افشين علا
11.8K subscribers
1.22K photos
243 videos
1 file
1K links
Download Telegram
🏦 دزد و پیر زن 🏦


زن با عصای کهنه و با وصله بر لباس
آمد به سوی باجه، سراپایش التماس

از کارمند بانک تقاضای وام کرد
چشم رییس، خیره به آن پیر ناشناس

از دور گفت: مادر من! ضامن تو کیست؟
گفت: این دگر چه هست؟ ندارم پسر حواس

گفت: ابتدا حساب درین شعبه باز کن
نالید زن: چگونه؟ من زار آس و پاس

لرزان گشود کیف و درآورد ناامید
از لای قرص و نسخه خود چند اسکناس

پس گفت: من سواد ندارم چه لازم است
غیر از شماره ی سجل و نمره تماس؟

پرکن خودت هرآنچه درین برگه لازم است
اجر تو با خدا و دعا ازمن و سپاس

پرسید مرد: مبلغ درخواستی چقدر ؟
گفتا: به قدر خرج حفاظ در و تراس

شبها ز بیم دزد نمی خوابم ای پسر
در خواب نیز دارم ازین رهزنان هراس

خندید مرد و گفت: دومیلیون نیاز توست
موجود نیست این و محال است از اساس

زن ناله کرد: پس به کجا رو کنم دگر؟
رو برکشید و شانه تکان داد مرد طاس

لب باز کرد زن پی نفرین و مرد گفت:
بیرون! که نیست حوصله ام جمع کن پلاس

بیرون چو رفت گریه کنان و عصازنان
در خاطرم رسید ازآن غصه این قیاس:

از ترس دزدها پی وام است پیرزن
دزدان به راحتی همه سرگرم اختلاس!


✍ افشین علا
🍁 پاییز ۹۶🍂



↙️ کانال اشعار و یادداشتهای افشین علا ↙️
‏✨ @afshinala ✨
⚡️💭کلمات سکوت💭⚡️


مخواه بر دگران، مرگ یا درود بگویم
همین بس است که حق را ز تاروپود بگویم

نقار و تفرقه زاید هزار شبهه فزاید
اگر که مرگ بخواهم اگر درود بگویم

از آن چه رفت، چه حاصل؟ در آن چه هست، نظر کن
مخواه تا به قیامت از آن چه بود بگویم

در آرزوی رسیدن به بیکرانه ی دریا
شمرده باید و جاری سخن چو رود بگویم

نمی شود سرم از غم به سوی هیچ کسی خم
خوش است شکوه، دمادم که در سجود بگویم

خوشا جراحت دل را به آب میکده شستن
خوشا شکایت خود را به چنگ و عود بگویم

من از سکوت، به خلوت شنیده ام کلماتی
که در قیام بخوانم که در قعود بگویم

چنان لبالب و سرخوش ز بی نیازی خویشم
که چرخ در طرب آید اگر سرود بگویم


✍ افشین علا
🗓 تیر ۹۷



✨🆔 @afshinala ✨
🔺 کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
✨در کارزار خیر و شر✨

کردگارا! شرم دارد گفته از کردارمان
در شگفت آمد نفاق از باطن و رفتارمان

توبه هم دیگر ندارد طاقت بار گناه
قبله مان دنیایمان شد دین مان دینارمان

گاه اگر آبی فشاند، نیست باران در حساب
ابر دارد اشک می ریزد به حال زارمان

از بساط جسم و از دکان جان، رونق گریخت
زان که بیزاری ز هم، شد سکه ی بازارمان

رسمی از همسایگی گر مانده است این است و بس
می دهیم آزارشان و می دهند آزارمان

یک پر از بال ملائک پیش رومان گر فتاد
ناگه از هر سو هزاران دیو شد دیوارمان

کار عالم زار شد در کارزار خیر و شر
حق و باطل هر دو حیران مانده اند از کارمان

ریخت دنیا بر سر ما، منجی ما را بیار
تا به دست خویش بیرون آرد از آوارمان


✍🏻افشین علا
🗓 تیر 97
📍تهران
📚کانال رسمی افشین علا📚

‏✨🆔 @afshinala✨
⚡️💭سیاستمدار و پزشک💭⚡️


پزشک، نسخه ی خود را نوشت با لبخند
برای مرد سیاستمدار دولتمند

مریض چون که غنی بود و نامدار و بزرگ
به جای عرض تشکر به چهره چین افکند

ولی پزشک نرنجید و طرز مصرف را
برای آن که بفهمد، شمرده گفت و بلند:

سه قرص می دهمت با سه شربت و سه پماد
ولی مهم تر از این ها هزار نکته و پند

اگر که نشنوی آن را نمی شوی درمان
نه با دوا و نه دارو، نه حیله و ترفند

سه بار در روز از خود بپرس: آیا من
همیشه می فهمم، دیگران نمی فهمند؟!

سه بار هر نوبت با خودت بکن تکرار:
نمی رسانم از این پس به جان خلق، گزند

شبی بلند شو از خواب و قطره اشکی ریز
برای درد و غم مردم فقیر و نژند

خیال کن دو سه نوبت تو هم گرفتاری
شبیه مردم زندان کشیده ی دربند

سه بار جانب قصابی محله برو
بپرس چون زن همسایه، گوشت سیری چند؟

اگر به خلق، بدی کرده ای تلافی کن
چنان که از تو شود دلشکسته ای خرسند

چو کام مردم داناست از غرور تو تلخ
از این به بعد چنان کن که از تو گردد قند

غریبه را بنواز و بگیر قدرت را
ز چاپلوس زبان باز و قوم و خویشاوند

به اشتباه خود اقرار کن، اگرچه بزرگ
که اعتراف رهاند اسیر را ز کمند

عنان به تازه به دوران رسیدگان مسپار
در سرای به پاکان گشا، به سفله ببند

"ببین که از که بریدی و با که پیوستی؟"
چه شد نصیبت از آن قهرها و این پیوند؟

به اوج رفته ای اما هنوز ناراضی
در آتشی و نداری قرار مثل سپند

از انتقاد میاشوب، از اعتراض نترس
که ناصحان خردمند همچو جام جم اند

خلاصه پند بگیر از ملوک خفته به گور
که خاک گور چه نام آوران کشیده به بند

"من آن چه شرط بلاغ است با تو می گویم"
اگر قبول نیفتاد، مشنو و مپسند

هزار نسخه، علاج غم تو را نکند
اگر برای تو بیچارگان دعا نکنند...


✍️ افشین علا، اسفند ۱۳۹۶



✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و یادداشتهای افشین علا🔺
🕌 ما زائر توأیم ولی بار ماست کج
بر ما ببخش این همه، یا ثامن الحجج! 🕌

⛔️دست کم از اطلاق نام معصومين (ع) به مؤسسات مالي خودداري كنيد!


✨🆔 @afshinala ✨
🔼 کانال اشعار و مطالب افشین علا 🔼
💫سخنی با انقلاب💫

از جهانخواران شکستی پشت و دندان و سنان
از چه امروز از وطن خواران نمی گیری عنان؟

ریشه در خون حسین بن علی داری، ولی
برگ و بارت برده جمعی بدتر از شمر و سنان

در خفا مشغول تاراجند و در انظار خلق
اهل قرآن و حدیث اند و مفاتیح الجنان

رهروان راستین را آزمودی بارها
از چه میدان را سپردی در کف این رهزنان؟

انقلابا! قدر خود بشناس، در شأن تو نیست
قدرنشناسی ز پاکان، رحم بر تردامنان

نیست ممکن جنگ با بیگانگان، تا از درون
می مکند از هر طرف، خون تو این اهریمنان

ریشه ی این فتنه کندن، خود جهادی دیگر است
جبهه ی جنگ است، جوید همت روئین تنان

عرصه را مردان حق باید که با خشم علی
مال ناحق را جدا سازی ز کابین زنان

✍🏻افشین علا
🗓۲۹ تیر ۹۷
📍تهران
📚کانال رسمی افشین علا📚

‏✨🆔 @afshinala✨
💫تقديم به پاسداران شهيد حمله اخير اشرار در مريوان💫

‏🇮🇷"برای مرزداران شهید" 🇮🇷

کشتند به سرحد وطن، تشنه به خونان
گردان و یلان را به شبیخون و فسونان

بر بام، گریبان بدرد پرچم این ملک
از رایحه ی کاکل آن خفته به خونان

شمعند خمش گشته که در امن بمانند
سرگرم زبان بازی خود، خیل زبونان

یاران حسینند که بر خاک فتادند
در دشت، بدون گنه از حمله ی دونان

آن زنده ی جاوید که عقل از پی فهمش
از هند به چین می رود، از روم به یونان

رفتند و نرُفتیم ز مژگان، نم اشکی
خفتند و نگفتیم چنان گشته و چونان...

✍🏻افشین علا


‏✨https://telegram.me/afshinala✨
📚کانال اشعار و یادداشتهای افشین علا📚
‏
🇮🇷گلوگاه جهان🇮🇷


ای کهنه گلوگاه جهان، تنگه ی هرمز
بر صدر نشین، حکم بران تنگه ی هرمز

دنیا اگرت خصم شود یکسره، باقی است
در چنگ تو حلقوم جهان، تنگه ی هرمز

کافی است که این حلقه ببندی تو ز خاور
تا باختر آید به فغان، تنگه ی هرمز

ناموس جنوبی و نگهبان شمالی
فانوس زمینی و زمان، تنگه ی هرمز

بر نقشه ی عالم ز خلیج کهن فارس
چون قوس قزح نور فشان، تنگه ی هرمز

جاوید شود تا خم ابروی تو ای پیر
هر گوشه به خون خفت جوان، تنگه ی هرمز

مور است به زیر قدمت، شیخک مزدور
زین روست پی گاوچران، تنگه ی هرمز

بگذار که در وهم گذشتن ز کمانت
بیهوده ببافند گمان، تنگه ی هرمز

گر عزم کنی راه نفس نیز ببندی
در معرکه بر راهزنان، تنگه ی هرمز

ناوی چو فرستند، بسی ناوک جانسوز
باید بخرند از تو به جان، تنگه ی هرمز

زود است که از خشم تو خیزند اجانب
از خواب گران، خواب گران، تنگه ی هرمز

امواج تو خوانند رجز با متجاوز:
"پیکار همان، مرگ همان" تنگه ی هرمز!


✍🏻افشین علا
🗓تیر ۹۷

✅برای پیوستن به کانال افشین علا لینک زیر را لمس کرده و علامت + را فشار دهید✅

👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇
‏✨https://telegram.me/afshinala✨
🔻 برای دریاچه ارومیه: 🔻

💦درياچه نه! که مادر فیروزه💦


عمري ميان نقشه جغرافي
درياچه اروميه را ديدم
امروز فرصتي شد و از نزديك
دور و برش به هروله چرخيدم

ديدم از آن جواهر نيلي فام
تنها نمك به جاي نگين مانده
انگار بر اروميه زخمي ژرف
چون سالكي به روي جبين مانده

درياچه كو؟ كه درخترك خورشيد
بر زلف خويش شانه زند در آب
درياچه كو؟ كه شب همه شب در آن
با ناز روي خود نگرد مهتاب

درياچه كو؟ كه خيل فلامينگو
تور عروس بر سرش آويزند
شب ها ستارگان به تماشايش
آيند و نقل و سكه بر او ريزند

در ياچه كو؟ كه گله آهوها
از هر طرف رسند به استقبال
بگشايد او چو مادرشان آغوش
با موج هاي آبي مالامال

درياچه كو؟ كه ديده كشتي بان
روشن شود به اسكله چون فانوس
درياچه نه! كه مادر فيروزه
درياچه نه! كه دختر اقيانوس

داغي كه زد اروميه بر جانم
عمري براي سوختنم كافيست
ديگر به جاي آبي درياچه
زخمي به روي نقشه جغرافيست

فردا كه از اروميه باز آيم
از من مخواه خاطره يا سوغات
غير از نمك به زخم تو پاشيدن
چيزي نبود صحبت من هيهات...


✍ افشين علا
🗓 آبان ۱۳۹۱، اروميه


⬇️⚡️⚡️⬇️
@afshinala
🕌 ای خفته در توس 🕌


یا ضامن آه و آهو مضمون ناب غزل ها
شور تو آهنگ اشعار مضراب ضرب المثل ها

صیاد وقتی تو باشی از دام رستن نشاید
مدهوش فهمت مفاهیم، صیدت غزال غزل ها

پابوست ای خفته در توس مهریه ی نوعروسان
دیدارت ای جان شیرین آغاز ماه عسل ها

با آرزوهای بسیار سوی تو آرند زوار
بسیار پیران که بر دوش بس کودکان در بغل ها

گیرند تا مشهدت را یک بار دیگر در آغوش
در بستر مرگ خواهند، افتد به تأخیر اجل ها

تنها تو شاهی در این ملک دلهای ما پایتختت
سلطان، تویی گرچه تاریخ بسیار بیند بدل ها

عهدی که بستیم با تو زان صبحدم در نشابور
باقی است تا صبح محشر عهدی مصون از خلل ها

با ما مدارا کن ای شاه وقتی می آییم، از راه
تنها به آمال بنگر! شرمنده ایم از عمل ها


✍️ افشین علا / آذر ٩٥، سي ام صفر


⬇️⚡️⚡️⬇️
@afshinala
🌀 در محبس عمر 🌀


اگر بار گناهانم عظیم است
چو یارم عیب پوش آمد چه بیم است

گناهم شد پلی تا بگذرد دوست
کجی را بین، صراط المستقیم است

سری دارم که از سامان، گریزان
دلی دارم که در کویت مقیم است

در این دریا ز توفانم نترسان
که می دانم تقدم با نسیم است

اگر حادث شود از ما خطایی
خطاپوشی ترا عهدی قدیم است

به آیات عذابم وعده دادی
ولیکن نام قرآنت کریم است

کلیدی یافتم در محبس عمر
که "بسم الله رحمن رحیم" است


✍ افشین علا



✨🆔 @afshinala ✨
🔺 کانال رسمی افشین علا 🔺

گزيده اي از يك درد دل منظوم با امام رضا (ع)

🕌یا ثامن الحجج 🕌

عمریست برضریح شما گریه کرده‌ایم
جز گریه در عزای امامان چه کرده‌ایم؟

بس روضه‌ها شنیده و از حال رفته‌ایم
عمری زچاه کوفه به گودال رفته‌ایم

تصویر ما ز حضرت خیرالنسا چه بود؟
جز پهلوی شکسته و جز بازوی کبود

درمانده‌ایم حیدر کرار ما کجاست؟
ما تشنه مانده‌ایم، علمدار ما کجاست؟

یاد حسین‌ (ع)، گم شده در یا حسین‌ ما
مسلم غریب مانده نه در کوفه، بین ما

جان‌ها چرا تهی ز تظاهر نمی‌شود؟
از ما چرا دوباره یکی حر نمی‌شود؟

ما رهزن خودیم چه باک از حرامیان
زینب اسیر ماست نه در بند شامیان

این کودکان غمزده این نسل بی‌نشان
طفلان مسلمند که سر می‌بریم‌شان

این‌ها رقیه‌اند به ویرانه‌ها مقیم
این‌ها سکینه‌اند گرفتار یاس و بیم

درس ریا به مدرسه آموختیم‌شان
آتش به خیمه‌ها زده و سوختیم‌شان

با منکرات مونس و مالوف گشته‌اند
اینان ز بس که امر به معروف گشته‌اند

ای آمران صلاح شما در خموشی است
با مردمی که کلیه‌هاشان فروشی است

بس جان ملول گشت و بسی سینه مشمئز
از واعظان بی‌عمل غیرمتعظ

از پینه بر جبین و به جیب اسکناس‌ها
بگذشتن از فلک‌، رقم اختلاس‌ها...

🔻
ما زائر توایم ولی بار ماست کج
بر ما ببخش این‌همه یا ثامن الحجج (ع )

✍🏻افشین علا

💫کانال اشعار و یادداشتهای افشین علا💫

👇👇👇👇
‏✅@afshinala✅
📢 قابل توجه والدین، مدارس و نهادهای متولی امور کودکان:


🔸 به تازگی انتشارات وزین "میرماه" در بخش کودک و نوجوان خود یعنی کتاب های "میرکا"، شعر "طعم صلوات" را که روایتی کودکانه از گفت و گوی پیامبر (ص) با زنبور عسل است، در قالب کتابی نفیس به چاپ رسانده است.

🔸 تصویرهای زیبای این کتاب حاصل تلاش تحسین برانگیز خانم زهرا کیانی است و خانم مهدیه ناظم زاده نیز طراحی گرافیک آن را بر عهده داشته اند.

🔸 لازم است از جناب آقای دکتر علی یزدی نژاد، مدیر محترم انتشارات میرماه، که علاوه بر توفیق در حرفه پزشکی، در حوزه های مختلف علمی، فرهنگی و هنری نیز تلاش های شایسته و بی وقفه ای دارند، صمیمانه قدردانی کنم.

🔸 متقاضیان خریداری یا احیاناً سفارش انبوه این اثر که هدیه ای مناسب برای کودکان به نظر می رسد، می توانند جهت هماهنگی، با دفتر انتشارات میرماه تماس بگیرند.

☎️ تلفن: 22722901 و 22759203
📠 فکس: 22722902



✨🆔 @afshinala ✨

https://bit.ly/2OfScsh
⚡️راهزن روسیاه⚡️


به نسل خسته ی نومید، امید را بدهید
یکی از آن همه وعد و وعید را بدهید

یکی، فقط یکی از آن هزار و یک شادی
که گفته اید به ما می دهید را بدهید

به قدر روزنه ای هم ز پشت پرده ی وهم
به دیده، مژده ی صبح سپید را بدهید

ریا و زهد پلی شد به سوی غارت پُست
جزای پستی دزد پلید را بدهید

تقاص راهزن روسیاه را که چنین
شکست حرمت موی سفید را بدهید

در اتاق مقامات، بسته تا کی و چند؟
به دست مردم دانا کلید را بدهید

حقوق جمعیت پابرهنه، ارزانی
ولی به کودک شان کفش عید را بدهید

به ما که زنده به گوریم پاسخی ندهید
جواب این همه خون شهید را بدهید!


✍️ افشین علا، آذر 1396


↙️ کانال اشعار و مطالب افشین علا ↙️
⚡️ @afshinala ⚡️
✨میقات همین جاست✨


اي ريخته در حسرت حج، اشك گهربار
حج، از تو قبول است، دل خويش ميازار

از هجر حرم شکوه مکن کعبه همین جاست
با ماست چو همسایه ی دیوار به دیوار

سوی حجر الاسود دلهای شکسته
رو گرد غم از چهره ی ماتم زده بردار

از مروه ی خونین جگران سوی صفا رو
چون سعی شب و روز جوانان گرفتار

بنشین به در غار حرای دل مسکین
هم شعب ابی طالب مستأجر بیکار

در بانک شنو بانگ زنی ملتمس وام
در دست حرامی بنگر درهم و دینار

یا مرد گرفتار که بی نسخه و دارو
درحال طواف است به دور سر بیمار

بی بیمه و دفترچه ببین با تن مجروح
محتاج چه بسیار به جراحی دشوار

حج چیست؟ علاج غم یک چهره ی پر اخم
یا دغدغه ی رهگذری از همه بیزار

قوس کمر باربران دم حجره
آه سحر رفتگرانی همه بیدار

رزمنده ی دیروز و مسافرکش امروز
در شهر پر از عکس ز جانباز فداکار

یا آه زنی کارگر و بی سر و همسر
اطفال یتیمش همه چون جوجه به منقار

یا پیرزنی با سبد پاره و خالی
در حال سوا کردن ته مانده ی بازار

یا دختر ولگرد خیابان که ندارد
در زیر بزک نیز دمی رنگ به رخسار

ناموس من و تو همه شب با تن لرزان
اطراف حرم عرضه کند صیغه به زوار

ناخواسته قاتل شده ای منتظر حکم
در حسرت پول دیه اش زل زده بر دار

حج، هروله ی کارگرانی است که هر صبح
بر وانت امرار سوارند به اصرار

ارباب رجوعی که از این میز به آن میز
هر روز دوانند به تحقیر و به تکرار

یا نسل جوانی که جدا گشته ز آیات
با آن که احادیث چکند از در و دیوار

چون دافعه ی زاهد و زور و زر و تزویر
با جاذبه ی غرب شود بر سرش آوار

غارتگر این قافله را رمی کن ای دوست
اینجا عرفات است بزن سنگ به اشرار

اعلام برائت کن از این ظلم و چپاول
تنها نه تبری سزد از مشرک و کفار

خالی اگر این قافله از دزد نگردد
افتد به زمین، مرکب و هم راکب و دستار

اي كاش حجاز و حرم امن خدا نيز
خالي شود از خصم و ز وهابي خونخوار

القصه، شما نيز در اين غم نگدازيد
ميقات همين جاست، ببنديد كنون بار!


✍🏻 #افشین_علا


🔻کانال اشعار و یادداشت های افشین علا🔻
💫🆔 @afshinala 💫


https://bit.ly/2NVeYF0
🔻✨خسته از سالوس✨🔻


بارالها، چتر رحمت بر سر یاران بگیر
در شب وحشت، سراغ از چشم بیداران بگیر

دشمن از هرسو کمر بر محو ایران بسته است
گرد و خاک کینه را از سینه ی یاران بگیر

قفل زندان بشکن و بازار رندان کن کساد
نعمت آزادی از دزدان و طراران بگیر

انقلاب انداخت بر کاخ جهان خواران، شکاف
خاکِ این اقلیم را نیز از زمین خواران بگیر

شاخ داعش را شکستیم، از خود اما غافلیم
شاخ از این اشرار بشکن، نیش از این ماران بگیر

آفت نسل جوان شد سیل آقازاده ها
از ملخ ها، انتقام خیل بیکاران بگیر

خانه ها چون قوطی کبریت شد، خشمی گران
زآتش گوگرد این غم بر ستمکاران بگیر

جور خس راه نفس را بر گیاهان بسته است
وسعت روییدن گل را از این خاران بگیر

کیسه ی نوکیسه گان شد از چپ و از راست، پر
سرد کن بازار اینان، داد ِما زاران بگیر

خسته از سالوس و نیرنگیم، سرگردان و منگ
انتقام ما خماران را ز هشیاران بگیر

بغض، سنگین است یا رب قدرت فریاد ده
بر سرم، ای ابر رحمت، سایه شو باران بگیر


✍️ افشین علا
🗓 آبان ۱۳۹۶


⬇️⚡️⚡️⬇️
@afshinala
🔻شعر طنز🔻


💢 💭 زن ذلیلی 💭 💢


🔘 با پوزش از شخصیت هایی که با نام آنها شوخی شده است.


نگارم چه خواهد سر پيري از من؟!
از آن عشق های اساطیری از من

توانی چو رستم، به عهد تورم
جمالی چو یوسف، سر پیری از من

دماغی ظریف و عمل کرده خواهد
شبیه دماغ جهانگیری از من

به شهلایی چشم محمود، چشمی
رخی چون هلوهای انجیری از من

امور کلان شهر دارد توقع
چو کرباسچی یا که الویری از من

ز من، سکه می خواهد! ای کاش می خواست
مه و کهکشان ره شیری از من!

زبان خوشش نیست، زین رو ستاند
زر و سیم با زور و درگیری از من

سحرها که من مست خوابم، بپرسد
سؤالات مشروح و تفسیری از من

زند بر سر من، سلبریتیان را
بخواهد هنرهای تصویری از من

اگر هم دفاعی کند، با کراهت
کند چون وکیلان تسخیری از من...

ز جان سیر گشتم ولی او ندارد
برای زدن بر سرم، سیری از من...


✍ افشین علا
🗓 مرداد ۹۷


✨🆔 @afshinala ✨
🔺 کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
🇮🇷 ایران من، بخند 🇮🇷


ایران زخم دیده ی غمگین، کمی بخند
دف می زنم برای تو، با من دمی بخند

زانوی غم گرفته در آغوش تا به کی؟
یک دم بدون هیچ ملال و غمی بخند

تا چشم دشمن تو شود کور، شاد باش
بگذار تا نگاه کند عالمی، بخند

ای سرو باستانی من، کم نمی شود
چیزی ز ریشه ات که ز بن محکمی، بخند

با بته جقه های لباست چو دختران
چرخی بزن، به نغمه ی زیر و بمی بخند

دنیا اگر به قصد تو برخاست، غم مخور
ایران من! تو کشور جام جمی، بخند

اوج و نشیب های فراوان چو دیده ای
از پیچ و خم نترس، به پیچ و خمی بخند

هر شادمانی و طربی ابتذال نیست
مهد بنان و پایور و خرمی، بخند

تا چند انتظار گشایش؟ بلند شو
تا کی به یاد حادثه و ماتمی؟ بخند

خواهی که انتقام بگیری ز غم؟ برقص
خواهی به زخم خویش نهی مرهمی؟ بخند

دیدی اگرچه داغ جوانان بی شمار
چون غرق عشرتند شهیدان، همی بخند

پیراهن سه رنگ برای تو دوختیم
با نقش خوش نگار چنین پرچمی بخند...


✍ افشین علا



✨🆔 @afshinala ✨
🔺 کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
ياد باد آن روزگاران...
با شاعر عزيز كيوان ملكي در كوچه هاي
يوش
🗓پاییز ۱۳۸۱
⚡️🍃 در کوچه های یوش 🍃⚡️


خسته ام از اين خيابان هاي شيك
خانه هاي خشك خالي از "تليك"
هيچ دستي در خيابان هاي شهر
توي مشت من نمي ريزد "وليك"
لهجه گنجشكها ماشيني است
فرق دارد با صداي جيك جيك
هيچ مي داني چه ميخواهد دلم؟
آه مادر آه مادر "بشته زيك"

تو مرا با خود ببر يك جاي دنج
كه فقط من باشم و بوي برنج

من دلم در يوش، توي كوچه هاست
تا بپرسد خانه نيما كجاست؟
من دلم در پشت آن كوهي ست كه
گله "مهدي قلي" آنجا رهاست
من خودم اينجايم اما اين دلم
توي ده در خانه "خيرالنسا" ست
كاش ميشد ساده تر صحبت كنيد
من دلم از بچه هاي روستاست

دوست دارم گم شوم در دره ها
دوست باشم با تمام بره ها...


▫️پانویس:
- تليك: نوعي زيرانداز محلي
- وليك: زالزالك وحشي
- بشته زيك: از خوراكي هاي مازندراني


✍ افشین علا
📚 از شعرهای قدیمی



✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺

http://bit.do/Yoosh
❤1