افشين علا
11.8K subscribers
1.22K photos
243 videos
1 file
1K links
Download Telegram
Forwarded from فيروزه
حضور شاعر كودكان ،جناب اقاي افشين علا ( شاعر ،شعر من هنرمندم ) در بين دختران فيروزه اي. 96/12/6
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅ شعر من از زبان شما زيباست...
⚡️⚡️⚡️⚡️
🔺نرگس پنبه چي از ساري🔺


✨ @afshinala ✨
🔼کانال اشعار و مطالب افشین علا🔼
⚡️💭 آدم کسی نباش! 💭⚡️


خوب من! به جز خدا همدم کسی نباش
بی خبر ولی دمی از غم کسی نباش

قدر و قیمت تو هست از شماره بیشتر
محو ثروت زیاد یا کم کسی نباش

هر کسی که با تو گفت: عمر و هستی منی
ذره ای یقین نکن، عالَم کسی نباش

چون دم مسیح باش، دم بدم نفس ببخش
یک نفس ولی ملول از دم کسی نباش

شاد باش و شاد کن، سرخوشی زیاد کن
سور و سات جشن شو، ماتم کسی نباش

سرخمیدگان اگر یافتند نام و نان
خوش به حال شان! ولی در خم کسی نباش

هر چه گفته ام بدان معنی اش غرور نیست
خاک پای خلق باش، آدم کسی نباش!


✍ افشین علا، مهر96، نور



✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
⚡️ هوای زهد ⚡️


بشر به فکر عمر است، فنا نمی گذارد
از او به جز خیالی به جا نمی گذارد

مراقب است صیاد که وقت صید کردن
فقط سکوت باشد، صدا نمی گذارد

چه حرص ها که دارند برای قدرت، اما
قَدَر نمی پذیرد، قضا نمی گذارد

بلای جان مردم شدند و دوست دارند
که در امان بمانند، بلا نمی گذارد

چه بی شمار کس ها، غریبه با هوس ها
هوای زهد دارند، هوا نمی گذارد

چه نکته ها شد از بر، خطیب تا به منبر
درست گوید اما خطا نمی گذارد

چه تیرها که بدخواه نشانه رفت و یک آه
گرفت راه او چون دعا نمی گذارد

ستمگران عالم چقدر دوست دارند
عزیز خلق باشند، خدا نمی گذارد!


✍ افشین علا، اسفند ۱۳۹۶



✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و یادداشتهای افشین علا🔺
▪️به مناسبت 13 جمادی الثانی، سالروز وفات حضرت ام البنين (س) :


⚡️ام البنین (س)⚡️


زن، رشک حور بود و تمنای خود نداشت
چون آسمان نظر به بلندای خود نداشت

اسمی عظیم بود که چون راز سر به مهر
در خانه ی علی سر افشای خود نداشت

ام البنین کنایه ای از شرم عاشقی است
کز حجب، تاب نام دلارای خود نداشت

در پیش روی چار جگرگوشه ی بتول
آئینه بود و چشم تماشای خود نداشت

زن؟ نه! همای عرش نشینی که آشیان
جز کربلا به وسعت پرهای خود نداشت

در عشق، پاره های جگر داده بود و لیک
بعد از حسین، میل تسلای خود نداشت

عمری به شرم زیست که عباس، وقت مرگ
دستی برای یاری مولای خود نداشت...


✍️ افشین علا


✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
ّ
⚡️انتظاراتی که برآورده نمی شود⚡️

📌 گفت و گو با افشین علا، شاعر و نویسنده
📜روزنامه ایران، ۹ اسفند ۱۳۹۶

☑️ بخش اول:


🔻افشین علا، شاعر و نویسنده نام آشنای اهل شهرستان نور در همان سالی که وارد دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران شد، همزمان با مجلات کیهان بچه‌ها و سروش نوجوان هم همکاری می‌کرد. بعد از تحصیل، ادبیات کودک و کار در مطبوعات را انتخاب کرد. اکثر تألیفات او در زمینه شعر خردسال، کودک و نوجوان است. اما در قالب‌های نیمایی و بویژه غزل نیز تجربه‌های فراوانی دارد. «یک عالم پروانه»، «بلدم شعر بگویم»، «نسیم»، «دختر باد»، «یک سبد بوی بهار»، «خاطرات مه گرفته»، «دو منظومه بلند عاشورایی»، «گل صد برگ و تانک» و «بازنویسی تذکرة الاولیای عطار» از جمله آثار این شاعر کودک و نوجوان است. بیشتر مجموعه شعرهای کودک و نوجوان او در جشنواره ‌های کتاب کانون پرورش فکری، جایزه کتاب سال سروش نوجوان، جایزه اشعار عاشورایی و... صاحب رتبه شده‌اند. با اینکه او تا چندی پیش در زمینه ادبیات بخصوص شعر حضور پررنگ و افتخارات بسیاری داشت اما یکباره حضورش در مراسم و محافل ادبی را کمتر احساس کردیم. از این‌رو با او گفت و گوی ساده و خودمانی انجام دادیم تا از اوضاع و احوالش باخبر شویم. 

🔻از فعالیت هایتان در سال96 بگویید؛ چرا در سال‌های اخیر حضورتان در عرصه شعر و ادبیات کمرنگ‌تر شده است؟ 

🔸من هیچ موقع شعر را کنار نگذاشتم، تنها بنا به دلایلی در سال‌های اخیر فقط کارهایم را در فضای مجازی و در کانال شخصی‌ام می‌گذارم. خیلی تمایلی برای حضور در مراسم‌ و چاپ کتاب هم ندارم. به جهت اینکه فضا را مناسب نمی‌بینم البته همان‌طور که گفتم با اینکه خانه نشین شده‌ام اما همچنان به طور مداوم و با وسواس و سختگیری در این عرصه فعال هستم و در کانال شخصی‌ام آنها را منتشر می‌کنم. غزل گفتن کار اصلی من است اما همچنان در سایر زمینه‌ها هم شعرهایی که احساس می‌کنم ارزش ماندگاری دارد ثبت می‌کنم. 

🔻شما سال‌ها در حوزه کودک و نوجوان شعر سرودید، اما خیلی وقت است اثری از شما چاپ نشده، هنوز هم در این حوزه فعال هستید و آثار جدید  دیگر شاعران و نویسنده ها را چطور ارزیابی می‌کنید؟ 

🔸 شعر کودک و نوجوان جزو اختصاصات من است و هیچ وقت فراموش‌اش نمی‌کنم. اما هیچ تمایلی برای انتشار کتاب ندارم. دلیل‌اش هم شرایط اسفناک کنونی آثار ادبیات کودک و نوجوان است. در حال حاضر در عرصه ادبیات کودک بویژه شعر با وضعیت اسفناکی روبه‌رو هستیم و من به‌عنوان کسی که 30 سال با وسواس در این حوزه کار کرده‌ام این را می‌گویم. من برعکس خیلی‌ها معتقدم حوزه کودک حوزه فانتزی نیست چون قرار است نکاتی به کودکان و نوجوانان انتقال داده شود که ارزشمند و ماندگار باشند. به همین دلیل هم هست که نقش شاعر کودک بسیار خطیر است. اما در این سال‌ها این جایگاه به جایگاهی فانتزی تبدیل شده است. ما شاهد کتاب‌هایی هستیم که گویی سری دوزی‌اند و بازاری و کلیشه ای. توجه شاعران برای یافتن برنامه جدید با مضامین ماندگار ازبین رفته و این موضوع در اشعار بیداد می‌کند. من معتقدم روی این آثار هیچ گونه نظارتی نیست و کارشناسان هیچ شناختی از کارهای خوب و بد ندارند. نهادها و کانون‌های فرهنگی و همچنین ناشران سرشناس، همه و همه درمسیری که ادبیات کودک و نوجوان قدم می‌گذارد مقصر هستند و متأسفانه باید بگویم حوزه‌ای که بعد از انقلاب اوج پیدا کرد دوران خوبی را نمی‌گذراند و رو به افول است. 

🔻شعر خوب کودک و نوجوان چه ویژگی‌هایی دارد؟ 

🔸شعر کودک در وهله اول باید شعر باشد؛ پیام دار و قابل فهم برای مخاطب. شعر کودک در ذات خودش شعر است اما در آثار جدید تصنع و ساختگی بودن بیداد می‌کند. کمتر به بعد سلامت و روان شعر کودک توجه می‌شود. درست است که دایره واژگان برای سرودن شعر کودک برای شاعران محدود است اما نه آنقدر که بخواهیم ارکان جمله را بهم بریزیم. این کارها برای زبان کودک بدآموزی دارد. ما باید همان‌طور که کودک روان و صمیمی صحبت می‌کند برایش شعر بگوییم و داستان بنویسیم طوری که اثرمان شاخص‌های ماندگاری را داشته باشد و یک بار مصرف نباشد. من نمی‌گویم موضوعات اصلاً فانتزی نباشد نه! من هم می‌گویم نیاز هست اما نگاه نباید نگاه فانتزی باشد. نگاه باید آینده نگر باشد چون قرار است مخاطب چیزی به اسم شعر در ذهن‌اش مکتوب شود.



✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
⚡️انتظاراتی که برآورده نمی شود⚡️

📌 گفت و گو با افشین علا، شاعر و نویسنده
📜روزنامه ایران، ۹ اسفند ۱۳۹۶

☑️ بخش دوم:


🔻در بین شاعران کار کدامشان را بیشتر می‌خوانید؟

🔸در سال‌های گذشته آثار تعدادی از شاعران را پیگیر بودم و یکی دو تجربه داوری و حضور در نشست‌های فرهنگی را داشتم اما واقعیت این است که وقتی آثار را دیدم ناامید شدم. همه کارها شبیه به هم بودند. تقلید ناشیانه از شاعرانی که شعر رمانتیک می‌گویند در شعر کودک و نوجوان بسیار دیده می‌شد و همین موضوع من را خیلی دلزده کرد. یکبار هم کانون نشستی گذاشت و اعلام کرد که می‌خواهد کتاب سال شعر کودک منتشر کند. همه از این خبر ابراز خوشحالی کردند اما من جلسه را ترک کردم چون معتقد بودم مشکل ما مشکل کمیت نیست بلکه ما مشکل کیفیت در آثار چه کودک چه دفاع مقدس و چه در سایر حوزه‌ها داریم. به همین خاطر هم چند سالی است به طور غیر رسمی و شخصی در فضای مجازی آثارم را برای علاقه‌مندان ارائه می‌کنم چون می‌گویم آثار من آثار بازاری نیست. 

🔻امروزه با موقعیتی به نام فضای مجازی روبه‌رو هستیم که بیشتر اطلاعات و دغدغه‌هایمان از طریق این فضا کسب می‌شود. درباره وجه مثبت و منفی این فضا بگویید. 

🔸 وجه منفی این است که برای مخاطبان عام، سوءتفاهم ایجاد می‌شود که کارهایی که لایک بیشتر می‌خورند یا بازدیدکننده بیشتری دارند حتماً آثار برجسته‌ای هستند. حتی این اتفاق برای خود شاعر هم توهم ایجاد می‌کند و به مدد اینکه شاعری تعداد فالوورهایش بالا می‌رود پیش خودش فکر می‌کند که سری بین سرها درآورده است. در حالی که باید بدانند این موارد تعیین‌کننده کیفیت شعرهای شاعر نیست. وجه مثبتش را هم اگر بخواهیم ببینیم باید بگویم که در نبود بازار مناسب برای نشر کتاب بخصوص کتاب دفاع مقدس حداقل این است که هر هنرمندی می‌تواند آثارش را به مخاطبان ارائه کند. من با اینکه مخاطبان محدودی در کانال تلگرام دارم اما مطمئن هستم آنها جزو علاقه مندان آثار من هستند. در این مدت بازخوردهای بسیار خوبی هم داشتم. بالاخره در هر فضایی هم تفاهم وجود دارد و هم سوءتفاهم. در کانال تلگرام من همه مطالبم را آرشیو کردم و هر موقع خواستم می‌توانم آنها را به صورت کتاب منتشر کنم. جنبه دیگر مثبت فضای مجازی این است که وقتی ما کتابی را به چاپ می‌رسانیم دغدغه‌های بعدی‌اش را هم باید به جان بخریم مثلاً اینکه نمی‌دانیم در فضای رقابتی ناشران توزیع خوب انجام می‌شود یا نه و... اما در این فضا مطمئن هستم اثر من به دست آنهایی که باید می‌رسید رسیده است. 

🔻از صحبت هایتان می‌شود فهمید که چقدر از شرایط دلگیرید، درست است؟ 

🔸من و تعدادی دیگر از دوستانم بشدت زخم خورده‌ایم. اما با وجود همه مشکلات و با توجه به علاقه‌ای که به حرفه و هنرمان داریم در هیچ شرایطی دست از قلم نمی‌کشیم. اما جا دارد اینجا این نکته را بگویم که در چند سال اخیر انتظاری که ما از نهادهای فرهنگی داشتیم هرگز برآورده نشد و این موضوع خیلی تلخی است. این شرایط در دولت قبل هم وجود داشت اما نه به این اندازه. ما انتظار داریم مسئولان فرهنگی و هنری و ادبی از تجربیات افرادی که سال هاست در این عرصه‌ها تلاش کردند کمک بگیرند.



✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
🔸 یادداشتی از افشین علا برای ویژه نامه «برای ادبیات فارسی، برای همیشه استاد»
📌 در بزرگ داشت دکتر شفیعی کدکنی

📜 روزنامه فرهیختگان، ۹ اسفند ۱۳۹۶


دل من گرفته اینجا ز خزان ز برگریزان
تو نظر به سوی ما کن که خزان شود گریزان

نه فقط من از تو خواهم که قدم نهی به چشمم
که ز هر جهت محبان، که ز هر طرف عزیزان

تو بیا به خلوت ما که به لب رسانده جان را
هنر هنرفروشان، سخن سخن‌ستیزان

🔸 این شعر را برای ایشان گفتم چون ارادت زیادی به استاد دارم. استاد شفیعی‌کدکنی از نوادر روزگار ما است؛ از نسلی که بزرگان آن یکی یکی از بین ما رفته‌اند. شاید ما دیگر شبیه ایشان نداریم؛ هم تسلط به اسلوب شعر و هم اشراف بر علم ادبیات دارند. معمولا ادبا و شعرا را در دو بخش تقسیم می‌کنند؛ برخی شاعران بزرگی هستند و برخی شاعر نیستند و ادیب هستند و شعرشناس. استاد شفیعی‌کدکنی جامع هر دو طرف است. هم شاعر صاحب‌سبک و پیشرویی هستند؛ چه در سبک خراسانی و چه در شعر نیمایی و هم در شناخت ادبیات فارسی و تاریخ ادبیات. ما هم‌تراز ایشان را نداریم. بی‌سبب نیست که در مکتب ایشان بزرگان زیادی درخشیده‌اند. شاید یکی از سرشناس‌ترین آنها زنده‌یاد قیصر امین‌پور باشد. قیصر امین‌پور ضمن اینکه اشراف کامل بر ادبیات کهن داشت، شاعری ماندگاری در ادبیات ایران‌ و استاد مسلم در ادبیات فارسی بود. آقای شفیعی‌کدکنی هم بسیار به ایشان عشق می‌ورزید و بالاترین امتیازها را به ایشان ‌داد.

🔸من یادم هست در تشییع جنازه قیصر امین‌پور، استاد شفیعی‌کدکنی بسیار گریه می‌کردند. من ندیده بودم که ایشان تا آن موقع آنقدر بی‌قرار باشند. دلیل این اتفاق این است که خود ایشان گوهرشناس است و می‌داند چه کسی را از دست داده است.



✨🆔 @afshinala✨
🔺کانال اشعار و یادداشت های افشین علا🔺


http://llink.ir/drshafii
⚡️💭چه می خواند خروس؟...💭⚡️


"قوقولی قو" نیمه های شب چه می خواند خروس؟
لرزه بر تن، بغض در غبغب، چه می خواند خروس؟

جز سحرخیزان در آن ساعت کسی بیدار نیست
پس بگو غیر از نماز شب چه می خواند خروس؟

پیچ و تابی می دهد بر خود که گویی درد عشق
از تنش آورده جان بر لب، چه می خواند خروس؟

روزها آرام و مغرور است، اما هر سحر
بی خود از خود، غرق تاب و تب، چه می خواند خروس؟

شانه وقتی می کشد باد سحرگاهی به ناز
روی تاجش چون گل کوکب، چه می خواند خروس؟

هیچ شب "یا رب" نگفتم، تخت خوابیدم ولی
در دل شب ها به جز "یارب" چه می خواند خروس؟


✍️ افشین علا، اسفند ۱۳۹۶



✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺

http://llink.ir/cock
⚡️💦در بندر دیّر سرودم💦⚡️


به سردخانه شبی رفتم ، برای دیدن میگوها
به شوق و حیرت از انبوهی ، به رنج و زحمت از آن بوها

مدام زل زده بودم من ، به لاشه های نهان در یخ
به جسم تیره ی ماهی ها ، به چشم خیره ی میگوها

یکی به خنده یکی با اخم ، توگوییا که به من می گفت
به زیر خاک فرو رفتند ، چه چشم ها و چه ابروها

ز بسته بندی شان پر زد ، خیال من به کفن پوشان
به آن حجاب که پنهان شد ، در آن برای ابد موها

چه بندها زچه انگشتان ، شدنداز نظرم پنهان
چقدر آینه خالی شد ، ز شانه ها و ز گیسوها

به یاد نعش خود افتادم، به سردخانه پس از مردن
درون کاور چرکینی ، کزان برون زده پهلوها

تن مرا نه خریداری ، نه دوستداری و نه یاری
در انتظار که غسالان ، برند جانب سکوها

برای غسل، نه چون صیدی ، که هست رونق بازارش
نه مثل شستن یک ماهی ، میان شادی جاشوها

به مرگ کمترم از ماهی ، که نیست مشتری ام هرگز
برای سرعت تدفینم ، ولی به صف شده بازوها

ستاره گرچه فراوان بود، در آسمان خلیج آن شب
گره نخورد نگاهم هیچ ، به برق آن همه سوسوها...


✍ افشین علا، آذر ۹۵
📌بوشهر



✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
🌳به مناسب روز درختکاری🌳

نهال دوستی بنشان که کام دل به بار آرد...


✨ @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔸هم شهریان من به مهمان نوازي شهره اند. حال اگر مهمانان، شهيدان گمنام باشند، به رسم عروسي، مجمعه بر سر مي گيرند و غوغا مي كنند..

📌نور، شهرکلا و عباسا

✨ @afshinala✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
⚡️💭سیاستمدار و پزشک💭⚡️


پزشک، نسخه ی خود را نوشت با لبخند
برای مرد سیاستمدار دولتمند

مریض چون که غنی بود و نامدار و بزرگ
به جای عرض تشکر به چهره چین افکند

ولی پزشک نرنجید و طرز مصرف را
برای آن که بفهمد، شمرده گفت و بلند:

سه قرص می دهمت با سه شربت و سه پماد
ولی مهم تر از این ها هزار نکته و پند

اگر که نشنوی آن را نمی شوی درمان
نه با دوا و نه دارو، نه حیله و ترفند

سه بار در روز از خود بپرس: آیا من
همیشه می فهمم، دیگران نمی فهمند؟!

سه بار هر نوبت با خودت بکن تکرار:
نمی رسانم از این پس به جان خلق، گزند

شبی بلند شو از خواب و قطره اشکی ریز
برای درد و غم مردم فقیر و نژند

خیال کن دو سه نوبت تو هم گرفتاری
شبیه مردم زندان کشیده ی دربند

سه بار جانب قصابی محله برو
بپرس چون زن همسایه، گوشت سیری چند؟

اگر به خلق، بدی کرده ای تلافی کن
چنان که از تو شود دلشکسته ای خرسند

چو کام مردم داناست از غرور تو تلخ
از این به بعد چنان کن که از تو گردد قند

غریبه را بنواز و بگیر قدرت را
ز چاپلوس زبان باز و قوم و خویشاوند

به اشتباه خود اقرار کن، اگرچه بزرگ
که اعتراف رهاند اسیر را ز کمند

عنان به تازه به دوران رسیدگان مسپار
در سرای به پاکان گشا، به سفله ببند

"ببین که از که بریدی و با که پیوستی؟"
چه شد نصیبت از آن قهرها و این پیوند؟

به اوج رفته ای اما هنوز ناراضی
در آتشی و نداری قرار مثل سپند

از انتقاد میاشوب، از اعتراض نترس
که ناصحان خردمند همچو جام جم اند

خلاصه پند بگیر از ملوک خفته به گور
که خاک گور چه نام آوران کشیده به بند

"من آن چه شرط بلاغ است با تو می گویم"
اگر قبول نیفتاد، مشنو و مپسند

هزار نسخه، علاج غم تو را نکند
اگر برای تو بیچارگان دعا نکنند...


✍️ افشین علا، اسفند ۱۳۹۶


✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و یادداشتهای افشین علا🔺
🔻 به مناسبت روز زن 🔻


⚡️ فرشته بود و خدا ⚡️


فرشته بود و خدا ، عشق در ميانه نبود
فضاي عالم هستي پر از ترانه نبود

سکوت بود و خداوندگار و خلوت خويش
ز شور عشق نشاني در اين زمانه نبود

فرشتگان خدا خاضعانه در تسبيح
ز تير غمزه دلي را کسي نشانه نبود

مقام حُسن به جا بود و دلبري مي کرد
ولي چه سود که آيينه در ميانه نبود

براي جلوه ي آن چهره آفريده شدي
براي خلق تو زين خوبتر بهانه نبود

تو آفريده شدي اي زن اي تبلور عشق
که بي فروغِ نگاه تو ، خانه خانه نبود

هزار مشعل خورشيد اين فروغ نداشت
اگر چراغ تو روشن در آشيانه نبود

اگر نه آينه بودي به پيش طلعت دوست
حديث حسن و جمالت بدين فسانه نبود

در اين مقام نيامد سخن به سر " آتش"
که بحرِ پر گهر عشق را کرانه نبود


✍ زنده یاد مهديه الهي قمشه اي (آتش)



✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺


yon.ir/Afshinala
🥀بی مادری سزای من خسته جان نبود...🥀

🔸 به یاد مادرم، زنده یاد پروین دخت ملک محمدی نوری و همه مادران آسمانی، روز مادر را شادباش می گویم.


✨ @afshinala ✨
🔺 کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
⚡️ خوشم به خلوت خود ⚡️


خوشم به خلوت اگر هیچ کس کنارم نیست
چه جای شکوه اگر دادرس کنارم نیست

به وهم لذت پرواز دل نمی بندم
که تکیه گاه به غیر از قفس کنارم نیست

چو تک درخت، غریبم ولی خدا را شکر
که کنج خلوت خود خاروخس کنارم نیست

همین نفس که می آید، که می رود، کافی است
چه جای شکوه اگر همنفس کنارم نیست

به راست یا که به چپ، کورمال از چه روم؟
عصا به دست، که غیر از عسس کنارم نیست

امید مقصد از این کاروان نمی بینم
کسی که بانگ زند چون جرس کنارم نیست

هوای پر زدنم کو؟ که هیچ روزنه ای
که افکند به سرم این هوس کنارم نیست...


✍ افشین علا، ۹۵/۵/۱۵
▫️بندر انزلی



✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔸 زنده ياد دكتر علي اصغر خدادوست
▫️استاد بزرگ چشم پزشكي ايران.
🌷روحش شاد 🌷


✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
⚡️در این سراب چه جویی؟⚡️


ز سنگ خاره، جواهر درست نتوان کرد
علاج پستی دونان به پست نتوان کرد

اساس ملک به عدل است و گر جز این باشد
به هیچ قاعده آن را درست نتوان کرد

اگر زمام سپردی به رهزنان طریق
سفر به آن چه که مقصود توست نتوان کرد

در این سراب چه جویی؟ که کشف سیر و سلوک
ز عکس مردم چالاک و چست نتوان کرد

طمع به چیدن ریحان ز مزرعی که در آن
به جای گل، علف هرزه رست نتوان کرد

قسم به دامن پاکیزه، اتکا به کسی
که از طهارت خود دست شست نتوان کرد

به راه صدق چو خواهی به انتها برسی
وفا به اهل ریا از نخست نتوان کرد

به راست یا که به چپ، هر طرف که بنشینی
بدان که تکیه به دیوار سست نتوان کرد...


✍ افشین علا، خرداد ۹۶



✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
⚡️ احاطه ام كن ... ⚡️


احاطه ام كن چنان كه آتش چو بر درختان شراره بندد
ز باد و باران زبانه گيرد، ز هر طرف راه چاره بندد

احاطه ام كن چنان كه دريا كشد به گرداب ريشخندي
غريق كشتي شكسته را چون دخيل بر تخته پاره بندد

احاطه ام كن چنان كه توفان چو قصد زير و زبر نمايد
به دامن صخره گل بريزد، به پاي گل سنگ خاره بندد

احاطه ام كن چنان كه شيري به رسم بازيچه صيد خود را
رها كند، ره بر اوببندد، رها كند، ره دوباره بندد

احاطه ام كن چنان كه مادر، دمي رود چون قرارش ازكف
ره نفس بر گلوي طفلش ز بوسه ي بي شماره بندد

احاطه ام كن چنان كه شعري چو از جنون پشتوانه گيرد
زبان تشبيه را بدوزد، دريچه بر استعاره بندد

احاطه ام كن چنان حرامي، كه در شبيخون بي امانش
ز كارواني كه خفته در خود پياده گيرد، سواره بندد

احاطه ام كن چنان كه مرگي به ناگهان چون ز در درآيد
زبان و دستان وديدگان را به ناگه از يك اشاره بندد

احاطه كن عشق! همچنانم ببر به آن سمت بيكرانم
كه عنكبوت فلك به جانم كمند تار از ستاره بندد...


✍ افشین علا، آبان ٩٢



✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺