◽️ نویسندهای که بعد از مرگ هم مقاله نوشته است!
مجله #ترجمان، که به جریان «#چپ_نو_اسلامی» تعلق دارد، در مقالهای درباره کتاب «حرامزادههای #هایک» به مقالهای از #موری_روتبارد در سال ۱۹۹۶ ارجاع داده است.
این در حالی است که موری روتبارد در سال ۱۹۹۵ درگذشته است.
تعجب نکنید! اغلب نوشتهها و ادعاهای چپها همینقدر با واقعیت فاصله دارد.
◽️@utfinance◽️
مجله #ترجمان، که به جریان «#چپ_نو_اسلامی» تعلق دارد، در مقالهای درباره کتاب «حرامزادههای #هایک» به مقالهای از #موری_روتبارد در سال ۱۹۹۶ ارجاع داده است.
این در حالی است که موری روتبارد در سال ۱۹۹۵ درگذشته است.
تعجب نکنید! اغلب نوشتهها و ادعاهای چپها همینقدر با واقعیت فاصله دارد.
◽️@utfinance◽️
👍100👌11👎7❤4😱1🤬1😢1
📄 گزارش ساواک درباره ارسال رساله سیاسی از طرف آیتالله خمینی به جلال آل احمد
👤 فرهاد سلیماننژاد
تصویر متعلق است به گزارشی از ساواک به تاریخ ۱۳۴۷/۶/۳۱ در خصوص ارسال رسالهای سیاسی از طرف آیت الله خمینی به جلال آل احمد یک سال پیش از مرگ او.
این سند به وضوح ثابت میکند که آل احمد و احتمال بسیار زیاد حلقهی نزدیک یارانش آشنایی نزدیکی با اندیشههای پیر جماران داشتهاند و این ادعای رایج پنجاه و هفتیون که شناختی از حقیقت نظرات او نداشتهاند، دست کم در مورد آل احمد و نزدیکانش دروغی بیش نیست. با توجه به نفوذ کاریزماتیک و گستردهی آل احمد در بین روشنفکران پنجاه و هفتی چندان گزاف نیست نتیجه بگیریم که در مقطع زمانی گزارش ساواک احتمالاً بسیاری از روشنفکران با مرام آیت الله خمینی آشنایی نزدیک داشتهاند. این گزارش به تنهایی ثابت میکند که چرا میهن پرستان باید سرسختانه و سازش ناپذیر به آل احمد و دیگر زعمای فکری پنجاه و هفت بتازند.
◽️ متن گزارش ساواک:
موضوع: انتشار رسالهای به زبان فارسی و عربی به وسیلهی آیت الله خمینی
اخیراً آیت الله خمینی رسالهای منتشر نموده و در آن به جای نماز و روزه، نه اصل انقلابی به زبان فارسی و عربی در مورد مبارزه نوشته است و از بغداد جهت جلال آل احمد ارسال شده است و اینک در منزل جلال آل احمد موجود است و امکان دارد تا چند روز دیگر در بین دستجات اپوزیسیون و مخالف دولت و بازاریها توزیع گردد.
ملاحظات: با توجه به گزارش عملیاتی، اقدام مستقیم در زمینهی مفاد خبر به حفاظت منبع لطمه وارد میسازد.
◽️@utfinance◽️
👤 فرهاد سلیماننژاد
تصویر متعلق است به گزارشی از ساواک به تاریخ ۱۳۴۷/۶/۳۱ در خصوص ارسال رسالهای سیاسی از طرف آیت الله خمینی به جلال آل احمد یک سال پیش از مرگ او.
این سند به وضوح ثابت میکند که آل احمد و احتمال بسیار زیاد حلقهی نزدیک یارانش آشنایی نزدیکی با اندیشههای پیر جماران داشتهاند و این ادعای رایج پنجاه و هفتیون که شناختی از حقیقت نظرات او نداشتهاند، دست کم در مورد آل احمد و نزدیکانش دروغی بیش نیست. با توجه به نفوذ کاریزماتیک و گستردهی آل احمد در بین روشنفکران پنجاه و هفتی چندان گزاف نیست نتیجه بگیریم که در مقطع زمانی گزارش ساواک احتمالاً بسیاری از روشنفکران با مرام آیت الله خمینی آشنایی نزدیک داشتهاند. این گزارش به تنهایی ثابت میکند که چرا میهن پرستان باید سرسختانه و سازش ناپذیر به آل احمد و دیگر زعمای فکری پنجاه و هفت بتازند.
◽️ متن گزارش ساواک:
موضوع: انتشار رسالهای به زبان فارسی و عربی به وسیلهی آیت الله خمینی
اخیراً آیت الله خمینی رسالهای منتشر نموده و در آن به جای نماز و روزه، نه اصل انقلابی به زبان فارسی و عربی در مورد مبارزه نوشته است و از بغداد جهت جلال آل احمد ارسال شده است و اینک در منزل جلال آل احمد موجود است و امکان دارد تا چند روز دیگر در بین دستجات اپوزیسیون و مخالف دولت و بازاریها توزیع گردد.
ملاحظات: با توجه به گزارش عملیاتی، اقدام مستقیم در زمینهی مفاد خبر به حفاظت منبع لطمه وارد میسازد.
◽️@utfinance◽️
👍32❤6👎2🤬1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
👤 عباس سوری:
آقای #عبدالکریم_سروش با کسانی که به ایشان حمله میکردند در سخنرانیهایشان نسبت مستقیم دارند و در یک جایگاه قرار میگیرند. چگونه است که یه مولوی شناس در نامهاش یک اقتصاددان را تهدید به دوختن دهان با نخ و سوزن میکند؟
#موسی_غنینژاد
#عباس_سوری
© رسانه پارسی
◽️@utfinance◽️
آقای #عبدالکریم_سروش با کسانی که به ایشان حمله میکردند در سخنرانیهایشان نسبت مستقیم دارند و در یک جایگاه قرار میگیرند. چگونه است که یه مولوی شناس در نامهاش یک اقتصاددان را تهدید به دوختن دهان با نخ و سوزن میکند؟
#موسی_غنینژاد
#عباس_سوری
© رسانه پارسی
◽️@utfinance◽️
👍39❤8👎2👏2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🖥 مگر [امام] خمینی و [آقای] خامنهای اقتصاددان هستند؟
مگر اقتصاد خواندهاند؟
چرا ما باید تابع اراده و فرمایشات کسانی باشیم که اهل تخصص نیستند؟
👤 موسی غنینژاد
◽️@utfinance◽️
#موسی_غنینژاد
مگر اقتصاد خواندهاند؟
چرا ما باید تابع اراده و فرمایشات کسانی باشیم که اهل تخصص نیستند؟
👤 موسی غنینژاد
◽️@utfinance◽️
#موسی_غنینژاد
👏110👍16👎5❤4👌3
◽️ علی شریعتی تریاکی بود
بر طبق اسنادِ موجود، #علی_شریعتی شدیداً معتاد به تریاک بود تا جایی که اگر مصرف نمیکرد میمُرد.
پرویز ثابتی مدیر اداره سوم ساواک میگوید:
«مریض بود و در زندان هم که بود ما به وی تریاکاش را میرساندیم تا نمیرد، چون اگر تریاک نمیخورد یا نمیکشید، میمرد!».
📌 منبع: کتاب در دامگه حادثه، گفتوگوی عرفان قانعی فرد با پرویز ثابتی، صفحه 280، انتشارات شرکت کتاب.
◽️@utfinance◽️
بر طبق اسنادِ موجود، #علی_شریعتی شدیداً معتاد به تریاک بود تا جایی که اگر مصرف نمیکرد میمُرد.
پرویز ثابتی مدیر اداره سوم ساواک میگوید:
«مریض بود و در زندان هم که بود ما به وی تریاکاش را میرساندیم تا نمیرد، چون اگر تریاک نمیخورد یا نمیکشید، میمرد!».
📌 منبع: کتاب در دامگه حادثه، گفتوگوی عرفان قانعی فرد با پرویز ثابتی، صفحه 280، انتشارات شرکت کتاب.
◽️@utfinance◽️
👍82👎11🤬5❤3👌3
📄 آگاهیِ کاذب در ایدئولوژیِ روشنفکریِ شریعتی
نقدی بر نگاهِ سروش در «فربهتر از ایدئولوژی»
👤 جواد طباطبایی
◽️@utfinance◽️
نقدی بر نگاهِ سروش در «فربهتر از ایدئولوژی»
👤 جواد طباطبایی
◽️@utfinance◽️
Telegraph
آگاهیِ کاذب در ایدئولوژیِ روشنفکریِ شریعتی
نقدی بر نگاهِ سروش در «فربهتر از ایدئولوژی» 📖 مقدمهٔ کتاب «مکتب تبریز»، صص ۲۷-۲۹، انتشارات ستوده، تبریز، ۱۳۸۶. ایدئولوژی در تعارض آن با «تاریخِ آگاهی» — اگر بتوان تعبیرهای کهنِ ادب ایرانی را در این مورد به کار گرفت — پردهٔ پنداری است که دریدن آن غایت سلوک…
❤19👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🖥 سکانسی کمنظیر از وضعیت بیدولتی در ایران
👤 ساسان آقایی
این ور خط میگه: چرا ده روزه حقوق هیات علمیها رو نمیدی؟
اون ور خط میگه: خب پول ندارم که بدم.
این ور خط میگه: قابل توجیه نیست.
باز اون ور خط میگه: توجیه چیه، میگم پول ندارم بدم.
اینور خط میگه: خب یه مقدار «مدیریت» کنید!
منظور دقیق پزشکیان از «یه مقدار مدیریت»، گذاشتن یک مقدار صفر دیگر جلوی پایهی پولی کشور است که در گذشته آن را با پدیدهی «چاپ پول» میشناختند!
مملکت به شکل اتوپایلوت رو سیستم طنزای ۹۰ شبی مدیری میچرخه
◽️@utfinance◽️
👤 ساسان آقایی
این ور خط میگه: چرا ده روزه حقوق هیات علمیها رو نمیدی؟
اون ور خط میگه: خب پول ندارم که بدم.
این ور خط میگه: قابل توجیه نیست.
باز اون ور خط میگه: توجیه چیه، میگم پول ندارم بدم.
اینور خط میگه: خب یه مقدار «مدیریت» کنید!
منظور دقیق پزشکیان از «یه مقدار مدیریت»، گذاشتن یک مقدار صفر دیگر جلوی پایهی پولی کشور است که در گذشته آن را با پدیدهی «چاپ پول» میشناختند!
مملکت به شکل اتوپایلوت رو سیستم طنزای ۹۰ شبی مدیری میچرخه
◽️@utfinance◽️
👍50🤬6❤1👎1💔1
📙 تازههای نشر
کاپیتالیسم و تاریخنگاران
👤ویراستار: فردریش فون هایک
✍ ترجمه: مهدی تدینی
◽️@utfinance◽️
#کاپیتالیسم
#هایک
#فردریش_هایک
#مهدی_تدینی
کاپیتالیسم و تاریخنگاران
👤ویراستار: فردریش فون هایک
✍ ترجمه: مهدی تدینی
◽️@utfinance◽️
#کاپیتالیسم
#هایک
#فردریش_هایک
#مهدی_تدینی
1❤38👍5👏2👎1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🖥 پایان حکومت از نظر لاک کجاست؟
👤 فاطمه نصیری
پنجمین قسمت از «پرونده لیبرالیسم» به اندیشههای #جان_لاک، یکی از مهمترین بنیانگذاران #لیبرالیسم، میپردازد.
لاک با تکیه بر تجربهگرایی، انسان را موجودی عاقل و برخوردار از #حقوق_طبیعی میداند؛ حقوقی که شامل حیات، #آزادی و #مالکیت است و پیش از تشکیل حکومت نیز وجود دارد.
او معتقد است در وضعیت طبیعی، انسانها آزاد و برابرند، اما برای جلوگیری از ناامنی و اجرای بیطرفانه قانون، با رضایت خود جامعه سیاسی و حکومت را تشکیل میدهند.
از نگاه لاک، مشروعیت حکومت تنها از رضایت مردم سرچشمه میگیرد و هدف اصلی آن حفظ جان، آزادی و مالکیت شهروندان است. مالکیت نیز از ترکیب کار انسان با منابع طبیعی پدید میآید و سنگبنای نظم اقتصادی است. اگر حکومت از قانون فراتر رود، به استبداد تبدیل شود یا حقوق مردم را نقض کند، مردم حق مقاومت و تغییر حکومت را دارند.
در پایان، اپیزود به نقد #دیوید_هیوم بر نظریه قرارداد اجتماعی میپردازد؛ هیوم منشأ حکومت را نه قرارداد، بلکه عادت، منفعت عمومی و واقعیت تاریخی قدرت میداند.
◽️@utfinance◽️
👤 فاطمه نصیری
پنجمین قسمت از «پرونده لیبرالیسم» به اندیشههای #جان_لاک، یکی از مهمترین بنیانگذاران #لیبرالیسم، میپردازد.
لاک با تکیه بر تجربهگرایی، انسان را موجودی عاقل و برخوردار از #حقوق_طبیعی میداند؛ حقوقی که شامل حیات، #آزادی و #مالکیت است و پیش از تشکیل حکومت نیز وجود دارد.
او معتقد است در وضعیت طبیعی، انسانها آزاد و برابرند، اما برای جلوگیری از ناامنی و اجرای بیطرفانه قانون، با رضایت خود جامعه سیاسی و حکومت را تشکیل میدهند.
از نگاه لاک، مشروعیت حکومت تنها از رضایت مردم سرچشمه میگیرد و هدف اصلی آن حفظ جان، آزادی و مالکیت شهروندان است. مالکیت نیز از ترکیب کار انسان با منابع طبیعی پدید میآید و سنگبنای نظم اقتصادی است. اگر حکومت از قانون فراتر رود، به استبداد تبدیل شود یا حقوق مردم را نقض کند، مردم حق مقاومت و تغییر حکومت را دارند.
در پایان، اپیزود به نقد #دیوید_هیوم بر نظریه قرارداد اجتماعی میپردازد؛ هیوم منشأ حکومت را نه قرارداد، بلکه عادت، منفعت عمومی و واقعیت تاریخی قدرت میداند.
◽️@utfinance◽️
1❤14👏1
◽️ تحلیل کوروش احمدی، دیپلمات سابق و تحلیلگر مصدقی
این تحلیل حدود ۶ ماه پیش از شروع جنگ ۴۰ روزه و بسته شدن #تنگه_هرمز در خبرگزاری انتخاب منتشر شده است.
#کوروش_احمدی، از به اصطلاح کارشناسان و تحلیلگرانی است که در همه رسانهها دیده میشود و به ندرت تحلیل درستی ارائه میدهد.
از او مقالاتی در دفاع از #مصدق به یاد داریم که میتواند بخشی از ناتوانی او در تحلیل مسائل سیاسی را توضیح دهد.
◽️@utfinance◽️
این تحلیل حدود ۶ ماه پیش از شروع جنگ ۴۰ روزه و بسته شدن #تنگه_هرمز در خبرگزاری انتخاب منتشر شده است.
#کوروش_احمدی، از به اصطلاح کارشناسان و تحلیلگرانی است که در همه رسانهها دیده میشود و به ندرت تحلیل درستی ارائه میدهد.
از او مقالاتی در دفاع از #مصدق به یاد داریم که میتواند بخشی از ناتوانی او در تحلیل مسائل سیاسی را توضیح دهد.
◽️@utfinance◽️
🤬25❤1👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
👤 عبدالکریم سروش، عضو ستاد انقلاب فرهنگی:
«در ستاد #انقلاب_فرهنگی، آنچه که ایشان (خمینی) توصیه و امر کردند، همین بود که در هر چه اسلامیتر کردن فضای دانشگاه و پی افکندن یک چنان بنیان الهی بکوشیم. در حقیقت، به یک معنا تمام اقداماتی که ستاد انقلاب فرهنگی کرده و میکند، همهاش را میتوان در داخل همین چارچوب قرار داد و محکوم همین حکم اصلی و عمومی دانست، که در آنجایی که چه دانشجو میگزینیم، چه استاد انتخاب میکنیم، چه کتاب ترجمه میکنیم، یا کتابی را تألیف میکنیم، چه رشتهای را تعطیل میکنیم، چه رشتهای را باز میکنیم، یا تغییراتی در برنامههای درسی میدهیم.»
◽️@utfinance◽️
#عبدالکریم_سروش
«در ستاد #انقلاب_فرهنگی، آنچه که ایشان (خمینی) توصیه و امر کردند، همین بود که در هر چه اسلامیتر کردن فضای دانشگاه و پی افکندن یک چنان بنیان الهی بکوشیم. در حقیقت، به یک معنا تمام اقداماتی که ستاد انقلاب فرهنگی کرده و میکند، همهاش را میتوان در داخل همین چارچوب قرار داد و محکوم همین حکم اصلی و عمومی دانست، که در آنجایی که چه دانشجو میگزینیم، چه استاد انتخاب میکنیم، چه کتاب ترجمه میکنیم، یا کتابی را تألیف میکنیم، چه رشتهای را تعطیل میکنیم، چه رشتهای را باز میکنیم، یا تغییراتی در برنامههای درسی میدهیم.»
◽️@utfinance◽️
#عبدالکریم_سروش
🤬48❤4👎2👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🖥 شریعتی هم شیاد بود، هم فریبکار، هم شارلاتان و هم دروغگو
👤 علی آبان
شاعر، منتقد ادبیات و استاد دانشگاه
#آبان
#علی_آبان
#علی_شریعتی
#غنی_نژاد
#شیاد
◽️@utfinance◽️
👤 علی آبان
شاعر، منتقد ادبیات و استاد دانشگاه
#آبان
#علی_آبان
#علی_شریعتی
#غنی_نژاد
#شیاد
◽️@utfinance◽️
👍49👌7👎1🤬1
🗂 اسناد تاریخ معاصر
آرشیو و مطالعه اسناد دست اول در کانال مسعود کوهستانینژاد
◽️@utfinance◽️
#مسعود_کوهستانینژاد
#تاریخ_معاصر
آرشیو و مطالعه اسناد دست اول در کانال مسعود کوهستانینژاد
◽️@utfinance◽️
#مسعود_کوهستانینژاد
#تاریخ_معاصر
Telegram
📝مسعود کوهستانی نژاد | سند ایران
در این کانال مطالبی منتشر می شود که یا نظرات و دیدگاه های خودم در موضوعات مختلف است و یا خلاصه ای از مطالب سایت سند ایران است که توسط گروه پژوهشی سند ایران ارائه می شود.
sanadiran.com
kouhestaninejad.ir
sanadiran.com
kouhestaninejad.ir
❤5👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🖥 عبدالکریم سروش:
خمینی باسوادترین رهبر تاریخ ایران بود، از ایام اولیه حکومت هخامنشیان تا روزگار حاضر
#خمینی، مردمیترین رهبر تاریخ بود.
بین شاه و خمینی، من خمینی را انتخاب میکنم.
◽️@utfinance◽️
#عبدالکریم_سروش
خمینی باسوادترین رهبر تاریخ ایران بود، از ایام اولیه حکومت هخامنشیان تا روزگار حاضر
#خمینی، مردمیترین رهبر تاریخ بود.
بین شاه و خمینی، من خمینی را انتخاب میکنم.
◽️@utfinance◽️
#عبدالکریم_سروش
🤬92❤9😱4👎2👍1
📄 تراژدی وحدتنظر روشنفکران ایرانی در اقتصاد | پایهریزی «اقتصاد دستوری» با دو نیروی سوسیالیسم و ناسیونالیسم اقتصادی
مطالعه تاریخ معاصر ایران، از زاویه تأثیر اندیشهها و افکار روشنفکران بر روندها و تحولات تاریخی، میتواند بینشهای جدیدی درباره علل عقب ماندگی اقتصاد ایران ایجاد کند و توضیحی برای چرایی و چگونگی شکل گیری اقتصاد دستوری ارائه دهد.
تاریخ، صحنهی نبردِ بیوقفه و پویای اندیشههاست. هیچ انقلابی در جهان رخ نداده و هیچ ساختار سیاسی یا اقتصادی پدید نیامده، مگر آنکه پیشتر، بذرهای فکریِ آن در قلمروِ ذهنِ انسانها کاشته شده باشد. این به معنای تقلیل تاریخ به تاریخ اندیشه نیست. بلکه به معنی اثر تعیینکننده اندیشهها بر تحولات تاریخی است.
از این رو، روشنفکران و نخبگانِ فکری نقشی مؤثر و سرنوشتساز ایفا میکنند؛ همانها که مفاهیم انتزاعی را به باورهای عمومی، شعارها، ارزشها و حتی سیاستهای کلان کشورها تبدیل میکنند و با این کار، مسیر حرکت جوامع را دگرگون میسازند. وقتی نگرشِ عمومی نسبت به مفاهیم بنیادینی چون آزادی، عدالت، مالکیت و قانون در جوامع تغییر میکند، ساختارهای مادی نیز در یک فرایند بلندمدت به دنبال آن دستخوش تحول میشوند.
◽️@utfinance◽️
اندیشههایی که مسیر تاریخ را ریل گذاری کردند
مطالعه تاریخ معاصر ایران، از زاویه تأثیر اندیشهها و افکار روشنفکران بر روندها و تحولات تاریخی، میتواند بینشهای جدیدی درباره علل عقب ماندگی اقتصاد ایران ایجاد کند و توضیحی برای چرایی و چگونگی شکل گیری اقتصاد دستوری ارائه دهد.
تاریخ، صحنهی نبردِ بیوقفه و پویای اندیشههاست. هیچ انقلابی در جهان رخ نداده و هیچ ساختار سیاسی یا اقتصادی پدید نیامده، مگر آنکه پیشتر، بذرهای فکریِ آن در قلمروِ ذهنِ انسانها کاشته شده باشد. این به معنای تقلیل تاریخ به تاریخ اندیشه نیست. بلکه به معنی اثر تعیینکننده اندیشهها بر تحولات تاریخی است.
از این رو، روشنفکران و نخبگانِ فکری نقشی مؤثر و سرنوشتساز ایفا میکنند؛ همانها که مفاهیم انتزاعی را به باورهای عمومی، شعارها، ارزشها و حتی سیاستهای کلان کشورها تبدیل میکنند و با این کار، مسیر حرکت جوامع را دگرگون میسازند. وقتی نگرشِ عمومی نسبت به مفاهیم بنیادینی چون آزادی، عدالت، مالکیت و قانون در جوامع تغییر میکند، ساختارهای مادی نیز در یک فرایند بلندمدت به دنبال آن دستخوش تحول میشوند.
◽️@utfinance◽️
اقتصادنیوز
تراژدی وحدتنظر روشنفکران ایرانی در اقتصاد | پایهریزی «اقتصاد دستوری» با دو نیروی سوسیالیسم و ناسیونالیسم اقتصادی
اقتصادنیوز: مطالعه تاریخ معاصر ایران، از زاویه تأثیر اندیشهها و افکار روشنفکران بر روندها و تحولات تاریخی، میتواند بینشهای جدیدی درباره علل عقب ماندگی اقتصاد ایران ایجاد کند و توضیحی برای چرایی و چگونگی شکل گیری اقتصاد دستوری ارائه دهد.
👍16👎1👏1
📄 سخنران مجاهد؛
بازخوانی نقد امانوئل فای بر اندیشه علی شریعتی
👤 اشکان زارع
امانوئل فای (Emmanuel Faye)، فیلسوف و پژوهشگر سرشناس فرانسوی، در مقالهای با عنوان «سخنران مجاهد» به نقد و بررسی آسیبشناسانه اندیشه #علی_شریعتی پرداخته است.
فای که بیشتر با پژوهشهای انتقادیاش در باب نسبت فلسفه هایدگر با نازیسم شناخته میشود، در این اثر چارچوب فکری شریعتی را از چهار منظر اصلی نقد میکند؛
۱. پیوند ایدئولوژیهای رادیکال با دین؛
فای معتقد است شریعتی اندیشههای چپ رادیکال (مارکسیسم) و رویکردهای ضد استعماری را با اسلام شیعی تلفیق کرده و از دل آن یک ایدئولوژی انقلابی و ستیزهجو ساخته است.
۲. بدیلسازی برای دموکراسی؛ شریعتی با رد لیبرالدموکراسی غربی، مفهوم «امت و امامت» و دموکراسی متعهد را مطرح کرد؛ الگویی که به باور فای در عمل راه را برای اقتدارگرایی و نفی کثرتگرایی (پلورالیسم) هموار میسازد.
۳. تقدیس خشونت انقلابی و شهادت؛
فای بازتفسیر شریعتی از تاریخ تشیع را هیجانی و مبارزهجویانه میداند و بر این باور است که او با تقدیس شهادتطلبی، خشونت سیاسی را به ابزار اصلی تغییرات اجتماعی تبدیل کرد.
۴. تکیه بر خطابه و تهییج تودهها
استفاده فای از واژه «سخنران/مبلغ» (Prédicateur) تأکیدی است بر جنبههای خطابی و شورانگیز آثار شریعتی؛ خصیصهای که به زعم او، بر منطق سنجشگرانه فلسفی و آکادمیک غلبه دارد.
🆔 https://t.me/iranpazhohi
◽️@utfinance◽️
بازخوانی نقد امانوئل فای بر اندیشه علی شریعتی
👤 اشکان زارع
امانوئل فای (Emmanuel Faye)، فیلسوف و پژوهشگر سرشناس فرانسوی، در مقالهای با عنوان «سخنران مجاهد» به نقد و بررسی آسیبشناسانه اندیشه #علی_شریعتی پرداخته است.
فای که بیشتر با پژوهشهای انتقادیاش در باب نسبت فلسفه هایدگر با نازیسم شناخته میشود، در این اثر چارچوب فکری شریعتی را از چهار منظر اصلی نقد میکند؛
۱. پیوند ایدئولوژیهای رادیکال با دین؛
فای معتقد است شریعتی اندیشههای چپ رادیکال (مارکسیسم) و رویکردهای ضد استعماری را با اسلام شیعی تلفیق کرده و از دل آن یک ایدئولوژی انقلابی و ستیزهجو ساخته است.
۲. بدیلسازی برای دموکراسی؛ شریعتی با رد لیبرالدموکراسی غربی، مفهوم «امت و امامت» و دموکراسی متعهد را مطرح کرد؛ الگویی که به باور فای در عمل راه را برای اقتدارگرایی و نفی کثرتگرایی (پلورالیسم) هموار میسازد.
۳. تقدیس خشونت انقلابی و شهادت؛
فای بازتفسیر شریعتی از تاریخ تشیع را هیجانی و مبارزهجویانه میداند و بر این باور است که او با تقدیس شهادتطلبی، خشونت سیاسی را به ابزار اصلی تغییرات اجتماعی تبدیل کرد.
۴. تکیه بر خطابه و تهییج تودهها
استفاده فای از واژه «سخنران/مبلغ» (Prédicateur) تأکیدی است بر جنبههای خطابی و شورانگیز آثار شریعتی؛ خصیصهای که به زعم او، بر منطق سنجشگرانه فلسفی و آکادمیک غلبه دارد.
🆔 https://t.me/iranpazhohi
◽️@utfinance◽️
👍21👎2
Forwarded from تاریخ اقتصاد | مهدی الیاسی
به مناسبت روز مشروطه
🔷 محمدعلی فروغی: همین عدم مساوات در ثروت، اول وسیله ترقی و علت تمدن است
🔹 در جنبش مشروطه، کنشگران چپگرا که عمدتا در حزب "اجتماعیون عامیون" فعال بودند، آرمان مساوات (برابری) را که یکی از آرمانهای کلیدی مشروطهخواهان بود، به معنی برابری اقتصادی و مساوات در ثروت، میدانستند و معرفی میکردند.
🔹 محمدعلی فروغی در آن روزها تاکید داشت که مساوات به معنی برابری همه ایرانیان در برخورداری از حقوق پایه و مساوات در برابر قانون است و نه برابری اقتصادی و مساوی شدن ثروت افراد.
🔹 فروغی معتقد بود مساوات معنایی جز مساوات حقوقی ندارد و نابرابریهای موجه اقتصادی نه تنها ناپسند نیست که برای پیشرفت جوامع، لازم و ضروری است. او میگفت: همین عدم مساوات و اختلاف در ثروت، اول وسیله ترقی و علت تمدن است.
🔹 فروغی در کتاب «اصول علم ثروت ملل یعنی اکونومی پلتیک» نوشت: «در امور ثروتی، اختیار افراد حقیقتاً بر اقدام دولت، مزیت کلی دارد و باید مردم به آزادی، ثروت را تولید کنند و توزیع نمایند و به مصرف برسانند و اگر دولت بخواهد در این باب مداخله کند و بعضی را ترغیب نماید و از برخی طرفداری کند، سنگ راه مردم میشود و ممکن است مرتکب ظلم و تعدی شود».
🔹 محمدعلی فروغی کتاب «اصول علم ثروت ملل یعنی اکونومی پلتیک» را در سال ۱۲۸۴ یعنی یکسال پیش از پیروزی انقلاب مشروطه، ترجمه و تالیف کرد. در آن دوران واژه اقتصاد رایج نبود و به جای اقتصاد، تعبیر امور ثروتی یا دانش ثروت، به کار میرفت که البته تعبیر بسیار جالبی بود.
🔹 گفتنی است این کتاب، نخستین کتاب درسی دانش اقتصاد مدرن در ایران بود.
@tarikh_eghtesaad1
🔷 محمدعلی فروغی: همین عدم مساوات در ثروت، اول وسیله ترقی و علت تمدن است
🔹 در جنبش مشروطه، کنشگران چپگرا که عمدتا در حزب "اجتماعیون عامیون" فعال بودند، آرمان مساوات (برابری) را که یکی از آرمانهای کلیدی مشروطهخواهان بود، به معنی برابری اقتصادی و مساوات در ثروت، میدانستند و معرفی میکردند.
🔹 محمدعلی فروغی در آن روزها تاکید داشت که مساوات به معنی برابری همه ایرانیان در برخورداری از حقوق پایه و مساوات در برابر قانون است و نه برابری اقتصادی و مساوی شدن ثروت افراد.
🔹 فروغی معتقد بود مساوات معنایی جز مساوات حقوقی ندارد و نابرابریهای موجه اقتصادی نه تنها ناپسند نیست که برای پیشرفت جوامع، لازم و ضروری است. او میگفت: همین عدم مساوات و اختلاف در ثروت، اول وسیله ترقی و علت تمدن است.
🔹 فروغی در کتاب «اصول علم ثروت ملل یعنی اکونومی پلتیک» نوشت: «در امور ثروتی، اختیار افراد حقیقتاً بر اقدام دولت، مزیت کلی دارد و باید مردم به آزادی، ثروت را تولید کنند و توزیع نمایند و به مصرف برسانند و اگر دولت بخواهد در این باب مداخله کند و بعضی را ترغیب نماید و از برخی طرفداری کند، سنگ راه مردم میشود و ممکن است مرتکب ظلم و تعدی شود».
🔹 محمدعلی فروغی کتاب «اصول علم ثروت ملل یعنی اکونومی پلتیک» را در سال ۱۲۸۴ یعنی یکسال پیش از پیروزی انقلاب مشروطه، ترجمه و تالیف کرد. در آن دوران واژه اقتصاد رایج نبود و به جای اقتصاد، تعبیر امور ثروتی یا دانش ثروت، به کار میرفت که البته تعبیر بسیار جالبی بود.
🔹 گفتنی است این کتاب، نخستین کتاب درسی دانش اقتصاد مدرن در ایران بود.
@tarikh_eghtesaad1
👌35❤8👍7
Forwarded from گاراژ ــ مهدی تدینی
نقش بُلبرینگسازی در زندگی مربی مهد کودک
در باب رقابت و کیفیت زندگی
شغل شما چیه؟ معلمید؟ مهندسید؟ در بخش خدمات یک شرکت کار میکنید؟ پیکموتوری هستید یا در اسنپ کار میکنید؟ جنوب سر چاههای نفت زیر تیغ آفتابید یا شمال برنجکاری و چایکاری دارید؟ تاکستان دارید؟ ساقی محلید؟ مغازهدارید؟ کارگاه هنری یا صنعتی دارید؟ مربی در مهدکودک یا معلم موسیقی یا مربی ورزشید؟ هر شغلی که دارید دورترین مشاغل به کار خودتون رو در نظر بگیرید.
مثلاً مربی مهدکودک... در نظر یک مربی مهدکودک هیچ اهمیتی نداره در دنیای جوشکارها و مکانیکها، تولیدکنندگان لبنیات و پوشاک یا در شرکتهای ساختمانی و راهسازی چه خبره؟ اصلاً تا حالا به بُلبرینگسازها یا مفتولسازها فکر نکرده. مربی زحمتکش هر روز صبح میره مهد و تا عصر با بچههای مردم، با استرس کاری بالا، سر وکله میزنه. هیچ موقع هم براش مهم نیست در فضاهای کاری دیگه چه خبره. چون فکر میکنه برای اینکه زندگی رو دربیاره، باید اینجا کار کنه، حقوق بگیره تا بشه بهتر زندگی کرد.
اما مربی مهدِ ما اشتباه میکنه. سرنوشتش، خوشبختیش، بیش از اینکه با کار کردن در مهدکودک رقم بخوره، در دنیای بیرون، در همون مشاغل دیگهای که نام بردم رقم میخوره. چطور؟ ها... الان میگم، منتها قبلش یادآوری کنم که بحث ما در این نوشته اقتصادیه، نه سیاسی. به لحاظ سیاسی هم سرنوشت ما تا حد زیادی متأثر از وضعیت سیاسی رقم میخوره، اما در اینجا میخواییم به پیوندهای اقتصادی توجه کنیم. — و اتفاقاً در زمینه سیاسی چندان توضیح لازم نیست، اکثراً ربط سیاست به زندگیشون رو میفهمند، اما وقتی به اقتصاد — که به همون اندازه مهمه — میرسند، روابط رو تشخیص نمیدن یا کمتر تشخیص میدن.
واقعاً به من و شما چه که کدوم شرکت در فلان مناقصۀ مربوط به ساخت فلان تأسیسات برنده میشه؟! اما چرا، به من و شما ربط پیدا میکنه. حتی اینکه در یک کارخونۀ دورافتاده کدوم کارگر سرکارگر باشه، به من و شما ربط داره، چون روی زندگی ما اثر میگذاره. چطور؟ الان میگم.
مسئله سادهست: "رقابت دیگران به نفع ماست". و هدفم از این مطلب اینهکه این جمله رو توضیح بدم. ما خریدار تولیدات و خدمات دیگرانیم. هر قدر بین دیگران رقابت وجود داشته باشه، در واقع این رقابت سرِ ماست. دیگران سرِ به دست آوردن ما رقابت میکنند. در یک اقتصاد آزاد از کارگر فیزیکی تا بزرگترین تولیدکنندگان شبانهروز درگیر رقابتند. این رقابت برای به دست آوردن ماست. هر قدر این رقابت واقعیتر و فراگیرتر باشه، رقابتکنندگان ــ یعنی بقیۀ جامعه ــ مجبورند کالای بهتر و باکیفیتتری رو برای ما تولید کنند تا ما رو متقاعد کنند از اونها کالا و خدمات بگیریم.
برگردیم به مربی مهد. تصور کنید عصر خسته و کوفته با خریدهایی که سر راه کرده اومده خونه. میره دوش بگیره، میبینه آب سرده. حولهپیچ میاد بیرون — مربی مَرده، خیالپردازیتون اروتیک نشه — تا ببینه چرا پکیج روشن نمیشه... خلاصه بعد از دوش سرد متوجه میشه که بله! پکیج باید تعویض بشه و دهها میلیون خرج روی دستش گذاشته شده. حقوق چند ماه رو باید بابت پکیج بده؟ این پکیج محصولِ فقط یک کارخونه نیست، محصولِ سیستمِ اقتصادیه. اگر این سیستم سرتاسر بر اساس رقابت شکل نگرفته باشه، کیفیت تولید افت میکنه و مثلاً حتی یک اهمال سرکارگر در نظارت بر کنترل کیفی باعث میشه این پکیج زودتر از موعد خراب شه. نبود رقابت واقعی، باعث میشه تولیدکنندۀ نالایق مجال فروش کالای کمکیفیت پیدا کنه و اینجا کی ضرر میکنه؟ ما! زحمت کار چه کسی به فنا میره؟ زحمت ما! کیفیت زندگی کی پایین میاد؟ کیفیت زندگی ما!
به عینه میبینیم محکوم شدیم به خرید خودروی بیکیفیت با قیمت گران که از اول فلان چیزش کار نمیکنه، اما خودروی آمریکایی یا ژاپنی رو میبرید تعمیرگاه، ریزترین خارهای فلان قطعهش که چهل سال پیش ساخته شده، هنوز سالمه! چنین کیفیتی آیا معجزه نیست و آیا مستقیماً روی زندگی ما اثر نمیگذاره؟ داشتن یک خودروی تویوتا چقدر آرامشبخشه؟ چون از کیفیتش مطمئنید.
شاید وقتی خود ما در فعالیت اقتصادی درگیر رقابت میشیم، بهمون فشار بیاد و وسوسه شیم نفس رقابت رو زیر سوال ببریم. شاید در رقابت شکست بخوریم، اما نباید فراموش کنیم که رقابت در یک جا اگر به ضرر و شکست ما منجر بشه، در کلیت اقتصاد جامعه بیشترین تأثیر رو روی آسایش و رفاه و موفقیت مادی ما داره. مهمه که رقابت سالمی وجود داشته باشه تا قطعهساز شایستهتر جای قطعهساز کمکیفیت رو بگیره. این روی زندگی ما اثر میگذاره. اقتصاد رقابتی که ویژگی ماهوی بازار آزاد و کاپیتالیسمه، مستقیماً کیفیت زندگی ما رو هر روز ارتقا میده.
و دو نکتۀ پایانی و مهم:
یکی از بزرگترین سوءتفاهمها دربارۀ لیبرالیسم، بازار آزاد و کاپیتالیسم اینهکه اکثراً فکر میکنند دفاع از اینها دفاع از «سرمایهدارن» و «پولدارها»ست؛ یعنی دفاع از اینها، به نفع یک قشر نازک و به زیان اکثریت جامعهست. این حرفها از نوشتهها و منبرهای چپ دراومده و مطلقاً غلطه. دفاع از بازار آزاد و کاپیتالیسم به این دلیله که این سیستم به نفع کل جامعهست؛ از جمله و بهویژه اقشار کمدرآمد. چون بیشترین گزینههای شغلی و کمهزینهترین سبد معیشتی و کالاهای ضروری رو برای اقشار کمدرآمد ایجاد میکنه.
اتفاقاً جدیترین دشمنان کاپیتالیسم و بازار آزاد رو باید در اقشار ثروتمند پیدا کرد. چون در نظم بازار آزاد کسی نمیتونه پول مفت دربیاره و ثروتمندانی که توان رقابت ندارند و از پیشرفت کاپیتالیستی در بازار آزاد عاجزند، تمایل زیادی دارند با نفوذ سیاسی و ایجاد سیاستهای ضدلیبرال و از بین بردن رقابت سودهای خودشون رو تضمین کنند. دشمنان اصلی و خطرناک بازار آزاد رو باید در بین ثروتمندان بیابتکار و رقابتگریز پیدا کرد. این تولیدکنندگان ضدلیبرال میخوان فشار رقابت رو از سرشون باز کنند و مصرفکنندگان رو با کمک تدابیر دولتی مجبور به خرید کالاهای خودشون کنند ــ و مقادیر زیادی هم اشک تمساح و شعارهای ظاهراً ملیگرایانه (و در باطن میهنستیزانه) سر میدن که آی... اگر ما تولیدکنندگان داخلی نباشیم کشور بدبخت میشه. نهخیر! تولیدکنندهای باعث بهروزی مردمه (و لایق حمایت) که در کوران رقابت خودش رو اثبات کرده باشه؛ نه اینکه گرونفروشی کنه و کالای بیکیفیت در پاچه ملت کنه.
و این ماییم که اتفاقاً باید با دفاع بیلکنت و صیانت از نظم بازار آزاد اجازه ندیم عوامل دولتی و انواع رانت رقابت رو مخدوش کنه، چون همونطور که گفتم، سیستم اقتصادی بیشترین اثر رو روی زندگی ما میگذاره و "رقابت دیگران به نفع ماست" ــ ما = جامعه.
و نکتۀ دوم اینکه... چپها در نوشتهها و در منبرهاشون بسیار به پدیدۀ رقابت میتازند. یکی بهانههاشون برای حمله به لیبرالیسم و بازار آزاد همینه که «رقابت بیمحابایی» در اینجا وجود داره. همونطور که میبینید، در اینجا هم چپ دوباره داره به یکی از پدیدههای باعث بهروزی مردم و به یکی از عوامل اصلی توسعه حمله میکنه و مردم رو از چیزی بیزار میکنه که مستقیماً به نفعشونه. در اینجا هم پدیدهای مفید رو شر جلوه میده. چپ انسان رو از چیزهایی که به نفعشه متنفر میکنه ــ تخصص عجیبیه!
#بازار_آزاد #کاپیتالیسم #لیبرالیسم
@Garajetadayoni | گاراژ
در باب رقابت و کیفیت زندگی
شغل شما چیه؟ معلمید؟ مهندسید؟ در بخش خدمات یک شرکت کار میکنید؟ پیکموتوری هستید یا در اسنپ کار میکنید؟ جنوب سر چاههای نفت زیر تیغ آفتابید یا شمال برنجکاری و چایکاری دارید؟ تاکستان دارید؟ ساقی محلید؟ مغازهدارید؟ کارگاه هنری یا صنعتی دارید؟ مربی در مهدکودک یا معلم موسیقی یا مربی ورزشید؟ هر شغلی که دارید دورترین مشاغل به کار خودتون رو در نظر بگیرید.
مثلاً مربی مهدکودک... در نظر یک مربی مهدکودک هیچ اهمیتی نداره در دنیای جوشکارها و مکانیکها، تولیدکنندگان لبنیات و پوشاک یا در شرکتهای ساختمانی و راهسازی چه خبره؟ اصلاً تا حالا به بُلبرینگسازها یا مفتولسازها فکر نکرده. مربی زحمتکش هر روز صبح میره مهد و تا عصر با بچههای مردم، با استرس کاری بالا، سر وکله میزنه. هیچ موقع هم براش مهم نیست در فضاهای کاری دیگه چه خبره. چون فکر میکنه برای اینکه زندگی رو دربیاره، باید اینجا کار کنه، حقوق بگیره تا بشه بهتر زندگی کرد.
اما مربی مهدِ ما اشتباه میکنه. سرنوشتش، خوشبختیش، بیش از اینکه با کار کردن در مهدکودک رقم بخوره، در دنیای بیرون، در همون مشاغل دیگهای که نام بردم رقم میخوره. چطور؟ ها... الان میگم، منتها قبلش یادآوری کنم که بحث ما در این نوشته اقتصادیه، نه سیاسی. به لحاظ سیاسی هم سرنوشت ما تا حد زیادی متأثر از وضعیت سیاسی رقم میخوره، اما در اینجا میخواییم به پیوندهای اقتصادی توجه کنیم. — و اتفاقاً در زمینه سیاسی چندان توضیح لازم نیست، اکثراً ربط سیاست به زندگیشون رو میفهمند، اما وقتی به اقتصاد — که به همون اندازه مهمه — میرسند، روابط رو تشخیص نمیدن یا کمتر تشخیص میدن.
واقعاً به من و شما چه که کدوم شرکت در فلان مناقصۀ مربوط به ساخت فلان تأسیسات برنده میشه؟! اما چرا، به من و شما ربط پیدا میکنه. حتی اینکه در یک کارخونۀ دورافتاده کدوم کارگر سرکارگر باشه، به من و شما ربط داره، چون روی زندگی ما اثر میگذاره. چطور؟ الان میگم.
مسئله سادهست: "رقابت دیگران به نفع ماست". و هدفم از این مطلب اینهکه این جمله رو توضیح بدم. ما خریدار تولیدات و خدمات دیگرانیم. هر قدر بین دیگران رقابت وجود داشته باشه، در واقع این رقابت سرِ ماست. دیگران سرِ به دست آوردن ما رقابت میکنند. در یک اقتصاد آزاد از کارگر فیزیکی تا بزرگترین تولیدکنندگان شبانهروز درگیر رقابتند. این رقابت برای به دست آوردن ماست. هر قدر این رقابت واقعیتر و فراگیرتر باشه، رقابتکنندگان ــ یعنی بقیۀ جامعه ــ مجبورند کالای بهتر و باکیفیتتری رو برای ما تولید کنند تا ما رو متقاعد کنند از اونها کالا و خدمات بگیریم.
برگردیم به مربی مهد. تصور کنید عصر خسته و کوفته با خریدهایی که سر راه کرده اومده خونه. میره دوش بگیره، میبینه آب سرده. حولهپیچ میاد بیرون — مربی مَرده، خیالپردازیتون اروتیک نشه — تا ببینه چرا پکیج روشن نمیشه... خلاصه بعد از دوش سرد متوجه میشه که بله! پکیج باید تعویض بشه و دهها میلیون خرج روی دستش گذاشته شده. حقوق چند ماه رو باید بابت پکیج بده؟ این پکیج محصولِ فقط یک کارخونه نیست، محصولِ سیستمِ اقتصادیه. اگر این سیستم سرتاسر بر اساس رقابت شکل نگرفته باشه، کیفیت تولید افت میکنه و مثلاً حتی یک اهمال سرکارگر در نظارت بر کنترل کیفی باعث میشه این پکیج زودتر از موعد خراب شه. نبود رقابت واقعی، باعث میشه تولیدکنندۀ نالایق مجال فروش کالای کمکیفیت پیدا کنه و اینجا کی ضرر میکنه؟ ما! زحمت کار چه کسی به فنا میره؟ زحمت ما! کیفیت زندگی کی پایین میاد؟ کیفیت زندگی ما!
به عینه میبینیم محکوم شدیم به خرید خودروی بیکیفیت با قیمت گران که از اول فلان چیزش کار نمیکنه، اما خودروی آمریکایی یا ژاپنی رو میبرید تعمیرگاه، ریزترین خارهای فلان قطعهش که چهل سال پیش ساخته شده، هنوز سالمه! چنین کیفیتی آیا معجزه نیست و آیا مستقیماً روی زندگی ما اثر نمیگذاره؟ داشتن یک خودروی تویوتا چقدر آرامشبخشه؟ چون از کیفیتش مطمئنید.
شاید وقتی خود ما در فعالیت اقتصادی درگیر رقابت میشیم، بهمون فشار بیاد و وسوسه شیم نفس رقابت رو زیر سوال ببریم. شاید در رقابت شکست بخوریم، اما نباید فراموش کنیم که رقابت در یک جا اگر به ضرر و شکست ما منجر بشه، در کلیت اقتصاد جامعه بیشترین تأثیر رو روی آسایش و رفاه و موفقیت مادی ما داره. مهمه که رقابت سالمی وجود داشته باشه تا قطعهساز شایستهتر جای قطعهساز کمکیفیت رو بگیره. این روی زندگی ما اثر میگذاره. اقتصاد رقابتی که ویژگی ماهوی بازار آزاد و کاپیتالیسمه، مستقیماً کیفیت زندگی ما رو هر روز ارتقا میده.
و دو نکتۀ پایانی و مهم:
یکی از بزرگترین سوءتفاهمها دربارۀ لیبرالیسم، بازار آزاد و کاپیتالیسم اینهکه اکثراً فکر میکنند دفاع از اینها دفاع از «سرمایهدارن» و «پولدارها»ست؛ یعنی دفاع از اینها، به نفع یک قشر نازک و به زیان اکثریت جامعهست. این حرفها از نوشتهها و منبرهای چپ دراومده و مطلقاً غلطه. دفاع از بازار آزاد و کاپیتالیسم به این دلیله که این سیستم به نفع کل جامعهست؛ از جمله و بهویژه اقشار کمدرآمد. چون بیشترین گزینههای شغلی و کمهزینهترین سبد معیشتی و کالاهای ضروری رو برای اقشار کمدرآمد ایجاد میکنه.
اتفاقاً جدیترین دشمنان کاپیتالیسم و بازار آزاد رو باید در اقشار ثروتمند پیدا کرد. چون در نظم بازار آزاد کسی نمیتونه پول مفت دربیاره و ثروتمندانی که توان رقابت ندارند و از پیشرفت کاپیتالیستی در بازار آزاد عاجزند، تمایل زیادی دارند با نفوذ سیاسی و ایجاد سیاستهای ضدلیبرال و از بین بردن رقابت سودهای خودشون رو تضمین کنند. دشمنان اصلی و خطرناک بازار آزاد رو باید در بین ثروتمندان بیابتکار و رقابتگریز پیدا کرد. این تولیدکنندگان ضدلیبرال میخوان فشار رقابت رو از سرشون باز کنند و مصرفکنندگان رو با کمک تدابیر دولتی مجبور به خرید کالاهای خودشون کنند ــ و مقادیر زیادی هم اشک تمساح و شعارهای ظاهراً ملیگرایانه (و در باطن میهنستیزانه) سر میدن که آی... اگر ما تولیدکنندگان داخلی نباشیم کشور بدبخت میشه. نهخیر! تولیدکنندهای باعث بهروزی مردمه (و لایق حمایت) که در کوران رقابت خودش رو اثبات کرده باشه؛ نه اینکه گرونفروشی کنه و کالای بیکیفیت در پاچه ملت کنه.
و این ماییم که اتفاقاً باید با دفاع بیلکنت و صیانت از نظم بازار آزاد اجازه ندیم عوامل دولتی و انواع رانت رقابت رو مخدوش کنه، چون همونطور که گفتم، سیستم اقتصادی بیشترین اثر رو روی زندگی ما میگذاره و "رقابت دیگران به نفع ماست" ــ ما = جامعه.
و نکتۀ دوم اینکه... چپها در نوشتهها و در منبرهاشون بسیار به پدیدۀ رقابت میتازند. یکی بهانههاشون برای حمله به لیبرالیسم و بازار آزاد همینه که «رقابت بیمحابایی» در اینجا وجود داره. همونطور که میبینید، در اینجا هم چپ دوباره داره به یکی از پدیدههای باعث بهروزی مردم و به یکی از عوامل اصلی توسعه حمله میکنه و مردم رو از چیزی بیزار میکنه که مستقیماً به نفعشونه. در اینجا هم پدیدهای مفید رو شر جلوه میده. چپ انسان رو از چیزهایی که به نفعشه متنفر میکنه ــ تخصص عجیبیه!
#بازار_آزاد #کاپیتالیسم #لیبرالیسم
@Garajetadayoni | گاراژ
👍17❤12