Forwarded from مؤسسه فرهنگی هنری سعا انجمن پژوهشگران ادبیات دینی ایران (سیدعلی اصغرموسوی ALi Mousavi)
بال تیرخورده!🌹🦅
پر ببینی جام عشق ارغوان را یا تَهی
کم نخواهدشد به طعنه جایگاه فرّهی!
بی جهت مجنون نمیگویم دلم را،چونکه هست
خارج از ظرفیتش،مفتون ذوق همرهی
چشم اگر هرگز نمی بندم از آن چشمان سبز!
می دهی گهگاه دل را در تماشا آگهی
گرچه باسعدی وحافظ گرم درسم،سال هاست!
دوست دارم شیوه رقص غزل های «رهی»
می دهد هردم شکیبم آرزوی دیدنت
باز فردا نام من را ناشکیبا می نهی!
می شود آیا بپرسم: ارتفاع عشق چیست؟
آی شیرازی ترین آیینه از سرو سَهی!
لانهٔ سیمرغ می جویم به قاف عشق و تو -
منطق الطیر قضایش را نشانم می دهی؟
ترجمان عشق بودن در بسیط خاک چیست؟
« دربساط نکته دانان» انبساط ابلهی؟!
با من از چشمی بگو،خشکیده در وی انتظار!
با من از دردی بگو ،پیچیده در هر ناگهی!
««»»
هرچه پرسیدم،فقط،شعر«سعا»راخواندو
گفت:
عشق شد آخر به« بال تیر خورده» منتهی !🦅🌹
سید علی اصغر موسوی
قم - ۲۶ آبان۱۳۹۹
#سعا
#استاد_سعا
#استاد_سید_علی_اصغر_موسوی
#سید_علی_اصغر_موسوی
#غزل_عاشقانه
#غزل
#saapoem
@saapoem
@saapoem110
@saapoem1400
#saapoem
#nature
#iran
#Chahar_had
#kharaghan
✍️🍎
پر ببینی جام عشق ارغوان را یا تَهی
کم نخواهدشد به طعنه جایگاه فرّهی!
بی جهت مجنون نمیگویم دلم را،چونکه هست
خارج از ظرفیتش،مفتون ذوق همرهی
چشم اگر هرگز نمی بندم از آن چشمان سبز!
می دهی گهگاه دل را در تماشا آگهی
گرچه باسعدی وحافظ گرم درسم،سال هاست!
دوست دارم شیوه رقص غزل های «رهی»
می دهد هردم شکیبم آرزوی دیدنت
باز فردا نام من را ناشکیبا می نهی!
می شود آیا بپرسم: ارتفاع عشق چیست؟
آی شیرازی ترین آیینه از سرو سَهی!
لانهٔ سیمرغ می جویم به قاف عشق و تو -
منطق الطیر قضایش را نشانم می دهی؟
ترجمان عشق بودن در بسیط خاک چیست؟
« دربساط نکته دانان» انبساط ابلهی؟!
با من از چشمی بگو،خشکیده در وی انتظار!
با من از دردی بگو ،پیچیده در هر ناگهی!
««»»
هرچه پرسیدم،فقط،شعر«سعا»راخواندو
گفت:
عشق شد آخر به« بال تیر خورده» منتهی !🦅🌹
سید علی اصغر موسوی
قم - ۲۶ آبان۱۳۹۹
#سعا
#استاد_سعا
#استاد_سید_علی_اصغر_موسوی
#سید_علی_اصغر_موسوی
#غزل_عاشقانه
#غزل
#saapoem
@saapoem
@saapoem110
@saapoem1400
#saapoem
#nature
#iran
#Chahar_had
#kharaghan
✍️🍎
Forwarded from مؤسسه فرهنگی هنری سعا انجمن پژوهشگران ادبیات دینی ایران (سیدعلی اصغرموسوی ALi Mousavi)
🌹🌷🌷
۲۵ اردیبهشت، روز بزرگداشت حکیم سخن،اندیشمند گرانسنگ گسترهٔ ادبیات حماسی،شاعر وسخنور افتخارآفرین مکتب تشیع امامیه، ابوالمعالی،کنزالمعانی جناب مستطاب حکیم ابوالقاسم فردوسی رضوان اللّه تعالی علیه و پاسداشت زبان ارزشمند فارسی با تمدن کهن پارسی فرّه مند وخجسته باد💐🌳🌲🌴🖋️📚
انجمن پژوهشگران ادبیات دینی ایران ✅
۲۵ اردیبهشت، روز بزرگداشت حکیم سخن،اندیشمند گرانسنگ گسترهٔ ادبیات حماسی،شاعر وسخنور افتخارآفرین مکتب تشیع امامیه، ابوالمعالی،کنزالمعانی جناب مستطاب حکیم ابوالقاسم فردوسی رضوان اللّه تعالی علیه و پاسداشت زبان ارزشمند فارسی با تمدن کهن پارسی فرّه مند وخجسته باد💐🌳🌲🌴🖋️📚
انجمن پژوهشگران ادبیات دینی ایران ✅
Forwarded from مؤسسه فرهنگی هنری سعا انجمن پژوهشگران ادبیات دینی ایران
20170124_202317_[9 IRIB-NOOR]_[](1).3gp
10.7 MB
برنامه "یا ایهاالعزیز شبکه نور قم" :مهدویت درسبک خراسانی و اشعارحکیم فردوسی طوسی(ره) 5/11/1395
Forwarded from مؤسسه فرهنگی هنری سعا انجمن پژوهشگران ادبیات دینی ایران
✍️
درباره مذهب حکیم ابوالقاسم فردوسی(ره )
استاد سید علی اصغر موسوی
(نویسنده،پژوهشگر)
،،علاوه بر ابیات ,"ولایی" ابیاتی بس گرانسنگ در مقدمه شاهنامه هست ؛ از جمله ابیات زیر:
همانا که باشد مرا دستگیر
خداوند تاج و لِوا و سریر
خداوند جوی و می و انگبین
همان چشمه ی شیر و ماء معین
حکیم در این ابیات، کشتی را فقط برای تمثیل و به عنوان استعاره نیاورده، بلکه تمام شیعیان می دانند که منظور از کشتی ،همان اهل بیت (ع) هستند. منجیانی که با کشتی نجات ، انسان ها را از دریای هلاکت نجات داده و خواهند داد. حدیث معروفی که حضرت امام حسین (ع) را به «سفینه ی نجات» تشبیه می کند، نیز یه همین معناست و یقینا حکیم این ابیات را، بر طبق همان حدیث سروده است.حدیثی که همگان در ایام محرم، بر سر هر در و دیوار دیده اند. اما نکته ی مهم و قابل بررسی مقدمه می تواند در این بیت باشد:
همانا که باشد مرا دستگیر
خداوند تاج و لِوا و سریر
قبل از موشکافی و تشریح این بیت، به دو نکته توجه می کنیم:
1. این که در کتب مجوس یکی از نام های حضرت صاحب (عج)، "خسرو" است و صاحب تاج و تخت و پرچم! که بیت فاخر و زیبای خواجه شیراز (ره) به یاد می آورد:
خسروا گوی فلک در خم چوگان توباد
ساحت کَون و مکان، عرصهُ میدان تو باد
2. به توصیف آقای میرشکاک،" ولی" در شاهنامه، همان "شاه" است و او کسی است که از طرف خداوند ، تصرف در امور می کند و بر دیگران امارت و سلطنت دارد.
ایشان در کتاب از کیخسرو، به عنوان پادشاهی که به تایید الهی رسیده نام می برد و از زبان افراسیاب درباره ی کیخسرو می گوید:
جهان را به مهر وی آید نیاز
به ایران و توران برندش نماز
از دو نکته ای که اشاره شد، استنباط بنده این است که این بیت:
همانا که باشد مرا دستگیر
خداوند تاج و لِوا و سریر
می تواند بهترین اشاره به سلطنت حضرت موعود باشد، چون توصیف نمادین تاج و لوا و سریر؛ نه در سیره ی حضرت پیامبر (ص) چنین توصیفی می گنجد و نه در سیره ی مولا علی (ع) و دیگر ائمه علیهم السلام ؛جز وجود مبارک حضرت حجت صاحب الزمان (عج) که دارای قدرت فرمانروایی است.فرمانروایی که تاج نماد آن است و پرچم شناسای حکومت او و سریر ، جایگاه امارت و امامت او بر امت است. گویی حکیم در همان چند بیت مقدمه شاهنامه که اغلب "شیعه و سنی" به آن جهت "تعیین مذهب فردوسی"استناد می کنند؛ همه مواضع و ایده و مذهب خودرا مشخص کرده است :
که خود انواع حکومت ها را جز حکومت و ولایت اهل بیت (ع) نقض می کندو به حکومتی فرا می خواند که همانند کشتی نوح (ع)نجات دهنده ی مردمان از هلاکت است.
کشتی نوح (نجات) مصداق ولایت ائمه ی معصومین (ع) است، که در زیارات و دعاهای آن بزرگواران بارها دیده ایم و در زیارت حضرت مهدی (عج) در روز جمعه هم می گوییم:
«السلام علیک یا سفینة النجاة، السلام علیک یا عین الحیوة"
و این که حکیم می گوید:
یکی پهن کشتی بسان عروس
بیاراسته، همچو شمع خروس
محمد بدو اندرون، با علی
همان "اهل بیت" نبیّ و وصی
مصداق حدیث نبوی است که فرموده است:
🌹 «مثل اهل بیتی کمثل سفینة نوح من رکبها نجی و من تخلف عنها زخّ فی النّار» (سفینة البحار، ج 1، ص 630).
{مقاله ی "نقدنظری مهدویت درسبک خراسانی" چون تاکنون توسط "موسسه ی آینده روشن" چاپ نشده است و من حدود
۱۵ سال پیش مقاله را تحویل و تسویه حساب کرده ام شرعا تمام این بخش مربوط به "حکیم توس فردوسی بزرگ "(ره) را نمی توانم ارائه دهم ، اما همین مقدارهم کافی است}
(قسمتی از مقاله ی :نقدنظری مهدویت درسبک خراسانی - سیدعلی اصغرموسوی- فصل نامه عصرآدینه )📚 ✅ https://t.me/saapoem
درباره مذهب حکیم ابوالقاسم فردوسی(ره )
استاد سید علی اصغر موسوی
(نویسنده،پژوهشگر)
،،علاوه بر ابیات ,"ولایی" ابیاتی بس گرانسنگ در مقدمه شاهنامه هست ؛ از جمله ابیات زیر:
همانا که باشد مرا دستگیر
خداوند تاج و لِوا و سریر
خداوند جوی و می و انگبین
همان چشمه ی شیر و ماء معین
حکیم در این ابیات، کشتی را فقط برای تمثیل و به عنوان استعاره نیاورده، بلکه تمام شیعیان می دانند که منظور از کشتی ،همان اهل بیت (ع) هستند. منجیانی که با کشتی نجات ، انسان ها را از دریای هلاکت نجات داده و خواهند داد. حدیث معروفی که حضرت امام حسین (ع) را به «سفینه ی نجات» تشبیه می کند، نیز یه همین معناست و یقینا حکیم این ابیات را، بر طبق همان حدیث سروده است.حدیثی که همگان در ایام محرم، بر سر هر در و دیوار دیده اند. اما نکته ی مهم و قابل بررسی مقدمه می تواند در این بیت باشد:
همانا که باشد مرا دستگیر
خداوند تاج و لِوا و سریر
قبل از موشکافی و تشریح این بیت، به دو نکته توجه می کنیم:
1. این که در کتب مجوس یکی از نام های حضرت صاحب (عج)، "خسرو" است و صاحب تاج و تخت و پرچم! که بیت فاخر و زیبای خواجه شیراز (ره) به یاد می آورد:
خسروا گوی فلک در خم چوگان توباد
ساحت کَون و مکان، عرصهُ میدان تو باد
2. به توصیف آقای میرشکاک،" ولی" در شاهنامه، همان "شاه" است و او کسی است که از طرف خداوند ، تصرف در امور می کند و بر دیگران امارت و سلطنت دارد.
ایشان در کتاب از کیخسرو، به عنوان پادشاهی که به تایید الهی رسیده نام می برد و از زبان افراسیاب درباره ی کیخسرو می گوید:
جهان را به مهر وی آید نیاز
به ایران و توران برندش نماز
از دو نکته ای که اشاره شد، استنباط بنده این است که این بیت:
همانا که باشد مرا دستگیر
خداوند تاج و لِوا و سریر
می تواند بهترین اشاره به سلطنت حضرت موعود باشد، چون توصیف نمادین تاج و لوا و سریر؛ نه در سیره ی حضرت پیامبر (ص) چنین توصیفی می گنجد و نه در سیره ی مولا علی (ع) و دیگر ائمه علیهم السلام ؛جز وجود مبارک حضرت حجت صاحب الزمان (عج) که دارای قدرت فرمانروایی است.فرمانروایی که تاج نماد آن است و پرچم شناسای حکومت او و سریر ، جایگاه امارت و امامت او بر امت است. گویی حکیم در همان چند بیت مقدمه شاهنامه که اغلب "شیعه و سنی" به آن جهت "تعیین مذهب فردوسی"استناد می کنند؛ همه مواضع و ایده و مذهب خودرا مشخص کرده است :
که خود انواع حکومت ها را جز حکومت و ولایت اهل بیت (ع) نقض می کندو به حکومتی فرا می خواند که همانند کشتی نوح (ع)نجات دهنده ی مردمان از هلاکت است.
کشتی نوح (نجات) مصداق ولایت ائمه ی معصومین (ع) است، که در زیارات و دعاهای آن بزرگواران بارها دیده ایم و در زیارت حضرت مهدی (عج) در روز جمعه هم می گوییم:
«السلام علیک یا سفینة النجاة، السلام علیک یا عین الحیوة"
و این که حکیم می گوید:
یکی پهن کشتی بسان عروس
بیاراسته، همچو شمع خروس
محمد بدو اندرون، با علی
همان "اهل بیت" نبیّ و وصی
مصداق حدیث نبوی است که فرموده است:
🌹 «مثل اهل بیتی کمثل سفینة نوح من رکبها نجی و من تخلف عنها زخّ فی النّار» (سفینة البحار، ج 1، ص 630).
{مقاله ی "نقدنظری مهدویت درسبک خراسانی" چون تاکنون توسط "موسسه ی آینده روشن" چاپ نشده است و من حدود
۱۵ سال پیش مقاله را تحویل و تسویه حساب کرده ام شرعا تمام این بخش مربوط به "حکیم توس فردوسی بزرگ "(ره) را نمی توانم ارائه دهم ، اما همین مقدارهم کافی است}
(قسمتی از مقاله ی :نقدنظری مهدویت درسبک خراسانی - سیدعلی اصغرموسوی- فصل نامه عصرآدینه )📚 ✅ https://t.me/saapoem
Telegram
مؤسسه فرهنگی هنری سعا انجمن پژوهشگران ادبیات دینی ایران
به یاد« سیده فاطمه معصومه موسوی» ( یاسمن)رحمة اللّه و رضوانه علیها🌹🥀🏴
Forwarded from مؤسسه فرهنگی هنری سعا انجمن پژوهشگران ادبیات دینی ایران (سیدعلی اصغرموسوی ALi Mousavi)
استاد سیدعلی اصغر موسوی saapoem 110:
✅مهدویت در شعر شاعران سبک خراسانی:
سیدعلی اصغرموسوی (شاعر، نویسنده، پژوهشگرادبیات و هنر دینی)
... بخشی از مقاله «مهدویت درسبک خراسانی»... 📚
🖋️شعرای شیعه دارای آثار شیعی در ادبیات:
حکیم مجد الدین ابوالحسن اسحاق کسایی مروزی (341- اوایل قرن پنجم ه.ق)
خواجه کمال الدین بندار رازی (وفات401 ه.ق)
حکیم ابونصر احمد بن منصور متخلص به اسدی طوسی (وفات 465 ه.ق)
حکیم ابوالقاسم حسن بن اسحاق بن شرفشاه فردوسی توسی (329-416 ه.ق):
درباره ی حکیم توس (ره) سخن های بسیار گفته شده و نوشته های بسیار نوشته، حکیم به تنها در سبک خراسانی در شعر پارسی دارای سبک ویژه و در گویش فارسی و چینش واژگان نیز، یگانه است. با توجه به مقدمه ی شاهنامه و ابیات معروف آن؛ که نشانگر تمایل و اعتقاد وی به خاندان عصمت (ع) می باشد؛ اما در رابطه با مهدی و مهدویت، به آشکارا سخن نگفته و در آثار و نوشتجات کسی هم، من ندیده ام به جز ادراکات شخصی خود از همان مقدمه ی شاهنامه و مطالب کتاب «در سایه ی سیمرغ» نوشته ی آقای یوسفعلی میرشکاک، و اما در مقدمه ی شاهنامه:
حکیم این جهان را چو دریا نهاد
برانگیخته موج ازو تند باد
چو هفتاد گشتی بر او ساخته همه بادبان ها برافروخته
یکی پهن کشتی بسان عروس بیاراسته همچو شمع خروس
محمد بدو اندون، با علی همان "اهل بیت" نبیّ و وصی
خردمند کز دور دریا بدید
کرانه نه پیدا و بن ناپدید
بدانست کو موج خواهد زدن
کس از غرق،بیرون نخواهد شدن
به دل گفت اگر با نبی و وصی
شوم غرقه،دارم دو یار وفی[1]
که خود بیانگر اعتقاد حکیم به نبوّت و امامت است که یک رکن اساسی ولایت را تشکیل می دهند که در تشریح آن به تفضیل توضیح خواهم داد حتی اعتقاد حکیم به حکومت صالحان را و علاوه بر ابیات فوق، تا جایی که می گوید:
همانا که باشد مرا دستگیر
خداوند تاج و لِوا و سریر
خداوند جوی و می و انگبین
همان چشمه ی شیر و ماء معین[2]
حکیم در این ابیات، کشتی را فقط برای تمثیل و به عنوان استعاره نیاورده بلکه تمام شیعیان می دانند که اهل بیت (ع) همان کشتی نجات هستند که انسان ها را از دریای هلاکت نجات خواهند داد. و حتی حدیث معروفی را که حضرت امام حسین (ع) را به «سفینه ی نجات» معرفی می کند، همه در ایام محرم به سر در و دیوار دیده اند: اما نکته ی مهم در این بیت است:
همانا که باشد مرا دستگیر
خداوند تاج و لِوا و سریر
قبل از موشکافی و تشریح این بیت به دو نکته توجه می کنیم:
این که در کتب مجوس یکی از نام های حضرت صاحب (عج)، "خسرو" است و صاحب تاج و پرچم و تخت! و بیت فاخر و زیبای خواجه شیراز (ره) به یاد می آورد:
«خسروا گوی فلک در خم چوگان تو باد»
به توصیف آقای میرشکاک، ولی در شاهنامه، همان "شاه" است و او کسی است از طرف خداوند که تصرف در امور می کند و بر دیگران امارت و سلطنت دارد.
(برای مطالعه ی بیشتر می توانید به کتاب در سایه ی سیمرغ، یوسفعلی میرشکاک مراجعه کنید).
ایشان در کتاب از کیخسرو، به عنوان پادشاهی که به تایید الهی رسیده نام می برد و از زبان افراسیاب درباره ی کیخسرو می گوید:
جهان را به مهر وی آید نیاز
به ایران و توران برندش نماز[3]
از دو نکته ای که اشاره شد، استنباط بند، این است که این بیت:
همانا که باشد مرا دستگیر
خداوند تاج و لِوا و سریر
می تواند بهترین اشاره به سلطنت حضرت موعود باشد، چون توصیف نمادین تاج و لوا و سریر، نه در سیره ی حضرت پیامبر (ص) چنین توصیفی می گنجد و نه در سیره ی مولا علی (ع) و دیگر ائمه علیهم السلام جز وجود مبارک حضرت حجت صاحب الزمان (عج) که دارای قدرت فرمانروایی است که تاج نماد آن است و پرچم عدالت شناسای حکومت او و سریر که جایگاه امارت و امامت او بر امت است در اغلب آثاری که فردوسی پژوهان و گرد آورندگان آثار شیعی، از فردوس گزینش کرده اند فقط ه همان تعداد ابیات مقدسه اکتفا شده است و در برخی از آن ها، خلفای اهل تسنن هم ستایش شده اند و در برخی آن ابیات حذف شده است و در آثاری همچون: «مناقب علوی در آیینه ی شعر فارسی»، دکتر ابوالقاسم رادفر؛ «سیمای مهدی موعود در آیینه ی شعر فارسی»، محمد علی مجاهدی؛ «تدوین موضوعی شاهنامه» دکتر محمود رضا افتخار زاده؛ «بوسه بر خاک حیدر»، علی بوالحسنی و «جلوه های ولایت در شعر فارسی»، احمد احمدی بیرجندی و ... .
در تمامی این آثار و دیگر پژوهش ها، تنها به انتقال برخی ابیات ازاین کتاب به آن کتاب انجام شده است...
و همه جملگی ادعا کرده اند که حکیم فردوسی، «شیعه» و آن هم «امامی اثنی عشری» است بدون استناد به ابیات و تحریفات دیگر، ولو حتی به اشاره!
✅مهدویت در شعر شاعران سبک خراسانی:
سیدعلی اصغرموسوی (شاعر، نویسنده، پژوهشگرادبیات و هنر دینی)
... بخشی از مقاله «مهدویت درسبک خراسانی»... 📚
🖋️شعرای شیعه دارای آثار شیعی در ادبیات:
حکیم مجد الدین ابوالحسن اسحاق کسایی مروزی (341- اوایل قرن پنجم ه.ق)
خواجه کمال الدین بندار رازی (وفات401 ه.ق)
حکیم ابونصر احمد بن منصور متخلص به اسدی طوسی (وفات 465 ه.ق)
حکیم ابوالقاسم حسن بن اسحاق بن شرفشاه فردوسی توسی (329-416 ه.ق):
درباره ی حکیم توس (ره) سخن های بسیار گفته شده و نوشته های بسیار نوشته، حکیم به تنها در سبک خراسانی در شعر پارسی دارای سبک ویژه و در گویش فارسی و چینش واژگان نیز، یگانه است. با توجه به مقدمه ی شاهنامه و ابیات معروف آن؛ که نشانگر تمایل و اعتقاد وی به خاندان عصمت (ع) می باشد؛ اما در رابطه با مهدی و مهدویت، به آشکارا سخن نگفته و در آثار و نوشتجات کسی هم، من ندیده ام به جز ادراکات شخصی خود از همان مقدمه ی شاهنامه و مطالب کتاب «در سایه ی سیمرغ» نوشته ی آقای یوسفعلی میرشکاک، و اما در مقدمه ی شاهنامه:
حکیم این جهان را چو دریا نهاد
برانگیخته موج ازو تند باد
چو هفتاد گشتی بر او ساخته همه بادبان ها برافروخته
یکی پهن کشتی بسان عروس بیاراسته همچو شمع خروس
محمد بدو اندون، با علی همان "اهل بیت" نبیّ و وصی
خردمند کز دور دریا بدید
کرانه نه پیدا و بن ناپدید
بدانست کو موج خواهد زدن
کس از غرق،بیرون نخواهد شدن
به دل گفت اگر با نبی و وصی
شوم غرقه،دارم دو یار وفی[1]
که خود بیانگر اعتقاد حکیم به نبوّت و امامت است که یک رکن اساسی ولایت را تشکیل می دهند که در تشریح آن به تفضیل توضیح خواهم داد حتی اعتقاد حکیم به حکومت صالحان را و علاوه بر ابیات فوق، تا جایی که می گوید:
همانا که باشد مرا دستگیر
خداوند تاج و لِوا و سریر
خداوند جوی و می و انگبین
همان چشمه ی شیر و ماء معین[2]
حکیم در این ابیات، کشتی را فقط برای تمثیل و به عنوان استعاره نیاورده بلکه تمام شیعیان می دانند که اهل بیت (ع) همان کشتی نجات هستند که انسان ها را از دریای هلاکت نجات خواهند داد. و حتی حدیث معروفی را که حضرت امام حسین (ع) را به «سفینه ی نجات» معرفی می کند، همه در ایام محرم به سر در و دیوار دیده اند: اما نکته ی مهم در این بیت است:
همانا که باشد مرا دستگیر
خداوند تاج و لِوا و سریر
قبل از موشکافی و تشریح این بیت به دو نکته توجه می کنیم:
این که در کتب مجوس یکی از نام های حضرت صاحب (عج)، "خسرو" است و صاحب تاج و پرچم و تخت! و بیت فاخر و زیبای خواجه شیراز (ره) به یاد می آورد:
«خسروا گوی فلک در خم چوگان تو باد»
به توصیف آقای میرشکاک، ولی در شاهنامه، همان "شاه" است و او کسی است از طرف خداوند که تصرف در امور می کند و بر دیگران امارت و سلطنت دارد.
(برای مطالعه ی بیشتر می توانید به کتاب در سایه ی سیمرغ، یوسفعلی میرشکاک مراجعه کنید).
ایشان در کتاب از کیخسرو، به عنوان پادشاهی که به تایید الهی رسیده نام می برد و از زبان افراسیاب درباره ی کیخسرو می گوید:
جهان را به مهر وی آید نیاز
به ایران و توران برندش نماز[3]
از دو نکته ای که اشاره شد، استنباط بند، این است که این بیت:
همانا که باشد مرا دستگیر
خداوند تاج و لِوا و سریر
می تواند بهترین اشاره به سلطنت حضرت موعود باشد، چون توصیف نمادین تاج و لوا و سریر، نه در سیره ی حضرت پیامبر (ص) چنین توصیفی می گنجد و نه در سیره ی مولا علی (ع) و دیگر ائمه علیهم السلام جز وجود مبارک حضرت حجت صاحب الزمان (عج) که دارای قدرت فرمانروایی است که تاج نماد آن است و پرچم عدالت شناسای حکومت او و سریر که جایگاه امارت و امامت او بر امت است در اغلب آثاری که فردوسی پژوهان و گرد آورندگان آثار شیعی، از فردوس گزینش کرده اند فقط ه همان تعداد ابیات مقدسه اکتفا شده است و در برخی از آن ها، خلفای اهل تسنن هم ستایش شده اند و در برخی آن ابیات حذف شده است و در آثاری همچون: «مناقب علوی در آیینه ی شعر فارسی»، دکتر ابوالقاسم رادفر؛ «سیمای مهدی موعود در آیینه ی شعر فارسی»، محمد علی مجاهدی؛ «تدوین موضوعی شاهنامه» دکتر محمود رضا افتخار زاده؛ «بوسه بر خاک حیدر»، علی بوالحسنی و «جلوه های ولایت در شعر فارسی»، احمد احمدی بیرجندی و ... .
در تمامی این آثار و دیگر پژوهش ها، تنها به انتقال برخی ابیات ازاین کتاب به آن کتاب انجام شده است...
و همه جملگی ادعا کرده اند که حکیم فردوسی، «شیعه» و آن هم «امامی اثنی عشری» است بدون استناد به ابیات و تحریفات دیگر، ولو حتی به اشاره!
Forwarded from مؤسسه فرهنگی هنری سعا انجمن پژوهشگران ادبیات دینی ایران (سیدعلی اصغرموسوی ALi Mousavi)
اگر ملاک چند بیت است که دیگر می توان گفت؛ حکیم اهل تسنن است! چون هم پیامبر (ص) و دربرخی نسخ هم «خلفای راشدین» و هم دیگر صحابه را ستوده است!
و مناقب حضرت امیرالمومنین (ع) هم چیز تازه ای در ادبیات عرب و فارس آن زمان نبوده و نیست که کسی کتمان کند؟!
... وحتی اگر بخواهیم ملاک را ابیات بیشتر بدانیم، «زرتشتی» بودنش بیشتر به چشم می آید تا «مسلمان» بودن، چون هزاران بیت در راه و رسم آیین ایران دارد و بارها از آیین آسمانی ایرانیان سخن گفته است؟!
پس ملاک این پژوهشگران در شیعه ی امامیه – دوازده امامی – بودن ایشان چیست؟!
برای بیان بهتر باید عرض کنم در برخی ابیات شاهنامه، حکیم نظر خود را درباره ی امارت (پادشاهی) و دین، این گونه بیان می دارد:
چو بر دین کند شهریار آفرین
برادر شودشهریاری و دین
نه بی تخت شاهی ست، دینی به پای
نه بی دین بود شهریاری به پای
دو دیباست یک در دگر بافته
برآورده پیش خرد تافته
چنین پاسبانان یکدیگرند
تو گویی که در زیر یک چادرند
نه آن زین، نه این زان بود بی نیاز
دو انبازدیدیمشان نیک ساز
چو باشد خداوندی رای و خرد
دو گیتی همی مرد دینی برد
چو دین را بود پادشا پاسبان
تو این هر دو را جز برادر مخوان
چو دین دار کین دارد از پادشا
مخوان تا توانی ورا پارسا
هر آن کس که بر دادگر شهریار
گشاید زبان،مرد دینش مدار[4
پس نتیجه می گیریم، طبق بیان آقای میرشکاک در کتاب «سایه ی سیمرغ» که «ولی» را در شاهنامه همان «شاه» می داند – شاهی که از طرف خداوند به سلطنت رسیده – امارت و پادشاهی، همانا ولایت در اسلام است و طبق آیه ی مبارک «و اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولامر منکم».
در بیت مورد نظر بنده نیز تنها دستگیر و یاری دهنده که صاحب امارت و پرچم و سریر باشد؛ و جز وجود مبارک حضرت صاحب (عج)، در عصر حکیم و عصر حاضر چه کسی لایق حکومت بر امت اسلام است گویی حکیم در همان چند بیت مقدمه خود تمام انواع حکومت ها را جز حکومت و ولایت اهل بیت (ع) نقض می کند؛ حکومتی که همانند کشتی نوح نجات دهنده ی مردمان از هلاکت است.
✔️منابع :
[1] شاهنامه ی فردوسی، به کوشش پرویز اتابکی، چاپ اول، تهران 1375، ص 8.
[2] شاهنامه ی فردوسی، به کوشش پرویز اتابکی، چاپ اول، تهران 1375، ص 8.
[3] در سایه ی سیمرغ، ص 64.
[4] شاهنامه ی فردوسی، تدوین موضوعی شاهنامه، دکتر محمود رضا افتخار زاده، انتشارات آرون، چاپ دوم، سال 1371، ص
و مناقب حضرت امیرالمومنین (ع) هم چیز تازه ای در ادبیات عرب و فارس آن زمان نبوده و نیست که کسی کتمان کند؟!
... وحتی اگر بخواهیم ملاک را ابیات بیشتر بدانیم، «زرتشتی» بودنش بیشتر به چشم می آید تا «مسلمان» بودن، چون هزاران بیت در راه و رسم آیین ایران دارد و بارها از آیین آسمانی ایرانیان سخن گفته است؟!
پس ملاک این پژوهشگران در شیعه ی امامیه – دوازده امامی – بودن ایشان چیست؟!
برای بیان بهتر باید عرض کنم در برخی ابیات شاهنامه، حکیم نظر خود را درباره ی امارت (پادشاهی) و دین، این گونه بیان می دارد:
چو بر دین کند شهریار آفرین
برادر شودشهریاری و دین
نه بی تخت شاهی ست، دینی به پای
نه بی دین بود شهریاری به پای
دو دیباست یک در دگر بافته
برآورده پیش خرد تافته
چنین پاسبانان یکدیگرند
تو گویی که در زیر یک چادرند
نه آن زین، نه این زان بود بی نیاز
دو انبازدیدیمشان نیک ساز
چو باشد خداوندی رای و خرد
دو گیتی همی مرد دینی برد
چو دین را بود پادشا پاسبان
تو این هر دو را جز برادر مخوان
چو دین دار کین دارد از پادشا
مخوان تا توانی ورا پارسا
هر آن کس که بر دادگر شهریار
گشاید زبان،مرد دینش مدار[4
پس نتیجه می گیریم، طبق بیان آقای میرشکاک در کتاب «سایه ی سیمرغ» که «ولی» را در شاهنامه همان «شاه» می داند – شاهی که از طرف خداوند به سلطنت رسیده – امارت و پادشاهی، همانا ولایت در اسلام است و طبق آیه ی مبارک «و اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولامر منکم».
در بیت مورد نظر بنده نیز تنها دستگیر و یاری دهنده که صاحب امارت و پرچم و سریر باشد؛ و جز وجود مبارک حضرت صاحب (عج)، در عصر حکیم و عصر حاضر چه کسی لایق حکومت بر امت اسلام است گویی حکیم در همان چند بیت مقدمه خود تمام انواع حکومت ها را جز حکومت و ولایت اهل بیت (ع) نقض می کند؛ حکومتی که همانند کشتی نوح نجات دهنده ی مردمان از هلاکت است.
✔️منابع :
[1] شاهنامه ی فردوسی، به کوشش پرویز اتابکی، چاپ اول، تهران 1375، ص 8.
[2] شاهنامه ی فردوسی، به کوشش پرویز اتابکی، چاپ اول، تهران 1375، ص 8.
[3] در سایه ی سیمرغ، ص 64.
[4] شاهنامه ی فردوسی، تدوین موضوعی شاهنامه، دکتر محمود رضا افتخار زاده، انتشارات آرون، چاپ دوم، سال 1371، ص
Forwarded from مؤسسه فرهنگی هنری سعا انجمن پژوهشگران ادبیات دینی ایران (سیدعلی اصغرموسوی ALi Mousavi)
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الصَّادِقِ خَازِنِ الْعِلْمِ الدَّاعِي إِلَيْكَ بِالْحَقِّ النُّورِ الْمُبِينِ
پروردگارا درود فرست بر حضرت جعفر بن محمد امام صادق كه گنجينه علم تو و خواننده خلق با نور علم و حجت روشن بسوى حق است
اللَّهُمَّ وَ كَمَا جَعَلْتَهُ مَعْدِنَ كَلاَمِكَ وَ وَحْيِكَ وَ خَازِنَ عِلْمِكَ وَ لِسَانَ تَوْحِيدِكَ وَ وَلِيَّ أَمْرِكَ وَ مُسْتَحْفَظَ (مُسْتَحْفِظَ) دِينِكَ
پروردگارا چنانكه تو او را معدن اسرار كتاب وحى خود و مخزن علم و زبان گوياى به توحيد و معرفت و ولى امر خود و نگهبان دين خويش قرار دادى
فَصَلِّ عَلَيْهِ أَفْضَلَ مَا صَلَّيْتَ عَلَى أَحَدٍ مِنْ أَصْفِيَائِكَ وَ حُجَجِكَ إِنَّكَ حَمِيدٌ مَجِيدٌ
پس درود فرست بر او بهترين درودى كه بر احدى از خاصان و حجتهاى خود فرستادى كه البته تو اى خدا در صفات و ذات پسنديده و بزرگوارى.
پروردگارا درود فرست بر حضرت جعفر بن محمد امام صادق كه گنجينه علم تو و خواننده خلق با نور علم و حجت روشن بسوى حق است
اللَّهُمَّ وَ كَمَا جَعَلْتَهُ مَعْدِنَ كَلاَمِكَ وَ وَحْيِكَ وَ خَازِنَ عِلْمِكَ وَ لِسَانَ تَوْحِيدِكَ وَ وَلِيَّ أَمْرِكَ وَ مُسْتَحْفَظَ (مُسْتَحْفِظَ) دِينِكَ
پروردگارا چنانكه تو او را معدن اسرار كتاب وحى خود و مخزن علم و زبان گوياى به توحيد و معرفت و ولى امر خود و نگهبان دين خويش قرار دادى
فَصَلِّ عَلَيْهِ أَفْضَلَ مَا صَلَّيْتَ عَلَى أَحَدٍ مِنْ أَصْفِيَائِكَ وَ حُجَجِكَ إِنَّكَ حَمِيدٌ مَجِيدٌ
پس درود فرست بر او بهترين درودى كه بر احدى از خاصان و حجتهاى خود فرستادى كه البته تو اى خدا در صفات و ذات پسنديده و بزرگوارى.
Forwarded from مؤسسه فرهنگی هنری سعا انجمن پژوهشگران ادبیات دینی ایران
مجله اشارات تابستان سال 1393 شماره 155
متن ادبی - عقل
چلچراغ دانش
سید علی اصغر موسوی
چلچراغ دانشت گرچه فروزان است، هنوز ساحتِ «بقیع» شاهدی آشکار برای غربت تو حتی در زادگاه توست. مولاجان! ای راستگوترین مفسر قرآن، وارث احادیث نبوی صلی الله علیه و آله و معارف علوی؛ چقدر جانکاه است از شهادت گفتن و در سوگ تو نوشتن!
تجربه های زندگی ات را می گریم در دوره هایی که ناچار بودی رخ در رخ طاغوت، شاهد ظلم شان باشی. «امویان» غرق فساد و جنایت و «عباسیان» غرق کبر و خیانت را می گویم که به خورشید علم و تقوایت رشک می بردند. سخن از نامردمانی می گویم که در مکتب درست می نشستند و درباره مقام آسمانی ات سعایت می کردند.
چگونه با دیدن «بقیع» تمام دلم را نگریم؟! وقتی دشمنان خدا هنوز هم تو را در حصار شیطانی خود محصور کرده اند. چگونه به غربتت نیندیشم که فرزندان بوجهل و بولهب، هر روز و هر ساعت خفاشانه به بلندای خورشید ولایت حمله می کنند؛ یاوه می بافند و شکوه معارفت را تاب نمی آورند.
چگونه به اندوه مزارت ننشینم که فرزندان «بدنهاد» معاویه و بوسفیان حتی سایبانش را به تاراج برده اند!
بریده باد دستشان! بریده باد نفسشان که با نشخوار کردن حرف «شیاطین»، هر روز به آزار فرزندان پیامبر صلی الله علیه و آله می پردازند! چقدر آفتاب نامتان گرمابخش است، وقتی به آسمان «بقیع» می نگرم. امام بزرگوار من، یا جعفر بن محمد، ای صادق آل الله؛ چگونه مقام شما را، نام شما را، شرافت خاندان شما را با دیگران به مقایسه بنشینم! مقام ولایی شما کجا و فرزندان طاغوت کجا؟!
اَلسَّلاٰمُ عَلَیکم یٰا اَهْلَ بَیتِ النُّبُوَّةِ وَ مَعْدِن الرِّسٰالَةُ وَ مَهْبَط الْوَحْی...
هنوز بعد از صدها سال، غربت شهادت بر دل ما «شیعیان» سنگینی می کند و آسمان دل ابری ما به «گریه» می خواند.
هنوز هم کوچه های مدینه به یاد «محله بنی هاشم» داغدار است. هنوز هم مسجدالنبی اندوهگین غربت فاطمه علیها السلام است. هنوز هم عطر قدم هایت از حریم حرم رسول الله می آید.
اگر نبود وسعت «علم» تو، شریعت پیامبر صلی الله علیه و آله را مشرکان «بنی امیه و بنی عباس» به یغما برده بودند. اگر نبود ترجمان معارف ولایی ات، دین فروشان بازار مکاره، شکوه قرآن را خدشه دار می کردند.
اگر نبود آیین یکتاپرستی ات، فرزندان لات و عُزی و هُبل، پیرایه بر شریعت نبوی می بستند.
بلند باد نامت در تمام افق های عالم، که سرافرازی امروز اسلام، از زحمات دیروز توست و سرافرازی فردای اسلام در سایه ولایت خدایی ات خواهد بود، ان شاءالله!
مولاجان!
گرچه در مدینه نیستیم، گرچه غربت «بقیع» را از دوردست ها به اندوه نشسته ایم، گرچه زیارتت را به سودای دل سپرده ایم، هرچند غبار مزارت را به باران اشک ها شسته ایم، شاهد باش که خداوند ذی الجلال نیز شاهد است ما دل به مهر شما اهل بیت بسته و در سایه ولایت شما نشسته ایم. همان ولایتی که اجداد بزرگوارت علیهم السلام نیز، سر و سامان به راهش دادند، شهید شدند و هستی شان را فرزندان شیطان به یغما بردند.
مولاجان!
دعایمان کن که در عصر پریشانی ها قرار گرفته ایم! دعایمان کن پاسدار معارف الهی شما باشیم. دعایمان کن تا مذهب «ولایت» و مکتب «امامیه» را پیروانی شایسته باشیم؛ اکنون که داغدار سوگ جانکاه توایم؛ اکنون که داغ شهادتت را همچون نگاه غریبانه بقیع بر دل داریم؛ اکنون که جز آه بر لب و اندوه در دل، اشک در چشم و ناله بر زبان هدیه ای به پیشگاه آسمانی ات نداریم، سوگواری ما را نیز همچون سوگواری ملائک بر مزارت بپذیر.
#سعا
#سیدعلی_اصغرموسوی
#saapoem
@saapoem
متن ادبی - عقل
چلچراغ دانش
سید علی اصغر موسوی
چلچراغ دانشت گرچه فروزان است، هنوز ساحتِ «بقیع» شاهدی آشکار برای غربت تو حتی در زادگاه توست. مولاجان! ای راستگوترین مفسر قرآن، وارث احادیث نبوی صلی الله علیه و آله و معارف علوی؛ چقدر جانکاه است از شهادت گفتن و در سوگ تو نوشتن!
تجربه های زندگی ات را می گریم در دوره هایی که ناچار بودی رخ در رخ طاغوت، شاهد ظلم شان باشی. «امویان» غرق فساد و جنایت و «عباسیان» غرق کبر و خیانت را می گویم که به خورشید علم و تقوایت رشک می بردند. سخن از نامردمانی می گویم که در مکتب درست می نشستند و درباره مقام آسمانی ات سعایت می کردند.
چگونه با دیدن «بقیع» تمام دلم را نگریم؟! وقتی دشمنان خدا هنوز هم تو را در حصار شیطانی خود محصور کرده اند. چگونه به غربتت نیندیشم که فرزندان بوجهل و بولهب، هر روز و هر ساعت خفاشانه به بلندای خورشید ولایت حمله می کنند؛ یاوه می بافند و شکوه معارفت را تاب نمی آورند.
چگونه به اندوه مزارت ننشینم که فرزندان «بدنهاد» معاویه و بوسفیان حتی سایبانش را به تاراج برده اند!
بریده باد دستشان! بریده باد نفسشان که با نشخوار کردن حرف «شیاطین»، هر روز به آزار فرزندان پیامبر صلی الله علیه و آله می پردازند! چقدر آفتاب نامتان گرمابخش است، وقتی به آسمان «بقیع» می نگرم. امام بزرگوار من، یا جعفر بن محمد، ای صادق آل الله؛ چگونه مقام شما را، نام شما را، شرافت خاندان شما را با دیگران به مقایسه بنشینم! مقام ولایی شما کجا و فرزندان طاغوت کجا؟!
اَلسَّلاٰمُ عَلَیکم یٰا اَهْلَ بَیتِ النُّبُوَّةِ وَ مَعْدِن الرِّسٰالَةُ وَ مَهْبَط الْوَحْی...
هنوز بعد از صدها سال، غربت شهادت بر دل ما «شیعیان» سنگینی می کند و آسمان دل ابری ما به «گریه» می خواند.
هنوز هم کوچه های مدینه به یاد «محله بنی هاشم» داغدار است. هنوز هم مسجدالنبی اندوهگین غربت فاطمه علیها السلام است. هنوز هم عطر قدم هایت از حریم حرم رسول الله می آید.
اگر نبود وسعت «علم» تو، شریعت پیامبر صلی الله علیه و آله را مشرکان «بنی امیه و بنی عباس» به یغما برده بودند. اگر نبود ترجمان معارف ولایی ات، دین فروشان بازار مکاره، شکوه قرآن را خدشه دار می کردند.
اگر نبود آیین یکتاپرستی ات، فرزندان لات و عُزی و هُبل، پیرایه بر شریعت نبوی می بستند.
بلند باد نامت در تمام افق های عالم، که سرافرازی امروز اسلام، از زحمات دیروز توست و سرافرازی فردای اسلام در سایه ولایت خدایی ات خواهد بود، ان شاءالله!
مولاجان!
گرچه در مدینه نیستیم، گرچه غربت «بقیع» را از دوردست ها به اندوه نشسته ایم، گرچه زیارتت را به سودای دل سپرده ایم، هرچند غبار مزارت را به باران اشک ها شسته ایم، شاهد باش که خداوند ذی الجلال نیز شاهد است ما دل به مهر شما اهل بیت بسته و در سایه ولایت شما نشسته ایم. همان ولایتی که اجداد بزرگوارت علیهم السلام نیز، سر و سامان به راهش دادند، شهید شدند و هستی شان را فرزندان شیطان به یغما بردند.
مولاجان!
دعایمان کن که در عصر پریشانی ها قرار گرفته ایم! دعایمان کن پاسدار معارف الهی شما باشیم. دعایمان کن تا مذهب «ولایت» و مکتب «امامیه» را پیروانی شایسته باشیم؛ اکنون که داغدار سوگ جانکاه توایم؛ اکنون که داغ شهادتت را همچون نگاه غریبانه بقیع بر دل داریم؛ اکنون که جز آه بر لب و اندوه در دل، اشک در چشم و ناله بر زبان هدیه ای به پیشگاه آسمانی ات نداریم، سوگواری ما را نیز همچون سوگواری ملائک بر مزارت بپذیر.
#سعا
#سیدعلی_اصغرموسوی
#saapoem
@saapoem
Forwarded from مؤسسه فرهنگی هنری سعا انجمن پژوهشگران ادبیات دینی ایران (seyed ALi Asghar Mousavi)
Forwarded from مؤسسه فرهنگی هنری سعا انجمن پژوهشگران ادبیات دینی ایران
🌴📚🌴
✍مکتب قم📚
قالَ باقر(ع)،قالَ صادق(ع)، ریشۀ فقه از کجاست؟
حکمتِ احکام و ایمان، ترجمانِ «إنَما»ست*
درس شاگردان این مکتب، تواضع هست و بس!
روی منبر یازمین، آیینه گی هرجا رواست!
قال باقر(ع) گفتن و ممنون شدن از خود چرا؟
طبع طوطی وار ما، شأن پیامش در حیاست
از چه از «انذار» می خوانی حدیث خطبه را؟
مکتب صادق(ع) بشارتگوی عفو کبریاست
«رحمة للعالمین» را با «نذیر» آورده ای؟
با بَشر «تبشیرِ» می آید که اصل ماجراست!
آنچه مردم از شما دارند هرجا انتظار
قال باقر(ع)، قال صادق(ع) گفتن از فضل خداست
حضرت ایشان بسی فرموده از «انصاف و عدل»
هرچه«حق» باشد،فقط «تقدیس» احکامش سزاست
شهر «قم» ، شهر تعقّل در وجوه «مکتب» است
بر چکاد مکتب اش، هم پرچم «آل عبا» ست
شعر «قم» دارد نهنگان در «محیط» عقل و عشق
«مجمع البحرين» حکمت پویِ عرفان آشناست
شهر قم باید که پالایش دهد، هر نیک و بد!
شهر قم، شهر«جمیل المشهد» اُخت الرّضاست(ع)
حضرت معصومه (ع) با خود این شکوه آورده است
کاروانش تاقیامت در عبور از کوچه هاست!
کی شود کهنه علوم «آل موسی» در جهان؟
مکتب ِ حقِ «امامیه»، پر از نشو و نماست!
درکنار مهدی موعود (عج) و درس جمکران
شهر قم درحال تنظیم دروس اولیاست!
می رسد روزی که مهدی (عج) می نهد پا در رکاب
چشم کم سوی «سعا» هرجمعه سمت کربلاست💐
📚🌴✍️
مکتب شعر امامیه
سیدعلی اصغرموسوی
قم- ۲۰خرداد ۱۳۹۹
✍*إنما: آيهٔ «إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً»
🌴🌴🌴
#سعا
#saapoem
@saapoem
✍مکتب قم📚
قالَ باقر(ع)،قالَ صادق(ع)، ریشۀ فقه از کجاست؟
حکمتِ احکام و ایمان، ترجمانِ «إنَما»ست*
درس شاگردان این مکتب، تواضع هست و بس!
روی منبر یازمین، آیینه گی هرجا رواست!
قال باقر(ع) گفتن و ممنون شدن از خود چرا؟
طبع طوطی وار ما، شأن پیامش در حیاست
از چه از «انذار» می خوانی حدیث خطبه را؟
مکتب صادق(ع) بشارتگوی عفو کبریاست
«رحمة للعالمین» را با «نذیر» آورده ای؟
با بَشر «تبشیرِ» می آید که اصل ماجراست!
آنچه مردم از شما دارند هرجا انتظار
قال باقر(ع)، قال صادق(ع) گفتن از فضل خداست
حضرت ایشان بسی فرموده از «انصاف و عدل»
هرچه«حق» باشد،فقط «تقدیس» احکامش سزاست
شهر «قم» ، شهر تعقّل در وجوه «مکتب» است
بر چکاد مکتب اش، هم پرچم «آل عبا» ست
شعر «قم» دارد نهنگان در «محیط» عقل و عشق
«مجمع البحرين» حکمت پویِ عرفان آشناست
شهر قم باید که پالایش دهد، هر نیک و بد!
شهر قم، شهر«جمیل المشهد» اُخت الرّضاست(ع)
حضرت معصومه (ع) با خود این شکوه آورده است
کاروانش تاقیامت در عبور از کوچه هاست!
کی شود کهنه علوم «آل موسی» در جهان؟
مکتب ِ حقِ «امامیه»، پر از نشو و نماست!
درکنار مهدی موعود (عج) و درس جمکران
شهر قم درحال تنظیم دروس اولیاست!
می رسد روزی که مهدی (عج) می نهد پا در رکاب
چشم کم سوی «سعا» هرجمعه سمت کربلاست💐
📚🌴✍️
مکتب شعر امامیه
سیدعلی اصغرموسوی
قم- ۲۰خرداد ۱۳۹۹
✍*إنما: آيهٔ «إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً»
🌴🌴🌴
#سعا
#saapoem
@saapoem
Forwarded from مؤسسه فرهنگی هنری سعا انجمن پژوهشگران ادبیات دینی ایران (سیدعلی اصغرموسوی ALi Mousavi)
📚✍️
مکتب شیعهٔ امامیه🌴
حلقه درحلقه کهکشان هارا،رمزومصداق دانش ودین کرد
این به آن در مزید ِ علت ها، آن محرّک به دولت این کرد
مکتبی لایه لایه از حکمت، در درون و برون پر از دانش
هریکی را محافظ آن یک، مثل گل در حریم پرچین کرد
آفرید، از نبود بود آورد، خلق را جمله در سجود آورد
ازجلالت حریم حکمت را ، با جمال وکمال آذین کرد
**
از هیاهوی خلقت آدم(ع)، تا تکاپوی نهضت خاتم(ص)
آنکه حتی میان اهل البيت ،حکمت فقه شیعه تبیین کرد!
هست مولا امام خیر الناس، جعفر بن محمّد صادق(ع)
ازکلامش جميع جنّ و بشر، هرکه شدرستگار، تمکین کرد
«مکتب شیعهٔ امامیه»هست شرح شریعت«اسلام» 📚
حضرت حق«امام صادق»را شارح این مرام،تعیین کرد
از«سعا»هرزمان ثنایش باد ، بی نهایت،به قدر آنی که -
بازسازی زشرح وبسط وبیان،اصل وفرع وشروط آیین کرد.✍️📚
مکتب شعرامامیه
مکتب شعردینی درایران
سیدعلی اصغرموسوی
قم - خرداد۱۳۹۹
۲۵شوال ۱۴۴۱
#سعا #استاد_سعا
#مكتب_امامیه
#saapoem
@saapoem
مکتب شیعهٔ امامیه🌴
حلقه درحلقه کهکشان هارا،رمزومصداق دانش ودین کرد
این به آن در مزید ِ علت ها، آن محرّک به دولت این کرد
مکتبی لایه لایه از حکمت، در درون و برون پر از دانش
هریکی را محافظ آن یک، مثل گل در حریم پرچین کرد
آفرید، از نبود بود آورد، خلق را جمله در سجود آورد
ازجلالت حریم حکمت را ، با جمال وکمال آذین کرد
**
از هیاهوی خلقت آدم(ع)، تا تکاپوی نهضت خاتم(ص)
آنکه حتی میان اهل البيت ،حکمت فقه شیعه تبیین کرد!
هست مولا امام خیر الناس، جعفر بن محمّد صادق(ع)
ازکلامش جميع جنّ و بشر، هرکه شدرستگار، تمکین کرد
«مکتب شیعهٔ امامیه»هست شرح شریعت«اسلام» 📚
حضرت حق«امام صادق»را شارح این مرام،تعیین کرد
از«سعا»هرزمان ثنایش باد ، بی نهایت،به قدر آنی که -
بازسازی زشرح وبسط وبیان،اصل وفرع وشروط آیین کرد.✍️📚
مکتب شعرامامیه
مکتب شعردینی درایران
سیدعلی اصغرموسوی
قم - خرداد۱۳۹۹
۲۵شوال ۱۴۴۱
#سعا #استاد_سعا
#مكتب_امامیه
#saapoem
@saapoem
Forwarded from مؤسسه فرهنگی هنری سعا انجمن پژوهشگران ادبیات دینی ایران (سیدعلی اصغرموسوی ALi Mousavi)
🌷
هوالحی الذی لایموت
شب جمعه ، شب رحمت و مغفرت برای عزیزان رفته تاملکوت!
به یاداموات بزرگوارمان، اولیاء و انبیاء الهی شهدا،شعرا،علما،اندیشمندان، فقراوتمام بی وارثان ومحرومین جامعه جهانی و همچنین «والدین»بنده واموات محترم اعضای گروه در این شب که آکنده از «صلوات بر اهل بیت سلام اللّه علیهم» است، «فاتحه» ای عنایت کنید💐🙏
اجرکم عنداللّه کثیرا 🌳
🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
اللهم اغفر للمؤمنين والمؤمنات والمسلمين والمسلمات الاحياء منهم والاموات، بالاخص روح خاتون عزیز سیده فاطمه معصومه موسوی ،شاد ، بالنبی و آله الفاتحة مع الصلواة🌷🌴🙏
#الفاتحه
#سیده_فاطمه_معصومه_موسوی
#سیده_معصومه_موسوی
#saapoem
هوالحی الذی لایموت
شب جمعه ، شب رحمت و مغفرت برای عزیزان رفته تاملکوت!
به یاداموات بزرگوارمان، اولیاء و انبیاء الهی شهدا،شعرا،علما،اندیشمندان، فقراوتمام بی وارثان ومحرومین جامعه جهانی و همچنین «والدین»بنده واموات محترم اعضای گروه در این شب که آکنده از «صلوات بر اهل بیت سلام اللّه علیهم» است، «فاتحه» ای عنایت کنید💐🙏
اجرکم عنداللّه کثیرا 🌳
🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
اللهم اغفر للمؤمنين والمؤمنات والمسلمين والمسلمات الاحياء منهم والاموات، بالاخص روح خاتون عزیز سیده فاطمه معصومه موسوی ،شاد ، بالنبی و آله الفاتحة مع الصلواة🌷🌴🙏
#الفاتحه
#سیده_فاطمه_معصومه_موسوی
#سیده_معصومه_موسوی
#saapoem
Forwarded from تا افق راهی نیست... همسفربامن باش
🌹برای شادمانیهای بعد از آشنایی نیست
از اندوه نهان در پشت هر تبریک میترسم🌹
—-
mənim kədər təbrik arxasında gizli
**
بعد فرحة لا يؤرخ
الحزن الخفي وراء كل تهنئة
**
(the sorrows is Hidden behind my congratulation)
—----------
my happiness isn;t After the joy of not dating
sadness behind each Congratulations is hidden
***
ملاقات اور سلام کے بعد
میں علیحدگی کا خوف ہے
***
🌹🌹🌹🌹🌹
سید علی اصغر موسوی
#سعا
#saapoem
از اندوه نهان در پشت هر تبریک میترسم🌹
—-
mənim kədər təbrik arxasında gizli
**
بعد فرحة لا يؤرخ
الحزن الخفي وراء كل تهنئة
**
(the sorrows is Hidden behind my congratulation)
—----------
my happiness isn;t After the joy of not dating
sadness behind each Congratulations is hidden
***
ملاقات اور سلام کے بعد
میں علیحدگی کا خوف ہے
***
🌹🌹🌹🌹🌹
سید علی اصغر موسوی
#سعا
#saapoem
Forwarded from مؤسسه فرهنگی هنری سعا انجمن پژوهشگران ادبیات دینی ایران (سیدعلی اصغرموسوی ALi Mousavi)
حدیث (32) امام رضا علیه السلام :
اسْتِعْمَالُ الْعَدْلِ وَ الْإِحْسَانِ مُؤْذِنٌ بِدَوَامِ النِّعْمَةِ
به كارگيرى عدل و احسان و نيكويى موجب دوام و باقى ماندن نعمت مى شود .
عیون اخبار الرضا ج2 ، ص24 - مستدرك الوسائل و مستنبط المسایل ج11 ، ص 317 ، ح 13140
اسْتِعْمَالُ الْعَدْلِ وَ الْإِحْسَانِ مُؤْذِنٌ بِدَوَامِ النِّعْمَةِ
به كارگيرى عدل و احسان و نيكويى موجب دوام و باقى ماندن نعمت مى شود .
عیون اخبار الرضا ج2 ، ص24 - مستدرك الوسائل و مستنبط المسایل ج11 ، ص 317 ، ح 13140
Forwarded from سیدعلی اصغرموسوی ALi Mousavi
آیین زرین (سلسله الذهب)
آیین زرین
...از"لا اله" و شروطش، تفسیر حکمت عیان شد
وقتی که خاک خراسان، در زیر پایش جوان شد
مکتب به مکتب نوشتند، با کلک زرین حدیثش
مسجد به مسجد مسلمان، مجذوب اسرار آن شد
توحید وقتی تراوید از عطر ناب بیانش -
بشکفت آیینۀ عشق، تا عقل را ترجمان شد
بردند، شاید به غربت، در انزوایش گذارند !
در مرو غوغا به پا کرد، دل ها به سویش روان شد
پیش از حضورش کسی را، همرنگ "دانش" ندیدم
بعد از ورودش به هر سو، گلبانگ" قرآن "عیان شد
از شرق ایمان و علمش ،نور حقیقت درخشید
پرتو فشانی چنان کرد، ماه از خجالت نهان شد !
دانش پژوهان هر دین، پرسان از آیینِ "زرین"
ناسفته دُرّ بلاغت، صد بحر معنی زبان شد
عباسیان جمله مُردند، دندان به دندان فشردند !
با خطبه هایش "علی" وار، مرد نبرد بیان شد
خورشید روزی نگاهش، با مشهد او گره خورد
از شرم در خود فرو رفت تا در تماشا ،نشان شد...🌻💐.
مکتب شعردینی درایران
مکتب شعرامامیه
سیدعلی اصغرموسوی
#saapoem
http://www.irafta.com/showtext.aspx?id=32383
آیین زرین
...از"لا اله" و شروطش، تفسیر حکمت عیان شد
وقتی که خاک خراسان، در زیر پایش جوان شد
مکتب به مکتب نوشتند، با کلک زرین حدیثش
مسجد به مسجد مسلمان، مجذوب اسرار آن شد
توحید وقتی تراوید از عطر ناب بیانش -
بشکفت آیینۀ عشق، تا عقل را ترجمان شد
بردند، شاید به غربت، در انزوایش گذارند !
در مرو غوغا به پا کرد، دل ها به سویش روان شد
پیش از حضورش کسی را، همرنگ "دانش" ندیدم
بعد از ورودش به هر سو، گلبانگ" قرآن "عیان شد
از شرق ایمان و علمش ،نور حقیقت درخشید
پرتو فشانی چنان کرد، ماه از خجالت نهان شد !
دانش پژوهان هر دین، پرسان از آیینِ "زرین"
ناسفته دُرّ بلاغت، صد بحر معنی زبان شد
عباسیان جمله مُردند، دندان به دندان فشردند !
با خطبه هایش "علی" وار، مرد نبرد بیان شد
خورشید روزی نگاهش، با مشهد او گره خورد
از شرم در خود فرو رفت تا در تماشا ،نشان شد...🌻💐.
مکتب شعردینی درایران
مکتب شعرامامیه
سیدعلی اصغرموسوی
#saapoem
http://www.irafta.com/showtext.aspx?id=32383
Forwarded from محمد ساعدی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فرقان تشیّع 📚
قرعه افتاد به نام سفر، اسفار شکفت
زحمت قافله در حکمت اسرار شکفت
هرچه در«قوس نزول»آینه را حیران کرد
در تصاویر« عروج» از دل اسفار شکفت
بذرحکمت که به عرفان دهد آموزش عقل
با مسیحا دم او، همدم افکار شکفت
هست «فرقان تشیّع» به جلال و به کمال
جلوه اش بس که در آیینهٔ انظار شکفت
درس تأويل و تفاسیر و تصانیف، همه
پیرو مکتب او، درپی ادوار شکفت
«حجت هشتم»و هم«عالم آل اللّه»است
با سرشت قلمش مُعجم الانوار شکفت
عاشق مکتب اویند ادیبان جهان
غیرت خصلت او در دل اغیار شکفت
برد تا اوج فلک سبک خراسانی را
عطر توحید که در«مشهد»اسحار شکفت!
در غزل گرچه تخیّل به تعقّل فرض است!
آنچه از عشق به گلواژهٔ ابرار شکفت -
با «سعا» گفت، رموز غزل عاشق را
تا همین قدر که امروز در اشعار شکفت✍️📚💐
مکتب شعر دینی درایران
مکتب شعرامامیه
سیدعلی اصغرموسوی
قم - جمعه۱۳تیر ۱۳۹۹
۱۱ذی القعده ۱۴۴۱
#فرقان_تشیّع
#سعا #استاد_سعا
#saapoem
@saapoem
قرعه افتاد به نام سفر، اسفار شکفت
زحمت قافله در حکمت اسرار شکفت
هرچه در«قوس نزول»آینه را حیران کرد
در تصاویر« عروج» از دل اسفار شکفت
بذرحکمت که به عرفان دهد آموزش عقل
با مسیحا دم او، همدم افکار شکفت
هست «فرقان تشیّع» به جلال و به کمال
جلوه اش بس که در آیینهٔ انظار شکفت
درس تأويل و تفاسیر و تصانیف، همه
پیرو مکتب او، درپی ادوار شکفت
«حجت هشتم»و هم«عالم آل اللّه»است
با سرشت قلمش مُعجم الانوار شکفت
عاشق مکتب اویند ادیبان جهان
غیرت خصلت او در دل اغیار شکفت
برد تا اوج فلک سبک خراسانی را
عطر توحید که در«مشهد»اسحار شکفت!
در غزل گرچه تخیّل به تعقّل فرض است!
آنچه از عشق به گلواژهٔ ابرار شکفت -
با «سعا» گفت، رموز غزل عاشق را
تا همین قدر که امروز در اشعار شکفت✍️📚💐
مکتب شعر دینی درایران
مکتب شعرامامیه
سیدعلی اصغرموسوی
قم - جمعه۱۳تیر ۱۳۹۹
۱۱ذی القعده ۱۴۴۱
#فرقان_تشیّع
#سعا #استاد_سعا
#saapoem
@saapoem
Forwarded from سیدعلی اصغرموسوی ALi Mousavi
🌹
حضرت رضا (ع)
بنیانگذار مکتب شعر دینی در ایران
بنام خدا
✍باتوجه به نص صریح امامت و عدم واهمه اولیای خدا از کفار و عمل به تکلیف دربرابر خواهش و خواسته ی نفس ؛هیچ شکی به جا نمی ماند،
که حضرت رضا (ع) به خاطر ترس از تشکیلات مامون ، یا بواسطه به دست آوردن جاه و سریر به مرو رفته باشند!
بلکه حضورشان هرجا بواسطه دین و ضرورت دین بوده است.
این موضوع در باره حضرت جواد (ع) هم صدق پیدا می کند. چون در هردو مورد پای مامون عباسی در میان است و او فردی باهوش و نکته سنج بود ؛
چون می خواست با تغییر ظاهراسلام و "مشابه سازی " نوعی آیین "اومانیستی" بوجود بیاورد که مثلا طرفدار علم و منطق و گفتمان است؛
آنگاه یافته های خودش را به نام اسلام ترویج دهد.
در هردو مورد ائمه ی ما حضرت علی بن موسی الرضا و حضرت محمد بن علی الجواد (ع)به درستی عمل کردند.
گفتگوی علمای دگر مذاهب و ادیان با معصومین (ع) نه تنها باعث انزوای آنان نشد ؛ که باعث بوجود آمدن "مکاتب دینی "برای مسلمانان و بخصوص شیعیان شد.
از زمان حضور عالم آل الله سلطان اعظم عارفان ایران، حضرت امام علی بن موسی الرضا (علیه السلام)
بنیانگذار مکاتب دینی - مکاتب علوم اسلامی- در ایران ،که از پرتو معارف آسمانی آن حضرت این مملکت تا کنون محل شکلگیری متمدنترین فرهنگها و مکاتب فلسفی (حکمی) و کلامی و عرفانی بوده است، قطعاً نخستین مکتب ادبی و شعری ایران را باید "مکتب خراسانی "نامید.
حقیر به استنادحضورحضرت درایران و ایجاد تحول در ساختارعلمی کشور و پدیدآمدن" رنسانس" علوم عقلی و نقلی ، همچنین پیدایش سبک معروف شعرفارسی "سبک خراسانی" ، هرگونه اظهارنظرهای غیرمنصفانه مبنی بر پدیدآمدن تحولات فرهنگی به دست "سامانیان" را مردود اعلام و عرض می کنم که "بنیانگذار مکتب ادبیات دینی ایران حضرت ابالحسن علی بن موسی الرضا علیه السلام" هستند و "مکتب شعر دینی درایران" یادگار آن وجودمبارک بوده و ادامه ی راهش تاکنون از مواهب و الطاف قدسی اش می باشد که توسط شاگردانش درقرون دوم وسوم هجری منتشرشد و باعث پدیدآمدن بزرگترین شاعران و مکاتب و سبک های ادبی شد.یکی از دلایلش حضور جناب "دعبل خزاعی" (رضوان الله تعالی علیه)درایران و محافل ادبی ایشان درمحضرمبارک حضرت رضاست.
هیچ فرد منصف و آزاده ای نمی تواند حضور"عرفان درایران" و عرفان شعری را ؛ بدون ارتباط با حضورحضرت درایران بداند! وقت آن رسیده که "حقایق"را نوشته و به پرده پوشی های قبیله ی "فراماسونری" پایان بدهیم!
با افتخارهرسخنی را که "مستند" باشد و برخلاف نوشته ی بنده باشد و "ثابت" کند که مطالب بنده "ناصحیح" است،پذیرفته و از سخن و ظهارنظرش استقبال خواهم کرد!
اما خوب است بدانید: تا قبل از حضور حضرت ابالحسن علی بن موسی الرضا(ع) دراین مملکت، حتی یک شاعر، نویسنده، عالم و فاضل ، هنرمند (کاملا معمولی) را نمی توان یافت! چه برسد به مبدعان "مکاتب بزرگ ادبی-هنری-فلسفی و عرفانی"که به فاصله یک قرن علوم عقلی و نقلی" جهان" را متحول ساختند ؟!
سیدعلی اصغرموسوی
قم 1386
حضرت رضا (ع)
بنیانگذار مکتب شعر دینی در ایران
بنام خدا
✍باتوجه به نص صریح امامت و عدم واهمه اولیای خدا از کفار و عمل به تکلیف دربرابر خواهش و خواسته ی نفس ؛هیچ شکی به جا نمی ماند،
که حضرت رضا (ع) به خاطر ترس از تشکیلات مامون ، یا بواسطه به دست آوردن جاه و سریر به مرو رفته باشند!
بلکه حضورشان هرجا بواسطه دین و ضرورت دین بوده است.
این موضوع در باره حضرت جواد (ع) هم صدق پیدا می کند. چون در هردو مورد پای مامون عباسی در میان است و او فردی باهوش و نکته سنج بود ؛
چون می خواست با تغییر ظاهراسلام و "مشابه سازی " نوعی آیین "اومانیستی" بوجود بیاورد که مثلا طرفدار علم و منطق و گفتمان است؛
آنگاه یافته های خودش را به نام اسلام ترویج دهد.
در هردو مورد ائمه ی ما حضرت علی بن موسی الرضا و حضرت محمد بن علی الجواد (ع)به درستی عمل کردند.
گفتگوی علمای دگر مذاهب و ادیان با معصومین (ع) نه تنها باعث انزوای آنان نشد ؛ که باعث بوجود آمدن "مکاتب دینی "برای مسلمانان و بخصوص شیعیان شد.
از زمان حضور عالم آل الله سلطان اعظم عارفان ایران، حضرت امام علی بن موسی الرضا (علیه السلام)
بنیانگذار مکاتب دینی - مکاتب علوم اسلامی- در ایران ،که از پرتو معارف آسمانی آن حضرت این مملکت تا کنون محل شکلگیری متمدنترین فرهنگها و مکاتب فلسفی (حکمی) و کلامی و عرفانی بوده است، قطعاً نخستین مکتب ادبی و شعری ایران را باید "مکتب خراسانی "نامید.
حقیر به استنادحضورحضرت درایران و ایجاد تحول در ساختارعلمی کشور و پدیدآمدن" رنسانس" علوم عقلی و نقلی ، همچنین پیدایش سبک معروف شعرفارسی "سبک خراسانی" ، هرگونه اظهارنظرهای غیرمنصفانه مبنی بر پدیدآمدن تحولات فرهنگی به دست "سامانیان" را مردود اعلام و عرض می کنم که "بنیانگذار مکتب ادبیات دینی ایران حضرت ابالحسن علی بن موسی الرضا علیه السلام" هستند و "مکتب شعر دینی درایران" یادگار آن وجودمبارک بوده و ادامه ی راهش تاکنون از مواهب و الطاف قدسی اش می باشد که توسط شاگردانش درقرون دوم وسوم هجری منتشرشد و باعث پدیدآمدن بزرگترین شاعران و مکاتب و سبک های ادبی شد.یکی از دلایلش حضور جناب "دعبل خزاعی" (رضوان الله تعالی علیه)درایران و محافل ادبی ایشان درمحضرمبارک حضرت رضاست.
هیچ فرد منصف و آزاده ای نمی تواند حضور"عرفان درایران" و عرفان شعری را ؛ بدون ارتباط با حضورحضرت درایران بداند! وقت آن رسیده که "حقایق"را نوشته و به پرده پوشی های قبیله ی "فراماسونری" پایان بدهیم!
با افتخارهرسخنی را که "مستند" باشد و برخلاف نوشته ی بنده باشد و "ثابت" کند که مطالب بنده "ناصحیح" است،پذیرفته و از سخن و ظهارنظرش استقبال خواهم کرد!
اما خوب است بدانید: تا قبل از حضور حضرت ابالحسن علی بن موسی الرضا(ع) دراین مملکت، حتی یک شاعر، نویسنده، عالم و فاضل ، هنرمند (کاملا معمولی) را نمی توان یافت! چه برسد به مبدعان "مکاتب بزرگ ادبی-هنری-فلسفی و عرفانی"که به فاصله یک قرن علوم عقلی و نقلی" جهان" را متحول ساختند ؟!
سیدعلی اصغرموسوی
قم 1386
Forwarded from مؤسسه فرهنگی هنری سعا انجمن پژوهشگران ادبیات دینی ایران
✍🌹نکته؛
حضرت ابالحسن علی بن موسی الرضا علیه السلام، «فرقان» شیعه و «برهان» مکتب «امامیه» است، اعتقاد به «ولایت و امامت» ایشان کمال دین است و کمال معرفت✅👌💐😊
@saapoem
#saapoem
#valasr255
حضرت ابالحسن علی بن موسی الرضا علیه السلام، «فرقان» شیعه و «برهان» مکتب «امامیه» است، اعتقاد به «ولایت و امامت» ایشان کمال دین است و کمال معرفت✅👌💐😊
@saapoem
#saapoem
#valasr255
Forwarded from مؤسسه فرهنگی هنری سعا انجمن پژوهشگران ادبیات دینی ایران
شور دعا پیچیده در عطر صدایش
نور بقا پاشیده بر مهد صفایش
بس که رضایت، در نگاهش خانه کرده
نامیده حق - الحق چه زیبا هم – رضایش!
https://telegram.me/saapoem
نور بقا پاشیده بر مهد صفایش
بس که رضایت، در نگاهش خانه کرده
نامیده حق - الحق چه زیبا هم – رضایش!
https://telegram.me/saapoem