یک زوج جوان بود. در متن ها در یک حالت مرد و زن زندگی خوبی دارند و مرد وفادار هست. در دیگری مرد چندان وفادار نیست و در سومین نسخه اصلا این مساله وفاداری مطرح نمیشه. بهمین صورت زن ها بعد از خوندن داستان وفاداری عکس العمل مثبت تری به تبلیغ سکسی و بعد از خوندن داستان بی وفایی عکس العمل منفی تری نسبت به اون نشون دادن که نشون میدن مفهوم انتقال یا عدم انتقال منابع از مرد به زن در نگاه او چقدر موثر هست.
کاترین ووز - استاد روانشناسی اجتماعی از دانشکده اقتصاد و بازاریابی دانشگاه مینسوتا
#اقتصاد #جنسیت #سکس #زن #مرد
📜 https://t.me/konjkavy
منبع https://bit.ly/2VANrQI
برعکس این هم اتفاق افتاده یعنی وقتی تعداد زنان از مردان در یک محیط محلی بیشتر باشه طول دامن کوتاه تر شده که با توجه به تئوری و افزایش و کاهش طول دامن میفهمیم اینکار مثل عمل تبلیغات هست که جنسیت زنان درواقع بنوعی کالای اونها هست و پوشیدن لباس های اغوا کننده راهی هست برای سکسی تر به چشم اومدن، که این نیاز وقتی زنان در حال رقابت با سایر زنان باشن افزایش پیدا میکنه و وقتی تعداد زنان خیلی بیشتر از مردان باشه نیازی به پوشیدن لباس های سکسی بیشتر میشه و وقتی تعداد مردان خیلی بیشتر باشه زنان مجبور به پوشیدن لباس های خیلی سکسی نیستند و طول دامن بلند بوده.
در مقاله دیگه که از زنان و مردان سوال شد چیزی که بیش از همه شما رو در مورد رابطه و قرار ملاقات عصبانی میکنه چی هست و شواهدی در پشتیبانی تئوری اقتصاد جنسیت دیده شد. زن ها گفتند آزاردهنده ترین چیز قول هایی هست که قبل از سکس داده میشه و بمحض انجام سکس مرد دیگه در دسترس نبوده و رابطه رو ادامه نمیده. شکایت مردها اما متفاوت بود. اونها گفتند وقتی که با یک زن برای مدت طولانی رابطه داشتن و به او انواع هدایا رو دادن چه مالی و چه احساسی و مهربانی، رابطه هرگز به مرحله سکس نرسید.
در آزمایش دیگه ای، با علم به اینکه زن ها بطور عمومی از تبلیغات سکسی خوششون نمیاد و اونها رو نامطلوب، احمقانه و ظالمانه میدونن، تلاش کردیم با القای مفهوم انتقال منابع از مرد به زن روی نظر اونها تاثیر بزاریم.
سه عدد تبلیغ پرینت شده برای یک ساعت تهیه کردیم و به سه گروه دادیم. در یکی ساعت با پس زمینه یک کوه، در دیگری پس زمینه ای سکسی، و در آخری پس زمینه ای سکسی اما با یک روبان قرمز و این جمله که "این ساعتی است که مردان به زنان خاص زندگی خود هدیه می دهند". به این ترتیب ما نظر سه گروه شرکت کنندگان رو در مورد سه تبلیغ خواستیم. میزان علاقه زن ها به تبلیغ سکسی بمراتب کمتر از تبلیغ با پس زمینه کوه بود اما تبلیغ سکسی با روبان و نوشته به اندازه تصویر کوه مورد توجه زنان قرار گرفت.
در ازمایش مشابه، قبل از نشان دادن تبلیغات به گروه ها از اونها خواستیم متنی رو بخونن که مربوط به یک زوج جوان بود. در متن ها در یک حالت مرد و زن زندگی خوبی دارند و مرد وفادار هست. در دیگری مرد چندان وفادار نیست و در سومین نسخه اصلا این مساله وفاداری مطرح نمیشه. بهمین صورت زن ها بعد از خوندن داستان وفاداری عکس العمل مثبت تری به تبلیغ سکسی و بعد از خوندن داستان بی وفایی عکس العمل منفی تری نسبت به اون نشون دادن که نشون میدن مفهوم انتقال یا عدم انتقال منابع از مرد به زن در نگاه او چقدر موثر هست.
کاترین ووز - استاد روانشناسی اجتماعی از دانشکده اقتصاد و بازاریابی دانشگاه مینسوتا
#اقتصاد #جنسیت #سکس #زن #مرد
📜 https://t.me/konjkavy
منبع https://bit.ly/2VANrQI
Forwarded from Anarconomy
۹۳ درصد زندانیان آمریکا مرد هستند! و ازین مردها، ۹۰ درصدشون پدر بالاسرشون نبوده!
بالاخره یه چیزی پیدا شد که فمنیستها نمیتونن انکار کنند که زنها در انجامش ضعیفند: تربیت پسر!
البته گمان نکنید این اعداد وحشتناک باعث میشه جایگاه سنتی پدر رو احیاء کنند. «مالیخولیای تجددگرایی» اگر هم راه حلی ارائه بده یه چیزی تو مایههای «اگه پسر بود سقطش کن» خواهد بود. میخواین شرط ببندیم؟
@EricNotes
بالاخره یه چیزی پیدا شد که فمنیستها نمیتونن انکار کنند که زنها در انجامش ضعیفند: تربیت پسر!
البته گمان نکنید این اعداد وحشتناک باعث میشه جایگاه سنتی پدر رو احیاء کنند. «مالیخولیای تجددگرایی» اگر هم راه حلی ارائه بده یه چیزی تو مایههای «اگه پسر بود سقطش کن» خواهد بود. میخواین شرط ببندیم؟
@EricNotes
Forwarded from نمیگذاریم مردانگی بمیرد
مستند ردپیل(قرص قرمز) درباره جنبش حقوق مردان و تقابل گاه و ناگاه آن با فمینیسم است. دیدن این مستند بر هر ضدفمینیست و یا فعال حقوق مردان واجب است.
لازم به ذکر است که این مستند توسط کِیسی جِی که یک زن فمینیست بود؛ ساخته شد و او در آخر این مستند گفت: «دیگر فمینیست نیستم»
در دو پست بعدی این مستند و زیرنویس آن به صورت جداگانه قرار گرفتهاند.👇👇👇👇
#فمینیسم
#جنبش_حقوق_مردان
#ردپیل
لازم به ذکر است که این مستند توسط کِیسی جِی که یک زن فمینیست بود؛ ساخته شد و او در آخر این مستند گفت: «دیگر فمینیست نیستم»
در دو پست بعدی این مستند و زیرنویس آن به صورت جداگانه قرار گرفتهاند.👇👇👇👇
#فمینیسم
#جنبش_حقوق_مردان
#ردپیل
Forwarded from نمیگذاریم مردانگی بمیرد
The Red Pill.srt
311.2 KB
فایل زیرنویس
اگر نمیدانید چگونه فایل زیرنویس را به ویدئو بچسبانید؛ لازم نیست این کار را انجام دهید.
فقط کافی است هر دو فایل(فایل ویدئو و زیرنویس) را در یک پوشه قرار دهید. به علت یکسان بودن نام هر دو فایل، زیرنویس خودبخود به ویدئو میچسبد.
برای مشاهدهٔ بهتر، از نرمافزار MX Player استفاده کنید.
اگر نمیدانید چگونه فایل زیرنویس را به ویدئو بچسبانید؛ لازم نیست این کار را انجام دهید.
فقط کافی است هر دو فایل(فایل ویدئو و زیرنویس) را در یک پوشه قرار دهید. به علت یکسان بودن نام هر دو فایل، زیرنویس خودبخود به ویدئو میچسبد.
برای مشاهدهٔ بهتر، از نرمافزار MX Player استفاده کنید.