دردِ جاودانِگی
9.03K subscribers
1.36K photos
224 videos
169 files
389 links
نوشته‌ها و ‌درسگفتارها
عبدالحمید ضیایی

🔻آیدی من
@Ziaei_hamid

🔹دکترای عرفان تطبیقی
📚 کتابها
ولگردی در ملکوت
بودیسم و صوفیسم
تحریفات عاشورا
کتابِ تردید
لیلی‌های لیبرال
بصیرتهای بیهوده
من آنِ توام
عرفان ومدرنیته
گریستن در تاریکی
آن یای لعنتی
و....
Download Telegram
❇️  فایل تصویری سخنرانی
دکتر عبدالحمید ضیایی

مقام رِند و دلقک در سفر قهرمانی درونی حافظ

✅نشست حلقه‌ی ادبی سیمرغ
      بزرگداشت حافظ شیرازی
      در خانه‌ی اندیشمندان علوم انسانی🔻

https://youtu.be/feFSRADV-b8?si=O7fTIgXqZiU36Qv0



@abdolhamidziaei
❤40🙏9❤‍🔥2🕊2
#اوقات_آبی_تغزل

خوابی عجیب دیده‌ام و واژه الکن است
در سایه‌ی چراغِ سکوتی که روشن است

ای شب بگو که: پرسشِ بی‌پاسخِ کِه بود؟
این شمعِ ایستاده که سرگرمِ رفتن است

یا بر صلیبِ وسوسه، شاید مسیح هم
با گریه گفته بود: یهودا، خودِ من است!

یا وقتِ سنگ‌سار، به مریم که فکر کرد
در خاطرش گذشت که شاید خدا زن است!

پلکی برقص! تا شبِ پرهیز بگذرد
ویران‌شدن، طریقتِ معماریِ تن است

چیزی شبیه مُعجزه، قدری مُحال‌تر؛
انگار وقتِ گریه‌ی ابرِ سَتروَن است...

#عبدالحمید_ضیایی
@abdolhamidziaei
❤60❤‍🔥27👏15👍8💯5🕊1
☀️ سفر در محدوده‌ی پرگار

شاید این کلمات عجیب باشند و تهی از امید و مثبت‌اندیشی.
اما چه می‌شود کرد؟

به هر حال، از یک جایی به بعد، انگار فصل بازگشت است. بازگشتن به روزهایی که گمان می‌کردیم برای همیشه پشت سر گذاشته‌ایم.

انگار هرچه به پایان نزدیک‌تر می‌شویم، آغاز، از دوردست‌ها صدایمان می‌زند. نام‌ها از یاد می‌روند، چهره‌های تازه محو می‌شوند، اما بوی خانه‌ی قدیمی، صدای مادر از اتاقی دور، یا نوری که عصرهای کودکی بر دیوار کاهگلی می‌افتاد، ناگهان تمام وجودمان را می‌لرزاند. انگار چیزی در اعماق ما هنوز آنجا مانده است.

حافظه هم پیر می‌شود، اما به شیوه‌ای غریب. تازه‌ها را از دست می‌دهد و به کهنه‌ها پناه می‌برد. نام کسی را که همین امروز دیده‌ایم فراموش می‌کنیم، اما صدایی را به یاد می‌آوریم که نیم قرن پیش در خانه‌ای خاموش شنیده‌ایم. گویی ذهن، در واپسین سال‌های عمر، پنجره‌ای رو به گذشته باز می‌کند. گذشته‌ای که دیگر وجود ندارد، جز در ما، جز در این قلب خسته که هنوز نمی‌داند چگونه از آنچه دوست داشته است دل بکند.

شاید زندگی خطی نباشد که از تولد آغاز شود و به مرگ برسد. شاید در واپسین لحظه‌ها، دایره‌ای پنهان در ما کامل می‌شود. به خاطره‌ی خانه‌ای بازمی‌گردیم که دیگر خانه‌ی ما نیست، به صدایی که دیگر شنیده نمی‌شود، به آغوشی که روزی جهان را جای امنی برای زیستن کرده بود.
زمان ما را از همه‌چیز دور می‌کند، اما در پایان، همان چیزها را با وضوحی دردناک پیش چشممان می‌گذارد.

شاید در پایان عمر، حافظه آخرین چراغی باشد که روشن می‌ماند. چراغی رو به خانه‌ای دور، خانه‌ای که دیگر کسی در آن منتظر ما نیست. و ما، خسته و خاموش، از پشت پنجره‌ی سال‌ها به کودکی خود نگاه می‌کنیم. به روزهایی که نمی‌دانستیم روزی دلتنگشان خواهیم شد، به آدم‌هایی که نمی‌دانستیم آخرین بار است می‌بینیمشان، به آغوشی که نمی‌دانستیم روزی تمام جهانمان را برای همیشه با خود خواهد برد.

و مرگ، شاید مرگ، پیش از آن‌که پایان زندگی باشد، آغاز دلتنگی برای همین زندگی‌ست...


#عبدالحمید_ضیایی
#طریقت_تردید
@abdolhamidziaei
❤89😢28🕊11💔10🔥3❤‍🔥2👍2👏2😭2😐1
نفرین و دعای دگران، ابرِ بهاری‌ست
حیف است که مدیون خودت زیسته باشی!

#عبدالحمید_ضیایی
خط: #محسن_انجوی
@abdolhamidziaei
❤66👏15🕊7💯6👍1
💠 دریانوردی در طوفان روح

گاهی با خود می‌اندیشم که آیا پس از سال‌ها خواندن و اندیشیدن، روزی در برابر دروازه‌ی هستی نخواهم ایستاد و نخواهم فهمید که چنان سرگرم خواندن کتیبه‌های آن بوده‌ام که خود دروازه را از یاد برده‌ام؟
آیا دروازه از آغاز گشوده بوده و من، در هزارتوی نشانه‌ها، راه عبور را گم کرده‌ام؟

اکنون بیش از گذشته درمی‌یابم که خرد، هرچند چراغ راه است، نمی‌تواند همه‌ی تاریکی را از میان بردارد.
شاید حکمت نه در گشودن تمام رازها، بلکه در آموختن شیوه‌ی زیستن در جوار آن‌ها باشد.

اکنون در آستانه‌ای ایستاده‌ام که گذشته در مه آن محو می‌شود و آینده هنوز چهره نگشوده است. پشت سرم ساحل آشنای باورهاست و پیش رویم دریایی که هیچ نقشه‌ای وسعت آن را به تمامی نشان نمی‌دهد. عبور از این آستانه، انکار آنچه آموخته‌ام نیست، بلکه رها شدن از این پندار است که دانسته‌هایم تمام جهان را در بر می‌گیرند.

آیا باید به ساحل امن بازگردم یا دل به موج‌هایی بسپارم که مرا به افقی ناشناخته می‌خوانند؟

دریا برای من تصویر هستی است، بی‌کران و رازآلود، گاه آرام و گاه شوریده در طوفان. دریانوردی در طوفان روح، دل کندن از ساحل نیست، بلکه پذیرفتن این حقیقت است که هیچ ساحلی پاسخ نهایی جست‌وجوی من نخواهد بود.
در این سفر، شاید بیش از آنکه جهان را بشناسم، با نادانسته‌های خویش روبه‌رو شوم و بیش از آنکه به مقصد نزدیک شوم، معنای راه را دریابم. چه‌بسا افق، نه جایی در دوردست، بلکه لحظه‌ای باشد که چشم من به دیدن وسعت دریا خو می‌گیرد.

هنوز نمی‌دانم این سفر مرا به کجا خواهد برد. تنها می‌دانم که نمی‌خواهم چراغ خرد را خاموش کنم و نمی‌خواهم نور آن را با تمام روشنایی هستی یکی بگیرم. می‌خواهم بیندیشم و در شگفتی بمانم، در پی پاسخ بروم و از پرسش نهراسم.

شاید بلوغ اندیشه آن‌گاه آغاز می‌شود که در برابر راز هستی، نه از سر ناتوانی، بلکه با آگاهی از عظمت آن سکوت کنیم و باز دل به دریا بسپاریم.
گاه آنچه در پایان سفر دگرگون می‌شود، نه دریاست و نه افق، بلکه نگاه دریانوردی است که دیگر همان انسانِ روز نخست نیست...


#عبدالحمید_ضیایی
#طریقت_تردید
@abdolhamidziaei
❤86👏28👌10❤‍🔥5⚡3🕊2🍾2🔥1😢1🏆1🤝1
Sanctuary (Album Version)
Secret Garden
موسیقی خوب بشنویم:

🔳نام قطعه:
Sanctuary
🔺از آلبوم:
Secret Garden

@abdolhamidziaei
❤35🕊5👏3❤‍🔥2🙏1
❇️ تمامیت در ناتمامی

شاید یکی از عمیق‌ترین خطاهای ما این باشد که زندگی را به آینده حواله می‌دهیم. به روزی که منظم‌تر شویم، زخم‌هایمان التیام یابند و به نسخه‌ای آرمانی از خود برسیم.

غافل از آن‌که در جست‌وجوی کمال، گاهی خودِ زندگی را از دست می‌دهیم.
پذیرش خویشتن، انکارِ تغییر نیست، رهایی از جنگ با خودِ اکنون است. ما پیش از آن‌که به مقصد برسیم، در مسیرِ شدنیم. وجودی ناتمام که قرار نیست روزی کامل شود تا سزاوار زیستن باشد.

شاید بلوغ از جایی آغاز شود که دست از تعقیبِ خودِ آرمانی برمی‌داریم و با خودِ واقعی‌مان آشتی می‌کنیم.

زندگی پشتِ درهای کمال منتظر ما نمانده است. زندگی شاید همین لحظه‌های ناتمام، همین بودنِ شکننده و همین شدنِ بی‌پایان ماست...

#عبدالحمید_ضیایی
#طریقت_تردید
@abdolhamidziaei
❤79👍39👏15💯5🔥4🙏4🕊3🤷‍♂1❤‍🔥1🏆1
🔻آیا دوستان صمیمی، همان دشمنان خونی نیستند؟

دوستی‌های عمیق، گاهی بذر دشمنی‌های عمیق را نیز در خود می‌پرورند چرا؟
زیرا هر قدر کسی به ما نزدیک‌تر می‌شود، هم توانایی بیشتری برای شادکردن ما پیدا می‌کند و هم قدرت بیشتری برای رنجاندنمان.
در دوستی‌های عمیق، شادی با دل‌نگرانی درهم می‌آمیزد. هرچه پیوندی عزیزتر باشد، هراسِ از دست‌دادنش نیز بیشتر می‌شود.

ما به دیگری دل می‌بندیم و آرام‌آرام بخشی از امنیت روانی و تصویرمان از خود را به حضور او گره می‌زنیم. از این پس، آسیب‌دیدن دوستی فقط از دست‌دادن یک رابطه نیست، زخمی است بر بخشی از وجود خودمان.

از سوی دیگر، صمیمیت عمیق مستلزم آشکارکردن لایه‌هایی از وجود ماست که از چشم دیگران پنهان مانده‌اند. دوست نزدیک، ترس‌ها، ضعف‌ها، رازها و زخم‌های ما را می‌شناسد. همین شناخت که در روزگار دوستی، مایه‌ی اعتماد است، ممکن است در روزگار دشمنی، به سلاحی برای آسیب‌زدن تبدیل شود. گویی صمیمیت، هم امکان دوست‌داشته‌شدن را افزایش می‌دهد و هم امکان عمیق‌تر زخمی‌شدن را.

پس شاید مسئله این باشد که هرچه بیشتر خود را در رابطه‌ای آشکار می‌کنیم، بیشتر در معرض آسیب‌پذیری قرار می‌گیریم. دوستی عمیق، پذیرش همین آسیب‌پذیری است، اعتمادکردن به کسی که اکنون محرم رازهای ماست، بی‌آنکه بتوانیم تضمین کنیم که همیشه چنین خواهد ماند...


#عبدالحمید_ضیایی
#طریقت_تردید
@abdolhamidziaei
👍50❤25💔14👌9💯4👎2👏2🤔2🤯2🌭1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🕯🎼 غزل‌خوانی


پیاله بر کفنم بند، تا سحرگهِ حَشر
به مِی ز دل بِبَرَم هولِ روزِ رستاخیز

#عبدالحمید_ضیایی
#حافظ_خوانی

@abdolhamidziaei
❤78🔥5🙏5💔5😢2🕊2🍓1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✳️ شاهنامه، کتاب رزم و بزم و راز است
💠 عبدالحمید ضیایی
📍خراسان، مشهد |  ۲۲ مهر ۱۴۰۵
🔆 دقایقی از سخنرانی در کانون شاهنامه | بنیاد فردوسی توس

https://youtube.com/shorts/Dzt5gt7FY1w?si=7vYrVAy_IkLdeeBj

https://castbox.fm/episode/id5562332-id1015021489


#عبدالحمید_ضیایی
@abdolhamidziaei
❤57👏9🙏4🕊3👍1👎1
🍷 ذکر شبانه

بعضی باشند
که سلام دهند
و از سلام ایشان بوی دود آید

و بعضی باشند
که سلام دهند
و از سلام ایشان بوی مُشک آید
این کسی دریابد که او را مشامی باشد...


🔺فیه‌مافیه، جلال‌الدین بلخی رومی

@abdolhamidziaei
❤99👍28🕊8💯6🔥4💔3🏆2🆒1
🔻اطلاعیه کلاس‌ها

✳️ نخستین جلسه درس‌گفتار حضوری و آنلاین آشتی با فلسفه (پنجاه فیلسوف، پنجاه ایده‌ی فلسفی)به زبان ساده، امروز شنبه دوم آبان، ساعت ۱۸ در موسسه مهر شمس رویان برگزار می‌گردد.

🔳لینک مستقیم ثبت‌نام:
@mehreshamsrooyan

✳️ ✳️نخستین جلسه کارگاه آنلاین حافظ‌شناسی با نگاهی پدیدارشناختی، فردا شب یکشنبه سوم آبان ساعت ۲۰ در فضای گوگل‌میت، به همت #بنیاد_فرهنگ_و_زبان_استکهلم برگزار می‌شود.

🔳لینک مستقیم ثبت‌نام:
@Roodnevis_support

❇️❇️❇️ کارگاه مثنوی معنوی با رویکرد تفکر انتقادی (شرح نقادانه‌ی دفتر سوم مثنوی)
این کارگاه نیز دوشنبه یازدهم آبان ساعت ۲۱ در فضای گوگل‌میت، به همت #بنیاد_فرهنگ_و_زبان_استکهلم برگزار می‌شود.

🔺لینک مستقیم ثبت‌نام:
@Roodnevis_support

🍃🍃
❤37👏5👍3
بربط / All because of Love
🎵موسیقی خوب بشنویم
🌱قطعه‌ای از آلبوم زَبورِ تنهایی
🔺اجرا: #سید_علی_جابری

@abdolhamidziaei
❤53🙏4🕊3⚡1
در جشنِ بی‌معناییِ هستی برقصیم
غیر از خموشی گرچه تصنیفی ندارد!


#عبدالحمید_ضیایی
@abdolhamidziare
❤83👍10💔9👏7🔥4👌2🤝1
۲۰ قطعه کلاسیک
@bazmemousighi
🎼🎼 ۲٠ شاهکار موسیقی کلاسیک
  از آهنگسازان معروف دنیا


- چایکوفسکی (فندق شکن، رقص پری دراژه)
- شوپن (والس شماره ۱۹ در لا مینور)
- ویوالدی (فصل‌ها_بهار)
- موتزارت (سرناد شبانه کوچک)
- گریگ (پیر گینت صبح)
- واگنر (سواری بر والکری)
- باخ (کنسرتو براندنبورگ شماره ۵)
- بتهوون (سونات مهتاب)
- آفن باخ (کن-کن)
- اشتراوس (دانوب آبی)
- ساتی (ژیمنوپدیا شماره ۳)
- پاگانینی (کاپریس شماره ۲٠)
- موتزارت (سمفونی شماره ۴٠)
- برامز (والس در ماژور مسطح)
- بیزه (کارمن گاوباز)
- مندلسون (مارس عروسی)
- شوپن (شبانه در بی فلت مینور)
- شوبرت (لحظه موزیکال شماره ۳ در فا مینور)
- بتهوون (به الیز)
- چایکوفسکی (دریاچه‌ی قو)

@abdolhamidziaei
❤76🙏15❤‍🔥6😍6🤩4🏆2💔2👏1
Audio
ای روح! این‌جا مست شو....

@abdolhamidziaei
❤45💔3👎1🔥1🍾1
🖤 ز مادر همه مرگ را زاده‌ایم...

با دریغ و درد، خبر درگذشت استاد فرزانه، دکتر مهدی ماحوزی، جان‌های شیفتهٔ فرهنگ و ادب این سرزمین را اندوهگین ساخت. او که عمر گران‌مایهٔ خویش را در راه پاسداشت زبان پارسی و پژوهش در گنجینهٔ ادب این مرز و بوم سپری کرد، با قلمی روان و اندیشه‌ای ژرف، چراغی فرا راه دانشجویان و پژوهندگان افروخت و نامی نیک از خود به یادگار گذاشت.

بدین‌وسیله، مصیبت فقدان این استاد بزرگ و پژوهشگر ساعی را به خانوادهٔ معزز و داغدار ایشان، و به جامعهٔ فرهیخته، استادان و دانشجویان زبان و ادبیات فارسی، صمیمانه تسلیت عرض می‌کنم. از درگاه پروردگار متعال برای آن فقید سعید، غفران و رحمت واسعه، و برای بازماندگان، بویژه برادر و دوست ارجمندم آقای دکتر امیرحسین ماحوزی شکیبایی و اجر جزیل مسئلت دارم.

با مهر و احترام
عبدالحمید ضیایی

@abdolhamidziaei
😢53🕊30❤19💔15🔥3🤩3