2) امیرالمومنین ع در ابتدای خطبه متقین (خطبه همام) میفرمایند:
اما بعد، بدرستی که خداوند سبحان و متعال آفریدگان را در حالی آفرید که از طاعت آنها بینیاز بود و از عصیان آنها ایمن، چرا که نه مغصیت کسی که عصیانش کند ضرری به او می زند و نه طاعت کسی که اطاعتش کند سودی برایش دارد. پس نیازهای معیشتیشان را بینشان توزیع کرد و هریک را در جایگاهش در دنیا قرار داد ...
نهجالبلاغه، خطبه193
أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ وَ تَعَالَى خَلَقَ الْخَلْقَ حِينَ خَلَقَهُمْ غَنِيّاً عَنْ طَاعَتِهِمْ آمِناً مِنْ مَعْصِيَتِهِمْ لِأَنَّهُ لَا تَضُرُّهُ مَعْصِيَةُ مَنْ عَصَاهُ وَ لَا تَنْفَعُهُ طَاعَةُ مَنْ أَطَاعَهُ فَقَسَمَ بَيْنَهُمْ مَعَايِشَهُمْ وَ وَضَعَهُمْ مِنَ الدُّنْيَا مَوَاضِعَهُم...
@YekAaye
اما بعد، بدرستی که خداوند سبحان و متعال آفریدگان را در حالی آفرید که از طاعت آنها بینیاز بود و از عصیان آنها ایمن، چرا که نه مغصیت کسی که عصیانش کند ضرری به او می زند و نه طاعت کسی که اطاعتش کند سودی برایش دارد. پس نیازهای معیشتیشان را بینشان توزیع کرد و هریک را در جایگاهش در دنیا قرار داد ...
نهجالبلاغه، خطبه193
أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ وَ تَعَالَى خَلَقَ الْخَلْقَ حِينَ خَلَقَهُمْ غَنِيّاً عَنْ طَاعَتِهِمْ آمِناً مِنْ مَعْصِيَتِهِمْ لِأَنَّهُ لَا تَضُرُّهُ مَعْصِيَةُ مَنْ عَصَاهُ وَ لَا تَنْفَعُهُ طَاعَةُ مَنْ أَطَاعَهُ فَقَسَمَ بَيْنَهُمْ مَعَايِشَهُمْ وَ وَضَعَهُمْ مِنَ الدُّنْيَا مَوَاضِعَهُم...
@YekAaye
3) شخصی به امام صادق ع عرض کرد: یا اباعبدالله! ما برای چیز عجیبی آفریده شدهایم!
فرمود: خداوند هدایتت کند، آن چیست؟
گفت: ما را برای فناء و نابودی آفریدند!
فرمود: برادرزاده! صبر کن! ما برای بقاء آفریده شدهایم؛ و چگونه فانی شود بهشتی که فرسایش ندارد و آتشی که خاموش نمیشود؛ این گونه بگو: ما از سرایی به سرای دیگر میرویم.
علل الشرائع، ج1، ص: 11
حَدَّثَنَا أَبِي رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ جَعْفَرٍ الْحِمْيَرِيُّ عَنْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ مَسْعَدَةَ بْنِ زِيَادٍ قَالَ:
قَالَ رَجُلٌ لِجَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ إِنَّا خُلِقْنَا لِلْعَجَبِ!
قَالَ وَ مَا ذَاكَ، لِلَّهِ أَنْتَ
قَالَ خُلِقْنَا لِلْفَنَاءِ
فَقَالَ مَهْ يَا ابْنَ أَخِ خُلِقْنَا لِلْبَقَاءِ وَ كَيْفَ تَفْنَى جَنَّةٌ لَا تَبِيدُ وَ نَارٌ لَا تَخْمُدُ وَ لَكِنْ قُلْ إِنَّمَا نَتَحَرَّكُ مِنْ دَارٍ إِلَى دَارٍ.
@YekAaye
فرمود: خداوند هدایتت کند، آن چیست؟
گفت: ما را برای فناء و نابودی آفریدند!
فرمود: برادرزاده! صبر کن! ما برای بقاء آفریده شدهایم؛ و چگونه فانی شود بهشتی که فرسایش ندارد و آتشی که خاموش نمیشود؛ این گونه بگو: ما از سرایی به سرای دیگر میرویم.
علل الشرائع، ج1، ص: 11
حَدَّثَنَا أَبِي رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ جَعْفَرٍ الْحِمْيَرِيُّ عَنْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ مَسْعَدَةَ بْنِ زِيَادٍ قَالَ:
قَالَ رَجُلٌ لِجَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ إِنَّا خُلِقْنَا لِلْعَجَبِ!
قَالَ وَ مَا ذَاكَ، لِلَّهِ أَنْتَ
قَالَ خُلِقْنَا لِلْفَنَاءِ
فَقَالَ مَهْ يَا ابْنَ أَخِ خُلِقْنَا لِلْبَقَاءِ وَ كَيْفَ تَفْنَى جَنَّةٌ لَا تَبِيدُ وَ نَارٌ لَا تَخْمُدُ وَ لَكِنْ قُلْ إِنَّمَا نَتَحَرَّكُ مِنْ دَارٍ إِلَى دَارٍ.
@YekAaye
4) از امام صادق ع روایتی درباره اینکه نه جبر درست و است و نه تفویض، بلکه «منزلت بین منزلتین» است، آمده که برای توضیح آن محتوا، پنج مطلب را لازم دانستهاند. امام هادی ع این روایت را مفصلا شرح داده، و توضیح دادهاند که اگر بخواهیم دیدگاهی بین جبر و تفویض داشته باشیم، لازمهاش این است که فلسفه آفرینش را، امتحان کردن انسانها بدانیم. سپس آیات مربوط به ابتلاء و امتحان در قرآن را به تفصیل مورد بحث قرار میدهند و در پایان میفرمایند:
... و هرآنچه در قرآن تعبیر «بلوی» (=ابتلاء) و مانند آن آمده که ما برخی از آنها را شرح دادیم، همگی اثبات این است که خداوند انسانها را برای امتحان و آزمایش آفریده است؛ خداوند عز و جل مخلوقات را بیهوده نیافرید و آنها را به حال خود رها نکرد و حکمت خویش را به عنوان بازی آشکار نکرد و در کلام خود این مطلب را ابراز داشت که «آیا حساب کردهاید که شما را بیهوده آفریدیم؟»...
تحف العقول، ص474-475
و روي عن الإمام الراشد الصابر أبي الحسن علي بن محمد ع
... وَ كُلُّ مَا فِي الْقُرْآنِ مِنْ بَلْوَى هَذِهِ الْآيَاتِ الَّتِي شَرَحَ أَوَّلَهَا فَهِيَ اخْتِبَارٌ وَ أَمْثَالُهَا فِي الْقُرْآنِ كَثِيرَةٌ فَهِيَ إِثْبَاتُ الِاخْتِبَارِ وَ الْبَلْوَى إِنَّ اللَّهَ جَلَّ وَ عَزَّ لَمْ يَخْلُقِ الْخَلْقَ عَبَثاً وَ لَا أَهْمَلَهُمْ سُدًى وَ لَا أَظْهَرَ حِكْمَتَهُ لَعِباً وَ بِذَلِكَ أَخْبَرَ فِي قَوْلِهِ «أَ فَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناكُمْ عَبثا» ...
@YekAaye
... و هرآنچه در قرآن تعبیر «بلوی» (=ابتلاء) و مانند آن آمده که ما برخی از آنها را شرح دادیم، همگی اثبات این است که خداوند انسانها را برای امتحان و آزمایش آفریده است؛ خداوند عز و جل مخلوقات را بیهوده نیافرید و آنها را به حال خود رها نکرد و حکمت خویش را به عنوان بازی آشکار نکرد و در کلام خود این مطلب را ابراز داشت که «آیا حساب کردهاید که شما را بیهوده آفریدیم؟»...
تحف العقول، ص474-475
و روي عن الإمام الراشد الصابر أبي الحسن علي بن محمد ع
... وَ كُلُّ مَا فِي الْقُرْآنِ مِنْ بَلْوَى هَذِهِ الْآيَاتِ الَّتِي شَرَحَ أَوَّلَهَا فَهِيَ اخْتِبَارٌ وَ أَمْثَالُهَا فِي الْقُرْآنِ كَثِيرَةٌ فَهِيَ إِثْبَاتُ الِاخْتِبَارِ وَ الْبَلْوَى إِنَّ اللَّهَ جَلَّ وَ عَزَّ لَمْ يَخْلُقِ الْخَلْقَ عَبَثاً وَ لَا أَهْمَلَهُمْ سُدًى وَ لَا أَظْهَرَ حِكْمَتَهُ لَعِباً وَ بِذَلِكَ أَخْبَرَ فِي قَوْلِهِ «أَ فَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناكُمْ عَبثا» ...
@YekAaye
یک آیه در روز
138) ما خَلَقْناهُما إِلاَّ بِالْحَقِّ وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا يَعْلَمُونَ سوره دخان (44) آیه 39 1395/5/14 ترجمه آن دو را جز به حق نیافریدیم؛ ولیکن بیشترشان نمیدانند. @YekAaye
.
تدبر
1⃣ «ما خَلَقْناهُما إِلاَّ بِالْحَقِّ ...»:
بحث فلسفه آفرینش انسان، و بلکه فلسفه آفرینش کل جهان، در قرآن کریم بسیار مورد تاکید قرار گرفته است:
از طرفی تاکید شده که خداوند آسمانها و زمین را باطل (ص/27؛ آلعمران/191) و بیهوده (عبث: مومنون/115)، ویا از باب سرگرمی (لهو: انبیاء/17) و بازی (لعب: انبیاء/16؛ دخان/38) نیافریده و در این آفریدن هم دنبال جلب منفعت یا دفع ضرری از خود نبوده است (حدیث2، لینک زیر).
https://telegram.me/YekAaye/1484
در مقابل، در جایی فلسفه آفرینش آسمانها و زمین را اظهار قدرت و علم خداوند معرفی فرمود (طلاق/12؛ و نیز احادیث جلسه137، لینک زیر)
https://telegram.me/YekAaye/1472
و در جایی علت آفرینش جن و انس را عبودیت دانست (ذاریات/56؛ جلسه125، لینک زیر)
https://telegram.me/YekAaye/1335
؛ و همین دو مطلب را در آیات دیگر این گونه باز کرد که فلسفه آسمانها و زمین، و نیز آفرینش مرگ و حیات را ابتلای انسان دانست (هود/7؛ ملک/2؛ و حدیث4،لینک زیر)؛
https://telegram.me/YekAaye/1486
تا مورد رحمت قرارشان دهد (هود/119،جلسه127، لینک زیر)
https://telegram.me/YekAaye/1359
و هرکس را به جزای خویش برساند (یونس/4) .
با این حال، بیش از همه بر همین «بهحق» بودن این آفرینش تاکید کرد: [علاوه بر آیه حاضر(دخان/39)، نگاه کنید به: (الأنعام/73) (ابراهیم/19) (حجر/85) (نحل/3) (عنکبوت/44) (روم/8) (زمر/5) (جاثیه/22) (تغابن/3) (احقاف/3)]
این تعبیر صراحت دارد که حکمتی جدی در ورای این آفرینش هست؛ که همان حق و حقیقت است؛ و ظاهرا تعابیری همانند ابتلای انسانها، تحقق عبودیت، مورد رحمت خدا واقع شدن و پاداش دیدن، و اظهار علم و قدرت، همگی توضیح این حق و حقیقت از زوایای گوناگون است.
شاید علت اینکه، بیش از اینکه ابعاد این حکمت را باز کند، بر اصل وجود این حکمت (به حق بودن آفرینش) تاکید کرده، این است که انسان باید ابتدا فلسفه داشتن آفرینش را جدی بگیرد تا بعد درباره چیستی آن بحث کند. و مشکل اغلب انسانها این است که همین را جدی نمی گیرند. به همین جهت، در این آیه بعد از اینکه بر حق بودن آفرینش تاکید کرد، فرمود: «وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا يَعْلَمُونَ: ولی بیشتر انسانها نمیدانند.»
[برای پرهیز طولانی شدن، متن آیات را حذف کردم که میتوانید در وبلاگ همه را مشاهده کنید. لینک زیر]
http://yekayehqurandarrooz.parsiblog.com/Posts/141
@YekAaye
تدبر
1⃣ «ما خَلَقْناهُما إِلاَّ بِالْحَقِّ ...»:
بحث فلسفه آفرینش انسان، و بلکه فلسفه آفرینش کل جهان، در قرآن کریم بسیار مورد تاکید قرار گرفته است:
از طرفی تاکید شده که خداوند آسمانها و زمین را باطل (ص/27؛ آلعمران/191) و بیهوده (عبث: مومنون/115)، ویا از باب سرگرمی (لهو: انبیاء/17) و بازی (لعب: انبیاء/16؛ دخان/38) نیافریده و در این آفریدن هم دنبال جلب منفعت یا دفع ضرری از خود نبوده است (حدیث2، لینک زیر).
https://telegram.me/YekAaye/1484
در مقابل، در جایی فلسفه آفرینش آسمانها و زمین را اظهار قدرت و علم خداوند معرفی فرمود (طلاق/12؛ و نیز احادیث جلسه137، لینک زیر)
https://telegram.me/YekAaye/1472
و در جایی علت آفرینش جن و انس را عبودیت دانست (ذاریات/56؛ جلسه125، لینک زیر)
https://telegram.me/YekAaye/1335
؛ و همین دو مطلب را در آیات دیگر این گونه باز کرد که فلسفه آسمانها و زمین، و نیز آفرینش مرگ و حیات را ابتلای انسان دانست (هود/7؛ ملک/2؛ و حدیث4،لینک زیر)؛
https://telegram.me/YekAaye/1486
تا مورد رحمت قرارشان دهد (هود/119،جلسه127، لینک زیر)
https://telegram.me/YekAaye/1359
و هرکس را به جزای خویش برساند (یونس/4) .
با این حال، بیش از همه بر همین «بهحق» بودن این آفرینش تاکید کرد: [علاوه بر آیه حاضر(دخان/39)، نگاه کنید به: (الأنعام/73) (ابراهیم/19) (حجر/85) (نحل/3) (عنکبوت/44) (روم/8) (زمر/5) (جاثیه/22) (تغابن/3) (احقاف/3)]
این تعبیر صراحت دارد که حکمتی جدی در ورای این آفرینش هست؛ که همان حق و حقیقت است؛ و ظاهرا تعابیری همانند ابتلای انسانها، تحقق عبودیت، مورد رحمت خدا واقع شدن و پاداش دیدن، و اظهار علم و قدرت، همگی توضیح این حق و حقیقت از زوایای گوناگون است.
شاید علت اینکه، بیش از اینکه ابعاد این حکمت را باز کند، بر اصل وجود این حکمت (به حق بودن آفرینش) تاکید کرده، این است که انسان باید ابتدا فلسفه داشتن آفرینش را جدی بگیرد تا بعد درباره چیستی آن بحث کند. و مشکل اغلب انسانها این است که همین را جدی نمی گیرند. به همین جهت، در این آیه بعد از اینکه بر حق بودن آفرینش تاکید کرد، فرمود: «وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا يَعْلَمُونَ: ولی بیشتر انسانها نمیدانند.»
[برای پرهیز طولانی شدن، متن آیات را حذف کردم که میتوانید در وبلاگ همه را مشاهده کنید. لینک زیر]
http://yekayehqurandarrooz.parsiblog.com/Posts/141
@YekAaye
یک آیه در روز
138) ما خَلَقْناهُما إِلاَّ بِالْحَقِّ وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا يَعْلَمُونَ سوره دخان (44) آیه 39 1395/5/14 ترجمه آن دو را جز به حق نیافریدیم؛ ولیکن بیشترشان نمیدانند. @YekAaye
.
2⃣ «ما خَلَقْناهُما إِلاَّ بِالْحَقِّ ... لا يَعْلَمُونَ»: هدف آفرینش جز حقّ نيست، اگر هدف از خلقتِ چيزى را درك نكرديم مشكل در فهم و محدوديّت ماست. (قرائتی، تفسير نور10/ 502)
@YekAaye
2⃣ «ما خَلَقْناهُما إِلاَّ بِالْحَقِّ ... لا يَعْلَمُونَ»: هدف آفرینش جز حقّ نيست، اگر هدف از خلقتِ چيزى را درك نكرديم مشكل در فهم و محدوديّت ماست. (قرائتی، تفسير نور10/ 502)
@YekAaye
139) وَ الَّذينَ اجْتَنَبُوا الطَّاغُوتَ أَنْ يَعْبُدُوها وَ أَنابُوا إِلَى اللَّهِ لَهُمُ الْبُشْرى فَبَشِّرْ عِبادِ
سوره زمر (39) آیه 17
1395/5/15
ترجمه
و کسانی که از طاغوت کنارهگیری کردند، از اینکه بپرستندش، و به خدا بازگشتند، [فقط] برایشان بشارت! پس، بشارت بده بندگانم را ...
@YekAaye
سوره زمر (39) آیه 17
1395/5/15
ترجمه
و کسانی که از طاغوت کنارهگیری کردند، از اینکه بپرستندش، و به خدا بازگشتند، [فقط] برایشان بشارت! پس، بشارت بده بندگانم را ...
@YekAaye
نکات ترجمهای و نحوی
«اجْتَنَب» از ماده «جنب» است. این ماده در دو معنا به کار میرود: یکی جَنب و سمت و ناحیه [که در فارسی هم رواج دارد] و دیگری به معنای «دوری» و فاصله گرفتن؛ و «جُنُب» را هم از همین باب گویند که به خاطر وضعیتی که بر او عارض شده باید از نماز و مسجد و ... اجتناب کند. (معجم المقاييس اللغة1/ 483) شاید تعبیر «کناره» در فارسی بهترین معادل آن باشد که هم بر «پهلو» دلالت میکند و هم در ترکیبهایی مانند «کنارهگیری» بر دوری و فاصله گرفتن.
«الطَّاغُوتَ» از ماده «طغو» یا «طغی» است که این ماده دلالت دارد بر تجاوز از حد با سرکشی و عصیان؛ چنانکه در مورد آبی هم که در زمان نوح همهجا را فراگرفت تعبیر «طغی الماء» (حاقه/11) به کار رفته است. «طاغوت» بر وزن «فَعَلوت» (مانند جبروت، ملکوت) است (مفردات ألفاظ القرآن/520) که این صیغه دلالت بر مبالغه فراوان میکند (الكشاف4/ 120). تفاوت طغیان با «تجاوز» در این است که تجاوز صرفا از حد گذر کردن است، اما طغیان از حد گذر کردنی است که با نوعی قهر و غلبه همراه باشد (التحقيق في كلمات القرآن الكريم8/ 63) و تفاوتش با «عتو» (سرکشی) در این است که شدت بیشتری دارد و سرکشیای است که با قهر و غلبه همراه و مستلزم ظلم است (الفروق في اللغة/224)
«أَناب» از ماده «نوب» به معنای «رجوع مکرر به جایی» است و به همین جهت به زنبور عسل هم «نَوْب» گفته میشود چون دائما به کندوی خود برمیگردد. و «الْإِنَابَةُ إلى اللّه» به معنای رجوع به جانب خداوند با توبه و اخلاص عمل برای اوست (مفردات ألفاظ القرآن/ 827) و در تفاوت «انابه» با «رجوع» گفتهاند که انابه، رجوع به سمت طاعت، و دارای بار معنایی مثبت است و لذا به کسی که به جانب معصیت برگردد تعبیر اناب به کار نمیرود. (الفروق في اللغة/300)
«عِبادِ» در اصل «عبادی» بوده است که یاء آن، به خاطر «فصل» (توقف در این کلمه و جدا افتادنش از جمله بعد) حذف شده است (إعراب القرآن الكريم3/ 13)
@YekAaye
«اجْتَنَب» از ماده «جنب» است. این ماده در دو معنا به کار میرود: یکی جَنب و سمت و ناحیه [که در فارسی هم رواج دارد] و دیگری به معنای «دوری» و فاصله گرفتن؛ و «جُنُب» را هم از همین باب گویند که به خاطر وضعیتی که بر او عارض شده باید از نماز و مسجد و ... اجتناب کند. (معجم المقاييس اللغة1/ 483) شاید تعبیر «کناره» در فارسی بهترین معادل آن باشد که هم بر «پهلو» دلالت میکند و هم در ترکیبهایی مانند «کنارهگیری» بر دوری و فاصله گرفتن.
«الطَّاغُوتَ» از ماده «طغو» یا «طغی» است که این ماده دلالت دارد بر تجاوز از حد با سرکشی و عصیان؛ چنانکه در مورد آبی هم که در زمان نوح همهجا را فراگرفت تعبیر «طغی الماء» (حاقه/11) به کار رفته است. «طاغوت» بر وزن «فَعَلوت» (مانند جبروت، ملکوت) است (مفردات ألفاظ القرآن/520) که این صیغه دلالت بر مبالغه فراوان میکند (الكشاف4/ 120). تفاوت طغیان با «تجاوز» در این است که تجاوز صرفا از حد گذر کردن است، اما طغیان از حد گذر کردنی است که با نوعی قهر و غلبه همراه باشد (التحقيق في كلمات القرآن الكريم8/ 63) و تفاوتش با «عتو» (سرکشی) در این است که شدت بیشتری دارد و سرکشیای است که با قهر و غلبه همراه و مستلزم ظلم است (الفروق في اللغة/224)
«أَناب» از ماده «نوب» به معنای «رجوع مکرر به جایی» است و به همین جهت به زنبور عسل هم «نَوْب» گفته میشود چون دائما به کندوی خود برمیگردد. و «الْإِنَابَةُ إلى اللّه» به معنای رجوع به جانب خداوند با توبه و اخلاص عمل برای اوست (مفردات ألفاظ القرآن/ 827) و در تفاوت «انابه» با «رجوع» گفتهاند که انابه، رجوع به سمت طاعت، و دارای بار معنایی مثبت است و لذا به کسی که به جانب معصیت برگردد تعبیر اناب به کار نمیرود. (الفروق في اللغة/300)
«عِبادِ» در اصل «عبادی» بوده است که یاء آن، به خاطر «فصل» (توقف در این کلمه و جدا افتادنش از جمله بعد) حذف شده است (إعراب القرآن الكريم3/ 13)
@YekAaye
شأن نزول
از زید بن اسلم نقل شده است که آیه «وَ الَّذِينَ اجْتَنَبُوا الطَّاغُوتَ أَنْ يَعْبُدُوها» در وصف سه نفر که در زمان جاهلیت هم بر اعتقاد به توحید بودند و «لا اله الا الله» میگفتند، نازل شده است: زید بن عمرو بن نفیل، ابوذر غفاری، و سلمان فارسی
(لباب النقول/184- 185، و أسباب النزول/205) به نقل از دلائل الصدق لنهج الحق، ج5، ص258
@YekAaye
از زید بن اسلم نقل شده است که آیه «وَ الَّذِينَ اجْتَنَبُوا الطَّاغُوتَ أَنْ يَعْبُدُوها» در وصف سه نفر که در زمان جاهلیت هم بر اعتقاد به توحید بودند و «لا اله الا الله» میگفتند، نازل شده است: زید بن عمرو بن نفیل، ابوذر غفاری، و سلمان فارسی
(لباب النقول/184- 185، و أسباب النزول/205) به نقل از دلائل الصدق لنهج الحق، ج5، ص258
@YekAaye
حدیث
1) از امام صادق ع از قول امام باقر ع روایت شده است که:
شما [= کسانی که بر وصیت پیامبر ص در مورد اهل بیت پایدار ماندید] هستید «کسانی که از طاغوت کنارهگیری کردند، از اینکه بپرستندش»؛ و هرکس که از جبّار و ستمگری اطاعت کند او را پرستیده است.
تأويل الآيات الظاهرة في فضائل العترة الطاهرة، ص502 ؛ مجمع البيان في تفسير القرآن، ج8، ص770
عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع أَنَّهُ قَالَ:
أَنْتُمْ الَّذِينَ اجْتَنَبُوا الطَّاغُوتَ أَنْ يَعْبُدُوها وَ مَنْ أَطَاعَ جَبَّاراً فَقَدْ عَبَدَهُ.
@YekAaye
1) از امام صادق ع از قول امام باقر ع روایت شده است که:
شما [= کسانی که بر وصیت پیامبر ص در مورد اهل بیت پایدار ماندید] هستید «کسانی که از طاغوت کنارهگیری کردند، از اینکه بپرستندش»؛ و هرکس که از جبّار و ستمگری اطاعت کند او را پرستیده است.
تأويل الآيات الظاهرة في فضائل العترة الطاهرة، ص502 ؛ مجمع البيان في تفسير القرآن، ج8، ص770
عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع أَنَّهُ قَالَ:
أَنْتُمْ الَّذِينَ اجْتَنَبُوا الطَّاغُوتَ أَنْ يَعْبُدُوها وَ مَنْ أَطَاعَ جَبَّاراً فَقَدْ عَبَدَهُ.
@YekAaye
2) امام باقر ع فرمود:
کسی که به سخنگویی کاملا گوش بسپارد (به سخنان وی دل بدهد) بتحقیق که او را پرستیده است؛ پس اگر سخنگو، مطلبی را از جانب خدای عز و جل ادا کند، محققا خدا را پرستیده است؛ و اگر سخنگو مطلبی را ار جانب شیطان ادا کند قطعا که شیطان را پرستیده است.
الكافي، ج6، ص435
الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ الْأَرْمَنِيِّ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ يَقْطِينٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ:
مَنْ أَصْغَى إِلَى نَاطِقٍ فَقَدْ عَبَدَهُ فَإِنْ كَانَ النَّاطِقُ يُؤَدِّي عَنِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَقَدْ عَبَدَ اللَّهَ وَ إِنْ كَانَ النَّاطِقُ يُؤَدِّي عَنِ الشَّيْطَانِ فَقَدْ عَبَدَ الشَّيْطَانَ.
@YekAaye
کسی که به سخنگویی کاملا گوش بسپارد (به سخنان وی دل بدهد) بتحقیق که او را پرستیده است؛ پس اگر سخنگو، مطلبی را از جانب خدای عز و جل ادا کند، محققا خدا را پرستیده است؛ و اگر سخنگو مطلبی را ار جانب شیطان ادا کند قطعا که شیطان را پرستیده است.
الكافي، ج6، ص435
الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ الْأَرْمَنِيِّ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ يَقْطِينٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ:
مَنْ أَصْغَى إِلَى نَاطِقٍ فَقَدْ عَبَدَهُ فَإِنْ كَانَ النَّاطِقُ يُؤَدِّي عَنِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَقَدْ عَبَدَ اللَّهَ وَ إِنْ كَانَ النَّاطِقُ يُؤَدِّي عَنِ الشَّيْطَانِ فَقَدْ عَبَدَ الشَّيْطَانَ.
@YekAaye
3) امام صادق ع فرمود:
بدرستی که بنیامیه مردم را در آموزش ایمان آزاد گذاشتند اما در آموزش شرک [اینکه چه مولفههایی موجب ورود شرک در عقاید و اعمال انسان میشود] آزاد نگذاشتند تا هنگامی که آنها را به سوی شرک سوق دادند، نفهمند.
الكافي، ج2، ص416
عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْمِنْقَرِيِّ عَنْ سُفْيَانَ بْنِ عُيَيْنَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:
إِنَّ بَنِي أُمَيَّةَ أَطْلَقُوا لِلنَّاسِ تَعْلِيمَ الْإِيمَانِ وَ لَمْ يُطْلِقُوا تَعْلِيمَ الشِّرْكِ لِكَيْ إِذَا حَمَلُوهُمْ عَلَيْهِ لَمْ يَعْرِفُوه.
@YekAaye
بدرستی که بنیامیه مردم را در آموزش ایمان آزاد گذاشتند اما در آموزش شرک [اینکه چه مولفههایی موجب ورود شرک در عقاید و اعمال انسان میشود] آزاد نگذاشتند تا هنگامی که آنها را به سوی شرک سوق دادند، نفهمند.
الكافي، ج2، ص416
عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْمِنْقَرِيِّ عَنْ سُفْيَانَ بْنِ عُيَيْنَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:
إِنَّ بَنِي أُمَيَّةَ أَطْلَقُوا لِلنَّاسِ تَعْلِيمَ الْإِيمَانِ وَ لَمْ يُطْلِقُوا تَعْلِيمَ الشِّرْكِ لِكَيْ إِذَا حَمَلُوهُمْ عَلَيْهِ لَمْ يَعْرِفُوه.
@YekAaye
یک آیه در روز
139) وَ الَّذينَ اجْتَنَبُوا الطَّاغُوتَ أَنْ يَعْبُدُوها وَ أَنابُوا إِلَى اللَّهِ لَهُمُ الْبُشْرى فَبَشِّرْ عِبادِ سوره زمر (39) آیه 17 1395/5/15 ترجمه و کسانی که از طاغوت کنارهگیری کردند، از اینکه بپرستندش، و به خدا بازگشتند، [فقط] برایشان…
.
تدبر
1⃣ «وَ الَّذينَ اجْتَنَبُوا الطَّاغُوتَ أَنْ يَعْبُدُوها وَ أَنابُوا إِلَى اللَّهِ لَهُمُ الْبُشْرى فَبَشِّرْ عِبادِ»:
این آیه مقدمه آیهای است که بشارت به آزاداندیشان میدهد، کسانی که سخنان را میشنوند و بهترین را برمیگزینند (که انشاءالله فردا بحث خواهد شد). عبادت کردن فقط خم و راست شدن نیست. هر سخنگویی که انسان به وی دل دهد، عبادتش کرده است (حدیث2).
https://telegram.me/YekAaye/1495
برای همین، شرط اول آزاداندیشی و تحقیق، کنارهگیری از طاغوت و یکسره خود را وقف حقیقت محض (خدا) کردن و بین حقیقت و باطل فرق گذاشتن است. دروغ میگوید کسی که تعلق خاطری به طاغوتی دارد، ویا مرزی بین حقیقت و باطل قبول ندارد، و ادعای آزاداندیشی هم میکند. چرا که آزاداندیشی، یعنی به هیچ باطلی تعلق خاطر نداشتن؛ و فقط حقیقت را معیار قرار دادن و آزادانه به حقیقت رسیدن. پس، کسی که به حقیقت محض پشت پا زده است، چگونه میتواند ادعای آزاداندیشی داشته باشد؟!
و از عجایب عالم این است که امروزه کافران (که حقیقت محض را انکار میکنند) پرچمدار شعار آزاداندیشی شدهاند و قبول پلوارالیسم و تکثرگرایی - که مرزی برای حقیقت و باطل قائل نیست - معیار آزاداندیشی معرفی میشود.
و این همان ترفند بنیامیه است (حدیث3)،
https://telegram.me/YekAaye/1496
یعنی اجازه میدادند حق بیان شود، اما اجازه نمیدادند دیدگاههای باطل به طور جدی به نقد کشیده شود؛ امروزه هم وقتی به نام پلورالیسم، حق و باطل یکسان احترام شود، و کنار زدن باطل تخطئه شود! انسانها باطل بودن باطل را نخواهند شناخت و لذا اهل باطل میتوانند بر آنها مسلط شوند.
@YekAaye
تدبر
1⃣ «وَ الَّذينَ اجْتَنَبُوا الطَّاغُوتَ أَنْ يَعْبُدُوها وَ أَنابُوا إِلَى اللَّهِ لَهُمُ الْبُشْرى فَبَشِّرْ عِبادِ»:
این آیه مقدمه آیهای است که بشارت به آزاداندیشان میدهد، کسانی که سخنان را میشنوند و بهترین را برمیگزینند (که انشاءالله فردا بحث خواهد شد). عبادت کردن فقط خم و راست شدن نیست. هر سخنگویی که انسان به وی دل دهد، عبادتش کرده است (حدیث2).
https://telegram.me/YekAaye/1495
برای همین، شرط اول آزاداندیشی و تحقیق، کنارهگیری از طاغوت و یکسره خود را وقف حقیقت محض (خدا) کردن و بین حقیقت و باطل فرق گذاشتن است. دروغ میگوید کسی که تعلق خاطری به طاغوتی دارد، ویا مرزی بین حقیقت و باطل قبول ندارد، و ادعای آزاداندیشی هم میکند. چرا که آزاداندیشی، یعنی به هیچ باطلی تعلق خاطر نداشتن؛ و فقط حقیقت را معیار قرار دادن و آزادانه به حقیقت رسیدن. پس، کسی که به حقیقت محض پشت پا زده است، چگونه میتواند ادعای آزاداندیشی داشته باشد؟!
و از عجایب عالم این است که امروزه کافران (که حقیقت محض را انکار میکنند) پرچمدار شعار آزاداندیشی شدهاند و قبول پلوارالیسم و تکثرگرایی - که مرزی برای حقیقت و باطل قائل نیست - معیار آزاداندیشی معرفی میشود.
و این همان ترفند بنیامیه است (حدیث3)،
https://telegram.me/YekAaye/1496
یعنی اجازه میدادند حق بیان شود، اما اجازه نمیدادند دیدگاههای باطل به طور جدی به نقد کشیده شود؛ امروزه هم وقتی به نام پلورالیسم، حق و باطل یکسان احترام شود، و کنار زدن باطل تخطئه شود! انسانها باطل بودن باطل را نخواهند شناخت و لذا اهل باطل میتوانند بر آنها مسلط شوند.
@YekAaye
یک آیه در روز
139) وَ الَّذينَ اجْتَنَبُوا الطَّاغُوتَ أَنْ يَعْبُدُوها وَ أَنابُوا إِلَى اللَّهِ لَهُمُ الْبُشْرى فَبَشِّرْ عِبادِ سوره زمر (39) آیه 17 1395/5/15 ترجمه و کسانی که از طاغوت کنارهگیری کردند، از اینکه بپرستندش، و به خدا بازگشتند، [فقط] برایشان…
.
2⃣ «وَ الَّذينَ اجْتَنَبُوا الطَّاغُوتَ أَنْ يَعْبُدُوها وَ أَنابُوا إِلَى اللَّهِ ...»: همواره کنار گذاشتن باطل، مقدم بر پیروی حق است. همان طور که ابتدا «لا اله» است و سپس «الا الله»، در این آیه هم ابتدا «اجتنبوا الطاغوت» است، سپس «انابوا الی الله»
به قول حافظ:
دیو چو بیرون رود فرشته درآید
@YekAaye
2⃣ «وَ الَّذينَ اجْتَنَبُوا الطَّاغُوتَ أَنْ يَعْبُدُوها وَ أَنابُوا إِلَى اللَّهِ ...»: همواره کنار گذاشتن باطل، مقدم بر پیروی حق است. همان طور که ابتدا «لا اله» است و سپس «الا الله»، در این آیه هم ابتدا «اجتنبوا الطاغوت» است، سپس «انابوا الی الله»
به قول حافظ:
دیو چو بیرون رود فرشته درآید
@YekAaye
یک آیه در روز
139) وَ الَّذينَ اجْتَنَبُوا الطَّاغُوتَ أَنْ يَعْبُدُوها وَ أَنابُوا إِلَى اللَّهِ لَهُمُ الْبُشْرى فَبَشِّرْ عِبادِ سوره زمر (39) آیه 17 1395/5/15 ترجمه و کسانی که از طاغوت کنارهگیری کردند، از اینکه بپرستندش، و به خدا بازگشتند، [فقط] برایشان…
.
3⃣ «الَّذينَ اجْتَنَبُوا الطَّاغُوتَ أَنْ يَعْبُدُوها... فَبَشِّرْ عِبادِ»:
به لحاظ نحوی، «ان یعبدوها» بدل برای «الطاغوت» میباشد (الکشاف4/ 120)، یعنی آنچه در قبال طاغوت، اجتنابکردنی است، عبادت کردن و خاضع شدن و در برابر او تسلیم بودن است.
آین آیه منطق مذاکره با مستکبران عالم، که به حق خود راضی نیستند و میخواهند با زور و قدرتشان بر دیگران مسلط شوند، را نشان می دهد: اگر مستکبر دست از خوی تجاوزگریش بردارد، با او مشکلی نداریم، اما کسی که بنده خداست (عبادِ) به هیچ عنوان حاضر نیست در مقابل مستکبران عالم کرنش کند. (حدیث1)
https://telegram.me/YekAaye/1494
@YekAaye
3⃣ «الَّذينَ اجْتَنَبُوا الطَّاغُوتَ أَنْ يَعْبُدُوها... فَبَشِّرْ عِبادِ»:
به لحاظ نحوی، «ان یعبدوها» بدل برای «الطاغوت» میباشد (الکشاف4/ 120)، یعنی آنچه در قبال طاغوت، اجتنابکردنی است، عبادت کردن و خاضع شدن و در برابر او تسلیم بودن است.
آین آیه منطق مذاکره با مستکبران عالم، که به حق خود راضی نیستند و میخواهند با زور و قدرتشان بر دیگران مسلط شوند، را نشان می دهد: اگر مستکبر دست از خوی تجاوزگریش بردارد، با او مشکلی نداریم، اما کسی که بنده خداست (عبادِ) به هیچ عنوان حاضر نیست در مقابل مستکبران عالم کرنش کند. (حدیث1)
https://telegram.me/YekAaye/1494
@YekAaye
یک آیه در روز
139) وَ الَّذينَ اجْتَنَبُوا الطَّاغُوتَ أَنْ يَعْبُدُوها وَ أَنابُوا إِلَى اللَّهِ لَهُمُ الْبُشْرى فَبَشِّرْ عِبادِ سوره زمر (39) آیه 17 1395/5/15 ترجمه و کسانی که از طاغوت کنارهگیری کردند، از اینکه بپرستندش، و به خدا بازگشتند، [فقط] برایشان…
.
4⃣ «اجْتَنَبُوا الطَّاغُوتَ أَنْ يَعْبُدُوها»: انسان بخواهد یا نخواهد از کسی اطاعت میکند و در واقع کسی را عبادت میکند. اگر کسی میخواهد به سوی حقیقت محض (خدا) روی آورد، چارهای ندارد که از هر دعوت باطل و غیرخدایی (طاغوت) دوری گزیند. خداوند در وجود انسان یک دل بیشتر قرار نداده (احزاب/4) و حقیقت و باطل را نمیتوان با هم در یک دل جمع کرد.
@YekAaye
4⃣ «اجْتَنَبُوا الطَّاغُوتَ أَنْ يَعْبُدُوها»: انسان بخواهد یا نخواهد از کسی اطاعت میکند و در واقع کسی را عبادت میکند. اگر کسی میخواهد به سوی حقیقت محض (خدا) روی آورد، چارهای ندارد که از هر دعوت باطل و غیرخدایی (طاغوت) دوری گزیند. خداوند در وجود انسان یک دل بیشتر قرار نداده (احزاب/4) و حقیقت و باطل را نمیتوان با هم در یک دل جمع کرد.
@YekAaye
یک آیه در روز
139) وَ الَّذينَ اجْتَنَبُوا الطَّاغُوتَ أَنْ يَعْبُدُوها وَ أَنابُوا إِلَى اللَّهِ لَهُمُ الْبُشْرى فَبَشِّرْ عِبادِ سوره زمر (39) آیه 17 1395/5/15 ترجمه و کسانی که از طاغوت کنارهگیری کردند، از اینکه بپرستندش، و به خدا بازگشتند، [فقط] برایشان…
.
5⃣ «وَ الَّذينَ اجْتَنَبُوا ... وَ أَنابُوا ... فَبَشِّرْ عِبادِ» چرا بعد از بیان «کسانی که چنین و چناناند» نفرمود «فبشرهم: بدانها بشارت بده» بلکه فرمود «فبشر عبادِ: بندگانم را بشارت بده»؟
الف. این از باب تشریف و احترامی است که خدا برای چنان کسانی قائل شده و نیز برای این است که در آیه بعد میخواهد آنها را توصیف کند به اینکه بندگان حقیقی خدا چگونهاند. (الميزان17/ 25)
ب. چون حقیقت عبودیت خدا چیزی جز این نیست که فرد از هر غیرخدایی گنارهگیری کند و به سوی خدا برگردد. پس، به جای ضمیر، تعبیر «بندگانم» آورد تا نشان دهد، «آنها همان بندگان واقعی خدایند».
ج. ...
@YekAaye
5⃣ «وَ الَّذينَ اجْتَنَبُوا ... وَ أَنابُوا ... فَبَشِّرْ عِبادِ» چرا بعد از بیان «کسانی که چنین و چناناند» نفرمود «فبشرهم: بدانها بشارت بده» بلکه فرمود «فبشر عبادِ: بندگانم را بشارت بده»؟
الف. این از باب تشریف و احترامی است که خدا برای چنان کسانی قائل شده و نیز برای این است که در آیه بعد میخواهد آنها را توصیف کند به اینکه بندگان حقیقی خدا چگونهاند. (الميزان17/ 25)
ب. چون حقیقت عبودیت خدا چیزی جز این نیست که فرد از هر غیرخدایی گنارهگیری کند و به سوی خدا برگردد. پس، به جای ضمیر، تعبیر «بندگانم» آورد تا نشان دهد، «آنها همان بندگان واقعی خدایند».
ج. ...
@YekAaye
یک آیه در روز
139) وَ الَّذينَ اجْتَنَبُوا الطَّاغُوتَ أَنْ يَعْبُدُوها وَ أَنابُوا إِلَى اللَّهِ لَهُمُ الْبُشْرى فَبَشِّرْ عِبادِ سوره زمر (39) آیه 17 1395/5/15 ترجمه و کسانی که از طاغوت کنارهگیری کردند، از اینکه بپرستندش، و به خدا بازگشتند، [فقط] برایشان…
.
6⃣ «وَ الَّذينَ ... لَهُمُ الْبُشْرى فَبَشِّرْ عِبادِ»
- در عبارت «لَهُمُ الْبُشْرى» «بشری» مبتدا و «لهم» خبر است. اینکه خبر مقدم آمده دلالت بر حصر یا تاکید شدید دارد. (فقط به آنها بشارت بده)
- همچنین «البشری» را مطلق آورد؛ و «الـ» آن هم میتواند «الـ» جنس باشد، یعنی هرگونه بشارتی (این بشارت به یک چیز معین محدود نشد)
- به علاوه تنها آیهای در قرآن است که دوبار بشارت در آن تکرار شده است.
در واقع، در این آیه، به جای اینکه پاداش آنان را بیان کند، بر بشارت مطلق به آنها تاکید شدید کرده است و باز هم بشارت داده است. شاید وجهش این است که اگر کسی این گونه بود (از طاغوت کنارهگیری کرد، از اینکه بپرستدش، و به خدا بازگشت) پاداشش و ثمره کارش قابل توصیف نیست، فقط به بشارت بدهید که خیلی وضعش خوب خواهد شد؛ اما نمیتواند تصور کند که چه چیزی و چه اندازه به او خواهند داد.
@YekAaye
6⃣ «وَ الَّذينَ ... لَهُمُ الْبُشْرى فَبَشِّرْ عِبادِ»
- در عبارت «لَهُمُ الْبُشْرى» «بشری» مبتدا و «لهم» خبر است. اینکه خبر مقدم آمده دلالت بر حصر یا تاکید شدید دارد. (فقط به آنها بشارت بده)
- همچنین «البشری» را مطلق آورد؛ و «الـ» آن هم میتواند «الـ» جنس باشد، یعنی هرگونه بشارتی (این بشارت به یک چیز معین محدود نشد)
- به علاوه تنها آیهای در قرآن است که دوبار بشارت در آن تکرار شده است.
در واقع، در این آیه، به جای اینکه پاداش آنان را بیان کند، بر بشارت مطلق به آنها تاکید شدید کرده است و باز هم بشارت داده است. شاید وجهش این است که اگر کسی این گونه بود (از طاغوت کنارهگیری کرد، از اینکه بپرستدش، و به خدا بازگشت) پاداشش و ثمره کارش قابل توصیف نیست، فقط به بشارت بدهید که خیلی وضعش خوب خواهد شد؛ اما نمیتواند تصور کند که چه چیزی و چه اندازه به او خواهند داد.
@YekAaye
140) الَّذينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولئِكَ الَّذينَ هَداهُمُ اللَّهُ وَ أُولئِكَ هُمْ أُولُوا الْأَلْبابِ
سوره زمر (39) آیه 18
1395/5/16
ترجمه
[پس، بشارت بده بندگانم را،] آنان که به سخن گوش میدهند تا بهترینش را پیروی کنند. آنان کسانیاند که خداوند هدایشان کرده است و آناناند که خردمنداناند.
@YekAaye
سوره زمر (39) آیه 18
1395/5/16
ترجمه
[پس، بشارت بده بندگانم را،] آنان که به سخن گوش میدهند تا بهترینش را پیروی کنند. آنان کسانیاند که خداوند هدایشان کرده است و آناناند که خردمنداناند.
@YekAaye
نکات ترجمه
«أُولُوا الْأَلْباب» = «أُولُوا» + «الْأَلْباب».
«أُولُوا» جمع «أولی» به معنای «برخوردار از، صاحبِ، دارای» میباشد.
«ألْباب» جمع «لُبّ» است. لب در اصل بر دو معنا دلالت دارد، یکی ثبات و همراهی با چیزی (که تلبیه و لبیک از همین باب است و به معنای این است که من بر اطاعت تو پابرجا هستم)، و دیگری خلوص و محض بودن است و به همین جهت عقل را لبّ گویند (معجم المقاييس اللغة5/ 200) در واقع، «لبّ»، عقل خالص از هرگونه شائبه است و به همین جهت قرآن کریم درک مطالبی را که جز عقول پاک و بیآلایش بدان دست نمییابند کار اولواالباب دانسته است (مفردات ألفاظ القرآن/733) و در تفاوت لبّ و عقل گفتهاند که در لبّ، توجه به خلوص محتوایی است که به دست میآید، اما در عقل، توجه به حصر و گردآوری محتواهایی است که به دست میآید [چون عقل از عقال که به معنای پابند شتر است، میآید] (الفروق في اللغة/76)
@YekAaye
«أُولُوا الْأَلْباب» = «أُولُوا» + «الْأَلْباب».
«أُولُوا» جمع «أولی» به معنای «برخوردار از، صاحبِ، دارای» میباشد.
«ألْباب» جمع «لُبّ» است. لب در اصل بر دو معنا دلالت دارد، یکی ثبات و همراهی با چیزی (که تلبیه و لبیک از همین باب است و به معنای این است که من بر اطاعت تو پابرجا هستم)، و دیگری خلوص و محض بودن است و به همین جهت عقل را لبّ گویند (معجم المقاييس اللغة5/ 200) در واقع، «لبّ»، عقل خالص از هرگونه شائبه است و به همین جهت قرآن کریم درک مطالبی را که جز عقول پاک و بیآلایش بدان دست نمییابند کار اولواالباب دانسته است (مفردات ألفاظ القرآن/733) و در تفاوت لبّ و عقل گفتهاند که در لبّ، توجه به خلوص محتوایی است که به دست میآید، اما در عقل، توجه به حصر و گردآوری محتواهایی است که به دست میآید [چون عقل از عقال که به معنای پابند شتر است، میآید] (الفروق في اللغة/76)
@YekAaye