عالی افندی و عمر خیام.pdf
3 MB
▫️
میرافضلی، سیدعلی؛ «مصطفی عالی افندی و رباعیات خیّام»، آینۀ پژوهش، سال ۳۲، شمارۀ ۳ (پیاپی ۱۸۹)، مرداد و شهریور ۱۴۰۰، ۱۹۱-۲۱۸
..
مصطفی عالی گلیبولی (د. ۱۰۰۸ ق)، شاعر، منشی و تاریخنگار عثمانی است که در دوران حکومت سلطان سلیم دوم و سلطان مراد سوم میزیست. از وی آثار متعددی به زبان ترکی و سه اثر به زبان فارسی بهجای مانده است. آثار فارسی او عبارتند از: دیوان شعر، مجمع البحرین (نظیرهسازی بر ۵۳ غزل حافظ) و ربیع المنظوم (نظیرهسازی بر ۵۳ رباعی خیّام). از آثار ترکی او، کتاب ارزشمند مناقب هنروران به زبان فارسی ترجمه شده است.
در مقالۀ حاضر، مجموعۀ ربیع المنظوم عالی افندی را که به اقتفای رباعیات خیّام سروده است، معرفی کردهایم.
●●
"چهار خطی"
رباعی فارسی، به روایت سید علی میرافضلی
https://telegram.me/Xatt4
میرافضلی، سیدعلی؛ «مصطفی عالی افندی و رباعیات خیّام»، آینۀ پژوهش، سال ۳۲، شمارۀ ۳ (پیاپی ۱۸۹)، مرداد و شهریور ۱۴۰۰، ۱۹۱-۲۱۸
..
مصطفی عالی گلیبولی (د. ۱۰۰۸ ق)، شاعر، منشی و تاریخنگار عثمانی است که در دوران حکومت سلطان سلیم دوم و سلطان مراد سوم میزیست. از وی آثار متعددی به زبان ترکی و سه اثر به زبان فارسی بهجای مانده است. آثار فارسی او عبارتند از: دیوان شعر، مجمع البحرین (نظیرهسازی بر ۵۳ غزل حافظ) و ربیع المنظوم (نظیرهسازی بر ۵۳ رباعی خیّام). از آثار ترکی او، کتاب ارزشمند مناقب هنروران به زبان فارسی ترجمه شده است.
در مقالۀ حاضر، مجموعۀ ربیع المنظوم عالی افندی را که به اقتفای رباعیات خیّام سروده است، معرفی کردهایم.
●●
"چهار خطی"
رباعی فارسی، به روایت سید علی میرافضلی
https://telegram.me/Xatt4
همسفر با عالی گلیبولی؛ شاعر و مورّخ ترک
حدود ده ماه پیش، تصویر نسخۀ رباعیات مصطفی عالی گلیبولی متعلّق به کتابخانۀ قاضیزاده محمد افندی (استانبول) به دستم افتاد. با اینکه نثر مسجّع متکلّف عالی در دیباچه و ناپختگی زبان رباعیات او مرا چندان نگرفت، موضوع اثر او که اسمش در فهرست کتابخانه بدیع الرقوم ثبت شده است، برایم جالب بود. از عالی رومی چیز زیادی نمیدانستم. شروع به جستجو کردم. از آثار او در ایران، فقط ترجمۀ کتاب ارزشمند مناقب هنروران به قلم دکتر توفیق هاشمپور سبحانی منتشر شده است. کتاب را در اوایل دهۀ هفتاد خریده و یکی دو بار هم به آن استناد کرده بودم.
عالی به سال ۹۴۸ ق در گلیبولی در استان چناققلعۀ ترکیه به دنیا آمد و زبان فارسی را نزد سروری آموخت. سالها دور از وطن خویش در قلمرو حکومت سلطان سلیم دوم و فرزندش سلطان مراد سوم در سمت منشی و مورخ و واقعه نویس و دیگر مشاغل دیوانی خدمت کرد. بارها از کار بیکار شد و سرانجام، بدون آنکه بخت حضور در دربار سلطان سلیم یا سلطان مراد را داشته باشد، به سال ۱۰۰۸ ق در جدّه عربستان درگذشت و همانجا به خاکش سپردند. عالی در زمینههای متنوعی از تاریخ و ادب و هنر قلم زده است.
عالی به سه زبان ترکی، فارسی و عربی شعر میگفت. سه دیوان و چندین منظومه و مجموعه به زبان ترکی از خود به یادگار گذاشته است. اهمیت او در حوزۀ تاریخنگاری عثمانی، بسیار زیاد است. کنه الاخبار و زبدة التواریخ از مهمترین کتابهای عالی در تاریخ عمومی جهان اسلام، بهویژه تاریخ اقوام ترکان و سلسلۀ عثمانی است. محققان ترک، صدها مقاله و دهها کتاب مستقل در تصحیح و معرفی آثار او نگاشتهاند. آثار فارسی عالی، نخست دیوان شعر اوست که مشتمل بر غزلیات، رباعیات و قطعات اوست و نسخهای از آن در کتابخانۀ مجلس شورای اسلامی موجود است. تا قبل از انتشار جلد بیست و ششم فهرست مجلس (در سال ۱۳۷۶)، کسی از محققان ترک از وجود این دیوان اطلاعی نداشت. اثر دیگر او، مجمع البحرین است که شامل نظیرهگوییهای عالی بر ۵۳ غزل حافظ است. سومین کتاب فارسی عالی، ربیع المنظوم است که آن را بدیع الرقوم و ربیع المرسوم هم نامیدهاند. این اثر، در تتبع رباعیات خیّام است و در ۱۰۰۳ هجری به اتمام رسیده است.
هنگام بررسی ربیع المنظوم، گام به گام، دریچههایی از ارتباط شعر و ادب فارسی و ترکی بر من گشوده شد که تا کنون هیچ اطلاعی از آنها نداشتم و کوشش چندانی هم برای شناختن این وجه ناشناختۀ تاریخ ادب فارسی نکرده بودم؛ البته ناشناخته بر من. وگرنه، پژوهشگران فعال در این حوزه، چه در ترکیه و چه در ایران تحقیقات زیادی در این زمینه کردهاند. با این حال، نمیتوان ادعا کرد که منابع موجود به زبان فارسی برای شناخت این موضوع فراوان است و دسترسی به منابع خطی و چاپی موجود در کتابخانههای ترکیه برای محققان ایرانی آسان. نگارش مقالۀ «مصطفی عالی افندی و رباعیات خیّام» برای من به مکاشفهای ارجمند میمانست که در جریان آن، چشمم به تماشای افقهای جدیدتری گشوده شد. نه اینکه کشف تازهای کرده و دانش هنگفتی به دست آورده باشم. اما به این نکته دست یافتم که پهنای ادب فارسی، آنقدر گسترده و دارای چنان زوایایِ نشناختهای است که در یک حوزۀ مشخص مثل رباعی نیز، عمر یک نفر، به شناخت همۀ جوانب و حدّ و حدود آن قد نخواهد داد. اگر کسی ادعای چنین اشراف و تسلّطی داشته باشد، همین ادعا را باید گواه روشنی بر ناآگاهی او گرفت. به نظرم، اگر کسی یا گروهی همت میکرد و کتابشناسی کتابها و مقالات مربوط به حوزۀ مطالعاتِ تاریخ و فرهنگ و ادب فارسی را در کشور ترکیه فراهم میآورد، خدمت بزرگ به پژوهشگران کشورمان بود. کار مقالۀ مذکور به پایان آمد، ولی این ابتدای راهی دراز است.
●●
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
حدود ده ماه پیش، تصویر نسخۀ رباعیات مصطفی عالی گلیبولی متعلّق به کتابخانۀ قاضیزاده محمد افندی (استانبول) به دستم افتاد. با اینکه نثر مسجّع متکلّف عالی در دیباچه و ناپختگی زبان رباعیات او مرا چندان نگرفت، موضوع اثر او که اسمش در فهرست کتابخانه بدیع الرقوم ثبت شده است، برایم جالب بود. از عالی رومی چیز زیادی نمیدانستم. شروع به جستجو کردم. از آثار او در ایران، فقط ترجمۀ کتاب ارزشمند مناقب هنروران به قلم دکتر توفیق هاشمپور سبحانی منتشر شده است. کتاب را در اوایل دهۀ هفتاد خریده و یکی دو بار هم به آن استناد کرده بودم.
عالی به سال ۹۴۸ ق در گلیبولی در استان چناققلعۀ ترکیه به دنیا آمد و زبان فارسی را نزد سروری آموخت. سالها دور از وطن خویش در قلمرو حکومت سلطان سلیم دوم و فرزندش سلطان مراد سوم در سمت منشی و مورخ و واقعه نویس و دیگر مشاغل دیوانی خدمت کرد. بارها از کار بیکار شد و سرانجام، بدون آنکه بخت حضور در دربار سلطان سلیم یا سلطان مراد را داشته باشد، به سال ۱۰۰۸ ق در جدّه عربستان درگذشت و همانجا به خاکش سپردند. عالی در زمینههای متنوعی از تاریخ و ادب و هنر قلم زده است.
عالی به سه زبان ترکی، فارسی و عربی شعر میگفت. سه دیوان و چندین منظومه و مجموعه به زبان ترکی از خود به یادگار گذاشته است. اهمیت او در حوزۀ تاریخنگاری عثمانی، بسیار زیاد است. کنه الاخبار و زبدة التواریخ از مهمترین کتابهای عالی در تاریخ عمومی جهان اسلام، بهویژه تاریخ اقوام ترکان و سلسلۀ عثمانی است. محققان ترک، صدها مقاله و دهها کتاب مستقل در تصحیح و معرفی آثار او نگاشتهاند. آثار فارسی عالی، نخست دیوان شعر اوست که مشتمل بر غزلیات، رباعیات و قطعات اوست و نسخهای از آن در کتابخانۀ مجلس شورای اسلامی موجود است. تا قبل از انتشار جلد بیست و ششم فهرست مجلس (در سال ۱۳۷۶)، کسی از محققان ترک از وجود این دیوان اطلاعی نداشت. اثر دیگر او، مجمع البحرین است که شامل نظیرهگوییهای عالی بر ۵۳ غزل حافظ است. سومین کتاب فارسی عالی، ربیع المنظوم است که آن را بدیع الرقوم و ربیع المرسوم هم نامیدهاند. این اثر، در تتبع رباعیات خیّام است و در ۱۰۰۳ هجری به اتمام رسیده است.
هنگام بررسی ربیع المنظوم، گام به گام، دریچههایی از ارتباط شعر و ادب فارسی و ترکی بر من گشوده شد که تا کنون هیچ اطلاعی از آنها نداشتم و کوشش چندانی هم برای شناختن این وجه ناشناختۀ تاریخ ادب فارسی نکرده بودم؛ البته ناشناخته بر من. وگرنه، پژوهشگران فعال در این حوزه، چه در ترکیه و چه در ایران تحقیقات زیادی در این زمینه کردهاند. با این حال، نمیتوان ادعا کرد که منابع موجود به زبان فارسی برای شناخت این موضوع فراوان است و دسترسی به منابع خطی و چاپی موجود در کتابخانههای ترکیه برای محققان ایرانی آسان. نگارش مقالۀ «مصطفی عالی افندی و رباعیات خیّام» برای من به مکاشفهای ارجمند میمانست که در جریان آن، چشمم به تماشای افقهای جدیدتری گشوده شد. نه اینکه کشف تازهای کرده و دانش هنگفتی به دست آورده باشم. اما به این نکته دست یافتم که پهنای ادب فارسی، آنقدر گسترده و دارای چنان زوایایِ نشناختهای است که در یک حوزۀ مشخص مثل رباعی نیز، عمر یک نفر، به شناخت همۀ جوانب و حدّ و حدود آن قد نخواهد داد. اگر کسی ادعای چنین اشراف و تسلّطی داشته باشد، همین ادعا را باید گواه روشنی بر ناآگاهی او گرفت. به نظرم، اگر کسی یا گروهی همت میکرد و کتابشناسی کتابها و مقالات مربوط به حوزۀ مطالعاتِ تاریخ و فرهنگ و ادب فارسی را در کشور ترکیه فراهم میآورد، خدمت بزرگ به پژوهشگران کشورمان بود. کار مقالۀ مذکور به پایان آمد، ولی این ابتدای راهی دراز است.
●●
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
Telegram
چهار خطی
رباعی فارسی، به روایت: سید علی میرافضلی
(این صفحه روز پنجشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۴ش راهاندازی شده است.)
(این صفحه روز پنجشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۴ش راهاندازی شده است.)
Forwarded from فنّ ادبیّات
LALAISMAIL487.pdf
108.6 MB
جنگ شمارهٔ ۴۸۷ لالااسماعیل
مورخ ۷۴۱ و ۷۴۲ با توضیحی از دوست عزیزم، بابک سلمانی:
این مجموعه [در فهرست کتابخانه سهوا: دیوان جلالی]، در نیمههای قرن ۸ و ظاهراً در مصر (قاهره) تدوین شده است. دو کاتب از چند کاتب، تاریخ کتابت را نوشتهاند:
۱. محمد بن حیدر الحسینی، نزیل مصر: ذیحجهٔ ۷۴۱ (از آغاز تا ورق 17ر، «بخش اول» فهرست)
۲. حاجی محمد گوینده(؟) التبریزی: قاهره، صفر ۷۴۲
کاتبان دیگر بخش دوم، از جمله عبدالکریم بن اصیل (کاتب بخش مفصل معارضات سعدی و همام) و عبدالمجیب بن محمد اصفهانی (کاتب و شاید گویندۀ چند بیت در بخشی دیگر) تاریخی قید نکردهاند (نک. ۱۱۲چ و صص ۲۴۱-۲۴۴).
ضمنا به قرینهٔ خط میتوان احتمال داد بعضی اوراق بخش اول به بخش دوم منتقل شده باشد (نک. فهرست).
این نسخه را گویا دکتر حیدر حسنلو در سال ۱۳۸۲ در دانشگاه تهران تصحیح کرده (یادداشتی از هماو در ورق پایانی دیده میشود) اما از آنجا که خبری از انتشار آن نیست، فعلا میتوان از اصل نسخه استفاده کرد.
فهرست اجمالی گویندگان و فواید مجموعه، میتواند اهمیت این جنگ را بیشتر نشان بدهد. این فهرست در فرستهٔ بعد آمدهاست.
@fanneadab
مورخ ۷۴۱ و ۷۴۲ با توضیحی از دوست عزیزم، بابک سلمانی:
این مجموعه [در فهرست کتابخانه سهوا: دیوان جلالی]، در نیمههای قرن ۸ و ظاهراً در مصر (قاهره) تدوین شده است. دو کاتب از چند کاتب، تاریخ کتابت را نوشتهاند:
۱. محمد بن حیدر الحسینی، نزیل مصر: ذیحجهٔ ۷۴۱ (از آغاز تا ورق 17ر، «بخش اول» فهرست)
۲. حاجی محمد گوینده(؟) التبریزی: قاهره، صفر ۷۴۲
کاتبان دیگر بخش دوم، از جمله عبدالکریم بن اصیل (کاتب بخش مفصل معارضات سعدی و همام) و عبدالمجیب بن محمد اصفهانی (کاتب و شاید گویندۀ چند بیت در بخشی دیگر) تاریخی قید نکردهاند (نک. ۱۱۲چ و صص ۲۴۱-۲۴۴).
ضمنا به قرینهٔ خط میتوان احتمال داد بعضی اوراق بخش اول به بخش دوم منتقل شده باشد (نک. فهرست).
این نسخه را گویا دکتر حیدر حسنلو در سال ۱۳۸۲ در دانشگاه تهران تصحیح کرده (یادداشتی از هماو در ورق پایانی دیده میشود) اما از آنجا که خبری از انتشار آن نیست، فعلا میتوان از اصل نسخه استفاده کرد.
فهرست اجمالی گویندگان و فواید مجموعه، میتواند اهمیت این جنگ را بیشتر نشان بدهد. این فهرست در فرستهٔ بعد آمدهاست.
@fanneadab
فهرست_اجمالی_جنگ_۴۸۷_لالا_اسماعیل.pdf
84.8 KB
فهرست اجمالی گویندگان و فواید مجموعهٔ موسوم به «جنگ لالا اسماعیل»، هم به قلم دوست فاضل، بابک سلمانی.
در این فهرست نامهای کمتر شناختهشده با قلم تیره -bold- برجسته شدهاند.
@fanneadab
در این فهرست نامهای کمتر شناختهشده با قلم تیره -bold- برجسته شدهاند.
@fanneadab
▫️
ابوالمعالی نخاس یا ابوالعلای شاپور؟
با پیدا آمدن تصویر با کیفیت نزهة المجالس، برخی مشکلات حل نشدۀ این متن، برطرف شده است. زندهیاد دکتر ریاحی، در تصحیح کتاب، کاری بس شگرف انجام داده و مشکلات متن، اغلب به خاطر در اختیار نبودنِ تصویر با کیفیت نسخه بوده است. یکی از این موارد، رباعی شمارۀ ۱۸۵۳ است (تصویر بالا) که دکتر ریاحی نام گویندهاش را، به حدس و گمان، «ابوالعلای (شاپور؟)» نوشته است. آنچه از تصویر نسخه بر میآید، گویندۀ رباعی «ابوالمعالی نخاس» است. از این شاعر قرن پنجم، چند رباعی در نزهة المجالس نقل شده و دکتر ریاحی او را «ابوالمعالی نحاس رازی» معرفی کرده است (مقدمه، ۵۶-۵۷). در مورد شهرت شاعر (نحاس یا نخاس) اختلاف نظر است و بیشتر محققان، وجه نخست را درستتر دانستهاند. در دستنویس نزهةالمجالس، «نخاس» قید شده است. در کتاب سلجوقنامۀ ظهیری که اخیراً میراث مکتوب منتشر کرده، شعری از ابوالمعالی موجود است (ص ۲۶). در نسخۀ اساس، شهرت شاعر «نخاس» است، اما مصحّح «نحاس» را بر اساس راحة الصدور وارد متن کرده است. این ضبط، شایستۀ بررسی است.
●
"چهار خطی"
رباعی فارسی، به روایت سید علی میرافضلی
https://telegram.me/Xatt4
ابوالمعالی نخاس یا ابوالعلای شاپور؟
با پیدا آمدن تصویر با کیفیت نزهة المجالس، برخی مشکلات حل نشدۀ این متن، برطرف شده است. زندهیاد دکتر ریاحی، در تصحیح کتاب، کاری بس شگرف انجام داده و مشکلات متن، اغلب به خاطر در اختیار نبودنِ تصویر با کیفیت نسخه بوده است. یکی از این موارد، رباعی شمارۀ ۱۸۵۳ است (تصویر بالا) که دکتر ریاحی نام گویندهاش را، به حدس و گمان، «ابوالعلای (شاپور؟)» نوشته است. آنچه از تصویر نسخه بر میآید، گویندۀ رباعی «ابوالمعالی نخاس» است. از این شاعر قرن پنجم، چند رباعی در نزهة المجالس نقل شده و دکتر ریاحی او را «ابوالمعالی نحاس رازی» معرفی کرده است (مقدمه، ۵۶-۵۷). در مورد شهرت شاعر (نحاس یا نخاس) اختلاف نظر است و بیشتر محققان، وجه نخست را درستتر دانستهاند. در دستنویس نزهةالمجالس، «نخاس» قید شده است. در کتاب سلجوقنامۀ ظهیری که اخیراً میراث مکتوب منتشر کرده، شعری از ابوالمعالی موجود است (ص ۲۶). در نسخۀ اساس، شهرت شاعر «نخاس» است، اما مصحّح «نحاس» را بر اساس راحة الصدور وارد متن کرده است. این ضبط، شایستۀ بررسی است.
●
"چهار خطی"
رباعی فارسی، به روایت سید علی میرافضلی
https://telegram.me/Xatt4
گمانهزنی در مورد حکیم تبیان
«حکیم تبیان» نام شاعر گمنامی است که تقی اوحدی بلیانی او را به عالم ادبیات معرفی کرده و دوبیت از اشعار او را که در بعضی منابع متأخر به حافظ هم منسوب است، در تذکرۀ خود آورده است (عرفات العاشقین، چاپ میراث مکتوب، ۲: ۸۵۴):
«حکیم تبیان، از استادان قادر نادر ماهری است، در آنِ سخنوری. اما شعرش نایاب است:
صبر و ظفر هر دو دوستان قدیمند
بر اثر صبر، نوبت ظفر آید
بگذرد این روزگار تلختر از زهر
باز یکی روزگار چون شکر آید».
بلیانی هیچ اطلاعی در مورد این شاعر به دست نداده است. جستجوهای بنده نیز برای شناسایی این حکیم، به هیچ نتیجهای نرسید. تا آنجا که دیدهام، پیش از عرفات العاشقین، هیچ منبعی از این شاعر گمنام نامی نیاورده است. تذکرهنویسان بعدی نیز با اینکه عرفات العاشقین یکی از مراجع اصلی آنها بوده است، این شاعر را نادیده گرفتهاند. البته، بحث شعر مذکور و بحث گویندۀ آن، دو موضوع جداگانه است. چرا که خود شعر مربوط به روزگار قبل از حافظ است و حافظ را نمیتوان گویندۀ این دو بیت مشهور دانست. این نکته را فاضل ارجمند آقای محمدرضا ضیا در یادداشتی توضیح دادهاند. اما مأخذ ایشان، همان عرفات العاشقین و سپس جُنگ معانی است که مستند آن کتاب نیز، تذکرۀ مذکور است.
قدیمترین جایی که دیدهام این دو بیت در آن نقل شده، روضة الناظر عزیر کاشانی است که مجموعۀ ارزشمند خود را در ربع اول قرن هشتم گرد آورده و به گمان من، اثر او یکی از منابع مطالعاتی حافظ بوده است. باری، کاشانی در فصل ششم از باب دوم کتابش که به موضوع «دگرگون شدن احوال و به آسانی رسیدن بعد از سختی» اختصاص دارد، دو بیت مذکور را با عنوان «غیره» نقل کرده است (برگ ۸۰ ر) و معنیاش این است که جزو اشعار مشهوری است که نام گویندهاش مشخص نیست. همین دو بیت را شرفالدین حسینی قزوینی (د. حدود ۷۴۰ ق) نویسندۀ المعجم فی آثار ملوک العجم بی ذکر نام گوینده در کتاب خود آورده است (ص ۲۷۸).
اما حدسی که میخواهم در مورد حکیم «تبیان» مطرح کنم، ممکن است در بادی امر، پیش پا افتاده به نظر برسد، ولی دور از ذهن نیست. به نظر من، خلق شاعری به اسم «تبیان»، حاصل سوء برداشت یا بدخوانی بلیانی یا منبع اصلی اوست. در همین کتاب روضة الناظر که آن را قدیم ترین منبع دو بیت منسوب به حکیم تبیان میدانیم، بارها از عنوان «بیتان» برای اشعار منتخبی که دو بیت دارند و نام گویندهشان مشخص نبوده، استفاده شده است. اینکه اوحدی بلیانی کلمۀ «بیتان» را «تبیان» خوانده و آن را نام گویندۀ ناشناس شعر به حساب آورده باشد، محتمل تواند بود. با توجه به مضمون حکیمانۀ این قطعه، کلمۀ «حکیم» را از پیش خود به نام فرضی «تبیان» افزوده تا دهنپُر کن باشد. من خودم بنا به سابقۀ ذهنی، یکبار دچار این توهم شدم که شعری نویافته از حکیم تبیان به چنگم افتاده است. تصویری از چند «بیتان/ تبیان» روضة الناظر را ضمیمۀ این نوشته میکنم. از دوستان اهل فضل میخواهم که نظرشان را در مورد این حدس بنویسند و بگویند.
●●
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
«حکیم تبیان» نام شاعر گمنامی است که تقی اوحدی بلیانی او را به عالم ادبیات معرفی کرده و دوبیت از اشعار او را که در بعضی منابع متأخر به حافظ هم منسوب است، در تذکرۀ خود آورده است (عرفات العاشقین، چاپ میراث مکتوب، ۲: ۸۵۴):
«حکیم تبیان، از استادان قادر نادر ماهری است، در آنِ سخنوری. اما شعرش نایاب است:
صبر و ظفر هر دو دوستان قدیمند
بر اثر صبر، نوبت ظفر آید
بگذرد این روزگار تلختر از زهر
باز یکی روزگار چون شکر آید».
بلیانی هیچ اطلاعی در مورد این شاعر به دست نداده است. جستجوهای بنده نیز برای شناسایی این حکیم، به هیچ نتیجهای نرسید. تا آنجا که دیدهام، پیش از عرفات العاشقین، هیچ منبعی از این شاعر گمنام نامی نیاورده است. تذکرهنویسان بعدی نیز با اینکه عرفات العاشقین یکی از مراجع اصلی آنها بوده است، این شاعر را نادیده گرفتهاند. البته، بحث شعر مذکور و بحث گویندۀ آن، دو موضوع جداگانه است. چرا که خود شعر مربوط به روزگار قبل از حافظ است و حافظ را نمیتوان گویندۀ این دو بیت مشهور دانست. این نکته را فاضل ارجمند آقای محمدرضا ضیا در یادداشتی توضیح دادهاند. اما مأخذ ایشان، همان عرفات العاشقین و سپس جُنگ معانی است که مستند آن کتاب نیز، تذکرۀ مذکور است.
قدیمترین جایی که دیدهام این دو بیت در آن نقل شده، روضة الناظر عزیر کاشانی است که مجموعۀ ارزشمند خود را در ربع اول قرن هشتم گرد آورده و به گمان من، اثر او یکی از منابع مطالعاتی حافظ بوده است. باری، کاشانی در فصل ششم از باب دوم کتابش که به موضوع «دگرگون شدن احوال و به آسانی رسیدن بعد از سختی» اختصاص دارد، دو بیت مذکور را با عنوان «غیره» نقل کرده است (برگ ۸۰ ر) و معنیاش این است که جزو اشعار مشهوری است که نام گویندهاش مشخص نیست. همین دو بیت را شرفالدین حسینی قزوینی (د. حدود ۷۴۰ ق) نویسندۀ المعجم فی آثار ملوک العجم بی ذکر نام گوینده در کتاب خود آورده است (ص ۲۷۸).
اما حدسی که میخواهم در مورد حکیم «تبیان» مطرح کنم، ممکن است در بادی امر، پیش پا افتاده به نظر برسد، ولی دور از ذهن نیست. به نظر من، خلق شاعری به اسم «تبیان»، حاصل سوء برداشت یا بدخوانی بلیانی یا منبع اصلی اوست. در همین کتاب روضة الناظر که آن را قدیم ترین منبع دو بیت منسوب به حکیم تبیان میدانیم، بارها از عنوان «بیتان» برای اشعار منتخبی که دو بیت دارند و نام گویندهشان مشخص نبوده، استفاده شده است. اینکه اوحدی بلیانی کلمۀ «بیتان» را «تبیان» خوانده و آن را نام گویندۀ ناشناس شعر به حساب آورده باشد، محتمل تواند بود. با توجه به مضمون حکیمانۀ این قطعه، کلمۀ «حکیم» را از پیش خود به نام فرضی «تبیان» افزوده تا دهنپُر کن باشد. من خودم بنا به سابقۀ ذهنی، یکبار دچار این توهم شدم که شعری نویافته از حکیم تبیان به چنگم افتاده است. تصویری از چند «بیتان/ تبیان» روضة الناظر را ضمیمۀ این نوشته میکنم. از دوستان اهل فضل میخواهم که نظرشان را در مورد این حدس بنویسند و بگویند.
●●
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
Telegram
چهار خطی
رباعی فارسی، به روایت: سید علی میرافضلی
(این صفحه روز پنجشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۴ش راهاندازی شده است.)
(این صفحه روز پنجشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۴ش راهاندازی شده است.)
▪️بیتان/ تبیان در روضة الناظر
"چهار خطی"
رباعی فارسی، به روایت سید علی میرافضلی
https://telegram.me/Xatt4
"چهار خطی"
رباعی فارسی، به روایت سید علی میرافضلی
https://telegram.me/Xatt4
Forwarded from گاهنامۀ ادبی (محسن شریفی صَحی)
GM-88-89-p58.pdf
2.5 MB
مقالهای از نگارنده با عنوان «دربارۀ تاریخ مرگ سلمان ساوجی (آیا سلمان در صفر سال 778ق درگذشته است؟)» در شمارۀ اخیر گزارش میراث (88-89) منتشر شده است.
در این جستار، منبعی از دوران زندگانی سلمان ساوجی معرفی شده است که تواریخ ذکر شدهای که تا به اکنون زمان مرگ وی را معلوم کردهاند، تحتالشعاع قرار خواهد داد.
تاریخ پذیرفته شده برای مرگ سلمان، 12 یا 13صفر سال 778 بوده که با خاطرهای که موسیقیدان بزرگ سدۀ هشتم و نهم، عبدالقادر مراغی در جامعالالحان خویش ذکر کرده، معلوم میشود که سلمان، حداقل تا حدود 6 ماه بعد از این تاریخ، یعنی تا اواخر شعبان سال 778ق نیز زنده بوده است.
در این منبع، از معاشرت و مؤانست عبدالقادر مراغی و سلمان ساوجی و انتخاب اشعار وی برای ساختن قطعاتی برای سلطان حسین سخن به میان آمده است.
ایضاً با استناد به قول عبدالقادر مراغی در جامعالالحان، یکی از رباعیات سلمان، که در هیچ دیوان شعری از وی دیده و ثبت نشده، ذیل «خواجه جمالالدین سلمان» معرفی شده است:
از هفت پدر یگانهای چون تو پسر
در دهر هنروری نزاد از مادر
تا کاسه بدید معجز از دستت گفت
مثل تو ندیده دیده در کاسۀ سر
*
https://t.me/gahnameyeadabi
در این جستار، منبعی از دوران زندگانی سلمان ساوجی معرفی شده است که تواریخ ذکر شدهای که تا به اکنون زمان مرگ وی را معلوم کردهاند، تحتالشعاع قرار خواهد داد.
تاریخ پذیرفته شده برای مرگ سلمان، 12 یا 13صفر سال 778 بوده که با خاطرهای که موسیقیدان بزرگ سدۀ هشتم و نهم، عبدالقادر مراغی در جامعالالحان خویش ذکر کرده، معلوم میشود که سلمان، حداقل تا حدود 6 ماه بعد از این تاریخ، یعنی تا اواخر شعبان سال 778ق نیز زنده بوده است.
در این منبع، از معاشرت و مؤانست عبدالقادر مراغی و سلمان ساوجی و انتخاب اشعار وی برای ساختن قطعاتی برای سلطان حسین سخن به میان آمده است.
ایضاً با استناد به قول عبدالقادر مراغی در جامعالالحان، یکی از رباعیات سلمان، که در هیچ دیوان شعری از وی دیده و ثبت نشده، ذیل «خواجه جمالالدین سلمان» معرفی شده است:
از هفت پدر یگانهای چون تو پسر
در دهر هنروری نزاد از مادر
تا کاسه بدید معجز از دستت گفت
مثل تو ندیده دیده در کاسۀ سر
*
https://t.me/gahnameyeadabi
Forwarded from برکهی کهن (حمید زارعیِ مرودشت)
هرچند به عدل، دینِ حق رهبر بود
جهدِ علما پیروِ حکمِ زر بود
سلطان هرگه که ریخت خونِ پدرش
گفتند: جهاد کردی، او کافر بود!
«بیدلِ دهلوی»
ـ @berkeye_kohan ـ
هرچند به عدل، دینِ حق رهبر بود
جهدِ علما پیروِ حکمِ زر بود
سلطان هرگه که ریخت خونِ پدرش
گفتند: جهاد کردی، او کافر بود!
«بیدلِ دهلوی»
ـ @berkeye_kohan ـ
Forwarded from حاصل اوقات
New_Information_Concerning_the_Relationship_between_Omar_Khayyam.pdf
1.3 MB
«آگاهی تازهای از رابطۀ حکیم عمر خیام و امام محمد غزالی: دو رباعی نویافته از خیام در رثای غزالی»
محمد افشینوفایی
پژوهشهای ایرانشناسی، دانشگاه تهران، سال 7، شمارۀ 2، پاییز و زمستان 1396، صص 1- 13.
@HaseleOwqat
محمد افشینوفایی
پژوهشهای ایرانشناسی، دانشگاه تهران، سال 7، شمارۀ 2، پاییز و زمستان 1396، صص 1- 13.
@HaseleOwqat
Forwarded from گاهنامۀ ادبی (محسن شریفی صَحی)
*رباعی تازۀ خیام و طریقت مولویه در جُنگ لیدن
-مقالهای از آقای احمد بهنامی، اخیراً در نشریۀ گزارش میراث (88-89) منتشر شده و اشعار فارسیگویانِ جنگ لیدن را معرفی کردهاند. این همان جنگی است که بنده، پیشتر، با بررسیِ اجمالی آن، رباعیِ تازهای از خیام را به همراه برخی نکات موجود در آن، در گاهنامۀ ادبی معرفی کرده بودم.
مهمترین نکتهای که در یادداشت تلگرامی من آمده، شناساندن رباعیِ تازه به نام خیام نیشابوری است که با بررسی جنگ ش 1094 کتابخانۀ لیدن صورت گرفته است.
از این رو، به وضوح در یادداشت خود، رباعیِ: دل در دنیا نبست جز مجهولی ... را از خیام دانسته و رباعی موجود در دیوان مولوی، یعنی: این عرصه که عرض آن ندارد طولی ... را متأثر از آن خواندهام.
بر من پوشیده است که چرا جناب بهنامی، در مقالۀ خود گفتهاند که شریفی صَحی، هر دو رباعی را از مولوی دانسته است: «شریفی صَحی این رباعی و رباعیِ هم قافیۀ آن را از مولانا دانسته»!
چنانکه معلوم است و عنوان نوشتۀ من، یعنی «شعری تازه از خیام» نیز دلالت دارد، چنین ادعایی در آن یادداشت مطرح نشده است. اما ایشان با برداشتی اشتباه، نتایج نادرستی هم گرفتهاند. از جمله اینکه آوردهاند: نقل آن [کدام؟!] از رباعیات مولوی، در جنگ لیدن، بعید است و صورت رباعیِ مندرج در جنگ را از دیوان مولوی کهنتر خواندهاند. نیز فرمایش کردهاند که باید در انتساب آن به مولوی تردید داشت.
پر واضح است که رباعی منسوب به خیام و رباعی مولوی، دو رباعیِ مجزا از یکدگر هستند.
—همچنین دو رباعیِ: چون نیست ز هرچه هست جز باد به دست ... و: آن کو به سلامت است و نانی دارد ... را هم بنده در این جنگ دیده و انتساب اینها را به خیام ذکر کردهام؛ طبعاً جناب بهنامی باید هنگام نقل این رباعیات و ذکر نسبت آن دو به خیام، یادی هم از این کمینه میکردند.
—-اینکه محیالدین در 731ق و پسر و جانشین وی در 761ق درگذشتهاند نیز در مقالۀ ایشان آمده و پیشتر در یادداشت بنده نیز، ذکر شده است.
اما؛
——یکی از نکاتی که به اشتباه در متن مقالۀ جناب بهنامی ذکر شده است، این است که: «اثری از نام مولوی و طریقت و اشعار وی نیست» و: «علیرغم نزدیکی مکانی به پیروان طریقت مولویه، ذکری از مولوی بلخی و اشعارش در این جنگ نیست».
میگویم:
بخش مهمی از این منبع ارزشمند، از چشمان جناب بهنامی، پنهان مانده است. در بخشی از این متن، ذیل عنوان «بحرالمعارف خلفالاقطاب مولانا بهاءالدین فرماید قدّس الله سره» چندین رباعی ذکر شده است (جنگ لیدن: 126) که مصاریع اول آنها چنین است:
شاهی که نه زیرست و نه بالاست کجاست ...
شمشیر ازل به دست مردان خداست ...
در هر خاکی که سر نهم مسجود اوست ...
در فصل خزان خون رزان باید خورد ...
روی تو چو باغ است و قدت سرو روان ...
چنانکه جامع جنگ نقل کرده، این رباعیات از فرزند مولانا، یعنی بهاءالدین است و سه رباعی از جمع پنج رباعی بالا، در نسخهای که اشعارش با دعای «مدّ الله ظله و برکته» در پی هم آمده و یحتمل در زمان حیات بهاءالدین قلمی شده، به نام وی آمده است. چه بسا اگر پایان این نسخه افتادگی نداشت، دو رباعی دیگر را نیز میتوانستیم در آن بیابیم. هرچند، حتماً در نسخ دیگر دیوان وی قابل مشاهده است؛ چنانکه نفیسی آن دو رباعی را در متن مصحح خویش ذکر کرده است.
اما برخی از این اشعار، به نام مولوی نیز آمده است؛ چنانکه رباعی:
شاهی که نه زیرست و ... در جمع اشعار او آمده (ج8 کلیات شمس: ش 133) اما این رباعی در نسخۀ ش 328 کتابخانۀ حالت افندی، به نام بهاءالدین ثبت شده است (برگ 322).
رباعی: در هر خاکی که ... هم در جمع اشعار مولانا وارد شده (ج8 کلیات شمس: ش 319) که در اصل این رباعی نیز از سلطان ولد است (همان، برگ 323).
رباعی: شمشیر ازل به ... نیز در همین دیوان بهاءالدین، به نام وی مضبوط است (همان).
رباعیات: در فصل خزان ... و: روی تو چو باغ ... نیز در جمع اشعار بهاءالدین، در دیوان چاپی وی مندرج است (صص: 574 و 596).
لذا، یکی از مهمترین فواید این جنگ ادبی که در جغرافیای آناتولی قلمی شده است، ذکر اشعاری از فرزند مولوی بلخی، شاعر همدوره با جامع جنگ لیدن، به عنوان نمایندۀ طریقت مولویه است.
بنابراین، نتایجی که نویسندۀ مقاله در این باره گرفتهاند، مبنی بر اینکه در این جنگ، اشارتی به طریقۀ مولویه نشده، صحیح نمینماید و این رباعیات در نفی سخن ایشان و اثبات این موضوع که در متنی واحد از دو طریقت صوفیه یعنی رفاعیه و مولویه، شعر فارسی ذکر شده، سندی مهم و ارزشمند است.
*
https://t.me/gahnameyeadabi
-مقالهای از آقای احمد بهنامی، اخیراً در نشریۀ گزارش میراث (88-89) منتشر شده و اشعار فارسیگویانِ جنگ لیدن را معرفی کردهاند. این همان جنگی است که بنده، پیشتر، با بررسیِ اجمالی آن، رباعیِ تازهای از خیام را به همراه برخی نکات موجود در آن، در گاهنامۀ ادبی معرفی کرده بودم.
مهمترین نکتهای که در یادداشت تلگرامی من آمده، شناساندن رباعیِ تازه به نام خیام نیشابوری است که با بررسی جنگ ش 1094 کتابخانۀ لیدن صورت گرفته است.
از این رو، به وضوح در یادداشت خود، رباعیِ: دل در دنیا نبست جز مجهولی ... را از خیام دانسته و رباعی موجود در دیوان مولوی، یعنی: این عرصه که عرض آن ندارد طولی ... را متأثر از آن خواندهام.
بر من پوشیده است که چرا جناب بهنامی، در مقالۀ خود گفتهاند که شریفی صَحی، هر دو رباعی را از مولوی دانسته است: «شریفی صَحی این رباعی و رباعیِ هم قافیۀ آن را از مولانا دانسته»!
چنانکه معلوم است و عنوان نوشتۀ من، یعنی «شعری تازه از خیام» نیز دلالت دارد، چنین ادعایی در آن یادداشت مطرح نشده است. اما ایشان با برداشتی اشتباه، نتایج نادرستی هم گرفتهاند. از جمله اینکه آوردهاند: نقل آن [کدام؟!] از رباعیات مولوی، در جنگ لیدن، بعید است و صورت رباعیِ مندرج در جنگ را از دیوان مولوی کهنتر خواندهاند. نیز فرمایش کردهاند که باید در انتساب آن به مولوی تردید داشت.
پر واضح است که رباعی منسوب به خیام و رباعی مولوی، دو رباعیِ مجزا از یکدگر هستند.
—همچنین دو رباعیِ: چون نیست ز هرچه هست جز باد به دست ... و: آن کو به سلامت است و نانی دارد ... را هم بنده در این جنگ دیده و انتساب اینها را به خیام ذکر کردهام؛ طبعاً جناب بهنامی باید هنگام نقل این رباعیات و ذکر نسبت آن دو به خیام، یادی هم از این کمینه میکردند.
—-اینکه محیالدین در 731ق و پسر و جانشین وی در 761ق درگذشتهاند نیز در مقالۀ ایشان آمده و پیشتر در یادداشت بنده نیز، ذکر شده است.
اما؛
——یکی از نکاتی که به اشتباه در متن مقالۀ جناب بهنامی ذکر شده است، این است که: «اثری از نام مولوی و طریقت و اشعار وی نیست» و: «علیرغم نزدیکی مکانی به پیروان طریقت مولویه، ذکری از مولوی بلخی و اشعارش در این جنگ نیست».
میگویم:
بخش مهمی از این منبع ارزشمند، از چشمان جناب بهنامی، پنهان مانده است. در بخشی از این متن، ذیل عنوان «بحرالمعارف خلفالاقطاب مولانا بهاءالدین فرماید قدّس الله سره» چندین رباعی ذکر شده است (جنگ لیدن: 126) که مصاریع اول آنها چنین است:
شاهی که نه زیرست و نه بالاست کجاست ...
شمشیر ازل به دست مردان خداست ...
در هر خاکی که سر نهم مسجود اوست ...
در فصل خزان خون رزان باید خورد ...
روی تو چو باغ است و قدت سرو روان ...
چنانکه جامع جنگ نقل کرده، این رباعیات از فرزند مولانا، یعنی بهاءالدین است و سه رباعی از جمع پنج رباعی بالا، در نسخهای که اشعارش با دعای «مدّ الله ظله و برکته» در پی هم آمده و یحتمل در زمان حیات بهاءالدین قلمی شده، به نام وی آمده است. چه بسا اگر پایان این نسخه افتادگی نداشت، دو رباعی دیگر را نیز میتوانستیم در آن بیابیم. هرچند، حتماً در نسخ دیگر دیوان وی قابل مشاهده است؛ چنانکه نفیسی آن دو رباعی را در متن مصحح خویش ذکر کرده است.
اما برخی از این اشعار، به نام مولوی نیز آمده است؛ چنانکه رباعی:
شاهی که نه زیرست و ... در جمع اشعار او آمده (ج8 کلیات شمس: ش 133) اما این رباعی در نسخۀ ش 328 کتابخانۀ حالت افندی، به نام بهاءالدین ثبت شده است (برگ 322).
رباعی: در هر خاکی که ... هم در جمع اشعار مولانا وارد شده (ج8 کلیات شمس: ش 319) که در اصل این رباعی نیز از سلطان ولد است (همان، برگ 323).
رباعی: شمشیر ازل به ... نیز در همین دیوان بهاءالدین، به نام وی مضبوط است (همان).
رباعیات: در فصل خزان ... و: روی تو چو باغ ... نیز در جمع اشعار بهاءالدین، در دیوان چاپی وی مندرج است (صص: 574 و 596).
لذا، یکی از مهمترین فواید این جنگ ادبی که در جغرافیای آناتولی قلمی شده است، ذکر اشعاری از فرزند مولوی بلخی، شاعر همدوره با جامع جنگ لیدن، به عنوان نمایندۀ طریقت مولویه است.
بنابراین، نتایجی که نویسندۀ مقاله در این باره گرفتهاند، مبنی بر اینکه در این جنگ، اشارتی به طریقۀ مولویه نشده، صحیح نمینماید و این رباعیات در نفی سخن ایشان و اثبات این موضوع که در متنی واحد از دو طریقت صوفیه یعنی رفاعیه و مولویه، شعر فارسی ذکر شده، سندی مهم و ارزشمند است.
*
https://t.me/gahnameyeadabi
Telegram
گاهنامۀ ادبی
یادداشتهای انتقادی و ادبیِ
محسن شریفی صَحی
*مطالب تخصصی است
آیدی من: @m_sharifi_sahi
گروه چت گاهنامۀ ادبی https://t.me/chatGahname
اینستاگرام گاهنامۀ ادبی:
https://www.instagram.com/gahnameyeadabi/
محسن شریفی صَحی
*مطالب تخصصی است
آیدی من: @m_sharifi_sahi
گروه چت گاهنامۀ ادبی https://t.me/chatGahname
اینستاگرام گاهنامۀ ادبی:
https://www.instagram.com/gahnameyeadabi/
Forwarded from تاریخ،فرهنگ،هنر و ادبیات ایرانزمین (ج.ط نژند)
در مزرع دهر، کز نشاط آمد پاک
دهقانِ اجل نریخت جز تخمِ هلاک
چون دانۀ گندم، همه زآن با دلِ چاک
از خاک برآمدند و رفتند به خاک.
#میررباعی #فکریمشهدی
رباعیاتِ فکری مشهدی؛ سیدمحمد جامهباف، متخلص به فکری و مشهور به میر رباعی؛ به کوششِ سیدعلی میرافضلی؛ کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس؛ ۱۳۸۹: ۷۸؛ رباعی: ۲۳۶.
https://t.me/tarikhfarhanghonariranzamin
دهقانِ اجل نریخت جز تخمِ هلاک
چون دانۀ گندم، همه زآن با دلِ چاک
از خاک برآمدند و رفتند به خاک.
#میررباعی #فکریمشهدی
رباعیاتِ فکری مشهدی؛ سیدمحمد جامهباف، متخلص به فکری و مشهور به میر رباعی؛ به کوششِ سیدعلی میرافضلی؛ کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس؛ ۱۳۸۹: ۷۸؛ رباعی: ۲۳۶.
https://t.me/tarikhfarhanghonariranzamin
Telegram
تاریخ،فرهنگ،هنر و ادبیات ایرانزمین
یادداشتهایی برای روشنگریِ تاریخ، فرهنگ، هنر و ادبیاتِ ایرانِ بزرگِ تاریخی
سروش (ج.ط نژند)
@S_nazhand
سروش (ج.ط نژند)
@S_nazhand
سفینۀ نوحی ومجموعۀ روحی.pdf
13 MB
▫️
«سفینۀ نوحی و مجموعۀ روحی: بررسی دو سفینۀ کهن فارسی در حوزۀ آناتولی»، سیدعلی میرافضلی، گزارش میراث، دورۀ ۳، سال ۴، شمارۀ سوم و چهارم (۸۸-۸۹)، پاییز و زمستان ۱۳۹۸ {انتشار پاییز ۱۴۰۰}، ۱۴۸-۱۶۰
..
مجموعۀ اشعار شمارۀ ۲۳۸ الحاقی کتابخانۀ حالت افندی به دلیل اشتمال بر اشعار عرفانی سنایی، مولانا، عطّار، اوحد کرمانی، عراقی همدانی، سلطان ولد، و غزلیّات سعدی و همام تبریزی و همچنین بخشهایی از یک رباعینامۀ کهن پارسی به اسم مجمع الرباعیّات از دیرباز مورد توجّه پژوهشگران بودهاست. از آنجاکه برخی از اوراق دستنویس و ازجمله رقم کاتب در گذر زمان از بین رفته، تاریخ گردآوری و نام گردآورندۀ آن، دانسته نبودهاست. برخی از اهل فن به قرینۀ نوع خط و مندرجات آن، مجموعۀ مذکور را از یادگاران سدۀ هشتم دانستهاند. در مقالۀ حاضر، به کمک مجموعۀ ۵۴۲۶ کتابخانۀ فاتح استانبول و نسخۀ ۱۴۹۷ کتابخانۀ سرز، نام کاتب و گردآورنده و تاریخ دقیقتر کتابت دستنویس حالت افندی مشخّص شدهاست.
کاتب این دستنویسها، نویسندۀ فاضلی به نام شیخ علی بن دوستخدا رفاعی آنقروی است.
●●
"چهار خطی"
رباعی فارسی، به روایت سید علی میرافضلی
https://telegram.me/Xatt4
«سفینۀ نوحی و مجموعۀ روحی: بررسی دو سفینۀ کهن فارسی در حوزۀ آناتولی»، سیدعلی میرافضلی، گزارش میراث، دورۀ ۳، سال ۴، شمارۀ سوم و چهارم (۸۸-۸۹)، پاییز و زمستان ۱۳۹۸ {انتشار پاییز ۱۴۰۰}، ۱۴۸-۱۶۰
..
مجموعۀ اشعار شمارۀ ۲۳۸ الحاقی کتابخانۀ حالت افندی به دلیل اشتمال بر اشعار عرفانی سنایی، مولانا، عطّار، اوحد کرمانی، عراقی همدانی، سلطان ولد، و غزلیّات سعدی و همام تبریزی و همچنین بخشهایی از یک رباعینامۀ کهن پارسی به اسم مجمع الرباعیّات از دیرباز مورد توجّه پژوهشگران بودهاست. از آنجاکه برخی از اوراق دستنویس و ازجمله رقم کاتب در گذر زمان از بین رفته، تاریخ گردآوری و نام گردآورندۀ آن، دانسته نبودهاست. برخی از اهل فن به قرینۀ نوع خط و مندرجات آن، مجموعۀ مذکور را از یادگاران سدۀ هشتم دانستهاند. در مقالۀ حاضر، به کمک مجموعۀ ۵۴۲۶ کتابخانۀ فاتح استانبول و نسخۀ ۱۴۹۷ کتابخانۀ سرز، نام کاتب و گردآورنده و تاریخ دقیقتر کتابت دستنویس حالت افندی مشخّص شدهاست.
کاتب این دستنویسها، نویسندۀ فاضلی به نام شیخ علی بن دوستخدا رفاعی آنقروی است.
●●
"چهار خطی"
رباعی فارسی، به روایت سید علی میرافضلی
https://telegram.me/Xatt4
▫️
تصویرهای ضمیمۀ مقالۀ بالا مربوط به سه دستنویس کتابت شده به دست علی بن دوستخدا آنقروی
●●
"چهار خطی"
رباعی فارسی، به روایت سید علی میرافضلی
https://telegram.me/Xatt4
تصویرهای ضمیمۀ مقالۀ بالا مربوط به سه دستنویس کتابت شده به دست علی بن دوستخدا آنقروی
●●
"چهار خطی"
رباعی فارسی، به روایت سید علی میرافضلی
https://telegram.me/Xatt4
انجامه دستنویس اسرارنامۀ عطار، نسخۀ F.446 کتابخانۀ دانشگاه استانبول
..
بعد از انتشار مقالۀ بالا، متوجه شدم که در کتابخانۀ دانشگاه استانبول، دستنویسی از اسرارنامۀ عطار موجود است که از روی دستنویس علی بن دوستخدا رفاعی آنقروی کتابت شده است. گویا علی بن دوستخدا در ذیالحجۀ سال ۷۲۵ ق، نسخهای از اسرارنامه را برای خود کتابت بوده است. معلوم نیست اصل نسخۀ او موجود باشد یا خیر. کاتبی که این نسخه را از روی دستنویس علی بن دوستخدا نوشته، شیوۀ او را در رنگبندی کلمۀ «عشق» تقلید کرده است. همچنین از انجامه مشخص میشود که اصل کتاب، شامل منطق الطیر و اسرارنامه بوده و کاتب دوم، فقط اسرارنامه را از روی آن کتابت کرده است.
دوست فاضلم جناب احسان آسایش حدس میزند که مجموعه رسایل فارسی شمارۀ ۱۱۸۴ کتابخانۀ بروسه نیز کتابت علی بن دوستخدا رفاعی آنقروی باشد. این نسخه، فاقد رقم است. اما طبق حدس فهرستنگار، در قرن هشتم ق کتابت شده است (فهرست نسخه های خطی فارسی کتابخانه بروسه، ۳۱۳-۳۲۰). داوری نهایی در این مورد، منوط به رؤیت دستنویس یا تصویر آن است.
●●
"چهار خطی"
رباعی فارسی، به روایت سید علی میرافضلی
https://telegram.me/Xatt4
..
بعد از انتشار مقالۀ بالا، متوجه شدم که در کتابخانۀ دانشگاه استانبول، دستنویسی از اسرارنامۀ عطار موجود است که از روی دستنویس علی بن دوستخدا رفاعی آنقروی کتابت شده است. گویا علی بن دوستخدا در ذیالحجۀ سال ۷۲۵ ق، نسخهای از اسرارنامه را برای خود کتابت بوده است. معلوم نیست اصل نسخۀ او موجود باشد یا خیر. کاتبی که این نسخه را از روی دستنویس علی بن دوستخدا نوشته، شیوۀ او را در رنگبندی کلمۀ «عشق» تقلید کرده است. همچنین از انجامه مشخص میشود که اصل کتاب، شامل منطق الطیر و اسرارنامه بوده و کاتب دوم، فقط اسرارنامه را از روی آن کتابت کرده است.
دوست فاضلم جناب احسان آسایش حدس میزند که مجموعه رسایل فارسی شمارۀ ۱۱۸۴ کتابخانۀ بروسه نیز کتابت علی بن دوستخدا رفاعی آنقروی باشد. این نسخه، فاقد رقم است. اما طبق حدس فهرستنگار، در قرن هشتم ق کتابت شده است (فهرست نسخه های خطی فارسی کتابخانه بروسه، ۳۱۳-۳۲۰). داوری نهایی در این مورد، منوط به رؤیت دستنویس یا تصویر آن است.
●●
"چهار خطی"
رباعی فارسی، به روایت سید علی میرافضلی
https://telegram.me/Xatt4
اطلاعاتی در مورد مجموعۀ شمارۀ ۱۱۸۴ بورسا
به رهنمونی دوست فاضلم دکتر بشری متوجه شدم که تصویری از مجموعۀ شمارۀ ۱۱۸۴ بورسا (حسین چلبی) در کتابخانۀ مرحوم مینوی موجود است. فهرست آن کتابخانه را که دیدم (فهرستواره، ۱۰۹)، دانستم که میکروفیلم آن در کتابخانۀ مرکزی دانشگاه تهران نیز موجود است (فهرست میکروفیلمها، ۱: ۴۲۰). از سایت دانشگاه تهران، با پرداخت مبلغی، تصویر آن را به دست آوردم.
این مجموعه رسایل، بر خلاف آنچه در فهرست کتابخانۀ بروسه آمده، فاقد ترقیمه نیست و در آخر دو رساله، تاریخ کتابت دارد؛ یکجا در پایان رسالۀ دوازدهم: «با نسخۀ منقول عنه مقابله یافت در اوایل ربیع الاول سنه ۷۵۷»؛ و یکجا هم در پایان رسالۀ سیزدهم: «وقع الفراغ من تحریره فی السابع عشر من شهر جمادی الاولی لسنه ۷۵۶ بقیصریه». نام کاتب قید نشده، اما محل کتابت آن بلاد روم است.
با مقایسۀ خط این نسخه با نسخههای علیبن دوستخدا آنقروی مشخص شد که کاتب آن، فرد دیگری بوده که حدود دو دهه بعد از نسخههای مذکور، دست به قلم شده است. نوع انتخاب رسایل و طرز فصلبندیآنها شباهتهایی با مجموعههای آنقروی دارد.
●●
"چهار خطی"
رباعی فارسی، به روایت سید علی میرافضلی
به رهنمونی دوست فاضلم دکتر بشری متوجه شدم که تصویری از مجموعۀ شمارۀ ۱۱۸۴ بورسا (حسین چلبی) در کتابخانۀ مرحوم مینوی موجود است. فهرست آن کتابخانه را که دیدم (فهرستواره، ۱۰۹)، دانستم که میکروفیلم آن در کتابخانۀ مرکزی دانشگاه تهران نیز موجود است (فهرست میکروفیلمها، ۱: ۴۲۰). از سایت دانشگاه تهران، با پرداخت مبلغی، تصویر آن را به دست آوردم.
این مجموعه رسایل، بر خلاف آنچه در فهرست کتابخانۀ بروسه آمده، فاقد ترقیمه نیست و در آخر دو رساله، تاریخ کتابت دارد؛ یکجا در پایان رسالۀ دوازدهم: «با نسخۀ منقول عنه مقابله یافت در اوایل ربیع الاول سنه ۷۵۷»؛ و یکجا هم در پایان رسالۀ سیزدهم: «وقع الفراغ من تحریره فی السابع عشر من شهر جمادی الاولی لسنه ۷۵۶ بقیصریه». نام کاتب قید نشده، اما محل کتابت آن بلاد روم است.
با مقایسۀ خط این نسخه با نسخههای علیبن دوستخدا آنقروی مشخص شد که کاتب آن، فرد دیگری بوده که حدود دو دهه بعد از نسخههای مذکور، دست به قلم شده است. نوع انتخاب رسایل و طرز فصلبندیآنها شباهتهایی با مجموعههای آنقروی دارد.
●●
"چهار خطی"
رباعی فارسی، به روایت سید علی میرافضلی
کنز الجواهر: رباعیات ابراهیم گلشنی
شیخ ابراهیم بردعی تبریزی مشهور به گلشنی (۸۳۰-۹۴۰ ق)، از مشایخ نامدار سلسلۀ خلوتی و بنیانگذار فرقۀ گلشنیه است. شیخ ابراهیم در دیار بکر (آمد) به دنیا آمد، ولی به دلیل اقامت طولانی در تبریز، به تبریزی شهرت یافت. وی در سفر به قرهباغ به سلک ارادتمندان دده روشنی بردعی (د. ۸۹۲ ق) در آمد. روشنی به دعوت اوزون حسن به تبریز رفت و تا پایان عمر در تبریز ساکن شد و گلشنی همانجا از او تعلیم گرفت. گلشنی همزمان با روی کار آمدن سلسلۀ صفویه، از تبریز به قاهره مهاجرت کرد و در آنجا خانقاهی بنا نهاد و مریدان بسیار یافت و مشرب خود را گسترش داد. وی سفر کوتاهی نیز به استانبول کرد و به قاهره بازگشت و همانجا درگذشت.
گلشنی به سه زبان عربی، ترکی و فارسی شعر میگفت. وی نخست «هیبتی» تخلّص میکرد و به سفارش مرشدش روشنی، تخلّص «گلشنی» را برگزید. وی شاعری پُرکار، اما متوسط بود. گلپینارلی اشعار فارسی گلشنی را سست دانسته، اما پژوهشگران ایرانی، گویا به احترام شخصیت عرفانی او، یا توجیه ضرورت چاپ آثار ش، با این صراحت به ضعف ادبی آثار فارسی گلشنی اذعان نداشتهاند و حتی یکی از آنها، او را «شاعری زبردست اما گمنام» معرفی کرده و از کنار عیوب قافیه، ضعف تألیف و سکتههای ثقیل در اشعار گلشنی به کرامت گذشته است.
مهمترین اثر فارسی گلشنی، مثنوی معنوی خفیه است که آن را به سیاق مثنوی معنوی مولانا در ۴۰ هزار بیت سروده است. دیوان شعر فارسی (در ۱۸۰۰ بیت)، مثنوی ازهار گلشن (در ۱۴۰۰ بیت) در شرح گلشن راز شبستری، و سیمرغ نامه (در ۳۰ هزار بیت) از دیگر آثار اوست. یکی دیگر از آثار فارسی او، کتاب کنزالجواهر است که چندان مورد توجه و بررسی پژوهشگران قرار نگرفته است. این اثر، دربردارندۀ شعرهای دوبیتی در وزن «مفعول مفاعلن فعولن» و رباعیات گلشنی است که بر اساس حروف تهجی، تنظیم شده است. طبق قطعهای که در پایان کتاب آمده، گلشنی این اثر را به سال ۹۲۶ هجری در مصر به پایان بُرده است.
دستنویس نسبتاً کاملی از این کتاب به شمارۀ FY1233 در کتابخانۀ دانشگاه استانبول موجود است که نزد اغلب جویندگان، تنها نسخۀ این اثر نیز شناخته میشود. این دستنویس، ۳۱۸ برگ دارد و مشتمل بر حدود ۸۱۵۰ قطعه اعم از دوبیتی و رباعی است (حدود ۱۶۳۰۰ بیت). روش شاعر در تنظیم اشعار، آن است که در هر قافیه، ابتدا قطعات دوبیتی را که همگی بر وزن « مفعول مفاعلن فعولن» است آورده و در دنبالهاش، رباعیات همان قافیه را جای داده و آنها را «بحر طویل» دانسته است. دستنویس دیگری از کنزالجواهر که از چشم پژوهشگران پوشیده مانده، در دنبالۀ نسخهای از مثنوی معنوی خفیه، با عنوان «کتاب رباعیات حضرت گلشنی» جای گرفته است. این نسخه، به شمارۀ ۲۷۲ در کتابخانۀ حالت افندی نگهداری میشود (برگ ۳۸۱ پ-۴۷۶ پ) و بر خلاف عنوانش، فقط شامل قطعات دوبیتی شاعر است و رباعیات گلشنی را ندارد. تعداد دوبیتیهای این نسخه، حدود ۴۹۰۰ قطعه (۹۸۰۰ بیت) است.
داود بهلولی که پایان نامۀ کارشناسی ارشد خود را با موضوع «احوال، آثار و آراء شیخ ابراهیم گلشنی تبریزی» گذرانده است، در جلسۀ دفاع، شعرهای دوبیتی گلشنی را «تویوغ» دانسته که گونهای شعر یازده هجایی ترکی در قالب دو بیت است. من چون شناختی از این نوع شعر ندارم، در مورد آن اظهار نظری نمیکنم.
رباعیات کنزالجواهر فاقد ارزش ادبی است و از لحاظ مطالعات عرفانی و شاید مطالعات زبانی قابل بررسی است. یکنواختی قوافی که با تنظیم الفبایی آنها تشدید شده، عدم بهکارگیری صناعات شعری و شگردهای ادبی، وفور کلمات عربی ناهمگون با متن فارسی، عیوب لفظی، ناهمواریهای وزنی و گاه مشکلات قافیه باعث شده که ما با شعرهایی ابتدایی و نازل و فاقد جذابیت سر و کار داشته باشیم. البته احتمال دارد که ناآشنایی کاتبان اشعار با زبان فارسی نیز بر این مشکلات دامن زده باشد. باری، یک نمونه از دوبیتیها و سه فقره از رباعیات این کتاب را که به صورت اتفاقی از قافیههای حرف قاف بر گزیدهام، اینجا میآورم:
هر کس که بشد چو ریخته از عشق
بنیاد صفت ز بیخته از عشق
کی او ز خرد شود چو کنده
کز محکمی شد نویخته از عشق!
(نسخۀ استانبول، برگ ۱۷۸ ر)
تا کی بکنم داد به فریاد ز عشق
دردی شده ذکرم بَرِ اوراد ز عشق
مطلق نشدم چونکه ز قیدش چه کنم
تا حُر بشوم گشته چو آزاد ز عشق
(همان، برگ ۱۸۱ پ)
کی مُرده شود آنکه بشد زندۀ عشق
جاوید بود زنده و پایندۀ عشق
باور نکنی مُردن عاشق تو ز کس
چون حَی بود آن زنده که شد مُردۀ عشق
..
دردا که مرا میکشد این درد فراق
در هجر تو میرَم چو نیَم مرد فراق
کن زندۀ وصلی تو که چون خضر و مسیح
پاینده روان گشته، شوم فرد فراق
(همان، ۱۸۲ ر)
تصویری از دستنویس کتاب را ضمیمۀ این یادداشت میکنم.
●●
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
شیخ ابراهیم بردعی تبریزی مشهور به گلشنی (۸۳۰-۹۴۰ ق)، از مشایخ نامدار سلسلۀ خلوتی و بنیانگذار فرقۀ گلشنیه است. شیخ ابراهیم در دیار بکر (آمد) به دنیا آمد، ولی به دلیل اقامت طولانی در تبریز، به تبریزی شهرت یافت. وی در سفر به قرهباغ به سلک ارادتمندان دده روشنی بردعی (د. ۸۹۲ ق) در آمد. روشنی به دعوت اوزون حسن به تبریز رفت و تا پایان عمر در تبریز ساکن شد و گلشنی همانجا از او تعلیم گرفت. گلشنی همزمان با روی کار آمدن سلسلۀ صفویه، از تبریز به قاهره مهاجرت کرد و در آنجا خانقاهی بنا نهاد و مریدان بسیار یافت و مشرب خود را گسترش داد. وی سفر کوتاهی نیز به استانبول کرد و به قاهره بازگشت و همانجا درگذشت.
گلشنی به سه زبان عربی، ترکی و فارسی شعر میگفت. وی نخست «هیبتی» تخلّص میکرد و به سفارش مرشدش روشنی، تخلّص «گلشنی» را برگزید. وی شاعری پُرکار، اما متوسط بود. گلپینارلی اشعار فارسی گلشنی را سست دانسته، اما پژوهشگران ایرانی، گویا به احترام شخصیت عرفانی او، یا توجیه ضرورت چاپ آثار ش، با این صراحت به ضعف ادبی آثار فارسی گلشنی اذعان نداشتهاند و حتی یکی از آنها، او را «شاعری زبردست اما گمنام» معرفی کرده و از کنار عیوب قافیه، ضعف تألیف و سکتههای ثقیل در اشعار گلشنی به کرامت گذشته است.
مهمترین اثر فارسی گلشنی، مثنوی معنوی خفیه است که آن را به سیاق مثنوی معنوی مولانا در ۴۰ هزار بیت سروده است. دیوان شعر فارسی (در ۱۸۰۰ بیت)، مثنوی ازهار گلشن (در ۱۴۰۰ بیت) در شرح گلشن راز شبستری، و سیمرغ نامه (در ۳۰ هزار بیت) از دیگر آثار اوست. یکی دیگر از آثار فارسی او، کتاب کنزالجواهر است که چندان مورد توجه و بررسی پژوهشگران قرار نگرفته است. این اثر، دربردارندۀ شعرهای دوبیتی در وزن «مفعول مفاعلن فعولن» و رباعیات گلشنی است که بر اساس حروف تهجی، تنظیم شده است. طبق قطعهای که در پایان کتاب آمده، گلشنی این اثر را به سال ۹۲۶ هجری در مصر به پایان بُرده است.
دستنویس نسبتاً کاملی از این کتاب به شمارۀ FY1233 در کتابخانۀ دانشگاه استانبول موجود است که نزد اغلب جویندگان، تنها نسخۀ این اثر نیز شناخته میشود. این دستنویس، ۳۱۸ برگ دارد و مشتمل بر حدود ۸۱۵۰ قطعه اعم از دوبیتی و رباعی است (حدود ۱۶۳۰۰ بیت). روش شاعر در تنظیم اشعار، آن است که در هر قافیه، ابتدا قطعات دوبیتی را که همگی بر وزن « مفعول مفاعلن فعولن» است آورده و در دنبالهاش، رباعیات همان قافیه را جای داده و آنها را «بحر طویل» دانسته است. دستنویس دیگری از کنزالجواهر که از چشم پژوهشگران پوشیده مانده، در دنبالۀ نسخهای از مثنوی معنوی خفیه، با عنوان «کتاب رباعیات حضرت گلشنی» جای گرفته است. این نسخه، به شمارۀ ۲۷۲ در کتابخانۀ حالت افندی نگهداری میشود (برگ ۳۸۱ پ-۴۷۶ پ) و بر خلاف عنوانش، فقط شامل قطعات دوبیتی شاعر است و رباعیات گلشنی را ندارد. تعداد دوبیتیهای این نسخه، حدود ۴۹۰۰ قطعه (۹۸۰۰ بیت) است.
داود بهلولی که پایان نامۀ کارشناسی ارشد خود را با موضوع «احوال، آثار و آراء شیخ ابراهیم گلشنی تبریزی» گذرانده است، در جلسۀ دفاع، شعرهای دوبیتی گلشنی را «تویوغ» دانسته که گونهای شعر یازده هجایی ترکی در قالب دو بیت است. من چون شناختی از این نوع شعر ندارم، در مورد آن اظهار نظری نمیکنم.
رباعیات کنزالجواهر فاقد ارزش ادبی است و از لحاظ مطالعات عرفانی و شاید مطالعات زبانی قابل بررسی است. یکنواختی قوافی که با تنظیم الفبایی آنها تشدید شده، عدم بهکارگیری صناعات شعری و شگردهای ادبی، وفور کلمات عربی ناهمگون با متن فارسی، عیوب لفظی، ناهمواریهای وزنی و گاه مشکلات قافیه باعث شده که ما با شعرهایی ابتدایی و نازل و فاقد جذابیت سر و کار داشته باشیم. البته احتمال دارد که ناآشنایی کاتبان اشعار با زبان فارسی نیز بر این مشکلات دامن زده باشد. باری، یک نمونه از دوبیتیها و سه فقره از رباعیات این کتاب را که به صورت اتفاقی از قافیههای حرف قاف بر گزیدهام، اینجا میآورم:
هر کس که بشد چو ریخته از عشق
بنیاد صفت ز بیخته از عشق
کی او ز خرد شود چو کنده
کز محکمی شد نویخته از عشق!
(نسخۀ استانبول، برگ ۱۷۸ ر)
تا کی بکنم داد به فریاد ز عشق
دردی شده ذکرم بَرِ اوراد ز عشق
مطلق نشدم چونکه ز قیدش چه کنم
تا حُر بشوم گشته چو آزاد ز عشق
(همان، برگ ۱۸۱ پ)
کی مُرده شود آنکه بشد زندۀ عشق
جاوید بود زنده و پایندۀ عشق
باور نکنی مُردن عاشق تو ز کس
چون حَی بود آن زنده که شد مُردۀ عشق
..
دردا که مرا میکشد این درد فراق
در هجر تو میرَم چو نیَم مرد فراق
کن زندۀ وصلی تو که چون خضر و مسیح
پاینده روان گشته، شوم فرد فراق
(همان، ۱۸۲ ر)
تصویری از دستنویس کتاب را ضمیمۀ این یادداشت میکنم.
●●
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
Telegram
چهار خطی
رباعی فارسی، به روایت: سید علی میرافضلی
(این صفحه روز پنجشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۴ش راهاندازی شده است.)
(این صفحه روز پنجشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۴ش راهاندازی شده است.)
تصویر دستنویسهای کنز الجواهر، سرودۀ شیخ ابراهیم گلشنی
●●
"چهار خطی"
رباعی فارسی، به روایت سید علی میرافضلی
https://telegram.me/Xatt4
●●
"چهار خطی"
رباعی فارسی، به روایت سید علی میرافضلی
https://telegram.me/Xatt4
تویوغ؛ توضیح پژوهشگر ارجمند جناب آقای مهدی دهقان:
در مورد قالب شعری تویوغ عرض کنم از نظر ساختار ظاهری دقیقاً شبیه رباعی است و در وزن فاعلاتن فاعلاتن فاعلات.
از قوالب شعری مختص زبان ترکی است و مبدع آن قاضی برهانالدین سیواسی در سدۀ هشتم ق.
تویوغهای چهارقافیهای را تویوغ مصرّع نامیدهاند و از بهترین سرایندگان آن میتوان نسیمی را نام برد:
یاره هر ساعت سلام اولسون سلام
عشرت و عیشی مدام اولسون مدام
یارسیز صحبت حرام اولسون حرام
یاره بو معنی تمام اولسون تمام
اما در مورد دوبیتیهای گلشنی که نوشتید به نظر میرسد گویا با قالب ابداعی خاصی مواجه هستیم. صرف نظر از ضعف انشا، دوبیتیهای یادشده از نظر وزن و زبان با تویوغ متفاوتند.
●●
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
در مورد قالب شعری تویوغ عرض کنم از نظر ساختار ظاهری دقیقاً شبیه رباعی است و در وزن فاعلاتن فاعلاتن فاعلات.
از قوالب شعری مختص زبان ترکی است و مبدع آن قاضی برهانالدین سیواسی در سدۀ هشتم ق.
تویوغهای چهارقافیهای را تویوغ مصرّع نامیدهاند و از بهترین سرایندگان آن میتوان نسیمی را نام برد:
یاره هر ساعت سلام اولسون سلام
عشرت و عیشی مدام اولسون مدام
یارسیز صحبت حرام اولسون حرام
یاره بو معنی تمام اولسون تمام
اما در مورد دوبیتیهای گلشنی که نوشتید به نظر میرسد گویا با قالب ابداعی خاصی مواجه هستیم. صرف نظر از ضعف انشا، دوبیتیهای یادشده از نظر وزن و زبان با تویوغ متفاوتند.
●●
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
Telegram
چهار خطی
رباعی فارسی، به روایت: سید علی میرافضلی
(این صفحه روز پنجشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۴ش راهاندازی شده است.)
(این صفحه روز پنجشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۴ش راهاندازی شده است.)
Library of Congress. Persian manuscript, M162.pdf
4.8 MB
▪️Library of Congress. Persian manuscript, M162
رباعیات طایر نائینی
میرزا حسنعلی حسینی نائینی متخلّص به «طایر» (زادۀ ۱۲۶۷ ق)، از خوشنویسان، منشیان و شاعران دورۀ ناصری بوده است. پوشۀ بالا، تصویر مرقع اوست که گویا برای ناصرالدینشاه قاجار فراهم کرده و مشتمل بر ده رباعی سروده و کتابت او طی سالهای ۱۲۹۲ و ۱۲۹۳ هجری است. اصل نسخه در کتابخانۀ کنگرۀ آمریکا نگهداری میشود (نسخههای فارسی، ش ۱۶۲). رباعیات طایر، عیار ادبی چندانی ندارد و نسخه شاید از جنبۀ هنری در خور توجه باشد. با اینکه نام طایر نائینی در برخی تذکرههای آن عصر آمده (رک. حدیقة الشعرا، ۲: ۱۱۰۳)، جایش در کتاب فرهنگ سخنوران خالی است. ضمن اینکه در کتاب احوال و آثار خوشنویسان بیانی نیز نامش ذکر نشده است. دیوانبیگی با او در ۱۳۰۲ق در اصفهان ملاقات کرده و او را ستوده است.
طایر نائینی، به خواهش دیوانبیگی، تذکرۀ نائین را در ۱۲۸۹ ق گردآورده که نسخهای از آن در کتابخانۀ مرعشی موجود است و بخش شاعران آن به اهتمام محمود طیار به چاپ رسیده است (میراث اسلامی ایران، ۳: ۴۳۵-۴۹۲).
●●
"چهار خطی"
رباعی فارسی، به روایت سید علی میرافضلی
https://telegram.me/Xatt4
رباعیات طایر نائینی
میرزا حسنعلی حسینی نائینی متخلّص به «طایر» (زادۀ ۱۲۶۷ ق)، از خوشنویسان، منشیان و شاعران دورۀ ناصری بوده است. پوشۀ بالا، تصویر مرقع اوست که گویا برای ناصرالدینشاه قاجار فراهم کرده و مشتمل بر ده رباعی سروده و کتابت او طی سالهای ۱۲۹۲ و ۱۲۹۳ هجری است. اصل نسخه در کتابخانۀ کنگرۀ آمریکا نگهداری میشود (نسخههای فارسی، ش ۱۶۲). رباعیات طایر، عیار ادبی چندانی ندارد و نسخه شاید از جنبۀ هنری در خور توجه باشد. با اینکه نام طایر نائینی در برخی تذکرههای آن عصر آمده (رک. حدیقة الشعرا، ۲: ۱۱۰۳)، جایش در کتاب فرهنگ سخنوران خالی است. ضمن اینکه در کتاب احوال و آثار خوشنویسان بیانی نیز نامش ذکر نشده است. دیوانبیگی با او در ۱۳۰۲ق در اصفهان ملاقات کرده و او را ستوده است.
طایر نائینی، به خواهش دیوانبیگی، تذکرۀ نائین را در ۱۲۸۹ ق گردآورده که نسخهای از آن در کتابخانۀ مرعشی موجود است و بخش شاعران آن به اهتمام محمود طیار به چاپ رسیده است (میراث اسلامی ایران، ۳: ۴۳۵-۴۹۲).
●●
"چهار خطی"
رباعی فارسی، به روایت سید علی میرافضلی
https://telegram.me/Xatt4