یک آیه در روز
1.15K subscribers
62 photos
14 videos
86 files
2.73K links
به عنوان یک مسلمان، لازم نیست که روزی حداقل در یک آیه قرآن تدبر کنیم؟!

آدرس در ایتا
https://eitaa.com/yekaye

سایت:
yekaye.ir

گزیده مطالب:
https://t.me/YekAayah

نویسنده کانال(حسین سوزنچی)
https://t.me/souzanchi

درباره کانال
http://yekaye.ir/about-us/
Download Telegram
2) از امام صادق ع روایت شده است که پیامبر اکرم ص فرمود:
خوشا به حال کسی که در نامه عملش در روز قیامت، بعد از هر گناهی، استغفاری ثبت شده باشد.

محاسبةالنفس (‏للسيد بن الطاووس)، ص15

وَ رَوَيْتُ مِنْ كِتَابِ فَضْلِ الدُّعَاءِ لِمُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ الصَّفَّارِ بِإِسْنَادِهِ إِلَى الصَّادِقِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص:
طُوبَى لِمَنْ وَجَدَ فِي صَحِيفَةِ عَمَلِهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ تَحْتَ كُلِّ ذَنْبٍ أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ.

@YekAaye
3) از امام صادق ع روایت شده است:
کسی که کار نیکش او را خوشحال کند و کار بدش او را ناراحت کند، او مومن است.
[یعنی مومن ممکن است گناه کند، اما در باطن خود از گناهی که کرده ناراحت می‌شود]

الكافي، ج‏2، ص232

عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ عُرْوَةَ عَنْ أَبِي الْعَبَّاسِ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع:
مَنْ سَرَّتْهُ حَسَنَتُهُ وَ سَاءَتْهُ سَيِّئَتُهُ فَهُوَ مُؤْمِنٌ.

@YekAaye
یک آیه در روز
136) وَ لا أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوَّامَةِ سوره قیامة (75) آیه 2 1395/5/12 ترجمه نه، سوگند به نفس ملامتگر؛ @YekAaye
.
تدبر

1⃣ «وَ لا أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوَّامَةِ» : شاید بهترین معادل برای نفس لوامه در اصطلاحات ما «وجدان» باشد و کاری که نفس لوامه می‌کند همان «عذاب وجدان» است. یکی از ویژگی‌های مهم قیامت، حسابرسی و مواخذه است؛ و خداوند این ویژگی را در همین دنیا در وجود ما قرار داده است؛ و شاید به همین جهت است که خداوند در این آیه و آیه قبل، قسم خوردن به قیامت را در کنار قسم خوردن به نفس لوامه قرار داده است. به تعبیر شهید مطهری:
«قیامت روز رسیدگی است، روزی است که‌ محکمه عدل تشکیل می‌شود، تنها محکمه عدلی که مربوط به همه جهان است. خدا در نفس انسان هم همان «میزان»ی را که در قیامت دارد خلق کرده است، چون وجدان در بشر همان کاری را می‌کند که «میزان» در قیامت می‌کند. می‌خواهد بگوید که ما یک چنین هادی ملامتگری به بشر داده‌ایم که دقیقا حقیقت را رسیدگی می‌کند، حقیقت را می‌فهمد.» (اسلام و مقتضیات زمان1/ 397)

@YekAaye
یک آیه در روز
136) وَ لا أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوَّامَةِ سوره قیامة (75) آیه 2 1395/5/12 ترجمه نه، سوگند به نفس ملامتگر؛ @YekAaye
.
2⃣ وجود نفس لوامه یک ودیعه الهی برای انسان است که متوجه شود آیا در مسیر خدایی قرار دارد یا نه. انسان موجودی جایزالخطاست؛ و فقط انسان‌های بسیار نادری وجود دارند که هیچگاه گناه نمی‌کنند. این گونه نیست که هرکس گناه ‌کند، بلافاصله از وادی ایمان خارج شده باشد. وجود نفس لوامه موجب می‌شود که این گناهان در وجود آدمی تثبیت نشود (حدیث2) و مادام که نفس لوامه در او فعال است؛ و او به این ملامت گوش می‌دهد و از کرده خود پشیمان می‌شود، وی هنوز در وادی ایمان است (حدیث3)
البته انسان می‌تواند به ندای وجدانش بی‌اعتنایی کند، که اگر بی‌اعتنایی کند، کم‌کم این ندا ضعیف می‌شود؛ اما ظاهرا هیچگاه خاموش شدنی نیست. به قول شهید مطهری، خلبانی که بمباران هیروشیما را انجام داد، سالها تربیت کرده‌اند که بتواند چنین ظلمی انجام دهد و بعد هم به او مدال دادند، اما عاقبت دیوانه شد؛ زیرا وجدان بالاخره کار خود را می‌کند. (تعلیم و تربیت در اسلام/159)
http://www.lib.motahari.ir/Content/938/159

@YekAaye
یک آیه در روز
136) وَ لا أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوَّامَةِ سوره قیامة (75) آیه 2 1395/5/12 ترجمه نه، سوگند به نفس ملامتگر؛ @YekAaye
.
3⃣ »... النَّفْسِ اللَّوَّامَةِ» گاه انسان غمگین است به خاطر مصیبتی که برایش پیش آمده؛ اما احتمالا برای همه ما اوقاتی پیش آمده که «دل‌مان گرفته است» بدون اینکه بدانیم چرا؟ اینکه گاه انسان دلش می‌گیرد، علامتی بر فعال بودن وجدان (نفس لوامه)، و ماورایی بودن حقیقت انسان است. ما وجدان داریم و برتر از این جهانیم؛ و وقتی زیاد در دنیا فرومی‌رویم، این وجدان اعتراض خود را به این صورت به ما نشان می‌دهد، حالمان را می‌گیرد به نحوی که دیگر دل و دماغ هیچ کاری را نداریم.
از اشتباهات افراد این است که در این شرایط به جای اینکه به خود آیند، سعی می‌کنند خود با وسیله‌ای (مثلا با یک فیلم سینمایی یا یک بازی سرگرم‌کننده) سرگرم کنند و به جای توجه به تذکرات وجدان، عامدانه خود را به وادی غفلت بیندازند. در حالی که چنین از عنایات ویژه خداست تا ما را به حقیقت عظیم خود، که در این حصار تنگ دنیا نمی‌گنجد، توجه دهد.
این موقع است که باید توجه کنیم باب دل ما به سوی ملکوت باز شده، و چه بهتر که به جای اینکه به کاری که ما را از خود غافل کند بپردازیم، به مناجات با خدا، که رجوعی جدی به خود حقیقی ماست، روی آوریم.

اگر دچار چنین حالتی شدیم، خوب است در خلوت خود، سری به دعای 21 صحیفه سجادیه بزنیم. عنوان دعا دقیقا همین است: «دعاؤه إذا أحزَنَهُ أمرٌ» (دعای او، وقتی که دلش می‌گرفت). شروع این دعا چنین است:

اللَّهُمَّ يا كافِىَ الْفَرْدِ الضَّعيفِ وَ واقِى الْأَمْرِ الْمَخُوفِ افرَدَتنىِ الخَطايا فَلا صاحِبَ مَعِى‏...
خدایا ! ای که کفایت کننده‌ی تنهای ضعیف! و ای نگهدارنده از واقعه ترسناک! گناهانم مرا تنها و بی‌کس گذاشته که دیگر همنشنی ندارم ...

@YekAaye
یک آیه در روز
136) وَ لا أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوَّامَةِ سوره قیامة (75) آیه 2 1395/5/12 ترجمه نه، سوگند به نفس ملامتگر؛ @YekAaye
.
4⃣ «ِيَوْمِ الْقِيامَة ... النَّفْسِ اللَّوَّامَةِ» اگر نفس لوامه حسابرس و مواخذه کننده انسان در دنیاست و کاری که در قیامت قرار است انجام شود، در دنیا انجام می‌دهد، پس هرچه به نفس لوامه در وجود خود میدان دهیم، در حقیقت از مواقف حسابرسی روز قیامت گذر کرده‌ایم.

@YekAaye
یک آیه در روز
136) وَ لا أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوَّامَةِ سوره قیامة (75) آیه 2 1395/5/12 ترجمه نه، سوگند به نفس ملامتگر؛ @YekAaye
.
5⃣ «...النَّفْسِ اللَّوَّامَةِ»: امروزه شعار نقدپذیری از شعارهای رایج است، اما کاملا شبیه «عدالت» است که به تعبیر امیرالمومنین ع «وسیع‌ترین مجال‌ها را در مقام بیان، و تنگ‌ترین مجال‌ها را در مقام تن دادن» دارد (نهج‌البلاغه، خطبه216)
اولین شرط نقدپذیری داشتن انصاف است که وقتی عیب انسان را به او تذکر دادند، خودش را ملامت کند نه تذکردهنده را. پس، نقدپذیری چیزی نیست جز میدان دادن به نفس لوامه؛ و باور نکنید که کسی وجدانش خفته باشد و واقعا نقدپذیر باشد. کسی که تحمل نقد شنیدن ندارد، به وجدان خود بی‌اعتنایی کرده است.

تذکر1: نیازی به توضیح ندارد که بحث بر سر نقد منصفانه و خیرخواهانه است؛ نه عیب‌جویی و نیش زبان. (تفاوت این دو را در لینک زیر توضیح داده‌ام)
http://www.souzanchi.ir/%d9%82%d8%af%d8%b1%d8%aa-%d9%88-%d9%86%d9%82%d8%af-%d8%a2%d9%86-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%b3%d9%88%d9%85/
تذکر2: اگرچه یکی از لوازم نقدپذیری، برخورد خوب با منتقد است، اما این گونه نیست که هرکس در ظاهر برخورد خوبی با منتقدان کرد، حتما نقدپذیر هم باشد. گاه شهرت اجتماعی موجب می‌شود که شخص در ظاهر با منتقدان خویش خوش‌برخورد باشد، اما معیار این است که در مقام عمل در برابر این نقدها چه می‌کند.

@YekAaye
یک آیه در روز
136) وَ لا أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوَّامَةِ سوره قیامة (75) آیه 2 1395/5/12 ترجمه نه، سوگند به نفس ملامتگر؛ @YekAaye
.
6⃣ «... النَّفْسِ اللَّوَّامَةِ»: وجود وجدان در آدمی (که هرکس در درون خویش با قضاوتهای او روبروست) دلیل خوبی بر برتری بُعد معنوی ما بر بُعد مادی ماست. زیرا انسان را به خاطر ظلم و گناهی که کرده، هرچند سود مادی هم به دست آورده باشد، مواخذه می‌کند.

توضیح مطلب:
از اشکالاتی که مادیگرایان می‌کنند این است که می‌گویند معنویت، صرفا خیال‌بافی است؛ و مادیت است که محسوس و ملموس است، و دین که دعوت به معنویت می‌کند صرفا افیون توده‌هاست.
وجدان پاسخ کوبنده‌ای بر این مدعاست. زیرا وقتی مواخذه‌ای رخ می‌دهد، دو طرف وجود دارد: قاضی و محکوم. وقتی من حکمی علیه خود می‌دهم، در واقع یک بٌعد از وجود من بٌعد دیگر را محکوم می‌کند، و همواره آنکه حاکم است بر آنکه محکوم است، برتری دارد. همین که من وقتی گناه کردم، در عمق وجود خود، احساس شکست می‌کنم و وقتی کار خوبی کردم (که غالبا کارهای خوب با ضرر مادی همراه است: مثلا انفاق به نیازمند) احساس پیروزی می‌کنم، معلوم می‌شود «من»ِ اصیل و حقیقی‌ام، آن است که احساس می‌کند شکست خورده ویا پیروز شده است. (مطهری، فلسفه اخلاق، ص171)

@YekAaye
137) وَ ما خَلَقْنَا السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما لاعِبين

سوره دخان (44) آیه 38
1395/5/13
ترجمه
و آسمان‌ها و زمین و آنچه را که میان این دو است، به بازى نيافريده‏ايم؛

@YekAaye
نکات ترجمه‌ای و نحوی

«لاعِبين» اسم فاعل از ماده «لعب» است. این ماده به معنای «بازی کردن» است یعنی کاری که انگیزه و قصد عاقلانه‌ای ورای خود ندارد و هدفش فقط سرگرم شدن می‌باشد، و از همین ماده است کلمه «لعاب» که به معنای آب‌ دهانی است که از دهان طفل سرازیر می‌شود (معجم المقاييس اللغة5/ 254) از انجام آن، قصد صحیح و عاقلانه‌ای مدنظر نباشد.

سه کلمه «عبث» و «لهو» و «لعب» به هم نزدیک‌اند، و در مورد هرسه در قرآن کریم، این تعبیر که «خلقت خدا این گونه نیست»، به کار رفته است: «أَ فَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناكُمْ عَبَثاً وَ أَنَّكُمْ إِلَيْنا لا تُرْجَعُونَ (مومنون/115) ؛ «لَوْ أَرَدْنا أَنْ نَتَّخِذَ لَهْواً لاَتَّخَذْناهُ مِنْ لَدُنَّا إِنْ كُنَّا فاعِلينَ» (انبیاء/17)؛ «وَ ما خَلَقْنَا السَّماءَ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما لاعِبينَ (انبیاء/16؛ دخان/38) در تفاوت آنها گفته شده است که:
«عبث» درجایی است که کار کاملا به صورت غیرارادی وناخودآگاه انجام می‌شود [مثلا کسی که با ریشش بازی می‌کند] اما در لهو و لعب می‌تواند یک نحوه حالت ارادی هم داشته باشد.
«لعب» کاری است که انگیزه اصلی آن لذت بردن است و دغدغه‌ای در قبال حکیمانه بودن آن (به ثمره خاصی رسیدن) وجود ندارد (مانند بازی اطفال، که اصلا درکی از حکمت ندارند و صرفا برای لذت بازی می‌کنند)؛
و «لهو» آن سرگرمی است که انسان را از برنامه اصلی خود بازمی‌دارد.
و البته هر لهوی لعب هست، اما «لعب‌» می‌تواند «لهو» نباشد (مانند اینکه کسی بخواهد با بازی کردن، مطلب خاصی را به بچه‌ای آموزش دهد) (الفروق في اللغة/248).
توجه شود که در همین حالت آخر هم باز آن هدفی که تعقیب می‌شود، غیر از هدف خود بازی است؛ و بازی بودنش به آن است که هدفی که در خود بازی مطرح می‌شود، هدفی غیرواقعی است و انگیزه اصلی بازیگر، لذت بردنش است. یعنی آنکه به بازی گرفته می‌شود و بازی می‌کند، رفتارش حکیمانه نیست و هدفی جدی را تعقیب نمی‌کند، هرچند کسی که او را به بازی گرفته، حکمتی دارد.

@YekAaye
حدیث
1) از امام صادق ع سوال شد که چرا خداوند آفریدگان را آفرید؟
فرمود: خداوند تبارک و تعالی آفریدگان را بیهوده نیافرید و آنها را رها نکرد؛ بلکه آنها را آفرید تا قدرتش را آشکار کند و آنها را به عبادت خویش وادارد تا بدین سبب مستوجب رضوان او شوند؛ و آنها را نیافرید که منفعتی از آنها به دست آورد ویا ضرری را با آنها از خود دفع کند، بلکه آفریدشان تا بدانان نفع رساند و آنها را به نعمت ابدی برساند.

علل الشرائع، ج‏1، ص9

حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ بْنِ إِسْحَاقَ الطَّالَقَانِيُّ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا عَبْدُ الْعَزِيزِ بْنُ يَحْيَى الْجَلُودِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ زَكَرِيَّا الْجَوْهَرِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عُمَارَةَ عَنْ أَبِيهِ قَالَ:
سَأَلْتُ الصَّادِقَ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ ع فَقُلْتُ لَهُ لِمَ خَلَقَ اللَّهُ الْخَلْقَ؟
فَقَالَ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لَمْ يَخْلُقْ خَلْقَهُ عَبَثاً وَ لَمْ يَتْرُكْهُمْ سُدًى بَلْ خَلَقَهُمْ لِإِظْهَارِ قُدْرَتِهِ وَ لِيُكَلِّفَهُمْ طَاعَتَهُ فَيَسْتَوْجِبُوا بِذَلِكَ رِضْوَانَهُ وَ مَا خَلَقَهُمْ لِيَجْلِبَ مِنْهُمْ مَنْفَعَةً وَ لَا لِيَدْفَعَ بِهِمْ مَضَرَّةً بَلْ خَلَقَهُمْ لِيَنْفَعَهُمْ وَ يُوصِلَهُمْ إِلَى نَعِيمِ الْأَبَدِ.

@YekAaye
2) زندیقی از امام صادق ع سوالات متعددی پرسید، از جمله اینکه:
پرسید: پس چرا آفریدگان را آفرید در حالی که نیازی به آنها نداشت و مجبور به آفرینش آنها نبود و بازی و کار بیهوده کردن هم سزاوار او نیست؟
فرمود: آنها را آفرید تا حکمتش را آشکار کند و علمش را جاری سازد و تدبیرش را برقرار کند.
گفت: پس چرا به همین سرا بسنده نکرد و همینجا را سرای ثوابش و زندان عقابش قرار نداد؟
فرمود: این دنیا دار ابتلاء و تجارتگاه ثواب و محل کسب رحمت است که با آفات پر و در شهوات تنیده شده است تا در آن میزان اطاعت بندگان را معلوم سازد، و اینجا سرای عمل است نه سرای جزاء.

الإحتجاج على أهل اللجاج (للطبرسي)، ج‏2، ص338

وَ مِنْ سُؤَالِ الزِّنْدِيقِ الَّذِي سَأَلَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ مَسَائِلَ كَثِيرَةٍ أَنَّه‏ قَالَ: ...
قال: فَلِأَيِّ عِلَّةٍ خَلَقَ الْخَلْقَ وَ هُوَ غَيْرُ مُحْتَاجٍ إِلَيْهِمْ وَ لَا مُضْطَرٍّ إِلَى خَلْقِهِمْ وَ لَا يَلِيقُ بِهِ التَّعَبُّثُ بِنَا؟
قَالَ خَلَقَهُمْ لِإِظْهَارِ حِكْمَتِهِ وَ إِنْفَاذِ عِلْمِهِ وَ إِمْضَاءِ تَدْبِيرِهِ قَالَ وَ كَيْفَ لَا يَقْتَصِرُ عَلَى هَذِهِ الدَّارِ فَيَجْعَلَهَا دَارَ ثَوَابِهِ وَ مُحْتَبَسَ عِقَابِهِ قَالَ إِنَّ هَذِهِ الدَّارَ دَارُ ابْتِلَاءٍ وَ مَتْجَرُ الثَّوَابِ وَ مُكْتَسَبُ الرَّحْمَةِ مُلِئَتْ آفَاتٍ وَ طُبِّقَتْ شَهَوَاتٍ لِيَخْتَبِرَ فِيهَا عَبِيدَهُ بِالطَّاعَةِ فَلَا يَكُونُ دَارُ عَمَلٍ دَارَ جَزَاء.
قال: ...
@YekAaye
یک آیه در روز
137) وَ ما خَلَقْنَا السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما لاعِبين سوره دخان (44) آیه 38 1395/5/13 ترجمه و آسمان‌ها و زمین و آنچه را که میان این دو است، به بازى نيافريده‏ايم؛ @YekAaye
.
تدبر

1⃣ «وَ ما خَلَقْنَا السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما لاعِبين»: چنانکه در «نکات ترجمه» گذشت، (لینک زیر)
https://telegram.me/YekAaye/1471
«لعب» با «عبث» اندکی متفاوت است. اگر کاری کاملا اتفاقی و غیرخودآگاه و غیرارادی رخ دهد، عبث نامیده می‌شود؛ اما لهو و لعب می‌تواند تاحدی ارادی باشد. در لعب (بازی) ممکن است نظم و برنامه‌ای هم مشاهده شود، اما این نظم و برنامه، هدفی را که خود آن برنامه نشان می‌دهد، تعقیب نمی‌کند (مثلا پیروزی و شکست در یک بازی جنگی، ثمرات پیروزی و شکست در جنگ واقعی را ندارد)؛ بلکه صرفا دنبال سرگرمی (لهو) ویا لذت‌جویی (لعب) است.
مهم است که بدانیم که آفرینش جهان، نه‌تنها عبث نیست، بلکه بازی هم نیست. عده‌ای نظم عالم را می‌بینند، اما همانند تماشاگران یک بازی، برای این نظم فقط به‌به و چه‌چه می‌کنند؛ نه اینکه خود را در این میدان وارد کنند و متناسب با هذف این نظم، زندگی خود را سامان دهند. نظم آسمانها و زمین، غایت و هدفی دارد، که اگر صرفا نظم را دیدیم، اما به هدف آن توجه نکردیم و خود را با هدف آن هماهنگ نکردیم، همچنان جهان را بازی‌ای بیش ندیده‌ایم.

@YekAaye
یک آیه در روز
137) وَ ما خَلَقْنَا السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما لاعِبين سوره دخان (44) آیه 38 1395/5/13 ترجمه و آسمان‌ها و زمین و آنچه را که میان این دو است، به بازى نيافريده‏ايم؛ @YekAaye
.
2⃣ «وَ ما خَلَقْنَا السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما لاعِبين»: چنانکه در بحث از مومنون/115 (جلسه96، تدبر4، لینک زیر) گذشت،
https://telegram.me/YekAaye/1025
این گونه آیات در مقام توجه دادن ما به فلسفه آفرینش است و جالب اینجاست که در این آیه، با اینکه موضوع، فقط آفرینش انسان نیست، بلکه آفرینش کل آسمانها و زمین است، اما بلافاصله، در آیات بعد، بحث قیامت مطرح می‌شود؛ یعنی اساسا فلسفه آفرینش با جدی گرفتن قیامت معنی‌دار می‌شود.

@YekAaye
یک آیه در روز
137) وَ ما خَلَقْنَا السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما لاعِبين سوره دخان (44) آیه 38 1395/5/13 ترجمه و آسمان‌ها و زمین و آنچه را که میان این دو است، به بازى نيافريده‏ايم؛ @YekAaye
.
3⃣ «وَ ما خَلَقْنَا السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما لاعِبين»: این آیات (این آیه و آیه بعدی‌اش، که ان‌شاءالله فردا بحث خواهد شد) برهانی بر اثبات معادند؛ بدین بیان که: اگر ورای این عالم فانی، عالم ثابت و باقی‌ای نباشد، اینکه خداوند دائما موجوداتی بیافریند و از بین ببرد، کاری غیرحکیمانه و از جنس بازی کردن است، که وقوع چنین چیزی از خدا امکان ندارد؛ پس این عالم، مقدمه‌ای برای انتقال به عالمی دیگر است. (المیزان18/ 147). ظاهرا به همین جهت است که بلافاصله بعد از این آیات، بحث قیامت را مطرح کرده است.

@YekAaye
یک آیه در روز
137) وَ ما خَلَقْنَا السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما لاعِبين سوره دخان (44) آیه 38 1395/5/13 ترجمه و آسمان‌ها و زمین و آنچه را که میان این دو است، به بازى نيافريده‏ايم؛ @YekAaye
.
4⃣ «وَ ما خَلَقْنَا السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما لاعِبين»: اگر جهان و کار خدا بازی نیست، بازی قلمداد کردن این امر جدی، ضررش تنها و تنها به خود شخص برمی‌گردد. مانند این است که کسی در یک میدان جنگ واقعی وارد شود و خیال کند که آنچه می بیند صرفا یک بازی جنگی است، نه جنگ واقعی. حکایت حال کسانی که دین خدا را بازی می‌گیرند (انعام/70)، همین گونه است.
واگر کسی خدا و آیات او را به بازی گرفت (توبه/65)، خدا هم او را بازی می‌دهد و می گذارد در طغیانش غوطه‌ور شود (بقره/15) و این اوج بیچارگی یک انسان خواهد بود.

@YekAaye
یک آیه در روز
137) وَ ما خَلَقْنَا السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما لاعِبين سوره دخان (44) آیه 38 1395/5/13 ترجمه و آسمان‌ها و زمین و آنچه را که میان این دو است، به بازى نيافريده‏ايم؛ @YekAaye
.
5⃣ «وَ ما خَلَقْنَا السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما لاعِبين»:
خدا جهان را به بازی نیافریده است؛ اما حیات دنیا فقط بازیچه است (انعام/32)
پس، در عین حال که نظام خلقت را نباید بازی دانست، اما باید زندگی دنیا را به بازی گرفت.
توجه شود که این آسمانها و زمین، حیات دنیا نیست. در مسیر نظام جهان باید کوشید و بازی نکرد، اما دغدغه‌های دنیوی را نباید بازی‌ای بیش دانست.
این گونه است که انسان‌های بزرگ و بسیار جدی‌، در عین حال که خود را کاملا به خدا و نظم الهی او سپردند، دنیا را به بازی گرفتند.
به قول ملای رومی:
کشاکش‌هاست در جانم، کشنده کیست؟ می‌دانم
دمی خواهم بیاسایم، ولیکن نیستم امکان
به هر روزم جنون آرد، دگر بازی برون آرد
که من بازیچه اویم، ز بازی‌های او حیران
چو جامم گه بگرداند، چو ساغر گه بریزد خون
چو خمرم گه بجوشاند، چو مستم گه کند ویران (دیوان شمس، غزل1844)
http://ganjoor.net/moulavi/shams8/ghazalsh/sh1844/

@YekAaye
138) ما خَلَقْناهُما إِلاَّ بِالْحَقِّ وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا يَعْلَمُونَ

سوره دخان (44) آیه 39
1395/5/14
ترجمه
آن دو را جز به حق نیافریدیم؛ ولیکن بیشترشان نمی‌دانند.

@YekAaye