Forwarded from کربلا
عن الحسین بن علیّ عن علیّ بن أبیطالب (علیهماالسلام):
قالَ رَسولُ اللّهِ (صلی الله علیه و آله):
رَأسُ العَقلِ بَعدَ الإِیمانِ بِاللّهِ عز و جل التَّحَبُّبُ إلَی النّاسِ.
از امام حسین، از امیرالمومنین علی (علیهماالسلام):
پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) فرمودند:
«اساس عقل، پس از ایمان به خدای عز و جل، دوستی با مردم است».
الخصال، ص۱۵، ح۵۵
@varesoon
قالَ رَسولُ اللّهِ (صلی الله علیه و آله):
رَأسُ العَقلِ بَعدَ الإِیمانِ بِاللّهِ عز و جل التَّحَبُّبُ إلَی النّاسِ.
از امام حسین، از امیرالمومنین علی (علیهماالسلام):
پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) فرمودند:
«اساس عقل، پس از ایمان به خدای عز و جل، دوستی با مردم است».
الخصال، ص۱۵، ح۵۵
@varesoon
❤11🙏1
.
🔻 برخی از منسوبین مرحوم آیتالله سید ابوالحسن اصفهانی نقل میکردند که روزی، دو تاجر هندی خدمت ایشان آمدند و دو دُرّ و جواهر گرانبها، خدمت ایشان آوردند.
🔸 پسر ایشان، در مجلس حاضر بود و خوشحال شد و با خود گفت که ما در زندگی، چیزی اندوخته نداریم و به پدر میگویم که اینها را برای ما بگذارد.
🔹 وقتی که این دو تاجر رفتند، دو طلبهی فقیر و سیّد آمدند و گفتند که میخواهیم ازدواج کنیم. ایشان فرمودند که این یکی، مال شما و آن یکی هم مال شما و بروید مسائل ازدواجتان را حل کنید.
🔸 پسر ایشان، جلو آمد و گفت که شما، فرزند دیگری دارید که کمی بیمار است و برادری برای من گذاشتهاید که تکفّل میخواهد و مادرم هم هست.
🔹 ایشان فرموده بود که پسرم! من وقتی از اصفهان به نجف آمدم، دو قِران برایم باقی مانده بود که بخشی را دادم و یک پوست برای زیر پایم گرفتم که فرشم باشد و بخشی را دادم و یک ابریق (آفتابه) و یک کاسه گرفتم. همین سه قلم را توانستم تهیه کنم و آن زمان، چراغ برای مطالعه نداشتم؛ ولی خدای متعال و آقا بقیّةالله علیهالسلام، مرا تنها نگذاشتند. شما هم خدایی دارید.
حجت الاسلام شیخ جعفر ناصری
@varesoon
🔻 برخی از منسوبین مرحوم آیتالله سید ابوالحسن اصفهانی نقل میکردند که روزی، دو تاجر هندی خدمت ایشان آمدند و دو دُرّ و جواهر گرانبها، خدمت ایشان آوردند.
🔸 پسر ایشان، در مجلس حاضر بود و خوشحال شد و با خود گفت که ما در زندگی، چیزی اندوخته نداریم و به پدر میگویم که اینها را برای ما بگذارد.
🔹 وقتی که این دو تاجر رفتند، دو طلبهی فقیر و سیّد آمدند و گفتند که میخواهیم ازدواج کنیم. ایشان فرمودند که این یکی، مال شما و آن یکی هم مال شما و بروید مسائل ازدواجتان را حل کنید.
🔸 پسر ایشان، جلو آمد و گفت که شما، فرزند دیگری دارید که کمی بیمار است و برادری برای من گذاشتهاید که تکفّل میخواهد و مادرم هم هست.
🔹 ایشان فرموده بود که پسرم! من وقتی از اصفهان به نجف آمدم، دو قِران برایم باقی مانده بود که بخشی را دادم و یک پوست برای زیر پایم گرفتم که فرشم باشد و بخشی را دادم و یک ابریق (آفتابه) و یک کاسه گرفتم. همین سه قلم را توانستم تهیه کنم و آن زمان، چراغ برای مطالعه نداشتم؛ ولی خدای متعال و آقا بقیّةالله علیهالسلام، مرا تنها نگذاشتند. شما هم خدایی دارید.
حجت الاسلام شیخ جعفر ناصری
@varesoon
❤10👍2🙏2💯1
✍ آیت الله شیخ محمد تقی آملی رحمه الله می فرمود :
🔸 «من در بحث فقه آیت الله قاضی شرکت می کردم - روزی از ایشان سؤال کردم - آن روز هوا بسیار سرد بود - که ما می خوانیم و می شنویم که عده ای موقع قرائت قرآن جلویشان آفاق باز می شود و غیب و اسرار برای آن ها تجلی می کند - . .
🔹 در حالی که ما قرآن می خوانیم و چنین اثری نمی بینیم! مرحوم قاضی مدت کوتاهی به چهره من نظر کرد سپس فرمود: بلی! آن ها قرآن کریم را تلاوت می کنند و با شرایط ویژه، رو به قبله می ایستند - . .
🔸 سرشان پوشیده نیست، کلام الله را با هر دو دستشان بلند می کنند، و با تمام وجودشان به آنچه تلاوت می کنند، توجه دارند و می فهمند جلوی چه کسی ایستاده اند! اما تو قرآن را قرائت می کنی در حالی که تا چانه ات زیر کرسی رفته ای! و قرآن را روی زمین می گذاری و در آن می نگری . . . !»
🌷 📗 اسوه عارفان ، صفحه 25 .
@varesoon
🔸 «من در بحث فقه آیت الله قاضی شرکت می کردم - روزی از ایشان سؤال کردم - آن روز هوا بسیار سرد بود - که ما می خوانیم و می شنویم که عده ای موقع قرائت قرآن جلویشان آفاق باز می شود و غیب و اسرار برای آن ها تجلی می کند - . .
🔹 در حالی که ما قرآن می خوانیم و چنین اثری نمی بینیم! مرحوم قاضی مدت کوتاهی به چهره من نظر کرد سپس فرمود: بلی! آن ها قرآن کریم را تلاوت می کنند و با شرایط ویژه، رو به قبله می ایستند - . .
🔸 سرشان پوشیده نیست، کلام الله را با هر دو دستشان بلند می کنند، و با تمام وجودشان به آنچه تلاوت می کنند، توجه دارند و می فهمند جلوی چه کسی ایستاده اند! اما تو قرآن را قرائت می کنی در حالی که تا چانه ات زیر کرسی رفته ای! و قرآن را روی زمین می گذاری و در آن می نگری . . . !»
🌷 📗 اسوه عارفان ، صفحه 25 .
@varesoon
❤10🙏2👍1👎1
.
👌 خاطره ای از آیت الله شیخ مرتضی امامی ساروی قدس سره
🔹 یکی از خانزاده های ثروتمند و خوشگذران و لغزش کار در ساری در میانه های عمر به نکبت و تهیدستی افتاده بود تا بدانجا که خویشان و حتی خانواده نزدیک او از دیدار و هم کناری اش ننگ داشتند و او را رانده بودند. خانزاده تاب اعتیاد و بدبختی نیاورد و پیش از ۵۰ سالگی درگذشت.
🔸 پس از مرگ او بازماندگان و دوستان قدیم به سراغ روحانیان شهر رفته و از آنها درخواست کردند برای خواندن نماز میت و تشییع جنازه بیایند هیچکدام نپذیرفتند و میت سرگردان در مسجد مانده بود تا اینکه نزدیکان آقای امامی داستان را برای ایشان گزارش کردند با شنیدن این داستان ایشان منقلب شدند و بسرعت برخاسته و به سوی آن مسجد حرکت کردند و با رسیدن به مسجد بدون درنگ کنار جنازه ایستادند و فروتنانه نماز میت را آغاز کردند و مردم در پی حضور ایشان به مسجد امدند و همراهی کردند.
🔹 مرحوم امامی پس از پایان نماز بر سر جنازه گفتند :
نا امیدم مکن از سابقه لطف ازل
تو چه دانی که پس پرده که خوب است و که زشت
و با حضور ایشان همتی شکل گرفت و مردم مرده را تا گورستان مشایعت و دفن کردند.
نویسنده : احمد داداشی
@varesoon
👌 خاطره ای از آیت الله شیخ مرتضی امامی ساروی قدس سره
🔹 یکی از خانزاده های ثروتمند و خوشگذران و لغزش کار در ساری در میانه های عمر به نکبت و تهیدستی افتاده بود تا بدانجا که خویشان و حتی خانواده نزدیک او از دیدار و هم کناری اش ننگ داشتند و او را رانده بودند. خانزاده تاب اعتیاد و بدبختی نیاورد و پیش از ۵۰ سالگی درگذشت.
🔸 پس از مرگ او بازماندگان و دوستان قدیم به سراغ روحانیان شهر رفته و از آنها درخواست کردند برای خواندن نماز میت و تشییع جنازه بیایند هیچکدام نپذیرفتند و میت سرگردان در مسجد مانده بود تا اینکه نزدیکان آقای امامی داستان را برای ایشان گزارش کردند با شنیدن این داستان ایشان منقلب شدند و بسرعت برخاسته و به سوی آن مسجد حرکت کردند و با رسیدن به مسجد بدون درنگ کنار جنازه ایستادند و فروتنانه نماز میت را آغاز کردند و مردم در پی حضور ایشان به مسجد امدند و همراهی کردند.
🔹 مرحوم امامی پس از پایان نماز بر سر جنازه گفتند :
نا امیدم مکن از سابقه لطف ازل
تو چه دانی که پس پرده که خوب است و که زشت
و با حضور ایشان همتی شکل گرفت و مردم مرده را تا گورستان مشایعت و دفن کردند.
نویسنده : احمد داداشی
@varesoon
❤7🙏2
.
👌 برترین کارها، دشوارترین آنها است!
🌱 روزی مرحوم آیت الله بروجردی سر درس فرمودند:
من حاضرم ثواب صد روز عمرم را به شما بدهم و شما ثواب یک روز عمرتان را به من بدهید!
شاگردان عرض کردند:
ثوابِ عمرِ ما چه ارزشی در مقابل عمر پر برکت شما دارد؟
فرمودند: من که از خانه میخواهم به مسجد اعظم جهت تدریس بیایم، زیر بغلم را میگیرند و به درشکه سوارم میکنند و برای بیش از هزار نفر از فضلا و مجتهدین درس میگویم که حرفهایم را میفهمند، ولی شما به روستاها میروید، پشت کوه که چه بسا با مسائل اولیه اسلام آشنا نیستند، آنان را با اصول اعتقادی و احکام اسلام آشنا میکنید و آنان را به راه راست هدایت میکنید و چه بسا آنها قدرتان را نمیدانند.
طبعاً کار شما مصداقِ "أفضلُ الأعمالِ أحمزُها- برترین کارها، دشوارترین آنها" خواهد بود.
📗 مروری بر گذر عمر- خاطرات شیخ زین العابدین قربانی لاهیجی - صفحه های ۷۶- ۷۷، نشر سلار.
@varesoon
👌 برترین کارها، دشوارترین آنها است!
🌱 روزی مرحوم آیت الله بروجردی سر درس فرمودند:
من حاضرم ثواب صد روز عمرم را به شما بدهم و شما ثواب یک روز عمرتان را به من بدهید!
شاگردان عرض کردند:
ثوابِ عمرِ ما چه ارزشی در مقابل عمر پر برکت شما دارد؟
فرمودند: من که از خانه میخواهم به مسجد اعظم جهت تدریس بیایم، زیر بغلم را میگیرند و به درشکه سوارم میکنند و برای بیش از هزار نفر از فضلا و مجتهدین درس میگویم که حرفهایم را میفهمند، ولی شما به روستاها میروید، پشت کوه که چه بسا با مسائل اولیه اسلام آشنا نیستند، آنان را با اصول اعتقادی و احکام اسلام آشنا میکنید و آنان را به راه راست هدایت میکنید و چه بسا آنها قدرتان را نمیدانند.
طبعاً کار شما مصداقِ "أفضلُ الأعمالِ أحمزُها- برترین کارها، دشوارترین آنها" خواهد بود.
📗 مروری بر گذر عمر- خاطرات شیخ زین العابدین قربانی لاهیجی - صفحه های ۷۶- ۷۷، نشر سلار.
@varesoon
❤10👍2🙏1
Forwarded from صفحات وارثون در فضای مجازی
«حسینیه وارثون» صفحهای برای ابراز ارادت به ذوات مقدس اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) است.
✅ تلگرام
t.me/varesoon_husseiniyye
✅ ایتا
eitaa.com/varesoon_husseiniyye
✅ تلگرام
t.me/varesoon_husseiniyye
✅ ایتا
eitaa.com/varesoon_husseiniyye
💯1
Forwarded from نجف اشرف
قال امیرالمومنین (علیهالسلام):
الْجَاهِلُ صَخْرَةٌ لَا يَنْفَجِرُ مَاؤُهَا وَ شَجَرَةٌ لَا يَخْضَرُّ عُودُهَا وَ أَرْضٌ لَا يَظْهَرُ عُشْبُهَا
نادان همانند سنگی است که چشمه ای از آن نمیجوشد و درختی است که چوب آن سبز نمیشود و زمینی است که هیچ گیاهی در آن نمیروید.
تصنیف غرر / ۱۱۲۳
@varesoon
الْجَاهِلُ صَخْرَةٌ لَا يَنْفَجِرُ مَاؤُهَا وَ شَجَرَةٌ لَا يَخْضَرُّ عُودُهَا وَ أَرْضٌ لَا يَظْهَرُ عُشْبُهَا
نادان همانند سنگی است که چشمه ای از آن نمیجوشد و درختی است که چوب آن سبز نمیشود و زمینی است که هیچ گیاهی در آن نمیروید.
تصنیف غرر / ۱۱۲۳
@varesoon
❤13🙏3
.
🔸 ... توفیق داشتم گاهی وقتها بعد از درس خدمت مرحوم آیت الله میرزا جواد تبریزی میرسیدم و سوالاتی را در محضر ایشان مطرح میکردم.
گاه ایشان از خاطرات دوران تحصیل در نجف اشرف سخن میگفتند و میفرمودند:
🔹 ما وقتی در نجف بودیم، توفیق داشتیم صبحها به درس استاد الفقهاء سید ابوالقاسم خوئی (رحمه الله) حاضر شویم و خدا میداند، نمیدانستم که برای ظهر غذا داشتیم یا خیر؟
🔸 با ذوق و شوق در درس حاضر میشدیم و فقط فکر و ذکرمان استفاده کردن از محضر استاد و تلاش جهت نشر آن بود.
دیگر اینکه وضع خوراکمان چطور باشد، اصلا به آن فکر نمیکردیم!
🔹 لکن عنایت ولی عصر (سلام الله علیه) به طلاب در آن زمان مشهود بود و هیچ گاه پیش نیامد که مشکل حل نشود.
فشار در زندگی بود و مشکلات طلاب را احاطه میکرد، لکن حل میشد.
📗 سیره آیت الله میرزا جواد تبریزی ، صفحه ۱۷۴ .
@varesoon
🔸 ... توفیق داشتم گاهی وقتها بعد از درس خدمت مرحوم آیت الله میرزا جواد تبریزی میرسیدم و سوالاتی را در محضر ایشان مطرح میکردم.
گاه ایشان از خاطرات دوران تحصیل در نجف اشرف سخن میگفتند و میفرمودند:
🔹 ما وقتی در نجف بودیم، توفیق داشتیم صبحها به درس استاد الفقهاء سید ابوالقاسم خوئی (رحمه الله) حاضر شویم و خدا میداند، نمیدانستم که برای ظهر غذا داشتیم یا خیر؟
🔸 با ذوق و شوق در درس حاضر میشدیم و فقط فکر و ذکرمان استفاده کردن از محضر استاد و تلاش جهت نشر آن بود.
دیگر اینکه وضع خوراکمان چطور باشد، اصلا به آن فکر نمیکردیم!
🔹 لکن عنایت ولی عصر (سلام الله علیه) به طلاب در آن زمان مشهود بود و هیچ گاه پیش نیامد که مشکل حل نشود.
فشار در زندگی بود و مشکلات طلاب را احاطه میکرد، لکن حل میشد.
📗 سیره آیت الله میرزا جواد تبریزی ، صفحه ۱۷۴ .
@varesoon
❤9👍1🙏1
.
👌 آیتالله سید رضا بهاءالدینی:
🔹 « چنان عشق و علاقه ای به تحصیل داشتم ، که زندگی ام کتاب بود ، و همنشینم درس و بحث و مطالعه .
🔸 با هیچ جلسه ای و برنامه ای به اندازه مجلس درس انس نداشتم ، به طوری که در سن نوجوانی حدود شانزده ساعت کار درسی می کردم .
🔹 به کارهای فکری شوق بسیار داشتم ، به طوری که لحظه ای نمی آسودم و همیشه فکرم مشغول بود ».
@varesoon
👌 آیتالله سید رضا بهاءالدینی:
🔹 « چنان عشق و علاقه ای به تحصیل داشتم ، که زندگی ام کتاب بود ، و همنشینم درس و بحث و مطالعه .
🔸 با هیچ جلسه ای و برنامه ای به اندازه مجلس درس انس نداشتم ، به طوری که در سن نوجوانی حدود شانزده ساعت کار درسی می کردم .
🔹 به کارهای فکری شوق بسیار داشتم ، به طوری که لحظه ای نمی آسودم و همیشه فکرم مشغول بود ».
@varesoon
❤7🙏1
Forwarded from کربلا
کَتَبَ رَجُلٌ إلَی الحُسَینِ بنِ عَلِیٍّ (علیهالسلام):
یا سَیِّدی، أخبِرنی بِخَیرِ الدُّنیا وَ الآخِرَةِ.
فَکَتَبَ إلَیهِ:
بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ، أمّا بَعدُ، فَإِنَّهُ مَن طَلَبَ رِضَا اللّهِ بِسَخَطِ النّاسِ کَفاهُ اللّهُ امورَ النّاسِ، و مَن طَلَبَ رِضَا النّاسِ بِسَخَطِ اللّهِ وَکَلَهُ اللّهُ إلَی النّاسِ، وَ السَّلامُ.
مردی به امام حسین (علیهالسلام) نوشت:
سَرور من! مرا از خیر دنیا و آخرت، آگاه کن.
امام به او نوشت:
«به نام خداوند بخشنده مهربان. امّا بعد، هرکس رضایت خدا را بجوید، هرچند مردم را خوش نیاید، خداوند، امور مردم را [که از ناحیه آنان، او را تهدید میکنند] کفایت میکند و هرکس رضایت مردم را با ناراضی کردن خدا بطلبد، خدا او را به مردم وامیگذارد. والسلام!».
الأمالی للصدوق، ص۲۶۸، ح۲۹۳
@varesoon
یا سَیِّدی، أخبِرنی بِخَیرِ الدُّنیا وَ الآخِرَةِ.
فَکَتَبَ إلَیهِ:
بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ، أمّا بَعدُ، فَإِنَّهُ مَن طَلَبَ رِضَا اللّهِ بِسَخَطِ النّاسِ کَفاهُ اللّهُ امورَ النّاسِ، و مَن طَلَبَ رِضَا النّاسِ بِسَخَطِ اللّهِ وَکَلَهُ اللّهُ إلَی النّاسِ، وَ السَّلامُ.
مردی به امام حسین (علیهالسلام) نوشت:
سَرور من! مرا از خیر دنیا و آخرت، آگاه کن.
امام به او نوشت:
«به نام خداوند بخشنده مهربان. امّا بعد، هرکس رضایت خدا را بجوید، هرچند مردم را خوش نیاید، خداوند، امور مردم را [که از ناحیه آنان، او را تهدید میکنند] کفایت میکند و هرکس رضایت مردم را با ناراضی کردن خدا بطلبد، خدا او را به مردم وامیگذارد. والسلام!».
الأمالی للصدوق، ص۲۶۸، ح۲۹۳
@varesoon
❤14🙏1
.
✍ آیت الله جوادی آملی :
🔸 حیات معنوی هر شخصی، مرهون به نوشیدن آب زندگانی است؛ یعنی بدون ذوق و چشیدن یا شرب و نوشیدن از چشمه حیات، زندگانی معنوی حاصل نمی شود. عین الحیات، یعنی چشمه آب زندگانی نزد ارباب حقیقت، همان ولایت مداری و بهره بردن از ولایت معصومان (علیهم السلام) است.
🔹 تنها فرد یا جامعه ای از حیات معنوی بهره مند است که پیوند ولایی با اولیای خدا داشته باشد و از معرفت ایشان متنعم و از محبت آنان بهره مند گردد تا سیرت و سریرت او، سنت حسنه وی را بسازد.
📚 همتایی قرآن و اهل بیت
(علیهمالسلام) ، صفحه 272 .
@varesoon
✍ آیت الله جوادی آملی :
🔸 حیات معنوی هر شخصی، مرهون به نوشیدن آب زندگانی است؛ یعنی بدون ذوق و چشیدن یا شرب و نوشیدن از چشمه حیات، زندگانی معنوی حاصل نمی شود. عین الحیات، یعنی چشمه آب زندگانی نزد ارباب حقیقت، همان ولایت مداری و بهره بردن از ولایت معصومان (علیهم السلام) است.
🔹 تنها فرد یا جامعه ای از حیات معنوی بهره مند است که پیوند ولایی با اولیای خدا داشته باشد و از معرفت ایشان متنعم و از محبت آنان بهره مند گردد تا سیرت و سریرت او، سنت حسنه وی را بسازد.
📚 همتایی قرآن و اهل بیت
(علیهمالسلام) ، صفحه 272 .
@varesoon
❤6🙏1
.
مصیبت تفسیر المیزان!
مرحوم علامه حسنزاده به نقل از علامه طباطبائی:
روزی خواستم به حرم حضرت رضا (علیه السلام) مشرف شوم. یک روحانی به من (علامه طباطبایی) رسید و گفت:
نمیخواهید در روضه سیدالشهداء شرکت کنید؟ من با این که آن روحانی را نمیشناختم .
گفتم: حتما شرکت میکنم، چون حضرت امام رضا (ع) فرمودهاند: در مجلس عزای جدم شرکت کنید!
وارد جلسه که شدیم من کنار منبر نشستم. گوینده خطاب به مردم گفت: من شما را میخواهم در این مجلس از مصیبت بزرگ و ظلم جدیدی خبردار کنم و آن این است که شخصی به نام طباطبائی در قم تفسیری به نام المیزان نوشته است و آنچه نباید بر قرآن وارد میشد وارد کرده است. سپس روضه سوزناکی خواند و من هم اشک ریختم.
پس از منبر بلند شدم و به وی دست دادم و گفتم:
«از صدر منبر شما بسیار استفاده کردم، و از ذیل منبرتان بهره بردم!»
📗*به نقل از رسانه المیزان و کتاب «نقش روستای ایرا در خطهٔ ولایتمدار مازندران»، سید ابوالحسن شفیعی.
@varesoon
مصیبت تفسیر المیزان!
مرحوم علامه حسنزاده به نقل از علامه طباطبائی:
روزی خواستم به حرم حضرت رضا (علیه السلام) مشرف شوم. یک روحانی به من (علامه طباطبایی) رسید و گفت:
نمیخواهید در روضه سیدالشهداء شرکت کنید؟ من با این که آن روحانی را نمیشناختم .
گفتم: حتما شرکت میکنم، چون حضرت امام رضا (ع) فرمودهاند: در مجلس عزای جدم شرکت کنید!
وارد جلسه که شدیم من کنار منبر نشستم. گوینده خطاب به مردم گفت: من شما را میخواهم در این مجلس از مصیبت بزرگ و ظلم جدیدی خبردار کنم و آن این است که شخصی به نام طباطبائی در قم تفسیری به نام المیزان نوشته است و آنچه نباید بر قرآن وارد میشد وارد کرده است. سپس روضه سوزناکی خواند و من هم اشک ریختم.
پس از منبر بلند شدم و به وی دست دادم و گفتم:
«از صدر منبر شما بسیار استفاده کردم، و از ذیل منبرتان بهره بردم!»
📗*به نقل از رسانه المیزان و کتاب «نقش روستای ایرا در خطهٔ ولایتمدار مازندران»، سید ابوالحسن شفیعی.
@varesoon
❤10👎1🙏1
چشم بصیرت و گریه بر امام حسین
🔻استاد جعفر ناصری :
چنانچه به طور مکرر توصیه شده است، باید از ارتباط با عاشورا و امام حسین علیه السلام با اشک غافل نشویم؛ از این رو لازم است در مجالس امام حسین علیه السلام حاضر شویم و برای مصائب آن حضرت اشک بریزیم. این اشک، آثار معنوی فوق العاده ای دارد.
🔸 آیت الله سید عبدالکریم کشمیری میفرمودند : چشم بصیرت انسان بر اثر چند عمل باز می شود؛ یکی از آن اعمال، گریه بر امام حسین علیه السلام است. گریه بر حضرت، قدرتی می دهد که انسان می تواند حقایق ملک و ملکوت را ببیند.
گریه بر امام حسین علیه السلام گوهر وجود انسان را صیقل می دهد، از آلودگی ها و غبارها پاک می کند
@varesoon
🔻استاد جعفر ناصری :
چنانچه به طور مکرر توصیه شده است، باید از ارتباط با عاشورا و امام حسین علیه السلام با اشک غافل نشویم؛ از این رو لازم است در مجالس امام حسین علیه السلام حاضر شویم و برای مصائب آن حضرت اشک بریزیم. این اشک، آثار معنوی فوق العاده ای دارد.
🔸 آیت الله سید عبدالکریم کشمیری میفرمودند : چشم بصیرت انسان بر اثر چند عمل باز می شود؛ یکی از آن اعمال، گریه بر امام حسین علیه السلام است. گریه بر حضرت، قدرتی می دهد که انسان می تواند حقایق ملک و ملکوت را ببیند.
گریه بر امام حسین علیه السلام گوهر وجود انسان را صیقل می دهد، از آلودگی ها و غبارها پاک می کند
@varesoon
❤12👍1🙏1