💢 زمان قبل از بیگ بنگ به چه معناست؟
🔹تصور عامه برآنست که انفجار حاصل از بیگ بنگ مانند سایر انفجار ها، حاصل نیروهای درونی یک سیستم مادی بوده است که انرژی زیادی نیز از آن برجای ماند. اما حقیقت اینست، بیگ بنگ انفجار ماده نبوده بلکه حاصل از تکینگی فضا-زمان و گسترش آن بوده است. بعبارتی، محصول اولیه بیگ بنگ خود بافت حقیقی(فعلی) فضا-زمان بود و سپس گسترش ماده درون آن!
👈🏻 بدین سان، بکارگیری عبارت «زمان پیش از بیگ بنگ» اشتباست چون زمان به مفهوم فعلی آن هرگز وجود نداشته است!
🆔 @Physics3p
🔹تصور عامه برآنست که انفجار حاصل از بیگ بنگ مانند سایر انفجار ها، حاصل نیروهای درونی یک سیستم مادی بوده است که انرژی زیادی نیز از آن برجای ماند. اما حقیقت اینست، بیگ بنگ انفجار ماده نبوده بلکه حاصل از تکینگی فضا-زمان و گسترش آن بوده است. بعبارتی، محصول اولیه بیگ بنگ خود بافت حقیقی(فعلی) فضا-زمان بود و سپس گسترش ماده درون آن!
👈🏻 بدین سان، بکارگیری عبارت «زمان پیش از بیگ بنگ» اشتباست چون زمان به مفهوم فعلی آن هرگز وجود نداشته است!
🆔 @Physics3p
🔹کوچکترین مقیاس طولی قابل اندازه گیری در فیزیک، طول پلانک است که مقدار آن برابر با 33-^10 سانتی متر میباشد. این موضوع بدین معناست، هر طول کوچکتر از آن عملأ در مقیاس فضایی، ملموس یا قابل سنجش نبوده و میتوان گفت: "طولی کمتر از طول پلانک وجود ندارد!".
🔸کوچکترین زمان قابل سنجش نیز، زمان پلانک است که مقدار آن 43-^10 ثانیه است و عبارت است از: مقدار زمانی که لازم است تا نور طول پلانک را بپیماید. هر زمانی کوچکتر از آن، ملموس یا قابل سنجش نبود و میتوان گفت: "زمانی کمتر از زمان پلانک وجود ندارد!".
👈🏻 این دو عبارت نتیجه میدهد، ضمن وابستگی فضا و زمان بیکدیگر، کمترین مقیاس های سنجش در فضا-زمان نیز، مقیاس پلانک میباشد.
🆔 @Physics3p
🔸کوچکترین زمان قابل سنجش نیز، زمان پلانک است که مقدار آن 43-^10 ثانیه است و عبارت است از: مقدار زمانی که لازم است تا نور طول پلانک را بپیماید. هر زمانی کوچکتر از آن، ملموس یا قابل سنجش نبود و میتوان گفت: "زمانی کمتر از زمان پلانک وجود ندارد!".
👈🏻 این دو عبارت نتیجه میدهد، ضمن وابستگی فضا و زمان بیکدیگر، کمترین مقیاس های سنجش در فضا-زمان نیز، مقیاس پلانک میباشد.
🆔 @Physics3p
🔹کوچکترین مقیاس قابل اندازه گیری مقیاس پلانک است و زمان پلانک که یکی از این مقیاس ها است، مدت زمانی را نشان میدهد که نور طول پلانک را میپیماید. کوچکترین مقدار طولی قابل اتخاذ جهان پس از بیگ بنگ، طول پلانک بوده است. بعبارتی، در دوره ای کوتاه پس از بیگ بنگ، جهان به اندازه طول پلانک بوده است.
🔸معادل زمانی این طول نیز زمان پلانک است و از طرفی طبق پست قبل گفتیم؛ «زمان های کمتر از زمان پلانک وجود ندارند.» پس کمترین زمان قابل سنجش برای دوره پس از بیگ بنگ(که عملأ زمان معنا یافت) زمان پلانک است. به این دوره زمانی در فیزیک، "عصر پلانک" گویند که عبارت است: "مدت زمان پس از بیگ بنگ، به اندازه زمان پلانک."
👈🏻 در فیزیک هر نوع اظهارنظری برای دوره پیش از عصر پلانک، با عدم قطعیت روبروست و بعبارتی، ما نمیتوانیم برای وضعیت جهان در دوره پیش از این عصر، حالتی را تعیین کنیم!
🆔 @Physics3p
🔸معادل زمانی این طول نیز زمان پلانک است و از طرفی طبق پست قبل گفتیم؛ «زمان های کمتر از زمان پلانک وجود ندارند.» پس کمترین زمان قابل سنجش برای دوره پس از بیگ بنگ(که عملأ زمان معنا یافت) زمان پلانک است. به این دوره زمانی در فیزیک، "عصر پلانک" گویند که عبارت است: "مدت زمان پس از بیگ بنگ، به اندازه زمان پلانک."
👈🏻 در فیزیک هر نوع اظهارنظری برای دوره پیش از عصر پلانک، با عدم قطعیت روبروست و بعبارتی، ما نمیتوانیم برای وضعیت جهان در دوره پیش از این عصر، حالتی را تعیین کنیم!
🆔 @Physics3p
🔹تا قرن نوزدهم تصور میشد که اتم کوچکترین واحد سازندهی ماده است. اتم از واژهی یونانی «اتوموس» (atomos) به معنی غیر قابل تقسیم آمده است. یعنی اینکه انتظار نمیرفته بتوان آن را به قطعات کوچکتر تقسیم کرد. ولی در دههی ۱۸۷۰، دانشمندان ذراتی را یافتند که تقریبا ۲۰۰۰ بار از اتمها سبکتر بودند. طی نیم قرن بعد دانشمندان فهمیدند که اتم دارای یک هسته است و الکترونها در مدار آن گردش میکنند. هسته که سنگینترین قسمت اتم است، خودش از دو نوع ذره، یعنی پروتون و نوترون تشکیل شده است. پروتونها بار مثبت و نوترونها بار خنثی دارند.
👈🏻 دانشمندان باز هم متوقف نشدند و راههایی برای تقسیم بیشتر اتمها یافتند تا مفهوم ذرات بنیادین شکل گرفت. تا دههی ۱۹۶۰، دانشمندان دهها ذرهی جدید پیدا کرده بودند!
🆔 @Physics3p
👈🏻 دانشمندان باز هم متوقف نشدند و راههایی برای تقسیم بیشتر اتمها یافتند تا مفهوم ذرات بنیادین شکل گرفت. تا دههی ۱۹۶۰، دانشمندان دهها ذرهی جدید پیدا کرده بودند!
🆔 @Physics3p
Forwarded from Deleted Account
4_5926997092579935383.pdf
418.5 KB
📚 تاریخچه ریاضیات
📎قسمت هشتم تاریخچه اعداد
🆔 @Physics3g
🔸تاریخچه عدد پی π
نخستین اشاره به نسبت محیط دایره به قطر آن روی پاپیروسی مصری ست که به سال ۱۶۵۰ پیش از میلاد نوشته شده است. یکی از بهترین و شناخته شده ترین ثابت هاست که نسبت محیط دایره به قطرش را نشان می دهد. این موضوع برای هر دایره تختی در جهان، صحت دارد؛ چه دایره ای به اندازه دستان شما باشد و چه به اندازه کهکشان. پی، عددی گنگ است ،رشته ی بی پایانی از اعداد پی را در حکم یک عدد بیان می کنند. یافتن رقم دقیق پی ناممکن است؛ با این حال می توان آن را با هر میزان لازمی از دقت محاسبه کرد.
🔘 اولین نظریه در مورد مقدار تقریبی عدد پی توسط ارشمیدس بیان شد. این نظریه بر پایه تقریب زدن مساحت دایره بوسیله یک شش ضلعی منتظم محیطی و یک شش ضلعی منظم محاطی استوار است.
در حقیقت وی اولین کسی است که دقیق ترین مقدار آن را محاسبه کرد. مقداری که او بدست آورد بین ٣/١۴٢ و ٣/١۴١ قرار دارد و تا دو رقم اعشار دقیق است.
🔹در قرن هجدهم، ریاضی دان سوئیسی لئونارد اویلر حرف پی، اولین حرف کلمه یونانی به معنای محیط را برای نمایش این نسبت به کار برد. غیاث الدین کاشانی ریاضیدان ایرانی(۱۳۸۰-۱۴۲۹ میلادی)که در زمان شاهرخ پسر تیمور کورگانی می زیست و مولف کتاب رساله الوتر و الجیب در سال ۱۴۲۴ است، عدد پی را تا ۱۶ رقم اعشار محاسبه کرد و حد نصاب ریاضیدان هندی مادها سانگا ماگراما را پشت سر نهاد. این ریاضیدان در سال ۱۴۰۰ عدد پی را تا ۱۱ رقم اعشاری محاسبه کرده بود.
🆔 @Physics3g
ریاضیدانان اروپایی در قرن هفدهم به مقدار واقعی عدد پی نزدیکتر شدند. از جمله این دانشمندان جیمز گریگوری بود که برای پیدا کردن مقدار عدد پی از فرمول زیر استفاده کرد:
1/1-1/3+1/5-1/7+1/9 - …= π/4
یکی از مشکلاتی که در این روش وجود دارد این است که برای پیدا کردن مقدار عدد پی تا ۶ رقم اعشار باید پنج میلیون جمله از سری فوق را با هم جمع کنیم.
طبق محاسبهٔ کامپیوتری سری فوق، تعداد سری و اعشار محاسبه شده مطابق زیر است:
۱۰۰ میلیون جمله: ۷ رقم اعشار
یک میلیارد جمله: ۸ رقم اعشار
ارقام بالا نشان میدهد که این الگوریتم رشد نمایی شدیدی دارد که زمان زیادی را میتواند برای محاسبهٔ ارقام بسیار بالا صرف نماید.
◼️ریاضی دان آلمانی لودولف وان کولن(۱۵۴۰-۱۶۱۰) عدد پی را تا ۳۲ رقم اعشار محاسبه کرد. نیوتن در سال ۱۶۵۵ پی را تا ۱۵ رقم اعشاری محاسبه کرد. در سال ۲۰۰۲، یاسوماسا کانادا از یک ابر کامپیوتر برای این محاسبه استفاده کرد. برای این کار کامپیوتر، که حافظه اش ۱۰۲۴ گیگا بایت بود، ۶۰۲ ساعت طول کشید تا مقدار پی را تا ۱۲۴۱۰۰۰۰۰۰۰۰ رقم اعشار محاسبه کند.
🆔 @Physics3g
▫️در سال ۱۷۶۱ لامبرت ریاضیدان سوئیسی ثابت کرد که عدد پی گنگ میباشد و نمیتوان آنرا بصوت نسبت دو عدد صحیح نوشت. همچنین در سال ۱۸۸۲ فردیناند فون لیندمان ثابت کرد که عدد پی یک عدد جبری نیست و نمیتواند ریشه یک معادله جبری باشد که ضرایب آن گویا هستند (همانند عددe). این کشف بزرگ یعنی اینکه عدد پی یک عدد گنگ میباشد به سالها تلاش ریاضیدانان برای تربیع دایره پایان داد.
🆔 @Physics3g
ادامه دارد…
🖋نگارش از سوفیا
📎قسمت هشتم تاریخچه اعداد
🆔 @Physics3g
🔸تاریخچه عدد پی π
نخستین اشاره به نسبت محیط دایره به قطر آن روی پاپیروسی مصری ست که به سال ۱۶۵۰ پیش از میلاد نوشته شده است. یکی از بهترین و شناخته شده ترین ثابت هاست که نسبت محیط دایره به قطرش را نشان می دهد. این موضوع برای هر دایره تختی در جهان، صحت دارد؛ چه دایره ای به اندازه دستان شما باشد و چه به اندازه کهکشان. پی، عددی گنگ است ،رشته ی بی پایانی از اعداد پی را در حکم یک عدد بیان می کنند. یافتن رقم دقیق پی ناممکن است؛ با این حال می توان آن را با هر میزان لازمی از دقت محاسبه کرد.
🔘 اولین نظریه در مورد مقدار تقریبی عدد پی توسط ارشمیدس بیان شد. این نظریه بر پایه تقریب زدن مساحت دایره بوسیله یک شش ضلعی منتظم محیطی و یک شش ضلعی منظم محاطی استوار است.
در حقیقت وی اولین کسی است که دقیق ترین مقدار آن را محاسبه کرد. مقداری که او بدست آورد بین ٣/١۴٢ و ٣/١۴١ قرار دارد و تا دو رقم اعشار دقیق است.
🔹در قرن هجدهم، ریاضی دان سوئیسی لئونارد اویلر حرف پی، اولین حرف کلمه یونانی به معنای محیط را برای نمایش این نسبت به کار برد. غیاث الدین کاشانی ریاضیدان ایرانی(۱۳۸۰-۱۴۲۹ میلادی)که در زمان شاهرخ پسر تیمور کورگانی می زیست و مولف کتاب رساله الوتر و الجیب در سال ۱۴۲۴ است، عدد پی را تا ۱۶ رقم اعشار محاسبه کرد و حد نصاب ریاضیدان هندی مادها سانگا ماگراما را پشت سر نهاد. این ریاضیدان در سال ۱۴۰۰ عدد پی را تا ۱۱ رقم اعشاری محاسبه کرده بود.
🆔 @Physics3g
ریاضیدانان اروپایی در قرن هفدهم به مقدار واقعی عدد پی نزدیکتر شدند. از جمله این دانشمندان جیمز گریگوری بود که برای پیدا کردن مقدار عدد پی از فرمول زیر استفاده کرد:
1/1-1/3+1/5-1/7+1/9 - …= π/4
یکی از مشکلاتی که در این روش وجود دارد این است که برای پیدا کردن مقدار عدد پی تا ۶ رقم اعشار باید پنج میلیون جمله از سری فوق را با هم جمع کنیم.
طبق محاسبهٔ کامپیوتری سری فوق، تعداد سری و اعشار محاسبه شده مطابق زیر است:
۱۰۰ میلیون جمله: ۷ رقم اعشار
یک میلیارد جمله: ۸ رقم اعشار
ارقام بالا نشان میدهد که این الگوریتم رشد نمایی شدیدی دارد که زمان زیادی را میتواند برای محاسبهٔ ارقام بسیار بالا صرف نماید.
◼️ریاضی دان آلمانی لودولف وان کولن(۱۵۴۰-۱۶۱۰) عدد پی را تا ۳۲ رقم اعشار محاسبه کرد. نیوتن در سال ۱۶۵۵ پی را تا ۱۵ رقم اعشاری محاسبه کرد. در سال ۲۰۰۲، یاسوماسا کانادا از یک ابر کامپیوتر برای این محاسبه استفاده کرد. برای این کار کامپیوتر، که حافظه اش ۱۰۲۴ گیگا بایت بود، ۶۰۲ ساعت طول کشید تا مقدار پی را تا ۱۲۴۱۰۰۰۰۰۰۰۰ رقم اعشار محاسبه کند.
🆔 @Physics3g
▫️در سال ۱۷۶۱ لامبرت ریاضیدان سوئیسی ثابت کرد که عدد پی گنگ میباشد و نمیتوان آنرا بصوت نسبت دو عدد صحیح نوشت. همچنین در سال ۱۸۸۲ فردیناند فون لیندمان ثابت کرد که عدد پی یک عدد جبری نیست و نمیتواند ریشه یک معادله جبری باشد که ضرایب آن گویا هستند (همانند عددe). این کشف بزرگ یعنی اینکه عدد پی یک عدد گنگ میباشد به سالها تلاش ریاضیدانان برای تربیع دایره پایان داد.
🆔 @Physics3g
ادامه دارد…
🖋نگارش از سوفیا
Forwarded from اتچ بات
🔸 منبع جدید تولید انرژی:
🆔 @Physics3p
ساخت راکتور های جوش هسته ای برای تولید انرژی پاک و بینهایت یک ایده ی بسیار عالی است. هم اکنون ما برای تولید انرژی از شکافت هسته ای استفاده میکنیم. شکافت هسته ای زمانی انجام میشود که نوترون با هسته ی اتم های سنگین مانند اورانیوم برخورد کند و اتم سنگین به دو یا چند عنصر نامساوی تقسیم می شود. در این واکنش طی تبدیل اتم سنگین به اتم های سبک تر مقداری جرم به انرژی تبدیل میشود و ما از این انرژی تولید شده استفاده میکنیم.
جوش هسته ای همان واکنشی است که در دل ستارگان انجام میشود و در آن با پیوند چند اتم سبک، اتم های سنگین تر به وجود میآید و طی این فرایند انرژی بسیار زیادی تولید میشود. و مهمتر انکه این واکنش هیچ نوع پسماندی ایجاد نمیکند و انرژی کاملا پاکی است. این ویژگی ها سبب شده که دانشمندان به فکر ساخت راکتور های جوش هسته ای بیفتند. اما با مشکلات بسیاری برای ساخت این رو به رو راکتور هستند.
🔹 تاکنون دو روش برای ایجاد جوش هسته ای ارائه شده که در ادامه به تشرح انها میپردازیم.
روش اول محصورسازی مغناطیسی است. اتم های دوتریوم و تریتیوم را دمایشان را تا حدود ۱۰۰ میلیون درجه بالا می برند سپس با استفاده از میدان مغناطیسی قوی در مسیری حلقوی گیر میاندازند.
روش دوم محصورسازی لختی است که در ان اتم ها در لایه هایی قرار میگرند. با استفاده از لیزر به لایهی بیرونی حرارت منتقل میشود، سپس لایهی حرارت دیدهشده به سمت بیرون پرتاب و باعث میشود که اتمهای درون آن فشرده شود و فرایند همجوشی رخ دهد. در حقیقت موج ضربهای ایجادشده در درون کپسول باعث فشرده شدن اتمها به یکدیگر و رخ دادن همجوشی میشود.
🔸 مزایای جوش هسته ای نسبت به شکافت و مشکلات ساخت راکتور جوش هسته ای:
اورانیوم که از آن به عنوان سوخت برای راکتور های هسته ای استفاده میکنند عنصری نادر است هم چنین پسماند های رادیواکتیوی ایجاد میکند که بسیار خطرناک است. در صورتی که جوش هسته ای هیچ نوع پسماند یا آلودگی ندارد و کاملا پاک است. و اینکه در این واکنش از یکی از ایزوتوپ های هیدروژن (دوتریوم) استفاده میشود که بسیار فراون است. (البته ناگفته نماند که ترتیوم که یکی دیگر از ایزوتوپ های هیدروژن می باشد که ناپایدار و بسیار نادر است و این یکی از مشکلات استفاده از جوش هسته ای است چون باید به دنبال عنصری دیگر گشت تا با دوتریوم جوش بخورد.) یکی دیگر از مزایای استفاده از جوش هسته ای این است که علاوه بر پاک بودن انرژی سه تا چهار برابر شکافت هسته ای تولید می کند و این بسیار عالی است.
🔹 و اما مشکلات:
هسته ی اتم ها بدلیل نیروی دافعه کولنی هیج تمایلی به جوش خوردن ندارند. برای اینکه واکنش جوش هسته ای رخ دهد باید هسته های اتم بسیار به هم نزدیک شوند در صورتی که هسته ها تمایل دارند از هم دور شوند. پس باید این کار با زور انجام شود! برای این کار باید انرژی جنبشی اتم هارا بسیار زیاد کنیم تا وقتی به شدت باهم برخورد می کنند واکنش انجام شود. تنها راه برای ایجاد چنین انرژی جنبشی گرما است. زمانی که پلاسمایی بسیار داغ داشته باشیم بعضی از هسته ها چنان به هم برخورد میکنند که واکنش اتفاق بیفتد. و کار مشکل اینجاست که باید روی زمین دمایی به اندازه ی هسته ی خورشید ایجاد کنیم! و اینکه زمانی که پلاسما در دما و فشار زیاد قرار بگیرد مهار کردن آن بسیار کار مشکلی است و باید از تجهیزاتی استفاده کرد تا زیر این دمای زیاد بخار نشود! خب قطعا چنین وسیله ای هزینه ی بسیار سرسام اور و همچنین ریسک بالایی خواهد داشت.
پیش از این گفتیم که تریتیوم ایزوتوپ نادر هیدروژن است در صورتی که واکنش دوتریوم تریتیوم نسبت به دیگر واکنش ها به دمای کمی نیاز دارد. دمایی در حدود ۱۰۰ میلیون درجه سانتی گراد. علاوه بر این، واکنش دوتریوم تریتیوم نوترون ازاد تولید میکند. نوترون آزاد یعنی پرتوزایی و تجهیزات همواره در خطر هستند. مهندسان در حال کارکردن روی حل این مشکل هستند. یکی از این راه ها گرداب فلز مایع است که ترکیبی از سرب و لیتیوم است که میتواند نوترونهای آزاد را جذب کند. البته میتوان به سراغ واکنش دوتریوم و هلیوم۳ رفت چون نوترون آزاد کمتری تولید میکند ولی نیاز به دمای ۳ میلیارد درجه سانتی گراد دارد!!!
جمع بندی مطلب با مزایای جوش هسته ای:
🔹منابع سوخت آن بسیار فراوان است.
🔸تریتیوم نیز در فرایند جذب نوترون توسط لیتیوم قابل تولید است.
🔹بهازای هر نوکلئون از مادهی سوخت، انرژی تولیدی نسبت به روش شکافت بیشتر است.
🔸 معضل پسماندهای هستهای را ندارد.
🔹در هنگام وقوع حوادث احتمالی، راکتور همجوشی از کنترل خارج نمیشود.
🆔 @Physics3p
🆔 @Physics3p
ساخت راکتور های جوش هسته ای برای تولید انرژی پاک و بینهایت یک ایده ی بسیار عالی است. هم اکنون ما برای تولید انرژی از شکافت هسته ای استفاده میکنیم. شکافت هسته ای زمانی انجام میشود که نوترون با هسته ی اتم های سنگین مانند اورانیوم برخورد کند و اتم سنگین به دو یا چند عنصر نامساوی تقسیم می شود. در این واکنش طی تبدیل اتم سنگین به اتم های سبک تر مقداری جرم به انرژی تبدیل میشود و ما از این انرژی تولید شده استفاده میکنیم.
جوش هسته ای همان واکنشی است که در دل ستارگان انجام میشود و در آن با پیوند چند اتم سبک، اتم های سنگین تر به وجود میآید و طی این فرایند انرژی بسیار زیادی تولید میشود. و مهمتر انکه این واکنش هیچ نوع پسماندی ایجاد نمیکند و انرژی کاملا پاکی است. این ویژگی ها سبب شده که دانشمندان به فکر ساخت راکتور های جوش هسته ای بیفتند. اما با مشکلات بسیاری برای ساخت این رو به رو راکتور هستند.
🔹 تاکنون دو روش برای ایجاد جوش هسته ای ارائه شده که در ادامه به تشرح انها میپردازیم.
روش اول محصورسازی مغناطیسی است. اتم های دوتریوم و تریتیوم را دمایشان را تا حدود ۱۰۰ میلیون درجه بالا می برند سپس با استفاده از میدان مغناطیسی قوی در مسیری حلقوی گیر میاندازند.
روش دوم محصورسازی لختی است که در ان اتم ها در لایه هایی قرار میگرند. با استفاده از لیزر به لایهی بیرونی حرارت منتقل میشود، سپس لایهی حرارت دیدهشده به سمت بیرون پرتاب و باعث میشود که اتمهای درون آن فشرده شود و فرایند همجوشی رخ دهد. در حقیقت موج ضربهای ایجادشده در درون کپسول باعث فشرده شدن اتمها به یکدیگر و رخ دادن همجوشی میشود.
🔸 مزایای جوش هسته ای نسبت به شکافت و مشکلات ساخت راکتور جوش هسته ای:
اورانیوم که از آن به عنوان سوخت برای راکتور های هسته ای استفاده میکنند عنصری نادر است هم چنین پسماند های رادیواکتیوی ایجاد میکند که بسیار خطرناک است. در صورتی که جوش هسته ای هیچ نوع پسماند یا آلودگی ندارد و کاملا پاک است. و اینکه در این واکنش از یکی از ایزوتوپ های هیدروژن (دوتریوم) استفاده میشود که بسیار فراون است. (البته ناگفته نماند که ترتیوم که یکی دیگر از ایزوتوپ های هیدروژن می باشد که ناپایدار و بسیار نادر است و این یکی از مشکلات استفاده از جوش هسته ای است چون باید به دنبال عنصری دیگر گشت تا با دوتریوم جوش بخورد.) یکی دیگر از مزایای استفاده از جوش هسته ای این است که علاوه بر پاک بودن انرژی سه تا چهار برابر شکافت هسته ای تولید می کند و این بسیار عالی است.
🔹 و اما مشکلات:
هسته ی اتم ها بدلیل نیروی دافعه کولنی هیج تمایلی به جوش خوردن ندارند. برای اینکه واکنش جوش هسته ای رخ دهد باید هسته های اتم بسیار به هم نزدیک شوند در صورتی که هسته ها تمایل دارند از هم دور شوند. پس باید این کار با زور انجام شود! برای این کار باید انرژی جنبشی اتم هارا بسیار زیاد کنیم تا وقتی به شدت باهم برخورد می کنند واکنش انجام شود. تنها راه برای ایجاد چنین انرژی جنبشی گرما است. زمانی که پلاسمایی بسیار داغ داشته باشیم بعضی از هسته ها چنان به هم برخورد میکنند که واکنش اتفاق بیفتد. و کار مشکل اینجاست که باید روی زمین دمایی به اندازه ی هسته ی خورشید ایجاد کنیم! و اینکه زمانی که پلاسما در دما و فشار زیاد قرار بگیرد مهار کردن آن بسیار کار مشکلی است و باید از تجهیزاتی استفاده کرد تا زیر این دمای زیاد بخار نشود! خب قطعا چنین وسیله ای هزینه ی بسیار سرسام اور و همچنین ریسک بالایی خواهد داشت.
پیش از این گفتیم که تریتیوم ایزوتوپ نادر هیدروژن است در صورتی که واکنش دوتریوم تریتیوم نسبت به دیگر واکنش ها به دمای کمی نیاز دارد. دمایی در حدود ۱۰۰ میلیون درجه سانتی گراد. علاوه بر این، واکنش دوتریوم تریتیوم نوترون ازاد تولید میکند. نوترون آزاد یعنی پرتوزایی و تجهیزات همواره در خطر هستند. مهندسان در حال کارکردن روی حل این مشکل هستند. یکی از این راه ها گرداب فلز مایع است که ترکیبی از سرب و لیتیوم است که میتواند نوترونهای آزاد را جذب کند. البته میتوان به سراغ واکنش دوتریوم و هلیوم۳ رفت چون نوترون آزاد کمتری تولید میکند ولی نیاز به دمای ۳ میلیارد درجه سانتی گراد دارد!!!
جمع بندی مطلب با مزایای جوش هسته ای:
🔹منابع سوخت آن بسیار فراوان است.
🔸تریتیوم نیز در فرایند جذب نوترون توسط لیتیوم قابل تولید است.
🔹بهازای هر نوکلئون از مادهی سوخت، انرژی تولیدی نسبت به روش شکافت بیشتر است.
🔸 معضل پسماندهای هستهای را ندارد.
🔹در هنگام وقوع حوادث احتمالی، راکتور همجوشی از کنترل خارج نمیشود.
🆔 @Physics3p
Telegram
attach 📎
💎 عقیده ای که ادعا کند کامل است
دیگر پویا نیست.
عقیده ای که ادعا کند پویاست
دیگر کامل نیست.
عقیده ای که ادعا کند کامل و پویاست
دیگر راستگو نیست.
استیون هاوکینگ
🆔 @Physics3p
دیگر پویا نیست.
عقیده ای که ادعا کند پویاست
دیگر کامل نیست.
عقیده ای که ادعا کند کامل و پویاست
دیگر راستگو نیست.
استیون هاوکینگ
🆔 @Physics3p
👍1
📚 تاریخچه ریاضیات
📎قسمت نهم تاریخچه اعداد
🆔 @Physics3p
🔸تاریخچه عدد π
مهندسان هخامنشی راز استفاده از عدد پی ( ۳.۱۴ ) را دو هزار و پانصد سال پیش كشف كرده بودند. آنها در ساخت سازه های سنگی و ستون های مجموعه تخت جمشید كه دارای اشكال مخروطی است، از این عدد استفاده می كردند.
گرچه كشف عدد پی جزو مهمترین كشفیات در ریاضیات است ولی كارشناسان ریاضی هنوز نتوانسته اند زمان مشخصی برای شروع استفاده از این عدد پیش بینی كنند. عده زیادی، مصریان و برخی دیگر، یونانیان باستان را كاشفان این عدد می دانستند اما بررسی های جدید نشان می دهد هخامنشیان هم با این عدد آشنا بودند.
عبدالعظیم شاه كرمی» متخصص سازه و ژئوفیزیك و مسئول بررسی های مهندسی در مجموعه تخت جمشید در این باره، گفت <<بررسی های كارشناسی كه روی سازه های تخت جمشید به ویژه روی ستون های تخت جمشید و اشكال مخروطی انجام گرفته؛ نشان می دهد كه هخامنشیان دو هزار و پانصد سال پیش
دانشمندان ریاضی دان استفاده می كردند كه به خوبی با ریاضیات محض و مهندسی آشنا بودند. آنان برای ساخت حجم های مخروطی راز عدد پی را شناسایی كرده بودند>>.
دقت و ظرافت در ساخت ستون های دایره ای تخت جمشید نشان می دهد كه مهندسان این سازه عدد پی را تا چندین رقم اعشار محاسبه كرده بودند. شاه كرمی در این باره گفت: «مهندسان هخامنشی ابتدا مقاطع دایره ای را به چندین بخش مساوی تقسیم می كردند. سپس در داخل هر قسمت تقسیم شده، هلالی معكوس را رسم می كردند. این كار آنها را قادر می ساخت كه مقاطع بسیار دقیق ستون های دایره ای را به دست بیاورند. محاسبات اخیر، مهندسان سازه تخت جمشید را در محاسبه ارتفاع ستون ها، نحوه ساخت آنها، فشاری كه باید ستون ها تحمل كنند و توزیع تنش در مقاطع ستون ها یاری می كرد. این مهندسان برای به دست آوردن مقاطع دقیق ستون ها مجبور بودند عدد پی را تا چند رقم اعشار محاسبه كنند.
🔵 جمشید غیاث الدین کاشانی
قرن نهم هجری غیاث الدین جمشید کاشانی ریاضیدان و دانشمند ایرانی در رساله المحیطیه که درباره دایره نوشت، عدد پی را با ۱۶ رقم درست پس از ممیز یافت که تا صد و هشتاد سال بعد کسی نتوانست آن را گسترش دهد.
🆔 @Physics3p
◾️محاسبه های مقدار پی که شروع آنها محاسبه با کامپیوتر ENIAC در ۱۹۴۹ بود، برای فراهم آوردن اطلاعات آماری در باب این موضوع صورت گرفته بودند. از شمارش های انجام شده بر روی این بسط های گسترده پی به نظر می رسد که این عدد احتمالا نرمال است. محاسبه پی با اشتباهی در رقم ۷۰۷ ام آن که به وسیله شنکس در سال ۱۸۳۷ انجام شد، ظاهرا دلالت بر این می کرد که پی حتی نرمال ساده هم نیست. جالب اینجاست که سرعت محاسبه تعداد ارقام اعشاری مشخص عدد پی یکی از معیارهای استاندارد تعیین قدرت ابر کامپیوتر ها است
امروزه مقدار عدد پی با استفاده از پیشرفتهترین رایانهها تا میلیونها رقم محاسبه شدهاست. و تعداد این ارقام هنوز در حال افزایش است. اولین محاسبه کامپیوتری در سال ۱۹۴۹ انجام گرفت و این عدد را تا ۲۰۰۰ رقم محاسبه نمود و در اوخر سال ۱۹۹۹ یکی از سوپر کامپیوترهای دانشگاه توکیو این عدد را تا ۲۰۶٬۱۵۸٬۴۳۰٬۰۰۰ رقم اعشار محاسبه نمود
🔼 از سال ۱۹۸۸ روز ۱۴ مارس را در آمریکا روز عدد پی نام نهادهاند و جشن میگیرند. روزهای دیگری نیز برای عدد پی در دیگر کشورها تعیین شده و مراسمی برای معرفی عدد پی و اهمیت آن برگزار میشود.
هم اكنون دانشمندان در بزرگ ترین مراكز علمی و مهندسی جهان چون «ناسا» برای ساخت فضاپیماها و استفاده از اشكال مخروطی توانسته اند عدد پی را تا چند صد رقم اعشار حساب كنند. بر اساس متون تاریخ و ریاضیات نخستین كسی كه توانست به طور دقیق عدد پی را محاسبه كند، «غیاث الدین محمد كاشانی» بود. این دانشمند ایرانی عدد پی را تا چند رقم اعشاری محاسبه كرد. پس از او دانشمندانی چون پاسكال به محاسبه دقیق تر این عدد پرداختند. هم اكنون دانشمندان با استفاده از رایانه های بسیار پیشرفته به محاسبه این عدد می پردازند
🆔 @Physics3p
✔️عدد پی فقط برای بازی یا حفظ کردن نیست دانشمندان هر روز برای محاسباتی مثل تعیین حجم کره، مساحت دایره و حجم استوانه از این عدد استفاده می کنند. شاید اگر عدد پی نبود اکتشاف های فضایی غیر ممکن می شد چون با کمک عدد پی است که می توان سایز محفظه ای که برای وارد شدن به اتمسفر زهره هست را محاسبه کرد. حتی اندازه چتر نجاتی که برای فرود امن روی سطح مریخ نیاز هست هم به کمک عدد پی محاسبه می شود. تا به حال فکر کرده اید که سیستم GPS ی که در گوشی همراه شماست چجوری لوکیشن دقیق را محاسبه می کند؟ به کمک عدد پی
🆔 @Physics3p
🖋نگارش از سوفیا
📎قسمت نهم تاریخچه اعداد
🆔 @Physics3p
🔸تاریخچه عدد π
مهندسان هخامنشی راز استفاده از عدد پی ( ۳.۱۴ ) را دو هزار و پانصد سال پیش كشف كرده بودند. آنها در ساخت سازه های سنگی و ستون های مجموعه تخت جمشید كه دارای اشكال مخروطی است، از این عدد استفاده می كردند.
گرچه كشف عدد پی جزو مهمترین كشفیات در ریاضیات است ولی كارشناسان ریاضی هنوز نتوانسته اند زمان مشخصی برای شروع استفاده از این عدد پیش بینی كنند. عده زیادی، مصریان و برخی دیگر، یونانیان باستان را كاشفان این عدد می دانستند اما بررسی های جدید نشان می دهد هخامنشیان هم با این عدد آشنا بودند.
عبدالعظیم شاه كرمی» متخصص سازه و ژئوفیزیك و مسئول بررسی های مهندسی در مجموعه تخت جمشید در این باره، گفت <<بررسی های كارشناسی كه روی سازه های تخت جمشید به ویژه روی ستون های تخت جمشید و اشكال مخروطی انجام گرفته؛ نشان می دهد كه هخامنشیان دو هزار و پانصد سال پیش
دانشمندان ریاضی دان استفاده می كردند كه به خوبی با ریاضیات محض و مهندسی آشنا بودند. آنان برای ساخت حجم های مخروطی راز عدد پی را شناسایی كرده بودند>>.
دقت و ظرافت در ساخت ستون های دایره ای تخت جمشید نشان می دهد كه مهندسان این سازه عدد پی را تا چندین رقم اعشار محاسبه كرده بودند. شاه كرمی در این باره گفت: «مهندسان هخامنشی ابتدا مقاطع دایره ای را به چندین بخش مساوی تقسیم می كردند. سپس در داخل هر قسمت تقسیم شده، هلالی معكوس را رسم می كردند. این كار آنها را قادر می ساخت كه مقاطع بسیار دقیق ستون های دایره ای را به دست بیاورند. محاسبات اخیر، مهندسان سازه تخت جمشید را در محاسبه ارتفاع ستون ها، نحوه ساخت آنها، فشاری كه باید ستون ها تحمل كنند و توزیع تنش در مقاطع ستون ها یاری می كرد. این مهندسان برای به دست آوردن مقاطع دقیق ستون ها مجبور بودند عدد پی را تا چند رقم اعشار محاسبه كنند.
🔵 جمشید غیاث الدین کاشانی
قرن نهم هجری غیاث الدین جمشید کاشانی ریاضیدان و دانشمند ایرانی در رساله المحیطیه که درباره دایره نوشت، عدد پی را با ۱۶ رقم درست پس از ممیز یافت که تا صد و هشتاد سال بعد کسی نتوانست آن را گسترش دهد.
🆔 @Physics3p
◾️محاسبه های مقدار پی که شروع آنها محاسبه با کامپیوتر ENIAC در ۱۹۴۹ بود، برای فراهم آوردن اطلاعات آماری در باب این موضوع صورت گرفته بودند. از شمارش های انجام شده بر روی این بسط های گسترده پی به نظر می رسد که این عدد احتمالا نرمال است. محاسبه پی با اشتباهی در رقم ۷۰۷ ام آن که به وسیله شنکس در سال ۱۸۳۷ انجام شد، ظاهرا دلالت بر این می کرد که پی حتی نرمال ساده هم نیست. جالب اینجاست که سرعت محاسبه تعداد ارقام اعشاری مشخص عدد پی یکی از معیارهای استاندارد تعیین قدرت ابر کامپیوتر ها است
امروزه مقدار عدد پی با استفاده از پیشرفتهترین رایانهها تا میلیونها رقم محاسبه شدهاست. و تعداد این ارقام هنوز در حال افزایش است. اولین محاسبه کامپیوتری در سال ۱۹۴۹ انجام گرفت و این عدد را تا ۲۰۰۰ رقم محاسبه نمود و در اوخر سال ۱۹۹۹ یکی از سوپر کامپیوترهای دانشگاه توکیو این عدد را تا ۲۰۶٬۱۵۸٬۴۳۰٬۰۰۰ رقم اعشار محاسبه نمود
🔼 از سال ۱۹۸۸ روز ۱۴ مارس را در آمریکا روز عدد پی نام نهادهاند و جشن میگیرند. روزهای دیگری نیز برای عدد پی در دیگر کشورها تعیین شده و مراسمی برای معرفی عدد پی و اهمیت آن برگزار میشود.
هم اكنون دانشمندان در بزرگ ترین مراكز علمی و مهندسی جهان چون «ناسا» برای ساخت فضاپیماها و استفاده از اشكال مخروطی توانسته اند عدد پی را تا چند صد رقم اعشار حساب كنند. بر اساس متون تاریخ و ریاضیات نخستین كسی كه توانست به طور دقیق عدد پی را محاسبه كند، «غیاث الدین محمد كاشانی» بود. این دانشمند ایرانی عدد پی را تا چند رقم اعشاری محاسبه كرد. پس از او دانشمندانی چون پاسكال به محاسبه دقیق تر این عدد پرداختند. هم اكنون دانشمندان با استفاده از رایانه های بسیار پیشرفته به محاسبه این عدد می پردازند
🆔 @Physics3p
✔️عدد پی فقط برای بازی یا حفظ کردن نیست دانشمندان هر روز برای محاسباتی مثل تعیین حجم کره، مساحت دایره و حجم استوانه از این عدد استفاده می کنند. شاید اگر عدد پی نبود اکتشاف های فضایی غیر ممکن می شد چون با کمک عدد پی است که می توان سایز محفظه ای که برای وارد شدن به اتمسفر زهره هست را محاسبه کرد. حتی اندازه چتر نجاتی که برای فرود امن روی سطح مریخ نیاز هست هم به کمک عدد پی محاسبه می شود. تا به حال فکر کرده اید که سیستم GPS ی که در گوشی همراه شماست چجوری لوکیشن دقیق را محاسبه می کند؟ به کمک عدد پی
🆔 @Physics3p
🖋نگارش از سوفیا
📚 فیزیک کوآنتوم به زبان ساده
🔰سری اول🔰
📎 قسمت پانزدهم: اصول مهم کوآنتوم مکانیک - بخش اول
🆔 @Physics3p
🔹خب! در طی چند قسمت پیشین، سعی کردیم به توجیه نظریه موجی و در نتیجه، معادله موج بپردازیم. حالا که فهمیدیم این تئوری از کجا و چرا اومده و چطور میتونیم با کمک اون رفتار ذرات بینهایت کوچک رو توجیه کنیم، وقتشه کمی بازگشت به عقب داشته باشیم و یکسری مطالب مربوط به ساختار اتم که تا پیش از پی بردن به این تئوری قادر به توجیه اون نبودیم، کمی درباره اونها حرف بزنیم و در نهایت، به چند اصل بسیار مهم و حیاتی! در کوآنتوم مکانیک برسیم.
💢 بازهم ذرات بینهایت کوچک!
🔸گفتیم در تفسیرهای مختلف مکتب اتم گرایی که به خیلی وقت پیش برمیگرده!(قسمت های اول و دوم این مطلب)، عقیده بر اینه که کوچکترین جز ماده چیزی نیست جز اتم. اما با پیشرفت علم و تصدیق کیفی این موضوع، به این پی بردیم که اتم ها هم قابل خرد شدن و کوچکتر شدن هستند و بعبارتی، اتم هم از اجزای بسیار کوچکتری ساخته شده که گاهی ممکنه این اجزا، خود از اجزای کوچکتر ساخته شده باشند یا حتی ممکنه دیگه قابل ریزتر شدن نباشند! در فیزیک ذرات، به این موجودات بسیار ریز که دیگه قابل شکافته شدن نیستند، در اصطلاح ذرات بنیادی میگن!(در سری دوم این مطلب، به توجیه بیشتر این موضوع میپردازیم و همچنین پی خواهیم برد، ذرات با توجه به این قابلیتشان -ریزتر شدن یا بنیادی بودن- خود به دوسته "هادرون" و "لپتون" تقسیم بندی میشوند.)
🔹الکترون هم یکی از همین ذرات بنیادیه که در بسیاری از توجیحات مربوط به تئوری موجی و ذره ای، از الکترون بعنوان نماینده این ذرات استفاده کردیم! اما حقیقت اینه، در دنیای ذرات، نظم نسبی برقراره و این ذرات، در حقیقت تمایل دارن در "پایدار" ترین حالت ممکن قرار داشته باشند. اینکه وقتی میگیم "پایدار" دقیقأ داریم از چی حرف میزنیم؟ خودش موضوع مفصلیه! اما در یک جمله کوتاه، میشه گفت: پایداری با پتانسیل یا تمایل برای داشتن هرنوع انرژی یا چیزی که مارو به این انرژی ها برسونه(مثلأ حرکت که دارای انرژی جنبشی هست) رابطه عکس داره و میشه گفت، هرچی یک چیز پایدارتر باشه، در حقیقت انرژی مستقل از ذات اون کمتره!(انرژی مستقل از ذات واژه ای هست من در آوردی! تا بین توجیحات عمومی انرژی و توجیحات نسبیتی اون که در مطلب مربوط به "نسبیت به زبان ساده"، گفتیم ماده و انرژی در حقیقت قابلیت تبدیل شدن به یکدیگر را دارند، تمایز قائل بشیم).
🔸برای مثال اگه بخوام با یک مثال این موضوع رو توجیه کنم، میتونیم یک بچه خردسال(ترجیحأ بچهی آدمیزاد!) رو نماینده این ذرات درنظر بگیریم. هرچی این بچه "انرژی" بیشتری داشته باشه، از در و دیوار بالا میره و یکجا نشوندنش سخت میشه! اما اگه این بچه خسته و "فاقد انرژی" باشه، یه گوشهای میشینه و ماهم میتونیم یه نفس راحتی بکشیم! در حالت دوم که انرژی این بچه کمتره، اصطلاحأ میشه گفت این بچه "پایدارتره" و در حالت اول، این بچه "ناپایدارتر" بود.(کاملأ واضح و مبرهنه که وقتی از انرژی بچه حرف میزنیم، منظورمون این نبود که این بچه رو در راکتور هستهای و طی واکنش های هسته ای، به انرژی تبدیل کنیم! پس وقتی میگیم "انرژی غیر ذاتی" یک ذره هم یعنی چنین قصدی نداریم.)
🔹حالا اگه از این بحث بگذریم، در قسمت دوم که به مدل های اتمی پرداختیم، گفتیم مدل اتمی بور قابلیت توجیه رفتار الکترون هارو داره. اما برای ارائه این تشریحات، نیاز به یکسری تقسیم بندی های کوآنتومی در این مدل احساس میشه. بور تونست با این مدل و ایجاد این تقسیم بندی ها، به توجیه رفتار اتم ها یا یونهای تک الکترونی بپردازه. اما تئوری موجی، این تشریحات رو تعمیم میده و از دل اون، به اصل مهمی میرسه که در ادامه به این اصل میپردازیم.
💢 اصل طرد پائولی
🔸گفتیم الکترون ها(و جلوتر خواهیم گفت تمام ذرات ماده که با نام "فرمیون" شناخته میشند) تمایل دارند به یک "پایداری نسبی" برسند، یعنی انرژی غیر ذاتی یا ذخیره ای کمتری داشته باشند. همچنین گفتیم در توجیحات کوآنتومی مدل بور، الکترون ها در "طبقات" یا مکانها با ویژگی های خاصی قرار میگیرند و اینطوری نیست که هرجا دلشون خواست ظاهر بشن!(قسمت دوم این مطلب). این طبقه بندی ها هم بدین صورته که هر اتم دارای چند لایه اصلی هست که بعنوان "عدد کوانتومی اصلی" معرفی میشه و هر کدوم از این لایه ها، دارای چند زیر لایه فرعی هستند. هرکدوم از این لایه های فرعی هم خود با چیزی بنام "اوربیتال الکترونی" تقسیم بندی میشند که در هر اوربیتال از این زیرلایه ها، یک جفت الکترون قرار میگیره. این اوربیتال ها و الکترون ها، خود با چیزی بنام "عدد کوانتومی مغناطیسی اوربیتال" متمایز میشن و هر جفت الکترون موجود در این اوربیتال ها نیز، دارای یک ویژگی متمایز کننده بنام "عدد کوآنتومی مغناطیسی اسپین" هستند.
ادامه دارد....
🆔 @Physics3p
✍ نوشته A.M.H
🔰سری اول🔰
📎 قسمت پانزدهم: اصول مهم کوآنتوم مکانیک - بخش اول
🆔 @Physics3p
🔹خب! در طی چند قسمت پیشین، سعی کردیم به توجیه نظریه موجی و در نتیجه، معادله موج بپردازیم. حالا که فهمیدیم این تئوری از کجا و چرا اومده و چطور میتونیم با کمک اون رفتار ذرات بینهایت کوچک رو توجیه کنیم، وقتشه کمی بازگشت به عقب داشته باشیم و یکسری مطالب مربوط به ساختار اتم که تا پیش از پی بردن به این تئوری قادر به توجیه اون نبودیم، کمی درباره اونها حرف بزنیم و در نهایت، به چند اصل بسیار مهم و حیاتی! در کوآنتوم مکانیک برسیم.
💢 بازهم ذرات بینهایت کوچک!
🔸گفتیم در تفسیرهای مختلف مکتب اتم گرایی که به خیلی وقت پیش برمیگرده!(قسمت های اول و دوم این مطلب)، عقیده بر اینه که کوچکترین جز ماده چیزی نیست جز اتم. اما با پیشرفت علم و تصدیق کیفی این موضوع، به این پی بردیم که اتم ها هم قابل خرد شدن و کوچکتر شدن هستند و بعبارتی، اتم هم از اجزای بسیار کوچکتری ساخته شده که گاهی ممکنه این اجزا، خود از اجزای کوچکتر ساخته شده باشند یا حتی ممکنه دیگه قابل ریزتر شدن نباشند! در فیزیک ذرات، به این موجودات بسیار ریز که دیگه قابل شکافته شدن نیستند، در اصطلاح ذرات بنیادی میگن!(در سری دوم این مطلب، به توجیه بیشتر این موضوع میپردازیم و همچنین پی خواهیم برد، ذرات با توجه به این قابلیتشان -ریزتر شدن یا بنیادی بودن- خود به دوسته "هادرون" و "لپتون" تقسیم بندی میشوند.)
🔹الکترون هم یکی از همین ذرات بنیادیه که در بسیاری از توجیحات مربوط به تئوری موجی و ذره ای، از الکترون بعنوان نماینده این ذرات استفاده کردیم! اما حقیقت اینه، در دنیای ذرات، نظم نسبی برقراره و این ذرات، در حقیقت تمایل دارن در "پایدار" ترین حالت ممکن قرار داشته باشند. اینکه وقتی میگیم "پایدار" دقیقأ داریم از چی حرف میزنیم؟ خودش موضوع مفصلیه! اما در یک جمله کوتاه، میشه گفت: پایداری با پتانسیل یا تمایل برای داشتن هرنوع انرژی یا چیزی که مارو به این انرژی ها برسونه(مثلأ حرکت که دارای انرژی جنبشی هست) رابطه عکس داره و میشه گفت، هرچی یک چیز پایدارتر باشه، در حقیقت انرژی مستقل از ذات اون کمتره!(انرژی مستقل از ذات واژه ای هست من در آوردی! تا بین توجیحات عمومی انرژی و توجیحات نسبیتی اون که در مطلب مربوط به "نسبیت به زبان ساده"، گفتیم ماده و انرژی در حقیقت قابلیت تبدیل شدن به یکدیگر را دارند، تمایز قائل بشیم).
🔸برای مثال اگه بخوام با یک مثال این موضوع رو توجیه کنم، میتونیم یک بچه خردسال(ترجیحأ بچهی آدمیزاد!) رو نماینده این ذرات درنظر بگیریم. هرچی این بچه "انرژی" بیشتری داشته باشه، از در و دیوار بالا میره و یکجا نشوندنش سخت میشه! اما اگه این بچه خسته و "فاقد انرژی" باشه، یه گوشهای میشینه و ماهم میتونیم یه نفس راحتی بکشیم! در حالت دوم که انرژی این بچه کمتره، اصطلاحأ میشه گفت این بچه "پایدارتره" و در حالت اول، این بچه "ناپایدارتر" بود.(کاملأ واضح و مبرهنه که وقتی از انرژی بچه حرف میزنیم، منظورمون این نبود که این بچه رو در راکتور هستهای و طی واکنش های هسته ای، به انرژی تبدیل کنیم! پس وقتی میگیم "انرژی غیر ذاتی" یک ذره هم یعنی چنین قصدی نداریم.)
🔹حالا اگه از این بحث بگذریم، در قسمت دوم که به مدل های اتمی پرداختیم، گفتیم مدل اتمی بور قابلیت توجیه رفتار الکترون هارو داره. اما برای ارائه این تشریحات، نیاز به یکسری تقسیم بندی های کوآنتومی در این مدل احساس میشه. بور تونست با این مدل و ایجاد این تقسیم بندی ها، به توجیه رفتار اتم ها یا یونهای تک الکترونی بپردازه. اما تئوری موجی، این تشریحات رو تعمیم میده و از دل اون، به اصل مهمی میرسه که در ادامه به این اصل میپردازیم.
💢 اصل طرد پائولی
🔸گفتیم الکترون ها(و جلوتر خواهیم گفت تمام ذرات ماده که با نام "فرمیون" شناخته میشند) تمایل دارند به یک "پایداری نسبی" برسند، یعنی انرژی غیر ذاتی یا ذخیره ای کمتری داشته باشند. همچنین گفتیم در توجیحات کوآنتومی مدل بور، الکترون ها در "طبقات" یا مکانها با ویژگی های خاصی قرار میگیرند و اینطوری نیست که هرجا دلشون خواست ظاهر بشن!(قسمت دوم این مطلب). این طبقه بندی ها هم بدین صورته که هر اتم دارای چند لایه اصلی هست که بعنوان "عدد کوانتومی اصلی" معرفی میشه و هر کدوم از این لایه ها، دارای چند زیر لایه فرعی هستند. هرکدوم از این لایه های فرعی هم خود با چیزی بنام "اوربیتال الکترونی" تقسیم بندی میشند که در هر اوربیتال از این زیرلایه ها، یک جفت الکترون قرار میگیره. این اوربیتال ها و الکترون ها، خود با چیزی بنام "عدد کوانتومی مغناطیسی اوربیتال" متمایز میشن و هر جفت الکترون موجود در این اوربیتال ها نیز، دارای یک ویژگی متمایز کننده بنام "عدد کوآنتومی مغناطیسی اسپین" هستند.
ادامه دارد....
🆔 @Physics3p
✍ نوشته A.M.H
❤1
📚 فیزیک کوآنتوم به زبان ساده
🔰سری اول🔰
📎 قسمت شانزدهم: اصول مهم کوآنتوم مکانیک - بخش دوم
🆔 @Physics3p
🔹با این اوصاف، ما برای نشون دادن موقعیت و پایداری یک الکترون، نیاز به چهار عدد کوآنتومی داریم که در بالا از اونها نام بردیم و بترتیب، با حروف n , l, ml, ms نشون داده میشن. اصل طرد پائولی میگه: «هیچ دو الکترونی در یک اتم وجود نخواهد داشت که تمام اعداد کوآنتومی آنها کاملأ یکسان باشد. یعنی بعبارتی، هیچ دو الکترونی در اتم وجود ندارد که دارای "موقعیت کوآنتومی" کاملأ یکسان باشند!»
🔸این موضوع رو میشه با یک مثال به زبون آدمیزاد اینطوری توجیه کرد که؛ اگه فرض کنیم ما با چند زوج مختلف زن و مرد(نماینده الکترونها) روبرو هستیم که در یک اپارتمان زندگی میکنند، این اپارتمان، دارای چند طبقه(نماینده n) و هر طبقه دارای چند واحد(نماینده l) و هر واحد هم خود دارای اتاق های مجزا(نماینده ml) هستند. اگه تفاوت جنسیتی این افراد رو هم نماینده ms بدونیم، هر جفت زن و مرد، میتونند در یکی از این اتاق ها سکونی داشته باشند! این همون اصل طرد پائولیه که میگه ممکن نیست در یک اتاق دو زن باهم یا دو مرد باهم قرار بگیرند و همچنین ممکن نیست در یک اتاق چند زوج با هر ترکیبی قرار بگیرند ولی در اتاق دیگه ای هیچ شخصی حضور نداشته باشه!
🔹حالا اگه قرار باشه این اتاق هارو از طبقه اول ساختمان(نماینده n=1 و دارای کمترین انرژی و در نتیجه بیشترین پایداری) بترتیب اتاق ها پرکنیم، و بعد از پر شدن هر طبقه(یعنی هر لایه اصلی n) وارد طبقه بعدی بشیم، باید یه قاعده دیگه رو هم لحاظ کنیم! اگه گفتید چیه؟!😅 بله متأسفانه خانم ها مقدم ترند! یعنی باید در هر اتاق این طبقه، ابتدا یک خانم وارد شده و سپس بعد از تشریف فرمایی خانم ها! آقایون وارد اتاق هاشون بشند که این موضوع مارو به اصل و قاعده مهم بعدیمون میرسونه.
💢 قاعده حداکثر چندگانگی هوند
🔸این قاعده همونطور که در مثال بالا گفتیم، بدین صورت تعریف میشه: در زیرلایه های فرعی هر لایه الکترونی، برای پر شدن اوربیتال ها، ابتدا باید به هر اوربیتال یک الکترون با ms مشخصی وارد کرد، و سپس پس از اینکه هر اوربیتال با یک الکترون پر شد، به تکمیل و جفت سازی این اوربیتال ها بپردازیم.(خیلی زور زدم به ساده ترین حالت ممکن توضیح بدم ولی اگه احیانأ هنوز هم نفهمیدید، دیگه مشکل خودتونه!😃). دلیل این موضوع هم نسبتأ واضح هست! حتمأ میدونید الکترون ها دارای بارهای الکتریکی همنام هستند و در نتیجه همدیگر رو دفع میکنن و تمایل دارن در دورترین موقعیت نسبت به هم قرار بگیرند. حالا با این توصیف میتونید به چرایی وجود این قاعده(قاعده هوند) پی ببرید!
🔹اما گفتیم این قواعد برای تمام ذرات مادی(فرمیونها) برقراره و با این حال، قطعأ اصل طرد پائولی فقط برای الکترون نیست! اما چطور میشه اینو به سایر ذرات ساده تر شناخته شده، مثلأ پروتون و نوترون ها(منسوب به نوکلئون) و یا جز اصلی ترشون، کوآرک ها ربط داد؟ حقیقت اینه تمام این ذرات همینطوری رو هوا و در هر موقعیتی که دلشون خواست! نمیتونن قرار بگیرند و هر کدومشون بستگی به نوعشون، دارای اعداد کوآنتومی منسوب به خودشون هستند. دقیقأ مانند الکترون اما با تفاوت های کوچیک! مثلأ برای پروتون و نوترون ها(نوکلئون ها) اعداد کوآنتومی فضایی، اسپینی و ایزوسپینی تعریف میشه یا برای کوآرک ها، اعداد کوآنتومی، فضایی اسپینی، طعم و رنگ کوآرک جانشین چیزایی هست که برای الکترون تشریح کردیم!(در سری دوم این مطلب، چیزهای مطرح شده مربوط به ذرات بنیادی و موقعیت های کوآنتومی آنها، بطور کامل تشریح خواهد شد.)
🔸خب! دیدیم که در دنیای بینهایت کوچک ها هم یک نظم نسبی و ظاهری برقراره و تمام این تقسیم بندی ها و اصول، تنها برای این وجود دارند تا این نظم رو حفظ کنند. مثلأ اگه اصل طرد پائولی نقض میشد، تمام الکترون ها برای رسیدن به پایدارترین حالت، بر روی هم فرو میریختن و قطعأ جدول تناوبی عناصر و تمام این تنوع های اتمی وجود نداشت یا حتی ستارگان در مرحله پایانی عمر خود، به درون هم رمبش میکردند یا در توجیه بسیاری از اثرات مربوط به اتم و ذرات، مثل اثر فوتوالکتریک که پیشتر به اون پرداختیم، ناتوان میشدیم!(شاید اصلأ وجود نداشتیم که بخوایم ناتوان هم بشیم!)
🔹اما همچنین یکسری اصول و قوانین دیگه هم در دنیای بینهایت کوچک ها وجود داره که با ظهور کوآنتوم مکانیک و کوآنتوم مکانیک آماری شکوفا شدند! در ادامه، به تشریح یکی دیگر از این اصول، بنام "اصل عدم قطعیت" هایزنبرگ خواهیم پرداخت!!!
ادامه دارد....
🆔 @Physics3p
✍ نوشته A.M.H
🔰سری اول🔰
📎 قسمت شانزدهم: اصول مهم کوآنتوم مکانیک - بخش دوم
🆔 @Physics3p
🔹با این اوصاف، ما برای نشون دادن موقعیت و پایداری یک الکترون، نیاز به چهار عدد کوآنتومی داریم که در بالا از اونها نام بردیم و بترتیب، با حروف n , l, ml, ms نشون داده میشن. اصل طرد پائولی میگه: «هیچ دو الکترونی در یک اتم وجود نخواهد داشت که تمام اعداد کوآنتومی آنها کاملأ یکسان باشد. یعنی بعبارتی، هیچ دو الکترونی در اتم وجود ندارد که دارای "موقعیت کوآنتومی" کاملأ یکسان باشند!»
🔸این موضوع رو میشه با یک مثال به زبون آدمیزاد اینطوری توجیه کرد که؛ اگه فرض کنیم ما با چند زوج مختلف زن و مرد(نماینده الکترونها) روبرو هستیم که در یک اپارتمان زندگی میکنند، این اپارتمان، دارای چند طبقه(نماینده n) و هر طبقه دارای چند واحد(نماینده l) و هر واحد هم خود دارای اتاق های مجزا(نماینده ml) هستند. اگه تفاوت جنسیتی این افراد رو هم نماینده ms بدونیم، هر جفت زن و مرد، میتونند در یکی از این اتاق ها سکونی داشته باشند! این همون اصل طرد پائولیه که میگه ممکن نیست در یک اتاق دو زن باهم یا دو مرد باهم قرار بگیرند و همچنین ممکن نیست در یک اتاق چند زوج با هر ترکیبی قرار بگیرند ولی در اتاق دیگه ای هیچ شخصی حضور نداشته باشه!
🔹حالا اگه قرار باشه این اتاق هارو از طبقه اول ساختمان(نماینده n=1 و دارای کمترین انرژی و در نتیجه بیشترین پایداری) بترتیب اتاق ها پرکنیم، و بعد از پر شدن هر طبقه(یعنی هر لایه اصلی n) وارد طبقه بعدی بشیم، باید یه قاعده دیگه رو هم لحاظ کنیم! اگه گفتید چیه؟!😅 بله متأسفانه خانم ها مقدم ترند! یعنی باید در هر اتاق این طبقه، ابتدا یک خانم وارد شده و سپس بعد از تشریف فرمایی خانم ها! آقایون وارد اتاق هاشون بشند که این موضوع مارو به اصل و قاعده مهم بعدیمون میرسونه.
💢 قاعده حداکثر چندگانگی هوند
🔸این قاعده همونطور که در مثال بالا گفتیم، بدین صورت تعریف میشه: در زیرلایه های فرعی هر لایه الکترونی، برای پر شدن اوربیتال ها، ابتدا باید به هر اوربیتال یک الکترون با ms مشخصی وارد کرد، و سپس پس از اینکه هر اوربیتال با یک الکترون پر شد، به تکمیل و جفت سازی این اوربیتال ها بپردازیم.(خیلی زور زدم به ساده ترین حالت ممکن توضیح بدم ولی اگه احیانأ هنوز هم نفهمیدید، دیگه مشکل خودتونه!😃). دلیل این موضوع هم نسبتأ واضح هست! حتمأ میدونید الکترون ها دارای بارهای الکتریکی همنام هستند و در نتیجه همدیگر رو دفع میکنن و تمایل دارن در دورترین موقعیت نسبت به هم قرار بگیرند. حالا با این توصیف میتونید به چرایی وجود این قاعده(قاعده هوند) پی ببرید!
🔹اما گفتیم این قواعد برای تمام ذرات مادی(فرمیونها) برقراره و با این حال، قطعأ اصل طرد پائولی فقط برای الکترون نیست! اما چطور میشه اینو به سایر ذرات ساده تر شناخته شده، مثلأ پروتون و نوترون ها(منسوب به نوکلئون) و یا جز اصلی ترشون، کوآرک ها ربط داد؟ حقیقت اینه تمام این ذرات همینطوری رو هوا و در هر موقعیتی که دلشون خواست! نمیتونن قرار بگیرند و هر کدومشون بستگی به نوعشون، دارای اعداد کوآنتومی منسوب به خودشون هستند. دقیقأ مانند الکترون اما با تفاوت های کوچیک! مثلأ برای پروتون و نوترون ها(نوکلئون ها) اعداد کوآنتومی فضایی، اسپینی و ایزوسپینی تعریف میشه یا برای کوآرک ها، اعداد کوآنتومی، فضایی اسپینی، طعم و رنگ کوآرک جانشین چیزایی هست که برای الکترون تشریح کردیم!(در سری دوم این مطلب، چیزهای مطرح شده مربوط به ذرات بنیادی و موقعیت های کوآنتومی آنها، بطور کامل تشریح خواهد شد.)
🔸خب! دیدیم که در دنیای بینهایت کوچک ها هم یک نظم نسبی و ظاهری برقراره و تمام این تقسیم بندی ها و اصول، تنها برای این وجود دارند تا این نظم رو حفظ کنند. مثلأ اگه اصل طرد پائولی نقض میشد، تمام الکترون ها برای رسیدن به پایدارترین حالت، بر روی هم فرو میریختن و قطعأ جدول تناوبی عناصر و تمام این تنوع های اتمی وجود نداشت یا حتی ستارگان در مرحله پایانی عمر خود، به درون هم رمبش میکردند یا در توجیه بسیاری از اثرات مربوط به اتم و ذرات، مثل اثر فوتوالکتریک که پیشتر به اون پرداختیم، ناتوان میشدیم!(شاید اصلأ وجود نداشتیم که بخوایم ناتوان هم بشیم!)
🔹اما همچنین یکسری اصول و قوانین دیگه هم در دنیای بینهایت کوچک ها وجود داره که با ظهور کوآنتوم مکانیک و کوآنتوم مکانیک آماری شکوفا شدند! در ادامه، به تشریح یکی دیگر از این اصول، بنام "اصل عدم قطعیت" هایزنبرگ خواهیم پرداخت!!!
ادامه دارد....
🆔 @Physics3p
✍ نوشته A.M.H
Telegram
attach 📎
اتچ بات
📚فیزیک کوآنتوم به زبان ساده 🔰سری اول🔰 📎 قسمت چهاردهم: گذری بر تابع موج (۲) 🆔 @Physics3p 🔹 مثلأ میدونیم در فیزیک کلاسیک، ما با داشتن موقعیت اولیه جسم و برآیند نیروی های خارجی وارد بر جسم، میتونیم براحتی حرکت اون جسم رو توصیف کنیم. در دنیای ذرات ریز هم…
قسمت 13 و 14 مطلب "فیزیک کوآنتوم به زبان ساده"👆👆
۱/۲
📚 آمدنم بهر چه بود؟ (لطفأ بخوانید!)
#فاجعه #هدف_چیست #غیر_فیزیکی #سقوط_هواپیما #عدم_وابستگی
🆔 @Physics3p
⚡️این روزها که به بسیاری حرف از گلهاییست که بی دلیل پرپر میشوند، خوب است کمی بدین موضوع اندیشید که آیا غایت هستیمان همین است؟ آمدن هایی که بدین سادگی به رفتن ها تبدیل میشوند و هزاران امید و آرزو را با خود برده و کول باری از غم را بجا میگذارند؟ آیا در حقیقت هدفی وجود دارد یا آمدنمان بهر هیچ است و در بازی ناعدالانه "زندگی"، که همچون بازی شطرنجیست که هزاران حقه را در محفل خود گنجانده، گیر افتادهایم؟
🧠 از زمانیکه چشم به جهان گشودیم، ملیتمان، ناممان، دینمان، عقایدمان و هرآنچه که قرار بود عمری را با آن بگذرانیم، توسط "دیگرانی" انتخاب شدهاند که حتی در انتخاب آنها نیز سهمی نداشتیم. در جامعه ای مسلمان، در گوشمان اذان گفتند و بی آنکه چیزی از "دین و مذهب" بدانیم، مارا مسلمان خطاب کردند و در جامعه ای مسیحی یا بودایی، کشیش برسرمان آوردند و آتش افروختند تا ما نیز، عمری را که "حقمان" بود، با تعصباتی که بازهم خود در انتخاب آنها نقشی نداشتیم، بگذرانیم. دوستان و دشمنانمان را نیز همان «دیگران» برایمان تعیین کردند و مارا به سوی کارزار و پیکار با "دشمنانی" فرستادند، که حتی یکبار نیز آنهارا ندیده بودیم!
👤 براستی چه چیزی باعث شده که "زنده ماندن" را به "زندگی کردن" ترجیح دهیم و به حال کسانی که با هزار امید و آرزو در پی زندگی کردن و نه زنده ماندن تهی، جنگیدند و خون و دل خوردند و بسیاری نیز در پی آن جان خود را دادند، بخندیم و یا بی تفاوت و با افسوسی که آسمان را به خنده وامیدارد! گذر کنیم؟ چه شد که فراموش کردیم که "قرار بود" زندگی کنیم و نه زنده بمانیم و بودن را به گذراندن ترجیح دهیم؟ آیا پاسخ آن چیزی به جز «وابستگی»ها و مداراتیست که بی دلیل پیشه راه خود قرار دادیم و بدان تعصب ورزیدیم تا باعث شود فراموش کنیم که چه میخواهیم و چرا هستیم و برای چه میجنگیم؟!
💥برای اینکه بدین پرسش ها به درستی پاسخ دهیم و "هدف زندگی" را به "بردگی بر پایه تعصبات" تمیز دهیم، بهتر است به درون خود نگاهی بیاندازیم و ببینیم چه چیزی مسبب آن شده است که بردگی و بندگی برای "دیگران" را، به زندگی برای "خود" ترجیح دهیم. آیا پاسخ آن چیزی بجز وابستگی به "ثابت"هاییست که در ابتدای متن بدان اشاره کردیم که ریشه در وجودمان انداخته و مارا به مجسمه ای متحرک که تنها "وجود داشتن" را به "موجود بودن" ترجیح داده است، میباشد؟ آری درست است! این ثابت ها که مسیرهای زندگی، زندگیای که همچون خیابانیست با هزاران مسیر متعامد که این "ثابت ها" برخی از آنهارا بر رویمان بسته است، چیزی نیست بجز تعصبات بی بدیل و دلیلی که همان "دیگران" در مسیر زندگیمان قرار داده اند!
👈🏻 این "ثابت ها" که بر "متغیر"های زندگیمان تقدم یافته، باعث شده است که معادله زندگی را به پاسخ هایی برسانیم که بدلیل تکراری بودن و بی معنی بودن، به ما بیاموزند که زندگی، چیزی بجز زنده بودن بر پایه بردگی نیست و ما تسلیم سرنوشت خود هستیم و فراموش کنیم که ما قرار بود زندگی کنیم و نه زنده بمانیم! این همان جبر زندگیست که معادله زندگی را به معادله ریاضی تشبیه میکند. در یک معادله ریاضی، هرچه "ثابت" هایمان از "متغیر"ها بیشتر شود، با تعداد پاسخ کمتری روبرو خواهیم بود. و هرچه این متغیرها بر ثابت ها تقدم یابد، ما با تعداد بیشتری پاسخ روبرو میشویم. این بسان همان معادله زندگیست که ما میتوانیم با وارد کردن "ثابت"هایی که وابستگی را در پی دارد و درحقیقت در جبر زندگی، این ثابت ها چیزی بجز همین وابستگی ها و تعصباتمان نیستند، به پاسخ های نامتنوع و تکراری و از منظر تعداد، عده کمتری برسیم و فراموش کنیم که داستان زندگی، سری دراز دارد و ما نیستیم که بمانیم بلکه هستیم که زندگی کنیم!
🆔 @Physics3p
ادامه👇👇
📚 آمدنم بهر چه بود؟ (لطفأ بخوانید!)
#فاجعه #هدف_چیست #غیر_فیزیکی #سقوط_هواپیما #عدم_وابستگی
🆔 @Physics3p
⚡️این روزها که به بسیاری حرف از گلهاییست که بی دلیل پرپر میشوند، خوب است کمی بدین موضوع اندیشید که آیا غایت هستیمان همین است؟ آمدن هایی که بدین سادگی به رفتن ها تبدیل میشوند و هزاران امید و آرزو را با خود برده و کول باری از غم را بجا میگذارند؟ آیا در حقیقت هدفی وجود دارد یا آمدنمان بهر هیچ است و در بازی ناعدالانه "زندگی"، که همچون بازی شطرنجیست که هزاران حقه را در محفل خود گنجانده، گیر افتادهایم؟
🧠 از زمانیکه چشم به جهان گشودیم، ملیتمان، ناممان، دینمان، عقایدمان و هرآنچه که قرار بود عمری را با آن بگذرانیم، توسط "دیگرانی" انتخاب شدهاند که حتی در انتخاب آنها نیز سهمی نداشتیم. در جامعه ای مسلمان، در گوشمان اذان گفتند و بی آنکه چیزی از "دین و مذهب" بدانیم، مارا مسلمان خطاب کردند و در جامعه ای مسیحی یا بودایی، کشیش برسرمان آوردند و آتش افروختند تا ما نیز، عمری را که "حقمان" بود، با تعصباتی که بازهم خود در انتخاب آنها نقشی نداشتیم، بگذرانیم. دوستان و دشمنانمان را نیز همان «دیگران» برایمان تعیین کردند و مارا به سوی کارزار و پیکار با "دشمنانی" فرستادند، که حتی یکبار نیز آنهارا ندیده بودیم!
👤 براستی چه چیزی باعث شده که "زنده ماندن" را به "زندگی کردن" ترجیح دهیم و به حال کسانی که با هزار امید و آرزو در پی زندگی کردن و نه زنده ماندن تهی، جنگیدند و خون و دل خوردند و بسیاری نیز در پی آن جان خود را دادند، بخندیم و یا بی تفاوت و با افسوسی که آسمان را به خنده وامیدارد! گذر کنیم؟ چه شد که فراموش کردیم که "قرار بود" زندگی کنیم و نه زنده بمانیم و بودن را به گذراندن ترجیح دهیم؟ آیا پاسخ آن چیزی به جز «وابستگی»ها و مداراتیست که بی دلیل پیشه راه خود قرار دادیم و بدان تعصب ورزیدیم تا باعث شود فراموش کنیم که چه میخواهیم و چرا هستیم و برای چه میجنگیم؟!
💥برای اینکه بدین پرسش ها به درستی پاسخ دهیم و "هدف زندگی" را به "بردگی بر پایه تعصبات" تمیز دهیم، بهتر است به درون خود نگاهی بیاندازیم و ببینیم چه چیزی مسبب آن شده است که بردگی و بندگی برای "دیگران" را، به زندگی برای "خود" ترجیح دهیم. آیا پاسخ آن چیزی بجز وابستگی به "ثابت"هاییست که در ابتدای متن بدان اشاره کردیم که ریشه در وجودمان انداخته و مارا به مجسمه ای متحرک که تنها "وجود داشتن" را به "موجود بودن" ترجیح داده است، میباشد؟ آری درست است! این ثابت ها که مسیرهای زندگی، زندگیای که همچون خیابانیست با هزاران مسیر متعامد که این "ثابت ها" برخی از آنهارا بر رویمان بسته است، چیزی نیست بجز تعصبات بی بدیل و دلیلی که همان "دیگران" در مسیر زندگیمان قرار داده اند!
👈🏻 این "ثابت ها" که بر "متغیر"های زندگیمان تقدم یافته، باعث شده است که معادله زندگی را به پاسخ هایی برسانیم که بدلیل تکراری بودن و بی معنی بودن، به ما بیاموزند که زندگی، چیزی بجز زنده بودن بر پایه بردگی نیست و ما تسلیم سرنوشت خود هستیم و فراموش کنیم که ما قرار بود زندگی کنیم و نه زنده بمانیم! این همان جبر زندگیست که معادله زندگی را به معادله ریاضی تشبیه میکند. در یک معادله ریاضی، هرچه "ثابت" هایمان از "متغیر"ها بیشتر شود، با تعداد پاسخ کمتری روبرو خواهیم بود. و هرچه این متغیرها بر ثابت ها تقدم یابد، ما با تعداد بیشتری پاسخ روبرو میشویم. این بسان همان معادله زندگیست که ما میتوانیم با وارد کردن "ثابت"هایی که وابستگی را در پی دارد و درحقیقت در جبر زندگی، این ثابت ها چیزی بجز همین وابستگی ها و تعصباتمان نیستند، به پاسخ های نامتنوع و تکراری و از منظر تعداد، عده کمتری برسیم و فراموش کنیم که داستان زندگی، سری دراز دارد و ما نیستیم که بمانیم بلکه هستیم که زندگی کنیم!
🆔 @Physics3p
ادامه👇👇
❤1
۲/۲
ادامه....
🎯 دین و مذهب، وطن پرستی، فرقه گرایی، وابستگی سیاسی و عقیدتی و... همه اینها همان ثابت های زندگی هستند که با وارد شدن به "معادله زندگی"، وابستگی هایی را بوجود میاورند که سبب میشود معنای زندگی در وجودمان رنگ بازد و اینچنین است که زنده بودن را بر زندگی کردن ترجیح دهیم. هرچه این ثابت ها در معادله زندگیمان فزونی یابد، متغیرهای زندگی را حذف کرده و اینچنین است که زندگی چیزی جز بندگی و یکنواختی و تک بعد گرایی و در نهایت از خود بیخود شدن و بردگی برای همان "دیگرانی" که معادله زندگیمان را با این ثابت ها پر کرده اند، در پی خواهد داشت.
⏳ آری! اگر قرار است بدین نتیجه برسیم که «آمدنمان بهر خودمان بود و نه "دیگرانی" که بردگی و بندگی مارا میخواهند» نخست باید این ثابت هارا از معادله زندگی حذف کنیم و "متغیر" هارا جایگزین آن سازیم و تعصبات بیجا را دور بریزیم. باید بیاموزیم که موقعیت جغرافیایی چیزی جز تعصبات و مرز بندی های کورکورانه و ناشی از حماقت "دیگرانی" نیست که خود بر پایه ثابت های خود بناکرده اند و لازم نیست "وطن پرست" و برده آب و خاکی باشیم که ثابت های معادله زندگیمان را بیشتر خواهد کرد. باید بیاموزیم دین و مذهب و فرقه گرایی و تعصب های بیجا، چیزی جز ثابت هایی نیستند که "دیگران" به معادله زندگیمان وارد کرده اند تا فراموش کنیم «آمدنمان بهر چه بود؟».
👈 باید بیاموزیم، ما در ابتدا "بشر" بودیم که نژاد جدایمان کرد، جغرافیا و مرز و وطن بینمان فاصله انداخت، و دین و مذهب مارا دشمن خویش قرار داد! باید بیاد آوریم که ما در ابتدا "انسان" زاده شدیم که این "ثابت های ناخواسته" که خود انتخابشان نکردیم، معادله ی زندگیمان را، به جبری خشک و بی روح که هزاران ثابت، جایگزین متغیرهای آن گشته، متغیر هایی که قرار بود زندگی را برایمان زیبا کند، مسبب آن شد از انسان بودن، به "آدم بودن" روی آوریم که هدف آن تنها زنده بودن است و نه زندگی کردن. مانند مجسمه یا مترسک بی روحی که "ثابت های" فیزیکی، مانند عدم تحرک و عدم احساس و عدم تعقل و... جایگزین متغیرهایی مانند متحرک بودن، احساس کردن، درک کردن، خندیدن و گرییدن و... شده اند. حال با این تفاوت که این ثابت ها، در روح و وجود ما رخنه کرده اند و نه مانند یک مجسمه یا مترسک که در جسم آن سایه انداخته است.
💡اگر قرار است زندگی کنیم و بفهمیم "آمدنمان بهر چیست؟" باید این ثابت های زندگی را شناسایی و در صورت امکان حذف کنیم، و به خودمان فرصت دهیم تا معادله ی زندگیمان بدون این ثابت ها و با متغیرها پر شود تا اینگونه بدین نتیجه برسیم: هر آنچه که انسان ها را به آدم تبدیل کرده و بشر را به قطعه هایی مجزا تبدیل کرده است، چیزی جز همین ثابت ها و وابستگی هایی نبود که در جان و روحمان رخنه کرده بی آنکه خود بخواهیم! کافیست این ثابت هارا حذف کنیم و دنیا را از پنجره ای نو مشاهده کنیم تا بفهمیم: براستی که تعصبات بی بدیل و دلیل بشر که آن را برده "دیگران" درونی و بیرونی ساخته، چیزی جز حماقت نبوده و نیست....
پایان✨
🆔 @Physics3p
✍ نوشته A.M.H
ادامه....
🎯 دین و مذهب، وطن پرستی، فرقه گرایی، وابستگی سیاسی و عقیدتی و... همه اینها همان ثابت های زندگی هستند که با وارد شدن به "معادله زندگی"، وابستگی هایی را بوجود میاورند که سبب میشود معنای زندگی در وجودمان رنگ بازد و اینچنین است که زنده بودن را بر زندگی کردن ترجیح دهیم. هرچه این ثابت ها در معادله زندگیمان فزونی یابد، متغیرهای زندگی را حذف کرده و اینچنین است که زندگی چیزی جز بندگی و یکنواختی و تک بعد گرایی و در نهایت از خود بیخود شدن و بردگی برای همان "دیگرانی" که معادله زندگیمان را با این ثابت ها پر کرده اند، در پی خواهد داشت.
⏳ آری! اگر قرار است بدین نتیجه برسیم که «آمدنمان بهر خودمان بود و نه "دیگرانی" که بردگی و بندگی مارا میخواهند» نخست باید این ثابت هارا از معادله زندگی حذف کنیم و "متغیر" هارا جایگزین آن سازیم و تعصبات بیجا را دور بریزیم. باید بیاموزیم که موقعیت جغرافیایی چیزی جز تعصبات و مرز بندی های کورکورانه و ناشی از حماقت "دیگرانی" نیست که خود بر پایه ثابت های خود بناکرده اند و لازم نیست "وطن پرست" و برده آب و خاکی باشیم که ثابت های معادله زندگیمان را بیشتر خواهد کرد. باید بیاموزیم دین و مذهب و فرقه گرایی و تعصب های بیجا، چیزی جز ثابت هایی نیستند که "دیگران" به معادله زندگیمان وارد کرده اند تا فراموش کنیم «آمدنمان بهر چه بود؟».
👈 باید بیاموزیم، ما در ابتدا "بشر" بودیم که نژاد جدایمان کرد، جغرافیا و مرز و وطن بینمان فاصله انداخت، و دین و مذهب مارا دشمن خویش قرار داد! باید بیاد آوریم که ما در ابتدا "انسان" زاده شدیم که این "ثابت های ناخواسته" که خود انتخابشان نکردیم، معادله ی زندگیمان را، به جبری خشک و بی روح که هزاران ثابت، جایگزین متغیرهای آن گشته، متغیر هایی که قرار بود زندگی را برایمان زیبا کند، مسبب آن شد از انسان بودن، به "آدم بودن" روی آوریم که هدف آن تنها زنده بودن است و نه زندگی کردن. مانند مجسمه یا مترسک بی روحی که "ثابت های" فیزیکی، مانند عدم تحرک و عدم احساس و عدم تعقل و... جایگزین متغیرهایی مانند متحرک بودن، احساس کردن، درک کردن، خندیدن و گرییدن و... شده اند. حال با این تفاوت که این ثابت ها، در روح و وجود ما رخنه کرده اند و نه مانند یک مجسمه یا مترسک که در جسم آن سایه انداخته است.
💡اگر قرار است زندگی کنیم و بفهمیم "آمدنمان بهر چیست؟" باید این ثابت های زندگی را شناسایی و در صورت امکان حذف کنیم، و به خودمان فرصت دهیم تا معادله ی زندگیمان بدون این ثابت ها و با متغیرها پر شود تا اینگونه بدین نتیجه برسیم: هر آنچه که انسان ها را به آدم تبدیل کرده و بشر را به قطعه هایی مجزا تبدیل کرده است، چیزی جز همین ثابت ها و وابستگی هایی نبود که در جان و روحمان رخنه کرده بی آنکه خود بخواهیم! کافیست این ثابت هارا حذف کنیم و دنیا را از پنجره ای نو مشاهده کنیم تا بفهمیم: براستی که تعصبات بی بدیل و دلیل بشر که آن را برده "دیگران" درونی و بیرونی ساخته، چیزی جز حماقت نبوده و نیست....
پایان✨
🆔 @Physics3p
✍ نوشته A.M.H
Telegram
attach 📎
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎦 کامپیوترهای کوآنتومی
💢 کامپیوترهای کوآنتومی چه تفاوتی با کامپیوترهای دیگر دارند؟
💢 یک کامپیوتر کوآنتومی چگونه پردازش میکند؟
💢 آینده بشر با این کامپیوترها چگونه خواهد بود؟
#دوبله_فارسی
🔵 منبع: ویدوآل
🆔 @Physics3p
💢 کامپیوترهای کوآنتومی چه تفاوتی با کامپیوترهای دیگر دارند؟
💢 یک کامپیوتر کوآنتومی چگونه پردازش میکند؟
💢 آینده بشر با این کامپیوترها چگونه خواهد بود؟
#دوبله_فارسی
🔵 منبع: ویدوآل
🆔 @Physics3p
🔰 مایکل فارادی :
طبیعت مهربانترین دوست ما و بهترین منتقد علم تجربیست اگر تنها اجازه دهیم اطلاعیه هایش بی طرفانه وارد ذهنمان شود.
🆔 @Physics3p
طبیعت مهربانترین دوست ما و بهترین منتقد علم تجربیست اگر تنها اجازه دهیم اطلاعیه هایش بی طرفانه وارد ذهنمان شود.
🆔 @Physics3p
برای مطرح کردن پرسشهای جدید، احتمالات تازه، نگاه کردن به مشکلات کهنه از زاویهای نو، نیاز به قوه تخیلی خلاقانه داریم. این امر موجب پیشرفتی واقعی در علم میشود.
-آلبرت انیشتین
🆔 @Physics3g
-آلبرت انیشتین
🆔 @Physics3g
🔸نظریات همه چیز
🔹بخش اول: نظریه ریسمان
🆔 @Physics3p
یک فیزیکدان جوان ایتالیایی به نام گابریل ونزیانو در سال ۱۹۶۸ در جستجوی مجموعه ای از روابط ریاضی بود که با آن بتواند نیروی هسته ای قوی را توضیح دهد. او سرانجام معادله ای یافت. آن معادله رابطه اویلر بود که ۲۰۰ سال پیش آنرا کشف کرده بود. ونزیانو توانست با روابط اویلر دامنه ای را برای برهمنکش قوی بیابد.
لئونارد ساسکیند مقالهی ونزیانو را مطالعه کرد و روابط ریاضی آنرا بررسی کرد و فهمید که روابط او شکلی از ذرات را نمایش میدهند که به صورت یک ریسمان کشی در حال ارتعاش رفتار میکنند، کاری که از عهده ی ذرات نقطه ای برنمیاید. ساسکیند ایده ی ریسمان هارا معرفی کرد. پیش از آن که مقاله اش منتشر شود می بایستی ابتدا توسط هیئتی از کارشناسان بررسی می شد. اما مقاله او قبول و چاپ نشد. هرچه جلوتر میرفت فیزیکدانان ذرات با مشکلات بیشتری رو به رو میشدند در صورتی که ایده ساسکیند این تناقضات را نداشت و ایده ی او مورد توجه قرار گرفت.
در همین سال نامبو به اتفاق همکاران خود توانست مدلی را براي برهمکنش ریسمان پیدا کند که مدل ریسمان بوزونی نام گرفت. براساس آن کوارکها می توانند به سرهاي ریسمانها متصل شوند واگر یک ریسمان پاره شود در محل گسستگی یک کوارک و یک پادکوارک تشکیل می شود. برای باریونها هم باید یک ریسمان در نظرگرفت تا ریسمانی سه سرداشته باشیم و در هر سرآن یک کوارک در نظر بگیریم. این مدل توانست به گونه ای بی نهایت های الکترودینامیک کوانتومی را از میان بردارد و همچنین تنها شکل سازگار با مدل ریسمان بوزونی یک فضای 26 بعدی خواهد بود. در این نظریه ذراتی به نام تاکیون ها وجود دارند که یکی از خواص انها سرعت بالاتر از نور می باشد. این نظریه اولین نظریه ریسمان است که در سال ۱۹۷۰ ارائه شد و فقط شامل بوزون ها میشود.
پس از این نظریه، ابرریسمان ها که هم شامل فرمیون ها و هم بوزون ها بود ارائه شد. این نظریه نتیجه وارد کردن نظریه ابرتقارن به نظریه ریسمان بود.
نظریه ابرتقارن میگوید: ذرات نیرو و ماده و در نتیجه خود نیرو و ماده دو شکل مختلف از یک چیز هستند. این به آن معناست که هر ذره ای از ماده دارای یک همزاد به صورت ذره ای از نیرو است. همینطور هر بوزون (حامل نیرو) دارای یک فرمیون (ذرات مادی) است.
راموند در سال 1971 اولین بار مفهوم ابرتقارن را در ریسمانها وارد کرد و با تحقیقات بعدی توانست نظریه ابرریسمان را بسازد. ابرتقارن در نظریه ي ریسمانها به خوبی جاي می گیرد و تمام نتایجی که در انرژی های بالا از تئوری ریسمانها گرفته می شود، نشان می دهد که این ابرتقارن بایستی وجود داشته باشد. اما زمانی که انرژی پایین است، این ابرتقارن شکسته می شود، و هنگامی که ابرتقارن می شکند آن وقت ذراتی که جفت بودند می توانند پس از جدا شدن (شکسته شدن ابرتقارن) دارای جرم های مختلفی شوند. همچنین در تئوري ریسمانها تبدیلاتی وجود دارد که طبق آن جای فرمیون ها و بوزون ها عوض میشود. به طور کلی تئوری ابرتقارن نقش عمده ای در نظریه ریسمان بازی میکند.
تکامل نظریه ریسمان ادامه داشت تا در سال ۱۹۸۹ مفهوم دی-غشاها به وسیله ی پولچینسکی کشف شدند. دی-غشاها موجودات گسترده ای هستند که انتهای ریسمان های باز روی انها قرار میگیرند، مدل های نوسانی ریسمانهای باز بین دی-غشاها توصیف کننده ی ذرات مختلف هستند بنابراین ترکیب بندی های مختلف دی-غشاها می توانند کنترل کننده ی ذرات موجود در نظریه ریسمان باشند. همچنین دي-غشاها ممکن است به ریسمانهای بسته واپاشی کنند. یکی از مدهاي نوسانی ریسمانهای بسته توصیف کننده ی گراویتونها هستند. از آنجا که ریسمانهای بسته می توانند مستقل از دي-غشاها باشند لذا اثرات گرانشی آنها می توانند مستقل از دي-غشاها باشند یا اینکه به ابعاد اضافه ی عمود بر دی-غشاها نفوذ کنند.
🔸ادامه دارد...
🆔 @Physics3p
منبع: کتاب ذرات بنیادی یا نظریه ریسمان ها (همراه با سانسور و ویرایش😁)
🔹بخش اول: نظریه ریسمان
🆔 @Physics3p
یک فیزیکدان جوان ایتالیایی به نام گابریل ونزیانو در سال ۱۹۶۸ در جستجوی مجموعه ای از روابط ریاضی بود که با آن بتواند نیروی هسته ای قوی را توضیح دهد. او سرانجام معادله ای یافت. آن معادله رابطه اویلر بود که ۲۰۰ سال پیش آنرا کشف کرده بود. ونزیانو توانست با روابط اویلر دامنه ای را برای برهمنکش قوی بیابد.
لئونارد ساسکیند مقالهی ونزیانو را مطالعه کرد و روابط ریاضی آنرا بررسی کرد و فهمید که روابط او شکلی از ذرات را نمایش میدهند که به صورت یک ریسمان کشی در حال ارتعاش رفتار میکنند، کاری که از عهده ی ذرات نقطه ای برنمیاید. ساسکیند ایده ی ریسمان هارا معرفی کرد. پیش از آن که مقاله اش منتشر شود می بایستی ابتدا توسط هیئتی از کارشناسان بررسی می شد. اما مقاله او قبول و چاپ نشد. هرچه جلوتر میرفت فیزیکدانان ذرات با مشکلات بیشتری رو به رو میشدند در صورتی که ایده ساسکیند این تناقضات را نداشت و ایده ی او مورد توجه قرار گرفت.
در همین سال نامبو به اتفاق همکاران خود توانست مدلی را براي برهمکنش ریسمان پیدا کند که مدل ریسمان بوزونی نام گرفت. براساس آن کوارکها می توانند به سرهاي ریسمانها متصل شوند واگر یک ریسمان پاره شود در محل گسستگی یک کوارک و یک پادکوارک تشکیل می شود. برای باریونها هم باید یک ریسمان در نظرگرفت تا ریسمانی سه سرداشته باشیم و در هر سرآن یک کوارک در نظر بگیریم. این مدل توانست به گونه ای بی نهایت های الکترودینامیک کوانتومی را از میان بردارد و همچنین تنها شکل سازگار با مدل ریسمان بوزونی یک فضای 26 بعدی خواهد بود. در این نظریه ذراتی به نام تاکیون ها وجود دارند که یکی از خواص انها سرعت بالاتر از نور می باشد. این نظریه اولین نظریه ریسمان است که در سال ۱۹۷۰ ارائه شد و فقط شامل بوزون ها میشود.
پس از این نظریه، ابرریسمان ها که هم شامل فرمیون ها و هم بوزون ها بود ارائه شد. این نظریه نتیجه وارد کردن نظریه ابرتقارن به نظریه ریسمان بود.
نظریه ابرتقارن میگوید: ذرات نیرو و ماده و در نتیجه خود نیرو و ماده دو شکل مختلف از یک چیز هستند. این به آن معناست که هر ذره ای از ماده دارای یک همزاد به صورت ذره ای از نیرو است. همینطور هر بوزون (حامل نیرو) دارای یک فرمیون (ذرات مادی) است.
راموند در سال 1971 اولین بار مفهوم ابرتقارن را در ریسمانها وارد کرد و با تحقیقات بعدی توانست نظریه ابرریسمان را بسازد. ابرتقارن در نظریه ي ریسمانها به خوبی جاي می گیرد و تمام نتایجی که در انرژی های بالا از تئوری ریسمانها گرفته می شود، نشان می دهد که این ابرتقارن بایستی وجود داشته باشد. اما زمانی که انرژی پایین است، این ابرتقارن شکسته می شود، و هنگامی که ابرتقارن می شکند آن وقت ذراتی که جفت بودند می توانند پس از جدا شدن (شکسته شدن ابرتقارن) دارای جرم های مختلفی شوند. همچنین در تئوري ریسمانها تبدیلاتی وجود دارد که طبق آن جای فرمیون ها و بوزون ها عوض میشود. به طور کلی تئوری ابرتقارن نقش عمده ای در نظریه ریسمان بازی میکند.
تکامل نظریه ریسمان ادامه داشت تا در سال ۱۹۸۹ مفهوم دی-غشاها به وسیله ی پولچینسکی کشف شدند. دی-غشاها موجودات گسترده ای هستند که انتهای ریسمان های باز روی انها قرار میگیرند، مدل های نوسانی ریسمانهای باز بین دی-غشاها توصیف کننده ی ذرات مختلف هستند بنابراین ترکیب بندی های مختلف دی-غشاها می توانند کنترل کننده ی ذرات موجود در نظریه ریسمان باشند. همچنین دي-غشاها ممکن است به ریسمانهای بسته واپاشی کنند. یکی از مدهاي نوسانی ریسمانهای بسته توصیف کننده ی گراویتونها هستند. از آنجا که ریسمانهای بسته می توانند مستقل از دي-غشاها باشند لذا اثرات گرانشی آنها می توانند مستقل از دي-غشاها باشند یا اینکه به ابعاد اضافه ی عمود بر دی-غشاها نفوذ کنند.
🔸ادامه دارد...
🆔 @Physics3p
منبع: کتاب ذرات بنیادی یا نظریه ریسمان ها (همراه با سانسور و ویرایش😁)