افشين علا
9.97K subscribers
1.21K photos
243 videos
1 file
1K links
Download Telegram
🔷زلزال عدل 🔷


کنج غار عزلت خود یار می خواهم که نیست
در شب تار، احمد مختار می خواهم که نیست

تا که داد خویش را بستانم از غارتگران
ذوالفقار حیدر کرار می خواهم که نیست

مثل سلمان خواب در چشمم نمی آید به شهر
در بیابان، دولت بیدار می خواهم که نیست

پیروان، پیرایه بر آیین، فراوان بسته اند
نقش این آیینه بی زنگار می خواهم که نیست

بر مناصب، رند نامحرم نمی خواهم که هست
در مصایب، محرم اسرار می خواهم که نیست

کم ترند از هسته ی خرما و بر مصدر، چو نخل
شهد جان، چون میثم تمار می خواهم که نیست

رحم در بین خودی آن سان که قرآن گفته است
چون اشداء علی الکفار می خواهم که نیست

خسته از تاراج بیت المال با زلزال عدل
کاخ ها بر خاک ها آوار می خواهم که نیست

هرکه قدرت یافت از فرزانگان حرمت شکست
بین اشرار و حرم، دیوار می خواهم که نیست

زان که دستش می رسد، همت به قدر سوزنی
تا که از پایی برآرد خار می خواهم که نیست

رو نهم تا از خیابان های پرتزویر شهر
سوی صحرا، مرکبی رهوار می خواهم که نیست

روزه دارم سفره ی رنگین نمی خواهم ولی
ربنای دلکش افطار می خواهم که نیست


✍🏻افشین علا





✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
‏ @afshinala
🔹 باز هم ماجرای هتل پنج ستاره! 🔹


🔸 ماجرا از این قرار است که رئیس اتحادیه ی هتل داران استان هرمزگان در پاسخ به انتقاد من از وضعیت یک هتل، به توجیهاتی غیر حرفه ای و گاه غیر اخلاقی روی آورده و به جای یک عذرخواهی ساده و وعده ی رسیدگی به موضوع، ترجیح داده پا روی واقعیات بگذارد و ادعای مرا کذب بداند و به میزبانان من نیز تهمت ناروا بزند!

🔸 این مقام مسئول ضمن تکذیب همه ی مشاهدات من و همسفرانم، به دفاع تمام قد از وضعیت نامطلوب هتل مزبور پرداخته و حتی به این موضوع فکر نکرده است که غیر از ما، مسافران دیگری نیز وضعیت آن هتل را دیده اند و حاضرند صحت گفته های مرا تأیید کنند!

🔸 متأسفانه تمام سعی ایشان در سرپوش گذاشتن بر عملکرد غلط و برخوردهای نابرازنده ی مسئولان هتل بوده است. هتلی که با اخذ مبالغ سرسام آور، بسیاری از خدمات و امکانات یک هتل پنج ستاره را از مسافران دریغ کرده است. بنابراین بهترین کار، اصلاح مدیریت این هتل و کم کردن از تعداد ستاره های آن است. نه آن که ادعا شود پرسنل هتل کاملا بر اساس عرف و قوانین بین المللی اقدام کرده اند!

🔸 ایشان به جای پذیرش قصور در شارژ اتاق ها، در ادعایی کاملا بی پایه به میزبانان محترم بنده تهمت زده اند که آنها از مسئولان هتل خواسته بودند در اتاق وی (یعنی من) مینی بار قرار نگیرد! یعنی یک دروغ آشکار که خون میزبانان مرا به جوش آورده است. این در حالی است که تمام اتاق ها همین وضع را داشته اند و شاهدان دیگری نیز برای اثبات این ادعا حاضرند. مسافرانی که با خواندن مطلب پیشین با من تماس گرفته اند و ضمن تأیید آن موارد به نکات عجیب دیگری نیز اشاره کرده اند.

🔸 ایشان در جای دیگری ادعا کرده اند این فرد (یعنی من) به جای استفاده از قهوه خانه ی مجانی هتل، از خدمات کافی شاپ استفاده کرده که طبعا مشمول هزینه است! امیدوارم ایشان سندی مبنی بر این داشته باشند که من در طی ۲۴ ساعت اقامتم حتی یک بار از کافی شاپ استفاده کرده باشم!

🔸 ایشان با پذیرش ضمنی تعطیلی استخر هتل، دلیل آن را تعمیرات اعلام کرده اند. اما توضیح نداده اند تکلیف مسافرانی که با قصد استفاده از این امکان، اقامت در آن هتل گران قیمت را برگزیده اند، چیست؟

🔸 درخصوص پارکینگ مسقف نیز ادعا کرده اند فضا به اندازه ی کافی موجود بوده، اما نگفته اند که چرا این امکان از میزبانان من دریغ شده است!

🔸 با کمال تعجب ایشان در جایی اعلام کرده اند "به دلیل بروز برخی مشکلات و مسائل در گذشته" از هتل خواسته اند تا پس از هر شب اقامت با میهمان تسویه حساب کنند! آیا این برخورد با مسافر در یک هتل "پنج ستاره" عادی است؟!

🔸 در خصوص دریافت هزینه ی پذیرایی از مهمانان غیر ساکن نیز توضیح نداده اند که چرا هزینه به حساب میزبان نوشته نشده و نقدی دریافت می شود؟ به فرض که این مورد رایج باشد (که البته من چنین موردی را در هیچ هتل پنج ستاره ای ندیده ام) خوب است برای اتفاق عجیب دیگری که یکی از مسافران، طی تماسی به من خبر داده اند، توضیحی داشته باشند. این که چرا حتی برای تحویل جامه های خشک شویی شده به اتاق، ابتدا هزینه ی آن را نقدا دریافت می کنند؟! آیا این گونه موارد را هم نمی توانند در صورت حساب درج کنند تا به شخصیت مسافران محترم اهانت نشود؟! آیا این است طرز برخورد با مشتریان یک هتل "پنج ستاره"؟!

🔸 فعلا به همین مقدار بسنده می کنم و پاسخ این موارد را نه از ایشان، که از سایر اعضای محترم اتحادیه ی هتل داران هرمزگان و نیز نهادهای نظارتی این استان طلب می کنم. با این امید که فرهنگ عذرخواهی در رده های بالای مدیریت کشور نهادینه شود تا در سطوح پایین تر، کسی به خود اجازه ندهد به جای پاسخ و رسیدگی به انتقاد، به دروغ و تهمت متوسل شود.


✍ افشین علا
🗓 آذر ۹۸



✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و یادداشتهای افشین علا🔺
🔸زبان مادری🔸


بر آن سرم _گر خدا بخواهد_ که داد صدق از دغل بگیرم
به ضرب تیغ گهرشناسان تقاص اصل از بدل بگیرم

زبان شیوای مادری را که گشته چندی اسیر لکنت
به رسم تیمار و چاره جویی چو مادری در بغل بگیرم

به کند و کاوی دوباره جویم رهی به گنجینه ی معانی
ز شهد جان بگذرم که از واژه ها چو کندو عسل بگیرم

نظام گفتار فارسی را مدد به ایثار جان رسانم
ز هجمه ی بی امان رهانم اگر امان از اجل بگیرم

ز تیشه ی واژه ی فرنگی بری کنم بیشه ی دری را
ز اهل تقلید لفظ تازی علم ستانم کتل بگیرم

به اشک خونین خامه روبم غبار این کاخ باستانی
ز پایه هایش که رفته کم کم به سوی سستی، خلل بگیرم

بر آن سرم تا حریر جان را در آبشار خرد بشویم
سریر تدبیر واژگان را ز عالم بی عمل بگیرم

کنون که بس مدعی ز هر سو به کاروان ادب بتازد
به تیغ شعرم ز دست رهزن عنان اسب غزل بگیرم


✍🏻افشین علا
🗓آذر 98



✨🆔 @afshinala ✨
🔺 کانال اشعار و یادداشتهای افشین علا
Forwarded from جماران
💬 افشین علاء در انتخابات مجلس نام‌نویسی کرد/ ایلنا

🕌 @jamarannews
🔸سیاستمدار و پزشک🔸


پزشک، نسخه ی خود را نوشت با لبخند
برای مرد سیاستمدار دولتمند

مریض چون که غنی بود و نامدار و بزرگ
به جای عرض تشکر به چهره چین افکند

ولی پزشک نرنجید و طرز مصرف را
برای آن که بفهمد، شمرده گفت و بلند:

سه قرص می دهمت با سه شربت و سه پماد
ولی مهم تر از این ها هزار نکته و پند

اگر که نشنوی آن را نمی شوی درمان
نه با دوا و نه دارو، نه حیله و ترفند

سه بار در روز از خود بپرس: آیا من
همیشه می فهمم، دیگران نمی فهمند؟!

سه بار هر نوبت با خودت بکن تکرار:
نمی رسانم از این پس به جان خلق، گزند

شبی بلند شو از خواب و قطره اشکی ریز
برای درد و غم مردم فقیر و نژند

خیال کن دو سه نوبت تو هم گرفتاری
شبیه مردم زندان کشیده ی دربند

سه بار جانب قصابی محله برو
بپرس چون زن همسایه، گوشت سیری چند؟

اگر به خلق، بدی کرده ای تلافی کن
چنان که از تو شود دلشکسته ای خرسند

چو کام مردم داناست از غرور تو تلخ
از این به بعد چنان کن که از تو گردد قند

غریبه را بنواز و بگیر قدرت را
ز چاپلوس زبان باز و قوم و خویشاوند

به اشتباه خود اقرار کن، اگرچه بزرگ
که اعتراف رهاند اسیر را ز کمند

عنان به تازه به دوران رسیدگان مسپار
در سرای به پاکان گشا، به سفله ببند

"ببین که از که بریدی و با که پیوستی؟"
چه شد نصیبت از آن قهرها و این پیوند؟

به اوج رفته ای اما هنوز ناراضی
در آتشی و نداری قرار مثل سپند

از انتقاد میاشوب، از اعتراض نترس
که ناصحان خردمند همچو جام جم اند

خلاصه پند بگیر از ملوک خفته به گور
که خاک گور چه نام آوران کشیده به بند

"من آن چه شرط بلاغ است با تو می گویم"
اگر قبول نیفتاد، مشنو و مپسند

هزار نسخه، علاج غم تو را نکند
اگر برای تو بیچارگان دعا نکنند...


✍🏻افشین علا



‎✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
‏ @afshinala
🔷بر خفتگان بتاب🔷


دلخوش، مگر به قاضی روز جزا مباش
در خار و خس، پی نفس جانفزا مباش

از داوری که ارج گذارد به سفلگان
مشتاق هیچ جایزه غیر از جزا مباش

با داغ دل بسوز و بر اندام خود بدوز
رخت از وقار و طالب طبل عزا مباش

بر خفتگان بتاب سزاوار مهر خویش
در قید بازتاب به جز ناسزا مباش

جان را فدای دوست کن اما ز دوستان
چشم انتظار شاخه گلی در ازا مباش

هر دامن بزرگ نمی پرورد بزرگ
دون پرور و سبک ثمر و سفله زا مباش

چندی اگر چو قافیه، تنگی گرفت چرخ
در کار جنگ با قدر و با قضا مباش



✍🏻افشین علا



‎✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
‏ @afshinala
Audio
بر خفتگان بتاب
شعر : افشین علا
خوانش : عبدالرضا رشیدی



‎✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
‏ @afshinala
😁شعر طنز😁

🔸سورپرایز!🔸


سحر مژده ای آمد از جهرمی
که ملت رها شد ز سردرگمی

"بر این مژده گر جان فشانم رواست"
که شادی بیفزود و اندوه کاست

دگر رنج و آلام، پایان گرفت
که یک باره بر ملک، باران گرفت

که سبقت گرفتیم، ای دوستان
هم از ژاپن و چین و هندوستان

برآورده گردید حاجات ما
به گردون رسید ارتباطات ما

چه گویم که ابعاد این سورپرایز
نگنجد در اندازه و قد و سایز

چه گویم کزین مژده ی آذری
به لکنت درافتاد لفظ دری

از این پس دگر نامه ی عاشقان
رسد دست معشوق، از آسمان

پس از سال ها تکیه بر بادها
زند پیک، پهلو به پهپادها

که مرسوله هامان ز غرب و ز شرق
شود زودی ارسال، مانند برق

وزیرا! ببخشای، ابیات من
به جا گر نیاورد حق سخن

چو گشتم از این مژده حیران و مست
ز مدحت زبان و قلم عاجز است

تو تقریر این مژده با عود کن
برای خود اسپند هم دود کن

مبادا که بهتان ز خشمت زنند
ز رشک تو اغیار، چشمت زنند

ز روی حسد، طعنه ها ای وزیر!
زنندت چو رندان، تو بر دل مگیر

رهاندی مرا چون ز رنج و تعب
دعایت کنم بعد از این روز و شب

که روزی رئیس جماهیر شی
الهی وزیر جوان، پیر شی!



✍🏻افشین علا
🗓آذر 98



✨🆔 @afshinala ✨
🔺 کانال اشعار و یادداشتهای افشین علا
♦️شوکران♦️


دل به خاکدان بستن ترک آسمان کردن
ظلم را سبک دیدن بار خود گران کردن

روی فرش ابریشم راه عرش پیمودن
بر زمین غصبی سر سوی آسمان کردن

درپی زر ومنصب این دوروز دنیارا
ازخدا نترسیدن مدح این وآن کردن

خواندن جوانان بر هتک حرمت پیران
یابه حکم پیران، خون دردل جوان کردن

امتیازها آسان بر رفوزه بخشیدن
گرچه پاکبازان را سخت، امتحان کردن

لقمه های نامشروع درگلو فروبردن
چون حرامیان برخلق، قصد مال وجان کردن

خود به عیش ومردم را ازعذاب ترساندن
درعیان زدین گفتن فسق درنهان کردن

فکرجیب خودبودن برگرانی افزودن
دم به دم ضعیفان را زار وناتوان کردن

اغتنام فرصت ها غارت غنیمت ها
اکتساب چندین شغل ظلم توأمان کردن

ناقدان لایق را باسکوت دق دادن
ناصحان مشفق را زخمی زبان کردن

هم به کام نادانان شهد وهم نوشاندن
هم به جام دانایان زهر شوکران کردن

صبر وتاب مردم را بیکرانه دانستن
خون خلق راخوردن ظلم بیکران کردن

بس کنید! کافی نیست؟ تابه کی دراین بازار
روغن ریاکاری رونق دکان کردن؟

هم دراین جهان ننگ است هم درآن جهان، رسوا
نام آن جهان بردن کاراین جهان کردن!


✍🏻افشین علا



✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
‏ @afshinala
🔸غم🔸


زندانی غمیم و نگهبان ما غم است
آبی که می خوریم غم و نان ما غم است

خو کن به پیله ای که در آن مانده ای اسیر
چون هر دو سوی روزن زندان ما غم است

چون شاخه های گل که پلاسیده می شوند
آغاز ما شکفتن و پایان ما غم است

در فال ها مباش پی شادی و امید
نقش خطوط قهوه ی فنجان ما غم است

در فکر کشف ظاهر و باطن مباش چون
فسق نهان و زهد نمایان ما غم است

سبز است سهم گندم نوروزمان ولی
آذوقه ی خزان و زمستان ما غم است

ای شعر، بعد از این در این خانه را مزن
مضمون بیت و مصرع دیوان ما غم است



✍🏻افشین علا
🗓آذر 98




✨🆔 @afshinala ✨
🔺 کانال اشعار و یادداشتهای افشین علا
Forwarded from انجمن خوشنويسان قلهک
باران عشق
نمایشگاهی از آثار خوشنویسان معاصر.
.
استادان:
غلامحسین امیرخانی
یدالله کابلی خوانساری
محمدعلی سبزه کار
رسول مرادی
امیر احمد فلسفی
محمد حیدری
صداقت جباری
اسرافیل شیرچی
حسین غلامی
عین الدین صادق زاده
علی اشرف صندوق آبادی
مجید آماده رزم
محمدعلی قربانی
یادگار خیام
عباس سلطان آبادی
محمدرضا میرفندرسکی
.
افتتاحیه؛ ۱۳۹۸/۱۰/۰۶
ساعت: ۱۶
.
نشانی: تهران، خیابان شریعتی، بالاتر از ظفر، نبش خیابان کودکان غزه، پ ۴۸، انجمن خوشنویسان قلهک، گالری میر.
.
۰۲۱۲۲۸۵۸۳۶۷ ☎️
«منتظر اعلام نتیجه شورای نگهبان هستم»


🔸افشین علا درباره‌ی تایید صلاحیت خود در مرحله‌ی هیات اجرایی برای نامزدی در انتخابات مجلس شورای اسلامی گفت: «پیامکی مبنی بر عدم احراز صلاحیتم در اولین مرحله به دستم نرسیده است».

🔸او که برای شرکت در انتخابات مجلس نام نویسی کرده است، درباره‌ی شرکت در انتخابات به انصاف نیوز می‌گوید: حالا منتظر اعلام نتیجه از سوی شورای نگهبان هستم. حضور من در انتخابات مجلس از شهر تهران، منوط به تایید صلاحیت و یافتن فهرستی مناسب است. امیدوارم با تایید صلاحیت صاحبان همه‌ی سلایق، این امکان فراهم شود تا کسانی با خاستگاه متفاوت از جمله حیطه‌ی فرهنگ به مجلس شورای اسلامی ورود کنند. ما بیش از فرهنگ سیاسی به سیاست فرهنگی نیاز داریم.

🔸او ادامه داد: ورود به این وادی، برای امثال بنده نه شانی خواهد افزود و نه اسباب راحتی فراهم خواهم کرد. اما احساس می‌کنم باید هزینه داد، داوطلب شد و تلاش کرد که نهادهایی مثل مجلس به شان و جایگاه حقیقی
خودشان نزدیک‌تر شوند.



http://www.ensafnews.com/204141/منتظر-اعلام-نتیجه-شورای-نگهبان-هستم/
🔸کولبران🔸


" چون کوه، خموش و بار بر دوش "

رازید ولی نهفته در برف
ناگفته و ناشنفته در برف

چون کوه، خموش و بار بر دوش
اسرار مگو نهفته در برف

با روی کبود چون بنفشه
مانند گلی شکفته در برف

هم گرده ی خویش کرده خالی
هم گوهر خویش سفته در برف

گوش شنوا ندیده بر خاک
شرح غم خویش گفته در برف

با شوق بهار رفته در خواب
از چهره، غبار رفته در برف

رفتید و چو کبک سر به زیریم
ای کولبران خفته در برف...




✨🆔 @afshinala ✨
🔺 کانال اشعار و یادداشتهای افشین علا
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔹رفتید و چو "کبک"، سر به زیریم/ ای کولبرانِ خفته در برف...
‏

🆔 @afshinala ✨
🔺 کانال اشعار و یادداشتهای افشین علا
🔸در این مهمان سرا🔸


بس که عمری در جهان از این و آن بد دیده ایم
خویش را در سخت جانی ها سرآمد دیده ایم

گاه اگر بالا و گه پایین، چه فرقی می کند؟
مثل دریاییم ما، هم جزر و هم مد دیده ایم

روزگارا! دیگر از ما خواهش ماندن مکن
زان که در مهمان نوازی آن چه باید، دیده ایم

مثل رود، آغوش وا کردیم بهر دوستان
در برابر، سنگ های طعنه را سد دیده ایم

آبروها بس خریدیم و به هنگام خطر
در خط ابروی یاران، پاسخ رد دیده ایم

کاسه ی آبی ننوشیدیم هرگز بی حساب
گرچه از نوکیسه گان، تاراج بی حد دیده ایم

ای مسافر! بر مصادر چون رسیدی، دل مبند
ما در این مهمان سرا بس رفت و آمد دیده ایم

بی نیازیم از کریمان، چون که اصل جود را
در رسول و حیدر و آل محمد (ص) دیده ایم



✍🏻افشین علا
🗓دی 98



✨🆔 @afshinala ✨
🔺 کانال اشعار و یادداشتهای افشین علا
Forwarded from انصاف نیوز
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔺افشین علا: صاحبان قدرت به گنجینه‌های ادبی بازگردند

آنچه می‌بینید، ویدیویی از افشین علا، از شاعران انقلاب، خطاب به مردم است که در حاشیه‌ی مراسم سه سالگی تحریریه‌ی انصاف نیوز ضبط شده است. تحریریه‌ی انصاف نیوز اواخر آذر ماه سال 95 تشکیل شد و حالا سه سال از عمر آن می‌گذرد و به این مناسبت روز پنجشنبه 28 آذر سه سالگی آن پاس داشته شد. این رسانه از سال 92 تا 95 بدون داشتن دفتر و تحریریه‌ی متمرکز فعالیت می‌کرد

کزارش کامل:
http://www.ensafnews.com/204254
@ensafnews
🌟🕌 "چنین گفت زینب!" 🕌🌟


خجل گشت دنیا چو دین گفت: زینب
خرد نعره زد چون یقین گفت: زینب

بنازم به نامش که در واپسین دم
ز گودال، سلطان دین گفت: زینب

چه وقت وداع و چه بعد از شهادت
چه بر نی چه بر روی زین گفت: زینب

بیارند تا انبیا تاب معنا
به هر وحی، روح الامین گفت: زینب

بشر آیتی جست در فهم هستی
زمان گفت: زهرا ، زمین گفت: زینب

بسوزاند آفاق را آن مضامین
که در خطبه ی آتشین گفت زینب

دوا شد به داغ اباالفضل ، رازی
که در گوش ام البنین گفت زینب

عطش، آب شد از خجالت ز شکری
که با تشنه کامی عجین گفت زینب

"ندیدیم در کربلا جز نکویی"
به آن قوم، آری چنین گفت زینب...


✍🏻افشین علا



🔆کانال اشعار و یادداشت های افشین علا🔆
‏ @afshinala
آقای دونالد ترامپ

▪️به عنوان یک شاعر ایرانی و به نمایندگی از اکثریت هنرمندان این سرزمین کهن که با هر سلیقه و گرایشی، داغدار شهادت حاج قاسم سلیمانی اند، به شما اعلام می کنم که با مغز علیل خود، بزرگ ترین اشتباه تاریخ کشورتان را در مواجهه با ملت نجیب و متمدن ایران رقم زدید.

▪️از آنجا که به نداشتن تعادل روانی شهره اید، شاید فکر کردید که وقایع تلخ آبان امسال در ایران که همه ی ما را داغدار کرده است، و نیز به دلیل برخی شعارهای ضد ایرانی عوامل تان (همان دولتی که گاو شیرده اش نامیده اید)در اعتراضات اخیر عراق، فرصت مناسبی به دست تان آمد تا زهرتان را به کام جمهوری اسلامی ایران بریزید.

▪️از همین رو تصمیم گرفتید با ترور نماد شجاعت و حق طلبی ایرانیان، بر موج خشم ها و نارضایتی ها در ایران و عراق، سوار شوید. اما بدانید که دست به حماقتی زدید که به تنهایی از تمام حماقت های دوران زندگی تان بزرگ تر، خطرناک تر و خانمان سوزتر است.

▪️شهادت امیر سرافراز و محبوب ملت، شباهتی عجیب به شهادت اسطوره ی مجاهدت و فرزانگی، آیت الله سید محمد بهشتی داشت. چراکه تروریست های مورد حمایت دولت آمریکا، زمانی آن عزیز را به شهادت رساندند، که کشورمان درگیر بحران های داخلی و درگیری های خیابانی بود. اما با آن واقعه ی تلخ، صفوف این ملت به طرز عجیبی با هم متحد شدند و خشم و نفرت از آمریکا و تروریست های وابسته به آن، در اعماق وجود ایرانی ها ریشه دواند.

▪️اکنون نیز ملت مظلوم اما قهرمان ایران،چنان در غم فقدان نماد عزت و اقتدار کشور خویش، اندوهگین و خشمگین شده اند که باید منتظر آغاز دوران جدیدی از مبارزه و ایستادگی در برابر دولت قاتل، بی رحم و استعمارگر خود در ایران و منطقه باشید.

▪️البته در شهادت بهشتی و سلیمانی یک تفاوت بزرگ و مهم وجود دارد. بهشتی را تروریست هایی کشتند که مورد حمایت آمریکا بودند. اما دستور به شهادت رساندن سلیمانی، به طور مستقیم از جانب رئیس جمهور آمریکا صادر شد و لکه ی ننگی پاک نشدنی بر دامان کثیف هیأت حاکمه ی کاخ سفید باقی گذاشت.

▪️این اقدام وحشیانه و ضد بشری به حدی نفرت انگیز است که ابعاد آن حتی با دخالت تاریخی دولت آمریکا در کودتای 28 مرداد و حمایت های شرم آور از جانی بزرگ قرن، صدام حسین و نیز ایجاد گروه های تکفیری از قبیل داعش قابل قیاس نیست. چون در همه ی آن موارد، دولت آمریکا نیات و اعمال شوم خود را رسما اعلام نمی کرد. اما امروز شما به عنوان بدنام ترین رئیس جمهور ایالات متحده، دست به اشتباه بی سابقه ای زدید که باید منتظر عواقب سهمگین آن باشید.

▪️دست کثیف شما این بار به خون مجاهدی آلوده شد که عزیز ملت ایران بود. شما سردار پاکبازی را به شهادت رساندید که عشق او در قلب فرد فرد ما ایرانیان موج می زد. انسان وارسته و شجاعی را به خاک و خون کشیدید که تنها جرمش، برچیدن وحوش خونخوار داعشی از سرزمین پیامبران توحیدی بود. شما مدافع بی ادعای زنان و کودکان بی پناهی را کشتید که سر ماران تشنه به خونی را که در آستین شما پرورش یافته بودند به سنگ کوبید و قاتلان و مثله کنندگان ملت های مظلوم ایران و عراق و سوریه را به خاک ذلت و نابودی کشاند. شما علمدار سپاه حق در برابر باطل را به شهادت رساندید و به خیال خام تان انتقام نابودی داعش را از ملت ایران گرفتید.

▪️اما دلخوش نباشید که این اشتباه تاریخی، آغازگر ناکامی، ذلت و افول قدرت پوشالی و شیطانی دولت آمریکاست.

▪️اکنون قاسم سلیمانی به دست شما به آرزوی دیرینه ی خود که آرزوی همه ی مجاهدان راه شرف و مردانگی است، رسید. همان گونه که سرور و سالار شهیدان جهان حضرت امام حسین (ع) که پاک ترین مخلوق خداوند بر روی زمین بود به دست ناپاک ترین مخلوقات عالم به شهادت رسید و تا ابد زنده ماند و الهام بخش آزادگان جهان شد. پس شما هم از امشب آسوده سر بر بالین نگذارید که سرنوشت محتوم یزید بن معاویه، منتظر شما و سپاهیان خونخوار و پلیدتان در سرزمین های اسلامی است.

▪️در پایان با تأسی به عصاره ی فضایل ملت ایران حافظ بزرگ که فرمود: "با دل خونین لب خندان بیاور همچو جام" به یادتان می آورم که ما ایرانیان با وجود دل خونینی که از برخی نابسامانی های داخلی داریم، در برابر دشمنان پلیدی چون شما خم به ابرو نمی آوریم و با همه ی تلخکامی ها، رهبر خود را که پرچم دار مبارزه با وحوش پلیدی چون شماست، تنها نمی گذاریم.



✍🏻افشین علا
🗓دی ۹۸



✨🆔 @afshinala ✨
🔺 کانال اشعار و یادداشتهای افشین علا