چهار خطی
5.11K subscribers
420 photos
10 videos
124 files
1.49K links
رباعی فارسی، به روایت: سید علی میرافضلی

(این صفحه روز پنج‌شنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۴ش راه‌اندازی شده است.)
Download Telegram
Forwarded from احسان‌نامه
🗓محمد فرخی یزدی، در چنین ایامی (۲۵ مهر ۱۳۱۸) در زندان کشته شد. او شاعری بود که به سیاست علاقه داشت. یک دوره نماینده مجلس شد، چندین روزنامه منتشر کرد،... و باری هم (به دستور حاکم وقتِ یزد و به خاطر شعری در نوروز ۱۲۹۷) لبهایش را با نخ و سوزن دوختند. رباعی‌هایی که در صفحه اول روزنامۀ معروف «طوفان» و با مضمون متناسب با سرمقاله‌هایش دربارۀ مسایل روز می‌سرود، نشان از قوت قریحه و قدرت استعدادش دارد:
@ehsanname
این پول که صاحبان القاب خورند
خون دل ماست چون می ناب خورند
تا کی عرق جبین یک ملت را
بگرفته و قطره قطره چون آب خورند؟ (در اعتراض به هزینه‌کرد بودجه)

این جعبه که آرا همه در دامن اوست
چون دورِ سپهر، بیوفایی فن اوست
از بس که به این و آن دهد وعدۀ وصل
خون دوهزار کشته در گردن اوست (دربارۀ انتخابات مجلس پنجم در ۱۳۰۲)

آثار مِحَن از در و دیوار ببین
فریاد ز کاردار و بیکار ببین
هر دستۀ از مردم این کشور را
سرگشتۀ اضطراب افکار ببین (سرمقاله از یأس عمومی در آن سال می‌گوید)

چون عیش و غم زمانه قسمت کردند
ما را غم بیکرانه قسمت کردند
شیخ و شه و شحنه، عیش و نوش همه را
بردند و برادرانه قسمت کردند (دربارۀ وزارت مالیه)
@ehsannam
Forwarded from پرنیان ۷ رنگ
🔹 رباعی نویافته از ناصر بجه‌ای شیرازی

گفتم که لبت، گفت که جان می‌طلبی
گفتم وصلت ، گفت جهان می‌طلبی
گفتم که بده مراد جانم ، گفتا :
چیزی که کسی نیافت آن می‌طلبی

ناصرالدین بجّه‌ای ( بجه قصبه‌ای از متعلقات رامجرد ) بیشتر در شیراز زیسته و از معاصران سعدی است. دیوانش در دست نیست و در اشعارش تاثیر سبک و سخن سعدی و مولوی دیده می‌شود. وفاتش را به سال ۷۱۵ قمری در شیراز نوشته‌اند.
غزلی معروف و زیبا از سروده‌های او به دیوان حافظ راه یافته با مطلع زیر:

هرگزم نقش تو از لوح دل و جان نرود
هرگز از یاد من آن زلف پریشان نرود..‌.

این غزل در برخی نسخه‌های دیوان ناصر بخارائی نیز وارد شده و در دیوان چاپی او آمده‌است.
دکتر محمود مدبری با استناد بر چند جنگ‌ و تذکره‌ ۸۱۵ بیت از اشعار ناصر بجه‌ای را بازیافته و در سال ۷۵ دیوانچه‌ای از اشعار او ترتیب داد. علاوه بر منابع مورد استفاده ایشان، ۷ غزل ( در مجموع ۶۷ بیت ) از ناصر در انیس‌الخلوه و ۱۴ غزل در جنگ منصور بن کمال‌الدین حسینی ( ۱۰ غزل نویافته مشتمل بر ۱۰۰ بیت ) توسط دکتر میلاد عظیمی در سال ۹۵ و ۹۶ در مجله بخارا منتشر شد.
جنگ خطی شماره ۵۳۱۹ کتابخانه ملک حاوی بیشترین تعداد ابیات از اشعار ناصر بجه‌ای است. در فهرست نسخه‌های کتابخانه ملک تاریخ کتابت این جنگ سده ۱۰ دانسته شده، و دکتر مدبری آن را متعلق به سده ۱۱ نوشته‌است. دکتر عظیمی تاریخ تدوین ( و نه کتابت ) جنگ را سده هشتم می‌داند.
در صفحه ۶۱۳ این نسخه رباعی بالا از ناصر بجه‌ای نقل شده که از دید پژوهشگران پنهان مانده و در مجموعه اشعار تدوین شده وی نیامده است.
رباعی یادآور رباعی زیر از شمس هروی است که در نزهه‌المجالس آمده:

گفتم که رخت گفت جنان می‌طلبی
گفتم که لبت گفت که جان می‌طلبی
گفتم دهنت گفت که بس شیفته‌ای
کز عالم نیستی نشان می‌طلبی

#مهدی_دهقان
@parniyan7rang
تنهاییِ جمعی

ای غم که مسافر جهان پیمایی
ای تازه نهال چمن رعنایی!
گر حال فصیحی از تو پُرسند، بگوی:
در صحبت خلق، مُرد از تنهایی!

فصیحی هروی
(د. 1049 ق)
‏..
منبع: دیوان فصیحی هروی، 198
‏●●
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
نزهة المجالس امیر حسین هروی.pdf
125.8 MB
نزهه المجالس
تالیف امیر حسین هروی
محل نگهداری : جار الله زمخشری ترکیه
سال کتابت: 731
کاتب: إسماعيل بن اسفنديار
أبهري
الذریعه ، ج24 ، ص124 ؛ کشف الظنون ، ج2 ، ص1946
@sepahsalaar
کتابخانه نسخ خطی سپهسالار
نزهة المجالس امیر حسین هروی.pdf
⬆️ تصویری با کیفیت از نزهة المجالس جمال خلیل شروانی
نزهة المجالس، معروف‌ترین رباعی نامۀ فارسی است. این دفتر ارجمند، در اواسط سدۀ هفتم هجری در شمال غربی ایران فراهم آمده است. دستنویسی از این اثر که حدود 80 سال بعد از تألیف کتابت شده (731 ق)، در کتابخانۀ جارالله ترکیه نگهداری می‌شود. این دستنویس در دنبالۀ دیوان عراقی همدانی آمده و کاتب آن اسماعیل بن اسفندیار ابهری است.

نزهة المجالس در سال 1366 به اهتمام مرحوم دکتر محمد امین ریاحی تصحیح و منتشر شده است. تصویر رنگی و با کیفیت این دستنویس در صفحۀ تلگرام مدرسۀ سپهسالار تهران به اشتراک گذاشته شده و به اشتباه از امیر حسین هروی دانسته شده است. امیر حسینی، رساله‌ای عرفانی به نام نزهة الارواح (تألیف در 711 ق) دارد که باعث اشتباه گردانندۀ صفحۀ کتابخانۀ سپهسالار شده است. اما اصل قضیه که همان دستنویس نزهة المجالس باشد و برای دوستداران شعر کهن فارسی و علی الخصوص حوزۀ رباعی اهمیت بسیار دارد، به قوّت خود باقی است.

‏●●
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
Forwarded from محمد مرادی
" اشاراتی درباره‌ی چند رباعی نزهه‌المجالس"
در یادداشت حذف‌شده‌ی پیشین، به خوانش مصرعی از یک رباعی موجود در نزهه‌المجالس، تصحیح استاد محمد امین ریاحی اشاره شد. همانگونه که در پاورقی احتمال داده شده بود، پس از مراجعه به مقالات "بررسی نزهه‌المجالس" مجله‌ی معارف، مشاهده شد که جناب میرافضلی، به خوانش صحیح مصرع" هجران تو داد مالشی سخت مرا" اشاره کرده‌اند. مطالعه‌ی مجدد مقاله‌ی یادشده، مجالی فراهم کرد که ضمن نگاهی کلی به برخی از صفحات نسخه‌ی دیجیتال نزهه‌المجالس، اختلاف خوانش استاد با نسخه، در چند نمونه‌ی دیگر استخراج شود؛ مواردی که در مقاله‌ی جناب میرافضلی به آن‌ها اشاره نشده است؛ هرچند ممکن است دیگر عزیزان به آن‌ها پرداخته باشند و پیشاپیش از تکرار احتمالی پوزش می‌طلبم؛ با یادآوری این‌نکته که این موارد، صرفا نمونه‌هایی از اختلافات موجود است و با خوانشی دقیق همچنان می‌توان، به مواردی تازه دست یافت. همچنین به اغلاط محتمل چاپی یا جایگزینی‌های مرسوم اشاره نشده است:

رباعی ۳۹۲۰ از متن مصحح:
اشکی که ز عشق [یار] گلگون باشد
صورت احتمالی نزدیک‌تر به متن نسخه:
اشکی که ز عشق روی گلگون باشد

رباعی ۳۷۹۷؛ متن تصحیح:
ور باز نکردی ... انم آبی
صورت محتمل:
ور باز نکردی به دهانم آبی

رباعی ۱۵۷؛ متن تصحیح:
در حضرت شاهدی و شمعی و شبی
صورت صحیح:
در حسرت شاهدی و شمعی و شبی

رباعی ۱۶۵؛ متن تصحیح:
پروانه چو سوخت شمع بگرفت برو
صورت صحیح:
پروانه چو سوخت شمع بگریست برو

رباعی ۹۸۲؛ صورت تصحیح شده:
آید غم دل مرا ازین بیش که هست
صورت صحیح:
آخر غم دل مرا ازین بیش که هست

همچنین درباره‌ی تصحیح رباعی‌های ۳۹۵۸، ۳۵۹۵، ۱۳۱، ۱۳۵، ۱۴۶، ۳۵۶۱، ۷۰۶، ۳۵۷۳ و ... نیز می‌توان با توجه به صورت مکتوب نسخه به انتخاب یا خوانشی متفاوت با مصحح ارجمند رسید.

#محمد_مرادی
#نزهه_المجالس
@drmomoradi
AMJ_Volume 18_Issue 66_Pages 185-202.pdf
327.8 KB
▫️تعیین انتساب چند شعر به شیخ بهایی
جواد بشری، آینۀ میراث، شمارۀ ۶۶، بهار و تابستان ۱۳۹۹
‏..
نویسنده در این مقاله با بررسی دستنویس‌های معتبر کشکول شیخ بهایی، و منابع جانبی دیگر، انتساب تعدادی از رباعیات و برخی ابیات را به شیخ بهایی مردود و منتفی دانسته است. خود شیخ در کشکولش سرایندۀ راستین این قبیل اشعار را مشخص کرده، اما برخی کاتبان، برداشت نادرستی از عبارات او داشته‌اند. نویسندۀ مقاله علت و زمینۀ ذهنی بروز این لغزش‌ها را نشان داده است.
‏●●
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
▫️ للشیخ عزالدین الکاشی رحمه الله

گر نیک ببینی سر مویی بد نیست
بد نیست مگر آنکه به‌جای خود نیست
بر جای خود است هرچه در عالم هست
چیزی که نه بر جای خود است، آن خود نیست
‏..
مطالع الانوار سراج‌الدین ارموی (د. 682 ق) از کتب مهم و مرجع در علم منطق است. بر آن شروح متعددی نوشته‌اند؛ از جمله شرحی که شمس‌الدین محمود اصفهانی (د. 749 ق) بر آن نگاشته و به تنویر الافکار موسوم است. نسخه‌ای از تنویر الافکار به شمارۀ 916 در کتابخانۀ فاضل احمد (کوپریلی) نگهداری می‌شود که حسن طبری آن را در زمان حیات مؤلف، به سال 724 ق در تبریز کتابت کرده است. در ظهر نسخه، شعرهایی به فارسی و عربی کتابت شده که به قرینۀ نوع خط باید از قرن هشتم و سال‌های بعد از فوت عزالدین کاشانی (د. 735 ق) باشد. اشعار فارسی، شامل غزلی از سعدی، بیتی از همام تبریزی، رباعیی از عزالدین کاشانی (که نقل شد) و رباعیات بی نام و ابیات پراکنده است.
عزالدین محمود کاشانی از عرفای قرن هفتم و هشتم هجری است. از او، رباعیات اندکی باقی مانده که برخی، به خیّام منسوب است. رباعی بالا، از رهاوردهای این دستنویس است.
‏●●
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
FAZILAHMEDPS-916.pdf
5.7 MB
تنویر الافکار، شمس‌الدین اصفهانی، دستنویس شمارۀ 916 فاضل احمد، 724 ق،
تصویر صفحات آغازین و ترقیمۀ نسخه
بیت در مدح مصادر

ای هرکه در این کتاب قادر باشد
در هر هنری بدان ‌که ماهر باشد
زیرا که ادیبان جهان می‌گویند:
سلطان کتاب‌ها، «مصادر» باشد!
‏..
ادیبان ایرانی از دیرین‌ترین سده‌ها، ضرورت تدوین فرهنگ‌های دو زبانه را دریافتند و آثار متعددی در لغت عربی به فارسی یا فارسی به عربی پدید آوردند. در میان این کتاب‌ها، المصادر حسین بن احمد زوزنی، ادیب و لغت‌شناس ایرانی تبار (د. ۴۸۶ ق)، جایگاه ویژه‌ای دارد.
در دو نسخۀ کهن این کتاب، رباعیی در ستایش کتاب زوزنی نقل شده که شاعر آن را نمی‌شناسیم، اما گویا در قرن هفتم یا هشتم می‌زیسته است. این رباعی، جایگاه کتاب زوزنی را نزد ادیبان قدیم نشان می‌دهد. دو دستنویسی که این رباعی را نقل کرده‌اند، در کتابخانۀ فاتح استانبول نگهداری می‌شوند و از یادگاران قرن هشتم هستند: نسخۀ شمارۀ ۵۲۶۵ که رباعی در ظهر آن (صفحۀ عنوان) به ثبت رسیده و نسخۀ شمارۀ ۵۲۶۴ که رباعی در ختم نسخه به صورت مورّب کتابت شده است و زیر آن تاریخ ۷۶۶ ق دیده می‌شود. متن رباعی، ترکیبی است از ضبط هر دو نسخه.
‏●●
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
للشیخ سعدالدین الحمویی رحمة الله علیه
خدایا از آن خوان که از بهر نیکان
نهادی، نصیب من بی‌نوا کو
وگر رحمت الا به طاعت نبخشی
پس این بیع خوانند، فضل و عطا کو
وگر در بها عذر خواهی، نداریم
اگر رایگان می‌دهی، بخش ما کو؟

و له
شیخ فرمود که این رباعی را حق تعالی خطاب فرمود
ای بندۀ من محمّد حمّویی
گویم ز تو من، آنچه ز من می‌گویی
گویان گویان مرا و جویان جویان
می‌گوی و همی‌جوی که خوش می‌جویی
‏..
سعدالدین محمد حمویی (د. ۶۴۹ ق) از صوفیان نامدار قرن هفتم است. او علاوه بر آثار منثور، رباعیاتی هم دارد. آقای مایل هروی پنجاه فقره از رباعیّات سعد حمویی را در مقدمۀ کتاب المصباح فی التصوّف (ص ۳۹-۴۵) نقل کرده است. شاه داعی شیرازی (د. ۸۷۰ ق) رسالۀ جواهر الکنوز را در شرح ۳۰ رباعی او پرداخته است. رباعیات سعد حمّویی اغلب متکلّف و فاقد حس و گرمای شاعرانه ست.
اشعار فوق در ظهر نسخۀ شمارۀ ۵۴۰۶ کتابخانۀ فاتح به نام شیخ سعدالدین آمده است. این نسخه در ۷۰۹ ق کتابت شده است. سه بیت نخست، از شرف‌الدین شفروه است. اما رباعی زبان حالی که دنبالۀ آن ‌آمده، به جهت درج نام گوینده، با اهمیت و در خور بررسی است.
‏●●
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
حسن خطیب کرمانی و ملخّص اللغات

فرهنگ عربی به فارسی ملخّص اللغات اثر حسن خطیب کرمانی در سال ۱۳۶۲ به اهتمام استادان سید محمد دبیر سیاقی و غلامحسین یوسفی منتشر شد. احیای این کتاب، بر مبنای نسخۀ خطی یگانه‌ای صورت گرفت که در خاندان آمیرمهدی قزوینی نگهداری می‌شد و جُنگی از رسایل و اشعار است که در قرن دهم هجری گرد آمده است. از سرنوشت این نسخه اطلاعی ندارم. ملخّص اللغات در این جُنگ در سال ۹۳۸ ق در شهر کرمان کتابت شده است. مصححین در هنگام تصحیح کتاب پی بُردند که مهذّب الاسماء محمود سجزی (سدۀ هفتم ق) از منابع اصلی کتاب بوده است و به همین قرینه، سال تألیف کتاب را بین قرن هفتم و سال کتابت آن معیّن داشتند.

آن دو بزرگوار، در شناسایی مؤلف کتاب و زمان تألیف توفیقی نیافتند. خوشبختانه سر نخی از حسن خطیب در کتاب المشیخه در دست است. وی یادداشتی به تاریخ ۹۲۶ ق در المشیخه خاندان حمویی نوشته و خود را از نوادگان شیخ سیف‌الدین باخرزی (۶۵۸ ق) دانسته و بیست رباعی جدش سیف باخرزی را به کتابت در آورده است (چاپ عکسی، ص ۵۴-۶۱). نام و نسب او طبق آنچه در المشیخه می‌بینیم، ظهیرالدین حسن بن ناصر بن جلال بن مسعود خطیب کرمانی است. وی در اشعارش «خطیب» تخلّص کرده است. بنابراین، تألیف ملخّص اللغات در اوایل قرن دهم هجری صورت پذیرفته است.

خاندان خطیب کرمانی در سدۀ هشتم تا دهم در کرمان خاندانی مشهور بوده‌اند. نسب این خاندان به برهان‌الدین احمد (د. ۶۹۹ ق) فرزند دوم سیف‌الدین باخرزی می‌رسد که در سال ۶۵۸ ق در دوران حکومت عصمت‌الدین قتلغ ترکان به کرمان‌آمد (سمط العلی، ۶۲) و فرزندش جلال‌الدین سیورغاتمش (۶۸۳ - ۶۹۱ ق) او را به مقام شیخی رباط کرمان برگزید (همان، ۸۲). ابوالمفاخر یحیی مؤلف کتاب اوراد الاحباب، فرزند او و زادۀ کرمان است.

از خاندان خطیب کرمانی، فردی به نام احمد بن خطیب کرمانی می‌شناسیم که دیوان فارسی و عربی رفیع‌الدین عبدالعزیز لنبانی را در ۷۲۸ ق کتابت کرده است. دیگر، سعید خطیب کرمانی (متخلّص به محرابی) است که مزارات کرمان را در ۹۳۸ ق نگاشته است و کتابی است سرشار از کراماتِ دور از ذهن و اغلاط تاریخی. سعید محرابی، هم به شغل کتابت در طایفۀ خود اشاره کرده و هم لقب «خطیب» را مخصوص این خاندان دانسته است. وی از خواجه ظهیرالدین حسن نام می‌برد که از احفاد شیخ زاده (منظور برهان‌الدین باخرزی) است و در زمان تألیف کتاب در ۹۳۸ ق درگذشته بوده است. سعید محرابی، جلال‌الدین مسعود را جدّ خویش می‌نامد (مزارات کرمان، ۱۱۲ - ۱۱۳) که با توجه به اشارت صریح حسن خطیب، درست آن جلال‌الدین بن مسعود است. می‌شود حدس زد که ظهیرالدین حسن از عمو زاده‌های سعید محرابی است.

در بعضی فهرست‌ها، کتاب وامق و عذرای ظهیرالدین ابراهیم کرمانی (ظهیر) را به ظهیرالدین حسن کرمانی منسوب داشته‌اند که خطاست.
‏●●
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
Forwarded from Monireh Amiri
پس از حملهءتروریستی جنایتکاران به دانشگاه کابل، مردی بعد از آنکه 143 بار به دخترش(کابل جان) تلفن زد و پاسخی نیافت، به او پیام داد:
*"جان پدر! کجاستی؟"*
این پیام که به شعر میماند، احساسات ایرانیان را برانگیخته و دستمایهء "غم شریکی" از رهگذر مضمون پروریهای شاعرانه گشته است:

خاموشی شمع راستی ما را کشت
چون نور،گرفت کاستی ما را کشت
*کابل جانم!* قسم به جان پدرت
آن *جان پدر کجاستی* ما را کشت!

(فرزاد ضیائی99/8/15)
▫️
لصدر الشریعه سلّمه الله

ای کرده تو را خدای بر خلق عزیز
نیکو نبود نایب درگاه تو حیز
زآن می‌ترسم که مردمانت گویند
از خانه به کدخدای مانَد همه چیز
‏.
فریاد ازین زمانۀ حیز نواز
کو دست مخنثان چنین کرد دراز
حلوای و عسل دهد به حیز و ناکس
و آنگه ندهد به مرد حق نان و پیاز
‏.
از خاک در تو مفرشی می‌طلبم
وز دود غم تو آتشی می‌طلبم
از ناخوشیِ خویش به‌جان آمده‌ام
از حضرت تو وقت خوشی می‌طلبم.
‏
سه رباعی فوق در ظَهر دستنویس شمارۀ ۸۲۸ کوپریلی (فاضل احمد) نقل شده است. این دستنویس شامل: المعارف شمس‌الدین سمرقندی (د. ۶۸۳ ق) و دو رساله در اعداد وفق است. رسالۀ سمرقندی در ۷۳۸ ق کتابت شده و یادداشت‌های آغاز نسخه نیز متعلّق به قرن هشتم است.
گویندۀ رباعی با توجه به عبارت دعایی دنبالۀ اسم او، در قرن هشتم می‌زیسته و وی غیر از صدر الشریعه برهان الاسلام تاج‌الدین عمر بخاری است که استاد عوفی بوده و در رباعی‌گویی نام بر آورده بوده است (رک. لباب الالباب، ۱۴۷). احتمال می‌دهم وی صدر الشریعه عبیدالله بن مسعود بخاری (د. ۷۴۷ ق) باشد که نقایه و تنقیح از تألیفات اوست (رک. لغت‌نامه، ۱۴۸۹۲).

‏●●
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
Forwarded from محمد مرادی
یا هو
ای آبروی بهار، باران! باران!
آیینه‌ی موج‌دار، باران! باران!
نم‌نم دل کوچه‌های ما را بردی
با حوصله‌تر ببار، باران! باران!
@drmomoradi
مولانا سعدالدین وراوجی

دی جعد چمن باد معطّر می‌کرد
در گردن و گوش شاخ زیور می‌کرد
گل در صفت روی تو هر دم فصلی
می‌خواند و صبا دهانش پُر زر می‌کرد
‏●
این رباعی، در اوراق پایانی دستنویس شمارۀ ۴۸۲۱ کتابخانۀ ایاصوفیا به قلم فردی به نام شادان بن احمد گورانی(؟) به همراه رباعی دیگری کتابت شده است (برگ ۱۹۸ پ). کاتب، تاریخ این یادداشت را به طرز غریبی آورده و آن را هم ۷۰۷ می‌توان خواند، هم ۷۷۰ و هم ۷۵۷. به هرحال، تاریخ این یادداشت، از سدۀ هشتم هجری فراتر نمی‌رود. اصل نسخه، سفینه‌ای است از رسایل و اشعار فارسی در قطع بیاضی. در پایان منظومۀ مصباح الارواح، تاریخ کتابت نسخه، ۶۷۷ ق قید شده است.

در خلاصة الاشعار فی الرباعیّات، دو رباعی تحت عنوان «سعد وراومی» و «سعدالدین وراویجی» درج شده (سفینۀ تبریز، ۶۰۴ و ۶۱۲) و اولین آن‌ها ، به نام «سعد» در نزهة المجالس هم آمده است (ص ۳۱۸)، البته با یک پلّه جابه‌جایی عناوین. در سفینۀ اشعار شمارۀ ۶۵۱ سنا هم دو قطعه شعر با نام «اسعد وراوجی» هست (ص ۳۰۸). همین دو شعر، در عرفات العاشقین تحت نام «اسعد درامی» نقل شده است (۱: ۳۰۱). تصحیف اسعد به سعد و ورامی به درامی امر بسیار محتملی است. همچنان که مصحح محترم خلاصة الاشعار فی الرباعیات نیز وراویجی را دراویجی خوانده است. به احتمال بسیار، سعد وراومی، اسعد وراوجی یا اسعد درامی (ورامی)، هرسه همان سعد‌الدین وراوجی هستند که نامش، با تصحیف و تحریف نویسندگان، به اشکال مختلف در آمده است.

سعدالدین وراوجی یا وراویجی، به اعتبار درج رباعی او در نزهة المجالس، از شاعران نیمۀ اول قرن هفتم است. وی منتسب به «وراوی» است. در حیطۀ جغرافیایی سرزمین ایران، دو سه منطقه بدین نام وجود داشته است. مشهورترین آن‌ها، شهر «وراوی» بین اردبیل و تبریز و در نزدیکی اهر بوده است. آلب ارسلان (د. ۴۶۵ ق) آن ناحیه را به «بیشکین» یکی از سرداران گرجی بخشید. از این رو، به «بیشکین» هم شهرت یافت (رک. معجم البلدان، ۴: ۹۱۸؛ تاریخ گزیده، ۴۳۲؛ نزهة القلوب، ۲: ۸۳۳) و همان است که امروزه مشکین‌شهر نامیده می‌شود. این ناحیه تا اوایل قرن هفتم در اقطاع یکی از اعقابِ بیشکین به نام نصرت الدین بود (رک. سیرت جلال‌الدین منکبرنی، ۲۸-۲۹).

پیشتر در مورد احتمال یکی بودنِ «سعدالدین وراویجی» و «سعدالدین وراوینی» (نگارندۀ مرزبان‌نامه) اشارتی کرده بودم و اکنون به جهت هم‌عصر بودن این دو، در این عقیده راسخ‌ترم. مصححین مرزبان‌نامه (مرحوم قزوینی و استاد محمد روشن) هیچ کدام در مورد سعدالدین وراوینی خوضی نکرده‌ و هیچ احتمالی را مجال طرح نداده‌اند.

رباعیی که از سعد وراوجی آوردیم، در مونس الاحرار (۲: ۱۱۷۸) بی نام گوینده ‌آمده و در عرفات العاشقین (۳: ۱۶۱۵) به اسم سعد ورّاق است. ورّاق ممکن است نسبت شغلی شاعر باشد یا تحریف‌گونه‌ای از وراوجی. چرا که «سعد ورّاق» نام و شهرت چندین فرد در تاریخ ایران و بلاد اسلامی است و احتمالاً ذهن کاتب یا مؤلف عرفات العاشقین از «وراوجیِ» نامأنوس، به سمت شهرت مألوفِ «ورّاق» راه بُرده است. عجالتاً سه رباعی و دو قطعه شعر از سعدالدین وراوجی در دسترس ماست. شاید با جستجوی بیشتر در سفاین و مجموعه‌های خطی، اشعار دیگری از او یافت شود.
‏●
https://uupload.ir/files/eh5h_ayasofya4821.jpg

‏●●
"چهار خطی"
رباعی فارسی، به روایت: سید علی میرافضلی
https://telegram.me/Xatt4
لمولانا علاءالدین الخجندی رحمة الله علیه

یک شبهه شنو که وهم از او بی‌خبر است
چون زلف بتان شکن شکن [در] نظر است
پیوسته چو بر عماد، خر دیده شده است
امروز چرا عماد بر پشت خر است؟

و له
تا چند به داغ عارضش طعنه زنی
بر روی کلنجه(؟) زخم بر، نقصان نیست
مه را بنگر که نیز دارد کلفه
در گردش افلاک چو او تابان نیست
‏..
دو قطعۀ بالا در پُشتِ دستنویس ۸۲۸ فاضل احمد (کوپریلی) که از نُسَخ ۷۳۸ ق است، احتمالاً در قرن هشتم کتابت شده است. شعر دوم، قطعه‌ای است در وزن رباعی.
از خاندان معروف خجند در اصفهان، کسی که لقب «علاءالدین» داشته باشد، «ابوسعد علاءالدین ثابت بن محمد» است که در یورش مغول به شیراز کوچید و همانجا به سال ۶۳۷ ق درگذشت. اما گویندۀ رباعی باید به عهد کتابت دستنویس، بسیار نزدیک‌تر از این باشد. از آنجا که کتاب در حوزۀ ماوراءالنهر کتابت شده، حدس من آن است که این علاءالدین که شاعر توانمندی هم نیست و از خجندِ تاجیکستان باشد و در نیمۀ اول قرن هشتم از دنیا رفته باشد.
مصراع دومِ رباعی نخست را من به قیاس و قرینه نوشتم و وجوه دیگر نیز محتمل است.

‏●●
"چهار خطی"
رباعی فارسی به روایت سید علی میرافضلی
https://telegram.me/Xatt4
چهار خطی
لمولانا علاءالدین الخجندی رحمة الله علیه یک شبهه شنو که وهم از او بی‌خبر است چون زلف بتان شکن شکن [در] نظر است پیوسته چو بر عماد، خر دیده شده است امروز چرا عماد بر پشت خر است؟ و له تا چند به داغ عارضش طعنه زنی بر روی کلنجه(؟) زخم بر، نقصان نیست مه را بنگر…
یادداشت فاضل ارجمند جناب رحمان قربانی
در مورد علاءالدین خجندی

بنده قبلاً به مناسبتی، به جست‌وجو درباره خجندیان اصفهان پرداختم. در یکی از منابع (اعلام اصفهان، مهدوی، جلد اول، صفحه 66) با «علاء الدین خجندی» دیگری (غیر از ابوسعد) مواجه شدم. شاید شخصی که شما در پی آن هستید، همین باشد.
او علاءالدین عبدالقادر بن عبدالله خجندی نام دارد. مهدوی می‌نویسد: «از ادبا و شعرای اصفهان است. در سرودن شعر به عربی دستی توانا داشت. قصیده‌ای در مدح سعدالدین محمد بن علی ساوی سروده است». البته مهدوی از تلخیص مجمع‌الآداب ابن‌فوطی (جلد 4، قسمت 2، صفحه 1029) نقل می‌کند. من به منبع اصلی دست نیافتم و چه‌بسا در آنجا توضیحات بیشتر یا کاملی از این فرد وجود داشته باشد.
ممدوح قصیده همان سعدالدین ساوجی وزیر غازان و اولجایتو است. وی از 697 تا 711 وزیر بوده و در همان سال به قتل رسیده است (تاریخ مغول، اشپولر، 117). به احتمال زیاد، شاعر خجندی نیز در همین سال‌ها ساوجی را مدح گفته است.
مشخصات این فرد با حدس شما مقداری تناسب دارد: علاء الدین خجندی نام دارد. به عهد کتابت دستنویس نزدیک‌تر است. شاعر است (و احتمالاً شعر فارسی نیز می‌سروده است).

‏●●
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4