Forwarded from شرفالدین امیرپور (شرف الدین امیرپور)
بر آینه از گذشته ها گردی هست
در سینه همیشه غصه یا دردی هست
تو نیستی آنچه فکر کردم هستی
من نیستم آنکه فکر می کردی هست
#شرف_الدین_امیرپور
#رباعی
#به_این_زودی_ها
👇👇👇
https://t.me/joinchat/VRHoPesFEJQiEBMM
در سینه همیشه غصه یا دردی هست
تو نیستی آنچه فکر کردم هستی
من نیستم آنکه فکر می کردی هست
#شرف_الدین_امیرپور
#رباعی
#به_این_زودی_ها
👇👇👇
https://t.me/joinchat/VRHoPesFEJQiEBMM
Telegram
شرف الدین امیرپور
شعرها و نوشته های شرف الدین امیرپور
(تمرین ها و تجربه ها)
@sh_amirpor
#خوزستان #گتوند
(تمرین ها و تجربه ها)
@sh_amirpor
#خوزستان #گتوند
Forwarded from بیاض | عاطفه طیّه (عاطفه طیّه)
نمیدانستم!
روزت بستودم و نمیدانستم
شب با تو غنودم و نمیدانستم
ظن بُرده بُدم که بیتو من من باشم
من جمله تو بودم و نمیدانستم.
(اوحد الدین کرمانی)
سفینۀ تبریز، چاپ عکسی / ۵۸۲
▫️▫️▫️
من طعنۀ همنشین نمیدانستم
عشق تو بلای دین نمیدانستم
بیگانهنواز و آشناسوز شدی
من خوی تو را چنین نمیدانستم.
(شرفالدین غیرتی)
خلاصهالاشعار و زبدهالافکار، بخش شیراز و نواحی آن، میرتقیالدین کاشانی، تصحیح نفیسه ایرانی / ۹۱
▫️▫️▫️
میل تو به جور و کین نمیدانستم
بیگانه شدی و این نمیدانستم
بالله که اعتقاد من دیگر بود
والله که این چنین نمیدانستم
(گزیده دیوان مشفقی، به کوشش ز. احرارف، نشریات دولتی تاجیکستان، استالینآباد، ۱۹۵۹، ص۷۸)
▫️▫️▫️
با من بودی، منت نمیدانستم
یا من بودی، منت نمیدانستم
چون من ز میان شدم تو گشتی پیدا
تا من بودی، منت نمیدانستم!
(ملا عبدالمحسن کاشی)
تذکره نصرآبادی، چاپ وحید دستگردی، ارمغان: ۱۳۱۷ /ص ۱۵۵
▫️▫️▫️
من گریۀ آتشین نمیدانستم
من سوز دل حزین نمیدانستم
نه نام به من گذاشتی و نه نشان
ای عشق! تو را چنین نمیدانستم
(محوی همدانی، د. ۱۰۱۶ ق، جُنگ رباعی، ص ۶۹۱)
▫️▫️▫️
معشوقه عیان بود، نمیدانستم
با ما به میان بود، نمیدانستم
گفتم به طلب مگر به جایی برسم
خود تفرقه، آن بود نمیدانستم
(جامی)
نقد النصوص، ص ۶۶
▫️▫️▫️
من طورِ تو کینهور نمیدانستم
خویِ تو ستیزهگر نمیدانستم
میدانستم که بیوفایی، امّا
بیرحمیات اینقدر نمیدانستم
(قراری گیلانی)
کاروان هند، احمد گلچین معانی، جلد ۲ ص ۱۱۳۱
@atefeh_tayyeh
روزت بستودم و نمیدانستم
شب با تو غنودم و نمیدانستم
ظن بُرده بُدم که بیتو من من باشم
من جمله تو بودم و نمیدانستم.
(اوحد الدین کرمانی)
سفینۀ تبریز، چاپ عکسی / ۵۸۲
▫️▫️▫️
من طعنۀ همنشین نمیدانستم
عشق تو بلای دین نمیدانستم
بیگانهنواز و آشناسوز شدی
من خوی تو را چنین نمیدانستم.
(شرفالدین غیرتی)
خلاصهالاشعار و زبدهالافکار، بخش شیراز و نواحی آن، میرتقیالدین کاشانی، تصحیح نفیسه ایرانی / ۹۱
▫️▫️▫️
میل تو به جور و کین نمیدانستم
بیگانه شدی و این نمیدانستم
بالله که اعتقاد من دیگر بود
والله که این چنین نمیدانستم
(گزیده دیوان مشفقی، به کوشش ز. احرارف، نشریات دولتی تاجیکستان، استالینآباد، ۱۹۵۹، ص۷۸)
▫️▫️▫️
با من بودی، منت نمیدانستم
یا من بودی، منت نمیدانستم
چون من ز میان شدم تو گشتی پیدا
تا من بودی، منت نمیدانستم!
(ملا عبدالمحسن کاشی)
تذکره نصرآبادی، چاپ وحید دستگردی، ارمغان: ۱۳۱۷ /ص ۱۵۵
▫️▫️▫️
من گریۀ آتشین نمیدانستم
من سوز دل حزین نمیدانستم
نه نام به من گذاشتی و نه نشان
ای عشق! تو را چنین نمیدانستم
(محوی همدانی، د. ۱۰۱۶ ق، جُنگ رباعی، ص ۶۹۱)
▫️▫️▫️
معشوقه عیان بود، نمیدانستم
با ما به میان بود، نمیدانستم
گفتم به طلب مگر به جایی برسم
خود تفرقه، آن بود نمیدانستم
(جامی)
نقد النصوص، ص ۶۶
▫️▫️▫️
من طورِ تو کینهور نمیدانستم
خویِ تو ستیزهگر نمیدانستم
میدانستم که بیوفایی، امّا
بیرحمیات اینقدر نمیدانستم
(قراری گیلانی)
کاروان هند، احمد گلچین معانی، جلد ۲ ص ۱۱۳۱
@atefeh_tayyeh
▫️
نتوان کردن هر آنچه بتوان کردن
لکاتبه قاله فی لیلة عید الفطر لسنة سبع و عشرین و سبعمائه و کُتب؟ بتبریز حماها الله تع (تعالی) مع جمیع اماکن المسلمین فی المدرسة البهرامیه رحم الله بانیها
ای شیوۀ سنگیندل تو خون خوردن
تا کی دل و جانم به جفا آزردن؟
داند همه کس، تو نیز دانم دانی
نتوان کردن هر آنچ بتوان کردن
..
رباعی بالا، سرودۀ کاتب ناشناسی است که آن را در عید فطر سال ۷۲۷ ق در مدرسۀ بهرامیۀ شهر تبریز در ظَهر دستنویس کهن کتاب دستور اللغة یا الخلاص ادیب نطنزی یادداشت کرده است. اوراق آخر دستنویس افتاده، ولی احتمال میرود در قرن هفتم کتابت شده است. این دستنویس هم اکنون به شمارۀ ۲۴۲۲ در کتابخانۀ مرکزی دانشگاه تهران نگهداری میشود.
..
رباعی را در منابعی که دم دست داشتم، نیافتم. اما مصراع چهارم آن در یک رباعی دیگر یافت میشود (جُنگ اشعار و مراسلات، ۷۴۲ ق، ۲۰۴پ):
جانا! دل دوستان پریشان کردن
بتوان ز سر فراغت آسان کردن
میبتوانی هرآنچه خواهی، لیکن
نتوان کردن هر آنچ بتوان کردن
●●
"چهار خطی"
رباعی فارسی، به روایت سید علی میرافضلی
https://telegram.me/Xatt4
نتوان کردن هر آنچه بتوان کردن
لکاتبه قاله فی لیلة عید الفطر لسنة سبع و عشرین و سبعمائه و کُتب؟ بتبریز حماها الله تع (تعالی) مع جمیع اماکن المسلمین فی المدرسة البهرامیه رحم الله بانیها
ای شیوۀ سنگیندل تو خون خوردن
تا کی دل و جانم به جفا آزردن؟
داند همه کس، تو نیز دانم دانی
نتوان کردن هر آنچ بتوان کردن
..
رباعی بالا، سرودۀ کاتب ناشناسی است که آن را در عید فطر سال ۷۲۷ ق در مدرسۀ بهرامیۀ شهر تبریز در ظَهر دستنویس کهن کتاب دستور اللغة یا الخلاص ادیب نطنزی یادداشت کرده است. اوراق آخر دستنویس افتاده، ولی احتمال میرود در قرن هفتم کتابت شده است. این دستنویس هم اکنون به شمارۀ ۲۴۲۲ در کتابخانۀ مرکزی دانشگاه تهران نگهداری میشود.
..
رباعی را در منابعی که دم دست داشتم، نیافتم. اما مصراع چهارم آن در یک رباعی دیگر یافت میشود (جُنگ اشعار و مراسلات، ۷۴۲ ق، ۲۰۴پ):
جانا! دل دوستان پریشان کردن
بتوان ز سر فراغت آسان کردن
میبتوانی هرآنچه خواهی، لیکن
نتوان کردن هر آنچ بتوان کردن
●●
"چهار خطی"
رباعی فارسی، به روایت سید علی میرافضلی
https://telegram.me/Xatt4
تفسیر قاعدۀ واحد با یک رباعی عاشقانه
(با تشکر از احسان آسایش)
یکی از بزرگان، از عارف جلیلی شیخ جمالالدین جیلی التماس کرد تا فایدهای در این سخن فرماید که: «الواحد لا یصدر منه الا الواحد». آن حضرت، این دو بیت در جوابش فرستاد:
زلفش بکشی، شب دراز آید از او
ور بگذاری، چنگل باز آید از او
پیچ و گرهش اگر ز هم باز کنی
عالم عالم مشک فراز آید از او
..
منبع: جُنگ رسایل و اشعار، دستنویس شمارۀ ۷۸۳ کتابخانۀ حالت افندی، سدۀ یازدهم ق، برگ ۸ر
..
جمالالدین گیلی (د. ۶۵۱ ق)، یکی از دوازده مرید مشهور شیخ نجمالدین کبری بوده و جامی، داستان پیوستن او را به شیخ نجمالدین بیان کرده است (نفحات الانس، ۴۳۴). علاءالدین محمد، رهبر اسماعیلیۀ نزاری (د. ۶۵۳ ق) از مریدان جمالالدین گیلی بود.
تفسیر گیلی از قاعدۀ فلسفی «الواحد» با یک رباعی عاشقانه، از حدّت ذهن و ذوق وسیع او حکایت دارد. رباعی، در منابع متأخر به رودکی منسوب است (محیط زندگی رودکی، ۵۱۵)، اما بعید است از او باشد. در نزهة المجالس (ص ۲۶۸) و روضة الناظر (برگ ۲۶۸ر) بی نام گوینده نقل شده است.
●●
"چهار خطی"
رباعی فارسی، به روایت سید علی میرافضلی
https://telegram.me/Xatt4
(با تشکر از احسان آسایش)
یکی از بزرگان، از عارف جلیلی شیخ جمالالدین جیلی التماس کرد تا فایدهای در این سخن فرماید که: «الواحد لا یصدر منه الا الواحد». آن حضرت، این دو بیت در جوابش فرستاد:
زلفش بکشی، شب دراز آید از او
ور بگذاری، چنگل باز آید از او
پیچ و گرهش اگر ز هم باز کنی
عالم عالم مشک فراز آید از او
..
منبع: جُنگ رسایل و اشعار، دستنویس شمارۀ ۷۸۳ کتابخانۀ حالت افندی، سدۀ یازدهم ق، برگ ۸ر
..
جمالالدین گیلی (د. ۶۵۱ ق)، یکی از دوازده مرید مشهور شیخ نجمالدین کبری بوده و جامی، داستان پیوستن او را به شیخ نجمالدین بیان کرده است (نفحات الانس، ۴۳۴). علاءالدین محمد، رهبر اسماعیلیۀ نزاری (د. ۶۵۳ ق) از مریدان جمالالدین گیلی بود.
تفسیر گیلی از قاعدۀ فلسفی «الواحد» با یک رباعی عاشقانه، از حدّت ذهن و ذوق وسیع او حکایت دارد. رباعی، در منابع متأخر به رودکی منسوب است (محیط زندگی رودکی، ۵۱۵)، اما بعید است از او باشد. در نزهة المجالس (ص ۲۶۸) و روضة الناظر (برگ ۲۶۸ر) بی نام گوینده نقل شده است.
●●
"چهار خطی"
رباعی فارسی، به روایت سید علی میرافضلی
https://telegram.me/Xatt4
رباعیّات_خیّام_و_خیّامانه_در_سفینۀ_یحیی_توفیق.pdf
444.9 KB
▫️
«رباعیات خیّام و رباعیّات خیّامانه در سفینۀ یحیی توفیق، جُنگ ۱۴۴۵۶ کتابخانۀ گنج بخش و سفینۀ ۵۳۴ کتابخانۀ مجلس»، محمدصادق خاتمی، سلمان ساکت، آینۀ پژوهش، سال ۳۱، شمارۀ پنجم (۱۸۵)، آذر و دی ۱۳۹۹، ۱۶۷-۱۸۵
..
سه جُنگ شعر یحیی توفیق، گنجبخش و مجلس، به دلیل نوع انتخاب، ترتیب شاعران، نحوۀ تدوین و موضوعبندی اشعار، بسیار به هم شباهت دارند و گویا هر سه منبع یکسانی داشتهاند. به نظر من، جُنگ گنج بخش الگو و الهامبخش آن دو سفینۀ دیگر به حساب میآید. دکتر خاتمی و دکتر ساکت این نقش را برای سفینۀ یحیی توفیق قائلند.
در مقالۀ محققانهای که به تازگی منتشر شده است، نویسندگان مذکور، به بررسی رباعیات خیّامانۀ این سه منبع پرداختهاند و یادداشتها و ارجاعات سودمندی دادهاند که به کار علاقهمندان حوزۀ خیامپژوهی میآید.
●●
"چهار خطی"
رباعی فارسی، به روایت سید علی میرافضلی
https://telegram.me/Xatt4
«رباعیات خیّام و رباعیّات خیّامانه در سفینۀ یحیی توفیق، جُنگ ۱۴۴۵۶ کتابخانۀ گنج بخش و سفینۀ ۵۳۴ کتابخانۀ مجلس»، محمدصادق خاتمی، سلمان ساکت، آینۀ پژوهش، سال ۳۱، شمارۀ پنجم (۱۸۵)، آذر و دی ۱۳۹۹، ۱۶۷-۱۸۵
..
سه جُنگ شعر یحیی توفیق، گنجبخش و مجلس، به دلیل نوع انتخاب، ترتیب شاعران، نحوۀ تدوین و موضوعبندی اشعار، بسیار به هم شباهت دارند و گویا هر سه منبع یکسانی داشتهاند. به نظر من، جُنگ گنج بخش الگو و الهامبخش آن دو سفینۀ دیگر به حساب میآید. دکتر خاتمی و دکتر ساکت این نقش را برای سفینۀ یحیی توفیق قائلند.
در مقالۀ محققانهای که به تازگی منتشر شده است، نویسندگان مذکور، به بررسی رباعیات خیّامانۀ این سه منبع پرداختهاند و یادداشتها و ارجاعات سودمندی دادهاند که به کار علاقهمندان حوزۀ خیامپژوهی میآید.
●●
"چهار خطی"
رباعی فارسی، به روایت سید علی میرافضلی
https://telegram.me/Xatt4
Forwarded from گاهنامۀ ادبی (محسن شریفی صَحی)
*هزار بادۀ ناخورده در رگ تاک است!
برای اولین بار در ایران، در کانال گاهنامۀ ادبی، با ذکر مصادیق، شواهد و نام افراد، به مفاسد ادبی و علمی ایشان پرداختم.
خدا را گواه میگیرم که تا به اکنون، به چیزی جز حقیقت و عدالت نیندیشیدهام.
حدود یک سال مداوم، برای هدفی مقدس، کار کردم و این کار نه برای من نانی داشته و نه آبی؛ تنها ارمغان آن، استرس، سر درد و فحش و توهین بوده است.
بسیاری از همراهان و اعضای گاهنامۀ ادبی، از فرهیختگان و استادان ادبیات فارسی هستند، و برخی از ایشان از دوستان منند. از حمایتهای پیدا و ناپیدای ایشان سپاس!
فیالحال، نیاز به استراحت دارم و چند وقتی نامعلوم، یادداشتی در کانال قرار نخواهم داد.
اما:
گمان مبر که به پایان رسید کار مغان
هزار بادهٔ ناخورده در رگ تاک است!
*
https://t.me/gahnameyeadabi
برای اولین بار در ایران، در کانال گاهنامۀ ادبی، با ذکر مصادیق، شواهد و نام افراد، به مفاسد ادبی و علمی ایشان پرداختم.
خدا را گواه میگیرم که تا به اکنون، به چیزی جز حقیقت و عدالت نیندیشیدهام.
حدود یک سال مداوم، برای هدفی مقدس، کار کردم و این کار نه برای من نانی داشته و نه آبی؛ تنها ارمغان آن، استرس، سر درد و فحش و توهین بوده است.
بسیاری از همراهان و اعضای گاهنامۀ ادبی، از فرهیختگان و استادان ادبیات فارسی هستند، و برخی از ایشان از دوستان منند. از حمایتهای پیدا و ناپیدای ایشان سپاس!
فیالحال، نیاز به استراحت دارم و چند وقتی نامعلوم، یادداشتی در کانال قرار نخواهم داد.
اما:
گمان مبر که به پایان رسید کار مغان
هزار بادهٔ ناخورده در رگ تاک است!
*
https://t.me/gahnameyeadabi
Telegram
گاهنامۀ ادبی
یادداشتهای انتقادی و ادبیِ
محسن شریفی صَحی
*مطالب تخصصی است
آیدی من: @m_sharifi_sahi
گروه چت گاهنامۀ ادبی https://t.me/chatGahname
اینستاگرام گاهنامۀ ادبی:
https://www.instagram.com/gahnameyeadabi/
محسن شریفی صَحی
*مطالب تخصصی است
آیدی من: @m_sharifi_sahi
گروه چت گاهنامۀ ادبی https://t.me/chatGahname
اینستاگرام گاهنامۀ ادبی:
https://www.instagram.com/gahnameyeadabi/
▫️
یک رباعی قلندرانه
من مسخره و مطرب و قالیبافم
کی لایق درس و منصب و اوقافم
موی زنخم دو شاخ دانی که چراست؟
زیرا به زنخ موی همی بشکافم!
..
این رباعی ملامتی را کاتب خوش ذوق دستنویس شمارۀ ۱۹۸۴ کتابخانۀ لالهلی ترکیه در ذی الحجۀ سال ۷۶۴ ق در انتهای نسخه در جنب ترقیمه (برگ ۱۱۴) کتابت کرده است. اصل نسخه، مجموعهای از رسایل و اشعار عربی و فارسی است؛ از جمله رسالۀ معیار الاشعار خواجه نصیرالدین طوسی که همانند نسخۀ مورخ ۶۶۹ ق کتابخانۀ فاتح (ش ۳۹۰۳)، مورد توجه مصحّحین این کتابِ مهم نبوده است.
..
گویندۀ این رباعی را ندانستم کیست و در منابعی که میشناختم، پیدا نیامد. آمدن کلمۀ «قالیباف» در کنار مسخره و مطرب، این گمان را دامن میزند که «قالیباف» باید دلالتی فراتر از معنای مشهور کلمه، یعنی بافندۀ قالی، داشته باشد. سرایندۀ رباعی، به ریش دو شاخ خودش نیز رحم نکرده است! «به زنخ» در مصراع چهارم، ایهام دارد و علاوه بر معنی چانه، به معنی لاف زدن و یاوه گویی هم هست.
●●
"چهار خطی"
رباعی فارسی، به روایت سید علی میرافضلی
https://telegram.me/Xatt4
یک رباعی قلندرانه
من مسخره و مطرب و قالیبافم
کی لایق درس و منصب و اوقافم
موی زنخم دو شاخ دانی که چراست؟
زیرا به زنخ موی همی بشکافم!
..
این رباعی ملامتی را کاتب خوش ذوق دستنویس شمارۀ ۱۹۸۴ کتابخانۀ لالهلی ترکیه در ذی الحجۀ سال ۷۶۴ ق در انتهای نسخه در جنب ترقیمه (برگ ۱۱۴) کتابت کرده است. اصل نسخه، مجموعهای از رسایل و اشعار عربی و فارسی است؛ از جمله رسالۀ معیار الاشعار خواجه نصیرالدین طوسی که همانند نسخۀ مورخ ۶۶۹ ق کتابخانۀ فاتح (ش ۳۹۰۳)، مورد توجه مصحّحین این کتابِ مهم نبوده است.
..
گویندۀ این رباعی را ندانستم کیست و در منابعی که میشناختم، پیدا نیامد. آمدن کلمۀ «قالیباف» در کنار مسخره و مطرب، این گمان را دامن میزند که «قالیباف» باید دلالتی فراتر از معنای مشهور کلمه، یعنی بافندۀ قالی، داشته باشد. سرایندۀ رباعی، به ریش دو شاخ خودش نیز رحم نکرده است! «به زنخ» در مصراع چهارم، ایهام دارد و علاوه بر معنی چانه، به معنی لاف زدن و یاوه گویی هم هست.
●●
"چهار خطی"
رباعی فارسی، به روایت سید علی میرافضلی
https://telegram.me/Xatt4
Forwarded from اوراق پریشان-رضا ضیاء
این شعر، همان حالتی را دارد که در سبک شعریِ «واسوخت» تبدیل به وجه غالب شد؛ تهدید معشوق و روی گردانی از او.
نمیدانم شاعر این رباعی را خطاب به که سروده. شاید برای آن غلامی که با او سری داشته، وقتی ازو نامهربانی دیده!
(رباعی از کتاب «جنگ رباعی»، استاد میرافضلی، ص ۲۵۲ نقل شد)
پی نوشت:
«خورد» را «خَرَد» تلفظ میکردهاند که قافیهٔ غنیتری برای این شعرست.
https://t.me/oragheparishan
نمیدانم شاعر این رباعی را خطاب به که سروده. شاید برای آن غلامی که با او سری داشته، وقتی ازو نامهربانی دیده!
(رباعی از کتاب «جنگ رباعی»، استاد میرافضلی، ص ۲۵۲ نقل شد)
پی نوشت:
«خورد» را «خَرَد» تلفظ میکردهاند که قافیهٔ غنیتری برای این شعرست.
https://t.me/oragheparishan
Forwarded from چهار خطی
▫️ نکو شد که نشد!
ادهم گله جو نشد، نکو شد که نشد
لب بیهُده گو نشد، نکو شد که نشد
منتکش دهر میشدی آخر کار
کاری که نکو نشد، نکو شد که نشد!
ادهم آرتیمانی
درگذشتۀ ۱۰۶۰ ق
●
میرزا ابراهیم ادهم، فرزند میر رضی آرتیمانی، از شاعران جوانمرگ قرن یازدهم هجری است. وی در جوانی، شاگرد میر داماد بود. اما طبعی بی پروا داشت و با بزرگان شوخیهای نابجا میکرد و عاقبت سر در سر همین اطوار کرد و در شاهجهان آباد هند، در زندان تقربخان در گذشت.
رباعی بالا، به واسطۀ ردیف جالب توجهش، مورد استقبال جمعی از شاعران آن دوران قرار گرفته است. میرزا ابراهیم عابد شوشتری (درگذشتۀ ۱۰۷۴ ق) گوید:
با زلف تو خو نشد، نکو شد که نشد
دل بسته از او نشد، نکو شد که نشد
با ما بد روزگار خوش میسازد
خوی تو نکو نشد، نکو شد که نشد!
میرزا ابوالحسن بیگانۀ نیشابوری گوید:
سر مرتبه جو نشد، نکو شد که نشد
دل آینه خو نشد، نکو شد که نشد
دنیا به بدان نکوست، با نیکان بد
گر با تو نکو نشد، نکو شد که نشد!
مؤذن خراسانی (زنده در ۱۰۷۶ ق)، قافیۀ رباعی را تغییر داده است:
دل از تو جدا نشد، نکو شد که نشد
جز در تو فنا نشد، نکو شد که نشد
غیر از تو بقا نبوده هرگز جان را
از غیر بقا نشد، نکو شد که نشد.
در انتهای دستنویسی از دیوان صائب، این رباعی رندانه هم بی نام گوینده آمده است:
آیینه دو رو نشد، نکو شد که نشد
زخمی که رفو نشد، نکو شد که نشد
زاهد! بالله نشئه از می رفته
خاک تو سبو نشد، نکو شد که نشد
ظاهراً ردیف رباعی قبل از ادهم همدانی هم در بین شعرای سبک هندی، رایج بوده است. بدایونی (درگذشتۀ ۱۰۰۴ ق)، مؤلف منتخب التواریخ، رباعیی بدون نام گوینده آورده که در همین ردیف و قافیه است:
دل در تک و پو نشد، نکو شد که نشد
جز در تو فرو نشد، نکو شد که نشد
گفتی که برنجم ار نکو شد کارت
دیدی که نکو نشد، نکو شد که نشد
●
رباعی مورد اشارۀ ما، با تغییر تخلص ادهم به افضل، به بابا افضل کاشانی هم منسوب شده است. ولی این انتساب به دو دلیل نادرست است. نخست، فرم و لحن رباعی که با دوران افضل نسبتی ندارد. چهار رباعی مشابه، نشان میدهد که رباعی، در فضای قرن یازدهم شکل گرفته است. در اغلب موارد، استقبالیههایی که توسط شاعران یک عصر صورت میگیرد، ما را کمک میکند که حدود دوران سرایش یک رباعی را تشخیص دهیم. نکتۀ دوم، ارزیابی منابع است. منبع رباعی افضل در چاپ مرحوم سعید نفیسی، کتاب خزائن ملا احمد نراقی (درگذشتۀ ۱۲۴۵ ق) و منبع دیوان افضل، کتاب نفیسی است! یعنی در هیچ منبع کهنی این رباعی نقل نشده است. در مقابل، منابعی که رباعی را به اسم ادهم آرتیمانی آوردهاند، نزدیک به دوران حیات او هستند.
رباعی علاوه بر ادهم و افضل، به سعید سرمد کاشانی (مقتول در ۱۰۷۲ ق) هم منسوب است. سرمد، از همعصران ادهم است. در تذکرههای آن عصر، رباعیات انگشتشماری از او نقل شده است. سرمد، به لحاظ شخصیت خاصش، و نوع مرگش (قتل به فتوای یکی از فقهای هند)، تبدیل به یک شخصیت افسانهای شده و در سدۀ گذشته، مجموعهای از رباعیات مجعول به اسم او در هند به چاپ رسیده، که اغلب آنها سرودۀ دیگران است. بعضی از آنها، سرودۀ شاعر متوسطی با تخلص «متقی» است. قدیمترین چاپ رباعیات او در هند، مربوط به سال ۱۳۰۳ ق (۱۳۵ سال پیش) است. ترجمۀ اردو و انگلیسی رباعیات سرمد نیز بارها در هند و پاکستان چاپ شده است. ما هیچ دستنویسی از رباعیات منسوب به سرمد در اختیار نداریم و رباعیات چاپ شده، گردآوردۀ خیال مؤلفین هندی در سدۀ گذشته است. در ایران روزگار ما نیز دو تن از شاعران اهل ذوق، رباعیات سرمد را تجدید چاپ کردهاند: نخست، مرحوم عمران صلاحی (رؤیاهای مرد نیلوفری، ۱۳۷۰) و بعد از آن، دکتر سید عبدالحمید ضیایی (عاشقانههای یک یاغی، ۱۳۸۹). اتکای هر دو بزرگوار به کتابهایی است که هیچ اعتبار علمی ندارند. این دو کتاب را میتوان نمونهای از برخوردهای ذوقی و استحسانی، با منابع نامعتبر تلقی کرد. رباعی معروف «در مسلخ عشق جز نکو را نکشند» به سرمد کاشانی منسوب است و با اینکه در متون قرن هفتم هجری (۴۰۰ سال پیش از زندگی سرمد) نقل شده، مرحوم صلاحی اصرار عجیبی داشته که آن را به سرمد ببخشد!
●
منابع:
معارج الخیال (خطی)، برگ ۴؛ ریاض الشعراء، ج ۱: ۲۸۱؛ لطایف الخیال، ۲: ۱۰۵؛ دقایق الخیال (خطی)، ۲۸۹؛ دیوان مؤذن خرسانی (خطی)، ۲۱۹؛ دیوان صائب تبریزی، دستنویس شمارۀ ۵۷۱ لالا اسماعیل، برگ ۴۸۱ پ؛منتخب التواریخ، ج ۲: ۱۸۳؛ رباعیات بابا افضل، ۱۲۱؛ دیوان بابا افضل کاشانی، ۶۵؛ رؤیاهای مرد نیلوفری، ۶۰؛ کتابشناسی آثار فارسی چاپ شده در شبه قاره، ج ۳: ۱۸۴۸-۱۸۴۹
●●
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
ادهم گله جو نشد، نکو شد که نشد
لب بیهُده گو نشد، نکو شد که نشد
منتکش دهر میشدی آخر کار
کاری که نکو نشد، نکو شد که نشد!
ادهم آرتیمانی
درگذشتۀ ۱۰۶۰ ق
●
میرزا ابراهیم ادهم، فرزند میر رضی آرتیمانی، از شاعران جوانمرگ قرن یازدهم هجری است. وی در جوانی، شاگرد میر داماد بود. اما طبعی بی پروا داشت و با بزرگان شوخیهای نابجا میکرد و عاقبت سر در سر همین اطوار کرد و در شاهجهان آباد هند، در زندان تقربخان در گذشت.
رباعی بالا، به واسطۀ ردیف جالب توجهش، مورد استقبال جمعی از شاعران آن دوران قرار گرفته است. میرزا ابراهیم عابد شوشتری (درگذشتۀ ۱۰۷۴ ق) گوید:
با زلف تو خو نشد، نکو شد که نشد
دل بسته از او نشد، نکو شد که نشد
با ما بد روزگار خوش میسازد
خوی تو نکو نشد، نکو شد که نشد!
میرزا ابوالحسن بیگانۀ نیشابوری گوید:
سر مرتبه جو نشد، نکو شد که نشد
دل آینه خو نشد، نکو شد که نشد
دنیا به بدان نکوست، با نیکان بد
گر با تو نکو نشد، نکو شد که نشد!
مؤذن خراسانی (زنده در ۱۰۷۶ ق)، قافیۀ رباعی را تغییر داده است:
دل از تو جدا نشد، نکو شد که نشد
جز در تو فنا نشد، نکو شد که نشد
غیر از تو بقا نبوده هرگز جان را
از غیر بقا نشد، نکو شد که نشد.
در انتهای دستنویسی از دیوان صائب، این رباعی رندانه هم بی نام گوینده آمده است:
آیینه دو رو نشد، نکو شد که نشد
زخمی که رفو نشد، نکو شد که نشد
زاهد! بالله نشئه از می رفته
خاک تو سبو نشد، نکو شد که نشد
ظاهراً ردیف رباعی قبل از ادهم همدانی هم در بین شعرای سبک هندی، رایج بوده است. بدایونی (درگذشتۀ ۱۰۰۴ ق)، مؤلف منتخب التواریخ، رباعیی بدون نام گوینده آورده که در همین ردیف و قافیه است:
دل در تک و پو نشد، نکو شد که نشد
جز در تو فرو نشد، نکو شد که نشد
گفتی که برنجم ار نکو شد کارت
دیدی که نکو نشد، نکو شد که نشد
●
رباعی مورد اشارۀ ما، با تغییر تخلص ادهم به افضل، به بابا افضل کاشانی هم منسوب شده است. ولی این انتساب به دو دلیل نادرست است. نخست، فرم و لحن رباعی که با دوران افضل نسبتی ندارد. چهار رباعی مشابه، نشان میدهد که رباعی، در فضای قرن یازدهم شکل گرفته است. در اغلب موارد، استقبالیههایی که توسط شاعران یک عصر صورت میگیرد، ما را کمک میکند که حدود دوران سرایش یک رباعی را تشخیص دهیم. نکتۀ دوم، ارزیابی منابع است. منبع رباعی افضل در چاپ مرحوم سعید نفیسی، کتاب خزائن ملا احمد نراقی (درگذشتۀ ۱۲۴۵ ق) و منبع دیوان افضل، کتاب نفیسی است! یعنی در هیچ منبع کهنی این رباعی نقل نشده است. در مقابل، منابعی که رباعی را به اسم ادهم آرتیمانی آوردهاند، نزدیک به دوران حیات او هستند.
رباعی علاوه بر ادهم و افضل، به سعید سرمد کاشانی (مقتول در ۱۰۷۲ ق) هم منسوب است. سرمد، از همعصران ادهم است. در تذکرههای آن عصر، رباعیات انگشتشماری از او نقل شده است. سرمد، به لحاظ شخصیت خاصش، و نوع مرگش (قتل به فتوای یکی از فقهای هند)، تبدیل به یک شخصیت افسانهای شده و در سدۀ گذشته، مجموعهای از رباعیات مجعول به اسم او در هند به چاپ رسیده، که اغلب آنها سرودۀ دیگران است. بعضی از آنها، سرودۀ شاعر متوسطی با تخلص «متقی» است. قدیمترین چاپ رباعیات او در هند، مربوط به سال ۱۳۰۳ ق (۱۳۵ سال پیش) است. ترجمۀ اردو و انگلیسی رباعیات سرمد نیز بارها در هند و پاکستان چاپ شده است. ما هیچ دستنویسی از رباعیات منسوب به سرمد در اختیار نداریم و رباعیات چاپ شده، گردآوردۀ خیال مؤلفین هندی در سدۀ گذشته است. در ایران روزگار ما نیز دو تن از شاعران اهل ذوق، رباعیات سرمد را تجدید چاپ کردهاند: نخست، مرحوم عمران صلاحی (رؤیاهای مرد نیلوفری، ۱۳۷۰) و بعد از آن، دکتر سید عبدالحمید ضیایی (عاشقانههای یک یاغی، ۱۳۸۹). اتکای هر دو بزرگوار به کتابهایی است که هیچ اعتبار علمی ندارند. این دو کتاب را میتوان نمونهای از برخوردهای ذوقی و استحسانی، با منابع نامعتبر تلقی کرد. رباعی معروف «در مسلخ عشق جز نکو را نکشند» به سرمد کاشانی منسوب است و با اینکه در متون قرن هفتم هجری (۴۰۰ سال پیش از زندگی سرمد) نقل شده، مرحوم صلاحی اصرار عجیبی داشته که آن را به سرمد ببخشد!
●
منابع:
معارج الخیال (خطی)، برگ ۴؛ ریاض الشعراء، ج ۱: ۲۸۱؛ لطایف الخیال، ۲: ۱۰۵؛ دقایق الخیال (خطی)، ۲۸۹؛ دیوان مؤذن خرسانی (خطی)، ۲۱۹؛ دیوان صائب تبریزی، دستنویس شمارۀ ۵۷۱ لالا اسماعیل، برگ ۴۸۱ پ؛منتخب التواریخ، ج ۲: ۱۸۳؛ رباعیات بابا افضل، ۱۲۱؛ دیوان بابا افضل کاشانی، ۶۵؛ رؤیاهای مرد نیلوفری، ۶۰؛ کتابشناسی آثار فارسی چاپ شده در شبه قاره، ج ۳: ۱۸۴۸-۱۸۴۹
●●
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
Telegram
چهار خطی
رباعی فارسی، به روایت: سید علی میرافضلی
(این صفحه روز پنجشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۴ش راهاندازی شده است.)
(این صفحه روز پنجشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۴ش راهاندازی شده است.)
Audio
▫️چاپ دوم «کتاب چهارخطی» منتشر شد.
دکتر بهرام پروین گنابادی در گفتاری بسیار کوتاه، کتاب چهارخطی را در رادیو فرهنگ معرفی کردهاست.
●
"چهار خطی"
رباعی فارسی، به روایت سید علی میرافضلی
https://telegram.me/Xatt4
دکتر بهرام پروین گنابادی در گفتاری بسیار کوتاه، کتاب چهارخطی را در رادیو فرهنگ معرفی کردهاست.
●
"چهار خطی"
رباعی فارسی، به روایت سید علی میرافضلی
https://telegram.me/Xatt4
Forwarded from چهار خطی
گویندۀ یک رباعی در ریاض الملوک شامی
گر سر برود، ترک کلاهی کم گیر
ور تن نبود، برگ گیاهی کم گیر
زآمد شد روز و شب مکن اندیشه
ای خواجه! سپیدی و سیاهی کم گیر!
ریاض الملوک، ۴۴۴
●
ریاض الملوک فی ریاضات السلوک، اثری است از نویسندۀ سرشناس عصر جلایری، نظامالدین شامی (۷۴۰ - ۸۱۰ ق) که آن را در ۲۸ سالگی پرداخته و به سلطان اویس تقدیم کرده است. این اثر، ترجمهای است آزاد از سلوان المطاع فی عدوان الاتباع نوشتۀ ابن ظفر مکی (د. ۵۶۵ ق).
فاضل ارجمند، جناب بهروز ایمانی، به تازگی تصحیحی از ریاض الملوک عرضه داشتهاند که در سلسله انتشارات بنیاد موقوفات افشار در ۹۵۳ صفحه به چاپ رسیده است. مقدمۀ مبسوط، تعلیقات پُرمایه و فهرستهای سودمندی که مصحح محترم برای این کتاب تدارک دیده، ارزش آن را دو چندان کرده است. از ریاض الملوک، چند دستنویس کهن باقی مانده که از جملۀ آنها، نسخهای است به خط خود مؤلف که در ۷۸۳ ق کتابت شده است. نسخۀ دیگری از کتاب که در موزۀ بریتانیا نگهداری میشود، در ۸۰۳ ق در زمان حیات مؤلف کتابت شده و در بردارندۀ اصلاحات و افزودههای نظامالدین شامی پس از اتحاف کتاب به سلطان اویس است. مصحح فاضل، با وجود در داشتن اصل نسخۀ مؤلف، نسخۀ بریتانیا را که هم قدمت در خوری دارد و هم آخرین اصلاحات مؤلف را بازتاب میدهد، به عنوان نسخۀ اساس برگزیده است. خطرپذیری مصحح در این مورد، کاری جسورانه و ستودنی است.
●
تعلیقات جناب ایمانی بر متن ریاض الملوک، بسیار مفصل و راهگشا، و حاکی از جستجوهای پُر دامنۀ مصحح در متون ادب فارسی و عربی است. مصحح محترم، مأخذ اغلب اشعار فارسی و عربی متن را در منابع متعدد جُسته و در اختیار مخاطبین قرار داده است. تا آنجا که دیدم، تنها گوینده یا مأخذ معدودی از اشعار کتاب معرفی نشده است. به بهانۀ چاپ کتاب، ضمن دست مریزاد و خدا قوّت به جناب ایمانی، گویندۀ رباعی بالا را که نامش در تعلیقات ذکر نشده است، معرفی میکنم. این رباعی، سرودۀ جلال طبیب شیرازی (د. حدود ۷۸۰ ق)، شاعر و طبیب دربار آل اینجو و آل مظفر است. دیوان او به اهتمام دکتر نصرالله پورجوادی تصحیح و در سال ۱۳۸۴ توسط انتشارات فرهنگستان زبان و ادب فارسی منتشر شده است. جلال طبیب در رباعیگویی، شاعری میانمایه است، اما یکی از رباعیات او، مورد توجه نظامالدین شامی قرار گرفته و در ریاض الملوک بدون ذکر نام گوینده نقل شده است. ضبط رباعی در دیوان جلال طبیب شیرازی (ص ۳۱۰) تفاوت اندکی با ضبط ریاض الملوک دارد:
گر سر برود، ترک کلاهی کم گیر
ور جان برود، برگ گیاهی کم گیر
زآمد شد روز و شب پراکنده مشو
ای خواجه! سپیدی و سیاهی کم گیر!
●
پینوشت.
حدود یکسال از نشر یادداشت بالا میگذرد و خوشبختانه اهتمام مصحّح دانشور کتاب ریاض الملوک، مورد توجه قرار گرفته و کتاب به عنوان کتاب سال جمهوری اسلامی شناخته شده است. به آقای ایمانی بابت این توفیق تبریک میگویم.
●●
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
گر سر برود، ترک کلاهی کم گیر
ور تن نبود، برگ گیاهی کم گیر
زآمد شد روز و شب مکن اندیشه
ای خواجه! سپیدی و سیاهی کم گیر!
ریاض الملوک، ۴۴۴
●
ریاض الملوک فی ریاضات السلوک، اثری است از نویسندۀ سرشناس عصر جلایری، نظامالدین شامی (۷۴۰ - ۸۱۰ ق) که آن را در ۲۸ سالگی پرداخته و به سلطان اویس تقدیم کرده است. این اثر، ترجمهای است آزاد از سلوان المطاع فی عدوان الاتباع نوشتۀ ابن ظفر مکی (د. ۵۶۵ ق).
فاضل ارجمند، جناب بهروز ایمانی، به تازگی تصحیحی از ریاض الملوک عرضه داشتهاند که در سلسله انتشارات بنیاد موقوفات افشار در ۹۵۳ صفحه به چاپ رسیده است. مقدمۀ مبسوط، تعلیقات پُرمایه و فهرستهای سودمندی که مصحح محترم برای این کتاب تدارک دیده، ارزش آن را دو چندان کرده است. از ریاض الملوک، چند دستنویس کهن باقی مانده که از جملۀ آنها، نسخهای است به خط خود مؤلف که در ۷۸۳ ق کتابت شده است. نسخۀ دیگری از کتاب که در موزۀ بریتانیا نگهداری میشود، در ۸۰۳ ق در زمان حیات مؤلف کتابت شده و در بردارندۀ اصلاحات و افزودههای نظامالدین شامی پس از اتحاف کتاب به سلطان اویس است. مصحح فاضل، با وجود در داشتن اصل نسخۀ مؤلف، نسخۀ بریتانیا را که هم قدمت در خوری دارد و هم آخرین اصلاحات مؤلف را بازتاب میدهد، به عنوان نسخۀ اساس برگزیده است. خطرپذیری مصحح در این مورد، کاری جسورانه و ستودنی است.
●
تعلیقات جناب ایمانی بر متن ریاض الملوک، بسیار مفصل و راهگشا، و حاکی از جستجوهای پُر دامنۀ مصحح در متون ادب فارسی و عربی است. مصحح محترم، مأخذ اغلب اشعار فارسی و عربی متن را در منابع متعدد جُسته و در اختیار مخاطبین قرار داده است. تا آنجا که دیدم، تنها گوینده یا مأخذ معدودی از اشعار کتاب معرفی نشده است. به بهانۀ چاپ کتاب، ضمن دست مریزاد و خدا قوّت به جناب ایمانی، گویندۀ رباعی بالا را که نامش در تعلیقات ذکر نشده است، معرفی میکنم. این رباعی، سرودۀ جلال طبیب شیرازی (د. حدود ۷۸۰ ق)، شاعر و طبیب دربار آل اینجو و آل مظفر است. دیوان او به اهتمام دکتر نصرالله پورجوادی تصحیح و در سال ۱۳۸۴ توسط انتشارات فرهنگستان زبان و ادب فارسی منتشر شده است. جلال طبیب در رباعیگویی، شاعری میانمایه است، اما یکی از رباعیات او، مورد توجه نظامالدین شامی قرار گرفته و در ریاض الملوک بدون ذکر نام گوینده نقل شده است. ضبط رباعی در دیوان جلال طبیب شیرازی (ص ۳۱۰) تفاوت اندکی با ضبط ریاض الملوک دارد:
گر سر برود، ترک کلاهی کم گیر
ور جان برود، برگ گیاهی کم گیر
زآمد شد روز و شب پراکنده مشو
ای خواجه! سپیدی و سیاهی کم گیر!
●
پینوشت.
حدود یکسال از نشر یادداشت بالا میگذرد و خوشبختانه اهتمام مصحّح دانشور کتاب ریاض الملوک، مورد توجه قرار گرفته و کتاب به عنوان کتاب سال جمهوری اسلامی شناخته شده است. به آقای ایمانی بابت این توفیق تبریک میگویم.
●●
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
Telegram
چهار خطی
رباعی فارسی، به روایت: سید علی میرافضلی
(این صفحه روز پنجشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۴ش راهاندازی شده است.)
(این صفحه روز پنجشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۴ش راهاندازی شده است.)
▫️
چون شهر خراب گشت...
چون شهر خراب گشت، بارو هیچ است
چون چشم نمانْدْ، زلف و ابرو هیچ است
گویند: دوای درد، دارو باشد
چون وقتِ اجل رسید، دارو هیچ است!
گوینده: ناشناس
●
رباعی زیبا و پُر مفهوم بالا را فرد خوشذوقی در برگ پایانی نسخۀ السامی فی الاسامی که در ۶۳۱ ق کتابت شده، به یادگار نوشته است. اصل نسخه به شمارۀ ۳۰۲۸ در کتابخانۀ چستربیتی نگهداری میشود. در حاشیۀ داخلی این برگ، یادداشت وفاتی به تاریخ شعبان سال ۷۷۵ ق به چشم میخورَد. احتمالاً رباعی مورد نظر ما نیز در قرن هشتم هجری بر کاغذ آمده است.
اگر صاحبمنصبان ما امثال این رباعی را زیر شیشۀ میز کارشان میگذاشتند و هر روز به آن نگاه میکردند و پند میگرفتند، کار این ملک بدینجا نمیرسید.
●●
"چهار خطی"
رباعی فارسی، به روایت سید علی میرافضلی
https://telegram.me/Xatt4
چون شهر خراب گشت...
چون شهر خراب گشت، بارو هیچ است
چون چشم نمانْدْ، زلف و ابرو هیچ است
گویند: دوای درد، دارو باشد
چون وقتِ اجل رسید، دارو هیچ است!
گوینده: ناشناس
●
رباعی زیبا و پُر مفهوم بالا را فرد خوشذوقی در برگ پایانی نسخۀ السامی فی الاسامی که در ۶۳۱ ق کتابت شده، به یادگار نوشته است. اصل نسخه به شمارۀ ۳۰۲۸ در کتابخانۀ چستربیتی نگهداری میشود. در حاشیۀ داخلی این برگ، یادداشت وفاتی به تاریخ شعبان سال ۷۷۵ ق به چشم میخورَد. احتمالاً رباعی مورد نظر ما نیز در قرن هشتم هجری بر کاغذ آمده است.
اگر صاحبمنصبان ما امثال این رباعی را زیر شیشۀ میز کارشان میگذاشتند و هر روز به آن نگاه میکردند و پند میگرفتند، کار این ملک بدینجا نمیرسید.
●●
"چهار خطی"
رباعی فارسی، به روایت سید علی میرافضلی
https://telegram.me/Xatt4
مجموعه رباعیات طبّی
(با احترام، به: دکتر علی شاپوران)
استفاده از کلام موزون برای آموزش دانشهای روزگار و مفاهیم علمی، سابقهای طولانی دارد. در زمینۀ پزشکی، قدیمترین اثر منظومی که در دست داریم، دانشنامۀ حکیم میسری است که مشتمل بر ۴۴۸۰ بیت در قالب مثنوی است و نظم آن در سال ۳۷۰ هجری به پایان رسیده است. استفاده از قالب رباعی برای شرح تجویزها و توصیههای پزشکی، گویا در اوایل قرن دهم هجری آغاز شده و پیشتاز این عرصه، پزشک معروف ایرانی، حکیم محمد یوسف هروی (د. ۹۵۰ ق) است که مجموعه رباعیات علاج الامراض را در سال ۹۱۴ هجری بدین منظور پرداخته است. علاج الامراض، مجموعهای از ۲۸۹ رباعی است که مطابق مقصود این نوع آثار، به زبانی ساده و بدون هر نوع پیرایۀ ادبی سروده شده است. یوسفی هروی، در سال ۹۱۸ ق شرحی بر رباعیات خود نگاشته و آن را جامع الفواید نامیده است. این کتاب که به طبّ یوسفی نیز شهرت دارد، جزو مشهورترین آثار یوسفی است و نسخههای متعدّدی از آن در دست است و بارها در هند و ایران به چاپ رسیده است.
از دیگر آثاری که در این زمینه تألیف شده و کمتر مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته، رسالۀ زبدة العلاج احمد استادی طبسی متخلّص به «رضایی» است. این رساله، دربرداندۀ ۲۹۸ رباعی است که سراینده، آنها را همچون رسالۀ علاج الامراض یوسفی بر اساس حروف تهجّی قافیهها مرتّب کرده است. رضایی، تاریخ تألیف کتاب را طی دو رباعی به نظم در آورده است؛ یک رباعی در ابتدای امر تألیف (در پانزدهم ربیع الاول ۹۳۹ ق) و دیگری، در تاریخ پایان یافتنِ رساله که در همان سال ۹۳۹ هجری است:
صد شکر که از پرتو فیض ازلی
منظوم شد این نسخه به فرخندهدلی
تاریخ تمامیش ز «فرخنده» طلب
تا بر تو شود چو نور خورشید جلی
کلمۀ «فرخنده» مطابق حروف ابجد، برابر با ۹۳۹ است.
شش رباعی نخست زبدة العلاج، در ستایش خداوند، سبب تألیف رساله و تسمیۀ آن است:
این نظم شفابخش که شد چهرهنما
گردید به قانون شفا روح افزا
موسوم به «زبده» گشت هر دردی را
باشد در وی علاج بر وفق دوا
رباعیات بعدی، با یک توضیح بسیار کوتاه در مورد امراض و عوارض همراه است و سپس، روش درمان آن، با رباعی بیان شده است. نوع تنظیم رساله، تعداد رباعیّات، نوع واژهگزینی، سبک نظم آفرینی و شیوۀ نسخهنویسیِ رضایی طبسی، بسیار متأثر از علاج الامراض است و در موارد زیادی، انتحال از رسالۀ یوسفی است. یعنی ناظم، همان رباعیّات یوسفی را با تغییری اندک در کلمات، به اسم خود کرده است. این مشابهت، در بخشهای آغازین رساله بسیار زیاد و نزدیک به اصل است، اما در بخشهای بعدی، تا حدودی از شدّت و حدّت آن کاسته شده است. به دو سه نمونۀ آن اشاره میشود:
یوسفی:
از گرمی آفتاب هرگه که تو را
برگشت مزاج و دردسر شد پیدا
آب گل خطمی و لعاب سبیوش
آمیز به یکدیگر و میساز طلا
رضایی:
از گرمی مهر اگر شدی غمفرسا
زآنسان که صداع سخت آمد پیدا
ز آب گل خطمی و لعاب سبیوش
پیوسته پی علاج میساز طلا
یوسفی:
از درد شقیقه، ای که باشی به عذاب
بگشا ز رخ علاج تدبیر نقاب
با صمغ بکوب زعفران و افیون
وز بهر طلا خمیر سازش به گلاب
رضایی:
از درد شقیقه هرکه باشد بیتاب
زآنسان که نه خورد باشد او را و نه خواب
گو صمغ به زعفران بکوب و افیون
از بهر طلا خمیر سازش به گلاب
یوسفی:
ای از خفقان گرم در آتش تیز
آبی ز ره دوا بر این آتش ریز
کافور و گلاب و آب سیب و صندل
از بهر طلا به یکدگر میآمیز
رضایی:
در ضعف دل این است طریق پرهیز
دریاب تو این حکمت راحت آمیز
چون از خفقان گرم باشی بیتاب
کافور و گلاب و صندلی بر خود ریز
آنچه در بررسی اجمالی به نظر میرسد این است که حکیم رضایی، علاوه بر تقلید در امر شاعری، در معالجات خود نیز فاقد هرگونه ابتکار بوده و به تجویزهای حکیم یوسفی بسنده کرده است. این نکتهای است که البته باید با مقایسۀ کامل و دقیق دو رساله معیّن گردد و اهل فن در مورد آن نظر دهند. زبان رباعیّات رضایی بسیار ساده و فاقد هر نوع ارزش ادبی است و از لحاظ استحکام و قوّت زبانی نیز در مرتبهای فروتر از شیوۀ سخنسرایی یوسفی است. باری، این دو مجموعۀ رباعی اگرچه جوهرۀ شعری چندانی ندارند و کارکرد آموزشی آنها مهمتر از جنبههای ادبیشان است، اما در بررسیهای پژوهشی حایز اهمیتاند و علاوه بر تاریخنگاران دانش پزشکی، پژوهندگان تاریخ رباعی هم از بررسیشان بینیاز نیستند.
از زبدة العلاج رضایی طبسی، تا آنجا که دیدهام، تنها یک نسخه موجود است و آن دستنویسی است که خودِ ناظم، در سال ۹۳۹ در شهر مکّه، نظم و کتابتش را به پایان رسانیده است. این نسخه، به شمارۀ ۳۸۷ در کتابخانۀ لالا اسماعیل نگهداری میشود. در مورد مؤلف رساله، اطلاعی به دست نیاوردم و گویا ساکن مکۀ مکرّمه بوده و پسوند مکی نیز در دنبالۀ اسم وی آمده است.
..
https://b2n.ir/a51166
●●
"چهار خطی"
رباعی فارسی، به روایت سید علی میرافضلی
https://telegram.me/Xatt4
(با احترام، به: دکتر علی شاپوران)
استفاده از کلام موزون برای آموزش دانشهای روزگار و مفاهیم علمی، سابقهای طولانی دارد. در زمینۀ پزشکی، قدیمترین اثر منظومی که در دست داریم، دانشنامۀ حکیم میسری است که مشتمل بر ۴۴۸۰ بیت در قالب مثنوی است و نظم آن در سال ۳۷۰ هجری به پایان رسیده است. استفاده از قالب رباعی برای شرح تجویزها و توصیههای پزشکی، گویا در اوایل قرن دهم هجری آغاز شده و پیشتاز این عرصه، پزشک معروف ایرانی، حکیم محمد یوسف هروی (د. ۹۵۰ ق) است که مجموعه رباعیات علاج الامراض را در سال ۹۱۴ هجری بدین منظور پرداخته است. علاج الامراض، مجموعهای از ۲۸۹ رباعی است که مطابق مقصود این نوع آثار، به زبانی ساده و بدون هر نوع پیرایۀ ادبی سروده شده است. یوسفی هروی، در سال ۹۱۸ ق شرحی بر رباعیات خود نگاشته و آن را جامع الفواید نامیده است. این کتاب که به طبّ یوسفی نیز شهرت دارد، جزو مشهورترین آثار یوسفی است و نسخههای متعدّدی از آن در دست است و بارها در هند و ایران به چاپ رسیده است.
از دیگر آثاری که در این زمینه تألیف شده و کمتر مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته، رسالۀ زبدة العلاج احمد استادی طبسی متخلّص به «رضایی» است. این رساله، دربرداندۀ ۲۹۸ رباعی است که سراینده، آنها را همچون رسالۀ علاج الامراض یوسفی بر اساس حروف تهجّی قافیهها مرتّب کرده است. رضایی، تاریخ تألیف کتاب را طی دو رباعی به نظم در آورده است؛ یک رباعی در ابتدای امر تألیف (در پانزدهم ربیع الاول ۹۳۹ ق) و دیگری، در تاریخ پایان یافتنِ رساله که در همان سال ۹۳۹ هجری است:
صد شکر که از پرتو فیض ازلی
منظوم شد این نسخه به فرخندهدلی
تاریخ تمامیش ز «فرخنده» طلب
تا بر تو شود چو نور خورشید جلی
کلمۀ «فرخنده» مطابق حروف ابجد، برابر با ۹۳۹ است.
شش رباعی نخست زبدة العلاج، در ستایش خداوند، سبب تألیف رساله و تسمیۀ آن است:
این نظم شفابخش که شد چهرهنما
گردید به قانون شفا روح افزا
موسوم به «زبده» گشت هر دردی را
باشد در وی علاج بر وفق دوا
رباعیات بعدی، با یک توضیح بسیار کوتاه در مورد امراض و عوارض همراه است و سپس، روش درمان آن، با رباعی بیان شده است. نوع تنظیم رساله، تعداد رباعیّات، نوع واژهگزینی، سبک نظم آفرینی و شیوۀ نسخهنویسیِ رضایی طبسی، بسیار متأثر از علاج الامراض است و در موارد زیادی، انتحال از رسالۀ یوسفی است. یعنی ناظم، همان رباعیّات یوسفی را با تغییری اندک در کلمات، به اسم خود کرده است. این مشابهت، در بخشهای آغازین رساله بسیار زیاد و نزدیک به اصل است، اما در بخشهای بعدی، تا حدودی از شدّت و حدّت آن کاسته شده است. به دو سه نمونۀ آن اشاره میشود:
یوسفی:
از گرمی آفتاب هرگه که تو را
برگشت مزاج و دردسر شد پیدا
آب گل خطمی و لعاب سبیوش
آمیز به یکدیگر و میساز طلا
رضایی:
از گرمی مهر اگر شدی غمفرسا
زآنسان که صداع سخت آمد پیدا
ز آب گل خطمی و لعاب سبیوش
پیوسته پی علاج میساز طلا
یوسفی:
از درد شقیقه، ای که باشی به عذاب
بگشا ز رخ علاج تدبیر نقاب
با صمغ بکوب زعفران و افیون
وز بهر طلا خمیر سازش به گلاب
رضایی:
از درد شقیقه هرکه باشد بیتاب
زآنسان که نه خورد باشد او را و نه خواب
گو صمغ به زعفران بکوب و افیون
از بهر طلا خمیر سازش به گلاب
یوسفی:
ای از خفقان گرم در آتش تیز
آبی ز ره دوا بر این آتش ریز
کافور و گلاب و آب سیب و صندل
از بهر طلا به یکدگر میآمیز
رضایی:
در ضعف دل این است طریق پرهیز
دریاب تو این حکمت راحت آمیز
چون از خفقان گرم باشی بیتاب
کافور و گلاب و صندلی بر خود ریز
آنچه در بررسی اجمالی به نظر میرسد این است که حکیم رضایی، علاوه بر تقلید در امر شاعری، در معالجات خود نیز فاقد هرگونه ابتکار بوده و به تجویزهای حکیم یوسفی بسنده کرده است. این نکتهای است که البته باید با مقایسۀ کامل و دقیق دو رساله معیّن گردد و اهل فن در مورد آن نظر دهند. زبان رباعیّات رضایی بسیار ساده و فاقد هر نوع ارزش ادبی است و از لحاظ استحکام و قوّت زبانی نیز در مرتبهای فروتر از شیوۀ سخنسرایی یوسفی است. باری، این دو مجموعۀ رباعی اگرچه جوهرۀ شعری چندانی ندارند و کارکرد آموزشی آنها مهمتر از جنبههای ادبیشان است، اما در بررسیهای پژوهشی حایز اهمیتاند و علاوه بر تاریخنگاران دانش پزشکی، پژوهندگان تاریخ رباعی هم از بررسیشان بینیاز نیستند.
از زبدة العلاج رضایی طبسی، تا آنجا که دیدهام، تنها یک نسخه موجود است و آن دستنویسی است که خودِ ناظم، در سال ۹۳۹ در شهر مکّه، نظم و کتابتش را به پایان رسانیده است. این نسخه، به شمارۀ ۳۸۷ در کتابخانۀ لالا اسماعیل نگهداری میشود. در مورد مؤلف رساله، اطلاعی به دست نیاوردم و گویا ساکن مکۀ مکرّمه بوده و پسوند مکی نیز در دنبالۀ اسم وی آمده است.
..
https://b2n.ir/a51166
●●
"چهار خطی"
رباعی فارسی، به روایت سید علی میرافضلی
https://telegram.me/Xatt4
▫️علی دهباشی، دفتر مجلۀ بخارا، دی ۱۳۹۷
گر کار فلک به عدل سنجیده بُدی
احوال فلک، جمله پسندیده بُدی
ور عدل بُدی به کارها در گردون
کی خاطر اهل فضل رنجیده بُدی
عمر خیّام، نزهة المجالس، ص ۶۱۰
●
"چهار خطی"
رباعی فارسی، به روایت سید علی میرافضلی
https://telegram.me/Xatt4
گر کار فلک به عدل سنجیده بُدی
احوال فلک، جمله پسندیده بُدی
ور عدل بُدی به کارها در گردون
کی خاطر اهل فضل رنجیده بُدی
عمر خیّام، نزهة المجالس، ص ۶۱۰
●
"چهار خطی"
رباعی فارسی، به روایت سید علی میرافضلی
https://telegram.me/Xatt4
کتاب «رباعیات خیّام و خیامانههای پارسی» منتشر شد.
لینک تهیۀ کتاب:
https://b2n.ir/q41139
●●
"چهار خطی"
رباعی فارسی، به روایت سید علی میرافضلی
https://telegram.me/Xatt4
لینک تهیۀ کتاب:
https://b2n.ir/q41139
●●
"چهار خطی"
رباعی فارسی، به روایت سید علی میرافضلی
https://telegram.me/Xatt4
«رباعیات خیّام و خیامانههای پارسی»
رباعیات خیّام و خیامانههای پارسی؛ سید علی میرافضلی، تهران، انتشارات سخن، ۱۳۹۹، ۵۴۰ ص
بیش از یک قرن است که پژوهشگران و دوستداران حکیم عمر خیّام نیشابوری میکوشند از طریق پالایش رباعیّات منسوب بدو، چهرۀ راستینی از این شخصیت جهانی تاریخ علم و ادب را به تصویر در آورند. این مسیر طولانی، با کامیابیها و ناکامیهای بسیار همراه بوده است. شمار رباعیّات منسوب به خیّام از دو رباعی تا دو هزار رباعی در نوسان است. برخی از این رباعیّات میان خیّام و دیگر شاعران مشترک است و والنتین ژوکوفسکی، ایرانشناس روس، آنها را «رباعی سرگردان» نامیده است. ناهمگونی سبکی و زبانی، و ناپیوستگی اندیشگانی در این رباعیات تا بدان حدّ است که نمیتوان همۀ آنها را محصول ذهن و زبان فردی واحد و حتی یک دورۀ تاریخی مشخص به شمار آورد. از ۱۸۹۷ میلادی تا به امروز، محققان ایرانی و شرقشناسان نامدار، کتابها و مقالات بیشماری در شناخت و ارزیابی منابع رباعیات منسوب به خیّام، روشهای بررسی و شیوۀ پالایش این رباعیات پدید آوردهاند.
کتاب حاضر، در دو دفتر تنظیم شده و بدین نیّت فراهم آمده که متنی قابل اعتماد از رباعیّات خیّام و دیگر خیّامانههای تاریخ رباعی فارسی به دست دهد و در حدّ توان، از بار این ناهمگونیها و سرگردانیها بکاهد. در دفتر نخست، نویسنده با استفاده از سه معیار توأمان، به انتخاب رباعیّات خیّام از منابع کهن پرداخته است:
اصل اوّل، شناسایی منابع کهن، ارزیابی و دستهبندی آنها و بهکارگیری اصل تواتر و تکرار رباعیّات منسوب به خیّام در آنهاست. در این روش، صرف درج رباعی در یک منبع کهن، ملاک انتخاب نیست. قدمت آن منبع، کیفیت نقل، و تکرار یک رباعی در دستِ کم دو منبع، اهمیت بسیار دارد. در این ارزیابی، ۳۲ سرچشمۀ کهن در اختیار داشتهام. در منابع کهن، با حذف رباعیّات تکراری، ۱۵۶ رباعی با ذکر نام خیّام یافت میشود. برای دقیق شدن بررسی خود، از ۳۵ منبع کمکی نیز بهره گرفتهام.
رباعیّات منسوب به خیّام در گذر زمان با رباعیّات شاعران دیگر درآمیخته است. این اختلاط و امتزاج، متأسفانه در منابع کهن نیز به چشم میخورَد. در این پژوهش، ما گویندگان واقعی رباعیّات مشترک را بر مبنای منابع معتبر و مآخذ قدیمی شناسایی کرده و اشعار خیّام را از این رباعیّات پالودهایم.
در سدۀ پنجم و اوایل سدۀ ششم هجری، یک عنصر سبکی در رباعیّات فارسی وجود دارد که رهنمای ما در تشخیص رباعیّات اصیل خیّام توانَد بود و آن، داشتن قافیههای چهارگانه است. طبق بررسی ما در دواوین نُه شاعر آن روزگار، تا ۹۳ درصد رباعیّات آن عصر، چهار قافیهای بوده است. این عنصر سبکی، در کنار آن دو عامل دیگر، به ما کمک میکند که انتخاب دقیقتری از رباعیّات موجود در منابع صورت دهیم.
در بخش اول کتاب، شرح مفصلی از معیارهای پیشنهادی و روش انتخاب رباعیّات خیّام داده شده است. ما با کمک این سه معیار، ۲۰ رباعی را که واجد هر سه معیار هستند، به عنوان رباعیّات اصلی و اصیل خیّام اختیار کردهایم. برای هر رباعی، توضیحاتی جداگانه آوردهایم.
بخش دوم رباعیّات، شامل رباعیّات مُحتمل است. ۴۹ رباعیی که در این بخش جای گرفته، فقط دو ویژگی از معیارهای سه گانه را با خود دارند. احتمال آنکه تعدادی از رباعیّات این بخش از خیّام باشد، وجود دارد. شاید یافتههای بعدی محققان، چند رباعی بخش دوم را به فهرست رباعیّات اصیل بیفزاید.
بخش سوم کتاب، در مورد رباعیّات مشکوک و مردود است. در این بخش نیز، به ارزیابی تتمۀ رباعیّات پرداختهایم. از نظر من، انتساب اغلب این رباعیّات به خیّام مردود است؛ اما به مکتب خیّام تعلّق دارند. این گوهرهای گرانمایه، سرودۀ پیروان گمنام حکیم عمر خیّام هستند. نفی انتساب آنها به خیّام، به منزلۀ نفی ارزشهای گوهرین این آثار نیست.
ما دفتر دوم کتاب را به منتخبی از خیّامانههای پارسی، در محدودۀ زمانی قرن پنجم تا اوایل قرن هفتم هجری، اختصاص دادهایم. در این بخش، ۵۸ رباعی خیّامانه نقل شده است. همچون رباعیّات دفتر اول، هر رباعی خیّامانه، توضیحاتی دارد که نشان میدهد این انتخابها، به صورت تفنّنی و با تیک زدن رباعیّات در منابع، صورت نگرفته است. با تفکیک رباعیّات سرگردان از رباعیّات خیّام، هم با چهرۀ خالصتری از خیّام رو به رو میشویم و هم سهم دیگر گویندگان با ذوق تاریخ ادب فارسی، در شکل گرفتن رباعی خیّامانه مشخّص میگردد.
در بخش آخر کتاب، فرهنگ کوچکی از لغات و اصطلاحات خاص موجود در رباعیّات خیّام و شاعران دیگر تدارک دیدهایم که هم کلیدی است برای درک بهتر رباعیّات خیّام و اقران او، و هم میتواند سوابق و لواحق این اصطلاحات را در متون ادبی نشان دهد.
..
https://b2n.ir/d04628
●●
"چهار خطی"
رباعی فارسی، به روایت سید علی میرافضلی
https://telegram.me/Xatt4
رباعیات خیّام و خیامانههای پارسی؛ سید علی میرافضلی، تهران، انتشارات سخن، ۱۳۹۹، ۵۴۰ ص
بیش از یک قرن است که پژوهشگران و دوستداران حکیم عمر خیّام نیشابوری میکوشند از طریق پالایش رباعیّات منسوب بدو، چهرۀ راستینی از این شخصیت جهانی تاریخ علم و ادب را به تصویر در آورند. این مسیر طولانی، با کامیابیها و ناکامیهای بسیار همراه بوده است. شمار رباعیّات منسوب به خیّام از دو رباعی تا دو هزار رباعی در نوسان است. برخی از این رباعیّات میان خیّام و دیگر شاعران مشترک است و والنتین ژوکوفسکی، ایرانشناس روس، آنها را «رباعی سرگردان» نامیده است. ناهمگونی سبکی و زبانی، و ناپیوستگی اندیشگانی در این رباعیات تا بدان حدّ است که نمیتوان همۀ آنها را محصول ذهن و زبان فردی واحد و حتی یک دورۀ تاریخی مشخص به شمار آورد. از ۱۸۹۷ میلادی تا به امروز، محققان ایرانی و شرقشناسان نامدار، کتابها و مقالات بیشماری در شناخت و ارزیابی منابع رباعیات منسوب به خیّام، روشهای بررسی و شیوۀ پالایش این رباعیات پدید آوردهاند.
کتاب حاضر، در دو دفتر تنظیم شده و بدین نیّت فراهم آمده که متنی قابل اعتماد از رباعیّات خیّام و دیگر خیّامانههای تاریخ رباعی فارسی به دست دهد و در حدّ توان، از بار این ناهمگونیها و سرگردانیها بکاهد. در دفتر نخست، نویسنده با استفاده از سه معیار توأمان، به انتخاب رباعیّات خیّام از منابع کهن پرداخته است:
اصل اوّل، شناسایی منابع کهن، ارزیابی و دستهبندی آنها و بهکارگیری اصل تواتر و تکرار رباعیّات منسوب به خیّام در آنهاست. در این روش، صرف درج رباعی در یک منبع کهن، ملاک انتخاب نیست. قدمت آن منبع، کیفیت نقل، و تکرار یک رباعی در دستِ کم دو منبع، اهمیت بسیار دارد. در این ارزیابی، ۳۲ سرچشمۀ کهن در اختیار داشتهام. در منابع کهن، با حذف رباعیّات تکراری، ۱۵۶ رباعی با ذکر نام خیّام یافت میشود. برای دقیق شدن بررسی خود، از ۳۵ منبع کمکی نیز بهره گرفتهام.
رباعیّات منسوب به خیّام در گذر زمان با رباعیّات شاعران دیگر درآمیخته است. این اختلاط و امتزاج، متأسفانه در منابع کهن نیز به چشم میخورَد. در این پژوهش، ما گویندگان واقعی رباعیّات مشترک را بر مبنای منابع معتبر و مآخذ قدیمی شناسایی کرده و اشعار خیّام را از این رباعیّات پالودهایم.
در سدۀ پنجم و اوایل سدۀ ششم هجری، یک عنصر سبکی در رباعیّات فارسی وجود دارد که رهنمای ما در تشخیص رباعیّات اصیل خیّام توانَد بود و آن، داشتن قافیههای چهارگانه است. طبق بررسی ما در دواوین نُه شاعر آن روزگار، تا ۹۳ درصد رباعیّات آن عصر، چهار قافیهای بوده است. این عنصر سبکی، در کنار آن دو عامل دیگر، به ما کمک میکند که انتخاب دقیقتری از رباعیّات موجود در منابع صورت دهیم.
در بخش اول کتاب، شرح مفصلی از معیارهای پیشنهادی و روش انتخاب رباعیّات خیّام داده شده است. ما با کمک این سه معیار، ۲۰ رباعی را که واجد هر سه معیار هستند، به عنوان رباعیّات اصلی و اصیل خیّام اختیار کردهایم. برای هر رباعی، توضیحاتی جداگانه آوردهایم.
بخش دوم رباعیّات، شامل رباعیّات مُحتمل است. ۴۹ رباعیی که در این بخش جای گرفته، فقط دو ویژگی از معیارهای سه گانه را با خود دارند. احتمال آنکه تعدادی از رباعیّات این بخش از خیّام باشد، وجود دارد. شاید یافتههای بعدی محققان، چند رباعی بخش دوم را به فهرست رباعیّات اصیل بیفزاید.
بخش سوم کتاب، در مورد رباعیّات مشکوک و مردود است. در این بخش نیز، به ارزیابی تتمۀ رباعیّات پرداختهایم. از نظر من، انتساب اغلب این رباعیّات به خیّام مردود است؛ اما به مکتب خیّام تعلّق دارند. این گوهرهای گرانمایه، سرودۀ پیروان گمنام حکیم عمر خیّام هستند. نفی انتساب آنها به خیّام، به منزلۀ نفی ارزشهای گوهرین این آثار نیست.
ما دفتر دوم کتاب را به منتخبی از خیّامانههای پارسی، در محدودۀ زمانی قرن پنجم تا اوایل قرن هفتم هجری، اختصاص دادهایم. در این بخش، ۵۸ رباعی خیّامانه نقل شده است. همچون رباعیّات دفتر اول، هر رباعی خیّامانه، توضیحاتی دارد که نشان میدهد این انتخابها، به صورت تفنّنی و با تیک زدن رباعیّات در منابع، صورت نگرفته است. با تفکیک رباعیّات سرگردان از رباعیّات خیّام، هم با چهرۀ خالصتری از خیّام رو به رو میشویم و هم سهم دیگر گویندگان با ذوق تاریخ ادب فارسی، در شکل گرفتن رباعی خیّامانه مشخّص میگردد.
در بخش آخر کتاب، فرهنگ کوچکی از لغات و اصطلاحات خاص موجود در رباعیّات خیّام و شاعران دیگر تدارک دیدهایم که هم کلیدی است برای درک بهتر رباعیّات خیّام و اقران او، و هم میتواند سوابق و لواحق این اصطلاحات را در متون ادبی نشان دهد.
..
https://b2n.ir/d04628
●●
"چهار خطی"
رباعی فارسی، به روایت سید علی میرافضلی
https://telegram.me/Xatt4
در مذمت بِهْگزینی کردن
گر در عملند و خلق اگر معزولند
چون در نگری، جمله بدو مشغولند
آن مذهب توست بِهْگزینی کردن
زینجا که منم، جمله جهان مقبولند
..
این رباعی را حیدر بن یوسف طوسی در تاریخ ۷۱۶ ق در برگ پایانی نسخۀ تذکرة الاولیاء متعلق به کتابخانۀ آغایوسف قونیه (ش ۴۸۹۱) تحریر کرده است. وی مالک نسخه بوده و مالک بعدی، بر نام او خط کشیده، اما اسمش از زیر جوهر کمابیش قابل خواندن است. گاهی دارندگان یک نسخه، خود را موظف به امحاء هویت مالکان قبلی میدانستند!
طوسی، نام شاعر را ننوشته است، ولی ما رباعی را در دیوان رباعیّات اوحدالدین کرمانی یافتیم (ص ۲۴۴). مضمون رباعی، از مشرب وسیع این عارف نامدار قرن هفتم (د. ۶۳۵ ق) خبر میدهد. مذمت «بهْگزینی»، به مفهوم نفی قابلیتها و تفاوتهای فردی نیست، بلکه منظور، یکسان بودن آدمها، از نظر گوهرِ انسان بودن است؛ نفی کسانی است که به ژن خوب و نژاد برتر معتقدند و آدمها را بر اساس کیش و مسلک و زادگاه و زبان و شغل و موقعیت اجتماعی داوری میکنند و ارج مینهند.
●●
"چهار خطی"
رباعی فارسی، به روایت سید علی میرافضلی
https://telegram.me/Xatt4
گر در عملند و خلق اگر معزولند
چون در نگری، جمله بدو مشغولند
آن مذهب توست بِهْگزینی کردن
زینجا که منم، جمله جهان مقبولند
..
این رباعی را حیدر بن یوسف طوسی در تاریخ ۷۱۶ ق در برگ پایانی نسخۀ تذکرة الاولیاء متعلق به کتابخانۀ آغایوسف قونیه (ش ۴۸۹۱) تحریر کرده است. وی مالک نسخه بوده و مالک بعدی، بر نام او خط کشیده، اما اسمش از زیر جوهر کمابیش قابل خواندن است. گاهی دارندگان یک نسخه، خود را موظف به امحاء هویت مالکان قبلی میدانستند!
طوسی، نام شاعر را ننوشته است، ولی ما رباعی را در دیوان رباعیّات اوحدالدین کرمانی یافتیم (ص ۲۴۴). مضمون رباعی، از مشرب وسیع این عارف نامدار قرن هفتم (د. ۶۳۵ ق) خبر میدهد. مذمت «بهْگزینی»، به مفهوم نفی قابلیتها و تفاوتهای فردی نیست، بلکه منظور، یکسان بودن آدمها، از نظر گوهرِ انسان بودن است؛ نفی کسانی است که به ژن خوب و نژاد برتر معتقدند و آدمها را بر اساس کیش و مسلک و زادگاه و زبان و شغل و موقعیت اجتماعی داوری میکنند و ارج مینهند.
●●
"چهار خطی"
رباعی فارسی، به روایت سید علی میرافضلی
https://telegram.me/Xatt4
Forwarded from Toos Bookshop کتابفروشی توس
رباعيات خيام و خيامانههای پارسی
سيدعلی ميرافضلی
چاپ اول ۱۳۹۹، انتشارات سخن
قطع رقعی، ۵۴۲صفحه، جلد سخت
قيمت: ۱۳۵۰۰۰تومان
خرید اینترنتی:
toosbook.ir/p/خیامانههای-پارسی/
سيدعلی ميرافضلی
چاپ اول ۱۳۹۹، انتشارات سخن
قطع رقعی، ۵۴۲صفحه، جلد سخت
قيمت: ۱۳۵۰۰۰تومان
خرید اینترنتی:
toosbook.ir/p/خیامانههای-پارسی/