افشين علا
11.7K subscribers
1.22K photos
243 videos
1 file
1K links
Download Telegram
🔸 این شعر را با مشاهده اندوهی استخوان سوز در نگاه زنی سرودم که با چادری کهنه روی یکی از پله های بیمارستان مچاله شده بود و پولی برای درمان بیمارش نداشت.


⚡️ در بیمارستان لقمان ⚡️


باور کنید این نسل سردرگم گرفتارند
در چنگ فقری بدتر از کژدم گرفتارند

باید به دور انداخت تقویم سیاست را
وقتی که قوم از سیستان تا قم گرفتارند

نوکیسه ها گندیده اند از سیری بسیار
جمعی برای کیسه ای گندم گرفتارند

بس جام ها انباشته، بس جام ها خالی
خیل خماران در کنار خم گرفتارند

دست از حریق منجنیق فتنه بردارید
خلقی حزین در هرم این هیزم گرفتارند

کافی است دیگر کینه توزی، ثروت اندوزی
باور کنید ای حاکمان، مردم گرفتارند!


✍️ افشین علا، 95/9/18



↙️ کانال اشعار و مطالب افشین علا ↙️
✨ @afshinala ✨
🔻شعر نوجوان🔻


⚡️بچه ها سلام⚡️


بچه ها سلام، صبح تان به خیر
حال و روزگارتان که خرم است؟
مثل من، خدانکرده نیستید
خنده تان زیاد، غصه تان کم است؟

حال من هم ای... اگرچه خوب نیست
شاد می شوم من از صدایتان
با همین دل گرفته، باز هم
شعر تازه گفته ام برایتان

بچه ها شما که باصفاترید
از تمام چشمه های پشت کوه
گریه هایتان چقدر بی دریغ
خنده هایتان چقدر باشکوه

بچه ها شما که مثل آفتاب
بانشاط و مهربان و روشنید
مثل ساقه های نازک برنج
رقص می کنید و موج می زنید

بچه ها شما که خواب تان پر است
از خیال های خوب رنگ رنگ
مثل قهرهای کودکانه، پاک
مثل لحظه های آشتی، قشنگ...

هر کدام تان که مهربان ترید
از صمیم دل مرا صدا کنید
اسم من که یادتان نرفته است؟
بچه ها برای من دعا کنید...


✍ افشین علا
📚از مجموعه ی "کودکانه ها و غزل"



↙️ کانال اشعار و مطالب افشین علا ↙️
✨ @afshinala ✨
🕌سخنی با خطیب محترم جمعه🕌


به رغم خواهش مردم دوباره فرمودید
که پول حوزه ی علمیه را زیاد کنید

جسارت است ولی عرض می کنم به شما
بدون پول برای خدا جهاد کنید!

ز حوض و حوزه نشانی دگر نمی ماند
اگر همیشه بدین گونه اجتهاد کنید

برای رونق اسلام، پول لازم نیست
جز آن که صرف فروپاشی فساد کنید

به داد کولبران و گرسنگان برسید
هزینه ای پی عمران و عدل و داد کنید

حقوق کارگر تیره بخت را بدهید
علاج فقر و مریضی و اعتیاد کنید

قسم به حق، خودشان خرج حوزه را بدهند
اگر به خلق نگون بخت، اعتماد کنید!


✍️افشین علا، 96/10/22



✨کانال اشعار و یادداشتهای افشین علا✨
👇🏽👇🏽👇🏽👇🏽👇🏽
💫 @afshinala 💫
⚡️ کمی صمیمی باش ⚡️


چقدر شب تا صبح دسیسه می چینی؟
که پشت آن میزت دوروز بنشینی

دروغ می گویی، خیال می بافی
همیشه در وهمی، همیشه غمگینی

هر آنچه می خواهیم، به عکس می فهمی
چرا چنین، با ما، تو بر سر کینی؟

بدان که تنها مرگ برای مردم نیست
دو روز دیگر تو میان بالینی

کمی صمیمی باش به رسم آیینه
اگر که دلواپس برای آئینی

به دین و دنیامان ورود کمتر کن
اگر که دین داری، اگر که بی دینی

سواره ای، اما کمی سبک تر ران
پیاده را بهتر ببین که بر زینی

زمین به این خوبی! چرا در آن، این قدر
گناه می کاری، عذاب می چینی؟ّ

به فرض هم اصلاً تو را زبانم لال
خدا نمی بیند، خودت که می بینی!


✍ افشین علا، 96/10/22



↙️ کانال اشعار و یادداشتهای افشین علا ↙️
✨ @afshinala ✨
🔻اقدام تحسین برانگیز خطیب محترم جمعه🔻


🔸 اگر یکی از مطالبات به حق ما، به وجود آمدن فضای نقد و اعتراض آزاد و مسالمت آمیز است، باید راه دشوار و طولانی رسیدن به آن را نیز طی کنیم.

🔸 یکی از اقتضائات این مسیر، پاسخ مثبت دادن به رفتار مسالمت آمیز کسانی است که به آنها اعتراض داریم. ولو این که آن رفتار مسالمت آمیز، در ظاهر و در مقایسه با انبوه مطالبات بر زمین مانده و جریحه دار شدن اذهان عموم، خیلی هم مهم به نظر نرسد.

🔸 وقتی از خطیب محترم نماز جمعه تهران، به دلیل شائبه ی اهانت ایشان به مردم معترض، انتقاد کردیم و ایشان توضیح دادند که منظورشان مردم نبودند، جا دارد از این اقدام تقدیر شود.

🔸 جناب صدیقی ازجمله روحانیان اهل منبری هستند که همه ی ما با روضه های پرشور ایشان گریسته ایم. خود من در سفر حج سال 80، خاطرات به یاد ماندنی بسیاری از سوز و گداز سخنان ایشان در خیمه های منا دارم.

🔸 اگر وعاظ، روحانیان و سایر بزرگانی که در کشور صاحب تریبون هستند، پس از شنیدن بازتاب منفی سخنان شان از ملت عذرخواهی کنند یا توضیح مناسبی بدهند، نه تنها از شأن آنان کاسته نخواهدشد، که هم محبوب تر
می شوند و هم به آرام تر کردن فضا کمک می کنند.

🔸 به امید روزی که همه ی صاحبان قدرت با هر گرایش و سلیقه ای به اشتباهات شان اذعان کنند و لااقل، منتقدان را آن قدر قابل بدانند که درخصوص برخی مواضع اشتباه خود، با آنها حرف بزنند و توضیح بدهند.


✍ افشین علا، ۹۶/۱۰/۲۳



↙️کانال اشعار و یادداشتهای افشین علا ↙️
✨ 🆔 @afshinala ✨
▪️در سوگ کشتی شکسته گان وطن▪️


الهی جانِ آب آتش بگیرد
که دریا زین عذاب آتش بگیرد

ندیدم جز شما پروانه ای را
که در آغوش آب آتش بگیرد

خرابم من، خرابم من، الهی
که این جان خراب آتش بگیرد

در این غم، گونه و رخساره بگذار
که با اشکِ مذاب آتش بگیرد

درون سینه، آرامم بسوزد
درون دیده، خواب آتش بگیرد

اگر پرسی ز کشتی بان و کشتی
زبانم در جواب آتش بگیرد

تو ای خورشید، بر بالین دریا
نیا، چون آفتاب آتش بگیرد

ندارم چاره غیر از شعر و تَرسَم
به دفتر، شعر ناب آتش بگیرد


✍️ افشین علا، 96/10/24



✨ @afshinala ✨
🔼 کانال اشعار و یادداشتهای افشین علا 🔼

http://yon.ir/Sunchi1
⚡️درد مردم این نیست!⚡️


🔸 هنوز چند روز از برقراری آرامش نسبی بعد از اعتراضات خیابانی اخیر نگذشته است که متأسفانه نشانه های تشنج در فضای سیاسی و روابط بین جناح ها به چشم می خورد.

🔸 سخنرانی های تند انتقادی، ادبیات تهاجمی، صدور بیانیه و دست به دست شدن مطالب تحریک کننده در فضای مجازی و... به رویه ای نگران کننده و البته مشکوک تبدیل شده است.

🔸 جناح های سیاسی، اعم از هواداران یا مخالفان دولت، از یاد نبرند که اعتراضات اخیر، بر خلاف اعتراضات 88 به مخالفت با یک جناح محدود نمی شد و همه ی ارکان قدرت درون نظام را نشانه رفته بود.

🔸 در شرایطی که امکان بروز مجدد اعتراضات وجود دارد و دشمنان خارجی نیز همچنان مشغول بهره برداری از وقایع اخیرند، ایجاد چنین تشنجی در فضای سیاسی کشور چه مبنایی می تواند داشته باشد؟

🔸 مردم از ادبیات تکراری در دعواهای دو جناح خسته شده اند و برخلاف تصور چپ ها و راست ها، تنها به رفع معضلاتی چون فقر، تبعیض، گرانی، بیکاری، اختلاس، رانت و... می اندیشند و صد البته به فضای بازتر سیاسی، اجتماعی و فرهنگی نیازمندند.

🔸 بهتر است هیچ جناحی اعتراضات اخیر را به حساب جناح رقیب خود نگذارد و به ترمیم و بازسازی وجهه ی خود نیز بیندیشد. باید همه ی جناح ها، افراد و نهادهای ذی نفوذ، با هر گرایشی به فکر حل معضلات باشند و از تنازعات فکری و سیاسی دست بردارند. چراکه این دعواها دیگر دغدغه ی اکثر مردم نیست.

🔸 بی شک ملت ایران به هیچ قدرت بیگانه ای اجازه ی ماهی گرفتن از آب های گل آلود را نخواهد داد. اما امکان آمدن روزی که دیگر حوصله ی هیچ یک از گرایش های سیاسی داخل نظام را نیز نداشته باشد، دور از تصور نیست. پس بهتر است تا دیر نشده، صاحبان قدرت، خطر اصلی را بشناسند و از چنگ انداختن به چهره ی هم دست بردارند و به داد دل مردم برسند.


✍ افشین علا، 25 دی 1395



✨ @afshinala ✨
🔼کانال اشعار و یادداشتهای افشین علا🔼
✨شرح دیگر عشق✨


ای خوش آن دل که دلبری دارد
بر سر خویش، افسری دارد

خوش به حال کسی که در ره عشق
نیست تنها و رهبری دارد

چون محمد، رسول و چون مولا
جانشین پیمبری دارد

خوش به حال پیمبری که به عرش
مثل ریحانه، دختری دارد

ای خوش آن دختری که چون حیدر
خواستگاری و همسری دارد

خوش به حال علی که چون زهرا
در بر خویش، کوثری دارد

ای خوشا کوثری که بر دامان
چون حسن، در و گوهری دارد

خوش به حال حسن که چون گل یاس
هیجده ساله مادری دارد

ای خوشا مادری که مثل حسین
سرخ گون، روی نی، سری دارد

ای خوشا تشنه لب، حسین شهید
مثل زینب، چو خواهری دارد

ای خوشا زینبی که چون عباس
در بیابان، برادری دارد

گرچه بر کشته های بی سر خویش
غرقه در خاک و خون، پری دارد

قصه، کوتاه می کنم زیرا
این سخن، شرح دیگری دارد...

عشق خواهی، به پنج تن رو کن
چون که هر خانه ای دری دارد


✍ افشین علا، دی96



🍃@afshinala🍃
🔼کانال اشعار و مطالب افشین علا🔼
"در حاشیه ی نامه ی مخملباف به تاجزاده"

ایران افغانستان نیست!

🔻آقای محسن مخملباف در نامه ای مفصل به جناب تاجزاده، از ایشان خواسته اند از جریان اصلاحات دست بردارند و به صف مبارزه علیه نظام بپیوندند.

🔻گرچه مخاطب آن نامه، آقای تاجزاده هستند، اما به عنوان عضوی کوچک از اهالی هنر و ادبیات که در سال های جوانی از آثار آقای مخملباف بهره برده ام، و نیز به دلیل سرگشاده بودن آن نامه، اجازه می خواهم که نظر خودم را هم به عرض برسانم.

🔻عجیب است که یک هنرمند سرشناس ایرانی با سابقه ی گرایش های شدید دینی و انقلابی، به قدری با نظام جمهوری اسلامی زاویه پیدا کرده است که خواهان انقلاب دیگری در ایران است و حتی در پافشاری بر این مطالبه، به خطر افتادن امنیت و جان شهروندان را از تداوم نظام مستقر، کم اهمیت تر می داند. و شگفت تر آن که با وجود اذعان به دشمنی و خباثت رئیس جمهور آمریکا و انکار تمایل به مداخله ی نظامی بیگانگان، در نهایت نسخه ای شبیه به آنچه را که آمریکا در افغانستان پیچید، به ملت ایران تجویز می کند!

🔻البته من بر خلاف رویه ی بسیاری، به خود اجازه نمی دهم که به خاطر تغییر بینش و چرخش صد و هشتاد درجه ای ایشان یا هر کس دیگری، به نفی و انکار و دشمنی با آنان برخیزم، و یا با یادآوری باورهای تند مذهبی ایشان و برخی دیگر از همگنان شان در سال های قبل، تفکر و گرایش اکنون شان را به سخره بگیرم. چون در گذر زمان آموخته ام نسبت به آزادی و حق انتخاب همه ی انسان ها به ویژه صاحبان فکر و قلم و هنر، رواداری داشته باشم. ولی از آنجا که این توصیه ی جناب مخملباف را خطری برای امنیت ملی و تمامیت ارضی کشورم می دانم، لازم دیدم به ایشان یادآوری کنم نگاه مسئولانه تری به سرنوشت ایران عزیز داشته باشند.

🔻آقای مخملباف نه تنها مجوز شورش و اغتشاش در داخل را صادر کرده اند، که با چشم پوشی از حضور نظامی غرب در خاور میانه، ایران و روسیه را مسبب همه ی آلام و مصائب ملت سوریه دانسته اند و تصویری وارونه از جنایات تروریست های مورد حمایت آمریکا، اسرائیل و عربستان ارائه داده اند. عجیب است! یک دولت مستقر و هم پیمان با ایران در مواجهه با جنگ داخلی و گروه های تکفیری که اتفاقا با ایران و مذهب تشیع نیز دشمنی آشکار دارند، از کشورما طلب حمایت می کند. جمهوری اسلامی نیز همزمان با کمک به دولت مردمی عراق در نابودی فرقه ی جانی داعش، به کمک دولت سوریه هم می شتابد و با وجود همه ی حمایت های آمریکا و آل سعود، امنیت را به دو کشور عراق و سوریه بازمی گرداند. اما جناب مخملباف با تحلیلی کاملا همسو با غرب، اسرائیل و عربستان، ایران را مسبب کشتار، ویرانی و آوارگی ملت مظلوم سوریه می داند. بدون آن که حتی ذره ای از حضور نظامی غرب در منطقه ای دوردست گلایه داشته باشد!

🔻از آنجا که آقای مخملباف یکی از چهره های شاخص جریان موسوم به روشنفکری در ایران به شمار می روند، بد نیست پاسخ این پرسش را بدهند که چرا این جریان بعد از انقلاب به استحاله ی کامل در تفکر غرب دچار شده است؟ آیا پیش از آن، نگاه روشنفکران ما بیشتر به تفکر چپ و نظام سوسیالیستی اتحاد جماهیر شوروی معطوف نبود؟ و آیا اصلا قرار است روشنفکری در ایران حتما تحت تأثیر تفکر، فرهنگ، و تمدن یکی از قطب های قدرت بین المللی باشد؟

🔻من منکر محدودیت ها و مرزبندی های سخت گیرانه ی نظام در داخل کشور نیستم. ای کاش جمهوری اسلامی به آن درجه از پختگی و کمال برسد که افرادی با نگرش جناب مخملباف هم بتوانند آزادانه در وطن خود زندگی کنند. اما گمان می کنم سال ها دوری از ایران و شیفتگی بیش از حد ایشان نسبت به فضای ظاهرا آزاد جهان غرب، سبب شده است که بسیاری از ارزش ها و اولویت های ملت خودشان _و نه حتی نظام_ را از یاد ببرند و در ضدیت با جمهوری اسلامی، به جایی برسند که حتی تحمل مشی مسالمت جویانه ی جریان اصیل اصلاحات را هم نداشته باشند!

🔻آیا ایشان فراموش کرده اند که آمریکا در حمله ی نظامی به عراق باعث کشتار بیش از یک میلیون نفر شد؟ هرچند یک جا با ملایمت آرزو کرده اند ملت آمریکا ترامپ را برکنار کند. همین!

🔻از کسی که آثار سال های اخیرش سراسر تبلیغ صلح، آرامش، و آزادی های اجتماعی، سیاسی و اخلاقی (و گاه غیر اخلاقی) است، بعید است که به این راحتی نسخه ی مبارزه، خشونت و ناامنی را به ملت خود تجویز کند.


☑️با احترام
✍️افشین علا
☑️دی 96



کانال رسمی افشین علا
👇🏽👇🏽👇🏽👇🏽
💫 @afshinala 💫
⚡️قم اللیل الا قلیلا ⚡️


برخیز، از بستر به غیر از پاره ای از شب
در جنگ دیو آور به کف، قداره ای از شب

مستی ندارد روز، زیرا برنمی دارد
هستی، نقاب از چهره جز در پاره ای از شب

می آید از پشت سکوت گنبد گیتی
مثل حرم، موسیقی نقاره ای از شب

وقتی که شب ها سینه ی بخشش پر از شیر است
اشکی چو طفلان ریز در گهواره ای از شب

مستان، سر و سامان نمی جویند در این بزم
هر سو می آید ناله ی آواره ای از شب

در روز، مروارید را حتی تلألو نیست
یابد ولی مقدار، سنگ خاره ای از شب

با من جفا کن ای ستمگر هرچه می خواهی
زیرا که می جویم به آهی، چاره ای از شب


✍️ افشین علا، دی 96


✨ @afshinala✨
🔼 کانال اشعار و یادداشتهای افشین علا 🔼
🔸تقدیم به شاعر مهربان بلوچ، عبدالحکیم بهار:


⚡️چابهار⚡️


گرچه بی باغی و بی بستان
مستی افزایی چو تاکستان

ساحل رویایی ات هر شب
خواب سکرآمیز سرمستان

سر برآوردی ز اقیانوس
چون پری در خاک شهرستان

لهجه ات شیرین، چو نارنگی
در دل گرمای تابستان

چون نگینی گوشه ی نقشه
زینت ایران و پاکستان

سرزمین رنگ های شاد
بر تن و پیراهن و دستان

ای دیار آبی مرطوب
چابهار، اشک بلوچستان!


✍ افشین علا، 96/10/24


✨ @afshinala ✨
🔼کانال اشعار و یادداشتهای افشین علا🔼


http://l1l.ir/habahar
🔹⚡️دزد و پیرزن⚡️🔹


زن با عصای کهنه و با وصله بر لباس
آمد به سوی باجه، سراپایش التماس

از کارمند بانک تقاضای وام کرد
چشم رییس، خیره به آن پیر ناشناس

از دور گفت: مادر من! ضامن تو کیست؟
گفت: این دگر چه هست؟ ندارم پسر حواس

گفت: ابتدا حساب درین شعبه باز کن
نالید زن: چگونه؟ من زار آس و پاس

لرزان گشود کیف و درآورد ناامید
از لای قرص و نسخه خود چند اسکناس

پس گفت: من سواد ندارم چه لازم است
غیر از شماره ی سجل و نمره تماس؟

پرکن خودت هرآنچه درین برگه لازم است
اجر تو با خدا و دعا ازمن و سپاس

پرسید مرد: مبلغ درخواستی چقدر ؟
گفتا: به قدر خرج حفاظ در و تراس

شبها ز بیم دزد نمی خوابم ای پسر
در خواب نیز دارم ازین رهزنان هراس

خندید مرد و گفت: دومیلیون نیاز توست
موجود نیست این و محال است از اساس

زن ناله کرد: پس به کجا رو کنم دگر؟
رو برکشید و شانه تکان داد مرد طاس

لب باز کرد زن پی نفرین و مرد گفت:
بیرون! که نیست حوصله ام جمع کن پلاس

بیرون چو رفت گریه کنان و عصازنان
در خاطرم رسید ازآن غصه این قیاس:

از ترس دزدها پی وام است پیرزن
دزدان به راحتی همه سرگرم اختلاس!


✍افشین علا، پاییز 96



↙️ کانال اشعار و یادداشتهای افشین علا ↙️
✨ @afshinala ✨
❗️به بهانه ی خبر در معرض فروش قرار گرفتن خانه ی نیما❗️

📣📣📣📣📣📣📣📣📣


💭 مدیران و مریدان 💭


تا زنده ایم از ما گریزانند
از شعر، از شاعر چه می دانند؟

با خود می اندیشند بیکاریم
امثال ما هر سو فراوانند

دور مدیران و مریدان است
اهل خرد بیرون ز میدانند

شاعر که باشد؟ خود، خدا را شکر
هم فاضلند و هم سخنرانند

تنها برای زینت مجلس
گاهی پی بعضی عزیزانند

گاهی نگاهی می کنند از لطف
گاهی دو بیتی نیز می خوانند

اما سیاست در گران جانی است
از شاعران بگذر که ارزانند

در دوستی با شاعران، نان نیست
پس بی نیاز از نام ایشانند

قدر حیاط و خانه ی شاعر؟!
قدر حیاتش را نمی دانند!


✍افشین علا، 96/11/01، نور




کانال اشعار و یادداشتهای افشین علا
👇🏽👇🏽👇🏽👇🏽👇🏽
💫 @afshinala 💫
🔸 این شعر کودکانه را برای روز جهانی فردوسی سرودم:


⚡️زبان خوش مادری⚡️


به نام خداوند جان و خرد
خدایی که ناز مرا می خرد

خدایی که از مادر و از پدر
به جسم و دل ماست نزدیک تر

خدای محمد رسول امین
خدای امامان روی زمین

فرستادشان تا که دانا شویم
بزرگ و عزیز و توانا شویم

پس از آن امامان و پیغمبران
بزرگان و پاکان و نام آوران

خدا شاعران رابه ما هدیه داد
از آن جمله فردوسی پاکزاد

که سی سال رنج فراوان کشید
که تا شاهنامه بیاید پدید

کتابی که چون ماه تابنده است
پس از قرنها همچنان زنده است

پر از درس اخلاق و جنگ آوری
همه با زبان خوش مادری

کتابی که باغی پر اندیشه است
اگر ما درختیم، آن ریشه است

کتابی که در کوچه ها از قدیم
به هر سو وزیده شبیه نسیم

چه بسیار خواندند در خانه ها
از آن داستانها و افسانه ها

همه دور هم زیر نور چراغ
چه در زیر سقف و چه در دشت و باغ

چه در مکتب، از این و آن، سالها
چه در قهوه خانه ز نقال ها

شنیدند و صد نکته آموختند
از آن قصه ها توشه اندوختند

چه خوب است ما هم به آن، رو کنیم
به اشعار شیرین آن خوکنیم

تو هم بعد از این قدر آن را بدان
بیا کودکم شاهنامه بخوان!...


✍ افشین علا، ١٣٩٥/٠٢/٢٥


https://telegram.me/afshinala
🏴 🏴
▪️با بهت و ناباوری، درگذشت دوست و همکار قدیمی مان، نویسنده و مترجم ارجمند جناب آقای محسن سلیمانی رایزن فرهنگی کشورمان در بلگراد را به خانواده ی داغدار به ویژه برادر هنرمند و نویسنده ی ایشان جناب آقای نقی سلیمانی و همه ی دوستان و دوستداران آن عزیز، تسلیت عرض می کنم. روحش شاد و نامش جاودانه باد.


http://l1l.ir/3va-
🕌 "چنین گفت زینب!" 🕌


خجل گشت دنیا چو دین گفت: زینب
خرد نعره زد چون یقین گفت: زینب

بنازم به نامش که در واپسین دم
ز گودال، سلطان دین گفت: زینب

چه وقت وداع و چه بعد از شهادت
چه بر نی چه بر روی زین گفت: زینب

بیارند تا انبیا تاب معنا
به هر وحی، روح الامین گفت: زینب

بشر آیتی جست در فهم هستی
زمان گفت: زهرا ، زمین گفت: زینب

بسوزاند آفاق را آن مضامین
که در خطبه ی آتشین گفت زینب

دوا شد به داغ اباالفضل ، رازی
که در گوش ام البنین گفت زینب

عطش، آب شد از خجالت ز شکری
که با تشنه کامی عجین گفت زینب

"ندیدیم در کربلا جز نکویی"
به آن قوم، آری چنین گفت زینب...


✍️افشین علا، 95/07/08



⭐️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا⭐️
👇🏽👇🏽👇🏽👇🏽
💫 @afshinala💫
به یاد ِ محسن سلیمانی ِ عزیز و روزهای ِ سروش ِ نوجوان

"پرچین ِ رویاها"

یک برگ ِ دیگر کنده شد از خاطراتم
از سررسید ِ روزهای نوجوانی
انگار در جان و دلم یک چیز بودند
یاد ِ تو و حال و هوای نوجوانی

آن روزها من بودم و شوق ِشکفتن
دنیا پر از پروانه‌های مهربان بود
با شعرها و قصّه‌ها قد می‌کشیدم
دنیا برای من "سروش نوجوان" بود

قلبم شبیه شاپرک پرواز می‌کرد
در لابه‌لای صفحه‌های هر مجلّه
در چشم ِمشتاقم همیشه تازگی داشت
دنیای شیرین ِ "مجلّه در مجلّه"

کم کم دلم از شهر ِ آدمها جدا شد
از ساکنان ِ سرزمین ِقصّه‌ها شد
آن روزها با تو برای اولین بار
با رمز و راز ِ داستانها آشنا شد

در انتظار ِ پاسخ ِ یک دوست بودند
آن نامه‌های بسته "بر بال ِ کبوتر"
داغ ِ تو خیلی سخت خیلی دردناک است
انگار امروز است روز ِ مرگ ِ قیصر

دیروزها دارند می‌سوزند تک تک
پرچینِ رویاهای من آتش گرفته
دنیای من انگار باغ ِ کاغذی بود
حس می‌کنم دنیای من آتش گرفته


سید احمد میرزاده/۲بهمن ۹۶
@ahmadmirzade
⚡️المُلک یبقی مع الکفر⚡️


تا چند شمشیر برّان بر دستِ از پینه لبریز؟
پایانی آیا ندارد این داستان غم انگیز؟

ای شحنه، زهد و ریا را از ریشه برکن، خدا را
با دست ها کن مدارا، با مکر و دستان درآویز

بسیار اهل چپاول، نشنیده نازک تر از گل
اما چه بسیار در غُل، دزدان اموال ناچیز

گیرم به چنگ تو افتاد دزدی و دستش جدا شد
کِی می توانی بریدن، چنگال غارت ز چنگیز؟

از سارق دام، دستی شد قطع، اما چه حاصل؟
چون گله در دام گرگ است در درّه های خطرخیز

تا دست رندانِ بسیار، در کار تاراج مُلک است
قاضی! از این دست احکام، در دستگاهت بپرهیز

با اختلاس هزاران میلیاردی پنجه افکن
با صاحبان زر و زور، با ظلم و تبعیض، بستیز

بر کفر من، خرده کم گیر، "المُلک یبقی مع الکفر"
اما حذر کن ز آهم، بشنو "مع الظلم" را نیز

از پیکری خسته، امروز دستی به تیزی جدا شد
دست چپاول، ولی باز، دندان غارت، ولی تیز!


✍️ افشین علا، 96/11/3


✨@afshinala✨
🔼 کانال اشعار و مطالب افشین علا 🔼
🔸 برای هم وطنان زلزله زده ای که هنوز در چادر زندگی می کنند:


⚡️پیشنهادی به مسئولان⚡️


اگر مؤمن به آیین و کتابید
به اسکان مسلمانان شتابید

زمستان آمد و چادر نشد جمع
نمی دانید؟ یا دانید و خوابید؟

چه باید کرد در این سوز و سرما؟
بفرمایید اگر اهل جوابید

گرفتارند خلقی در بیابان
شما سرگرم عزل و انتصابید

در این شب ها اگر طفلی بلرزد
دچار لرزه در روز حسابید

زمستان می رود، اما به محشر
بدون شبهه، مشمول عذابید

اگر با حرف های من، مخالف
اگر راضی به این وضع خرابید،

تقاضا می کنم با خانواده
شبی را داخل چادر بخوابید!


✍️افشین علا، بهمن 96



✨ @afshinala ✨
🔼 کانال اشعار و یادداشتهای افشین علا 🔼


http://l1l.ir/ch
🔺نمايشگاه كتاب هرمزگان. بندر عباس🔺

🗓 پنج شنبه، ۵ بهمن ٩٦



✨ 🆔 @afshinala ✨