This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این تصاویر، بازگشت «ماریا کورینا ماچادو»، رهبر سرشناس مخالفان حکومت ونزوئلا، به وطنش است؛ پس از ماهها دوری اجباری، زندگی مخفیانه و سالها مبارزه سیاسی با حکومت چاوز و مادورو.
هزاران نفر به استقبالش آمدهاند. خیابانها پر از پرچم است، مردم با شادی نامش را فریاد میزنند، اشک میریزند و او را در آغوش میکشند.
اما برای ما ایرانیهایی که سالهاست دور از وطن زندگی میکنیم، تماشای این تصاویر فقط دیدن یک خبر از آن سوی جهان نیست.
این تصاویر، تجسم یکی از عمیقترین آرزوهای ماست.
آرزوی روزی که چمدانهایمان را نه برای فرار، که برای بازگشت ببندیم نه برای از این شهر به آن شهر و از این کشور به آن کشور رفتن.
روزی که قاتلان و سرکوبگران مردم یا منتظر دادگاهشان باشند و یا از ترس پنهان شده باشند. روزی که شهر مال ما باشد و بتوانیم بیترس در خیابانهای شهرمان قدم بزنیم، دوستان قدیمی را در آغوش بکشیم، بر مزار عزیزانی که در غربت از دست دادهایم گریه کنیم و دوباره بوی خانه را نفس بکشیم.
ادامه👇
هزاران نفر به استقبالش آمدهاند. خیابانها پر از پرچم است، مردم با شادی نامش را فریاد میزنند، اشک میریزند و او را در آغوش میکشند.
اما برای ما ایرانیهایی که سالهاست دور از وطن زندگی میکنیم، تماشای این تصاویر فقط دیدن یک خبر از آن سوی جهان نیست.
این تصاویر، تجسم یکی از عمیقترین آرزوهای ماست.
آرزوی روزی که چمدانهایمان را نه برای فرار، که برای بازگشت ببندیم نه برای از این شهر به آن شهر و از این کشور به آن کشور رفتن.
روزی که قاتلان و سرکوبگران مردم یا منتظر دادگاهشان باشند و یا از ترس پنهان شده باشند. روزی که شهر مال ما باشد و بتوانیم بیترس در خیابانهای شهرمان قدم بزنیم، دوستان قدیمی را در آغوش بکشیم، بر مزار عزیزانی که در غربت از دست دادهایم گریه کنیم و دوباره بوی خانه را نفس بکشیم.
ادامه👇
👍56❤27💔3🤬1
ادامه👆
برای کسی که از سر احبار و ناخواسته از وطنش دور افتاده، بازگشت فقط عبور از یک مرز جغرافیایی نیست؛ پایان سالها دوری و دلتنگی و حسرت است.
نمیدانم آن روز برای ما چه زمانی از راه میرسد. اما میدانم اگر برسد، برای بسیاری از ما یکی از بزرگترین و فراموشنشدنیترین لحظات زندگی خواهد بود.
آن روز، شاید برای نخستین بار پس از سالها، اشکهایمان نه از اندوهِ دوری، که از شادیِ رسیدن باشد.
به امید روزی که ما هم به خانه برگردیم. به ایرانی آزاد، که هیچکس برای عقیدهاش مجبور به ترک آن نباشد.
برای کسی که از سر احبار و ناخواسته از وطنش دور افتاده، بازگشت فقط عبور از یک مرز جغرافیایی نیست؛ پایان سالها دوری و دلتنگی و حسرت است.
نمیدانم آن روز برای ما چه زمانی از راه میرسد. اما میدانم اگر برسد، برای بسیاری از ما یکی از بزرگترین و فراموشنشدنیترین لحظات زندگی خواهد بود.
آن روز، شاید برای نخستین بار پس از سالها، اشکهایمان نه از اندوهِ دوری، که از شادیِ رسیدن باشد.
به امید روزی که ما هم به خانه برگردیم. به ایرانی آزاد، که هیچکس برای عقیدهاش مجبور به ترک آن نباشد.
👍50❤16💔3
سمیرا عینی، مادر دادخواه سودا اکرمیفرد، هنوز داغ دختر ۱۶ سالهاش را بر دل دارد؛ که هر دو خواهر او را بازداشت کردند. سودا اکرمیفرد شامگاه ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ در جریان اعتراضات مردمی در مارلیک ملارد، با اصابت گلوله جنگی به قلبش، در آغوش مادر جان باخت.
مریم عینی، ۲۰ ساله، و صفورا عینی، ۲۵ ساله و مادر یک کودک پنجساله، روز جمعه اول آبان بازداشت شدند و تاکنون خبری از محل نگهداری و وضعیتشان منتشر نشده است.
سمیرا عینی که پیشتر هم همسرش را از دست داده بود، حالا پس از کشتهشدن تنها فرزندش، باید نگران جان دو خواهرش نیز باشد.
او با انتشار پیامی هشدار داده است: «اگر بلایی سر دو خواهر بیگناه من، مریم و صفورا عینی، آورده باشید، خشم لک، لر و کرد را خواهید دید.»
این خانواده چه جرمی مرتکب شده است؟ دختری ۱۶ ساله که برای زندگی بهتر به خیابان رفت و دیگر به خانه برنگشت؛ مادری که تنها خواستهاش دادخواهی خون فرزندش است؛ و حالا دو خواهر که خانواده حتی نمیداند در کدام بازداشتگاه نگهداری میشوند.
بازداشت اعضای خانوادههای دادخواه، اگر با هدف خاموشکردن صدای آنان باشد، بارها آزمایش شده و بارها عبث بودن آن ثابت شده است.
مریم عینی، ۲۰ ساله، و صفورا عینی، ۲۵ ساله و مادر یک کودک پنجساله، روز جمعه اول آبان بازداشت شدند و تاکنون خبری از محل نگهداری و وضعیتشان منتشر نشده است.
سمیرا عینی که پیشتر هم همسرش را از دست داده بود، حالا پس از کشتهشدن تنها فرزندش، باید نگران جان دو خواهرش نیز باشد.
او با انتشار پیامی هشدار داده است: «اگر بلایی سر دو خواهر بیگناه من، مریم و صفورا عینی، آورده باشید، خشم لک، لر و کرد را خواهید دید.»
این خانواده چه جرمی مرتکب شده است؟ دختری ۱۶ ساله که برای زندگی بهتر به خیابان رفت و دیگر به خانه برنگشت؛ مادری که تنها خواستهاش دادخواهی خون فرزندش است؛ و حالا دو خواهر که خانواده حتی نمیداند در کدام بازداشتگاه نگهداری میشوند.
بازداشت اعضای خانوادههای دادخواه، اگر با هدف خاموشکردن صدای آنان باشد، بارها آزمایش شده و بارها عبث بودن آن ثابت شده است.
🤬63😢13💔5👍1🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
علی فقط دو سال داشت. آنقدر کوچک بود که برای تماشای دنیا باید روی شانههای پدرش مینشست. اما روز ۱۹ دیماه ۱۴۰۴، در جریان اعتراضات، همانجا بر شانههای پدر هدف گلوله مأموران قرار گرفت و جان باخت.
همانها او را کشتند که هر سال روضه کشته شدن علیاصغر را دور هم میخوانند که میگویند در کربلا و در آغوش پدرش هدف قرار گرفت.
حالا از علی، برای مادرش، چند تصویر و ویدئو مانده و دلتنگی بیپایان کودکی که دیگر هرگز به آغوشش بازنخواهد گشت.
مادر علی با انتشار ویدئویی از پسر کوچکش، از حسرت دوباره در آغوش گرفتن و بوسیدنش نوشته؛ از خاطرات شیرین مادر و پسری که حالا تنها در قلب او زندهاند.
علی هنوز به سنی نرسیده بود که معنای اعتراض، گلوله یا مرگ را بداند. او فقط کودکی بود که روی شانههای پدرش نشسته بود؛ جایی که باید یکی از امنترین جاهای دنیا برای یک کودک باشد.
علی دیگر نیست؛ اما مادرش مانده است و آغوشی که برای همیشه جای یک کودک دوساله در آن خالی است.
#علی_محمدصادقی
همانها او را کشتند که هر سال روضه کشته شدن علیاصغر را دور هم میخوانند که میگویند در کربلا و در آغوش پدرش هدف قرار گرفت.
حالا از علی، برای مادرش، چند تصویر و ویدئو مانده و دلتنگی بیپایان کودکی که دیگر هرگز به آغوشش بازنخواهد گشت.
مادر علی با انتشار ویدئویی از پسر کوچکش، از حسرت دوباره در آغوش گرفتن و بوسیدنش نوشته؛ از خاطرات شیرین مادر و پسری که حالا تنها در قلب او زندهاند.
علی هنوز به سنی نرسیده بود که معنای اعتراض، گلوله یا مرگ را بداند. او فقط کودکی بود که روی شانههای پدرش نشسته بود؛ جایی که باید یکی از امنترین جاهای دنیا برای یک کودک باشد.
علی دیگر نیست؛ اما مادرش مانده است و آغوشی که برای همیشه جای یک کودک دوساله در آن خالی است.
#علی_محمدصادقی
💔68❤26🤬6🔥4😱1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نان هم دارد از سفره مردم پر میکشد!
این مرد نانواست؛ کسی که خودش نان میپزد و میفروشد، اما وقتی فهرست قیمتهای جدید نان را از اتحادیه نانوایان کرج دریافت کرده، به قول خودش «برگهایش ریخته» است!
نان برگر، دانهای ۴۵ هزار تومان و نان بربری، ۹۰ هزار تومان!
نانوا با تلخی و طنز میگوید دیگر باید بادیگارد بگیرد؛ چون همین حالا ۱۵ تا ۱۶ میلیون تومان نان پشت موتورش دارد!
روزگاری به نان میگفتند «قوت لایموت»؛ یعنی کمترین چیزی که آدم بخورد تا فقط از گرسنگی نمیرد. حالا کار به جایی رسیده که با این شتاب سرسامآور افزایش قیمتها، حتی تأمین همین قوت لایموت هم برای بسیاری از خانوادهها به آرزویی دور از دسترس تبدیل میشود.
وقتی نان، سادهترین خوراک مردم، دارد به کالایی گران و دور از دسترس تبدیل میشود، دیگر چه چیزی از سفرههای خالی مانده که حذف کنند؟
این است حاصل سالها سیاستگذاری ویرانگر، عربدهکشی و رجزخوانی حاکمان و جنگطلبی کسانی که هزینه ماجراجوییهایشان را نه از جیب خود، که از سفره مردم میپردازند.
آنها رجز میخوانند، مردم نانشان را از دست میدهند.
#گرانی #فقر #نان #معیشت
این مرد نانواست؛ کسی که خودش نان میپزد و میفروشد، اما وقتی فهرست قیمتهای جدید نان را از اتحادیه نانوایان کرج دریافت کرده، به قول خودش «برگهایش ریخته» است!
نان برگر، دانهای ۴۵ هزار تومان و نان بربری، ۹۰ هزار تومان!
نانوا با تلخی و طنز میگوید دیگر باید بادیگارد بگیرد؛ چون همین حالا ۱۵ تا ۱۶ میلیون تومان نان پشت موتورش دارد!
روزگاری به نان میگفتند «قوت لایموت»؛ یعنی کمترین چیزی که آدم بخورد تا فقط از گرسنگی نمیرد. حالا کار به جایی رسیده که با این شتاب سرسامآور افزایش قیمتها، حتی تأمین همین قوت لایموت هم برای بسیاری از خانوادهها به آرزویی دور از دسترس تبدیل میشود.
وقتی نان، سادهترین خوراک مردم، دارد به کالایی گران و دور از دسترس تبدیل میشود، دیگر چه چیزی از سفرههای خالی مانده که حذف کنند؟
این است حاصل سالها سیاستگذاری ویرانگر، عربدهکشی و رجزخوانی حاکمان و جنگطلبی کسانی که هزینه ماجراجوییهایشان را نه از جیب خود، که از سفره مردم میپردازند.
آنها رجز میخوانند، مردم نانشان را از دست میدهند.
#گرانی #فقر #نان #معیشت
😢40🤬20❤3😱2🔥1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
یک شهروند آبادانی با انتشار ویدئویی از وضعیت نابسامان مخازن جمعآوری زباله در این شهر، از عملکرد نمایندگان مجلس، اعضای شورای شهر و مسئولان شهری بهشدت انتقاد میکند.
او با اشاره به ثروت نفتی آبادان و پاسخ مسئولان درباره کمبود بودجه، با خشم و ناباوری میپرسد چگونه ممکن است شهری که روی دریایی از نفت نشسته، حتی برای تأمین چند مخزن زباله با مشکل مواجه باشد؟
تصاویر منتشرشده نیز کمبود و وضعیت نامناسب مخازن جمعآوری زباله را در محل فیلمبرداری نشان میدهد؛ مشکلی ابتدایی که مستقیماً با بهداشت عمومی و کیفیت زندگی شهروندان ارتباط دارد.
تناقض تلخ همینجاست: شهری که نامش با نفت و ثروت گره خورده، شهروندانش برای ابتداییترین خدمات شهری باید فریاد اعتراض سر بدهند.
پرسش این شهروند آبادانی ساده است: سهم مردم این شهر از ثروتی که زیر پایشان قرار دارد، کجاست؟
#آبادان #خوزستان
او با اشاره به ثروت نفتی آبادان و پاسخ مسئولان درباره کمبود بودجه، با خشم و ناباوری میپرسد چگونه ممکن است شهری که روی دریایی از نفت نشسته، حتی برای تأمین چند مخزن زباله با مشکل مواجه باشد؟
تصاویر منتشرشده نیز کمبود و وضعیت نامناسب مخازن جمعآوری زباله را در محل فیلمبرداری نشان میدهد؛ مشکلی ابتدایی که مستقیماً با بهداشت عمومی و کیفیت زندگی شهروندان ارتباط دارد.
تناقض تلخ همینجاست: شهری که نامش با نفت و ثروت گره خورده، شهروندانش برای ابتداییترین خدمات شهری باید فریاد اعتراض سر بدهند.
پرسش این شهروند آبادانی ساده است: سهم مردم این شهر از ثروتی که زیر پایشان قرار دارد، کجاست؟
#آبادان #خوزستان
🤬39😱10😢7❤4🔥1
حسن گلشننژاد، شهروند ۳۶ ساله ساکن مشهد و از بازداشتشدگان مرتبط با اعتراضات دیماه و پدر یک کودک ۸ ساله، از سوی شعبه پنجم دادگاه انقلاب مشهد به اعدام محکوم شده است.
او پنجم اسفند ۱۴۰۴، زمانی که در کافه یکی از دوستانش مشغول نوشیدن قهوه بود، بازداشت شد. مأموران پس از بازداشت، او را به منزلش بردند و یک قبضه سلاح شکاری دارای مجوز و تلفنهای همراهش را ضبط کردند.
گلشننژاد پس از بازداشت، ۱۰ روز در سلول انفرادی بازداشتگاه اداره اطلاعات نگهداری شد و سپس به زندان وکیلآباد مشهد انتقال یافت.
بر اساس گزارشهای منتشرشده، او در سه ماه نخست بازداشت از دسترسی به وکیل انتخابی محروم بوده و در جریان بازجوییها برای گرفتن اعتراف اجباری تحت شکنجه شدید قرار گرفته است؛ تا جایی که بر اثر ضربوشتم مأموران، یکی از دندههایش شکسته است.
پس از حدود هشت ماه بازداشت، تنها جلسه دادگاه او روز ۲۸ مهر برگزار شد و شش روز بعد، در چهارم آبان، حکم اعدام به او ابلاغ شد.
اتهامهای مطرحشده علیه او از جمله «محاربه»، «همکاری با اسرائیل»، «اجتماع و تبانی» و «شرکت در اعتراضات» عنوان شده است.
ادامه👇
او پنجم اسفند ۱۴۰۴، زمانی که در کافه یکی از دوستانش مشغول نوشیدن قهوه بود، بازداشت شد. مأموران پس از بازداشت، او را به منزلش بردند و یک قبضه سلاح شکاری دارای مجوز و تلفنهای همراهش را ضبط کردند.
گلشننژاد پس از بازداشت، ۱۰ روز در سلول انفرادی بازداشتگاه اداره اطلاعات نگهداری شد و سپس به زندان وکیلآباد مشهد انتقال یافت.
بر اساس گزارشهای منتشرشده، او در سه ماه نخست بازداشت از دسترسی به وکیل انتخابی محروم بوده و در جریان بازجوییها برای گرفتن اعتراف اجباری تحت شکنجه شدید قرار گرفته است؛ تا جایی که بر اثر ضربوشتم مأموران، یکی از دندههایش شکسته است.
پس از حدود هشت ماه بازداشت، تنها جلسه دادگاه او روز ۲۸ مهر برگزار شد و شش روز بعد، در چهارم آبان، حکم اعدام به او ابلاغ شد.
اتهامهای مطرحشده علیه او از جمله «محاربه»، «همکاری با اسرائیل»، «اجتماع و تبانی» و «شرکت در اعتراضات» عنوان شده است.
ادامه👇
🤬57😢10💔3🔥2👍1
ادامه👆
حسن گلشننژاد فقط یک نام در فهرست محکومان به اعدام نیست؛ او پدر یک پسر هشتساله است. کودکی که امروز پدرش پشت دیوارهای زندان است و حکم مرگ بر زندگی خانوادهاش سایه انداخته است.
حکم اعدام او هنوز قطعی نشده و تنها ۱۰ روز برای اعتراض به آن فرصت تعیین شده است.
گزارشهای شکنجه، محرومیت از وکیل انتخابی و صدور حکم مرگ پس از تنها یک جلسه دادگاه، نگرانیهای جدی درباره نقض حق دادرسی عادلانه ایجاد کرده است.
صدای حسن گلشننژاد باشیم؛ پیش از آنکه برای نجات جانش دیر شود.
#حسن_گلشن_نژاد #نه_به_اعدام #زندانیان_سیاسی
حسن گلشننژاد فقط یک نام در فهرست محکومان به اعدام نیست؛ او پدر یک پسر هشتساله است. کودکی که امروز پدرش پشت دیوارهای زندان است و حکم مرگ بر زندگی خانوادهاش سایه انداخته است.
حکم اعدام او هنوز قطعی نشده و تنها ۱۰ روز برای اعتراض به آن فرصت تعیین شده است.
گزارشهای شکنجه، محرومیت از وکیل انتخابی و صدور حکم مرگ پس از تنها یک جلسه دادگاه، نگرانیهای جدی درباره نقض حق دادرسی عادلانه ایجاد کرده است.
صدای حسن گلشننژاد باشیم؛ پیش از آنکه برای نجات جانش دیر شود.
#حسن_گلشن_نژاد #نه_به_اعدام #زندانیان_سیاسی
😢33🤬17💔16👍2🔥2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خواهر دانیال مرادیزاده، از جانباختگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، امسال شمع تولدش را کنار مزار برادرش فوت کرد؛ برادری که دیگر نیست تا برایش تولدت مبارک بخواند.
او با انتشار این ویدیو در صفحه اینستاگرامش نوشته است:
«کاشکی بودی میدیدی چقدر بزرگ شدم. کاشکی بودی شمع تولدمو تو بغلت فوت میکردم... آخرین سنی که زنده بودی، زندگی کردی ۲۱ بود. تولد ۲۱ سالگیم در نبودنت مبارک نیست... من تنهاترین دختر دنیام وقتی تو نیستی. کاشکی میشد بیای و دوباره برام برادری کنی...»
دانیال مرادیزاده، جوان کُرد اهل کرمانشاه و نانآور مادر و خواهرش بود. او ۱۸ دیماه ۱۴۰۴، در جریان اعتراضات مردمی در محله نارمک تهران، با شلیک مستقیم مأموران حکومتی هدف قرار گرفت. دو گلوله به پاهایش و گلولهای دیگر به کمرش اصابت کرد و جانش را گرفت.
خانوادهاش شش روز در جستوجوی او بودند تا سرانجام پیکرش را در سردخانه کهریزک پیدا کردند.
دانیال کار میکرد، آرزو داشت برای مادرش خانهای بخرد و تکیهگاه خانوادهاش باشد. اما حالا خواهرش، در روزی که باید یکی از شادترین روزهای زندگیاش باشد، کنار سنگ مزار برادر ایستاده و آرزو میکند یک بار دیگر او را در آغوش بگیرد
او با انتشار این ویدیو در صفحه اینستاگرامش نوشته است:
«کاشکی بودی میدیدی چقدر بزرگ شدم. کاشکی بودی شمع تولدمو تو بغلت فوت میکردم... آخرین سنی که زنده بودی، زندگی کردی ۲۱ بود. تولد ۲۱ سالگیم در نبودنت مبارک نیست... من تنهاترین دختر دنیام وقتی تو نیستی. کاشکی میشد بیای و دوباره برام برادری کنی...»
دانیال مرادیزاده، جوان کُرد اهل کرمانشاه و نانآور مادر و خواهرش بود. او ۱۸ دیماه ۱۴۰۴، در جریان اعتراضات مردمی در محله نارمک تهران، با شلیک مستقیم مأموران حکومتی هدف قرار گرفت. دو گلوله به پاهایش و گلولهای دیگر به کمرش اصابت کرد و جانش را گرفت.
خانوادهاش شش روز در جستوجوی او بودند تا سرانجام پیکرش را در سردخانه کهریزک پیدا کردند.
دانیال کار میکرد، آرزو داشت برای مادرش خانهای بخرد و تکیهگاه خانوادهاش باشد. اما حالا خواهرش، در روزی که باید یکی از شادترین روزهای زندگیاش باشد، کنار سنگ مزار برادر ایستاده و آرزو میکند یک بار دیگر او را در آغوش بگیرد
💔68😢3❤2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یک میلیون و ۵۰۰ هزار تومان؛ آنچه در سال ۱۴۰۴ میشد با این پول خرید و آنچه امروز در سال ۱۴۰۵ میتوان خرید!
این ویدیو، روایت تصویری سقوط قدرت خرید مردم ایران در فاصله تنها یک سال است. همان پول، همان فروشگاه، اما سفرهای که هر روز کوچکتر میشود.
بر اساس آمار رسمی مرکز آمار ایران، در شهریور ۱۴۰۵ نسبت به شهریور سال گذشته:
- تورم عمومی به ۸۹.۸ درصد رسید.
- قیمت خوراکیها بهطور متوسط حدود ۱۲۲ درصد افزایش یافت.
- قیمت روغن و چربیها ۲۵۷.۵ درصد بالا رفت.
- شیر، پنیر و تخممرغ بیش از ۱۶۰ درصد گران شدند.
- گوشت قرمز و مرغ حدود ۱۲۸.۵ درصد افزایش قیمت داشتند.
فاجعه فقط گران شدن کالاها نیست؛ ارزان شدن دسترنج مردم است.
کارگری که یک سال بیشتر کار کرده، بازنشستهای که یک سال پیرتر شده و خانوادهای که یک سال برای زندگی جنگیده، حالا با همان پول، کمتر از گذشته میتواند غذا سر سفره بگذارد.
در ایران امروز، اگر درآمدتان ثابت بماند هم، هر روز فقیرتر میشوید.
این فقط تورم نیست؛ فرسایش زندگی میلیونها انسانی است که هر روز باید از ضروریترین نیازهایشان بزنند تا بتوانند ماه را به پایان برسانند.
این ویدیو، روایت تصویری سقوط قدرت خرید مردم ایران در فاصله تنها یک سال است. همان پول، همان فروشگاه، اما سفرهای که هر روز کوچکتر میشود.
بر اساس آمار رسمی مرکز آمار ایران، در شهریور ۱۴۰۵ نسبت به شهریور سال گذشته:
- تورم عمومی به ۸۹.۸ درصد رسید.
- قیمت خوراکیها بهطور متوسط حدود ۱۲۲ درصد افزایش یافت.
- قیمت روغن و چربیها ۲۵۷.۵ درصد بالا رفت.
- شیر، پنیر و تخممرغ بیش از ۱۶۰ درصد گران شدند.
- گوشت قرمز و مرغ حدود ۱۲۸.۵ درصد افزایش قیمت داشتند.
فاجعه فقط گران شدن کالاها نیست؛ ارزان شدن دسترنج مردم است.
کارگری که یک سال بیشتر کار کرده، بازنشستهای که یک سال پیرتر شده و خانوادهای که یک سال برای زندگی جنگیده، حالا با همان پول، کمتر از گذشته میتواند غذا سر سفره بگذارد.
در ایران امروز، اگر درآمدتان ثابت بماند هم، هر روز فقیرتر میشوید.
این فقط تورم نیست؛ فرسایش زندگی میلیونها انسانی است که هر روز باید از ضروریترین نیازهایشان بزنند تا بتوانند ماه را به پایان برسانند.
😢35💔17👍3❤1🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چهار سال گذشت؛ اما داغ مهرشاد هنوز تازه است و جای خالیاش احساس میشود.
چهارم آبان، چهارمین سالگرد جانباختن مهرشاد شهیدی است؛ جوان ۱۹ سالهای که عاشق زندگی بود، میرقصید، میخندید، آشپزی میکرد و برای آیندهاش رؤیا داشت.
مهرشاد در چهارم آبان ۱۴۰۱، در جریان خیزش «زن، زندگی، آزادی» در اراک، بر اثر ضربات باتوم مأموران امنیتی جان باخت؛ تنها دو روز مانده به تولد بیستسالگیاش.
چهار سال گذشته و عزیزانش هنوز بر مزار او جمع میشوند. در این تصاویر، یکسو مهرشاد است؛ سرشار از شور زندگی، و سوی دیگر، کسانی که سهمشان از آغوش او، سنگ سرد مزارش شده است.
مهرشاد جان، تو برای زندگی به خیابان رفتی؛ و حالا چهار سال است که زندگی، برای عزیزانت چیزی کم دارد: تو را.
نه فراموشت میکنیم، نه از دادخواهی دست میکشیم.
#مهرشاد_شهیدی #علیه_فراموشی #زن_زندگی_آزادی
چهارم آبان، چهارمین سالگرد جانباختن مهرشاد شهیدی است؛ جوان ۱۹ سالهای که عاشق زندگی بود، میرقصید، میخندید، آشپزی میکرد و برای آیندهاش رؤیا داشت.
مهرشاد در چهارم آبان ۱۴۰۱، در جریان خیزش «زن، زندگی، آزادی» در اراک، بر اثر ضربات باتوم مأموران امنیتی جان باخت؛ تنها دو روز مانده به تولد بیستسالگیاش.
چهار سال گذشته و عزیزانش هنوز بر مزار او جمع میشوند. در این تصاویر، یکسو مهرشاد است؛ سرشار از شور زندگی، و سوی دیگر، کسانی که سهمشان از آغوش او، سنگ سرد مزارش شده است.
مهرشاد جان، تو برای زندگی به خیابان رفتی؛ و حالا چهار سال است که زندگی، برای عزیزانت چیزی کم دارد: تو را.
نه فراموشت میکنیم، نه از دادخواهی دست میکشیم.
#مهرشاد_شهیدی #علیه_فراموشی #زن_زندگی_آزادی
💔76❤6👍2😢2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مرتضی نعمتی، استاد پیشین دانشگاه شهید چمران اهواز، اعلام کرده است که به دلیل دیدار و ابراز همدردی با خانواده علیرضا صیدی، نوجوان جانباخته اعتراضات در آبدانان، با اتهام «تبلیغ علیه نظام» روبهرو شده و باید روز دهم آبانماه در دادگاه انقلاب آبدانان حاضر شود.
نعمتی که در مهرماه ۱۴۰۱ در اعتراض به نقض آزادی آکادمیک از دانشگاه استعفا داده بود، میگوید طی سه سال گذشته سه پرونده سیاسی با اتهامهایی چون «تبلیغ علیه نظام» و «نشر اکاذیب» علیه او تشکیل شده است.
به گفته این استاد سابق دانشگاه، در دو پرونده نخست به پرداخت جزای نقدی محکوم شده و در پرونده سوم، با قرار وثیقه سنگین ملکی و مستنداتی روبهرو شده که ارتباطی با اتهام مطرحشده ندارند.
یکی از این مستندات، عکسی است که او در کنار خانواده داغدار علیرضا صیدی گرفته است؛ عکسی که به گفته نعمتی، اکنون به بخشی از پرونده قضایی او تبدیل شده است.
او در واکنش به احضارهای تازه نوشته است:
«در مقابل این پروندهسازیها و احکام غیرقانونی هرگز سکوت نخواهم کرد. هر اندازه به این روند ادامه دهید صدای من بلندتر خواهد شد.»
نعمتی که در مهرماه ۱۴۰۱ در اعتراض به نقض آزادی آکادمیک از دانشگاه استعفا داده بود، میگوید طی سه سال گذشته سه پرونده سیاسی با اتهامهایی چون «تبلیغ علیه نظام» و «نشر اکاذیب» علیه او تشکیل شده است.
به گفته این استاد سابق دانشگاه، در دو پرونده نخست به پرداخت جزای نقدی محکوم شده و در پرونده سوم، با قرار وثیقه سنگین ملکی و مستنداتی روبهرو شده که ارتباطی با اتهام مطرحشده ندارند.
یکی از این مستندات، عکسی است که او در کنار خانواده داغدار علیرضا صیدی گرفته است؛ عکسی که به گفته نعمتی، اکنون به بخشی از پرونده قضایی او تبدیل شده است.
او در واکنش به احضارهای تازه نوشته است:
«در مقابل این پروندهسازیها و احکام غیرقانونی هرگز سکوت نخواهم کرد. هر اندازه به این روند ادامه دهید صدای من بلندتر خواهد شد.»
🤬58💔11❤4😢2
ادامه👆
میان این دو تصویر، زندگی یک جوان ۱۹ ساله از دست رفته و خانوادهای مانده که دیگر هیچچیز برایش مثل گذشته نخواهد شد.
ایلیا جان، قرار نبود سهم خواهرت از تو، قاب عکسی باشد که در آغوش بگیرد و نوازشش کند.
نه فراموش میکنیم، نه از دادخواهی دست میکشیم.
#ایلیا_دهقانی #علیه_فراموشی #دادخواهی
میان این دو تصویر، زندگی یک جوان ۱۹ ساله از دست رفته و خانوادهای مانده که دیگر هیچچیز برایش مثل گذشته نخواهد شد.
ایلیا جان، قرار نبود سهم خواهرت از تو، قاب عکسی باشد که در آغوش بگیرد و نوازشش کند.
نه فراموش میکنیم، نه از دادخواهی دست میکشیم.
#ایلیا_دهقانی #علیه_فراموشی #دادخواهی
💔40🤬10
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«بابا خیالت راحت، دوستت دارم...»
این از آخرین جملات ایلیا دهقانی، جوان ۱۹ سالهای است که روی تخت بیمارستان، با بدنی مجروح و نخاعی آسیبدیده، تلاش میکرد به پدرش آرامش بدهد.
ایلیا شامگاه ۱۸ دیماه ۱۴۰۴، در جریان اعتراضات مردمی در چهارراه تیرانداز تهرانپارس، هدف گلوله جنگی قرار گرفت. گلوله به گردن و نخاعش اصابت کرد و او را دچار قطع نخاع کرد. ایلیا پس از حدود یک هفته بستری در بیمارستان جان باخت و پیکرش ۲۷ دیماه در قطعه ۱۰۵ بهشت زهرای تهران به خاک سپرده شد.
او عاشق فوتبال، بدنسازی و زندگی بود. فقط ۱۹ سال داشت.
حالا خواهرش، با قاب عکسی از ایلیا در دست، سوار قطار شده و در حالی که تصویر برادرش را نوازش میکند، نوشته است:
«من دنیارو نمیخوام بدون تو... لعنت به گلولهای که ۱۹ سالگی داداشمو گرفت، لعنت بر باعث و بانیش. جات تا ابد تو قلبم خالیه ایلیا...»
یک روز ایلیا روی تخت بیمارستان به پدرش میگفت «خیالت راحت، دوستت دارم» و امروز خواهرش در قطار، عکس او را در آغوش گرفته و میگوید «من دنیا رو نمیخوام بدون تو».
ادامه👇
این از آخرین جملات ایلیا دهقانی، جوان ۱۹ سالهای است که روی تخت بیمارستان، با بدنی مجروح و نخاعی آسیبدیده، تلاش میکرد به پدرش آرامش بدهد.
ایلیا شامگاه ۱۸ دیماه ۱۴۰۴، در جریان اعتراضات مردمی در چهارراه تیرانداز تهرانپارس، هدف گلوله جنگی قرار گرفت. گلوله به گردن و نخاعش اصابت کرد و او را دچار قطع نخاع کرد. ایلیا پس از حدود یک هفته بستری در بیمارستان جان باخت و پیکرش ۲۷ دیماه در قطعه ۱۰۵ بهشت زهرای تهران به خاک سپرده شد.
او عاشق فوتبال، بدنسازی و زندگی بود. فقط ۱۹ سال داشت.
حالا خواهرش، با قاب عکسی از ایلیا در دست، سوار قطار شده و در حالی که تصویر برادرش را نوازش میکند، نوشته است:
«من دنیارو نمیخوام بدون تو... لعنت به گلولهای که ۱۹ سالگی داداشمو گرفت، لعنت بر باعث و بانیش. جات تا ابد تو قلبم خالیه ایلیا...»
یک روز ایلیا روی تخت بیمارستان به پدرش میگفت «خیالت راحت، دوستت دارم» و امروز خواهرش در قطار، عکس او را در آغوش گرفته و میگوید «من دنیا رو نمیخوام بدون تو».
ادامه👇
💔73😢26❤5👍2😱1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
جمشید عزیزی، زندانی سیاسی، با انتشار ویدیویی نسبت به صدور مجدد حکم اعدام برای منوچهر فلاح هشدار داده و خواستار لغو این حکم شده است.
عزیزی با تأکید بر اینکه «جان انسانها بازیچه نیست»، نگرانی عمیق خود را از سرنوشت منوچهر فلاح ابراز کرده و بر ضرورت رعایت حق حیات و دادرسی عادلانه برای تمامی زندانیان تأکید کرده است.
در حکومتی که مجازات مرگ به ابزاری برای ایجاد رعب و وحشت و خاموش کردن صدای اعتراض تبدیل شده، هر حکم اعدام تهدیدی علیه بنیادیترین حق انسانی، یعنی حق زندگی است.
صدای اعتراض جمشید عزیزی، صدای مطالبهای روشن است: هیچ انسانی نباید قربانی ماشین اعدام جمهوری اسلامی شود.
#منوچهر_فلاح #نه_به_اعدام
عزیزی با تأکید بر اینکه «جان انسانها بازیچه نیست»، نگرانی عمیق خود را از سرنوشت منوچهر فلاح ابراز کرده و بر ضرورت رعایت حق حیات و دادرسی عادلانه برای تمامی زندانیان تأکید کرده است.
در حکومتی که مجازات مرگ به ابزاری برای ایجاد رعب و وحشت و خاموش کردن صدای اعتراض تبدیل شده، هر حکم اعدام تهدیدی علیه بنیادیترین حق انسانی، یعنی حق زندگی است.
صدای اعتراض جمشید عزیزی، صدای مطالبهای روشن است: هیچ انسانی نباید قربانی ماشین اعدام جمهوری اسلامی شود.
#منوچهر_فلاح #نه_به_اعدام
💔44❤4👍4🤬4😢1
جعفر پناهی، فیلمساز سرشناس ایرانی و برنده نخل طلای جشنواره کن، با حکم شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ایمان افشاری، به پنج سال و یک ماه حبس تعزیری، مصادره تمامی اموال منقول و غیرمنقول، دو سال ممنوعیت خروج از کشور و دو سال محرومیت از فعالیت در شبکههای اجتماعی محکوم شد.
اما ماجرای صدور این حکم به اندازه مجازاتهای تعیینشده تکاندهنده است.
مصطفی نیلی، وکیل جعفر پناهی، روز سهشنبه پنجم آبان اعلام کرد که این حکم بدون ابلاغ وقت رسیدگی و بهصورت غیابی صادر شده است. پناهی و وکیلش زمانی از وجود این پرونده و محکومیت تازه مطلع شدند که هفته گذشته حسابهای بانکی این فیلمساز ناگهان مسدود شد!
نکته عجیبتر اینکه در پرونده قضایی ادعا شده پناهی خارج از کشور حضور دارد؛ در حالی که او دهم فروردین امسال به ایران بازگشته بود. به گفته وکیلش، حتی در روز ۳۰ اردیبهشت که شعبه ۱۶ دادسرای فرهنگ و رسانه برای او حکم جلب صادر کرده، پناهی در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب برای رسیدگی به پرونده دیگری حاضر بوده است!
ادامه👇
اما ماجرای صدور این حکم به اندازه مجازاتهای تعیینشده تکاندهنده است.
مصطفی نیلی، وکیل جعفر پناهی، روز سهشنبه پنجم آبان اعلام کرد که این حکم بدون ابلاغ وقت رسیدگی و بهصورت غیابی صادر شده است. پناهی و وکیلش زمانی از وجود این پرونده و محکومیت تازه مطلع شدند که هفته گذشته حسابهای بانکی این فیلمساز ناگهان مسدود شد!
نکته عجیبتر اینکه در پرونده قضایی ادعا شده پناهی خارج از کشور حضور دارد؛ در حالی که او دهم فروردین امسال به ایران بازگشته بود. به گفته وکیلش، حتی در روز ۳۰ اردیبهشت که شعبه ۱۶ دادسرای فرهنگ و رسانه برای او حکم جلب صادر کرده، پناهی در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب برای رسیدگی به پرونده دیگری حاضر بوده است!
ادامه👇
🤬32😱4❤2👍1😢1
ادامه👆
این حکم جدا از محکومیت قبلی پناهی به یک سال حبس به اتهام «فعالیت تبلیغی علیه نظام» است؛ حکمی که در خرداد امسال تأیید شد. از جمله مستندات آن پرونده، ساخت فیلم بدون مجوز، حمایت از زندانیان سیاسی، حمایت از اعتراضات «زن، زندگی، آزادی»، امضای بیانیهها و اعتراض به احکام اعدام عنوان شده بود.
به گفته وکیل این فیلمساز، جعفر پناهی اکنون سه پرونده قضایی مفتوح دارد. عنوان دقیق اتهام در پرونده منتهی به حکم جدید پنج سال و یک ماه حبس نیز هنوز بهطور عمومی روشن نشده است.
جعفر پناهی که فیلم «یک تصادف ساده» او در سال ۲۰۲۵ نخل طلای جشنواره کن را به دست آورد و نامزد دو جایزه اسکار شد، با وجود محکومیت قبلی، پس از پایان سفرهای بینالمللی خود به ایران بازگشت.
حالا فیلمسازی که آثارش در معتبرترین جشنوارههای سینمایی جهان تحسین شدهاند، در کشور خودش با احکام متعدد زندان، مصادره داراییها و محدودیتهای گسترده روبهروست؛ آن هم در پروندهای که به گفته وکیلش حتی فرصت حضور در جلسه رسیدگی به او داده نشده است.
#جعفر_پناهی
این حکم جدا از محکومیت قبلی پناهی به یک سال حبس به اتهام «فعالیت تبلیغی علیه نظام» است؛ حکمی که در خرداد امسال تأیید شد. از جمله مستندات آن پرونده، ساخت فیلم بدون مجوز، حمایت از زندانیان سیاسی، حمایت از اعتراضات «زن، زندگی، آزادی»، امضای بیانیهها و اعتراض به احکام اعدام عنوان شده بود.
به گفته وکیل این فیلمساز، جعفر پناهی اکنون سه پرونده قضایی مفتوح دارد. عنوان دقیق اتهام در پرونده منتهی به حکم جدید پنج سال و یک ماه حبس نیز هنوز بهطور عمومی روشن نشده است.
جعفر پناهی که فیلم «یک تصادف ساده» او در سال ۲۰۲۵ نخل طلای جشنواره کن را به دست آورد و نامزد دو جایزه اسکار شد، با وجود محکومیت قبلی، پس از پایان سفرهای بینالمللی خود به ایران بازگشت.
حالا فیلمسازی که آثارش در معتبرترین جشنوارههای سینمایی جهان تحسین شدهاند، در کشور خودش با احکام متعدد زندان، مصادره داراییها و محدودیتهای گسترده روبهروست؛ آن هم در پروندهای که به گفته وکیلش حتی فرصت حضور در جلسه رسیدگی به او داده نشده است.
#جعفر_پناهی
🤬38❤2😱2👍1😢1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روبینا امینیان فقط ۲۳ سال داشت. دختر جوان کُرد اهل نودشه، دانشجوی طراحی پارچه و لباس در تهران؛ عاشق رنگها، پارچهها، نقشها و زیبایی. رؤیایش این بود که روزی به میلان برود و طراحیهایش را در یکی از پایتختهای مد جهان به نمایش بگذارد.
اما پنجشنبه ۱۸ دیماه ۱۴۰۴، وقتی برای اعتراض به خیابانهای تهران رفت، مزدوران خامنهای از فاصله نزدیک به پشت سرش شلیک کردند و به زندگیاش پایان دادند.
آنچه بعد از کشته شدن روبینا بر خانوادهاش گذشت، روایتی هولناک از ابعاد سرکوب در ایران است.
مادر روبینا برای پیدا کردن دخترش به تهران رفت. جایی که ناچار شد در میان انبوه پیکرهای خونآلود جوانان کشتهشده، صورتها را یکییکی نگاه کند تا بالاخره دخترش را پیدا کند. همان دختری که تا چند روز پیش برای آیندهاش نقشه میکشید، میخندید، لباس میدوخت و زندگی میکرد.
حتی پس از مرگ هم دست از سر روبینا برنداشتند. خانوادهاش تحت فشار نیروهای امنیتی ناچار شدند پیکر او را دور از خانه و عزیزانش، در کنار جادهای به خاک بسپارند. اجازه ندادند برایش آنطور که شایسته بود سوگواری کنند.
ادامه👇
اما پنجشنبه ۱۸ دیماه ۱۴۰۴، وقتی برای اعتراض به خیابانهای تهران رفت، مزدوران خامنهای از فاصله نزدیک به پشت سرش شلیک کردند و به زندگیاش پایان دادند.
آنچه بعد از کشته شدن روبینا بر خانوادهاش گذشت، روایتی هولناک از ابعاد سرکوب در ایران است.
مادر روبینا برای پیدا کردن دخترش به تهران رفت. جایی که ناچار شد در میان انبوه پیکرهای خونآلود جوانان کشتهشده، صورتها را یکییکی نگاه کند تا بالاخره دخترش را پیدا کند. همان دختری که تا چند روز پیش برای آیندهاش نقشه میکشید، میخندید، لباس میدوخت و زندگی میکرد.
حتی پس از مرگ هم دست از سر روبینا برنداشتند. خانوادهاش تحت فشار نیروهای امنیتی ناچار شدند پیکر او را دور از خانه و عزیزانش، در کنار جادهای به خاک بسپارند. اجازه ندادند برایش آنطور که شایسته بود سوگواری کنند.
ادامه👇
💔44😢6🤬3👍2❤1
ادامه👆
روبینا عاشق رنگها بود. جمهوری اسلامی سیاهترین سرنوشت را برایش رقم زد.
این ویدیو را ببینید. به چهرهاش، به لبخندش، به شور زندگیاش نگاه کنید. روبینا یک عدد در آمار کشتهشدگان نیست. یک زندگی است؛ با هزاران رؤیای ناتمام، با مادری که دیگر هرگز صدای دخترش را در خانه نخواهد شنید.
روبینا را به خاطر بسپاریم. نه فقط به خاطر شیوه هولناک کشته شدنش، بلکه به خاطر تمام زندگی زیبایی که حق داشت ادامهاش دهد.
علیه فراموشی؛ برای روبینا امینیان و تمام زندگیهایی که از ما گرفتند.
#روبینا_امینیان #علیه_فراموشی
روبینا عاشق رنگها بود. جمهوری اسلامی سیاهترین سرنوشت را برایش رقم زد.
این ویدیو را ببینید. به چهرهاش، به لبخندش، به شور زندگیاش نگاه کنید. روبینا یک عدد در آمار کشتهشدگان نیست. یک زندگی است؛ با هزاران رؤیای ناتمام، با مادری که دیگر هرگز صدای دخترش را در خانه نخواهد شنید.
روبینا را به خاطر بسپاریم. نه فقط به خاطر شیوه هولناک کشته شدنش، بلکه به خاطر تمام زندگی زیبایی که حق داشت ادامهاش دهد.
علیه فراموشی؛ برای روبینا امینیان و تمام زندگیهایی که از ما گرفتند.
#روبینا_امینیان #علیه_فراموشی
💔43😢5❤3👍2
آرتین غضنفری، عکاس خبری و شهروند بهائی محبوس در زندان تهران بزرگ، از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست ابوالقاسم صلواتی، مجموعاً به ۲۶ سال حبس محکوم شد.
بر اساس گزارشهای منتشرشده، این حکم شامل ۲۰ سال زندان به اتهام «اقدام رسانهای»، پنج سال به اتهام «اجتماع و تبانی» و یک سال به اتهام «تبلیغ علیه نظام» است. قاضی صلواتی برای صدور حکم ۲۰ ساله، به قانون تشدید مجازات جاسوسی استناد کرده است.
اما آنچه نگرانیها درباره سرنوشت آرتین غضنفری را دوچندان میکند، وضعیت وخیم جسمانی اوست.
این زندانی بهائی از نارسایی قلبی، فشار خون بالا و آسم رنج میبرد. با وجود تأکید پزشکان بهداری زندان بر ضرورت انتقال او به بیمارستان، گزارشها حاکی از آن است که قاضی پرونده با اعزامش به مراکز درمانی خارج از زندان مخالفت کرده است.
آرتین غضنفری روز ۲۹ دیماه ۱۴۰۴ در منزل خود بازداشت شد و از آن زمان در زندان به سر میبرد.
۲۶ سال حبس برای یک عکاس خبری، آن هم در شرایطی که سلامت و جانش در خطر است.
آزادی عقیده، حق فعالیت رسانهای و دسترسی به خدمات درمانی، حقوق بنیادین هر انساناند؛ حقوقی که نباید پشت دیوارهای زندان از کسی سلب شوند.
بر اساس گزارشهای منتشرشده، این حکم شامل ۲۰ سال زندان به اتهام «اقدام رسانهای»، پنج سال به اتهام «اجتماع و تبانی» و یک سال به اتهام «تبلیغ علیه نظام» است. قاضی صلواتی برای صدور حکم ۲۰ ساله، به قانون تشدید مجازات جاسوسی استناد کرده است.
اما آنچه نگرانیها درباره سرنوشت آرتین غضنفری را دوچندان میکند، وضعیت وخیم جسمانی اوست.
این زندانی بهائی از نارسایی قلبی، فشار خون بالا و آسم رنج میبرد. با وجود تأکید پزشکان بهداری زندان بر ضرورت انتقال او به بیمارستان، گزارشها حاکی از آن است که قاضی پرونده با اعزامش به مراکز درمانی خارج از زندان مخالفت کرده است.
آرتین غضنفری روز ۲۹ دیماه ۱۴۰۴ در منزل خود بازداشت شد و از آن زمان در زندان به سر میبرد.
۲۶ سال حبس برای یک عکاس خبری، آن هم در شرایطی که سلامت و جانش در خطر است.
آزادی عقیده، حق فعالیت رسانهای و دسترسی به خدمات درمانی، حقوق بنیادین هر انساناند؛ حقوقی که نباید پشت دیوارهای زندان از کسی سلب شوند.
😢23🤬14❤5💔4👍2