منجی موعود (عج) و جهان معاصر
11 subscribers
5.91K photos
1.23K videos
600 files
2.48K links
نقدوبررسی و تحلیل و تفسیر فرهنگی درموضوع منجی موعود(عج): پژوهش ، تحقیق سیاسی و اجتماعی، فرهنگی -هنری :شعر.نثردینی، مهدویت و انتظارتشیع درجهان امروز/ سیدعلی اصغرموسوی
Download Telegram
وَثَنى اَبُوالفضلِ الفوارس نکصاً
فَرَأَوْا اَشدَّ ثباتهِم اَنْ يُهزمُوا
#وفاء_للحسين
Forwarded from بزم قدسیان
کیست حق را و پیمبر را ولی؟
آن حسن سیرت، حسین بن علی

آفتاب آسمان معرفت
آن محمد صورت و حیدر صفت

نُه فلک را تا ابد مخدوم بود
زانکه او سلطانِ دَه معصوم بود

قرّة ‌العین امام مجتبی
شاهد زهرا، شهید کربلا

گیسوی او تا به خون آلوده شد
خون گردون از شفق پالوده شد

کی کنند این کافران با این همه!
کو محمد، کو علی، کو فاطمه؟

صد هزاران جان پاک انبیا
صف زده بینم به خاک کربلا

در تموز کربلا تشنه جگر
سر بریدندش، چه باشد زین بتر؟

با جگر گوشهٔ پیمبر این کنند
وانگهی دعویّ داد ودین کنند!

کفرم آید هرکه این را دین شمرد
قطع باد از بن زفانی کین شمرد

هرکه در رویی چنین آورد تیغ
لعنتم از حق بدو آید دریغ

کاشکی ای من سگ هندوی او
کمترین سگ بودمی در کوی او

یا درآن تشویر آبی گشتمی
در جگر او را شرابی گشتمی!

(فرید الدین عطار نیشابوری)

@bazmeghodsian
هوالعزیز
عشق «سعا»در دل

مردی که ادب را شد ضرب‌المثلی قابل
در مکتب «عاشورا»، هستند: «ابوفاضل»

فرمانده جنگ‌آرا، رزم‌آور بی‌همتا
در قول و عمل یکتا، بر مدح و ثنا قابل

امساک ز نوشیدن، در اوج عطش؟ آری!
زین خصلت گُردانه، شد آیت حق کامل

تحسین‌گر احساسش، تنها نه تغزّل شد
بر جاذبۀ عشقش صد قبله‌نما، مایل!

ممدوح وفاداری، آرایۀ حق یاری
«اخلاص له الدّین»‌اش از جوهردل، حاصل

پژواک جوانمردی در قحط فضایل بود
تاهست جهان، بادا نامش به ثنا شامل!

دستش که جداکردند،مَشک ازکف خودننهاد
در پاس وفا از او، شرمنده شده قاتل!
**
ای یاور محرومان، بر ما مددی فرما !
غرق غم دنیاییم، از عشق شما غافل

سرمایۀ دینداری در دست کریمان نیست!
شد دخمه‌گزین عابد، شد خانه‌نشین عاقل

تنگ است دل مردم، از جو شدن گندم
اما همه جا، هر دم، هستید شما در دل

دنیا شده تزیین‌گر، هر جامۀ مذموم را
تندیس سیه‌کاران در دست تجاهر وِل!

دشمن همه جا حاضر، در باطن و در ظاهر
گویی که به«عاشورا»هستیم دراین پازل!

تعجیل ظهورش را، ازحضرت حق، می‌خواه
تا از دل این گرداب، ما را ببرد ساحل
***
در هر غزل نابم، آرامش جان هستی
ای عشق«سعا» در دل، عباس ابوفاضل!
مکتب شعر امامیه
سید علی اصغر موسوی
۵ مرداد۱۴۰۲
تاسوعای ۱۴۴۵
#یاحسین
#ابوفاضل
#عباس_بن_علی علیه السلام
#سعا
#سیدعلی_اصغر_موسوی
@saapoem
#saapoem
t.me/saapoem
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
قرائت دعای فرج از کودک شهید شیعه درمسجد امیرالمومنین "قطیف" حجاز جناب حیدرجاسم العقیلی(رضوان الله تعالی علیه)
🌹ان الحسین مصباح الهدی وسفینة النجاة💐
امام حسین علیه السلام خورشید"شریعت"نبوی که در"طریقت"خونین علوی،به ستیغ"حقیقت"الهی دست یافت و"حقیقت دین خدا"رادرزمین ولیاقت"ساحت عاشقی"را درعالم"خاک"بررخ"افلاک"کشید!✅
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🌷🏴 هوالرئوف ، شادی روح تمامی اموات بخصوص مهین دخت محجوب مظلومه سیده فاطمه معصومه موسوی « رضوان الله تعالی علیها» درپایان قرائت استاد عبدالباسط،فاتحه عنایت کنید،الفاتحة مع الصلواة🌷🏴
🌷
هوالحی الذی لایموت
شب جمعه، شب رحمت،شب شهادت میوه دل حضرت رسول الله محمدبن عبدالله صل الله علیه و آله و سلم «حضرت امام حسین علیه السلام» و شب «عاشورا» و شب شهادت مظلومانه شهدای غیور کرب بلا علیهم السلام🌴
ویادعزیزان رفته تاملکوت.
به یاداموات بزرگوارمان،جمیع شهدای اسلام، شعرا،علما،اندیشمندان، مادحان ادبیات عاشورایی، فقرا وتمام بی وارثان وبدوارثان و تمام محرومین جامعه جهانی و همچنین «والدین مرحوم معظم و یاسمین دخت جوانمرگ »بنده واموات محترم اعضای گروه در این شب آکنده از آه و اشک و «صلوات بر اهل بیت سلام اللّه علیهم اجمعین » است، «فاتحه» ای با صلوات بر محمد و آل محمد، عنایت کنید:
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و اهلک عدوهم من الجن و انس، من الاولین والآخرین، آمین یا رب العالمین
عظم اللّه اجورنا و اجورکم واجرکم عنداللّه کثیرا 🌳🌴
#فاتحه
#شب_جمعه
#یاحسین
#شب_عاشورا
@saapoem
شام غریبان🌷
ای بغض هایت گشته در نای گلو، گم
امشب عزادار تو ام، در شهر تو، قم

با شمع ها نجواکنان یاد تو هستم
مثل حرم، هم جمکران، یاد تو هستم

وقتی که با یاد تو نجوا می کند، دل
اندوه خود را در تو پیدا می کند، دل

اندوه دل، نی ناله های نی نوایی ست
آکنده از خون گریه های کربلایی ست

دل، گرد غم از غربت آیینه دارد
غم شعله از خاکستری دیرینه دارد

امشب اگر سوزی نهان بر جان نشسته
تار مرا، پود مرا، از هم گسسته

از داغ تو، بانو، شرار افتاده بر دل
آتش به سینه می برم، منزل به منزل!

داغ تو را من در سکوت هر ستاره
با بغض دل ها می شمارم، پاره پاره

شام غریبان لحظه ای که گریه کردی
یاد تو مانده در نگاه هر ستاره!

تو دردهایت را فروخوردی به گریه
من درد خود می سازم از یاد تو چاره

یادآور گهوارۀ خالی، غم تو ست
لالا بگو امشب بخوابد گاهواره!

همراه بابا، چشم در چشم قشنگ¬اش
گاهی پیاده، گاه می رفتی سواره!

غمنامه هایی را که می خواندی به بابا
هر بار می خوانم به یاد تو، دوباره

گویی مسیر کاروان را بسته ناله
می آید از زنجیر دل، اندوه واره

دارم هوای جان فشاندن در غم تو
ای خفته در دامان شب، ای ماه پاره
شام غریبان🌷
ای بغض هایت گشته در نای گلو، گم
امشب عزادار تو ام، در شهر تو، قم

با شمع ها نجواکنان یاد تو هستم
مثل حرم، هم جمکران، یاد تو هستم

وقتی که با یاد تو نجوا می کند، دل
اندوه خود را در تو پیدا می کند، دل

اندوه دل، نی ناله های نی نوایی ست
آکنده از خون گریه های کربلایی ست

دل، گرد غم از غربت آیینه دارد
غم شعله از خاکستری دیرینه دارد

امشب اگر سوزی نهان بر جان نشسته
تار مرا، پود مرا، از هم گسسته

از داغ تو، بانو، شرار افتاده بر دل
آتش به سینه می برم، منزل به منزل!

داغ تو را من در سکوت هر ستاره
با بغض دل ها می شمارم، پاره پاره

شام غریبان لحظه ای که گریه کردی
یاد تو مانده در نگاه هر ستاره!

تو دردهایت را فروخوردی به گریه
من درد خود می سازم از یاد تو چاره

یادآور گهوارۀ خالی، غم تو ست
لالا بگو امشب بخوابد گاهواره!

همراه بابا، چشم در چشم قشنگ¬اش
گاهی پیاده، گاه می رفتی سواره!

غمنامه هایی را که می خواندی به بابا
هر بار می خوانم به یاد تو، دوباره

گویی مسیر کاروان را بسته ناله
می آید از زنجیر دل، اندوه واره

دارم هوای جان فشاندن در غم تو
ای خفته در دامان شب، ای ماه پاره
سیدعلی اصغرموسوی
قم - ۱۳۹۰
#سعا
#مکتب_شعر_امامیه
# شام_غریبان
#saapoem
@saapoem84
@saapoem110
Forwarded from آقاسیدعلی اکبرموسوی (سیدعلی اصغرموسوی saapoem)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سینه زنی و نوحه گری ترکان کرکوک عراق در عزای حضرت سیدالشهدا علیه السلام.عظم الله اجورنا و اجورکم
آخرین نقش
  نذر حضرت زینب(س)

... پیک خونین باز می گردد، ولی دارد شتاب
قاب می گیرد نگاهش، صد سوال بی جواب
موج خونی را که از یالش شناور کرده است
حس کن ای بانوی سر تا پا گرفته اضطراب!
حس کن ای بانو، شرار چشم هایش را که هست
مشعلی از اشک و خون و آه چندین التهاب
آه و اندوه و غمش را در خروشش کرده گم
گردباد است این که می آید، ز پیش آفتاب
واژگون می خواهد انگاری زمین را، کز غمش
واژگون کرده است زین خالی و بند و رکاب!
بوی سیبی را که آکنده هوا، در لحظه ها
خوب می دانی،چه خواهدشدازاین پس،انقلاب !
ذوالفقار از زخم تنهایی، نهاده سر به خاک
یاد کن بانو، شمیم دست های بوتراب
بعد از این درصحنه های پیش رو تنها تویی
آخرین نقش حقایق، آخرین فصل کتاب ...📚🌷🌴
مکتب شعر دینی
مکتب شعر امامیه
سید علی اصغر موسوی
قم - 1378
صحیفهٔ حکمت
قلمش ترجمان حکمت شد،لفظ« مایسطرون» قرآن را
تا دهد بعد شرح عاشورا،درس تازه نژاد انسان را

شد بهانه « صحیفه» اش در دست،تا به رمز کلام پردازد
آشکارا هرآنچه مکتوم است،حکمت بی بدیل قرآن را

بعد از آن اتفاق خونین در کربلا، هم کسی نمی دانست
دین اسلام در کجا گفته : حق بود در حیات،انسان را !

در صحیفه شرافت انسان، ارتباطی به معرفت دارد
منقبض،ذره وار، تا هرکس واشکافد دلایلِ آن را

مثل یک آینه که هر شخصی به نُمودی درآن خوشایند است!
با دعا می توان شکوفا کرد،منزلت های درس عرفان را

گرچه اسلام و هم مسلمانی،همه جا ظاهراً، هویدا بود !
هر طرف عده ای دغل سیما،واسطه کرده آل سفیان را --
با نماز و حدیث و هم فتوا، مثل اهل سقیفه بی پروا
خرج بازار حرف خود می کرد،حق شرع و شروط ایمان را

در چنان روزگار پویا شد،حکمت و علت «دعا» هایش
روزگاری که داشت می بلعید،کام شمشیر نسل انسان را !

جان فدای امام حق ،سجاد( ع)،گرچه غربت نصیب دوران است
زنده کرده صحیفه اش دائم،حال و روز خراب دوران را

افتخار «سعا» همین بس،چون شاعری از تبار آیینه است
چامه اش غرق نور می سازد،خاطر ِمردمِ
سخن دان را🖋📜

مکتب شعر امامیه
مکتب شعر دینی در ایران
سید علی اصغر موسوی
قم- ۱۲ شهریور ۱۴۰۰
۲۵ محرم ۱۴۴۳
#شهادت_امام_سجاد
#صحیفه_سجادیه
#سعا
#شعر_آیینی

#saapoem
@saapoem
🌴📚🖋💐
🌴🌷بقیع
ای خفته ی در پناه تاریخ ، بقیع
آیینه نمای آه تاریخ ، بقیع
مصداق تمام غصه هامان هستی
مظلومترین نگاه تاریخ ،بقیع !🌷🌴
#بقيع
#یاحسن
#ياحسين
#سعا
#سیدعلی_اصغر_موسوی
#saapoem
@saapoem
📜📚📜
ای روح پرستش خدایی سجّاد
مفهوم کمال پارسایی سجّاد

ازباغ صحیفه ات نسیم ملکوت
آورد شمیم کربلایی سجّاد.
عباس خوش عمل کاشانی.
Forwarded from ابراهیم حاج محمدی
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
‏فیلم از طرف Ebrhim Hajmohammadi
ای مسیرکاروانت تا ابد آیینه پوش:
«دم خونین»
مرحوم استاد مظاهر مصفا
ایران‌زمین به ماه محرّم چو کربلاست
سرتاسر وطن همه در کرب و در بلاست

از دوردستِ بحر خزر تا خلیج فارس
فریاد سوگواران پیچیده در فضاست

از هیرمندِ غمزده تا دجله‌ی غریب
از یاحسینِ خلق عزادار غم‌فزاست

چندین علامت و عَلَم و نخل و توغ بین
گردان به کوی و برزن هر شهر و روستاست

در بقعه‌ی کریمه‌ی موسا به قم فغان
آشوب و شور و ولوله در مشهدِ رضاست

پیر و جوان و عارف و عامی به زاری‌اند
بر هر که بنگری به همین درد مبتلاست

در دیر و خانقاه و کلیسا و در کنشت
هر جا روی مصیبت فرزند مرتضاست

پیر مغان به دیر مغان بهر می‌کشان
با ذکر یاحسین به صد نوحه و نواست

خون حسین آتش جاوید موبد است
موبد درین مصیبتِ خون مرثیت‌سراست

دارد ز یادگارِ زریران ترنّمی
زاری‌کنان به یاد شهیدان کربلاست

«کیخسروِ سیاوشِ کاووسِ کیقباد»
داغ از سرودِ سوک سیاوش درین عزاست

خون گرید از دو دیده که فرزند مرتضا
ای اهل حق حقیقت جام جهان‌نماست

زین پیرِ سبزخیمه‌ی فرزندکش سپهر
سهرابِ کربلا به یمِ خون در آشناست

چرخ کبود جامه‌ی جادو چو بیدرفش
زوبین پیِ زریرکشی ساخته چراست

گویی به خونِ سرخ شهیدان بی‌گناه
از دیرگاه گردشِ این سبز آسیاست

آن لعلِ لب که عاقبت از تشنگی شکست
آخر نه بوسه‌گاه لبِ لعلِ مصطفاست

صد چون قیام بابک و یعقوب و مازیار
مُلهم ز خون پاک شهیدان بی‌ریاست

بومسلمی درست شد از مسلم عقیل
حرّی ز استقامت حُر آمده‌ست راست

حبّ از حبیب و عشق ز عبّاس شد قویم
آزادگی ز سرور آرادگان به‌پاست

رادی ز رادمردی رادان کربلا
مردانگی ز مردی مردان حق به‌جاست

در راهِ حق فضیلت بوالفضل کن قیاس
جان داد بی‌امان و امان‌نامه می‌نخواست

بر جسمِ زخم‌ناک علی‌اکبر حسین
هر زخم را تبسّمی از شادی لقاست

بر کف زبورِ آل محمد به آه و درد
سجّادِ خسته بر سر سجّاده‌ی دعاست

قاسم قسیم قسمتِ صدق و صفا به شوق
بر کف گرفته جامِ شهادت چو مجتباست

قارب قریبِ قربِ ولایت ازین هوا
منجح نجيح قربت مولا ازين ولاست

عابس فکند خود و زره کند و حرب کرد
در عشقِ دوست بی سر و بی تن شدن سزاست

حنظل به کامِ حنظله شد شربت نبات
از علقمه چه غم که به جز حنظلی نخاست

مولای این ولی است سلیمان درین قتال
سربازِ این شهنشه سلمان درین وغاست

این جا خدیو ملکِ عجم تالی گدا
اینجا گدای راه‌نشین چندِ پادشاست

گر تو گدای آبِ بقا چون سکندری
با پادشاهِ تشنه‌لبان چشمه‌ی بقاست

زر کن مسِ وجود ازین خاکِ خون‌سرشت
بهر مسِ وجودِ تو این خاک کیمیاست

شد دستگیر این همه از پافتادگان
دستی که در وفای حسين از بدن جداست

خیزد به پای مردی از دست‌رفتگان
پایی که زخم‌خورده‌ی پیکان اشقیاست

ذبحِ عظیم فدیه‌ی پیر مغان حسین
معنای آن نداست که با شیخ انبیاست

بشنو درای قافله بانگِ رحیل زد
يا ناقتی سرای طرمّاح با حُداست

آمد ز کعبه خونِ خدا سوی کربلا
خون خدای را دمِ این کعبه خونبهاست

این‌جاست خاک پایه‌ی معراج آن که گفت
با اهل بغی و ظلم که‌شان دیو پیشواست

آزاده بود باید و مردانگی نمود
دینِ خدا و راهِ خدا گر نه مقتداست

ذلّت از آستانم دور است و دور باد
کی با عزیزِ حضرت حق ذلّت آشناست

عین سعادت است مرا مرگ در نظر
با ظالمان به دیده‌ی من زندگی عناست

جز صبر و شکر نیست مرا در بلای دوست
یعنی رضای خالق بی‌چون مرا رضاست

خواهد قتیل دید مرا کردگارِ من
عشقِ قتیلی است مرا هیچ اگر هواست

گر نیست استقامت دین جز به خونِ من
خونِ من ای سیوف همی تشنه‌ی شماست

معبودِ من سوای تو یارب نبود و نیست
توحیدِ ذات بهره‌ام از ترکِ ماسواست

خوفم ز بی پناهی طفلان خرد نیست
بر رحمتِ عمیم و عظيمِ توَم رجاست

از بهرِ کاروانِ اسیرانِ اهل بیت
بر درگهِ حفاظ توَم دست التجاست

در مجلس یزید ز دلهای داغ‌دار
تیغِ زبانِ زینبِ کبرا گره‌گشاست

خاکِ مزارِ خامسِ آل عبا حسین
این قولِ صادق است که هر درد را دواست

خوش روضه‌‌‌ای‌ست قبر حسین از ریاض خلد
خرّم دلی که از دمِ این روضه باصفاست

هر صبحدم به بوی نسیمی ز تربتش
با اشک و آه دستِ من و دامنِ صباست

بر خلق غير تربت مسعود کربلا
ناجایز است خوردن هر خاک و نارواست

مرهم به زخم مخلص مجروح دل شده
در دیدگان مُرمد مشتاق توتیاست

این خاکدان محطّ ركاب کروبیان
مهراقِ خون منتهيانِ ز خود رهاست

جولانگه دوباره‌ی شمشیر ذوالفقار
میدانگهِ فتوّتِ سلطان لافتاست

هرچند کار عالمِ بالاش خوانده‌اند
معنای کربلا حرم خاص کبریاست

میعادِ اهل عشق مصلّای عاشقان
مهرابه‌ی محبّت حق موضع وفاست

گر خود نوایح است گر از کرب و از بلا
صحرای امتحانِ خدا جای ابتلاست

بابِ خداست يا حرم‌الله محرمش
نور دل ولیّ خدا شاهِ اولیاست

مدهوش شد ز رایحه‌اش جابر ضرير
کاین بوی مشک از دمِ آن آهوی ختاست

بست آب گر خليفه‌ی جائر برین مزار
حائر شد آب و دور زد و از ادب نکاست

در ماتم عظیم تو ای نخلِ مکرمت
شد دیده‌ام پیاله‌ی خون قامتم دوتاست