Forwarded from کربلا
عن الحسین (علیهالسلام) فی کَلامٍ لَهُ مَعَ أبی ذَرٍّ لَمّا سَیَّرَهُ عُثمانُ إلَی الرَّبَذَةِ:
عَلَیکَ بِالصَّبرِ؛ فَإِنَّ الخَیرَ فِی الصَّبرِ، وَ الصَّبرَ مِنَ الکَرَمِ، و دَعِ الجَزَعَ؛ فَإِنَّ الجَزَعَ لا یُغنیکَ.
از امام حسین (علیهالسلام) در سخنشان با ابوذر، هنگامیکه عثمان، او را به رَبَذه تبعید کرد نقل شده:
شکیبا باش که خیر، در شکیبایی است و شکیبایی، از کَرَم است. بیتابی را فروگذار، که به کارَت نمیآید.
الکافی، ج۸، ص۲۰۷، ح۲۵۱
@varesoon
عَلَیکَ بِالصَّبرِ؛ فَإِنَّ الخَیرَ فِی الصَّبرِ، وَ الصَّبرَ مِنَ الکَرَمِ، و دَعِ الجَزَعَ؛ فَإِنَّ الجَزَعَ لا یُغنیکَ.
از امام حسین (علیهالسلام) در سخنشان با ابوذر، هنگامیکه عثمان، او را به رَبَذه تبعید کرد نقل شده:
شکیبا باش که خیر، در شکیبایی است و شکیبایی، از کَرَم است. بیتابی را فروگذار، که به کارَت نمیآید.
الکافی، ج۸، ص۲۰۷، ح۲۵۱
@varesoon
❤22🙏2
⚠️آنچه که شدیداً مایه ی تأسف است این است که مشاهده می شود افرادی که یک عُمر از سفره گسترده ی اهل بیت اطهار (علیهم السلام) ارتزاق کرده اند و به حکم عقل و شرع ، موظّف به تحکیم اساس مکتب آن انوار مقدّس عرشی می باشند ، مع الاسف ، نمک نشناسی کرده و با قیافه ای حق به جانب و با حربه ی موذیانه و غلط انداز دفاع از حریم (وحدت اسلامی !) دست به کار تضعیف و بلکه تخریب ارکان مذهب حقّ تشیّع گردیده و یکی از دو رکن اصیل مذهب را که ((تبرّی)) یعنی بیزاری جستن و اظهار تنفّر از دشمنان اهل بیت (علیهم السلام) است زیر سئوال برده و آن را مخالف قرآن و سنّت ! قلمداد می کنند.
گاهی منصب امامت را جدا و مستقلّ از منصب خلاف ارائه می نمایند و گاهی در اصول اعتقادی نیز اعتقاد اصلی و فرعی ساخته و اعتقاد به امامت را یک اعتقاد فرعی اجتهاد پذیر معرّفی می کنند که منکر آن نیز مجتهد معذور است و در نزد خدا مأجور !! و احیاناً رفتار و گفتار امام امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) را در برخورد با خلفا توجیه افترا آمیز کرده و آن حضرت را کاملاً راضی از خلاف آنها نشان می دهند !
گوئی فریادهای آن امام مظلوم را که از قلب دردناکش برخاسته است نشنیده اند که می فرماید :
حَتَّى إِذَا قَبَضَ اللَّهُ رَسُولَهُ - صلی الله علیه و آله - رَجَعَ قَوْمٌ عَلَى الْأَعْقَابِ وَ غَالَتْهُمُ السُّبُلُ وَ اتَّكَلُوا عَلَى الْوَلَائِجِ وَ وَصَلُوا غَيْرَ الرَّحِمِ وَ هَجَرُوا السَّبَبَ الَّذِي أُمِرُوا بِمَوَدَّتِهِ وَ نَقَلُوا الْبِنَاءَ عَنْ رَصِّ أَسَاسِهِ فَبَنَوْهُ فِي غَيْرِ مَوْضِعِهِ مَعَادِنُ كُلِّ خَطِيئَةٍ وَ أَبْوَابُ كُلِّ ضَارِبٍ فِي غَمْرَةٍ قَدْ مَارُوا فِي الْحَيْرَةِ وَ ذَهَلُوا فِي السَّكْرَةِ عَلَى سُنَّةٍ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ مِنْ مُنْقَطِعٍ إِلَى الدُّنْيَا رَاكِنٍ أَوْ مُفَارِقٍ لِلدِّينِ مُبَايِن ( نهج البلاغه فیض ، خطبه 150 پایان قسمت دوم )
( تا هنگامی که خداوند ، رسول خود - صلی الله علیه و آله - را قبض روح فرمود ، گروهی به قهقرا برگشتند و راهها(ی گمراهی) آنان را به هلاک انداخت ، بر آراء و افکار نادرست خویش اعتماد نمودند و از غیر رَحِم و خویشاوند (رسول اکرم) متابعت کردند ( امام به حق را خانه نشین کرده و دیگران را که شایستگی خلافت نداشتند روی کار آوردند) و از سبب (وسیله ی هدایت یعنی اهل بیت رسول ) که مأمور به دوستی او بودند ، دوری کردند و ساختمان (دین و ایمان) را از بنیاد استوارش انتقال داده و آن را در جائی که سزاوار نبود بنا کردند ؛ آنان معدن های همه ی گناهان و درهای ورود به هرگونه جهالت و حیرتند. با سرگردانی و حیرت در رفت و آمد بودند و در بیهوشی (نادانی) به روش پیروان فرعون (از عذاب اخروی) غافل بودند. گروهی از آخرت چشم پوشیده به دنیا متوجّه شدند و گروه دیگر از دین دست کشیده (از هدایت) جدا گشتند).
توجه به این نکته بسیار لازم است که مسئله ی تحقیق درباره ی مذهب حق که ضروری ترین عامل حیاتی برای جامعه اسلامی است و ارائه ی مدارک صحّت و اصالت آسمانی آن مذهب به مردم و روشن نمودن فکر نسل جوان نسبت به اصول و مبانی آن و دفاع از حریم مقدّسات آن ، غیر از مسئله ی ایجاد اختلاف و تولید تشتّت در افکار و فتنه انگیزی بین گروهها است که متأسفانه افرادی به بهانه ی حفظ وحدت و اتّحاد ، از بحث درباره ی حقایق مذهبی و تجزیه و تحلیل مسائل مربوط به معتقدات و معارف ، سخت می گریزند و احیاناً بحث کنندگان در این گونه مطالب را هم متّهم به فتنه انگیزی و تفریق کلمه ی امّت و ایجاد رخنه و شکاف در حصار جمعیّت می نمایند.
گوئی این حقیقت را نادیده می گیرند که اتّحادی که عقلاً و شرعاً ممدوح و مقدّس است ، اتّحادی است که بر مرکز حقّ تشکیل گردد و بر محور حقّ بچرخد وگرنه اتّحاد بر باطل (به فرض تحقّق) اتّحاد نامقدّسی خواهد بود و نتیجه ای جز زیان و تباهی و پوچی نخواهد داشت. و طبیعی است که اوّل باید حق را شناخت و سپس مردم را دعوت به اتّحاد بر محور حق کرد و این ، نیاز به بحث و تحقیق همه جانبه ای در مذهب دارد تا معلوم شود که : (( فماذا بعد الحقّ الّا الضلال )) { سوره یونس آیه 32 } ؛ آیا پس از حق جز ضلالت و گمراهی چیزی هست ؟
📚از بیانات حضرت آیت الله سید محمد ضیاء آبادی (رضوان الله تعالی ) مقدمه جلد اول کتاب مظلومی گمشده درسقیفه ( تألیف : علی لباف ) صفحه ۹ الی ۱۱
@safirehedayaat
@varesoon
گاهی منصب امامت را جدا و مستقلّ از منصب خلاف ارائه می نمایند و گاهی در اصول اعتقادی نیز اعتقاد اصلی و فرعی ساخته و اعتقاد به امامت را یک اعتقاد فرعی اجتهاد پذیر معرّفی می کنند که منکر آن نیز مجتهد معذور است و در نزد خدا مأجور !! و احیاناً رفتار و گفتار امام امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) را در برخورد با خلفا توجیه افترا آمیز کرده و آن حضرت را کاملاً راضی از خلاف آنها نشان می دهند !
گوئی فریادهای آن امام مظلوم را که از قلب دردناکش برخاسته است نشنیده اند که می فرماید :
حَتَّى إِذَا قَبَضَ اللَّهُ رَسُولَهُ - صلی الله علیه و آله - رَجَعَ قَوْمٌ عَلَى الْأَعْقَابِ وَ غَالَتْهُمُ السُّبُلُ وَ اتَّكَلُوا عَلَى الْوَلَائِجِ وَ وَصَلُوا غَيْرَ الرَّحِمِ وَ هَجَرُوا السَّبَبَ الَّذِي أُمِرُوا بِمَوَدَّتِهِ وَ نَقَلُوا الْبِنَاءَ عَنْ رَصِّ أَسَاسِهِ فَبَنَوْهُ فِي غَيْرِ مَوْضِعِهِ مَعَادِنُ كُلِّ خَطِيئَةٍ وَ أَبْوَابُ كُلِّ ضَارِبٍ فِي غَمْرَةٍ قَدْ مَارُوا فِي الْحَيْرَةِ وَ ذَهَلُوا فِي السَّكْرَةِ عَلَى سُنَّةٍ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ مِنْ مُنْقَطِعٍ إِلَى الدُّنْيَا رَاكِنٍ أَوْ مُفَارِقٍ لِلدِّينِ مُبَايِن ( نهج البلاغه فیض ، خطبه 150 پایان قسمت دوم )
( تا هنگامی که خداوند ، رسول خود - صلی الله علیه و آله - را قبض روح فرمود ، گروهی به قهقرا برگشتند و راهها(ی گمراهی) آنان را به هلاک انداخت ، بر آراء و افکار نادرست خویش اعتماد نمودند و از غیر رَحِم و خویشاوند (رسول اکرم) متابعت کردند ( امام به حق را خانه نشین کرده و دیگران را که شایستگی خلافت نداشتند روی کار آوردند) و از سبب (وسیله ی هدایت یعنی اهل بیت رسول ) که مأمور به دوستی او بودند ، دوری کردند و ساختمان (دین و ایمان) را از بنیاد استوارش انتقال داده و آن را در جائی که سزاوار نبود بنا کردند ؛ آنان معدن های همه ی گناهان و درهای ورود به هرگونه جهالت و حیرتند. با سرگردانی و حیرت در رفت و آمد بودند و در بیهوشی (نادانی) به روش پیروان فرعون (از عذاب اخروی) غافل بودند. گروهی از آخرت چشم پوشیده به دنیا متوجّه شدند و گروه دیگر از دین دست کشیده (از هدایت) جدا گشتند).
توجه به این نکته بسیار لازم است که مسئله ی تحقیق درباره ی مذهب حق که ضروری ترین عامل حیاتی برای جامعه اسلامی است و ارائه ی مدارک صحّت و اصالت آسمانی آن مذهب به مردم و روشن نمودن فکر نسل جوان نسبت به اصول و مبانی آن و دفاع از حریم مقدّسات آن ، غیر از مسئله ی ایجاد اختلاف و تولید تشتّت در افکار و فتنه انگیزی بین گروهها است که متأسفانه افرادی به بهانه ی حفظ وحدت و اتّحاد ، از بحث درباره ی حقایق مذهبی و تجزیه و تحلیل مسائل مربوط به معتقدات و معارف ، سخت می گریزند و احیاناً بحث کنندگان در این گونه مطالب را هم متّهم به فتنه انگیزی و تفریق کلمه ی امّت و ایجاد رخنه و شکاف در حصار جمعیّت می نمایند.
گوئی این حقیقت را نادیده می گیرند که اتّحادی که عقلاً و شرعاً ممدوح و مقدّس است ، اتّحادی است که بر مرکز حقّ تشکیل گردد و بر محور حقّ بچرخد وگرنه اتّحاد بر باطل (به فرض تحقّق) اتّحاد نامقدّسی خواهد بود و نتیجه ای جز زیان و تباهی و پوچی نخواهد داشت. و طبیعی است که اوّل باید حق را شناخت و سپس مردم را دعوت به اتّحاد بر محور حق کرد و این ، نیاز به بحث و تحقیق همه جانبه ای در مذهب دارد تا معلوم شود که : (( فماذا بعد الحقّ الّا الضلال )) { سوره یونس آیه 32 } ؛ آیا پس از حق جز ضلالت و گمراهی چیزی هست ؟
📚از بیانات حضرت آیت الله سید محمد ضیاء آبادی (رضوان الله تعالی ) مقدمه جلد اول کتاب مظلومی گمشده درسقیفه ( تألیف : علی لباف ) صفحه ۹ الی ۱۱
@safirehedayaat
@varesoon
❤12👍3👎1👏1🙏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎙حجت الاسلام فرحزادی
آیت الله بهجت و آیت الله بهاءالدینی و بسیاری از بزرگان هر نوع مشکلاتی داشتند می گفتند بروید حدیث کساء بخوانید.
@varesoon
آیت الله بهجت و آیت الله بهاءالدینی و بسیاری از بزرگان هر نوع مشکلاتی داشتند می گفتند بروید حدیث کساء بخوانید.
@varesoon
❤14🙏1
💠علامه حسن زاده آملی:
🔸من به آقای سید محمد حسن الهی(ره) ، برادر بزرگتر مرحوم علامه طباطبائی(ره) که درعرفان و سیر و سلوک از شاگردان مرحوم سید علی قاضی(ره) بود مکرر عرض می کردم: وقتی خدمت آقا (علامه قاضی) می رسید از جانب من از ایشان خواهش کنید که مرا هم در تشرف به خدمت بقیة الله (عجل الله تعالی فرجه) شریک خود نمایید و برای من نیز اجازه ملاقات بگیرید (چون می دانستم این دو بزرگوار به این سعادت عظمی می رسند).
🔸روزی در شهر آمل بعد از ظهر خواستم استراحت کنم، بچه ها داد و فریاد کردند و مانع استراحتم شدند. من عصبانی شدم و با آن ها تندی نموده و پرخاش کردم؛ ولی بعد، از آن حرکات خودم پشیمان شدم از این که بچه ها را ناراحت کردم وجدانم ناراحت بود، عصر رفتم بازار و مقداری شیرینی و میوه خریدم و به منزل آوردم که شاید بدین وسیله دل بچه ها را به دست آورم، با این حال وجدانم آرام نمی گرفت آشفته خاطر بودم.
🔸بالاخره تصمیم گرفتم سفری به شهر تبریز کرده و با مرحوم سید محمد حسن الهی ملاقات کنم. رفتم تبریز، وقتی به خدمت ایشان رسیدم پیش از این که علت مسافرتم را بگویم، گفتم: عرض مرا به خدمت استاد (سید علی قاضی) رساندید؟
🔸فرمود: من راجع به این موضوع نامه ای به شما نوشتم و چون آدرس شما را نداشتم به خدمت آقای اخوی (سید محمد حسین طباطبایی) فرستادم که به شما برسانند، و در آن نامه یادآور شدم که: وقتی پیام شما را به آقا عرض کردم آقا تاملی کرد و سپس با ناراحتی فرمودند: ایشان چگونه می خواهند این راه را طی نمایند با آن اخلاقی که نسبت به عائله و کودکان انجام داده و با آن ها دعوا کردند با آن اخلاق و تندی چگونه می شود به این رتبه و مقام رسید.
🔸آری در این راه، ناهمواریها، دست اندازها، پیچ و خمها و خطرهای زیادی هست که سالک باید هشیارانه مواظب و مراقب خود باشد و تمام اعضا و جوارح خود را همیشه کنترل نماید.
@varesoon
🔸من به آقای سید محمد حسن الهی(ره) ، برادر بزرگتر مرحوم علامه طباطبائی(ره) که درعرفان و سیر و سلوک از شاگردان مرحوم سید علی قاضی(ره) بود مکرر عرض می کردم: وقتی خدمت آقا (علامه قاضی) می رسید از جانب من از ایشان خواهش کنید که مرا هم در تشرف به خدمت بقیة الله (عجل الله تعالی فرجه) شریک خود نمایید و برای من نیز اجازه ملاقات بگیرید (چون می دانستم این دو بزرگوار به این سعادت عظمی می رسند).
🔸روزی در شهر آمل بعد از ظهر خواستم استراحت کنم، بچه ها داد و فریاد کردند و مانع استراحتم شدند. من عصبانی شدم و با آن ها تندی نموده و پرخاش کردم؛ ولی بعد، از آن حرکات خودم پشیمان شدم از این که بچه ها را ناراحت کردم وجدانم ناراحت بود، عصر رفتم بازار و مقداری شیرینی و میوه خریدم و به منزل آوردم که شاید بدین وسیله دل بچه ها را به دست آورم، با این حال وجدانم آرام نمی گرفت آشفته خاطر بودم.
🔸بالاخره تصمیم گرفتم سفری به شهر تبریز کرده و با مرحوم سید محمد حسن الهی ملاقات کنم. رفتم تبریز، وقتی به خدمت ایشان رسیدم پیش از این که علت مسافرتم را بگویم، گفتم: عرض مرا به خدمت استاد (سید علی قاضی) رساندید؟
🔸فرمود: من راجع به این موضوع نامه ای به شما نوشتم و چون آدرس شما را نداشتم به خدمت آقای اخوی (سید محمد حسین طباطبایی) فرستادم که به شما برسانند، و در آن نامه یادآور شدم که: وقتی پیام شما را به آقا عرض کردم آقا تاملی کرد و سپس با ناراحتی فرمودند: ایشان چگونه می خواهند این راه را طی نمایند با آن اخلاقی که نسبت به عائله و کودکان انجام داده و با آن ها دعوا کردند با آن اخلاق و تندی چگونه می شود به این رتبه و مقام رسید.
🔸آری در این راه، ناهمواریها، دست اندازها، پیچ و خمها و خطرهای زیادی هست که سالک باید هشیارانه مواظب و مراقب خود باشد و تمام اعضا و جوارح خود را همیشه کنترل نماید.
@varesoon
❤15👍1
Forwarded from العبد محمدتقی بهجت
اَللّهمَّ اجْعَلْنى فى دِرْعِکَ الْحَصينَةِ اَلَّتى تَجْعَلُ فيها مَنْ تُريدُ
آیت الله بهجت میفرمود:
برای حفظ انسان صبح و شام سه بار گفته شود «اللهم اجعلنی فی دِرعِک الحَصینه التی تجعل فیها من ترید»
و ادامه دادند:
این در روایت آمده و من سابقاً به برخی از افراد که در اصفهان هستند این سفارش را داشتم و او ملتزم به این ذکر شد و به من گفت: چهار هزار تومان من از بین رفت و من در آن روز این ذکر را نگفته بودم، البته چهار هزار تومان زمان قدیم.
@varesoon
@varesoon_bahjat
آیت الله بهجت میفرمود:
برای حفظ انسان صبح و شام سه بار گفته شود «اللهم اجعلنی فی دِرعِک الحَصینه التی تجعل فیها من ترید»
و ادامه دادند:
این در روایت آمده و من سابقاً به برخی از افراد که در اصفهان هستند این سفارش را داشتم و او ملتزم به این ذکر شد و به من گفت: چهار هزار تومان من از بین رفت و من در آن روز این ذکر را نگفته بودم، البته چهار هزار تومان زمان قدیم.
@varesoon
@varesoon_bahjat
❤17👍1👌1
Forwarded from کربلا
عن الإمام الحسین (علیهالسلام) فیما نُسِبَ إلَیهِ مِن دُعاء:
إلهی هذا ذُلّی ظاهِرٌ بَینَ یَدَیکَ، و هذا حالی لا یَخفی عَلَیکَ، مِنکَ أطلُبُ الوُصولَ إلَیکَ، و بِکَ أستَدِلُّ عَلَیکَ، فَاهدِنی بِنورِکَ إلَیکَ، و أقِمنی بِصِدقِ العُبودِیَّةِ بَینَ یَدَیکَ.
از امام حسین (علیهالسلام) در دعای منسوب به ایشان:
خدای من! این خواری من، پیش روی تو آشکار است و حالتی است که از تو پنهان نیست. رسیدن به تو را از تو میخواهم و با تو به تو ره میجویم. پس با نور خود، ره بنما و با بندگی راستین، مرا پیش روی خودت بر پا دار.
الإقبال، ص۳۴۹
بحارالانوار، ج۹۸، ص۲۲۶، ح۳
@varesoon
إلهی هذا ذُلّی ظاهِرٌ بَینَ یَدَیکَ، و هذا حالی لا یَخفی عَلَیکَ، مِنکَ أطلُبُ الوُصولَ إلَیکَ، و بِکَ أستَدِلُّ عَلَیکَ، فَاهدِنی بِنورِکَ إلَیکَ، و أقِمنی بِصِدقِ العُبودِیَّةِ بَینَ یَدَیکَ.
از امام حسین (علیهالسلام) در دعای منسوب به ایشان:
خدای من! این خواری من، پیش روی تو آشکار است و حالتی است که از تو پنهان نیست. رسیدن به تو را از تو میخواهم و با تو به تو ره میجویم. پس با نور خود، ره بنما و با بندگی راستین، مرا پیش روی خودت بر پا دار.
الإقبال، ص۳۴۹
بحارالانوار، ج۹۸، ص۲۲۶، ح۳
@varesoon
❤14👏1
#لحظات_ماندگار
تصویر بازسازی و ترمیم شده با هوش مصنوعی از
حضرت آیت الله آقا سید جمال گلپایگانی
و فرزندش سید محمد هاشمی
فایل با کیفیت
👇👇👇👇👇
t.me/varesoon_ai/1265
تصویر بازسازی و ترمیم شده با هوش مصنوعی از
حضرت آیت الله آقا سید جمال گلپایگانی
و فرزندش سید محمد هاشمی
فایل با کیفیت
👇👇👇👇👇
t.me/varesoon_ai/1265
❤13👎1💯1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خاطره شنیدنی از شوق مرحوم علامه طهرانی به زیارت امام حسین (علیه السلام) از زبان فرزند ایشان
من اگر کربلا نروم می میرم...
@varesoon
من اگر کربلا نروم می میرم...
@varesoon
❤11👎2🙏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ذکر مصائب حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها)
توسط مرحوم آیت الله شیخ
حسین غیب غلامی
ایشان صبح روز قبل دار فانی را وداع گفتند
@varesoon
توسط مرحوم آیت الله شیخ
حسین غیب غلامی
ایشان صبح روز قبل دار فانی را وداع گفتند
@varesoon
❤15😢10🙏1