🍁 روزی مباد که از یاد مرگ غافل باشیم!
💬 #امام_سجاد (ع):
«اى خداوند، ما را از فريب سراب آرزوها به سلامت دار و از شر و فساد آن ايمنى بخش و مرگ را در برابر ما بدار و روزى مباد که از ياد #مرگ غافل باشيم.
اى خداوند، در اين جهان، آن چنان از عمل صالح برخوردارمان فرماى که وعده ديدار تو را با همهٔ نزديکىاش دير شماريم و آتش اشتياق ما در پيوستن به تو در دل زبانه کشد، آنسان که مرگ سراى انس ما شود که بدان دل بربنديم و آشيانهٔ اُلفت ما که به سوى آن پر بگشاييم و خويشاوند ما که نزديک شدن به او را دوست بداريم.
چون مرگ را بر سر ما آورى و بر ما فرود آرى، ما را به چنان مهمانى نيکبخت گردان. و چون بيامد، آرامش جان ما بدو قرار ده. مهمان ما را سبب شوربختى ما مگردان و از ديدار او ما را به خوارى ميفکن. او را درى از درهاى آمرزش و کليدى از کليدهاى رحمت خويش قرار ده.
اى خداوندى که جزاى نيکوکاران را بر عهده گرفتهاى اى خداوندى که عمل مفسدان را به صلاح مىآورى ما را در زمرهٔ هدايتيافتگان بميران، نه گمراهان. چنان کن که مرگ را به پيشباز رويم، نه ناپسندش شمريم. چنان کن که در شمار ثابتان باشيم، نه در شمار عاصيان و نه در شمار اصرارکنندگان بر گناه.» (#صحیفه_سجادیه: نیایش ۴۰)
📚 صحیفه سجّادیه. ترجمه عبدالمحمد آیتی. (۱۳۷۵). چاپ دوم. تهران: سروش.
📷 yon.ir/O9fD3
📝 یادداشت مرتبط:
▪️ از مرگ کمتر غفلت کنید!
💬 #امام_سجاد (ع):
«اى خداوند، ما را از فريب سراب آرزوها به سلامت دار و از شر و فساد آن ايمنى بخش و مرگ را در برابر ما بدار و روزى مباد که از ياد #مرگ غافل باشيم.
اى خداوند، در اين جهان، آن چنان از عمل صالح برخوردارمان فرماى که وعده ديدار تو را با همهٔ نزديکىاش دير شماريم و آتش اشتياق ما در پيوستن به تو در دل زبانه کشد، آنسان که مرگ سراى انس ما شود که بدان دل بربنديم و آشيانهٔ اُلفت ما که به سوى آن پر بگشاييم و خويشاوند ما که نزديک شدن به او را دوست بداريم.
چون مرگ را بر سر ما آورى و بر ما فرود آرى، ما را به چنان مهمانى نيکبخت گردان. و چون بيامد، آرامش جان ما بدو قرار ده. مهمان ما را سبب شوربختى ما مگردان و از ديدار او ما را به خوارى ميفکن. او را درى از درهاى آمرزش و کليدى از کليدهاى رحمت خويش قرار ده.
اى خداوندى که جزاى نيکوکاران را بر عهده گرفتهاى اى خداوندى که عمل مفسدان را به صلاح مىآورى ما را در زمرهٔ هدايتيافتگان بميران، نه گمراهان. چنان کن که مرگ را به پيشباز رويم، نه ناپسندش شمريم. چنان کن که در شمار ثابتان باشيم، نه در شمار عاصيان و نه در شمار اصرارکنندگان بر گناه.» (#صحیفه_سجادیه: نیایش ۴۰)
📚 صحیفه سجّادیه. ترجمه عبدالمحمد آیتی. (۱۳۷۵). چاپ دوم. تهران: سروش.
📷 yon.ir/O9fD3
📝 یادداشت مرتبط:
▪️ از مرگ کمتر غفلت کنید!
🍁 از مرگ کمتر غفلت کنید!
💬 #امیرالمؤمنین (ع):
«مردم! شما را به يادآورى مرگ سفارش مىكنم، از #مرگ كمتر غفلت كنيد، چگونه مرگ را فراموش مىكنيد، در حالى كه او شما را فراموش نمىكند؟ و چگونه طمع مىورزيد، در حالى كه به شما مهلت نمىدهد؟ مرگ گذشتگان براى عبرت شما كافى است. آنها را به گورشان حمل مىكردند، بى آن كه بر مركبى سوار باشند؛ آنان را در قبر فرود آوردند بى آن كه خود فرود آيند.
چنان از ياد رفتند گويا از آبادكنندگان دنيا نبودند و آخرت همواره خانهشان بود. آنچه را وطن خود مىدانستند از آن رميدند، و در آنجا كه از آن رميدند آرام گرفتند، و از چيزهايى كه با آنها مشغول بودند جدا شدند، و آنجا را كه سرانجامشان بود ضايع كردند. اكنون نه قدرت دارند از اعمال زشت خود دورى كنند، و نه مىتوانند عمل نيكى بر نيكىهاى خود بيفزايند. به دنيايى انس گرفتند كه مغرورشان كرد، چون به آن اطمينان داشتند، سرانجام مغلوبشان كرد.» (#نهجالبلاغه: خطبه ۱۸۸)
📚 نهجالبلاغه. ترجمه محمد #دشتی (۱۳۸۶). تهران: قدر ولایت.
📝 یادداشت مرتبط:
▪️ روزی مباد که از یاد مرگ غافل باشیم!
💬 #امیرالمؤمنین (ع):
«مردم! شما را به يادآورى مرگ سفارش مىكنم، از #مرگ كمتر غفلت كنيد، چگونه مرگ را فراموش مىكنيد، در حالى كه او شما را فراموش نمىكند؟ و چگونه طمع مىورزيد، در حالى كه به شما مهلت نمىدهد؟ مرگ گذشتگان براى عبرت شما كافى است. آنها را به گورشان حمل مىكردند، بى آن كه بر مركبى سوار باشند؛ آنان را در قبر فرود آوردند بى آن كه خود فرود آيند.
چنان از ياد رفتند گويا از آبادكنندگان دنيا نبودند و آخرت همواره خانهشان بود. آنچه را وطن خود مىدانستند از آن رميدند، و در آنجا كه از آن رميدند آرام گرفتند، و از چيزهايى كه با آنها مشغول بودند جدا شدند، و آنجا را كه سرانجامشان بود ضايع كردند. اكنون نه قدرت دارند از اعمال زشت خود دورى كنند، و نه مىتوانند عمل نيكى بر نيكىهاى خود بيفزايند. به دنيايى انس گرفتند كه مغرورشان كرد، چون به آن اطمينان داشتند، سرانجام مغلوبشان كرد.» (#نهجالبلاغه: خطبه ۱۸۸)
📚 نهجالبلاغه. ترجمه محمد #دشتی (۱۳۸۶). تهران: قدر ولایت.
📝 یادداشت مرتبط:
▪️ روزی مباد که از یاد مرگ غافل باشیم!
🍁علم و عالِم در آموزههای اسلامی!
✍🏻 عبدالکریم #سروش مینویسد:
«آنچه به نام ”علم“ در اسلام نامیده میشود متفاوت است با آنچه که امروزه حرمت زیاد یافته و ”علم“ نامیده میشود و تبدیل به لقب پرحرمتی شده است که توسط کسانی به دنبال یک رشته از افکار بسته میشود تا آنها را از انتقاد مصون بدارد!» (سروش، ۱۳۸۸: ۷۸) «در شریعت اسلام و در معارف اسلامی ”علم“ تعریف نشده است، ولی برای علم صفاتی و برای عالم هم صفاتی ذکر شده است و اگر ما این صفات را در نظر بگیریم [...] تا حدودی به مفهوم علم از نظر اسلامی نزدیک شدهایم.» (همان: ۸۳)
برخی از صفات علم و عالِم در آموزههای اسلامی عبارتاند از:
➊ عالمان وارث پیامبراناند.
➋ علم خشیتآور است.
➌ علم هدایتآور است.
➍ علم امر ذومراتب است.
➎ علم سکوت و حلم میآورد.
📝 تفصیل موارد بالا را در تلگراف زیر بخوانید!
📚 سروش، عبدالکریم. (۱۳۸۸). علم چیست؟ فلسفه چیست؟ چاپ هفدهم. تهران: انتشارات صراط.
✍🏻 عبدالکریم #سروش مینویسد:
«آنچه به نام ”علم“ در اسلام نامیده میشود متفاوت است با آنچه که امروزه حرمت زیاد یافته و ”علم“ نامیده میشود و تبدیل به لقب پرحرمتی شده است که توسط کسانی به دنبال یک رشته از افکار بسته میشود تا آنها را از انتقاد مصون بدارد!» (سروش، ۱۳۸۸: ۷۸) «در شریعت اسلام و در معارف اسلامی ”علم“ تعریف نشده است، ولی برای علم صفاتی و برای عالم هم صفاتی ذکر شده است و اگر ما این صفات را در نظر بگیریم [...] تا حدودی به مفهوم علم از نظر اسلامی نزدیک شدهایم.» (همان: ۸۳)
برخی از صفات علم و عالِم در آموزههای اسلامی عبارتاند از:
➊ عالمان وارث پیامبراناند.
➋ علم خشیتآور است.
➌ علم هدایتآور است.
➍ علم امر ذومراتب است.
➎ علم سکوت و حلم میآورد.
📝 تفصیل موارد بالا را در تلگراف زیر بخوانید!
📚 سروش، عبدالکریم. (۱۳۸۸). علم چیست؟ فلسفه چیست؟ چاپ هفدهم. تهران: انتشارات صراط.
Telegraph
علم و عالِم در آموزههای اسلامی!
عبدالکریم سروش مینویسد: «آنچه به نام ”علم“ در اسلام نامیده میشود متفاوت است با آنچه که امروزه حرمت زیاد یافته و ”علم“ نامیده میشود و تبدیل به لقب پرحرمتی شده است که توسط کسانی به دنبال یک رشته از افکار بسته میشود تا آنها را از انتقاد مصون بدارد!» (سروش،…
Forwarded from محسن کمالیان | M. Kamalian
✅ تفاوت معنادار آموزههای حجةالاسلام صدیقی با آیاتالله دکتر بهشتی و امام موسی صدر
🔹 صدیقی امام جمعهی موقت تهران:
مردم از مشکلات و مسائل اقتصادی، نماز استغاثه بهحضرت زهرا، نماز جعفر طیار و نماز امام زمان (عج) بخوانند و بهخداوند پناه ببرند و صبر پیشه کنند. (دنیای اقتصاد، ۶ بهمن ۱۳۹۷)
🔻 آیةالله بهشتی:
این دروغ را قبول نکنید؛ اگر در جامعهای کسانی فقرا را به صبر دعوت کردند که میدان را برای یغماگران باز بگذارند و بگویند صبور باش، خدا در آخرت بهتو عوض میدهد، این سخن، سخن اسلام نیست! (بانکداری، ربا و قوانین مالی اسلام، ۸۶)
🔻 امام صدر:
شاید برخی از عالمان دین، با دعوت و تبلیغ یا با سکوتشان، در نشاندن عبادت بهجای عدالت سهیم بوده باشند. این در حالی است که اسلام اعلام داشته: افضل العبادة كلمة حق عند سلطان جائر (ادیان در خدمت انسان، ۱۸۵)
🆔 @mkamalian1964
🔹 صدیقی امام جمعهی موقت تهران:
مردم از مشکلات و مسائل اقتصادی، نماز استغاثه بهحضرت زهرا، نماز جعفر طیار و نماز امام زمان (عج) بخوانند و بهخداوند پناه ببرند و صبر پیشه کنند. (دنیای اقتصاد، ۶ بهمن ۱۳۹۷)
🔻 آیةالله بهشتی:
این دروغ را قبول نکنید؛ اگر در جامعهای کسانی فقرا را به صبر دعوت کردند که میدان را برای یغماگران باز بگذارند و بگویند صبور باش، خدا در آخرت بهتو عوض میدهد، این سخن، سخن اسلام نیست! (بانکداری، ربا و قوانین مالی اسلام، ۸۶)
🔻 امام صدر:
شاید برخی از عالمان دین، با دعوت و تبلیغ یا با سکوتشان، در نشاندن عبادت بهجای عدالت سهیم بوده باشند. این در حالی است که اسلام اعلام داشته: افضل العبادة كلمة حق عند سلطان جائر (ادیان در خدمت انسان، ۱۸۵)
🆔 @mkamalian1964
❓ایده الهیات برای بهبود دینداری در ایران چیست؟
▪️ #برنامه_زاویه: دینداری در ایران!
� چه تصوری از دین و دینداری داریم؟
� این تصور را از کجا آموختهایم؟
� آیا تبیینی از وضعیت فعلی دینداری داریم؟
� چالشها و مخاطرات پیشروی دینداران چیست؟
� چه اموری دینداری را تصحیح یا تهدید میکند؟
� آینده دینداری به چه سمتوسویی خواهد بود؟
📷 yon.ir/gPlLs
📆 تاریخ پخش: ۱۳۹۸/۵/۹
🖥 aparat.com/v/OwXz1
📥 مشاهده فیلم | دریافت فایل صوتی
▪️ #برنامه_زاویه: دینداری در ایران!
� چه تصوری از دین و دینداری داریم؟
� این تصور را از کجا آموختهایم؟
� آیا تبیینی از وضعیت فعلی دینداری داریم؟
� چالشها و مخاطرات پیشروی دینداران چیست؟
� چه اموری دینداری را تصحیح یا تهدید میکند؟
� آینده دینداری به چه سمتوسویی خواهد بود؟
📷 yon.ir/gPlLs
📆 تاریخ پخش: ۱۳۹۸/۵/۹
🖥 aparat.com/v/OwXz1
📥 مشاهده فیلم | دریافت فایل صوتی
🍁 فکر دینی ما باید اصلاح بشود!
▪️ فعلاً لازم نیست دیگران را مسلمان کنیم!
✍🏻 شهید #مطهری مینویسد:
«اکنون بنشینیم و حساب کنیم ببینیم آیا واقعاً تفکر ما تفکر اسلامی است؟ آیا تفکر اسلامی در مغز ما زنده است یا مرده؟ فعلاً لازم نیست زیاد دنبال این باشیم که کسی را که مسلمان نیست مسلمان کنیم. البته منتهای آرزو این است، ای کاش چنین چیزی بشود، ولی آن چیزی که فکر میکنیم در درجه اول لازم است این است که فکر دینی که الآن ما متدینها و مسلمانها و نمازخوانها و روزهگیرها و زیارتروها و حجکنها داریم، این فکری که در خود ما به حالت نیمهمرده درآمده است، به حالت کِرِخ به اصطلاح درآمده است، این را زنده بکنیم. تا این جور نشود فایده ندارد. فرضاً اگر در اروپا هم یک عده مسلمان شوند و ما را ببینند، ممکن است پشیمان شوند و از اسلام بازگردند.» (مطهری، ۱۳۸۲: ۱۵۳)
«فکر دینی ما باید اصلاح بشود. تفکر ما درباره دین غلط است، غلط. به جرأت میگویم از چهارتا مسئله فروع، آن هم در عبادات، چندتایی هم از معاملات، از اینها که بگذریم، دیگر فکر درستی ما درباره دین نداریم؛ نه در این منبرها و در این خطابهها میگوییم و نه در این کتابها و روزنامهها و مقالهها مینویسیم و نه فکر میکنیم. ما قبل از اینکه بخواهیم درباره دیگران فکر کنیم که آنها مسلمان شوند، باید درباره خود فکر کنیم. چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است.» (همان: ۱۵۷)
📷 l1l.ir/43yy
📚 مطهری، مرتضی. (۱۳۸۲). ده گفتار. چاپ نوزدهم. تهران: انتشارات صدرا.
▪️ فعلاً لازم نیست دیگران را مسلمان کنیم!
✍🏻 شهید #مطهری مینویسد:
«اکنون بنشینیم و حساب کنیم ببینیم آیا واقعاً تفکر ما تفکر اسلامی است؟ آیا تفکر اسلامی در مغز ما زنده است یا مرده؟ فعلاً لازم نیست زیاد دنبال این باشیم که کسی را که مسلمان نیست مسلمان کنیم. البته منتهای آرزو این است، ای کاش چنین چیزی بشود، ولی آن چیزی که فکر میکنیم در درجه اول لازم است این است که فکر دینی که الآن ما متدینها و مسلمانها و نمازخوانها و روزهگیرها و زیارتروها و حجکنها داریم، این فکری که در خود ما به حالت نیمهمرده درآمده است، به حالت کِرِخ به اصطلاح درآمده است، این را زنده بکنیم. تا این جور نشود فایده ندارد. فرضاً اگر در اروپا هم یک عده مسلمان شوند و ما را ببینند، ممکن است پشیمان شوند و از اسلام بازگردند.» (مطهری، ۱۳۸۲: ۱۵۳)
«فکر دینی ما باید اصلاح بشود. تفکر ما درباره دین غلط است، غلط. به جرأت میگویم از چهارتا مسئله فروع، آن هم در عبادات، چندتایی هم از معاملات، از اینها که بگذریم، دیگر فکر درستی ما درباره دین نداریم؛ نه در این منبرها و در این خطابهها میگوییم و نه در این کتابها و روزنامهها و مقالهها مینویسیم و نه فکر میکنیم. ما قبل از اینکه بخواهیم درباره دیگران فکر کنیم که آنها مسلمان شوند، باید درباره خود فکر کنیم. چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است.» (همان: ۱۵۷)
📷 l1l.ir/43yy
📚 مطهری، مرتضی. (۱۳۸۲). ده گفتار. چاپ نوزدهم. تهران: انتشارات صدرا.
Forwarded from چشموچراغ
🍁 خواب ابراهیم!
▪️هر کس هزینهٔ رستگاریاش را خودش باید بپردازد و نه دیگران!
✍🏻 علی #زمانیان مینویسد:
«روزگاری به خواب ابراهیم آمدی و به او دستور دادی تا فرزندش را پیش پای تو و برای قرب به تو قربانی کند. بر خود لرزیدیم که از ما (مایی که اسماعیلِ همهٔ تاریخایم و مایی که همواره قربانیان خواب دیگرانایم) جز قربانی شدن چه میخواهند؟ این همان کاری است که در تمام تاریخ رخ داده است.
و ابراهیم با دلهرهای عمیق و برای رستگاری خویش، فرمان تو را به سر نهاد و انجامش داد. تو اما از کبریایی خویش فرود آمدی و دستان #ابراهیم را گرفتی و نگذاشتی فرزندش را قربانی کند. شاید از همان ابتدا نمیخواستی اسماعیل قربانی شود. قصدت کشتن نبود، نجات انسان از قربانی شدن در پای خواب دیگران بود. میخواستی با اجرای نمایشی تلخ، اما با پایانی شیرین، پیامی را برای تمام تاریخ و برای همهٔ آدمیان بفرستی.
▪️فرود آمدی و در تاریخ دخالت کردی تا بگویی:
● قربانی کردن انسان، حتی برای تو ممنوع است. تا انسان را رفعتی بزرگ عطا کنی و نشان دهی که آدمی (دیگران که هیچ) حتی نباید در بارگاه با عظمت خودت هم قربانی شود.
● تا بگویی رستگاری آدمی از مسیر قربانی کردن (کشتن) و قربانی شدن (کشته شدن) نمیگذرد.
● تا بگویی هیچ کس حق ندارد به بهانهٔ رستگاری خویش و یا رضایت تو دیگری را قربانی کند.
اما اکنون حال ما را بنگر. قربانی میشویم، نه به دستور تو. بنگر چگونه ما را نه برای تو و نه در پای تو، که به خواست خویش و در پای خوابهای آشفتهشان قربانی میکنند. تو #قربانی کردن انسان را ممنوع کردی، اما اینان نه تنها آن را مجاز، که فوزی عظیم میدانند. و مگر قربانی شدن تنها با کشتن جسم و جدا شدن سر از بدن معنا میشود؟ قربانی شدنهایی هست که بسی درد و رنجش از جان دادن سختتر است. و آن وقتی است که آدمی را از آن جایگاه رفیع انسانی به خاک مذلت و حقارت به زیر میافکنند. و آن وقتی است که به قهر و سلطه، همهٔ حقوق آدمی را انکار، و او را بیپناه محصور میکنند. و آن وقتی است که از دیگران نردبانی میسازند برای رسیدن به رستگاری خویش.
قربانی میشویم، زیرا اراده و اختیارمان را در پای اجبارها قربانی میکنند. و مگر شرافت انسان به اراده و انتخاب او گره نخورده است؟ قربانی میشویم، زیرا زندگی ما قربانی میشود. و مگر ما را خلق نکردی که زندگی کنیم؟ ما را قربانی میکنند، زیرا عمر ما را در پای تاریکی و جهل خویش به تباهی میکشانند. و مگر آدمی را چند سال عمر و زندگی است که تمامش را در میدان تشویش و هراس و در کمبودها و رنجها تلف کند؟ قربانی میشویم، زیرا روحمان را قربانی میکنند. معنای زندگی ما را به قربانگاه پوچی میبرند. باورهای ما را به تیغ تیز میکشانند و در پای منافعشان ذبح میکنند.
تو از حق خویش گذشتی، اکنون بنگر که ما چگونهایم. تو انسان را قربانی نمیخواستی، و از این رو بود که در نمایش بزرگ و رازآلود، ندا دادی که ابراهیم دست نگهدار؛ #اسماعیل نباید قربانی شود. اما اکنون بنگر که چگونه کلامت را از یاد بردهاند. با نمایشی روشن نشان دادی که نمیتوان و نباید دیگران را همچون ابزاری برای رسیدن به ارزشها و رستگاری خویش نادیده گرفت. هر کس مسئولیت خود را خودش به دوش دارد. دیگران را نباید قربانی ارزشهایی کنیم که ارزشمندشان میپنداریم.
▪️ حالِ انسان امروز را بنگر!
بنگر چگونه او را در پای محکم شدن صندلی قدرت ذبح میکنند. در پای ارزشهای خیالیشان قربانی میکنند. گاهی به نام ملیت، گاهی به نام امت، گاهی به نام مبارزه، گاهی برای رسیدن به بهشت زمینی و گاهی در پای پول و سرمایه. میلیونها انسانِ قربانیشده را در مذبح خوفناک بنگر که چگونه پیش پای توهّم دیگران از میان رفتهاند و میروند. تویی که میخواستی انسان را از قربانی شدن نجات دهی، بنگر چگونه استخوانهایش زیر بار سنگینی نام تو شکسته میشود. به نام تو، انسان را از یاد میبرند و حقوقش را قربانی میکنند.
� ذبح اسماعیل اولین نبود؛ میخواستی آخرین باشد. شد؟»
📷 yon.ir/mZTVo
© از: کانال خرد منتقد
📆 تاریخ انتشار: ۱۳۹۷/۵/۳۰
▪️هر کس هزینهٔ رستگاریاش را خودش باید بپردازد و نه دیگران!
✍🏻 علی #زمانیان مینویسد:
«روزگاری به خواب ابراهیم آمدی و به او دستور دادی تا فرزندش را پیش پای تو و برای قرب به تو قربانی کند. بر خود لرزیدیم که از ما (مایی که اسماعیلِ همهٔ تاریخایم و مایی که همواره قربانیان خواب دیگرانایم) جز قربانی شدن چه میخواهند؟ این همان کاری است که در تمام تاریخ رخ داده است.
و ابراهیم با دلهرهای عمیق و برای رستگاری خویش، فرمان تو را به سر نهاد و انجامش داد. تو اما از کبریایی خویش فرود آمدی و دستان #ابراهیم را گرفتی و نگذاشتی فرزندش را قربانی کند. شاید از همان ابتدا نمیخواستی اسماعیل قربانی شود. قصدت کشتن نبود، نجات انسان از قربانی شدن در پای خواب دیگران بود. میخواستی با اجرای نمایشی تلخ، اما با پایانی شیرین، پیامی را برای تمام تاریخ و برای همهٔ آدمیان بفرستی.
▪️فرود آمدی و در تاریخ دخالت کردی تا بگویی:
● قربانی کردن انسان، حتی برای تو ممنوع است. تا انسان را رفعتی بزرگ عطا کنی و نشان دهی که آدمی (دیگران که هیچ) حتی نباید در بارگاه با عظمت خودت هم قربانی شود.
● تا بگویی رستگاری آدمی از مسیر قربانی کردن (کشتن) و قربانی شدن (کشته شدن) نمیگذرد.
● تا بگویی هیچ کس حق ندارد به بهانهٔ رستگاری خویش و یا رضایت تو دیگری را قربانی کند.
اما اکنون حال ما را بنگر. قربانی میشویم، نه به دستور تو. بنگر چگونه ما را نه برای تو و نه در پای تو، که به خواست خویش و در پای خوابهای آشفتهشان قربانی میکنند. تو #قربانی کردن انسان را ممنوع کردی، اما اینان نه تنها آن را مجاز، که فوزی عظیم میدانند. و مگر قربانی شدن تنها با کشتن جسم و جدا شدن سر از بدن معنا میشود؟ قربانی شدنهایی هست که بسی درد و رنجش از جان دادن سختتر است. و آن وقتی است که آدمی را از آن جایگاه رفیع انسانی به خاک مذلت و حقارت به زیر میافکنند. و آن وقتی است که به قهر و سلطه، همهٔ حقوق آدمی را انکار، و او را بیپناه محصور میکنند. و آن وقتی است که از دیگران نردبانی میسازند برای رسیدن به رستگاری خویش.
قربانی میشویم، زیرا اراده و اختیارمان را در پای اجبارها قربانی میکنند. و مگر شرافت انسان به اراده و انتخاب او گره نخورده است؟ قربانی میشویم، زیرا زندگی ما قربانی میشود. و مگر ما را خلق نکردی که زندگی کنیم؟ ما را قربانی میکنند، زیرا عمر ما را در پای تاریکی و جهل خویش به تباهی میکشانند. و مگر آدمی را چند سال عمر و زندگی است که تمامش را در میدان تشویش و هراس و در کمبودها و رنجها تلف کند؟ قربانی میشویم، زیرا روحمان را قربانی میکنند. معنای زندگی ما را به قربانگاه پوچی میبرند. باورهای ما را به تیغ تیز میکشانند و در پای منافعشان ذبح میکنند.
تو از حق خویش گذشتی، اکنون بنگر که ما چگونهایم. تو انسان را قربانی نمیخواستی، و از این رو بود که در نمایش بزرگ و رازآلود، ندا دادی که ابراهیم دست نگهدار؛ #اسماعیل نباید قربانی شود. اما اکنون بنگر که چگونه کلامت را از یاد بردهاند. با نمایشی روشن نشان دادی که نمیتوان و نباید دیگران را همچون ابزاری برای رسیدن به ارزشها و رستگاری خویش نادیده گرفت. هر کس مسئولیت خود را خودش به دوش دارد. دیگران را نباید قربانی ارزشهایی کنیم که ارزشمندشان میپنداریم.
▪️ حالِ انسان امروز را بنگر!
بنگر چگونه او را در پای محکم شدن صندلی قدرت ذبح میکنند. در پای ارزشهای خیالیشان قربانی میکنند. گاهی به نام ملیت، گاهی به نام امت، گاهی به نام مبارزه، گاهی برای رسیدن به بهشت زمینی و گاهی در پای پول و سرمایه. میلیونها انسانِ قربانیشده را در مذبح خوفناک بنگر که چگونه پیش پای توهّم دیگران از میان رفتهاند و میروند. تویی که میخواستی انسان را از قربانی شدن نجات دهی، بنگر چگونه استخوانهایش زیر بار سنگینی نام تو شکسته میشود. به نام تو، انسان را از یاد میبرند و حقوقش را قربانی میکنند.
� ذبح اسماعیل اولین نبود؛ میخواستی آخرین باشد. شد؟»
📷 yon.ir/mZTVo
© از: کانال خرد منتقد
📆 تاریخ انتشار: ۱۳۹۷/۵/۳۰
🍁 دلبستگی فرجامین ابراهیم!
✍🏻 ابوالقاسم #فنایی مینویسد:
«در قصۀ ابراهیم، فرمان خداوند ”کشتن اسماعیل“ نبوده است. اگر چنین بود، خداوند نمیتوانست پیش از کشته شدن اسماعیل به دست ابراهیم خطاب به او بگوید: ”قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْيَا إِنَّا كَذَٰلِكَ نَجْزِی الْمُحْسِنِينَ“ (#صافات: ۱۰۵)؛ ”[فرمانی که از طریق] رؤیا [دریافت کرده بودی] را اطاعت کردی. ما نیکوکاران را چنین پاداش میدهیم.“ این آیه به وضوح دلالت میکند بر اینکه #ابراهیم، بدون اینکه اسماعیل را قربانی کند، فرمان خداوند را امتثال کرده است. بنابراین، فرمان خداوند قربانی کردن اسماعیل نبوده است، بلکه چیز دیگری بوده است. در مورد نوع فرمان خداوند و موضوع آن در این قصه احتمالات گوناگونی وجود دارد. یکی از آن احتمالات این است که این فرمان ”امر حقیقی“ نبوده است، بلکه ”امر امتحانی“ بوده است، یعنی خداوند میخواسته است از این طریق توحید و اخلاص ابراهیم را امتحان کند.
این امتحان برای این بوده است که معلوم شود که، به تعبیر پل تیلیخ، متأله بزرگ مسیحی، ”دلبستگیِ فرجامین“ [Ultimate Concern] ابراهیم چه بوده است. تیلیخ میگوید: خدای هرکس دلبستگیِ فرجامین اوست و دلبستگی فرجامین هرکس چیزی یا کسی است که آن شخص حاضر است همۀ چیزهای دیگر را به خاطر آن فدا کند. بر این اساس میتوان گفت که موحد واقعی کسی است که دلبستگی فرجامین او فقط خداوند است، نه چیز دیگری در طول یا عرض یا به جای خداوند. احتمال دیگر این است که موضوع امر کشتن اسماعیل نبوده است، بلکه قطع دلبستگی ابراهیم و اسماعیل به یکدیگر بوده است. و چنانکه پیداست، هیچیک از این دو فرمان با ارزشهای اخلاقی منافات ندارند.» (فنایی، ۱۳۹۱؛ به نقل از سایت نیلوفر)
📷 yon.ir/r4Ezy
📗 فنایی، ابوالقاسم. (۱۳۹۱). اخلاق دینی و دین اخلاقی. ماهنامهٔ علمی ـ فرهنگی جامعه و دانشگاه، ش ۴، (صص ۱۷ ــ ۲۰).
📝 یادداشتهای مرتبط:
▪️در باب قصه ابراهیم و فرزندش در قرآن!
▪️قربانی ابراهیمی گذشتن از عزیزترینهاست!
✍🏻 ابوالقاسم #فنایی مینویسد:
«در قصۀ ابراهیم، فرمان خداوند ”کشتن اسماعیل“ نبوده است. اگر چنین بود، خداوند نمیتوانست پیش از کشته شدن اسماعیل به دست ابراهیم خطاب به او بگوید: ”قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْيَا إِنَّا كَذَٰلِكَ نَجْزِی الْمُحْسِنِينَ“ (#صافات: ۱۰۵)؛ ”[فرمانی که از طریق] رؤیا [دریافت کرده بودی] را اطاعت کردی. ما نیکوکاران را چنین پاداش میدهیم.“ این آیه به وضوح دلالت میکند بر اینکه #ابراهیم، بدون اینکه اسماعیل را قربانی کند، فرمان خداوند را امتثال کرده است. بنابراین، فرمان خداوند قربانی کردن اسماعیل نبوده است، بلکه چیز دیگری بوده است. در مورد نوع فرمان خداوند و موضوع آن در این قصه احتمالات گوناگونی وجود دارد. یکی از آن احتمالات این است که این فرمان ”امر حقیقی“ نبوده است، بلکه ”امر امتحانی“ بوده است، یعنی خداوند میخواسته است از این طریق توحید و اخلاص ابراهیم را امتحان کند.
این امتحان برای این بوده است که معلوم شود که، به تعبیر پل تیلیخ، متأله بزرگ مسیحی، ”دلبستگیِ فرجامین“ [Ultimate Concern] ابراهیم چه بوده است. تیلیخ میگوید: خدای هرکس دلبستگیِ فرجامین اوست و دلبستگی فرجامین هرکس چیزی یا کسی است که آن شخص حاضر است همۀ چیزهای دیگر را به خاطر آن فدا کند. بر این اساس میتوان گفت که موحد واقعی کسی است که دلبستگی فرجامین او فقط خداوند است، نه چیز دیگری در طول یا عرض یا به جای خداوند. احتمال دیگر این است که موضوع امر کشتن اسماعیل نبوده است، بلکه قطع دلبستگی ابراهیم و اسماعیل به یکدیگر بوده است. و چنانکه پیداست، هیچیک از این دو فرمان با ارزشهای اخلاقی منافات ندارند.» (فنایی، ۱۳۹۱؛ به نقل از سایت نیلوفر)
📷 yon.ir/r4Ezy
📗 فنایی، ابوالقاسم. (۱۳۹۱). اخلاق دینی و دین اخلاقی. ماهنامهٔ علمی ـ فرهنگی جامعه و دانشگاه، ش ۴، (صص ۱۷ ــ ۲۰).
📝 یادداشتهای مرتبط:
▪️در باب قصه ابراهیم و فرزندش در قرآن!
▪️قربانی ابراهیمی گذشتن از عزیزترینهاست!
🍁 قربانیِ ابراهیمی گذشتن از عزیزترینهاست!
▪️ هرکسی یک ”اسماعیلی“ دارد که در زندگیاش باید قربانی بکند.
💬 عبدالکریم #سروش:
«”اسماعیلها“ و ”اسحاقها“ی کوچکتری هستند که همگان باید قربانی کنند تا بتوان گفت که ”حج ابراهیمی“ میکنند؛ قوام حج ابراهیمی به ”قربانی ابراهیمی“ است و #قربانی ابراهیمی گذشتن از عزیزترین چیزهاست.
در محدودهٔ کارهای مشروع و مجاز اخلاقی، البته قربانی کردن شرط است و بدون این قربانی اصلاً کسی به جایی نمیرسد.
حرکت قربانی کردن حیوان، یک حرکت ”سمبلیک“ است. آدم اگر نداند که در ادیان یک رشته امور و آداب و مراسم سمبلیک و کنایی وجود دارد، اصلاً حقیقت ادیان را نمیفهمد.
بنده و شما حق نداریم یک حیوانی را برای شکم خودمان بکشیم و رنج دهیم. اینکه در بودیسم و هندوئیسم حیوانات را نمیکشند بسیار کار روایی میکنند. فقط خالق آنها میتواند اجازه دهد و اگر اجازه نمیداد، ما حق نداشتیم. اینکه در #قرآن هست ”با نام خداوند حیوانات را بکشید و بخورید“ همین معنا را میدهد، یعنی با اجازهٔ او، با رضایت او ...
ما سمبلها را باید بفهمیم، [قربانی کردن] یعنی یک چیزی را فدا کنید، قربان کنید، این قربانی کردن را بیاموزید، بالاتر از آن را هم شاید یک وقتی شما باید قربانی بکنید.»
©️ از: کانال عبدالکریم سروش
▪️ هرکسی یک ”اسماعیلی“ دارد که در زندگیاش باید قربانی بکند.
💬 عبدالکریم #سروش:
«”اسماعیلها“ و ”اسحاقها“ی کوچکتری هستند که همگان باید قربانی کنند تا بتوان گفت که ”حج ابراهیمی“ میکنند؛ قوام حج ابراهیمی به ”قربانی ابراهیمی“ است و #قربانی ابراهیمی گذشتن از عزیزترین چیزهاست.
در محدودهٔ کارهای مشروع و مجاز اخلاقی، البته قربانی کردن شرط است و بدون این قربانی اصلاً کسی به جایی نمیرسد.
حرکت قربانی کردن حیوان، یک حرکت ”سمبلیک“ است. آدم اگر نداند که در ادیان یک رشته امور و آداب و مراسم سمبلیک و کنایی وجود دارد، اصلاً حقیقت ادیان را نمیفهمد.
بنده و شما حق نداریم یک حیوانی را برای شکم خودمان بکشیم و رنج دهیم. اینکه در بودیسم و هندوئیسم حیوانات را نمیکشند بسیار کار روایی میکنند. فقط خالق آنها میتواند اجازه دهد و اگر اجازه نمیداد، ما حق نداشتیم. اینکه در #قرآن هست ”با نام خداوند حیوانات را بکشید و بخورید“ همین معنا را میدهد، یعنی با اجازهٔ او، با رضایت او ...
ما سمبلها را باید بفهمیم، [قربانی کردن] یعنی یک چیزی را فدا کنید، قربان کنید، این قربانی کردن را بیاموزید، بالاتر از آن را هم شاید یک وقتی شما باید قربانی بکنید.»
©️ از: کانال عبدالکریم سروش
🍁 عروسی میکنیم تا فیلم بگیریم!
✍🏻 فردین #علیخواه مینویسد:
«یکی از سوژههای اینستاگرامی در این روزها، ویدیوهای یکدقیقهای از جشنهای عروسی است، فیلمهایی از عروس و دامادی که در ماشین لاکچری نشستهاند و با آهنگ طنّازی میکنند، تصویر میز شام از سقف، نمایی از ساختمان مجلل تالار، و در نهایت عکسهای آتلیهای و باغی. برخلاف گذشته که معمولاً فیلمهای عروسی لو میرفت و امکان تماشا برای غریبهها فراهم میشد، این روزها تصاویر عروسی توسط خود افراد منتشر میشود. آنان از دیگران میخواهند تا شکوه جشن را ببینند تا شاید فیلم وایرال شود. در نتیجه، عروسیها مهمانان مجازی بسیاری یافتهاند. این مهمانان گویی دورتادور نشستهاند و به آیتمهای مختلف عروسی امتیاز میدهند. از لباس و میکآپ تا تزئینات ماشین عروس، از دیزاین فینگرفودها تا سفیدی و نظم دندانهای عروس!
این روزها نحوه روایت و نمایش جشن عروسی مهمتر از عروسی شده و این خود باعث برجسته شدن نقش عکس و فیلم شده است. شاید این گفته اغراقآمیز باشد ولی گویی برخی با این هدف عروس و داماد میشوند تا فیلم و عکس بگیرند. برای آنان عروسی بهجای آنکه آغاز باشد به معنای پایان راه است. ما عروسی میکنیم تا چشمان جهانیان مسحور ما شود! حاصل نهاییِ عروسی نه آغاز زندگی دو نفر، بلکه فیلمها و عکسهای آنان است. برخی از عروس و دامادها یک هفته قبل از تاریخ عروسی، با عوامل خود به شمال میروند تا عکسبرداری و فیلمبرداری کنند و بعد از آن، برای عروسی به شهرشان بازمیگردند.
در برخی از مجالس، هنوز مهمانان سرگرم پایکوبی هستند که عکسهایی از عروس و داماد توزیع میشود. در برخی از سالنها فیلمهای گزینششدۀ عروسی در لحظه، توسط ویدیو پروژکتور در معرض دید مهمانان قرار میگیرد. ما درحالیکه هستیم خودمان را کمی آنطرفتر بر روی دیوار نظاره میکنیم. یک جهان موازی در دل جهان واقعی شکل میگیرد. آیا ما تخیلی هستیم و آنچه بر روی دیوار افتاده است واقعیت است و یا ما واقعیت هستیم و تصویر روی دیوار تخیل است؟ در هر حال دو جهان شکل میگیرد: نخست واقعیتی به نام جشن عروسی و دوم فیلمی که از آن ساخته خواهد شد.
با وجود گسترش تکنولوژی، زمان آماده کردن فیلم عروسی بهجای آنکه کوتاهتر شود طولانیتر شده است، چون آنچه قرار است آماده شود برگرفته از جهان تخیل است و نه عروسی واقعی. این فیلم قرار است بازتاب جهانی رؤیایی و لاکچری باشد، جهانی همانند آنچه در فیلمهای هالیوودی دیده شده است. برخی از این فیلمها به گونهای مونتاژ شدهاند که بیننده انتظار دارد در آغاز و پایان آن با لوگوی شرکت کلتکس ریکوردز یا آونگ مواجه شود. برخی از عروس و دامادها مدتی طولانی برای آماده شدن فیلم عروسی خود به انتظار مینشینند. فیلم عروسی شاید آخرین بازمانده عروسی است که به دست آنان میرسد. در مواردی سرنوشت یاری نمیکند و وقتی فیلم آماده میشود آنان از همدیگر جدا شدهاند و علیرغم یک سال انتظار، هیچکدامشان حاضر نیستند تا به عکاسی بروند و فیلم را دریافت کنند.
بُعد خانوار در ایران کوچک شده است، دایره روابط اجتماعی با فامیل تنگتر شده است، فردگرایی و این ادعا که ”سعی کن خودت باشی“ بهتدریج در حال گسترش است، ولی در مقابل، فرهنگ زرقوبرق [glamour culture] بهسرعت بر جشنهای عروسی حاکم میشود. این امر با تغییرات اجتماعی سایر جوامع همخوانی ندارد. در سایر کشورها و با بروز این تحولات اجتماعی، جشنهای عروسی کوچکتر و سادهتر شدهاند، چون قضاوت دیگران برای فرد اهمیت ثانویه یافته است. شاید در این کشورها پنج درصد جامعه به علاوه تازهبهدورانرسیدهها عروسیهای آنچنانی داشته باشند، ولی در این جوامع کم نیستند زوجهایی که ترجیح میدهند جشنی نداشته باشند و یا میزبان دوستانشان در رستورانی کوچک باشند. غذای مختصری بخورند و پایکوبی کنند. خوشحالی خودشان و شادی دوستانشان مهمترین هدف آنهاست.
باید مراقب شرکتهایی باشیم که مجری جشنهای عروسیاند. آنان با ”آفرهای“ شیک و خاص تلاش میکنند تا عروسی را پُرزرقوبرق نمایند چراکه ذینفعاند. مغزشویی آنان با ژورنالهای رنگی و برّاق، اودکلن، قهوه ترک، به کار بردن چند کلمه انگلیسی درباره تکنولوژیهای روز عروسی و اینکه ”فلان سلبریتی هم اینطور یا آنطور کرده“ انجام میشود.
فریب فیلمهایی که اینفلوئنسرهای ایرانی داخل و خارج از زرقوبرق جشنهای عروسیشان منتشر میکنند و تلاش دارند تا به ما بگویند که آدمهای باکلاس و آلامدی هستند را نخوریم. آنان را در اشاعه این سبک زندگیشان تنها بگذاریم و با لایکهایمان تشویقشان نکنیم.
و در پایان، ای کاش جوانان روشنفکر و امروزی نیز که عروسی سادهای داشتهاند در مقابل فرهنگ زرقوبرق عروسی، در شبکههای اجتماعی فعالتر شوند.»
📷 yon.ir/ZAj5w
© از: کانال فردین علیخواه
✍🏻 فردین #علیخواه مینویسد:
«یکی از سوژههای اینستاگرامی در این روزها، ویدیوهای یکدقیقهای از جشنهای عروسی است، فیلمهایی از عروس و دامادی که در ماشین لاکچری نشستهاند و با آهنگ طنّازی میکنند، تصویر میز شام از سقف، نمایی از ساختمان مجلل تالار، و در نهایت عکسهای آتلیهای و باغی. برخلاف گذشته که معمولاً فیلمهای عروسی لو میرفت و امکان تماشا برای غریبهها فراهم میشد، این روزها تصاویر عروسی توسط خود افراد منتشر میشود. آنان از دیگران میخواهند تا شکوه جشن را ببینند تا شاید فیلم وایرال شود. در نتیجه، عروسیها مهمانان مجازی بسیاری یافتهاند. این مهمانان گویی دورتادور نشستهاند و به آیتمهای مختلف عروسی امتیاز میدهند. از لباس و میکآپ تا تزئینات ماشین عروس، از دیزاین فینگرفودها تا سفیدی و نظم دندانهای عروس!
این روزها نحوه روایت و نمایش جشن عروسی مهمتر از عروسی شده و این خود باعث برجسته شدن نقش عکس و فیلم شده است. شاید این گفته اغراقآمیز باشد ولی گویی برخی با این هدف عروس و داماد میشوند تا فیلم و عکس بگیرند. برای آنان عروسی بهجای آنکه آغاز باشد به معنای پایان راه است. ما عروسی میکنیم تا چشمان جهانیان مسحور ما شود! حاصل نهاییِ عروسی نه آغاز زندگی دو نفر، بلکه فیلمها و عکسهای آنان است. برخی از عروس و دامادها یک هفته قبل از تاریخ عروسی، با عوامل خود به شمال میروند تا عکسبرداری و فیلمبرداری کنند و بعد از آن، برای عروسی به شهرشان بازمیگردند.
در برخی از مجالس، هنوز مهمانان سرگرم پایکوبی هستند که عکسهایی از عروس و داماد توزیع میشود. در برخی از سالنها فیلمهای گزینششدۀ عروسی در لحظه، توسط ویدیو پروژکتور در معرض دید مهمانان قرار میگیرد. ما درحالیکه هستیم خودمان را کمی آنطرفتر بر روی دیوار نظاره میکنیم. یک جهان موازی در دل جهان واقعی شکل میگیرد. آیا ما تخیلی هستیم و آنچه بر روی دیوار افتاده است واقعیت است و یا ما واقعیت هستیم و تصویر روی دیوار تخیل است؟ در هر حال دو جهان شکل میگیرد: نخست واقعیتی به نام جشن عروسی و دوم فیلمی که از آن ساخته خواهد شد.
با وجود گسترش تکنولوژی، زمان آماده کردن فیلم عروسی بهجای آنکه کوتاهتر شود طولانیتر شده است، چون آنچه قرار است آماده شود برگرفته از جهان تخیل است و نه عروسی واقعی. این فیلم قرار است بازتاب جهانی رؤیایی و لاکچری باشد، جهانی همانند آنچه در فیلمهای هالیوودی دیده شده است. برخی از این فیلمها به گونهای مونتاژ شدهاند که بیننده انتظار دارد در آغاز و پایان آن با لوگوی شرکت کلتکس ریکوردز یا آونگ مواجه شود. برخی از عروس و دامادها مدتی طولانی برای آماده شدن فیلم عروسی خود به انتظار مینشینند. فیلم عروسی شاید آخرین بازمانده عروسی است که به دست آنان میرسد. در مواردی سرنوشت یاری نمیکند و وقتی فیلم آماده میشود آنان از همدیگر جدا شدهاند و علیرغم یک سال انتظار، هیچکدامشان حاضر نیستند تا به عکاسی بروند و فیلم را دریافت کنند.
بُعد خانوار در ایران کوچک شده است، دایره روابط اجتماعی با فامیل تنگتر شده است، فردگرایی و این ادعا که ”سعی کن خودت باشی“ بهتدریج در حال گسترش است، ولی در مقابل، فرهنگ زرقوبرق [glamour culture] بهسرعت بر جشنهای عروسی حاکم میشود. این امر با تغییرات اجتماعی سایر جوامع همخوانی ندارد. در سایر کشورها و با بروز این تحولات اجتماعی، جشنهای عروسی کوچکتر و سادهتر شدهاند، چون قضاوت دیگران برای فرد اهمیت ثانویه یافته است. شاید در این کشورها پنج درصد جامعه به علاوه تازهبهدورانرسیدهها عروسیهای آنچنانی داشته باشند، ولی در این جوامع کم نیستند زوجهایی که ترجیح میدهند جشنی نداشته باشند و یا میزبان دوستانشان در رستورانی کوچک باشند. غذای مختصری بخورند و پایکوبی کنند. خوشحالی خودشان و شادی دوستانشان مهمترین هدف آنهاست.
باید مراقب شرکتهایی باشیم که مجری جشنهای عروسیاند. آنان با ”آفرهای“ شیک و خاص تلاش میکنند تا عروسی را پُرزرقوبرق نمایند چراکه ذینفعاند. مغزشویی آنان با ژورنالهای رنگی و برّاق، اودکلن، قهوه ترک، به کار بردن چند کلمه انگلیسی درباره تکنولوژیهای روز عروسی و اینکه ”فلان سلبریتی هم اینطور یا آنطور کرده“ انجام میشود.
فریب فیلمهایی که اینفلوئنسرهای ایرانی داخل و خارج از زرقوبرق جشنهای عروسیشان منتشر میکنند و تلاش دارند تا به ما بگویند که آدمهای باکلاس و آلامدی هستند را نخوریم. آنان را در اشاعه این سبک زندگیشان تنها بگذاریم و با لایکهایمان تشویقشان نکنیم.
و در پایان، ای کاش جوانان روشنفکر و امروزی نیز که عروسی سادهای داشتهاند در مقابل فرهنگ زرقوبرق عروسی، در شبکههای اجتماعی فعالتر شوند.»
📷 yon.ir/ZAj5w
© از: کانال فردین علیخواه
🍁 خطر نیمچهعالمان از خطر جاهلان بیشتر است!
✍🏻 شهید #مطهری مینویسد:
«من خیلی اوقات فکر کردهام مقالهای تحت عنوان ”نیمها“ بنویسم که خیلی چیزها وجود ناقصش خطرش بیشتر از عدم محض است. میگویند غزالی راجع به علم این حرف را زده و گفته است: ”هر چیزی وجود ناقصش به از عدم محض است، مگر علم که وجود ناقصش بدتر از عدم محض است“ و ریشه این حرف معلوم است.
آدمی که هیچ عالم نیست، چون میداند عالم نیست، لااقل در مقابل عالم تسلیم است. مثل کسی که طبیب نیست و میداند که طبیب نیست، دیگر لااقل در مقابل طبیب تسلیم است و در نتیجه از وجود طبیب بهره میبرد. ولی نیمچهطبیب، چون خودش را طبیب میداند، تسلیم یک طبیب نیست، میخواهد از همان علم ناقصش استفاده کند، در نتیجه به جای سود زیان میبرد.
از همین جا بروید سراغ نیمچهمجتهدها و نیمچهروشنفکرها و نیمهای دیگر، اینهایی که یک چیزکی میدانند [...] چیزکی میدانند و چیزها نمیدانند! اتفاقاً اینها خطرشان بیشتر است. چهار تا شعار میشنوند، بدون اینکه متعمق بشوند و درست فکر کنند و دریابند؛ میبینید این چهار تا شعار اینها را از جا حرکت میدهد.» (مطهری، ۱۳۸۰: ۱۱۲ ــ ۱۱۳)
📚 مطهری، مرتضی. (۱۳۸۰). فلسفه تاریخ. جلد ۱. چاپ یازدهم. تهران: انتشارات صدرا.
📝 یادداشت مرتبط:
▪️از گفتن ”نمیدانم“ شرم نکنید!
✍🏻 شهید #مطهری مینویسد:
«من خیلی اوقات فکر کردهام مقالهای تحت عنوان ”نیمها“ بنویسم که خیلی چیزها وجود ناقصش خطرش بیشتر از عدم محض است. میگویند غزالی راجع به علم این حرف را زده و گفته است: ”هر چیزی وجود ناقصش به از عدم محض است، مگر علم که وجود ناقصش بدتر از عدم محض است“ و ریشه این حرف معلوم است.
آدمی که هیچ عالم نیست، چون میداند عالم نیست، لااقل در مقابل عالم تسلیم است. مثل کسی که طبیب نیست و میداند که طبیب نیست، دیگر لااقل در مقابل طبیب تسلیم است و در نتیجه از وجود طبیب بهره میبرد. ولی نیمچهطبیب، چون خودش را طبیب میداند، تسلیم یک طبیب نیست، میخواهد از همان علم ناقصش استفاده کند، در نتیجه به جای سود زیان میبرد.
از همین جا بروید سراغ نیمچهمجتهدها و نیمچهروشنفکرها و نیمهای دیگر، اینهایی که یک چیزکی میدانند [...] چیزکی میدانند و چیزها نمیدانند! اتفاقاً اینها خطرشان بیشتر است. چهار تا شعار میشنوند، بدون اینکه متعمق بشوند و درست فکر کنند و دریابند؛ میبینید این چهار تا شعار اینها را از جا حرکت میدهد.» (مطهری، ۱۳۸۰: ۱۱۲ ــ ۱۱۳)
📚 مطهری، مرتضی. (۱۳۸۰). فلسفه تاریخ. جلد ۱. چاپ یازدهم. تهران: انتشارات صدرا.
📝 یادداشت مرتبط:
▪️از گفتن ”نمیدانم“ شرم نکنید!
🍁 از گفتن ”نمیدانم“ شرم نکنید!
💬 #امیرالمؤمنین (ع):
«و اگر از یکی سؤال کردند و نمیداند، شرم نکند و بگوید نمیدانم؛ و کسی در آموختن آنچه نمیداند شرم نکند.» (#نهجالبلاغه: بخشی از حکمت ۸۲)
«کسی که از گفتن ”نمیدانم“ رویگردان است به هلاکت و نابودی میرسد.» (همان: حکمت ۸۵)
📚 نهجالبلاغه. ترجمه محمد #دشتی (۱۳۸۶). تهران: قدر ولایت.
💬 #امیرالمؤمنین (ع):
«و اگر از یکی سؤال کردند و نمیداند، شرم نکند و بگوید نمیدانم؛ و کسی در آموختن آنچه نمیداند شرم نکند.» (#نهجالبلاغه: بخشی از حکمت ۸۲)
«کسی که از گفتن ”نمیدانم“ رویگردان است به هلاکت و نابودی میرسد.» (همان: حکمت ۸۵)
📚 نهجالبلاغه. ترجمه محمد #دشتی (۱۳۸۶). تهران: قدر ولایت.
❓ایده نهاد علم برای بهبود زیست جنسی در ایران چیست؟
▪️ #برنامه_زاویه: زیست جنسی در ایران!
👥مهمانها: محمدتقی کرمی و سیدعلی آذین
� زیست جنسی چیست؟
� رفتارهای جنسی از چه الگویی پیروی میکنند؟
� زیست جنسی جوانان و نوجوانان در فاصله بین بلوغ تا ازدواج در ایران چه مختصاتی دارد؟
� نقش نهادهای حاکمیتی در سامان زیست جنسی چیست؟
� چگونه باید به فهمی مشترک درباره زیست جنسی در ایران دست یافت؟
� ایده دانشگاه برای سامانبخشی و نظم دادن به امر جنسی در ایران چه چیزی است؟
📷 yon.ir/du9jl
📆 تاریخ پخش: ۱۳۹۸/۵/۳۰
🖥 aparat.com/v/8e9iS
📥 مشاهده فیلم
▪️ #برنامه_زاویه: زیست جنسی در ایران!
👥مهمانها: محمدتقی کرمی و سیدعلی آذین
� زیست جنسی چیست؟
� رفتارهای جنسی از چه الگویی پیروی میکنند؟
� زیست جنسی جوانان و نوجوانان در فاصله بین بلوغ تا ازدواج در ایران چه مختصاتی دارد؟
� نقش نهادهای حاکمیتی در سامان زیست جنسی چیست؟
� چگونه باید به فهمی مشترک درباره زیست جنسی در ایران دست یافت؟
� ایده دانشگاه برای سامانبخشی و نظم دادن به امر جنسی در ایران چه چیزی است؟
📷 yon.ir/du9jl
📆 تاریخ پخش: ۱۳۹۸/۵/۳۰
🖥 aparat.com/v/8e9iS
📥 مشاهده فیلم
🍁 مباهلهٔ پیامبر (ص) با مسیحیان نجران!
✍🏻 مهدی #کمپانی_زارع مینویسد:
«سال نهم هجری را میتوان سال تثبیت اسلام در عربستان دانست. بسیاری از اقوام و ادیان که میدیدند اسلام قدرت روزافزونی مییابد، به دلایل مختلف نزد رسول خدا میآمدند و به اسلام میگرویدند و یا با ایشان پیماننامههایی را به امضا میرساندند. به حدی آمدوشد جماعات علاقهمند به مسلمانی و یا ارتباط با اسلام زیاد شد که این سال را ”عامالوفود“ نامیدند. از جمله گروههایی که در این سال به مدینه آمدند جماعتی از بزرگان مسیحیت از نجران بودند. آنان چهارده نفر بودند و مهمترین شخصیتهایشان، ابوحارثه بن علقمه، اسقف اعظم و نماینده رسمی کلیساهای روم و حجاز، عبدالمسيح ملقب به عاقب که در خردمندی شهرت داشت و شخصی به نام ايهم مشهور به ”سید“ بودند.» (کمپانی زارع، ۱۳۹۳: ۱۲۴)
«آنان [به پیامبر (ص)] گفتند درباره عیسی (ع) چه میگویی؟ پیامبر فرمود مسیح بنده خداست که او را به رسالت برگزیده. اسقف گفت آیا برای او پدری میشناسی؟ فرمود: نه، زیرا پیدایش او از راه نکاح نبوده تا پدر داشته باشد. گفت: آیا او مخلوق نیست؟ پیامبر (ص) فرمود: آری مخلوق است. آنان گفتند پس چگونه ممکن است کسی مخلوق باشد، اما پدر نداشته باشد، با اینکه هر مخلوقی از پدر نشأت یافته است؟ در آن حال، خداوند متعال در رد سخن آنان این آیات را نازل فرمود:
”در واقع، مَثَل عیسی نزد خدا همچون مَثَل خلقت آدم است که او را از خاک آفرید؛ سپس بدو گفت: ”باش“؛ پس وجود یافت. آنچه درباره عیسی گفته شد حق و از جانب پروردگار تو است. پس، از تردیدکنندگان مباش. پس هرکه در این باب پس از دانشی که تو را حاصل آمده، با تو محاجه کند، بگو: ”بیایید پسرانمان و پسرانتان، و زنانمان و زنانتان، و کسانی که به منزله خود ما و شما هستند فراخوانیم؛ سپس مباهله کنیم، و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم.“ [#آلعمران: ۵۹ ــ ۶۱]
خداوند رسول خویش را به مباهله با آنان فرمان داد. #مباهله از مادهٔ ”بهل“ به معنی تضرع در دعاست و وقتی این اصطلاح به کار میرود که دو یا چند نفر مخالف در مسائل مهم دینی یک جا گرد آیند و با تضرع به درگاه الهی بخواهند که خداوند باطل را رسوا و صاحبش را مجازات کند. پیامبر پیشنهاد مباهله را به مسیحیان نجران داد و آنان گفتند که باید در این باب بیندیشیم. هنگامی که به خلوت رفتند از عاقب (عبدالمسیح) چارهٔ کار را پرسیدند. او که از همه خردمندتر بود گفت به خدا سوگند که شما فهمیدهاید محمد، پیامبر و فرستادهٔ خداست و برای تکمیل دعوت پیامبر شما آمده است. بدانید هرگاه جماعتی با پیامبری مباهله کردهاند، پیر و جوانشان از میان رفتهاند و شما نیز در صورت مباهله چنين سرانجامی خواهید داشت؛ پس بهتر است که برای حفظ خود و دینتان او را به حال خود رها کنید و به شهرتان بازگردید. وی به آنان گفت اگر محمد با اصحابش به مباهله حاضر شود، بدانید که او دروغگوست و بر او پیروز خواهید شد، اما اگر با نزدیکانش آمد، بدانید که او برحق است و به راستی پیامبر خداست و با او مباهله نکنید. در وقت مباهله، رسول خدا با علی، فاطمه، حسن و حسین (ع) وارد شد و به ایشان فرمود چون من دعا کردم، شما آمین بگویید. اسقف نجران گفت ای مسیحیان من چهرههایی را میبینم که اگر از خدا بخواهند که کوه را از جای برکند، قطعاً چنین خواهد کرد. پس مباهله نکنید که نابود خواهید شد و تا قیامت هیچ مسیحی روی زمین باقی نخواهد ماند. آنان نزد پیامبر آمدند و گفتند ما تصمیم گرفتهایم که با تو مناظره نکنیم و تو بر دین خود باشی و ما بر دین خود. رسول خدا آنان را به اسلام دعوت کرد، اما آنان نپذیرفتند و پیمان بستند که هر سال دو هزار جامه و سی زره به مسلمانان بدهند.» (همان: ۱۲۵ ــ ۱۲۶)
📷 yon.ir/kltRY
📚 کمپانی زارع، مهدی. (۱۳۹۳). ترازوی احدخو: روایتی از زندگی و سخنان امام علی (ع). تهران: نشر نگاه معاصر.
✍🏻 مهدی #کمپانی_زارع مینویسد:
«سال نهم هجری را میتوان سال تثبیت اسلام در عربستان دانست. بسیاری از اقوام و ادیان که میدیدند اسلام قدرت روزافزونی مییابد، به دلایل مختلف نزد رسول خدا میآمدند و به اسلام میگرویدند و یا با ایشان پیماننامههایی را به امضا میرساندند. به حدی آمدوشد جماعات علاقهمند به مسلمانی و یا ارتباط با اسلام زیاد شد که این سال را ”عامالوفود“ نامیدند. از جمله گروههایی که در این سال به مدینه آمدند جماعتی از بزرگان مسیحیت از نجران بودند. آنان چهارده نفر بودند و مهمترین شخصیتهایشان، ابوحارثه بن علقمه، اسقف اعظم و نماینده رسمی کلیساهای روم و حجاز، عبدالمسيح ملقب به عاقب که در خردمندی شهرت داشت و شخصی به نام ايهم مشهور به ”سید“ بودند.» (کمپانی زارع، ۱۳۹۳: ۱۲۴)
«آنان [به پیامبر (ص)] گفتند درباره عیسی (ع) چه میگویی؟ پیامبر فرمود مسیح بنده خداست که او را به رسالت برگزیده. اسقف گفت آیا برای او پدری میشناسی؟ فرمود: نه، زیرا پیدایش او از راه نکاح نبوده تا پدر داشته باشد. گفت: آیا او مخلوق نیست؟ پیامبر (ص) فرمود: آری مخلوق است. آنان گفتند پس چگونه ممکن است کسی مخلوق باشد، اما پدر نداشته باشد، با اینکه هر مخلوقی از پدر نشأت یافته است؟ در آن حال، خداوند متعال در رد سخن آنان این آیات را نازل فرمود:
”در واقع، مَثَل عیسی نزد خدا همچون مَثَل خلقت آدم است که او را از خاک آفرید؛ سپس بدو گفت: ”باش“؛ پس وجود یافت. آنچه درباره عیسی گفته شد حق و از جانب پروردگار تو است. پس، از تردیدکنندگان مباش. پس هرکه در این باب پس از دانشی که تو را حاصل آمده، با تو محاجه کند، بگو: ”بیایید پسرانمان و پسرانتان، و زنانمان و زنانتان، و کسانی که به منزله خود ما و شما هستند فراخوانیم؛ سپس مباهله کنیم، و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم.“ [#آلعمران: ۵۹ ــ ۶۱]
خداوند رسول خویش را به مباهله با آنان فرمان داد. #مباهله از مادهٔ ”بهل“ به معنی تضرع در دعاست و وقتی این اصطلاح به کار میرود که دو یا چند نفر مخالف در مسائل مهم دینی یک جا گرد آیند و با تضرع به درگاه الهی بخواهند که خداوند باطل را رسوا و صاحبش را مجازات کند. پیامبر پیشنهاد مباهله را به مسیحیان نجران داد و آنان گفتند که باید در این باب بیندیشیم. هنگامی که به خلوت رفتند از عاقب (عبدالمسیح) چارهٔ کار را پرسیدند. او که از همه خردمندتر بود گفت به خدا سوگند که شما فهمیدهاید محمد، پیامبر و فرستادهٔ خداست و برای تکمیل دعوت پیامبر شما آمده است. بدانید هرگاه جماعتی با پیامبری مباهله کردهاند، پیر و جوانشان از میان رفتهاند و شما نیز در صورت مباهله چنين سرانجامی خواهید داشت؛ پس بهتر است که برای حفظ خود و دینتان او را به حال خود رها کنید و به شهرتان بازگردید. وی به آنان گفت اگر محمد با اصحابش به مباهله حاضر شود، بدانید که او دروغگوست و بر او پیروز خواهید شد، اما اگر با نزدیکانش آمد، بدانید که او برحق است و به راستی پیامبر خداست و با او مباهله نکنید. در وقت مباهله، رسول خدا با علی، فاطمه، حسن و حسین (ع) وارد شد و به ایشان فرمود چون من دعا کردم، شما آمین بگویید. اسقف نجران گفت ای مسیحیان من چهرههایی را میبینم که اگر از خدا بخواهند که کوه را از جای برکند، قطعاً چنین خواهد کرد. پس مباهله نکنید که نابود خواهید شد و تا قیامت هیچ مسیحی روی زمین باقی نخواهد ماند. آنان نزد پیامبر آمدند و گفتند ما تصمیم گرفتهایم که با تو مناظره نکنیم و تو بر دین خود باشی و ما بر دین خود. رسول خدا آنان را به اسلام دعوت کرد، اما آنان نپذیرفتند و پیمان بستند که هر سال دو هزار جامه و سی زره به مسلمانان بدهند.» (همان: ۱۲۵ ــ ۱۲۶)
📷 yon.ir/kltRY
📚 کمپانی زارع، مهدی. (۱۳۹۳). ترازوی احدخو: روایتی از زندگی و سخنان امام علی (ع). تهران: نشر نگاه معاصر.
🍁 دین حسینِ توست!
💬 #سنایی_غزنوی:
دین حسین توست آز و آرزو خوک و سگ است
تشنه این را میکُشی و آن هر دو را میپَروَری
بر یزید و شمر ملعون چون همی لعنت کنی
چون حسین خویش را شمر و یزید دیگری
📷 yon.ir/7lGeK
©️ (دیوان اشعار، قصاید: قصیده ۱۸۵)
💬 #سنایی_غزنوی:
دین حسین توست آز و آرزو خوک و سگ است
تشنه این را میکُشی و آن هر دو را میپَروَری
بر یزید و شمر ملعون چون همی لعنت کنی
چون حسین خویش را شمر و یزید دیگری
📷 yon.ir/7lGeK
©️ (دیوان اشعار، قصاید: قصیده ۱۸۵)
🍁 فکر کردهایم فقط عزاداری مسئولیت ماست!
▪️باید برای اصلاح فکری کنیم!
💬 محمد #سروش_محلاتی (۱۳۹۷):
«جامعهای که در آن فساد وجود داشته باشد این جامعه ادعای پیروی از اباعبدالله الحسین را نمیتواند داشته باشد، ولو زیارت عاشورا بخواند و زیر بیرق و علم امام حسین برود.
#امام_حسین (ع) هنگام خروج از مدینه در وصیتنامه خود، هدف از این اقدام را اصلاح امت جدّ خود عنوان میکند؛ این جمله اگرچه بسیار کوتاه اما بسیار عمیق و بلند است. گاهی اصلاح اصلاحِ اقتصادی است؛ گاهی فساد اخلاقی است و اصلاح اخلاقی باید اتفاق بیفتد؛ گاهی فساد سیاسی است و مصلح باید اصلاحِ سیاسی در جامعه به وجود آورد؛ باید دید امام حسین به دنبال ایجاد چه اصلاحی بود؟
ما از شیعیان امیرالمؤمنین (ع) و مریدان امام حسین (ع) هستیم و کشور ما مفتخر به بالا رفتن بیرق عزای امام حسین (ع) در ماه محرم است، ولی این ملت باید در اصلاح هم رتبه اول را داشته باشند. اگر ما برای امام حسین (ع) لباس مشکی میپوشیم یعنی برای آن شخصیتی که جان خود و عزیزان خود را گذاشت تا اصلاح در جامعه به وجود بیاورد، باید ببینیم آیا این جلسات ما را به اصلاح نزدیک میکند و فساد را در جامعه ما کاهش میدهد؟ و سال به سال از نظر اصلاح اقتصادی و سیاسی جلو میرویم؟ و سال به سال آمار فساد مالی و سیاسی و اداری در جامعه ما کاهش پیدا میکند؟
چرا اوضاع و احوال ما معکوس است؟ چرا وضع ما وارونه است؟ یک سازمان بینالمللی که مرکز آن در آلمان است و مسئولیت بررسی فساد در کشورهای مختلف را دارد وضع ۱۸۰ کشور را از نظر میزان فساد سال به سال بررسی میکند و از صفر تا صد نمره میدهد. رتبه ایران از نظر فساد ۱۳۰ است که گاهی هم به ۱۴۰ میرسد، یعنی از ۲۰ نمره ۵ میگیریم.
مگر امام علی (ع) و امام حسین (ع) الگوهای اصلاح در جامعه نبودند؟ چه تناسبی بین وضع ما و این الگوها وجود دارد؟ چه استفادهای از این مکتب کردهایم؟ این خیمه امام حسین (ع) چه تغییری در وضع ما به وجود آورده است؟ اگر این خیمهها را نداشتیم، در چه وضعی به سر میبردیم؟ واقعاً این معماست؛ این غم و غصه باید شیعه را در بدترین وضعیت فرو ببرد که ما امام حسین (ع) را به عنوان مصلح نشناختیم؛ محرم به محرم در جلسات شرکت میکنیم، اما آیا همه چیز امام حسین را بیان میکنیم. باید برگردیم؛ فاصله ما با امام حسین خیلی زیاد است؛ فکر کردیم تنها عزاداری و اشک مسئولیت ماست و با سینهزنی و عزاداری، وظیفه ما به پایان میرسد.
ما اگر میخواهیم حسینی باشیم باید برای اصلاح امور جامعه خود کاری کنیم و جامعهای که در آن فساد وجود داشته باشد، این جامعه ادعای پیروی از اباعبدالله الحسین را نمیتواند داشته باشد، ولو زیارت عاشورا بخواند و زیر بیرق و علم امام حسین برود. امام حسین به دنبال اصلاح بود؛ ما هم باید برای اصلاح فکری کنیم.» (محرم ۱۳۹۷، کاشان، با اندکی ویرایش از شفقنا)
📷 yon.ir/uAA0y
©️ شفقنا (دسترسی در ۱۳۹۸/۶/۱۲)
📝 یادداشتهای مرتبط:
▪️فکر دینی ما باید اصلاح شود!
▪️پس عزا بر خود کنید، ای خفتگان!
▪️باید برای اصلاح فکری کنیم!
💬 محمد #سروش_محلاتی (۱۳۹۷):
«جامعهای که در آن فساد وجود داشته باشد این جامعه ادعای پیروی از اباعبدالله الحسین را نمیتواند داشته باشد، ولو زیارت عاشورا بخواند و زیر بیرق و علم امام حسین برود.
#امام_حسین (ع) هنگام خروج از مدینه در وصیتنامه خود، هدف از این اقدام را اصلاح امت جدّ خود عنوان میکند؛ این جمله اگرچه بسیار کوتاه اما بسیار عمیق و بلند است. گاهی اصلاح اصلاحِ اقتصادی است؛ گاهی فساد اخلاقی است و اصلاح اخلاقی باید اتفاق بیفتد؛ گاهی فساد سیاسی است و مصلح باید اصلاحِ سیاسی در جامعه به وجود آورد؛ باید دید امام حسین به دنبال ایجاد چه اصلاحی بود؟
ما از شیعیان امیرالمؤمنین (ع) و مریدان امام حسین (ع) هستیم و کشور ما مفتخر به بالا رفتن بیرق عزای امام حسین (ع) در ماه محرم است، ولی این ملت باید در اصلاح هم رتبه اول را داشته باشند. اگر ما برای امام حسین (ع) لباس مشکی میپوشیم یعنی برای آن شخصیتی که جان خود و عزیزان خود را گذاشت تا اصلاح در جامعه به وجود بیاورد، باید ببینیم آیا این جلسات ما را به اصلاح نزدیک میکند و فساد را در جامعه ما کاهش میدهد؟ و سال به سال از نظر اصلاح اقتصادی و سیاسی جلو میرویم؟ و سال به سال آمار فساد مالی و سیاسی و اداری در جامعه ما کاهش پیدا میکند؟
چرا اوضاع و احوال ما معکوس است؟ چرا وضع ما وارونه است؟ یک سازمان بینالمللی که مرکز آن در آلمان است و مسئولیت بررسی فساد در کشورهای مختلف را دارد وضع ۱۸۰ کشور را از نظر میزان فساد سال به سال بررسی میکند و از صفر تا صد نمره میدهد. رتبه ایران از نظر فساد ۱۳۰ است که گاهی هم به ۱۴۰ میرسد، یعنی از ۲۰ نمره ۵ میگیریم.
مگر امام علی (ع) و امام حسین (ع) الگوهای اصلاح در جامعه نبودند؟ چه تناسبی بین وضع ما و این الگوها وجود دارد؟ چه استفادهای از این مکتب کردهایم؟ این خیمه امام حسین (ع) چه تغییری در وضع ما به وجود آورده است؟ اگر این خیمهها را نداشتیم، در چه وضعی به سر میبردیم؟ واقعاً این معماست؛ این غم و غصه باید شیعه را در بدترین وضعیت فرو ببرد که ما امام حسین (ع) را به عنوان مصلح نشناختیم؛ محرم به محرم در جلسات شرکت میکنیم، اما آیا همه چیز امام حسین را بیان میکنیم. باید برگردیم؛ فاصله ما با امام حسین خیلی زیاد است؛ فکر کردیم تنها عزاداری و اشک مسئولیت ماست و با سینهزنی و عزاداری، وظیفه ما به پایان میرسد.
ما اگر میخواهیم حسینی باشیم باید برای اصلاح امور جامعه خود کاری کنیم و جامعهای که در آن فساد وجود داشته باشد، این جامعه ادعای پیروی از اباعبدالله الحسین را نمیتواند داشته باشد، ولو زیارت عاشورا بخواند و زیر بیرق و علم امام حسین برود. امام حسین به دنبال اصلاح بود؛ ما هم باید برای اصلاح فکری کنیم.» (محرم ۱۳۹۷، کاشان، با اندکی ویرایش از شفقنا)
📷 yon.ir/uAA0y
©️ شفقنا (دسترسی در ۱۳۹۸/۶/۱۲)
📝 یادداشتهای مرتبط:
▪️فکر دینی ما باید اصلاح شود!
▪️پس عزا بر خود کنید، ای خفتگان!