هستی
ما همیشه باید "چیزی باشیم"؛ باید هنرمند باشیم؛ ادیب و محقق باشیم؛ انتلکتوئل باشیم؛ درویش باشیم؛ زرنگ و رند باشیم؛ و سرانجام - با نام عرفان - باید هیچ یک از اینها نباشیم. ولی ذهنی که میاندیشد و میکوشد تا هیچ یک از اینها نباشد خودش عین "هستی" است.
کتاب «هله»
محمدجعفر مصفا
@Mossaffadotcom
هستی
ما همیشه باید "چیزی باشیم"؛ باید هنرمند باشیم؛ ادیب و محقق باشیم؛ انتلکتوئل باشیم؛ درویش باشیم؛ زرنگ و رند باشیم؛ و سرانجام - با نام عرفان - باید هیچ یک از اینها نباشیم. ولی ذهنی که میاندیشد و میکوشد تا هیچ یک از اینها نباشد خودش عین "هستی" است.
کتاب «هله»
محمدجعفر مصفا
@Mossaffadotcom
ما از بس دربند شخصیت و ارزش هستیم تمام سؤالاتی هم که برای ذهنمان مطرح میشود سؤالات ارزشی و حول چگونگی ارزش دور میزنند. بنابراین دور و بر سؤالات جدی و اساسی زندگی نمیگردیم.
ما مدام به این فکر میکنیم که کجا شخصیت میفروشند، کجا موفقیت اجتماعی تقسیم میکنند، و نظایر اینها.
کتاب «انسان در اسارت فکر»
محمدجعفر مصفا
@MossaffaDotCom
ما از بس دربند شخصیت و ارزش هستیم تمام سؤالاتی هم که برای ذهنمان مطرح میشود سؤالات ارزشی و حول چگونگی ارزش دور میزنند. بنابراین دور و بر سؤالات جدی و اساسی زندگی نمیگردیم.
ما مدام به این فکر میکنیم که کجا شخصیت میفروشند، کجا موفقیت اجتماعی تقسیم میکنند، و نظایر اینها.
کتاب «انسان در اسارت فکر»
محمدجعفر مصفا
@MossaffaDotCom
تألیفات محمدجعفر مصفا
برای خواندن ده صفحهٔ ابتدایی هر یک از کتابها میتوانید به سایت نویسنده، بخش تألیفات، سپس به صفحهٔ مخصوص هر کتاب مراجعه نمائید. فهرست موضوعی هر کتاب نیز تهیه شده است و بصورت فایل pdf در صفحهٔ آن قرار دارد.
ترتیب خواندن کتابها، به توصیهٔ نویسنده، در بخش تألیفات سایت محمدجعفر مصفا آمده است.
آدرس سایت:
www.mossaffa.com
@Mossaffadotcom
تألیفات محمدجعفر مصفا
برای خواندن ده صفحهٔ ابتدایی هر یک از کتابها میتوانید به سایت نویسنده، بخش تألیفات، سپس به صفحهٔ مخصوص هر کتاب مراجعه نمائید. فهرست موضوعی هر کتاب نیز تهیه شده است و بصورت فایل pdf در صفحهٔ آن قرار دارد.
ترتیب خواندن کتابها، به توصیهٔ نویسنده، در بخش تألیفات سایت محمدجعفر مصفا آمده است.
آدرس سایت:
www.mossaffa.com
@Mossaffadotcom
ارتباط تصاویر یا واقعیات؟
رابطهٔ «ارزشی» حکایت ضمنی بر یک اصل دیگر هم میکند؛ و آن این است که ما با جوهر ماهیت انسانی یکدیگر در رابطه نیستیم. من با ماهیت انسانی شما کاری ندارم. برای من ارزشهای اعتباری شما مهم است. زیرا از وقتی چشم به جهان باز کردهام تمام مشغولیت و سر و کارم با «ارزشها» بوده است نه با ماهیتها. پس رابطهٔ ما رابطهٔ «ارزش» با «ارزش» است، نه رابطهٔ انسان با انسان.
به عبارت دیگر چنین رابطهای رابطهٔ دو شئ است، نه دو انسان؛ رابطهٔ دو تصویر است، نه رابطهٔ دو انسان با ماهیت و جوهر انسانی خویش. من وقتی به ملاقات شما میآیم، در حقیقت و در باطن امر به ملاقات هویت اعتباری شما، یعنی به ملاقات آن پدیدهای میآیم که بهصورت «رئیس» و صاحب مقام مثل سایهای نامرئی به شما چسبیده است.
The interpretive relationship implicitly indicates another principle, which translates into not being in touch with others’ human essence. I have no business with your human essence; it’s your face value that’s important to me. Because from the time I was born, my preoccupation has been with value not with essence. Hence our relationship is the relationship of value with value and not the relationship of human with human. In other words, such relationship is the relationship of two objects or two images, not the relationship of two humans, each with his or her essence and nature. In reality, when I come to visit you, I meet your face identity, meaning that I've come to visit the phenomenon that is labeled “boss.” In my mind, you are the owner of high status, which is stuck on you like an invisible label.
کتاب «تفکر زائد»
محمدجعفر مصفا
ترجمه: سعید امدادی
@Mossaffadotcom
رابطهٔ «ارزشی» حکایت ضمنی بر یک اصل دیگر هم میکند؛ و آن این است که ما با جوهر ماهیت انسانی یکدیگر در رابطه نیستیم. من با ماهیت انسانی شما کاری ندارم. برای من ارزشهای اعتباری شما مهم است. زیرا از وقتی چشم به جهان باز کردهام تمام مشغولیت و سر و کارم با «ارزشها» بوده است نه با ماهیتها. پس رابطهٔ ما رابطهٔ «ارزش» با «ارزش» است، نه رابطهٔ انسان با انسان.
به عبارت دیگر چنین رابطهای رابطهٔ دو شئ است، نه دو انسان؛ رابطهٔ دو تصویر است، نه رابطهٔ دو انسان با ماهیت و جوهر انسانی خویش. من وقتی به ملاقات شما میآیم، در حقیقت و در باطن امر به ملاقات هویت اعتباری شما، یعنی به ملاقات آن پدیدهای میآیم که بهصورت «رئیس» و صاحب مقام مثل سایهای نامرئی به شما چسبیده است.
The interpretive relationship implicitly indicates another principle, which translates into not being in touch with others’ human essence. I have no business with your human essence; it’s your face value that’s important to me. Because from the time I was born, my preoccupation has been with value not with essence. Hence our relationship is the relationship of value with value and not the relationship of human with human. In other words, such relationship is the relationship of two objects or two images, not the relationship of two humans, each with his or her essence and nature. In reality, when I come to visit you, I meet your face identity, meaning that I've come to visit the phenomenon that is labeled “boss.” In my mind, you are the owner of high status, which is stuck on you like an invisible label.
کتاب «تفکر زائد»
محمدجعفر مصفا
ترجمه: سعید امدادی
@Mossaffadotcom
تضاد و بیهدفی
یکی از مسائل ناشی از تضاد این است که زندگی انسان را بیمسیر و بیهدف میگرداند. انسانی که در تضاد به سر میبرد نمیتواند در هیچ زمینهای یکدله باشد. هیچ چیز را نمیتواند به طور جدی و با تمام وجود بخواهد. خواستههایش همه کیفیت "شد شد نشد نشد" دارد.
"تفکر زائد"
محمدجعفر مصفا
@Mossaffadotcom
تضاد و بیهدفی
یکی از مسائل ناشی از تضاد این است که زندگی انسان را بیمسیر و بیهدف میگرداند. انسانی که در تضاد به سر میبرد نمیتواند در هیچ زمینهای یکدله باشد. هیچ چیز را نمیتواند به طور جدی و با تمام وجود بخواهد. خواستههایش همه کیفیت "شد شد نشد نشد" دارد.
"تفکر زائد"
محمدجعفر مصفا
@Mossaffadotcom
آرشیو جامع محمدجعفر مصفا
تمامی محتوای سایت و نیز دیویدی جامع فیلمها و سخنرانیهای محمدجعفر مصفا بر روی کانال آرشیو سایت قرار گرفت.
این آرشیو شامل تمامی فایلهای صوتی و تصویری سخنرانیها، جلسات خودشناسی، همایشها، پرسشپاسخها، مصاحبهها و گفتگوها، گزیدهها، قطعه فیلمهای جملات قصار و فایلهای pdf میباشد.
این مجموعه، مجموعهٔ کامل صحبتهای محمدجعفر مصفا است که طی سالها توسط سایت وی تهیه شده است.
محتویات این آرشیو جامع بطور اجمالی عبارتست از: فایلهای صوتی پنج مصاحبه و گفتگو، چهارده دورهٔ کامل جلسات خودشناسی بسخنرانی محمدجعفر مصفا در طی چهارده سال(صد و چهل فایل صوتی)، نوزده نشست پرسشپاسخ با محمدجعفر مصفا، فایلهای متن صفحات ابتدائی هر تألیف، قطعه فیلمهای جملات قصار برگرفته از جلسات و گفتگوها و پرسشپاسخها، فایل صوتی گزیدههایی از سخنان محمدجعفر مصفا، تمامی فیلمهای تمامی جلسات برگزار شده توسط محمدجعفر مصفا.
برای اطلاع از جزئیات بیشتر و نحوهٔ عضویت دائم، به »مدیــر« پیام دهید.
از هیچ طریق دیگر پیام ندهید. پاسخ داده نمیشود.
@Mossaffadotcom
آرشیو جامع محمدجعفر مصفا
تمامی محتوای سایت و نیز دیویدی جامع فیلمها و سخنرانیهای محمدجعفر مصفا بر روی کانال آرشیو سایت قرار گرفت.
این آرشیو شامل تمامی فایلهای صوتی و تصویری سخنرانیها، جلسات خودشناسی، همایشها، پرسشپاسخها، مصاحبهها و گفتگوها، گزیدهها، قطعه فیلمهای جملات قصار و فایلهای pdf میباشد.
این مجموعه، مجموعهٔ کامل صحبتهای محمدجعفر مصفا است که طی سالها توسط سایت وی تهیه شده است.
محتویات این آرشیو جامع بطور اجمالی عبارتست از: فایلهای صوتی پنج مصاحبه و گفتگو، چهارده دورهٔ کامل جلسات خودشناسی بسخنرانی محمدجعفر مصفا در طی چهارده سال(صد و چهل فایل صوتی)، نوزده نشست پرسشپاسخ با محمدجعفر مصفا، فایلهای متن صفحات ابتدائی هر تألیف، قطعه فیلمهای جملات قصار برگرفته از جلسات و گفتگوها و پرسشپاسخها، فایل صوتی گزیدههایی از سخنان محمدجعفر مصفا، تمامی فیلمهای تمامی جلسات برگزار شده توسط محمدجعفر مصفا.
برای اطلاع از جزئیات بیشتر و نحوهٔ عضویت دائم، به »مدیــر« پیام دهید.
از هیچ طریق دیگر پیام ندهید. پاسخ داده نمیشود.
@Mossaffadotcom
تحفه
از هنگام کودکی، «تحفهای» را همراه ما کردهاند و با تلقین و تکرار فراوان گفتهاند که این «تحفهای» است بسیار گرانبها و ضروری. ما هم چنان مجذوب و مفتون آن شدهایم و به آن مشغول گشتهایم که هرگز ننشستهایم و با چشم باز و صراحت آن را نگاه و بررسی کنیم. اگر این کار را بکنیم، میبینیم این «تحفه» نهتنها عزیز نیست، بلکه وبال جان ما است. زمانی که به روشنی و با عمق خود به وبال بودن آن آگاه گشتیم، خودش بیهیچ تلاش و کوششی از بین رفته است.
From childhood, we have been growing up with this so-called gift called identity, and we have been constantly infused with the idea that this gift is precious and necessary. We are also so attracted to, infatuated with, and preoccupied by this identity that we have never taken the time to directly examine it. If we do that we will see that this gift is not only worthless, it is also an obstacle to our happiness. When we find clear and deep insight into its troublesome attributes, it will disappear effortlessly on its own, without struggle.
کتاب «تفکر زائد»
محمدجعفر مصفا
ترجمه: سعید امدادی
@Mossaffadotcom
تحفه
از هنگام کودکی، «تحفهای» را همراه ما کردهاند و با تلقین و تکرار فراوان گفتهاند که این «تحفهای» است بسیار گرانبها و ضروری. ما هم چنان مجذوب و مفتون آن شدهایم و به آن مشغول گشتهایم که هرگز ننشستهایم و با چشم باز و صراحت آن را نگاه و بررسی کنیم. اگر این کار را بکنیم، میبینیم این «تحفه» نهتنها عزیز نیست، بلکه وبال جان ما است. زمانی که به روشنی و با عمق خود به وبال بودن آن آگاه گشتیم، خودش بیهیچ تلاش و کوششی از بین رفته است.
From childhood, we have been growing up with this so-called gift called identity, and we have been constantly infused with the idea that this gift is precious and necessary. We are also so attracted to, infatuated with, and preoccupied by this identity that we have never taken the time to directly examine it. If we do that we will see that this gift is not only worthless, it is also an obstacle to our happiness. When we find clear and deep insight into its troublesome attributes, it will disappear effortlessly on its own, without struggle.
کتاب «تفکر زائد»
محمدجعفر مصفا
ترجمه: سعید امدادی
@Mossaffadotcom
تفاوت صبر و انتظار
چرا صبر کلید و مفتاح رهایی دانسته شده است؟
صبر حالتی است که در آن ذهن به "خواستن" و" شدن"؛ و "طلبیدن" نمیاندیشد.
صبر ضد "انتظار" است. در "انتظار"، ذهن ناآرام است، چیزی را در آینده جستجو میکند. اما صبر کیفیتی است که در آن انسان وضع موجود خود را میپذیرد. و در این صورت کاری با آینده ندارد.
"صبر"چیزی است مترادف با "نخواستن" و چنگ نینداختن. و مولوی می گوید همانطور که اسارت انسان، تشکیل "خود" و از دست رفتن اصالت او با "خواستن" و آزمندی شروع می شود، رهایی از اسارت "خود" نیز در صبر و نخواستن است.
«با پیر بلخ»
محمدجعفر مصفا
@Mossaffadotcom
تفاوت صبر و انتظار
چرا صبر کلید و مفتاح رهایی دانسته شده است؟
صبر حالتی است که در آن ذهن به "خواستن" و" شدن"؛ و "طلبیدن" نمیاندیشد.
صبر ضد "انتظار" است. در "انتظار"، ذهن ناآرام است، چیزی را در آینده جستجو میکند. اما صبر کیفیتی است که در آن انسان وضع موجود خود را میپذیرد. و در این صورت کاری با آینده ندارد.
"صبر"چیزی است مترادف با "نخواستن" و چنگ نینداختن. و مولوی می گوید همانطور که اسارت انسان، تشکیل "خود" و از دست رفتن اصالت او با "خواستن" و آزمندی شروع می شود، رهایی از اسارت "خود" نیز در صبر و نخواستن است.
«با پیر بلخ»
محمدجعفر مصفا
@Mossaffadotcom