گزارشی درباره انتقال نسخههای عربی و فارسی از ایران و جهان اسلامی به اروپا
انتقال نسخههای خطی عربی و فارسی به اروپا یک مسیر واحد و ساده نداشت. این انتقال از چند راه انجام شد: سفرهای علمی خاورشناسان، مأموریتهای دیپلماتیک، تجارت، فعالیت کمپانیهای استعماری، خرید از بازارهای کتاب در استانبول، حلب، اصفهان، شیراز، هند و قاهره، و گاه انتقال کتابخانههای شخصی دانشمندان و رجال شرقی به مجموعههای اروپایی.
در آغاز، انگیزه اروپاییان بیشتر دینی و زبانشناختی بود. آنان عربی، عبری، سریانی و فارسی را برای فهم بهتر کتاب مقدس، شناخت اسلام، و دسترسی به علوم قدیم میآموختند. در دانشگاه لیدن، یاکوب گولیوس پس از سفر به حلب و قسطنطنیه بیش از دویست نسخه عربی، فارسی و ترکی عثمانی به هلند آورد و همین مجموعه، پایه اصلی گسترش مجموعههای شرقی لیدن شد.
در قرن هفدهم، نقش سفیران و نمایندگان سیاسی بسیار مهم شد. نمونه مشهور آن لوینوس وارنر، سفیر و نماینده هلند در استانبول، است. او در مدت اقامت طولانی خود در عثمانی مجموعه عظیمی از نسخههای عربی، فارسی و ترکی گرد آورد. امروز بخشی از مجموعه وارنر در لیدن نگهداری میشود و از مهمترین مجموعههای شرقی اروپا به شمار میآید. منابع جدید یادآور شدهاند که مجموعههای آغازین خاورمیانهای لیدن عمدتاً شامل نسخههای عربی، فارسی و ترکی عثمانی بودهاند.
راه دیگر انتقال نسخهها، بازارهای کتاب عثمانی بود. بسیاری از نسخههایی که امروزه در اروپا به نام «ایرانی» یا «فارسی» شناخته میشوند، الزاماً مستقیماً از ایران به اروپا نرفتهاند، بلکه از راه استانبول، حلب، قاهره، هند یا ماوراءالنهر وارد مجموعههای اروپایی شدهاند. در مورد لیدن، حتی کتابخانه شخصی حاجی خلیفه/کاتب چلبی نیز از طریق دوستان محلی و بازار عثمانی به دست وارنر رسید.
در قرن هجدهم و نوزدهم، مسیر هند اهمیت فراوان پیدا کرد. بسیاری از نسخههای فارسی موجود در بریتانیا از راه هند و در پی فعالیت کارگزاران کمپانی هند شرقی وارد اروپا شد. در سال ۱۸۰۷، کمپانی هند شرقی در لندن حدود هزار نسخه فارسی و عربی از مجموعه ریچارد جانسون خریداری کرد و همین خرید، یکی از پایههای مهم کتابخانه کمپانی هند شرقی و سپس مجموعههای فارسی بریتانیا شد.
بخش عظیمی از نسخههای فارسی کتابخانه بریتانیا نیز از مجموعههای هند آفیس و بریتیش میوزیوم پدید آمده است. در یک پروژه پژوهشی جدید درباره نسخههای فارسی آمده است که مجموعه بریتانیا حدود ۱۱ هزار نسخه فارسی دارد و بخش عمده آن از کتابخانه هند آفیس آمده است.
مسیر دیگر، گردآوری نسخهها توسط ایرانشناسان و خاورشناسان اروپایی بود. افرادی مانند برادران اوزلی، گور اوزلی و ویلیام اوزلی، در ایران، هند و اروپا نسخههای فارسی خریدند. برخی از این مجموعهها بعدها به کتابخانههایی مانند بادلیان آکسفورد منتقل شد. گزارشهای جدید نشان میدهد که ویلیام اوزلی نسخههای متعدد فارسی را برای مقابله و دستیابی به متن دقیقتر گرد میآورد و وارثان او در سال ۱۸۴۳ حدود ۶۰۰ نسخه را به بادلیان فروختند.
فرانسه نیز از مسیرهای دیپلماتیک، علمی و استعماری نسخههای فراوانی از عربی، فارسی و ترکی گرد آورد. امروز کتابخانه ملی فرانسه مجموعههای شرقی گستردهای دارد و پروژه «کتابخانههای شرق» برای معرفی و دسترسپذیر کردن منابع مربوط به مشرق عربی، ترکی و فارسی راهاندازی شده است.
در کنار خرید و گردآوری علمی، گاهی جنگها و درگیریهای اروپایی با عثمانیان نیز در انتقال نسخهها نقش داشت. برای نمونه، کتابخانه ایالتی و دانشگاهی درسدن اعلام کرده که بخشی از نسخههای اسلامی آن، شامل نسخههای عربی، ترکی و فارسی، پس از برخوردهای نظامی با عثمانیان در بالکان و سپس از راه مجموعههای اشرافی و علمی در قرون هجدهم و نوزدهم وارد اروپا شده است.
بنابراین، انتقال نسخههای فارسی و عربی به اروپا را باید در چند مرحله دید: نخست، مرحله علاقه دینی و زبانشناختی در قرن شانزدهم و هفدهم؛ دوم، مرحله سفارتها و تجارت شرقی در مراکزی چون استانبول و حلب؛ سوم، مرحله کمپانیهای استعماری، بهویژه در هند؛ چهارم، مرحله خرید مجموعههای شخصی و انتقال آنها به کتابخانههای ملی و دانشگاهی؛ و پنجم، مرحله فهرستنویسی، تصحیح و دیجیتالسازی در دوره جدید.
نکته مهم این است که «انتقال از ایران به اروپا» همیشه به معنای خروج مستقیم نسخه از ایران نیست. بسیاری از نسخههای فارسی در هند، عثمانی، آسیای مرکزی و جهان عرب کتابت، خرید و فروش یا نگهداری میشدند و سپس از همان مسیرها به اروپا رفتند. از این رو، برای بررسی منشأ هر نسخه باید به یادداشتهای تملک، مهرها، وقفنامهها، حاشیهها، نام کاتبان، محل کتابت و مسیرهای مالکیت آن توجه کرد. (گزارش از chatgpt).
https://t.me/UT_Central_Library
انتقال نسخههای خطی عربی و فارسی به اروپا یک مسیر واحد و ساده نداشت. این انتقال از چند راه انجام شد: سفرهای علمی خاورشناسان، مأموریتهای دیپلماتیک، تجارت، فعالیت کمپانیهای استعماری، خرید از بازارهای کتاب در استانبول، حلب، اصفهان، شیراز، هند و قاهره، و گاه انتقال کتابخانههای شخصی دانشمندان و رجال شرقی به مجموعههای اروپایی.
در آغاز، انگیزه اروپاییان بیشتر دینی و زبانشناختی بود. آنان عربی، عبری، سریانی و فارسی را برای فهم بهتر کتاب مقدس، شناخت اسلام، و دسترسی به علوم قدیم میآموختند. در دانشگاه لیدن، یاکوب گولیوس پس از سفر به حلب و قسطنطنیه بیش از دویست نسخه عربی، فارسی و ترکی عثمانی به هلند آورد و همین مجموعه، پایه اصلی گسترش مجموعههای شرقی لیدن شد.
در قرن هفدهم، نقش سفیران و نمایندگان سیاسی بسیار مهم شد. نمونه مشهور آن لوینوس وارنر، سفیر و نماینده هلند در استانبول، است. او در مدت اقامت طولانی خود در عثمانی مجموعه عظیمی از نسخههای عربی، فارسی و ترکی گرد آورد. امروز بخشی از مجموعه وارنر در لیدن نگهداری میشود و از مهمترین مجموعههای شرقی اروپا به شمار میآید. منابع جدید یادآور شدهاند که مجموعههای آغازین خاورمیانهای لیدن عمدتاً شامل نسخههای عربی، فارسی و ترکی عثمانی بودهاند.
راه دیگر انتقال نسخهها، بازارهای کتاب عثمانی بود. بسیاری از نسخههایی که امروزه در اروپا به نام «ایرانی» یا «فارسی» شناخته میشوند، الزاماً مستقیماً از ایران به اروپا نرفتهاند، بلکه از راه استانبول، حلب، قاهره، هند یا ماوراءالنهر وارد مجموعههای اروپایی شدهاند. در مورد لیدن، حتی کتابخانه شخصی حاجی خلیفه/کاتب چلبی نیز از طریق دوستان محلی و بازار عثمانی به دست وارنر رسید.
در قرن هجدهم و نوزدهم، مسیر هند اهمیت فراوان پیدا کرد. بسیاری از نسخههای فارسی موجود در بریتانیا از راه هند و در پی فعالیت کارگزاران کمپانی هند شرقی وارد اروپا شد. در سال ۱۸۰۷، کمپانی هند شرقی در لندن حدود هزار نسخه فارسی و عربی از مجموعه ریچارد جانسون خریداری کرد و همین خرید، یکی از پایههای مهم کتابخانه کمپانی هند شرقی و سپس مجموعههای فارسی بریتانیا شد.
بخش عظیمی از نسخههای فارسی کتابخانه بریتانیا نیز از مجموعههای هند آفیس و بریتیش میوزیوم پدید آمده است. در یک پروژه پژوهشی جدید درباره نسخههای فارسی آمده است که مجموعه بریتانیا حدود ۱۱ هزار نسخه فارسی دارد و بخش عمده آن از کتابخانه هند آفیس آمده است.
مسیر دیگر، گردآوری نسخهها توسط ایرانشناسان و خاورشناسان اروپایی بود. افرادی مانند برادران اوزلی، گور اوزلی و ویلیام اوزلی، در ایران، هند و اروپا نسخههای فارسی خریدند. برخی از این مجموعهها بعدها به کتابخانههایی مانند بادلیان آکسفورد منتقل شد. گزارشهای جدید نشان میدهد که ویلیام اوزلی نسخههای متعدد فارسی را برای مقابله و دستیابی به متن دقیقتر گرد میآورد و وارثان او در سال ۱۸۴۳ حدود ۶۰۰ نسخه را به بادلیان فروختند.
فرانسه نیز از مسیرهای دیپلماتیک، علمی و استعماری نسخههای فراوانی از عربی، فارسی و ترکی گرد آورد. امروز کتابخانه ملی فرانسه مجموعههای شرقی گستردهای دارد و پروژه «کتابخانههای شرق» برای معرفی و دسترسپذیر کردن منابع مربوط به مشرق عربی، ترکی و فارسی راهاندازی شده است.
در کنار خرید و گردآوری علمی، گاهی جنگها و درگیریهای اروپایی با عثمانیان نیز در انتقال نسخهها نقش داشت. برای نمونه، کتابخانه ایالتی و دانشگاهی درسدن اعلام کرده که بخشی از نسخههای اسلامی آن، شامل نسخههای عربی، ترکی و فارسی، پس از برخوردهای نظامی با عثمانیان در بالکان و سپس از راه مجموعههای اشرافی و علمی در قرون هجدهم و نوزدهم وارد اروپا شده است.
بنابراین، انتقال نسخههای فارسی و عربی به اروپا را باید در چند مرحله دید: نخست، مرحله علاقه دینی و زبانشناختی در قرن شانزدهم و هفدهم؛ دوم، مرحله سفارتها و تجارت شرقی در مراکزی چون استانبول و حلب؛ سوم، مرحله کمپانیهای استعماری، بهویژه در هند؛ چهارم، مرحله خرید مجموعههای شخصی و انتقال آنها به کتابخانههای ملی و دانشگاهی؛ و پنجم، مرحله فهرستنویسی، تصحیح و دیجیتالسازی در دوره جدید.
نکته مهم این است که «انتقال از ایران به اروپا» همیشه به معنای خروج مستقیم نسخه از ایران نیست. بسیاری از نسخههای فارسی در هند، عثمانی، آسیای مرکزی و جهان عرب کتابت، خرید و فروش یا نگهداری میشدند و سپس از همان مسیرها به اروپا رفتند. از این رو، برای بررسی منشأ هر نسخه باید به یادداشتهای تملک، مهرها، وقفنامهها، حاشیهها، نام کاتبان، محل کتابت و مسیرهای مالکیت آن توجه کرد. (گزارش از chatgpt).
https://t.me/UT_Central_Library
Telegram
کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران
وب سايت کتابخانه مرکزی:
Library.ut.ac.ir
آدرس:
خیابان انقلاب، خیابان ۱۶ آذر، داخل پردیس مرکزی دانشگاه تهران، کتابخانه مرکزی، مرکز اسناد و تامین منابع علمی.
Library.ut.ac.ir
آدرس:
خیابان انقلاب، خیابان ۱۶ آذر، داخل پردیس مرکزی دانشگاه تهران، کتابخانه مرکزی، مرکز اسناد و تامین منابع علمی.
بشقاب زراندود ساسانی که در ساری استان مازندران کشف شده هنر پویای طراحی به ویژه با موضوعیت شکارگاههای سلطنتی را در این دوره به نمایش می گذارد که همچنان برای طراحی و مطالعه هنرمندان و هنرجویان منابع ارزشمندی به شمار میآیند و تداوم سنت نگارگری ایران را به خوبی نشان میدهند.
@rezamahdavi51
@rezamahdavi51
💎 معرفی کتاب تازه انتشاریافتهٔ «زبان و عقل در اندیشۀ اسلامی: همگرایی منطق و بیان نزد فخرالدین رازی»، نوشتهٔ مصطفی نجفی
Najafi, M. (2025). Language and Reason in Islamic Thought: Faḫr al-Dīn al-Rāzī’s Reconciliation of Manṭiq and Bayān. De Gruyter.
⬇️ دریافت فایل کامل کتاب
کتاب زبان و عقل در اندیشۀ اسلامی: همگرایی منطق و بیان در نزد فخرالدین رازی به بررسی تعامل دو سنت فکری پراهمیت در تمدن اسلامی میپردازد: سنت فلسفی و سنت زبانشناختی-ادبی. این اثر با تمرکز بر اندیشههای فخرالدین رازی میکوشد نشان دهد او چگونه توانسته شکاف تاریخی و معرفتشناختی میان پیروان منطق ارسطویی و عالمان علوم بلاغی و ادبی را پر کند. نویسنده در این کتاب، رازی را نه صرفاً در مقام یک متکلم اشعری یا مفسر قرآن، بلکه به عنوان فیلسوفی معرفی میکند که نظریهای نوین و منسجم در باب فهم زبانی ارائه کرده است.
هدف اصلی این کتاب، بازسازی نظریۀ عمومی فخرالدین رازی در باب «فهم زبانی» است. نویسنده میکوشد از روایت رایج در تاریخ فلسفۀ اسلامی فراروی کند: روایتی که رازی را عمدتاً در سایۀ ابنسینا و یا در مقام منتقد او مدنظر قرار میدهد؛ و از اینطریق، میکوشد جنبهای کمترشناختهشده از میراث فکری او را آشکار سازد. کتاب به طور خاص بر دو محور کلیدی تمرکز دارد: نخست، نظریۀ معرفتشناختی رازی در باب «تصور» بهسان یک عمل معرفتی وحدتبخش و غیرحکمی؛ و دوم، تعامل نظاممند او با نظریۀ «نظم» عبدالقاهر جرجانی. هدف نهایی این است که نشان داده شود در نظام فکری رازی، معنا نه صرفاً از طریق بازنمایی ذهنی واقعیت خارجی (آنگونه که فیلسوفان میپنداشتند)، بلکه از طریق ساختارهای زبانی و بلاغی شکل میگیرد.
اهمیت عمدۀ این در جایگاهبخشی مجدد به رازی در نقطهتلاقی دو کلانسنت «عقلگرایی فلسفی» (به نمایندگی ابنسینا) و «عقلگرایی زبانی» (به نمایندگی جرجانی) نهفته است. در حالی که منطقدانانِ سنت فلسفی بر جدایی لفظ از معنا و تطابق اندیشه با واقعیت تأکید داشتند، عقلگرایان زبانی بر درهمتنیدگی لفظ و معنا و سازوکارهای درونزبانیِ تولید معنا تمرکز میکردند. پژوهش حاضر نشان میدهد رازی چگونه با نقد مبانی معرفتشناختی پیشینیان و تعلیق تعهدات وجودشناختی در ساحت تصورات، الگویی ارائه میدهد که در آن دستور زبان و منطق در یکسو، و استدلال و برهان در سوی دیگر، نه به عنوان رقیب، بلکه به مثابۀ مکمل یکدیگر عمل میکنند.
هدف نهایی نویسنده در این کتاب، اثبات این مدعاست که فخرالدین رازی موفق شده است علم «بیان» را از بستر صرفاً الهیاتی (اعجاز قرآن) یا ادبی خارج کرده و آن را به مثابۀ یک علم عقلی و دقیق، همتراز با منطق، بازسازی کند. در این چارچوب نوین معرفتی، منطق مسئولیت سنجش صدق و کذب و مدیریت «تصدیقات» را بر عهده دارد، در حالی که علم بیان مسئولیت تضمین صحت، دقت و وحدت «تصورات» زبانی را عهدهدار میشود. بدینترتیب، کتاب استدلال میکند که پروژۀ فکری رازی، تلاشی موفق برای ایجاد یک نظام معرفتی منسجم است که در آن هر مسیری به سوی دانش از معبر زبان میگذرد و فهم زبانی پیششرط هرگونه تفکر برهانی است.
🔵کتاب در دو بخش اصلی و شش فصل تنظیم شده است. بخش نخست با عنوان «زبان در سنت عقلگرایی فلسفی»، به بررسی دیدگاههای فارابی (فصل ۱) و ابنسینا (فصل ۲) در مورد اکتساب معرفت و نقش زبان میپردازد و سپس در فصل ۳، موضع خاص رازی در باب «دستنایافتنی بودن معرفت تصوری» را تشریح میکند. بخش دوم «زبان در سنت عقلگرایی زبانی» نام دارد؛ در اینجا ابتدا در فصل ۴، مواجهۀ رازی با زبان انسانی و الهی و مسئلۀ اعجاز قرآن بررسی شده، در فصل ۵ به بازخوانی علم بیان نزد عبدالقاهر جرجانی پرداخته میشود و در پایان، فصل ۶ چگونگی بازسازی و نظاممند کردن سنت عقلگرایی زبانی توسط رازی و تلفیق آن با مبانی معرفتشناختیاش را تبیین مینماید.
🔵کتاب حاضر حاصل بازنگری و تکمیل رسالۀ دکتری نویسنده در گروه فلسفۀ دانشگاه آلبرت-لودویگ در فرایبورگ آلمان است. مصطفی نجفی، نویسندۀ این اثر، از سال ۲۰۲۱ به عنوان استادیار ارشد در کرسی فلسفۀ دانشکدۀ الهیات و نیز، به عنوان پژوهشگر پسادکتری (SNSF) در پروژۀ تحقیقاتی «Senses of Being» فعالیت میکند.
#انعکاس_کتاب
@inekas
💎 معرفی کتاب تازه انتشاریافتهٔ «زبان و عقل در اندیشۀ اسلامی: همگرایی منطق و بیان نزد فخرالدین رازی»، نوشتهٔ مصطفی نجفی
Najafi, M. (2025). Language and Reason in Islamic Thought: Faḫr al-Dīn al-Rāzī’s Reconciliation of Manṭiq and Bayān. De Gruyter.
⬇️ دریافت فایل کامل کتاب
کتاب زبان و عقل در اندیشۀ اسلامی: همگرایی منطق و بیان در نزد فخرالدین رازی به بررسی تعامل دو سنت فکری پراهمیت در تمدن اسلامی میپردازد: سنت فلسفی و سنت زبانشناختی-ادبی. این اثر با تمرکز بر اندیشههای فخرالدین رازی میکوشد نشان دهد او چگونه توانسته شکاف تاریخی و معرفتشناختی میان پیروان منطق ارسطویی و عالمان علوم بلاغی و ادبی را پر کند. نویسنده در این کتاب، رازی را نه صرفاً در مقام یک متکلم اشعری یا مفسر قرآن، بلکه به عنوان فیلسوفی معرفی میکند که نظریهای نوین و منسجم در باب فهم زبانی ارائه کرده است.
هدف اصلی این کتاب، بازسازی نظریۀ عمومی فخرالدین رازی در باب «فهم زبانی» است. نویسنده میکوشد از روایت رایج در تاریخ فلسفۀ اسلامی فراروی کند: روایتی که رازی را عمدتاً در سایۀ ابنسینا و یا در مقام منتقد او مدنظر قرار میدهد؛ و از اینطریق، میکوشد جنبهای کمترشناختهشده از میراث فکری او را آشکار سازد. کتاب به طور خاص بر دو محور کلیدی تمرکز دارد: نخست، نظریۀ معرفتشناختی رازی در باب «تصور» بهسان یک عمل معرفتی وحدتبخش و غیرحکمی؛ و دوم، تعامل نظاممند او با نظریۀ «نظم» عبدالقاهر جرجانی. هدف نهایی این است که نشان داده شود در نظام فکری رازی، معنا نه صرفاً از طریق بازنمایی ذهنی واقعیت خارجی (آنگونه که فیلسوفان میپنداشتند)، بلکه از طریق ساختارهای زبانی و بلاغی شکل میگیرد.
اهمیت عمدۀ این در جایگاهبخشی مجدد به رازی در نقطهتلاقی دو کلانسنت «عقلگرایی فلسفی» (به نمایندگی ابنسینا) و «عقلگرایی زبانی» (به نمایندگی جرجانی) نهفته است. در حالی که منطقدانانِ سنت فلسفی بر جدایی لفظ از معنا و تطابق اندیشه با واقعیت تأکید داشتند، عقلگرایان زبانی بر درهمتنیدگی لفظ و معنا و سازوکارهای درونزبانیِ تولید معنا تمرکز میکردند. پژوهش حاضر نشان میدهد رازی چگونه با نقد مبانی معرفتشناختی پیشینیان و تعلیق تعهدات وجودشناختی در ساحت تصورات، الگویی ارائه میدهد که در آن دستور زبان و منطق در یکسو، و استدلال و برهان در سوی دیگر، نه به عنوان رقیب، بلکه به مثابۀ مکمل یکدیگر عمل میکنند.
هدف نهایی نویسنده در این کتاب، اثبات این مدعاست که فخرالدین رازی موفق شده است علم «بیان» را از بستر صرفاً الهیاتی (اعجاز قرآن) یا ادبی خارج کرده و آن را به مثابۀ یک علم عقلی و دقیق، همتراز با منطق، بازسازی کند. در این چارچوب نوین معرفتی، منطق مسئولیت سنجش صدق و کذب و مدیریت «تصدیقات» را بر عهده دارد، در حالی که علم بیان مسئولیت تضمین صحت، دقت و وحدت «تصورات» زبانی را عهدهدار میشود. بدینترتیب، کتاب استدلال میکند که پروژۀ فکری رازی، تلاشی موفق برای ایجاد یک نظام معرفتی منسجم است که در آن هر مسیری به سوی دانش از معبر زبان میگذرد و فهم زبانی پیششرط هرگونه تفکر برهانی است.
🔵کتاب در دو بخش اصلی و شش فصل تنظیم شده است. بخش نخست با عنوان «زبان در سنت عقلگرایی فلسفی»، به بررسی دیدگاههای فارابی (فصل ۱) و ابنسینا (فصل ۲) در مورد اکتساب معرفت و نقش زبان میپردازد و سپس در فصل ۳، موضع خاص رازی در باب «دستنایافتنی بودن معرفت تصوری» را تشریح میکند. بخش دوم «زبان در سنت عقلگرایی زبانی» نام دارد؛ در اینجا ابتدا در فصل ۴، مواجهۀ رازی با زبان انسانی و الهی و مسئلۀ اعجاز قرآن بررسی شده، در فصل ۵ به بازخوانی علم بیان نزد عبدالقاهر جرجانی پرداخته میشود و در پایان، فصل ۶ چگونگی بازسازی و نظاممند کردن سنت عقلگرایی زبانی توسط رازی و تلفیق آن با مبانی معرفتشناختیاش را تبیین مینماید.
🔵کتاب حاضر حاصل بازنگری و تکمیل رسالۀ دکتری نویسنده در گروه فلسفۀ دانشگاه آلبرت-لودویگ در فرایبورگ آلمان است. مصطفی نجفی، نویسندۀ این اثر، از سال ۲۰۲۱ به عنوان استادیار ارشد در کرسی فلسفۀ دانشکدۀ الهیات و نیز، به عنوان پژوهشگر پسادکتری (SNSF) در پروژۀ تحقیقاتی «Senses of Being» فعالیت میکند.
#انعکاس_کتاب
@inekas
💢 از بازیابی اطلاعات تا مهندسی پرامپت؛ مطالعهی تأثیرگذارترین پژوهشهای هوش مصنوعی در کتابداری و علم اطلاعات
در پژوهشی که با رویکردی کتابسنجی، ۱۰۰ مقاله پراستناد حوزه هوش مصنوعی در علم اطلاعات و کتابداری تحلیل شده، تصویری روشن از مسیر تحول این حوزه طی سه دهه اخیر ارائه شده است. یافتهها نشان میدهد که نخستین مقالات اثرگذار این حوزه از سال ۱۹۹۳ منتشر شدهاند، اما رشد واقعی پژوهشها پس از سال ۲۰۱۸ آغاز شده و همزمان با پیشرفت یادگیری ماشین و پردازش زبان طبیعی شتاب گرفته است.
بررسی مقالات نشان داد که این ۱۰۰ اثر پراستناد توسط ۵۵۱ پژوهشگر از ۴۲ کشور تألیف شدهاند و بهطور میانگین هر مقاله ۵.۵ نویسنده داشته است؛ موضوعی که ماهیت میانرشتهای این حوزه را آشکار میسازد. ایالات متحده با ۵۵ مقاله، بریتانیا با ۱۱ مقاله و چین با ۹ مقاله، پیشتاز تولید دانش در این عرصه بودهاند و شبکههای همکاری علمی گستردهای میان کشورهای پیشرو شکل گرفته است.
تحلیل کلیدواژهها نشان میدهد که تمرکز اولیه پژوهشها بر موضوعاتی مانند طبقهبندی، بازیابی اطلاعات و سازماندهی دادهها بوده است، اما در سالهای اخیر، مفاهیمی همچون «یادگیری ماشین»، «کلانداده»، «پردازش زبان طبیعی» و «پروندههای الکترونیک سلامت» به کانون توجه پژوهشگران تبدیل شدهاند. این تحول بیانگر گذار از مباحث نظری به کاربردهای عملی و مسئلهمحور هوش مصنوعی است.
نتایج همچنین نشان میدهد که تأثیر هوش مصنوعی از مرزهای سنتی کتابداری فراتر رفته و به حوزههایی نظیر سلامت، مدیریت اطلاعات، سیاستگذاری علمی و خدمات کاربرمحور نفوذ کرده است. نویسندگان تأکید میکنند که کتابخانهها دیگر صرفاً محل سازماندهی منابع نیستند، بلکه به محیطهایی برای توسعه سواد هوش مصنوعی، طراحی خدمات هوشمند و هدایت کاربران در تعامل مسئولانه با فناوریهای نوظهور تبدیل شدهاند.
در نهایت، این مطالعه نتیجه میگیرد که آینده علم اطلاعات و کتابداری در گرو تلفیق دانش حرفهای کتابداران با توانمندیهای هوش مصنوعی است. از چتباتهای مرجع گرفته تا مهندسی پرامپت و خدمات شخصیسازیشده. بنابراین، کتابداران نه قربانیان تحول دیجیتال، بلکه بازیگران کلیدی عصر جدید مدیریت دانش خواهند بود.
در نهایت، این پژوهش نشان میدهد که مسیر تحول هوش مصنوعی در علم اطلاعات، از رؤیاهای اولیه «کتابخانههای آینده» به سوی خدمات هوشمند، سواد هوش مصنوعی و نقشآفرینی فعال کتابداران در زیستبوم دانش دیجیتال حرکت کرده است؛ تحولی که میتواند آینده حرفه کتابداری را بازتعریف کند.
Shamsi, A., Wang, T., & Lund, B. (2026). The 100 most cited articles in artificial intelligence within library and information science: A bibliometric analysis. International Journal of Information Science and Management, 24(2), 1–18.
https://t.me/UT_Central_Library
در پژوهشی که با رویکردی کتابسنجی، ۱۰۰ مقاله پراستناد حوزه هوش مصنوعی در علم اطلاعات و کتابداری تحلیل شده، تصویری روشن از مسیر تحول این حوزه طی سه دهه اخیر ارائه شده است. یافتهها نشان میدهد که نخستین مقالات اثرگذار این حوزه از سال ۱۹۹۳ منتشر شدهاند، اما رشد واقعی پژوهشها پس از سال ۲۰۱۸ آغاز شده و همزمان با پیشرفت یادگیری ماشین و پردازش زبان طبیعی شتاب گرفته است.
بررسی مقالات نشان داد که این ۱۰۰ اثر پراستناد توسط ۵۵۱ پژوهشگر از ۴۲ کشور تألیف شدهاند و بهطور میانگین هر مقاله ۵.۵ نویسنده داشته است؛ موضوعی که ماهیت میانرشتهای این حوزه را آشکار میسازد. ایالات متحده با ۵۵ مقاله، بریتانیا با ۱۱ مقاله و چین با ۹ مقاله، پیشتاز تولید دانش در این عرصه بودهاند و شبکههای همکاری علمی گستردهای میان کشورهای پیشرو شکل گرفته است.
تحلیل کلیدواژهها نشان میدهد که تمرکز اولیه پژوهشها بر موضوعاتی مانند طبقهبندی، بازیابی اطلاعات و سازماندهی دادهها بوده است، اما در سالهای اخیر، مفاهیمی همچون «یادگیری ماشین»، «کلانداده»، «پردازش زبان طبیعی» و «پروندههای الکترونیک سلامت» به کانون توجه پژوهشگران تبدیل شدهاند. این تحول بیانگر گذار از مباحث نظری به کاربردهای عملی و مسئلهمحور هوش مصنوعی است.
نتایج همچنین نشان میدهد که تأثیر هوش مصنوعی از مرزهای سنتی کتابداری فراتر رفته و به حوزههایی نظیر سلامت، مدیریت اطلاعات، سیاستگذاری علمی و خدمات کاربرمحور نفوذ کرده است. نویسندگان تأکید میکنند که کتابخانهها دیگر صرفاً محل سازماندهی منابع نیستند، بلکه به محیطهایی برای توسعه سواد هوش مصنوعی، طراحی خدمات هوشمند و هدایت کاربران در تعامل مسئولانه با فناوریهای نوظهور تبدیل شدهاند.
در نهایت، این مطالعه نتیجه میگیرد که آینده علم اطلاعات و کتابداری در گرو تلفیق دانش حرفهای کتابداران با توانمندیهای هوش مصنوعی است. از چتباتهای مرجع گرفته تا مهندسی پرامپت و خدمات شخصیسازیشده. بنابراین، کتابداران نه قربانیان تحول دیجیتال، بلکه بازیگران کلیدی عصر جدید مدیریت دانش خواهند بود.
در نهایت، این پژوهش نشان میدهد که مسیر تحول هوش مصنوعی در علم اطلاعات، از رؤیاهای اولیه «کتابخانههای آینده» به سوی خدمات هوشمند، سواد هوش مصنوعی و نقشآفرینی فعال کتابداران در زیستبوم دانش دیجیتال حرکت کرده است؛ تحولی که میتواند آینده حرفه کتابداری را بازتعریف کند.
Shamsi, A., Wang, T., & Lund, B. (2026). The 100 most cited articles in artificial intelligence within library and information science: A bibliometric analysis. International Journal of Information Science and Management, 24(2), 1–18.
https://t.me/UT_Central_Library
Telegram
کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران
وب سايت کتابخانه مرکزی:
Library.ut.ac.ir
آدرس:
خیابان انقلاب، خیابان ۱۶ آذر، داخل پردیس مرکزی دانشگاه تهران، کتابخانه مرکزی، مرکز اسناد و تامین منابع علمی.
Library.ut.ac.ir
آدرس:
خیابان انقلاب، خیابان ۱۶ آذر، داخل پردیس مرکزی دانشگاه تهران، کتابخانه مرکزی، مرکز اسناد و تامین منابع علمی.
📊 معرفی Litmaps؛ انقلاب هوش مصنوعی در جستجو، تحلیل و مصورسازی پژوهشهای علمی
در عصر انفجار اطلاعات، یافتن منابع مرتبط به یکی از بزرگترین چالشهای پژوهشگران تبدیل شده است. در این میان، Litmaps بهعنوان یک ابزار مبتنی بر هوش مصنوعی، رویکردی نوین برای جستجو، تحلیل و ترسیم نقشه علمی ارائه کرده که میتواند فرآیند پژوهش را متحول کند. Litmaps یک پلتفرم هوشمند برای کشف ارتباطات میان مقالات علمی و ترسیم شبکه دانش پژوهشی است. برخلاف موتورهای جستجوی سنتی که صرفاً فهرستی از مقالات را نمایش میدهند، روابط استنادی و موضوعی میان پژوهشها را بهصورت بصری نمایش و کمک میکند مسیر تکامل یک حوزه علمی بهتر درک شود.
💢 مهمترین کاربردهای علمی و پژوهشی آن عبارتند از:
۱. مرور ادبیات پژوهش (Literature Review) با سرعت و دقت بیشتر
۲. ترسیم نقشه دانش یک حوزه تخصصی
۳. کشف مقالات پنهان اما ارزشمند
۴. رصد مستمر آخرین دستاوردهای علمی
۵. شناسایی پژوهشگران و گروههای پیشرو
۶. شناسایی شکافهای پژوهشی (Research Gaps) و موضوعات نوآورانه
۷. تحلیل روندهای علمی و فناوری
https://www.litmaps.com/
https://t.me/UT_Central_Library
در عصر انفجار اطلاعات، یافتن منابع مرتبط به یکی از بزرگترین چالشهای پژوهشگران تبدیل شده است. در این میان، Litmaps بهعنوان یک ابزار مبتنی بر هوش مصنوعی، رویکردی نوین برای جستجو، تحلیل و ترسیم نقشه علمی ارائه کرده که میتواند فرآیند پژوهش را متحول کند. Litmaps یک پلتفرم هوشمند برای کشف ارتباطات میان مقالات علمی و ترسیم شبکه دانش پژوهشی است. برخلاف موتورهای جستجوی سنتی که صرفاً فهرستی از مقالات را نمایش میدهند، روابط استنادی و موضوعی میان پژوهشها را بهصورت بصری نمایش و کمک میکند مسیر تکامل یک حوزه علمی بهتر درک شود.
💢 مهمترین کاربردهای علمی و پژوهشی آن عبارتند از:
۱. مرور ادبیات پژوهش (Literature Review) با سرعت و دقت بیشتر
۲. ترسیم نقشه دانش یک حوزه تخصصی
۳. کشف مقالات پنهان اما ارزشمند
۴. رصد مستمر آخرین دستاوردهای علمی
۵. شناسایی پژوهشگران و گروههای پیشرو
۶. شناسایی شکافهای پژوهشی (Research Gaps) و موضوعات نوآورانه
۷. تحلیل روندهای علمی و فناوری
https://www.litmaps.com/
https://t.me/UT_Central_Library
Forwarded from رسول جعفریان
زندگینامه_دخویه_مصحح_تاریخ_طبری_چاپ_لیدن.pdf
596 KB
زندگینامه د خویه (1836 ـ 1909) مصحح تاریخ طبری در لایدن که مجلد اول آن سال 1879 و مجلد آخر آن در سال 1901 انتشار یافت.
https://t.me/jafarian1964
https://t.me/jafarian1964
✳️ از پذیرش تا حکمرانی؛ هوش مصنوعی چگونه در حال بازآفرینی آموزش عالی است؟
نتایج تازهترین پیمایش بینالمللی Ellucian نشان میدهد که آموزش عالی وارد مرحله جدیدی از بهکارگیری هوش مصنوعی شده است؛ مرحلهای که در آن استفادههای پراکنده و آزمایشی جای خود را به برنامهریزی راهبردی و سازمانی دادهاند.
بر اساس این گزارش، ۹۰ درصد کارکنان و مدیران دانشگاهی از ابزارهای هوش مصنوعی استفاده میکنند و این فناوری به بخشی از فعالیتهای روزمره دانشگاهها تبدیل شده است.
مهمتر آنکه میزان استفاده نهادی از هوش مصنوعی در دانشگاهها از ۴۹ درصد در سال ۲۰۲۴ به ۶۶ درصد در سال ۲۰۲۵ افزایش یافته است.
همچنین ۴۳ درصد مؤسسات آموزش عالی اعلام کردهاند که هوش مصنوعی را در برنامههای راهبردی خود گنجاندهاند.
یافتهها نشان میدهد مدیران دانشگاهی بیشترین مزیت هوش مصنوعی را در حوزههای مدیریت و عملیات، تحلیل دادهها و جذب و نگهداشت دانشجو مشاهده میکنند.
کاربردهایی مانند پیشبینی درآمد و هزینهها، شناسایی دانشجویان در معرض خطر ترک تحصیل و تقویت امنیت سایبری از مهمترین اولویتهای دانشگاهها به شمار میروند.
با وجود رشد سریع استفاده از این فناوری، نگرانیهای مربوط به امنیت و حریم خصوصی دادهها همچنان مهمترین مانع توسعه هوش مصنوعی در دانشگاهها است.
بیش از نیمی از پاسخدهندگان این موضوع را اصلیترین چالش پیش روی مؤسسات آموزش عالی عنوان کردهاند.
در کنار این مسئله، نگرانی درباره حذف برخی مشاغل و پیامدهای زیستمحیطی فناوریهای هوش مصنوعی نیز رو به افزایش است.
گزارش نشان میدهد که موفقیت دانشگاهها در بهرهگیری از هوش مصنوعی بیش از هر چیز به تدوین سیاستهای حکمرانی، آموزش کارکنان و ایجاد اعتماد عمومی وابسته است.
پژوهشگران تأکید میکنند که آینده آموزش عالی نه در استفاده صرف از هوش مصنوعی، بلکه در ادغام مسئولانه و هدفمند آن با مأموریتهای آموزشی و پژوهشی دانشگاهها رقم خواهد خورد.
در مجموع، این گزارش تصویری از گذار آموزش عالی جهان از «آشنایی با هوش مصنوعی» به «مدیریت راهبردی هوش مصنوعی» ارائه میدهد؛ تحولی که میتواند ساختار دانشگاههای آینده را بهطور بنیادین دگرگون کند.
Ellucian. (2026). AI in higher education: 2025 survey findings—From experimentation to strategic integration.
https://t.me/UT_Central_Library
نتایج تازهترین پیمایش بینالمللی Ellucian نشان میدهد که آموزش عالی وارد مرحله جدیدی از بهکارگیری هوش مصنوعی شده است؛ مرحلهای که در آن استفادههای پراکنده و آزمایشی جای خود را به برنامهریزی راهبردی و سازمانی دادهاند.
بر اساس این گزارش، ۹۰ درصد کارکنان و مدیران دانشگاهی از ابزارهای هوش مصنوعی استفاده میکنند و این فناوری به بخشی از فعالیتهای روزمره دانشگاهها تبدیل شده است.
مهمتر آنکه میزان استفاده نهادی از هوش مصنوعی در دانشگاهها از ۴۹ درصد در سال ۲۰۲۴ به ۶۶ درصد در سال ۲۰۲۵ افزایش یافته است.
همچنین ۴۳ درصد مؤسسات آموزش عالی اعلام کردهاند که هوش مصنوعی را در برنامههای راهبردی خود گنجاندهاند.
یافتهها نشان میدهد مدیران دانشگاهی بیشترین مزیت هوش مصنوعی را در حوزههای مدیریت و عملیات، تحلیل دادهها و جذب و نگهداشت دانشجو مشاهده میکنند.
کاربردهایی مانند پیشبینی درآمد و هزینهها، شناسایی دانشجویان در معرض خطر ترک تحصیل و تقویت امنیت سایبری از مهمترین اولویتهای دانشگاهها به شمار میروند.
با وجود رشد سریع استفاده از این فناوری، نگرانیهای مربوط به امنیت و حریم خصوصی دادهها همچنان مهمترین مانع توسعه هوش مصنوعی در دانشگاهها است.
بیش از نیمی از پاسخدهندگان این موضوع را اصلیترین چالش پیش روی مؤسسات آموزش عالی عنوان کردهاند.
در کنار این مسئله، نگرانی درباره حذف برخی مشاغل و پیامدهای زیستمحیطی فناوریهای هوش مصنوعی نیز رو به افزایش است.
گزارش نشان میدهد که موفقیت دانشگاهها در بهرهگیری از هوش مصنوعی بیش از هر چیز به تدوین سیاستهای حکمرانی، آموزش کارکنان و ایجاد اعتماد عمومی وابسته است.
پژوهشگران تأکید میکنند که آینده آموزش عالی نه در استفاده صرف از هوش مصنوعی، بلکه در ادغام مسئولانه و هدفمند آن با مأموریتهای آموزشی و پژوهشی دانشگاهها رقم خواهد خورد.
در مجموع، این گزارش تصویری از گذار آموزش عالی جهان از «آشنایی با هوش مصنوعی» به «مدیریت راهبردی هوش مصنوعی» ارائه میدهد؛ تحولی که میتواند ساختار دانشگاههای آینده را بهطور بنیادین دگرگون کند.
Ellucian. (2026). AI in higher education: 2025 survey findings—From experimentation to strategic integration.
https://t.me/UT_Central_Library
Telegram
کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران
وب سايت کتابخانه مرکزی:
Library.ut.ac.ir
آدرس:
خیابان انقلاب، خیابان ۱۶ آذر، داخل پردیس مرکزی دانشگاه تهران، کتابخانه مرکزی، مرکز اسناد و تامین منابع علمی.
Library.ut.ac.ir
آدرس:
خیابان انقلاب، خیابان ۱۶ آذر، داخل پردیس مرکزی دانشگاه تهران، کتابخانه مرکزی، مرکز اسناد و تامین منابع علمی.
💢 شمشیر دولبه هوش مصنوعی و حریم خصوصی؛ چگونه فناوری میتواند هم تهدید باشد و هم سپر محافظ؟
در یک مقاله مروری با نگاهی جامع به رابطه پیچیده میان هوش مصنوعی و حریم خصوصی، نشان داده شده که هوش مصنوعی بهطور همزمان میتواند عامل نقض حریم خصوصی و ابزاری برای حفاظت از آن باشد. نویسندگان با بررسی پژوهشهای منتشرشده در سالهای اخیر، تأکید میکنند که گسترش فناوریهای هوشمند در حوزههایی مانند سلامت، شبکههای اجتماعی، خدمات مالی و اینترنت اشیا، حجم بیسابقهای از دادههای شخصی را در معرض پردازش قرار داده است. از یک سو، الگوریتمهای هوش مصنوعی قادرند با تحلیل کلاندادهها، الگوهای رفتاری افراد را شناسایی کرده و حتی اطلاعات حساسی را بدون رضایت کاربران استخراج کنند. از سوی دیگر، همین فناوری میتواند برای شناسایی حملات سایبری، تشخیص نشت اطلاعات و توسعه سامانههای حفظ حریم خصوصی به کار گرفته شود.
یافتههای مقاله نشان میدهد که تهدیدهایی مانند بازشناسایی هویت افراد، سوگیری الگوریتمی، نظارت گسترده، سوءاستفاده از دادههای زیستی و نبود شفافیت در تصمیمگیریهای مبتنی بر هوش مصنوعی، از مهمترین نگرانیهای عصر دیجیتال محسوب میشوند. در مقابل، راهکارهایی نظیر «یادگیری فدرال»، «حریم خصوصی تفاضلی»، رمزنگاری پیشرفته و سامانههای هوشمند تشخیص نفوذ، بهعنوان ابزارهای نوین حفاظت از دادهها معرفی شدهاند. نویسندگان تأکید میکنند که ایجاد تعادل میان نوآوری و صیانت از حقوق کاربران، نیازمند همکاری میان متخصصان فناوری، قانونگذاران و نهادهای نظارتی است.
از منظر آموزشی، این مقاله بر ضرورت ارتقای سواد داده و سواد هوش مصنوعی در میان شهروندان تأکید دارد تا افراد بتوانند مخاطرات احتمالی را تشخیص دهند و آگاهانه درباره اشتراکگذاری اطلاعات شخصی تصمیم بگیرند. در نهایت، پژوهش نتیجه میگیرد که آینده هوش مصنوعی نه در محدود کردن کامل این فناوری و نه در رهاسازی بیقیدوشرط آن، بلکه در توسعه «هوش مصنوعی مسئولانه» و طراحی سامانههایی نهفته است که حفظ حریم خصوصی را از همان مراحل اولیه توسعه در نظر بگیرند. به بیان دیگر، آیندهای امنتر زمانی رقم خواهد خورد که حفاظت از دادهها به بخشی جداییناپذیر از معماری هوش مصنوعی تبدیل شود.
این مقاله یادآور میشود که بزرگترین چالش عصر هوش مصنوعی، انتخاب میان «پیشرفت» و «حریم خصوصی» نیست؛ بلکه یافتن راهی برای تحقق هر دوی آنها بهصورت همزمان و مسئولانه است.
Voloch, N., & Hirschprung, R. S. (2026). Both ends of artificial intelligence impacting privacy: a review of violation and protection. Frontiers in artificial intelligence, 9, 1686454. https://doi.org/10.3389/frai.2026.1686454
https://t.me/UT_Central_Library
در یک مقاله مروری با نگاهی جامع به رابطه پیچیده میان هوش مصنوعی و حریم خصوصی، نشان داده شده که هوش مصنوعی بهطور همزمان میتواند عامل نقض حریم خصوصی و ابزاری برای حفاظت از آن باشد. نویسندگان با بررسی پژوهشهای منتشرشده در سالهای اخیر، تأکید میکنند که گسترش فناوریهای هوشمند در حوزههایی مانند سلامت، شبکههای اجتماعی، خدمات مالی و اینترنت اشیا، حجم بیسابقهای از دادههای شخصی را در معرض پردازش قرار داده است. از یک سو، الگوریتمهای هوش مصنوعی قادرند با تحلیل کلاندادهها، الگوهای رفتاری افراد را شناسایی کرده و حتی اطلاعات حساسی را بدون رضایت کاربران استخراج کنند. از سوی دیگر، همین فناوری میتواند برای شناسایی حملات سایبری، تشخیص نشت اطلاعات و توسعه سامانههای حفظ حریم خصوصی به کار گرفته شود.
یافتههای مقاله نشان میدهد که تهدیدهایی مانند بازشناسایی هویت افراد، سوگیری الگوریتمی، نظارت گسترده، سوءاستفاده از دادههای زیستی و نبود شفافیت در تصمیمگیریهای مبتنی بر هوش مصنوعی، از مهمترین نگرانیهای عصر دیجیتال محسوب میشوند. در مقابل، راهکارهایی نظیر «یادگیری فدرال»، «حریم خصوصی تفاضلی»، رمزنگاری پیشرفته و سامانههای هوشمند تشخیص نفوذ، بهعنوان ابزارهای نوین حفاظت از دادهها معرفی شدهاند. نویسندگان تأکید میکنند که ایجاد تعادل میان نوآوری و صیانت از حقوق کاربران، نیازمند همکاری میان متخصصان فناوری، قانونگذاران و نهادهای نظارتی است.
از منظر آموزشی، این مقاله بر ضرورت ارتقای سواد داده و سواد هوش مصنوعی در میان شهروندان تأکید دارد تا افراد بتوانند مخاطرات احتمالی را تشخیص دهند و آگاهانه درباره اشتراکگذاری اطلاعات شخصی تصمیم بگیرند. در نهایت، پژوهش نتیجه میگیرد که آینده هوش مصنوعی نه در محدود کردن کامل این فناوری و نه در رهاسازی بیقیدوشرط آن، بلکه در توسعه «هوش مصنوعی مسئولانه» و طراحی سامانههایی نهفته است که حفظ حریم خصوصی را از همان مراحل اولیه توسعه در نظر بگیرند. به بیان دیگر، آیندهای امنتر زمانی رقم خواهد خورد که حفاظت از دادهها به بخشی جداییناپذیر از معماری هوش مصنوعی تبدیل شود.
این مقاله یادآور میشود که بزرگترین چالش عصر هوش مصنوعی، انتخاب میان «پیشرفت» و «حریم خصوصی» نیست؛ بلکه یافتن راهی برای تحقق هر دوی آنها بهصورت همزمان و مسئولانه است.
Voloch, N., & Hirschprung, R. S. (2026). Both ends of artificial intelligence impacting privacy: a review of violation and protection. Frontiers in artificial intelligence, 9, 1686454. https://doi.org/10.3389/frai.2026.1686454
https://t.me/UT_Central_Library
Frontiers
Frontiers | Both ends of artificial intelligence impacting privacy: a review of violation and protection
The intersection of Artificial Intelligence (AI) and privacy presents both significant challenges and opportunities. As AI systems become increasingly embedd...
NaHamzamani.pdf
2.8 MB
✴️ همزمان با سالگرد درگذشت دکتر قانعیراد؛ نسخه الکترونیکی کتاب «ناهمزمانی دانش» در دسترس عموم قرار گرفت
دکتر محمدامین قانعیراد از برجستهترین جامعهشناسان معاصر ایران و از پیشگامان حوزه جامعهشناسی علم و سیاستگذاری علم و فناوری در کشور بود. وی سالها بهعنوان استاد جامعهشناسی مرکز تحقیقات سیاست علمی ایران فعالیت کرد و با پژوهشهای خود سهمی ماندگار در فهم نسبت علم، جامعه و توسعه در ایران بر جای گذاشت.
کتاب «ناهمزمانی دانش؛ روابط علم و نظامهای اجتماعی ـ اقتصادی در ایران» یکی از آثار مهم دکتر قانعیراد در حوزه جامعهشناسی علم است. این کتاب به بررسی یکی از مسائل بنیادین توسعه در ایران میپردازد؛ یعنی شکافها و ناهماهنگیهایی که میان نظام تولید دانش و سایر نظامهای اجتماعی، اقتصادی و نهادی وجود دارد. نویسنده با نگاهی جامعهشناختی نشان میدهد که توسعه علمی صرفاً محصول رشد دانشگاهها و مراکز پژوهشی نیست، بلکه در گرو شکلگیری رابطهای پویا و متوازن میان علم، اقتصاد، فرهنگ، سیاست و نهادهای اجتماعی است.
https://www.linkedin.com/feed/update/urn:li:activity:7471430381733486592/
https://t.me/UT_Central_Library
دکتر محمدامین قانعیراد از برجستهترین جامعهشناسان معاصر ایران و از پیشگامان حوزه جامعهشناسی علم و سیاستگذاری علم و فناوری در کشور بود. وی سالها بهعنوان استاد جامعهشناسی مرکز تحقیقات سیاست علمی ایران فعالیت کرد و با پژوهشهای خود سهمی ماندگار در فهم نسبت علم، جامعه و توسعه در ایران بر جای گذاشت.
کتاب «ناهمزمانی دانش؛ روابط علم و نظامهای اجتماعی ـ اقتصادی در ایران» یکی از آثار مهم دکتر قانعیراد در حوزه جامعهشناسی علم است. این کتاب به بررسی یکی از مسائل بنیادین توسعه در ایران میپردازد؛ یعنی شکافها و ناهماهنگیهایی که میان نظام تولید دانش و سایر نظامهای اجتماعی، اقتصادی و نهادی وجود دارد. نویسنده با نگاهی جامعهشناختی نشان میدهد که توسعه علمی صرفاً محصول رشد دانشگاهها و مراکز پژوهشی نیست، بلکه در گرو شکلگیری رابطهای پویا و متوازن میان علم، اقتصاد، فرهنگ، سیاست و نهادهای اجتماعی است.
https://www.linkedin.com/feed/update/urn:li:activity:7471430381733486592/
https://t.me/UT_Central_Library
چو ایران نباشد تن من مباد
محمّد احصائی ۱۳۶۹
( رنگ روغن روی بوم )
( اندازه : ۱۰۰ × ۸۰ سانتی متر )
( محلّ نگهداری : موزه هنرهای معاصر تهران )
( بر گرفته از سایت استاد محمّد احصائی )
#محمد_احصایی
#نقاشی_خط
@Calligraphy_Archive
محمّد احصائی ۱۳۶۹
( رنگ روغن روی بوم )
( اندازه : ۱۰۰ × ۸۰ سانتی متر )
( محلّ نگهداری : موزه هنرهای معاصر تهران )
( بر گرفته از سایت استاد محمّد احصائی )
#محمد_احصایی
#نقاشی_خط
@Calligraphy_Archive
Forwarded from کتاب کست هوشمند کتابخانه مرکزی و مرکز اسناد دانشگاه تهران (lib.ut.ac)
Audio
کتاب دانشگاه و نگاه الگوریتمی: پدیدارشناسی حیات آکادمیک مدرن (The University and the Algorithmic Gaze) نوشته لزلی گورلای در سال 2025 منتشر شده و به تحلیل تأثیرات عمیق دیجیتالیشدن و فناوریهای نظارتی بر حیات دانشگاهی معاصر اختصاص دارد. نویسنده با بهرهگیری از رویکرد پساپدیدارشناسی، چگونگی دگرگونی تجربههای زیسته استادان و دانشجویان را در مواجهه با سیستمهای سنجش دادهمحور، آنالیزهای یادگیری و پلتفرمهای ویدیوکنفرانس واکاوی میکند. متن بر این باور است که ایدئولوژیهای فراانسانگرایی (Transhumanism) به شکلی پنهان در پس شعار «تحول دیجیتال» نهفتهاند و تلاش میکنند محدودیتهای انسانی را از طریق انتزاع الگوریتمی از میان بردارند. گورلای هشدار میدهد که این نگاه الگوریتمی منجر به نادیده گرفته شدن جنبههای حیاتی آموزش همچون جسمانیت، همحضوری و لحظات گذرا در محیطهای آموزشی میشود. در نهایت، کتاب فراخوانی است برای بازشناسی ارزش شیوههای گریزان و انسانی در آموزش که در فضای تحت کنترل و نظارت دادهها در حال محو شدن هستند.
@KETABCAST_AI_LIB_UT_AC
@KETABCAST_AI_LIB_UT_AC
Audio
کتاب ناهمزمانی دانش نوشته محمدامین قانعیراد، به تحلیل شکاف و عدم انسجام میان نظام علم و سایر ساختارهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی در ایران میپردازد. نویسنده با نقد رویکردهای تکبعدی، معتقد است توسعه علمی نباید تنها به انتقال دانش یا افزایش آمار دانشجویان محدود شود، بلکه نیازمند هماهنگی نهادی و پیوند ارگانیک با نیازهای واقعی جامعه است. کتاب بر این باور است که دانش در ایران دچار نوعی گسست زمانی شده و برای اثربخشی، باید از قالب یک ایدئولوژی دانشگاهی صرف خارج شده و به ابزاری برای حل مسائل ملی تبدیل گردد. در مقدمه نیز بر اهمیت کنشگران مرزی بهعنوان میانجیانی که میتوانند زبان متفاوت علم و سیاست را به هم نزدیک کنند، تأکید شده است. این مجموعه مقالات در نهایت، راهبردهایی برای مدیریت نظام علمی و ایجاد تعادل بین تولید دانش و اشتغال فارغالتحصیلان ارائه میدهد.
@KETABCAST_AI_LIB_UT_AC
@KETABCAST_AI_LIB_UT_AC
Audio
عنوان کتاب: War Machine
مولف: Carter, Richard A.
ناشر: punctum books
سال انتشار: 2026
کتاب «ماشین جنگ» اثر ریچارد ای. کارتر، اثری تجربی و خلاقانه است که با استفاده از الگوریتمهای دیجیتال، پیوندی میان تکنولوژی، محیط زیست و منازعات سیاسی برقرار میکند. نویسنده در این اثر، یک بازی جنگی شبیهسازیشده را به نمایش میگذارد که در آن پهپادها بر روی نقشههای مناطق اکولوژیکی در معرض خطر، برای تسلط استراتژیک رقابت میکنند. هدف کارتر از این رویکرد غیرمتعارف، به چالش کشیدن شیوههای سنتی تحلیل آکادمیک و نمایش اصطکاک میان بهرهکشی اقتصادی و پایداری سیارهای است. این منبع در نهایت به عنوان نقد و واکنشی هنری به چالشهای عصر حاضر، از جمله هوش مصنوعی و تخریب محیط زیست، عمل میکند تا امکان تصور آیندهای متفاوت را فراهم سازد.
@KETABCAST_AI_LIB_UT_AC
مولف: Carter, Richard A.
ناشر: punctum books
سال انتشار: 2026
کتاب «ماشین جنگ» اثر ریچارد ای. کارتر، اثری تجربی و خلاقانه است که با استفاده از الگوریتمهای دیجیتال، پیوندی میان تکنولوژی، محیط زیست و منازعات سیاسی برقرار میکند. نویسنده در این اثر، یک بازی جنگی شبیهسازیشده را به نمایش میگذارد که در آن پهپادها بر روی نقشههای مناطق اکولوژیکی در معرض خطر، برای تسلط استراتژیک رقابت میکنند. هدف کارتر از این رویکرد غیرمتعارف، به چالش کشیدن شیوههای سنتی تحلیل آکادمیک و نمایش اصطکاک میان بهرهکشی اقتصادی و پایداری سیارهای است. این منبع در نهایت به عنوان نقد و واکنشی هنری به چالشهای عصر حاضر، از جمله هوش مصنوعی و تخریب محیط زیست، عمل میکند تا امکان تصور آیندهای متفاوت را فراهم سازد.
@KETABCAST_AI_LIB_UT_AC
Audio
کتاب «رقابتپذیری در بازارهای نوظهور» به ویرایش داتیس خواجهئیان، مایک فریدریشسن و ویلفرد مودینگر در سال ۲۰۱۸ توسط انتشارات Springer منتشر شده است. این اثر به تحلیل چندبعدی رقابت دربازارهای پویا و تأثیر فناوریهای تحولآفرین بر مدلهای کسبوکار، بهویژه درشرکتهای کوچک رسانهای میپردازد . محتوای کتاب در ۲۹ فصل شامل موضوعاتی چون تحول دیجیتال، کارآفرینی، حقوق رسانه و کاربرد کلاندادهها درصنایع مختلف سازماندهی شده است . هدف این کتاب توانمندسازی مدیران و سیاستگذاران برای درک چالشهای بازارهای نوظهور وشناسایی فرصتهای جدید در عصر اقتصاد دیجیتال است .این مجموعه با همکارینویسندگانی از ۱۶ کشور،دیدگاهی جامع از پویایی بازار در قارههای مختلف ارائه میدهد .
@KETABCAST_AI_LIB_UT_AC
@KETABCAST_AI_LIB_UT_AC
✳️ توانمندسازی استادان برای آموزش فراگیر؛ نقش فناوریهای نوظهور در بازآفرینی یادگیری دانشگاهی
پژوهشی که در مجله The Internet and Higher Education منتشر شده، به بررسی اثربخشی یک برنامه آموزش حرفهای برای اعضای هیئت علمی دانشگاه در زمینه فناوریهای نوظهور و آموزش فراگیر پرداخته است. نتایج نشان میدهد که بسیاری از استادان، پیش از شرکت در دوره، در زمینه دسترسپذیری فناوریها، طراحی آموزشی فراگیر و استفاده از ابزارهای پیشرفته دیجیتال با محدودیتهایی مواجه بودند.
در پاسخ به این نیازها، پژوهشگران برنامهای ترکیبی (حضوری و آنلاین) طراحی کردند که موضوعاتی مانند یادگیری سیار، واقعیت افزوده، واقعیت مجازی، بازیوارسازی و طراحی یادگیری مبتنی بر اصول «طراحی فراگیر برای یادگیری» (UDL) را پوشش میداد.
یافتهها نشان داد که استفاده هدفمند از فناوریهای نوظهور، انگیزه، مشارکت و استقلال یادگیری دانشجویان را افزایش داده است. استادان گزارش کردند که این ابزارها امکان تطبیق بهتر آموزش با نیازهای متنوع دانشجویان را فراهم کرده و محیطهای یادگیری فراگیرتری ایجاد کردهاند.
از سوی دیگر، دانشجویان نیز تأیید کردند که فناوریهای دیجیتال کلاسها را از قالبهای سنتی خارج کرده و یادگیری را تعاملیتر، جذابتر و منعطفتر ساختهاند. بهویژه دانشجویان دارای نیازهای ویژه، از جمله افراد مبتلا به نارساخوانی یا اختلال کمتوجهی، مزایای قابل توجهی را در استفاده از روشهایی مانند بازیوارسازی تجربه کردهاند.
تحلیل نتایج نشان میدهد که موفقیت آموزش دیجیتال صرفاً به دسترسی به فناوری وابسته نیست، بلکه به نحوه تلفیق آن با اصول فراگیری و عدالت آموزشی بستگی دارد. نویسندگان تأکید میکنند که توسعه حرفهای مستمر استادان، فرصتهای تمرین عملی، همکاری میان همکاران و ارزیابی مداوم، از عوامل کلیدی موفقیت در این مسیر هستند.
در مجموع، این مطالعه نشان میدهد که سرمایهگذاری در توانمندسازی دیجیتال و فراگیر اعضای هیئت علمی میتواند به ایجاد دانشگاههایی عادلانهتر، دسترسپذیرتر و آمادهتر برای پاسخگویی به نیازهای متنوع دانشجویان در عصر پساکرونا منجر شود.
Morina, A., & Perera, V. H. (2025). Faculty professional development in emerging technologies and inclusion in higher education: Designing and evaluating a training programme. The Internet and Higher Education, 67, 101019. https://doi.org/10.1016/j.iheduc.2025.101019
https://t.me/UT_Central_Library
پژوهشی که در مجله The Internet and Higher Education منتشر شده، به بررسی اثربخشی یک برنامه آموزش حرفهای برای اعضای هیئت علمی دانشگاه در زمینه فناوریهای نوظهور و آموزش فراگیر پرداخته است. نتایج نشان میدهد که بسیاری از استادان، پیش از شرکت در دوره، در زمینه دسترسپذیری فناوریها، طراحی آموزشی فراگیر و استفاده از ابزارهای پیشرفته دیجیتال با محدودیتهایی مواجه بودند.
در پاسخ به این نیازها، پژوهشگران برنامهای ترکیبی (حضوری و آنلاین) طراحی کردند که موضوعاتی مانند یادگیری سیار، واقعیت افزوده، واقعیت مجازی، بازیوارسازی و طراحی یادگیری مبتنی بر اصول «طراحی فراگیر برای یادگیری» (UDL) را پوشش میداد.
یافتهها نشان داد که استفاده هدفمند از فناوریهای نوظهور، انگیزه، مشارکت و استقلال یادگیری دانشجویان را افزایش داده است. استادان گزارش کردند که این ابزارها امکان تطبیق بهتر آموزش با نیازهای متنوع دانشجویان را فراهم کرده و محیطهای یادگیری فراگیرتری ایجاد کردهاند.
از سوی دیگر، دانشجویان نیز تأیید کردند که فناوریهای دیجیتال کلاسها را از قالبهای سنتی خارج کرده و یادگیری را تعاملیتر، جذابتر و منعطفتر ساختهاند. بهویژه دانشجویان دارای نیازهای ویژه، از جمله افراد مبتلا به نارساخوانی یا اختلال کمتوجهی، مزایای قابل توجهی را در استفاده از روشهایی مانند بازیوارسازی تجربه کردهاند.
تحلیل نتایج نشان میدهد که موفقیت آموزش دیجیتال صرفاً به دسترسی به فناوری وابسته نیست، بلکه به نحوه تلفیق آن با اصول فراگیری و عدالت آموزشی بستگی دارد. نویسندگان تأکید میکنند که توسعه حرفهای مستمر استادان، فرصتهای تمرین عملی، همکاری میان همکاران و ارزیابی مداوم، از عوامل کلیدی موفقیت در این مسیر هستند.
در مجموع، این مطالعه نشان میدهد که سرمایهگذاری در توانمندسازی دیجیتال و فراگیر اعضای هیئت علمی میتواند به ایجاد دانشگاههایی عادلانهتر، دسترسپذیرتر و آمادهتر برای پاسخگویی به نیازهای متنوع دانشجویان در عصر پساکرونا منجر شود.
Morina, A., & Perera, V. H. (2025). Faculty professional development in emerging technologies and inclusion in higher education: Designing and evaluating a training programme. The Internet and Higher Education, 67, 101019. https://doi.org/10.1016/j.iheduc.2025.101019
https://t.me/UT_Central_Library
Telegram
کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران
وب سايت کتابخانه مرکزی:
Library.ut.ac.ir
آدرس:
خیابان انقلاب، خیابان ۱۶ آذر، داخل پردیس مرکزی دانشگاه تهران، کتابخانه مرکزی، مرکز اسناد و تامین منابع علمی.
Library.ut.ac.ir
آدرس:
خیابان انقلاب، خیابان ۱۶ آذر، داخل پردیس مرکزی دانشگاه تهران، کتابخانه مرکزی، مرکز اسناد و تامین منابع علمی.
🔴 پایان افسانههای مهندسی پرامپت؛ آنچه ۱۵۰۰ مقاله علمی درباره گفتوگو با هوش مصنوعی به ما آموختند
گزارش تحلیلی aakashgupta، پس از بررسی بیش از ۱۵۰۰ مقاله دانشگاهی درباره مهندسی پرامپت، به نتیجهای چالشبرانگیز میرسد: بخش زیادی از توصیههای رایج درباره تعامل با مدلهای زبانی، بیش از آنکه مبتنی بر شواهد علمی باشند، حاصل تجربههای محدود، شهود شخصی و ترندهای شبکههای اجتماعی هستند. نویسنده معتقد است که شرکتهای موفقی که محصولات مبتنی بر هوش مصنوعی را در مقیاس بزرگ توسعه دادهاند، اغلب برخلاف توصیههای رایج عمل میکنند.
۱. پرامپتهای طولانی الزاماً بهتر نیستند. پژوهشها نشان میدهد که افزودن توضیحات زیاد، اغلب بهبود چشمگیری در کیفیت خروجی ایجاد نمیکند و حتی ممکن است باعث افزایش هزینه و کاهش دقت شود.
۲. ساختار مهمتر از واژگان جادویی است. استفاده از تیترها، جداکنندهها، شمارهگذاری و قالببندی منظم، معمولاً اثربخشتر از جستوجوی عبارتهای معجزهآساست.
۳. مثالهای متعدد همیشه مفید نیستند. تکنیک Few-shot Prompting در بسیاری از مدلهای جدید مزیت ثابتی ندارد و گاهی عملکرد مدل بدون ارائه مثال بهتر است.
۴. عبارت «مرحلهبهمرحله فکر کن» راهحل جهانی نیست. Chain-of-Thought تنها در برخی مسائل استدلالی، منطقی و ریاضی مؤثر است و استفاده بیهدف از آن میتواند بیفایده باشد.
۵. آزمایش و ارزیابی از حفظ کردن ترفندها مهمتر است. بهترین پرامپت از طریق آزمون، مقایسه و بهینهسازی مستمر به دست میآید، نه با پیروی کورکورانه از فهرست توصیهها.
۶. مدلهای مختلف رفتار متفاوتی دارند. پرامپتی که در یک مدل عملکرد عالی دارد، ممکن است در مدل دیگر کارایی مشابهی نداشته باشد؛ بنابراین انتقال مستقیم دستورها همیشه امکانپذیر نیست.
۷. نقش سیستمپرامپتها کمتر از تصور عمومی است. بسیاری از کاربران اهمیت بیش از حدی برای برخی دستورات سیستمی قائلاند، در حالی که کیفیت تعریف وظیفه اهمیت بیشتری دارد.
۸. تعریف دقیق خروجی مورد انتظار حیاتی است. مشخص کردن قالب پاسخ، معیارهای ارزیابی، مخاطب هدف و محدودیتهای خروجی، تأثیر بیشتری نسبت به استفاده از اصطلاحات پیچیده دارد.
۹. مهندسی پرامپت در حال تبدیل شدن به مهندسی فرایند است. موفقیت واقعی از طراحی گردش کار، استفاده از چند مرحله پردازش و ترکیب هوش مصنوعی با نظارت انسانی حاصل میشود.
۱۰. تفکر انتقادی مهمترین مهارت است. هیچ پرامپتی جایگزین قضاوت انسانی، راستیآزمایی اطلاعات و ارزیابی کیفیت پاسخها نمیشود. کاربران حرفهای کسانی هستند که خروجیهای هوش مصنوعی را بررسی و اصلاح میکنند، نه کسانی که صرفاً پرامپتهای پیچیده مینویسند.
Gupta, A. (2025, August 17). I studied 1,500 academic papers on prompt engineering. Here's why everything you know is wrong. Medium. Retrieved from https://aakashgupta.medium.com/i-studied-1-500-academic-papers-on-prompt-engineering-heres-why-everything-you-know-is-wrong-391838b33468
https://t.me/UT_Central_Library
گزارش تحلیلی aakashgupta، پس از بررسی بیش از ۱۵۰۰ مقاله دانشگاهی درباره مهندسی پرامپت، به نتیجهای چالشبرانگیز میرسد: بخش زیادی از توصیههای رایج درباره تعامل با مدلهای زبانی، بیش از آنکه مبتنی بر شواهد علمی باشند، حاصل تجربههای محدود، شهود شخصی و ترندهای شبکههای اجتماعی هستند. نویسنده معتقد است که شرکتهای موفقی که محصولات مبتنی بر هوش مصنوعی را در مقیاس بزرگ توسعه دادهاند، اغلب برخلاف توصیههای رایج عمل میکنند.
۱. پرامپتهای طولانی الزاماً بهتر نیستند. پژوهشها نشان میدهد که افزودن توضیحات زیاد، اغلب بهبود چشمگیری در کیفیت خروجی ایجاد نمیکند و حتی ممکن است باعث افزایش هزینه و کاهش دقت شود.
۲. ساختار مهمتر از واژگان جادویی است. استفاده از تیترها، جداکنندهها، شمارهگذاری و قالببندی منظم، معمولاً اثربخشتر از جستوجوی عبارتهای معجزهآساست.
۳. مثالهای متعدد همیشه مفید نیستند. تکنیک Few-shot Prompting در بسیاری از مدلهای جدید مزیت ثابتی ندارد و گاهی عملکرد مدل بدون ارائه مثال بهتر است.
۴. عبارت «مرحلهبهمرحله فکر کن» راهحل جهانی نیست. Chain-of-Thought تنها در برخی مسائل استدلالی، منطقی و ریاضی مؤثر است و استفاده بیهدف از آن میتواند بیفایده باشد.
۵. آزمایش و ارزیابی از حفظ کردن ترفندها مهمتر است. بهترین پرامپت از طریق آزمون، مقایسه و بهینهسازی مستمر به دست میآید، نه با پیروی کورکورانه از فهرست توصیهها.
۶. مدلهای مختلف رفتار متفاوتی دارند. پرامپتی که در یک مدل عملکرد عالی دارد، ممکن است در مدل دیگر کارایی مشابهی نداشته باشد؛ بنابراین انتقال مستقیم دستورها همیشه امکانپذیر نیست.
۷. نقش سیستمپرامپتها کمتر از تصور عمومی است. بسیاری از کاربران اهمیت بیش از حدی برای برخی دستورات سیستمی قائلاند، در حالی که کیفیت تعریف وظیفه اهمیت بیشتری دارد.
۸. تعریف دقیق خروجی مورد انتظار حیاتی است. مشخص کردن قالب پاسخ، معیارهای ارزیابی، مخاطب هدف و محدودیتهای خروجی، تأثیر بیشتری نسبت به استفاده از اصطلاحات پیچیده دارد.
۹. مهندسی پرامپت در حال تبدیل شدن به مهندسی فرایند است. موفقیت واقعی از طراحی گردش کار، استفاده از چند مرحله پردازش و ترکیب هوش مصنوعی با نظارت انسانی حاصل میشود.
۱۰. تفکر انتقادی مهمترین مهارت است. هیچ پرامپتی جایگزین قضاوت انسانی، راستیآزمایی اطلاعات و ارزیابی کیفیت پاسخها نمیشود. کاربران حرفهای کسانی هستند که خروجیهای هوش مصنوعی را بررسی و اصلاح میکنند، نه کسانی که صرفاً پرامپتهای پیچیده مینویسند.
Gupta, A. (2025, August 17). I studied 1,500 academic papers on prompt engineering. Here's why everything you know is wrong. Medium. Retrieved from https://aakashgupta.medium.com/i-studied-1-500-academic-papers-on-prompt-engineering-heres-why-everything-you-know-is-wrong-391838b33468
https://t.me/UT_Central_Library
Medium
I Studied 1,500 Academic Papers on Prompt Engineering. Here’s Why Everything You Know Is Wrong.
The $50M+ ARR companies are doing the exact opposite of what everyone teaches