افشين علا
11.9K subscribers
1.21K photos
243 videos
1 file
1K links
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔸چهلمین سال انقلاب🔸
👈🏻 بدون رتوش با افشین علا

✅زبان حال ما در این روزها رباعی سید حسن حسینی است

از گریه پریم و باز هم می خندیم...



‎✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
‏ @afshinala
🔸قابل توجه مسئولان محترم شهر مقدس قم

✅تصاویری از مقبره ی مرحوم حکیم مهدی الهی قمشه ای و فرزند ارشد ایشان مرحوم حاج آقا نظام الدین الهی قمشه ای در قبرستان وادی السلام که متأسفانه در طرح نوسازی شهر قم به ویرانه ای تبدیل شده است.

✅آیا در تبدیل یک مکان تاریخی به بوستان، نباید حرمت بزرگان حکمت و فقاهت و ادب حفظ می شد؟

✅با سپاس از عالم بزرگوار جناب نیما حسینی که به تازگی این تصاویر را تهیه کرده اند.



‎✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
‏ @afshinala
🔷"مطرب از درد محبت عملی می پرداخت
که حکیمان جهان را مژه، خون پالا بود"🔷


▪️بانوی فرهیخته و باایمان
سرکار خانم میترا رحمانی

▪️با اندوه فراوان باخبر شدم همسر ارجمندتان "جناب آقای دکتر میررضایی" خرقه ی خاکی تهی کرد و به آسمانیان پیوست.

▪️آن طبیب حاذق که در سرزمین رامسر و در دامن سادات و بزرگان صاحب نام آن دیار بالیده بود، نزدیک به چهل سال از عمر بابرکتش را در زادگاه ما شهرستان نور سپری کرد و سال های متمادی به مداوای جسم و روح دردمندان پرداخت.

▪️افسوس که دست اجل، رشته ی تداوم حضور او در میان ما را از هم گسیخت و آن پزشک خدوم پس از مدت ها مبارزه با بیماری، مرهمی برای خویش نیافت و به دارالشفای حقیقی در عالم باقی شتافت.

▪️این ضایعه را به شما همسر وفادار، فرزندان برومند و سایر بازماندگان گرامی به ویژه خانواده های محترم میررضایی، رحمانی و مجتهدزاده تسلیت عرض می کنم.

▪️برای آن عزیز به حق پیوسته نیز، عیش مدام و آرامش ابدی در آغوش مهربان خداوند را خواستارم و حشر با نیکان و نیاکان بافضیلتش را مسئلت دارم.


🔸افشین علا
🗓بهمن 97



‎✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
‏ @afshinala
Forwarded from افشين علا
🏴🥀قصیده ای در سوگ گل یاس🥀🏴


از بس که بود مثل محمد، شمایلش
گویی نهاد، آینه ای در مقابلش

تنها نه زن، که خالق هستی ز نور خویش
بخشیده بود جوهر انسان کاملش

دریای بیکرانه ی عصمت که در جهان
تنها علی رسید به ادراک ساحلش

اوصاف او به سوره ی کوثر خلاصه شد
زیرا به وحی نیز نگنجد فضائلش

اعجاز، واژه ایست که زهراست آیتش
معراج، مزرعی است که زهراست حاصلش

روز ازل مراد "الست بربکم"
بار امانتی است که زهراست حاملش

تنزیل اگرچه قدر ز مُنزِل گرفته است
نازد به خود که خانه ی زهراست مٓنزلش

آل عبا اگر ز محمد، مقام یافت
زهراست ثقل دایره و شمع محفلش

حیدر " ولی" و حضرت زهراست حامی اش
میزان، علی و حضرت زهرا معادلش

نازم به خانه ای که در آن جن و انس را
اذن دخول نیست چو زهراست داخلش

نازم به قامتی که ملک رشک می برد
بر تار و پود چادر او در نوافلش

نازم به دامنی که نبی سر بر آن گذاشت
در ناملایمات، پی رفع مشکلش

از کودک گرسنه ی خود کرد نان، دریغ
تا نگذرد گرسنه از آن سفره، سائلش

جاری چو زمزم است ولی مروه و صفا
هرگز نمی رسند به طی مراحلش

قبرش نهان شد از نظر خلق تا ز آه
هر دم به جای گُل ندمد آتش از گِلش

جانم فدای یاس کبودی که از نظر
در روز حشر نیز نهان است محملش

جانم فدای ماه منیری که در سفر
عاجز شد آفتاب ز سیر منازلش

گر شهره شد حسن به کرامت، ز مادر است
جود و کرم نمی ست ز بحر خصائلش

در اهتزاز مانده اگر بیرق حسین
بسته ست دست حضرت زهرا حمایلش

زهراست تکیه گاه پسر در مصائبش
زهراست نوحه خوان پسر در مقاتلش

زینب، اگر گرفت به صحرای کربلا
سکان به کف، سکینه ی زهراست در دلش

ام البنین اگرچه ابوالفضل پرورید
از شیر خود، عنایت زهراست شاملش

نازم به کوثری که تبار رسول از اوست
ابتر، اگرچه خواند ز کین، ابن وائلش

گرگان پس از شهادت او نیز در کمین
تا ریشه کن کنند تبار و سلاسلش

نامحرمی و ضربه به پهلوی فاطمه؟!
شکر خدا که شد در و دیوار، حائلش

وای از دمی که شکوه کند نزد مصطفی
در روز حشر، حضرت زهرا ز قاتلش

وای از دمی که شرم زند شعله بی امان
نزد رسول، بر جگر خصم جاهلش

ما لعن بر جماعت غاصب نمی کنیم
زیرا فدک نبود و فلک نیز قابلش

این شکوه را چو یوسف زهراست مدعی
موکول می کنیم به دیدار عاجلش


✍ افشین علا، ۹۶/۱۱/۳۰


✨ @afshinala ✨
🔼 کانال اشعار و مطالب افشین علا 🔼
🔅منظومه ی حدیث کساء🔅


افشا کند چو راز نهانی را
احمد گشود گنج معانی را

فرمود "روی دوش پدر بگذار
ای فاطمه! عبای یمانی را"

آن سرو چون به خدمت او برخاست
مدهوش کرد چرخ کمانی را

آمد حسن ز راه و به هر سو یافت
در خانه از بهشت، نشانی را

آمد حسین و رایحه ای حس کرد
خوشبو تر از بهار جوانی را

حیدر رسید و سرمه ی چشمان کرد
خاک ره برادر جانی را

احمد نشاندشان همه را در بر
تعیین نکرد عالی و دانی را

بر زانوان، حسین و حسن بنشاند
گویی به سر، دو تاج کیانی را

یک سوی خود نشاند علی، یک سو
زهرا همان محمد ثانی را

پس با عبای عصمت خود پوشاند
آن باقیان عالم فانی را

هرگز ندیده بود فلک زان پیش
این شیوه ی پیام رسانی را

اندیشه گشت عاجز و با جبریل
آغاز کرد جامه درانی را...

🔸

این نامه را به نظم پراکندم
آن سان که نافه، مشک فشانی را

پس در بهار حشر، جدا گردان
یارب! ز من سموم خزانی را


✍🏻افشین علا
🗓بهمن 97
همزمان با سالروز شهادت حضرت فاطمة الزاهرا (س)


‌‎✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
‏ @afshinala
🇮🇷 ایران من، بخند 🇮🇷


ایران زخم دیده ی غمگین، کمی بخند
دف می زنم برای تو، با من دمی بخند

زانوی غم گرفته در آغوش تا به کی؟
یک دم بدون هیچ ملال و غمی بخند

تا چشم دشمن تو شود کور، شاد باش
بگذار تا نگاه کند عالمی، بخند

ای سرو باستانی من، کم نمی شود
چیزی ز ریشه ات که ز بن محکمی، بخند

با بته جقه های لباست چو دختران
چرخی بزن، به نغمه ی زیر و بمی بخند

دنیا اگر به قصد تو برخاست، غم مخور
ایران من! تو کشور جام جمی، بخند

اوج و نشیب های فراوان چو دیده ای
از پیچ و خم نترس، به پیچ و خمی بخند

هر شادمانی و طربی ابتذال نیست
مهد بنان و پایور و خرمی، بخند

تا چند انتظار گشایش؟ بلند شو
تا کی به یاد حادثه و ماتمی؟ بخند

خواهی که انتقام بگیری ز غم؟ برقص
خواهی به زخم خویش نهی مرهمی؟ بخند

دیدی اگرچه داغ جوانان بی شمار
چون غرق عشرتند شهیدان، همی بخند

پیراهن سه رنگ برای تو دوختیم
با نقش خوش نگار چنین پرچمی بخند...


✍ افشین علا



✨🆔 @afshinala ✨
🔺 کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
🔸عکس روز🔸
🔻۲۲بهمن ۹۷🔻

🙏🏻آفرین بر این وفاداری و اعتراض توأمان و هنرمندانه!🙏🏻



‌‎✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
‏ @afshinala
🥀در سوگ "زکریا" ذبیح شش ساله ی مدینه

🔻ذبح چلچله🔻


در حجاز تا به کی هندهای حامله
باردار خولی اند باردار حرمله؟

سرزمین وحی را غرق فتنه کرده اند
شمرهای زنده خوار، جعده های آکله

منتشر شد از ریاض چون زباله در جهان
کرم های ریشه خوار زالوان مزبله

کودکان شیعه را دم به دم به خون کشند
در یمن، سپاه فیل در حرم، نخاوله

در حریم باغ وحی می دهند تا به کی
جغد و کرکس و کلاغ، حکم ذبح چلچله؟

در مدینه ی رسول طفل بی گناه را
تشنه سر بریده اند با غریو و هلهله

ای سران مدعی در بلاد باختر!
با چنین جماعتی تا به کی مجامله؟

با مدینة النبی دشمنید و بوالعجب
هست در نگاه تان این مدینه، فاضله!

ای ترامپ! در حجاز دل به یاوه بسته ای
بر گسل نشسته ای دور نیست زلزله

گرچه این خمیدگان، گاو شیری توأند
جز فنا نمی بری سود از این معامله

خانه ی خدا شود از حرامیان، تهی
می رسد به لطف حق روز ختم غائله

ای مدینه! غم مخور چون به گوش می رسد
مژده ی ظهور یار از درای قافله



✍🏻افشین علا
🗓بهمن 97



‌‎✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
‏ @afshinala
‏🇮🇷"برای مرزداران شهید" 🇮🇷


کشتند به سرحد وطن، تشنه به خونان
گردان و یلان را به شبیخون و فسونان

بر بام، گریبان بدرد پرچم این ملک
از رایحه ی کاکل آن خفته به خونان

شمعند خمش گشته که در امن بمانند
سرگرم زبان بازی خود، خیل زبونان

یاران حسینند که بر خاک فتادند
در دشت، بدون گنه از حمله ی دونان

آن زنده ی جاوید که عقل از پی فهمش
از هند به چین می رود، از روم به یونان

رفتند و نرُفتیم ز مژگان، نم اشکی
خفتند و نگفتیم چنان گشته و چونان...


✍🏻افشین علا



‌‎✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
‏ @afshinala
🔹من می روم تا شاخه ی دیگر بروید...
(زنده یاد منوچهر آتشی)

🔸بر مزار شاعر
📍بوشهر
🗓بهمن 97



‌‎✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
‏ @afshinala
🔸بر مزار زنده ياد همايون شهنواز
🔹خالق اثر ماندگار "دليران تنگستان"

⬅️سمت راست: بيوك ملكي و محمد وليزاده
⬅️سمت چپ: محمد رمضانی فرخاني، ساعد باقري و افشين علا

📍دلوار
🗓بهمن ٩٧



‎✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
‏ @afshinala
🔸در حياط خانه ي شهيد رئيس علي دلواري

📍دلوار
🗓بهمن ٩٧

‌‎✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
‏ @afshinala
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔸نخلستان هاى اَهرَم- قلعهء زايرخَضِرخان

✅لحظاتي كوتاه از سفر به شهر زيباي "اهرم" به روايت استاد ساعد باقري



‌‎✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
‏ @afshinala
✅گزارش سفر به استان بوشهر، آن هم در کنار جمعی از زبدگان فرهنگ و ادب معاصر، مجالی وسیع می طلبد. همچنان که وصف زیبایی های بی نظیر اقلیم و فرهنگ این دیار، و شرح مهمان نوازی های اهالی فرهیخته و صاحبدل بوشهر، گناوه، دلوار، اهرم و...



✍🏻افشین علا
🗓بهمن 97



‎✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
‏ @afshinala
🤡نشست ورشو🤡


به برف بازی بی حاصل زمستانی
شتافتند چو اطفال کودکستانی

ز گرمسیر، شیوخ سفیه را بردند
چو خرس ها پی سرگرمی زمستانی

به روی برف کشیدند نقشه ای کز آن
به خنده می افتد کودک دبستانی

گلی به سر نزدند و نگشت آبی گرم
از این رفاقت گرمابه و گلستانی

به جز نشست و نشیمن چه دیده ای ای غرب
از این امیرنشین های انگلستانی؟

درآمدند دو شیخک به عقد اسرائیل
از این زفاف تو خواهی چه بهره بستانی؟

چه غم، دیار من این مرز باستانی را
ز درز صندلی کهنه ی لهستانی!


✍🏻افشین علا
🗓بهمن 97





‎✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
‏ @afshinala
▪️به مناسبت 13 جمادی الثانی، سالروز وفات حضرت ام البنين (س) :


🔸ام البنین (س)🔸


زن، رشک حور بود و تمنای خود نداشت
چون آسمان نظر به بلندای خود نداشت

اسمی عظیم بود که چون راز سر به مهر
در خانه ی علی سر افشای خود نداشت

ام البنین کنایه ای از شرم عاشقی است
کز حجب، تاب نام دلارای خود نداشت

در پیش روی چار جگرگوشه ی بتول
آئینه بود و چشم تماشای خود نداشت

زن؟ نه! همای عرش نشینی که آشیان
جز کربلا به وسعت پرهای خود نداشت

در عشق، پاره های جگر داده بود و لیک
بعد از حسین، میل تسلای خود نداشت

عمری به شرم زیست که عباس، وقت مرگ
دستی برای یاری مولای خود نداشت...


✍🏻افشین علا



‎✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
‏ @afshinala
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اسمی عظیم بود که چون راز سر به مهر
در خانه ی علی سر افشا شدن نداشت

🎞شعری از #افشین_علا تقدیم به ساحت حضرت ام البنین ( سلام الله علیها) با صدای #محمد_معتمدی

✅کانال عقیق
‏@aghigh_ir


‎✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
‏ @afshinala
🔸پیامبر و شیماء بنت حلیمه سعدیه‎ ‎
ما و پوران شریعت رضوى🔸

✍🏻محمد ترکمان

در تواریخ صدر اسلام پس از شرح غزوه حنین در سال هشتم از هجرت و گریز هوازن به سالارى مالک بن عوف و افتادن اسیران و خواسته‌ها به دست مسلمانان در باره به اسارت درآمدن شیماء بنت حلیمه سعدیه که در سپاه دشمن بود و مادرش از زنان قبیله بنى‌سعد و پیامبر را از کودکى شیر داده و مدتى در صحرا از او دایگى کرده بود بسیار نوشته‌اند و گفته‌اند پیامبر تا پایان عمر گاهى از زمان اقامت در قبیله بنى سعد یاد مى کرد و از حلیمه و فرزندان او قدردانى مى کرد‎.‎
نوشته‌اند پس از محاصره طائف، شیماء چون خود را در اسارت مسلمانان دید، گفت:
‌‎ـ ‎من خواهر رضاعى سید و بزرگ شما هستم‎!
شیماء را به نزد رسول آوردند و سخن او را به او گزارش دادند‎.
پیامبر نشانه اى براى صدق گفتارش طلبید و او نشانه اى داد.
حضرت چون او را شناخت، رداى خویش را پهن کرد و او را روى آن نشانید و اشک در دیدگانش گردش کرد و از پدر و مادر او سؤال کرد؟‎ ‎
‌‎ ـ ‎آنها سالهاست که درگذشته اند‎!
یعقوبى زیسته در قرن سوم هجرى در تاریخش مى نویسد‎:
«شیماء دختر حلیمه، خواهر رضاعى رسول خدا نزد آن بزرگوار آمد. پس به او بخشش کرد و او را گرامى داشت و عباى خود را براى او پهن کرد‎. ‎»
آنگاه ـ شیماء ـ ، با رسول خدا در باره اسیران سخن گفت و گفت‎:
‏«‎راستى که اینان خاله‌ها و خواهران تو اند».‎
رسول خدا گفت‎:
‏«‎ما کان لى و لبنى‌هاشم، فقد وهبته لک ـ آنچه مرا و بنى‌هاشم راست، آن را به تو بخشیدم‎».
پس مسلمانان مانند او همه اسیرانى را که در بند داشتند بخشیدند‎*«…‎
شرف الدین محمدبن عبدالله بن عمر در «خلاصة السیره» مى‌نویسد‎:
‌‎«‎و سید، علیه السلام، لشکر از پى کفار، که منهزم شده بودند، به هر گوشه فرستاد و اسیر و مال بسیار بیاوردند. و از جمله اسیران، شیماء دختر حارث بود که همشیره سید، علیه السلام، بود نیز با خود بیاوردند. و چون به خدمت سید، علیه السلام، رسیدند، ایشان را استمالت فرمود و گفت:
بر شما تکلیف نیست، اگر خواهید اینجایگه { پیش من } مقام کنید و اگر خواهید باز قبیله خود روید.
پس شیماء التماس قبیله کرد. و سید علیه السلام، بفرمود تا کار راستى وى کردند. و غلامى و کنیزى به وى داد و به اعزازى هر چه تمامتر باز قبیله فرستاد‎**».
در سطور بالا خواندیم که پیامبر رحمت و مهربانى با اسیرى که در صف جنگجویان با پیامبر و مسلمانان بود، چگونه رفتار کرد. به حرمت نوشیدن شیر حلیمه و مهربانى او با سید مسلمانان در کودکى، اسراى هوازن را به شیماء بخشید و با احترام به قبایل خود بازگردانید‎.
ما با مرحومه پوران شریعت رضوى، معلمى که عمرى به فرزندان میهن آموخته بود، برادرى در جنگ دوم جهانى در دفاع از ایران تقدیم کرده بود و برادر دیگرش نیز در ۱۶ آذر ۱۳۳۲ به دست رژیم وابسته به کودتا در دانشگاه تهران به شهادت رسیده بود و شویش معلم انقلاب نامبردار شده بود و پدر شویش مفسر قرآن و سقراط خراسان لقب گرفته بود و چندین نسل از فرزندان میهن از افاضات آنان بهره برده‌اند و فرزندانش در خدمت میهن و فرهنگ و علم و جامعه قرار دارند، چه کردیم؟ از یک تشییع جنازه در حیاط حسینیه ارشاد که نامش با نام و خاطره و تعالیم شوى او گره خورده است، دریغ کردیم‌‎!
آیا ما پیرو رسول الله هستیم که خداى او را «اسوه حسنه» براى ما خوانده است؟‎ ‎
پی‌نوشت:
‏* ‎تاریخ یعقوبى، ترجمه دکتر محمد ابراهیم آیتى، مجلد اول، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۷، ص ۴۲۵‌‎.‎
‏** ‎خلاصه سیرت رسول الله، با مقدمه و به تصحیح: اصغر مهدوى و مهدى قمى نژاد، شرکت انتشارات علمى و فرهنگى، ۱۳۶۸، صص ۲۴۶و ۲۴۷
‏

📰منبع: روزنامه اطلاعات سه شنبه ٣٠ بهمن ٩٧


‎✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
‏ @afshinala

yon.ir/CeHRX
🔹مقصد🔹


فریاد زد: بنشین!
باید کمربند نجاتت را ببندی زود
اینجا هواپیماست!

گفتم به او: آیا نمی بینی؟
از پشت شیشه، شهر من پیداست
این فوج های ابر، خویشاوند من هستند
دیگر رسیدم، مقصدم اینجاست!



✍🏻افشین علا




‎✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
‏ @afshinala