افشين علا
11.7K subscribers
1.22K photos
243 videos
1 file
1K links
Download Telegram
Forwarded from VII
۵بهمن۶۱
Forwarded from VII
۱۳۶۱/۵/۵
💫زنهار به حاجیان💫

می ترسم این واجب، گناه دیگری باشد!
دشمن به فکر حفر چاه دیگری باشد

این امتحان پس داده در مهمان نوازی را
باز آزمودن اشتباه دیگری باشد

ترسم که در اندیشه گرگان وهابی
کشتار خیل بی گناه دیگری باشد

ذی حجه در تقویم ها شاید زبانم لال
چون سال های پیش، ماه دیگری باشد

ترسم که بعد از این سفر، سوغاتی زوار
پیچیده در اندوه و آه دیگری باشد

راهی شوند امروز با رخت سپید اما
بر جسم ما رخت سیاه دیگری باشد

در کشور همسایه منگر، در وطن وقتی
همسایه محتاج نگاه دیگری باشد

غیر از خدا هر گوشه شهر، آبرومندی
بر ادعای من گواه دیگری باشد

بگذر ز راه دور، در نزدیکی ات بنگر
شاید به سوی قبله راه دیگری باشد

افشین علا، 1/5/96

https://telegram.me/afshinala
🔸با تبریک زادروز حضرت فاطمه معصومه (س) و به مناسبت روز دختر، شعری قدیمی را که برای دخترم سروده ام، تقدیم می کنم به همه دخترکان پاک و معصوم این سرزمین:

💫 برای دخترکم لیلی 💫

دخترم هش دار! چون دارد جهان، بسیارگرگ
هست هم دربیشه ها هم کوچه و بازار، گرگ

خانه مان امن است، اما بره معصوم من
بارد آن بیرون ز هر سو از در و دیوار گرگ

دل برای باختن خوب است، اما خوب من
دل نباز آسان که حتی دیده ام دلدار، گرگ

ای بسا بیداری اما خفته گرگی در کمین
ای بسا خوابی و بر بالین تو بیدار، گرگ

نیش چون خوردم فراوان میدهم هشدار: مار!
چون خطر بسیار دیدم میدهم اخطار: گرگ!

بارها شد خانه ام ویرانه، چون شد بارها
در لباس گوسفندان بر سرم آوار، گرگ

گرچه می دانم که بیزاری تو از تکرارها
باز ناچارم که در گوشت کنم تکرار:گرگ!...

https://telegram.me/afshinala
در زادروز حضرت معصومه (س) به شهر مقدس قم رفتم و در جمکران، به مسئولان تشکل های ادبی دانشگاه های کشور پیوستم.
موضوع سخنرانی من "آفات شعر امروز" بود. ولی اشتیاق دانشجویان به ورود در مصادیق، خیلی زود به بحث و گاه جدل های تند و تیز منجر شد که البته بسیار مغتنم بود.
فارغ از خطا یا روا بودن گرایش های جمع حاضر، جدیت در تئوری پردازی پیرامون شعر، سنت و مدرنیته، امیدآفرین بود و تلنگری به اندوه سالهای اخیرم که ناشی از خمودگی حاکم بر فضای شعر امروز است.
جالب آن که پایان بحث و جدل دو گروه که یکی در لزوم پایبندی به برخی معاییر لایتغیر شعر با من هم داستان بود، و دیگری به قواعد جریان های پسامدرن باور داشت، به وحدت نظر در خصوص حفظ تعادل و لحاظ کردن هر دو گرایش منجر شد.
فرصت دو ساعته این نشست تنها به طرح بخش کوچکی از دریافت های ما از وضعیت شعر امروز گذشت. فکر می کنم دانشجویان نخبه ای که توفیق دیدارشان را داشتم نیز مثل من به ادامه این مباحث مهم علاقمند باشند. این علاقه را از دعوت های مکررشان برای نشست های بعدی می شد فهمید.
https://telegram.me/afshinala
🔵 عکسها مربوط به "نشست تشکل های ادبی دانشگاه های کشور" در شهر مقدس قم است که در مطلب قبل به آن اشاره شده👆
💫در بندر دیر سرودم💫

به سردخانه شبی رفتم ، برای دیدن میگوها
به شوق و حیرت از انبوهی ، به رنج و زحمت از آن بوها

مدام زل زده بودم من ، به لاشه های نهان در یخ
به جسم تیره ی ماهی ها ، به چشم خیره ی میگوها

یکی به خنده یکی با اخم ، توگوییا که به من می گفت
به زیر خاک فرو رفتند ، چه چشم ها و چه ابروها

ز بسته بندی شان پر زد ، خیال من به کفن پوشان
به آن حجاب که پنهان شد ، در آن برای ابد موها

چه بندها زچه انگشتان ، شدنداز نظرم پنهان
چقدر آینه خالی شد ، ز شانه ها و ز گیسوها

به یاد نعش خود افتادم، به سردخانه پس از مردن
درون کاور چرکینی ، کزان برون زده پهلوها

تن مرا نه خریداری ، نه دوستداری و نه یاری
در انتظار که غسالان ، برند جانب سکوها

برای غسل، نه چون صیدی ، که هست رونق بازارش
نه مثل شستن یک ماهی ، میان شادی جاشوها

به مرگ کمترم از ماهی ، که نیست مشتری ام هرگز
برای سرعت تدفینم ، ولی به صف شده بازوها

ستاره گرچه فراوان بود، در آسمان خلیج آن شب
گره نخورد نگاهم هیچ ، به برق آن همه سوسوها...

آذر95
https://telegram.me/afshinala
💫دام دامنگیر💫

ای دل این تدبیر اگر از جانب تقدیر بود
عقل را کم سرزنش کن زان که بی تقصیر بود

بخت را دشنام کم گو،خرده بر طالع مگیر
ناله کم کن کاش قدری ناله را تاثیر بود

من نه خود گمراه بودم راه ناهموار شد
من نه خود پابند گشتم، دام دامنگیر بود

آنچه را در فهم میجستم نشان از وهم داشت
آنچه را پرواز می پنداشتم زنجیر بود

عشق در خامی گرامی بود، اما زود بود
عقل در پیری غنیمت بود، اما دیر بود

جام وقت تشنگی ها از تهی لبریز شد
کام وقتی آمد از در دیده و دل سیر بود

آنکه چون روباه آمد انس با روحم گرفت
در پلشتی موش بود و در درشتی شیر بود

آنچه نوش انگاشتم چون مار بر دل نیش زد
آنچه را مرهم شمردم نیزه بود و تیر بود

چاره جز تکرار اینم نیست با خود روز و شب
آنچه آمد، آنچه رفت از جانب تقدیر بود

https://telegram.me/afshinala
💫 در لانه های تنگ 💫

جان را به لب رسانده زمستانم
شب، دوده می خزد به شبستانم

مازندران بهشت برینم بود
تهران! مرا ببخش به استانم

سخت از بزرگسالی خود سیرم
بازم برید سوی دبستانم

در لانه های تنگ تو چون مورم
در شهر خویش رستم دستانم

هم خسته از ملامت هشیاران
هم زخمی رفاقت مستانم

شیراز اگرچه شیخ اجل دارد
نور است بوستان و گلستانم

البرز چون ز پنجره ام پیداست
دیوان حافظ است به دستانم

بردار دست، ازسرمن تهران!
باشد هوای نور و چمستانم...

دی95 / تهران

https://telegram.me/afshinala
🔶 شعری به مناسبت میلاد حضرت علی ابن موسی الرضا (ع)👇👇
🔸 یادداشتی کوتاه پیرامون مراسم امروز 👇
امروز در مراسم تنفیذ حکم رییس جمهور، اگرچه در میان انبوه مقامات با گرایش های متفاوت احساس غربت می کردم، ولی چند نکته باعث شد خاطره خوبی برایم باقی بماند.
سخنان متین، پدرانه و توأم با رواداری رهبر انقلاب، بار دیگر این احساس را پدید آورد که با وجود همه تلخکامی ها، سرنشینان این کشتی توفان زده هنوز از موهبتی برخوردارند که چون لنگر ثبات به آنان حس امنیت و آرامش می بخشد.
در متن حکم رهبر انقلاب، تعبیر "دانشمند محترم" خطاب به آقای روحانی، آبی بود بر آتش القای نقار و نارضایتی بین بزرگان که به نظرم بسیار بجا و هوشمندانه بود و برای خاتمه دادن به اهانت های برخی اشخاص و رسانه ها کافی است.
سخنان آقای روحانی نیز صادقانه، هوشمندانه و قابل تحسین بود. به گونه ای که جای هیچ تردیدی برای راسخ بودن عزم ایشان در وفاداری به عهدی که با ملت بسته اند، باقی نگذاشت.
نمی توانم شادی زائد الوصفم را از این فراز سخنان رهبر انقلاب پنهان کنم: بگذارید مردم با هر تفکر و سلیقه ای که دارند در کنار هم با آرامش زندگی کنند.
آیا جز این می خواهیم؟!
https://telegram.me/afshinala
🔸 امروز خانم فاطمه سالاروند، عکسی از مادران مان برایم فرستادند که سال ها پیش در شیراز گرفته شده است. با یادآوری خاطره آن سفر و آن مادران به حق پیوسته، از خود بیخود شدم و این شعر را سرودم:


💫 دو مادر 💫

دو روح پاک، دو ریحانه بهشت، دو مادر
دو داستان مشابه، دو سرنوشت، دو مادر

دو آینه، دو دریچه، دو آفتاب درخشان
دلیل راه به سرمنزل بهشت، دو مادر

دو شعر ناب، دو دفتر، دو دسته گل، دو پرنده
دو بازمانده زیبا ز چرخ زشت، دو مادر

دو آیه: بخشش و عصمت، دو سوره: کوثر و مریم
دو نور، طور و حرا، مسجد و کنشت، دو مادر

دو تکیه گاه، دو بالش، دو سایه سار، دو طوبی
اگرچه خود شده پنهان به خاک و خشت، دو مادر

دو کشته اجل، اما خدا به بال فرشته
از آن دو بذر بهشتی دوباره کشت دو مادر

جز اشک و بوسه چه شاید به پای عکس عزیزان؟
جز آن که تا به ابد می توان نوشت: دو مادر...

افشین علا / 13/5/96

Yon.ir/alam4

https://telegram.me/afshinala
Forwarded from B S
خوشم به خلوت اگر هیچ کس کنارم نیست
چه جای شکوه اگر دادرس کنارم نیست

به وهم لذت پرواز دل نمی بندم
که تکیه گاه به غیر از قفس کنارم نیست

چو تک درخت، غریبم ولی خدا را شکر
که کنج خلوت خود خاروخس کنارم نیست

همین نفس که می آید، که می رود، کافی است
چه جای شکوه اگر همنفس کنارم نیست

به راست یا که به چپ، کورمال از چه روم؟
عصا به دست، که غیر از عسس کنارم نیست

امید مقصد از این کاروان نمی بینم
کسی که بانگ زند چون جرس کنارم نیست

هوای پر زدنم کو؟ که هیچ روزنه ای
که افکند به سرم این هوس کنارم نیست...

افشین علا 96/5/15 بندر انزلی

https://telegram.me/afshinala
بزرگان و آداب ديپلماسي

نمایندگانی که با خانم موگرینی عکس سلفی گرفته اند، شاید ناخودآگاه تلاش کرده اند با ابراز شادمانی خود از هم نشینی با یک مقام غربی، بر زخم ناشی از شکاف دیرین بین دو تمدن مهم جهانی مرهمی بگذارند. اما این گونه رفتارهای دور از شأن کجا و ضرورت های حاکم بر ظرائف کنش گری در عرصه دپیلماسی کجا؟!
اینجاست که می توان تفاوت شأن و جایگاه اشخاص را در عرصه های خطیر تصمیم گیری، بهتر شناخت. به عنوان مثال می توان به تفاوت رفتار، منش و مشی محمدجواد ظریف با بسیاری از همگنان او پی برد. ظریف هم دیپلماتی است که سر آشتی با جهان دارد. در مواجهه با طرف های غربی، مؤدب اما مسلط ظاهر می شود. الفبای میزبانی و میهمانی را می داند و به معدلی از رفتار متواضعانه و عزتمند رسیده است.
البته این مقال به قصد تجلیل از ظریف نوشته نشده است. او تنها یک مثال است. برای روشن تر شدن موضوع می توان به مقامات ارشد نظام ازجمله رئیس جمهور فعلی و رئیسان دولت های اصلاحات و سازندگی اشاره کرد. رفتار این بزرگان نیز در عرصه های مواجهه با همگنان غربی قابل تأمل و تحسین بسیار است.
از این هم می توان فراتر رفت و به مشی رهبر انقلاب استناد کرد. البته به دلایلی کاملا مبرهن، نگاه و عملکرد ایشان را باید در دو مقطع و با دو منظر مورد بازبینی قرار داد. چراکه جایگاه ایشان در دوران ریاست جمهوری، با جایگاهی که در دوران رهبری داشته و دارند، متفاوت است. هشت سال ریاست جمهوری ایشان در سال های جنگ سپری شد. مواضع ایشان نیز کاملا انقلابی و متکی بر نظرات بنیانگذار فقید جمهوری اسلامی بود. اما همین رئیس جمهور در مواجهه با سران و دیپلمات های غربی، سفرهای خارجی یا هنگام حضور در سازمان ملل چنان با شکوه و اقتدار ظاهر می شد که هر ناظری را به تحسین وامی داشت.
امروز ایشان متصدی امر ولایت فقیه با همه ضرورت ها و اقتضائات این جایگاه خطیر است. بنابراین نمی توان انتظار داشت که با تأسی به شیوه های رایج مقامات اجرایی با طرف های غربی مواجه شوند. جمله تاریخی خود ایشان هم مؤید این مدعاست که: "من دیپلمات نیستم، من انقلابی ام." امروز به اذعان خود غربی ها، رهبر انقلاب یک حریف و رقیب تمام عیار، زیرک و شجاع برای سلطه جویی آنان محسوب می شود. حتی فراتر از این، می توان گفت که جهان امروز رهبری به درایت، تعقل و اقتدار آیت الله خامنه ای در برابر غرب سراغ ندارد. ایشان بی وقفه و بدون کمترین تردید و هراسی، بر واژه "دشمن"و مصادیق و مفاهیم آن تأکید می کنند و راه را بر هر گونه تلاش های خوش بینانه و سطحی نگر بر ذوب شدن ناگهانی یخ های رابطه ایران و غرب بسته اند. اما این به معنی مسدود ساختن مسیر دیپلماسی بر سر راه دولتمردان نیست. نمونه بارز این ادعا هم مجوز برجام است. اما نباید فراموش کنیم در مسیری که رهبری پیش پای مسئولان گذاشته اند، ذوق زدگی، خوش باوری و رفتارهای دون شأن جایی ندارد.
بد نیست به خاطره فراخوانده شدن دسته جمعی سفیران اروپا از تهران توسط دولت های متبوعشان در سالها قبل اشاره کنم. اتفاقی کم سابقه که بسیاری را به هراس انداخته بود. اما ایشان با قاطعیت تمام، حسرت هرگونه کوتاه آمدن را بر دل غربی ها گذاشتند. در نهایت هم این خود اروپایی ها بودند که از موضع شتابزده خود کوتاه آمدند و با گذشت اندک زمانی خواستار بازگشت سفیرانشان به تهران شدند. همان زمان آیت الله خامنه ای در یک سخنرانی، ضمن اشاره به این که بزرگوارانه اعتراف به خطای غربی ها را پذیرفته اند و اجازه داده اند دوباره آن سفیران به ایران برگردند، سفیر یک کشور را به دلیل گستاخی بیش از حد، مستثنی کردند و گفتند: فعلا حق ندارد بیاید تا بعد ببینیم چه می شود. (قریب به مضمون)
بی شک این گونه برخوردهای عزتمندانه و مقتدرانه مایه افتخار است. در عین حال راه را بر تعامل با جهان نمی بندد. شیوه امام نیز چنین بود. ایشان رهبری بود که در اوج گردن کشی دشمن، جمله "آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند" را به یادگار گذاشت و نماد ضدیت با غرب در جهان معاصر شد. اما زمانی که رئیس جمهور محبوبش شهید رجایی جواب تبریک یکی از حامیان غربی صدام یعنی رئیس جمهور فرانسه را به تندی داد، از او انتقاد کرد که چرا آداب دیپلماسی را رعایت نکرده است!
البته امام خمینی علاوه بر غرب، ابرقدرت شرق را هم روبه روی خود داشت. یعنی شوروی حامی صدام را! با وجود این، در آستانه فروپاشی کمونیسم نامه ای مفصل و محترمانه به رهبر شوروی نوشت و او را از خطر سقوط به دام رقیب غربی اش برحذر داشت. حتی هیأتی بلندپایه را نیز برای تقدیم نامه به کرملین فرستاد. اما به محض آن که دریافت فرستاده گورباچف، در جواب آن نامه تاریخی به ابراز تعارفات دیپلماتیک مشغول است، از جا برخاست، جلسه را نیمه تمام گذاشت و اتاق را ترک كرد !

https://telegram.me/afshinala