Finance & Economics
12.8K subscribers
1.8K photos
979 videos
1.17K files
3.32K links
/مالی و اقتصاد و فلسفه سیاسی/مقاله و کتاب‌ و ویدیو/

📚E-Library
@UTfinance

ارتباط با ادمین:
@UTfinanceAdmin

📌فایل‌هایی که در کانال منتشر می‌شوند یا با موافقت مؤلف و ناشر منتشر شده‌اند، یا پیش از این به طور گسترده در دسترس همگان بوده‌اند.©
Download Telegram
📝دموکراسیِ آدم‌بزرگ‌ها؛ چگونه دموکراسی را با لیبرالیسم آشتی دهیم؟

📌هر چهارشنبه از ساعت ۱۲:۰۰ تا ۱۲:۳۰، نخست‌وزیر بریتانیا باید به پرسش‌های نمایندگان پارلمان پاسخ دهد. اگر او از پاسخ دادن طفره برود، نمایندگان با فریاد یا خنده‌های تمسخرآمیز واکنش نشان می‌دهند.

📌گاه این پرسش‌ها تاملات جدی و بنیادینی دربارهٔ سیاست‌گذاری‌های ملی هستند، اما بخش عمده‌ای از پرسش‌ها درست مانند التماس‌های کودکی به مادرش است تا چیزی را از خواهرش بگیرد و به او بدهد.

📌نمایندگان پارلمان با رأی مردم انتخاب می‌شوند و می‌خواهند کرسی خود را حفظ کنند. رأی‌دهندگان نیز مانند بچه‌های ۳ساله، انتظار دارند نمایندهٔ منتخب‌شان امتیازاتی از دولت برای آن‌ها بگیرد. در واقع انتظار می‌رود که نمایندگان باید  صرفاً خادم نظرات منفعت‌طلبانۀ رأی‌دهندگانش باشد.

📌چگونه می‌توان دموکراسی را با لیبرالیسم آشتی داد؟ باید بزرگ شد. به بزرگسالانی بااخلاق بدل شوید، نه بچه‌های ۳ ساله. همه‌چیز را از دولت انتظار نداشته باشید. از التماس به مامان برای هر چیزی، جز اجرای عدالتی که خودش مصلحت می‌داند، دست بکشید.

📎متن کامل این گزارش را در اقتصادنیوز بخوانید.

@EconPolicyFa
❤5
📄 برای مطالعه تاریخ معاصر ایران کدام کتاب بهتر است؟

👤 مهرپویا علا

هر کسی بپرسد برای تاریخ معاصر ایران کدام کتاب بهتر است، هرچند این پرسش چندان دقیقی نیست، تا اطلاع ثانوی که کتاب‌های دیگری نوشته شوند، بی‌بروبرگرد همین کتاب اقتصاد و دولت در ایران از موسی غنی‌نژاد را نام می‌برم.

پیش‌تر بخش‌هایی از آن را که برای کاری نیاز داشتم خوانده بودم، ولی این‌بار زمان گذاشتم و یک دور از ابتدا تا انتها خواندم و به این نتیجه رسیدم که تاکنون درست‌ترین روایت از رویدادهای تاریخ معاصر ایران در همین کتاب آمده است که ده سال از نوشته شدن آن می‌گذرد. منشاء بسیاری از خوانش‌های لیبرالی* از تاریخ معاصر ایران که چند سالی است قدری رواج یافته‌اند، درواقع همین کتاب است. در این کتاب شما همزمان نقد جناح چپ مشروطه‌خواهان، علی‌اکبر داور و دستگاه رضاشاهی، حزب توده، خلیل ملکی و راه سوم، مصدق و جریان هوادار آن، محمدرضاشاه و حزب رستاخیز، شریعتی و آل احمد و بنی‌صدر، مجاهدین (از طریق نقد محمود عسگری‌زاده)، اقدامات دولت موقت و شورای انقلاب، مطهری و بهشتی و طالقانی و بسیاری دیگر را می‌بینید. نهایت این است که در مورد مطهری و بهشتی و طالقانی که در فصل هشتم کتاب نقد شده‌اند، چند جملهٔ تعارفی هم آمده که قابل درک است، ولی از نقد آن‌ها و جریان اسلام‌گرای حاکم که قدرت سیاسی را تصرف کرده‌اند، صرف‌نظر نشده است. این را هم بگویم که من تا الان آقای #غنی‌نژاد را حتی از نزدیک ندیده‌ام و دلیل شخصی ندارم که بخواهم از یک کتاب خوب بگویم.

یک نکته این است که شاید مخاطبی که دنبال منبعی دربارهٔ تاریخ معاصر ایران می‌گردد، با دیدن عنوان کتاب تصور کند موضوع آن عمدتاً پیرامون اقتصاد است و از رفتن به سراغ آن صرف‌نظر کند؛ درحالی‌که چنین نیست و برای درک مطالب این کتاب نیازی نیست، اقتصاد بدانید. البته برای همراه شدن با پیام اصلی آن که رواج دولت‌گرایی در ایران است، باید اقتصاد دانست. نظریهٔ صحیحِ اقتصادی به شما توضیح می‌دهد که چرا دولت‌گرایی زیان‌بار است و به فقر منتهی می‌شود، ولی برای درک اینکه از لحاظ تاریخی اکثریت قریب به اتفاق جریان‌های سیاسی و اجتماعی معاصر ایران علی‌رغم اختلافات سیاسی و گاهی دشمنی شدیدی که با یکدیگر داشته‌اند، دولت‌گرا و سوسیالیست بودند، نیازی به این نیست که بدانید دولت‌گرایی خوب یا بد است و چرا.


* لیبرال به معنای درست واژه که مبتنی بر احترام به مالکیت خصوصی بر ابزار تولید است.

#موسی_غنی‌نژاد
#اقتصاد_و_دولت_در_ایران

◽️@utfinance◽️
❤14👍7👎3
📄 معجزه‌ی اقتصادی چین به بن‌بست رسیده است

✍🏻 جوزف سولیس‌مولن


➣ @Notes_On_Liberty

سالیانی، هر کس استدلال می‌کرد که رشد اقتصادی چین به آن چشمگیری، که دیده و گفته می‌شود، نیست، طرد و نادیده گرفته می‌شد. با این‌حال، همیشه شکّاکانی وجود داشتند و من خودم از جمله‌ی آنانم. برای مثال، در مقاله‌ای که در سال ۲۰۲۱ در بنیاد میزس منتشر شد، استدلال کردم که چین با مجموعه‌ای از مشکلات جمعیّتی، اقتصادی و راهبردی روبروست که در نهایت مسائلی بسیار مهم‌تر از نرخ رشد چشمگیر آنند.

در حالی‌که این افراد شکّاک در اقلّیّت‌اند، کتاب «چین درهم‌شکسته: چگونه معجزه‌ی اقتصادی فرو ریخت و معنای آن برای جهان چیست» به‌قلم لوگان رایت، شواهد قابل‌توجّه و به‌روزی را در پشتیبانی از دیدگاه اقلّیّت ارائه می‌دهد. رایت -تحلیلگر کهنه‌کار نظام مالی چین در گروه رودیوم- با جزئیّات زیادی توضیح می‌دهد که چرا الگوی اقتصادی که رشد خارق‌العادّه‌ی چین را سبب شده است، دیگر نمی‌تواند همان نتایج را به بار آورد. استدلال بنیادین او بسیار ساده است: چین قدرتمندترین موتور رشد اقتصادی خود را مصرف کرد.

داستان با اعتبار آغاز می‌شود. واکنش پکن به بحران مالی ۲۰۰۸، گسترش عظیم وام‌دهی و سرمایه‌گذاری بود (و شاید به یاد داشته باشید که تحلیلگران غربی، که از خساست ادّعایی حکومت‌های خود گله داشتند، این کار پکن را ستودند). این محرّک تنها به‌شکلی محدود عمل کرد: جلوی رکود شدید را گرفت و سال‌ها رشد چشمگیر و پیوسته به همراه داشت. ولی اعتبار نمی‌تواند تا ابد رفاه ایجاد کند. وقتی سرمایه‌گذاری دیگر تحت هدایت تقاضای مصرف‌کننده و سودآوری نباشد، وام‌گیری اضافی به‌طور فزاینده‌ای به‌جای رفع سرمایه‌گذاری‌های اشتباه پیشین، آن‌‌ها را پنهان می‌کند.

چین سرانجام دقیقاً به این نقطه رسید. اعتبار به‌سمت املاک، زیرساخت‌ها، شرکت‌های دولتی و ابزارهای تأمین مالی حکومت‌های محلّی سرازیر شد. نظام مالی بیش از پیش از اقتصاد تولیدی جدا افتاد، در همان حال بانکداریِ سایه به وام‌گیرندگان پرخطر اجازه می‌داد تا وجوهی را به‌دست آورند. رایت خاطرنشان می‌کند که چین یکی از بزرگترین انبساط‌های اعتباری یک کشور را در تاریخ مدرن تجربه کرد. نظام مالی شدیداً تندتر از اقتصادی که قرار بود تأمین مالی کند، رشد کرد...

... اصلاحات عمیق... مورد نیاز است. و اصلاحات عمیق دقیقاً همان چیزی است که حزب کمونیست چین در انجام آن بیشترین مشکل را دارد، زیرا اصلاحات مستلزم اذعان به ضررها، عدم سرِ پا نگه‌داشتن شرکت‌های ناکارآمد، انتقال منابع به خانوارها، کاهش موقعیّت ممتاز شرکت‌های دولتی و دادن نقش بسیار بیشتر به بازارها در تعیین تخصیص سرمایه است -کاری که در بهترین زمان‌ها دشوار است، ولی در زمانی‌که بیکاری جوانان به نزدیک ۳۰ درصد رسیده، بالقوّه خطرناک است...

🔗 متن کامل:معجزه‌ی اقتصادی چین به بن‌بست رسیده است

#چین #حزب_کمونیست_چین
#اعتبار #بدهی #کمونیسم
#پروژه_عمومی #طاعون_سرخ

➣ @Notes_On_Liberty

◽️@utfinance◽️
👍18❤5👎1
📄 سنگرهای کوچک شرافت: در زمانه طاعون چگونه انسان بمانیم؟

👤 اشکان زارع

گاهی تاریخ، کتاب‌های کهنه را از قفسه بیرون می‌کشد و جلوی رویمان می‌گذارد؛ نه برای تجدید خاطره، که برای فهم امروز. رمان «طاعون» #آلبر_کامو یکی از همین کتاب‌هاست.

قصه‌ی شهری محاصره شده توسط مرگ که امروز بیش از هر زمان دیگری برای ما آشنا به نظر می‌رسد. در این شهر طاعون‌زده، که استعاره‌ای از هر وضعیت بسته‌ی انسانی است—خواه جنگ، خواه استبداد— #کامو به دنبال پاسخ این سوال می‌گردد: وقتی شر همه‌گیر می‌شود و راه فراری نیست، وظیفه‌ی ما چیست؟

پاسخ کامو یک بیانیه آتشین انقلابی برای برهم زدن جهان نیست. برعکس، پاسخی است عمیقاً محافظه‌کارانه؛ فراخوانی برای حفظ کردن آن چیزهایی که در هجوم وحشت در حال نابودی است: انسانیت، وظیفه‌شناسی و همبستگی.

قهرمان او، دکتر برنار ریو، یک چریک یا یک ایدئولوگ نیست. او مردی است خسته که هر روز با مرگ روبرو می‌شود. انگیزه‌ی او برای مبارزه، ساختن دنیایی بهتر نیست، بلکه انجام وظیفه‌اش است. وقتی از او می‌پرسند چرا خود را به خطر می‌اندازی، پاسخی می‌دهد که چکیده‌ی تمام فلسفه‌ی مقاومت در این کتاب است: «این شغل من است». در جهانی که از هم می‌پاشد، شرافت در انجام درستِ کارِ خودت خلاصه می‌شود. پزشک باید درمان کند، معلم باید درس بدهد و یک نویسنده باید کلمات دقیق را پیدا کند. این‌ها سنگرهای کوچکی هستند در برابر هرج‌ومرج.

این نبرد درونی برای حفظ انسانیت، در شخصیت رامبر، روزنامه‌نگار، به اوج می‌رسد. او که از بیرون به شهر آمده، تمام تلاشش را می‌کند تا فرار کند و به زندگی شخصی و عشقش بازگردد. او باور دارد که این فاجعه به او ربطی ندارد. اما درست در لحظه‌ای که راه فرار باز می‌شود، می‌ماند. چرا؟ چون به قول خودش، «شرم‌آور است که انسان به تنهایی خوشبخت باشد». این کشف دردناک، همان نقطه‌ای است که فردیت به مسئولیت اجتماعی گره می‌خورد. کامو به ما می‌گوید در بحران‌های جمعی، خوشبختی فردی یک دروغ آرامش‌بخش بیشتر نیست.

پایان «#طاعون» یک پیروزی شیرین نیست؛ یک هشدار تلخ است. وقتی دروازه‌های شهر باز می‌شود و مردم غرق در شادی‌اند، دکتر ریو می‌داند که این فقط یک آتش‌بس است. او می‌داند که «میکروب طاعون هرگز نمی‌میرد» و صبورانه در جایی پنهان می‌شود تا روزی دوباره بازگردد.این همان حقیقت عریانی است که کامو پیش روی ما می‌گذارد. مبارزه با شر، یک پروژه با نقطه پایان مشخص نیست؛ یک وظیفه‌ی انسانی بی‌پایان است. وظیفه‌ی ما ساختن آرمان‌شهر نیست، بلکه ساختن همین سنگرهای کوچک شرافت در برابر هر طاعونی است که در هر نسل، دوباره از راه می‌رسد. این سنگرها، شاید تنها چیزی است که در نهایت برایمان باقی می‌ماند.

🆔https://t.me/iranpazhohi

◽️@utfinance◽️
👍16❤7👎4
Forwarded from مرتضی کاظمی
درباره‌ی مثلثِ «نه چپ؛ نه راست»

بر اساس ایده‌های
فردریش هایک، مک‌کلاسکی و والتر بلاک

سعی کردم مثلثِ «نه چپ؛ نه راست» را آن‌طور که در یادداشت قبلی توضیح دادم بازطراحی کنم. برای مشاهده این مثلث اینجا کلیک کنید. نکته اصلی در آن یادداشت این بود که رویکرد مبتنی بر «آزادی» تفاوت‌های مهمی با راست‌گرایی و محافظه‌کاری دارد.

▪️ وضعیت چپ‌گرایی مشخص است. چپ‌ها دشمن آزادی و رفاه هستند و به بهانه «برابری» با آزادی، رفاه و پیشرفت دشمنی می‌کنند.
▪️ اما راست‌ها که با چپ‌ها مخالفت می‌کنند گاهی به بهانه‌های دیگری از «آزادی» فاصله می‌گیرند.

▪️ در واقع، آزادی‌خواهان که در ادبیات مربوطه با عنوان «لیبرتارین» شناخته می‌شوند مهمترین طرفدارن "آزادی" هستند.

آن‌طور که والتر بلاک توضیح می‌دهد، هسته اصلی لیبرتارینیسم سه بخش دارد: لیبرال‌کلاسیک، مشروطه‌خواهان طرفدار قانون اساسی آمریکا و مینارشیسم.

🔹 لیبرال‌کلاسیک‌ها
لیبرالیسم کلاسیک بر آزادی فردی و حق مالکیت به‌عنوان اصول بنیادین تأکید دارد. هدف لیبرال‌های کلاسیک تحقق آزادی فردی در همه ابعاد مرتبط با آن است؛ کاهش مالیات‌ها، برداشتن مقررات محدودکننده و آزاد کردن انرژی و خلاقیت انسان.
در این دیدگاه، آزادی و مالکیت از یکدیگر جدایی‌ناپذیرند. لیبرال‌کلاسیک‌ها از بازار آزاد، آزادی تجارت و محدودیت قدرت دولت دفاع می‌کنند و نه سوسیالیسم را می‌پذیرند و نه محافظه‌کاری را به‌عنوان مبنای اندیشه سیاسی خود قبول دارند.

🔹 مشروطه‌خواهان آمریکایی (Constitutionalists)
کسانی هستند که اختیارات دولت را به مواردی محدود می‌کنند که از نظر آنها در کانستیتوشن (اساسنامه‌ی) آمریکا پیش‌بینی شده است.

🔹 مینارشیست‌ها وجود دولت را می‌پذیرند اما معتقدند وظیفه آن باید به حفاظت از جان و مال افراد از طریق ارتش، پلیس و دادگاه محدود شود.

اما آنارکوکاپیتالیست‌ها که بیرون از مثلث قرار گرفته‌اند اساساً با وجود دولت مخالفت می‌کنند.

شاید با طراحی مثلثِ «نه چپ؛ نه راست» تا حدودی تفاوت‌ها شفاف‌تر بشود.

مرتضی کاظمی
۲۵ مهر ۱۴۰۵
http://t.me/mortezakazemii
👍8❤2👎1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 آمریکا چگونه از سلاح‌‌های فضایی در جنگ ایران استفاده کرد؟

📌 نیروی فضایی ایالات متحده در سال گذشته از سامانه‌های جنگ الکترومغناطیسی خود برای پشتیبانی از عملیات نظامی در ونزوئلا استفاده کرده است.

📌این تجهیزات که معمولاً به نمایش گذاشته نمی‌شوند، با هدف ایجاد اختلال در ارتباطات ماهواره‌ای دشمن و شناسایی تهدیدهای احتمالی به کار می‌روند.

📌نیروی فضایی در عملیات ونزوئلا، برای پشتیبانی از دستگیری نیکلاس مادورو، حبابی حفاظتی پیرامون نیروهای آمریکایی ایجاد کردند. برخی از این نیروها سپس به خاورمیانه اعزام شدند.

📌به گفته فرماندهان این نیروها، جنگ بر سر طیف الکترومغناطیسی و حفاظت از دارایی‌های فضایی، به بخش مهمی از عملیات نظامی مدرن تبدیل شده است و نیروی فضایی آمریکا باید آمادگی استقرار سریع تجهیزات و مقابله با تهدیدها را در هر نقطه از جهان داشته باشد.

📌گزارش تصویری وال‌استریت ژورنال را در این رابطه ببینید.

@EconPolicyFa
Forwarded from مرتضی کاظمی
🔹 بازطراحی مثلث

بر اساس ایده‌های
فردریش هایک، مک‌کلاسکی و والتر بلاک

پست‌های درباره این مثلث را اینجا ببینید
👌17❤3
📚 تازه‌های نشر

چپ هرگز نفهمید

👤 نویسنده: دانیال فرنیا

در روایت‌های فریبنده‌ی جریان چپ، مارکسیسم همواره در قالب یک مدینه فاضله، بهشتی انسانی و رهایی‌بخش نقاشی می‌شود که گویی اگر در عمل به خاک سیاه نشست، تنها به این دلیل بود که به دست آدم‌های درست اجرا نشد؛ اما حقیقت عریان، خونین و پرآسیب تاریخ قرن بیستم فریاد می‌زند که این ادعا بزرگترین دروغ و فریب قرن است.

مارکسیسم اصلاً نیازی به اجرای «بد نداشت تا شکست بخورد بلکه دقیقاً همان‌گونه که در کتابخانه‌های تاریک، تئوری‌پردازی شده بود در روی زمین نیز پیاده شد و بهای سنگین آن با خون پاک بیش از صد میلیون انسان بی‌گناه پرداخته شد.

کالبدشکافی بی‌محابای تجربه‌ی حکومت‌های کمونیستی از استبداد پخمه پرور اتحاد جماهیر شوروی و کشتارگاه‌های مائوئیستی در چین گرفته تا کابوس کوبا، جهنم کامبوج و زندان روباز کره شمالی، سند زنده‌ای است که ثابت می‌کند این مکتب در عمل چیزی جز ماشین آدم‌کشی دسته‌جمعی با هدف انهدام کامل شریان‌های، اقتصادی و بروز توتالیتاریسم عریان و به زنج کشیدن روح آزادی نیست.

سفارش از برخط بوک

📚برخط‌بوک(کتابستان برخط)⬇️
🆔 @BarkhatBook

◽️@utfinance◽️
👌23👍5❤2👎1
◽️ شاپینگ سوسیالیستی

🎙 مراد فرهادپور

صدای مراد فرهادپور متفکر چپ ایرانی و تئوریزه کردن ایده «شاپینگ سوسیالیستی» یا همان دزدی از مغازه‌های لوکس توسط چپ‌ها که این هفته در پاریس اجرایی شد.

©️ منبع: کانال مناظره‌ها

◽️@utfinance◽️
🤬18😱14❤4
انقلاب آرام لیبرال در خاورمیانه.pdf
2.3 MB
📄 انقلاب آرام لیبرال در خاورمیانه
/مردم منطقه واقعاً چه باورهایی دارند؟/

👤 منصور معدل

✍🏻 ترجمه: بردیا فرهمند

در این مقاله، منصور معدل با تکیه بر پیمایش‌های سال‌های ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۰ در ایران، مصر، عراق، ترکیه و عربستان سعودی استدلال می‌کند که ارزش‌های لیبرال، برخلاف ظاهر اقتدارگرای سیاست منطقه، در میان شهروندان گسترش یافته‌اند.
افزایش حمایت از جدایی دین و سیاست، برابری جنسیتی و آزادی انتخاب فردی از مهم‌ترین نشانه‌های این تحول است. به باور نویسنده، تجربه حکومت دینی، سرکوب و خشونت فرقه‌ای خود به تقویت گرایش‌های سکولار و ملی انجامیده است. بااین‌حال، تغییر ارزش‌های اجتماعی لزوماً به استقرار فوری نهادهای دموکراتیک در این کشورها منجر نمی‌شود.

◽️@utfinance◽️
👍22❤8👎1
📄 محاکمه بانک مرکزی

👤 امیررضا عبدلی

گویا هیچکاره‌حسنی در قوه قضاییه از امکان تعقیب قضایی مقامات بانک مرکزی حرف زده است. امروز یک آقای اقتصاددانی در ردّ این نظر مقاله نوشت و خیلی محترمانه فضولی قضات در حوزه تخصصی اقتصاددانان را موقوف اعلام کرد. البته که دو طرف دعوا مشمول حکم آن مصراع حافظند که گفت: جنگ هفتاد و دو ملّت همه را عذر بنه. ولی موضوع پیگیرد قانونی تخلّفات بانک مرکزی در سطح تئوریک موضوع جالب و بکر و دست‌نخورده‌ای است.

واضح به نظر می‌رسد که بانک مرکزی جمهوری اسلامی بابت رشد مداوم و سرسام‌آور نقدینگی در شرایط کوچکتر شدن اقتصاد یک توضیح به تاریخ ایران بدهکار است. اگر لفاظّی‌های عوام‌فریب و خواص‌گیج‌کن را کنار بگذاریم خلاصه این توضیح چیزی جز غلط کردم نمی‌تواند باشد. و محاکمه رؤسای بانک مرکزی هم ایده بدیع درخشانی است؛ به خصوص اگر هیئت منصفه اقتصاددانانی غیرحکومتی و از نحله‌های مختلف اندیشه اقتصادی باشند. البته این ایده فعلا فقط به درد ساخت یک انیمیشن اینستاگرامی می‌خورد. امّا کم نیستند واقعیاتی که ابتدا فقط خیال بوده‌اند. یکی از نقطه‌ضعف‌های بزرگ و نامرئی تمدّن امروز وجود نهاد بسیار قدرتمندی به نام بانک مرکزی است که عملاً نمی‌توان بازخواست و استیضاحش کرد. هر گامی به سمت اصلاح و ترمیم این نقطه‌ضعف را باید به فال نیک گرفت.

🆔https://t.me/AmirrezaAbdolii

◽️@utfinance◽️
👍14
📄 آب در خوابگه مورچگان

👤 موسی غنی‌نژاد

انتشار عمومی گفتگویی که در آن علی شریعتی را #شیاد خوانده بودم هجمه گسترده‌ای را از سوی طرفداران وی به سوی من روانه کرد که هنوز ادامه دارد، گویی به طور ناخواسته آب در خوابگه مورچگان ریخته باشم‌.

در آن گفتگو، همانند دیگر گفته‌ها و نوشته‌هایم در باره #شریعتی هدفم نشان دادن غلط بودن افکار درهم و التقاطی یک مصدقی چپگرای متوهم با دانش سطحی است که با خطابه‌های پر شور اما گمراه‌کننده خود کثیری از جوانان یک نسل را در ایران دهه چهل و پنجاه خورشیدی گرفتار فلج فکری کرد. شیاد نامیدن شریعتی فرع بر اصل نقدِ افکار غلط و مسموم اوست. در کتاب «اقتصاد و دولت در ایران» صفحات ۳۵۹ تا ۳۶۳ اندیشه‌های اقتصادی و سیاسی شریعتی را با استناد دقیق به نوشته‌هایش بیش از ده سال قبل نقد کرده بودم اما آن زمان هیچ صدایی از طرفداران وی در دفاع از او شنیده نشد. اگر ارزیابی من از اندیشه‌های اقتصادی و سیاسی شریعتی غلط است چرا طرفداران وی این ارزیابی را نقد نکردند و هنوز هم نمی‌کنند؟ چرا اصل را رها کرده و به فرع چسبید‌ه‌اند؟ اصل مسئله اندیشه‌های غلط شریعتی است که اسلام را سوسیالیسم جلوه می‌دهد و دین خدا را به ایدئولوژی آلوده می‌کند. البته او در این ندانم‌کاری مهلک تنها نیست و دیگرانی از #ابوالحسن_بنی‌صدر گرفته تا #بهشتی، #مطهری، #طالقانی و… هم در رقم زدن ایدئولوژی حاکم بر نظام سیاسی پس از انقلاب اسلامی شریک‌اند.

جالب است که‌ بقیه‌السیف جماعت به اصطلاح «#اصلاح‌طلب»، سبک‌سرانه خود را موظف می‌دانند به هر نحوی شده از شریعتی و استاد #دباغ با چنگ و دندان دفاع کنند. آن‌ها البته سعی دارند برای ایز گم کردنْ وسط بازی کنند و خود را بی‌طرف و حتی منتقد شریعتی و سردسته فعلی #روشنفکران_دینی (پروفسور دباغ) نشان دهند. این‌ روزها مجله‌ای منتشر کرده‌اند با تیتر درشت «روشنفکری قبیله‌ای» تا این‌گونه القا کنند که جدال فکری میان امثال من و سید جواد طباطبایی، از یکسو، با مخالفان لیبرالیسم و ایرانشهری، ازسوی‌دیگر، از نوع روشنفکری قبیله‌ای است. این کج‌اندیشی ناشی از قیاس به نفس است یعنی چون خود حضرات بیرون از رابطه مرید و مرادی روشنفکری را نمی‌توانند تصور کنند، لیبرال‌ها را هم در این مقوله قرار می‌ دهند. اگر ناشر و تحریریه این مجله درک درستی از مفهوم حقیقی لیبرالیسم داشتند مرتکب این خطای نظری تاسف‌بار نمی‌شدند. نفی قبیله‌گرایی از اصول اولیه #لیبرالیسم است.

🔗 متن کامل را اینجا بخوانید

◽️@utfinance◽️

#موسی_غنی‌نژاد
#علی_شریعتی
#سروش
#حسین_حاج‌فرج_دباغ
❤28👍15👌3👏2👎1
📄 آیا عبارت «آزادی‌خواهی» ترجمه مناسبی برای لیبرالیسم یا لیبرتارینیسم است؟

👤 مرتضی کاظمی

در یادداشت‌های قبلی گاهی از عبارت «آزادی‌خواهی» استفاده کرده‌ام. شهرام اتفاق در نقدی نوشته است: «آزادی‌خواهی» الزاماً معادل مناسبی برای «لیبرالیسم» نیست. با حرفش مخالفتی ندارم. متأسفانه در زبان فارسی هر کلمه‌ای برای ترجمه چنین عباراتی انتخاب می‌کنیم ممکن است با همین مشکل روبه‌رو شویم. شهرام اتفاق می‌گوید: گروه‌های سیاسی گاهی خود را آزادی‌خواه دانسته‌اند در حالی‌که لزوماً به آزادی‌های فردی و اقتصادی باور نداشته‌اند. همینطور است. تذکرش منطقی و مفید است.

این نقد یک پرسش مهم را مطرح می‌کند: آیا "آزادی‌خواهی" نام یک سنت فکری مشخص است یا صرفاً توصیفی عمومی برای کسانی که خود را طرفدار آزادی می‌دانند؟ به نظرم باید میان این دو تفاوت بگذاریم. ممکن است یک جریان سیاسی خود را آزادی‌خواه بداند اما منظورش از آزادی با آنچه در سنت لیبرالیسم کلاسیک یا لیبرتارینیسم مطرح می‌شود تفاوت داشته باشد. بنابراین صرف استفاده از واژه "آزادی‌خواهی" برای شناسایی یک جریان فکری کافی نیست. اما آیا این به معنای آن است که نباید از واژه آزادی‌خواهی برای اشاره به لیبرالیسم کلاسیک یا لیبرتارینیسم استفاده کنیم؟ من چنین نتیجه‌ای نمی‌گیرم. در واقع کاری که انجام می‌دهیم این است که هم‌زمان با استفاده از عباراتی همچون آزادی‌خواهی، لیبرالیسم یا لیبرتارینیسم تلاش می‌کنیم معنایی را که متفکران این سنت‌ها از این مفاهیم اراده کرده‌اند توضیح دهیم. در این رابطه قبلاً در یادداشتی نوشته‌ام حتی در آمریکا کلمه «لیبرال» را به معنایی به کار می‌برند که گاهی درست در نقطه مقابل معنای تاریخی لیبرالیسم‌کلاسیک قرار می‌گیرد. وقتی نام یک سنت فکری را از محتوای آن جدا کنیم دیگر صرفِ استفاده از آن نام چیزی را روشن نمی‌کند. شخصاً در سال‌های گذشته طی یادداشت‌ها و ارائه‌های متعددی سعی کرده‌ام آنچه از سنت آزادی‌خواهی فهمیده‌ام را توضیح بدهم. مثلاً اینجا در این یادداشت سعی کرده‌ام آزادی را تعریف کنم.

برای من "آزادی‌خواهی" به معنای دفاع از آزادی فردی، حقوق مالکیت، قراردادهای داوطلبانه و محدود بودن قدرت دولت به حاکمیتِ حقوق است. نکته اصلی که در مجموعه نوشته‌های قبلی بر آن تأکید کرده‌ام تفاوت این دیدگاه‌ها با محافظه‌کاری و راست‌گرایی بوده است. به‌همین دلیل طی یادداشت‌هایی سعی کردم بر اساس ایده‌های میزس، هایک و مک‌کلاسکی و همچنین توضیحات والتر بلاک مثلثی طراحی کنم که این تفاوت‌ها را تا حدودی توضیح بدهد. سوال اصلی در آن یادداشت‌ها این بود: آیا باید آزادی‌خواهی (لیبرالیسم‌کلاسیک یا لیبرتارینیسم) را در یکی از دو سوی چپ و راست قرار داد یا می‌توان آن را سنت فکری متمایزی دانست.

۲۹ مهر ۱۴۰۵
🆔http://t.me/mortezakazemii

◽️@utfinance◽️
👍8❤2
Forwarded from اقتصادنیوز
🔻جدال چپ و راست بر سر آینده فرانسه | آیا اعتراضات خیابانی معادلات انتخاباتی را تغییر می‌دهند؟ | مکرون، دوگل نیست

مایک گونزالز، عضو ارشد بنیاد هریتج و نویسنده کتاب «مارکسیسم نسل جدید»، در وبسایت بنیاد هریتج نوشت:

🔹در ۲۹ مارس ۱۹۶۸، در اوج اعتراضات چپ‌گرایانه‌ای که فرانسه را فلج کرده بود، شارل دوگل، رئیس‌جمهور فرانسه، سوار پروازی محرمانه شد که او را به یک پایگاه نظامی فرانسه در آلمان می‌برد

🔹اوضاع کنونی فرانسه، که خیابان‌هایش اکنون هر روز صحنۀ شورش‌های خشونت‌آمیز است و ناآرامی‌هایش به دیگر کشورهای اروپایی نیز سرایت می‌کنند، شباهت‌های چشمگیری با آن دوران دارد، هرچند تفاوت‌هایی نیز هست

🔹خصلت فرانسوی‌ها می‌تواند انفجاری باشد، به این معنا که فرانسه هر از گاهی تسلیم خشونت گستردۀ خیابانی می‌شود و این خشونت می‌تواند نه‌تنها دولت‌ها، بلکه کل نظام‌های اجتماعی را سرنگون کند

🔹یکی دیگر از تفاوت‌های شورش‌های امروز، مشارکت معترضان اسلام‌گراست که پرچم‌های فلسطین و الجزایر را به اهتزاز درمی‌آورند

⬅️ مشروح گزارش

بله | وبسایت | اینستاگرام

@EghtesadNews_com
❤5👍2
🖥 فرانسه در آتش انقلاب ۵۷ ایران

👤 عباس سوری
©️ رسانه پارسی

YOUTUBE

منابع:

[1] گزارش رویترز درباره اعتراضهای ۲۰ اکتبر ۲۰۲۶
https://www.reuters.co...​

[2] خبر اعتراضهای ۱۷ اکتبر، رویترز
https://www.reuters.co...​

[3] مقاله کریستیان ژامبه در لوموند، ۱۴ اکتبر ۲۰۲۶
https://www.lemonde.fr...​

[4] کتاب ۲۰۲۶ فوکو، صفحه ناشر گالیمار
https://www.cercle-ens...​

[5] متن مقاله فوکو، «ایرانیان چه رؤیایی دارند؟»
https://janetafary.com...​

[6] مدخل قانون اساسی جمهوری اسلامی، ایرانیکا
https://www.iranicaonl...​

[7] مدخل زندگی خمینی، ایرانیکا
https://www.iranicaonl...​

[8] رودنسون، لوموند، ۶ دسامبر ۱۹۷۸
https://www.lemonde.fr...​

[9] رودنسون، لوموند، ۷ دسامبر ۱۹۷۸
https://www.lemonde.fr...​

[10] رودنسون، لوموند، ۸ دسامبر ۱۹۷۸
https://www.lemonde.fr...​

[11] ریچارد فالک، ۱۶ ،Trusting Khomeini فوریه ۱۹۷۹
https://fpholyland.fra...​

[12] فوکو، «آیا شورش بیفایده است؟» لوموند، ۱۱ مه ۱۹۷۹
https://www.lemonde.fr...​

[13] کتاب آفاری و اندرسون و متنهای ضمیمه
https://janetafary.com...​




◽️@utfinance◽️

#کریستیان_ژامبه
👍5⚡3👏2❤1
📄 گلخانه ورشکسته سعید حجاریان و دیگر شرکا

👤 اشکان زارع

یویوی اصلاح‌طلبی بالا و پایین می‌پرد؛ یک روز با افیون ایدئولوژی سر مردم را شیره می‌مالند و روز دیگر با جفنگیاتِ پست‌مدرن، جیبِ توهمِ روشنفکریِ جماعتِ خموده را پر می‌کنند.
تاریخ هم به هیچ‌جای وجدانشان‌نیست؛ هر اتفاقی که بیفتد تو‌گویی نه خانی آمده و نه خانی رفته است. این‌ها محصولات شعبده‌‌بازی «تفکرات استراتژیک اصلاحات» است؛ وانگهی برای این قدرت طلبان همیشه چشم‌ها دوخته شده به روزِ مبادا؛ روزی که تانک‌ها به خیابان بیایند، پایتخت سقوط کند و کرکره‌های وضع مستقر و قدرت رسمی پایین کشیده شود. تا دنبال سوراخ دعایی جدید بگردند؛ شاید چیزی مثل جمهوری سوم مرعشی و این ترهات متداول که بسیار سعی در رواج آن را دارند.

وانگهی تاریخِ این اقلیم پیر و خسته همیشه یک پرده‌ی پنهان‌تر داشته است؛ فروریختنِ بت‌های فرهنگی، خیلی پیش‌تر از فروپاشیِ کاخ‌های سیاسی در ایران روی داده است.
جامعه‌ی ایران پیش از آنکه سیاستمداران را جارو کند، «ویترینِ فرهنگیِ» خودش را از جنسِ آدم‌های نچسب، دست‌ساز و سیستماتیک خالی می‌کند. ماجرای چهره‌هایی مثل عادل فردوسی‌پور، محسن نامجو یا حتی اصغر فرهادی، دقیقاً تراژدیِ همین ویترین‌سازیِ حکومتی و رانتیر است. سیستم‌های اقتدارگرا برای مشروعیت‌بخشی به جُل‌وپلاسِ خود، به شدت به آدم‌هایی نیاز دارند که هم «مدرن» به نظر برسند، هم «محبوب»، و هم در نهایت، پدیده یا محصولِ همان بستر امنیتی و پروژه‌ای باشند.
#عادل_فردوسی‌پور در یک ساختار کاملاً بوروکراتیک و رانت‌زده‌ی صداوسیمایی رشد کرد که اگر اراده می‌کرد، نه تنها کسی نام او را به یاد نداشت، بلکه آب هم از آب تکان نمی‌خورد. او تا زمانی که «فرزندخوانده رسانه‌ایِ انحصار» بود، قهرمانِ بی‌رقیب ماند. #محسن_نامجو با تلفیقی گلخانه‌ای از موسیقی سنتی و رادیکالیسمِ فرمی، سوار بر موجی شد که نهادهای فرهنگیِ نیمه‌پنهانِ نظام برای «مدرن جلوه‌دادنِ ویترین خود» به او تنفس مصنوعی دادند. #اصغر_فرهادی نیز در چرخ‌دنده‌های جشنواره‌ایِ داخل و خارج، به نقطه‌ای رسید که همواره باید میانِ «اپوزیسیونِ گلخانه‌ای بودن» و «بهره‌مندی از امتیازات سیستم» بندبازی می‌کرد.

اما چرا این‌ها پیش از سقوطِ سیاسیِ نظام ترک برداشتند؟ چون افکار عمومی، با غریزه‌ای تاریخی، به محض اینکه بوی «فرصت‌طلبی دوگانه» را شنید، حکم طرد صادر کرد. جامعه تا مختصر روزنه‌ای پیدا کرد مثل همیشه راه سوراخ دعای این جماعت را فهمید و دانست که این جماعت در رانت نظام چطور نفس می‌کشیدند، زبانِ سرخ و جیبِ پر از امتیاز داشتند؛ اما به محض اینکه طوفانِ بحران وزید، دم خروس اینها همچون دروازه ‌ای سترگ از ماتحت‌شان بیرون زد.
به گواه تاریخ ملت پیش از فتحِ سیاست، «اخلاقِ عمومی» خود را تطهیر می‌کند. سقوطِ این سلبریتی‌ها، پیش از تغییر و فروپاش ملموس، یعنی مرگِ اعتبارِ مصنوعی و ورشکستگی گلخانه‌های اصلاحات طلب و بازگشتِ جامعه به اصالت بی‌لکنت و خجالت خویش.

◽️@utfinance◽️

#سعید_حجاریان
👍31❤8👎3