پیش از تحرکات رژیم، ایالات متحده آمریکا از مارس تا مه ۲۰۲۵ عملیات گستردهای تحت عنوان «سوارکار خشن» علیه یمن انجام داد. طی این عملیات بیش از ۱۰۰۰ حمله هوایی علیه پایگاههای فرماندهی، سامانههای پدافندی و مسیرهای لجستیکی انصارالله انجام شد اما به رغم وارد آوردن خسارتهای سنگین، این عملیات نتوانست پرتاب موشکها و پهپادهای یمنی را متوقف کند.
حتی آمریکا در جریان این عملیات با خسارتهای قابل توجهی روبهرو شد؛ از جمله سرنگونی ۷ پهپاد گرانقیمت (هرکدام به ارزش ۳۰ میلیون دلار) و سقوط ۲ جنگنده «اف ۱۸» به دلیل حادثه امنیتی. این ناکامیها باعث شد واشنگتن در نهایت به مسیر مذاکره و آتشبس تن دهد؛ مسیری که بدون دخالت رژیم صهیونیستی پیش رفت و همین موضوع تلآویو را در موقعیت انفعال قرار داد.
حال مسئلهای که چندان به آن توجه نشده، ارتباط انصارالله یمن با عملیات ونزوئلا است. نباید فراموش کرد که نیروی دریایی ارتش آمریکا، اول در کارزار نگهبان سعادت(در دوره بایدن) و سپس در عملیات سوارکار خشن(در دوره ترامپ) با همراهی و کمک ائتلاف غربی(آسپیدس) از نیروهای یمنی شکست خوردند و این شکست باعث شد تا مباحث گستردهای در اندیشکدههای آمریکا و غرب پیرامون لزوم تغییر دکترین دریایی ایالات متحده خصوصا در برابر دشمنان نامتقارن خود همچون یمن صورت گیرد، تا جایی که مباحثی مانند عدم تاثیرگذاری ناوهای هواپیمابر و ... مطرح شد و البته این پیامدهای سیاسی و رسانهای برای هم بایدن و هم ترامپ به همراه داشت. از این رو، نیروی دریایی آمریکا بلافاصله از دریای سرخ به کارائیب تغییر مکان داده و در آنجا حداقل دو نکته جدید را در دستور کار قرار داد:
اول. پرهیز از نبرد فرسایشی و کلاسیک و تلاش برای ترکیب ابزارهای اطلاعاتی و نظامی جهت اجرای یک عملیات سریع و برقآسا.
دوم. طراحی یک کارزار عظیم رسانهای پس از اجرای عملیات جهت نمایش قدرت در سطح جهانی.
پس ما همچنان باید با سطح بالایی از واقعگرایی با مسائل برخورد کرده، نه مرعوب قدرت و نمایش آمریکا شویم و نه آن را دستکم بگیریم. بلکه ترکیب ایمان، شناخت(اطلاعات) دقیق از صحنه، و به کارگیری علم و تخصص، باطلالسحر هر طراحی آنها خواهد بود.
http://telegram.me/amirzahed59
حتی آمریکا در جریان این عملیات با خسارتهای قابل توجهی روبهرو شد؛ از جمله سرنگونی ۷ پهپاد گرانقیمت (هرکدام به ارزش ۳۰ میلیون دلار) و سقوط ۲ جنگنده «اف ۱۸» به دلیل حادثه امنیتی. این ناکامیها باعث شد واشنگتن در نهایت به مسیر مذاکره و آتشبس تن دهد؛ مسیری که بدون دخالت رژیم صهیونیستی پیش رفت و همین موضوع تلآویو را در موقعیت انفعال قرار داد.
حال مسئلهای که چندان به آن توجه نشده، ارتباط انصارالله یمن با عملیات ونزوئلا است. نباید فراموش کرد که نیروی دریایی ارتش آمریکا، اول در کارزار نگهبان سعادت(در دوره بایدن) و سپس در عملیات سوارکار خشن(در دوره ترامپ) با همراهی و کمک ائتلاف غربی(آسپیدس) از نیروهای یمنی شکست خوردند و این شکست باعث شد تا مباحث گستردهای در اندیشکدههای آمریکا و غرب پیرامون لزوم تغییر دکترین دریایی ایالات متحده خصوصا در برابر دشمنان نامتقارن خود همچون یمن صورت گیرد، تا جایی که مباحثی مانند عدم تاثیرگذاری ناوهای هواپیمابر و ... مطرح شد و البته این پیامدهای سیاسی و رسانهای برای هم بایدن و هم ترامپ به همراه داشت. از این رو، نیروی دریایی آمریکا بلافاصله از دریای سرخ به کارائیب تغییر مکان داده و در آنجا حداقل دو نکته جدید را در دستور کار قرار داد:
اول. پرهیز از نبرد فرسایشی و کلاسیک و تلاش برای ترکیب ابزارهای اطلاعاتی و نظامی جهت اجرای یک عملیات سریع و برقآسا.
دوم. طراحی یک کارزار عظیم رسانهای پس از اجرای عملیات جهت نمایش قدرت در سطح جهانی.
پس ما همچنان باید با سطح بالایی از واقعگرایی با مسائل برخورد کرده، نه مرعوب قدرت و نمایش آمریکا شویم و نه آن را دستکم بگیریم. بلکه ترکیب ایمان، شناخت(اطلاعات) دقیق از صحنه، و به کارگیری علم و تخصص، باطلالسحر هر طراحی آنها خواهد بود.
http://telegram.me/amirzahed59
Telegram
Amirzahed59/ماایستاده ایم
@amir_admin59 ارتباط باادمین
ترامپ دنبال تسلیم است نه مذاکره!انچه در ترکیه میگذرد فیک و نوعی صحنه سازی برای حمله ناگهانی است. و حضور عراقچی در ترکیه شفاف سازی هزینه های حمله و مصرف رسانه ایست ..مذاکره ای در کار نیست
http://telegram.me/amirzahed59
http://telegram.me/amirzahed59
Telegram
Amirzahed59/ماایستاده ایم
@amir_admin59 ارتباط باادمین
براساس سناریویی که مارکو روبیو هم بدان پرداخته، آمریکاییها، به دنبال حفظ ثبات ساختاری در ایران هستند. اما ثباتی که با نظم مدنظر آنها تنظیم شده باشد. یعنی ایرانی که کاملا در چارچوب اهداف و منافع غرب باشد..
به همین خاطر، آمریکاییها، بیش از رژیم چنج، به دنبال لیدر چنج هستند؛ یک جابهجایی در رأس هرم قدرت که منافع آمریکا را تضمین کرده و اختیار منابع ایران را نیز به آنها واگذار کند. چیزی شبیه به الگوی ونزوئلا اما با زد و خورد بیشتر..
بر همین اساس، آمریکاییها معتقدند حملهای که بتواند این روند را شکل دهد، بسیار مفید خواهد بود که البته چنین حملهای، لزوما یک حمله گسترده نیست. بلکه حمله محدود، اما پر شدن و نقطهزن است..
در واقع در این ایدهی آمریکایی-انگلیسی، سوریهسازی ایران با استفاده از یک محمد جولانی وطنی، بسیار بهتر از نسخههای فیک خارجنشین است و به همین خاطر است که این روزها در داخل کشور، افراد و گروههایی مشغول خودنمایی و خوشرقصی برای جلبنظر آمریکا به عنوان گزینه آلترناتیو جمهوری اسلامی هستند که بیانیه اخیر میرحسین موسوی و برخی کنشهای مجازی ماههای اخیر پیرامون بعضی رجال سیاسی، در همین راستا قابل تحلیل است..
http://telegram.me/amirzahed59
به همین خاطر، آمریکاییها، بیش از رژیم چنج، به دنبال لیدر چنج هستند؛ یک جابهجایی در رأس هرم قدرت که منافع آمریکا را تضمین کرده و اختیار منابع ایران را نیز به آنها واگذار کند. چیزی شبیه به الگوی ونزوئلا اما با زد و خورد بیشتر..
بر همین اساس، آمریکاییها معتقدند حملهای که بتواند این روند را شکل دهد، بسیار مفید خواهد بود که البته چنین حملهای، لزوما یک حمله گسترده نیست. بلکه حمله محدود، اما پر شدن و نقطهزن است..
در واقع در این ایدهی آمریکایی-انگلیسی، سوریهسازی ایران با استفاده از یک محمد جولانی وطنی، بسیار بهتر از نسخههای فیک خارجنشین است و به همین خاطر است که این روزها در داخل کشور، افراد و گروههایی مشغول خودنمایی و خوشرقصی برای جلبنظر آمریکا به عنوان گزینه آلترناتیو جمهوری اسلامی هستند که بیانیه اخیر میرحسین موسوی و برخی کنشهای مجازی ماههای اخیر پیرامون بعضی رجال سیاسی، در همین راستا قابل تحلیل است..
http://telegram.me/amirzahed59
Telegram
Amirzahed59/ماایستاده ایم
@amir_admin59 ارتباط باادمین
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جای ظریف یا در زندان است یا در تیمارستان. وقتی کسی با این سطح از معلومات هشت سال مسئول سیاست خارجی کشور بوده، وضع امروز تعجبآور نیست.
ظریف هنوز نمیداند که نزدیکی چین و آمریکا تصمیم شخصی مائو نبود. چین در جنگ کره با نیروهای آمریکایی جنگید و با ۴۰۰ هزار کشته، نفوذ خود را در پیرامون امنیتی تثبیت کرد. سال ۱۹۶۴، چهارده سال پیش از عادیسازی روابط، نخستین بمب اتمیاش را آزمایش کرد و رسماً به یک قدرت هستهای تبدیل شد. اکتبر ۱۹۷۱ نیز چهار ماه پیش از سفر نیکسون، با وجود مخالفت آمریکا، کرسی چین و حق وتوی آن در شورای امنیت به جمهوری خلق منتقل شد.
واشینگتن در پی پیروزی بر شوروی بود و نمیخواست همزمان با دو قدرت هستهای و عضو دائم شورای امنیت که رویهم یکسوم جمعیت جهان و یکپنجم خشکیهای آن را در اختیار داشتند، درگیر باشد. عادیسازی روابط نه محصول علاقه مائو و نیکسون، بلکه نتیجه انباشت قدرت در پکن و نیاز آمریکا به بهرهبرداری از شکاف چین و شوروی بود؛ همان «کارت چین» کسینجر.
http://telegram.me/amirzahed59
ظریف هنوز نمیداند که نزدیکی چین و آمریکا تصمیم شخصی مائو نبود. چین در جنگ کره با نیروهای آمریکایی جنگید و با ۴۰۰ هزار کشته، نفوذ خود را در پیرامون امنیتی تثبیت کرد. سال ۱۹۶۴، چهارده سال پیش از عادیسازی روابط، نخستین بمب اتمیاش را آزمایش کرد و رسماً به یک قدرت هستهای تبدیل شد. اکتبر ۱۹۷۱ نیز چهار ماه پیش از سفر نیکسون، با وجود مخالفت آمریکا، کرسی چین و حق وتوی آن در شورای امنیت به جمهوری خلق منتقل شد.
واشینگتن در پی پیروزی بر شوروی بود و نمیخواست همزمان با دو قدرت هستهای و عضو دائم شورای امنیت که رویهم یکسوم جمعیت جهان و یکپنجم خشکیهای آن را در اختیار داشتند، درگیر باشد. عادیسازی روابط نه محصول علاقه مائو و نیکسون، بلکه نتیجه انباشت قدرت در پکن و نیاز آمریکا به بهرهبرداری از شکاف چین و شوروی بود؛ همان «کارت چین» کسینجر.
http://telegram.me/amirzahed59
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سلاح هسته ای سقف کار را معین میکند نه کف کار را. و وقتی به کار می آید که با تهدید معتبر مشابهی مواجه باشی و دشمن بخواهد شهرهای تو را هسته ای کند یا تمامیت ارضی تو را به خطر بیندازد یا موجودیت کامل یک کشور را زیر سوال ببرد. کاری که آمریکا همین امروز می تواند با ما بکند و ما جواب درخوری نخواهیم داشت.
حالا به روابط میان آمریکا و روسیه نگاه کنید؛ جایی که هر دو طرف همچنان هزاران کلاهک هستهای در اختیار دارند و میدانند هرگونه درگیری مستقیم میتواند به فاجعهای جهانی ختم شود.
یکی از عوامل مهم در حفظ این وضعیت، چیزی است که متخصصان آن را «ثباتِ ضربه نخست» مینامند. نه واشنگتن و نه مسکو قادر نیستند با یک حمله غافلگیرکننده تمام توان پاسخگویی طرف مقابل را نابود کنند. هر دو کشور میدانند حتی پس از دریافت یک ضربه سنگین هستهای، طرف مقابل همچنان قادر به انتقام خواهد بود.
این وضعیت نوعی تعادل پرخطر ایجاد کرده که از زمان جنگ سرد تاکنون پابرجا مانده است.
آقایان! ما چارهای جز تجدید نظر در رویکرد هستهای کشورمان نداریم. این انتخاب اولیه ما نبوده، بلکه ضرورتی است که ایجاد شده.
http://telegram.me/amirzahed59
حالا به روابط میان آمریکا و روسیه نگاه کنید؛ جایی که هر دو طرف همچنان هزاران کلاهک هستهای در اختیار دارند و میدانند هرگونه درگیری مستقیم میتواند به فاجعهای جهانی ختم شود.
یکی از عوامل مهم در حفظ این وضعیت، چیزی است که متخصصان آن را «ثباتِ ضربه نخست» مینامند. نه واشنگتن و نه مسکو قادر نیستند با یک حمله غافلگیرکننده تمام توان پاسخگویی طرف مقابل را نابود کنند. هر دو کشور میدانند حتی پس از دریافت یک ضربه سنگین هستهای، طرف مقابل همچنان قادر به انتقام خواهد بود.
این وضعیت نوعی تعادل پرخطر ایجاد کرده که از زمان جنگ سرد تاکنون پابرجا مانده است.
آقایان! ما چارهای جز تجدید نظر در رویکرد هستهای کشورمان نداریم. این انتخاب اولیه ما نبوده، بلکه ضرورتی است که ایجاد شده.
http://telegram.me/amirzahed59