Finance & Economics
📄 آزادیخواهی و دموکراسی آزادیخواهی چیست؟ -قسمت پنجم 👤موسی غنینژاد دموکراسی به رغم اهمیتی که برای زندگی در دنیای مدرن دارد مفهومی مستقل از آزادیخواهی (لیبرالیسم) است. خلط این دو مفهوم اغلب منشاء سوء تفاهمهای ضایعهباری بوده است. دموکراسی به معنی تمکین…
📄 آزادیخواهی چیست؟ -قسمت ششم
👤موسی غنینژاد
پیش از این اشاره شد که #حاکمیت_قانون لازمه اجتنابناپذیر آزادی و آزادیخواهی است ، اما حاکمیت قانون همیشه و همه جا مستلزم وجود حوزه عمومی یا سیاسی است که در آن همگان مطابق با قواعدکلیِ همهشمول رفتار کنند. این حوزه عمومی یا سیاسی در اندیشه مدرن با مفهوم ملت یا امر ملی پیوند دارد، به سخن دیگر، در دنیای امروزه واحد سیاسی که در آن حوزه عمومی یا سیاست تعریف و تحدید میشود ملت nation است.البته ملتها یا واحدهای سیاسی مختلف میتوانند با هم جمع شوند و اتحادیه یا واحد سیاسی بزرگتری را موقتاً یا دائماً تشکیل دهند. دراین صورت هرچندممکن است برخی مرزهای ملی به ویژه مرزهای اقتصادی کمرنگ شوند اما این به معنی نفی یا نقض واحد سیاسی اولیه و اصلی یعنی ملت و امر ملی نیست چراکه بدون آن، اتحاد واتحادیه بیمعنی میشد مگر اینکه واحد سیاسی جدید یا ملت جدیدی شکل بگیرد مانند ایالات متحده امریکا که واقعه تاریخی منحصر به فرد، یا استثنایی است که قاعده کلیِ ضرورت امر ملی در دنیای مدرن امروزی را تایید میکند.
روند پرشتاب جهانی شدن اقتصاد بازار در دهههای اخیر و ورود و مشارکت فعال کشورهایی با نظام سیاسی کمونیستی مانند چین و ویتنام در این روند موضوع بسیار پیچیده نظام اقتصاد جهانی امروزی را به نمایش گذاشته است. این دولتهای کمونیستی به صورت خلافآمد عادت، به جای دفاع از ایدئولوژی رسمی خود، در مقام نماینده حوزه عمومی یا ملتشان از منافع ملی کشور خود در چارچوب روابط اقتصاد بینالمللی دفاع میکنند. و طرفه اینکه همین کشورهای کمونیستی بیش از کشورهای کاپیتالیستی بزرگ مانندایالات متحده امریکا نسبت به رعایت قواعد تجارت آزاد حساسیت نشان میدهند. انترناسیونالیسم کمونیستی ظاهرا دیگر جاییِ در مناسبات قدرت این کشورها ندارد و به نظر میرسد منطق امر ملی جای آنرا گرفته است. درواقع میتوان گفت امر ملی به عنوان واقعیت عینیِ اجتنابناپذیر خود رابر روایت ایدئولوژیک خیالی تحمیل کرده است. به قول لنین «واقعیتها سر سختند» ، آنها را نمیتوان نادیده گرفت.
🔗 PDF
◽️@utfinance◽️
#آزادی
#آزادی_خواهی
#آزادی_خواهی_چیست
#لیبرالیسم
#موسی_غنینژاد
👤موسی غنینژاد
پیش از این اشاره شد که #حاکمیت_قانون لازمه اجتنابناپذیر آزادی و آزادیخواهی است ، اما حاکمیت قانون همیشه و همه جا مستلزم وجود حوزه عمومی یا سیاسی است که در آن همگان مطابق با قواعدکلیِ همهشمول رفتار کنند. این حوزه عمومی یا سیاسی در اندیشه مدرن با مفهوم ملت یا امر ملی پیوند دارد، به سخن دیگر، در دنیای امروزه واحد سیاسی که در آن حوزه عمومی یا سیاست تعریف و تحدید میشود ملت nation است.البته ملتها یا واحدهای سیاسی مختلف میتوانند با هم جمع شوند و اتحادیه یا واحد سیاسی بزرگتری را موقتاً یا دائماً تشکیل دهند. دراین صورت هرچندممکن است برخی مرزهای ملی به ویژه مرزهای اقتصادی کمرنگ شوند اما این به معنی نفی یا نقض واحد سیاسی اولیه و اصلی یعنی ملت و امر ملی نیست چراکه بدون آن، اتحاد واتحادیه بیمعنی میشد مگر اینکه واحد سیاسی جدید یا ملت جدیدی شکل بگیرد مانند ایالات متحده امریکا که واقعه تاریخی منحصر به فرد، یا استثنایی است که قاعده کلیِ ضرورت امر ملی در دنیای مدرن امروزی را تایید میکند.
روند پرشتاب جهانی شدن اقتصاد بازار در دهههای اخیر و ورود و مشارکت فعال کشورهایی با نظام سیاسی کمونیستی مانند چین و ویتنام در این روند موضوع بسیار پیچیده نظام اقتصاد جهانی امروزی را به نمایش گذاشته است. این دولتهای کمونیستی به صورت خلافآمد عادت، به جای دفاع از ایدئولوژی رسمی خود، در مقام نماینده حوزه عمومی یا ملتشان از منافع ملی کشور خود در چارچوب روابط اقتصاد بینالمللی دفاع میکنند. و طرفه اینکه همین کشورهای کمونیستی بیش از کشورهای کاپیتالیستی بزرگ مانندایالات متحده امریکا نسبت به رعایت قواعد تجارت آزاد حساسیت نشان میدهند. انترناسیونالیسم کمونیستی ظاهرا دیگر جاییِ در مناسبات قدرت این کشورها ندارد و به نظر میرسد منطق امر ملی جای آنرا گرفته است. درواقع میتوان گفت امر ملی به عنوان واقعیت عینیِ اجتنابناپذیر خود رابر روایت ایدئولوژیک خیالی تحمیل کرده است. به قول لنین «واقعیتها سر سختند» ، آنها را نمیتوان نادیده گرفت.
◽️@utfinance◽️
#آزادی
#آزادی_خواهی
#آزادی_خواهی_چیست
#لیبرالیسم
#موسی_غنینژاد
Telegram
موسی غنینژاد
👍5❤1👎1
📄 مقاله
مغالطه پیکتی: چرا سرمایه در قرن بیستویکم مغالطهای بیش نیست؟
👤 موسی غنینژاد
📌 غنینژاد در این مقاله توضیح میدهد که کتاب پیکتی بر مغالطه بنا شده، یعنی با درهمآمیختن برخی سخنان درست و نادرست نهایتاً به نتایج نادرست میرسد. غنینژاد معتقد است اقتصاددان فرانسوی در این کتاب در مقام منتقد نظام آموزشی جریان اصلی و رسمی علم اقتصاد ظاهر شده، اما در واقع همچنانکه خواهیم دید خود عملاً قربانی برخی بدآموزیها و نواقص این جریان است.
لینک خرید کتاب پیکتی: مغالطه قرن بیست و یکم از «وبسایت انتشارات دنیای اقتصاد»
لینک خرید کتاب پیکتی: مغالطه قرن بیست و یکم از «بنوبوک»
لینک خرید کتاب پیکتی: مغالطه قرن بیست و یکم از «فیدیبو»
لینک خرید کتاب پیکتی: مغالطه قرن بیست و یکم از «طاقچه»
◽️@utfinance◽️
#پیکتی
#سرمایه
#سرمایه_در_قرن_بیستویکم
#موسی_غنینژاد
مغالطه پیکتی: چرا سرمایه در قرن بیستویکم مغالطهای بیش نیست؟
👤 موسی غنینژاد
📌 غنینژاد در این مقاله توضیح میدهد که کتاب پیکتی بر مغالطه بنا شده، یعنی با درهمآمیختن برخی سخنان درست و نادرست نهایتاً به نتایج نادرست میرسد. غنینژاد معتقد است اقتصاددان فرانسوی در این کتاب در مقام منتقد نظام آموزشی جریان اصلی و رسمی علم اقتصاد ظاهر شده، اما در واقع همچنانکه خواهیم دید خود عملاً قربانی برخی بدآموزیها و نواقص این جریان است.
لینک خرید کتاب پیکتی: مغالطه قرن بیست و یکم از «وبسایت انتشارات دنیای اقتصاد»
لینک خرید کتاب پیکتی: مغالطه قرن بیست و یکم از «بنوبوک»
لینک خرید کتاب پیکتی: مغالطه قرن بیست و یکم از «فیدیبو»
لینک خرید کتاب پیکتی: مغالطه قرن بیست و یکم از «طاقچه»
◽️@utfinance◽️
#پیکتی
#سرمایه
#سرمایه_در_قرن_بیستویکم
#موسی_غنینژاد
Telegraph
مغالطه پیکتی: چرا سرمایه در قرن بیستویکم مغالطهای بیش نیست؟
کتاب «سرمایه در قرن بیستویکم» نوشته توماس پیکتی بهرغم اینکه در برخی موارد اطلاعات مفید و نکتهسنجیهای جالبی ارائه میدهد، اساساً، به طور خواسته یا ناخواسته از سوی نویسنده، بر مغالطه بنا شده، یعنی با درهمآمیختن برخی سخنان درست و نادرست نهایتاً به نتایج…
👍9❤5👎3
📄 مغالطه آکادمیسینهای چپگرا چه بر سر لیبرال دموکراسی میآورد؟ / چرا عجماوغلو جدی گرفته میشود؟
👤 شاهین کارخانه
در فاصله کوتاهی از انتشار کتاب جدید دارون عجم اوغلو، دو ترجمه فارسی از او به بازار کتاب آمده و ترجمه سومی نیز در راه است. اما این میزان توجه به عجم اوغلو مختص ایران نیست، در غرب نیز او ستایش میشود، به ویژه پس از آنکه در سال 2024 جایزه نوبل اقتصاد را دریافت کرد. اما چرا عجماوغلو جدی گرفته میشود؟
◽️@utfinance◽️
#عجم_اوغلو
#لیبرال_دموکراسی
👤 شاهین کارخانه
در فاصله کوتاهی از انتشار کتاب جدید دارون عجم اوغلو، دو ترجمه فارسی از او به بازار کتاب آمده و ترجمه سومی نیز در راه است. اما این میزان توجه به عجم اوغلو مختص ایران نیست، در غرب نیز او ستایش میشود، به ویژه پس از آنکه در سال 2024 جایزه نوبل اقتصاد را دریافت کرد. اما چرا عجماوغلو جدی گرفته میشود؟
◽️@utfinance◽️
#عجم_اوغلو
#لیبرال_دموکراسی
اقتصادنیوز
از افسانه راه باریک تا پشت کردن به علم اقتصاد؛ چرا عجماوغلو جدی گرفته میشود؟ | مغالطه آکادمیسینهای چپگرا چه بر سر لیبرال دموکراسی…
اقتصادنیوز: در فاصله کوتاهی از انتشار کتاب جدید دارون عجم اوغلو، دو ترجمه فارسی از او به بازار کتاب آمده و ترجمه سومی نیز در راه است. اما این میزان توجه به عجم اوغلو مختص ایران نیست، در غرب نیز او ستایش میشود، به ویژه پس از آنکه در سال 2024 جایزه نوبل اقتصاد…
👏11👍4❤2👎1
👤 امیرحسین میراسماعیلی:
در توصیف عمق ابتذال و بیاعتباری این جوایز بینالمللی برای روزنامهنگاران و فعالان حقوقبشر، همین بس که #نگار_مرتضوی که در نیویورک به پزشکیان مشورت میدهد تا چگونه شهروندان کشتهشده را تروریست معرفی کند، در سال ۲۰۲۱ در فهرست ۳۰ زن الهامبخش مجله فوربز قرار گرفت، #محمد_مساعد که در آمریکا حتی یک جمله در محکومیت کشتار دیماه یا ۱۴۰۱ ننوشت، برنده جایزه بینالمللی آزادی مطبوعات شد، و #الهه_محمدی که ساختمان بمبارانشده وزارت اطلاعات را خوابگاه دخترانه معرفی میکند، جایزه قلم طلایی انجمن جهانی مطبوعات را برد و در فهرست ۱۰۰ شخصیت تاثیرگذار مجله تایم جای گرفت!
در توصیف عمق ابتذال و بیاعتباری این جوایز بینالمللی برای روزنامهنگاران و فعالان حقوقبشر، همین بس که #نگار_مرتضوی که در نیویورک به پزشکیان مشورت میدهد تا چگونه شهروندان کشتهشده را تروریست معرفی کند، در سال ۲۰۲۱ در فهرست ۳۰ زن الهامبخش مجله فوربز قرار گرفت، #محمد_مساعد که در آمریکا حتی یک جمله در محکومیت کشتار دیماه یا ۱۴۰۱ ننوشت، برنده جایزه بینالمللی آزادی مطبوعات شد، و #الهه_محمدی که ساختمان بمبارانشده وزارت اطلاعات را خوابگاه دخترانه معرفی میکند، جایزه قلم طلایی انجمن جهانی مطبوعات را برد و در فهرست ۱۰۰ شخصیت تاثیرگذار مجله تایم جای گرفت!
💔25👌15😢3❤1
🖥 چرا خرید قسطی برای مردم جذاب شده است؟
👤 آترینا اورعی
استاد دانشگاه LSE لندن
◽️@utfinance◽️
#خرید_قسطی
#آترینا_اورعی
👤 آترینا اورعی
استاد دانشگاه LSE لندن
◽️@utfinance◽️
#خرید_قسطی
#آترینا_اورعی
YouTube
چرا خرید قسطی برای مردم جذاب شده است؟
آترینا اورعی، استاد دانشگاه و پژوهشگر مدرسه اقتصاد لندن (LSE)، در گفتوگو با اقتصادنیوز درباره افزایش تمایل به خرید اقساطی توضیح داد که افراد برای حفظ سطح مصرف فعلی خود، گاهی از پساندازشان استفاده میکنند یا از آینده خود وام میگیرند.
اورعی با اشاره به…
اورعی با اشاره به…
❤7👎1
📄 نخستین انقلاب پستمدرن؛ ۵۷ و چپ جهانی
👤 اشکان زارع
وقتی در سالهای پایانی دهه هفتاد میلادی، دودِ عودِ تئوریهای پستمدرن و سودای «پایان روایتهای کلان» بر آسمان پاریس سایه افکنده بود، شعبدهبازان روشنفکر و پیامبران پستمدرنِ سرخورده از مارکسیسم سنتی و تجدد، به دنبال یک موش آزمایشگاهی زنده میگشتند تا ترهات انتزاعیشان را روی آن بیازمایند.
انقلاب ۱۳۵۷ ایران، دقیقاً همان مائده آسمانی بود؛ ملغمهای غریب از طرد عقلانیت و شورش علیه توسعه، که در واقعیت چیزی جز «تجددزدایی از سیاست» نبود، اما به تفسیر رفقا با نقل به مضمون و اندکی خلاقیت بتوان آن را تبلور نابِ «امر سیاسی ضد بورژوازی» خواند.
وانگهی، ذوقزدگی روشنفکران از ۵۷ اینگونه بود که در فهم آینهوارِ کجنمای این محافل، یک قهقرای تاریخی، توانست عنوان پرطمطراقِ «نخستین انقلاب پستمدرن تاریخ» را به خود گیرد. این نامگذاری که در تیتر هم آن را گذاشتهام، از عنعنات فوکویی همه جا در جریان است.
در این میان، برخی از همین شیادان روشنفکری با چنان اشتیاقی عبای «معنویت سیاسی» را بر تنِ حوادث تهران کردند که گویی مانیفست رهاییبخش قرن بیستم ورق خورده است. چپِ جهانی که از فرط ملالِ سرمایهداری غربی و رسوایی اردوگاه شوروی به بنبست رسیده بود، با چشمانی بسته و دلی آکنده از رمانتیسیسمی بییال و کور، همچون عجوزهای بیرون رانده شده از روسپیخانه، از درون جعبه جادوی روشنفکری به دنبال «آرمانشهر گمشده» خویش در خاورمیانه میگشت. آنها کورکورانه به تطهیر و تقدیس خیزشی برخاستند که به نام «مستضعفین» و مبارزه با امپریالیسم، شمشیری از جنس شریعت و زمامداری ایدئولوژیک را بر گلوی دستاوردهای مدنی، نهادهای نوپا و آزادیهای فردی گذاشت. اما این کابوس رمانتیک دیری نپایید که سراب بودنش را عیان کرد. در این سوی میدان، متفکرانی که پایبند به عنعنات مارکسی نبودند، خرد نهادین و تداومِ تدریجی تاریخ را میفهمیدند، از همان آغاز این خوشخیالیِ تباهکننده را به باد تازیانه گرفتند.
وانگهی، امروز ما، بر شانه ایشان ایستادهایم و از منظری واقعبینانه، انقلاب ۵۷ را نه زایشگاه آزادی، بلکه گسستی وحشتناک و ویرانگر توضیح میدهیم که تاروپودِ پیوندهای ظریف مدنی، فرهنگی و تاریخی یک ملت را از هم میدَرید. روشنفکران فرنگی، از سر نفرتِ مالیخولیایی از تمدن و سنتهای مدنی خویش، به پیشواز توتالیترترین روایت از حاکمیت دینی در خاورمیانه شتافتند و هلهلهکنان، تیشه به ریشه تمدنی باستانی میزنند.
در این میان، یادآوری کلام صریح ژان ژاک روسو -همان متفکری که چپها به نامش سوگند میخورند- ضربه کاری را بر این بنای سراسر مغالطه فرود میآورد. روسو قرنها پیش در «قرارداد اجتماعی» با دقتی ریاضیوار هشدار داده بود که ترکیب «جمهوری» با حاکمیت قدسی، تناقضی مضحک و محال است؛ چرا که در ساختار یک جمهوری، حاکمیت منحصراً از سرچشمه «اراده عمومی» و قرارداد اجتماعی شهروندان مایه میگیرد و ورود احکام لاهوتی به ساحت قانونگذاری، معنایی جز نابودی اراده ملی ندارد.
روشنفکر فرانسوی، مثل فوکو، رسو را ندید و خواست آن منشأت موهوم را درباره ایران بنویسد. انقلاب ۵۷ برای چپهای جهان، مرهمی کاذب برای تسکین عقدههای ضدامپریالیستی بود؛ نمایشی که در آن «تجددزدایی از سیاست» را پیروزی بر طبقه بورژوا جا زدند. اما برای ملت ایران، این آزمایش نظری به بهای ویرانی نهادهای مدنی، سلاخی مشروطیت و انهدام تاریخی و تمدنی تمام شد. کارنامه این شعبدهبازی امروز عیانتر از همیشه است: تاوانی دهشتناک که یک ملت برای توهمات ایدئولوژیک داخلی و کفزدنهای شیادان روشنفکری غرب پرداخت.
◽️@utfinance◽️
👤 اشکان زارع
وقتی در سالهای پایانی دهه هفتاد میلادی، دودِ عودِ تئوریهای پستمدرن و سودای «پایان روایتهای کلان» بر آسمان پاریس سایه افکنده بود، شعبدهبازان روشنفکر و پیامبران پستمدرنِ سرخورده از مارکسیسم سنتی و تجدد، به دنبال یک موش آزمایشگاهی زنده میگشتند تا ترهات انتزاعیشان را روی آن بیازمایند.
انقلاب ۱۳۵۷ ایران، دقیقاً همان مائده آسمانی بود؛ ملغمهای غریب از طرد عقلانیت و شورش علیه توسعه، که در واقعیت چیزی جز «تجددزدایی از سیاست» نبود، اما به تفسیر رفقا با نقل به مضمون و اندکی خلاقیت بتوان آن را تبلور نابِ «امر سیاسی ضد بورژوازی» خواند.
وانگهی، ذوقزدگی روشنفکران از ۵۷ اینگونه بود که در فهم آینهوارِ کجنمای این محافل، یک قهقرای تاریخی، توانست عنوان پرطمطراقِ «نخستین انقلاب پستمدرن تاریخ» را به خود گیرد. این نامگذاری که در تیتر هم آن را گذاشتهام، از عنعنات فوکویی همه جا در جریان است.
در این میان، برخی از همین شیادان روشنفکری با چنان اشتیاقی عبای «معنویت سیاسی» را بر تنِ حوادث تهران کردند که گویی مانیفست رهاییبخش قرن بیستم ورق خورده است. چپِ جهانی که از فرط ملالِ سرمایهداری غربی و رسوایی اردوگاه شوروی به بنبست رسیده بود، با چشمانی بسته و دلی آکنده از رمانتیسیسمی بییال و کور، همچون عجوزهای بیرون رانده شده از روسپیخانه، از درون جعبه جادوی روشنفکری به دنبال «آرمانشهر گمشده» خویش در خاورمیانه میگشت. آنها کورکورانه به تطهیر و تقدیس خیزشی برخاستند که به نام «مستضعفین» و مبارزه با امپریالیسم، شمشیری از جنس شریعت و زمامداری ایدئولوژیک را بر گلوی دستاوردهای مدنی، نهادهای نوپا و آزادیهای فردی گذاشت. اما این کابوس رمانتیک دیری نپایید که سراب بودنش را عیان کرد. در این سوی میدان، متفکرانی که پایبند به عنعنات مارکسی نبودند، خرد نهادین و تداومِ تدریجی تاریخ را میفهمیدند، از همان آغاز این خوشخیالیِ تباهکننده را به باد تازیانه گرفتند.
وانگهی، امروز ما، بر شانه ایشان ایستادهایم و از منظری واقعبینانه، انقلاب ۵۷ را نه زایشگاه آزادی، بلکه گسستی وحشتناک و ویرانگر توضیح میدهیم که تاروپودِ پیوندهای ظریف مدنی، فرهنگی و تاریخی یک ملت را از هم میدَرید. روشنفکران فرنگی، از سر نفرتِ مالیخولیایی از تمدن و سنتهای مدنی خویش، به پیشواز توتالیترترین روایت از حاکمیت دینی در خاورمیانه شتافتند و هلهلهکنان، تیشه به ریشه تمدنی باستانی میزنند.
در این میان، یادآوری کلام صریح ژان ژاک روسو -همان متفکری که چپها به نامش سوگند میخورند- ضربه کاری را بر این بنای سراسر مغالطه فرود میآورد. روسو قرنها پیش در «قرارداد اجتماعی» با دقتی ریاضیوار هشدار داده بود که ترکیب «جمهوری» با حاکمیت قدسی، تناقضی مضحک و محال است؛ چرا که در ساختار یک جمهوری، حاکمیت منحصراً از سرچشمه «اراده عمومی» و قرارداد اجتماعی شهروندان مایه میگیرد و ورود احکام لاهوتی به ساحت قانونگذاری، معنایی جز نابودی اراده ملی ندارد.
روشنفکر فرانسوی، مثل فوکو، رسو را ندید و خواست آن منشأت موهوم را درباره ایران بنویسد. انقلاب ۵۷ برای چپهای جهان، مرهمی کاذب برای تسکین عقدههای ضدامپریالیستی بود؛ نمایشی که در آن «تجددزدایی از سیاست» را پیروزی بر طبقه بورژوا جا زدند. اما برای ملت ایران، این آزمایش نظری به بهای ویرانی نهادهای مدنی، سلاخی مشروطیت و انهدام تاریخی و تمدنی تمام شد. کارنامه این شعبدهبازی امروز عیانتر از همیشه است: تاوانی دهشتناک که یک ملت برای توهمات ایدئولوژیک داخلی و کفزدنهای شیادان روشنفکری غرب پرداخت.
◽️@utfinance◽️
👍24👎4❤3
📕 تازههای نشر
قحطی بزرگ مائو
تاریخ ویرانگرترین فاجعهی چین
👤 فرانک دیکوتر
✍ ترجمهی حامد محلوجی
© کتابستان برخط
🔗 سفارش از برخط بوک
🆔 @BarkhatBook
◽️@utfinance◽️
قحطی بزرگ مائو
تاریخ ویرانگرترین فاجعهی چین
👤 فرانک دیکوتر
✍ ترجمهی حامد محلوجی
© کتابستان برخط
🔗 سفارش از برخط بوک
📌از متن کتاب:📚برخطبوک(کتابستان برخط)⬇️
در سراسر کشور، هر کس را که کوچکترین تردیدی دربارهی «جهش بزرگ به پیش» نشان داده بود، بیامان سرکوب میکردند....
🆔 @BarkhatBook
◽️@utfinance◽️
👍15❤2👎1
War, Peace, and the State.pdf
50.2 KB
📄 War, Peace, and the State
👤 Murray N. Rothbard
#روتبارد
#موری_روتبارد
◽️@utfinance◽️
👤 Murray N. Rothbard
📌از متن:
در میان تمام شیوههایی که به واسطه آنها جنگ موجب فربهتر شدن و افزایش قدرت دولت میشود، #سربازی_اجباری شاید آشکارترین و مستبدانهترین آنها باشد. اما برجستهترین نکته در باب خدمت اجباری، پوچیِ استدلالهایی است که در دفاع از آن مطرح میشود. اینکه مردی باید به خدمت اجباری فراخوانده شود تا از آزادی خود (یا آزادی کس دیگری؟) در برابر دولتی شرور در آن سوی مرزها دفاع کند. دفاع از آزادیاش؟ چگونه؟ با تن دادنِ اجباری به ارتشی که فلسفه وجودیاش دقیقاً نابودی آزادی، پایمال کردن تمام آزادیهای فردی، و مسخِ بیرحمانه و حسابشدۀ انسانیتِ #سرباز و تبدیل او به ماشینی کارآمد برای کشتار -آن هم بنا بر هوسِ «فرمانده»اش- است؟ آیا هیچ دولت خارجیِ متصوری میتواند بلایی بدتر از آنچه ارتشِ «خودش» اکنون به بهانۀ تأمین منافع او بر سرش میآورد، بر سر او بیاورد؟ پروردگارا، چه کسی هست که از او در برابر «مدافعانش» دفاع کند؟
#روتبارد
#موری_روتبارد
◽️@utfinance◽️
👍15👎3❤2👌2
📄 چرا چپها با مردم چپ افتادند؟
و چرا مردم ایران عطای چپ را به لقایش بخشیدهاند؟
👤 زهرا عبدی
یک علتش این است که وقتی مردم با نظریه جور درنمیآیند، آنها نظریه را از سر راه مردم کنار نمیزنند؛ ترجیح میدهند مردم را از سر راه نظریه کنار بزنند.
#اکبر_معصومبیگی، از اعضای مدیریت کانون نویسندگان، دربارهی دیخون ۱۴۰۴ نوشته است:
ایشان بارها به مردم حمله کرده و بسیاری نادیدهاش گرفتهاند. اما وقتی حرف دیخون ۱۴۰۴ پیش میآید، مسئله دیگر نادیدهگرفتن نیست؛ شمشیر روی مردم کشیدن است، درست وقتی که خونِ زخم تنشان هنوز بند نیامده.
این وقاحت از کجا میآید؟ مردمی را که خونچکانترین زخمِ باز تاریخ را روی تن دارند «اراذل» مینامید و انتظار دارید هنوز تابع نظریات بنبستعاقبتِ شما باشند؟ چه توهمی اسماعیل، چه توهمی!
آقای #معصومبیگی، شرم بر من که شما را همکار نویسندهی خود بنامم.
شما ۲۸ مرداد را پیش میکشید و بعد به «دو شبی که اراذل به جان هم افتادند» میرسید. این نتیجه از کجا بیرون آمد؟ چرا مغزهای شما در برقراری سادهترین رابطهی علّی و معلولی اینهمه ناتوان شده؟
حتی اگر برخلاف باور خودم و بنا بر باور شما، انتخاب سیاسیِ مردم در ماجرای #شاه و #مصدق را خطا بدانیم، بنا بر کدام استدلال منطقی و مدار اخلاقی، آن خطا معترضانِ دیخون ۱۴۰۴ را «اراذل» میکند؟ بر اساس کدام قاعدهی عقل و منطق، از یک قیاس تاریخی مجوزِ تغییرِ نامِ قربانی را گرفتید؟
آقای نویسنده، فاعلِ جملهتان کجاست؟
نویسنده بهتر از هرکس میداند که فعلها بیگناه نیستند. «به جان هم افتادند» تصویری از دو طرفِ همسنگ میسازد که متقابلاً به یکدیگر حمله کردهاند. در چنین جملهای دیگر کسی به کسی شلیک نمیکند؛ هیچکس فرمان نمیدهد؛ هیچکس مسئول نیست. خشونت خودبهخود از دلِ «اراذل» بیرون میجوشد. نگویید لغزشِ قلم بوده؛ شما دقیقاً میخواستهاید همین تصویر را بسازید.
تازه چرا در این رفتوآمدِ مدام میان ۲۸ مرداد و امروز، از ۵۷ با چنین شتابی عبور میکنید؟ اگر قرار است مردمِ امروز بابت خطری که فقط توان دیدنش را در آینده دارید بازخواست شوند، بد نیست دربارهی خطای محاسبهی جریان چپ هم حرف بزنیم؛ جریانی که اسلامگرایان را در مسیرِ کسب قدرت یاری کرد و فاجعهای به درازای نیمقرن بر این مملکت نازل شد.
مسئولیتِ فکریِ آن انتخاب را هیچکدام از شما هنوز نپذیرفتهاید؟ نمیشود برای مردمِ دی نقشِ بازپرسِ تاریخ را بازی کنید و وقتی نوبت به پیشینهی سیاسیِ خودتان میرسد، پرونده را ببندید.
در نوشتهی شما، مردم تا وقتی «مردم»اند که همان مسیری را بروند که شما برای تاریخ درست میدانید. اگر از جمهوری اسلامی عبور کنند اما آیندهای بخواهند که شما نمیپسندید، باید «فریبخورده» یا «اراذل» شوند تا نظریهتان همچنان درست از آب درآید.
حال مردم دیگر از این بنبستِ چپِ ایدئولوژیک به هم میخورد: به نامِ مردم حرف میزنید، اما وقتی خلافِ دستگاه فکریتان حرف میزنند، صلاحیتِ مردمبودن را از آنان میگیرید. بس کنید این روش شکستخورده را که مردم همیشه مادهی خامِ تحلیلهای طویل شما باشند، نه صاحبان اراده.
آقای معصومبیگی، لازم نیست من و شما دربارهی مصدق، ۲۸ مرداد یا آیندهی ایران همعقیده باشیم. اما باید بتوانید به عنوان یک انسان به دو پرسش پاسخ بدهید: اگر مردم آیندهای بخواهند که شما نمیخواهید، آیا هنوز «مردم»اند؟ و اگر نویسندهاید، چرا جملهتان چنان ساخته شده که فاعلِ کشتن در آن ناپدید شده؟
پاسخِ اول در کلمهی «اراذل» پیداست؛ پاسخِ دوم در فعلِ «به جان هم افتادند». فاصلهی شما با جامعه از همین دو انتخاب آغاز میشود.
پتهی کوهِ نظریات صدسالهتان بدجوری روی آب افتاده و شما بهجای تجدیدنظر، به جان مردم افتادهاید. دریغا انسان که تو باشی.
◽️@utfinance◽️
و چرا مردم ایران عطای چپ را به لقایش بخشیدهاند؟
👤 زهرا عبدی
یک علتش این است که وقتی مردم با نظریه جور درنمیآیند، آنها نظریه را از سر راه مردم کنار نمیزنند؛ ترجیح میدهند مردم را از سر راه نظریه کنار بزنند.
#اکبر_معصومبیگی، از اعضای مدیریت کانون نویسندگان، دربارهی دیخون ۱۴۰۴ نوشته است:
«دو شبی که اراذل به جان هم افتادند.»
ایشان بارها به مردم حمله کرده و بسیاری نادیدهاش گرفتهاند. اما وقتی حرف دیخون ۱۴۰۴ پیش میآید، مسئله دیگر نادیدهگرفتن نیست؛ شمشیر روی مردم کشیدن است، درست وقتی که خونِ زخم تنشان هنوز بند نیامده.
این وقاحت از کجا میآید؟ مردمی را که خونچکانترین زخمِ باز تاریخ را روی تن دارند «اراذل» مینامید و انتظار دارید هنوز تابع نظریات بنبستعاقبتِ شما باشند؟ چه توهمی اسماعیل، چه توهمی!
آقای #معصومبیگی، شرم بر من که شما را همکار نویسندهی خود بنامم.
شما ۲۸ مرداد را پیش میکشید و بعد به «دو شبی که اراذل به جان هم افتادند» میرسید. این نتیجه از کجا بیرون آمد؟ چرا مغزهای شما در برقراری سادهترین رابطهی علّی و معلولی اینهمه ناتوان شده؟
حتی اگر برخلاف باور خودم و بنا بر باور شما، انتخاب سیاسیِ مردم در ماجرای #شاه و #مصدق را خطا بدانیم، بنا بر کدام استدلال منطقی و مدار اخلاقی، آن خطا معترضانِ دیخون ۱۴۰۴ را «اراذل» میکند؟ بر اساس کدام قاعدهی عقل و منطق، از یک قیاس تاریخی مجوزِ تغییرِ نامِ قربانی را گرفتید؟
آقای نویسنده، فاعلِ جملهتان کجاست؟
نویسنده بهتر از هرکس میداند که فعلها بیگناه نیستند. «به جان هم افتادند» تصویری از دو طرفِ همسنگ میسازد که متقابلاً به یکدیگر حمله کردهاند. در چنین جملهای دیگر کسی به کسی شلیک نمیکند؛ هیچکس فرمان نمیدهد؛ هیچکس مسئول نیست. خشونت خودبهخود از دلِ «اراذل» بیرون میجوشد. نگویید لغزشِ قلم بوده؛ شما دقیقاً میخواستهاید همین تصویر را بسازید.
تازه چرا در این رفتوآمدِ مدام میان ۲۸ مرداد و امروز، از ۵۷ با چنین شتابی عبور میکنید؟ اگر قرار است مردمِ امروز بابت خطری که فقط توان دیدنش را در آینده دارید بازخواست شوند، بد نیست دربارهی خطای محاسبهی جریان چپ هم حرف بزنیم؛ جریانی که اسلامگرایان را در مسیرِ کسب قدرت یاری کرد و فاجعهای به درازای نیمقرن بر این مملکت نازل شد.
مسئولیتِ فکریِ آن انتخاب را هیچکدام از شما هنوز نپذیرفتهاید؟ نمیشود برای مردمِ دی نقشِ بازپرسِ تاریخ را بازی کنید و وقتی نوبت به پیشینهی سیاسیِ خودتان میرسد، پرونده را ببندید.
در نوشتهی شما، مردم تا وقتی «مردم»اند که همان مسیری را بروند که شما برای تاریخ درست میدانید. اگر از جمهوری اسلامی عبور کنند اما آیندهای بخواهند که شما نمیپسندید، باید «فریبخورده» یا «اراذل» شوند تا نظریهتان همچنان درست از آب درآید.
حال مردم دیگر از این بنبستِ چپِ ایدئولوژیک به هم میخورد: به نامِ مردم حرف میزنید، اما وقتی خلافِ دستگاه فکریتان حرف میزنند، صلاحیتِ مردمبودن را از آنان میگیرید. بس کنید این روش شکستخورده را که مردم همیشه مادهی خامِ تحلیلهای طویل شما باشند، نه صاحبان اراده.
آقای معصومبیگی، لازم نیست من و شما دربارهی مصدق، ۲۸ مرداد یا آیندهی ایران همعقیده باشیم. اما باید بتوانید به عنوان یک انسان به دو پرسش پاسخ بدهید: اگر مردم آیندهای بخواهند که شما نمیخواهید، آیا هنوز «مردم»اند؟ و اگر نویسندهاید، چرا جملهتان چنان ساخته شده که فاعلِ کشتن در آن ناپدید شده؟
پاسخِ اول در کلمهی «اراذل» پیداست؛ پاسخِ دوم در فعلِ «به جان هم افتادند». فاصلهی شما با جامعه از همین دو انتخاب آغاز میشود.
پتهی کوهِ نظریات صدسالهتان بدجوری روی آب افتاده و شما بهجای تجدیدنظر، به جان مردم افتادهاید. دریغا انسان که تو باشی.
◽️@utfinance◽️
Telegram
زهرا عبدی
نویسنده، منتقد ادبیات و سینما، مدرس نویسندگی، بنیانگذار جایزهی ادبی- فرهنگی ایرانویج و ایرانگرای عاشق ایران.
👍35👏4❤2👌2👎1
◽️ معصومبیگی و ۵۷یها
👤 اشکان زارع
معصومبیگی و کانون نویسندگان عصاره همه کثافت پنجاه و هفت اند؛ اصلا چپ فارسی-منظورم تودهای و فدایی و مجاهد اینهاست- فشلترین آدمی است که پیدا میشود. گندترین نسلی که از مادر زائیده شده است.
پنجاهوهفتیها زامبیهاییاند که از بیست و هشت مرداد تا همین امروز روحشان را به شیطان فروختهاند. موجوداتی مزخرف، که هیچ شرفی برایشان باقی نمانده است.
آنها از ملت ایران متنفرند. از ایران هم تنفر دارند. دلیلش این است که این جماعت بیمایه میداند که به ملت و میهن خیانت کرده، از آن بدتر این که میدانند ملت هم از خیانت این پسماندهای استالین با خبر است.
معصومبیگی گویی شبی مادرش به بالین استالین خفته باشد، نطفه او در آنجا بسته شده؛ چنان سنگ استالین را به سینه میزند که توکا ساعدی، ببخشید نیستانی، سنگ غلامحسین ساعدی را به سینه نمیزند.
چپ فارسی مبتذلترین انسان در تاریخ تمدن ایران است؛ وانگهی مبتذلترین چپ در تاریخ منحوس مارکسیسم هم همین چپ فارسی است.
تو گویی تخمشان را از زنا کاشتهاند.
چقدر وقیحاند این حرامزادههای بیشرف.
◽️@utfinance◽️
👤 اشکان زارع
معصومبیگی و کانون نویسندگان عصاره همه کثافت پنجاه و هفت اند؛ اصلا چپ فارسی-منظورم تودهای و فدایی و مجاهد اینهاست- فشلترین آدمی است که پیدا میشود. گندترین نسلی که از مادر زائیده شده است.
پنجاهوهفتیها زامبیهاییاند که از بیست و هشت مرداد تا همین امروز روحشان را به شیطان فروختهاند. موجوداتی مزخرف، که هیچ شرفی برایشان باقی نمانده است.
آنها از ملت ایران متنفرند. از ایران هم تنفر دارند. دلیلش این است که این جماعت بیمایه میداند که به ملت و میهن خیانت کرده، از آن بدتر این که میدانند ملت هم از خیانت این پسماندهای استالین با خبر است.
معصومبیگی گویی شبی مادرش به بالین استالین خفته باشد، نطفه او در آنجا بسته شده؛ چنان سنگ استالین را به سینه میزند که توکا ساعدی، ببخشید نیستانی، سنگ غلامحسین ساعدی را به سینه نمیزند.
چپ فارسی مبتذلترین انسان در تاریخ تمدن ایران است؛ وانگهی مبتذلترین چپ در تاریخ منحوس مارکسیسم هم همین چپ فارسی است.
تو گویی تخمشان را از زنا کاشتهاند.
چقدر وقیحاند این حرامزادههای بیشرف.
◽️@utfinance◽️
❤49👍17👎4👌4
The_Place_of_Human_Action_in_the_Development_of_Modern_Economic.pdf
116 KB
📄 The Place of Human Action in the Development of Modern Economic Thought
👤 Joseph T. Salerno
◽️@utfinance◽️
👤 Joseph T. Salerno
◽️@utfinance◽️
📄 سالگرد بابییار
👤 محمد الف
امروز سالگرد قتل عام بابی یار بود. وقتی آلمانیها به اوکراین رسیدند و کییف سقوط کرد حدودا یک ۶۰ هزار نفری یهودی همچنان در کییف بودند.
ارتش سرخ شوروی قبل از عقبنشینی از کییف تلههای انفجاری کار گذاشته بود که همان روزهای اول بعد از ورود آلمانیها تلفاتی از آنها گرفت. آلمانیها همین را به پای یهودیان نوشتند و دستور دادند که همه یهودیان باید در مکان مشخصی تجمیع شوند. بعد همه را به درهای اطراف کییف به اسم بابییار بردند و در دو روز حدودا ۳۳ هزار و ۷۰۰ نفر را کشتند. بعدها و تا لحظه عقبنشینی از اوکراین، همچنان بابی یار محل مورد علاقه آلمانیها برای کشتن افراد بود.
◽️@utfinance◽️
👤 محمد الف
امروز سالگرد قتل عام بابی یار بود. وقتی آلمانیها به اوکراین رسیدند و کییف سقوط کرد حدودا یک ۶۰ هزار نفری یهودی همچنان در کییف بودند.
ارتش سرخ شوروی قبل از عقبنشینی از کییف تلههای انفجاری کار گذاشته بود که همان روزهای اول بعد از ورود آلمانیها تلفاتی از آنها گرفت. آلمانیها همین را به پای یهودیان نوشتند و دستور دادند که همه یهودیان باید در مکان مشخصی تجمیع شوند. بعد همه را به درهای اطراف کییف به اسم بابییار بردند و در دو روز حدودا ۳۳ هزار و ۷۰۰ نفر را کشتند. بعدها و تا لحظه عقبنشینی از اوکراین، همچنان بابی یار محل مورد علاقه آلمانیها برای کشتن افراد بود.
◽️@utfinance◽️
💔9❤1
📄 Babi Yar
🔗 ویکی پدیای انگلیسی:
https://en.wikipedia.org/wiki/Babi_Yar
📌 از ویکیپدیای فارسی:
بابی یار (به روسی: Бабий Яр) نام درّهای در شهر کییف اوکراین فعلی و شوروی سابق است که بزرگترین کشتار هولوکاست در آن به وقوع پیوستهاست.
تنها در روزهای ۲۹ و ۳۰ سپتامبر ۱۹۴۱ تعداد ۳۳٬۷۷۱ یهودی به دستور سرلشکر فردریش یکلن، رهبر نیروهای اساس در این مکان کشتهشدند.
از جمله دیگر کشتهشدگان بابی یار میتوان از اسرای جنگی شوروی، کولیها، کمونیستها، ناسیونالیستهای اوکراینی و تعدادی از غیرنظامیان نام برد؛ در سال ۲۰۰۳ فیلمی بر مبنای همین کشتار ساخته شد. تخمین زده میشود بین ۱۰۰٬۰۰۰ تا ۱۵۰٬۰۰۰ نفر در این دره کشته شده باشند.
◽️@utfinance◽️
🔗 ویکی پدیای انگلیسی:
https://en.wikipedia.org/wiki/Babi_Yar
📌 از ویکیپدیای فارسی:
بابی یار (به روسی: Бабий Яр) نام درّهای در شهر کییف اوکراین فعلی و شوروی سابق است که بزرگترین کشتار هولوکاست در آن به وقوع پیوستهاست.
تنها در روزهای ۲۹ و ۳۰ سپتامبر ۱۹۴۱ تعداد ۳۳٬۷۷۱ یهودی به دستور سرلشکر فردریش یکلن، رهبر نیروهای اساس در این مکان کشتهشدند.
از جمله دیگر کشتهشدگان بابی یار میتوان از اسرای جنگی شوروی، کولیها، کمونیستها، ناسیونالیستهای اوکراینی و تعدادی از غیرنظامیان نام برد؛ در سال ۲۰۰۳ فیلمی بر مبنای همین کشتار ساخته شد. تخمین زده میشود بین ۱۰۰٬۰۰۰ تا ۱۵۰٬۰۰۰ نفر در این دره کشته شده باشند.
◽️@utfinance◽️
💔8🔥1
Forwarded from مرتضی کاظمی
من آزادیخواه هستم؛
نه چپ و نه راست.
🔹 اما فرق راست با آزادیخواهی چیست؟
راست و چپ، با همه تفاوتهایشان، هر دو در یک چارچوب سیاسی درباره این بحث میکنند که دولت چه باید بکند.
🔹 آزادیخواهی از سؤال دیگری شروع میکند:
دولت تا کجا باید اختیار داشته باشد؟
ممکن است یک راستگرا به مالکیت خصوصی و بازار آزاد باور داشته باشد اما در مسائل اجتماعی خواهان دخالت دولت برای حفظ سنت، نظم یا ارزشهای مورد قبول خودش باشد.
برای یک آزادیخواه، آزادی فردی و محدود بودن قدرت دولت، اصل است.
به همین دلیل، آزادیخواهی را صرفاً نمیتوان یکی از شاخههای راست دانست.
🔹 برای من، چپ و راست دو سوی یک طیفاند؛
آزادیخواهی، یک مسیر متفاوت است...
۸ مهر ۱۴۰۵
http://t.me/mortezakazemii
نه چپ و نه راست.
🔹 اما فرق راست با آزادیخواهی چیست؟
راست و چپ، با همه تفاوتهایشان، هر دو در یک چارچوب سیاسی درباره این بحث میکنند که دولت چه باید بکند.
🔹 آزادیخواهی از سؤال دیگری شروع میکند:
دولت تا کجا باید اختیار داشته باشد؟
ممکن است یک راستگرا به مالکیت خصوصی و بازار آزاد باور داشته باشد اما در مسائل اجتماعی خواهان دخالت دولت برای حفظ سنت، نظم یا ارزشهای مورد قبول خودش باشد.
برای یک آزادیخواه، آزادی فردی و محدود بودن قدرت دولت، اصل است.
به همین دلیل، آزادیخواهی را صرفاً نمیتوان یکی از شاخههای راست دانست.
🔹 برای من، چپ و راست دو سوی یک طیفاند؛
آزادیخواهی، یک مسیر متفاوت است...
۸ مهر ۱۴۰۵
http://t.me/mortezakazemii
👎32❤19👍11👏2
📄 تنها یک مدل توسعه وجود دارد
👤 امین فهیما
در حالی که #علم_اقتصاد به مثابه علوم انسانی، بر پایه یک نظام فلسفی شکل گرفته است. بر اساس مبانی نظری، و همچنین تجربه عملی تاریخی، تنها نظام اقتصادی ثروتساز، #کاپیتالیسم است. #سوسیالیسم اصولا نه نوع دیگری از اقتصاد، که بدیلی برای اقتصاد است. چرا که با منحل کردن #مالکیت_خصوصی، و دخالت دولت در بازار، عملا اساس علم اقتصاد فروخواهد پاشید.
شکست و ناکامی سوسیالیسم در عمل نیز که بر کسی پوشیده نیست. در طول تاریخ نوعی اقتصاد مختلط (کینزی) نیز پا به عرصه وجود گذاشت که مدعی بود با ترکیب این دو نظام، میتواند بخشهایی از اقتصاد را به دولت سپرده و بخشهایی از آن را به بازار آزاد. (موسوم به #دولت_رفاه) اگر این نظامها را هم بررسی کنیم، متوجه خواهیم شد که دقیقا بخشهایی که بر اساس #بازار_آزاد تنظیم شده به شکوفایی رسیده، و بخشهایی که تحت اداره یا کنترل و نظارت دولت است، ناکارآمد و ناشکوفا باقی مانده است.
🔗 متن کامل را اینجا بخوانید
◽️@utfinance◽️
#امین_فهیما
👤 امین فهیما
در حالی که #علم_اقتصاد به مثابه علوم انسانی، بر پایه یک نظام فلسفی شکل گرفته است. بر اساس مبانی نظری، و همچنین تجربه عملی تاریخی، تنها نظام اقتصادی ثروتساز، #کاپیتالیسم است. #سوسیالیسم اصولا نه نوع دیگری از اقتصاد، که بدیلی برای اقتصاد است. چرا که با منحل کردن #مالکیت_خصوصی، و دخالت دولت در بازار، عملا اساس علم اقتصاد فروخواهد پاشید.
شکست و ناکامی سوسیالیسم در عمل نیز که بر کسی پوشیده نیست. در طول تاریخ نوعی اقتصاد مختلط (کینزی) نیز پا به عرصه وجود گذاشت که مدعی بود با ترکیب این دو نظام، میتواند بخشهایی از اقتصاد را به دولت سپرده و بخشهایی از آن را به بازار آزاد. (موسوم به #دولت_رفاه) اگر این نظامها را هم بررسی کنیم، متوجه خواهیم شد که دقیقا بخشهایی که بر اساس #بازار_آزاد تنظیم شده به شکوفایی رسیده، و بخشهایی که تحت اداره یا کنترل و نظارت دولت است، ناکارآمد و ناشکوفا باقی مانده است.
🔗 متن کامل را اینجا بخوانید
◽️@utfinance◽️
#امین_فهیما
👌20👍6👎4