چهار خطی
5.11K subscribers
417 photos
10 videos
124 files
1.48K links
رباعی فارسی، به روایت: سید علی میرافضلی

(این صفحه روز پنج‌شنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۴ش راه‌اندازی شده است.)
Download Telegram
زین الدین اسعد نسوی.pdf
3.1 MB
▫️«زین‌الدین اسعد نسوی؛ حکیم و شاعرِ گمنام سدۀ هفتم هجری»، سیدعلی میرافضلی، آینۀ پژوهش، سال ۳۳، شمارۀ ۱۹۷، آذر و دی ۱۴۰۱، ۲۳-۳۸
‏..
حکیم زین‌الدین اسعد نسوی، در سدۀ هفتم هجری می‌زیسته و از یاران و همراهانِ حکیم نامدارِ ایرانی خواجه افضل‌الدین کاشانی بوده است. متأسفانه تذکره‌ها و منابع رجالی یا در مورد او سکوت کرده‌اند، یا ‌آنچه آورده‌اند، مشتمل بر لفّاظی و کلیات است و هیچ اطلاعی از دوران حیات او به دست نمی‌دهند. نام این حکیم نخستین بار در مصنّفات افضل با احترام بسیار آمده است. در سفاین ادبی، اشعاری به نام او دیده می‌شود که ارتباط او را با افضل کاشانی به خوبی نشان می‌دهد. تنها قصیدۀ او که به دست ما رسیده، تقریر منظوم مباحث رسالۀ مدارج الکمال افضل است. برخی از رباعیات منسوب به زین نسوی به نام حکیم عمر خیام، سنایی غزنوی و افضل کاشانی نیز شهرت دارد. در مقالۀ حاضر، اطلاعاتی که در مورد زندگی او به‌جا مانده است، به همراه اشعار گرد آمده از سفاین و مجموعه‌های خطی، عرضه می‌گردد.
‏..
"چهار خطی"
رباعی فارسی، به روایت سید علی میرافضلی
https://telegram.me/Xatt4
در دور زمانه بخل از این مطعونان
شد فاش چنان‌که حکمت اندر یونان
گر رُستمِ دَستان به مثل زنده شود
یک نان نستاند به سنان زین دونان


#شمس‌الدین‌مبارکشاه‌بن‌الاعز‌سنجری
#مبارکشاه

تذکرۀ لباب‌الالباب؛ محمّدبن محمّد عوفی؛ به تصحیحِ ادوارد جی. براون؛ با مقدمۀ محمّد قزوینی و تصحیحاتِ جدید و حواشی و تعلیقاتِ سعید نفیسی؛ هرمس؛ ۱۳۸۹: ج۲: ۶۷۹.
https://t.me/tarikhfarhanghonariranzamin
پیشنهادی برای تصحیح یک رباعی مسعود سعد

بیت دوم رباعی زیر در دیوان مسعود سعد سلمان (تصحیح دکتر مهیار، ۸۲۲):
تا عهدپرست و مهرکیشم کردی
با جان و دل خسته و ریشم کردی
این هست که دستگاه پیشم کردی
زیرا که نگونه نام خویشم کردی

خالی از ابهامی نیست. بنده معنی «دستگاه پیشم کردی» را متوجه نشدم و مصحّح دانشور نیز توضیحی در باب آن ننوشته‌اند. دکتر مهیار، کلمۀ نگونه را در مصراع چهارم به معنای «معکوس» گرفته و نوشته‌اند: «نگونه نام خویشم کردی، یعنی نام من (شاعر) سعد است، آن را نحس کرده‌ای» (همانجا، ۱۰۰۵). با توجه به نام شاعر، راه برای این برداشت باز است. رباعی فقط در یک دستنویس دیوان مسعود آمده و آن مجموعه دواوین حکیم اوغلوی ترکیه است که دستنویس معتبری است و رباعیات زیادی دارد که بسیاری از نسخه‌ها فاقد آن‌ها هستند. در دستنویس مذکور، کلمۀ پیشم و نگونه هر دو بدون نقطه حرف اول آمده‌اند و قرائت مصحح محترم، قابل تأمل و بررسی است. در نسخه‌ای از دیوان سنایی که در کتابخانۀ خدابخش نگه‌داری می‌شود، رباعی مذکور به گونۀ زیر به نام آن حکیم است (برگ ۹۵ پ):
تا عهدپرست و مهرکیشم کردی
تا (با) حال دل خستۀ ریشم کردی
این هست که دستگاهْ بیشم کردی
زیرا که بگونه نام خویشم کردی

این ضبط، امکان قرائت دیگری از رباعی مسعود سعد یا سنایی را پیش می‌کشد. به نظر من، «نام خویش» نه به گویندۀ سخن، بلکه به مخاطب او بر می‌گردد. یعنی حال مرا به گونۀ نام خودت کردی. مسعود سعد و سنایی یک رباعی مشترک دیگر نیز دارند که شاید ربطی به رباعی مذکور داشته باشد و گره‌ این رباعی را بگشاید (دیوان مسعود، ۷۹۸؛ جُنگ رباعی، ۳۶):
ای زرّین‌نام لعبت سیم‌اندام
زرّ تو و سیم تو نه پخته‌ست و نه خام
در کس منگر، به بی‌نیازی بخرام
زیرا که توانگری به اندام و به نام

حدس من این است که رباعی اول هم در مورد همین شخص است که نامش «زرّین» بوده است. بیت دوم رباعی مورد اشارۀ ما حالت طنزآمیز دارد. شاعر می‌گوید: تا به عشق تو گرفتار شدم، جان و دلم به هزار گونه محنت در‌آمیخت. اما جای شکرش باقی است (این هست) که بر توانگری من افزوده شد (دستگاهْ بیشم کردی). زیرا تو مرا همچون نام خویش زرّین کردی (یعنی مانند زر، زرد و نزار شدم). تشبیه چهره زرد عاشق به زر و اشک او به سیم، در شعر فارسی سوابقی دارد. سراج قمری گوید:
ز سوز آتشت در بوتۀ غم
سرشک و روی من سیم و زر آمد
انوری در قصیده‌ای دشمن ممدوحش را چنین نفرین کرده است: سرشک و چهرۀ خصمت چو سیم باد و چو زر (هر دو شاهد از سامانۀ جستجوی دادگان).

‏●●
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
▫️عاشق بدبختی خویش

گه در پیِ دین رویم و گه در پیِ کیش
هر روز بُتی دگر نهیم اندر پیش
در جمله، ز ما هرکه خرد دارد بیش
هستیم همه عاشق بدبختیِ خویش

➖حکیم سنایی غزنوی


"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
Forwarded from نشر مسین
نشر مسین منتشر کرد:

▫️با من در و دیوار به آواز آید
گزیدۀ هشتصد سال رباعی اقلیم کرمان
به کوشش و گزینش سید علی میرافضلی
نشر مسین، ۳۲۶ صفحه، بهاء ۲۰۰ هزار تومان
‏..
این مجموعه دربردارندۀ بیش از ۵۰۰ رباعی از ۷۰ شاعر است که از قرن ششم هجری تا یک صد سال پیش در سرزمین پهناور کرمان می‌زیسته‌اند. این گزیده، با اتکا به منابع دست اولی خطی و چاپی فراهم آمده و نموداری از تلاش شاعران کرمانی در بالندگی جریان رباعی فارسی است.
کتاب، مقدمه‌ای در معرفی پیشینۀ رباعی در کرمان دارد و در انتهای کتاب نیز، علاوه بر یادداشت‌های مربوط به رباعیات، فهرست رباعیات متن، نمایۀ نام‌ها و فهرست منابع، تک تک شاعران متن، معرفی شده‌اند. این بخش کتاب، به تنهایی، تذکرۀ کوچکی از شرح احوال و ‌آثار رباعی‌سرایان اقلیم کرمان است.
‏..
برای تهیه کتاب در صفحۀ نشر مسین پیام بگذارید.
‏..


«نشر مسین»
https://t.me/mesinpub
Forwarded from چهار خطی
سندی در باب: اعضای یکدیگر بودن!

در مورد شعر مشهور سعدی: «بنی آدم اعضای یکدیگرند/ یک پیکرند» مباحثه‌های زیادی بین اهل نظر در پیوسته و به صورت یادداشت و جُستار و مقاله و تعلیقه چاپ شده است. برخی از پژوهندگان معتقدند که آدم‌ها نمی‌توانند اعضای یکدیگر باشند، اما می‌توانند اعضای یک پیکر باشند. حتی بابت چاپ شعر سعدی بر روی اسکناس‌ها با ضبط «اعضای یکدیگرند»، از خجالت اعضای بانک مرکزی هم حسابی در آمده‌اند. یکی از مشکلات اصلی، آن است که دستنویس‌های کهن گلستان سعدی با نظر این پژوهشگران همراهی نمی‌کند.
‏..
و اما موضوع یادداشت امروز. ندیدم که در همۀ این مباحثات، کسی نظر عزیز نسفی مؤلف کشف الحقایق (تألیف در ۶۸۰ ق) و نویسندۀ هم‌عصر سعدی را پُرسیده باشد. عزیز نسفی هم مثل سعدی معتقد بوده که انسان‌ها می‌توانند اعضای یکدیگر باشند. نسفی در بیان ویژگی‌های اهل وحدت، پیش از هر چیز تذکر می‌دهد که «وحدت، مقام است نه مقال تا تو به فصاحت و بلاغت بر خود بندی. در این مقام، فصاحت و بلاغت در نمی‌گنجد. مشک آنجا که باشد خود بوی دهد. مشک را پنهان نتوان داشت و آفتاب را در انبان نتوان کرد». سپس، به قول روزنامه‌نگاران، می‌افزاید: «بدان که یک خاصیت اهل وحدت آن است که هیچ چیز و هیچ کس را دشمن ندارند. بلکه همه چیز و همه کس را دوست دارند که به یقین دانند که جمله، اعضای یکدیگرند» (ص ۲۴۰ - ۲۴۱). از این گفتار نسفی دانسته می‌شود که لااقل در قرن هفتم هجری، بنی آدم از این امکان برخوردار بودند که اعضای یکدیگر باشند.
‏●

"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
Forwarded from نشر مسین

‏..
▫️رو در رو با رباعی

رباعی، یکی از قالب‌های جاودانه و جادوانۀ زبان فارسی است و شاهکارهای ارزنده‌ای را به جهان اندیشه و ادب معرفی کرده است. این تازگیِ کهنسال، همچون اخگری ریشه‌دار، در زمان و زبان درخشیده است و درخشش لحظه‌ها و واژه‌ها را با روح بی‌کرانِ خود، ماندگار کرده است. اندیشه‌ورزان بزرگی همچون حکیم عمر خیّام، عطار نیشابوری، مولانا جلال‌الدین، افضل کاشانی، اوحد کرمانی و بیدل دهلوی، با رباعیات خود، سرمایه‌ای گرانمایه برای تاریخ فکر بشری فراهم آورده‌اند که بازخوانی و بازنگریِ آن،‌ کاری ضروری است. مجموعۀ «میراث رباعی فارسی» بدین نیّت منتشر می‌شود که کتابخوانانِ پیگیر را با دستاوردهای هزارسالۀ تاریخ رباعی فارسی رو در رو کند. این مجموعه، در پیِ احیا و عرضۀ دفترهای رباعی، منتخبِ رباعیاتِ شاعران بزرگ و اثرگذار، رباعیات متعلّق به جریان‌هایِ دوران‌ساز و مقاطع تاریخی، و گزیدۀ آثار رباعی‌سرایانِ اقلیم‌های زبان فارسی است.
‏..‌‌‏

با من در و دیوار به آواز آید
گزیدۀ هشتصد سال رباعی اقلیم کرمان
به کوشش و گزینش سید علی میرافضلی
نشر مسین، ۳۲۶ صفحه

‏..
«نشر مسین»
https://t.me/mesinpub
خسته کردن رباعی

از هجر مه رخ تو ای مایۀ جان
پر دُر کردند چون دهان تو جهان
از ناخن دست خسته کردم دل و جان
فریادرس غمت، نه این بود و نه آن
(سروده‌های رودکی، ۴۱-۴۲)

رباعی بالا را دکتر رواقی جزو اشعار رودکی آورده و منبع نقل خود را مشخص نکرده است. در مورد رباعیات این کتاب، مقالۀ جداگانه‌ای نوشته‌ام که در نامۀ فرهنگستان منتشر شده است. خاطرم نیست چرا بررسی این رباعی از خاطرم رفته است. لاجرم، اکنون و اینجا، به جبران آن می‌کوشم. مرحوم نفیسی با همۀ جست‌وجوهایش، این رباعی را در کتاب محیط زندگی و احوال و اشعار رودکی نیاورده است. ولی برخی دیگر از منابع شعر رودکی آن را نقل کرده‌اند (دیوان شعر رودکی، شعار، ۶۰؛ دیوان رودکی، احمدنژاد، ۷۴). ایشان نیز منبع خود را قید نفرموده‌اند. طبق جست‌وجوی من، مأخذ این رباعی، تذکرۀ خیرالبیان شاه حسین سیستانی است (رک. تذکرۀ خیرالبیان، ۱: ۸۷). نخستین بار، یکی از محققان تاجیک این رباعی را در مأخذ مذکور یافته و سپس استاد دکتر علی اشرف صادقی در مقالۀ «اشعار تازۀ رودکی» به بازنشر آن پرداخته است (نشر دانش، ۱۳۷۲، شمارۀ ۷۶).
رباعی از سروده‌های عثمان مختاری است و ضبط رباعی در دیوان او، از هر جهت بر تذکرۀ خیرالبیان برتری دارد (دیوان مختاری غزنوی، ۶۲۸):
رنج سفر و هجر تو ای راحت جان
بر من کردند چون دهان تو جهان
از ناخن و دست خسته کردم رخ و ران
فریادرس غمت، نه این بود و نه آن

اوحدی بلیانی نیز رباعی را مطابق ضبط بالا جزو اشعار عثمان مختاری آورده است (عرفات العاشقین، ۵: ۳۳۶۵). «پُر دُر کردند» در خیرالبیان، نامناسب است و پیداست محرّف «بر من کردند» است و منظور شاعر این است که رنج سفر و هجر تو، جهان را چون دهان تو بر من تنگ کردند. مرحوم دکتر جعفر شعار و دکتر احمد نژاد، «پُر دُر کردم» آورده‌اند؛ احتمالاً بر مبنای حدس دکتر صادقی در پانوشت‌ مقالۀ مذکور. ایشان پُر دُر کردن را استعاره از اشک باریدن گرفته‌اند. مصراع سوم مطابق ضبط خیرالبیان، علاوه بر عیب تکرار قافیه، از لحاظ تناسب و تقارن نیز جالب نیست. نه این بود و نه آن، در مصراع چهارم، نشانۀ آن است که ما باید با دو عمل و دو عامل سر و کار داشته باشیم. ناخن دست، هم حشو است و هم عوامل مجروح کردن را به یکی تقلیل می‌دهد. معلوم نیست دل و جان را چگونه می‌شود با ناخن مجروح کرد. منظور شاعر این بوده که از شدت اندوه هجر یار، با ناخن، چهره‌اش را خراشیده و با دست، بر رانش کوفته؛ اما این دو عمل هم چاره‌ساز نبوده است.

‏..
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
کس لب ز طرب به خنده نگشود امسال
از فتنه جهان دمی نیاسود امسال

در خونِ گلم که چهره بنمود امسال
با وقتِ چنین، چه وقتِ گل بود امسال؟!
(کمال اسماعیل، قرن ۶ و۷)

«در خون چیزی یا کسی بودن» اصطلاحی‌ست شبیه به این که امروز می‌گوییم: «به خونش تشنه‌ام». شاعر می‌گوید در چنین اوضاعی چه وقتِ خودنمایی گل بود؟


پی نوشت:
پی‌نوشت:
برایم عجیب بود که چرا کمال در مصراع چهارم دو بار «وقت» را تکرار کرده و مثلاً نگفته «چه جای گل بود امسال». بعداً متوجه شدم که ظاهراً «وقت» اول به معنای «حال، موقعیت، شرایط و...» است و با «وقت» دوم به معنی «زمان و...» نوعی جناس برقرار کرده.

https://t.me/oragheparishan
گویی زبان حال امسال هم هست.
Forwarded from چهار خطی
گویند که ماه روزه نزدیک رسید
مِنْ بَعد، به گرد باده نتوان گردید
در آخر شعبان، بخورم چندان می
کاندر رمضان، مَست بخُسبم تا عید!

جلال عضد یزدی
درگذشته ۷۳۹ ق
..

این رباعی که بیت دومش با تغییراتی در شبکه‌های اجتماعی به اسم خیام آمده، از جلال عضد یزدی شاعر قرن هشتم است. از دیوان جلال عضد، نسخه‌های خطی زیادی باقی است؛ از جمله دستنویسی که در سال ۸۱۱ ق فراهم آمده و در کتابخانه حمیدیه ترکیه نگهداری می‌شود و دستنویس مورخ ۸۲۳ ق کتابخانه خدیوی مصر. این رباعی، در هر دو دستنویس‌ هست.
در بعضی مجموعه رباعیات منسوب به خیام، از جمله طربخانه رشیدی تبریزی (تألیف در ۸۶۷ ق)، رباعی به اسم خیام درج شده که همچون بسیاری دیگر از رباعیات این مجموعه‌ها، از عمر خیام نیشابوری نیست و موجب وهن شخصیت این حکیم شاعر است. همه این مجموعه‌ها، بعد از دستنویس‌هایی که بدان اشاره کردیم، فراهم آمده‌اند.
مرحوم همایی، با اینکه گوینده اصلی رباعی را نمی‌شناخته، در حاشیه این رباعی نوشته‌ است: «این رباعی در اکثر نسخ طربخانه درج شده و به اعتقاد نگارنده جزو رباعی‌های مشکوک بلکه مطرود است. برای اینکه غیر از دعوی افراط در شراب‌خواری هیچ مضمون لطیف و فکر حکیمانه‌ای که متناسب با حکیم خیام باشد، در آن وجود ندارد. قاعده قافیه دال و ذال فارسی و عربی هم در آن رعایت نشده است؛ اگرچه کلمه عید را بعض اساتید جایز الوجهین شمرده و آن را با دال عربی و ذال فارسی هر دو قافیه کرده‌اند».
..

جلال عضد یزدی شاعری غزل‌سراست و در دیوانش ۴۷ رباعی هم هست که اغلب آنها رباعیاتی متوسط و فاقد شور و حال و حادثه و هیجان است.
..

منبع:
جُنگ رباعی، ۴۸۸، ۴۹۴؛ طربخانه، ۱۰۵
●●


"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
Forwarded from چهار خطی
ترا خواهم خورد!

آمد رمضان، نه صاف داريم و نه دُرد
از چهرۀ ما، گرسنگی رنگ ببُرد
در خانۀ ما، ز خوردنی چيزی نيست
اي روزه! برو، ورنه ترا خواهم خورد!

عبدی شوشتری
سدۀ یازدهم ق.
‏..

در فیلم جویندگان طلا، ساخته چارلی چاپلین (۱۹۲۵م)، وقتی مک سوین و چارلی به کلبه کوهستانی می‌رسند و چیزی برای خوردن نمی‌یابند، مک سوین از شدت گرسنگی، چارلی را به شکل مرغ می‌بیند و به او حمله می‌کند تا بخوردش! این صحنه، یکی از خنده‌دارترین و دردناک‌ترین صحنه‌های فیلم است. کسانی که به سودای یافتن طلا و آرزوهای دور و دراز، راهی سرزمین‌های دور شده‌اند، نان‌پاره‌ای هم برای خوردن ندارند.
رباعی طنزآمیز عبدی شوشتری، یکی از نمونه‌های موفق طنز کلامی است. روزه‌داری و شاید هم روزه‌خواری شاعر، در عین طنزآمیز بودن، تراژیک هم هست. شاعر گرسنه، روزه را تهديد می‌کند که دور و بر او پيدايش نشود، وگرنه از شدت گرسنگي به روزه نيز رحم نخواهد کرد.
‏..

منبع:
عرفات العاشقين، ج ۴، ص ۲۵۷۹
●●


کانال "چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
Forwarded from چهار خطی
روزه گرفتن گل و سرو

در مورد نحوۀ انعکاس ماه رمضان در شعر فارسی، پرونده قطوری می‌توان ترتیب داد. اما مجال این یادداشت‌، به اندازۀ نقل چند رباعی طنزآمیز از شاعران قدیم بیش نیست.
راغب اصفهانی در محاضرات خود آورده است: گبری بر زبان نام اسلام آورد و ماه رمضان برسید. به گوشه‌ای تاریک پنهان شد و روزه می‌خورد. یکی از یارانش او را بدید، گفت: آری در چه کاری؟ گفت: کسی را این روز مباد که مراست؛ از شومی و بدبختی، نان خود پنهان می‌خورم (نوادر، ۳۴۸). حکایت این تازه مسلمان، مرا به یاد رباعیی از سراج‌الدین قمری شاعر خوش‌مشرب آملی، متوفی ۶۲۵ هجری، انداخت (دیوان سراج‌الدین قمری، ۵۸۰):
خیل رمضان گرفت پیرامَن ما
و افکند کمند روزه در گردن ما
می خوردن ما بُد آشکارا دیروز
و امروز، نهان شده‌ست نان خوردن ما!

ازرقی هروی، شاعر قرن پنجم هجری (۴۶۵ ق)، به معشوق خود توصیه کرده که روزه نگیرد. زیرا روزه بر گُل و سرو واجب نیست (دیوان ازرقی، ۲۶۷):
ای گل‌رخ سرو قامت، ای مایۀ ناز
بر تو ز نماز و روزه، رنجی است دراز
چندین به نماز و روزه تن را مگداز
بر گُل نبود روزه و بر سرو نماز!

فتوای شاعرانه ازرقی، فاقد وجاهت شرعی است. فلذا، شاعر ناشناسی که هم نگران روزه گرفتن معشوق خود بوده و هم معتقد به مبانی شرع، کفاره روزه نگرفتن معشوق را بر گردن گرفته است (سفینۀ کهن رباعیات، ۱۴۹):
شرح غم تو به صد عبارت بدهم
ور جان خواهی، به یک اشارت بدهم
از روزه اگر تن ترا رنج رسد
تو روزه بخور که من کفارت بدهم!

اما روزه علاوه بر همه دستاوردهای معنوی برای مؤمنین، باعث تناسب اندام و حُسن مهتابی پری‌رویان هم می‌شود. به همین خاطر، یکی از شاعران قدیم ما، بر خلاف اغلب هم‌صنفان خود، سپاسگزار ماه رمضان هم هست (نزهة المجالس، ۴۴۲):
رخ را ز برای دل‌فروزی داری
غمزه ز برای سینه‌سوزی داری
تا روزه گرفته‌ای، نکوتر شده‌ای
ای ماه! ز روزه نیز روزی داری!

البته، دست و دلبازی شاعران در روزه گرفتن، بیشتر شامل حال دیگران می‌شود تا خودشان. میزان اشتیاق شاعران را به روزه‌داری، از این رباعی شمس گنجه‌ای می‌توان دانست (سفینۀ کهن رباعیات، ۱۴۹):
ای روزه! اگر عمر عزیزی، به سر آی
وی قدر! اگر مرگ تویی، زودتر آی
گر خود اجلی مرا، تو ای عید برس
ور جان تویی، ای هلال شوّال، بر آی!

این یادداشت را با مطایبَ دیگری از راغب اصفهانی به پایان می‌بریم: روز دوم شوّال، قلندری را دیدند دلتنگ نشسته. گفتند: چرا دلتنگی؟ گفت: اینک به ماه رمضان آینده، یک روز نزدیک شدیم! (نوادر، ۳۴۶).

●●


"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
Forwarded from چهار خطی
رمضان در رباعی - ۱

مرور دواوین شعر فارسی به ما می‌گوید که کمتر شاعری را می‌شناسیم که از آمدن ماه رمضان اظهار خوشحالی کرده باشد! همۀ آن‌ها به نحوی، از خجالت این ماه در آمده‌اند. اگر حوصله‌ای باشد، شواهد آن را از رباعی فارسی، اینجا به تدریج خواهم گذاشت.
عجالتاً این دو رباعی آصفی هروی (درگذشتۀ ۹۲۳ ق) را بخوانید:

آمد رمضان، مرا ره توبه نمود
بیمار شدم که بادۀ ناب نبود
بگرفت طبیب حاذقی نبض مرا
می‌گفت: تو را شراب می‌دارد سود!
‏
شاها! رمضان رسید و من در به‌درم
وز کشور بلخ است هوای سفرم
شد قحط امید و خوردنی چیزی نیست
باری، به بهانۀ سفر، روزه خورَم
‏..
منبع:
دیوان آصفی هروی، ۲۴۵، ۲۴۷
●●

"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
Forwarded from چهار خطی
چراغ برق!

موسی! دگرت کار به دیدن افتاد
جانت، به کنار آرمیدن افتاد
تا چند بر این نیمْ نفس می‌لرزی؟
انگار نسیمی ز وزیدن افتاد!
‏..

ای‌خواجه! بکوش هر دَم از بیش‌ و‌ کمی
تا برداری ز خاطری بار غمی
تو می‌روی از غرور و، ممکن نبود
رفتن به چراغ برق، بیش از قدمی!

موسی رضای نقّاش همدانی
کشته شده در ۱۰۱۳ ق.
‏..

چراغ برق در رباعی دوم، کژتابی دارد و ممکن است باعث این توهّم شود که منظور شاعر، همین چراغ‌های امروزی است. چراغ برق گویا همان «چراغ صاعقه» شعر حافظ است و شاعر می‌گوید چراغ صاعقه فقط می‌تواند پیش پای آدم را روشن کند؛ غرور هم همین حالت را دارد.
‏..

منبع:
جُنگ اشعار، دستنویس ش ۹۵۵۹ مجلس، برگ ۱۰۵؛ عرفات العاشقین، ج ۶، ص ۳۷۵۴
‏..


"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
نقد_رباعیات_ناصر_بخارایی_آینۀ_پژوهش.pdf
2.1 MB
▫️«نقد انتساب رباعیات ناصر بخارایی»، سید علی میرافضلی، آینۀ پژوهش، سال سی و سوم، شمارۀ دوم (پیاپی ۱۹۵)، مرداد و شهریور ۱۴۰۱، ۱۱۷-۱۳۵
‏..
ناصر بخارایی، از غزلسرایان سرشناس قرن هشتم هجری و از هم‌عصران حافظ و سلمان ساوجی است. او فردی درویش بود و سفرهای بسیار کرد. از نکات جالب زندگی ناصر، دیدارش با سلمان ساوجی در بغداد است که راه شاعر را به دربار سلطان اویس (حک. ۷۵۷-۷۷۶ ق) باز کرد. دیوان ناصر بخارایی مشتمل بر ۸۵۰۰ بیت شعر است که بخش عمدۀ آن را غزل‌ها و قصاید او تشکیل می‌دهد. مرحوم دکتر مهدی درخشان دیوان اشعار ناصر بخارایی را تصحیح و در سال ۱۳۵۳ شمسی منتشر کرد. این کتاب، دربردارندۀ ۲۴ رباعی کامل و یک رباعی ناقص است که اغلب آن‌ها در منابع معتبر به نام شاعران دیگر یافت می‌شود و به دلیل تقدّم زمانیِ منابع، نمی‌توان آن‌ها را سرودۀ ناصر دانست. موضوع مقالۀ حاضر، نقد و بررسی رباعیات منسوب به ناصر بخارایی است. در این نوشتار، رباعیات مشترک میان ناصر بخارایی و شرف‌الدین شفروه، نزهة الارواح امیر حسینی هروی و حافظ نقد و بررسی شده است.
‏..
"چهار خطی"
رباعی فارسی، به روایت سید علی میرافضلی
https://telegram.me/Xatt4
ایّام بر آن است

ایّام بر آن است که تا بتواند
یک روز مرا به کام دل ننشاند
عهدی دارد جهان که تا گرد جهان
خود می‌گردد، مرا همی‌گرداند

کمال اسماعیل اصفهانی
(دیوان کمال، محمدرضا ضیاء، ۳۲۹)
رباعی کمال در ده نویس دیوان او نقل شده است: دستنویس چستربیتی، ۶۹۹ ق؛ دو دستنویس کاخ گلستان، ۷۲۲ ق و ۷۳۲ ق؛ دو دستنویس مجلس، ۷۲۱ ق، ۷۲۵ ق؛ دستنویس دانشگاه (نفیسی)، سدۀ هفتم و هشتم ق؛ دستنویس ملک، سدۀ هشتم ق؛ و چهار دستنویس دیگر از قرن دهم و یازدهم.
‏..

عهدی دارد جهان که تا بتواند
در دور فلک مرا به جان رنجاند
نذری دارد فلک که در گرد جهان
تا می‌گردد، مرا همی‌گرداند
مجدالدین همگر
(دیوان مجد همگر، ۷۴۲)
رباعی را اسحاق بن قوام بن همگر (نوۀ شاعر) به سال ۶۹۷ هجری قمری جزو رباعیات جدّش نوشته (دستنویس موزۀ بریتانیا، برگ ۱۲۵ر) و در آنکه مجد همگر سرایندۀ آن است، تردیدی نیست. به نظر می‌رسد مجد همگر رباعی کمال اسماعیل را در ذهنش داشته و بر مبنای آن، با تغییراتی، رباعی جدیدی ساخته است. در رباعیات او، چنین مواردی کم نیست.
‏..

آذر بیگدلی، رباعی کمال اسماعیل را به عین عبارت به مهستی گنجوی بخشیده و تقریباً همۀ مهستی‌پژوهان آن را به نقل از آذر در کتاب‌های خود آورده‌اند: مهدی دهقان (رباعیات مهستی دبیر گنجوی، ۱۱۷)؛ احمد سهیلی خوانساری (رباعیات حکیمه مهستی دبیر، ۹۱)؛ فریدون نوزاد (مهستی‌نامه، ۱۰۱)؛ معین‌الدین محرابی (مسهتی گنجه‌ای، ۱۵۲). نقل آذر در برابر نسخه‌های کهن دیوان کمال هیچ وزنی ندارد.
‏..

"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
سفر شباهت‌ها

بر دیده خیال دوست بنگاشته‌ام
دیدار بر آن خیال بگماشته‌ام
هر مرحله‌ای که رَخت بر داشته‌ام
صد حوض به آب دیده بگذاشته‌ام
مسعود سعد سلمان (دیوان، ۷۹۹)

هر ناله که بر سر شتر می‌کردم
در پای شتر، نثار دُر می‌کردم
هر چاه که کاروان تهی کرد ز آب
من باز به آب دیده پُر می‌کردم!
مهستی گنجوی (نزهة المجالس، ۴۷۱)

رباعی منسوب به مهستی، در دو سفینۀ قدیمی به نام جمال الدینِ عبدالرزاق اصفهانی است: سفینۀ کهن رباعیات (ص ۲۶۳) و جُنگ اشعار و مراسلات کتابخانۀ لالا اسماعیل (برگ ۲۰۲پ)؛ بدین روایت:
از ناله که بر پشت شتر می‌کردم
در پای شتر، نثار دُر می‌کردم
هر چشمه که کاروان همی‌کرد تهی
از آب دو دیده باز پُر می‌کردم!

رباعی از هر کدام که باشد، گویندۀ آن، به رباعی مسعود سعد نظر داشته است. مرحله، در رباعی مسعود سعد، توقف‌گاه بین راهی است. نمی‌توانم دقیق بگویم که رباعی، تصویرگرِ اشتیاق مسافری است که دارد به محبوب خود می‌رسد یا بازتاب اندوه کسی است که از عزیزانِ خود جدا شده است. مصراع سوم رباعی مسعود سعد، به‌عینه در این رباعی انوری دیده می‌شود (دیوان انوری، مدرس رضوی، ۲: ۱۰۰۷):
هر مرحله‌ای که رخت برداشته‌ام
از خون جگر مرحله تر داشته‌ام
از تو خبر وصل مبادم هرگز
گر بی تو ز خویشتن خبر داشته‌ام

ملک مجدالدین محمود، عموی ابوالمجد تبریزی (گردآورندۀ سفینۀ تبریز)، رباعی زیر را تحت تأثیر رباعی انوری گفته است (خلاصةالاشعار فی الرباعیات، ۲۹):
در هجر تو دیده پُر گهر داشته‌ام
رخساره به خون دیده، تر داشته‌ام
از خویشتنم خبر مبادا هرگز
گر بی تو ز خویشتن خبر داشته‌ام!

می‌توان گفت که نقطۀ پایان هر شعر، آغاز عزیمت شعر دیگری است؛ ولو آنکه مراحل این پیوندها، ردّپای این گفت‌وگوها و نقطۀ شروع هر سفر، بر ما هویدا نباشد. ولی می‌دانیم که هر متنی، انباشته از متن‌های پیشین است.
‏..

"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
یادداشت آقای محسن شریفی صحی

فاضل گرانمایه جناب آقای محسن شریفی صحی، در پیامی، یادداشت زیر را در تکمیل یادداشت قبلی مرحمت فرمودند. با اجازۀ ایشان یادداشت‌تان را برای استفادۀ دوستان در اینجا درج می‌کنم.
به نظر بنده چنین می‌رسد که ملک مجدالدین محمود، رباعی خویش را متأثر از رشید وطواط سروده باشد؛ البته اگر بتوانیم اصالت رباعی منسوب به وی را که در دیوان شعر او به تصحیح نفیسی آمده (دیوان رشیدالدین وطواط، ۶۱۶)، بپذیریم:
بس شب به دعا دو دست برداشته‌ام
بس روز به راه تو نظر داشته‌ام
از خویشتنم خیر (خبر؟) مبادا همه عمر
گر بی تو ز خویشتن خبر داشته‌ام
بیت دوم رباعی بالا، در رباعی ملک مجدالدین محمود، رونویسی شده است.
به زعم حقیر، وطواط و انوری، متأثر از یکدیگر (کدام یک مقدم است؟) به سرودن رباعی پرداخته‌اند و ملک مجدالدین محمود به پیروی از وطواط، رباعی خویش را منظوم کرده است. عرض می‌کنم که رباعی انوری، در نزهة‌المجالس (چاپ دوم، ۵۳۳) ذیل لغیره آمده و مصحح محترم در پانویس به دیوان انوری ارجاع داده‌اند.
‏..

توضیح نگارنده:
دیوانی که مرحوم نفیسی مرتب ساخته، بر اساس نسخه‌های متأخر است. از نسخه‌های قدیمی دیوان او که نفیسی بدان دسترسی نداشته، یکی مجموعه دواوین مورّخ ۶۹۹ ق کتابخانۀ چستربیتی است، و دیگر مجموعۀ منشآت و اشعار رشید متعلّق به کتابخانۀ توپقاپوسرای ترکیه (احمد ثالث) که در ۷۲۸ ق کتابت شده و عکس آن در کتابخانۀ مینوی موجود است. در این دو نسخه، رباعی مذکور نبود. با این حال، نمی‌توان به قطع گفت که رباعی از رشید وطواط نیست. تقی کاشانی رباعی را جزو منتخب اشعار رشید وطواط آورده (تذکرۀ خلاصة الاشعار، دستنویس فیروز، ۳۸۸ر) و من حدس می‌زنم که منشأ انتساب رباعی به رشید وطواط، تذکرۀ کاشانی باشد.

رباعی انوری، همان طور که فرموده‌اند بی ذکر نام گوینده در نزهة المجالس نقل شده است. ولی ابوالمجد تبریزی که نسخه‌ای از نزهة المجالس را در اختیار داشته که غیر از نسخۀ موجود فعلی است، نام گوینده را «اوحدالدین انوری» ذکر کرده است (خلاصة الاشعار فی الرباعیات، ۵۰). همان طور که در تعلیقات آن کتاب آمده (ص ۱۳۸)، رباعی انوری در دیوان اشرفی سمرقندی هم دیده می‌شود (ص ۲۶۷) و همانجا توضیح داده‌ام که چندین رباعی انوری، در دیوان اشرفی هم هست و بر عکس آن را نیز می‌توان گفت. تنها تفاوتش این است که رباعیات انوری مستند به چندین نسخۀ خطی کهن است و از دیوان اشرفی سمرقندی، آنچه در دست داریم اغلب متکی به تذکرۀ خلاصة الاشعار تقی‌الدین کاشانی است.
‏..

"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4