زرکلی می نویسد:
(وی, مردصالح, متعبّد از اهل قرطبه است که در شرق مینة ابن خصیب (در شمال اسیوط مصر) اقامت گزید و در همان جا وفات کرد. انسان پارسا و کم مؤنه ای بوده که با یک لباس در جامعه حضور می یافته و دارای تألیفات زیادی است… از جمله: التذکرة باحوال الموتی واحوال الآخرة)32
کتاب التذکره, در دو مجلّد, در مصر چاپ شده که بخشی از جلد دوّم آن, درباره حضرت مهدی(عج) است.
مؤلف در جلد دوّم, تحت عنوان: (الخلیفة الکائن فی آخر الزمان المسمی بالمهدی وعلامة خروجه) روایاتی که صحابه از رسول خدا(ص) درباره خلیفه آخر الزمان و نشانه های ظهور او, نقل کرده اند, گرد آورده است.
در بابهای دیگر, به موضوعاتی به شرح زیر اشاره دارد:
فتنه بین مغرب ومشرق, خروج سفیانی, جریان لشکر کشیها و…
در مورد این گونه روایات, از قول حافظ ابوالخطاب بن دحیه می آورد:
(این گونه مسائل, از قول پیامبر(ص) مستند موثقی نداشته و از پیامبر(ص) نرسیده است و بیان آن, انسان را از عدالت ساقط می کند, مگر نقل آن از باب امانت باشد و صحت و سقم به مؤلف برگردد.)
در این کتاب, تناقضها و ناسازگاریهای بسیاری دیده می شود. مثلاً آمده: دجّال, در سال سیصد, ظهور می کند, و مسائل دیگری که نادرستی آنها آشکار است.
سپس داستان خروج سفیانی و خروج (دابّه) را که حذیفه از قول پیامبر(ص) نقل می کند, به بوته نقد گذارده و می نویسد:
سپس از شبهه این گونه پاسخ می دهد:
(پیامبر(ص), مهدی را با اوصاف مشخص کرده و این نشانه ها و ویژگیهایی که در روایات آمده, جز بر امام زمان(عج) تطبیق نمی کند وگرنه این نشانه نخواهد بود.)
شبهه را پی می گیرد و پاسخهای محکم از آن می دهد .
سپس به برهانهای عقلی و نصوصی که برامامت امام عصر(عج) دلالت دارد, استدلال کرده و کسانی که امام عصر(عج) را زیارت کرده اند, نام می برد و…
در پایان, روایاتی که حافظ ابونعیم اصفهانی از پیامبر اکرم(ص) درباره مهدی(عج) گردآوری کرده و بخشهای عمده ای از کتاب البیان فی اخبار الزمان شیخ اباعبداللّه محمد بن یوسف بن محمد الگنجی الشافعی را در بیست و پنج باب که شامل بسیاری از مطالب مربوط به غیبت و ظهور است, نقل می کند.
✍️👈فرائد السمطین, فی فضائل المرتضی والبتول والسبطین والائمة من ذریتهم(ع), ج2.
نوشته:
شیخ الاسلام, صدرالدین ابوالمجامع ابراهیم بن سعد الدین محمدابن المؤید الجوینی الخراسان
تحقیق و تعلیق:
شیخ محمد باقر محمودی.
ناشر:مؤسسة المحمودی,بیروت
مؤلف از بزرگان اهل سنت و حافظان حدیث است. تذکره نویسان, او را به عظمت ستوده اند.ذهبی درباره وی می نویسد:
(الامام المحدث الاوحد الاکمل فخر الاسلام… وکان شدید الاعتنا بالروایه وتحصیل الاجزاء وعلی یده أسلم غازان الملک…)35
[جوینی] پیشوا, محدث, بی همتا, کامل, فخر اسلام…به روایت و تحصیل آن, بسیار عنایت داشته و با تلاش او, غازان الملک اسلام آورد.
وی, احادیث بسیاری از علمای عراق, شام, حجاز و… نقل کرده و از برخی آنان اجازه روایت, دریافت داشته است.
جوینی,نوشته های بسیاری دارد, از جمله نوشته های اوست:فرائد السمطین فی فضائل المرتضی والبتول والسبطین والائمة من ذریتهم.
مؤلف, بخش زیادی از کتاب خود را به بیان چگونگی ظهور و قیام مهدی منتظر (عج) اختصاص داده است (از صفحه 310, تا 343, جلد دوّم)
نویسنده, در بیان و اثبات مطالب, از منابع روایی بهره می جوید و عناوین روایاتی که گردآوری کرده به شرح زیر است.
بشارت ظهور مهدی(عج), مهدی(عج) از ذریه پیامبر(ص), قیام برای گسترش قسط و عدل پس از پرشدن دنیا از ظلم و جور, قیام حضرت مهدی پیش از رستاخیز امری قطعی و حتمی است, مهدی, دوازدهمین امام شیعیان است و خداوند امر ظهور او را یک شبه فراهم می آورد.
امام رضا(ع) و بشارت ظهور مهدی و نورانی شدن دنیا به نور حضرت و روی آوردن سعادت دنیا و آخرت در ایّام میمون و مبارک ظهور حضرت.
✍️شرعة التسمیة حول حرمة التسمیه.
نوشته:
سید محمد باقر داماد.
تحقیق: رضا استادی.
ناشر: مهدیه میرداماد.
شماره صفحه ها:155
محمد باقر داماد, معروف به میر داماد, تحصیل علوم دینی را در مشهد مقدس آغاز کرد و بر اثر هوش و استعداد سرشاری که داشت, در اندک زمانی در علوم و فنون گوناگونی, بویژه فقه, حکمت و فلسفه, سر آمد دیگران گردید و به درجه اجتهاد نائل آمد و استاد فقهای عصر خویش شد.
از این روی, فقهای عصر وی, فتاوای شرعی را به تصحیح وی معتبر می شمردند36. او, افزون بر مقام فقهی, در مسائل فلسفی و کلامی تبحر خاصی داشته و در این زمینه, از وی نوشته های ارزشمندی به جای مانده است, از آن جمله, رساله: شرعة التسمیة حول حرمة التسمیه.
(وی, مردصالح, متعبّد از اهل قرطبه است که در شرق مینة ابن خصیب (در شمال اسیوط مصر) اقامت گزید و در همان جا وفات کرد. انسان پارسا و کم مؤنه ای بوده که با یک لباس در جامعه حضور می یافته و دارای تألیفات زیادی است… از جمله: التذکرة باحوال الموتی واحوال الآخرة)32
کتاب التذکره, در دو مجلّد, در مصر چاپ شده که بخشی از جلد دوّم آن, درباره حضرت مهدی(عج) است.
مؤلف در جلد دوّم, تحت عنوان: (الخلیفة الکائن فی آخر الزمان المسمی بالمهدی وعلامة خروجه) روایاتی که صحابه از رسول خدا(ص) درباره خلیفه آخر الزمان و نشانه های ظهور او, نقل کرده اند, گرد آورده است.
در بابهای دیگر, به موضوعاتی به شرح زیر اشاره دارد:
فتنه بین مغرب ومشرق, خروج سفیانی, جریان لشکر کشیها و…
در مورد این گونه روایات, از قول حافظ ابوالخطاب بن دحیه می آورد:
(این گونه مسائل, از قول پیامبر(ص) مستند موثقی نداشته و از پیامبر(ص) نرسیده است و بیان آن, انسان را از عدالت ساقط می کند, مگر نقل آن از باب امانت باشد و صحت و سقم به مؤلف برگردد.)
در این کتاب, تناقضها و ناسازگاریهای بسیاری دیده می شود. مثلاً آمده: دجّال, در سال سیصد, ظهور می کند, و مسائل دیگری که نادرستی آنها آشکار است.
سپس داستان خروج سفیانی و خروج (دابّه) را که حذیفه از قول پیامبر(ص) نقل می کند, به بوته نقد گذارده و می نویسد:
سپس از شبهه این گونه پاسخ می دهد:
(پیامبر(ص), مهدی را با اوصاف مشخص کرده و این نشانه ها و ویژگیهایی که در روایات آمده, جز بر امام زمان(عج) تطبیق نمی کند وگرنه این نشانه نخواهد بود.)
شبهه را پی می گیرد و پاسخهای محکم از آن می دهد .
سپس به برهانهای عقلی و نصوصی که برامامت امام عصر(عج) دلالت دارد, استدلال کرده و کسانی که امام عصر(عج) را زیارت کرده اند, نام می برد و…
در پایان, روایاتی که حافظ ابونعیم اصفهانی از پیامبر اکرم(ص) درباره مهدی(عج) گردآوری کرده و بخشهای عمده ای از کتاب البیان فی اخبار الزمان شیخ اباعبداللّه محمد بن یوسف بن محمد الگنجی الشافعی را در بیست و پنج باب که شامل بسیاری از مطالب مربوط به غیبت و ظهور است, نقل می کند.
✍️👈فرائد السمطین, فی فضائل المرتضی والبتول والسبطین والائمة من ذریتهم(ع), ج2.
نوشته:
شیخ الاسلام, صدرالدین ابوالمجامع ابراهیم بن سعد الدین محمدابن المؤید الجوینی الخراسان
تحقیق و تعلیق:
شیخ محمد باقر محمودی.
ناشر:مؤسسة المحمودی,بیروت
مؤلف از بزرگان اهل سنت و حافظان حدیث است. تذکره نویسان, او را به عظمت ستوده اند.ذهبی درباره وی می نویسد:
(الامام المحدث الاوحد الاکمل فخر الاسلام… وکان شدید الاعتنا بالروایه وتحصیل الاجزاء وعلی یده أسلم غازان الملک…)35
[جوینی] پیشوا, محدث, بی همتا, کامل, فخر اسلام…به روایت و تحصیل آن, بسیار عنایت داشته و با تلاش او, غازان الملک اسلام آورد.
وی, احادیث بسیاری از علمای عراق, شام, حجاز و… نقل کرده و از برخی آنان اجازه روایت, دریافت داشته است.
جوینی,نوشته های بسیاری دارد, از جمله نوشته های اوست:فرائد السمطین فی فضائل المرتضی والبتول والسبطین والائمة من ذریتهم.
مؤلف, بخش زیادی از کتاب خود را به بیان چگونگی ظهور و قیام مهدی منتظر (عج) اختصاص داده است (از صفحه 310, تا 343, جلد دوّم)
نویسنده, در بیان و اثبات مطالب, از منابع روایی بهره می جوید و عناوین روایاتی که گردآوری کرده به شرح زیر است.
بشارت ظهور مهدی(عج), مهدی(عج) از ذریه پیامبر(ص), قیام برای گسترش قسط و عدل پس از پرشدن دنیا از ظلم و جور, قیام حضرت مهدی پیش از رستاخیز امری قطعی و حتمی است, مهدی, دوازدهمین امام شیعیان است و خداوند امر ظهور او را یک شبه فراهم می آورد.
امام رضا(ع) و بشارت ظهور مهدی و نورانی شدن دنیا به نور حضرت و روی آوردن سعادت دنیا و آخرت در ایّام میمون و مبارک ظهور حضرت.
✍️شرعة التسمیة حول حرمة التسمیه.
نوشته:
سید محمد باقر داماد.
تحقیق: رضا استادی.
ناشر: مهدیه میرداماد.
شماره صفحه ها:155
محمد باقر داماد, معروف به میر داماد, تحصیل علوم دینی را در مشهد مقدس آغاز کرد و بر اثر هوش و استعداد سرشاری که داشت, در اندک زمانی در علوم و فنون گوناگونی, بویژه فقه, حکمت و فلسفه, سر آمد دیگران گردید و به درجه اجتهاد نائل آمد و استاد فقهای عصر خویش شد.
از این روی, فقهای عصر وی, فتاوای شرعی را به تصحیح وی معتبر می شمردند36. او, افزون بر مقام فقهی, در مسائل فلسفی و کلامی تبحر خاصی داشته و در این زمینه, از وی نوشته های ارزشمندی به جای مانده است, از آن جمله, رساله: شرعة التسمیة حول حرمة التسمیه.
از جمله مباحث مربوط به امام عصر(ع) که در چندین روایت آمده و محققان درباره آن, به بحث و گفت و گو پرداخته اند, مسأله حرمت, کراهت یا جواز تصریح به اسم و کینه اصلی امام عصر(ع) در زمان غیبت است. از دانشمندان بنامی که در این موضوع به بحث و بررسی پرداخته اند, میرداماد را می توان نام برد.
وی, اثر مورد بحث را در همین باره نگاشته و در آن, این مسأله را به گونه ای عالمانه و محققانه, به نقد و تحلیل گذاشته, آن گاه, روایات مسأله را یکایک آورده و درباره آنها بحث کرده است.
این اثر ارزشمند, افزون بر تحقیق و تبیین مسأله یاد شده, آکنده از فوائد علمی, ادبی و رجالی است.
تحقیق و تصحیح این رساله, براساس چهار نسخه معتبر, با تلاش رضا استادی انجام پذیرفته است. در پانوشتها, افزون بر ضبط اختلاف نسخه ها, توضیحاتی درباره برخی روایات داده شده است.
در مقدمه کتاب, ضمن این که از نسخه های کتاب, چگونگی تصحیح, گزارش شده, شرح حالی از مؤلف آمده و فهرستی از آثار وی, ارائه شده است.
✍️المحجة فیما نزل فی القائم الحجة(عج)
نوشته:
سید هاشم بحرانی
تحقیق و تعلیق:
محمد منیر میلانی,
شماره صفحه ها:284.
بحرانی, فقیه, مفسر, محدث و صاحب نظر در رجال بوده است37
شیخ یوسف بحرانی, درباره شخصیت او می نویسد:
(… کان السید المذکور فاضلاً, محدثاً, جامعاً, متتبعاً للاخبار بمالم یسبق الیه سابق سوی شیخنا المجلسی(ره) وقد صنف کتباً عدیدةً تشهد بشدة تتبعه واطلاعه…)38
سید بحرانی, فاضل, محدث, جامع و پژوهشگر در اخبار بوده است. کسی در این فن, جز مجلسی, بر او پیشی نگرفته. کتابهای زیادی تصنیف کرده که گواه تتبع و آگاهی اوست.
گذشته از مرتبه بلند علمی, امور حسبیه را نیز بر عهده داشته است. در انجام فریضه امر به معروف و نهی از منکر و مبارزه با ستمگران و حاکمان ستم, هیچ گونه بیم و هراسی به خود راه نداده و عمر پر برکت خویش را در راه نشر علوم اهل بیت و خدمت به بندگان خدا به پایان برده است.
وی, در سال 1107 ـ 1108 در قریه نعیم درگذشت و در قریه توبلی, به خاک سپرده شد.
بحرانی از بزرگانی چون: سید عبدالعظیم بن سید عباس استرآبادی, شیخ فخر الدین بن طریحی النجفی, صاحب مجمع البحرین, بهره جسته است39.
از وی, نوشته های بسیاری به جا مانده, از جمله: کتاب: المحجة فیما نزل فی القائم الحجة.
موضوع مورد بحث, این اثر, آیات قرآنی است که در روایات, به حضرت مهدی تفسیر و تأویل شده. این آیات, به 120 عدد می رسند که از سوره بقره آغاز و به سوره مبارکه عصر, پایان می پذیرند مطالب کتاب, به صورت ترتیب سوره های قرآنی تنظیم شده اند.
نویسنده, در مقدمه کتاب می نویسد:
(در این کتاب, آیاتی که در روایات معصومین(ع) به مهدی(عج) تفسیر شده اند, آورده شده و روایات مربوط به دیگر ائمه(ع) را در تفسیر برهان باید جست.)
روایات مورد استناد در تفسیر و تأویل آیات قرآن, از مصادر آنها نقل شده است.
محقق محترم, افزون بر آیاتی که مؤلف گرد آوری کرده, با جست و جوی بسیار, به دوازده آیه از قرآن دست یافته که به گونه ای به امام عصر (عج) ارتباط دارند و آنها را به صورت استدراک در پایان کتاب, تحت عنوان: (مستدرک المحجه) آورده است.
وی, با تلاش فراوان و درخور تحسین, برای تصحیح کتاب به نسخه خطی موجود در کتابخانه آیت اللّه مرعشی, که به خط خوانا در زمان مؤلف و از روی نوشته او, نسخه برداری شده, تکیه کرده و کتاب را, اصلاح کرده است.
از جمله کارهای ارزشمندمحقق, تطبیق احادیث, با مصادر اصلی آن و نمایاندن موارد اختلاف, از نظر زیادی و نقص است.
برخی روایات, که سند مشخصی نداشته اند با جست و جو و تحقیق در منابع گوناگون, از مصادر دیگری آدرس داده است.
✍️👈ینابیع الموده
نوشته:
الحافظ سلیمان بن ابراهیم بن القندوزی الحنفی
تصحیح و تدقیق: دارالکتب العراقیه.
ناشر: بصیرتی, قم
شمار صفحه ها: 527
قندوزی, در سال 1220 هـ . ق. دیده به جهان گشوده در بلخ, به فراگیری دانش پرداخت.برای ادامه تحصیل, به بخارا رفت. سپس به هند و افغانستان رفت و با بزرگان طریقت, همراه گشت و در سیر و سلوک و تفقه در دین, به درجات عالی نائل آمد, آن گاه, به قندوز بازگشت. مدت زمانی در آن جا اقامت گزید و به نشر دانش و هدایت و ارشاد خلق همّت گماشت. از آن جا که شوق زیستن در جوار بیت اللّه الحرام را در سر داشت, در سال 1269 هـ . ق روانه بیت اللّه شد. به قونیه که رسید, سه سال و شش ماه, در آن جا ماند. کتابهای شیخ محی الدین بن عربی حاتمی را از روی نسخه دست نوشته وی, یادداشت کرد. تا این که از سوی سلطان وقت, به مسند مشیخه تکیه شیخ مراد بخاری مأمور شد و در آن جا به ارشاد مردم و نشر علم حدیث و تفسیر پرداخت و در سال 1294هـ . ق . در قسطنطنیه دیده از جهان فرو بست40.
وی, اثر مورد بحث را در همین باره نگاشته و در آن, این مسأله را به گونه ای عالمانه و محققانه, به نقد و تحلیل گذاشته, آن گاه, روایات مسأله را یکایک آورده و درباره آنها بحث کرده است.
این اثر ارزشمند, افزون بر تحقیق و تبیین مسأله یاد شده, آکنده از فوائد علمی, ادبی و رجالی است.
تحقیق و تصحیح این رساله, براساس چهار نسخه معتبر, با تلاش رضا استادی انجام پذیرفته است. در پانوشتها, افزون بر ضبط اختلاف نسخه ها, توضیحاتی درباره برخی روایات داده شده است.
در مقدمه کتاب, ضمن این که از نسخه های کتاب, چگونگی تصحیح, گزارش شده, شرح حالی از مؤلف آمده و فهرستی از آثار وی, ارائه شده است.
✍️المحجة فیما نزل فی القائم الحجة(عج)
نوشته:
سید هاشم بحرانی
تحقیق و تعلیق:
محمد منیر میلانی,
شماره صفحه ها:284.
بحرانی, فقیه, مفسر, محدث و صاحب نظر در رجال بوده است37
شیخ یوسف بحرانی, درباره شخصیت او می نویسد:
(… کان السید المذکور فاضلاً, محدثاً, جامعاً, متتبعاً للاخبار بمالم یسبق الیه سابق سوی شیخنا المجلسی(ره) وقد صنف کتباً عدیدةً تشهد بشدة تتبعه واطلاعه…)38
سید بحرانی, فاضل, محدث, جامع و پژوهشگر در اخبار بوده است. کسی در این فن, جز مجلسی, بر او پیشی نگرفته. کتابهای زیادی تصنیف کرده که گواه تتبع و آگاهی اوست.
گذشته از مرتبه بلند علمی, امور حسبیه را نیز بر عهده داشته است. در انجام فریضه امر به معروف و نهی از منکر و مبارزه با ستمگران و حاکمان ستم, هیچ گونه بیم و هراسی به خود راه نداده و عمر پر برکت خویش را در راه نشر علوم اهل بیت و خدمت به بندگان خدا به پایان برده است.
وی, در سال 1107 ـ 1108 در قریه نعیم درگذشت و در قریه توبلی, به خاک سپرده شد.
بحرانی از بزرگانی چون: سید عبدالعظیم بن سید عباس استرآبادی, شیخ فخر الدین بن طریحی النجفی, صاحب مجمع البحرین, بهره جسته است39.
از وی, نوشته های بسیاری به جا مانده, از جمله: کتاب: المحجة فیما نزل فی القائم الحجة.
موضوع مورد بحث, این اثر, آیات قرآنی است که در روایات, به حضرت مهدی تفسیر و تأویل شده. این آیات, به 120 عدد می رسند که از سوره بقره آغاز و به سوره مبارکه عصر, پایان می پذیرند مطالب کتاب, به صورت ترتیب سوره های قرآنی تنظیم شده اند.
نویسنده, در مقدمه کتاب می نویسد:
(در این کتاب, آیاتی که در روایات معصومین(ع) به مهدی(عج) تفسیر شده اند, آورده شده و روایات مربوط به دیگر ائمه(ع) را در تفسیر برهان باید جست.)
روایات مورد استناد در تفسیر و تأویل آیات قرآن, از مصادر آنها نقل شده است.
محقق محترم, افزون بر آیاتی که مؤلف گرد آوری کرده, با جست و جوی بسیار, به دوازده آیه از قرآن دست یافته که به گونه ای به امام عصر (عج) ارتباط دارند و آنها را به صورت استدراک در پایان کتاب, تحت عنوان: (مستدرک المحجه) آورده است.
وی, با تلاش فراوان و درخور تحسین, برای تصحیح کتاب به نسخه خطی موجود در کتابخانه آیت اللّه مرعشی, که به خط خوانا در زمان مؤلف و از روی نوشته او, نسخه برداری شده, تکیه کرده و کتاب را, اصلاح کرده است.
از جمله کارهای ارزشمندمحقق, تطبیق احادیث, با مصادر اصلی آن و نمایاندن موارد اختلاف, از نظر زیادی و نقص است.
برخی روایات, که سند مشخصی نداشته اند با جست و جو و تحقیق در منابع گوناگون, از مصادر دیگری آدرس داده است.
✍️👈ینابیع الموده
نوشته:
الحافظ سلیمان بن ابراهیم بن القندوزی الحنفی
تصحیح و تدقیق: دارالکتب العراقیه.
ناشر: بصیرتی, قم
شمار صفحه ها: 527
قندوزی, در سال 1220 هـ . ق. دیده به جهان گشوده در بلخ, به فراگیری دانش پرداخت.برای ادامه تحصیل, به بخارا رفت. سپس به هند و افغانستان رفت و با بزرگان طریقت, همراه گشت و در سیر و سلوک و تفقه در دین, به درجات عالی نائل آمد, آن گاه, به قندوز بازگشت. مدت زمانی در آن جا اقامت گزید و به نشر دانش و هدایت و ارشاد خلق همّت گماشت. از آن جا که شوق زیستن در جوار بیت اللّه الحرام را در سر داشت, در سال 1269 هـ . ق روانه بیت اللّه شد. به قونیه که رسید, سه سال و شش ماه, در آن جا ماند. کتابهای شیخ محی الدین بن عربی حاتمی را از روی نسخه دست نوشته وی, یادداشت کرد. تا این که از سوی سلطان وقت, به مسند مشیخه تکیه شیخ مراد بخاری مأمور شد و در آن جا به ارشاد مردم و نشر علم حدیث و تفسیر پرداخت و در سال 1294هـ . ق . در قسطنطنیه دیده از جهان فرو بست40.
از جمله آثاری که از وی به جای مانده, کتاب: ینابیع الموده است.
این اثر, بار اول و بار دوّم, در سال 1302هـ.ق در استنابول, پس از گذشت هشت سال از فوت مؤلف, از سوی مهدی ملک التجار, در 527 صفحه, به چاپ رسیده است
بار سوّم, در مشهد, به سال 1308 هـ . ق. در دو جزء, در 455صفحه, به گونه سنگی, به تصحیح محمد شفیع اعتماد الدوله.
بار چهارم, در بمبئ, به سال 1311 هـ . ق. به اهتمام شیخ علی محلاتی, در 448 صفحه, به گونه سنگی . در پایان این چاپ, ترجمه مؤلف آمده است.
بار پنجم, در تهران, به سال 1312 هـ . ق. با مفاتیح المحجة, در 614 صفحه. بار ششم, در بیروت, در سه جزء.
بار هفتم, در نجف اشرف, به سال 1384 هـ . ق. با تصحیح, چاپخانه حیدریه.
آنچه در دست داریم, چاپ هشتم کتاب است.
مؤلف در این کتاب, فضائل پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) را با استناد به کتابهای مورد اعتماد, مانند: صحاح ستّ و… در یک مقدمه و صدباب, گرد می آورد.
از باب هفتاد و یک به بعد, مباحثی در باره غیبت امام زمان (عج), با استفاده از کتابهای گوناگون مطرح می کند: از جمله:
آیاتی که براساس روایات اهل بیت, به حضرت مهدی (عج) تفسیر شده, از کتاب: المحجة فیما نزل فی القائم الحجة نقل می کند.
* روایاتی که بیانگر نشانه ها و شرطهای برپایی رستاخیزند, از جواهر العقدین می آورد.
* درباره ویژگیهای حضرت مهدی(عج) و این که او از اهل بیت است و فرزند زهرا(س) روایاتی از کتابهای اهل سنت مانند: کنوز الدقائق, مسامرة الاخیار, سنن ترمزی, مناقب لابن المغازلی الشافعی واسعاف الراغبین درباره حضرت مهدی(عج) نقل کرده است.
* سخنان حضرت امیر(ع) را درباره شأن و منزلت مهدی(عج) از نهج البلاغه می آورد.
* از پیامبر(ص) و ائمه(ع) درباره گرفتاریهای اهل بیت, تا پیش از ظهور, روایاتی را می آورد.
* روایات بیانگر نام و شمار ائمه(ع) ظهور حضرت, دجّال و حدیث: (بعدی اثنا عشر خلیفه) را از کتاب فرائد السمطین, یادآور می شود.
*زمان ولادت حضرت, کرامات حضرت, ویژگیهای, آنان که توفیق دیدار او را یافته اند, سخنان اهل اللّه, از اصحاب کشف و شهود, تفسیر آیه شریفه: (یوم ندعوا کل اناس بامامهم) و… از موضوعاتی است که به آنها می پردازد.
یکی از مستشرقان, ینابیع الموده را این گونه معرفی می کند:
(ینابیع المودة وهی شمائل النبی(ص) وآل بیت فیها اقتباسات کثیرة من المصنفات القدیمة ولذا لها فائدة کبری وهی مرغوبة فی بلاد عجم…)41
ینابیع الموده, سیره و سیرت پیامبر(ص) و اهل بیت را در بر دارد و در آن از کتابهای زیادی از علمای پیشین استفاده شده و دارای فوائد بزرگ و بسیاری است و در بلاد و سرزمین غیر عرب رواج دارد.
این اثر, نه تنها در مناطق شیعه نشین مورد توجه بوده و هست, بلکه در دیگر شهرهای اسلامی نیز, از ارزش و اهمیت شایانی برخوردار است.
✍️👈نور الابصار
نوشته:
سید مؤمن بن حسن بن مؤمن الشبلنجی
ناشر: دارالکتب العلمیه, بیروت.
شماره صفحه ها: 248
وی, در قریه شبلبخ از قرای مصر پرورش یافت و در ده سالگی تمام قرآن را حفظ کرد و وارد دانشگاه الازهر مصر شد و نزد دانشمندان بزرگی چون: شیخ محمد خضری, میاطی, شیخ محمد الاشمونی, شیخ محمد الانبابی, شیخ ابراهیم شرقاوی شیخ محمد مرصفی, کسب دانش کرد و در علوم و فنون گوناگون, بویژه علم حدیث, ادب و تاریخ به درجات عالی نائل آمد و آثار ارزشمندی, عرضه داشت از جمله نوشته های وی, کتاب: نورالابصار فی مناقب آل بیت النبی المختار است42.
بخشی از این اثر, اختصاص به حضرت مهدی دارد که تحت عنوان: (فصل فی ذکر مناقب محمدبن الحسن الخالص…) آمده است. ذیل این فصل, به بحث درباره : ولادت, کنیه, القاب, اوصاف و نایبان حضرت, چگونگی غیبت, سال غیبت, طول عمر, زمان و مکانی که حضرت غائب شده, حیات وی پس از غیبت, محال نبودن غیبت طولانی و… می پردازد.
آن گاه, دیدگاه کسانی را که بر این باروند: مهدی منتظر, محمدبن حنفیه است و باز خواهد گشت و هم اکنون در جبل رضوی, اطراف مدینه می زید, به شدت رد می کند و می نویسد:
(وهذه کلها اقوال فاسدة… فان محمد بن حنفیه رضی اللّه عنه توفی بالمدینة المنورة وقیل بالطائف.)43.
این گفتارها تمام فاسد است… محمد بن حنفیه, در مدینه منوره و برخی گفته اند در طایف وفات کرده است.
سپس تحت عنوان: (تتمة) سخن را درباره اخبار مهدی(عج) پی می گیرد ابتدا اشاره دارد به اختلاف بین علماء, درباره این که آیا حضرت مهدی(عج), از اولاد امام حسن است یا امام حسین(ع) و نظر می دهد که حضرت مهدی, از اولاد امام حسین(ع) است و دیدگاه صاحب (یواقبت الجواهر) را برای تایید نظر خود, می آورد:
(… المهدی من ولد الامام الحسن العسکری بن الحسین ومولده النصف من شعبان…)44
آن گاه به موضوعات زیر می پردازد.
ویژگیهای ظاهری امام: قد و قامت, رنگ, سیما و…
زمان و مکان ظهور
چگونگی قیام.
سرزمین کشته شدن سفیانی
چگونگی برخورد با مردم.
و…
این اثر, بار اول و بار دوّم, در سال 1302هـ.ق در استنابول, پس از گذشت هشت سال از فوت مؤلف, از سوی مهدی ملک التجار, در 527 صفحه, به چاپ رسیده است
بار سوّم, در مشهد, به سال 1308 هـ . ق. در دو جزء, در 455صفحه, به گونه سنگی, به تصحیح محمد شفیع اعتماد الدوله.
بار چهارم, در بمبئ, به سال 1311 هـ . ق. به اهتمام شیخ علی محلاتی, در 448 صفحه, به گونه سنگی . در پایان این چاپ, ترجمه مؤلف آمده است.
بار پنجم, در تهران, به سال 1312 هـ . ق. با مفاتیح المحجة, در 614 صفحه. بار ششم, در بیروت, در سه جزء.
بار هفتم, در نجف اشرف, به سال 1384 هـ . ق. با تصحیح, چاپخانه حیدریه.
آنچه در دست داریم, چاپ هشتم کتاب است.
مؤلف در این کتاب, فضائل پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) را با استناد به کتابهای مورد اعتماد, مانند: صحاح ستّ و… در یک مقدمه و صدباب, گرد می آورد.
از باب هفتاد و یک به بعد, مباحثی در باره غیبت امام زمان (عج), با استفاده از کتابهای گوناگون مطرح می کند: از جمله:
آیاتی که براساس روایات اهل بیت, به حضرت مهدی (عج) تفسیر شده, از کتاب: المحجة فیما نزل فی القائم الحجة نقل می کند.
* روایاتی که بیانگر نشانه ها و شرطهای برپایی رستاخیزند, از جواهر العقدین می آورد.
* درباره ویژگیهای حضرت مهدی(عج) و این که او از اهل بیت است و فرزند زهرا(س) روایاتی از کتابهای اهل سنت مانند: کنوز الدقائق, مسامرة الاخیار, سنن ترمزی, مناقب لابن المغازلی الشافعی واسعاف الراغبین درباره حضرت مهدی(عج) نقل کرده است.
* سخنان حضرت امیر(ع) را درباره شأن و منزلت مهدی(عج) از نهج البلاغه می آورد.
* از پیامبر(ص) و ائمه(ع) درباره گرفتاریهای اهل بیت, تا پیش از ظهور, روایاتی را می آورد.
* روایات بیانگر نام و شمار ائمه(ع) ظهور حضرت, دجّال و حدیث: (بعدی اثنا عشر خلیفه) را از کتاب فرائد السمطین, یادآور می شود.
*زمان ولادت حضرت, کرامات حضرت, ویژگیهای, آنان که توفیق دیدار او را یافته اند, سخنان اهل اللّه, از اصحاب کشف و شهود, تفسیر آیه شریفه: (یوم ندعوا کل اناس بامامهم) و… از موضوعاتی است که به آنها می پردازد.
یکی از مستشرقان, ینابیع الموده را این گونه معرفی می کند:
(ینابیع المودة وهی شمائل النبی(ص) وآل بیت فیها اقتباسات کثیرة من المصنفات القدیمة ولذا لها فائدة کبری وهی مرغوبة فی بلاد عجم…)41
ینابیع الموده, سیره و سیرت پیامبر(ص) و اهل بیت را در بر دارد و در آن از کتابهای زیادی از علمای پیشین استفاده شده و دارای فوائد بزرگ و بسیاری است و در بلاد و سرزمین غیر عرب رواج دارد.
این اثر, نه تنها در مناطق شیعه نشین مورد توجه بوده و هست, بلکه در دیگر شهرهای اسلامی نیز, از ارزش و اهمیت شایانی برخوردار است.
✍️👈نور الابصار
نوشته:
سید مؤمن بن حسن بن مؤمن الشبلنجی
ناشر: دارالکتب العلمیه, بیروت.
شماره صفحه ها: 248
وی, در قریه شبلبخ از قرای مصر پرورش یافت و در ده سالگی تمام قرآن را حفظ کرد و وارد دانشگاه الازهر مصر شد و نزد دانشمندان بزرگی چون: شیخ محمد خضری, میاطی, شیخ محمد الاشمونی, شیخ محمد الانبابی, شیخ ابراهیم شرقاوی شیخ محمد مرصفی, کسب دانش کرد و در علوم و فنون گوناگون, بویژه علم حدیث, ادب و تاریخ به درجات عالی نائل آمد و آثار ارزشمندی, عرضه داشت از جمله نوشته های وی, کتاب: نورالابصار فی مناقب آل بیت النبی المختار است42.
بخشی از این اثر, اختصاص به حضرت مهدی دارد که تحت عنوان: (فصل فی ذکر مناقب محمدبن الحسن الخالص…) آمده است. ذیل این فصل, به بحث درباره : ولادت, کنیه, القاب, اوصاف و نایبان حضرت, چگونگی غیبت, سال غیبت, طول عمر, زمان و مکانی که حضرت غائب شده, حیات وی پس از غیبت, محال نبودن غیبت طولانی و… می پردازد.
آن گاه, دیدگاه کسانی را که بر این باروند: مهدی منتظر, محمدبن حنفیه است و باز خواهد گشت و هم اکنون در جبل رضوی, اطراف مدینه می زید, به شدت رد می کند و می نویسد:
(وهذه کلها اقوال فاسدة… فان محمد بن حنفیه رضی اللّه عنه توفی بالمدینة المنورة وقیل بالطائف.)43.
این گفتارها تمام فاسد است… محمد بن حنفیه, در مدینه منوره و برخی گفته اند در طایف وفات کرده است.
سپس تحت عنوان: (تتمة) سخن را درباره اخبار مهدی(عج) پی می گیرد ابتدا اشاره دارد به اختلاف بین علماء, درباره این که آیا حضرت مهدی(عج), از اولاد امام حسن است یا امام حسین(ع) و نظر می دهد که حضرت مهدی, از اولاد امام حسین(ع) است و دیدگاه صاحب (یواقبت الجواهر) را برای تایید نظر خود, می آورد:
(… المهدی من ولد الامام الحسن العسکری بن الحسین ومولده النصف من شعبان…)44
آن گاه به موضوعات زیر می پردازد.
ویژگیهای ظاهری امام: قد و قامت, رنگ, سیما و…
زمان و مکان ظهور
چگونگی قیام.
سرزمین کشته شدن سفیانی
چگونگی برخورد با مردم.
و…
✍️👈الاذاعة لما کان ومایکون بین یدی الساعة
نوشته:
سید محمد صدیق حسن.
ناشر: مؤسسة سعودی مصر.
شماره صفحه ها:
مؤلف, در قنوج هند, چشم به هستی گشود, در دهلی به کسب دانش پرداخت, سپس برای امرار معاش, به (بهوبال) سفر کرد و با تلاش و پشتکار, ثروت فراوان, به دست آورد و با ملکه (بهوبال), ازدواج کرد.
با حضور در صحنه افکار جدید و اصلاح طلبانه و در شمار شخصیتهای دوره نوین نهضت اسلامی قرار گرفت. از وی آثار ارزشمندی در علوم و معارف اسلامی به زبانهای: عربی, فارسی و هندی به یادگار مانده است45.
از جمله کتاب: (الاذاعة لما کان ومایکون بین یدی الساعة).
این اثر, همان گونه که از نامش پیدا است, ملاحم و فتن پیش از قیامت را در بر دارد. نویسنده, ابتداء احادیثی که در باب حضرت مهدی و مسأله غیبت در منابع روایی چون: سنن, معاجم, مسانید و… آمده و از آنها استفاده تواتر می شود, گرد می آورد.
پس از اثبات تواتر احادیث, به شبهات و خرده گیریهایی که از سوی ابن خلدون و…
در مورد احتجاج به احادیث حضرت مهدی شده می پردازد و به ابن خلدون که می نویسد:
(احادیث مربوط به غیبت مهدی, برخی با برخ دیگر معارض است و راویان بعضی احادیث, چون حافظه و ضبط قوی نداشته اند, مورد طعن و جرح قرار گرفته اند. تنها به روایاتی که از سوی محققان از محدثان رسیده, می شود عمل کرد.)
پاسخ می دهد:
اولاً, در کتابهای صحیح نیز, راویان مورد طعن و جرح وجود دارد. افزون بر این, احادیث مربوط به مهدی را محدثان مورد اعتمادی, چون: ترمذی, ابی داود, ابن ماجه, حاکم, طبرانی و ابی یعلی الموصلی به اسناد جماعتی از صحابه نقل کرده اند.
ثانیاً, احادیث مربوط به مهدی, برخی صحیح و بعضی حسن و ضعیف هستند. از آن جا که برخی احادیث, به برخ دیگر یاری می رسانند و به شواهدی نیز, تقویت می شوند, می شود بر آنها اعتماد کرد.
ثالثاً, مسأله امام زمان(عج) و ظهور وی, مشهور بین همه مسلمانان و اهل اسلام است و در طول عصرها و قرنها, زبان به زبان منتقل شده و همه بر آن بوده و هستند که ناچار در آخر الزمان, فردی از اهل بیت پیامبر(ص) ظهور می کند و دین را تایید و عدل را ظاهر می سازد و مسلمانان از وی پیروی می کنند و بر بلاد اسلامی مسلط می شود. این شخص مهدی نامیده می شود.
آن گاه می نویسد: خروج دجال و فرود آمدن عیسی و وقایع پس از آن, از نشانه های رستاخیزند و روایات صحیح و در حدّ تواتر, بر آنها دلالت می کنند و جایی برای انکار آنها نیست و برای تأیید دیدگاه خود, سخن شوکانی را گواه می آورد:
(قال: والاحادیث الوارده فی المهدی التی امکن الوقوف علیها منها خمسون حدیثاً فیها الصحیح والحسن والضعیف المنجبر وهی متواترة بلا شک ولاشبهة, بل یصدق وصف التواتر علی ما هودونها علی جمیع الاصلاحات المحررة فی الاصول وامّا الآثار عن الصحابة المصرحة بالمهدی فهی کثیرة ایضاً…)46
احادیثی که درباره حضرت مهدی(عج) رسیده و امکان دسترسی به آنها وجود دارد, از جمله پنجاه حدیث است که در بین آنها, صحیح, حسن, ضعیف و منجبر وجود دارد و اینها متواترند, بدون شک و شبهه, بلکه کمتر از اینها بنا بر همه اصطلاحاتی که در اصول بدان اشاره شده, تواتر صدق می کند. امّا آثار صحابه که در آنها تصریح به مهدی شده نیز, زیاد است.
در این جا اشاره ای دارد به کتاب سید علامه بدرالملة المنیر محمدبن اسماعیل الیمانی و روایاتی که وی گرد آوری کرده درباره: ظهور مهدی از آل محمد در آخر الزمان, مشخص نبودن زمان ظهور و اشاره به روایتی که می گوید: (پیش از ظهور مهدی دجّال خروج می کند).
آن گاه, احادیث رسیده درباره حضرت مهدی را این گونه دسته بندی می کند:
1 . درباره اسم, نسب, مولد, بیعت کنندگان, هجرت کنندگان باوی, سیره و صفات وی.
2 . برشمارندگان ویژگیها حضرت و نشانه های ظهور.
3 . درباره فتنه ها و حادثه هایی که پیش از ظهور پدید می آید.
4 . ملاحمی که در زمان حضور حضرت, واقع می شوند و نشانه نزدیکی رستاخیزند.
نویسنده در ذیل هر حدیثی که می آورد, نکاتی را درباره حدیث و راویان آن, یادآوری می شود. از باب نمونه, در ذیل روایت طلحة بن عبداللّه می نویسد:
اخرجه الطبرانی فی الأوسط وفیه مثنی بن الصباح وهومتروک وضعیف جداً ووثقه ابن معین فی روایة وضعّفه ایضاً ولیس فی الحدیث تصریح بذکر المهدی…)47
طبرانی در الاوسط, روایت را آورده است. در سند روایت, مثنی بن الصباح, که کنار گذاشته شده و جداًضعیف شمرده شده, وجود دارد. در روایتی, ابن معین, او را توثیق کرده و ضعیف نیز دانسته است. در حدیث, تصریح به نام مهدی نشده است.
به دیدگاههای متصوفه و شیخیه اشاره می کند و ابراز می دارد:
نوشته:
سید محمد صدیق حسن.
ناشر: مؤسسة سعودی مصر.
شماره صفحه ها:
مؤلف, در قنوج هند, چشم به هستی گشود, در دهلی به کسب دانش پرداخت, سپس برای امرار معاش, به (بهوبال) سفر کرد و با تلاش و پشتکار, ثروت فراوان, به دست آورد و با ملکه (بهوبال), ازدواج کرد.
با حضور در صحنه افکار جدید و اصلاح طلبانه و در شمار شخصیتهای دوره نوین نهضت اسلامی قرار گرفت. از وی آثار ارزشمندی در علوم و معارف اسلامی به زبانهای: عربی, فارسی و هندی به یادگار مانده است45.
از جمله کتاب: (الاذاعة لما کان ومایکون بین یدی الساعة).
این اثر, همان گونه که از نامش پیدا است, ملاحم و فتن پیش از قیامت را در بر دارد. نویسنده, ابتداء احادیثی که در باب حضرت مهدی و مسأله غیبت در منابع روایی چون: سنن, معاجم, مسانید و… آمده و از آنها استفاده تواتر می شود, گرد می آورد.
پس از اثبات تواتر احادیث, به شبهات و خرده گیریهایی که از سوی ابن خلدون و…
در مورد احتجاج به احادیث حضرت مهدی شده می پردازد و به ابن خلدون که می نویسد:
(احادیث مربوط به غیبت مهدی, برخی با برخ دیگر معارض است و راویان بعضی احادیث, چون حافظه و ضبط قوی نداشته اند, مورد طعن و جرح قرار گرفته اند. تنها به روایاتی که از سوی محققان از محدثان رسیده, می شود عمل کرد.)
پاسخ می دهد:
اولاً, در کتابهای صحیح نیز, راویان مورد طعن و جرح وجود دارد. افزون بر این, احادیث مربوط به مهدی را محدثان مورد اعتمادی, چون: ترمذی, ابی داود, ابن ماجه, حاکم, طبرانی و ابی یعلی الموصلی به اسناد جماعتی از صحابه نقل کرده اند.
ثانیاً, احادیث مربوط به مهدی, برخی صحیح و بعضی حسن و ضعیف هستند. از آن جا که برخی احادیث, به برخ دیگر یاری می رسانند و به شواهدی نیز, تقویت می شوند, می شود بر آنها اعتماد کرد.
ثالثاً, مسأله امام زمان(عج) و ظهور وی, مشهور بین همه مسلمانان و اهل اسلام است و در طول عصرها و قرنها, زبان به زبان منتقل شده و همه بر آن بوده و هستند که ناچار در آخر الزمان, فردی از اهل بیت پیامبر(ص) ظهور می کند و دین را تایید و عدل را ظاهر می سازد و مسلمانان از وی پیروی می کنند و بر بلاد اسلامی مسلط می شود. این شخص مهدی نامیده می شود.
آن گاه می نویسد: خروج دجال و فرود آمدن عیسی و وقایع پس از آن, از نشانه های رستاخیزند و روایات صحیح و در حدّ تواتر, بر آنها دلالت می کنند و جایی برای انکار آنها نیست و برای تأیید دیدگاه خود, سخن شوکانی را گواه می آورد:
(قال: والاحادیث الوارده فی المهدی التی امکن الوقوف علیها منها خمسون حدیثاً فیها الصحیح والحسن والضعیف المنجبر وهی متواترة بلا شک ولاشبهة, بل یصدق وصف التواتر علی ما هودونها علی جمیع الاصلاحات المحررة فی الاصول وامّا الآثار عن الصحابة المصرحة بالمهدی فهی کثیرة ایضاً…)46
احادیثی که درباره حضرت مهدی(عج) رسیده و امکان دسترسی به آنها وجود دارد, از جمله پنجاه حدیث است که در بین آنها, صحیح, حسن, ضعیف و منجبر وجود دارد و اینها متواترند, بدون شک و شبهه, بلکه کمتر از اینها بنا بر همه اصطلاحاتی که در اصول بدان اشاره شده, تواتر صدق می کند. امّا آثار صحابه که در آنها تصریح به مهدی شده نیز, زیاد است.
در این جا اشاره ای دارد به کتاب سید علامه بدرالملة المنیر محمدبن اسماعیل الیمانی و روایاتی که وی گرد آوری کرده درباره: ظهور مهدی از آل محمد در آخر الزمان, مشخص نبودن زمان ظهور و اشاره به روایتی که می گوید: (پیش از ظهور مهدی دجّال خروج می کند).
آن گاه, احادیث رسیده درباره حضرت مهدی را این گونه دسته بندی می کند:
1 . درباره اسم, نسب, مولد, بیعت کنندگان, هجرت کنندگان باوی, سیره و صفات وی.
2 . برشمارندگان ویژگیها حضرت و نشانه های ظهور.
3 . درباره فتنه ها و حادثه هایی که پیش از ظهور پدید می آید.
4 . ملاحمی که در زمان حضور حضرت, واقع می شوند و نشانه نزدیکی رستاخیزند.
نویسنده در ذیل هر حدیثی که می آورد, نکاتی را درباره حدیث و راویان آن, یادآوری می شود. از باب نمونه, در ذیل روایت طلحة بن عبداللّه می نویسد:
اخرجه الطبرانی فی الأوسط وفیه مثنی بن الصباح وهومتروک وضعیف جداً ووثقه ابن معین فی روایة وضعّفه ایضاً ولیس فی الحدیث تصریح بذکر المهدی…)47
طبرانی در الاوسط, روایت را آورده است. در سند روایت, مثنی بن الصباح, که کنار گذاشته شده و جداًضعیف شمرده شده, وجود دارد. در روایتی, ابن معین, او را توثیق کرده و ضعیف نیز دانسته است. در حدیث, تصریح به نام مهدی نشده است.
به دیدگاههای متصوفه و شیخیه اشاره می کند و ابراز می دارد:
(آنان دیدگاه درستی نسبت به مسأله مهدی ندارند و مبنای سخنان خود را از اصول واهی گرفته اند.)
می نویسد:
(ما, در اعتقادات و دیدگاههای مذهبی خویش, جز به قرآن و احادیث تمسک نمی جوییم و دین را جز از این دو راه اثبات نمی کنیم.)
در مورد ردّ کسانی که استدلال به این روایات را درباره مهدی, نادرست می پندارد, بویژه ابن خلدون, افزون بر آنچه یادآور شده می نویسد:
(این احادیث, کمتر از احادیثی که در باب احکام شرعی مورد استناد قرار می گیرند, نیست و معمول است که فقها, به اینگونه روایات استدلال می کنند و آنچه راجع به جرح و تعدیل راویان گفته شده, در سایر سندهای روایات نیز, وجود دارد.
بنابراین, مسأله مهدی جای شک و شبهه ندارد و با وجود دلیلهای بسیار, انکار آن ایستادگی در برابر نصوص مستفیضه ای است که به حد تواتر نیز می رسد.)
سپس استناد می کند به دیدگاه شیخ علامه محمد بن احمد السفارینی حنبلی که مجموع احادیث را موجب علم قطعی دانسته و ایمان به خروج حضرت را واجب شمرده است.
(…ما یفید مجموعة العلم القطعی فالایمان بخروج المهدی واجب کما هو مقرر عند اهل العلم ومدون فی عقائد أهل سنة والجماعة.)48
مجموع احادیث, مفید علم قطعی به وجود قیام مهدی است . از این روی, ایمان به قیام مهدی, واجب است همان گونه که نزد اهل دانش ثابت شده و در عقاید اهل سنت و جماعت تدوین شده است.
سخن آخر را به حوادثی که پیش از خروج حضرت مهدی, رخ خواهد داد و نشانه ظهور و… اختصاص می دهد.
✍️👈📚نجم الثاقب فی احوال الامام الغائب (عج)
نوشته:
میرزا حسین نوری طبرسی.
ناشر: جعفری, مشهد.
شماره صفحه ها: 587.👇👇👇
✍️👈📚نجم الثاقب فی احوال الامام الغائب (عج)
نوشته:
میرزا حسین نوری طبرسی.
ناشر: جعفری, مشهد.
شماره صفحه ها: 587.👇👇👇
محدث نوری, در یکی از قرای نور, در سال 1254 هـ . ق. دیده به جهان گشود. در تهران از محضر شیخ عبدالرحیم بروجردی, مایه علمی گرفت و در سال 1278 هـ. ق. برای کسب دانش بیشتر, به عراق هجرت کرد و از خرمن پرفیض شیخ عبدالحسین تهرانی, شیخ اعظم انصاری بهره جست, سپس به هنگام مهاجرت میرزا حسن شیرازی به سامرا, باوی مهاجرت کرد. چند سال در سامراء بود و آن گاه به نجف اشرف, بازگشت و در آن جا, اقامت گزید و در همان جا, به سال 1320 هـ . ق دیده از جهان فرو بست. وی آثار بسیار دارد49. از جمله: نجم الثاقب فی احوال الامام الغائب(عج), به زبان فارسی.
شیخ عباس قمی, درباره شخصیت علمی وی می نویسد:
(… اما علمه فاحسن فنه الحدیث ومعرفة الرجال والاحاطة بالاقوال والاطلاع بدقایق الآیات ونکات الأخبار بحیث یتحیر العقول عن کیفیته استخراجه جواهر الاخبار عن کنوزها وترجع الابصار حاسرة عن ادراک طریقته فی استنباط اشاراتها ورموزها.50)
اما آگاهی وی به فن حدیث, رجال, احاطه به دیدگاههای دیگران, شناخت دقایق آیات و نکات روایات, به گونه ای بوده که خردها از چگونگی برداشت او از گنجینه های اخبار در شگفتی فرو رفته و نسبت به درک, فهم و شیوه استنباط و کشف اشارت و رموز به دیده حیرت می نگریسته اند.
این اثر, مزیّن است به تقریظ مرحوم میرزای شیرازی بزرگ.
درباره انگیزه خود از تألیف این اثر می نویسد:
(در سال 1303 هـ . ق. در خدمت میزرای بزرگ بودم.
میرزا فرمود: خوب است, کتابی مستقل درباره حضرت مهدی(عج) به زبان فارسی نگاشته شود. و شما شایستگی انجام این مهم رادارید.
عرض کردم: مقدمات امر فراهم نیست, ولی از آن جا که در سال گذشته, رساله ای درباره کسانی که در غیبت کبری, به زیارت حضرت مهدی(عج) مشرف شده اند, تحت عنوان: جنة المأوی نگاشته ام, اگر مصلحت باشد, همان رساله را, با افزودن مطالبی بر آن ترجمه کنم.
پیشنهاد پذیرفته شد. لکن میرزا فرمود: شمه ای از حالات حضرت مهدی, هر چند به اختصار بر آن افزوده شود. حسب الامر مطاع میرزا, به انجام این اثر اقدام شد و در نهایت یأس با استمداد از عسکریین, بحمداللّه در اندک زمانی این خدمت به انجام رسید.)
کتاب حاضر در دوازده باب, به شرح زیر تنظیم شده است:
باب اول, چگونگی ولادت, شمه ای از احوال شخصی حکیمه خاتون.
باب دوّم و سوّم, اسامی, القاب و کنیه ها, شمایل و توجهات الهی به حضرت.
باب چهارم, اختلاف مسلمانان نسبت به امر غیبت, پس از اتفاق بر درستی صدور اخباری که از پیامبر(ص) بر آمدن حضرت مهدی رسیده, کتابهایی که عالمان اهل سنت, در باب حضرت مهدی موعود, تألیف کرده اند, مطالب مورد اختلاف: نسب, اسم پدر تشخیص و تعیین آن حضرت و دیدگاههای علمای فرق اسلامی در مورد هر یک از مباحث فوق و نقد و بررسی هر یک و ارائه دیدگاه صواب.
باب پنجم و ششم: بحث و استدلال درباره این که حضرت مهدی موعود, فرزند امام حسن عسکری(ع) است.
می نویسد:
(ما, در اعتقادات و دیدگاههای مذهبی خویش, جز به قرآن و احادیث تمسک نمی جوییم و دین را جز از این دو راه اثبات نمی کنیم.)
در مورد ردّ کسانی که استدلال به این روایات را درباره مهدی, نادرست می پندارد, بویژه ابن خلدون, افزون بر آنچه یادآور شده می نویسد:
(این احادیث, کمتر از احادیثی که در باب احکام شرعی مورد استناد قرار می گیرند, نیست و معمول است که فقها, به اینگونه روایات استدلال می کنند و آنچه راجع به جرح و تعدیل راویان گفته شده, در سایر سندهای روایات نیز, وجود دارد.
بنابراین, مسأله مهدی جای شک و شبهه ندارد و با وجود دلیلهای بسیار, انکار آن ایستادگی در برابر نصوص مستفیضه ای است که به حد تواتر نیز می رسد.)
سپس استناد می کند به دیدگاه شیخ علامه محمد بن احمد السفارینی حنبلی که مجموع احادیث را موجب علم قطعی دانسته و ایمان به خروج حضرت را واجب شمرده است.
(…ما یفید مجموعة العلم القطعی فالایمان بخروج المهدی واجب کما هو مقرر عند اهل العلم ومدون فی عقائد أهل سنة والجماعة.)48
مجموع احادیث, مفید علم قطعی به وجود قیام مهدی است . از این روی, ایمان به قیام مهدی, واجب است همان گونه که نزد اهل دانش ثابت شده و در عقاید اهل سنت و جماعت تدوین شده است.
سخن آخر را به حوادثی که پیش از خروج حضرت مهدی, رخ خواهد داد و نشانه ظهور و… اختصاص می دهد.
✍️👈📚نجم الثاقب فی احوال الامام الغائب (عج)
نوشته:
میرزا حسین نوری طبرسی.
ناشر: جعفری, مشهد.
شماره صفحه ها: 587.👇👇👇
✍️👈📚نجم الثاقب فی احوال الامام الغائب (عج)
نوشته:
میرزا حسین نوری طبرسی.
ناشر: جعفری, مشهد.
شماره صفحه ها: 587.👇👇👇
محدث نوری, در یکی از قرای نور, در سال 1254 هـ . ق. دیده به جهان گشود. در تهران از محضر شیخ عبدالرحیم بروجردی, مایه علمی گرفت و در سال 1278 هـ. ق. برای کسب دانش بیشتر, به عراق هجرت کرد و از خرمن پرفیض شیخ عبدالحسین تهرانی, شیخ اعظم انصاری بهره جست, سپس به هنگام مهاجرت میرزا حسن شیرازی به سامرا, باوی مهاجرت کرد. چند سال در سامراء بود و آن گاه به نجف اشرف, بازگشت و در آن جا, اقامت گزید و در همان جا, به سال 1320 هـ . ق دیده از جهان فرو بست. وی آثار بسیار دارد49. از جمله: نجم الثاقب فی احوال الامام الغائب(عج), به زبان فارسی.
شیخ عباس قمی, درباره شخصیت علمی وی می نویسد:
(… اما علمه فاحسن فنه الحدیث ومعرفة الرجال والاحاطة بالاقوال والاطلاع بدقایق الآیات ونکات الأخبار بحیث یتحیر العقول عن کیفیته استخراجه جواهر الاخبار عن کنوزها وترجع الابصار حاسرة عن ادراک طریقته فی استنباط اشاراتها ورموزها.50)
اما آگاهی وی به فن حدیث, رجال, احاطه به دیدگاههای دیگران, شناخت دقایق آیات و نکات روایات, به گونه ای بوده که خردها از چگونگی برداشت او از گنجینه های اخبار در شگفتی فرو رفته و نسبت به درک, فهم و شیوه استنباط و کشف اشارت و رموز به دیده حیرت می نگریسته اند.
این اثر, مزیّن است به تقریظ مرحوم میرزای شیرازی بزرگ.
درباره انگیزه خود از تألیف این اثر می نویسد:
(در سال 1303 هـ . ق. در خدمت میزرای بزرگ بودم.
میرزا فرمود: خوب است, کتابی مستقل درباره حضرت مهدی(عج) به زبان فارسی نگاشته شود. و شما شایستگی انجام این مهم رادارید.
عرض کردم: مقدمات امر فراهم نیست, ولی از آن جا که در سال گذشته, رساله ای درباره کسانی که در غیبت کبری, به زیارت حضرت مهدی(عج) مشرف شده اند, تحت عنوان: جنة المأوی نگاشته ام, اگر مصلحت باشد, همان رساله را, با افزودن مطالبی بر آن ترجمه کنم.
پیشنهاد پذیرفته شد. لکن میرزا فرمود: شمه ای از حالات حضرت مهدی, هر چند به اختصار بر آن افزوده شود. حسب الامر مطاع میرزا, به انجام این اثر اقدام شد و در نهایت یأس با استمداد از عسکریین, بحمداللّه در اندک زمانی این خدمت به انجام رسید.)
کتاب حاضر در دوازده باب, به شرح زیر تنظیم شده است:
باب اول, چگونگی ولادت, شمه ای از احوال شخصی حکیمه خاتون.
باب دوّم و سوّم, اسامی, القاب و کنیه ها, شمایل و توجهات الهی به حضرت.
باب چهارم, اختلاف مسلمانان نسبت به امر غیبت, پس از اتفاق بر درستی صدور اخباری که از پیامبر(ص) بر آمدن حضرت مهدی رسیده, کتابهایی که عالمان اهل سنت, در باب حضرت مهدی موعود, تألیف کرده اند, مطالب مورد اختلاف: نسب, اسم پدر تشخیص و تعیین آن حضرت و دیدگاههای علمای فرق اسلامی در مورد هر یک از مباحث فوق و نقد و بررسی هر یک و ارائه دیدگاه صواب.
باب پنجم و ششم: بحث و استدلال درباره این که حضرت مهدی موعود, فرزند امام حسن عسکری(ع) است.
باب هفتم و هشتم: سخن درباره کسانی است که در عصر غیبت کبری, به محضر حضرت, شرفیاب شده اند, یا بر معجزات حضرت آگاهی یافته اند و جمع بینِ روایاتی که می فرماید:
(مدعی دیدار با حضرت را باید دروغگو خواند) و داستانهایی که بیانگر دیدار بزرگان و اولیاء با حضرت هستند و…)
باب نهم, درباره این که برای هر حاجت, به امامی خاص باید توسل جست و اثبات این نکته که یکی از مناصب خاصه امام زمان (عج) پناه دل سوختگان است.
باب دهم, در بیان گوشه ای از تکالیف و آداب مسلمانان, نسبت به آن جناب.
باب یازدهم, روزهای ویژه آن حضرت و تکلیف پیروان حضرت در آن روزها.
ناگفته نماند, مطالب سست, بی اساس و بی پایه در کتابهایی که درباره حضرت مهدی نگاشته شده بسیار است, باید با دقت به آنها نگریست و هر مطلبی را از آنها بی درنگ و بی مطالعه همه جانبه و بدون مراجعه به اهل فن, نپذیرفت.
از جمله نوشته هایی که مطالب واهی, بی پایه و به دور از خرد بسیار دارند, نوشته های محدث نوری است که باید اهل نظر و محققان و نویسندگان تیز نگر, واهی بودن اینها رابه همه شیفتگان مهدی و اهل مطالعه بنمایانند.
✍️👈📚اعیان الشیعه, جلد 4
نوشته:
محسن امین.
ناشر: دارالتعارف للمطبوعات, بیروت.
سید محسن امین عاملی, در سال 1283 هـ .ق. در قریه شقره جبل عامل, متولد شد و علوم مقدماتی را در همان جا به پایان رساند و برای تحصیل علوم عالی به عراق هجرت کرد و در نجف اشرف, رحل اقامت افکند و از محضر بزرگان آن حوزه بهره برد و به مقام عالی اجتهاد نائل آمد, سپس به دمشق رفت و در آن جا اقامت گزید و مرجع شیعیان شد.
وی, آثار بسیار دارد, از جمله آنها, اثر ارزشمند اعیان الشیعه است51.
مؤلف بزرگوار, در این اثر با عظمت که در حقیقت, دائرة المعارف پیشوایان دین, رجال علم و ادب و فرهنگ است, در مورد حضرت مهدی(عج) سنگ تمام گذاشته و بیش از 150 صفحه از کتاب را به آن حضرت اختصاص داده است.
شیوه بیان مطالب, بیشتر بر مبنای نقل اخبار و اقوال بزرگان و دانشمندان است. در هر موضوع, پیش از ورود در اصل بحث, مقدمه ای می نگارد, سپس به مطالب اصلی می پردازد. درباره حضرت مهدی(عج) موضوعات زیر را به بحث گذارده:
زمان ولادت, ویژگیهای شخصی, پوشش, غیبت و سفراء, امامت حضرت, وجود حضرت در شهرها, ولی غایب از دیدگان, اخباری که از طریق اهل سنت درباره ظهور حضرت رسیده, برخی مطالبی که شیعیان در اثبات امامت, غیبت و… از قرآن احادیث پیامبر(ص) فاطمه(ع) و سایر ائمه(ع) بدانها تمسک می جویند, غیبتهای انبیاء: صالح, ابراهیم, یوسف, موسی, اوصیاء و حجج پس از موسی تا زمان مسیح, معجزات حضرت و نشانه های اثبات آن طرح یازده شبهه در مورد مهدی(عج) و پاسخ آن با دلیلها و برهانهای عقلی و نقلی, یادآوری نام دانشمندان و علمای اهل سنت که در وجود حضرت مهدی, با شیعه هم عقیده اند, بحث درباره نشانه های ظهور با استفاده از منابع گوناگون و شمارش 69 نشانه, سال, روز و مکان ظهور حضرت, آنچه پس از ظهور توسط حضرت مهدی انجام می پذیرد, محل اقامت مدت حکومت سیره و سیمای وی به هنگام قیام و طریقه اجراء احکام, نشانه هایی که در آن عصر, خداوند ظاهر می سازد, شمار یاران مهدی, نام شهرها و چگونگی گرد آمدن آنان و…
✍️👈المهدی💐
نوشته:
سید صدر الدین صدر.
ناشر: دارالزهراء, بیروت.
شمار ه صفحه ها: 255
سید صدر الدین صدر, از زعمای شیعه است. وی, در سال 1299 هـ . ق. در کاظمین, دیده به جهان گشود و در مهد تربیت پدر بالید و تحصیلات ابتدایی و سطوح را در سامراء و کربلا, نزد اساتید بزرگی, چون: شیخ حسن کربلایی, آقا ضیاء الدین عراقی و… فرا گرفت. در سال 1329 هـ . ق. به سفارش پدر, به نجف اشرف هجرت کرد و در آن جا, مدتها از محضر درس آخوند خراسانی و میرزای نائینی بهره برد.
در سال 1349 هـ . ق. به مشهد مشرف شد و در آن جا اقامت گزید و به تدریس و رسیدگی به امور مردم و… پرداخت.
پس از مدتی, به درخواست, مؤسس حوزه علمیه قم, شیخ عبدالکریم حائری, به قم مشرف شد و در حوزه علمیه قم, جایگاه رفیعی یافت.
ایشان آثار فراوانی دارد52. از جمله آنها کتاب ارزشمند المهدی است.
مؤلف, به منابع اصلی حدیث و تاریخ که معروف به وثاقت و مورد اطمینان و اعتمادند, تکیه دارد و بحث دقیق و عمیقی را پی می گیرد و به بسیاری از شبهات پاسخ می گوید.
کتاب, در یک مقدمه و هشت فصل و خاتمه, تنظیم شده است.
وی درباره انگیزه تألیف کتاب می نگارد:
(در مجلس دوستانه ای, از مهدی منتظر(عج) و آنچه شیعه امامیه اثناعشریه, در این باب, بدان معتقدند, سخن به میان آمد.
برخی از حاضران در مجلس, اظهار داشتند, برادران اهل سنت, در این موضوع, چه عقیده ای دارند. آیا از طریق آنان, احادیثی که موافق احادیث شیعه باشد, وارد شده و دانشمندان آنان, نوشته ای دارند, یا خیر؟
(مدعی دیدار با حضرت را باید دروغگو خواند) و داستانهایی که بیانگر دیدار بزرگان و اولیاء با حضرت هستند و…)
باب نهم, درباره این که برای هر حاجت, به امامی خاص باید توسل جست و اثبات این نکته که یکی از مناصب خاصه امام زمان (عج) پناه دل سوختگان است.
باب دهم, در بیان گوشه ای از تکالیف و آداب مسلمانان, نسبت به آن جناب.
باب یازدهم, روزهای ویژه آن حضرت و تکلیف پیروان حضرت در آن روزها.
ناگفته نماند, مطالب سست, بی اساس و بی پایه در کتابهایی که درباره حضرت مهدی نگاشته شده بسیار است, باید با دقت به آنها نگریست و هر مطلبی را از آنها بی درنگ و بی مطالعه همه جانبه و بدون مراجعه به اهل فن, نپذیرفت.
از جمله نوشته هایی که مطالب واهی, بی پایه و به دور از خرد بسیار دارند, نوشته های محدث نوری است که باید اهل نظر و محققان و نویسندگان تیز نگر, واهی بودن اینها رابه همه شیفتگان مهدی و اهل مطالعه بنمایانند.
✍️👈📚اعیان الشیعه, جلد 4
نوشته:
محسن امین.
ناشر: دارالتعارف للمطبوعات, بیروت.
سید محسن امین عاملی, در سال 1283 هـ .ق. در قریه شقره جبل عامل, متولد شد و علوم مقدماتی را در همان جا به پایان رساند و برای تحصیل علوم عالی به عراق هجرت کرد و در نجف اشرف, رحل اقامت افکند و از محضر بزرگان آن حوزه بهره برد و به مقام عالی اجتهاد نائل آمد, سپس به دمشق رفت و در آن جا اقامت گزید و مرجع شیعیان شد.
وی, آثار بسیار دارد, از جمله آنها, اثر ارزشمند اعیان الشیعه است51.
مؤلف بزرگوار, در این اثر با عظمت که در حقیقت, دائرة المعارف پیشوایان دین, رجال علم و ادب و فرهنگ است, در مورد حضرت مهدی(عج) سنگ تمام گذاشته و بیش از 150 صفحه از کتاب را به آن حضرت اختصاص داده است.
شیوه بیان مطالب, بیشتر بر مبنای نقل اخبار و اقوال بزرگان و دانشمندان است. در هر موضوع, پیش از ورود در اصل بحث, مقدمه ای می نگارد, سپس به مطالب اصلی می پردازد. درباره حضرت مهدی(عج) موضوعات زیر را به بحث گذارده:
زمان ولادت, ویژگیهای شخصی, پوشش, غیبت و سفراء, امامت حضرت, وجود حضرت در شهرها, ولی غایب از دیدگان, اخباری که از طریق اهل سنت درباره ظهور حضرت رسیده, برخی مطالبی که شیعیان در اثبات امامت, غیبت و… از قرآن احادیث پیامبر(ص) فاطمه(ع) و سایر ائمه(ع) بدانها تمسک می جویند, غیبتهای انبیاء: صالح, ابراهیم, یوسف, موسی, اوصیاء و حجج پس از موسی تا زمان مسیح, معجزات حضرت و نشانه های اثبات آن طرح یازده شبهه در مورد مهدی(عج) و پاسخ آن با دلیلها و برهانهای عقلی و نقلی, یادآوری نام دانشمندان و علمای اهل سنت که در وجود حضرت مهدی, با شیعه هم عقیده اند, بحث درباره نشانه های ظهور با استفاده از منابع گوناگون و شمارش 69 نشانه, سال, روز و مکان ظهور حضرت, آنچه پس از ظهور توسط حضرت مهدی انجام می پذیرد, محل اقامت مدت حکومت سیره و سیمای وی به هنگام قیام و طریقه اجراء احکام, نشانه هایی که در آن عصر, خداوند ظاهر می سازد, شمار یاران مهدی, نام شهرها و چگونگی گرد آمدن آنان و…
✍️👈المهدی💐
نوشته:
سید صدر الدین صدر.
ناشر: دارالزهراء, بیروت.
شمار ه صفحه ها: 255
سید صدر الدین صدر, از زعمای شیعه است. وی, در سال 1299 هـ . ق. در کاظمین, دیده به جهان گشود و در مهد تربیت پدر بالید و تحصیلات ابتدایی و سطوح را در سامراء و کربلا, نزد اساتید بزرگی, چون: شیخ حسن کربلایی, آقا ضیاء الدین عراقی و… فرا گرفت. در سال 1329 هـ . ق. به سفارش پدر, به نجف اشرف هجرت کرد و در آن جا, مدتها از محضر درس آخوند خراسانی و میرزای نائینی بهره برد.
در سال 1349 هـ . ق. به مشهد مشرف شد و در آن جا اقامت گزید و به تدریس و رسیدگی به امور مردم و… پرداخت.
پس از مدتی, به درخواست, مؤسس حوزه علمیه قم, شیخ عبدالکریم حائری, به قم مشرف شد و در حوزه علمیه قم, جایگاه رفیعی یافت.
ایشان آثار فراوانی دارد52. از جمله آنها کتاب ارزشمند المهدی است.
مؤلف, به منابع اصلی حدیث و تاریخ که معروف به وثاقت و مورد اطمینان و اعتمادند, تکیه دارد و بحث دقیق و عمیقی را پی می گیرد و به بسیاری از شبهات پاسخ می گوید.
کتاب, در یک مقدمه و هشت فصل و خاتمه, تنظیم شده است.
وی درباره انگیزه تألیف کتاب می نگارد:
(در مجلس دوستانه ای, از مهدی منتظر(عج) و آنچه شیعه امامیه اثناعشریه, در این باب, بدان معتقدند, سخن به میان آمد.
برخی از حاضران در مجلس, اظهار داشتند, برادران اهل سنت, در این موضوع, چه عقیده ای دارند. آیا از طریق آنان, احادیثی که موافق احادیث شیعه باشد, وارد شده و دانشمندان آنان, نوشته ای دارند, یا خیر؟
در پاسخ گفتم: از طریق اهل سنت, احادیث مستفیضه, بلکه متواتره وارد شده و علمای آنان در این باب تألیفات زیادی دارند. البته بعضی مناقشات و استبعاداتی نیز دارند که از گذشتگان خود گرفته اند و میان آنان, رواج یافته و به تألیفات آنان, با اختلاف در تعبیر, سرایت کرده است.
بعضی از حاضران در مجلس گفتند: برای شما امکان دارد در این موضوع کتابی بنویسید؟ گفتم: پرداختن به این مسأله, سبب جریحه دار شدن عواطف می شود و این را نمی پسندم, بویژه مثل این زمان که ما, نیاز شدید به وحدت کلمه داریم. گفتند: بحث علمی, با حفظ آداب مناظره و خارج نشدن از آداب و اخلاق اسلامی, اشکال ندارد.
از این روی پذیرفتم در این باب, کتابی بنگارم.
آن گاه پس از مطالعه کتابهایی که در دسترس بود, احادیث مربوط به موضوع را ذیل عنوان مناسب, گردآوری کردم. اگر حدیثی, بر چند عنوان دلالت داشت, آن را زیر هر یک از عناوین, آوردم.
در نقل روایات, بر کتابهایی که در چاپخانه های اهل سنت به طبع رسیده بود, یا آثار مخطوطی که اعتبار آنها مسلّم بود, اکتفا کردیم و جز اندکی از کتابهای چاپ شده در ایران, نقل نکردم. عنایت داشتم, مطالبی را گرد آورم که از کتابهای اهل سنت و مورد اعتماد آنان باشد. از علمای شیعه و منابع شیعی که احادیث نبوی را از طریق اهل سنت نقل کرده اند, حدیث نقل نکردم, مگر مقداری از کتاب: الدر الموسویه فی شرح العقاید الجعفریه, تألیف حسن صدر کاظمی, به خاطر ادای بعض حقوق و تأیید مطالب.)
در پایان مقدمه می نویسد:
(خدا را شاهد می گیرم, من, به دیده انصاف به احادیث و سخنان سلف صالح نگریستم و بر آن رویه مشی کردم که اعتقاد خود را با دلیل منطبق سازم, نه این که دلیل را بر اعتقاد منطبق سازم.)
تحت عنوان نظرة اجمالیه, به کتابهایی که بزرگان اهل سنت, درباره مهدی(عج) نگاشته اند, اشاره می کند و مستفیض و متواتر بودن روایات پیامبر(ص) درباره حضرت مهدی از دیدگاه اهل سنت می نمایاند:
(… قال ابن حجر فی (الصواعق) قال ابوالحسین الابری قد تواترت الاخبار واستفاضت بکثرة رواتها عن المصطفی(ع) بخروج المهدی وانه من اهل البیت.53)
ابن حجر, در الصواعق, از ابوالحسین الابری نقل می کند: روایات متواتر و مستفیض در بسیاری راویان از پیامبر(ص) بر ظهور مهدی(عج) و این که از اهل بیت است, رسیده.
(… قال الشبلنجی فی (نوالابصار) تواتر الاخبار عن النبی(ص) ان المهدی من اهل بیت وانه یملاء الارض عدلاً.)54
شبلنجی در نور الابصار, گفته است: اخبار نقل شده از پیامبر(ص), مبنی بر این که مهدی, از اهل بیت و زمین را پر از عدل می کند, متواتر است.
آن گاه, سخنان دیگری که بر تواتر و استفاضه اخبار مهدی(عج) دلالت دارد, می آورد و می نویسد: اگر از سخنان صریح این گواهان چشم بپوشیم و به احادیث از حیث سند و دلالت نظر افکنیم, روایات, سه دسته اند:
1 . روایات صحیح از نظر سند و بی اشکال از نظر دلالت. ائمه حدیث و بزرگان حفّاظ بر صحت و حسن بودن آنها تصریح کرده اند. در وجوب عمل و اخذ این دسته از روایات, تردیدی نیست.
2 . روایاتی که از نظر سند, صحیح نیستند, ولی دلالت آنها روشن است و قواعد مقرر در علم رجال, این دسته از روایات را, از آن جهت که به واسطه دسته اول جبران می شوند و اجماع بر مضمون آنهاست, معتبر می شمارند.
3 . روایات صحیح و ضعیفی هستند که مخالف عموم احادیث متواتر و مستفیضه اند که اگر تأویل آنها, ممکن نباشد, طرح و اعراض از آنها لازم است. مثل روایاتی که دلالت می کنند که اسم مهدی, احمد است و اسم پدرش, عبداللّه. یا این که از اولاد ابی محمد الحسن زکی است. مطالب هشت فصل کتاب, بدین شرح است:
فصل اوّل, درباره بشارتهایی که بر ظهور مهدی(عج) در کتاب خدا, سنت پیامبر(ص), سخنان علی(ع) و بزرگان و اعلام, در قالب نظم, یا نثر وارد شده است.
فصل دوّم, مهدی منتظر عرب و از امت پیامبر(ص) است و بیت شریف و خانواده وی, مشخص بوده و شواهد بسیاری بر این , دلالت دارند.
فصل سوّم: ویژگیهای ظاهری و باطنی, ملکات فاضله, دانش, قضاوت, بیعت, حکومت, اصلاحات و…
فصل چهارم, مقام و منزلت حضرت نزد خداوند و…
فصل پنجم, ولادت, تعیین اسم, لقب, کنیه, نام پدر, مادر, طول عمر شریف و…
فصل ششم, چگونگی غیبت, محل غیبت, علت غیبت, چگونگی بهره مندی مردم از حضرت در زمان غیبت و…
فصل هفتم, نشانه های آسمانی و زمینی ظهور, جوّ عمومی جهان, خروج سفیانی و…
فصل هشتم, فضیلت انتظار فرج, نهی از تعیین زمان ظهور, محل ظهور, بیعت, شمار یاران و…
در پایان کتاب, فهرستی ارائه شده از کتابهایی که نویسنده محترم, از آنها نقل روایت کرده است.
✅📚
✍️👈📚پاورقیها👇👈👇✅
1 . (معانی الاخبار), صدوق تصحیح علی اکبر غفاری/18, مقدمه, دارالمعرفه للطباعة والنشر, بیروت.
2 . (همان مدرک) /18, 19, 20, 21, 22, 23, 24, 25.
3 . (وسائل الشیعه), شیخ حر عاملی, ج20, 36, اسلامیه, تهران.
بعضی از حاضران در مجلس گفتند: برای شما امکان دارد در این موضوع کتابی بنویسید؟ گفتم: پرداختن به این مسأله, سبب جریحه دار شدن عواطف می شود و این را نمی پسندم, بویژه مثل این زمان که ما, نیاز شدید به وحدت کلمه داریم. گفتند: بحث علمی, با حفظ آداب مناظره و خارج نشدن از آداب و اخلاق اسلامی, اشکال ندارد.
از این روی پذیرفتم در این باب, کتابی بنگارم.
آن گاه پس از مطالعه کتابهایی که در دسترس بود, احادیث مربوط به موضوع را ذیل عنوان مناسب, گردآوری کردم. اگر حدیثی, بر چند عنوان دلالت داشت, آن را زیر هر یک از عناوین, آوردم.
در نقل روایات, بر کتابهایی که در چاپخانه های اهل سنت به طبع رسیده بود, یا آثار مخطوطی که اعتبار آنها مسلّم بود, اکتفا کردیم و جز اندکی از کتابهای چاپ شده در ایران, نقل نکردم. عنایت داشتم, مطالبی را گرد آورم که از کتابهای اهل سنت و مورد اعتماد آنان باشد. از علمای شیعه و منابع شیعی که احادیث نبوی را از طریق اهل سنت نقل کرده اند, حدیث نقل نکردم, مگر مقداری از کتاب: الدر الموسویه فی شرح العقاید الجعفریه, تألیف حسن صدر کاظمی, به خاطر ادای بعض حقوق و تأیید مطالب.)
در پایان مقدمه می نویسد:
(خدا را شاهد می گیرم, من, به دیده انصاف به احادیث و سخنان سلف صالح نگریستم و بر آن رویه مشی کردم که اعتقاد خود را با دلیل منطبق سازم, نه این که دلیل را بر اعتقاد منطبق سازم.)
تحت عنوان نظرة اجمالیه, به کتابهایی که بزرگان اهل سنت, درباره مهدی(عج) نگاشته اند, اشاره می کند و مستفیض و متواتر بودن روایات پیامبر(ص) درباره حضرت مهدی از دیدگاه اهل سنت می نمایاند:
(… قال ابن حجر فی (الصواعق) قال ابوالحسین الابری قد تواترت الاخبار واستفاضت بکثرة رواتها عن المصطفی(ع) بخروج المهدی وانه من اهل البیت.53)
ابن حجر, در الصواعق, از ابوالحسین الابری نقل می کند: روایات متواتر و مستفیض در بسیاری راویان از پیامبر(ص) بر ظهور مهدی(عج) و این که از اهل بیت است, رسیده.
(… قال الشبلنجی فی (نوالابصار) تواتر الاخبار عن النبی(ص) ان المهدی من اهل بیت وانه یملاء الارض عدلاً.)54
شبلنجی در نور الابصار, گفته است: اخبار نقل شده از پیامبر(ص), مبنی بر این که مهدی, از اهل بیت و زمین را پر از عدل می کند, متواتر است.
آن گاه, سخنان دیگری که بر تواتر و استفاضه اخبار مهدی(عج) دلالت دارد, می آورد و می نویسد: اگر از سخنان صریح این گواهان چشم بپوشیم و به احادیث از حیث سند و دلالت نظر افکنیم, روایات, سه دسته اند:
1 . روایات صحیح از نظر سند و بی اشکال از نظر دلالت. ائمه حدیث و بزرگان حفّاظ بر صحت و حسن بودن آنها تصریح کرده اند. در وجوب عمل و اخذ این دسته از روایات, تردیدی نیست.
2 . روایاتی که از نظر سند, صحیح نیستند, ولی دلالت آنها روشن است و قواعد مقرر در علم رجال, این دسته از روایات را, از آن جهت که به واسطه دسته اول جبران می شوند و اجماع بر مضمون آنهاست, معتبر می شمارند.
3 . روایات صحیح و ضعیفی هستند که مخالف عموم احادیث متواتر و مستفیضه اند که اگر تأویل آنها, ممکن نباشد, طرح و اعراض از آنها لازم است. مثل روایاتی که دلالت می کنند که اسم مهدی, احمد است و اسم پدرش, عبداللّه. یا این که از اولاد ابی محمد الحسن زکی است. مطالب هشت فصل کتاب, بدین شرح است:
فصل اوّل, درباره بشارتهایی که بر ظهور مهدی(عج) در کتاب خدا, سنت پیامبر(ص), سخنان علی(ع) و بزرگان و اعلام, در قالب نظم, یا نثر وارد شده است.
فصل دوّم, مهدی منتظر عرب و از امت پیامبر(ص) است و بیت شریف و خانواده وی, مشخص بوده و شواهد بسیاری بر این , دلالت دارند.
فصل سوّم: ویژگیهای ظاهری و باطنی, ملکات فاضله, دانش, قضاوت, بیعت, حکومت, اصلاحات و…
فصل چهارم, مقام و منزلت حضرت نزد خداوند و…
فصل پنجم, ولادت, تعیین اسم, لقب, کنیه, نام پدر, مادر, طول عمر شریف و…
فصل ششم, چگونگی غیبت, محل غیبت, علت غیبت, چگونگی بهره مندی مردم از حضرت در زمان غیبت و…
فصل هفتم, نشانه های آسمانی و زمینی ظهور, جوّ عمومی جهان, خروج سفیانی و…
فصل هشتم, فضیلت انتظار فرج, نهی از تعیین زمان ظهور, محل ظهور, بیعت, شمار یاران و…
در پایان کتاب, فهرستی ارائه شده از کتابهایی که نویسنده محترم, از آنها نقل روایت کرده است.
✅📚
✍️👈📚پاورقیها👇👈👇✅
1 . (معانی الاخبار), صدوق تصحیح علی اکبر غفاری/18, مقدمه, دارالمعرفه للطباعة والنشر, بیروت.
2 . (همان مدرک) /18, 19, 20, 21, 22, 23, 24, 25.
3 . (وسائل الشیعه), شیخ حر عاملی, ج20, 36, اسلامیه, تهران.
4 . (فهرست), شیخ طوسی /156, شریف رضی, قم; (معانی الاخبار)/9, مقدمه.
5 . (اکمال الدین وتمام النعمة), شیخ صدوق, مقدمه, انتشارات اسلامی, وابسته به جامعه مدرسین, قم.
6 . (همان مدرک), ج1/87.
7 . (رجال), نجاشی, تصحیح سید موسی شبیری زنجانی/402, انتشارات اسلامی.
8 . (اعیان الشیعه), محسن امین, ج9/421, دارالتعارف للمطبوعات, بیروت; (ریحانة الادب) میرزا محمّد علی مُدرّس, ج5 ـ 6/361, 365, خیام.
9 . (تنقیح المقال), شیخ عبداللّه مامقانی, ج3/18, مرتضوی, نجف اشرف; (فوائد الرجالیه), سید بحرالعلوم, /3/313, ادب, نجف اشرف.
10 . (اعیان الشیعه), ج9/422.
11 . (رجال نجاشی) /403; الفوائد الرجالیه), سید محمد مهدی بحرالعلوم, ج3/321.
12 . (همان مدرک).
13 . (رسالة ثانیة فی الغیبة), شیخ مفید/16.
14 . (مروج الذهب), مسعودی, ج1/273, دارالمعرفه, بیروت.
15 . (اعیان الشیعه), ج40/198.
16 . (شذرات الذهب), ابن العماد الحنبلی, ج2/371, داراحیاء التراث العربی, بیروت; (لسان المیزان) ج4/225, موسسه الاعلمی للمطبوعات بیروت.
(فوائد الرضویة) شیخ عباس قمی/277.
17 . (روضات الجنات); خوانساری, 4/282, اسماعیلیان, قم.
18 . (الذریعة), آقا بزرگ تهرانی, ج18/84, شماره 806, دارالأضواء, بیروت (رجال نجاشی), ج2/100, دارالأضواء, بیروت; (تنقیح المقال), مامقانی, ج2/307.
19 . (کفایة الاثر) /7, بیدار.
20 . (همان مدرک).
21 . (فوائد الرضویة), محدث قمی/285.
22 . (الذریعة), ج2/123.
23 . (المقنع), سید مرتضی علم الهدی.
24 . (فوائد الرضویة) محدث قمی/571.
25 . (همان مدرک).
26 . (الغیبة), شیخ طوسی, مقدمه, مؤسسه معارف اسلامی, قم; (ریحانة الادب), ج3/325.
(روضات الجنات), ج6/216.
27 . (زندگانی شیخ طوسی), آقا بزرگ تهرانی; (الغیبة) شیخ طوسی, مقدمه.
28 . (روضات الجنات), خوانساری. ج5/357; (امل الآمل), حر عاملی, تحقیق سید احمد حسینی, ج2/216, دارالکتاب الاسلامی; (معجم المؤلفین), عمر رضاکحاله, ج8/66, داراحیاء التراث العربی; (اعیان الشیعه), ج8/399.
29 . (تاریخ بیهق), 243 ـ 242.
30 . (روضات الجنات), ج5/357.
31 . (الجامع لاحکام القرآن) قرطبی, ج1, مقدمه, داراحیاء التراث العربی, بیروت.
32 . (الاعلام), زرکلی, ج6/218, دارالعلم للملایین; (معجم المؤلفین) ج8/239.
33 . (الحوادث الجامعه)/341; مجله (مشکواة), شماره 47/273.
34 . (تذکرة الحفّاظ), ذهبی, ج4/1056. داراحیاء التراث العربی.
36 . (امل الآمل) حرّ عاملی, ج2/249.
(قصص العلماء), میرزا محمد تنکابنی /333. علمیه اسلامیه, تهران.
37 . (ریحانة الادب), میرزا محمد علی مُدرّس ج1/233.
(المحجة فیما نزل فی القائم الحجة, سید هاشم بحرانی, تحقیق و تعلیق, محمد منیر میلانی, مقدمه.
38 . (همان مدرک).
39 . (همان مدرک).
40 . (ینابیع المودة), سلیمان بن ابراهیم القندوزی, مقدمه, بصیرتی, قم.
(الاعلام) زرکلی, ج3/186.
41 . (همان مدرک).
42 . (معجم المؤلفین), عمر رضا کحّاله, ج4/288.
(نورالابصار), شبلنجی, مقدمه, دارالکتاب العلمیه, بیروت.
43 . (نورالابصار)/169.
44 . (همان مدرک)/170.
45 . (الاعلام), زرکلی, ج7/36; (معجم المؤلفین), ج1/90.
46 . (موسوعة الامام المهدی), /391, کتابخانه امیرالمؤمنین(ع) اصفهان.
47 . (همان مدرک)/404.
48 . (همان مدرک)/424.
49 . (فوائد الرضویه), شیخ عباس قمی/149, 150, 152.
50 . (همان مدرک)/149.
51 . (ریحانة الادب), ج1/183, (آثار الحجة), محمد شریف رازی/79, دارالکتاب, قم.
52 . (الذریعة), آقا بزرگ تهرانی, ج3/232; (ریحانة الادب), ج3/247; (آثار الحجة)/201.
53 . (المهدی), سید صدرالدین صدر/17, دارالزهراء, بیروت.
54 . (همان مدرک).
✅🌹🌹🌹🌹🌹📚💼👌
5 . (اکمال الدین وتمام النعمة), شیخ صدوق, مقدمه, انتشارات اسلامی, وابسته به جامعه مدرسین, قم.
6 . (همان مدرک), ج1/87.
7 . (رجال), نجاشی, تصحیح سید موسی شبیری زنجانی/402, انتشارات اسلامی.
8 . (اعیان الشیعه), محسن امین, ج9/421, دارالتعارف للمطبوعات, بیروت; (ریحانة الادب) میرزا محمّد علی مُدرّس, ج5 ـ 6/361, 365, خیام.
9 . (تنقیح المقال), شیخ عبداللّه مامقانی, ج3/18, مرتضوی, نجف اشرف; (فوائد الرجالیه), سید بحرالعلوم, /3/313, ادب, نجف اشرف.
10 . (اعیان الشیعه), ج9/422.
11 . (رجال نجاشی) /403; الفوائد الرجالیه), سید محمد مهدی بحرالعلوم, ج3/321.
12 . (همان مدرک).
13 . (رسالة ثانیة فی الغیبة), شیخ مفید/16.
14 . (مروج الذهب), مسعودی, ج1/273, دارالمعرفه, بیروت.
15 . (اعیان الشیعه), ج40/198.
16 . (شذرات الذهب), ابن العماد الحنبلی, ج2/371, داراحیاء التراث العربی, بیروت; (لسان المیزان) ج4/225, موسسه الاعلمی للمطبوعات بیروت.
(فوائد الرضویة) شیخ عباس قمی/277.
17 . (روضات الجنات); خوانساری, 4/282, اسماعیلیان, قم.
18 . (الذریعة), آقا بزرگ تهرانی, ج18/84, شماره 806, دارالأضواء, بیروت (رجال نجاشی), ج2/100, دارالأضواء, بیروت; (تنقیح المقال), مامقانی, ج2/307.
19 . (کفایة الاثر) /7, بیدار.
20 . (همان مدرک).
21 . (فوائد الرضویة), محدث قمی/285.
22 . (الذریعة), ج2/123.
23 . (المقنع), سید مرتضی علم الهدی.
24 . (فوائد الرضویة) محدث قمی/571.
25 . (همان مدرک).
26 . (الغیبة), شیخ طوسی, مقدمه, مؤسسه معارف اسلامی, قم; (ریحانة الادب), ج3/325.
(روضات الجنات), ج6/216.
27 . (زندگانی شیخ طوسی), آقا بزرگ تهرانی; (الغیبة) شیخ طوسی, مقدمه.
28 . (روضات الجنات), خوانساری. ج5/357; (امل الآمل), حر عاملی, تحقیق سید احمد حسینی, ج2/216, دارالکتاب الاسلامی; (معجم المؤلفین), عمر رضاکحاله, ج8/66, داراحیاء التراث العربی; (اعیان الشیعه), ج8/399.
29 . (تاریخ بیهق), 243 ـ 242.
30 . (روضات الجنات), ج5/357.
31 . (الجامع لاحکام القرآن) قرطبی, ج1, مقدمه, داراحیاء التراث العربی, بیروت.
32 . (الاعلام), زرکلی, ج6/218, دارالعلم للملایین; (معجم المؤلفین) ج8/239.
33 . (الحوادث الجامعه)/341; مجله (مشکواة), شماره 47/273.
34 . (تذکرة الحفّاظ), ذهبی, ج4/1056. داراحیاء التراث العربی.
36 . (امل الآمل) حرّ عاملی, ج2/249.
(قصص العلماء), میرزا محمد تنکابنی /333. علمیه اسلامیه, تهران.
37 . (ریحانة الادب), میرزا محمد علی مُدرّس ج1/233.
(المحجة فیما نزل فی القائم الحجة, سید هاشم بحرانی, تحقیق و تعلیق, محمد منیر میلانی, مقدمه.
38 . (همان مدرک).
39 . (همان مدرک).
40 . (ینابیع المودة), سلیمان بن ابراهیم القندوزی, مقدمه, بصیرتی, قم.
(الاعلام) زرکلی, ج3/186.
41 . (همان مدرک).
42 . (معجم المؤلفین), عمر رضا کحّاله, ج4/288.
(نورالابصار), شبلنجی, مقدمه, دارالکتاب العلمیه, بیروت.
43 . (نورالابصار)/169.
44 . (همان مدرک)/170.
45 . (الاعلام), زرکلی, ج7/36; (معجم المؤلفین), ج1/90.
46 . (موسوعة الامام المهدی), /391, کتابخانه امیرالمؤمنین(ع) اصفهان.
47 . (همان مدرک)/404.
48 . (همان مدرک)/424.
49 . (فوائد الرضویه), شیخ عباس قمی/149, 150, 152.
50 . (همان مدرک)/149.
51 . (ریحانة الادب), ج1/183, (آثار الحجة), محمد شریف رازی/79, دارالکتاب, قم.
52 . (الذریعة), آقا بزرگ تهرانی, ج3/232; (ریحانة الادب), ج3/247; (آثار الحجة)/201.
53 . (المهدی), سید صدرالدین صدر/17, دارالزهراء, بیروت.
54 . (همان مدرک).
✅🌹🌹🌹🌹🌹📚💼👌
Forwarded from مؤسسه فرهنگی هنری سعا انجمن پژوهشگران ادبیات دینی ایران (seyed ALi Asghar Mousavi)
Forwarded from مؤسسه فرهنگی هنری سعا انجمن پژوهشگران ادبیات دینی ایران (seyed ALi Asghar Mousavi)
تشریف« لولاک»💐
شرف بُعد ازل دارد تأخر یا تقدّم را
رهاکن بحث معیار و تقالید توّهم را
شکوه خلقت هستی که شدآیینهٔ "لولاک"
تجلّی می دمد هردم ،به هربرگی تجسّم را
سخن ازآدم ونوح وخلیل وهودوعیسی نیست!
که درس زندگی دادند در تاریخ مردم را
سخن ازیک نفردرکُلّ هستی هست وخواهدشد
که در رنج فراوان هم ،نبُردازلب تبسّم را !
خداهم عاشق اوشد،"حبیب"اش خواندو"محبوب"اش
ندیده عالم هستی، جزاین دیگر تفاهم را
گلستان کرداگرآتش،به عشق روی احمد(ص) کرد
که نَمرودی نجنباند به حذف او ،سر و دُم را !
جمال وهم جلال اش را کنار آن کمالی بین
که در موسی عیانی کرد تعلیمِ تکلّم را
ز حسن یوسفی دم زد که طرحی نو در اندازد!
همانگونه که در داوود جاری شد ترنّم را
سلیمان با جلالش شد حکیم درس آصف ها
که با دیوان کند تمرین، تعالیم ترحّم را!
صفات پیش از او هریک به قاموسی شده ملزم
که تکمیل شرف گردد تأخر هم تقدّم را
مگر روزی رها سازد به نوری آسمان گستر
بشر را،خیل انسانِ شده درخویشتن گم را
وَ هم میقات عاشق رابه شوق کعبهٔ عشقش
دهد در ظاهر و باطن،صفای زمزم و خم را
محمّد(ص) حکمت دین ام،علی(ع) هم عشق و آیین ام
همیشه گفته،می گویم،«سعا» این بیت چندم را:
به عشق حضرت طٰٓهٰ(ص)،خدا میقات حق کرده ست
مدینه،کربلا،مشهد،نجف،شیراز،یا قم را💐🖌📚
مکتب شعر امامیه
مکتب شعر دینی در ایران
سیدعلی اصغر موسوی
قم- ۹ آبان ۱۳۹۹
۱۰ ربیع الاول ۱۴۴۲
#حضرت_پیامبر
#محمد_رسول_الله
#سعا
#saapoem
@saapoem
شرف بُعد ازل دارد تأخر یا تقدّم را
رهاکن بحث معیار و تقالید توّهم را
شکوه خلقت هستی که شدآیینهٔ "لولاک"
تجلّی می دمد هردم ،به هربرگی تجسّم را
سخن ازآدم ونوح وخلیل وهودوعیسی نیست!
که درس زندگی دادند در تاریخ مردم را
سخن ازیک نفردرکُلّ هستی هست وخواهدشد
که در رنج فراوان هم ،نبُردازلب تبسّم را !
خداهم عاشق اوشد،"حبیب"اش خواندو"محبوب"اش
ندیده عالم هستی، جزاین دیگر تفاهم را
گلستان کرداگرآتش،به عشق روی احمد(ص) کرد
که نَمرودی نجنباند به حذف او ،سر و دُم را !
جمال وهم جلال اش را کنار آن کمالی بین
که در موسی عیانی کرد تعلیمِ تکلّم را
ز حسن یوسفی دم زد که طرحی نو در اندازد!
همانگونه که در داوود جاری شد ترنّم را
سلیمان با جلالش شد حکیم درس آصف ها
که با دیوان کند تمرین، تعالیم ترحّم را!
صفات پیش از او هریک به قاموسی شده ملزم
که تکمیل شرف گردد تأخر هم تقدّم را
مگر روزی رها سازد به نوری آسمان گستر
بشر را،خیل انسانِ شده درخویشتن گم را
وَ هم میقات عاشق رابه شوق کعبهٔ عشقش
دهد در ظاهر و باطن،صفای زمزم و خم را
محمّد(ص) حکمت دین ام،علی(ع) هم عشق و آیین ام
همیشه گفته،می گویم،«سعا» این بیت چندم را:
به عشق حضرت طٰٓهٰ(ص)،خدا میقات حق کرده ست
مدینه،کربلا،مشهد،نجف،شیراز،یا قم را💐🖌📚
مکتب شعر امامیه
مکتب شعر دینی در ایران
سیدعلی اصغر موسوی
قم- ۹ آبان ۱۳۹۹
۱۰ ربیع الاول ۱۴۴۲
#حضرت_پیامبر
#محمد_رسول_الله
#سعا
#saapoem
@saapoem
Forwarded from مؤسسه فرهنگی هنری سعا انجمن پژوهشگران ادبیات دینی ایران (سیدعلی اصغرموسوی ALi Mousavi)
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الصَّادِقِ خَازِنِ الْعِلْمِ الدَّاعِي إِلَيْكَ بِالْحَقِّ النُّورِ الْمُبِينِ
پروردگارا درود فرست بر حضرت جعفر بن محمد امام صادق كه گنجينه علم تو و خواننده خلق با نور علم و حجت روشن بسوى حق است
اللَّهُمَّ وَ كَمَا جَعَلْتَهُ مَعْدِنَ كَلاَمِكَ وَ وَحْيِكَ وَ خَازِنَ عِلْمِكَ وَ لِسَانَ تَوْحِيدِكَ وَ وَلِيَّ أَمْرِكَ وَ مُسْتَحْفَظَ (مُسْتَحْفِظَ) دِينِكَ
پروردگارا چنانكه تو او را معدن اسرار كتاب وحى خود و مخزن علم و زبان گوياى به توحيد و معرفت و ولى امر خود و نگهبان دين خويش قرار دادى
فَصَلِّ عَلَيْهِ أَفْضَلَ مَا صَلَّيْتَ عَلَى أَحَدٍ مِنْ أَصْفِيَائِكَ وَ حُجَجِكَ إِنَّكَ حَمِيدٌ مَجِيدٌ
پس درود فرست بر او بهترين درودى كه بر احدى از خاصان و حجتهاى خود فرستادى كه البته تو اى خدا در صفات و ذات پسنديده و بزرگوارى.
پروردگارا درود فرست بر حضرت جعفر بن محمد امام صادق كه گنجينه علم تو و خواننده خلق با نور علم و حجت روشن بسوى حق است
اللَّهُمَّ وَ كَمَا جَعَلْتَهُ مَعْدِنَ كَلاَمِكَ وَ وَحْيِكَ وَ خَازِنَ عِلْمِكَ وَ لِسَانَ تَوْحِيدِكَ وَ وَلِيَّ أَمْرِكَ وَ مُسْتَحْفَظَ (مُسْتَحْفِظَ) دِينِكَ
پروردگارا چنانكه تو او را معدن اسرار كتاب وحى خود و مخزن علم و زبان گوياى به توحيد و معرفت و ولى امر خود و نگهبان دين خويش قرار دادى
فَصَلِّ عَلَيْهِ أَفْضَلَ مَا صَلَّيْتَ عَلَى أَحَدٍ مِنْ أَصْفِيَائِكَ وَ حُجَجِكَ إِنَّكَ حَمِيدٌ مَجِيدٌ
پس درود فرست بر او بهترين درودى كه بر احدى از خاصان و حجتهاى خود فرستادى كه البته تو اى خدا در صفات و ذات پسنديده و بزرگوارى.
Forwarded from مؤسسه فرهنگی هنری سعا انجمن پژوهشگران ادبیات دینی ایران (سیدعلی اصغرموسوی ALi Mousavi)
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الصَّادِقِ خَازِنِ الْعِلْمِ الدَّاعِي إِلَيْكَ بِالْحَقِّ النُّورِ الْمُبِينِ
پروردگارا درود فرست بر حضرت جعفر بن محمد امام صادق كه گنجينه علم تو و خواننده خلق با نور علم و حجت روشن بسوى حق است
اللَّهُمَّ وَ كَمَا جَعَلْتَهُ مَعْدِنَ كَلاَمِكَ وَ وَحْيِكَ وَ خَازِنَ عِلْمِكَ وَ لِسَانَ تَوْحِيدِكَ وَ وَلِيَّ أَمْرِكَ وَ مُسْتَحْفَظَ (مُسْتَحْفِظَ) دِينِكَ
پروردگارا چنانكه تو او را معدن اسرار كتاب وحى خود و مخزن علم و زبان گوياى به توحيد و معرفت و ولى امر خود و نگهبان دين خويش قرار دادى
فَصَلِّ عَلَيْهِ أَفْضَلَ مَا صَلَّيْتَ عَلَى أَحَدٍ مِنْ أَصْفِيَائِكَ وَ حُجَجِكَ إِنَّكَ حَمِيدٌ مَجِيدٌ
پس درود فرست بر او بهترين درودى كه بر احدى از خاصان و حجتهاى خود فرستادى كه البته تو اى خدا در صفات و ذات پسنديده و بزرگوارى.
پروردگارا درود فرست بر حضرت جعفر بن محمد امام صادق كه گنجينه علم تو و خواننده خلق با نور علم و حجت روشن بسوى حق است
اللَّهُمَّ وَ كَمَا جَعَلْتَهُ مَعْدِنَ كَلاَمِكَ وَ وَحْيِكَ وَ خَازِنَ عِلْمِكَ وَ لِسَانَ تَوْحِيدِكَ وَ وَلِيَّ أَمْرِكَ وَ مُسْتَحْفَظَ (مُسْتَحْفِظَ) دِينِكَ
پروردگارا چنانكه تو او را معدن اسرار كتاب وحى خود و مخزن علم و زبان گوياى به توحيد و معرفت و ولى امر خود و نگهبان دين خويش قرار دادى
فَصَلِّ عَلَيْهِ أَفْضَلَ مَا صَلَّيْتَ عَلَى أَحَدٍ مِنْ أَصْفِيَائِكَ وَ حُجَجِكَ إِنَّكَ حَمِيدٌ مَجِيدٌ
پس درود فرست بر او بهترين درودى كه بر احدى از خاصان و حجتهاى خود فرستادى كه البته تو اى خدا در صفات و ذات پسنديده و بزرگوارى.
Forwarded from مؤسسه فرهنگی هنری سعا انجمن پژوهشگران ادبیات دینی ایران (سیدعلی اصغرموسوی ALi Mousavi)
هوالجمیل
«تحسین صفات در تنزیل حیات» 🌹
در آن ساحت که هستی جلوه جوید آفتاب ات را
جهان در بهت تحسین مانده حُسن انتخاب ات را
مجال و رخصتی فرما که با حکمت بیارایم
به "حُسن انتخاب" آرایه از "ام الکتاب"ات را:
ازل تأویل نورت شد، ابد تکمیل تقدیرش
تبارک گفت تنزیل حیات اشراق ناب ات را
امین خلوت لاهوت در عرش خداوندی
ستوده آفرینش در تکامل، انتصاب ات را
به «ابراهیم و اسماعیل»اگر بالیده هر نسلی
میان بِه سرشتان، بِه سرشته حق، جناب ات را
رموز حضرت«قرآن»که در تفسیر مستور است
شهود ترجمان دارد، شروط انتساب ات را
رسول حضرت حقی، میان خلق ناسوتی
کند اسفار عارف جستجو «حُسن المآب» ات را
***
به جز ننگ "سَقیفه" گرد خاطر بر گمانم نیست!
ولی تشویق "وحدت" می کنم، راه صواب ات را:
کنار "عِترت و قرآن" فقط اُمت شود اُمت
اگر ترویج کردم دائماً«فصل الخطاب»ات را
در این ابیات پایانی به نام «حضرت صادق(ع)»
مزین می کنم با هر ثنا، عطر گلاب ات را
اگر«شیعه»به نور مذهبش همواره می بالد
تجلی داده در اوراق درسش آفتاب ات را
«علی»تصویری از قرآن،«علی»تشریعی از عترت
علی شد ترجمان نور حق، شرح کتاب ات را
«ولایت»در مسیرحق،«رسالت»را شده مصدر
هدایت می کند سوی ارادت «شرع ناب» ات را
"سعا" دارد یقین،روزی مُجاب مِهر خواهد شد!
شهود عشق می داند، نپرسیده، جواب ات را🌹
مکتب شعر دینی در ایران
مکتب شعر امامیه
سیدعلی اصغرموسوی
قم - مهرماه ۱۴۰۲
۱۷ ربیع الاول ۱۴۴۵
#saapoem
#سعا #استاد_سعا
#استاد_سید_علی_اصغر_موسوی
«تحسین صفات در تنزیل حیات» 🌹
در آن ساحت که هستی جلوه جوید آفتاب ات را
جهان در بهت تحسین مانده حُسن انتخاب ات را
مجال و رخصتی فرما که با حکمت بیارایم
به "حُسن انتخاب" آرایه از "ام الکتاب"ات را:
ازل تأویل نورت شد، ابد تکمیل تقدیرش
تبارک گفت تنزیل حیات اشراق ناب ات را
امین خلوت لاهوت در عرش خداوندی
ستوده آفرینش در تکامل، انتصاب ات را
به «ابراهیم و اسماعیل»اگر بالیده هر نسلی
میان بِه سرشتان، بِه سرشته حق، جناب ات را
رموز حضرت«قرآن»که در تفسیر مستور است
شهود ترجمان دارد، شروط انتساب ات را
رسول حضرت حقی، میان خلق ناسوتی
کند اسفار عارف جستجو «حُسن المآب» ات را
***
به جز ننگ "سَقیفه" گرد خاطر بر گمانم نیست!
ولی تشویق "وحدت" می کنم، راه صواب ات را:
کنار "عِترت و قرآن" فقط اُمت شود اُمت
اگر ترویج کردم دائماً«فصل الخطاب»ات را
در این ابیات پایانی به نام «حضرت صادق(ع)»
مزین می کنم با هر ثنا، عطر گلاب ات را
اگر«شیعه»به نور مذهبش همواره می بالد
تجلی داده در اوراق درسش آفتاب ات را
«علی»تصویری از قرآن،«علی»تشریعی از عترت
علی شد ترجمان نور حق، شرح کتاب ات را
«ولایت»در مسیرحق،«رسالت»را شده مصدر
هدایت می کند سوی ارادت «شرع ناب» ات را
"سعا" دارد یقین،روزی مُجاب مِهر خواهد شد!
شهود عشق می داند، نپرسیده، جواب ات را🌹
مکتب شعر دینی در ایران
مکتب شعر امامیه
سیدعلی اصغرموسوی
قم - مهرماه ۱۴۰۲
۱۷ ربیع الاول ۱۴۴۵
#saapoem
#سعا #استاد_سعا
#استاد_سید_علی_اصغر_موسوی
Forwarded from مؤسسه فرهنگی هنری سعا انجمن پژوهشگران ادبیات دینی ایران (seyed ALi Asghar Mousavi)
Forwarded from مؤسسه فرهنگی هنری سعا انجمن پژوهشگران ادبیات دینی ایران (seyed ALi Asghar Mousavi)
Forwarded from دیالکتیک شهودی
💢 دیالکتیک شهودی چیست؟
احمد امامی✍️
نخستین پرسشی که همراهان عزیز با ورود به کانال می پرسند، این است که: #دیالکتیک_شهودی چیست؟
پاسخ کوتاه آن است که: دیالکتیک شهودی، روشی برای فلسفه ورزی است.
به بیان بهتر، دیالکتیک شهودی عنوانی است برای تبیینی جدید از روش شناسی فلسفۀ اسلامی که بر دیالکتیک میان عقل و شهود استوار است. بنابراین، رویکرد روش شناختی نوینی به فلسفۀ اسلامی است.
فلسفۀ دیالکتیک شهودی، بر مبانی هستی شناختی، روش شناختی و معرفت شناختی خاصی استوار است که البته در ضمن و ذیل و امتداد حکمت متعالیۀ ملاصدرا قرار دارد، و در حقیقت، حاصل تقریری نو از مبانی صدرایی است. در این بازتقریر، اولا عناصر روش شناختی خاصی به روش فلسفی حکمت متعالیه افزوده می شود (یا برخی عناصر روش شناختی موجود در آن، به نحو آگاهانه تر و روشمندتری به کار گرفته می شود)؛ ثانیا فرایند پژوهش فلسفی و مراحل فلسفه ورزی به نحو ی منقح بیان می شود؛ ثالثا مبانی هستی شناختی و معرفت شناختی ای که چنین روش شناسی جدیدی را اقتضا کرده اند، برجسته و به تفصیل، تبیین می شوند.
این رویکرد روش شناختی، نتیجۀ تأملاتی تطبیقی در مبانی حکمت متعالیه، به منظور پاسخگویی به برخی اشکالات، از جمله چگونگی امکان و تحقق مابعدالطبیعه است، که به اعتقاد نگارنده، در نهایت، مسیر استواری برای خروج از سابجکتیویسم فلسفی در پیش می نهد.
این شیوۀ فلسفی، از ترکیبی از روش تحلیل مفاهیم، و تکاپویی دیالکتیکی میان عقل و شهود در فرایند پژوهش فلسفی بهره می گیرد.
بیان محتوای نظریه، نیازمند نوشته ای طولانی و پیش از آن، تبیین آن مبانی است که این رویکرد روش شناختی بر آن استوار است و در ضمن این نوشتۀ کوتاه میسر نیست. ما در این مجرا به تدریج و پس از انتشار برخی مقالات مرتبط، به طرح مبانی اشاره شده خواهیم پرداخت و پس از آن، اگر عمر و توفیقی باشد، می توان به بیان جزئیات روش شناسی فلسفی دیالکتیک شهودی و شرح ماجرای آن نیز پرداخت. در اینجا غرض، فقط معرفی اجمالی آن بود، تا پاسخی باشد به پرسش و ابهامی که در مواجهه با نام کانال پیش می آید.
دیالکتیک شهودی همچنین نام یکی از نوشته های بنده است که به شرط حیات، در آینده و پس از چند مقالۀ مقدماتی، منتشر خواهد شد و موضوعش «روش فلسفۀ نوین اسلامی» است؛ دیدگاهی نو در زمینۀ #فلسفۀ_فلسفه که در امتداد روش حکمت متعالیه طرح می شود.
دیالکتیک شهودی
احمد امامی✍️
نخستین پرسشی که همراهان عزیز با ورود به کانال می پرسند، این است که: #دیالکتیک_شهودی چیست؟
پاسخ کوتاه آن است که: دیالکتیک شهودی، روشی برای فلسفه ورزی است.
به بیان بهتر، دیالکتیک شهودی عنوانی است برای تبیینی جدید از روش شناسی فلسفۀ اسلامی که بر دیالکتیک میان عقل و شهود استوار است. بنابراین، رویکرد روش شناختی نوینی به فلسفۀ اسلامی است.
فلسفۀ دیالکتیک شهودی، بر مبانی هستی شناختی، روش شناختی و معرفت شناختی خاصی استوار است که البته در ضمن و ذیل و امتداد حکمت متعالیۀ ملاصدرا قرار دارد، و در حقیقت، حاصل تقریری نو از مبانی صدرایی است. در این بازتقریر، اولا عناصر روش شناختی خاصی به روش فلسفی حکمت متعالیه افزوده می شود (یا برخی عناصر روش شناختی موجود در آن، به نحو آگاهانه تر و روشمندتری به کار گرفته می شود)؛ ثانیا فرایند پژوهش فلسفی و مراحل فلسفه ورزی به نحو ی منقح بیان می شود؛ ثالثا مبانی هستی شناختی و معرفت شناختی ای که چنین روش شناسی جدیدی را اقتضا کرده اند، برجسته و به تفصیل، تبیین می شوند.
این رویکرد روش شناختی، نتیجۀ تأملاتی تطبیقی در مبانی حکمت متعالیه، به منظور پاسخگویی به برخی اشکالات، از جمله چگونگی امکان و تحقق مابعدالطبیعه است، که به اعتقاد نگارنده، در نهایت، مسیر استواری برای خروج از سابجکتیویسم فلسفی در پیش می نهد.
این شیوۀ فلسفی، از ترکیبی از روش تحلیل مفاهیم، و تکاپویی دیالکتیکی میان عقل و شهود در فرایند پژوهش فلسفی بهره می گیرد.
بیان محتوای نظریه، نیازمند نوشته ای طولانی و پیش از آن، تبیین آن مبانی است که این رویکرد روش شناختی بر آن استوار است و در ضمن این نوشتۀ کوتاه میسر نیست. ما در این مجرا به تدریج و پس از انتشار برخی مقالات مرتبط، به طرح مبانی اشاره شده خواهیم پرداخت و پس از آن، اگر عمر و توفیقی باشد، می توان به بیان جزئیات روش شناسی فلسفی دیالکتیک شهودی و شرح ماجرای آن نیز پرداخت. در اینجا غرض، فقط معرفی اجمالی آن بود، تا پاسخی باشد به پرسش و ابهامی که در مواجهه با نام کانال پیش می آید.
دیالکتیک شهودی همچنین نام یکی از نوشته های بنده است که به شرط حیات، در آینده و پس از چند مقالۀ مقدماتی، منتشر خواهد شد و موضوعش «روش فلسفۀ نوین اسلامی» است؛ دیدگاهی نو در زمینۀ #فلسفۀ_فلسفه که در امتداد روش حکمت متعالیه طرح می شود.
دیالکتیک شهودی
Telegram
دیالکتیک شهودی
درس گفتار ها و یادداشت های فلسفی دکتر احمد امامی
لینک گروه گفت و گوی فلسفی:https://t.me/PhiloDialectic
لینک کانال در ایتا: https://eitaa.com/AhmadEmamii
لینک گروه گفت و گوی فلسفی:https://t.me/PhiloDialectic
لینک کانال در ایتا: https://eitaa.com/AhmadEmamii
Forwarded from مؤسسه فرهنگی هنری سعا انجمن پژوهشگران ادبیات دینی ایران (سیدعلی اصغرموسوی ALi Mousavi)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from مؤسسه فرهنگی هنری سعا انجمن پژوهشگران ادبیات دینی ایران (سیدعلی اصغرموسوی ALi Mousavi)
📝حسن و جمال در فلسفه و عرفان
فارابی در این باره چنین میگوید: «پیدایی وجود برتر هر موجودی و حصول واپسین کمالش، زیبایی است.»15 این تعریف از زیبایی؛ شبیه تعریف سقراط و افلاطون از زیبایی است که مطابق آن، زیبایی بیشتر به اموری از قبیل مفید بودن، سودمند بودن و خیر و نیک بودن ناظر است.
📝ابنسینا سه امر را مقوّم زیبایی تلقی میکند: 1- داشتن نظم، 2- داشتن تألیف، 3- داشتن اعتدال؛ که در نتیجه اینها، تناسب حاصل میشود.
17
🌹اگربخواهیم یک معنای برتربرای" حسن" درنظر بگیریم فرمایش جناب شیخ الرئیس (ره) است که سه شرط برای حسن درنظر می گیرد: نظم ، تالیف ، اعتدال ، 🌹
با این اوصاف آیا "تجلی پرتو حسن " ، همان "ظهور "کل هستی (از هرنوع و شکل و فراشکل و ماورایی و فیزیکی و متافیزیکی اش، مجرد و مرکب)در آیینه آفرینش نیست؟! که فرایند جاذبه نسبت به خداوند به نام "عشق" پدیدآورد!📚
فیلسوفان اسلامی منشأ زیبایی را، زیبایی مطلق( خداوند متعال) میدانند و همه زیباییهای موجود در این جهان را تجلی و سایه زیبایی حقتعالی میدانند. صدرالمتألّهین شیرازی میفرماید: هر زیبایی و کمالی، پرتوی از زیبایی و کمال خداوند است.18 در جای دیگر فرموده: حق تعالی، سرچشمه هر نیکی و کمال و منشأ هر زیبایی و حسن است.19
📜مرحوم علامه طباطبایی؛ فیلسوف عارف و مفسر قرآن کریم، به علم الجمال و مباحث زیباییشناسی توجه کرده است. ایشان میفرمایند: «در میان مباحث فلسفی و قرآنی، حُسن و جمال معنایی وجودی است و زیبا به چیزی میگویند که آنچه را باید داشته باشد، واجد باشد.» ایشان میفرمایند: «آیه شریفه «الَّذی أَحْسَنَ کُلَّ شَیْءٍ خَلَقَه»، حسن و نیکویی را برای هر خلقت و هر چیز اثبات میکند.
البته منظور حُسنی است که لازمه خلقت است و از آن جدایی نمیپذیرد، بلکه دائرمدار آن است و هر جا آن باشد، این نیز هست و برعکس.» ایشان اضافه میکنند:«حسن عبارت است از موافقت و سازگاری شیء حسن و خوب با آن غرض و هدفی که از آن چیز منظور است و ما میبینیم که اجزاء هستی و ابعاد این نظام عام عالم با یکدیگر متوافق و سازگارند و حاشا که ربالعالمین چیزی را خلق کرده باشد که اجزای آن با هم ناسازگار باشد، این جزء، آن جزء را باطل کند و آن ، این را خنثی سازد و در نتیجه و سرانجام غرضش از خلقت آن چیز حاصل نگردد...»📚20
در قرآن کریم در میان رنگها به رنگ سبز عنایت بیشتری شده، به طوری که لباس بهشتیان و تکیهگاههایشان (بالش) را با این رنگ معرفی کرده است. شماری از آیات قرآن کریم ساختههای هنری و زیبا را نیز مطلوب میداند و مباح بودن (جایز بودن) زیباییها را یادآوری میکند. در قرآن کریم علاوه بر زیباییهای محسوس و مادی، بر زیباییهای غیر محسوس و معنوی و معقول تأکید شده است.
آیتالله جوادی آملی فیلسوف و مفسّر قرآن کریم در عصر حاضر، در تعریف جمال میفرماید: «جمال همان زیبایی است، چیزی است که با دستگاه ادراکی ملائمت داشته باشد.» پس «هنر و جمال، زیر مجموعه کمال است و هنوز در محور دین جای نگرفتهاند. کمال گاهی به صورت جمال و گاهی به صورت خلق جمال ظاهر میشود.»
ایشان ظهور و کمال در کارهای مثبت را جمال میدانند : «گاه ذات اقدس اله، با چهره قهر ظهور میکند که این جلال اوست و گاه با چهره مِهر ظهور میکند که این جمال اوست. جمال و جلال هر دو ذیل کمال مطلق الهی هستند و ذات اقدس اله، جمال محض است و جمیل محض است. جمال ذات اقدس اله، هستی محض است و هستی جمیل است. هستی محض، جمیل محض است. هرجا جمال هست، به هستی برمیگردد.» ایشان قرآن کریم را سراسر هنر میدانند.22
در ازل پرتو "حسن "ات ز تجلی دم زد
عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد
در عرفان اسلامی؛ مطلق زیبایی، خداوند متعال است. به همین دلیل در این وادی آنچه "حسن" و "جمال" نامیده میشود، کیفیتی ملکوتی دارد، یعنی پیرو سنت لایتغیر الهی میباشد. طبق این گفتار، قوانین زیباییشناسی هم تبدیلناپذیرند. در نتیجه هنر دینی تابع قوانین تغییرناپذیر الهی است.23
فارابی در این باره چنین میگوید: «پیدایی وجود برتر هر موجودی و حصول واپسین کمالش، زیبایی است.»15 این تعریف از زیبایی؛ شبیه تعریف سقراط و افلاطون از زیبایی است که مطابق آن، زیبایی بیشتر به اموری از قبیل مفید بودن، سودمند بودن و خیر و نیک بودن ناظر است.
📝ابنسینا سه امر را مقوّم زیبایی تلقی میکند: 1- داشتن نظم، 2- داشتن تألیف، 3- داشتن اعتدال؛ که در نتیجه اینها، تناسب حاصل میشود.
17
🌹اگربخواهیم یک معنای برتربرای" حسن" درنظر بگیریم فرمایش جناب شیخ الرئیس (ره) است که سه شرط برای حسن درنظر می گیرد: نظم ، تالیف ، اعتدال ، 🌹
با این اوصاف آیا "تجلی پرتو حسن " ، همان "ظهور "کل هستی (از هرنوع و شکل و فراشکل و ماورایی و فیزیکی و متافیزیکی اش، مجرد و مرکب)در آیینه آفرینش نیست؟! که فرایند جاذبه نسبت به خداوند به نام "عشق" پدیدآورد!📚
فیلسوفان اسلامی منشأ زیبایی را، زیبایی مطلق( خداوند متعال) میدانند و همه زیباییهای موجود در این جهان را تجلی و سایه زیبایی حقتعالی میدانند. صدرالمتألّهین شیرازی میفرماید: هر زیبایی و کمالی، پرتوی از زیبایی و کمال خداوند است.18 در جای دیگر فرموده: حق تعالی، سرچشمه هر نیکی و کمال و منشأ هر زیبایی و حسن است.19
📜مرحوم علامه طباطبایی؛ فیلسوف عارف و مفسر قرآن کریم، به علم الجمال و مباحث زیباییشناسی توجه کرده است. ایشان میفرمایند: «در میان مباحث فلسفی و قرآنی، حُسن و جمال معنایی وجودی است و زیبا به چیزی میگویند که آنچه را باید داشته باشد، واجد باشد.» ایشان میفرمایند: «آیه شریفه «الَّذی أَحْسَنَ کُلَّ شَیْءٍ خَلَقَه»، حسن و نیکویی را برای هر خلقت و هر چیز اثبات میکند.
البته منظور حُسنی است که لازمه خلقت است و از آن جدایی نمیپذیرد، بلکه دائرمدار آن است و هر جا آن باشد، این نیز هست و برعکس.» ایشان اضافه میکنند:«حسن عبارت است از موافقت و سازگاری شیء حسن و خوب با آن غرض و هدفی که از آن چیز منظور است و ما میبینیم که اجزاء هستی و ابعاد این نظام عام عالم با یکدیگر متوافق و سازگارند و حاشا که ربالعالمین چیزی را خلق کرده باشد که اجزای آن با هم ناسازگار باشد، این جزء، آن جزء را باطل کند و آن ، این را خنثی سازد و در نتیجه و سرانجام غرضش از خلقت آن چیز حاصل نگردد...»📚20
در قرآن کریم در میان رنگها به رنگ سبز عنایت بیشتری شده، به طوری که لباس بهشتیان و تکیهگاههایشان (بالش) را با این رنگ معرفی کرده است. شماری از آیات قرآن کریم ساختههای هنری و زیبا را نیز مطلوب میداند و مباح بودن (جایز بودن) زیباییها را یادآوری میکند. در قرآن کریم علاوه بر زیباییهای محسوس و مادی، بر زیباییهای غیر محسوس و معنوی و معقول تأکید شده است.
آیتالله جوادی آملی فیلسوف و مفسّر قرآن کریم در عصر حاضر، در تعریف جمال میفرماید: «جمال همان زیبایی است، چیزی است که با دستگاه ادراکی ملائمت داشته باشد.» پس «هنر و جمال، زیر مجموعه کمال است و هنوز در محور دین جای نگرفتهاند. کمال گاهی به صورت جمال و گاهی به صورت خلق جمال ظاهر میشود.»
ایشان ظهور و کمال در کارهای مثبت را جمال میدانند : «گاه ذات اقدس اله، با چهره قهر ظهور میکند که این جلال اوست و گاه با چهره مِهر ظهور میکند که این جمال اوست. جمال و جلال هر دو ذیل کمال مطلق الهی هستند و ذات اقدس اله، جمال محض است و جمیل محض است. جمال ذات اقدس اله، هستی محض است و هستی جمیل است. هستی محض، جمیل محض است. هرجا جمال هست، به هستی برمیگردد.» ایشان قرآن کریم را سراسر هنر میدانند.22
در ازل پرتو "حسن "ات ز تجلی دم زد
عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد
در عرفان اسلامی؛ مطلق زیبایی، خداوند متعال است. به همین دلیل در این وادی آنچه "حسن" و "جمال" نامیده میشود، کیفیتی ملکوتی دارد، یعنی پیرو سنت لایتغیر الهی میباشد. طبق این گفتار، قوانین زیباییشناسی هم تبدیلناپذیرند. در نتیجه هنر دینی تابع قوانین تغییرناپذیر الهی است.23
Forwarded from مؤسسه فرهنگی هنری سعا انجمن پژوهشگران ادبیات دینی ایران (سیدعلی اصغرموسوی ALi Mousavi)
✍🏻گرچه بی "رحم" است اما بی"بصیرت" نیست" حسن"
"نعل" گلگون مینماید "تیشه"ی فرهاد را📚
(جناب صائب رحمه الله علیه)
📜حسن: گاه خود حسن بالذات است و گاه تعین حسن و گاه صورت یا خلق آن !
زیبایی شیرین و حسن شیرین عارضی است و شیرین زیبا زیبا بالذات است و عشق خسرو به شیرین عرضی اعتباری و عشق فرهاد به شیرین جوهری و ذاتی است.
وقتی صحبت از "حسن " با بصیرت است{ البته بصیرت نه به معنای امروزی ، می تواند:توجه ، نظر، حتی عنایت باشد}پس با حسن عارضی طرف نیستیم ! یا تعین حسن است یا منظورحسن بالذات است و حسنی که قادر است درعین "بی رحمی و صفت جلالی" حتی تکه "آهن" ی را با سلوک در مسیر "طریقت" از "خون وآب و آتش " رهانیده و به مسیر هدایت و "بارگاه خوبان" برساند!
👈🏼اگر از جناب صوفی پرسیدم در "نعل" به "طور سینا "هم اندیشیدید یا نه؟ منظورم همین سلوکی بود که جناب"حسن" در پیش گرفت با صفت جلالی از "موسی "خواست از هرچه دارد چشم بپوشد و از هرچه "پای گیر"ش هست رهاشود و از پا بکند! تا لایق بارگاه تجلی"حسن" گردد! اگر "فرهاد" تیشه را خونین از خون سر نمی کرد، همان یک تکه آهن فقط مشغول تراش سنگ و همنشینی با سنگ بود! اما وقتی به جانان راه پیدا کرد که با همان تکه آهن از مرز خودی "بودن" گذشت و به دیار "عاشقان" پیوست! دیاری که از او یک "عاشق" ابدی ساخت! درحالی که نه شیرین به این مقام رسید و نه خسرو!!!
مسیر سلوک معمولا گاه پرپیچ و "خم" است مثل حکایت "تیشه " که در آخر کار ، بعد از گداخته گی و گذر از "گارگاه تقدیر" به خدمت "جانان" در می آید و به همنشینی با بزرگان مفتخر می شود! این همان ازمقوله "خامی" گذشتن و به "پخته" گی رسیدن است!
روزی خود تیشه از "خاک و سنگ" بود و روزگاری هم با سلوک"اولیه" به گارگاه آتش و آب" هدایت شد، اما لیاقتش با فرهاد کوه کنی بود که فقط "پیکر" می تراشید! ولی از "حسن " پیکر چیزی نمی دانست! تا این که "عشق پیدا شد و آتش ...
این عشق از فرهاد کسی ساخت که درمقابل خسرو بگوید:
نخستین بار گفتش کز کجائی
بگفت از دار ملک آشنائی
بگفت آنجا به صنعت در چه کوشند
بگفت انده خرند و جان فروشند
بگفتا جان فروشی در ادب نیست
بگفت از عشقبازان این عجب نیست
بگفت از دل شدی عاشق بدینسان؟
بگفت از دل تو میگوئی من از جان🌹🍎🌹
خلاصه کنم :
"عشق" در مسیر سلوک ،حتی با " بی رحمی" و قدرت"تغییر و تبدیل و تصرف"چنان با بصیرت و توجه رفتار کرد که ازیک انسان عامی سنگ تراش، "عاشق" ی تمار عیار بسازد و در چرخه ی سلوک اورا با "ترک تعلقات" به جاودانگی برساند! جادوی "جذب" و "جاذبه" ی این کار همان "حسن" بود که درصورت زیبای "شیرین" متجلی شد و یک "پیکرتراش پیکرناشناس "را با جهانی دیگر آشناساخت که او "دارملک آشنایی" اش نامید!
و در نهایت "نعل گلگون" همان "نماد" اتحاد "عاشق و عشق و معشوق"است که در اسطوره ها و نگاه مردم به صورت"تعویذ" برسر در خانه ها یا کنار درها،مظهردوری از شر و دور نمودن بدی ها و گزند ها از خانه وزندگی و نماد "خوش شانسی" شده است!!!
💐📚یا حق !
منبع : ماهنامه فرهنگ پویا شماره 19 ابنسینا، رساله فی ماهیت العشق؛ احمد آتش، استانبول،1953م.
18. صدرالمتألهین شیرازی، اسفار، ج1، ص 115؛ دارالاحیاء التراثالعربی، بیروت، بیتا.
19. همان.
20. علامه محمدحسین طباطبایی؛ تفسیر المیزان، ج5، ص 10،13 و 15؛ ترجمه: سیدمحمدباقر موسوى همدانى؛ دفتر انتشارات اسلامى جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، 1374.
"نعل" گلگون مینماید "تیشه"ی فرهاد را📚
(جناب صائب رحمه الله علیه)
📜حسن: گاه خود حسن بالذات است و گاه تعین حسن و گاه صورت یا خلق آن !
زیبایی شیرین و حسن شیرین عارضی است و شیرین زیبا زیبا بالذات است و عشق خسرو به شیرین عرضی اعتباری و عشق فرهاد به شیرین جوهری و ذاتی است.
وقتی صحبت از "حسن " با بصیرت است{ البته بصیرت نه به معنای امروزی ، می تواند:توجه ، نظر، حتی عنایت باشد}پس با حسن عارضی طرف نیستیم ! یا تعین حسن است یا منظورحسن بالذات است و حسنی که قادر است درعین "بی رحمی و صفت جلالی" حتی تکه "آهن" ی را با سلوک در مسیر "طریقت" از "خون وآب و آتش " رهانیده و به مسیر هدایت و "بارگاه خوبان" برساند!
👈🏼اگر از جناب صوفی پرسیدم در "نعل" به "طور سینا "هم اندیشیدید یا نه؟ منظورم همین سلوکی بود که جناب"حسن" در پیش گرفت با صفت جلالی از "موسی "خواست از هرچه دارد چشم بپوشد و از هرچه "پای گیر"ش هست رهاشود و از پا بکند! تا لایق بارگاه تجلی"حسن" گردد! اگر "فرهاد" تیشه را خونین از خون سر نمی کرد، همان یک تکه آهن فقط مشغول تراش سنگ و همنشینی با سنگ بود! اما وقتی به جانان راه پیدا کرد که با همان تکه آهن از مرز خودی "بودن" گذشت و به دیار "عاشقان" پیوست! دیاری که از او یک "عاشق" ابدی ساخت! درحالی که نه شیرین به این مقام رسید و نه خسرو!!!
مسیر سلوک معمولا گاه پرپیچ و "خم" است مثل حکایت "تیشه " که در آخر کار ، بعد از گداخته گی و گذر از "گارگاه تقدیر" به خدمت "جانان" در می آید و به همنشینی با بزرگان مفتخر می شود! این همان ازمقوله "خامی" گذشتن و به "پخته" گی رسیدن است!
روزی خود تیشه از "خاک و سنگ" بود و روزگاری هم با سلوک"اولیه" به گارگاه آتش و آب" هدایت شد، اما لیاقتش با فرهاد کوه کنی بود که فقط "پیکر" می تراشید! ولی از "حسن " پیکر چیزی نمی دانست! تا این که "عشق پیدا شد و آتش ...
این عشق از فرهاد کسی ساخت که درمقابل خسرو بگوید:
نخستین بار گفتش کز کجائی
بگفت از دار ملک آشنائی
بگفت آنجا به صنعت در چه کوشند
بگفت انده خرند و جان فروشند
بگفتا جان فروشی در ادب نیست
بگفت از عشقبازان این عجب نیست
بگفت از دل شدی عاشق بدینسان؟
بگفت از دل تو میگوئی من از جان🌹🍎🌹
خلاصه کنم :
"عشق" در مسیر سلوک ،حتی با " بی رحمی" و قدرت"تغییر و تبدیل و تصرف"چنان با بصیرت و توجه رفتار کرد که ازیک انسان عامی سنگ تراش، "عاشق" ی تمار عیار بسازد و در چرخه ی سلوک اورا با "ترک تعلقات" به جاودانگی برساند! جادوی "جذب" و "جاذبه" ی این کار همان "حسن" بود که درصورت زیبای "شیرین" متجلی شد و یک "پیکرتراش پیکرناشناس "را با جهانی دیگر آشناساخت که او "دارملک آشنایی" اش نامید!
و در نهایت "نعل گلگون" همان "نماد" اتحاد "عاشق و عشق و معشوق"است که در اسطوره ها و نگاه مردم به صورت"تعویذ" برسر در خانه ها یا کنار درها،مظهردوری از شر و دور نمودن بدی ها و گزند ها از خانه وزندگی و نماد "خوش شانسی" شده است!!!
💐📚یا حق !
منبع : ماهنامه فرهنگ پویا شماره 19 ابنسینا، رساله فی ماهیت العشق؛ احمد آتش، استانبول،1953م.
18. صدرالمتألهین شیرازی، اسفار، ج1، ص 115؛ دارالاحیاء التراثالعربی، بیروت، بیتا.
19. همان.
20. علامه محمدحسین طباطبایی؛ تفسیر المیزان، ج5، ص 10،13 و 15؛ ترجمه: سیدمحمدباقر موسوى همدانى؛ دفتر انتشارات اسلامى جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، 1374.