یک آیه در روز
1.15K subscribers
62 photos
14 videos
86 files
2.73K links
به عنوان یک مسلمان، لازم نیست که روزی حداقل در یک آیه قرآن تدبر کنیم؟!

آدرس در ایتا
https://eitaa.com/yekaye

سایت:
yekaye.ir

گزیده مطالب:
https://t.me/YekAayah

نویسنده کانال(حسین سوزنچی)
https://t.me/souzanchi

درباره کانال
http://yekaye.ir/about-us/
Download Telegram
یک آیه در روز
137) وَ ما خَلَقْنَا السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما لاعِبين سوره دخان (44) آیه 38 1395/5/13 ترجمه و آسمان‌ها و زمین و آنچه را که میان این دو است، به بازى نيافريده‏ايم؛ @YekAaye
.
2⃣ «وَ ما خَلَقْنَا السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما لاعِبين»: چنانکه در بحث از مومنون/115 (جلسه96، تدبر4، لینک زیر) گذشت،
https://telegram.me/YekAaye/1025
این گونه آیات در مقام توجه دادن ما به فلسفه آفرینش است و جالب اینجاست که در این آیه، با اینکه موضوع، فقط آفرینش انسان نیست، بلکه آفرینش کل آسمانها و زمین است، اما بلافاصله، در آیات بعد، بحث قیامت مطرح می‌شود؛ یعنی اساسا فلسفه آفرینش با جدی گرفتن قیامت معنی‌دار می‌شود.

@YekAaye
یک آیه در روز
137) وَ ما خَلَقْنَا السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما لاعِبين سوره دخان (44) آیه 38 1395/5/13 ترجمه و آسمان‌ها و زمین و آنچه را که میان این دو است، به بازى نيافريده‏ايم؛ @YekAaye
.
3⃣ «وَ ما خَلَقْنَا السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما لاعِبين»: این آیات (این آیه و آیه بعدی‌اش، که ان‌شاءالله فردا بحث خواهد شد) برهانی بر اثبات معادند؛ بدین بیان که: اگر ورای این عالم فانی، عالم ثابت و باقی‌ای نباشد، اینکه خداوند دائما موجوداتی بیافریند و از بین ببرد، کاری غیرحکیمانه و از جنس بازی کردن است، که وقوع چنین چیزی از خدا امکان ندارد؛ پس این عالم، مقدمه‌ای برای انتقال به عالمی دیگر است. (المیزان18/ 147). ظاهرا به همین جهت است که بلافاصله بعد از این آیات، بحث قیامت را مطرح کرده است.

@YekAaye
یک آیه در روز
137) وَ ما خَلَقْنَا السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما لاعِبين سوره دخان (44) آیه 38 1395/5/13 ترجمه و آسمان‌ها و زمین و آنچه را که میان این دو است، به بازى نيافريده‏ايم؛ @YekAaye
.
4⃣ «وَ ما خَلَقْنَا السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما لاعِبين»: اگر جهان و کار خدا بازی نیست، بازی قلمداد کردن این امر جدی، ضررش تنها و تنها به خود شخص برمی‌گردد. مانند این است که کسی در یک میدان جنگ واقعی وارد شود و خیال کند که آنچه می بیند صرفا یک بازی جنگی است، نه جنگ واقعی. حکایت حال کسانی که دین خدا را بازی می‌گیرند (انعام/70)، همین گونه است.
واگر کسی خدا و آیات او را به بازی گرفت (توبه/65)، خدا هم او را بازی می‌دهد و می گذارد در طغیانش غوطه‌ور شود (بقره/15) و این اوج بیچارگی یک انسان خواهد بود.

@YekAaye
یک آیه در روز
137) وَ ما خَلَقْنَا السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما لاعِبين سوره دخان (44) آیه 38 1395/5/13 ترجمه و آسمان‌ها و زمین و آنچه را که میان این دو است، به بازى نيافريده‏ايم؛ @YekAaye
.
5⃣ «وَ ما خَلَقْنَا السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما لاعِبين»:
خدا جهان را به بازی نیافریده است؛ اما حیات دنیا فقط بازیچه است (انعام/32)
پس، در عین حال که نظام خلقت را نباید بازی دانست، اما باید زندگی دنیا را به بازی گرفت.
توجه شود که این آسمانها و زمین، حیات دنیا نیست. در مسیر نظام جهان باید کوشید و بازی نکرد، اما دغدغه‌های دنیوی را نباید بازی‌ای بیش دانست.
این گونه است که انسان‌های بزرگ و بسیار جدی‌، در عین حال که خود را کاملا به خدا و نظم الهی او سپردند، دنیا را به بازی گرفتند.
به قول ملای رومی:
کشاکش‌هاست در جانم، کشنده کیست؟ می‌دانم
دمی خواهم بیاسایم، ولیکن نیستم امکان
به هر روزم جنون آرد، دگر بازی برون آرد
که من بازیچه اویم، ز بازی‌های او حیران
چو جامم گه بگرداند، چو ساغر گه بریزد خون
چو خمرم گه بجوشاند، چو مستم گه کند ویران (دیوان شمس، غزل1844)
http://ganjoor.net/moulavi/shams8/ghazalsh/sh1844/

@YekAaye
138) ما خَلَقْناهُما إِلاَّ بِالْحَقِّ وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا يَعْلَمُونَ

سوره دخان (44) آیه 39
1395/5/14
ترجمه
آن دو را جز به حق نیافریدیم؛ ولیکن بیشترشان نمی‌دانند.

@YekAaye
🌷 میلاد حضرت معصومه (روز دختر) و آغاز دهه کرامت بر همه دخترانی که به ایشان اقتدا می‌کنند و نیز بر همه محبان ایشان مبارک باد 🌹

ما در کنار دختر موسی نشسته‌ایم
عمریست محو او به تماشا نشسته‌ایم
اینجا کویر داغ و نمک‌زار شور نیست
ما روبروی پهنه دریا نشسته‌ایم
قم سالهاست با نفسش زنده مانده است
باور کنید پیش مسیحا نشسته‌ایم
بوی مدینه می‌وزد از شهر ما بیا
ما در جوار حضرت زهرا نشسته‌ایم (سید حمیدرضا برقعه‌ای)
https://telegram.me/shere_aeini/490

@YekAaye
حدیث

1) امیرالمومنین ع فرمودند:
آفرينش را آغاز كرد و آفريدگان را به يك بار پديد آورد، بى‏آنكه انديشه‏اى به كار برد، يا از آزمايشى سودى بردارد؛ و بى آن كه حركتى ايجاد كند، و يا دغدغه‌ای که اضطرابی در او افکند، داشته باشد. براى پديد آمدن موجودات، وقت مناسبى قرار داد، و اجزاى مخالفشان را با هم هماهنگ ساخت، و در هر كدام، غريزه خاصّ خودش را قرار داد، و غرائز را همراه آنان گردانيد. از آن پيش كه بيافريند به آفريدگان دانا بود، و بر حد و اندازه آنها و پایان کارشان احاطه داشت، و سرشت و جوانبشان را مى‏دانست.

نهج‌البلاغه، خطبه1

...أَنْشَأَ الْخَلْقَ‏ إِنْشَاءً وَ ابْتَدَأَهُ ابْتِدَاءً بِلَا رَوِيَّةٍ أَجَالَهَا وَ لَا تَجْرِبَةٍ اسْتَفَادَهَا وَ لَا حَرَكَةٍ أَحْدَثَهَا وَ لَا هَمَامَةِ نَفْسٍ اضْطَرَبَ فِيهَا أَحَالَ الْأَشْيَاءَ لِأَوْقَاتِهَا وَ [لَاءَمَ‏] لَأَمَ بَيْنَ مُخْتَلِفَاتِهَا وَ غَرَّزَ غَرَائِزَهَا وَ أَلْزَمَهَا أَشْبَاحَهَا عَالِماً بِهَا قَبْلَ ابْتِدَائِهَا مُحِيطاً بِحُدُودِهَا وَ انْتِهَائِهَا عَارِفاً بِقَرَائِنِهَا وَ أَحْنَائِهَا...

@YekAaye
2) امیرالمومنین ع در ابتدای خطبه متقین (خطبه همام) می‌فرمایند:
اما بعد، بدرستی که خداوند سبحان و متعال آفریدگان را در حالی ‌آفرید که از طاعت آنها بی‌نیاز بود و از عصیان آنها ایمن، چرا که نه مغصیت کسی که عصیانش کند ضرری به او می زند و نه طاعت کسی که اطاعتش کند سودی برایش دارد. پس نیازهای معیشتی‌شان را بینشان توزیع کرد و هریک را در جایگاهش در دنیا قرار داد ...

نهج‌البلاغه، خطبه193

أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ وَ تَعَالَى خَلَقَ الْخَلْقَ حِينَ خَلَقَهُمْ غَنِيّاً عَنْ طَاعَتِهِمْ آمِناً مِنْ مَعْصِيَتِهِمْ لِأَنَّهُ لَا تَضُرُّهُ مَعْصِيَةُ مَنْ عَصَاهُ وَ لَا تَنْفَعُهُ طَاعَةُ مَنْ أَطَاعَهُ فَقَسَمَ بَيْنَهُمْ مَعَايِشَهُمْ وَ وَضَعَهُمْ مِنَ الدُّنْيَا مَوَاضِعَهُم‏...

@YekAaye
3) شخصی به امام صادق ع عرض کرد: یا اباعبدالله! ما برای چیز عجیبی آفریده شده‌ایم!
فرمود: خداوند هدایتت کند، آن چیست؟
گفت: ما را برای فناء و نابودی آفریدند!
فرمود: برادرزاده! صبر کن! ما برای بقاء آفریده شده‌ایم؛ و چگونه فانی شود بهشتی که فرسایش ندارد و آتشی که خاموش نمی‌شود؛ این گونه بگو: ما از سرایی به سرای دیگر می‌رویم.

علل الشرائع، ج‏1، ص: 11

حَدَّثَنَا أَبِي رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ جَعْفَرٍ الْحِمْيَرِيُّ عَنْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ مَسْعَدَةَ بْنِ زِيَادٍ قَالَ:
قَالَ رَجُلٌ لِجَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ إِنَّا خُلِقْنَا لِلْعَجَبِ!
قَالَ وَ مَا ذَاكَ، لِلَّهِ أَنْتَ
قَالَ خُلِقْنَا لِلْفَنَاءِ
فَقَالَ مَهْ يَا ابْنَ أَخِ خُلِقْنَا لِلْبَقَاءِ وَ كَيْفَ تَفْنَى جَنَّةٌ لَا تَبِيدُ وَ نَارٌ لَا تَخْمُدُ وَ لَكِنْ قُلْ إِنَّمَا نَتَحَرَّكُ مِنْ دَارٍ إِلَى دَارٍ.

@YekAaye
4) از امام صادق ع روایتی درباره اینکه نه جبر درست و است و نه تفویض، بلکه «منزلت بین منزلتین» است، آمده که برای توضیح آن محتوا، پنج مطلب را لازم دانسته‌اند. امام هادی ع این روایت را مفصلا شرح داده‌، و توضیح داده‌اند که اگر بخواهیم دیدگاهی بین جبر و تفویض داشته باشیم، لازمه‌اش این است که فلسفه آفرینش را، امتحان کردن انسانها بدانیم. سپس آیات مربوط به ابتلاء و امتحان در قرآن را به تفصیل مورد بحث قرار می‌دهند و در پایان می‌فرمایند:

... و هرآنچه در قرآن تعبیر «بلوی» (=ابتلاء) و مانند آن آمده که ما برخی از آنها را شرح دادیم، همگی اثبات این است که خداوند انسانها را برای امتحان و آزمایش آفریده است؛ خداوند عز و جل مخلوقات را بیهوده نیافرید و آنها را به حال خود رها نکرد و حکمت خویش را به عنوان بازی آشکار نکرد و در کلام خود این مطلب را ابراز داشت که «آیا حساب کرده‌اید که شما را بیهوده آفریدیم؟»...

تحف العقول، ص474-475

و روي عن الإمام الراشد الصابر أبي الحسن علي بن محمد ع‏
... وَ كُلُّ مَا فِي الْقُرْآنِ مِنْ بَلْوَى هَذِهِ الْآيَاتِ الَّتِي شَرَحَ أَوَّلَهَا فَهِيَ اخْتِبَارٌ وَ أَمْثَالُهَا فِي الْقُرْآنِ كَثِيرَةٌ فَهِيَ إِثْبَاتُ الِاخْتِبَارِ وَ الْبَلْوَى‏ إِنَّ اللَّهَ جَلَّ وَ عَزَّ لَمْ يَخْلُقِ الْخَلْقَ عَبَثاً وَ لَا أَهْمَلَهُمْ سُدًى وَ لَا أَظْهَرَ حِكْمَتَهُ لَعِباً وَ بِذَلِكَ أَخْبَرَ فِي قَوْلِهِ «أَ فَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناكُمْ عَبثا» ...

@YekAaye
یک آیه در روز
138) ما خَلَقْناهُما إِلاَّ بِالْحَقِّ وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا يَعْلَمُونَ سوره دخان (44) آیه 39 1395/5/14 ترجمه آن دو را جز به حق نیافریدیم؛ ولیکن بیشترشان نمی‌دانند. @YekAaye
.
تدبر

1⃣ «ما خَلَقْناهُما إِلاَّ بِالْحَقِّ ...»:
بحث فلسفه آفرینش انسان، و بلکه فلسفه آفرینش کل جهان، در قرآن کریم بسیار مورد تاکید قرار گرفته است:

از طرفی تاکید شده که خداوند آسمانها و زمین را باطل (ص/27؛ آل‌عمران/191) و بیهوده (عبث: مومنون/115)، ویا از باب سرگرمی (لهو: انبیاء/17) و بازی (لعب: انبیاء/16؛ دخان/38) نیافریده و در این آفریدن هم دنبال جلب منفعت یا دفع ضرری از خود نبوده است (حدیث2، لینک زیر).
https://telegram.me/YekAaye/1484
در مقابل، در جایی فلسفه آفرینش آسمان‌ها و زمین را اظهار قدرت و علم خداوند معرفی فرمود (طلاق/12؛ و نیز احادیث جلسه137، لینک زیر)
https://telegram.me/YekAaye/1472
و در جایی علت آفرینش جن و انس را عبودیت دانست (ذاریات/56؛ جلسه125، لینک زیر)
https://telegram.me/YekAaye/1335
؛ و همین دو مطلب را در آیات دیگر این گونه باز کرد که فلسفه آسمانها و زمین، و نیز آفرینش مرگ و حیات را ابتلای انسان دانست (هود/7؛ ملک/2؛ و حدیث4،لینک زیر)؛
https://telegram.me/YekAaye/1486
تا مورد رحمت قرارشان دهد (هود/119،جلسه127، لینک زیر)
https://telegram.me/YekAaye/1359
و هرکس را به جزای خویش برساند (یونس/4) .

با این حال، بیش از همه بر همین «به‌حق» بودن این آفرینش تاکید کرد: [علاوه بر آیه حاضر(دخان/39)، نگاه کنید به: (الأنعام/73) (ابراهیم/19) (حجر/85) (نحل/3) (عنکبوت/44) (روم/8) (زمر/5) (جاثیه/22) (تغابن/3) (احقاف/3)]
این تعبیر صراحت دارد که حکمتی جدی در ورای این آفرینش هست؛ که همان حق و حقیقت است؛ و ظاهرا تعابیری همانند ابتلای انسانها، تحقق عبودیت، مورد رحمت خدا واقع شدن و پاداش دیدن، و اظهار علم و قدرت، همگی توضیح این حق و حقیقت از زوایای گوناگون است.

شاید علت اینکه، بیش از اینکه ابعاد این حکمت را باز کند، بر اصل وجود این حکمت (به حق بودن آفرینش) تاکید کرده، این است که انسان باید ابتدا فلسفه داشتن آفرینش را جدی بگیرد تا بعد درباره چیستی آن بحث کند. و مشکل اغلب انسانها این است که همین را جدی نمی گیرند. به همین جهت، در این آیه بعد از اینکه بر حق بودن آفرینش تاکید کرد، فرمود: «وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا يَعْلَمُونَ: ولی بیشتر انسانها نمی‌دانند.»

[برای پرهیز طولانی شدن، متن آیات را حذف کردم که می‌توانید در وبلاگ همه را مشاهده کنید. لینک زیر]
http://yekayehqurandarrooz.parsiblog.com/Posts/141

@YekAaye
یک آیه در روز
138) ما خَلَقْناهُما إِلاَّ بِالْحَقِّ وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا يَعْلَمُونَ سوره دخان (44) آیه 39 1395/5/14 ترجمه آن دو را جز به حق نیافریدیم؛ ولیکن بیشترشان نمی‌دانند. @YekAaye
.
2⃣ «ما خَلَقْناهُما إِلاَّ بِالْحَقِّ ... لا يَعْلَمُونَ»: هدف آفرینش جز حقّ نيست، اگر هدف از خلقتِ چيزى را درك نكرديم مشكل در فهم و محدوديّت ماست. (قرائتی، تفسير نور10/ 502)

@YekAaye
139) وَ الَّذينَ اجْتَنَبُوا الطَّاغُوتَ أَنْ يَعْبُدُوها وَ أَنابُوا إِلَى اللَّهِ لَهُمُ الْبُشْرى‏ فَبَشِّرْ عِبادِ

سوره زمر (39) آیه 17
1395/5/15
ترجمه
و کسانی که از طاغوت کناره‌گیری کردند، از اینکه بپرستندش، و به خدا بازگشتند، [فقط] برایشان بشارت! پس، بشارت بده بندگانم را ...

@YekAaye
نکات ترجمه‌ای و نحوی

«اجْتَنَب» از ماده «جنب» است. این ماده در دو معنا به کار می‌رود: یکی جَنب و سمت و ناحیه [که در فارسی هم رواج دارد] و دیگری به معنای «دوری» و فاصله گرفتن؛ و «جُنُب» را هم از همین باب گویند که به خاطر وضعیتی که بر او عارض شده باید از نماز و مسجد و ... اجتناب کند. (معجم المقاييس اللغة1/ 483) شاید تعبیر «کناره» در فارسی بهترین معادل آن باشد که هم بر «پهلو» دلالت می‌کند و هم در ترکیب‌هایی مانند «کناره‌گیری» بر دوری و فاصله گرفتن.

«الطَّاغُوتَ» از ماده «ط‌غ‌و» یا «ط‌غ‌ی» است که این ماده دلالت دارد بر تجاوز از حد با سرکشی و عصیان؛ چنانکه در مورد آبی هم که در زمان نوح همه‌جا را فراگرفت تعبیر «طغی الماء» (حاقه/11) به کار رفته است. «طاغوت» بر وزن «فَعَلوت» (مانند جبروت، ملکوت)‌ است (مفردات ألفاظ القرآن/520) که این صیغه دلالت بر مبالغه فراوان می‌کند (الكشاف4/ 120). تفاوت طغیان با «تجاوز» در این است که تجاوز صرفا از حد گذر کردن است، اما طغیان از حد گذر کردنی است که با نوعی قهر و غلبه همراه باشد (التحقيق في كلمات القرآن الكريم8/ 63) و تفاوتش با «عتو» (سرکشی) در این است که شدت بیشتری دارد و سرکشی‌ای است که با قهر و غلبه همراه و مستلزم ظلم است (الفروق في اللغة/224)

«أَناب» از ماده «ن‌وب» به معنای «رجوع مکرر به جایی» است و به همین جهت به زنبور عسل هم «نَوْب» گفته می‌شود چون دائما به کندوی خود برمی‌گردد. و «الْإِنَابَةُ إلى اللّه» به معنای رجوع به جانب خداوند با توبه و اخلاص عمل برای اوست (مفردات ألفاظ القرآن/ 827) و در تفاوت «انابه» با «رجوع» گفته‌اند که انابه، رجوع به سمت طاعت، و دارای بار معنایی مثبت است و لذا به کسی که به جانب معصیت برگردد تعبیر اناب به کار نمی‌رود. (الفروق في اللغة/300)

«عِبادِ» در اصل «عبادی» بوده است که یاء آن، به خاطر «فصل» (توقف در این کلمه و جدا افتادنش از جمله بعد) حذف شده است (إعراب القرآن الكريم3/ 13)

@YekAaye
شأن نزول

از زید بن اسلم نقل شده است که آیه «وَ الَّذِينَ اجْتَنَبُوا الطَّاغُوتَ أَنْ يَعْبُدُوها» در وصف سه نفر که در زمان جاهلیت هم بر اعتقاد به توحید بودند و «لا اله الا الله» می‌گفتند، نازل شده است: زید بن عمرو بن نفیل، ابوذر غفاری، و سلمان فارسی

(لباب النقول/184- 185، و أسباب النزول/205) به نقل از دلائل الصدق لنهج الحق، ج‏5، ص258

@YekAaye
حدیث

1) از امام صادق ع از قول امام باقر ع روایت شده است که:
شما [= کسانی که بر وصیت پیامبر ص در مورد اهل بیت پایدار ماندید] هستید «کسانی که از طاغوت کناره‌گیری کردند، از اینکه بپرستندش»؛ و هرکس که از جبّار و ستمگری اطاعت کند او را پرستیده است.

تأويل الآيات الظاهرة في فضائل العترة الطاهرة، ص502 ؛ مجمع البيان في تفسير القرآن، ج‏8، ص770

عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع أَنَّهُ قَالَ:
أَنْتُمْ الَّذِينَ اجْتَنَبُوا الطَّاغُوتَ أَنْ يَعْبُدُوها وَ مَنْ أَطَاعَ جَبَّاراً فَقَدْ عَبَدَهُ.

@YekAaye
2) امام باقر ع فرمود:
کسی که به سخنگویی کاملا گوش بسپارد (به سخنان وی دل بدهد) بتحقیق که او را پرستیده است؛ پس اگر سخنگو، مطلبی را از جانب خدای عز و جل ادا کند، محققا خدا را پرستیده است؛ و اگر سخنگو مطلبی را ار جانب شیطان ادا کند قطعا که شیطان را پرستیده است.

الكافي، ج‏6، ص435

الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ الْأَرْمَنِيِّ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ يَقْطِينٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ:
مَنْ أَصْغَى إِلَى نَاطِقٍ فَقَدْ عَبَدَهُ فَإِنْ كَانَ النَّاطِقُ يُؤَدِّي عَنِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَقَدْ عَبَدَ اللَّهَ وَ إِنْ كَانَ النَّاطِقُ يُؤَدِّي عَنِ الشَّيْطَانِ فَقَدْ عَبَدَ الشَّيْطَانَ.

@YekAaye
3) امام صادق ع فرمود:
بدرستی که بنی‌امیه مردم را در آموزش ایمان آزاد گذاشتند اما در آموزش شرک [اینکه چه مولفه‌هایی موجب ورود شرک در عقاید و اعمال انسان می‌شود] آزاد نگذاشتند تا هنگامی که آنها را به سوی شرک سوق دادند، نفهمند.

الكافي، ج‏2، ص416

عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْمِنْقَرِيِّ عَنْ سُفْيَانَ بْنِ عُيَيْنَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:
إِنَّ بَنِي أُمَيَّةَ أَطْلَقُوا لِلنَّاسِ تَعْلِيمَ الْإِيمَانِ وَ لَمْ يُطْلِقُوا تَعْلِيمَ الشِّرْكِ لِكَيْ إِذَا حَمَلُوهُمْ عَلَيْهِ لَمْ يَعْرِفُوه‏.

@YekAaye
یک آیه در روز
139) وَ الَّذينَ اجْتَنَبُوا الطَّاغُوتَ أَنْ يَعْبُدُوها وَ أَنابُوا إِلَى اللَّهِ لَهُمُ الْبُشْرى‏ فَبَشِّرْ عِبادِ سوره زمر (39) آیه 17 1395/5/15 ترجمه و کسانی که از طاغوت کناره‌گیری کردند، از اینکه بپرستندش، و به خدا بازگشتند، [فقط] برایشان…
.
تدبر

1⃣ «وَ الَّذينَ اجْتَنَبُوا الطَّاغُوتَ أَنْ يَعْبُدُوها وَ أَنابُوا إِلَى اللَّهِ لَهُمُ الْبُشْرى‏ فَبَشِّرْ عِبادِ»:
این آیه مقدمه آیه‌ای است که بشارت به آزاداندیشان می‌دهد، کسانی که سخنان را می‌شنوند و بهترین را برمی‌گزینند (که ان‌شاءالله فردا بحث خواهد شد). عبادت کردن فقط خم و راست شدن نیست. هر سخنگویی که انسان به وی دل دهد، عبادتش کرده است (حدیث2).
https://telegram.me/YekAaye/1495
برای همین، شرط اول آزاداندیشی و تحقیق، کناره‌گیری از طاغوت و یکسره خود را وقف حقیقت محض (خدا) کردن و بین حقیقت و باطل فرق گذاشتن است. دروغ می‌گوید کسی که تعلق خاطری به طاغوتی دارد، ویا مرزی بین حقیقت و باطل قبول ندارد، و ادعای آزاداندیشی هم می‌کند. چرا که آزاداندیشی، یعنی به هیچ باطلی تعلق خاطر نداشتن؛ و فقط حقیقت را معیار قرار دادن و آزادانه به حقیقت رسیدن. پس، کسی که به حقیقت محض پشت پا زده است، چگونه می‌تواند ادعای آزاداندیشی داشته باشد؟!
و از عجایب عالم این است که امروزه کافران (که حقیقت محض را انکار می‌کنند) پرچمدار شعار آزاداندیشی شده‌اند و قبول پلوارالیسم و تکثرگرایی - که مرزی برای حقیقت و باطل قائل نیست - معیار آزاداندیشی معرفی می‌شود.
و این همان ترفند بنی‌امیه است (حدیث3)،
https://telegram.me/YekAaye/1496
یعنی اجازه می‌دادند حق بیان شود، اما اجازه نمی‌دادند دیدگاه‌های باطل به طور جدی به نقد کشیده شود؛ امروزه هم وقتی به نام پلورالیسم، حق و باطل یکسان احترام شود، و کنار زدن باطل تخطئه شود! انسانها باطل بودن باطل را نخواهند شناخت و لذا اهل باطل می‌توانند بر آنها مسلط شوند.

@YekAaye