Finance & Economics
📄 چرا محکومیم به فهم بیشتر؟ 👤 مهرپویا علا چپ و راست در کشورهایی که امکان رقابت دمکراتیک تا حدی در آنجاها وجود دارد، بر سر نفهمیدن مسائل رقابت داغی دارند. AfD آلمان را نگاه کنید. از یک طرف میگویند ما مهاجر نمیخواهیم که این شامل مهاجر اوکراینی هم میشود؛…
📄 آیا غرب دچار «انحطاط» شده است؟
👤 مهرپویا علا
آمارهای بسیار دقیق و در دسترس در اینترنت وجود دارند که نشان میدهند یک شهروند میانگین کشور انگلیس در سال ۲۰۲۶ بهمراتب از یک شهروند میانگین کشور انگلیس در سال ۱۹۲۶ مرفهتر است.
یکی از مهمترین دلایل این افزایش سطح رفاه ظرف یک قرن، رشد اقتصادی کشورهای، بهقول مطالعات استعماریها، «جنوب جهانی» بر اثر حرکت بیشتر به سمت نظام بازار بود. بهعبارتدیگر، شهروند «شمال جهان» زندگیاش بهتر شد، چون «جنوب جهان» ثروتمندتر شد و اساساً این تمایز شمال و جنوب جهان یا جهان اول و جهان سوم در مناطقی از جهان از میان رفت و در مناطقی دیگر بسیار کمرنگ شد.
اما از لحاظ سیاسی امپراتوری بریتانیا در سال۱۹۲۶ وسیعترین امپراتوری تاریخ و احتمالاً تا آن زمان پرجمعیتترین امپراتوری تاریخ بود. ما خودمان با بریتانیا از طریق بلوچستان مرز مشترک زمینی داشتیم و شیخنشینهای جنوبمان تحتالحمایهٔ این دولت بودند. امروز در سال ۲۰۲۶ امپراتوری بریتانیا هنوز رسماً وجود دارد، به این معنی که آن نهادهای سیاسی کماکان با همان ترتیب قبلی برقرارند و بریتانیا دچار انقلاب یا اشغال خارجی نشده است؛ ولی بریتانیای ۲۰۲۶ کجا و بریتانیای ۱۹۲۶ کجا. لندن هنوز در سازمانی که وجودش چندان موضوعیتی ندارد، از حق وتو برخوردار است. تعدادی کلاهک هستهای دارد که دو تا از مستعمرههای سابقاش هم دارند. پوند استرلینگش هنوز قدری اعتبار بینالمللی دارد، ولی قابل مقایسه با دلار نیست و اهمیت آن از یورو کمتر است. زبان ملیاش زبان رسمی بینالمللی است، ولی تولیدات تصویری و متنی به این زبان را بیشتر آمریکاییها انجام میدهند. ناو هواپیمابر دارد که ترامپ مسخرهاش میکند و بعید میدانم به درد بازگشایی تنگهٔ هرمز یا بابالمندب بخورد.
(تمام این مواردی که تا اینجا گفتم در مورد فرانسه هم صدق میکنند)
حالا مسئله اینجاست که آیا این تناقض نیست؟ بالاخره بریتانیا دچار «انحطاط» شده یا نشده است؟ اگر بله، پس افزایش چشمگیر رفاه مردمش را چطور توضیح میدهیم؟ اگر خیر، پس چرا وزن دولتش در معادلات جهانی اینقدر پایین آمده است؟
پاسخ به این پرسش بستگی به این دارد که شما چه نگاهی به دولت دارید یا اساساً چه انتظاری از جامعه دارید؟ اگر انتظار یک انگلیسی یا فرانسویِ میانگین از جامعه این باشد که سرش را بالا بگیرد و بگوید «گردن کشور من کُلُفت است،» حتماً از نظر او کشورش دچار انحطاط شده است؛ ولی اگر هدفش این باشد که بهتر و بیشتر بخورد، کمتر و راحتتر کار کند، بیشتر مسافرت برود، بیشتر اوقات فراغت داشته باشد تا بتواند بیشتر فیلم نگاه کند، کتاب بخواند یا اگر مذهبی بود بیشتر وقت برای عبادت داشته باشد، در آن صورت جامعهٔ او در طول این صد سال بسیار پیشرفت کرده است. این دیگر بستگی به هدف شما از زندگی دارد که دوست دارید این چند دهه عمری را که از آن برخوردار شدهاید، صرف فخرفروشی دولتتان بشود یا صرف مصرف بیشتر؟ (حتی عبادت هم نوعی مصرف است، چون شما باید فراغت داشته باشید تا بتوانید مسجد یا کلیسا بروید و باید سیمان و گچ و تیرآهن و میلگرد داشته باشید تا بتوانید مسجد و کلیسا بسازید.)
◽️@utfinance◽️
👤 مهرپویا علا
آمارهای بسیار دقیق و در دسترس در اینترنت وجود دارند که نشان میدهند یک شهروند میانگین کشور انگلیس در سال ۲۰۲۶ بهمراتب از یک شهروند میانگین کشور انگلیس در سال ۱۹۲۶ مرفهتر است.
یکی از مهمترین دلایل این افزایش سطح رفاه ظرف یک قرن، رشد اقتصادی کشورهای، بهقول مطالعات استعماریها، «جنوب جهانی» بر اثر حرکت بیشتر به سمت نظام بازار بود. بهعبارتدیگر، شهروند «شمال جهان» زندگیاش بهتر شد، چون «جنوب جهان» ثروتمندتر شد و اساساً این تمایز شمال و جنوب جهان یا جهان اول و جهان سوم در مناطقی از جهان از میان رفت و در مناطقی دیگر بسیار کمرنگ شد.
اما از لحاظ سیاسی امپراتوری بریتانیا در سال۱۹۲۶ وسیعترین امپراتوری تاریخ و احتمالاً تا آن زمان پرجمعیتترین امپراتوری تاریخ بود. ما خودمان با بریتانیا از طریق بلوچستان مرز مشترک زمینی داشتیم و شیخنشینهای جنوبمان تحتالحمایهٔ این دولت بودند. امروز در سال ۲۰۲۶ امپراتوری بریتانیا هنوز رسماً وجود دارد، به این معنی که آن نهادهای سیاسی کماکان با همان ترتیب قبلی برقرارند و بریتانیا دچار انقلاب یا اشغال خارجی نشده است؛ ولی بریتانیای ۲۰۲۶ کجا و بریتانیای ۱۹۲۶ کجا. لندن هنوز در سازمانی که وجودش چندان موضوعیتی ندارد، از حق وتو برخوردار است. تعدادی کلاهک هستهای دارد که دو تا از مستعمرههای سابقاش هم دارند. پوند استرلینگش هنوز قدری اعتبار بینالمللی دارد، ولی قابل مقایسه با دلار نیست و اهمیت آن از یورو کمتر است. زبان ملیاش زبان رسمی بینالمللی است، ولی تولیدات تصویری و متنی به این زبان را بیشتر آمریکاییها انجام میدهند. ناو هواپیمابر دارد که ترامپ مسخرهاش میکند و بعید میدانم به درد بازگشایی تنگهٔ هرمز یا بابالمندب بخورد.
(تمام این مواردی که تا اینجا گفتم در مورد فرانسه هم صدق میکنند)
حالا مسئله اینجاست که آیا این تناقض نیست؟ بالاخره بریتانیا دچار «انحطاط» شده یا نشده است؟ اگر بله، پس افزایش چشمگیر رفاه مردمش را چطور توضیح میدهیم؟ اگر خیر، پس چرا وزن دولتش در معادلات جهانی اینقدر پایین آمده است؟
پاسخ به این پرسش بستگی به این دارد که شما چه نگاهی به دولت دارید یا اساساً چه انتظاری از جامعه دارید؟ اگر انتظار یک انگلیسی یا فرانسویِ میانگین از جامعه این باشد که سرش را بالا بگیرد و بگوید «گردن کشور من کُلُفت است،» حتماً از نظر او کشورش دچار انحطاط شده است؛ ولی اگر هدفش این باشد که بهتر و بیشتر بخورد، کمتر و راحتتر کار کند، بیشتر مسافرت برود، بیشتر اوقات فراغت داشته باشد تا بتواند بیشتر فیلم نگاه کند، کتاب بخواند یا اگر مذهبی بود بیشتر وقت برای عبادت داشته باشد، در آن صورت جامعهٔ او در طول این صد سال بسیار پیشرفت کرده است. این دیگر بستگی به هدف شما از زندگی دارد که دوست دارید این چند دهه عمری را که از آن برخوردار شدهاید، صرف فخرفروشی دولتتان بشود یا صرف مصرف بیشتر؟ (حتی عبادت هم نوعی مصرف است، چون شما باید فراغت داشته باشید تا بتوانید مسجد یا کلیسا بروید و باید سیمان و گچ و تیرآهن و میلگرد داشته باشید تا بتوانید مسجد و کلیسا بسازید.)
◽️@utfinance◽️
👍27👎3
Forwarded from Liberal Podcast پادکست لیبرال
🖥 وقتی خزعبلات تحلیل میشوند
🎙 امید اطهرینژاد
©️ یوتیوب آوای فلسفه
گاهی ساعتها بحث میکنیم، تحلیل میکنیم و استدلال میآوریم؛ بیآنکه یک سؤال ساده را پرسیده باشیم: اگر چیزی که داریم دربارهاش بحث میکنیم اصلاً واقعیت نداشته باشد چه؟
از اهرام مصر و ناپلئون تا شایعات ۱۱ سپتامبر؛ در این ویدیو سراغ یکی از خطاهای مهم و کمتر دیدهشده در تفکر نقادانه میرویم: وقتی خزعبلات، جدی گرفته و تحلیل میشوند!
◾️@LiberalPodcast◾️
🎙 امید اطهرینژاد
©️ یوتیوب آوای فلسفه
گاهی ساعتها بحث میکنیم، تحلیل میکنیم و استدلال میآوریم؛ بیآنکه یک سؤال ساده را پرسیده باشیم: اگر چیزی که داریم دربارهاش بحث میکنیم اصلاً واقعیت نداشته باشد چه؟
از اهرام مصر و ناپلئون تا شایعات ۱۱ سپتامبر؛ در این ویدیو سراغ یکی از خطاهای مهم و کمتر دیدهشده در تفکر نقادانه میرویم: وقتی خزعبلات، جدی گرفته و تحلیل میشوند!
◾️@LiberalPodcast◾️
YouTube
وقتی خزعبلات تحلیل میشوند! از اهرام مصر تا ۱۱ سپتامبر
گاهی ساعتها بحث میکنیم، تحلیل میکنیم و استدلال میآوریم؛ بیآنکه یک سؤال ساده را پرسیده باشیم: اگر چیزی که داریم دربارهاش بحث میکنیم اصلاً واقعیت نداشته باشد چه؟
از اهرام مصر و ناپلئون تا شایعات ۱۱ سپتامبر؛ در این ویدیو سراغ یکی از خطاهای مهم و کمتر…
از اهرام مصر و ناپلئون تا شایعات ۱۱ سپتامبر؛ در این ویدیو سراغ یکی از خطاهای مهم و کمتر…
👍6
🖥 پارادوکس دادهها؛ چگونه با عددهای کاملاً واقعی به ما دروغ میگویند؟
🎙 عباس سیدین
✍🏻 مسعود یوسف حصیرچین
©️ پادکست پرسه
▪️تلگرام پرسه
▫️ یوتیوب پرسه
◽️@utfinance◽️
🎙 عباس سیدین
✍🏻 مسعود یوسف حصیرچین
©️ پادکست پرسه
▪️تلگرام پرسه
▫️ یوتیوب پرسه
◽️@utfinance◽️
YouTube
پارادوکس دادهها؛ چگونه با عددهای کاملاً واقعی به ما دروغ میگویند؟
میشود کسی حتی یک دروغ هم نگوید، عددهای کاملاً واقعی روی میز بگذارد، اما ذهن شما را به یک نتیجهگیری کاملاً غلط بکشاند؟ در این ویدئو از پرسه، به سراغ پدیدهی «فریب با واقعیت» رفتهام؛ جایی که دادهها درستاند، اما تصویری که از کنار هم چیدنشان ساخته میشود،…
❤6👍5👎1
📄 چرا دیماه باعث وحشت صحنهگردانان سیاست شد؟!
👤 محمد سامثینگ
از متن:
◽️ در جنبش مهسا شاید برای اولین بار و به طور مشخص و رسا جنبش اعتراضی یک صدای تازه هم پیدا کرد. صدایی بسیار منکوب شده در همهی سالهای بعد از 57. صدایی که نه مثل اصلاح طلبان دینخو بود و نه مثل چپها غرب ستیز و دولتگرا. صدایی که قدرت یافتن مردم را در گروی ضعیف شدن دولت میدانست و همگرایی با جهان آزاد. صدایی که برخلاف انواع و اقسام سوسیالیستها، در داشتن علقهی جدی به ایران همصدا بود و درکی درست از اهمیت مفهوم «دولت-ملت» داشت.
◽️ دی ماه باعث وحشت حاکمیت، اصلاحطلبان و چپها شد. چرا که برای نخستین بار مردمی را دیدند که مردم ایدهآل ذهنیشان نبود. مردمی نبود که خط آنها را دنبال کند. مردمی نبود که دیگر مثل 88 در مقابل نیروی سرکوب، ندای «الله اکبر» و «یاحسین» سر دهد یا بگوید «مردم چرا نشستین ایران شده فلسطین»!
مردم دیماه عدوی اصلاحطلبان و چپها نبود، انکارشان بود! هولناکی آن چهار روز و روزهای بعدی خاکسپاری جانفدایانش برای آنها از آن جهت بود که دریافتند که دیگر افسار تودهها را در دست ندارند. که اساسا این مردم دیگر رمه نیستند که به شبان انتلکت نیاز داشته باشند. چرا که مردم دی ماه به تجربه دریافته بودند که نتیجهی نظرورزیهای اینان چیزی نیست جز معاشقه و مصالحهای طولانی و نزدیک به نیم قرنی با حاکمیت اسلامگرایان.
◽️ نگاهی اجمالی به حال و روز آن دوستان چپ و فمنیست و اصلاحطلب به اصطلاح رادیکال و ساختاری و چه و چه و مواضع رقتانگیزشان در دفاع ضمنی یا صریح از جمهوری اسلامی، در روزهای بعد از حملات نظامی نشان روشنی است از ماهیت مردمگوی اما مردمستیز این جریانات. سراب پوشالیای که آخرین دست و پا زدنهای رسانهاش را اینروزها شاهدیم. از عبدالکریم سروش و بیژن عبدالکریمی گرفته تا محمد فاضلی و محمد مالجو و محمد مهدی اردبیلی تا منتها علیه چپ و اکبر معصومبیگی و محمدرضا نیکفر تا ریزهمیزههایشان در بیبیسی و تلویزیونهای مجوزدار اینترنتی: آزاد و پانوراما و چه و چه.
🔗 متن کامل را اینجا بخوانید
◽️@UTfinance◽️
👤 محمد سامثینگ
از متن:
◽️ در جنبش مهسا شاید برای اولین بار و به طور مشخص و رسا جنبش اعتراضی یک صدای تازه هم پیدا کرد. صدایی بسیار منکوب شده در همهی سالهای بعد از 57. صدایی که نه مثل اصلاح طلبان دینخو بود و نه مثل چپها غرب ستیز و دولتگرا. صدایی که قدرت یافتن مردم را در گروی ضعیف شدن دولت میدانست و همگرایی با جهان آزاد. صدایی که برخلاف انواع و اقسام سوسیالیستها، در داشتن علقهی جدی به ایران همصدا بود و درکی درست از اهمیت مفهوم «دولت-ملت» داشت.
◽️ دی ماه باعث وحشت حاکمیت، اصلاحطلبان و چپها شد. چرا که برای نخستین بار مردمی را دیدند که مردم ایدهآل ذهنیشان نبود. مردمی نبود که خط آنها را دنبال کند. مردمی نبود که دیگر مثل 88 در مقابل نیروی سرکوب، ندای «الله اکبر» و «یاحسین» سر دهد یا بگوید «مردم چرا نشستین ایران شده فلسطین»!
مردم دیماه عدوی اصلاحطلبان و چپها نبود، انکارشان بود! هولناکی آن چهار روز و روزهای بعدی خاکسپاری جانفدایانش برای آنها از آن جهت بود که دریافتند که دیگر افسار تودهها را در دست ندارند. که اساسا این مردم دیگر رمه نیستند که به شبان انتلکت نیاز داشته باشند. چرا که مردم دی ماه به تجربه دریافته بودند که نتیجهی نظرورزیهای اینان چیزی نیست جز معاشقه و مصالحهای طولانی و نزدیک به نیم قرنی با حاکمیت اسلامگرایان.
◽️ نگاهی اجمالی به حال و روز آن دوستان چپ و فمنیست و اصلاحطلب به اصطلاح رادیکال و ساختاری و چه و چه و مواضع رقتانگیزشان در دفاع ضمنی یا صریح از جمهوری اسلامی، در روزهای بعد از حملات نظامی نشان روشنی است از ماهیت مردمگوی اما مردمستیز این جریانات. سراب پوشالیای که آخرین دست و پا زدنهای رسانهاش را اینروزها شاهدیم. از عبدالکریم سروش و بیژن عبدالکریمی گرفته تا محمد فاضلی و محمد مالجو و محمد مهدی اردبیلی تا منتها علیه چپ و اکبر معصومبیگی و محمدرضا نیکفر تا ریزهمیزههایشان در بیبیسی و تلویزیونهای مجوزدار اینترنتی: آزاد و پانوراما و چه و چه.
🔗 متن کامل را اینجا بخوانید
◽️@UTfinance◽️
Telegraph
چرا دیماه باعث وحشت صحنهگردانان سیاست شد؟!
ابتدا میخواهم منظورم از «صحنه گردان» در عنوان این یادداشت را توضیح دهم. در تاریخ معاصر پس از انقلاب 57 همواره سه نیروی مشخص میانداران اصلی صحنهی سیاست در ایران بودهاند. دستهی اول جریان محافظهکار خمینیست در دههی 60 و 70 که بعدها در دههی 80 با اسم/صفت…
👍42👎6❤2
📄 عقبنشینی از حجاب به معنی تغییر سیاست نیست
👤 محمد الف
وقتی یک حکومت میگوید «بدن و ظاهر شهروندان» امری خصوصی نیست و حوزهای است که من به عنوان حکومت حق مداخله در آن را برای خودم تعریف کردهام و شما با نافرمانی از آن اقتدار مرا زیر سوال میبرید، عقبنشینی از اجرای مقطعی آن با تغییر سیاست او در قبال آن یکی نیست. زمانی که سرکوب یک عمل اجتماعی مغایر با قانون (قانون الزامآور حکومت) پرهزینه میشود، آن حکومت ممکن است از اجرای آن عقب بنشیند اما این عقب نشینی اساسا به معنای تغییر پایدار نیست. اعمال اجبار قانونی مانند حجاب برای یک حکومت فقط یک الزام پوششی نیست و عقب نشینی تاکتیکی از شدت اجرای آن هم به معنای برهم خوردن قواعد بازی نیست. اسم این وضعیت را هرچه که میخواهید بگذارید، بگذارید، اما این حتی شبیه به یک دستاورد قابل اتکا نیست.
◽️@utfinance◽️
👤 محمد الف
وقتی یک حکومت میگوید «بدن و ظاهر شهروندان» امری خصوصی نیست و حوزهای است که من به عنوان حکومت حق مداخله در آن را برای خودم تعریف کردهام و شما با نافرمانی از آن اقتدار مرا زیر سوال میبرید، عقبنشینی از اجرای مقطعی آن با تغییر سیاست او در قبال آن یکی نیست. زمانی که سرکوب یک عمل اجتماعی مغایر با قانون (قانون الزامآور حکومت) پرهزینه میشود، آن حکومت ممکن است از اجرای آن عقب بنشیند اما این عقب نشینی اساسا به معنای تغییر پایدار نیست. اعمال اجبار قانونی مانند حجاب برای یک حکومت فقط یک الزام پوششی نیست و عقب نشینی تاکتیکی از شدت اجرای آن هم به معنای برهم خوردن قواعد بازی نیست. اسم این وضعیت را هرچه که میخواهید بگذارید، بگذارید، اما این حتی شبیه به یک دستاورد قابل اتکا نیست.
◽️@utfinance◽️
👍34❤7👏4👎2
📄 اقتصاد جنگ و سلطه دلار: چرا ماشین قدرت آمریکا میتواند از بحرانها نیز تغذیه کند؟
👤 MHB
ساختار قدرت در ایالات متحده پیوندی عمیق و محکم میان سیاست خارجی هژمونیک آن، چرخه تبادل فناوری میان صنایع نظامی و بخشهای پیشران غیرنظامی و بازارهای جذب سرمایه فراملیتی ایجاد کرده است. در این ساختار، منازعه فعلی با ایران اگرچه برای اقتصاد کلان و بودجه عمومی هزینهزا و تورمآفرین است، اما برای برخی از بخشهای پیشران سرمایهداری آمریکا نیز، بهویژه صنایع دفاعی و شرکتهای بزرگ انرژی فرصتهای مهمی جهت انباشت سرمایه و تثبیت موقعیت استراتژیک فراهم میکند.
در جریان بحران کنونی، مصرف انبوه تسلیحات پیشرفته توسط اعراب، اسرائیل و حتی ارتش آمریکا، از سامانههای پدافندی و راداری گرفته تا مهمات مصرفی، مستقیماً به شکل سبد سفارشهای جدید به شرکتهای بزرگ تسلیحاتی و پول ساز آمریکا نظیر لاکهید مارتین،RTX، نورثروپ گرومن و بوئینگ جاری می شود. چرخهای که با تزریق سرمایه موجب رشد در بخشهای پیشرفته صنعتی و انباشت سنگین سرمایه در حوزه تحقیق و توسعه میگردد.
ایالات متحده با اتکاء به تولید ناخالص داخلی بیش از ۳۰ تریلیون دلاری و به عنوان بزرگترین تولیدکننده نفت و گاز جهان، بیش از پیش موقعیتی ممتاز و حیاتی در بازارهای جهانی انرژی یافته است. بهطوریکه با بروز محدودیت و ناامنی در تنگه هرمز و جهش قیمت سوخت، شرکتهای انرژی آمریکا از رشد قیمتها سودهای هنگفتی کسب میکنند و همزمان وابستگی امنیتی و اقتصادی بازیگران منطقهای و خریداران غربی به چتر حمایتی واشنگتن عمیقتر میشود. این درحالیست که کماکان مقداری از نفت کشورهای حاشیه خلیج فارس، هماکنون از طریق کریدور جایگزین در تنگه و خطوط لولههای انتقال، با قیمتهای بسیار بالاتر از قبل به فروش می رسد. اما این انسداد دریایی عملاً تنها برای ایران به شکلی کامل و مطلق اعمال شده و فارغ از متوقف ساختن صادرات نفت کشور، با ایجاد یک محاصره تمامعیار دریایی، جریان واردات کالاهای اساسی و واسطهای مورد نیاز اقتصاد ایران را نیز مسدود ساخته است.
یکی از پیچیدهترین ابعاد قدرت اقتصادی آمریکا در ساختار بدهی ملی و سلطه مالی دلار نهفته است. بدهی چند ده تریلیون دلاری آمریکا لزوماً نشانهٔ ضعف نیست، بلکه می تواند به عنوان یکی از موتورهای محرک اصلی رشد اقتصادی و ابزار نفوذ جهانی آن عمل کند. بدهی زمانی به یک ابزار قدرت اقتصادی تبدیل میشود که نرخ رشد اقتصاد و بازده سرمایهگذاریهای حاصل از آن، در بلندمدت از هزینه تأمین بدهی بیشتر باشد. ایالات متحده به دلیل موقعیت منحصربهفرد دلار به عنوان ارز اصلی ذخیره و تجارت بینالمللی، از این امتیاز ویژه برخوردار است که بدهیهای خود را با ارز ملی خودش انتشار دهد. این امر موجب میشود بانکهای مرکزی و سرمایهگذاران سراسر جهان، مازاد درآمدهای خود را برای حفظ ارزش و نقدشوندگی، به خرید اوراق قرضه خزانهداری آمریکا اختصاص دهند؛ زیرا نرخ تنزیل و نقدشوندگی این اوراق، مرجع اصلی سنجش ریسک در کل سیستم مالی جهان است. در واقع این بدهیها به یک دارایی امن جهانی تبدیل شدهاند که به دولت آمریکا اجازه میدهند سرمایهگذاریهای سنگینی در بخشهای نظامی، فناوری و زیرساختی انجام دهد.
اگرچه چین در سالهای اخیر برای کاهش ریسک تحریمپذیری و ایمنسازی ذخایر خود، گامهایی در جهت تنوعبخشی ساختاری از جمله خرید طلای فیزیکی، سهم مستقیم خود را از ۱۳۰۰ میلیارد دلار به زیر ۶۵۰ میلیارد دلار رسانده است، اما این روند هرگز به معنای بیمشتری ماندن بدهیهای آمریکا یا فروپاشی این نظام مالی نبوده است. تقاضای آزادشده از سوی پکن به سرعت توسط خریداران جدید در مراکز مالی فرامرزی نظیر بریتانیا و بلژیک، صادرکنندگان انرژی و بهویژه جذب گسترده اوراق توسط بخش خصوصی و صندوقهای سرمایهگذاری داخلی آمریکا جایگزین شده است، بهطوریکه هماکنون بیش از ۷۵ درصد بدهی ملی آمریکا در اختیار نهادهای داخلی این کشور قرار دارد که متشکل از سرمایهگذاران خصوصی، بدهی دروندولتی و فدرال رزرو است. از سوی دیگر، چین نه میخواهد و نه میتواند به شکل ناگهانی دلار یا اوراق قرضه آمریکا را پس بزند؛ چرا که اولاً، اقتصاد صادراتمحور پکن برای حفظ رقابتپذیری کالاهای خود به دلار متکی است و به دلیل حجم عظیم ذخایر ارزی چین در سراسر جهان (بیش از ۳٫۴ تریلیون دلار)، هرگونه ضربه عمده به ساختار مالی واشنگتن مستقیماً به افت شدید ارزش داراییهای خود چین منجر میشود.
۱/۲
◽️@utfinance◽️
ادامه⬇️
👤 MHB
ساختار قدرت در ایالات متحده پیوندی عمیق و محکم میان سیاست خارجی هژمونیک آن، چرخه تبادل فناوری میان صنایع نظامی و بخشهای پیشران غیرنظامی و بازارهای جذب سرمایه فراملیتی ایجاد کرده است. در این ساختار، منازعه فعلی با ایران اگرچه برای اقتصاد کلان و بودجه عمومی هزینهزا و تورمآفرین است، اما برای برخی از بخشهای پیشران سرمایهداری آمریکا نیز، بهویژه صنایع دفاعی و شرکتهای بزرگ انرژی فرصتهای مهمی جهت انباشت سرمایه و تثبیت موقعیت استراتژیک فراهم میکند.
در جریان بحران کنونی، مصرف انبوه تسلیحات پیشرفته توسط اعراب، اسرائیل و حتی ارتش آمریکا، از سامانههای پدافندی و راداری گرفته تا مهمات مصرفی، مستقیماً به شکل سبد سفارشهای جدید به شرکتهای بزرگ تسلیحاتی و پول ساز آمریکا نظیر لاکهید مارتین،RTX، نورثروپ گرومن و بوئینگ جاری می شود. چرخهای که با تزریق سرمایه موجب رشد در بخشهای پیشرفته صنعتی و انباشت سنگین سرمایه در حوزه تحقیق و توسعه میگردد.
ایالات متحده با اتکاء به تولید ناخالص داخلی بیش از ۳۰ تریلیون دلاری و به عنوان بزرگترین تولیدکننده نفت و گاز جهان، بیش از پیش موقعیتی ممتاز و حیاتی در بازارهای جهانی انرژی یافته است. بهطوریکه با بروز محدودیت و ناامنی در تنگه هرمز و جهش قیمت سوخت، شرکتهای انرژی آمریکا از رشد قیمتها سودهای هنگفتی کسب میکنند و همزمان وابستگی امنیتی و اقتصادی بازیگران منطقهای و خریداران غربی به چتر حمایتی واشنگتن عمیقتر میشود. این درحالیست که کماکان مقداری از نفت کشورهای حاشیه خلیج فارس، هماکنون از طریق کریدور جایگزین در تنگه و خطوط لولههای انتقال، با قیمتهای بسیار بالاتر از قبل به فروش می رسد. اما این انسداد دریایی عملاً تنها برای ایران به شکلی کامل و مطلق اعمال شده و فارغ از متوقف ساختن صادرات نفت کشور، با ایجاد یک محاصره تمامعیار دریایی، جریان واردات کالاهای اساسی و واسطهای مورد نیاز اقتصاد ایران را نیز مسدود ساخته است.
یکی از پیچیدهترین ابعاد قدرت اقتصادی آمریکا در ساختار بدهی ملی و سلطه مالی دلار نهفته است. بدهی چند ده تریلیون دلاری آمریکا لزوماً نشانهٔ ضعف نیست، بلکه می تواند به عنوان یکی از موتورهای محرک اصلی رشد اقتصادی و ابزار نفوذ جهانی آن عمل کند. بدهی زمانی به یک ابزار قدرت اقتصادی تبدیل میشود که نرخ رشد اقتصاد و بازده سرمایهگذاریهای حاصل از آن، در بلندمدت از هزینه تأمین بدهی بیشتر باشد. ایالات متحده به دلیل موقعیت منحصربهفرد دلار به عنوان ارز اصلی ذخیره و تجارت بینالمللی، از این امتیاز ویژه برخوردار است که بدهیهای خود را با ارز ملی خودش انتشار دهد. این امر موجب میشود بانکهای مرکزی و سرمایهگذاران سراسر جهان، مازاد درآمدهای خود را برای حفظ ارزش و نقدشوندگی، به خرید اوراق قرضه خزانهداری آمریکا اختصاص دهند؛ زیرا نرخ تنزیل و نقدشوندگی این اوراق، مرجع اصلی سنجش ریسک در کل سیستم مالی جهان است. در واقع این بدهیها به یک دارایی امن جهانی تبدیل شدهاند که به دولت آمریکا اجازه میدهند سرمایهگذاریهای سنگینی در بخشهای نظامی، فناوری و زیرساختی انجام دهد.
اگرچه چین در سالهای اخیر برای کاهش ریسک تحریمپذیری و ایمنسازی ذخایر خود، گامهایی در جهت تنوعبخشی ساختاری از جمله خرید طلای فیزیکی، سهم مستقیم خود را از ۱۳۰۰ میلیارد دلار به زیر ۶۵۰ میلیارد دلار رسانده است، اما این روند هرگز به معنای بیمشتری ماندن بدهیهای آمریکا یا فروپاشی این نظام مالی نبوده است. تقاضای آزادشده از سوی پکن به سرعت توسط خریداران جدید در مراکز مالی فرامرزی نظیر بریتانیا و بلژیک، صادرکنندگان انرژی و بهویژه جذب گسترده اوراق توسط بخش خصوصی و صندوقهای سرمایهگذاری داخلی آمریکا جایگزین شده است، بهطوریکه هماکنون بیش از ۷۵ درصد بدهی ملی آمریکا در اختیار نهادهای داخلی این کشور قرار دارد که متشکل از سرمایهگذاران خصوصی، بدهی دروندولتی و فدرال رزرو است. از سوی دیگر، چین نه میخواهد و نه میتواند به شکل ناگهانی دلار یا اوراق قرضه آمریکا را پس بزند؛ چرا که اولاً، اقتصاد صادراتمحور پکن برای حفظ رقابتپذیری کالاهای خود به دلار متکی است و به دلیل حجم عظیم ذخایر ارزی چین در سراسر جهان (بیش از ۳٫۴ تریلیون دلار)، هرگونه ضربه عمده به ساختار مالی واشنگتن مستقیماً به افت شدید ارزش داراییهای خود چین منجر میشود.
۱/۲
◽️@utfinance◽️
ادامه⬇️
❤6👍6👎3⚡1
⬅️ادامه:
این پدیده، ابعاد چرخه بازگشت دلار را آشکار میسازد؛ هنگامی که جهان و حتی رقبای استراتژیک واشنگتن، با فروش کالا و منابع به آمریکا دلار کسب کرده و سپس بخش قابل توجهی از همان دلارها را برای خرید اوراق قرضه به دولت آمریکا وام دهند تا سرمایه هایشان محفوظ بماند. اینگونه ماشین نظامی و اقتصادی واشنگتن شارژ میماند.
برآیند این مناسبات ساختاری، خود را در موازنه آسیبهای اقتصادی ناشی از درگیری مستقیم نظامی نیز به روشنی نشان میدهد. در این منازعه نظامی میان آمریکا و ایران، عدم تقارن در حجم اقتصاد (۳۰ تریلیون دلار در برابر ۳۷۰ میلیارد دلار) و جغرافیای نبرد، نتایج کاملاً متفاوتی بر جای میگذارد؛ در حالی که خسارات آمریکا به هزینههای تسلیحاتی و عملیاتیِ برونمرزی (در حد چند ده میلیارد دلار یا کمتر از ۰٫۲ درصد از تولید ناخالص داخلی) محدود مانده و حتی بخشی از آن به عنوان محرک تولید در داخل خاک اصلی این کشور عمل میکند. بحران سوخت نیز تنها باعث افزایش تورم کلی آمریکا از ۲/۸ درصد پیش از جنگ، به ۳/۴ درصد شده است.
در مقابل، ایران به دلیل وقوع جنگ در داخل خاک خود، تخریب شریانهای انرژی و زیرساختها و محاصره دریایی، تنها در ۴۰ روزِ جنگ رمضان متحمل خسارات سنگین ۲۷۰ میلیارد دلاری شد. (معادل ۷۰ درصد از حجم کل اقتصاد ۳۷۰ میلیارد دلاری ایران، بیش از ۴ سال صادرات نفت و ۹ برابر ذخایر ارزی صندوق توسعه ملی کشور.) این وضعیت به همراه جهش تورم و رسیدن آن به حدود ۸۰ درصد و سقوط شدید ارزش پول ملی، فلجشدن اقتصاد کلان کشور را به همراه خواهد داشت.
در نهایت باید گفت تصور تداوم این منازعه نظامی برای تضعیف ساختاری ایالات متحده، که مکرراً در صدا و سیمای ملی توسط کارشناسان این مجموعه عنوان میگردد، دستکم از سوی بازیگری در ابعاد و توان ایران، تفکری ساده لوحانه است؛ چرا که پیش از بروز هرگونه اثر محسوس بر شالودههای قدرت آمریکا، روند ویرانگر جنگ، ایران را با شتابی بهمراتب بیشتر به سوی انحطاط سوق خواهد داد.
۲/۲
◽️@utfinance◽️
این پدیده، ابعاد چرخه بازگشت دلار را آشکار میسازد؛ هنگامی که جهان و حتی رقبای استراتژیک واشنگتن، با فروش کالا و منابع به آمریکا دلار کسب کرده و سپس بخش قابل توجهی از همان دلارها را برای خرید اوراق قرضه به دولت آمریکا وام دهند تا سرمایه هایشان محفوظ بماند. اینگونه ماشین نظامی و اقتصادی واشنگتن شارژ میماند.
برآیند این مناسبات ساختاری، خود را در موازنه آسیبهای اقتصادی ناشی از درگیری مستقیم نظامی نیز به روشنی نشان میدهد. در این منازعه نظامی میان آمریکا و ایران، عدم تقارن در حجم اقتصاد (۳۰ تریلیون دلار در برابر ۳۷۰ میلیارد دلار) و جغرافیای نبرد، نتایج کاملاً متفاوتی بر جای میگذارد؛ در حالی که خسارات آمریکا به هزینههای تسلیحاتی و عملیاتیِ برونمرزی (در حد چند ده میلیارد دلار یا کمتر از ۰٫۲ درصد از تولید ناخالص داخلی) محدود مانده و حتی بخشی از آن به عنوان محرک تولید در داخل خاک اصلی این کشور عمل میکند. بحران سوخت نیز تنها باعث افزایش تورم کلی آمریکا از ۲/۸ درصد پیش از جنگ، به ۳/۴ درصد شده است.
در مقابل، ایران به دلیل وقوع جنگ در داخل خاک خود، تخریب شریانهای انرژی و زیرساختها و محاصره دریایی، تنها در ۴۰ روزِ جنگ رمضان متحمل خسارات سنگین ۲۷۰ میلیارد دلاری شد. (معادل ۷۰ درصد از حجم کل اقتصاد ۳۷۰ میلیارد دلاری ایران، بیش از ۴ سال صادرات نفت و ۹ برابر ذخایر ارزی صندوق توسعه ملی کشور.) این وضعیت به همراه جهش تورم و رسیدن آن به حدود ۸۰ درصد و سقوط شدید ارزش پول ملی، فلجشدن اقتصاد کلان کشور را به همراه خواهد داشت.
در نهایت باید گفت تصور تداوم این منازعه نظامی برای تضعیف ساختاری ایالات متحده، که مکرراً در صدا و سیمای ملی توسط کارشناسان این مجموعه عنوان میگردد، دستکم از سوی بازیگری در ابعاد و توان ایران، تفکری ساده لوحانه است؛ چرا که پیش از بروز هرگونه اثر محسوس بر شالودههای قدرت آمریکا، روند ویرانگر جنگ، ایران را با شتابی بهمراتب بیشتر به سوی انحطاط سوق خواهد داد.
۲/۲
◽️@utfinance◽️
👍11👎2❤1⚡1
📄 توهم ثروت؛ چرا ۱۰۰ سال نفت نتوانست رفاه پایدار برای ایران بسازد؟
این تصور اشتباه در ذهن خیلیها جا افتاده که کشوری که روی منابعی از نفت، گاز یا معادن قرار گرفته، ذاتاً کشوری ثروتمند است. اما واقعیت اقتصادی چیز دیگری میگوید: وجود منابع زیرزمینی در یک جغرافیا، به خودی خود هیچ ثروتی خلق نمیکند.
تصور کنید فردی را که خانه و ماشین دارد، اما برای خرید غذا و دارو یا پرداخت قبوض ماهانه خود با مشکلات جدی مواجه است. ظاهر زندگی این فرد شاید برای دیگران نشانهای از تمول باشد، اما واقعیت زندگی او پر از تنگناست. او دارایی دارد، اما ثروتمند نیست. این تناقض ظاهری یکی از نمونههای درک نادرست ما درباره مفهوم ثروت است. ما اغلب عادت کردهایم هر نوع دارایی مادی، ملک، منابع یا اشیاء ارزشمند را معادل ثروت بدانیم، در حالی که ثروت در علم اقتصاد، تعریف دیگری دارد. ثروت، انباشت اشیاء نیست؛ بلکه توانایی واقعی فرد یا جامعه در ارضای نیازها و بهبود کیفیت زندگی است.
درک نادرست از مفاهیم اقتصادی، در زندگی یک فرد آسیب کمی ایجاد میکند. در هر حال فرد میزان مصرف و تأمین نیازهای خود را درک میکند. اما در سطح کشورها، سوء تفاهم درباره میزان دارایی و ثروت یک ملت میتواند به تصمیمات غلط، خطاهای استراتژیک و نابودی منابع منجر میشود.
🔗 متن کامل را اینجا بخوانید
◽️@utfinance◽️
این تصور اشتباه در ذهن خیلیها جا افتاده که کشوری که روی منابعی از نفت، گاز یا معادن قرار گرفته، ذاتاً کشوری ثروتمند است. اما واقعیت اقتصادی چیز دیگری میگوید: وجود منابع زیرزمینی در یک جغرافیا، به خودی خود هیچ ثروتی خلق نمیکند.
تصور کنید فردی را که خانه و ماشین دارد، اما برای خرید غذا و دارو یا پرداخت قبوض ماهانه خود با مشکلات جدی مواجه است. ظاهر زندگی این فرد شاید برای دیگران نشانهای از تمول باشد، اما واقعیت زندگی او پر از تنگناست. او دارایی دارد، اما ثروتمند نیست. این تناقض ظاهری یکی از نمونههای درک نادرست ما درباره مفهوم ثروت است. ما اغلب عادت کردهایم هر نوع دارایی مادی، ملک، منابع یا اشیاء ارزشمند را معادل ثروت بدانیم، در حالی که ثروت در علم اقتصاد، تعریف دیگری دارد. ثروت، انباشت اشیاء نیست؛ بلکه توانایی واقعی فرد یا جامعه در ارضای نیازها و بهبود کیفیت زندگی است.
درک نادرست از مفاهیم اقتصادی، در زندگی یک فرد آسیب کمی ایجاد میکند. در هر حال فرد میزان مصرف و تأمین نیازهای خود را درک میکند. اما در سطح کشورها، سوء تفاهم درباره میزان دارایی و ثروت یک ملت میتواند به تصمیمات غلط، خطاهای استراتژیک و نابودی منابع منجر میشود.
🔗 متن کامل را اینجا بخوانید
◽️@utfinance◽️
اقتصادنیوز
توهم ثروت؛ چرا ۱۰۰ سال نفت نتوانست رفاه پایدار برای ایران بسازد؟ | ثروت واقعی آنچه تولید میکنیم است یا آنچه میتوانیم مصرف کنیم؟
اقتصادنیوز: این تصور اشتباه در ذهن خیلیها جا افتاده که کشوری که روی منابعی از نفت، گاز یا معادن قرار گرفته، ذاتاً کشوری ثروتمند است. اما واقعیت اقتصادی چیز دیگری میگوید: وجود منابع زیرزمینی در یک جغرافیا، به خودی خود هیچ ثروتی خلق نمیکند.
❤7👏3
Forwarded from پادچپ
باور به اینکه «توزیع مجدد ثروت» به فقر پایان میدهد، مانند این است که باور داشته باشیم میانگین نمرات کلاسی، جهل کسی را که درس نمیخواند، از بین میبرد.
این فقط یکی از اختراعات سوسیالیسم است.
@antileft01
این فقط یکی از اختراعات سوسیالیسم است.
@antileft01
👍59👎2
📚 معرفی کتاب
«نظریه آشوب»
👤 رابرت مورفی
✍️ ترجمه: مهران خسروزاده
📌 سفارش از سایت نشر آماره:
https://nashreamareh.ir/product/economics/international/ashoob/
◽️@UTfinance◽️
«نظریه آشوب»
👤 رابرت مورفی
✍️ ترجمه: مهران خسروزاده
📌 سفارش از سایت نشر آماره:
https://nashreamareh.ir/product/economics/international/ashoob/
◽️@UTfinance◽️
❤6👎2👌1
📄 سالی که نکوست
👤 امیررضا عبدلی
ده درصد کوچکتر شدن یک اقتصاد مثل این نیست که حجم یک کره یا مکعب ده درصد کمتر شود. انقباض اقتصاد قبل از هرچیز به معنای کمتر شدن محصولات و مشاغل بسیار تخصّصی، کاهش بهرهوری، و مساعد شدن زمینه برای گسترش هرچه بیشتر فقر است. شغلهای زیادی از بین رفتهاند، ولی مهمتر از آن پایین آمدن عمومی کیفیت کار است. در یک اقتصاد در حال انقباض شدید، انگیزه فعالیت اقتصادی در حال تضعیف است و از این حیث دستمزدبگیران فرودست با سرمایهگذاران فرادست تفاوت چندانی ندارند.
قسمتی از سرمایه اقتصاد از دست رفته و نابود شده است. قسمت دیگری معطّل مانده و به سرعت در حال استهلاک است. قسمت دیگری هم در جریان انتقال به سایر بخشهای اقتصاد متحمّل افت و خسارت میشود. در حالی که هیچ سرمایهدار و هیچ سرمایهگذاری پی چنین زیانهای عظیم غیرمترقبهای را به تن نمالیده بود. در همین حال با تیره و تار شدن چشماندازها اعتبار بازاری گرانتر و کمیابتر میشود، و اعتبار دولتی ارزان باتلاق فساد و فرار سرمایه را عمیقتر میکند.
راجع به هرکدام از این قصّههای پر غصّه و نظایر آنها میتوان چندین کتاب نوشت و باز هم حق مطلب ادا نمیشود. ولی همه اینها را در یک جمله خلاصه میکنیم و میگوییم اقتصاد ایران در بهار چهارصد و پنج، ده درصد کوچکتر شد. با اعلام این آمار درواقع هیچچیز نگفتهایم. ویرانی و فرسایش یک اقتصاد را نمیتوان با یک عدد توصیف کرد. ابعاد فاجعهای که این روزها از سر میگذرانیم را فقط خدا میداند. و این تازه بهار بود.
بعدالتحریر: بد نیست کمی با خودمان فکر کنیم که بازار بورسی که در ماههای انقباض شدید اقتصاد با سرعتی برقآسا در حال صعود است چطور مسخرهبازاری میتواند باشد.
◽️@utfinance◽️
👤 امیررضا عبدلی
ده درصد کوچکتر شدن یک اقتصاد مثل این نیست که حجم یک کره یا مکعب ده درصد کمتر شود. انقباض اقتصاد قبل از هرچیز به معنای کمتر شدن محصولات و مشاغل بسیار تخصّصی، کاهش بهرهوری، و مساعد شدن زمینه برای گسترش هرچه بیشتر فقر است. شغلهای زیادی از بین رفتهاند، ولی مهمتر از آن پایین آمدن عمومی کیفیت کار است. در یک اقتصاد در حال انقباض شدید، انگیزه فعالیت اقتصادی در حال تضعیف است و از این حیث دستمزدبگیران فرودست با سرمایهگذاران فرادست تفاوت چندانی ندارند.
قسمتی از سرمایه اقتصاد از دست رفته و نابود شده است. قسمت دیگری معطّل مانده و به سرعت در حال استهلاک است. قسمت دیگری هم در جریان انتقال به سایر بخشهای اقتصاد متحمّل افت و خسارت میشود. در حالی که هیچ سرمایهدار و هیچ سرمایهگذاری پی چنین زیانهای عظیم غیرمترقبهای را به تن نمالیده بود. در همین حال با تیره و تار شدن چشماندازها اعتبار بازاری گرانتر و کمیابتر میشود، و اعتبار دولتی ارزان باتلاق فساد و فرار سرمایه را عمیقتر میکند.
راجع به هرکدام از این قصّههای پر غصّه و نظایر آنها میتوان چندین کتاب نوشت و باز هم حق مطلب ادا نمیشود. ولی همه اینها را در یک جمله خلاصه میکنیم و میگوییم اقتصاد ایران در بهار چهارصد و پنج، ده درصد کوچکتر شد. با اعلام این آمار درواقع هیچچیز نگفتهایم. ویرانی و فرسایش یک اقتصاد را نمیتوان با یک عدد توصیف کرد. ابعاد فاجعهای که این روزها از سر میگذرانیم را فقط خدا میداند. و این تازه بهار بود.
بعدالتحریر: بد نیست کمی با خودمان فکر کنیم که بازار بورسی که در ماههای انقباض شدید اقتصاد با سرعتی برقآسا در حال صعود است چطور مسخرهبازاری میتواند باشد.
◽️@utfinance◽️
Telegram
بهلول
amirreza abdoli
❤11👍6
Ilya_Prigogine,_Isabelle_Stengers,_Alvin_Toffler_Order_Out_of_Chaos.pdf
7.1 MB
📚 نظم از دل آشوب
👤نوشته ایلیا پریگوژین
📚Order out of chaos
👤Ilya Prigogine
©️ منبع: کانال تلگرام پوریا آزادی
🔗 همچنین ببینید: کانال یوتیوب پوریا آزادی
◽️@utfinance◽️
👤نوشته ایلیا پریگوژین
📚Order out of chaos
👤Ilya Prigogine
©️ منبع: کانال تلگرام پوریا آزادی
🔗 همچنین ببینید: کانال یوتیوب پوریا آزادی
◽️@utfinance◽️
❤3👍1
Forwarded from Liberal Podcast پادکست لیبرال
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🖥 آیا هر نظمی به معنی وجود ناظم است؟
ایلیا پریگوژن برای پاسخ به این سوال جایزه نوبل گرفت.
👤 پوریا آزادی
◾️@LiberalPodcast◾️
ایلیا پریگوژن برای پاسخ به این سوال جایزه نوبل گرفت.
👤 پوریا آزادی
◾️@LiberalPodcast◾️
👎12👏12👍5❤1
Forwarded from AUSTRO LIBERTARIAN (M S)
چنین روزی ...
در ۲۲ سپتامبر ۱۹۸۰، رژیم سوسیالیستی بعث عراق به خرمشهر در ایران حمله کرد. پس از هفتهها گلولهباران و نبرد، شهر به ویرانهای بدل شد. در پی آن، عراقیها مرتکب جنایات جنگی متعددی شدند، از جمله غارت و تجاوز به زنان ایرانی.
…...
در ۲۲ سپتامبر ۱۹۳۹، تقریباً یک ماه پس از امضای پیمان مولوتف-ریبنتروپ، نازیها و شورویها برای جشن گرفتن فتح مشترک لهستان، رژه نظامی مشترکی در برست-لیتوفسک برگزار کردند.
…...
در ۲۲ سپتامبر ۱۹۶۸، مقامات کمونیست چین در «رویجین» جلسهای برگزار کردند و اعضای کمونها و شبهنظامیان را با دستور حمله به «دشمنان طبقاتی» آزاد گذاشتند. در این رویداد، بیش از ۵۰۰۰ نفر با شلیک گلوله یا به شیوههای وحشیانهتری همچون سنگسار، ضربات چاقو و ضرب و شتم کشته شدند.
@austro_libertarian
در ۲۲ سپتامبر ۱۹۸۰، رژیم سوسیالیستی بعث عراق به خرمشهر در ایران حمله کرد. پس از هفتهها گلولهباران و نبرد، شهر به ویرانهای بدل شد. در پی آن، عراقیها مرتکب جنایات جنگی متعددی شدند، از جمله غارت و تجاوز به زنان ایرانی.
…...
در ۲۲ سپتامبر ۱۹۳۹، تقریباً یک ماه پس از امضای پیمان مولوتف-ریبنتروپ، نازیها و شورویها برای جشن گرفتن فتح مشترک لهستان، رژه نظامی مشترکی در برست-لیتوفسک برگزار کردند.
…...
در ۲۲ سپتامبر ۱۹۶۸، مقامات کمونیست چین در «رویجین» جلسهای برگزار کردند و اعضای کمونها و شبهنظامیان را با دستور حمله به «دشمنان طبقاتی» آزاد گذاشتند. در این رویداد، بیش از ۵۰۰۰ نفر با شلیک گلوله یا به شیوههای وحشیانهتری همچون سنگسار، ضربات چاقو و ضرب و شتم کشته شدند.
@austro_libertarian
👍12❤5👎1