احادیث صحیح بخاری
3 subscribers
الله

کانال اهل سنت♡

احادیث ترجمه شده صحیح بخاری
Download Telegram
د:
بسم الله الرحمن الرحيم
از جانب محمد بنده و پيامبر خدا به هرقل پادشاه روم: سلام بر كسي كه هدايت را برگزيند. اما بعد: بدانيد كه من به اسلام دعوت مي كنم. اگر دعوت اسلام را بپذيري، در امان خواهي بود و نزد خداوند پاداشي دو چندان خواهي داشت. و اگر (از قبول دعوت من) روي بگرداني، گناه رعيت و زيردستانت برگردن تو خواهد بود. (اي اهل كتاب! بياييد بسوي چيزي كه ميان من و شما مشترك است. يعني اينكه: بجز خداي يكتا، كسي را نپرستيم وچيزي با وي شريك نگردانيم. و هيچ يك از ما ديگري را بجاي خداوند، پروردگار خود قرار ندهد. اگر روگرداني نمودند، بگوييد: (اي اهل كتاب!) گواه باشيد كه ما مسلمانيم).
ابوسفيان مي گويد: پس از اينكه هرقل، نامه را قرائت كرد و سخنانش به پايان رسيد، شلوغ شد و همهمه اي بپا گرديد. و ما را از آنجا بيرون كردند. من خطاب به همراهانم گفتم: توجه كرديد دين ابن ابي كبشه (محمد) چنان پيشرفت كرده كه پادشاه زرد پوستان (روم) نيز از آن به وحشت افتاده است. ابوسفيان مي گويد: مطمئن شدم كه رسول الله  بر هرقل غالب خواهد شد، تا اينكه خداوند مرا مشرف به اسلام كرد.
ابن ناطور؛ فرماندار ايليا و رهبر مسيحيان شام؛ كه از دوستان هرقل بود، حكايت مي كند كه: روزي، هرقل به ايليا آمده بود، صبحدم با چهره ايي آشفته و پريشان از خواب برخاست. برخي از دوستان نزديكش، به وي گفتند: ما تو را پريشان و ناراحت مي بينيم؟ ابن ناطور ميگويد: هرقل كه در كَهانت، مهارت داشت و علم ستاره‏شناسي را خوب مي دانست، در پاسخ آنها گفت: ديشب كه به ستاره ها نظر انداختم، به اين نتيجه رسيدم كه پادشاهي كه ختنه مي‏كند، ظهور كرده و بازي را از ديگران برده است. و بعد، پرسيد: از اين امت، چه كساني ختنه مي‏كنند؟ حاضران جواب دادند: بجز يهود، كسي ديگر ختنه نمي كند. و از آنان، هيچ خوف و هراسي نداشته باش. و به تمام شهرهاي مملكت خود فرمان صادر كن تا يهودي‏ها را بكشند و از بين ببرند.آنها در همين بحث و گفتگو بودند كه شخصي از طرف پادشاه غسان، به دربار هرقل آورده شد. اين شخص، دربارة رسول الله  خبر داد. هرقل دستور داد تا بررسي كنند كه او ختنه شده است يا خير؟ مأموران پس از بررسي لازم، گفتند: بلي، ختنه شده است. هرقل از آن شخص، پرسيد: آيا عربها ختنه مي كنند؟ وي پاسخ داد: بلي. با شنيدن اين سخن، هرقل بلا فاصله گفت: محمد پادشاه اين امت است كه ظهور كرده است . و به يكي از دوستان خود كه در روميه بود و از نظر دانستن علم نجوم، هم رديف او قرار داشت، نامه اي نوشت و او را از تمام ماجرا آگاه كرد. و خودش به طرف حمص، براه افتاد. اما هنوز از حمص بيرون نرفته بود كه پاسخ نامه از طرف دوستش رسيد. وي دربارة نبوت رسول الله  با اظهارات هرقل، اتفاق نظر داشت. هرقل سرداران روم را در قلعة حمص، جمع كرد و دستور داد كه درهاي آن را ببندند. درها بسته شد. سپس، هرقل آمد و به ايراد سخن پرداخت و گفت: اي اهالي روم! آيا مي خواهيد نقشي در رشد و كاميابي داشته باشيد و سلطنت شما جاودان بماند؟ پس با اين پيامبر، بيعت كنيد. سرداران روم با شنيدن اين خبر، مانند الاغ هاي وحشي بسوي دروازه ها فرار كردند اما دروازه ها بسته شده بود. وقتي هرقل، تنفرآنان را از ايمان آوردن مشاهده كرد و مأيوس شد، دستور داد تا همة آنان را احضار كنند. وقتي حاضر شدند، هرقل خطاب به آنان گفت: منظورم از اين كار، آزمايش استواري و پايداري شما دربارة مذهب بود. كه هم اكنون آن را ملاحظه كردم. ابوسفيان مي‏گويد: با شنيدن اين سخن، مردم هرقل را سجده كردند و از او خشنود شدند. اين بود پايان داستان هرقل.
َلَمَّا رَأَى هِرَقْلُ نَفْرَتَهُمْ وَأَيِسَ مِنَ الإِيمَانِ، قَالَ: رُدُّوهُمْ عَلَيَّ وَقَالَ: إِنِّي قُلْتُ مَقَالَتِي آنِفًا أَخْتَبِرُ بِهَا شِدَّتَكُمْ عَلَى دِينِكُمْ، فَقَدْ رَأَيْتُ فَسَجَدُوا لَهُ وَرَضُوا عَنْهُ فَكَانَ ذَلِكَ آخِرَ شَأْنِ هِرَقْلَ. (بخاري:7)
ترجمه: ابن عباس رضي الله عنهما مي گويد: ابو سفيان بن حرب، براي من چنين حكايت كرد: هنگاميكه با كارواني از تجار قريش، در شام بسر مي بردم، هِرقل؛ پادشاه روم؛ سفيري را نزد من فرستاد و مرا به دربار خويش، فراخواند. (اين جريان متعلق به دوراني است كه رسول الله  با ابوسفيان و كفار قريش معاهده اي بسته بود). در ايليا به دربار هرقل رسيديم در حاليكه همه بزرگان وسرانِ روم نيز آنجا حضور داشتند. هرقل، مترجمِ خود را احضار نمود و خطاب به سرداران قريش، گفت: كدام يك از شما با كسي كه مدعي نبوت است (پيامبر خدا) از لحاظ خويشاوندي نزديك‏تر مي باشد؟ ابوسفيان مي‏گويد: گفتم: من از بستگان بسيار نزديك او هستم. هرقل گفت: ابوسفيان را بگوييد، تا در كنار من بنشيند و همراهانش را پشت سر او بنشانيد. سپس، به مترجم خود گفت: به همراهان او بگو: مي‏خواهم در مورد كسي كه در حجاز، ادعاي نبوت كرده است، از ابوسفيان اطلاعاتي كسب كنم. اگر او (ابوسفيان) با من دروغ گفت، او را تكذيب كنيد. ابوسفيان مي‏گويد: اگر از همراهانم نمي ترسيدم كه مرا متهم به دروغگوئي نمايند، حتماً عليه آنحضرت  دروغ مي گفتم. نخست، هر قل از نسبش پرسيد؟گفتم: او در ميان ما، از نسب با لايي برخوردار است. سپس، پرسيد: آيا غير از او، كسي ديگر از ميان شما ادعاي نبوت كرده است؟ گفتم: خير. گفت: آيا اَشراف و بزرگان از وي پيروي مي كنند يا فقراء ومستضعفان؟ جواب دادم: مستضعفان. گفت: كسي از نياكان وي، پادشاه بوده است؟ گفتم: خير. پرسيد: آيا پيروانش روز بروز بيشتر مي شوند يا كمتر؟ گفتم: بيشتر مي شوند. هرقل پرسيد: آيا كسي كه دين محمد را پذيرفته، بخاطر ناپسند شمردن دينش، دوباره منحرف شده است؟ گفتم: خير. پرسيد: آيا او پيمان شكني مي كند؟ گفتم: خير، و در حال حاضر ما با وي پيمان صلحي بسته ايم و نمي دانيم چه خواهد كرد؟ ابوسفيان مي گويد: جز جملة فوق، چيز ديگري نتوانستم عليه پيامبر بگويم. هرقل پرسيد: آيا شما با وي جنگيده ايد؟ گفتم: آري. پرسيد: حاصل و نتيجة جنگ چگونه بوده است؟ گفتم: گاهي او پيروز شده و گاهي ما پيروز شده ايم. هرقل پرسيد: پيام او براي شما چيست؟ گفتم: اين است كه خدا را عبادت كنيد، و به وحدانيت و يگانگي او ايمان داشته باشيد، و از اعمال و عقايد شرك‏آميزي كه نياكان شما داشته اند، دست‏ برداريد. علاوه بر اين، ما را به اقامة نماز، راستگويي، صله رحم و پاكدامني امر مي كند. ابوسفيان مي گويد: بعد از اين، هرقل به مترجم خود گفت: به ابوسفيان بگو: من از نسب او پرسيدم، تو او را از لحاظ نسب از خود بهتر معرفي كردي. آري، هر پيامبري (كه مبعوث شده) از والاترينِ نسب، در ميان قوم خود، برخوردار بوده است. پرسيدم: از ميان شما قبلاً كسي ادعاي نبوت كرده است؟ جواب منفي دادي. اگر كسي قبلاً از شما ادعاي نبوت كرده بود، مي توا نستم بگويم او از همان مدعي قبلي تقليد مي كند. پرسيدم: كسي از نياكان او سلطان و پادشاه بوده است؟ گفتي خير. اگر چنين مي بود مي توانستم بگويم كه او مدعي ميراث پدران خويش است. پرسيدم كه او قبلاً عادت به دروغ گفتن داشته است؟ جواب دادي: خير. يقين نمودم كه كسي كه با مردم دروغ نگفته است، نمي‏تواند دربارة الله، دروغ بگويد. سؤال شد: كه پيروان او از ضعفا هستند يا از مستكبران؟ گفتي : از ضعفا هستند. آري، پيروان انبياي گذشته نيز از همين قشر بودند. سؤال شد: كه پيروان او رو به افز ايش اند يا كاهش؟ گفتي كه روزبروز زياد مي شوند. سؤال شد: كسي كه به دين او گراييده است دوباره، بخاطر ناپسند شمردن دينش، منحرف شده است؟ جواب، منفي بود. يقيناً اصل ايمان چنين است وقتي كه نور آن كامل شد، ديگر از بين نمي‏رود. سؤال شد: عهد شكني كرده است؟ جواب، منفي بود. آري، هيچ پيامبري عهد شكني نمي كند. سؤال شد: شما را به چه چيز فرا مي خواند. گفتي: كه ما را به پرستش الله، فرا مي خواند و از شرك و بت پرستي، باز مي دارد و به نماز، راستگويي، درستكاري و پا كدامني دعوت مي دهد. ابوسفيان مي گويد: در پايان گفتگو، هرقل گفت: اگر آنچه را كه گفتي، حقيقت داشته باشد، روزي فرا مي رسد كه همين جاي پاي مرا تصرف كند. همانا من مي دانستم كه چنين پيامبري ظهور خواهد كرد. اما نمي دانستم كه او از ميان شما خواهد بود. اگر مي دانستم كه مي توانم با او ملاقات كنم، از هم اكنون، امور لازم را براي ديدار او ترتيب مي دادم. اگر بتوانم او را دريابم شخصاً پاهاي (مباركش) را خواهم شست. بعد، هرقل نامه اي را كه رسول الله  به وسيلة دحيه كلبي به حاكم بصره فرستاده بود و مخاطب آن هرقل بود، خواست و قرائت نمود. در آن نامه چنين نوشته شده بو
باب (1): اين قول پيامبر  كه اسلام بر پنج چيز بنا شده است

8 ـ عَنِ ابْنِ عُمَرَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمَا قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ : «بُنِيَ الإِسْلامُ عَلَى خَمْسٍ: شَهَادَةِ أَنْ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ وَأَنَّ مُحَمَّدًا رَسُولُ اللَّهِ، وَإِقَامِ الصَّلاةِ، وَإِيتَاءِ الزَّكَاةِ، وَالْحَجِّ، وَصَوْمِ رَمَضَانَ». (بخارى:8)
ترجمه: از ابن عمر رضي الله عنهما روايت است كه رسول الله  فرمود: «اسلام بر پنج چيز بنا شده است: نخست، گواهي دادن براينكه خداوند، يكي است و جز او، معبود برحقي وجود ندارد و محمد  رسول خداست. دوم: اقامة نماز، سوم: دادن زكات، چهارم: اداي حج، پنجم: روزه گرفتن ماه مبارك رمضان».
Channel photo updated
باب (2): شاخه هاي ايمان
9 ـ عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ  عَنِ النَّبِيِّ  قَالَ: «الإِيمَانُ بِضْعٌ وَسِتُّونَ شُعْبَةً وَالْحَيَاءُ شُعْبَةٌ مِنَ الإِيمَانِ». (بخارى:9)
ترجمه: از ابو هريره  روايت است كه نبي‏ اكرم  فرمودند: «ايمان شصت و اندي شعبه دارد و حياء يكي از آن شعبه‏ها است».
باب (3): مسلمان و مهاجر
10 ـ عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ عَمْرٍو رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمَا عَنِ النَّبِيِّ  قَالَ: «الْمُسْلِمُ مَنْ سَلِمَ الْمُسْلِمُونَ مِنْ لِسَانِهِ وَيَدِهِ، وَالْمُهَاجِرُ مَنْ هَجَرَ مَا نَهَى اللَّهُ عَنْهُ». (بخارى:10)
ترجمه: از عبدالله بن عمر رضي الله عنهما روايت است كه نبي اكرم  فرمود: «مسلمان كسي است كه ساير مسلمانان از دست و زبان او در امان باشند. و مهاجر (واقعي) كسي است كه از آنچه خدا منع كرده است، هجرت نمايد». (يعني آنها را ترك كند).
احادیث از باب ایمان کتاب صحیح امام بخاری(رح)
باب (4): بهترين اسلام
11 ـ عَنْ أَبِي مُوسَى  قَالَ: قَالُوا: يَا رَسُولَ اللَّهِ أَيُّ الإِسْلامِ أَفْضَلُ؟ قَالَ: «مَنْ سَلِمَ الْمُسْلِمُونَ مِنْ لِسَانِهِ وَيَدِهِ». (بخارى:11)
ترجمه: ابو موسي  مي گويد: (صحابه) پرسيدند: اي رسول خدا! اسلام چه كسي (نزدخدا) بهتر است؟ فرمود: «اسلام كسي كه مسلمانان از دست و زبان او در امان باشند».
باب (5): طعام دادن از اسلام است
12 ـ عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ عَمْرٍو رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمَا أَنَّ رَجُلاً سَأَلَ النَّبِيَّ : أَيُّ الإِسْلامِ خَيْرٌ؟ قَالَ: «تُطْعِمُ الطَّعَامَ، وَتَقْرَأُ السَّلامَ عَلَى مَنْ عَرَفْتَ وَمَنْ لَمْ تَعْرِفْ». (بخارى:12)
ترجمه: از عبدالله بن عمر رضي الله عنهما روايت است كه: شخصي از نبي اكرم  پرسيد: اسلام چه كسي بهتر است؟ رسول خدا  فرمود: «اسلام كسي كه به آشنا و بيگانه سلام گويد و طعام دهد».
باب (6): جزو ايمان است كه آنچه براي خود مي پسندي، براي برادرت نيز بپسند
13 ـ عَنْ أَنَسٍ  عَنِ النَّبِيِّ  قَالَ: «لا يُؤْمِنُ أَحَدُكُمْ حَتَّى يُحِبَّ لأَخِيهِ مَا يُحِبُّ لِنَفْسِهِ». (بخارى:13)
ترجمه: از انس  روايت است كه نبي ‏اكرم فرمود: «مؤمن كسي است كه آنچه براي خود مي پسندد، براي برادر (مسلمان) خود نيز بپسندد».
Audio
تکبیر تشریق : الله اکبر الله اکبر لا اله الا الله و الله اکبر الله اکبر و لله الحمد –

این تکبیر در ایام عید قربان از نماز صبح روز نهم ذیحجه (روز عرفه)شروع تا نماز عصر روز چهارم عید قربان 13 ذیحجه بر هر مرد و زن پس از سلام هر نماز فرض تکبیر تشریق را بگویند .
باب (7): محبت و دوستي با پيامبر از ايمان است
14 ـ عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ  أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ  قَالَ: «فَوَالَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ لا يُؤْمِنُ أَحَدُكُمْ حَتَّى أَكُونَ أَحَبَّ إِلَيْهِ مِنْ وَالِدِهِ وَوَلَدِهِ». (بخارى:14)
ترجمه: از ابو هريره  روايت است كه رسول الله  فرمود:«سوگند به ذاتي كه جانم در دست اوست، كسي از شما نمي تواند مؤمن باشد، تا زماني كه من (پيامبر ) نزد او از پدر و فرزندش محبوب تر نباشم».
15 ـ عَنْ أَنَسٍ  قَالَ: قَالَ النَّبِيُّ : «لا يُؤْمِنُ أَحَدُكُمْ حَتَّى أَكُونَ أَحَبَّ إِلَيْهِ مِنْ وَالِدِهِ وَوَلَدِهِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِينَ». (بخارى:15)
ترجمه: از انس  روايت است كه رسول اكرم  فرمود: «كسي از شما، نمي تواند مومن ( واقعي) باشد، تا اينكه من (پيامبر) نزد او از پدر، فرزند و همة مردم، محبوب تر نباشم».
باب (10): نماز جمعه بر چه كسي و تا چه فاصله اي فرض است؟
496 ـ عَنْ عَائِشَةَ رَضِيَ الله عَنْهَا زَوْجِ النَّبِيِّ ﷺ قَالَتْ: كَانَ النَّاسُ يَنْتَابُونَ يَوْمَ الْجُمُعَةِ مِنْ مَنَازِلِهِمْ وَالْعَوَالِيِّ، فَيَأْتُونَ فِي الْغُبَارِ، يُصِيبُهُمُ الْغُبَارُ وَالْعَرَقُ، فَيَخْرُجُ مِنْهُمُ الْعَرَقُ، فَأَتَى رَسُولَ اللَّهِ ﷺ إِنْسَانٌ مِنْهُمْ وَهُوَ عِنْدِي، فَقَالَ النَّبِيُّ ﷺ: «لَوْ أَنَّكُمْ تَطَهَّرْتُمْ لِيَوْمِكُمْ هَذَا». (بخارى: 902)
ترجمه: عايشه رضي الله عنها ؛همسر گرامي رسول خدا ﷺ ؛ مي گويد: مردم، روز جمعه از خانه‏هاي خود و از عوالي (مكاني در چهار ميلي مدينه) به طور نوبتي براي شركت در نماز جمعه مي آمدند. و لباسهاي شان در اثر عرق و گرد وخاك، بد بو مي شد. روزي رسول الله ﷺ در خانه من بود كه يك نفر از آنان، نزد آنحضرت ﷺ آمد. رسول الله ﷺ فرمود: «چقدر خوب بود اگر شما براي اين روز، طهارت يعني غسل مي‏كرديد».
497 ـ عَنْ عَائِشَةَ رَضِيَ اللَّه عَنْهَا قَالَتْ: كَانَ النَّاسُ مَهَنَةَ أَنْفُسِهِمْ، وَكَانُوا إِذَا رَاحُوا إِلَى الْجُمُعَةِ رَاحُوا فِي هَيْئَتِهِمْ، فَقِيلَ لَهُمْ: «لَوِ اغْتَسَلْتُمْ». (بخارى:903)
ترجمه: عايشه رضي‏ الله‏ عنها مي‏فرمايد: مردم، خودشان كارهايشان را انجام مي‏دادند و با همان لباسهاي كار، براي اداي نماز جمعه مي‏آمدند. به آنان گفته شد: «چقدر خوب بود اگر امروز غسل مي‏كرديد».
498 ـ عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِكٍ رضی الله عنه : أَنَّ النَّبِيَّ ﷺ كَانَ يُصَلِّي الْجُمُعَةَ حِينَ تَمِيلُ الشَّمْسُ. (بخارى: 905)
ترجمه: انس رضی الله عنه مي‏گويد: رسول ‏الله ﷺ نماز جمعه را پس از زوال آفتاب مي خواند.


@ahadisesahih
باب (9): آيا بر كسي كه نماز جمعه واجب نيست غسل جمعه واجب است؟
495 ـ حديث أَبِي هُرَيْرَةَ رضی الله عنه : «نَحْنُ الآخِرُونَ السَّابِقُونَ» تقدم قريباً وزاد هنا في آخره: ثُمَّ قَالَ: «حَقٌّ عَلَى كُلِّ مُسْلِمٍ أَنْ يَغْتَسِلَ فِي كُلِّ سَبْعَةِ أَيَّامٍ يَوْمًا يَغْسِلُ فِيهِ رَأْسَهُ وَجَسَدَهُ». (بخارى:897)
ترجمه: حديث ابوهريره رضی الله عنه درباره اينكه رسول الله ﷺ فرمود: «ما در دنيا، آخرين امت هستيم. اما روز قيامت، پيشگام همه خواهيم بود»، بيان گرديد. در اين روايت علاوه بر آن، چنين آمده است كه آنحضرتﷺ فرمود: «در هر هفت روز، يك بار، غسل كردن بر هر مسلمان، واجب و ضروري است. يعني هفته‏اي يك بار، بايد سر و بدن خود را بشويد».
السلام علیکم..لطفا کانال مارا به آشنایان و دوستان خود معرفی بکنید..صدقه جاریه است ان شاءالله😇🌱🌱
احادیث صحیح بخاری pinned «السلام علیکم..لطفا کانال مارا به آشنایان و دوستان خود معرفی بکنید..صدقه جاریه است ان شاءالله😇🌱🌱»
☘️🍒☘️🍒☘️🍒☘️🍒☘️🍒☘️



🌷 گوهری از کلام رسول الله صلی الله علیه وسلم

🔖 اَقُرَبً مَایَکًونً العَبدً من ربّهِ وَهوَ سَاجِدً فَاَکثِرٌو ا الدٌّعَاءَ { حدیث صحیح }

🎊 نزدیک ترین حالت انسان به خدا زمانی است که در سجده است ، پس در سجده بسیار دعا کنید .


🔅 برای بر آورده شدن دعا چگونگی دعا و زمان دعا و ایمان قلبی فرد در هنگام دعا خیلی مهمه ، قطعاً دعایی که شما براش وضو بگیرید و سر بر سجده بزارید و از خدا مشکلتون رو بخواهید خیلی میتونه تاثیر گذار تر از دعایی باشه که تو دلتون بیاد و بدون هیچ توجهی گفته بشه و فراموش بشه...





☘️🍒☘️🍒☘️🍒☘️🍒☘️🍒☘️
❇️ حدیث نبوی صلی الله علیه وسلم

🌷انّما الاَ عمال بِالنیّات

هرکسی که به خداوند متعال و پیامبرش ایمان نداشته باشد کار نیکش او را سودی نمی بخشد .همچنین تنها نیت خیر نیز کار ساز نیست که شخص بدان دلخوش باشد .

☘️ حدیث مبارک نیز یک طرف قضیه را اعمال دانسته است اگر اعمال نیک با نیت خوب ،تواَم باشد کلید توفیق به دست می آید . بعضی از اشخاص می گویند :دل آدمی باید پاک باشد . در جواب می گوییم : آری نیت پاک رکن اصلی تقوا است ، اما در کنار آن عمل نیز باید کار آمد باشد تا حقیقت ایمان به ثبوت برسد . و اِلّا با حلوا حلوا گفتن دهان شیرین نمی شود .

🎋 از ابراهیم ادهم سئوال شد ، خداوند در قران کریم فرموده است : مرا فرا خوانید تا دعایتان را اجابت کنم ، پس چرا ما دعا می کنیم ولی مقبول نمی افتد ؟ ابراهیم جواب داد : دلهایتان از ده چیز غافل است : 1- خدا را شناختید ولی حقّ او را ادا نکردید 2- قرآن خواندید ولی به آن عمل نکردید 3- ادّعا دارید که با شیطان مبارزه می کنید در حالی که از دستور او پیروی نمودید 4- گفتید که دوستدار رسول خدا هستید و حال انکه دستور او را رها کرده اید 5- خواستار بهشت شدید اما برای رسیدن به بهشت کاری نکردید 6- مدّعی هستید که از دوزخ می ترسید ولی از ارتکاب به گناه خود داری نکردید 7- گفتید که مرگ حق است اما برا ی آن آماده نشدید 8- به عیوب دیگران پرداختید در حالی که از عیب های خود غافل ماندید 9- نعمت خدا را خوردید ولی از ان قدر دانی نکردید 10- مرده ها را در قبردفن کردید ولی از آن عبرت نگرفتید .


🌸 حضرت نبی اکرم صلی الله علیه وسلم ، بسیار عبادت می کرد ، روزی به سبب قیام پاهای ایشان ورم کرده بود ،مادر مؤمنین ، حضرت عایشه ( رض ) به او گفت : یا رسول الله ( ص ) آیا این اندازه به خود سخت می گیری در حالی که ایزد منان ، گذشته و آینده ی تو را بخشوده است ؟ حضرت صلی الله علیه وسلم فرمودند : چرا بنده ای سپاسگزار نباشم ؟


🔖 شرح اربعین نبوی فی الاحادیث الصحیح


@ahadisesahih
🥼 لباس قبل از پوشیدن تکان داده شود

🎋تکان دادن لباس ،قبل از پوشیدن سنّت است ،زیرا که رسول اکرم ( ص ) هر لباسی را که می خواستند بپوشند ،نخست آن را تکان می دادند .به تبعیت از رسول الله ( ص ) ما نیز هر لباس را که می خواهیم بپوشیم نخست آن را تکان دهیم تا موجودی مؤذی اگر داخل آن است بیرون رود و ما از ضرر آن نجات حاصل کنیم .

🌷 رسول اکرم ( ص ) قبل از خوابیدن و رفتن به رخت خواب ،رخت خواب را تکان می دادند .تکان دادن پیراهن ،شلوار یا هر لباس دیگر ازاین حدیث استفاده می شود .رسول اکرم ( ص ) تأکید فرمودند که کفشها قبل از پوشیدن باید تکان داده شوند .طبرانی در روایتی نقل کرده است ،روزی نبی اکرم ( ص ) در بیابان بودند و جوراب همراه داشتند .بعد از پوشیدن یک جوراب وقتی می خواستند جوراب دوم را بپوشند ،هنوز نپوشیده بودند که زاغی از پرواز آمد و آن یک لنگ جوراب را با خود برد و بعد از اینکه در بلندای فضای بسیار دور رفت لنگ جوراب را به طرف زمین رها کرد ،وقتی جوراب از ارتفاع بسیار دور با فشار به زمین افتاد ،ماری از داخل جوراب و به دور از نقطه ی محل وقوع جوراب روی زمین پرت شد .

❇️ رسول اکرم ( ص ) با دیدن این صحنه بسیار اظهار مسرّت فرمودند و گفت : بر هر کسی لازم است که موقع پوشیدن جوراب آن را تکان دهد . { طبراني }


📚ادامه دارد...
@ahadisesahih
لفظ جلاله " الله "

(مبحث بسملة)


🔹وبرخی گفته اند : اصل لفظ جلاله الله ،حرف ها (هـ) است که بوسیله انفاس خارج میشود ،پس نفس ها ی انسانها خواه یا ناخواه مشغول ذکرالله هستند ،چه بسا انسانهایی آگاه وچه بسا غافل هستند. وقتی که منقطع شود حیات از انسان گرفته میشود ،پس قوام ارواح وابدان واستقامت هر متنفس از حیوان وابسته به ذات الله متعال ونام اوست .
به همین علت کسانی که از جمله ذاکرین هستند گاهی این اسم برآنها تجلی میکند واز زبانشان این نام جاری میشود.

حضرت مولانا عبدالرحمن جامی نقشبندی اشاره فرموده اند؛

ها که دال است بر هویت ذات
مـتعاقب بـود بــراو حـرکـات
حرکت چون ســکون بود جاری
اوبذات خود از همـــه عــاری
هیچ وقت از همه مجرد نیست
لیک با همه یـک مقید نیــسـت
رود این حرف در هـــمه آنات
برنفــس های جمله حیــوانات
همه اورا بـــدین نفــس ذاکر
گــر از او غایب اند اگر حاضر
اسم ذات اولا همین ها بـ‌ــود
لام تعـریف اخــتصاص فــزود


🔹الله متعال، آشکارِپنهان است، برای همین در لفظ جلاله الله دو الف است ،الف اول که برای نسبت اسم "الظاهر" است و الف دوم که در گفتار ظاهر است نه در خط، برای نسبت اسم "الباطن " است .
🔹حروف کلمه توحید(لااله الاالله) تشکیل شده از حروف لفظ جلاله الله (ا ل ه) میباشند ونطق این حروف برای انسان بسیار آسان است وانسان هیچگاه از نطق آن خسته نمیشود وهر انسانی میتواند آنرا به راحتی تلفظ نماید چرا که دندان ها ولب ها برای تلفظ آن هیچ نقشی ندارند

@ahadisesahih