افشين علا
9.98K subscribers
1.21K photos
243 videos
1 file
1K links
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
"مرا به خانه ی زهرای مهربان ببرید
به خاک بوسی آن قبر بی نشان ببرید"


📝افشين علا

‎✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
‏ @afshinala
🌱تقدیم به همسرم به مناسبت روز زن🌱

✨کنج امن✨


اگر خسته ام یا دلی تنگ دارم
اگر با خودم هم سر جنگ دارم

اگر زخم ها خوردم از نارفیقان
که از شرح و تفصیل آن ننگ دارم

خراش و ترک های بسیار بر دل
اگر مثل آئینه از سنگ دارم

اگر از چپ و راست بر شانه، زخمی
ز شمشیر تزویر و نیرنگ دارم

بریدند اگر نانم، اما به سیلی
هنوز اندکی بر رخم رنگ دارم...

به فضل الهی است، چون کنج امنی
به زیبایی نقش ارژنگ دارم

که یاری برازنده از نسل پاکان
زنی با غرورم هم آهنگ دارم

زنی چشم و دل سیر و افتاده، اما
مزین به آئین و فرهنگ دارم

از او زیر این سقف، باغی پر از گل
فراتر ز هکتار و فرسنگ دارم

جهان در کنارش چنان است روشن
که جام جم انگار در چنگ دارم

عنایات سنگین دلان را نجویم
که در خانه گنجی گران سنگ دارم


📝افشين علا

✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
‏ @afshinala
❤3
⚽️ سوت پايان ⚽️



قاصد مرگ باز هم در زد
بر دل اهل خانه، خنجر زد

خبر آورد و ملتي را سوخت
غم، شبيخون به قلب كشور زد

دشنه بر گرده، بارها زده بود
خنجر از پشت، بار ديگر زد

واي از آن آتشي كه اين خنجر
بين ياران به جان مادر زد

رسم انصاريان رفاقت بود
به رفيقان رفته اش سر زد

آسمان آمدش به استقبال
سرزمين گرچه خاك بر سر زد

در فلك، مهرداد ميناوند
بوسه بر چهره ي برادر زد

به اجل، تيم دوستداران باخت
سوت پايان او چو داور زد

تور دروازه شد دوباره سياه
ياد آن گل، كه بار آخر زد

چون كه عمري به عشق مادر زيست
روز مادر از اين قفس پر زد


📝افشين علا
🗓بهمن ٩٩

‏✨🆔 @afshinala ✨
🔺 کانال اشعار و یادداشتهای افشین علا🔺
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🌺 شعری برای مادرم 🌺

‏✨🆔 @afshinala ✨
🔺 کانال اشعار و یادداشتهای افشین علا🔺
▪️ به مناسبت ٢٩ جمادي الثاني سالروز وفات حضرت ام كلثوم (س)


🔸نان و نمك تو خورده مولا...🔸



ای نامه ی سربه مهر مکتوم
ای مادر صبر، ام کلثوم!

ای میوه ی بوستان احمد
ای حاصل وصلت دو معصوم

مجهول جهانیان، چو زهرا
چون زهره، ولی به عرش،معلوم

هرچند که غافل از تو تاریخ
ما گرچه به غفلت ازتو محکوم

چون خون حسين، عطر نامت
جاري شده از حجاز تا روم

در صبر و وقار، همچو زینب
پرونده ی ظلم کرده مختوم

خدمت شده افتخار جبریل
وقتی تو و زینبید، مخدوم

شرمنده ی خطبه بلیغت
منظومه ی هر کلام منظوم

نان و نمک تو خورده مولا
درآن شب واپسین محتوم

دیدی تو اگر چه داغ زهرا
هم غربت دفن، در شبی شوم

هم داغ برادری که بی سر
هم داغ برادری که مسموم

هم داغ برادری که بی دست
افتاده به خاک از آب، محروم

هم اکبر خود که گشته پرپر
هم قاسم خود که گشته مقسوم

اما زتو صبر گشته عاجز
زیرا تو فراتری ز مفهوم

هم ظلمت کوفه از تو نابود
هم شام سیاه، ازتو معدوم

جانم به فدای خاک پایت
ای سرو خمیده، ام کلثوم!...

‏
✍🏻افشین علا




‎✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
‏ @afshinala
http://www.pana.ir/news/1162830

‏✨🆔 @afshinala ✨
🔺 کانال اشعار و یادداشتهای افشین علا🔺
‏✨🆔 @afshinala ✨
🔺 کانال اشعار و یادداشتهای افشین علا🔺
مراسم بزرگداشت مجازی آیت الله مهدی محی الدین الهی قمشه ای .
چهارشنبه 29 بهمن ماه ساعت 14-16
این نشست از پایگاه اسکای روم انجمن پخش می‌شود. علاقه‌مندان می‌توانند با فشردن گزینه «میهمان» بیننده این مراسم باشند.همچنین این برنامه از طریق صفحه اینستاگرام انجمن هم منتشر می شود.
@howzehoralhistory
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
سخنرانی افشین علاء در مراسم بزرگداشت آیت الله مهدی محی الدین الهی قمشه ای ، چهارشنبه 29 بهمن ماه 1399
@anjomanasarmafakher

‏✨🆔 @afshinala ✨
🔺 کانال اشعار و یادداشتهای افشین علا🔺
Forwarded from چشم شرقی
🔹قصاص: اشارت‌ها و رهیافت‌ها

مدتی است گزارش ستیزها و برخوردهای منجر به قتل، زود به زود به گوش می‌رسد. علتش هرچه باشد، پیامدهایش مهم‌تر است: در یک طرف، خانواده‌ای داغدار عزیزی از دست رفته است. از طرف دیگر، خانواده‌ای نگران از دست دادن عضوی است که باید «قصاص» شود و گاه این عضو، نان‌آور خانواده یا نوجوانی تازه‌بالغ است! غم‌انگیزتر آن که در بسیاری از موارد، این دو خانواده با هم فامیل و آشنا هستند.
قصاص چیست؟ چرا قرآن کریم این تعبیر را به کار برده است؟ شیوه بیان این حکم در قرآن چگونه است؟ آیا این شیوه بیان، به ما راهی نشان می‌دهد تا هم از برخی پیامدهای ناگوار این پدیده بکاهیم و هم با سخن قرآن مخالفت نکنیم؟
آیه قصاص در قرآن، چنین است:
وَلَكُمْ فِي الْقِصَاصِ حَيَاةٌ ياأُولِيْ الأَلْبَابِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُون: ای خردمندان! برای شما در قصاص، زندگانی‌ای است؛ شاید تقوا پیشه کنید. (بقره:179)
پیش از پرداختن به اشارات این آیه، باید اشاره کرد که قرآن، راهنمایی برای همه نسل‌ها است؛ اما در عین حال، در لایه‌های خود یک سیر تکاملی دارد و به گونه‌ای سخن گفته است که بتوان به تناسب هر روزگار و اوضاع و احوال، آن لایه از پیام را فهمید و اجرا کرد که با همان وضعیت تناسب داشته باشد. مثلا در همین آیه، چند اشارت گنجانده شده است:
1. مخاطب، خردمندان هستند. از این جا، می‌توان فهمید که موضوع پیام، دارای جنبه‌های عقلانی است و باید با خردمندی و دور از عاطفه و هیجان، با آن برخورد کرد. پس هم در فهم و هم در اجرای آن، باید تابع عقل بود.
2. تعبیر «قصاص» به کار رفته است، نه انتقام و نه جبران و نه واژه‌های مشابه. قصاص یعنی پی گرفتن و دنبال کردن. قصه نیز با همین واژه هم‌خانواده است. قصاص یعنی امور مربوط به آن اتفاق از جنبه‌های گوناگون پیگیری شود و به پیامدهایی که پس از این تصمیم به بار می‌آید، توجه گردد.
3. مقصود و هدف و حکمت این کار، زندگانی و حیات است، نه سلب حیات.
4. آن چه درنهایت امید می‌رود، تقوا است، یعنی خودنگاهداری و پرهیز از هر چیز که با آن هدف و حکمت ناسازگار باشد.
یک لحظه فکر کنیم که قرآن می‌توانست بدون این چهار اشارت، حکم کند که برای جبران قتل یک فرد، شخص قاتل را بکشند یا با رضایت خانواده مقتول، از او دیه بگیرند. اما چرا با خردمندان سخن می‌گوید و واژه «پیگیری» را به کار می‌برد و هدف از این کار را زندگانی می‌داند و در نهایت، ما را به امیدِ تقوا پیش می‌برَد؟
برای فهم این چهار اشارت، باید به آن نکته که نخست گفته شد، بازگردیم. قرآن برای یک جامعه بدوی قبیله‌گرای تعصب‌محور یعنی عصر نزول قرآن، یک لایه از پیام دارد و برای جوامع پیشرفته متمدن خردگرا، یک لایه‌ی دیگر. از خلال اشارت‌های این آیه می‌توان فهمید که قرآن به انسان‌های روزگاران بعد از نزول قرآن، به تناسب پیشرفت تمدنی و فرهنگی، هشدار می‌دهد:
«تقوا در این است که خردمندانه، همه جوانب این ماجرا را پیگیری و بررسی کنید و تصمیمی عاقلانه، نه صرفا عاطفی، بگیرید تا برای شما مایه حیات و زندگانی شود.»
با این برداشت، البته حکم قصاص به جای خودش باقی است. اما در جامعه امروز که بسیاری از روابط اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی و ... با عصر نزول قرآن، آن هم در جزیرة‌العرب، متفاوت است، آن حکم این است: همه پیامدها و جوانب ماجرا را پی بگیرید و فقط در حالی قاتل را بکشید که کشتن او برای جامعه شما با این مشخصات و اوضاع و احوال، مایه حیات گردد. یعنی اگر قاتل، فردی جانی است و در صورت زنده ماندن، همچنان تهدیدی برای حیات و امنیت جامعه خواهد بود، کارش را بسازید؛ اما وقتی فردی از روی عصبانیت یا جهل یا عوامل مشابه، اختیار از دست داده و یک عضو جامعه را از حیات محروم کرده، شما به این محرومیت دامن نزنید و جان او را نگیرید تا حیات جامعه حفظ گردد و تقوای فردی و جمعی رعایت شود. شرط عقل و خرد این است که یک خانواده دیگر را مانند خود داغدار نکنید. حتی در طلب دیه نیز به گونه‌ای عمل کنید که بستگان قاتل بتوانند از پسِ پرداخت آن برآیند و به هزارویک مکافات که خودش با حیات ناسازگار است، نیفتند.
اگر این پیام نهفته در لایه‌های اشارات قرآنی ـ که پیشوای معصوم به آن «بَطن» گفته است ـ درک شود، اسلامیان و قرآنیان به رحمت و عطوفت و حکمت تنیده شده در این حکم پی می‌برند و این اندازه اصرار بر انتقام و التیام روحی (!)، به هر قیمت ممکن، از جامعه اسلامی دور می‌شود. با احترام به عواطف همه خانواده‌هایی که درگیر این ماجرا می‌شوند، باید گفت: محروم کردن یک انسان دیگر از حیات، پیام قرآنی قصاص نیست، مگر در جایی که کشتن آن قاتل به سود حیات جامعه و کاری عقلانی و خردمندانه با توجه به پیگیری همه تبعات و پیامدهای آن باشد.
https://t.me/cheshmesharghi
🔸 پدر 🔸


پدرم را با خود
بردم امروز به آرایشگاه
گرچه آن قیچی تیز
موی ما هر دو نفر را می چید،
دم به دم کم می شد
از پدر، موی سفید
از پسر، موی سیاه...

من در افکار خودم غرقه و چشمان پدر
پشت آن عینک براق و تمیز
به من از آینه می کرد نگاه...

موی من روی زمین ریخته بود
تیغ سلمانی نیز
گاه و بیگاه به موهای من از موی پدر می افزود
مثل باریدن برف
روی یک خرمن ویران و تباه...



✍🏻افشین علا


‎✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
‏ @afshinala
🔸در اين آشفته حالي ها... 🔸



از ایوان نجف رویی به استقبال برگردان
به حال خوش، مرا ای احسن الاحوال برگردان

ترازوی ستم را بشکن از شاهین ابرویت
ز دزدان، سهم ما مثقال تا مثقال برگردان

سؤال مال را پاسخ، زغال آتشین دادي
نوال بذل و بخشش را بدان منوال برگردان

به پیش چشم غارتگر بچرخان ذوالفقارت را
چنین سهم یتیمان را به بیت المال برگردان

تفأل بر تو باید زد در این آشفته حالی ها
تو ای قرآن ناطق، قرعه از این فال برگردان

زر و سیم خوانین را ز کابین زنان، بستان
خواتین ز خشم آزرده را خلخال برگردان

ز دام رهزنان دین و دنیا، شیعیانت را
به دامان خودت ای کعبه آمال برگردان...



✍🏻افشین علا



‎✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
‏ @afshinala
◼️“ماه نخشب “◼️


این ماه نخشب است که در تب نشسته است
یا دختـر علــی کـه بـه مـرکـب نـشسته است؟

این گـــل زبــاغ کـیـسـت کــه از عــطـر دامـنـش
بر خـــاک تـفـتـه لالـــه و کـوکــب نشسته است

این بحر بـی‌کرانـه چـه دیـده‌سـت کـــایـنـچـنـیــن
از مـوج خـون و خـشـم، لبـالـب نشـسـته اسـت

آیـــا اسـیـــر می بــری ای شــام تــیــره بــخـت؟
این سوره‌ی نساست که درشب نشسته است

این زن همان زن اسـت کــه بر خـــاک درگــهـش
روح الامین همــــاره مـــؤدب نشــستــه اســـت

طوفـان خــشـم فاطـــمــه مــی‌پــرورد بــه جــان
امشــب اگــر چــه زمــزمـه بر لب نشسته است

بار امـــانـتــی کـــه فــلـک مــی‌کـشــد بــه دوش
بر شــانــه هـای زخـمــی زینـب نشسته است

زنـــجـــیــر را بـــگـــو کـــــه مـــــدارا کـنــد دمــی
این ماه نخشب است که در تب نشسته است



✍🏻افشین علاء



‏✨🆔 @afshinala ✨
👆🏻 کانال اشعار و یادداشتهای افشین علا👆🏻
شوخي نكن با من!


دستي نوشت اين جمله را با خط برجسته:
پروانه، ديشب ناگهان از پيله اش رسته

از جا پريدم، پايم اما بود در زنجير
او رفت و ما مانديم در زندان دربسته

با ابرها پيوست، اما تار و پودم را
از هم گسست اندوه آن ابروي پيوسته

حق است مرگ، آري ولي اين رسم رفتن بود؟
خوب است دل كندن، ولي آهسته آهسته

در چشم ما چندي درخشيد و شتابان رفت
زيرا شهاب از جان به سرعت مي شود خسته

بگذار باراني شوم، دست از سرم بردار
اي چتر! وقتي يوسفم دست از جهان شسته

تالار مسجد، دسته گل، روبان... نيازي نيست
وقتي كبوتر پر كشيد از روي گلدسته

اكنون كه حق را ديده، از ما بگذرد اي كاش
شايد بدي كرديم در حقش ندانسته

اي مرگ! خواهش مي كنم شوخي نكن با من
آن چشم هاي شوخ را آيا اجل بسته؟!


✍🏻افشین علا
🗓اسفند ٩٩


‌‎✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️

‏ @afshinala
✨به پاپ اعظم✨

بزرگ دين مسيحيد و پير و عالم نيز
پس احترام شما واجب است و لازم نيز

عراق، يكسره برخاست پيش پاي شما
به پيشواز و پذيرايي و مراسم نيز

مراحميد در اين سرزمين، به ويژه كنون
كه شد رها حرم از زحمت مزاحم نيز

به بارگاه علي و به قتلگاه حسين
خوش آمديد، به خاك جواد و كاظم نيز

قدم به وادي هادي نهاده ايد اي پاپ!
به مهد عسكري و خاستگاه قائم نيز

به سيستاني دانا دهيد دست وفاق
كه مرجع است ولي بر قلوب، حاكم نيز

اعاظم نجف اي كاش پاپ اعظم را
كنند آگه از اعمال غرب ظالم نيز

جناب پاپ! چه خوب است گر سري بزنيد
به آن گذار كه افتاده دست قاسم نيز

همان امير شهيدي كه غول داعش را
شكست داد و ستاند از كفش غنائم نيز

مجاهدي كه از او يافت امن و آرامش
عراق و سوريه ي خسته و مقاوم نيز

رهين منت اويند شيعه و سني
مسيحيان ستم ديده از مهاجم نيز

به او نداد نه تنها نشان صلح نوبل
كه غرب، خود ترورش كرد با ملازم نيز

تشر زنيد به قاتل، وگر ميسر نيست
سخن به طعنه بگوييد يا ملايم نيز

دوام عيسويان از ابومهندس هاست
چنان كه ايزديان و يهود و مسلم نيز


✍🏻افشین علا
🗓اسفند ٩٩

‌‎✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
‏ @afshinala
به مناسبت سالروز شهادت حضرت امام موسي كاظم (ع)


▪️ کاظمین ▪️



گذرم فتاده به جاده ای
که رسد به چشمه ی باده ای

من تشنه کام و رهی چنین؟
چه مسافری و چه جاده ای!

شده بیخود از همه سو کسی
همه سو فتاده فتاده ای

چکد اشک دیده به خاک ره
ز سواره ای، ز پیاده ای

چه رهی! که خود به دو کهکشان
کشدم بدون اراده ای

به چه مهری و به چه اختری
به چه پیری و به چه زاده ای

پدر رضا، پسر رضا
چه نیایی و چه نواده ای

به حرم نگر، چه ضیافتی!
ز کرم، چه خوان گشاده ای

دل من خوشا به سعادتت
چه گرفته ای و چه داده ای!


✍افشین علا


‏🆔 @afshinala
‌‎✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
به مناسبت سالروز وفات حضرت ابوطالب (ع)

پير قريش


اي تكيه گاه كودكي شاه عالمين
پيرانه سر ز عشق محمد به شور و شين

از خاك خانه ي تو نبي خيزد و وصي
نازم به دامن تو كه پرورده حسنيين

زان رو دليل خلقت عالم يتيم شد
تا تو به ديده اش بنشاني چو نور عين

چتر تو را و فاطمه را داشت روي سر
محروم اگرچه بود محمد ز والدين

مديون توست آن كه جهان زير دين اوست
اي واي ما كه بر تو نكرديم اداي دين

پير قريش! حرمت نامت اگر نبود
مي برد شرك، شوكت اسلام را ز بين

توحيد بود كيش تو پيش از ظهور حق
تسليم بود قلب تو قبل از شهادتين

دست تو بر ميان علي بست ذوالفقار
بگشود اگر به جنگ، صف بدر يا حنين

در كربلا فقط جگر مصطفي نسوخت
آري تو نيز جد حسن بودي و حسين



✍🏻افشین علا
🗓اسفند ٩٩


‏✨🆔 @afshinala ✨
🔺 کانال اشعار و یادداشتهای افشین علا🔺
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
«هدیه ای به کودکان در عید مبعث»

🔸طعم صلوات🔸


✅نمي دانم چه مدت از ساخت اين انيميشن مي گذرد. شعرش از من است، ولي از ساختش بي خبر بودم!
البته مهم نيست. شعر براي پيامبر رحمت است و مخصوص كودكان. پس فقط به من تعلق ندارد و نشر آن به هر شيوه اي برايم مغتنم است.
از سازندگان اين انيميشن هم تشكر مي كنم. فقط اي كاش با هماهنگي خودم اين كار را انجام مي دادند تا دست كم مانع تغييرات اندك اما نادرستي شوم كه در شعر انجام داده اند.
با اين همه، كار لطيف و دلنشيني است.
توصيه مي كنم به عشق رسول مهرباني ها و براي چند دقيقه قدم زدن در حال و هواي پاك و زلال دنياي كودكان، اين انيميشن را ببينيد و براي عزيزان تان هم بفرستيد.



✍🏻افشين علا


‏✨🆔 @afshinala ✨
🔺 کانال اشعار و یادداشتهای افشین علا🔺
🔺نفوذي ها🔺



به حلقوم ها خفته فريادها
كه از حد فزون گشت بيدادها

نمي آيد اي خائنان! بوي خوش
از اين ماجراها و رخدادها

فساد شما را رصد مي كنيم
رسد روز كيفر به مرصادها

چه كرديد با شادي ملتي
كه اميدشان رفت بر بادها؟

همان ملت سر به زيري كه بود
به هر وعده، حاضر به ميعادها

كه تقديم تان كرد دهها هزار
شهيد جوان، چون پريزادها

بسي همت و كاوه و باقري
بسي باكري ها و صيادها

چه كرديد با يادگاران جنگ؟
كجا شد جوانمردي رادها؟

علف هاي هرز از چه روييده اند
به جولانگه سرو و شمشادها؟

ز خدمت گزاران لايق چه ماند
به جز خاطرات و به جز يادها؟

چرا دل سپردند پيلان به پول؟
چرا نرم گشتند پولادها؟

چهل سال و اندي نديديد هيج
ز ملت جز ايثار و امدادها

به سرما و گرما به ميدان شتافت
چه در بهمن و دي، چه مردادها

پر از عيب بوديد اما ز خلق
گرفتيد هر لحظه ايرادها

ز بادي كه در غبغب انداختيد
دچارند خوبان به غمبادها

بهاي ستون هاي كاخ شماست
بسي جان شيرين فرهادها

چو روح شروري به جلد شما
چرا رخنه كردند جلادها؟

به مسند چرا گرم داد و ستد
نشستند رندان چو قوادها؟

چو ضحاك بر تخت و هر يك به دوش
دو مار از پسرها و دامادها

خلايق به دوزخ ز فقر شديد
ولي در بهشتند شدادها

نه غارت چنين كرد قوم مغول
نه قزاق ها و بريگادها

به عزلت، ز جولان بي مايگان
چه بسيار طلاب و استادها

نواهاي ديني پر از ابتذال
چه در سوگواري، چه ميلادها

رشيدند مردم، برازنده نيست
به گلگشت شان، گشت ارشادها

چرا سفله جويند نام آوران؟
مگس پرورند از چه قنادها؟

"ولي" ساده زي و مديران چو شاه!
ملوليم از اين جمع اضدادها

نظامي كه لرزيده در عالمي
از او پايه ي كفر و الحادها،

نشايد كه بسپارد اين گونه سهل
ديار شهيدان به شيادها

هم از داعش زور و تزوير و زر
نزيبد بلرزند بنيادها

فساد درون را دگر چاره اي
نمانده ست جز تيغ فصادها

قلم از سر صدق، چرخانده ام
ندارم هراس از قلمدادها

سزد تا دهند آمران، نقد زر
به جاي عقوبت به نقادها



✍🏻افشین علا
🗓اسفند ٩٩


‌‎✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
‏ @afshinala
‌‎✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
‏ @afshinala