یک آیه در روز
87) وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبى وَ الْيَتامى وَ الْمَساكينِ وَ ابْنِ السَّبيلِ إِنْ كُنْتُمْ آمَنْتُمْ بِاللَّهِ وَ ما أَنْزَلْنا عَلى عَبْدِنا يَوْمَ الْفُرْقانِ يَوْمَ الْتَقَى…
.
2⃣ «... إِنْ كُنْتُمْ آمَنْتُمْ بـ .. ما أَنْزَلْنا عَلى عَبْدِنا يَوْمَ الْفُرْقانِ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعانِ ... »
الف- چرا برای دادن خمس، علاوه بر ایمان به خدا، «ایمان به آنچه نازل کردیم ...» را هم آورد؟
ب- چرا آنچه را که نازل کرده، نگفت (که مثلا: اگر به فلان مطلب هم ایمان دارید؛ چنانکه برخی مفسران حدس زدهاند که مطلب مورد نظر، آیه 69 همین سوره باشد؛ المیزان9 /90) بلکه صرفا اشاره کرد «آنچه که بر بندهمان در روز جدایی [حق و باطل]، روزی که آن دو گروه با هم روبرو شدند نازل کردیم»؟
ج - چرا «علی عبدنا» را آورد؟ چرا نفرمود: «علی الرسول»؟ اصلا چرا اشاره کرد؟ مگر آیات به کس دیگری نازل میشد که نیاز به اشاره باشد؟
د - چرا بسادگی نگفت «آنچه در روز جنگ بدر نازل کردیم» بلکه دو تعبیر درباره زمان نزول آورد، آن هم دو تعبیری که هیچیک اسم خاص نیست (جنگ بدر) بلکه عنوانهایی کلی (جدایی حق و باطل، رویارویی دو گروه) است؟
برخی پاسخهای احتمالی: (اگر خودتان بیندیشید احتمالا گزینههای بهتری هم ممکن است در کار باشد)
الف – با توجه به دلبستگی شدید انسان به مال و دارایی (عادیات/8) واجبات مالی، از واجباتی است که انجامشان بر انسان سنگین است (و برای همین سنگینی، کفه اعمال را در قیامت خیلی سنگین میکند. بحث دیروز، حدیث4، لینک زیر)
https://telegram.me/YekAaye/890
و لذا کاملا گره میخورد به باور خدا؛ و باور به خدا، اگرچه در مورد انفاقهای عمومی کافی است، اما در مورد انفاق با قالب خاص و به شخص معین، نیاز به این است که مطمئن باشیم خود خدا گفته و چنین چیزی نازل کرده است.
ب و ج – اگرچه با نزول عبارات اول همین آیه، انسان مطمئن میشود که «وجوب خمس» را خدا نازل کرده، اما باز راه توجیه برای نفس باز است و شاهدش همین شبهات متعددی است که میبینیم. (مثلا: از کجا معلوم آیه منحصر در شأن نزولش -غنائم جنگی- نباشد؟ از کجا معلوم که ذیالقربی، خویشاوندان خودمان نباشد؟ آیا پارتیبازی نیست؟ و ...؛ که به برخی از اینها به طور غیرمستقیم در «نکات ترجمه» و احادیث، پاسخ داده شد). پس نهتنها به این آیه، بلکه باید ایمان داشته باشیم که پیامبر هم عبد خدا و مطیع دستورات اوست، نه دنبال منافع خودش. (علامه طباطبایی در مورد چرایی تعبیر «علی عبدنا»، احتمال دادهاند که: این تعبیر نشان میدهد منظور، نزول آیات خاصی است، نه نزول فرشتگان برای یاری مومنان، که در آیات9 و 12 همین سوره بدان اشاره شده بوده؛ المیزان9/ 90)
د- شاید از باب این است که تذکر دهد خدا اهل جدا کردن حق وباطل بوده و با این حکم هم همانند جنگ بدر درصدد جدا کردن اهل حق است از کسانی که زیر بار دستورات خدا نمیروند؛ و نیز انتظار نداشته باشیم همه در انجام این حکم یککاسه مومن باشند، بلکه گاه رو در روییهای دشواری هم پیش میآید؛ و ...
@YekAaye
2⃣ «... إِنْ كُنْتُمْ آمَنْتُمْ بـ .. ما أَنْزَلْنا عَلى عَبْدِنا يَوْمَ الْفُرْقانِ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعانِ ... »
الف- چرا برای دادن خمس، علاوه بر ایمان به خدا، «ایمان به آنچه نازل کردیم ...» را هم آورد؟
ب- چرا آنچه را که نازل کرده، نگفت (که مثلا: اگر به فلان مطلب هم ایمان دارید؛ چنانکه برخی مفسران حدس زدهاند که مطلب مورد نظر، آیه 69 همین سوره باشد؛ المیزان9 /90) بلکه صرفا اشاره کرد «آنچه که بر بندهمان در روز جدایی [حق و باطل]، روزی که آن دو گروه با هم روبرو شدند نازل کردیم»؟
ج - چرا «علی عبدنا» را آورد؟ چرا نفرمود: «علی الرسول»؟ اصلا چرا اشاره کرد؟ مگر آیات به کس دیگری نازل میشد که نیاز به اشاره باشد؟
د - چرا بسادگی نگفت «آنچه در روز جنگ بدر نازل کردیم» بلکه دو تعبیر درباره زمان نزول آورد، آن هم دو تعبیری که هیچیک اسم خاص نیست (جنگ بدر) بلکه عنوانهایی کلی (جدایی حق و باطل، رویارویی دو گروه) است؟
برخی پاسخهای احتمالی: (اگر خودتان بیندیشید احتمالا گزینههای بهتری هم ممکن است در کار باشد)
الف – با توجه به دلبستگی شدید انسان به مال و دارایی (عادیات/8) واجبات مالی، از واجباتی است که انجامشان بر انسان سنگین است (و برای همین سنگینی، کفه اعمال را در قیامت خیلی سنگین میکند. بحث دیروز، حدیث4، لینک زیر)
https://telegram.me/YekAaye/890
و لذا کاملا گره میخورد به باور خدا؛ و باور به خدا، اگرچه در مورد انفاقهای عمومی کافی است، اما در مورد انفاق با قالب خاص و به شخص معین، نیاز به این است که مطمئن باشیم خود خدا گفته و چنین چیزی نازل کرده است.
ب و ج – اگرچه با نزول عبارات اول همین آیه، انسان مطمئن میشود که «وجوب خمس» را خدا نازل کرده، اما باز راه توجیه برای نفس باز است و شاهدش همین شبهات متعددی است که میبینیم. (مثلا: از کجا معلوم آیه منحصر در شأن نزولش -غنائم جنگی- نباشد؟ از کجا معلوم که ذیالقربی، خویشاوندان خودمان نباشد؟ آیا پارتیبازی نیست؟ و ...؛ که به برخی از اینها به طور غیرمستقیم در «نکات ترجمه» و احادیث، پاسخ داده شد). پس نهتنها به این آیه، بلکه باید ایمان داشته باشیم که پیامبر هم عبد خدا و مطیع دستورات اوست، نه دنبال منافع خودش. (علامه طباطبایی در مورد چرایی تعبیر «علی عبدنا»، احتمال دادهاند که: این تعبیر نشان میدهد منظور، نزول آیات خاصی است، نه نزول فرشتگان برای یاری مومنان، که در آیات9 و 12 همین سوره بدان اشاره شده بوده؛ المیزان9/ 90)
د- شاید از باب این است که تذکر دهد خدا اهل جدا کردن حق وباطل بوده و با این حکم هم همانند جنگ بدر درصدد جدا کردن اهل حق است از کسانی که زیر بار دستورات خدا نمیروند؛ و نیز انتظار نداشته باشیم همه در انجام این حکم یککاسه مومن باشند، بلکه گاه رو در روییهای دشواری هم پیش میآید؛ و ...
@YekAaye
یک آیه در روز
87) وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبى وَ الْيَتامى وَ الْمَساكينِ وَ ابْنِ السَّبيلِ إِنْ كُنْتُمْ آمَنْتُمْ بِاللَّهِ وَ ما أَنْزَلْنا عَلى عَبْدِنا يَوْمَ الْفُرْقانِ يَوْمَ الْتَقَى…
.
3⃣ «وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ ...»: چرا با «بدانید که» شروع کرد؟
شاید از این جهت که تاکید شود بر اینکه این یک حکم خاص و جدید نازل شده است و باید به آن توجه کنید و و احکامش را مطلع شوید.
(برای توضیحات نسبتا جامعی درباره خمس و مسائل مربوط به آن میتوانید به لینک زیر مراجعه کنید)
http://www.wikifeqh.ir/%D8%AE%D9%85%D8%B3
@YekAaye
3⃣ «وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ ...»: چرا با «بدانید که» شروع کرد؟
شاید از این جهت که تاکید شود بر اینکه این یک حکم خاص و جدید نازل شده است و باید به آن توجه کنید و و احکامش را مطلع شوید.
(برای توضیحات نسبتا جامعی درباره خمس و مسائل مربوط به آن میتوانید به لینک زیر مراجعه کنید)
http://www.wikifeqh.ir/%D8%AE%D9%85%D8%B3
@YekAaye
یک آیه در روز
87) وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبى وَ الْيَتامى وَ الْمَساكينِ وَ ابْنِ السَّبيلِ إِنْ كُنْتُمْ آمَنْتُمْ بِاللَّهِ وَ ما أَنْزَلْنا عَلى عَبْدِنا يَوْمَ الْفُرْقانِ يَوْمَ الْتَقَى…
.
4⃣ «غَنِمْتُمْ ... إِنْ كُنْتُمْ آمَنْتُمْ...»: دل كندن از مال، آن قدر دشوار است كه گاهى رزمندگان هم در آن مىمانند. (قرائتی. تفسیر نور3/ 322) (با توجه به شأن نزول آیه، که خطاب به رزمندگان پیروز در جنگ بدر بوده است)
@YekAaye
4⃣ «غَنِمْتُمْ ... إِنْ كُنْتُمْ آمَنْتُمْ...»: دل كندن از مال، آن قدر دشوار است كه گاهى رزمندگان هم در آن مىمانند. (قرائتی. تفسیر نور3/ 322) (با توجه به شأن نزول آیه، که خطاب به رزمندگان پیروز در جنگ بدر بوده است)
@YekAaye
یک آیه در روز
87) وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبى وَ الْيَتامى وَ الْمَساكينِ وَ ابْنِ السَّبيلِ إِنْ كُنْتُمْ آمَنْتُمْ بِاللَّهِ وَ ما أَنْزَلْنا عَلى عَبْدِنا يَوْمَ الْفُرْقانِ يَوْمَ الْتَقَى…
.
5⃣ «... وَ اللَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدير»
الف- گفتن اینکه خدا بر هر چیزی تواناست چه نیازی بود و چه ربطی به مضامین قبلی آیه دارد؟
ب- اگر هم قرار است به وصفی از خدا در رابطه با مضامین آیه اشاره شود، چرا به قدرت خدا اشاره شد، نه مثلا به علم خدا (که خدا می داند که شما چکار کرده اید) یا به صفات قهرآمیز خدا (که اگر انجام ندهید خدا عذابتان میکند) یا ... ؟
برخی پاسخهای احتمالی: (اگر خودتان بیندیشید احتمالا گزینههای بهتری هم ممکن است در کار باشد)
1- یعنی ببینید که خدا میتواند بین حق و باطل جدایی اندازد (المیزان9 /91) (بر اساس این فرض که این تعبیر فقط درباره عبارت اخیر آیه است)
2- یعنی خدا اگر از ما خواست که خمس بدهیم، از اینکه پیامبر، اهل بیت و نیازمندان جامعه را معجزهآسا بینیاز کند، عاجز نبود. ضعفی هم نداشت که نیاز به کمک ما داشته باشد. با اینکه توانای مطلق بود، چنین دستوری داد؛ پس ثمره این دستور به خود ما برمیگردد، نه به خدا. (بر اساس این فرض که این تعبیر ناظر به اصل وجوب خمس است.)
و ...
@YekAaye
5⃣ «... وَ اللَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدير»
الف- گفتن اینکه خدا بر هر چیزی تواناست چه نیازی بود و چه ربطی به مضامین قبلی آیه دارد؟
ب- اگر هم قرار است به وصفی از خدا در رابطه با مضامین آیه اشاره شود، چرا به قدرت خدا اشاره شد، نه مثلا به علم خدا (که خدا می داند که شما چکار کرده اید) یا به صفات قهرآمیز خدا (که اگر انجام ندهید خدا عذابتان میکند) یا ... ؟
برخی پاسخهای احتمالی: (اگر خودتان بیندیشید احتمالا گزینههای بهتری هم ممکن است در کار باشد)
1- یعنی ببینید که خدا میتواند بین حق و باطل جدایی اندازد (المیزان9 /91) (بر اساس این فرض که این تعبیر فقط درباره عبارت اخیر آیه است)
2- یعنی خدا اگر از ما خواست که خمس بدهیم، از اینکه پیامبر، اهل بیت و نیازمندان جامعه را معجزهآسا بینیاز کند، عاجز نبود. ضعفی هم نداشت که نیاز به کمک ما داشته باشد. با اینکه توانای مطلق بود، چنین دستوری داد؛ پس ثمره این دستور به خود ما برمیگردد، نه به خدا. (بر اساس این فرض که این تعبیر ناظر به اصل وجوب خمس است.)
و ...
@YekAaye
88) وَ مِنْهُمُ الَّذينَ يُؤْذُونَ النَّبِيَّ وَ يَقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ قُلْ أُذُنُ خَيْرٍ لَكُمْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ يُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنينَ وَ رَحْمَةٌ لِلَّذينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ الَّذينَ يُؤْذُونَ رَسُولَ اللَّهِ لَهُمْ عَذابٌ أَليم
سوره توبه (9) آیه 61
1395/3/26
ترجمه
و از آنان [= منافقان] کسانیاند که پیامبر ص را اذیت میکنند و میگویند: او [سراپا] گوش است! بگو گوش «خوبی» برای شماست، به خدا ایمان میآورد و نسبت به مومنین ایمان دارد و برای کسانی از شما که ایمان آوردهاند، رحمت است؛ و کسانی که رسول خدا را اذیت میکنند برایشان [صرفا] عذابی دردناک است.
9 رمضان 1437
@YekAaye
سوره توبه (9) آیه 61
1395/3/26
ترجمه
و از آنان [= منافقان] کسانیاند که پیامبر ص را اذیت میکنند و میگویند: او [سراپا] گوش است! بگو گوش «خوبی» برای شماست، به خدا ایمان میآورد و نسبت به مومنین ایمان دارد و برای کسانی از شما که ایمان آوردهاند، رحمت است؛ و کسانی که رسول خدا را اذیت میکنند برایشان [صرفا] عذابی دردناک است.
9 رمضان 1437
@YekAaye
نکات ترجمهای و نحوی
در تعبیر «أُذُنُ خَيْرٍ»، «خیر» مضاف الیه است، نه صفت؛ که معنیاش میشود «گوشی برای [مطالب] خوب برای شما» (لذا در ترجمه کلمه «خوبی» را داخل پرانتز گذاشته شد).
این قرائت رایج در قراء سبعه است؛ اما قرائت اعمش از عاصم، برجمی از ابوبکر بن عیاش، و نیز حسن بصری، قتاده و عیسی بن عمر به صورت «أُذُنٌ خَيْرٌ» (با تنوین ضم روی هر دو کلمه) بوده است (مجمع البيان في تفسير القرآن5/ 66) که در این صورت، «خیر» برای «اذن» صفت میشود؛ یعنی «گوش خوبی برای مطالب شما» یعنی هرچه میگویید خوب گوش میدهد.
با توجه به اینکه این قرائات همگی مورد تایید اغلب علمای شیعه و سنی بوده است، هردو معنا درست است: پیامبر گوش دادنش، گوش دادنی بود که مطالب خوب را گوش میداد (که اینجا گوش دادن به معنای گوش دادن همراه با تایید است) و هم شنونده خوبی برای همگان بود (که اینجا گوش دادن به معنای با روی باز به سخن مخاطب توجه کردن است)
«يُؤْمِنُ بِاللَّه» که تعبیر رایجی است یعنی «به خدا ایمان میآورد»؛ اما «يُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِين» یعنی چه؟ مرحوم طبرسی بر این باور است که وقتی فعل «یومن» با حرف لام متعدی شود به معنای «تصدیق میکند» میباشد و نیز گفته که برخی بر این باورند که «لام» در اینجا آمده تا بین ایمان «امان»آور [در تعبیر یومن بالله] و ایمان «تصدیق»کننده تفاوت بگذارد (مجمع البيان في تفسير القرآن5/ 68؛ و نیز: إعراب القرآن و بيانه4/ 122) .
نظر علامه طباطبایی این است که اساسا ایمان آوردن به معنای تصدیق کردن است؛ و فرق این دو در این است که در اولی، متعلق تصدیق [آنچه مورد تصدیق قرار میگیرد] تصریح شده [یومن بالله، یعنی به خدا ایمان میآورد و وجود خدا را تصدیق میکند] اما در دومی متعلق تصدیق نیامده و لام در همان رایجترین معنای خود (= به نفعِ) آمده و تعبیر «یومن للمومنین» فقط بیان میکند که تصدیقی به نفع مومنین انجام میدهد و منظور این است که وقتی مومنان سخنی میگویند، حضرت با آنها به گونهای مواجه میشود که سخن آنها را حمل به صحت میکند، به تعبیر دیگر، نه مضمون و محتوای کلام آنها، بلکه خود گوینده کلام را تصدیق میکند (اصطلاحا: صدق مخبری، نه صدق خبری) (المیزان9/ 315)
به تعبیر دیگر، در اولی منظور تصدیق و اذعان به خداست، و دومی منظور گوش دادن به مومنان است (الكشاف عن حقائق غوامض التنزيل2/ 285)
@YekAaye
در تعبیر «أُذُنُ خَيْرٍ»، «خیر» مضاف الیه است، نه صفت؛ که معنیاش میشود «گوشی برای [مطالب] خوب برای شما» (لذا در ترجمه کلمه «خوبی» را داخل پرانتز گذاشته شد).
این قرائت رایج در قراء سبعه است؛ اما قرائت اعمش از عاصم، برجمی از ابوبکر بن عیاش، و نیز حسن بصری، قتاده و عیسی بن عمر به صورت «أُذُنٌ خَيْرٌ» (با تنوین ضم روی هر دو کلمه) بوده است (مجمع البيان في تفسير القرآن5/ 66) که در این صورت، «خیر» برای «اذن» صفت میشود؛ یعنی «گوش خوبی برای مطالب شما» یعنی هرچه میگویید خوب گوش میدهد.
با توجه به اینکه این قرائات همگی مورد تایید اغلب علمای شیعه و سنی بوده است، هردو معنا درست است: پیامبر گوش دادنش، گوش دادنی بود که مطالب خوب را گوش میداد (که اینجا گوش دادن به معنای گوش دادن همراه با تایید است) و هم شنونده خوبی برای همگان بود (که اینجا گوش دادن به معنای با روی باز به سخن مخاطب توجه کردن است)
«يُؤْمِنُ بِاللَّه» که تعبیر رایجی است یعنی «به خدا ایمان میآورد»؛ اما «يُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِين» یعنی چه؟ مرحوم طبرسی بر این باور است که وقتی فعل «یومن» با حرف لام متعدی شود به معنای «تصدیق میکند» میباشد و نیز گفته که برخی بر این باورند که «لام» در اینجا آمده تا بین ایمان «امان»آور [در تعبیر یومن بالله] و ایمان «تصدیق»کننده تفاوت بگذارد (مجمع البيان في تفسير القرآن5/ 68؛ و نیز: إعراب القرآن و بيانه4/ 122) .
نظر علامه طباطبایی این است که اساسا ایمان آوردن به معنای تصدیق کردن است؛ و فرق این دو در این است که در اولی، متعلق تصدیق [آنچه مورد تصدیق قرار میگیرد] تصریح شده [یومن بالله، یعنی به خدا ایمان میآورد و وجود خدا را تصدیق میکند] اما در دومی متعلق تصدیق نیامده و لام در همان رایجترین معنای خود (= به نفعِ) آمده و تعبیر «یومن للمومنین» فقط بیان میکند که تصدیقی به نفع مومنین انجام میدهد و منظور این است که وقتی مومنان سخنی میگویند، حضرت با آنها به گونهای مواجه میشود که سخن آنها را حمل به صحت میکند، به تعبیر دیگر، نه مضمون و محتوای کلام آنها، بلکه خود گوینده کلام را تصدیق میکند (اصطلاحا: صدق مخبری، نه صدق خبری) (المیزان9/ 315)
به تعبیر دیگر، در اولی منظور تصدیق و اذعان به خداست، و دومی منظور گوش دادن به مومنان است (الكشاف عن حقائق غوامض التنزيل2/ 285)
@YekAaye
شان نزول
همه مفسران شیعه و سنی - علیرغم اینکه در مورد شخصش اختلاف نظر دارند - اما اتفاق دارند که داستان از این قرار بوده که شخصی که در ظاهر مسلمان (اما درواقع، از منافقان) بود نزد جمعی از هممسلکان خود پشت سر پیامبر سخنان ناشایستی میزد و سخنچینی میکرد، یکی از آنها گفت که مواظب حرفهایت باش. ممکن است خبر این مطالب به گوش او برسد و بعد برای ما مشکلی ایجاد کند. کسی که آن حرفها را میزد گفت: مهم نیست. پیامبر مثل گوش است؛ هر حرفی بزنی قبول میکند. الان اینها را به شما گفتم، فردا میروم خلافش را به او میگویم و خواهید دید مثل گوش میایستد و بعد هم تصدیقمان میکند. و آنگاه این آیه نازل شد.
(تفسير القمي1/300؛ مجمع البيان في تفسير القرآن5/ 68؛ الكشاف عن حقائق غوامض التنزيل2/ 285)
این آیه از نمونه آیاتی است که یک نفر سخنی را گفته، اما ضمایر جمع آمده است.
@YekAaye
همه مفسران شیعه و سنی - علیرغم اینکه در مورد شخصش اختلاف نظر دارند - اما اتفاق دارند که داستان از این قرار بوده که شخصی که در ظاهر مسلمان (اما درواقع، از منافقان) بود نزد جمعی از هممسلکان خود پشت سر پیامبر سخنان ناشایستی میزد و سخنچینی میکرد، یکی از آنها گفت که مواظب حرفهایت باش. ممکن است خبر این مطالب به گوش او برسد و بعد برای ما مشکلی ایجاد کند. کسی که آن حرفها را میزد گفت: مهم نیست. پیامبر مثل گوش است؛ هر حرفی بزنی قبول میکند. الان اینها را به شما گفتم، فردا میروم خلافش را به او میگویم و خواهید دید مثل گوش میایستد و بعد هم تصدیقمان میکند. و آنگاه این آیه نازل شد.
(تفسير القمي1/300؛ مجمع البيان في تفسير القرآن5/ 68؛ الكشاف عن حقائق غوامض التنزيل2/ 285)
این آیه از نمونه آیاتی است که یک نفر سخنی را گفته، اما ضمایر جمع آمده است.
@YekAaye
حدیث
1) عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:
إِنِّي أَرَدْتُ أَنْ أَسْتَبْضِعَ بِضَاعَةً إِلَى الْيَمَنِ فَأَتَيْتُ إِلَى أَبِي جَعْفَرٍ ع فَقُلْتُ إِنِّي أُرِيدُ أَنْ أَسْتَبْضِعَ فُلَاناً فَقَالَ لِي أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّهُ يَشْرَبُ الْخَمْرَ فَقُلْتُ قَدْ بَلَغَنِي مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنَّهُمْ يَقُولُونَ ذَلِكَ فَقَالَ صَدِّقْهُمْ فَإِنَّ اللَّهَ يَقُولُ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ يُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِينَ. فَقَالَ يَعْنِي يُصَدِّقُ اللَّهَ وَ يُصَدِّقُ الْمُؤْمِنِينَ لِأَنَّهُ كَانَ رَءُوفاً رَحِيماً بِالْمُؤْمِنِينَ.
تفسير العياشي، ج2، ص: 95
از امام صادق ع روایت شده است:
میخواستم سرمایهای را که داشتم در مسیر یمن به تجارت بیندازم. نزد امام باقر ع رفتم و گفتم: میخواهم سرمایهام را برای تجارت به فلانی بدهم.
فرمود: آیا نمیدانی که او شارب الخمر (شرابخوار) است؟
گفتم: شنیدهام که مومنین دربارهاش چنین میگویند.
فرمود: [وقتی مومنین چیزی میگویند] آنها را تصدیق کن که خداوند میفرماید: «يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ يُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِينَ» و فرمود: یعنی [پیامبر ص] خدا را تصدیق میکند و مومنین را تصدیق میکند زیرا که او [= پیامبر ص] بر مومنان مهربان و رحیم است.
@YekAaye
1) عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:
إِنِّي أَرَدْتُ أَنْ أَسْتَبْضِعَ بِضَاعَةً إِلَى الْيَمَنِ فَأَتَيْتُ إِلَى أَبِي جَعْفَرٍ ع فَقُلْتُ إِنِّي أُرِيدُ أَنْ أَسْتَبْضِعَ فُلَاناً فَقَالَ لِي أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّهُ يَشْرَبُ الْخَمْرَ فَقُلْتُ قَدْ بَلَغَنِي مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنَّهُمْ يَقُولُونَ ذَلِكَ فَقَالَ صَدِّقْهُمْ فَإِنَّ اللَّهَ يَقُولُ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ يُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِينَ. فَقَالَ يَعْنِي يُصَدِّقُ اللَّهَ وَ يُصَدِّقُ الْمُؤْمِنِينَ لِأَنَّهُ كَانَ رَءُوفاً رَحِيماً بِالْمُؤْمِنِينَ.
تفسير العياشي، ج2، ص: 95
از امام صادق ع روایت شده است:
میخواستم سرمایهای را که داشتم در مسیر یمن به تجارت بیندازم. نزد امام باقر ع رفتم و گفتم: میخواهم سرمایهام را برای تجارت به فلانی بدهم.
فرمود: آیا نمیدانی که او شارب الخمر (شرابخوار) است؟
گفتم: شنیدهام که مومنین دربارهاش چنین میگویند.
فرمود: [وقتی مومنین چیزی میگویند] آنها را تصدیق کن که خداوند میفرماید: «يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ يُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِينَ» و فرمود: یعنی [پیامبر ص] خدا را تصدیق میکند و مومنین را تصدیق میکند زیرا که او [= پیامبر ص] بر مومنان مهربان و رحیم است.
@YekAaye
2) روي عن الإمام الصادق أبي عبد الله جعفر بن محمد:
ثَلَاثَةٌ يُسْتَدَلُّ بِهَا عَلَى إِصَابَةِ الرَّأْيِ حُسْنُ اللِّقَاءِ وَ حُسْنُ الِاسْتِمَاعِ وَ حُسْنُ الْجَوَابِ و ... الْعَاقِلُ إِنْ كُلِّمَ أَجَابَ وَ إِنْ نَطَقَ أَصَابَ وَ إِنْ سَمِعَ وَعَى
تحف العقول، ص323
از امام صادق ع روایت شده است:
با سه چیز میتوان به صائب بودن نظر افراد [= اینکه نظرشان علیالقاعده درست درمیآید] پی برد: خوب برخورد کردن، خوب گوش دادن، و خوب جواب دادن و ... عاقل کسی است که وقتی با او سخن گفته شود، جواب دهد؛ و وقتی سخن بگوید به هدف بزند، و وقتی گوش دهد، خوب دریافت کند و نگهدارد.
3) عَوِّدْ أُذُنَكَ حُسْنَ الِاسْتِمَاعِ وَ لَا تَصْغِ إِلَى مَا لَا يَزِيدُ فِي صَلَاحِكَ اسْتِمَاعُهُ فَإِنَّ ذَلِكَ يُصْدِي الْقُلُوبَ وَ يُوجِبُ الْمَذَامَّ.
4) مَنْ أَسْرَعَ فِي الْجَوَابِ لَمْ يُدْرِكِ الصَّوَابَ.
تصنيف غرر الحكم و درر الكلم، ص: 215، ح4211 و 4216
امیرالمومنین ع فرمود:
-گوش خود را به خوب شنیدن عادت بده؛ و به چیزی که شنیدنش بر صلاح تو نمیافزاید با تمام وجود گوش نده که این باعث زنگار قلب و مایه مذمت خواهد شد.
- کسی که در جواب عجله کند، به [دیدگاه] صواب نخواهد رسید.
5) أُوصِيكُمْ بِتَقْوَى اللَّهِ الَّذِي ... حَذَّرَكُمْ عَدُوّاً نَفَذَ فِي الصُّدُورِ خَفِيّاً وَ نَفَثَ فِي الْآذَانِ نَجِيّا
نهجالبلاغه، خطبه 83 (خطبه غراء)
امیرالمومنین ع فرمود:
شما را به تقوای از خدایی توصیه میکنم که ... شما را هشدار داد نسبت به دشمنی که در سینهها نفوذ میکند و در گوشها نجواکنان می دمد.
6) الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ الْأَرْمَنِيِّ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ يَقْطِينٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ:
مَنْ أَصْغَى إِلَى نَاطِقٍ فَقَدْ عَبَدَهُ فَإِنْ كَانَ النَّاطِقُ يُؤَدِّي عَنِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَقَدْ عَبَدَ اللَّهَ وَ إِنْ كَانَ النَّاطِقُ يُؤَدِّي عَنِ الشَّيْطَانِ فَقَدْ عَبَدَ الشَّيْطَانَ.
الكافي، ج6، ص434
از امام باقر ع روایت شده است که:
کسی که با تمام وجود به سخنگویی گوش فرادهد، پس او را پرستیده است؛ اگر آن سخنگو مطلب را از جانب خداوند عز و جل ادا کند خدا را پرستیده است؛ و اگر مطلبی از جانب شیطان ادا کند، وی شیطان را پرستیده است.
@YekAaye
ثَلَاثَةٌ يُسْتَدَلُّ بِهَا عَلَى إِصَابَةِ الرَّأْيِ حُسْنُ اللِّقَاءِ وَ حُسْنُ الِاسْتِمَاعِ وَ حُسْنُ الْجَوَابِ و ... الْعَاقِلُ إِنْ كُلِّمَ أَجَابَ وَ إِنْ نَطَقَ أَصَابَ وَ إِنْ سَمِعَ وَعَى
تحف العقول، ص323
از امام صادق ع روایت شده است:
با سه چیز میتوان به صائب بودن نظر افراد [= اینکه نظرشان علیالقاعده درست درمیآید] پی برد: خوب برخورد کردن، خوب گوش دادن، و خوب جواب دادن و ... عاقل کسی است که وقتی با او سخن گفته شود، جواب دهد؛ و وقتی سخن بگوید به هدف بزند، و وقتی گوش دهد، خوب دریافت کند و نگهدارد.
3) عَوِّدْ أُذُنَكَ حُسْنَ الِاسْتِمَاعِ وَ لَا تَصْغِ إِلَى مَا لَا يَزِيدُ فِي صَلَاحِكَ اسْتِمَاعُهُ فَإِنَّ ذَلِكَ يُصْدِي الْقُلُوبَ وَ يُوجِبُ الْمَذَامَّ.
4) مَنْ أَسْرَعَ فِي الْجَوَابِ لَمْ يُدْرِكِ الصَّوَابَ.
تصنيف غرر الحكم و درر الكلم، ص: 215، ح4211 و 4216
امیرالمومنین ع فرمود:
-گوش خود را به خوب شنیدن عادت بده؛ و به چیزی که شنیدنش بر صلاح تو نمیافزاید با تمام وجود گوش نده که این باعث زنگار قلب و مایه مذمت خواهد شد.
- کسی که در جواب عجله کند، به [دیدگاه] صواب نخواهد رسید.
5) أُوصِيكُمْ بِتَقْوَى اللَّهِ الَّذِي ... حَذَّرَكُمْ عَدُوّاً نَفَذَ فِي الصُّدُورِ خَفِيّاً وَ نَفَثَ فِي الْآذَانِ نَجِيّا
نهجالبلاغه، خطبه 83 (خطبه غراء)
امیرالمومنین ع فرمود:
شما را به تقوای از خدایی توصیه میکنم که ... شما را هشدار داد نسبت به دشمنی که در سینهها نفوذ میکند و در گوشها نجواکنان می دمد.
6) الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ الْأَرْمَنِيِّ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ يَقْطِينٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ:
مَنْ أَصْغَى إِلَى نَاطِقٍ فَقَدْ عَبَدَهُ فَإِنْ كَانَ النَّاطِقُ يُؤَدِّي عَنِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَقَدْ عَبَدَ اللَّهَ وَ إِنْ كَانَ النَّاطِقُ يُؤَدِّي عَنِ الشَّيْطَانِ فَقَدْ عَبَدَ الشَّيْطَانَ.
الكافي، ج6، ص434
از امام باقر ع روایت شده است که:
کسی که با تمام وجود به سخنگویی گوش فرادهد، پس او را پرستیده است؛ اگر آن سخنگو مطلب را از جانب خداوند عز و جل ادا کند خدا را پرستیده است؛ و اگر مطلبی از جانب شیطان ادا کند، وی شیطان را پرستیده است.
@YekAaye
یک آیه در روز
88) وَ مِنْهُمُ الَّذينَ يُؤْذُونَ النَّبِيَّ وَ يَقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ قُلْ أُذُنُ خَيْرٍ لَكُمْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ يُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنينَ وَ رَحْمَةٌ لِلَّذينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ الَّذينَ يُؤْذُونَ رَسُولَ اللَّهِ لَهُمْ عَذابٌ أَليم سوره توبه (9)…
.
تدبر
1⃣ «يَقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ قُلْ أُذُنُ خَيْرٍ لَكُمْ»:
این آیه به یکی از معضلات حاد فرهنگی جامعه ما، که چندان جدی گرفته نمیشود، میپردازد:
گوش دادن به سخن دیگران و جدی گرفتن مخاطب:
گام اول: حتی اگر همه چیز را میدانستیم – که نمیدانیم – باز باید به مخاطب اعتنا کرد.
معضل این است:
ما بلدیم حرف بزنیم، اما بلد نیستیم گوش بدهیم.
پیامبر چنان به سخن مخاطبین خود گوش میداد که عدهای ایشان را «گوش» خطاب میکردند. اگرچه برخورد عالی ایشان، این گمان را در مخاطب سوءاستفادهگر ایجاد کرده بود که ایشان چون این گونه توجه میکند و گوش میدهد پس هرچیزی را گوش میدهد، اما تعبیر «اذنُ خیرٍ» نشان میدهد که گوش دادن ایشان این گونه بود که «مطلب خوب» را بشنود و قبول کند. (الصافي، فیض کاشانی، ج2، ص353)
در واقع «الگوی گوش دادن ایشان» این گونه بود که:
الف- هر سخنی را با توجه گوش میکرد (= میشنید)؛
ب- و در واقع، فقط سخن خیر را گوش میکرد (قبول میکرد).
ما هم بکوشیم در مواجهه «گوش» باشیم؛ و در هنگام قبول «گوشِ به مطلب خوب».
توجه به همین تفاوت ظریف است که موجب میشود برخی احادیث، مطلقِ گوش دادن را مدح کنند (احادیث 2 و 3) و برخی از احادیث برخی گوش دادنها را بشدت مذمت میکند (احادیث 5 و 6)
@YekAaye
تدبر
1⃣ «يَقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ قُلْ أُذُنُ خَيْرٍ لَكُمْ»:
این آیه به یکی از معضلات حاد فرهنگی جامعه ما، که چندان جدی گرفته نمیشود، میپردازد:
گوش دادن به سخن دیگران و جدی گرفتن مخاطب:
گام اول: حتی اگر همه چیز را میدانستیم – که نمیدانیم – باز باید به مخاطب اعتنا کرد.
معضل این است:
ما بلدیم حرف بزنیم، اما بلد نیستیم گوش بدهیم.
پیامبر چنان به سخن مخاطبین خود گوش میداد که عدهای ایشان را «گوش» خطاب میکردند. اگرچه برخورد عالی ایشان، این گمان را در مخاطب سوءاستفادهگر ایجاد کرده بود که ایشان چون این گونه توجه میکند و گوش میدهد پس هرچیزی را گوش میدهد، اما تعبیر «اذنُ خیرٍ» نشان میدهد که گوش دادن ایشان این گونه بود که «مطلب خوب» را بشنود و قبول کند. (الصافي، فیض کاشانی، ج2، ص353)
در واقع «الگوی گوش دادن ایشان» این گونه بود که:
الف- هر سخنی را با توجه گوش میکرد (= میشنید)؛
ب- و در واقع، فقط سخن خیر را گوش میکرد (قبول میکرد).
ما هم بکوشیم در مواجهه «گوش» باشیم؛ و در هنگام قبول «گوشِ به مطلب خوب».
توجه به همین تفاوت ظریف است که موجب میشود برخی احادیث، مطلقِ گوش دادن را مدح کنند (احادیث 2 و 3) و برخی از احادیث برخی گوش دادنها را بشدت مذمت میکند (احادیث 5 و 6)
@YekAaye
یک آیه در روز
88) وَ مِنْهُمُ الَّذينَ يُؤْذُونَ النَّبِيَّ وَ يَقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ قُلْ أُذُنُ خَيْرٍ لَكُمْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ يُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنينَ وَ رَحْمَةٌ لِلَّذينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ الَّذينَ يُؤْذُونَ رَسُولَ اللَّهِ لَهُمْ عَذابٌ أَليم سوره توبه (9)…
.
2⃣ «يُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنينَ وَ رَحْمَةٌ لِلَّذينَ آمَنُوا مِنْكُمْ»
گام دوم آموزش مواجهه اجتماعی در این آیه:
جامعه دینی، مومن و منافق دارد. انسان مومن، رفتار مسلمانان را حمل به صحت میکند؛ اما خودش در مقام اقدام و رفتار، محبتش را فقط خرج مومن واقعی میکند.
علامه طباطبایی در توضیح اینکه چرا در تعبیر اول «مومنین» آورد و در تعبیر دوم «الذین آمنوا» میگویند: «منظور از مومنین، جامعه ایمانی است ولو که مشتمل بر افراد منافق هم هست، و بر همین اساس، منظور از «کسانی از شما که ایمان آوردند» کسانی از این جامعه است که مومنان واقعی هستند؛ پس معنی آیه این است که پیامبر تکتک افراد جامعه دینی را به احترام ظاهرشان که انتساب به جامعه دینی دارد، تصدیق میکند (کار و سخنشان را [مادام که ممکن باشد] حمل بر صحت میکند)؛ در عین حال، رحمت او نسبت به کسانی است که حقیقتا ایمان آوردهاند، زیرا آنهایند که با ایمان به پیامبر ص راه راست هدایت میشوند» (المیزان9/315) (ترجمه المیزان9/ 423)
ضمنا چه نیازی بود که قبل از عبارت فوق تعبیر «يُؤْمِنُ بِاللَّهِ» را آورد؟ ظاهرا اشاره به این است که این گونه بودن، ریشه در ایمان به خدا دارد.
@YekAaye
2⃣ «يُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنينَ وَ رَحْمَةٌ لِلَّذينَ آمَنُوا مِنْكُمْ»
گام دوم آموزش مواجهه اجتماعی در این آیه:
جامعه دینی، مومن و منافق دارد. انسان مومن، رفتار مسلمانان را حمل به صحت میکند؛ اما خودش در مقام اقدام و رفتار، محبتش را فقط خرج مومن واقعی میکند.
علامه طباطبایی در توضیح اینکه چرا در تعبیر اول «مومنین» آورد و در تعبیر دوم «الذین آمنوا» میگویند: «منظور از مومنین، جامعه ایمانی است ولو که مشتمل بر افراد منافق هم هست، و بر همین اساس، منظور از «کسانی از شما که ایمان آوردند» کسانی از این جامعه است که مومنان واقعی هستند؛ پس معنی آیه این است که پیامبر تکتک افراد جامعه دینی را به احترام ظاهرشان که انتساب به جامعه دینی دارد، تصدیق میکند (کار و سخنشان را [مادام که ممکن باشد] حمل بر صحت میکند)؛ در عین حال، رحمت او نسبت به کسانی است که حقیقتا ایمان آوردهاند، زیرا آنهایند که با ایمان به پیامبر ص راه راست هدایت میشوند» (المیزان9/315) (ترجمه المیزان9/ 423)
ضمنا چه نیازی بود که قبل از عبارت فوق تعبیر «يُؤْمِنُ بِاللَّهِ» را آورد؟ ظاهرا اشاره به این است که این گونه بودن، ریشه در ایمان به خدا دارد.
@YekAaye
یک آیه در روز
88) وَ مِنْهُمُ الَّذينَ يُؤْذُونَ النَّبِيَّ وَ يَقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ قُلْ أُذُنُ خَيْرٍ لَكُمْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ يُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنينَ وَ رَحْمَةٌ لِلَّذينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ الَّذينَ يُؤْذُونَ رَسُولَ اللَّهِ لَهُمْ عَذابٌ أَليم سوره توبه (9)…
.
3⃣ «مِنْهُمُ الَّذينَ يُؤْذُونَ النَّبِيَّ وَ يَقُولُونَ ... لَهُمْ عَذابٌ أَليم»:
در جامعه دینیای که خود پیامبر ص وجود داشت، برخی از کسانی که خود را مسلمان و احتمالا صحابه مینامیدند، بقدری انسانهای رذلی بودند که شخص پیامبر ص را اذیت، و خوبیهای او را بهانهای برای مسخره کردن ایشان قرار میدادند؛ و خدا هم آنها را جهنمی معرفی کرد؛ بعد عدهای انتظار دارند که در میان مسلمانان امروز، آدم منافق پیدا نشود؛ و وقتی مسلمان رذلی را میبینند، بد بودن آنها را به حساب مسلمانیشان میگذارند!
(سوءاستفاده از اسم یک دین، دلیل بر بد بودن خود آن دین نیست)
@YekAaye
3⃣ «مِنْهُمُ الَّذينَ يُؤْذُونَ النَّبِيَّ وَ يَقُولُونَ ... لَهُمْ عَذابٌ أَليم»:
در جامعه دینیای که خود پیامبر ص وجود داشت، برخی از کسانی که خود را مسلمان و احتمالا صحابه مینامیدند، بقدری انسانهای رذلی بودند که شخص پیامبر ص را اذیت، و خوبیهای او را بهانهای برای مسخره کردن ایشان قرار میدادند؛ و خدا هم آنها را جهنمی معرفی کرد؛ بعد عدهای انتظار دارند که در میان مسلمانان امروز، آدم منافق پیدا نشود؛ و وقتی مسلمان رذلی را میبینند، بد بودن آنها را به حساب مسلمانیشان میگذارند!
(سوءاستفاده از اسم یک دین، دلیل بر بد بودن خود آن دین نیست)
@YekAaye
یک آیه در روز
88) وَ مِنْهُمُ الَّذينَ يُؤْذُونَ النَّبِيَّ وَ يَقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ قُلْ أُذُنُ خَيْرٍ لَكُمْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ يُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنينَ وَ رَحْمَةٌ لِلَّذينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ الَّذينَ يُؤْذُونَ رَسُولَ اللَّهِ لَهُمْ عَذابٌ أَليم سوره توبه (9)…
.
4⃣ «رَحْمَةٌ لِلَّذينَ آمَنُوا مِنْكُمْ»:
چرا در اینجا پیامبر ص را فقط رحمت برای مومنان واقعی (آن دسته از جامعه ایمانی، که واقعا ایمان آوردهاند) اما در جای دیگر (انبیاء/107) او را «رَحْمَةً لِلْعالَمِينَ» (رحمت برای همگان) دانست؟
«در اینجا رحمت بالفعل مورد نظر است و در آنجا اقتضای رحمت. یعنی پیامبر ص آورندهی رحمت حقیقی برای همگان است؛ اما تنها کسی عملا از این رحمت استفاده میکند که واقعا ایمان آورد، و با ایمان آوردنش در مسیر سعادت و رحمت قرار گیرد.L (المیزان9/ 316) (ترجمه الميزان9/ 425)
@YekAaye
4⃣ «رَحْمَةٌ لِلَّذينَ آمَنُوا مِنْكُمْ»:
چرا در اینجا پیامبر ص را فقط رحمت برای مومنان واقعی (آن دسته از جامعه ایمانی، که واقعا ایمان آوردهاند) اما در جای دیگر (انبیاء/107) او را «رَحْمَةً لِلْعالَمِينَ» (رحمت برای همگان) دانست؟
«در اینجا رحمت بالفعل مورد نظر است و در آنجا اقتضای رحمت. یعنی پیامبر ص آورندهی رحمت حقیقی برای همگان است؛ اما تنها کسی عملا از این رحمت استفاده میکند که واقعا ایمان آورد، و با ایمان آوردنش در مسیر سعادت و رحمت قرار گیرد.L (المیزان9/ 316) (ترجمه الميزان9/ 425)
@YekAaye
یک آیه در روز
88) وَ مِنْهُمُ الَّذينَ يُؤْذُونَ النَّبِيَّ وَ يَقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ قُلْ أُذُنُ خَيْرٍ لَكُمْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ يُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنينَ وَ رَحْمَةٌ لِلَّذينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ الَّذينَ يُؤْذُونَ رَسُولَ اللَّهِ لَهُمْ عَذابٌ أَليم سوره توبه (9)…
.
5⃣ «يُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنينَ»:
الف - «رَحْمَةٌ لِلَّذينَ آمَنُوا مِنْكُمْ»
ب - «الَّذينَ يُؤْذُونَ رَسُولَ اللَّهِ لَهُمْ عَذابٌ أَليم»
با اینکه پیامبر ص نسبت به کل جامعه دینی (مومنین) برخورد احترامآمیز و همراه با تصدیق دارد (یومن للمومنین: رفتارشان را حمل بر صحت میکند)؛ اما در عمل، جامعه دینی دو گروه میشوند: کسانی ایمانشان واقعی است، که مشمول رحمت خدا و پیامبر ص میشوند؛ و گروهی از این رفتار پیامبر ص سوءاستفاده میکنند تا حدی که موجبات اذیت پیامبر را فراهم میکنند، که اینها مشمول عذاب میشوند.
نتیجه مهم: وقتی پیامبر با آن همه رحمت وارد جامعه میشود (= وقتی جامعه دینی به طور جدی تشکیل میشود) همه بهشتی نمیشوند؛ بلکه اتفاقا در قبال همین مواجهه با پیامبر و دین الهی، برخی بهشتی و برخی جهنمی میشوند؛ و این تقصیر دین، پیامبر یا دینی شدن جامعه نیست؛ بلکه اقتضای اختیار داشتن انسانهاست که وقتی موقعیت خوب پیش میآید برخی به خاطر پیدایش همین موقعیت خوب، جهنمی میشوند.
@YekAaye
5⃣ «يُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنينَ»:
الف - «رَحْمَةٌ لِلَّذينَ آمَنُوا مِنْكُمْ»
ب - «الَّذينَ يُؤْذُونَ رَسُولَ اللَّهِ لَهُمْ عَذابٌ أَليم»
با اینکه پیامبر ص نسبت به کل جامعه دینی (مومنین) برخورد احترامآمیز و همراه با تصدیق دارد (یومن للمومنین: رفتارشان را حمل بر صحت میکند)؛ اما در عمل، جامعه دینی دو گروه میشوند: کسانی ایمانشان واقعی است، که مشمول رحمت خدا و پیامبر ص میشوند؛ و گروهی از این رفتار پیامبر ص سوءاستفاده میکنند تا حدی که موجبات اذیت پیامبر را فراهم میکنند، که اینها مشمول عذاب میشوند.
نتیجه مهم: وقتی پیامبر با آن همه رحمت وارد جامعه میشود (= وقتی جامعه دینی به طور جدی تشکیل میشود) همه بهشتی نمیشوند؛ بلکه اتفاقا در قبال همین مواجهه با پیامبر و دین الهی، برخی بهشتی و برخی جهنمی میشوند؛ و این تقصیر دین، پیامبر یا دینی شدن جامعه نیست؛ بلکه اقتضای اختیار داشتن انسانهاست که وقتی موقعیت خوب پیش میآید برخی به خاطر پیدایش همین موقعیت خوب، جهنمی میشوند.
@YekAaye
یک آیه در روز
88) وَ مِنْهُمُ الَّذينَ يُؤْذُونَ النَّبِيَّ وَ يَقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ قُلْ أُذُنُ خَيْرٍ لَكُمْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ يُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنينَ وَ رَحْمَةٌ لِلَّذينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ الَّذينَ يُؤْذُونَ رَسُولَ اللَّهِ لَهُمْ عَذابٌ أَليم سوره توبه (9)…
.
6⃣ «يَقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ قُلْ أُذُنُ خَيْرٍ لَكُمْ» سكوت در برابر شنيدهها، هميشه نشانهى رضايت نيست. (قرائتی، تفسير نور، ج5، ص93) با توجه به اینکه، اگرچه پیامبر ص فقط مطالب خیر را قبول میکرد، اما منافقان ایشان را «گوش» قلمداد میکردند.
@YekAaye
6⃣ «يَقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ قُلْ أُذُنُ خَيْرٍ لَكُمْ» سكوت در برابر شنيدهها، هميشه نشانهى رضايت نيست. (قرائتی، تفسير نور، ج5، ص93) با توجه به اینکه، اگرچه پیامبر ص فقط مطالب خیر را قبول میکرد، اما منافقان ایشان را «گوش» قلمداد میکردند.
@YekAaye
89) قُلْ بِفَضْلِ اللَّهِ وَ بِرَحْمَتِهِ فَبِذلِكَ فَلْيَفْرَحُوا هُوَ خَيْرٌ مِمَّا يَجْمَعُون
سوره يونس (10) آیه 58
1395/3/27
ترجمه
بگو به فضل خدا و رحمت او، [آری] فقط بدان شاد باشند، [که] آن بهتر است از آنچه جمع میکنند.
10 رمضان 1437
سالروز رحلت حضرت خدیجه، همسر گرانقدر پیامبر اکرم ص تسلیت باد
@YekAaye
سوره يونس (10) آیه 58
1395/3/27
ترجمه
بگو به فضل خدا و رحمت او، [آری] فقط بدان شاد باشند، [که] آن بهتر است از آنچه جمع میکنند.
10 رمضان 1437
سالروز رحلت حضرت خدیجه، همسر گرانقدر پیامبر اکرم ص تسلیت باد
@YekAaye
نکات ترجمهای و نحوی
«فضل» این ریشه دلالت بر «زیادتر از حالت میانه و معمول» میکند و با بار معنایی مثبت و منفی به کار میرود که غالبا تعبیر«فضل» بار معنایی مثبت دارد و تعبیر «فضول» بار معنایی منفی دارد (هر دو را باید به «زیادی» ترجمه کرد.) (مفردات ألفاظ القرآن/639) و فضل خدا به معنای اعطای بیش از حدی که به طور معمول نیاز است و انتظار میرود، میباشد. (التحقيق في كلمات القرآن الكريم9/ 106)
«رحمت»: ظاهرا ریشه «رحم» دلالت بر «رقت قلب همراه با احسان کردن» میکند که ممکن است در هریک از این دو (رقت قلب یا احسان) بتنهایی به کار رود، چنانکه در مورد خدا فقط به معنای احسان است (مفردات ألفاظ القرآن/347) البته برخی بین کلمات مربوط به این معنا تفاوت ظریفی قائلند و میگویند: آنچه در قلب پیدا میشود حالت رقت است، سپس لطف حاصل میشود، سپس عطوفت، سپس حنه (=شوق و رغبت)، سپس محبت، سپس شفقت، سپس رأفت، و در نهایت به رحمت میرسد و درواقع، رحمت،تجلی رأفت و ظهور شوق و شفقت است و مربوط به مقام ابراز نسبت به چیز خاصی است که در آن خیر و صلاح مخاطب لحاظ میشود ولو خود مخاطب آن را خوش ندارد مانند خوراندن دوای تلخ به مریض. (التحقيق في كلمات القرآن الكريم4/ 92) (در جلسه 1 درباره تفاوت رحمن و رحیم، و در تدبر 6 جلسه 47 در تفاوت رئوف و رحیم توضیحاتی گذشت لینک زیر)
https://telegram.me/YekAaye/409
«بِفَضْلِ اللَّهِ وَ بِرَحْمَتِهِ» علامه طباطبایی احتمال داده که دو کلمه «فضل» و «رحمت» به دو معنا باشد، مراد از «فضل» رحمت عامه خدا و مراد از «رحمت» رحمت خاص به مومنین باشد، خصوصا که در آیه قبلش هم تعبیر «رَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِين» آمده است و مویدش هم اینکه حرف «بـ» - که دال بر سببیت است - بر سر هریک جداگانه آمده، و معنایش این میشود هرکدام سبب مستقلی است برای شاد شدن؛ هرچند موید مخالفش این است که بعدش کلمه «بذلک» آمده نه «بذلکما» (المیزان10/ 83) [و نیز ضمیر «هو» آمده، نه «هما»]
«بذلک فلیفرحوا» چون جار و مجرور (بذلک) متعلق به «یفرحوا» است و مقدم بر آن آمده، دلالت بر حصر میکند لذا در ترجمه کلمه «فقط» اضافه شد.
@YekAaye
«فضل» این ریشه دلالت بر «زیادتر از حالت میانه و معمول» میکند و با بار معنایی مثبت و منفی به کار میرود که غالبا تعبیر«فضل» بار معنایی مثبت دارد و تعبیر «فضول» بار معنایی منفی دارد (هر دو را باید به «زیادی» ترجمه کرد.) (مفردات ألفاظ القرآن/639) و فضل خدا به معنای اعطای بیش از حدی که به طور معمول نیاز است و انتظار میرود، میباشد. (التحقيق في كلمات القرآن الكريم9/ 106)
«رحمت»: ظاهرا ریشه «رحم» دلالت بر «رقت قلب همراه با احسان کردن» میکند که ممکن است در هریک از این دو (رقت قلب یا احسان) بتنهایی به کار رود، چنانکه در مورد خدا فقط به معنای احسان است (مفردات ألفاظ القرآن/347) البته برخی بین کلمات مربوط به این معنا تفاوت ظریفی قائلند و میگویند: آنچه در قلب پیدا میشود حالت رقت است، سپس لطف حاصل میشود، سپس عطوفت، سپس حنه (=شوق و رغبت)، سپس محبت، سپس شفقت، سپس رأفت، و در نهایت به رحمت میرسد و درواقع، رحمت،تجلی رأفت و ظهور شوق و شفقت است و مربوط به مقام ابراز نسبت به چیز خاصی است که در آن خیر و صلاح مخاطب لحاظ میشود ولو خود مخاطب آن را خوش ندارد مانند خوراندن دوای تلخ به مریض. (التحقيق في كلمات القرآن الكريم4/ 92) (در جلسه 1 درباره تفاوت رحمن و رحیم، و در تدبر 6 جلسه 47 در تفاوت رئوف و رحیم توضیحاتی گذشت لینک زیر)
https://telegram.me/YekAaye/409
«بِفَضْلِ اللَّهِ وَ بِرَحْمَتِهِ» علامه طباطبایی احتمال داده که دو کلمه «فضل» و «رحمت» به دو معنا باشد، مراد از «فضل» رحمت عامه خدا و مراد از «رحمت» رحمت خاص به مومنین باشد، خصوصا که در آیه قبلش هم تعبیر «رَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِين» آمده است و مویدش هم اینکه حرف «بـ» - که دال بر سببیت است - بر سر هریک جداگانه آمده، و معنایش این میشود هرکدام سبب مستقلی است برای شاد شدن؛ هرچند موید مخالفش این است که بعدش کلمه «بذلک» آمده نه «بذلکما» (المیزان10/ 83) [و نیز ضمیر «هو» آمده، نه «هما»]
«بذلک فلیفرحوا» چون جار و مجرور (بذلک) متعلق به «یفرحوا» است و مقدم بر آن آمده، دلالت بر حصر میکند لذا در ترجمه کلمه «فقط» اضافه شد.
@YekAaye
Telegram
حداقل یک آیه در روز
.
6⃣ آیه میفرماید پیامبر علاوه بر «رؤوف»، «رحیم» هم هست. در تفاوت «رأفت» و «رحمت» گفتهاند در «رأفت» رقت قلب بیشتری از «رحمت» وجود دارد؛ لذا کلمه رأفت هیچگاه در موردی که با کراهت توام باشد به کار نمیرود؛ اما «رحمت» گاه با کراهت توام است. (النهاية في غريب…
6⃣ آیه میفرماید پیامبر علاوه بر «رؤوف»، «رحیم» هم هست. در تفاوت «رأفت» و «رحمت» گفتهاند در «رأفت» رقت قلب بیشتری از «رحمت» وجود دارد؛ لذا کلمه رأفت هیچگاه در موردی که با کراهت توام باشد به کار نمیرود؛ اما «رحمت» گاه با کراهت توام است. (النهاية في غريب…
حدیث
1) حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الْبَرْقِيُّ رِضْوَانُ اللَّهِ عَلَيْهِ قَالَ حَدَّثَنَا أَبِي عَنْ جَدِّهِ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الْبَرْقِيِّ عَنْ أَبِيهِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ قَالَ حَدَّثَنَا سَهْلُ بْنُ الْمَرْزُبَانِ الْفَارِسِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ مَنْصُورٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفَيْضِ بْنِ الْمُخْتَارِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ الْبَاقِرِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ ع قَالَ:
قَوْلُ رَبِّي عَزَّ وَ جَلَّ «قُلْ بِفَضْلِ اللَّهِ وَ بِرَحْمَتِهِ فَبِذلِكَ فَلْيَفْرَحُوا هُوَ خَيْرٌ مِمَّا يَجْمَعُونَ» فَفَضْلُ اللَّهِ نُبُوَّةُ نَبِيِّكُمْ وَ رَحْمَتُهُ وَلَايَةُ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ فَبِذَلِكَ قَالَ بِالنُّبُوَّةِ وَ الْوَلَايَةِ فَلْيَفْرَحُوا يَعْنِي الشِّيعَةَ هُوَ خَيْرٌ مِمَّا يَجْمَعُونَ يَعْنِي مُخَالِفِيهِمْ مِنَ الْأَهْلِ وَ الْمَالِ وَ الْوَلَدِ فِي دَارِ الدُّنْيَا
الأمالي( للصدوق)، ص495
از پیامبر اکرم ص در ذیل این آیه روایت شده است که:
«فضل خدا» نبوت پیامبرتان است و «رحمت او» ولایت علی بنابیطالب است «فقط بدان شاد باشند» یعنی شیعیان، «آن بهتر است از آنچه جمع میکنند» یعنی از آنچه مخالفان ایشان از زن و بچه و اموال در زندگی دنیا جمع میکنند.
@YekAaye
1) حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الْبَرْقِيُّ رِضْوَانُ اللَّهِ عَلَيْهِ قَالَ حَدَّثَنَا أَبِي عَنْ جَدِّهِ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الْبَرْقِيِّ عَنْ أَبِيهِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ قَالَ حَدَّثَنَا سَهْلُ بْنُ الْمَرْزُبَانِ الْفَارِسِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ مَنْصُورٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفَيْضِ بْنِ الْمُخْتَارِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ الْبَاقِرِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ ع قَالَ:
قَوْلُ رَبِّي عَزَّ وَ جَلَّ «قُلْ بِفَضْلِ اللَّهِ وَ بِرَحْمَتِهِ فَبِذلِكَ فَلْيَفْرَحُوا هُوَ خَيْرٌ مِمَّا يَجْمَعُونَ» فَفَضْلُ اللَّهِ نُبُوَّةُ نَبِيِّكُمْ وَ رَحْمَتُهُ وَلَايَةُ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ فَبِذَلِكَ قَالَ بِالنُّبُوَّةِ وَ الْوَلَايَةِ فَلْيَفْرَحُوا يَعْنِي الشِّيعَةَ هُوَ خَيْرٌ مِمَّا يَجْمَعُونَ يَعْنِي مُخَالِفِيهِمْ مِنَ الْأَهْلِ وَ الْمَالِ وَ الْوَلَدِ فِي دَارِ الدُّنْيَا
الأمالي( للصدوق)، ص495
از پیامبر اکرم ص در ذیل این آیه روایت شده است که:
«فضل خدا» نبوت پیامبرتان است و «رحمت او» ولایت علی بنابیطالب است «فقط بدان شاد باشند» یعنی شیعیان، «آن بهتر است از آنچه جمع میکنند» یعنی از آنچه مخالفان ایشان از زن و بچه و اموال در زندگی دنیا جمع میکنند.
@YekAaye
2) قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: «فَضْلُ اللَّهِ» عَزَّ وَ جَلَّ الْقُرْآنُ وَ الْعِلْمُ بِتَأْوِيلِهِ «وَ رَحْمَتُهُ» تَوْفِيقُهُ لِمُوَالاةِ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّيِّبِينَ، وَ مُعَادَاةُ أَعْدَائِهِمْ. ثُمَّ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: وَ كَيْفَ لَا يَكُونُ ذَلِكَ خَيْراً مِمَّا يَجْمَعُونَ، وَ هُوَ ثَمَنُ الْجَنَّةِ وَ نَعِيمُهَا، فَإِنَّهُ يُكْتَسَبُ بِهَا رِضْوَانُ اللَّهِ تَعَالَى- الَّذِي هُوَ أَفْضَلُ مِنَ الْجَنَّةِ وَ يُسْتَحَقُّ بِهَا الْكَوْنُ بِحَضْرَةِ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّيِّبِينَ- الَّذِي هُوَ أَفْضَلُ مِنَ الْجَنَّةِ. [وَ] إِنَّ مُحَمَّداً وَ آلَهُ الطَّيِّبِينَ أَشْرَفُ زِينَةٍ [رتبة] فِي الْجِنَانِ.
ثُمَّ قَالَ ص: يَرْفَعُ اللَّهُ بِهَذَا الْقُرْآنِ وَ الْعِلْمِ بِتَأْوِيلِهِ، وَ بِمُوَالاتِنَا أَهْلَ الْبَيْتِ وَ التَّبَرِّي مِنْ أَعْدَائِنَا أَقْوَاماً، فَيَجْعَلُهُمْ فِي الْخَيْرِ قَادَةً، تُقَصُّ آثَارُهُمْ، وَ تُرْمَقُ أَعْمَالُهُمْ وَ يُقْتَدَى بِفِعَالِهِمْ، وَ تَرْغَبُ الْمَلَائِكَةُ فِي خُلَّتِهِمْ، وَ بِأَجْنِحَتِهَا تَمْسَحُهُمْ وَ فِي صَلَوَاتِهَا، تَسْتَغْفِرُ لَهُمْ كُلُّ رَطْبٍ وَ يَابِسٍ حَتَّى حِيتَانُ الْبَحْرِ وَ هَوَامُّهُ وَ سِبَاعُ الْبَرِّ وَ أَنْعَامُهُ، وَ السَّمَاءُ وَ نُجُومُهَا
در تفسیر منسوب به امام حسن عسکری ع (ص16) ذیل همین آیه از پیامبر اکرم ص روایت شده است که:
منظور از «فضل خدا» عز و جل، قرآن و علم به تأویل آن است؛ و منظور از «رحمت او» توفیق او برای قبول ولایت محمد و خاندان پاک وی و دشمنی با دشمنان آنها ست.
سپس رسول خدا ص فرمود: و چگونه این «بهتر از آنچه جمع میکنند» نباشد، در حالی که بهای بهشت و نعمتهای آن است، چرا که با آن رضوان الهی را که از بهشت بالاتر است، میتوان به دست آورد و با آن میتوان به استحقاقِ بودن در محضر محمد و خاندان پاک او را که از بهشت بالاتر است، رسید و محمد و خاندان پاک او برترین زینت [یا رتبه] در بهشتها هستند.
سپس فرمود: خداوند با علم به این قرآن و تأویل آن، و با دوستی اهل بیت و بیزاری از دشمنان ما، گروهی را رفعت میبخشد تا حدی که آنان را در خیر و خوبی، رهبر [دیگران] میسازد، سیرهشان مورد تبعیت قرار میگیرد و به اعمالشان خیره میشوند و به رفتارشان اقتدا میکنند و ملائکه به دوستی آنها رغبت میورزند و با بالهایشان و در نمازهایشان بدانها تبرک میجویند، تر و خشک، حتی ماهیان و حشرات [یا خزندگان] دریا، و درندگان و چارپایان در خشکی، و آسمان و ستارگانش برای آنها طلب مغفرت میکنند.
@YekAaye
ثُمَّ قَالَ ص: يَرْفَعُ اللَّهُ بِهَذَا الْقُرْآنِ وَ الْعِلْمِ بِتَأْوِيلِهِ، وَ بِمُوَالاتِنَا أَهْلَ الْبَيْتِ وَ التَّبَرِّي مِنْ أَعْدَائِنَا أَقْوَاماً، فَيَجْعَلُهُمْ فِي الْخَيْرِ قَادَةً، تُقَصُّ آثَارُهُمْ، وَ تُرْمَقُ أَعْمَالُهُمْ وَ يُقْتَدَى بِفِعَالِهِمْ، وَ تَرْغَبُ الْمَلَائِكَةُ فِي خُلَّتِهِمْ، وَ بِأَجْنِحَتِهَا تَمْسَحُهُمْ وَ فِي صَلَوَاتِهَا، تَسْتَغْفِرُ لَهُمْ كُلُّ رَطْبٍ وَ يَابِسٍ حَتَّى حِيتَانُ الْبَحْرِ وَ هَوَامُّهُ وَ سِبَاعُ الْبَرِّ وَ أَنْعَامُهُ، وَ السَّمَاءُ وَ نُجُومُهَا
در تفسیر منسوب به امام حسن عسکری ع (ص16) ذیل همین آیه از پیامبر اکرم ص روایت شده است که:
منظور از «فضل خدا» عز و جل، قرآن و علم به تأویل آن است؛ و منظور از «رحمت او» توفیق او برای قبول ولایت محمد و خاندان پاک وی و دشمنی با دشمنان آنها ست.
سپس رسول خدا ص فرمود: و چگونه این «بهتر از آنچه جمع میکنند» نباشد، در حالی که بهای بهشت و نعمتهای آن است، چرا که با آن رضوان الهی را که از بهشت بالاتر است، میتوان به دست آورد و با آن میتوان به استحقاقِ بودن در محضر محمد و خاندان پاک او را که از بهشت بالاتر است، رسید و محمد و خاندان پاک او برترین زینت [یا رتبه] در بهشتها هستند.
سپس فرمود: خداوند با علم به این قرآن و تأویل آن، و با دوستی اهل بیت و بیزاری از دشمنان ما، گروهی را رفعت میبخشد تا حدی که آنان را در خیر و خوبی، رهبر [دیگران] میسازد، سیرهشان مورد تبعیت قرار میگیرد و به اعمالشان خیره میشوند و به رفتارشان اقتدا میکنند و ملائکه به دوستی آنها رغبت میورزند و با بالهایشان و در نمازهایشان بدانها تبرک میجویند، تر و خشک، حتی ماهیان و حشرات [یا خزندگان] دریا، و درندگان و چارپایان در خشکی، و آسمان و ستارگانش برای آنها طلب مغفرت میکنند.
@YekAaye