◾️پیام تسلیت حجتالاسلام والمسلمین سید محمد خاتمی در پی درگذشت شاعر معاصر محمدعلی بهمنی
بسم الله الرحمن الرحیم
درگذشت شاعر دردآشنا، هنرمند اندیشمند و محقق فاضل، حضرت آقای محمدعلی بهمنی رحمهالله علیه را به همه اصحاب فرهنگ و هنر و دانش و به انبوه دوستان، ارادتمندان و همراهان این عزیز تسلیت میگویم، بهخصوص به بستگان گرانقدر ایشان، و از پیشگاه حضرت پروردگار برای این فقید سعید آمرزش و رحمت الهی و برای بازماندگان معزز تندرستی، شکیبایی و پاداش نیکو مسألت میکنم. یادش گرامی باد.
سید محمد خاتمی
۱۴۰۳/۶/۱۰
@afshinala
بسم الله الرحمن الرحیم
درگذشت شاعر دردآشنا، هنرمند اندیشمند و محقق فاضل، حضرت آقای محمدعلی بهمنی رحمهالله علیه را به همه اصحاب فرهنگ و هنر و دانش و به انبوه دوستان، ارادتمندان و همراهان این عزیز تسلیت میگویم، بهخصوص به بستگان گرانقدر ایشان، و از پیشگاه حضرت پروردگار برای این فقید سعید آمرزش و رحمت الهی و برای بازماندگان معزز تندرستی، شکیبایی و پاداش نیکو مسألت میکنم. یادش گرامی باد.
سید محمد خاتمی
۱۴۰۳/۶/۱۰
@afshinala
❤22
◼️علت پيدايش هستی◼️
ذات حق خواست به خاک، آب حیاتی بفرستد
پی احیای جمادات، نباتی بفرستد
تا خرد تر کند از عشق، سر خامهی خود را
خواست برصفحهی اعجاز دواتی بفرستد
خواست تا فاش شود علت پیدایش هستی
تا به حیرانی ما صبر و ثباتی بفرستد
تا ببینیم در آئینهی او حسن خدا را
خواست در قالب احمد حسناتی بفرستد
تا مبارک شود ایام برای همه عالم
خواست با نام محمد برکاتی بفرستد
تا شود شیوهی رفتار بشر، معتدل از او
سرو موزونحرکات و سکناتی بفرستد
تا که از تیر بلا دور بمانیم به محشر
ز اماننامهی ابروش براتی بفرستد
تا بیابیم یقین، بر لب پیغمبر اُمّی
خواست در قالب قرآن کلماتی بفرستد
نتواند که بخواند نتواند بنویسد
ولی از فضل خود او را درجاتی بفرستد
با علی بن ابیطالبِ او سوی خلایق
بهر ادراک خود از خویش صفاتی بفرستد
خواست بعداز شب معراج ز پیدایش زهرا
به سراپردهی عفت نفحاتی بفرستد
نقشی از جود کشد با حَسَنش بر همه عالم
با حسینش ز فَلَک، فُلک نجاتی بفرستد
خواست از گنج خرد با نفس جعفر صادق
به در خانهی اندیشه زکاتی بفرستد
همهی جان جهان بود و خدا خواست برایش
همهی عالم هستی صلواتی بفرستد...
✍🏻افشين علا
✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
@afshinala
ذات حق خواست به خاک، آب حیاتی بفرستد
پی احیای جمادات، نباتی بفرستد
تا خرد تر کند از عشق، سر خامهی خود را
خواست برصفحهی اعجاز دواتی بفرستد
خواست تا فاش شود علت پیدایش هستی
تا به حیرانی ما صبر و ثباتی بفرستد
تا ببینیم در آئینهی او حسن خدا را
خواست در قالب احمد حسناتی بفرستد
تا مبارک شود ایام برای همه عالم
خواست با نام محمد برکاتی بفرستد
تا شود شیوهی رفتار بشر، معتدل از او
سرو موزونحرکات و سکناتی بفرستد
تا که از تیر بلا دور بمانیم به محشر
ز اماننامهی ابروش براتی بفرستد
تا بیابیم یقین، بر لب پیغمبر اُمّی
خواست در قالب قرآن کلماتی بفرستد
نتواند که بخواند نتواند بنویسد
ولی از فضل خود او را درجاتی بفرستد
با علی بن ابیطالبِ او سوی خلایق
بهر ادراک خود از خویش صفاتی بفرستد
خواست بعداز شب معراج ز پیدایش زهرا
به سراپردهی عفت نفحاتی بفرستد
نقشی از جود کشد با حَسَنش بر همه عالم
با حسینش ز فَلَک، فُلک نجاتی بفرستد
خواست از گنج خرد با نفس جعفر صادق
به در خانهی اندیشه زکاتی بفرستد
همهی جان جهان بود و خدا خواست برایش
همهی عالم هستی صلواتی بفرستد...
✍🏻افشين علا
✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
@afshinala
❤31
🔹شلهزرد نذری مادر🔹
زندهیاد مادرم ارادت خاصی به امام حسن مجتبی (ع) داشت. برای همین نذر کرده بود بیست و هشتم صفر هر سال شلهزرد بپزد. شلهزردی که سالهاست نه عطری مشابه آن به مشامم رسیده و نه طعمی مثل آن را چشیدهام. از صبح بعضی دوستان و اقوام نزدیک مهمان ما میشدند تا به مادرم کمک کنند. ما بچهها هم شور و حال دیگری داشتیم. چون آن سالها ایام تعزیت اهلبیت (ع) برای بچهها مثل حالا نبود که به گذراندن ساعات ملالآور تعطیل خلاصه شود. ما بچهها هم در برگزاری آئینهای مذهبی شرکت داشتیم. در تدارک نذری هم نقش مهمی ایفا میکردیم. ما هم پا به پای بزرگترها که در آماده کردن دیگهای بزرگ و روشن کردن آتش در حیاط و باغ مشغول بودند، هر کاری که از دستمان برمیآمد انجام میدادیم. کمک در کار به همزدن دیگ، کمترین آنها بود. سبقت گرفتن از هم برای کسب افتخار اضافه کردن بهموقع خلالهای بادام به برنجهای گلکرده در آب جوشان، شرکت در ساییدن زعفران و آوردن شیشههای معطر گلاب از گوشههای دنج انباری، دقت در اندازهی شکری که با اجازه و نظارت مادرانمان در آن معجون بهشتی می ریختیم، چیدن کاسههای گلدار چینی در سینیها و مجمعههای کنگرهدار، و از همه هیجانانگیزتر، اضطراب برآمدن از پس کار پرظرافت نقاشی با دارچین و نوشتن نام مبارک امام دوم بر صفحهای به زیبایی مخمل زردرنگی که حاصل زحمات یکروزهی ما و بزرگترها بود، همه و همه از تصاویر شورانگیز خاطرات کودکی مناند. رساندن دسترنج مادر به همسایهها و خانههای نزدیک با پای پیاده کار بچهها بود. رفتن به مقصدهای دورتر هم ماجرای خودش را داشت. چراکه با احتیاط، سوار ماشین پدر میشدیم و مواظب سینیهایی بودیم که آنها را مثل طفل عزیزی در آغوش میفشردیم تا مبادا قطرهای از آن خوراک مقدس لبپر بزند و به هدر برود، یا مبادا کاسهای از دستمان بلغزد و حرمت آن زحمات که برای امام و مقتدایمان کشیده بودیم، شکسته شود. پایان روز هم موقع نشستن کنار یکدیگر و خستگی در کردن و گوش دادن به گفت و گوی پدران و مادرانمان بود. حرفهای مغتنمی که به اندازهی همان شلهزردهای خوشمزه، شیرین و دلانگیز بود. اینگونه بود که با مهر پیامبر (ص) و ذریهی پاکش میبالیدیم و از پدران و مادرانمان میآموختیم که آداب و سنن دینی بهانهای است برای با هم بودن و به افقهایی وسیعتر خیره شدن. افقهایی که از کودکی، شوق پرواز به سوی آن را در بالهای کوچکمان میریختند تا در بزرگسالی، آن عهد ازلی را فراموش نکنیم و شهد شیرین عشق به پاکان و بزرگان دین را به کام فرزندانمان نیز بریزیم. شهدی به شیرینی و لطافت شلهزردهای نذری مادر.
✍ افشین علا
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
https://B2n.ir/j84061
زندهیاد مادرم ارادت خاصی به امام حسن مجتبی (ع) داشت. برای همین نذر کرده بود بیست و هشتم صفر هر سال شلهزرد بپزد. شلهزردی که سالهاست نه عطری مشابه آن به مشامم رسیده و نه طعمی مثل آن را چشیدهام. از صبح بعضی دوستان و اقوام نزدیک مهمان ما میشدند تا به مادرم کمک کنند. ما بچهها هم شور و حال دیگری داشتیم. چون آن سالها ایام تعزیت اهلبیت (ع) برای بچهها مثل حالا نبود که به گذراندن ساعات ملالآور تعطیل خلاصه شود. ما بچهها هم در برگزاری آئینهای مذهبی شرکت داشتیم. در تدارک نذری هم نقش مهمی ایفا میکردیم. ما هم پا به پای بزرگترها که در آماده کردن دیگهای بزرگ و روشن کردن آتش در حیاط و باغ مشغول بودند، هر کاری که از دستمان برمیآمد انجام میدادیم. کمک در کار به همزدن دیگ، کمترین آنها بود. سبقت گرفتن از هم برای کسب افتخار اضافه کردن بهموقع خلالهای بادام به برنجهای گلکرده در آب جوشان، شرکت در ساییدن زعفران و آوردن شیشههای معطر گلاب از گوشههای دنج انباری، دقت در اندازهی شکری که با اجازه و نظارت مادرانمان در آن معجون بهشتی می ریختیم، چیدن کاسههای گلدار چینی در سینیها و مجمعههای کنگرهدار، و از همه هیجانانگیزتر، اضطراب برآمدن از پس کار پرظرافت نقاشی با دارچین و نوشتن نام مبارک امام دوم بر صفحهای به زیبایی مخمل زردرنگی که حاصل زحمات یکروزهی ما و بزرگترها بود، همه و همه از تصاویر شورانگیز خاطرات کودکی مناند. رساندن دسترنج مادر به همسایهها و خانههای نزدیک با پای پیاده کار بچهها بود. رفتن به مقصدهای دورتر هم ماجرای خودش را داشت. چراکه با احتیاط، سوار ماشین پدر میشدیم و مواظب سینیهایی بودیم که آنها را مثل طفل عزیزی در آغوش میفشردیم تا مبادا قطرهای از آن خوراک مقدس لبپر بزند و به هدر برود، یا مبادا کاسهای از دستمان بلغزد و حرمت آن زحمات که برای امام و مقتدایمان کشیده بودیم، شکسته شود. پایان روز هم موقع نشستن کنار یکدیگر و خستگی در کردن و گوش دادن به گفت و گوی پدران و مادرانمان بود. حرفهای مغتنمی که به اندازهی همان شلهزردهای خوشمزه، شیرین و دلانگیز بود. اینگونه بود که با مهر پیامبر (ص) و ذریهی پاکش میبالیدیم و از پدران و مادرانمان میآموختیم که آداب و سنن دینی بهانهای است برای با هم بودن و به افقهایی وسیعتر خیره شدن. افقهایی که از کودکی، شوق پرواز به سوی آن را در بالهای کوچکمان میریختند تا در بزرگسالی، آن عهد ازلی را فراموش نکنیم و شهد شیرین عشق به پاکان و بزرگان دین را به کام فرزندانمان نیز بریزیم. شهدی به شیرینی و لطافت شلهزردهای نذری مادر.
✍ افشین علا
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
https://B2n.ir/j84061
❤47
◾️ای خفته در توس ◾️
ای ضامن آه و آهو، مضمون ناب غزلها
شور تو آهنگ اشعار، مضراب ضربالمثلها
صیاد وقتی تو باشی از دام رستن نشاید
مدهوش فهمت مفاهیم، صیدت غزال غزلها
پابوست ای خفته در توس، مهریهی نوعروسان
دیدارت ای جان شیرین، آغاز ماه عسلها
با آرزوهای بسیار سوی تو آرند زوار
بسیار پیران که بر دوش، بس کودکان در بغلها
گیرند تا مشهدت را یک بار دیگر در آغوش
در بستر مرگ خواهند، افتد به تأخیر اجلها
تنها تو شاهی در این ملک، دلهای ما پایتختت
سلطان تویی گرچه تاریخ، بسیار بیند بدلها
عهدی که بستیم با تو زان صبحدم در نشابور
باقیست تا صبح محشر، عهدی مصون از خللها
با ما مدارا کن ای شاه وقتی میآییم، از راه
تنها به آمال بنگر! شرمنده ایم از عمل ها
✍🏻افشین علا
✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
@afshinala
ای ضامن آه و آهو، مضمون ناب غزلها
شور تو آهنگ اشعار، مضراب ضربالمثلها
صیاد وقتی تو باشی از دام رستن نشاید
مدهوش فهمت مفاهیم، صیدت غزال غزلها
پابوست ای خفته در توس، مهریهی نوعروسان
دیدارت ای جان شیرین، آغاز ماه عسلها
با آرزوهای بسیار سوی تو آرند زوار
بسیار پیران که بر دوش، بس کودکان در بغلها
گیرند تا مشهدت را یک بار دیگر در آغوش
در بستر مرگ خواهند، افتد به تأخیر اجلها
تنها تو شاهی در این ملک، دلهای ما پایتختت
سلطان تویی گرچه تاریخ، بسیار بیند بدلها
عهدی که بستیم با تو زان صبحدم در نشابور
باقیست تا صبح محشر، عهدی مصون از خللها
با ما مدارا کن ای شاه وقتی میآییم، از راه
تنها به آمال بنگر! شرمنده ایم از عمل ها
✍🏻افشین علا
✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
@afshinala
❤30
🔥 پوتين 🔥
با جنگ، ماندگار نخواهی شد
در خواب خوش، تزار نخواهی شد
اوكراين هم شبيه ويتنام است
پيروز اين قمار نخواهی شد
در نزد خلق، صاحب فرجامی
جز لعن بیشمار نخواهی شد
در باتلاق بيشهی همسايه
چون كاج، ريشهدار نخواهی شد
گرد و غبار، از چه به پا كردی؟
فردا مگر غبار نخواهی شد؟
گيرم خر مراد به چنگ آری
اما بر آن سوار نخواهی شد
گيرم ز فتح نشئه شدی، آيا
بار دگر خمار نخواهی شد؟
هرگز برای روسيه در تاریخ
اسباب افتخار نخواهی شد
ای ناخدا به ساحل آرامش
اينگونه رهسپار نخواهی شد
كشتیسوار فاتح اين دريا
بر موج انفجار نخواهی شد
با پشت پا زدن به جوانمردی
آقای روزگار نخواهی شد
در برگهای غمزدهی تقويم
يادآور بهار نخواهی شد
همسايه میخورد غم همسايه
اما تو غمگسار نخواهی شد
با اين دودوزه بازی و بدعهدی
محبوب اين ديار نخواهی شد
باور كنم كه در سفر برجام
با غرب همقطار نخواهی شد؟
بر دوش ما به وقت هجوم خصم
چيزی به جز فشار نخواهی شد
بين سپاه اهرمن و ايران
در هجمهها حصار نخواهی شد
روز خطر رفيق نخواهی ماند
شمعی به شام تار نخواهی شد
از غربيان هزار بدی ديديم
اما تو نيز يار نخواهی شد...
✍️افشين علا
🆔 @afshinala
با جنگ، ماندگار نخواهی شد
در خواب خوش، تزار نخواهی شد
اوكراين هم شبيه ويتنام است
پيروز اين قمار نخواهی شد
در نزد خلق، صاحب فرجامی
جز لعن بیشمار نخواهی شد
در باتلاق بيشهی همسايه
چون كاج، ريشهدار نخواهی شد
گرد و غبار، از چه به پا كردی؟
فردا مگر غبار نخواهی شد؟
گيرم خر مراد به چنگ آری
اما بر آن سوار نخواهی شد
گيرم ز فتح نشئه شدی، آيا
بار دگر خمار نخواهی شد؟
هرگز برای روسيه در تاریخ
اسباب افتخار نخواهی شد
ای ناخدا به ساحل آرامش
اينگونه رهسپار نخواهی شد
كشتیسوار فاتح اين دريا
بر موج انفجار نخواهی شد
با پشت پا زدن به جوانمردی
آقای روزگار نخواهی شد
در برگهای غمزدهی تقويم
يادآور بهار نخواهی شد
همسايه میخورد غم همسايه
اما تو غمگسار نخواهی شد
با اين دودوزه بازی و بدعهدی
محبوب اين ديار نخواهی شد
باور كنم كه در سفر برجام
با غرب همقطار نخواهی شد؟
بر دوش ما به وقت هجوم خصم
چيزی به جز فشار نخواهی شد
بين سپاه اهرمن و ايران
در هجمهها حصار نخواهی شد
روز خطر رفيق نخواهی ماند
شمعی به شام تار نخواهی شد
از غربيان هزار بدی ديديم
اما تو نيز يار نخواهی شد...
✍️افشين علا
🆔 @afshinala
❤35
🔹سخنی با دبیر آیندهی سازمان مناطق آزاد🔹
سالها از تأسیس مناطق آزاد میگذرد. اما با وجود مواهب حاصل از تنوع و جاذبههای اقلیمی و نیز برخورداری از حمایتهای دولتی، هنوز این مناطق با جایگاه برازندهی خود فاصلهی بسیار دارند. البته در ارزیابی نقاط قوت و ضعف سازمان مناطق آزاد در دولتهای مختلف، با افت و خیزهایی مواجهیم. اما به هر حال وضع موجود با چشمانداز مطلوب، فاصلهی بسیار دارد. فکر میکنم یکی از ضروریترین اقدامات برای آیندهی این سازمان که میتواند مقدمهای برای ارتقاء امور در مناطق آزاد باشد، تغییر نگاه موجود و توجه به ویژگیها و الزامات متفاوت هر یک از مناطق است. مثلا شاید به نظر برسد منطقهی آزاد کیش در مقایسه با سایر مناطق، غنیتر است و نیاز به توجه کمتری دارد. اما نه تنها این گونه نیست، بلکه این جزیرهی زیبا به دلایلی، بیش از سایر مناطق به نگاه تازه و تغییر اساسی نیاز دارد. چراکه علیرغم موقعیت راهبردیاش در خلیج فارس، اقلیم جذاب و امکانات نسبتا بهروز و مناسب، آنگونه که باید و شاید به جایگاه شایستهی خود نرسیده است. هرچند کیش در مقایسه با سایر مناطق، درآمد بیشتری عاید سازمان میکند و گاه بودجهی برخی مناطق دیگر نیز از این محل تأمین میشود. اما این رویهای صحیح و قابل تداوم نیست. زیرا هریک از مناطق آزاد ظرفیتهای خاص و منحصر به فردی دارند و میتوانند ضمن تأمین بودجهی خود، به اقتصاد کشور نیز کمک کنند. تنها تفاوت کیش، امکانات و فریبندگیهای ظاهری آن است که سبب شده در نگاه دولتها تافتهای جدا بافته به نظر برسد و بر سر تصدی امور آن رقابتی دائمی وجود داشته باشد. نگاهی غیر واقعی که متأسفانه پیامدهای ناگزیری همچون رانت، فساد و تبعیض را نیز به دنبال دارد. از طرفی خواسته یا ناخواسته سبب بیتوجهی یا کمتوجهی به سایر مناطق آزاد میشود. این در حالی است که اتفاقا مناطقی چون قشم و چابهار وسعت، استعداد و فرصت بیشتری برای توسعهی اقتصادی و عمرانی دارند. کیش اما بیشتر ظرفیت فرهنگی و گردشگری دارد. ظرفیتی که تا به حال به درستی از آن استفاده نشده است. پس ایکاش در دولت جدید نگاه اقتصادی و عمرانی به سایر مناطق اختصاص یابد و کیش با نگاه تازهای دیده شود. چراکه کیش با توجه به جاذبههای اقلیمی و امکانات تفریحی و اقامتیاش میتواند به یکی از مقاصد اصلی گردشگری در منطقه تبدیل شود. متأسفانه سالهاست که شاهدیم هرگاه به این ظرفیت اشاره میشود، بلافاصله عدم امکان رقابت با دوبی یا دیگر شهرهای ساحلی جنوب خلیج فارس به اذهان خطور میکند. در حالی که ما نه میخواهیم و نه میتوانیم به چنین رقابتی بیندیشیم. اما میتوانیم همین جزیرهی زیبا را به پیشانی آئین، فرهنگ و هنر ایران اسلامی در منطقهی فوقالعاده حساس خلیج فارس تبدیل کنیم. مطالبهای که با تغییر نگاه به کیش و با کمک سایر نهادهای ذیربط مثل وزارت گردشگری، وزارت ارشاد و... به راحتی قابل دستیابی است. چرا ما ایرانیان با سابقهی تمدنی بینظیری که داریم، فکر میکنیم که این جزیرهی زیبا نمیتواند نگین گردشگری فرهنگی در منطقه و حتی جهان اسلام باشد؟ مگر نه آنکه سازمان مناطق آزاد سالهاست با کشورهای عضو اکو تفاهمنامهی همکاری امضاء کرده است؟ حوزهای وسیع با بیش از نیم میلیارد جمعیت که تقریبا همهی دولتها و ملتهای آن شیفته فرهنگ و تمدن ایراناند. خوشبختانه در تماسها و نشستهایی که با بسیاری از نمایندگان این کشورها داشتهام، شاهد علاقهی بسیار و آمادگی آنان برای ایجاد هویت فرهنگی مشترک حول محور ایران در کیش بودهام. یعنی فرصتی بینظیر که متأسفانه تا به حال با بیاعتنایی مسئولان کشورمان مواجه بوده است. البته اکو یکی از فرصتهاست. ما از شارجه و دوحه چه کم داریم که امروز باید شاهد رونق هنرهایی چون خوشنویسی و تصویرسازی کتاب کودک در این شهرها باشیم؟ آیا با رنگینکمان باشکوهی از هنر و ادبیات که قرنهاست در افق این سرزمین میدرخشد، نمیتوانیم شهری نمادین مثل کیش را به ویترینی برای به نمایش گذاشتن مواهب فرهنگ، آئین، هنر و ادبیات کشورمان تبدیل کنیم؟ چرا باور کردهایم که مقصد گردشگری در نزد جهانیان، تنها عشرتکدههای کذایی است؟ چرا از انبوه گردشگران اعم از مسلمان و غیر مسلمان که متقاضی سفر تفریحی، سالم و فرهنگیاند، غافلیم؟ چرا جاذبههای توریستی خود را به شهرهای تاریخی مثل مشهد، اصفهان، شیراز، تبریز، یزد و... محدود کردهایم؟ در حالی که جزایر و سواحل ایرانی خلیج فارس با جاذبههای اقلیمی به مراتب بیشتر از سواحل جنوبی آن نیز میتوانند فرصتهای مغتنمی برای جذب گردشگر خارجی باشند. بهویژه کیش که با مدیریتی متفاوت، میتواند جزیرهای مشهور در منطقه و جهان برای برپایی سمینارها، فستیوالها، جوایز، و دیگر رویدادهای فرهنگی باشد.
✍ افشین علا
🗓️شهریور ۱۴۰۳
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
سالها از تأسیس مناطق آزاد میگذرد. اما با وجود مواهب حاصل از تنوع و جاذبههای اقلیمی و نیز برخورداری از حمایتهای دولتی، هنوز این مناطق با جایگاه برازندهی خود فاصلهی بسیار دارند. البته در ارزیابی نقاط قوت و ضعف سازمان مناطق آزاد در دولتهای مختلف، با افت و خیزهایی مواجهیم. اما به هر حال وضع موجود با چشمانداز مطلوب، فاصلهی بسیار دارد. فکر میکنم یکی از ضروریترین اقدامات برای آیندهی این سازمان که میتواند مقدمهای برای ارتقاء امور در مناطق آزاد باشد، تغییر نگاه موجود و توجه به ویژگیها و الزامات متفاوت هر یک از مناطق است. مثلا شاید به نظر برسد منطقهی آزاد کیش در مقایسه با سایر مناطق، غنیتر است و نیاز به توجه کمتری دارد. اما نه تنها این گونه نیست، بلکه این جزیرهی زیبا به دلایلی، بیش از سایر مناطق به نگاه تازه و تغییر اساسی نیاز دارد. چراکه علیرغم موقعیت راهبردیاش در خلیج فارس، اقلیم جذاب و امکانات نسبتا بهروز و مناسب، آنگونه که باید و شاید به جایگاه شایستهی خود نرسیده است. هرچند کیش در مقایسه با سایر مناطق، درآمد بیشتری عاید سازمان میکند و گاه بودجهی برخی مناطق دیگر نیز از این محل تأمین میشود. اما این رویهای صحیح و قابل تداوم نیست. زیرا هریک از مناطق آزاد ظرفیتهای خاص و منحصر به فردی دارند و میتوانند ضمن تأمین بودجهی خود، به اقتصاد کشور نیز کمک کنند. تنها تفاوت کیش، امکانات و فریبندگیهای ظاهری آن است که سبب شده در نگاه دولتها تافتهای جدا بافته به نظر برسد و بر سر تصدی امور آن رقابتی دائمی وجود داشته باشد. نگاهی غیر واقعی که متأسفانه پیامدهای ناگزیری همچون رانت، فساد و تبعیض را نیز به دنبال دارد. از طرفی خواسته یا ناخواسته سبب بیتوجهی یا کمتوجهی به سایر مناطق آزاد میشود. این در حالی است که اتفاقا مناطقی چون قشم و چابهار وسعت، استعداد و فرصت بیشتری برای توسعهی اقتصادی و عمرانی دارند. کیش اما بیشتر ظرفیت فرهنگی و گردشگری دارد. ظرفیتی که تا به حال به درستی از آن استفاده نشده است. پس ایکاش در دولت جدید نگاه اقتصادی و عمرانی به سایر مناطق اختصاص یابد و کیش با نگاه تازهای دیده شود. چراکه کیش با توجه به جاذبههای اقلیمی و امکانات تفریحی و اقامتیاش میتواند به یکی از مقاصد اصلی گردشگری در منطقه تبدیل شود. متأسفانه سالهاست که شاهدیم هرگاه به این ظرفیت اشاره میشود، بلافاصله عدم امکان رقابت با دوبی یا دیگر شهرهای ساحلی جنوب خلیج فارس به اذهان خطور میکند. در حالی که ما نه میخواهیم و نه میتوانیم به چنین رقابتی بیندیشیم. اما میتوانیم همین جزیرهی زیبا را به پیشانی آئین، فرهنگ و هنر ایران اسلامی در منطقهی فوقالعاده حساس خلیج فارس تبدیل کنیم. مطالبهای که با تغییر نگاه به کیش و با کمک سایر نهادهای ذیربط مثل وزارت گردشگری، وزارت ارشاد و... به راحتی قابل دستیابی است. چرا ما ایرانیان با سابقهی تمدنی بینظیری که داریم، فکر میکنیم که این جزیرهی زیبا نمیتواند نگین گردشگری فرهنگی در منطقه و حتی جهان اسلام باشد؟ مگر نه آنکه سازمان مناطق آزاد سالهاست با کشورهای عضو اکو تفاهمنامهی همکاری امضاء کرده است؟ حوزهای وسیع با بیش از نیم میلیارد جمعیت که تقریبا همهی دولتها و ملتهای آن شیفته فرهنگ و تمدن ایراناند. خوشبختانه در تماسها و نشستهایی که با بسیاری از نمایندگان این کشورها داشتهام، شاهد علاقهی بسیار و آمادگی آنان برای ایجاد هویت فرهنگی مشترک حول محور ایران در کیش بودهام. یعنی فرصتی بینظیر که متأسفانه تا به حال با بیاعتنایی مسئولان کشورمان مواجه بوده است. البته اکو یکی از فرصتهاست. ما از شارجه و دوحه چه کم داریم که امروز باید شاهد رونق هنرهایی چون خوشنویسی و تصویرسازی کتاب کودک در این شهرها باشیم؟ آیا با رنگینکمان باشکوهی از هنر و ادبیات که قرنهاست در افق این سرزمین میدرخشد، نمیتوانیم شهری نمادین مثل کیش را به ویترینی برای به نمایش گذاشتن مواهب فرهنگ، آئین، هنر و ادبیات کشورمان تبدیل کنیم؟ چرا باور کردهایم که مقصد گردشگری در نزد جهانیان، تنها عشرتکدههای کذایی است؟ چرا از انبوه گردشگران اعم از مسلمان و غیر مسلمان که متقاضی سفر تفریحی، سالم و فرهنگیاند، غافلیم؟ چرا جاذبههای توریستی خود را به شهرهای تاریخی مثل مشهد، اصفهان، شیراز، تبریز، یزد و... محدود کردهایم؟ در حالی که جزایر و سواحل ایرانی خلیج فارس با جاذبههای اقلیمی به مراتب بیشتر از سواحل جنوبی آن نیز میتوانند فرصتهای مغتنمی برای جذب گردشگر خارجی باشند. بهویژه کیش که با مدیریتی متفاوت، میتواند جزیرهای مشهور در منطقه و جهان برای برپایی سمینارها، فستیوالها، جوایز، و دیگر رویدادهای فرهنگی باشد.
✍ افشین علا
🗓️شهریور ۱۴۰۳
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
❤15
شعر کودک
♦️وقتی که سفره خالی است♦️
این روزها که بابا
دائم به فکر کار است
تا خرج ما درآید
در رنج بیشمار است
وقتی که از سر برج
مینالد از اجاره
آسایشی ندارد
در خانه و اداره
وقتی که پول بابا
در جیب دیگران است
وقتی که سفره خالی است
وقتی که نان، گران است
وقتی که این همه درد
در جسم و جان باباست
اوقات تلخیاش هم
مانند خنده زیباست
✍ افشین علا
✨🆔 @afshinala ✨
🔺 کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
♦️وقتی که سفره خالی است♦️
این روزها که بابا
دائم به فکر کار است
تا خرج ما درآید
در رنج بیشمار است
وقتی که از سر برج
مینالد از اجاره
آسایشی ندارد
در خانه و اداره
وقتی که پول بابا
در جیب دیگران است
وقتی که سفره خالی است
وقتی که نان، گران است
وقتی که این همه درد
در جسم و جان باباست
اوقات تلخیاش هم
مانند خنده زیباست
✍ افشین علا
✨🆔 @afshinala ✨
🔺 کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
❤29
🔹پیشنهاد به وزیر محترم ارشاد🔹
متاسفانه سالهاست که از رسانهها صدای پرخاش و کینهتوزی رقبای سیاسی به گوش میرسد. به گونهای که گاه نهاد مقدس رسانه به ابزاری برای تخریب و حذف رقیب تبدیل شده است. این آفت از آنجا آغاز شد که "جناحگرایی" مبنای انتقال پیامها و تحلیل رویدادها قرار گرفت. برخی اصحاب رسانه نیز تصمیم گرفتند به جای روشنگری، در فکر تنظیم موقعیت خود با مناسبات جناحی باشند.
اما حقیقت این است که رسانه، جایگزین حزب نیست. رسانه ترمینال نخبگان است، نه کانون نگاه تکساحتی و یکسویه. آزادی مسئولانهی رسانه نیز هرگز در سایهی مدیریت جناحی و ادبیات تحمیلی اهالی قدرت پای نمیگیرد. آنچه زیبندهی رسانههای امروز است "روزنامهنگاری راهحل گرا" و مبتنی بر تحقیق، نقد و اعتماد جامعه است، نه تولید ادبیات منازعه و تناقض که در جریان حفظ منافع گروهی و جناحی بروز میکند.
غرض اینکه، با روی کار آمدن دولت وفاق ملی انتظار میرود این حیطهی خطیر نیز بیش از پیش به جایگاه حقیقی خود هدایت شود. بدیهی است مخاطب اصلی این مطالبه، معاونت مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است. چراکه وزارت فرهنگ، صالحترین رابط میان دولت و جامعه است و در رشد آگاهیهای عمومی مردم، نقشی موثر دارد. این نقش خطیر را نیز معاونت مطبوعاتی و اطلاعرسانی ایفا میکند. معاونتی که در دولت وفاق ملی میتواند با گستردن چتر حمایت و مهر بر سر رسانهها، به بروز ظرفیتهای واقعی آنها در حوزهی خبر، تحلیل و نقد منصفانه کمک کند. فضایی سالم که نتیجهی آن بازگرداندن "مرجعیت رسانهای" از بیرون به درون کشور است.
پیشنهاد من به عنوان کسی که سالهاست با رسانهها اعم از اصولگرا و اصلاحطلب همکاری دارد؛ انتخاب شاعر و روزنامهنگار جوان آقای "پدرام پاک آیین» برای تصدی این معاونت است. نه به جهت اشراف او بر ادبیات، بلکه بر اساس معدلی از ویژگیهای لازم برای تصدی این امر که در او جمع شده است. شاخصهایی که در ادامه ذکر خواهم کرد و بر این باورم که چون او واجد این ویژگیهاست، میتواند بخشی از اهداف یاد شده را تحقق ببخشد:
۱. اصالتا روزنامهنگار است و مشاغل رسانهای را از نوجوانی تا میانسالی و از سطح خبرنگار و دبیر گروه تا سردبیر و مدیر مسئول، چه در روزنامه و چه در خبرگزاری تجربه کرده است.
۲. در همان معاونت سالها کارشناس بوده و به مدت سه سال سمت "مدیرکل مطبوعات و خبرگزاریهای داخلی" را داشته و توانسته است عملکردی موفق در تعامل با طیفهای گوناگون رسانهای (اعم از اصولگرا، اصلاحطلب و...) داشته باشد.
۳. همین عملکرد موجب شده تا دو بار با اکثریتی قاطع از سوی مدیران رسانهها به عنوان نمایندهی آنها در هیأت نظارت بر مطبوعات که مهمترین نهاد حکمرانی رسانه است، انتخاب شود.
۴. چهرهای فراجناحی و بدون وابستگیهای حزبی است؛ به طوری که هم با حکم جناب علی لاریجانی، مدیرکل فرهنگی مجلس، و هم با حکم آیتالله هاشمی شاهرودی، رییس مرکز اطلاعرسانی مجمع تشخیص مصلحت نظام، و هم سخنگوی وزارت بهداشت دولت شهید رییسی بوده است.
۵. با توجه به تعلق او به شعر و حوزهی ادبیات و انس و آشنایی فحول این عرصه با او، رویکردی فرهنگی به رسانه دارد و امید میرود بتواند فضای کلی رسانه را از زیر سایهی سنگین رفتارهای جناحی بیرون بکشد و فرهنگیتر کند.
۶. دانشآموختهی حقوق تا مقطع دکترا و وکیل پایه یک دادگستری است. بنابراین میتواند به مدد دانش حقوقیاش نقطهی تعادل بین حقوق و حدود فعالیت رسانهای را رعایت کند و از افراط و تفریط در مقولهی نظارت بپرهیزد.
۷. در نهادهای بالادستی حاکمیتی مانند مجلس، قوهی قضایبه، مجمع تشخیص مصلحت نظام و... در سطوح مدیرکل و بالاتر، مسئولیت داشته و مفهوم "تعامل بین بخشی" را درک میکند.
۸. ۴۷ سال دارد و انتخاب او با اندکی اغماض میتواند جوانگرایی به حساب آید.
۹. پاک آیین کارمند رسمی وزارت فرهنگ است. از این رو انتخاب او "انتخابی از درون" است که موجب دلگرمی سایر کارکنان این وزارتخانه خواهد شد.
امید است با انتخاب او به عنوان معاون مطبوعاتی وزارت فرهنگ، شاهد رونق امور رسانه و نشاط هرچه بیشتر اهالی آن باشیم.
✍ افشین علا
🗓️شهریور ۱۴۰۳
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
متاسفانه سالهاست که از رسانهها صدای پرخاش و کینهتوزی رقبای سیاسی به گوش میرسد. به گونهای که گاه نهاد مقدس رسانه به ابزاری برای تخریب و حذف رقیب تبدیل شده است. این آفت از آنجا آغاز شد که "جناحگرایی" مبنای انتقال پیامها و تحلیل رویدادها قرار گرفت. برخی اصحاب رسانه نیز تصمیم گرفتند به جای روشنگری، در فکر تنظیم موقعیت خود با مناسبات جناحی باشند.
اما حقیقت این است که رسانه، جایگزین حزب نیست. رسانه ترمینال نخبگان است، نه کانون نگاه تکساحتی و یکسویه. آزادی مسئولانهی رسانه نیز هرگز در سایهی مدیریت جناحی و ادبیات تحمیلی اهالی قدرت پای نمیگیرد. آنچه زیبندهی رسانههای امروز است "روزنامهنگاری راهحل گرا" و مبتنی بر تحقیق، نقد و اعتماد جامعه است، نه تولید ادبیات منازعه و تناقض که در جریان حفظ منافع گروهی و جناحی بروز میکند.
غرض اینکه، با روی کار آمدن دولت وفاق ملی انتظار میرود این حیطهی خطیر نیز بیش از پیش به جایگاه حقیقی خود هدایت شود. بدیهی است مخاطب اصلی این مطالبه، معاونت مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است. چراکه وزارت فرهنگ، صالحترین رابط میان دولت و جامعه است و در رشد آگاهیهای عمومی مردم، نقشی موثر دارد. این نقش خطیر را نیز معاونت مطبوعاتی و اطلاعرسانی ایفا میکند. معاونتی که در دولت وفاق ملی میتواند با گستردن چتر حمایت و مهر بر سر رسانهها، به بروز ظرفیتهای واقعی آنها در حوزهی خبر، تحلیل و نقد منصفانه کمک کند. فضایی سالم که نتیجهی آن بازگرداندن "مرجعیت رسانهای" از بیرون به درون کشور است.
پیشنهاد من به عنوان کسی که سالهاست با رسانهها اعم از اصولگرا و اصلاحطلب همکاری دارد؛ انتخاب شاعر و روزنامهنگار جوان آقای "پدرام پاک آیین» برای تصدی این معاونت است. نه به جهت اشراف او بر ادبیات، بلکه بر اساس معدلی از ویژگیهای لازم برای تصدی این امر که در او جمع شده است. شاخصهایی که در ادامه ذکر خواهم کرد و بر این باورم که چون او واجد این ویژگیهاست، میتواند بخشی از اهداف یاد شده را تحقق ببخشد:
۱. اصالتا روزنامهنگار است و مشاغل رسانهای را از نوجوانی تا میانسالی و از سطح خبرنگار و دبیر گروه تا سردبیر و مدیر مسئول، چه در روزنامه و چه در خبرگزاری تجربه کرده است.
۲. در همان معاونت سالها کارشناس بوده و به مدت سه سال سمت "مدیرکل مطبوعات و خبرگزاریهای داخلی" را داشته و توانسته است عملکردی موفق در تعامل با طیفهای گوناگون رسانهای (اعم از اصولگرا، اصلاحطلب و...) داشته باشد.
۳. همین عملکرد موجب شده تا دو بار با اکثریتی قاطع از سوی مدیران رسانهها به عنوان نمایندهی آنها در هیأت نظارت بر مطبوعات که مهمترین نهاد حکمرانی رسانه است، انتخاب شود.
۴. چهرهای فراجناحی و بدون وابستگیهای حزبی است؛ به طوری که هم با حکم جناب علی لاریجانی، مدیرکل فرهنگی مجلس، و هم با حکم آیتالله هاشمی شاهرودی، رییس مرکز اطلاعرسانی مجمع تشخیص مصلحت نظام، و هم سخنگوی وزارت بهداشت دولت شهید رییسی بوده است.
۵. با توجه به تعلق او به شعر و حوزهی ادبیات و انس و آشنایی فحول این عرصه با او، رویکردی فرهنگی به رسانه دارد و امید میرود بتواند فضای کلی رسانه را از زیر سایهی سنگین رفتارهای جناحی بیرون بکشد و فرهنگیتر کند.
۶. دانشآموختهی حقوق تا مقطع دکترا و وکیل پایه یک دادگستری است. بنابراین میتواند به مدد دانش حقوقیاش نقطهی تعادل بین حقوق و حدود فعالیت رسانهای را رعایت کند و از افراط و تفریط در مقولهی نظارت بپرهیزد.
۷. در نهادهای بالادستی حاکمیتی مانند مجلس، قوهی قضایبه، مجمع تشخیص مصلحت نظام و... در سطوح مدیرکل و بالاتر، مسئولیت داشته و مفهوم "تعامل بین بخشی" را درک میکند.
۸. ۴۷ سال دارد و انتخاب او با اندکی اغماض میتواند جوانگرایی به حساب آید.
۹. پاک آیین کارمند رسمی وزارت فرهنگ است. از این رو انتخاب او "انتخابی از درون" است که موجب دلگرمی سایر کارکنان این وزارتخانه خواهد شد.
امید است با انتخاب او به عنوان معاون مطبوعاتی وزارت فرهنگ، شاهد رونق امور رسانه و نشاط هرچه بیشتر اهالی آن باشیم.
✍ افشین علا
🗓️شهریور ۱۴۰۳
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
❤17
هفده سال از عروج آسمانی معلم عشق و شاعریام، مادرم "پرويندخت ملك محمدی نوری" گذشت. اما هنوز در حال و هوای روزهای آغازین فراق آن بانوی یگانه، بیقرار و داغدارم.
◾️جای مادرم خالی است...◾️
🥀تازگیها دفترم خالیست
شعرها دیگر سراغم را نمیگیرند
واژههایم لال
سطرها آب دهان مرده را مانند
خودنویسم گرچه مالامال
جوهرم خالیست
چونکه جای مادرم خالیست...
🥀صبحها در ازدحام اینهمه آدم
سایههای روشن و خاموش
اینهمه چشم و دهان و گوش
باز هم حس میکنم دور و برم خالیست
چونکه جای مادرم خالی ست...
🥀ظهرها در خانه همچون روح سرگردان
میکشم هر سو سرک، چیزی نمییابم
گاه میگریم
گاه میخوابم
گاهگاهی شانههایم میشود سنگین
رفته شاید دخترم باز از سر و کول پدر، بالا
یا نه، شاید ضربهی دست زنم باشد
خسته از پرسیدن حالم
هم ز پاسخهای سربالا
یک نفر گاهی به دستم استکانی میدهد،
مینوشمش، شاید
چای تلخی یا شرابی خوشگوار است این
سایهای بر سفره میلغزد
میخورم، شاید ناهار است این
بعد از آن وا میروم بر صندلی، اما
صندلی از پیکرم خالیست
چونکه جای مادرم خالیست...
🥀عصرها، تکرار یک کابوس:
در حیاط پشت خانه، روی رختآویز
چادری در باد میرقصد
یک نفر در گوش من میخواند این آواز:
"مادرت را باد با خود برد..."
میگریزم تا نگوید باز
میخزم کنج اتاق خالی مادر
گنجه را وا میکنم، بو میکشم یکسر
خیره گشته عینکش بر من:
"آمدی فرزند؟
چشم من روشن!"
عینکش را میکشم بر دیده، پنهانی
کفشهایش را به روی لب
جانمازش را به پیشانی
گنجه را میبندم و سر مینهم بر تخت
هقهقم را در لحافش میکنم پنهان
عطر اندامش دلم را میچلاند سخت
سر که بر میدارم از بالین
خندهام میگیرد از تصویر خود در قاب آیینه:
نیمی از من هست، نیم دیگرم خالیست
چونکه جای مادرم خالیست...
🥀شب که جادوی نوازش یا فریب قرص خوابآور
خواب را در چشمهایم میکند جاری
آن دم آخر
لحظهی پایان بیداری
باز یادم هست: مادر نیست!
رفته و تا عمر دارم بالش زیر سرم خالیست
چونکه جای مادرم خالیست...
🥀نیمههای شب، دم کابوسهایم گرم!
که رها میسازدم از چنگ رویاها
-خواب مادر داشتن خوب است، امّا سر ز خوابی اینچنین برداشتن، دشوار-
سخت بیزارم من از نیرنگ رویاها
چونکه وقتی چشمها را میگشایم باز
پوستی میبینم از خود مانده بر تختم
لاشهی تن مانده اما جای من در بسترم خالیست
چونکه جای مادرم خالیست
چونکه جای مادرم خالیست...
✍️افشین علا
◾️ @afshinala◾️
کانال اشعار و مطالب افشین علا
https://B2n.ir/d81541
◾️جای مادرم خالی است...◾️
🥀تازگیها دفترم خالیست
شعرها دیگر سراغم را نمیگیرند
واژههایم لال
سطرها آب دهان مرده را مانند
خودنویسم گرچه مالامال
جوهرم خالیست
چونکه جای مادرم خالیست...
🥀صبحها در ازدحام اینهمه آدم
سایههای روشن و خاموش
اینهمه چشم و دهان و گوش
باز هم حس میکنم دور و برم خالیست
چونکه جای مادرم خالی ست...
🥀ظهرها در خانه همچون روح سرگردان
میکشم هر سو سرک، چیزی نمییابم
گاه میگریم
گاه میخوابم
گاهگاهی شانههایم میشود سنگین
رفته شاید دخترم باز از سر و کول پدر، بالا
یا نه، شاید ضربهی دست زنم باشد
خسته از پرسیدن حالم
هم ز پاسخهای سربالا
یک نفر گاهی به دستم استکانی میدهد،
مینوشمش، شاید
چای تلخی یا شرابی خوشگوار است این
سایهای بر سفره میلغزد
میخورم، شاید ناهار است این
بعد از آن وا میروم بر صندلی، اما
صندلی از پیکرم خالیست
چونکه جای مادرم خالیست...
🥀عصرها، تکرار یک کابوس:
در حیاط پشت خانه، روی رختآویز
چادری در باد میرقصد
یک نفر در گوش من میخواند این آواز:
"مادرت را باد با خود برد..."
میگریزم تا نگوید باز
میخزم کنج اتاق خالی مادر
گنجه را وا میکنم، بو میکشم یکسر
خیره گشته عینکش بر من:
"آمدی فرزند؟
چشم من روشن!"
عینکش را میکشم بر دیده، پنهانی
کفشهایش را به روی لب
جانمازش را به پیشانی
گنجه را میبندم و سر مینهم بر تخت
هقهقم را در لحافش میکنم پنهان
عطر اندامش دلم را میچلاند سخت
سر که بر میدارم از بالین
خندهام میگیرد از تصویر خود در قاب آیینه:
نیمی از من هست، نیم دیگرم خالیست
چونکه جای مادرم خالیست...
🥀شب که جادوی نوازش یا فریب قرص خوابآور
خواب را در چشمهایم میکند جاری
آن دم آخر
لحظهی پایان بیداری
باز یادم هست: مادر نیست!
رفته و تا عمر دارم بالش زیر سرم خالیست
چونکه جای مادرم خالیست...
🥀نیمههای شب، دم کابوسهایم گرم!
که رها میسازدم از چنگ رویاها
-خواب مادر داشتن خوب است، امّا سر ز خوابی اینچنین برداشتن، دشوار-
سخت بیزارم من از نیرنگ رویاها
چونکه وقتی چشمها را میگشایم باز
پوستی میبینم از خود مانده بر تختم
لاشهی تن مانده اما جای من در بسترم خالیست
چونکه جای مادرم خالیست
چونکه جای مادرم خالیست...
✍️افشین علا
◾️ @afshinala◾️
کانال اشعار و مطالب افشین علا
https://B2n.ir/d81541
❤54
🔹عظمت شهریار در نگاه سیمین بهبهانی🔹
آقای افشین علا
در خانهی پوران عزیزم شعری شنیدم که در فراق ابدی مادر نوشته بودید. مرا به یاد سرودهی «ای وای مادرم» شهریار انداخت، و کم از آن نبود.
شما جوانها هستید که باید جای رفتگان را خالی نگذارید، آفرین بر شما! من پانزده سال بیشتر نداشتم که آن شعر شهریار را خواندم و بر اثر آن گریستم. روی زانوی شهریار بزرگ شده بودم.
امیدوارم که مقام شما کم از مقام او نباشد. البته مشکل است، اما شما میتوانید با کوشش و مطالعه، این مشکل را آسان کنید. باز هم آفرین بر شما!
✍️سیمین بهبهانی
📆اردیبهشت ۱۳۹۳
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
آقای افشین علا
در خانهی پوران عزیزم شعری شنیدم که در فراق ابدی مادر نوشته بودید. مرا به یاد سرودهی «ای وای مادرم» شهریار انداخت، و کم از آن نبود.
شما جوانها هستید که باید جای رفتگان را خالی نگذارید، آفرین بر شما! من پانزده سال بیشتر نداشتم که آن شعر شهریار را خواندم و بر اثر آن گریستم. روی زانوی شهریار بزرگ شده بودم.
امیدوارم که مقام شما کم از مقام او نباشد. البته مشکل است، اما شما میتوانید با کوشش و مطالعه، این مشکل را آسان کنید. باز هم آفرین بر شما!
✍️سیمین بهبهانی
📆اردیبهشت ۱۳۹۳
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
❤20
پیغمبرا درآ ز سراپردهات به ناز
دامنکشان، که تا به سر آید شب دراز
آفاق را فرو نه و آواز مکه کن
تا چرخ در طرب شود از نغمهی حجاز
تا مسجدالحرام بخواند و ان یکاد
تا کعبه جامه چاک زند، در کند فراز
تا مهر چون سپند بسوزد به مقدمت
تا ماه سینهخیز بیاید به پیشواز
تا اقتدا کنند به تو خیل انبیا
گیرند سبقت از همه سو در صف نماز
از در درآ که فاش شود معنی جمال
گیسو گشای تا که بیفتد ز پرده، راز
یوسف فتد ز چشم زلیخا به سان اشک
وقتی کند دو دیده چو یعقوب بر تو باز
لب باز کن به خواندن آیات تا شوند
خلق از زبور و نغمهی داوود، بینیاز
با اهل بیت خویش قدم نه به روی خاک
ای فرش زیر پای تو با عرش، همتراز
چشم حسود کور که نامت همیشه ماند
چون پرچمی به گنبد گیتی در اهتزاز
✍ افشین علا
🗓️شهریور ۱۴۰۳
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
دامنکشان، که تا به سر آید شب دراز
آفاق را فرو نه و آواز مکه کن
تا چرخ در طرب شود از نغمهی حجاز
تا مسجدالحرام بخواند و ان یکاد
تا کعبه جامه چاک زند، در کند فراز
تا مهر چون سپند بسوزد به مقدمت
تا ماه سینهخیز بیاید به پیشواز
تا اقتدا کنند به تو خیل انبیا
گیرند سبقت از همه سو در صف نماز
از در درآ که فاش شود معنی جمال
گیسو گشای تا که بیفتد ز پرده، راز
یوسف فتد ز چشم زلیخا به سان اشک
وقتی کند دو دیده چو یعقوب بر تو باز
لب باز کن به خواندن آیات تا شوند
خلق از زبور و نغمهی داوود، بینیاز
با اهل بیت خویش قدم نه به روی خاک
ای فرش زیر پای تو با عرش، همتراز
چشم حسود کور که نامت همیشه ماند
چون پرچمی به گنبد گیتی در اهتزاز
✍ افشین علا
🗓️شهریور ۱۴۰۳
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
❤36
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔹در طلیعهی مهر برای یکایک فرزندان نازنین ایران عزیز، سال تحصیلی پربار، شادیآفرین و خاطرهسازی را آرزو میکنم.
🔹با تشکر از جناب آقای ایاز مدیر دبیرستان کمال بوشهر بهخاطر ارسال فیلم
✍ افشین علا
🗓️یکم مهر ۱۴۰۳
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
🔹با تشکر از جناب آقای ایاز مدیر دبیرستان کمال بوشهر بهخاطر ارسال فیلم
✍ افشین علا
🗓️یکم مهر ۱۴۰۳
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
❤14
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🍀 یاد ایام 🍀
در یکی از سالهای جنگ، وقتی که خودم هنوز نوجوان بودم، شعری کودکانه به بهانهی بازگشایی مدارس سرودم. یعنی اوایل دههی شصت که جنگ بر شهرها سایه انداخته بود و هر روز از کلاس درس به تشییع شهیدی میشتافتیم. موضوع شعر هم دارا و سارای کتاب اول دبستان بود. کیهان بچهها آن شعر را چاپ کرد و خیلی زود، سرود زیبایی از روی آن ساخته شد. یادش به خیر، بیش از چهل سال از آن روزها میگذرد!
✍ افشین علا
🗓️مهر ۱۴۰۳
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
در یکی از سالهای جنگ، وقتی که خودم هنوز نوجوان بودم، شعری کودکانه به بهانهی بازگشایی مدارس سرودم. یعنی اوایل دههی شصت که جنگ بر شهرها سایه انداخته بود و هر روز از کلاس درس به تشییع شهیدی میشتافتیم. موضوع شعر هم دارا و سارای کتاب اول دبستان بود. کیهان بچهها آن شعر را چاپ کرد و خیلی زود، سرود زیبایی از روی آن ساخته شد. یادش به خیر، بیش از چهل سال از آن روزها میگذرد!
✍ افشین علا
🗓️مهر ۱۴۰۳
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
❤25
سه سال از عروج ملکوتی علامهی دهر حضرت آیتالله حسنزادهی آملی گذشت
🔹آمل! به خود ببال🔹
آمد خبر که خرمن دانش تباه شد
عرفان و فقه و فلسفه بی تکیهگاه شد
رود از میان شکافت و کوه از کمر شکست
از زخم این تبر، طبرستان تباه شد
پیری رهید از قفس تن که در غمش
پیراهن جوانی و غیرت سیاه شد
پیری که آسمان به عبایش چو وصله بود
پیری که از مهابت او کوه، کاه شد
پیر ارچه بود، لشکر همت ز هم گسیخت
یک تن اگرچه بود، خرد بیسپاه شد
تاج دلاوری ز سر مهتری جدا
تخت سخنوری تهی از فر و جاه شد
علامهای، سپهردلی، کیمیاگری
کز او خزف چو لعل و شفق چون پگاه شد
یعقوب دهر بار دگر جامه را درید
زیرا که دید یوسف حکمت به چاه شد
سلطان اشک، بار دگر بار عام داد
پس خیل دیده راهی آن بارگاه شد
برداشت عقل، افسر فرزانگی ز سر
دستار عشق سوخت، جنون بیکلاه شد
باور نمیکنم که حسنزاده رفته است
مازندران؟ نه! ملک جهان بیپناه شد
البرز شاهد است دماوند خون گریست
آسیمهسر، هراز بر این غم گواه شد
آمل! به خود ببال که فرزند خطهات
مقصود دیر و مدرسه و خانقاه شد
آمل! به خود ببال که بال فرشتگان
تا پا نهد به عرش برین، فرش راه شد
آمل! به خود ببال که در اربعین شاه
دردانهات روانه به دیدار شاه شد
آمل! ببین که دوخت فلک دیده سوی تو
خاک ره تو قبلهگه مهر و ماه شد
در سینهات جواهر اسرار خفته است
هرچند دیدهات تهی از آن نگاه شد
خاموش شد اگرچه صدای عصای او
پژواک آن عجین به رگ هر گیاه شد
ابیات ناشیانه سرودم، مرا ببخش
تقصیر گریه بود، اگر اشتباه شد...
✍ افشین علا
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
https://B2n.ir/n29304
🔹آمل! به خود ببال🔹
آمد خبر که خرمن دانش تباه شد
عرفان و فقه و فلسفه بی تکیهگاه شد
رود از میان شکافت و کوه از کمر شکست
از زخم این تبر، طبرستان تباه شد
پیری رهید از قفس تن که در غمش
پیراهن جوانی و غیرت سیاه شد
پیری که آسمان به عبایش چو وصله بود
پیری که از مهابت او کوه، کاه شد
پیر ارچه بود، لشکر همت ز هم گسیخت
یک تن اگرچه بود، خرد بیسپاه شد
تاج دلاوری ز سر مهتری جدا
تخت سخنوری تهی از فر و جاه شد
علامهای، سپهردلی، کیمیاگری
کز او خزف چو لعل و شفق چون پگاه شد
یعقوب دهر بار دگر جامه را درید
زیرا که دید یوسف حکمت به چاه شد
سلطان اشک، بار دگر بار عام داد
پس خیل دیده راهی آن بارگاه شد
برداشت عقل، افسر فرزانگی ز سر
دستار عشق سوخت، جنون بیکلاه شد
باور نمیکنم که حسنزاده رفته است
مازندران؟ نه! ملک جهان بیپناه شد
البرز شاهد است دماوند خون گریست
آسیمهسر، هراز بر این غم گواه شد
آمل! به خود ببال که فرزند خطهات
مقصود دیر و مدرسه و خانقاه شد
آمل! به خود ببال که بال فرشتگان
تا پا نهد به عرش برین، فرش راه شد
آمل! به خود ببال که در اربعین شاه
دردانهات روانه به دیدار شاه شد
آمل! ببین که دوخت فلک دیده سوی تو
خاک ره تو قبلهگه مهر و ماه شد
در سینهات جواهر اسرار خفته است
هرچند دیدهات تهی از آن نگاه شد
خاموش شد اگرچه صدای عصای او
پژواک آن عجین به رگ هر گیاه شد
ابیات ناشیانه سرودم، مرا ببخش
تقصیر گریه بود، اگر اشتباه شد...
✍ افشین علا
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
https://B2n.ir/n29304
❤30
▪️ریشههای سوخته▪️
آه ای طبس! بگو که در اعماق خاکها
راه نفس که بست بر آن سینهچاکها؟
خوبان چرا شدند گرفتار این قفس؟
آتش چرا فتاد به دامان پاکها؟
زندان شد آسمان و زمین بر ستمکشان
رندان خزیدهاند ولیکن به لاکها
قربانی تنازع اهل سیاستیم
جز غم چه بود حاصل این اصطکاکها؟
بسیار چشم غمزده و سفرهی حقیر
دیگر تهی شدند ز خواب و خوراکها
خاکم به سر! که خفت بسی آرزو به خاک
آنسان که استخوان یلان با پلاکها
سهرابها یکایک از این ملک پر زدند
از بس که رفته رفته عوض شد ملاکها
چون ریشهها نهان شدهاند از نظر ولی
جاری شدند در رگ خونین تاکها
باشد که در بهشت شکوفا شوند باز
این دانههای سوخته در عمق خاکها
✍ افشین علا
🗓️مهر ۱۴۰۳
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
آه ای طبس! بگو که در اعماق خاکها
راه نفس که بست بر آن سینهچاکها؟
خوبان چرا شدند گرفتار این قفس؟
آتش چرا فتاد به دامان پاکها؟
زندان شد آسمان و زمین بر ستمکشان
رندان خزیدهاند ولیکن به لاکها
قربانی تنازع اهل سیاستیم
جز غم چه بود حاصل این اصطکاکها؟
بسیار چشم غمزده و سفرهی حقیر
دیگر تهی شدند ز خواب و خوراکها
خاکم به سر! که خفت بسی آرزو به خاک
آنسان که استخوان یلان با پلاکها
سهرابها یکایک از این ملک پر زدند
از بس که رفته رفته عوض شد ملاکها
چون ریشهها نهان شدهاند از نظر ولی
جاری شدند در رگ خونین تاکها
باشد که در بهشت شکوفا شوند باز
این دانههای سوخته در عمق خاکها
✍ افشین علا
🗓️مهر ۱۴۰۳
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
❤29
▪️عروس شرق▪️
امشب دلم انبار باروت است
آتشفشان داغ بیروت است
افتاده یکسو شاخهی زیتون
یکسو در آتش، ساقهی توت است
تور عروس شرق، گلدوزی
با دانههای سرخ یاقوت است
مانند قایقهای سرگردان
جاری به هرسو خیل تابوت است
ای خطهی زیبا! شکیبا باش
چشمان عالم بر تو مبهوت است
آیندهی لبنان و اسراییل
چون قصهی طالوت و جالوت است
این زخم چرکین، رو به نابودی است
این غدهی بدخیم، فرتوت است
طاقت بیاور باز هم لبنان!
دیگر زمان محو طاغوت است
✍ افشین علا
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
امشب دلم انبار باروت است
آتشفشان داغ بیروت است
افتاده یکسو شاخهی زیتون
یکسو در آتش، ساقهی توت است
تور عروس شرق، گلدوزی
با دانههای سرخ یاقوت است
مانند قایقهای سرگردان
جاری به هرسو خیل تابوت است
ای خطهی زیبا! شکیبا باش
چشمان عالم بر تو مبهوت است
آیندهی لبنان و اسراییل
چون قصهی طالوت و جالوت است
این زخم چرکین، رو به نابودی است
این غدهی بدخیم، فرتوت است
طاقت بیاور باز هم لبنان!
دیگر زمان محو طاغوت است
✍ افشین علا
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
❤44
▪️کودککش▪️
در فلسطین خاک بگشاید دهان ایکاش
قوم غاصب را ببلعد ناگهان ایکاش
کاش توفانی وزد از جانب دریا
جسمشان در ماسهها گردد نهان ایکاش
کودکان را مثل آهو میدرند از هم
تیر غیب آید به جان روبهان ایکاش
عدهای گویند حق با قوم صهیون است!
لال گردند ای خدا این ابلهان ایکاش
پادشاهان عرب در خواب نوشیناند
برنخیزند از تشکها این شهان ایکاش
دیدگان مسجدالاقصی شود روشن
ناگهان منجی رسد با همرهان ایکاش
ناگهان امشب خدايا با نتانیاهو
هرچه کودککش بمیرد در جهان ایکاش!
✍ افشین علا
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
در فلسطین خاک بگشاید دهان ایکاش
قوم غاصب را ببلعد ناگهان ایکاش
کاش توفانی وزد از جانب دریا
جسمشان در ماسهها گردد نهان ایکاش
کودکان را مثل آهو میدرند از هم
تیر غیب آید به جان روبهان ایکاش
عدهای گویند حق با قوم صهیون است!
لال گردند ای خدا این ابلهان ایکاش
پادشاهان عرب در خواب نوشیناند
برنخیزند از تشکها این شهان ایکاش
دیدگان مسجدالاقصی شود روشن
ناگهان منجی رسد با همرهان ایکاش
ناگهان امشب خدايا با نتانیاهو
هرچه کودککش بمیرد در جهان ایکاش!
✍ افشین علا
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
❤50
🔹پایان عمر دغل🔹
دیشب که کودککش قرن در سازمان ملل بود
با صندلیهای خالی در حال بحث و جدل بود
در صحن، از هر طرف شد دشنام و نفرین نثارش
از بس که آن نطق مضحک، بیمعنی و مبتذل بود
با خطهی امن ایران بیچاره از جنگ میگفت
غافل که تقدیر قومش آوارگی از ازل بود
حتی هلاکو و چنگیز زان سفله کردند پرهیز
در سازمان ملل نیز مانند پیک اجل بود
نالید نالید نالید انگار زخمی به تن داشت
لرزید لرزید لرزید انگار روی گسل بود
چون غدهای بود چرکین چون وصلهای بود ناجور
اما به آن صحن خالی چسبیده مثل دمل بود
او آهنی زنگخوردهست چون هرزهچوبی فسردهست
خود سالها پیش مردهست آن جسم لرزان بدل بود
در شرق و در غرب دیگر گوشی بدهکار او نیست
آن نطق توخالی سست پایان عمر دغل بود
✍ افشین علا
🗓️مهر ۱۴۰۳
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
دیشب که کودککش قرن در سازمان ملل بود
با صندلیهای خالی در حال بحث و جدل بود
در صحن، از هر طرف شد دشنام و نفرین نثارش
از بس که آن نطق مضحک، بیمعنی و مبتذل بود
با خطهی امن ایران بیچاره از جنگ میگفت
غافل که تقدیر قومش آوارگی از ازل بود
حتی هلاکو و چنگیز زان سفله کردند پرهیز
در سازمان ملل نیز مانند پیک اجل بود
نالید نالید نالید انگار زخمی به تن داشت
لرزید لرزید لرزید انگار روی گسل بود
چون غدهای بود چرکین چون وصلهای بود ناجور
اما به آن صحن خالی چسبیده مثل دمل بود
او آهنی زنگخوردهست چون هرزهچوبی فسردهست
خود سالها پیش مردهست آن جسم لرزان بدل بود
در شرق و در غرب دیگر گوشی بدهکار او نیست
آن نطق توخالی سست پایان عمر دغل بود
✍ افشین علا
🗓️مهر ۱۴۰۳
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
❤33