در حقیقت اگر کسی فرهنگ قوم پیامبر را که ظرف دین است با مظروف یکی بگیرد و احکام خود دین ، و ارزش و اهمیت و قداست آنرا به این ظرف سرایت دهد در دین بدعت گذارده است ، چرا که بدعت در دین چیزی نیست مگر «داخل کردن چیزی که جز دین نیست در دین» داخل کردن ظرف دین در خود دین و قلمداد کردن ظرف دین، به عنوان جزئی از دین و مقدس کردن امور نامقدس، بدترین بدعت در دین است. چه بدعتی بالاتر از این که انسان دین را به گونه ای ، تفسیر و به دیگران عرضه کند که فقط به درد موزه ها بخورد و مخاطبان خود را بر سر دوراهی انتخاب میان دین و عقل قرار دهد. برای انسانهایی که در عصر مدرنیته زندگی میکنند ، فرهنگ قوم پیامبر، گرد و غبار بشریت است که بر چهره وحی نشسته است و تا این گرد و غبار از چهره دین زدوده شود، دین آنچنان که هست جلوه گر نخواهد شد و از مردمی که درجهان مدرن زندگی میکنند و به گونه ای متفاوت می اندیشند و عمل میکنند دلربایی نخواهد کرد.
دکتر ابوالقاسم فنایی|اخلاق دین شناسی صفحه 461
@abolghasemfanaei
دکتر ابوالقاسم فنایی|اخلاق دین شناسی صفحه 461
@abolghasemfanaei
🌱مجموعه گفتگو های دین آنلاین با دکتر ابوالقاسم فنایی
اخلاق دینی و اخلاق فرادینی (بخش اول)
dinonline.com/doc/news/fa/3588
اخلاق دینی و اخلاق فرادینی (بخش دوم)
dinonline.com/doc/news/fa/3588
اخلاق دینی و اخلاق فرادینی (بخش سوم)
dinonline.com/doc/news/fa/3708
اخلاق دینی و اخلاق فرادینی (بخش اول)
dinonline.com/doc/news/fa/3588
اخلاق دینی و اخلاق فرادینی (بخش دوم)
dinonline.com/doc/news/fa/3588
اخلاق دینی و اخلاق فرادینی (بخش سوم)
dinonline.com/doc/news/fa/3708
کتاب دین در ترازوی اخلاق اثر دکتر ابوالقاسم فنایی
@abolghasemfanaei
@abolghasemfanaei
معرفی کتاب دین در ترازوی اخلاق اثر دکتر ابوالقاسم فنایی
🌱انگیزه اصلی این پژوهش، یافتن راهی معقول و رضایتبخش برای حل تعارض اخلاق دینی و اخلاق سکولار است. به باور صاحب این قلم، نزاعها و درگیرهای سیاسی و اجتماعی رایج در کشور ما و چه بسا سایر کشورهای اسلامی عمدتاً محصول دو نگاه و طرز فکر متفاوت در باب رابطه دین و اخلاق و در حقیقت، محصول تعارض دو نظام اخلاقی و ارزشی و هنجاری متفاوت است. این دو نظام اخلاقی از دو مفروض بنیادین در باب منشاء و حدود و ثغورِ «حق اطاعت خدا شارع» یا «وجوب اطاعت از خدای شارع» سرچشمه میگیرند. در یک سو کسانی قرار دارند که مدعیاند حق اطاعتِ خدای شارع یا وجوب اطاعت از او «مطلق» است و لذا اخلاق مبتنی بر دین است و در صورت تعارض ارزشهای الهی (=فقه یا اخلاقی دینی) و ارزشهای بشری (=اخلاق سکولار)، ارزشهای الهی باید مقدّم داشته شوند و در سوی دیگر کسانی قرار دارند که مدعیاند حق اطاعت خدای شارع و وجوب اطاعت از او «مقید» به قیود اخلاقی است و اخلاق نه تنها بر دین متبنی نیست که بر آن تقدم دارد. این کتاب در حقیقت نقد و بررسی منصفانه و بیطرفانه این دو دیدگاه است.
@abolghasemfanaei
🌱انگیزه اصلی این پژوهش، یافتن راهی معقول و رضایتبخش برای حل تعارض اخلاق دینی و اخلاق سکولار است. به باور صاحب این قلم، نزاعها و درگیرهای سیاسی و اجتماعی رایج در کشور ما و چه بسا سایر کشورهای اسلامی عمدتاً محصول دو نگاه و طرز فکر متفاوت در باب رابطه دین و اخلاق و در حقیقت، محصول تعارض دو نظام اخلاقی و ارزشی و هنجاری متفاوت است. این دو نظام اخلاقی از دو مفروض بنیادین در باب منشاء و حدود و ثغورِ «حق اطاعت خدا شارع» یا «وجوب اطاعت از خدای شارع» سرچشمه میگیرند. در یک سو کسانی قرار دارند که مدعیاند حق اطاعتِ خدای شارع یا وجوب اطاعت از او «مطلق» است و لذا اخلاق مبتنی بر دین است و در صورت تعارض ارزشهای الهی (=فقه یا اخلاقی دینی) و ارزشهای بشری (=اخلاق سکولار)، ارزشهای الهی باید مقدّم داشته شوند و در سوی دیگر کسانی قرار دارند که مدعیاند حق اطاعت خدای شارع و وجوب اطاعت از او «مقید» به قیود اخلاقی است و اخلاق نه تنها بر دین متبنی نیست که بر آن تقدم دارد. این کتاب در حقیقت نقد و بررسی منصفانه و بیطرفانه این دو دیدگاه است.
@abolghasemfanaei
معرفی کامل کتاب دین در ترازوی اخلاق اثر دکتر ابوالقاسم فنایی👇
✨ →http://goo.gl/Y5KFQo
✨ →http://goo.gl/Y5KFQo
اخلاق دینی و اخلاق فرادینی؛ گفتگو با دکتر ابوالقاسم فنایی (بخش سوم) | گفتگو دین آنلاین
@abolghasemfanaei | #ابوالقاسم_فنایی | @sedanet
@abolghasemfanaei | #ابوالقاسم_فنایی | @sedanet
شماره ششم جدال اندیشه ها : دینداری و مدرنیته
دکتر سروش دباغ در فصلنامه مدرسه به نقد دیدگاه مصطفی ملکیان در باب نسبت دین و مدرنیته پرداخته بود.
دباغ معتقد است استاد ملکیان از این نظر که فکر می کند دینداری با مدرن شدن قابل جمع نیست در اشتباه است. به همین جهت دباغ تلاش می کند استدلال ملکیان در این موضوع زیر را سوال برد.
اما دکتر فنایی معتقد است دباغ برداشت نادرستی از نظرات ملکیان داشته و به این جهت نقد او بر ملکیان وارد نیست.
در نهایت فنایی بر اساس نظر خودش، دیدگاه ملکیان را طرح و پس از آن به شکلی جدید به ارزیابی آن می پردازد.
https://telegram.me/abolghasemfanaei/154
دکتر سروش دباغ در فصلنامه مدرسه به نقد دیدگاه مصطفی ملکیان در باب نسبت دین و مدرنیته پرداخته بود.
دباغ معتقد است استاد ملکیان از این نظر که فکر می کند دینداری با مدرن شدن قابل جمع نیست در اشتباه است. به همین جهت دباغ تلاش می کند استدلال ملکیان در این موضوع زیر را سوال برد.
اما دکتر فنایی معتقد است دباغ برداشت نادرستی از نظرات ملکیان داشته و به این جهت نقد او بر ملکیان وارد نیست.
در نهایت فنایی بر اساس نظر خودش، دیدگاه ملکیان را طرح و پس از آن به شکلی جدید به ارزیابی آن می پردازد.
https://telegram.me/abolghasemfanaei/154
دینداری و مدرنیته.pdf
942 KB
جدال اندیشه ها : دینداری و مدرنیته
ابوالقاسم فنایی، مصطفی ملکیان و سروش دباغ
ابوالقاسم فنایی، مصطفی ملکیان و سروش دباغ
ما می دانیم که احکام خداوند ظالمانه نیست، اما این علم موجب نمیشود که فهم و برداشت ما از متون ظالمانه نباشد. ممکن است ما خطا کنیم و از دل متون دینی حکم ظالمانه ای را استنباط کنیم و به خدا نسبت بدهیم. برای جلوگیری از این خطا ما موظفیم برداشت خود از متون دینی را با معیار عدالت بسنجیم و موزون کنیم. حکمی که در صدر اسلام و دنیای قدیم عادلانه بوده، لزوما در همه دنیاها عادلانه نیست. علم غیب ِ خداوند نمی تواند«عدلِ زمانه» را به «عدل فراتاریخی» تبدیل کند. تشریع دین کار خداوند است و ساحت مقدس او از خطا منزه است، اما فهم دین کار انسانهای جایزالخطایی است که برای تصحیح خطاهای معرفتی خود نیازمند معیارهای پسینی هستند.
دکتر ابوالقاسم فنایی|اخلاق دین شناسی صفحه | 479
@abolghasemfanaei
دکتر ابوالقاسم فنایی|اخلاق دین شناسی صفحه | 479
@abolghasemfanaei
به نظر ما اگر کسی به قرائن و شواهد تاریخی موجود و تفاوتهای دنیای جدید و دنیای قدیم توجه کند، هرگز نخواهد توانست از آیات و روایات مربوط به نحوه برخورد باغیر مسلمانان در صدر اسلام حکمی کلی و مطلق استنباط کند و این احکام را به دنیای جدیدی که سرایت دهد که در آن مسلمانان در انتخاب دین، بیان، نشر و تبلیغ عقاید، و انجام مراسم مذهبی خود در کشورهای غیر مسلمان از آزادی بیشتری برخوردارند تا کشورهای مسلمان.
دکتر ابوالقاسم فنایی|اخلاق دین شناسی صفحه | 492
@abolghasemfanaei
دکتر ابوالقاسم فنایی|اخلاق دین شناسی صفحه | 492
@abolghasemfanaei
Forwarded from وبسایت فرهنگی صدانت
مناظره ابوالقاسم فنایی و محمدرضا نیکفر پیرامون رابطه دین و اخلاق
تماشا و دانلود صوت و تصویر
✨ → http://goo.gl/5koidN
@abolghasemfanaei | @sedanet
تماشا و دانلود صوت و تصویر
✨ → http://goo.gl/5koidN
@abolghasemfanaei | @sedanet
Forwarded from آزاد | Azad
✅ #نمای_کوتاه: دکتر ابوالقاسم فنایی در درس-گفتگوی نسبت دین و اخلاق «مدرسه آزادفکری»
@AzadFekriSchool
✨AzadFekriSchool.ir
------------------------
https://www.instagram.com/p/BIUW90Ihv1h/
@AzadFekriSchool
✨AzadFekriSchool.ir
------------------------
https://www.instagram.com/p/BIUW90Ihv1h/
Instagram
مدرسه آزادفكری
#دکتر_ابوالقاسم_فنایی با اشاره به دیدگاه #دکتر_عبدالکریم_سروش ، دلایل خود را برای ناکام ماندن دیدگاهی که در #نسبی_گرایی معرفتی به دنبال #اخلاق_مدارا می گردند چنین شرح دادند... #جلسه_دوم_درس_گفتگوی_نسبت_دین_و_اخلاق_مدرسه_آزادفکری منتظر خلاصه ای ازین نشست باشید...
Forwarded from وبسایت فرهنگی صدانت
🌱قرائت ناصواب، خرافی و تحریف شده از دین، ضد اخلاق و ضد عقل و ضد عقلانیت و معنویت است، و تا انسانی از خود بیگانه نشود و انسانیت خود را نادیده نگیرد، تسلیم چنین قرائتی نخواهد شد. قرائت افیونی و ضد انسانی از دین، اول به آدمی می قبولاند که او صغیر و محجور و کم عقل است و بعد حاملان خود را بر گرده این انسان بینوا سوار میکند.
🌱اعتیاد به مصرف چنین قرائتی از دین، از هر اعتیادی خطرناکتر و وحشتناکتر است، زیرا در حالی که سایر انواع اعتیاد از آدمی سلب اراده میکنند، این اعتیاد هویتِ انسانی آدمی را از او سلب میکند. انسانیتِ انسان که از او سلب گردید و انسان که از خود بیگانه شد، به سهولت باورها و اعتقادات خرافی را به نام دین خواهد پذیرفت و به هر جنایتی دست خواهد زد. انسانی که هویت انسانی خود را از دست داده است مستعد ارتکاب هر جنایتی هست و به سهولت به هر پستی و رذالتی تن میدهد. آنچه آدمی را از پذیرفتن خرافات باز میدارد، و بل موجب تشخیص و شناسایی خرافات میشود، هویت نظری انسان یا عقلانیت نظری(=ارزشها و الزامات معرفت شناسانه و منطقی) است. و آنچه آدمی را از ارتکاب جنایت و خشونت باز میدارد، وجدان اخلاقی یا هویت عملی انسان یا عقلانیت عملی (=ارزشها و الزامات) اخلاقی است.
دکتر ابوالقاسم فنایی|اخلاق دین شناسی | صفحه 500 و 501
@abolghasemfanaei
🌱اعتیاد به مصرف چنین قرائتی از دین، از هر اعتیادی خطرناکتر و وحشتناکتر است، زیرا در حالی که سایر انواع اعتیاد از آدمی سلب اراده میکنند، این اعتیاد هویتِ انسانی آدمی را از او سلب میکند. انسانیتِ انسان که از او سلب گردید و انسان که از خود بیگانه شد، به سهولت باورها و اعتقادات خرافی را به نام دین خواهد پذیرفت و به هر جنایتی دست خواهد زد. انسانی که هویت انسانی خود را از دست داده است مستعد ارتکاب هر جنایتی هست و به سهولت به هر پستی و رذالتی تن میدهد. آنچه آدمی را از پذیرفتن خرافات باز میدارد، و بل موجب تشخیص و شناسایی خرافات میشود، هویت نظری انسان یا عقلانیت نظری(=ارزشها و الزامات معرفت شناسانه و منطقی) است. و آنچه آدمی را از ارتکاب جنایت و خشونت باز میدارد، وجدان اخلاقی یا هویت عملی انسان یا عقلانیت عملی (=ارزشها و الزامات) اخلاقی است.
دکتر ابوالقاسم فنایی|اخلاق دین شناسی | صفحه 500 و 501
@abolghasemfanaei
Forwarded from وبسایت فرهنگی صدانت
🌱فرض کنید مسلمانی در اثر تحقیق صادقانه و بی غرضانه، به این نتیجه برسد که نعوذ بالله دین اسلام حق نیست و دین دیگری حق است، یا اساسا هیچ دین حقی وجود ندارد، یا همه ادیان از نظر حقانیت در یک سطح قرار دارند. آیا اگر این شخص از ترسِ مرگ نتایج تحقیق خود را به دیگران اعلام نکند، «کتمان حقیقت» نکرده است؟ وظیفه عقلانی و مسئولیت اخلاقی و وجدانی این شخص ایجاب میکند که دست از اسلام بشوید و اگر چنین نکند مستحق ذم، سرزنش، مواخذه و عذاب اخروی است. یعنی ارتداد عقلا و شرعا بر این شخص واجب است. حال چگونه میتوان ادعا کرد که خداوند حکم قتل چنین شخصی را صادره کرده تا از ارتداد او و دیگران جلوگیری کند؟ آیا میتوان ادعا کرد که تحقیق درباره اصول دین واجب است، اما نتیجه تحقیق از پیش معلوم است و اگر شخص به نتیجه دیگری برسد، قتل او واجب میشود؟ آیا میتوان ادعا کرد که ارتداد این شخص واجب است و کشتن او هم بر دیگران واجب است؟ آیا با وجود چنین حکمی تحقیق آزاد عقلانی در باب اصول دین معنا و مفهوم خود را از دست نخواهد داد و به تکلیفی فوق طاقت تبدیل نخواهد شد؟
دکتر #ابوالقاسم_فنایی | اخلاق دین شناسی | صفحه 488 و489
@abolghasemfanaei | @sedanet
دکتر #ابوالقاسم_فنایی | اخلاق دین شناسی | صفحه 488 و489
@abolghasemfanaei | @sedanet
Forwarded from مؤسسه فرهنگیهنری سروش مولانا
جلسه شورای علمی موسسه سروش مولانا، به سرپرستی استاد ملکیان و با حضور دکتر فنایی، دکتر کاوه لاجوردی و...
فقه به مَثابه فلسفه اخلاق
به طور کلی درکی که مسلمانان از اخلاق ونقش آن در تنظیم وهدایت افعال آدمی داشته و دارند تا حدود زیادی غیر از درک غربیان از شأن و منزلت و کارکرد اخلاق است.
از نظر مسلمانان اخلاق اولاًوبالذات مقوله ای فردی و اخروی به شمار می رود؛یعنی با باطن و درون آدمی سرو کار دارد ومعطوف به اصلاح وتهذیب وپیرایش نفس و روان آدمی ومتکفل سعادت وفلاح و رستگاری اخرویِ شخصِ فاعل است ونقش آن در تنظیم روابط اجتماعی بالعرض وتبعی است.
اما در جهان غرب و خصوصا در دنیای مدرن ،اخلاق اولاً وبالذات نهادی اجتماعی به شمار می رود،که ناظر به روابط افراد وسایر نهادهای اجتماعی و مبنایی برای همکاری جمعی است ونقش و کارکرد اصلی و اولیه آن تأمین و تضمین رفاه وخوشبختیِ جمعی و دنیوی می باشد وتاثیر آن در کمال و سعادت فردی و اخروی بالعرض وتَبَعی است.
فلسفه اخلاق درتمدن غرب دقیقاًهمان نقش و جایگاه را دارد که فقه درتمدن اسلامی دارد و فلسفه اخلاق در حقیقت فقه جهانِ مدرن وفیلسوفان اخلاق، فقیهانِ جهانِ مدرن اند.
به اعتقاد پاره ای از صاحب نظران تمدن اسلامی تمدنی فقهی وفقیه پروراست .
به عقیده نگارنده معنای درست این سخن آن است که دراین تمدن فقه جای اخلاق را گرفته است،نه اینکه جا را بر اخلاق تنگ کرده است.
طبق تعریفی که غربیان از اخلاق دارند،می توان ادعا کرد که فقه همان اخلاق رایج در جوامع اسلامی است، یعنی در فرهنگ اسلامی فقه هم بر اخلاق فردی وهم بر اخلاق جمعی تقدم دارد،درحالیکه تلقیِ انسان مدرن، اخلاق فردی مقدم بر فقه فردی و اخلاق اجتماعی مقدم بر فقه اجتماعی است.
دکتر #ابوالقاسم_فنایی | دین در ترازوی اخلاق | صفحه 39
به طور کلی درکی که مسلمانان از اخلاق ونقش آن در تنظیم وهدایت افعال آدمی داشته و دارند تا حدود زیادی غیر از درک غربیان از شأن و منزلت و کارکرد اخلاق است.
از نظر مسلمانان اخلاق اولاًوبالذات مقوله ای فردی و اخروی به شمار می رود؛یعنی با باطن و درون آدمی سرو کار دارد ومعطوف به اصلاح وتهذیب وپیرایش نفس و روان آدمی ومتکفل سعادت وفلاح و رستگاری اخرویِ شخصِ فاعل است ونقش آن در تنظیم روابط اجتماعی بالعرض وتبعی است.
اما در جهان غرب و خصوصا در دنیای مدرن ،اخلاق اولاً وبالذات نهادی اجتماعی به شمار می رود،که ناظر به روابط افراد وسایر نهادهای اجتماعی و مبنایی برای همکاری جمعی است ونقش و کارکرد اصلی و اولیه آن تأمین و تضمین رفاه وخوشبختیِ جمعی و دنیوی می باشد وتاثیر آن در کمال و سعادت فردی و اخروی بالعرض وتَبَعی است.
فلسفه اخلاق درتمدن غرب دقیقاًهمان نقش و جایگاه را دارد که فقه درتمدن اسلامی دارد و فلسفه اخلاق در حقیقت فقه جهانِ مدرن وفیلسوفان اخلاق، فقیهانِ جهانِ مدرن اند.
به اعتقاد پاره ای از صاحب نظران تمدن اسلامی تمدنی فقهی وفقیه پروراست .
به عقیده نگارنده معنای درست این سخن آن است که دراین تمدن فقه جای اخلاق را گرفته است،نه اینکه جا را بر اخلاق تنگ کرده است.
طبق تعریفی که غربیان از اخلاق دارند،می توان ادعا کرد که فقه همان اخلاق رایج در جوامع اسلامی است، یعنی در فرهنگ اسلامی فقه هم بر اخلاق فردی وهم بر اخلاق جمعی تقدم دارد،درحالیکه تلقیِ انسان مدرن، اخلاق فردی مقدم بر فقه فردی و اخلاق اجتماعی مقدم بر فقه اجتماعی است.
دکتر #ابوالقاسم_فنایی | دین در ترازوی اخلاق | صفحه 39