🔻برای امام موسی صدر🔻
⚡️یوسف عصر⚡️
برتری از شهرت و از نام نیز
از فروع دانش و احکام نیز
برده ای از صور و صیدا صبر و تاب
هم ز ایران و عراق و شام نیز
گرچه پنهانی چهل سال از نظر
خود به صدری، نزد خاص و عام نیز
دوری راهت نبرد از یادها
سال های رفته و ایام نیز
عاشق تو هم کلیسا هم کنشت
تاج فخری بر سر اسلام نیز
یک سر و گردن ز خیل همگنان
برتری، در حسن و در اندام نیز
می درخشی مثل ماه از پشت ابر
بر فراز قله و بر بام نیز
ابروانت رونق محراب ها
مستی افزا از دو چشمت جام نیز
یوسف عصری که داری در کمین
جز برادر یا زلیخا، دام نیز
گرچه موسایی نهان در طور خویش
چون خلیل افکنده ای اصنام نیز
دشمنان پخته داری در خفا
آشکارا بس حسود خام نیز
تشنه خونت نه تنها اجنبی است
فارسی نامان خون آشام نیز!
✍️ افشین علا، بهمن 96
✨@afshinala ✨
🔺کانال اشعار و یادداشتهای افشین علا🔺
http://l1l.ir/sadr
⚡️یوسف عصر⚡️
برتری از شهرت و از نام نیز
از فروع دانش و احکام نیز
برده ای از صور و صیدا صبر و تاب
هم ز ایران و عراق و شام نیز
گرچه پنهانی چهل سال از نظر
خود به صدری، نزد خاص و عام نیز
دوری راهت نبرد از یادها
سال های رفته و ایام نیز
عاشق تو هم کلیسا هم کنشت
تاج فخری بر سر اسلام نیز
یک سر و گردن ز خیل همگنان
برتری، در حسن و در اندام نیز
می درخشی مثل ماه از پشت ابر
بر فراز قله و بر بام نیز
ابروانت رونق محراب ها
مستی افزا از دو چشمت جام نیز
یوسف عصری که داری در کمین
جز برادر یا زلیخا، دام نیز
گرچه موسایی نهان در طور خویش
چون خلیل افکنده ای اصنام نیز
دشمنان پخته داری در خفا
آشکارا بس حسود خام نیز
تشنه خونت نه تنها اجنبی است
فارسی نامان خون آشام نیز!
✍️ افشین علا، بهمن 96
✨@afshinala ✨
🔺کانال اشعار و یادداشتهای افشین علا🔺
http://l1l.ir/sadr
🔻در حاشیه ی سخنان اخیر آقای حاتمی کیا🔻
⚡️خیبری ساکته! دود نداره، سوز داره...⚡️
🔸ما که نفهمیدیم علت داد و بیدادهای آقای حاتمی کیا در اختتامیه ی جشنواره ی فیلم فجر چه بود؟! واقعا کسی باور می کند این بزرگواران در نهادهای رسمی نظام، مظلوم واقع شده باشند؟!
🔸 درست است که در تمام دنیا، سینما و ورزش از سایر حوزه ها مخاطب وسیع تری دارد. درست است که چهره های ورزشی و سلبریتی ها همیشه و همه جا عزیزکرده اند. ولی در جمهوری اسلامی که نباید وضع بر این منوال باشد! آیا درست است که در کشور ما این همه نخبه و ادیب و هنرمند، خانه نشین باشند، اما امثال آقای حاتمی کیا که هماره قدر می بینند و در صدر می نشینند، باز هم با این همه حرارت، فریاد مظلومیت سر دهند؟!
🔸 ایشان که با کنایه ای رندانه، خود را هنرمند "وابسته به نظام" معرفی می کنند و برای جبران پیامدهای این "خودزنی" بلافاصله پشت اعتبار و محبوبیت حاج قاسم سلیمانی پنهان می شوند، دیگر چرا فریاد مظلومیت سر می دهند؟ چه می خواستید از مردم و از دستگاه های فرهنگی نظام که به شما ندادند؟!
🔸 از ایشان و سایر هنرمندانی که هم دولت ها حمایت شان می کنند، هم نهادهای قدرتمند غیررسمی، توقع داریم به احترام خیل بی شمار هنرمندان صاحبدل، دردمند، ساکت و بی ادعا، لااقل سکوت کنند و به کار پررونق خود مشغول باشند.
🔸 از دستگاه های دولتی، مؤسسات وابسته به نهادهای ارزشی و نظامی، و چهره های سیاسی هم انتظار می رود یا به حیطه ی هنر ورود نکنند یا قدردان همه باشند و فقط سراغ عزیزکرده ها نروند و این چهره ها را چنان پرتوقع نکنند که با دیدن کوچک ترین ناملایمات از کوره در بروند.
🔸 از انبوه مخاطبان عام و طرفداران چهره ها نیز انتظار می رود در شناخت نیات و انگیزه های مدعیان، تیزبین تر باشند و به صرف شنیدن هر صدای بلندی کف نزنند و هورا نکشند. آنانی که حق شان ادا نشده و مورد بی مهری قرار گرفته اند، از جنسی دیگرند. نباید به خاطر غرور و مناعت طبع و سکوت شان، ناشناخته باقی بمانند.
🔸 بد نیست حرف آخرم عین جمله ای باشد که از زبان "حاج کاظم" در فیلم دوست داشتنی آژانس شیشه ای جناب حاتمی کیا شنیده ایم: "خیبری ساکته، دود نداره، سوز داره!"
✍ افشین علا، ۲۲ بهمن ۱۳۹۶
✨ @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و یادداشتهای افشین علا🔺
⚡️خیبری ساکته! دود نداره، سوز داره...⚡️
🔸ما که نفهمیدیم علت داد و بیدادهای آقای حاتمی کیا در اختتامیه ی جشنواره ی فیلم فجر چه بود؟! واقعا کسی باور می کند این بزرگواران در نهادهای رسمی نظام، مظلوم واقع شده باشند؟!
🔸 درست است که در تمام دنیا، سینما و ورزش از سایر حوزه ها مخاطب وسیع تری دارد. درست است که چهره های ورزشی و سلبریتی ها همیشه و همه جا عزیزکرده اند. ولی در جمهوری اسلامی که نباید وضع بر این منوال باشد! آیا درست است که در کشور ما این همه نخبه و ادیب و هنرمند، خانه نشین باشند، اما امثال آقای حاتمی کیا که هماره قدر می بینند و در صدر می نشینند، باز هم با این همه حرارت، فریاد مظلومیت سر دهند؟!
🔸 ایشان که با کنایه ای رندانه، خود را هنرمند "وابسته به نظام" معرفی می کنند و برای جبران پیامدهای این "خودزنی" بلافاصله پشت اعتبار و محبوبیت حاج قاسم سلیمانی پنهان می شوند، دیگر چرا فریاد مظلومیت سر می دهند؟ چه می خواستید از مردم و از دستگاه های فرهنگی نظام که به شما ندادند؟!
🔸 از ایشان و سایر هنرمندانی که هم دولت ها حمایت شان می کنند، هم نهادهای قدرتمند غیررسمی، توقع داریم به احترام خیل بی شمار هنرمندان صاحبدل، دردمند، ساکت و بی ادعا، لااقل سکوت کنند و به کار پررونق خود مشغول باشند.
🔸 از دستگاه های دولتی، مؤسسات وابسته به نهادهای ارزشی و نظامی، و چهره های سیاسی هم انتظار می رود یا به حیطه ی هنر ورود نکنند یا قدردان همه باشند و فقط سراغ عزیزکرده ها نروند و این چهره ها را چنان پرتوقع نکنند که با دیدن کوچک ترین ناملایمات از کوره در بروند.
🔸 از انبوه مخاطبان عام و طرفداران چهره ها نیز انتظار می رود در شناخت نیات و انگیزه های مدعیان، تیزبین تر باشند و به صرف شنیدن هر صدای بلندی کف نزنند و هورا نکشند. آنانی که حق شان ادا نشده و مورد بی مهری قرار گرفته اند، از جنسی دیگرند. نباید به خاطر غرور و مناعت طبع و سکوت شان، ناشناخته باقی بمانند.
🔸 بد نیست حرف آخرم عین جمله ای باشد که از زبان "حاج کاظم" در فیلم دوست داشتنی آژانس شیشه ای جناب حاتمی کیا شنیده ایم: "خیبری ساکته، دود نداره، سوز داره!"
✍ افشین علا، ۲۲ بهمن ۱۳۹۶
✨ @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و یادداشتهای افشین علا🔺
⚡️چه بر سر فرهنگ و هنر ما آمده است؟!⚡️
🔸 در حاشیه ی جشنواره ی فیلم فجر، صحنه هایی از مصاحبه با عوامل برخی فیلم ها در فضای مجازی دست به دست شده، که با مشاهده ی آنها از خودم خجالت کشیدم! ازجمله، انتقاد خانمی جوان از حرفی رکیک در یک فیلم، و خنده ها و لودگی های عوامل فیلم در پاسخ او. کلماتی و اطواری هم که بین یک خبرنگار مرد و یک کارگردان و بازیگر رد و بدل شد، از حد تحمل خارج بود.
🔹 جانماز آب نمی کشم و از دین مایه نمی گذارم. اما فرهنگ این آب و خاک چه وقت و کجا اجازه داده است که یک مرد در حضور یک کودک، با چنین کلمات و ادبیاتی حرف بزند و شوخی کند؟ آن هم در مقابل دوربین! خنده های کودک معصوم هم که خود، فاجعه ی بزرگ تری است! ظاهرا در روزگاری که تنش های سیاسی، مشکلات اقتصادی، رنج های اقشار مختلف مردم و جوانان، فساد، تبعیض و... کام همگان را تلخ کرده است، به برخی سلبریتی ها دارد خیلی خوش می گذرد!
🔸 متولیان دین و دانش و فرهنگ از طرد و نفی چهره های وزین اما منتقد چه خیری دیده اند؟ گویا از یاد برده اند دغدغه ی اصلی رسول این امت، ترویج مکارم اخلاق بود! پس چرا فقط به سیاست مشغولند؟! آیا نمی دانند شر وقایع 88 فقط دامن سیاسیون را نگرفت و گریبان گیر فرهنگ و هنر و اخلاق هم شد؟
🔹 چرا هنوز ملاک نظارت، گزینش، حمایت و تریبون دادن به افراد، فقط همراه نبودن شان با اعتراض های آن سال است؟ چه بسیار سرد و گرم چشیده ها و دود چراغ خورده ها و فحول فرهنگ و ادب و سخن که به صرف انتقاد، حذف شدند و چه بسیار تازه به دوران رسیده هایی که میدان گرفتند! چه بسیار کارشناسان سخنور و صاحب نظر از رسانه ها رانده شدند و چه بسیار خامان هتاک و نابلد در جایگاه شومن و خواننده و تحلیل گر و سخنران و شاعر و مداح و هنرمند قرار گرفتند!
🔸 ابتذال در ساخت ترانه و سریال و برنامه های زنده و مرده ی سیاسی، فرهنگی، طنز و... بیداد کرد و دلمان خوش بود دست منتقدان 88 را از تریبون ها کوتاه کرده ایم! پس فرهنگ مملکت هم اسلامی و انقلابی شده و همه چیز گل و بلبل است!
🔹 دولت روحانی هم که بر سر کار آمد، جز شعارهای زیبا و وعده های فریبنده ندیدیم و نشنیدیم. نه ارشاد دولت اعتدال، از چنبره ی انحصار و سالوس عده ای معدود از افراد و گروه ها رها شد، نه حتی شهردار نزدیک به اصلاح طلبان، به اصلاح امور فرهنگی و اخلاقی تهران توسط افراد اصیل، وقعی نهاد. نهادهای ثابت و مؤسسات قدیمی که حساب شان روشن است. سال هاست که بودجه های کلان می گیرند و بین باندهای به ظاهر فرهنگی و هنری شان تخس می کنند و کک شان هم در برابر دیانت و اخلاق خدشه دار شده ی این نسل سرگردان نمی گزد.
🔸 مدت هاست که تصمیم گرفته ام "نق زن" نباشم و دست از انتقاد بردارم. چون آنچه البته به جایی نرسد، فریاد است. ولی از آنجا که می بینم این همه افول و سقوط کمی و کیفی و اخلاقی در حوزه ی فرهنگ و هنر، معلول همین انحصارها و باندبازی ها و سیاست زدگی هاست، نمی توانم ساکت بنشینم. نگاه جناحی به هنر و فرهنگ و از یاد بردن رسالت های اخلاقی، برخی مواقع، محیط های رسمی و رسانه ای کشور را رسما به دورهمی افراد بی دغدغه، پول دوست، شهرت طلب و البته بی نزاکت تبدیل کرده است.
🔹 این دیگر بحث اصلاح طلبی و اصول گرایی نیست. بحث اخلاق است. به داد اخلاق برسید!
✍️ افشین علا، 23 بهمن 1396
✨@afshinala✨
🔺کانال اشعار و یادداشتهای افشین علا🔺
🔸 در حاشیه ی جشنواره ی فیلم فجر، صحنه هایی از مصاحبه با عوامل برخی فیلم ها در فضای مجازی دست به دست شده، که با مشاهده ی آنها از خودم خجالت کشیدم! ازجمله، انتقاد خانمی جوان از حرفی رکیک در یک فیلم، و خنده ها و لودگی های عوامل فیلم در پاسخ او. کلماتی و اطواری هم که بین یک خبرنگار مرد و یک کارگردان و بازیگر رد و بدل شد، از حد تحمل خارج بود.
🔹 جانماز آب نمی کشم و از دین مایه نمی گذارم. اما فرهنگ این آب و خاک چه وقت و کجا اجازه داده است که یک مرد در حضور یک کودک، با چنین کلمات و ادبیاتی حرف بزند و شوخی کند؟ آن هم در مقابل دوربین! خنده های کودک معصوم هم که خود، فاجعه ی بزرگ تری است! ظاهرا در روزگاری که تنش های سیاسی، مشکلات اقتصادی، رنج های اقشار مختلف مردم و جوانان، فساد، تبعیض و... کام همگان را تلخ کرده است، به برخی سلبریتی ها دارد خیلی خوش می گذرد!
🔸 متولیان دین و دانش و فرهنگ از طرد و نفی چهره های وزین اما منتقد چه خیری دیده اند؟ گویا از یاد برده اند دغدغه ی اصلی رسول این امت، ترویج مکارم اخلاق بود! پس چرا فقط به سیاست مشغولند؟! آیا نمی دانند شر وقایع 88 فقط دامن سیاسیون را نگرفت و گریبان گیر فرهنگ و هنر و اخلاق هم شد؟
🔹 چرا هنوز ملاک نظارت، گزینش، حمایت و تریبون دادن به افراد، فقط همراه نبودن شان با اعتراض های آن سال است؟ چه بسیار سرد و گرم چشیده ها و دود چراغ خورده ها و فحول فرهنگ و ادب و سخن که به صرف انتقاد، حذف شدند و چه بسیار تازه به دوران رسیده هایی که میدان گرفتند! چه بسیار کارشناسان سخنور و صاحب نظر از رسانه ها رانده شدند و چه بسیار خامان هتاک و نابلد در جایگاه شومن و خواننده و تحلیل گر و سخنران و شاعر و مداح و هنرمند قرار گرفتند!
🔸 ابتذال در ساخت ترانه و سریال و برنامه های زنده و مرده ی سیاسی، فرهنگی، طنز و... بیداد کرد و دلمان خوش بود دست منتقدان 88 را از تریبون ها کوتاه کرده ایم! پس فرهنگ مملکت هم اسلامی و انقلابی شده و همه چیز گل و بلبل است!
🔹 دولت روحانی هم که بر سر کار آمد، جز شعارهای زیبا و وعده های فریبنده ندیدیم و نشنیدیم. نه ارشاد دولت اعتدال، از چنبره ی انحصار و سالوس عده ای معدود از افراد و گروه ها رها شد، نه حتی شهردار نزدیک به اصلاح طلبان، به اصلاح امور فرهنگی و اخلاقی تهران توسط افراد اصیل، وقعی نهاد. نهادهای ثابت و مؤسسات قدیمی که حساب شان روشن است. سال هاست که بودجه های کلان می گیرند و بین باندهای به ظاهر فرهنگی و هنری شان تخس می کنند و کک شان هم در برابر دیانت و اخلاق خدشه دار شده ی این نسل سرگردان نمی گزد.
🔸 مدت هاست که تصمیم گرفته ام "نق زن" نباشم و دست از انتقاد بردارم. چون آنچه البته به جایی نرسد، فریاد است. ولی از آنجا که می بینم این همه افول و سقوط کمی و کیفی و اخلاقی در حوزه ی فرهنگ و هنر، معلول همین انحصارها و باندبازی ها و سیاست زدگی هاست، نمی توانم ساکت بنشینم. نگاه جناحی به هنر و فرهنگ و از یاد بردن رسالت های اخلاقی، برخی مواقع، محیط های رسمی و رسانه ای کشور را رسما به دورهمی افراد بی دغدغه، پول دوست، شهرت طلب و البته بی نزاکت تبدیل کرده است.
🔹 این دیگر بحث اصلاح طلبی و اصول گرایی نیست. بحث اخلاق است. به داد اخلاق برسید!
✍️ افشین علا، 23 بهمن 1396
✨@afshinala✨
🔺کانال اشعار و یادداشتهای افشین علا🔺
⚡️💦 گرداب و نیل 💦⚡️
اگرچه هر ابری نشان تنزیل است
کدام یک باران؟ کدام سجیل است؟
هنوز بسیارند پرندگان اما
یکی اگر بلبل، هزار ابابیل است
روانه از هر سو به جانب کعبه
سپاهی از حاجی سپاهی از فیل است
چه حلق ها نالان چه طبل ها غران
کدام شان قرآن کدام اباطیل است؟
نشسته بر موجیم ولی نمی دانیم
کدام یک گرداب کدام یک نیل است؟
قباله ها نیرنگ، قبیله ها در جنگ
نه ماه نو معلوم نه سال تحویل است
هم از مسلمانی هم از دموکراسی
به قهر، قرآن ها به رنج، انجیل است
هزار بار این خون اگر توان شستن
دوباره آبستن به حیله، این ایل است
میان این سرها از این برادرها
کدام شان هابیل؟ کدام قابیل است؟!
✍ افشین علا، 95/8/28
✨ @afshinala✨
🔺کانال اشعار و یادداشتهای افشین علا🔺
اگرچه هر ابری نشان تنزیل است
کدام یک باران؟ کدام سجیل است؟
هنوز بسیارند پرندگان اما
یکی اگر بلبل، هزار ابابیل است
روانه از هر سو به جانب کعبه
سپاهی از حاجی سپاهی از فیل است
چه حلق ها نالان چه طبل ها غران
کدام شان قرآن کدام اباطیل است؟
نشسته بر موجیم ولی نمی دانیم
کدام یک گرداب کدام یک نیل است؟
قباله ها نیرنگ، قبیله ها در جنگ
نه ماه نو معلوم نه سال تحویل است
هم از مسلمانی هم از دموکراسی
به قهر، قرآن ها به رنج، انجیل است
هزار بار این خون اگر توان شستن
دوباره آبستن به حیله، این ایل است
میان این سرها از این برادرها
کدام شان هابیل؟ کدام قابیل است؟!
✍ افشین علا، 95/8/28
✨ @afshinala✨
🔺کانال اشعار و یادداشتهای افشین علا🔺
⚡️💭 سرانجام 💭⚡️
با دروغ از عقل دل بردیم تا خامَش کنیم
چون که خام عشق شد، بستیم تا رامَش کنیم
صخره را آنقدر پیچاندیم تا افتد در آب
موج را بردیم تا ساحل که در دامش کنیم
سینه را از کینه پر کردیم و چون تابی نماند
ساختیم از مصلحت گردی که آرامش کنیم
جامه ی تنگی ستاندیم از کف خیاط زهد
طفل جان کُشتیم تا آن را بر اندامش کنیم
بر لباس پاره ی رفتار ناموزون خویش
وصله ها بستیم تا همرنگ اسلامش کنیم
در سرامان پرده ای از زهد و اسبابی ز فسق
پرچمی کو از دورنگی تا که بر بامش کنیم؟
بر جوانی خاک پاشیدیم با دستان خویش
تا که در شبهای پیری، یاد ایامش کنیم
سینه ای بی کینه کو تا زخم بر جانش زنیم؟
خاطری آسوده کو تا زهر در جامش کنیم؟!
صد هنر آموختیم از غم که شادی را چه سان
یا بدزدیم از کسی، یا تلخ در کامش کنیم
این هنوز آغاز راه تلخ و بی فرجام ماست
خالقا رحمی که تدبیر سرانجامش کنیم
✍️ افشین علا
📚غزلی از کتاب «کودکانه ها و غزل»
✨@afshinala✨
🔺کانال اشعار و یادداشتهای افشین علا🔺
با دروغ از عقل دل بردیم تا خامَش کنیم
چون که خام عشق شد، بستیم تا رامَش کنیم
صخره را آنقدر پیچاندیم تا افتد در آب
موج را بردیم تا ساحل که در دامش کنیم
سینه را از کینه پر کردیم و چون تابی نماند
ساختیم از مصلحت گردی که آرامش کنیم
جامه ی تنگی ستاندیم از کف خیاط زهد
طفل جان کُشتیم تا آن را بر اندامش کنیم
بر لباس پاره ی رفتار ناموزون خویش
وصله ها بستیم تا همرنگ اسلامش کنیم
در سرامان پرده ای از زهد و اسبابی ز فسق
پرچمی کو از دورنگی تا که بر بامش کنیم؟
بر جوانی خاک پاشیدیم با دستان خویش
تا که در شبهای پیری، یاد ایامش کنیم
سینه ای بی کینه کو تا زخم بر جانش زنیم؟
خاطری آسوده کو تا زهر در جامش کنیم؟!
صد هنر آموختیم از غم که شادی را چه سان
یا بدزدیم از کسی، یا تلخ در کامش کنیم
این هنوز آغاز راه تلخ و بی فرجام ماست
خالقا رحمی که تدبیر سرانجامش کنیم
✍️ افشین علا
📚غزلی از کتاب «کودکانه ها و غزل»
✨@afshinala✨
🔺کانال اشعار و یادداشتهای افشین علا🔺
Audio
🔺شعر خوانی افشین علا 🔺
🗓بهمن ۱۳۹۶
📌اولین جشنواره شعر مازنداران
🎼تنظیم و انتخاب موسیقی: افشین کاظمیان
✨ @afshinala✨
⬆️ کانال اشعار و یادداشتهای افشین علا ⬆️
🗓بهمن ۱۳۹۶
📌اولین جشنواره شعر مازنداران
🎼تنظیم و انتخاب موسیقی: افشین کاظمیان
✨ @afshinala✨
⬆️ کانال اشعار و یادداشتهای افشین علا ⬆️
⚡️آیا خدایت نیستم؟!⚡️
"آیا خدایت نیستم؟" ناگه خطابم کرد
گفتم که هستی! باده در جام شرابم کرد
نام مرا در زمره "قالوا بلی" گنجاند
با بنده اش مأنوس شد، "انسان" خطابم کرد
این جان بی مقدار را قابل چرا دانست؟!
من خاک بودم، ذره بودم، آفتابم کرد
من نیست بودم، شهد هستی را به کامم ریخت
هم مست، هم هشیار، هم بیدار و خوابم کرد
من هیچ بودم، پوچ بودم، معنی ام بخشید
آمیخت با آب و گلم، مضمون نابم کرد
درمانده بودم، لنگ بودم، رفتنم آموخت
در چابکی با جبرئیلش هم رکابم کرد
جان مرا با عشق خود آباد کرد اما
در دام شیطان چون که افتادم خرابم کرد
گاهی به خلوتگاه خود در خانه راهم داد
هر قدر اما در زدم گاهی جوابم کرد!
گاهی نوازش کرد با آیات رحمانی
گاهی ولیکن با همان قرآن عتابم کرد
با هر گناه تازه می پرسم مرا بخشید؟
یا از ازل مشمول آیات عذابم کرد؟
آخر چه دید از من که بهر دوستی با خود
در بین مخلوقات عالم انتخابم کرد؟!
می شد که حیوان یا علف یا سنگ باشم من
آخر نفهمیدم چه شد "آدم" حسابم کرد؟!
✍ افشین علا، ۹۶/۴/۲۸
✨ @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و یادداشتهای افشین علا🔺
"آیا خدایت نیستم؟" ناگه خطابم کرد
گفتم که هستی! باده در جام شرابم کرد
نام مرا در زمره "قالوا بلی" گنجاند
با بنده اش مأنوس شد، "انسان" خطابم کرد
این جان بی مقدار را قابل چرا دانست؟!
من خاک بودم، ذره بودم، آفتابم کرد
من نیست بودم، شهد هستی را به کامم ریخت
هم مست، هم هشیار، هم بیدار و خوابم کرد
من هیچ بودم، پوچ بودم، معنی ام بخشید
آمیخت با آب و گلم، مضمون نابم کرد
درمانده بودم، لنگ بودم، رفتنم آموخت
در چابکی با جبرئیلش هم رکابم کرد
جان مرا با عشق خود آباد کرد اما
در دام شیطان چون که افتادم خرابم کرد
گاهی به خلوتگاه خود در خانه راهم داد
هر قدر اما در زدم گاهی جوابم کرد!
گاهی نوازش کرد با آیات رحمانی
گاهی ولیکن با همان قرآن عتابم کرد
با هر گناه تازه می پرسم مرا بخشید؟
یا از ازل مشمول آیات عذابم کرد؟
آخر چه دید از من که بهر دوستی با خود
در بین مخلوقات عالم انتخابم کرد؟!
می شد که حیوان یا علف یا سنگ باشم من
آخر نفهمیدم چه شد "آدم" حسابم کرد؟!
✍ افشین علا، ۹۶/۴/۲۸
✨ @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و یادداشتهای افشین علا🔺
⚡️💭درد دلی با انقلاب💭⚡️
انقلابا! با تو بالیدم، امیدم را مگیر
برگ و بارم، باور لرزان چو بیدم را مگیر
گرچه امروز از تو دل خون، بر سر عهدم هنوز
تا طلوع روشن فردا امیدم را مگیر
با تو چون آیینه بودم، سنگ بر رویم مزن
گرد و خاک کینه بنشان، راه دیدم را مگیر
سفره ی پهن تو را هرگز نمی خواهم، ولی
خلوتم را، شادی شب های عیدم را مگیر
نزد پیران سیه دل آبرویم را مریز
از جوانان، حرمت موی سفیدم را مگیر
فرصت پرواز دادی، دست و بالم را مبند
از مفاتیح الجنان گفتی، کلیدم را مگیر
قاریان را نیز، از تاوان فسق ایمن مدار
رونق بازار قرآن مجیدم را مگیر
ازچه میل کوفه کردی؟ ریشه ات در کربلاست
زین مسیر، آهنگ سالار شهیدم را مگیر
✍️ افشین علا، بهمن 96
✨ @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و یادداشتهای افشین علا🔺
انقلابا! با تو بالیدم، امیدم را مگیر
برگ و بارم، باور لرزان چو بیدم را مگیر
گرچه امروز از تو دل خون، بر سر عهدم هنوز
تا طلوع روشن فردا امیدم را مگیر
با تو چون آیینه بودم، سنگ بر رویم مزن
گرد و خاک کینه بنشان، راه دیدم را مگیر
سفره ی پهن تو را هرگز نمی خواهم، ولی
خلوتم را، شادی شب های عیدم را مگیر
نزد پیران سیه دل آبرویم را مریز
از جوانان، حرمت موی سفیدم را مگیر
فرصت پرواز دادی، دست و بالم را مبند
از مفاتیح الجنان گفتی، کلیدم را مگیر
قاریان را نیز، از تاوان فسق ایمن مدار
رونق بازار قرآن مجیدم را مگیر
ازچه میل کوفه کردی؟ ریشه ات در کربلاست
زین مسیر، آهنگ سالار شهیدم را مگیر
✍️ افشین علا، بهمن 96
✨ @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و یادداشتهای افشین علا🔺
🏴 برای تسلیت به هم وطنان داغدار حادثه ی سقوط هواپیما 🏴
⚡️پرنده بازنگشت...⚡️
هزار غنچه به صف شد، پرنده بازنگشت
قرار باغ ز کف شد، پرنده بازنگشت
چقدر میخک و نرگس برای استقبال
کنار لاله به صف شد، پرنده بازنگشت
تمام ثانیه هایی که بود غرق امید
در انتظار، تلف شد، پرنده بازنگشت
قرار وصل و ملاقات بود، اما داغ
بلای جان شعف شد، پرنده بازنگشت
خبر چو تیر جهید از کمان، به ثانیه ای
نگاه شوق، هدف شد، پرنده بازنگشت
چقدر دسته گل تازه گشت پرپر و باغ
به کام خار و علف شد، پرنده بازنگشت...
✍ افشین علا، بهمن ۹۶
✨ @afshinala✨
⬆️ کانال اشعار و یادداشتهای افشین علا ⬆️
⚡️پرنده بازنگشت...⚡️
هزار غنچه به صف شد، پرنده بازنگشت
قرار باغ ز کف شد، پرنده بازنگشت
چقدر میخک و نرگس برای استقبال
کنار لاله به صف شد، پرنده بازنگشت
تمام ثانیه هایی که بود غرق امید
در انتظار، تلف شد، پرنده بازنگشت
قرار وصل و ملاقات بود، اما داغ
بلای جان شعف شد، پرنده بازنگشت
خبر چو تیر جهید از کمان، به ثانیه ای
نگاه شوق، هدف شد، پرنده بازنگشت
چقدر دسته گل تازه گشت پرپر و باغ
به کام خار و علف شد، پرنده بازنگشت...
✍ افشین علا، بهمن ۹۶
✨ @afshinala✨
⬆️ کانال اشعار و یادداشتهای افشین علا ⬆️
▪️در کمال ناباوری خبردار شدم که دوست فاضل و همکار قدیمی ام جناب آقای "دکتر عبدالرضا کردی" رئیس فرهنگسرای ملل نیز در میان هم وطنان فقید سانحه ی هوایی اخیر، به دیدار معبود شتافته است.
▪️خاطرات شیرینی از سال ها همکاری با ایشان در سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران در دهه ی هفتاد دارم. آن سال ها من مسئولیت فرهنگسرای کودک را برعهده داشتم و از محبت های بی دریغ و راهنمایی های مشفقانه ی آن عزیز بهره ها می بردم.
▪️آخرین دیدار من با ایشان، سال گذشته در یک مراسم فرهنگی بود که چاشنی لبخند پرمهر و رایحه ی تواضع و متانت همیشگی اش را به همراه داشت.
▪️فقدان این مدیر خدوم و استاد اندیشمند را به بازماندگان محترمش و به دوستان و دوستدارانش تسلیت عرض می کنم.
✍افشین علا، ۲۹ بهمن ۱۳۹۶
✨ @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و یادداشتهای افشین علا🔺
http://l1l.ir/ordi
▪️خاطرات شیرینی از سال ها همکاری با ایشان در سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران در دهه ی هفتاد دارم. آن سال ها من مسئولیت فرهنگسرای کودک را برعهده داشتم و از محبت های بی دریغ و راهنمایی های مشفقانه ی آن عزیز بهره ها می بردم.
▪️آخرین دیدار من با ایشان، سال گذشته در یک مراسم فرهنگی بود که چاشنی لبخند پرمهر و رایحه ی تواضع و متانت همیشگی اش را به همراه داشت.
▪️فقدان این مدیر خدوم و استاد اندیشمند را به بازماندگان محترمش و به دوستان و دوستدارانش تسلیت عرض می کنم.
✍افشین علا، ۲۹ بهمن ۱۳۹۶
✨ @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و یادداشتهای افشین علا🔺
http://l1l.ir/ordi
Forwarded from محمدرضا یزدانپرست
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🛬 هزار غنچه به صف شد، پرنده بازنگشت...
⚫️ در اندوه پرکشیدگان پرواز تهران-یاسوج
✍ سرایش: #افشین_علا
🎤 خوانش: #محمدرضایزدانپرست
@afshinala
@yazdaanparast
⚫️ در اندوه پرکشیدگان پرواز تهران-یاسوج
✍ سرایش: #افشین_علا
🎤 خوانش: #محمدرضایزدانپرست
@afshinala
@yazdaanparast
🏴🥀قصیده ای در سوگ گل یاس🥀🏴
از بس که بود مثل محمد، شمایلش
گویی نهاد، آینه ای در مقابلش
تنها نه زن، که خالق هستی ز نور خویش
بخشیده بود جوهر انسان کاملش
دریای بیکرانه ی عصمت که در جهان
تنها علی رسید به ادراک ساحلش
اوصاف او به سوره ی کوثر خلاصه شد
زیرا به وحی نیز نگنجد فضائلش
اعجاز، واژه ایست که زهراست آیتش
معراج، مزرعی است که زهراست حاصلش
روز ازل مراد "الست بربکم"
بار امانتی است که زهراست حاملش
تنزیل اگرچه قدر ز مُنزِل گرفته است
نازد به خود که خانه ی زهراست مٓنزلش
آل عبا اگر ز محمد، مقام یافت
زهراست ثقل دایره و شمع محفلش
حیدر " ولی" و حضرت زهراست حامی اش
میزان، علی و حضرت زهرا معادلش
نازم به خانه ای که در آن جن و انس را
اذن دخول نیست چو زهراست داخلش
نازم به قامتی که ملک رشک می برد
بر تار و پود چادر او در نوافلش
نازم به دامنی که نبی سر بر آن گذاشت
در ناملایمات، پی رفع مشکلش
از کودک گرسنه ی خود کرد نان، دریغ
تا نگذرد گرسنه از آن سفره، سائلش
جاری چو زمزم است ولی مروه و صفا
هرگز نمی رسند به طی مراحلش
قبرش نهان شد از نظر خلق تا ز آه
هر دم به جای گُل ندمد آتش از گِلش
جانم فدای یاس کبودی که از نظر
در روز حشر نیز نهان است محملش
جانم فدای ماه منیری که در سفر
عاجز شد آفتاب ز سیر منازلش
گر شهره شد حسن به کرامت، ز مادر است
جود و کرم نمی ست ز بحر خصائلش
در اهتزاز مانده اگر بیرق حسین
بسته ست دست حضرت زهرا حمایلش
زهراست تکیه گاه پسر در مصائبش
زهراست نوحه خوان پسر در مقاتلش
زینب، اگر گرفت به صحرای کربلا
سکان به کف، سکینه ی زهراست در دلش
ام البنین اگرچه ابوالفضل پرورید
از شیر خود، عنایت زهراست شاملش
نازم به کوثری که تبار رسول از اوست
ابتر، اگرچه خواند ز کین، ابن وائلش
گرگان پس از شهادت او نیز در کمین
تا ریشه کن کنند تبار و سلاسلش
نامحرمی و ضربه به پهلوی فاطمه؟!
شکر خدا که شد در و دیوار، حائلش
وای از دمی که شکوه کند نزد مصطفی
در روز حشر، حضرت زهرا ز قاتلش
وای از دمی که شرم زند شعله بی امان
نزد رسول، بر جگر خصم جاهلش
ما لعن بر جماعت غاصب نمی کنیم
زیرا فدک نبود و فلک نیز قابلش
این شکوه را چو یوسف زهراست مدعی
موکول می کنیم به دیدار عاجلش
✍ افشین علا، ۹۶/۱۱/۳۰
✨ @afshinala ✨
🔼 کانال اشعار و مطالب افشین علا 🔼
از بس که بود مثل محمد، شمایلش
گویی نهاد، آینه ای در مقابلش
تنها نه زن، که خالق هستی ز نور خویش
بخشیده بود جوهر انسان کاملش
دریای بیکرانه ی عصمت که در جهان
تنها علی رسید به ادراک ساحلش
اوصاف او به سوره ی کوثر خلاصه شد
زیرا به وحی نیز نگنجد فضائلش
اعجاز، واژه ایست که زهراست آیتش
معراج، مزرعی است که زهراست حاصلش
روز ازل مراد "الست بربکم"
بار امانتی است که زهراست حاملش
تنزیل اگرچه قدر ز مُنزِل گرفته است
نازد به خود که خانه ی زهراست مٓنزلش
آل عبا اگر ز محمد، مقام یافت
زهراست ثقل دایره و شمع محفلش
حیدر " ولی" و حضرت زهراست حامی اش
میزان، علی و حضرت زهرا معادلش
نازم به خانه ای که در آن جن و انس را
اذن دخول نیست چو زهراست داخلش
نازم به قامتی که ملک رشک می برد
بر تار و پود چادر او در نوافلش
نازم به دامنی که نبی سر بر آن گذاشت
در ناملایمات، پی رفع مشکلش
از کودک گرسنه ی خود کرد نان، دریغ
تا نگذرد گرسنه از آن سفره، سائلش
جاری چو زمزم است ولی مروه و صفا
هرگز نمی رسند به طی مراحلش
قبرش نهان شد از نظر خلق تا ز آه
هر دم به جای گُل ندمد آتش از گِلش
جانم فدای یاس کبودی که از نظر
در روز حشر نیز نهان است محملش
جانم فدای ماه منیری که در سفر
عاجز شد آفتاب ز سیر منازلش
گر شهره شد حسن به کرامت، ز مادر است
جود و کرم نمی ست ز بحر خصائلش
در اهتزاز مانده اگر بیرق حسین
بسته ست دست حضرت زهرا حمایلش
زهراست تکیه گاه پسر در مصائبش
زهراست نوحه خوان پسر در مقاتلش
زینب، اگر گرفت به صحرای کربلا
سکان به کف، سکینه ی زهراست در دلش
ام البنین اگرچه ابوالفضل پرورید
از شیر خود، عنایت زهراست شاملش
نازم به کوثری که تبار رسول از اوست
ابتر، اگرچه خواند ز کین، ابن وائلش
گرگان پس از شهادت او نیز در کمین
تا ریشه کن کنند تبار و سلاسلش
نامحرمی و ضربه به پهلوی فاطمه؟!
شکر خدا که شد در و دیوار، حائلش
وای از دمی که شکوه کند نزد مصطفی
در روز حشر، حضرت زهرا ز قاتلش
وای از دمی که شرم زند شعله بی امان
نزد رسول، بر جگر خصم جاهلش
ما لعن بر جماعت غاصب نمی کنیم
زیرا فدک نبود و فلک نیز قابلش
این شکوه را چو یوسف زهراست مدعی
موکول می کنیم به دیدار عاجلش
✍ افشین علا، ۹۶/۱۱/۳۰
✨ @afshinala ✨
🔼 کانال اشعار و مطالب افشین علا 🔼
🥀 یا ایتها النفس المطمئنة ارجعی الی ربک راضیة مرضیة🥀
▪️بانوی صاحبدل و پیر روشن ضمیر "سرکار خانم نواب صفوی" همزمان با سالروز شهادت بانوی دو عالم حضرت زهرای مرضیه (س) به دیدار معبود شتافت.
▪️بارها توفیق درک محضر آن بانوی نورانی را داشتم و از خرمن دانش و ذوق سرشار ایشان توشه های فراوان برداشتم.
▪️متانت، آراستگی، سخندانی و تواضع کم نظیر ایشان مثال زدنی بود. همان قدر که ساده زیستی آن بانوی بزرگوار در عین اصالت و نام آوری.
▪️این ضایعه را به بازماندگان معزز به ویژه سرکار خانم دکتر زهرا رهنورد و جناب مهندس میرحسین موسوی که در سال های اخیر به رنج دوری از آن مادر گرامی مبتلا بوده اند، تسلیت عرض می کنم.
▪️به سایر فرزندان، نوادگان و بستگان محترم ایشان به ویژه سرکار خانم زیبا کاظمی و همسر گرامی شان جناب مهندس حساس نیز که سال ها پروانه وار گرد شمع وجود مادر دردمند خود گردیده اند، تسلیت ویژه عرض می کنم.
▪️روح آن بانوی گرامی شاد و با مقتدای مظلومه و شهیده اش حضرت فاطمه ی زهرا (س) محشور باد.
✍ افشین علا، ۹۶/۱۲/۱
✨@afshinala ✨
🔼 کانال اشعار و مطالب افشین علا 🔼
http://b2n.ir/Navab
▪️بانوی صاحبدل و پیر روشن ضمیر "سرکار خانم نواب صفوی" همزمان با سالروز شهادت بانوی دو عالم حضرت زهرای مرضیه (س) به دیدار معبود شتافت.
▪️بارها توفیق درک محضر آن بانوی نورانی را داشتم و از خرمن دانش و ذوق سرشار ایشان توشه های فراوان برداشتم.
▪️متانت، آراستگی، سخندانی و تواضع کم نظیر ایشان مثال زدنی بود. همان قدر که ساده زیستی آن بانوی بزرگوار در عین اصالت و نام آوری.
▪️این ضایعه را به بازماندگان معزز به ویژه سرکار خانم دکتر زهرا رهنورد و جناب مهندس میرحسین موسوی که در سال های اخیر به رنج دوری از آن مادر گرامی مبتلا بوده اند، تسلیت عرض می کنم.
▪️به سایر فرزندان، نوادگان و بستگان محترم ایشان به ویژه سرکار خانم زیبا کاظمی و همسر گرامی شان جناب مهندس حساس نیز که سال ها پروانه وار گرد شمع وجود مادر دردمند خود گردیده اند، تسلیت ویژه عرض می کنم.
▪️روح آن بانوی گرامی شاد و با مقتدای مظلومه و شهیده اش حضرت فاطمه ی زهرا (س) محشور باد.
✍ افشین علا، ۹۶/۱۲/۱
✨@afshinala ✨
🔼 کانال اشعار و مطالب افشین علا 🔼
http://b2n.ir/Navab
▪️به شام غریبان زهرا▪️
دو کتف علی، خم چو زانوی او
میان کفن، خفته بانوی او
قد پادشاهی ز غم گشته خم
که بازیچه ای چون فلک، گوی او
علی گرچه میزان، ولی ناتوان
ز اندوه زهرا ترازوی او
که تا صبر مولا نیاید به سر
ملایک سراسر دعاگوی او
چه دانی که در شست و شویش چه رفت
در آن شام تاریک بر شوی او
ز چشم علی جوی خون شد روان
به زخم تن یار دلجوی او
قیامت شود زان رخ نیلگون
عیان گر شود تاری از موی او
اگر روی زهرا شود آشکار
دو عالم شود خم چو ابروی او
شود شور محشر به چرخ کبود
چو بیند حسن در کفن روی او
مبادا بیفتد به وقت وداع
نگاه حسینش به بازوی او
مبادا که زینب شود باخبر
از آن راز پنهان به پهلوی او
مبادا نسیمی شمیمی برد
به کلثوم کوچک ز گیسوی او
غزال نبی روی دوش علی
دوان در پی اش چار آهوی او
به شام غریبان زهرا قسم
که هستم گدای در کوی او...
✍ افشین علا
🗓 ۹۵/۱۲/۱۲، چابهار
✨ @afshinala ✨
🔼 کانال اشعار و مطالب افشین علا 🔼
دو کتف علی، خم چو زانوی او
میان کفن، خفته بانوی او
قد پادشاهی ز غم گشته خم
که بازیچه ای چون فلک، گوی او
علی گرچه میزان، ولی ناتوان
ز اندوه زهرا ترازوی او
که تا صبر مولا نیاید به سر
ملایک سراسر دعاگوی او
چه دانی که در شست و شویش چه رفت
در آن شام تاریک بر شوی او
ز چشم علی جوی خون شد روان
به زخم تن یار دلجوی او
قیامت شود زان رخ نیلگون
عیان گر شود تاری از موی او
اگر روی زهرا شود آشکار
دو عالم شود خم چو ابروی او
شود شور محشر به چرخ کبود
چو بیند حسن در کفن روی او
مبادا بیفتد به وقت وداع
نگاه حسینش به بازوی او
مبادا که زینب شود باخبر
از آن راز پنهان به پهلوی او
مبادا نسیمی شمیمی برد
به کلثوم کوچک ز گیسوی او
غزال نبی روی دوش علی
دوان در پی اش چار آهوی او
به شام غریبان زهرا قسم
که هستم گدای در کوی او...
✍ افشین علا
🗓 ۹۵/۱۲/۱۲، چابهار
✨ @afshinala ✨
🔼 کانال اشعار و مطالب افشین علا 🔼
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅ شعر من از زبان شما زيباست...
⚡️⚡️⚡️⚡️
🔺هستي صفري نژاد از اصفهان🔺
✨ @afshinala ✨
🔼کانال اشعار و مطالب افشین علا🔼
⚡️⚡️⚡️⚡️
🔺هستي صفري نژاد از اصفهان🔺
✨ @afshinala ✨
🔼کانال اشعار و مطالب افشین علا🔼
🔻 آفتِ انقلاب 🔻
نه فتنه است حریف وطن به آسانی
نه غرب و شرق، نه داعش، نه دشمن جانی
نه پهلوی، نه بنی صدر و فرقه ی رجوی
نه ماهواره و موسیقی و غزلخوانی
نه بی حجاب رساند خلل به رکن عفاف
نه روسری است فقط شرط پاک دامانی
نه برگزاری کنسرت دین دهد بر باد
نه پایکوبی و سوت و کف خیابانی
نه ما موافق فسقیم یا مخالف زهد
فغان ز زهد عیان و ز فسق پنهانی
نمازخوان نکند هیچ بی نمازی را
هزار رشته ی تسبیح و مُهر پیشانی
به جای این همه تدبیرها بیندیشید
به اختلاس و ریا و فساد دیوانی
حقوقِ مال ز کف دادگان و کارگران
اگر ادا نشود، وای بر مسلمانی
اساس ملک به عدل است و گر جز این باشد
بدین روال نماند چنان که می دانی
بدین روال، فغان خیزد از در و دیوار
اگرچه پر شود از آیه های قرآنی
خلاصه آفت این انقلاب، دانی چیست؟
فساد! آن که کشد ملک را به ویرانی
✍ افشین علا، مهر96
✨ @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و یادداشتهای افشین علا🔺
نه فتنه است حریف وطن به آسانی
نه غرب و شرق، نه داعش، نه دشمن جانی
نه پهلوی، نه بنی صدر و فرقه ی رجوی
نه ماهواره و موسیقی و غزلخوانی
نه بی حجاب رساند خلل به رکن عفاف
نه روسری است فقط شرط پاک دامانی
نه برگزاری کنسرت دین دهد بر باد
نه پایکوبی و سوت و کف خیابانی
نه ما موافق فسقیم یا مخالف زهد
فغان ز زهد عیان و ز فسق پنهانی
نمازخوان نکند هیچ بی نمازی را
هزار رشته ی تسبیح و مُهر پیشانی
به جای این همه تدبیرها بیندیشید
به اختلاس و ریا و فساد دیوانی
حقوقِ مال ز کف دادگان و کارگران
اگر ادا نشود، وای بر مسلمانی
اساس ملک به عدل است و گر جز این باشد
بدین روال نماند چنان که می دانی
بدین روال، فغان خیزد از در و دیوار
اگرچه پر شود از آیه های قرآنی
خلاصه آفت این انقلاب، دانی چیست؟
فساد! آن که کشد ملک را به ویرانی
✍ افشین علا، مهر96
✨ @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و یادداشتهای افشین علا🔺
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅ شعر من از زبان شما زيباست...
⚡️⚡️⚡️⚡️
🔺 روژین الهی مطلق از تهران🔺
✨ @afshinala ✨
🔼کانال اشعار و مطالب افشین علا🔼
⚡️⚡️⚡️⚡️
🔺 روژین الهی مطلق از تهران🔺
✨ @afshinala ✨
🔼کانال اشعار و مطالب افشین علا🔼
⚡️كتاب به وقت التيام⚡️
🔻تجربه «سوگ مادر» با شاهرخ مسكوب
🔸 کيست که نداند کتاب دريچه اي به سمت دانايي و بينايي است و آيينه اي که در عين بي زباني، هر آن افق هاي نو به نو را پيش چشم مردم کتابخوان مي گشايد. پس قصد انشا نويسي و تکرار مکررات در اين خصوص را ندارم. اما مي خواهم بپرسم آيا پيش آمده که درست در اوج اندوه و مصيبتي طاقت سوز که جهان و آنچه درآن است، دربرابر چشم يکسره تهي شود و به ناگاه دريابي هيچ تکيه گاهي برايت نمانده و احساس خفگي کني، يک کتاب به فريادت برسد و شبيه نفس بخشيدن به بيماري درآستانه مرگ، احيايت کند و کاري کند که نه تنها بتواني دوباره روي پايت بايستي، بلکه نيرويي بگيري براي ادامه حيات، آن هم با نگاه عاشقانه به جهان هستي.
🔸 براي من که پيش آمده است. درست فرداي شبي که عزيزترين بهانه زنده بودنم - مادرم- در غربت آي سي يوي بيمارستان ترک زندگي کرد، بي آنکه فرصت وداع و ديدار آخرين با او را داشته باشم. مادري که حکايت عشق دوجانبه او و من چنان شهره بود که بستگان دور وقتي براي تسليت تماس مي گرفتند، مي پرسيدند: آيا افشين زنده است؟! درست در چنين روزي پسردايي عزيزم دکترحميدرضا ملک محمدي نوري که اگرچه استاد علوم سياسي ولي اهل ذوق و هنر و نکته داني نيز هست، به جاي دسته گل، با کتابي در دست به ديدارم آمد و به جاي تکرار واژگان بي اثر و کليشه اي تسليت گويان، مرا به خواندن کتابي که در دست داشت توصيه کرد. توصيه اي که در نگاه اول، غريب مي نمود و بي مناسبت. و شايد طبيعي ترين واکنش من داغدار و ويران، بالا انداختن شانه و بي اعتنايي گلايه آميزي به نظر برسد که «دل خوش سيري چند؟» يا «حالا چه وقت کتاب خواندن است» و عباراتي از اين دست. ولي نگاهي هرچند از سر اجبار و اکراه به عنوان کتاب، براي درنگ و تأمل کفايت کرد و بلافاصله مرا به خلوتي پراشک و آه اما سرشار از حس آرامش و سبکباري کشاند تا ناباورانه در روز فقدان ابدي مادرم به ورق زدن و خواندن بي وقفه و دوباره خواندنش بنشينم!
🔸 عنوان کتاب «سوگ مادر» بود که ناخوانده، نشانه اي از همدردي آشکار داشت، اما نام «شاهرخ مسکوب» در زير عنوان، دليل محکم تري شد براي آنکه به آغوش کاغذين اما گشاده و پرمهرش پناه ببرم. و ساعتي نگذشته بود که شاهرخ مسکوب از آن عالم، دستم را گرفت و با مضامين ناب و نو به نو مرا به پروازي آرام و دل انگيز در آفاق مهرورزي بي دريغ و محبتي بي مثال و خالص، ميهمان کرد.
🔸 «سوگ مادر» مجموعه اي است از يادداشت هاي روزانه مردي که در عين نام آوري و جايگاه کم نظيرش نزد خواص دانش و هنر و فرهنگ، تمام عمر محو وجود مادري گمنام اما باعظمت بود. به گونه اي که تا سال ها پس از فقدان مادر و حتي تا واپسين ايام زندگي خودش، دست از نوشتن براي او و گفت و گوي عاشقانه با او برنداشت. مادر شاهرخ مسکوب از خود، چنان نقش مهري بر دل فرزند نهاد که آن يگانه مرد در ميان انبوه جاذبه ها و داشته هاي ارجمندش، هرگز تکيه گاهي چون او نيافت و هرگز باور مرگ را به حريم رابطه جاودانه با مادر راه نداد. او تا پايان عمر، گاه و بيگاه به نجواي عاشقانه با مادر پرداخت و چون کودکي شيفته، آنچه را که از تلخي و شيريني ايام مي ديد، با مادر بازگو کرد و هيچگاه از حال و روز خود بي خبرش نگذاشت.
🔸 کتاب را که خواندم، دريافتم در مصيبتي که گمان مي کردم هيچ کس عمق و وسعت آن را نمي داند، تنها نيستم و انگار پيش از من، مردي به مراتب گرامي تر و عاشق تر از من، تمام آنچه را که مي خواستم در فقدان مادرم فرياد بکشم، در قالبي برازنده و ماندگار به ثبت رسانده است. تا پيش از آن سبک سرانه و خام رفتار، فکر مي کردم تنها منم که مادري بي بديل از کف داده ام و هيچکس در عالم، شور و شيدايي مرا در جهان پهناور عشق ورزي به مادر، تجربه نکرده است! اما «سوگ مادر» شاهرخ مسکوب تلنگري به غفلتم زد و پنجره اي به رويم گشود که از طريق آن توانستم در فراق عزيزترين کسم نيز به چشم اندازي زيبا و التيام بخش خيره شوم و به اين باور برسم که وقتي پاي عشق در ميان باشد، مرگ دروغي بيش نيست. کتاب ارزشمند «سوگ مادر» نوشته «شاهرخ مسکوب» را آقاي حسن کامشاد جمع آوري و «انتشارات ني» به چاپ رسانده است.
✍ افشین علا
📄 روزنامه ایران، ۲۸ بهمن ۱۳۹۶
✨ @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و یادداشتهای افشین علا🔺
http://llink.ir/soog
📣 قابل توجه علاقمندان شعر و ادبیات به خصوص حوزه نیماپژوهی:
🔻کانال آثار ، مقالات و اشعار استاد مجید اسدی ( راوش )🔻
✨ @majidasadiravosh ✨
🔻کانال آثار ، مقالات و اشعار استاد مجید اسدی ( راوش )🔻
✨ @majidasadiravosh ✨
⚡️با زنان هم وطن⚡️
گیرم که دختری گره از روسری گشود
مرد از چه می کند به حریم زنان، ورود؟
فرزند توست، غافلش افکنده ای به خاک
ناموس توست، ضربه اش آورده ای فرود
پاسخ چه می دهی چو کند شکوه، روز حشر
با قامت شکسته و با چهره ی کبود؟
گیرم ز حد پوشش شرعی عدول کرد
جاری بدون حکم چرا می کنی حدود؟
باید زبان نرم گزینید با زنان
باید قرین مهر بسازید تار و پود
کرد از خدا، علی، طلب مرگ، چون شنید
خلخال کنده اند ز پای زن یهود
پس با زنان هم وطن این دشمنی ز چیست؟
این داغ را چگونه توان از جبین زدود؟
گیرم که جرم کرد و روا بود جلب او
آیا زنی میان عسس هایتان نبود؟!
✍ افشین علا، اسفند ۹۶
✨@afshinala ✨
🔺کانال اشعار و یادداشتهای افشین علا🔺
گیرم که دختری گره از روسری گشود
مرد از چه می کند به حریم زنان، ورود؟
فرزند توست، غافلش افکنده ای به خاک
ناموس توست، ضربه اش آورده ای فرود
پاسخ چه می دهی چو کند شکوه، روز حشر
با قامت شکسته و با چهره ی کبود؟
گیرم ز حد پوشش شرعی عدول کرد
جاری بدون حکم چرا می کنی حدود؟
باید زبان نرم گزینید با زنان
باید قرین مهر بسازید تار و پود
کرد از خدا، علی، طلب مرگ، چون شنید
خلخال کنده اند ز پای زن یهود
پس با زنان هم وطن این دشمنی ز چیست؟
این داغ را چگونه توان از جبین زدود؟
گیرم که جرم کرد و روا بود جلب او
آیا زنی میان عسس هایتان نبود؟!
✍ افشین علا، اسفند ۹۶
✨@afshinala ✨
🔺کانال اشعار و یادداشتهای افشین علا🔺