اندیشه‌ورزی|Andishehvarzi
54 subscribers
140 photos
35 videos
5 files
619 links
ای برادر تو همه اندیشه‌ای (مولوی)

🆔 @andishehvarzi

🔝t.me/andishehvarzi/1

🌐 www.andishehvarzi.blog.ir

📧 andishehvarzi@yahoo.com

آغازبه‌کار کانال اندیشه‌ورزی: ۲۹ شهریور ۱۳۹۵
Download Telegram
⚠️ زنهار!

💬 #صائب_تبریزی:

پشه با شب‌زنده‌داری خونِ مردم می‌خورد
زینهار از زاهد شب‌زنده‌دار اندیشه کن

(گزیده غزلیات، غزل ۶۰۷۵)

📝 یادداشت مرتبط:

▪️عبادت‌های بی‌حاصل!
🍁مراقبت از کودکان و نوجوانان در برابر اخبار ناگوار!

«این روزها رسانه‌ها پر از خبرهای ناراحت‌کننده، خشونت‌بار، ترسناک و نگران‌کننده است؛ از اخبار مربوط به جنگ و تروریسم تا سقوط هواپیما و تغییرات اقلیمی و فجایع طبیعی. آنچه در رسانه‌ها بازتاب می‌یابد نه‌تنها روی زندگی آدم‌بزرگ‌ها اثر می‌گذارد، که بر دنیای کودکان و نوجوانان هم سایه می‌اندازد، سایه‌ای به مراتب تیره‌تر از آنچه دنیای بزرگ‌سالان را فرا گرفته است.

توصیه کلی در این مورد و برای تمام سن‌ها این است که از تماشای اخبار و تحلیل‌ها در حضور بچه‌ها پرهیز کنید. شما در لحظه پخش اخبار، گفت‌وگوها و تحلیل‌ها کنترلی بر آنچه در حال پخش است ندارید و ممکن است بچه‌ها تصاویر، صحنه‌ها یا گفته‌هایی را ببینند و بشنوند که عامل نگرانی غیرضروری یا صدمه روحی و ذهنی عمیق در آنها شود. [...] در صورت ضرورت، خودتان درباره رویدادها و اتفاق‌های نگران‌کننده‌ای که در اخبار تکرار می‌شوند و جامعه را درگیر می‌کنند با نوجوان‌ها و کودکان بالای هفت سال صحبت کنید. به این ترتیب، این شما هستید که میزان اطلاعاتی را که در اختیار آنها قرار می‌گیرد کنترل می‌کنید و در عین حال می‌توانید از میزان ترس و نگرانی آنها کم کنید.

▪️برای همه سن‌ها
[...] پرسش از کودک یا نوجوان بهترین روش برای شروع گفت‌وگو است؛ اینکه چه چیزی درباره واقعه می‌داند و اطلاعاتش را از کجا به دست آورده، نظر خودش درباره ماجرا چیست و آن را چه‌طور درک می‌کند. بر دریافت اطلاعات از منابع قابل اعتماد تأکید کنید و بگویید اغلب نباید شنیده‌های‌شان از دوستان و هم‌کلاسی‌ها را جدی بگیرند. به آنها فضا بدهید که شنیده‌های‌شان را با شما در میان بگذارند تا در صورت نیاز اطلاعات خلاف واقع را اصلاح کنید.

▪️کودکان زیر هفت سال
بچه‌های زیر هفت سال را به کل از اخبار و رادیو و تلویزیون و شبکه‌های خبری دور نگه دارید. اگر روزنامه می‌خوانید، آن را دور از دسترس کودکان این گروه سنی نگاه دارید. دلیل عمده این تأکید این است که کودکان پیش از دبستان به راحتی واقعیت را با خیال و فانتزی‌های بسیار ترسناک اشتباه می‌گیرند. تماشای تصاویر خشونت‌آمیز، جنگ، فجایع طبیعی، سوانح و سوگواری‌ها یا شنیدن درباره این مسائل برای کودکان زیر هفت سال بسیار ترسناک‌تر از آن است که ما فکر می‌کنیم. اگر بچه‌ها کنجکاوی می‌کنند یا به نحوی در معرض اخبار قرار گرفته‌اند و سؤال دارند، [...] بهترین راه این است که اطلاعات را از طریق گفت‌وگو به آنها بدهید.

▪️کودکان هشت تا دوازده سال
بسیاری از کودکان در این سن می‌توانند از پسِ گفت‌وگو درباره اتفاق‌های دلهره‌آور و اخبار بد بربیاینند، اما این به معنای این نیست که همه بچه‌های این سن از چنین توانی برخوردارند. آنها را از شبکه‌های خبری دور نگه دارید و در حضورشان درباره اتفاق‌ها بحث و تحلیل نکنید. مشاهده پی‌‌درپی اخبار و تصاویر نگران‌کننده اغلب به احساس ناامنی در آنها دامن می‌زند و این‌طور احساس می‌کنند که خطری جدی [...] تهدیدشان می‌کند. کودکان در این سن سؤال‌های زیادی دارند؛ برای پاسخ به این پرسش‌ها و شروع گفت‌وگویی روشن‌کننده با آنها آماده باشید. گفت‌وگو را با پرسیدن از نگاه و نظر و اطلاعات خودشان شروع کنید. شکل‌گیری نظام اخلاقی و ارزشی در این سن آغاز شده است.

▪️نوجوان‌ها
نوجوان‌ها را نمی‌توان به راحتیِ بچه‌های کوچک‌تر از قرار گرفتن در معرض اخبار نگران‌کننده بازداشت. بهترین کار این است که منابع خبری را کنترل شده در اختیارشان قرار دهید. مثلاً اخبار را از رسانه‌هایی دنبال کنید که مطمئن‌اید تصاویر دلخراش یا خشونت‌آمیز را پخش نمی‌کنند. همچنان اجازه ندهید اخبار و رسانه‌ها به‌طور مستمر روشن باشند و بخش عمده وقت بچه‌ها به شنیدن یا در معرض اخبار بودن بگذرد. گفت‌وگو با نوجوان‌ها بسیار مهم است چون آنها عموماً مستقل از والدین اخبار را دنبال می‌کنند. دیدگاه و تحلیل‌شان درباره شرایط را جویا شوید. این گفت‌وگوها به آنها کمک می‌کند مهارت تحلیل و تفکرشان پرورش یابد و به شما امکان می‌دهد بفهمید آنها درباره موضوع چه‌قدر اطلاعات دارند.

▪️مراقبت از خودتان را فراموش نکنید!
فقط بچه‌ها نیستند که از بحران‌های اجتماعی و خبرهای نگران‌کننده آسیب می‌بینند. بزرگ‌سالان هم در این شرایط نیاز به مراقبت و حمایت دارند. افزون‌بر این، در شرایطی که خودتان بیش از حد نگران و آزرده‌اید نمی‌توانید منبع آرامش برای فرزندان یا شاگردان‌تان باشید. یک راه‌کار مهم این است که در اخبار بد و سپس گفت‌وگو با دوستان، خانواده و اطرافیان درباره موضوع غرق نشوید. این گفت‌وگوهای مستمر، که اغلب به حل موضوع کمک نمی‌کند، می‌تواند نگرانی‌تان را عمیق‌تر کند. بنابراین، در جمع‌های دوستانه به جای تحلیل و بحث و گفت‌وگو فعالیت‌های دیگری را جایگزین کنید.»

©️از: کانال و وبسایت مدرسه افروز
🍁 خدایا، گره کار فروبسته‌مان را بگشای!

💬 #امام_سجاد (ع):

«ای خداوندی که گره کارهای فروبسته به تو گشوده می‌شود و سختی‌ها به تو آسان می‌گردد. ای خداوندی که از تو خواهند رهایی از تنگناها را و یافتن آسودگی را. به قدرت تو دشواری خوارمایه گردد و به لطف تو اسباب کارها ساخته آید. قضا به قدرت تو جاری است و هر چیزی بر وفق اراده تو پدید آمده است: به مشیت تو فرمان‌بر است و به گفتار آمرانه‌اش نیاز نیست، به اراده تو بازداشتنی است و به گفتار بازدارنده‌اش نیاز نیست.

تویی آن که در مُهمات بخوانند و در سختی‌ها به او پناه جویند. هیچ بلایی از سر ما نرود، جز آنکه تواش برانی و هیچ اندوهی از دل ما رخت نبندد، مگر آنکه تواش از میان برداری.

ای پروردگار من، بر من محنتی رسیده که بار گرانَش مرا از پای در آورده است و به رنجی درافتاده‌ام که بر خود هموار نتوانم کرد. تو خود به قدرت خویش آن محنت و رنج بر من وارد آورده‌ای و به سوی من روانه داشته‌ای. آنچه را تو وارد آورده‌ای کس بازگرداندن نتواند و آنچه را تو روانه داشته‌ای کس دفع نتواند و آن در را که تو بسته‌ای کس گشادن نتواند و آن در را که تو گشاده‌ای کس بستن نتواند. چون کسی را به رنج افکنی، کس راحتش نرساند و چون کسی را خوار داری، کس عزیز نگرداند. پس درود بفرست بر محمد و خاندانش.

ای پروردگار من، به فضل خویش درِ آسایش بر من بگشای و به قدرت خویش سطوت اندوه را بر من بشکن و در آنچه زبان شکایت گشوده‌ام به رحمت نظر کن و مرا حلاوت استجابت در هر چه خواسته‌ام بچشان و از نزد خویش رحمتی و گشایشی خوش‌گوار بر من ارزانی دار و راه رهایی در پیش پای من بگشای. چنان مکن که به سبب اندوه از انجام دادن فرایض و مستحبات تو بازمانم، که من ای پروردگار، در برابر این محنت که بر من وارد آمده بی‌طاقتم و پیمانهٔ شکیبایی‌ام از آن اندوه که نصیب من گردیده اینک لبریز است. تنها تویی که توانی آن اندوه را از میان برداری و آن بلا را که بدان گرفتار آمده‌ام دفع کنی. پس مرا از بند بلا وارهان، اگر چه شایستهٔ آن نباشم. یا ذا العرش العظیم.» (#صحیفه_سجادیه: نیایش ۷)

📚 صحیفه سجّادیه. ترجمه عبدالمحمد آیتی. (۱۳۷۵). چاپ دوم. تهران: سروش.
🍁 روزی که پرده‌ها برافتد!

«روزی که رازها از پرده بیرون افتد.» (#طارق: ۹)

📚 #قرآن. ترجمه بهاء‌الدین #خرمشاهی (۱۳۸۶). تهران: انتشارات دوستان.
🍁 بیماری خطرناک تهمت به مخالفان!

✍🏻 مهدی #سیمایی می‌نویسد

«متأسفانه بیماری خطرناکی در جامعه متدينان در حال شیوع است که به مخالفِ خود بدین بهانه که اهلِ بدعت در دین است می‌توان تهمت زد، دروغ گفت و افترا بست! مستند این جنون خطرناک و توأم با نتایج فاسد فراوان را هم سخنی از پیامبر اکرم (ص) قرار می‌دهند، که ایشان فرمودند: [متن عربی]؛ و چنین ترجمه می‌کنند: ”هنگامی که اهل بدعت و فساد را دیدید، از آنها تبری بجویید و به آنها توهین کنید، عیب‌گویی کنید، غیبت کنید و تهمت بزنید تا برای فاسد و تباه کردن اسلام طمع نکنند و مردم از ایشان پرهیز و دوری کنند. خداوند در قبال این عمل برای شما بهشت در نظر گرفته است و جایگاه شما در آخرت بالاتر می‌رود.“

حدیث فوق به دلایل متعددی نامعتبر و حتی ساختگی است:
➊ تعارض با آیات قرآن: حدیث فوق، که به تهمت زدن و دروغ گفتن به مخالفان اهل شک و بدعت دستور می‌دهد، با آیات فراوانی که به رعایت عدل و انصاف در مقابل همه افراد دستور می‌دهد مخالف است؛ به ویژه آیه: ”وَ لَايجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلَّا تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى.“ به مقتضای آیه فوق دشمنی مؤمنان با گروهی، مجوز خارج شدن از مسیر عدالت و از بین بردن قواعد مُسلّم عدالت نیست؛ و در صورت خارج شدن از مسیر عدالت در رفتار با دشمنان، خداوند خارج‌شدگان از راه عدل را مجازات خواهد کرد. یا در آیات دیگری می‌فرماید: ”ادْعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ“؛ ”وَ لَا تَسُبُّوا الَّذِينَ يدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ“؛ ”وَ قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْنًا“؛ ”وَيلٌ لِكُلِّ أَفَّاكٍ أَثِيمٍ“؛ به نظر می‌رسد آیات فوق دستوری همگانی و همیشگی است و عاری از تقیید و تخصیص هستند.

➋ تعارض با عقل: حديث فوق متضاد با حُسن و قبح ذاتی و عقلی است، که در شیعه اختلافی نیست. دیگر آنکه، حدیث مباهته، قاعده ماکیاولی ”الغايات تبرر المبادی“ را اثبات می‌کند. یعنی هدف وسیله را توجیه می‌کند و برای تحقق نیات خوب و اهداف نیکو هر فعل زشت و ناپسندی را می‌توان انجام داد، در حالی که در اسلام چنین چیزی جایز نیست. [...]

➌ به عقیده برخی دانشوران، اصطلاح ”أهل البدع“ و ”بدعت“ از اصطلاحات قرن دوم قمری به بعد است و در زمان پیامبر استعمال نمی‌شده است. روایاتی هم که اهل سنت نقل کرده‌اند و از پیامبر (ص) و مشتمل بر این کلمات است از روایات نامعتبر آنها است.

➍ نقد محتوایی و تاریخی حدیث: معنای ”بدعت“ پیش‌تر در مفهوم امروزی آن (امری مذموم در مقابل سنت و به معنای ”إدخال ما ليس من الدين في الدين“) نبوده است، بلکه در معنای لغوی‌اش، یعنی آغاز کردن و نو آوردن و ساخت جدید، به کار می‌رفته است. چنانچه در قرآن کریم واژه ”بدعت“ و مشتقات آن فقط در چهار آیه به کار رفته و، به استثنای یک کاربست آن که اختلافی است، در باقی معنای منفی و مذمومی ندارد. [...]

➎ حديث مزبور با روایات فراوان و دارای تواتر معنوی درباره شیوه مواجهه با مخالفان و دشمنان و رعایت اخلاق و عدالت در خصوص ایشان در تعارض بيّن و آشکار است. تعارض بین یک خبرِ واحد با روایات قطعی‌الصدور و متواتر باعث می‌شود حدیث مذکور از حجيت ساقط شود. از باب نمونه، گفته حضرت علی در میانه جنگ صفین را، که شیعیان و لشکریان‌شان در حال توهین و ناسزاگویی به لشکریان شام و معاویه بودند، یادآوری می‌کنیم. امام با مشاهده این رفتار نکوهیده و قبيح از خیمه بیرون آمد و فرمود:

”[متن عربی]؛ من بدم می‌آید که شما دشنام‌دهنده باشید. ولی اگر شما اَعمال آنان را بگویید و چگونگی حال‌شان را بیان نمایید به گفتار صواب و راست، نزدیک‌تر و در عذر رساتر است. و شما به جای دشنام درباره ایشان بگویید: ’خداوندا، خون‌های ما و خون‌های ایشان را حفظ کن، بین ما و آنان اصلاح کن و آنها را از گمراهی نجات بده.‘ “ [...]

➏ نقد تاریخی دیگر بر صحت صدور این حدیث از معصوم آنکه، اگر چنین دستوری صحیح و معتبر بود و پیامبر (ص) آن را بیان کرده بود، امامان شیعه خود به آن عمل می‌کردند یا در طول تاریخ زندگانی‌شان در بیش از ۲۵۰ سال به شیعیان و پیروان و اصحاب خود، این دستور را منتشر و تکرار می‌کردند. [...] در حالی که هیچ‌کدام از اینها دیده نشد و یک مرتبه هم نقل نشد، حتی به جعل و دسیسه!

باید توجه داشت گرچه سند حدیث مباهته صحیح است، صحت سند تلازمی با قطعیت صدور حدیث از معصوم ندارد. همچنانکه ضعف سند حديث مساوی کذب و جعل آن نیست. به عبارت دیگر، حدیثِ صحیح قطعی‌الصدور نیست و حديث ضعيف قطعی‌الكذب نیست! بلکه سندشناسی یکی از راه‌ها برای تصحیح و اعتبارسنجی حدیث است.» (سیمایی، ۱۳۹۸: ۱۷۲ ــ ۱۷۶)

📝 تفصیل این یادداشت را در تلگراف زیر بخوانید!

📚 سیمایی، مهدی. (۱۳۹۸). مشهورات بی‌اعتبار در تاریخ و حدیث: دفتر اول. قم: انتشارات کتاب طه.
🍁 درباره موانع اخلاقی زیستن!

💬 ابوالقاسم #فنایی:

«چرا تأمل و نظریه‌پردازی در باب موانع اخلاقی زیستن مهم است؟ دلیل ساده و مختصرش این است که اگر موانع اخلاقی زیستن برطرف نشود، زیستن اخلاقی برای عموم انسان‌ها در حد تکلیف فوق طاعت خواهد بود. یعنی فقط قدیسان هستند که با آن انگیزه‌ قوی درونی می‌توانند بر این موانع غلبه کنند، ولی ما می‌دانیم که اخلاق فقط برای قدیسان نیست. اخلاق برای همه‌ انسان‌هاست و قرار نیست اخلاقی زیستن فقط چیزی باشد که در اختیار قدیسان باشد. عموم انسان‌ها، به خاطر اینکه یک سرشت اخلاقی دارند، موظف‌اند که اخلاقی زندگی کنند. ولی آن موانع در [برخی انسان‌ها] باعث می‌شوند که اخلاقی زندگی نکنند. بنابراین اگر بخواهیم انسان‌های متعارفی که قدیس نیستند اخلاقی باشند و به سهولت و روانی بتوانند اخلاقی زندگی کنند، باید آن موانع را بشناسیم تا بعد برای برطرف کردن آن موانع برنامه‌ریزی کنیم. به تعبیر دیگر، اگر بخواهیم انسان اخلاقی یا جامعه‌ اخلاقی داشته باشیم، دیگر نمی‌توانیم به صرف موعظه و نصیحت و پند و اندرز اکتفا کنیم. موعظه و نصیحت لازم هست، اما کافی نیست؛ موانع را هم باید از پیش پای افراد برداریم. عموم انسان‌ها از این نظر در یک سطح متوسطی قرار دارند و اگر می‌بینیم جامعه‌ای از جامعه‌ دیگر اخلاقی‌تر است، این را نباید طوری تبیین کنیم که انسان‌هایی که در آن جامعه زندگی می‌کنند لزوماً از نظر اخلاقی قدیس‌تر و شریف‌تر یا اخلاقی‌تر از انسان‌هایی هستند که در جامعه‌ دیگر زندگی می‌کنند. چه بسا موانعی که در جامعه دوم وجود دارد، اگر در جامعه اول هم وجود داشت، در آنجا هم به همان میزان رفتار غیراخلاقی و زندگی غیراخلاقی داشتند.

موانع اخلاقی زیستن خیلی زیاد است و من هم در اینجا ادعای این را ندارم که یک بحث جامع و مانعی از این موانع دارم. من فقط به برخی از مصادیق این عنوان اشاره می‌کنم و یک مقدار راجع به هرکدام از آنها توضیح می‌دهم تا ببینید این موضوع چقدر گسترده است و چقدر مهم است. از یک نظر این موانع را می‌توانیم به دو دسته تقسیم بکنیم: یکی موانع درونی و دیگری موانع بیرونی. منظور از موانع درونی آن موانعی است که به خود کنشگر اخلاقی برمی‌گردد، یعنی آن چیزهایی که در ساحت وجودی خود فرد ممکن است اتفاق بیفتد و به صورت یک مانع برای زیست اخلاقی عمل کند. منظورم از موانع بیرونی نیز موانعی است که محیط بیرونی بر سر راه اخلاقی زیستن ایجاد می‌کند. خود این موانع بیرونی انواع و اقسامی دارد: مثل موانع اقتصادی، موانع سیاسی، موانع اجتماعی و موانع فرهنگی.»

📝 ادامه این یادداشت را در تلگراف زیر بخوانید!

©️ از: کانال، سایت و اینستاگرام بنیاد باران

📝 یادداشت مرتبط:

▪️اخلاق را نباید به مستحبات و مکروهات فروکاست!
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔺کتاب سوزی
🔹شیخ عباس تبریزیان از مروجان طب اسلامی، کتاب طب هاریسون را آتش می زند او امیدوار است این کار باعث ویرانی طب متحجر شیمیایی شده و پایان وابستگی طبی به مافیای داروهای شیمیایی شود.

@namehayehawzavi
Forwarded from رسول جعفریان
توضیحی در باره یک اقدام افراطی و زشت

اقدام شرم آور یک روحانی مروج طب سنتی به اسم طب دینی، با آتش زدن یک کتاب علمی با نام طب هاریسون ـ بر اساس فیلمی که انتشار یافته ـ کار زشتی است که هیچ دانش دوستی، در هیچ سطحی، آن را نمی پذیرد. متاسفانه این شخص، سالهاست با استفاده از باورهای عامیانه در میان مردم، تلاش در ترویج بافته های خود به اسم طب دینی دارد و برای تقدیس آنها، از روایاتی که بارها محدثان آنها را نقد کرده اند، استفاده می کند. این رفتار وی، در حوزه قم، مورد تأیید هیچ کس، جز شماری از هواداران ساده لوح او که مانند آنها همه جای دنیا هستند، نیست. روشن است که طب سنتی، به عنوان یک شاخه علمی، در مراکز دانشگاهی می تواند مطرح و توصیه های آن پس از بررسی های علمی، و تأیید مراکز رسمی، مورد استفاده قرار گیرد، اما نامبرده نه از نظر تحصیلات علمی و نه حوزوی، در مقامی نیست که بخواهد چنین ادعایی را بکند. طبعا در قم یا مشهد، هیچ نوع شاخه درسی وجود ندارد که او به استناد تحصیل در آن، چنین ادعایی را داشته باشد.
و اما اقدام به کتابسوزی، این عمل مشمئز کننده، باید گفت، این اقدام،همیشه کار افراد جاهل و افراطی بوده است، کسانی که هیچ گاه، در هیچ مدلی، چه از نوع کسروی با آتش زدن آثار ادبی، و این شخص، با آتش زدن یک کتاب علمی، در پیشگاه ملت فرهیخته ایران، جایی نداشته و ندارند.
خوشحالیم که این شخص، پس از یک دوره تلاش در قم، از این مرکز دینی طرد شده و به دلیل اقدامات ناصوابش، در محاکم مربوط، محکوم هم شده است. مسلما، وظیفه حاکمیت، دفاع از حریم علم و دانش و مبارزه با جاهلانی است که با اقدمات ناصواب خود، زمینه آسیب زدن به دین و سلامت مردم را دنبال می کنند.
در باره دادن لقب آیت الله به ایشان، باید عرض کنم، در قم، مع الاسف زمینه ای وجود دارد که کسانی از سوی خود یا نزدیکانشان، لقب آیت الله را به خود اختصاص دهند. مسلم است که دادن چنین لقبی، هیچ رسمیتی نداشته و نشان دهنده هیچ مقام و منصب علمی و غیر علمی نیست.
باید عرض کنم، یکی از افتخارات ایران در چند دهه اخیر، در مراکز علمی و پزشکی، توسعه پزشکی مدرن است، امری که سبب شده ست تا ایران در منطقه خاورمیانه، یک قطب مهم پزشکی باشد. این راهی است که دولت های پس از انقلاب، بشدت از آن حمایت کرده و ایران اسلامی از این زاویه، کشوری سرافزار است. بنابر این، نباید این قبیل رفتارهای زشت و شرم آور را در مقابل آن همه تلاش و گسترش علم پزشکی نوین قرار داد، هرچند، نهادهای مربوطه، در تمام سطوح، می باید با اقدامات دقیق نظارتی خود، شائبه اعتنای به این قبیل رفتارهای نادرست را از میان ببرند، کاری که جز با توسعه مراکز علمی و ترویج دانش میان مردم، امکان نخواهد داشت.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🍁 نقد تفکر کتاب‌سوزی!

💬 آیت‌الله #حیدری (۹۸/۱۱/۵):

#طب_اسلامی یک دروغ بزرگ است. ۹۵ درصد روایات پزشکی یا ضعیف است یا موضوعه.
🍁 دروغ، تقیه و تشیع: درنگی فلسفی ــ اخلاقی!

▪️بنیادی‌ترین فلسفه برای تفسیر هر نظام‌واره اخلاقی دوگانه ”راستی/دروغ“ است.

✍🏻سید #محمدهادی_گرامی می‌نویسد:

«توجه به دروغ و انگاره‌هایی همچون تقیه، توریه و ... و نسبت آن با تشیع بُعدی اندیشه‌ای ــ تاریخی دارد که فارغ از هواداری از جریان‌ها و رویدادهای سیاسی ــ اجتماعی روز، قابل بررسی است. دروغ یکی از کهن‌ترین انگاره‌های اخلاقی در مواریث معنوی و دینی در طول تاریخ بوده است. تقریباً هیچ مرام، آئین و کیشی را نمی‌توان یافت که اجتناب از آن را توصیه نکرده باشد. با صرف نظر از این گستره تاریخی و آیینی ــ که گستره‎ای کم‌نظیر نسبت به سایر انگاره‌های اخلاقی است ــ توجه به وجه بنیادین این انگاره چه در کلام و چه در سلوک اسلامی و همین‌طور وضعیت آن در تاریخ تشیع بسیار مهم است.
بحث‌های کلامی مربوط به اثبات واجب و صانع سابقه‌ای دست‌کم هزارساله در جهان اسلام دارد؛ چرا که خاستگاه باورمندی به دین عمدتاً مبتنی بر علاقنیتی است که تلاش می‌کند بدون اتکای به نقل و شرع، مستقلاً وجود خالق و سپس تکین بودن آن ــ یعنی توحیدش ــ را ثابت ‌کند. یکی از مجادلات دامنه‌دار در طول تاریخ اسلام که متکلمان اشعری، معتزلی، امامی و حتی اصولیان نیز بدان پرداخته‌اند بحث از حیث ذاتی یا شرعی حُسن و قُبح افعال و کنش‌هاست. بدون اینکه بحثی جدلی درباره صحت یکی از این سویه‌ها (ذاتی بودن یا شرعی بودن) داشته باشیم، نباید فراموش کرد که جدال مربوط به حُسن و قُبح ذاتی افعال در یک نقطه کانونی با مباحث توحیدی و اثبات واجب، پیوند می‌خورد و آن نقطه چیزی جز مقوله #دروغ نیست. متکلمی که بحث از اثبات صانع می‌کند و سپس تلاش می‌کند توحید این صانع یعنی تکین بودن آن را اثبات کند، در گام بعدی در پی آن است تا آن را مبنایی برای اثبات ارسال رُسل و ضرورت فرمان‌برداری از آنها قرار دهد. در این مسیر، وی به ناچار باید قبح دروغ را مبتنی بر قبح ذاتی ــ و نه شرعی ــ بداند، چرا که در غیر این صورت هیچ مسیری برای ارتباط با خدا و دریافت از او ــ به دلیل احتمال دروغ‌گویی ــ در امان از این مفسده نخواهد بود. در این صورت، همه آرزوها برای برساخت یک معرفت دینی و سلوک آیینی به دلیل نداشتن هیچ مسیر اَمن و قابل اطمینانی برای ارتباط با خدا در هم کوفته خواهد شد.

این یادداشت فضای مناسبی برای ورود به بحث‌های درازدامن کلامی نیست، ولی باید تأکید شود که هیچ‌یک از دیگر صفات ذات باری چنین وضعیت کانونی را ــ همانند دروغ ــ ندارد، چرا که عمده آنها همچون عدالت، علم و ... حتی اگر کسی برای آنها حیثیت ذاتی اخلاقی قائل نباشد، در نهایت از مسیر شرع ــ که البته به جز با نفی دروغ‌گویی دسترسی بدان میسر نخواهد شد ــ می‌تواند میسر و فراهم شود.

با صرف نظر از جنبه‌های جدلی ــ کلامی و نقش راستی/دروغ در برساخت معرفت دینی و سلوک آیینی توحیدی، آنچه که از بعد رفتاری ــ اخلاقی دست‌کم در آیین مسلمانی قابل توجه است مجدداً نشان‌دهنده همین وضعیت کانونی است، به طوری که دروغ‌گویی بنیان همه کژی‌ها و بدی‌ها دانسته شده است. در نقل قولی جالب توجه، دروغگویی از زنا بدتر دانسته شده است و بیان شده [است] که: مؤمن ای بسا در دام زنا بیفتد، اما هیچ‌گاه دروغ نگوید. در این گفته و سایر گفته‌های مشابه آن، دروغ در سویه مقابل ایمان قرار گرفته است، با اینکه در یک درک کلاسیک، انگاره ”ایمان“ در تقابل با انگاره‌هایی چون ”کفر“ و ”شرک“ قرار دارد.

با این حال، با درنگی عمیق‌تر در متن قرآن، به این فراز برمی‌خوریم که: ”تازیان (اعراب) بیابان‌نشین گفتند: ایمان آورده‌ایم؛ ای پیامبر، بدان‌ها بگو که صرفاً اسلام آورده‌اید (تسلیم شده‌اید) و هنوز ایمان وارد قلب‌های شما نشده است.“ [#حجرات: ۱۴] این فراز گواه آن است که بررسی نسبت انگاره‌های حق و باطل در زمینه باورمندی به اسلام، باید براساس نگاهی لایه‌ای و سلسه‌مراتبی انجام شود. بر این اساس، به نظر می‌رسد آنچه که در تقابل با انگاره‌های کفر، شرک و ... قرار دارد ”ایمان“ نیست؛ بلکه ”اسلام“ است. ایمان نیز در سطحی پایین‌تر و عمیق‌تر در تقابل با انگاره ”نفاق“ قرار دارد که ذاتش چیزی جز دروغ‌گویی ــ یعنی اظهار چیزی و باور به ضدّ آن ــ نیست.

در نهایت، به نظر می‌رسد راستی و سویه مقابل آن یعنی دروغ کانونی‌ترین مؤلفه‌های دیانت اسلامی هستند، چرا که از، یک‌سو، با بنیادهای معرفت دینی یعنی توحید و نبوت مرتبط‌اند و، از سوی دیگر، در بُعد شریعت و اخلاق با عمیق‌ترین بخش مفهوم باورمندی به اسلام، یعنی ”ایمان“ و ”نفاق“ متناظر هستند.

بدین‌گونه است که ای بسا ”زناکاران“ همچنان در جرگه مؤمنان باشند، اما دروغ‌گویان نه تنها از آنان نیستند، بلکه ای بسا از منافقان باشند.» (با اندکی ویرایش از کانال خوانش‌ها)

©️ از: کانال خوانش‌ها
🍁 ۱۰ فرمان برای حضور نوجوانان در اینترنت!

نوجوان‌ها برای فعالیت در دنیای آنلاین به کنترل نیاز دارند؟ باید مانع‌شان شد یا تشویق‌شان کرد؟ در این مجموعه تلاش کرده‌ایم با ارائه‌ راهکارهای عملی به این سؤال‌ها جواب دهیم.

📝 این ۱۰ فرمان را در تلگراف زیر بخوانید!

©️ از: وبسایت مدرسه افروز
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💬 سید مصطفی #محقق_داماد:

”به اندازه‌ای که جهل ناشی از دین خون ریخته، جهل دینی خون ریخته، سر بریده، به قصد قربت قطعه قطعه کرده انسان‌های دیگر رو، شاید هیچ بلایی این طور نقشی ایفا نکرده است که #کج‌اندیشی_دینی ایفا کرده؛ دین بدون معرفت از بی‌دینی به مراتب بدتر است.“
⚠️ خطر خشکه‌مقدسان!

✍🏻 شهید #مطهری می‌نویسد:

«تاریخ نشان می‌دهد که بی‌رحمانه‌ترین جنگ‌ها، کشتارها، زجر و شکنجه‌ها به وسیله خشکه‌مقدسان صورت گرفته است. بزرگ‌ترین نمک‌نشناسی‌ها را اینها انجام می‌دهند، زیرا ”يحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يحْسِنُونَ صُنْعًا“ [می‌پندارند کار نیک انجام می‌دهند. (#کهف: ۱۰۴)] جنگ‌های صلیبی، جنگ‌های خوارج، حتی فاجعهٔ کربلا ساختهٔ دست این طبقه است.» (مطهری، ۱۳۷۹: ۷۵)

«وای به حال جامعه مسلمین از آن وقت که گروهی #خشکه‌مقدس یک‌دندهٔ جاهل بی‌خبر پا را به یک کفش کنند و به جان این و آن بیفتند. چه قدرتی می‌تواند در مقابل این مارهای افسون‌ناپذیر ایستادگی کند؟ کدام روح قوی و نیرومند است که در مقابل این قیافه‌های زهد و تقوا تکان نخورد؟» (مطهری، ۱۳۸۵: ۱۳۲ ــ ۱۳۳)

«علی به عنوان یک افتخار بزرگ می‌فرماید: این من بودم که خطر بزرگی را که [اسلام] از ناحیه این خشکه‌مقدسان [خوارج] متوجه شده بود درک کردم؛ پیشانی‌های پینه‌بستهٔ اینها و جامه‌های زاهدانه و زبان‌های دائم‌الذکرشان نتوانست چشم بصیرت مرا کور کند؛ من بودم که دانستم اگر اینها پا بگیرند چنان اسلام را به جمود و تقشّر و تحجّر و ظاهرگرایی خواهند کشاند که دیگر کمر اسلام راست نمی‌شود.» (مطهری، ۱۳۵۳: ۱۸۶)

📚 مطهری، مرتضی. (۱۳۷۹). پاسخ‌های استاد به نقدهایی بر کتاب مسئله حجاب. چاپ دهم. تهران: انتشارات صدرا.

📚 مطهری، مرتضی. (۱۳۸۵). جاذبه و دافعه علی (ع). چاپ پنجاه‌ودوم. تهران: انتشارات صدرا.

📚 مطهری، مرتضی. (۱۳۵۳). سیری در نهج‌البلاغه. چاپ ؟. تهران: انتشارات صدرا.

📝 یادداشت مرتبط:

▪️فاجعه جهل مقدس!
🎥 ”دو پاپ“ (۲۰۱۹)

▪️#پیشنهاد_فیلم

✍🏻 علی سلطانی می‌نویسد:

هر امری، به محضی که انسانی می‌شود و به فوریتی که خاک زمین و غبار زمان بر تن آن می‌نشیند، به رنگِ تنوع و پیچیدگی انسان، دچار تنوع و تکثر می‌شود. حتی اگر آن امر، الوهی و قدسی هم باشد، باز در آیینه انسان و زمان و مکان رنگ تعلق و اقتضائات تاریخی می‌پذیرد.

▪️دو پاپ، تصویری از انسانی شدنِ دین
فیلم ”دو پاپ“ (Two popes) به کارگردانی فرناندو میرلس (Fernando Meirelles) محصول سال ۲۰۱۹ بُرش و بُعدی از این انسانی شدن دین را به نمایش می‌گذارد: روایت دو کاردینال اعظمی که یکی حضرت اعظم پاپ مسیحیان غربی می‌شود و دیگری مایل است کنار برود و بازنشسته شود؛ کاردینال برگولیوی اصلاح‌طلب و نوگرا و کاردینال راتسینگرِ سنت‌گرا و نوستیز. برگولیو خواهان ساده و غیرتشریفاتی کردن شئون کشیشی و نهاد کلیسا است و راتسینگر این جلال و شکوه و دیوان‌سالاری را لازمه حیثیت و عظمت پاپ و کلیسا می‌داند. برگولیو از انجام امور عادی، مشغله‌های ساده و هواداری‌های معمول چون دوست داشتن فوتبال و رقص به سبک آرژانتینی ابا ندارد. در اقتدا به عیسی مسیح (ع) نشست‌وبرخاست با گناه‌کاران و نه لزوماً پرهیزگاران را وظیفه خود می‌داند، نان و شراب را به همه از جمله مُطلقه‌ها می‌دهد، قائل به کشیدن دیوار میان خود و مردم نیست و تجرد را یگانه سبک دینی زیستن نمی‌داند. در خیلی از این موارد راتسینگر با او هم‌نظر نیست.

▪️بن‌مایه فیلم
بُن‌مایه فیلم ”دو پاپ“، که به ادعای خودش روایتگر ماجرایی حقیقی است، همین قصۀ همیشگی تجدد یا سنت در دینداری است. این بار این اوج و فرود در مناسبات دو شخصیت اصلی فیلم، که همان پاپ بندیکت شانزدهم (کاردینال راتسینگر و پاپ قبلی) و پاپ فرانسیس (کاردینال ژرژ ماریو برگولیو و پاپ فعلی) هستند، روایت می‌شود. راتسینگرِ آلمانی مدافع پافشاری بر سنت‌ها و حقایق ثابت مسیحیت است که به قول خودش دوهزار سال در این دین ریشه دارد و باید در برابر خطرات نسبیت‌گرایی و عُرفی شدن حفاظت شوند. از این رو، مُصِر و خواهان ریاست است تا مبادا دین دستخوش دست‌کاری دلبخواهانه شود. او با همین افکار و اهتمام در رأی‌گیری کاردینال‌های اعظم در واتیکان هم رأی می‌آورد و پاپ بندیکت شانزدهم می‌شود. برگولیو اما جاه‌طلب و در پی پاپ شدن نیست، چیزی که البته خودش می‌تواند امتیازی برای رأی‌آوری باشد.

پاپ بندیکت شانزدهم چندین سال پاپ می‌ماند، تا جایی که یکی از رقبا و منتقدان اصلی‌اش، یعنی همان کاردینال برگولیوی آرژانتینی که نماینده اصلاح‌طلبان و نوگرایان مسیحیت کاتولیک بود، از مقام اسقفی اعظم آرژانتین قصد استعفا می‌کند. پاپ، برگولیو را برای پرسش از چرایی استعفا از آرژانتین به واتیکان فرامی‌خواند. در یکی از جالب‌توجه‌ترین سکانس‌ها و پی‌رفت‌های فیلم، بیننده ملاقات و گفت‌وگوی این دو دوست، رقیب و منتقد قدیمی را در باغی دل‌انگیز در اقامتگاه تابستانی باشکوه پاپ ملاحظه می‌کند. از همان ابتدا همه چیزِ این دو در تقابل است. یکی ساده و مخالف تشریفات و ریخت‌وپاش، نوگرا و دغدغه‌مندِ بی‌توجهی نهاد دین به دنیای جدید و مسایل تازه از قبیل نابرابری اقتصادی جهانی و مخاطرات زیست‌‎محیطی و کم‌توجهی به فضاحت آزار جنسی برخی کشیشان است. دیگری مدافع سنت، بیشتر دغدغه‌مندِ صیانت از دوام سنتی آیین‌ها و مدافع حفظ آبرو و شأن کلیسا است. یکی تغییر را سازش نمی‌داند و دیگری تن دادن به تحولات را معادل سازشکاری می‎شمارد. یکی کفشی مجلل می‌پوشد، دیگری کفشی معمول به پا می‌کند و با اتوبوس می‌آید و می‌رود.

▪️ده دقیقه گفت‌وگوی شاهکار
این گفت‌وگوی حدوداً ده‌دقیقه‌ای از بهترین مقاطع فیلم و روایتگر جذابی از این دو نوع دینداری است و مسایلی را مطرح می‌کند که با تفاوت در مصادیق، عیناً در همه ادیان از جانب دو گروه سنت‌گرا و تجددخواه، چه در طبقه عام و چه خاص مطرح است. بیت‌الغزل هم آنجایی است که راتسینگرِ سنت‌گرا این جمله مشهور را در پاسخ به انتقاداتِ بی‌پردۀ برگولیو در پارو نزدن کلیسا در رود جاری تحولات جدید، می‌گوید: کلیسایی که به ازدواج عقاید عصری خاص درآید، در عصر بعد بیوه خواهد شد.

▪️سخن پایانی
فیلم نشان می‌دهد که کنارزدن پرده‌ها و دیدن پشت‌صحنه مناسبات نهاد رسمی کلیسای مسیحیت، نه تنها نمایش نقاط ضعف آن به حساب نمی‌آید، بلکه با ترسیم چهره انسانی و زمینی روحانیون اعظم مسیحی، آنها را برای مخاطب نزدیک و دسترس‌پذیرتر می‌کند و نشان می‌دهد که این نهاد در برابر نقد و توصیف انسانی از خود دیگر کمتر مقاومت می‌کند. این اتفاق مبارکی است. چه بسا این رویکرد در دنیای مدرن مبلغانه‌ هم باشد، چیزی که نمونه مشابه و چنین خوش‌ساختی برای عالم اسلام و روحانیونش هم می‌تواند مفید باشد. (خبرگزاری ایرنا)

©️ خبرگزاری ایرنا (انتشار در ۱۳۹۸/۱۰/۲۰)
🍁 اولویت عدالت بر حکومت

💬 #امیرالمؤمنین (ع):

«سوگند به خدا، معاويه از من سياست‌مدارتر نيست، امّا معاويه حيله‌گر و جنايتكار است؛ اگر نيرنگ ناپسند نبود، من زيرک‌ترين افراد بودم، ولى هر نيرنگى گناه، و هر گناهى نوعى كفر و انكار است.» (#نهج‌البلاغه: خطبه ۲۰۰)

«سوگند به خدا، اگر تمام شب را بر روى خارهاى سعدان به سر ببرم، و يا با غل و زنجير به اين سو يا آن سو كشيده شوم، خوش‌تر دارم تا خدا و پيامبرش را در روز قيامت، در حالى ملاقات كنم كه به بعضى از بندگان ستم، و چيزى از اموال عمومى را غصب كرده باشم. چگونه بر كسى ستم كنم براى نفس خويش، كه به سوى كهنگى و پوسيده شدن پيش مى‌رود، و در خاک، زمانى طولانى اقامت مى‌كند؟» (نهج‌البلاغه: خطبه ۲۲۴)

«آيا به من دستور مى‌دهيد براى پيروزى خود، از جور و ستم در باره امّت اسلامى كه بر آنها ولايت دارم، استفاده كنم؛ به خدا سوگند، تا عمر دارم، و شب و روز برقرار است، و ستارگان از پى هم طلوع و غروب مى كنند، هرگز چنين كارى نخواهم كرد. اگر اين اموال از خودم بود به گونه‌اى مساوى در ميان مردم تقسيم مى‌كردم، تا چه رسد كه جزو اموال خداست. آگاه باشيد.» (نهج‌البلاغه: خطبه ۱۲۶)

📚 نهج‌البلاغه. ترجمه محمد #دشتی (۱۳۸۶). تهران: قدر ولایت.
🍁 قدرتِ صَلاح، قدرتِ سِلاح

✍🏻 محمد #سروش_محلاتی می‌نویسد:

«دولت‌ها برای تلاش در دست‌یابی به پیشرفته‌ترین و بیشترین تجهیزات نظامی، استدلالات مختلفی دارند، ولی نظریه‌پردازان اسلامی استدلال دینی هم برای لزوم تأمین پیشرفته‌ترین سِلاح‌ها ارائه می‌کنند. آنها به این آیه استناد می‌کنند که خداوند از مسلمانان خواسته است از همه قدرت و توان خود برای آمادگی در برابر دشمنان استفاده کنند: ”وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ“ (سوره #انفال: ۶۰)

این استدلال قرآنی، هرچند واضح و روشن است، ولی باید توجه داشت که:

➊ لزوم آمادگی در برابر دشمن و تهیه ادوات دفاعی، یک حکم عقلایی و بلکه فطری است که همه خردمندان عالَم آن را درک می‌کنند. (المیزان، ج ۹، ص ۱۱۵) از این رو، آیه قرآن در این باره جنبه ”امضایی“ داشته و نباید حکم تأسیسی و تعبدی تلقی شود. براساس این مبنا، قلمروی این حکم در آمادگی‌های دفاعی و تجهیرات جنگی ”محدود“ به تأیید و تصویب خردمندان است و از عموم آیه نمی‌توان مشروعیت تدارک و تهیه ”هر گونه سلاح“ و در ”هر شرایط“ را استفاده کرد، حتی اگر عُقَلا ان را مجاز ندانند.

و از اینجا می‌توان به عمق و دقت نظر #علامه_طباطبایی پی برد که عموم و اطلاق ادله قتال را نفی کرده و شمول آن را نسبت به ادواتِ تخریب حرث و نابودیِ نسل انکار کرده و مفاد آن را تنها در حد استفاده از ”وسائل شریفه“ که به‌کارگیری‌اش ضداخلاق نیست پذیرفته است. (المیزان، ج ۴، ص ۱۶۴) این نظریه در برابر نظریه دیگری است که به استناد عموم آیه، تجهیز و تهیه هرگونه سلاحی و از آن جمله سلاح هسته‌ای و بمب اتمی را تجویز می‌کند. (دکتر ابوالقاسم گرجی، آیات الاحکام، ص ۵۶)

➋ در آیه ”وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ“، که دستور به فراهم کردن ”قوه“ داده شده است، ”قوه“ هرچند ابزار جنگی را شامل می‌شود، ولی به آن اختصاص ندارد. ”قوه“ نیرو و توان است و شامل هر گونه قدرت اجتماعی و اقتصادی و اعتقادی در برابر دشمنان است. حتی در روایات ”آراسته بودن ظاهر“ هم نوعی ”قوه“ در برابر دشمن دانسته شده است (من لایحضره الفقیه، ج ۱، ص ۱۲۳، قال ع منه الخضاب بالسواد ) و مفسران ”اتفاق کلمه“ را هم قوه دانسته‌اند و به گفته شهید سید محمد باقر صدر، این ”قدرت“ پیش از هر چیز بُنیه معنوی و امکانات مادی برای تولید ثروت است که برای ایستادگی در برابر دشمن ضروری است. (اقتصادنا، ص ۶۳۱)

➌ بر این اساس، اختصاص دادن قدرت به قدرت نظامی و ادوات جنگی و یا اولویت دادن به آن در تضاد با مفهوم گسترده آیه است و همین توهمِ اختصاص موجب غفلت از اَشکال دیگر قدرت، که نقش تعیین‌کننده‌تری در پیروزی بر دشمن دارد، می‌شود. مگر نه این است که مسلمانان صدر اسلام، به دلیل برخورداری از پشتوانه استوار اعتقادی، بر دشمنان خود چیره می‌شدند؟ و مگر آنان با افزایش ادوات جنگی از قدرت‌شان در برابر دشمن کاسته نگردید و در حالی‌که در آغاز توان‌شان ده برابر دشمنان بود، ولی با گسترش نیروی نظامی، ضعیف شده و قدرت‌شان به یک‌پنجم کاهش یافت! (سوره انفال: ۶۵) برتراند راسل در کتاب ”قدرت“ [۱۹۳۸] به برتری این قدرت مسلمانان اعتراف دارد. [ترجمه دریابندری، ۱۳۶۷: ۱۶۱ ــ ۱۷۱]

➍ بر اساس نگاه فرانظامی به مقوله قدرت، جامعه‌ای می‌تواند با بهره‌مندی از قدرت، دشمن خود را به ترس و وحشت اندازد که نیروهای جوانش از امید، شهروندانش از رضایت، تجارتش از رونق، دانشگاهش از نشاط، عدلیه‌اش از عدالت و رهبرانش از محبوبیت برخوردار باشد. با این نگاه، تلاش برای گسترش رفاه و جلب رضایت مردم و کاهش اختلافات داخلی، تلاش برای کسب قدرت بیشتر است، ولی صرف هزینه‌های سنگین برای تهیه ابزارهای جنگی در جامعه‌ای که ناله فقر از هر کوی‌وبرزن به گوش می‌رسد و پریشانی بر چهره بسیاری از مردم دیده می‌شود و فساد در آن مشهود است، در حقیقت، افزایش قدرت و به هراس انداختن دشمنان نیست و به ”تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُمْ“ نمی‌انجامد. مولا امیرالمؤمنین به اصحاب خود فرمود که سپاهیان شام بر شما غالب می‌شوند، چون ”صلاح“ در میان آنان و ”فساد“ در میان شما حاکم است. (#نهج‌البلاغه: خطبه ۲۵) شگفت‌آور است که رهبری علناً وجود صلاح و سلامت را در بلاد دشمن می‌پذیرد و به وجود فساد در یاران خود اعتراف می‌کند و صلاح آنان را زمینه دستِ برتر و قدرت بالاترشان اعلام می‌دارد!!» (با اندکی ویرایش)

©️ از: کانال محمد سروش محلاتی
🍁 حدیث ”لَولاک ...“ و علت خلقت جهان!

▪️درباره حدیث ”ای احمد، اگر علی نبود، تو را نیز نمی‌آفریدم و اگر #فاطمه نبود، هیچ‌کدام از شما دو نفر را خلق نمی‌کردم.“

✍🏻 مهدی #سیمایی می‌نویسد:

«درباره علت خلقت مخلوقات از جهات و جوانب مختلفی می‌توان بحث و تحقیق کرد. یکی از این جهات دلایل نقلی وارد در موضوع علت خلق است. از روایات معروف در این قسم، حدیثی قدسی خطاب به پیامبر (ص) است که خداوند فرمود: ”لولاك لَما خَلَقتُ الأفلاك؛ ای محمد، اگر تو نبودی، جهان را خلق نمی‌کردم.“ ما در این مجال فقط در پی بررسی اعتبار و اصالت نقل این حدیث هستیم و به روایات مشابه و معنای حدیث فوق نمی‌پردازیم.

این حديث مشهور در منابع کهن شیعی دیده نمی‌شود؛ با آنکه محدثان و راویان مدرسه اهل بیت (ع) اهتمام فراوانی به نقل و ثبت فضایل ایشان داشته‌اند و قاعدتاً از نقل چنین جمله کوتاه و گویایی فروگذار نمی‌کردند. حديث مزبور اولین بار بدون هیچ سند و مأخذی در کتاب ابن شهرآشوب (متوفای ۵۴۰ هـ. قـ.) ضمن نقل حدیثی طولانی آمده است. بنابراین، اولین نقل شیعه مربوط به قرن ششم است. سپس در دو کتاب ”تأويل الآيات“ سید شرف‌الدين استرآبادی (متوفای ۹۴۰ هـ. قـ.) و ”مشارق أنوار الیقین“ حافظ رجب برسی (متوفای اوایل قرن نهم) مجدداً بدون سند و منبعی تکرار شده است. بعد از آن دو، علامه مجلسی در بحار، ضمن حدیثی داستان‌گونه و طولانی، عبارت ”لولاك ما خَلَقتُ الأفلاك“ را آورده است. مجلسی منبع خود را کتاب ”الأنوار في مَولد النبیّ المختار“ متعلق به ابوالحسن بکری معرفی می‌کند. آن‌سان که وی معرفی می‌کند بکری استاد شهید ثانی است.

با چشم‌پوشی از شخصیت بکری و کتاب او باید توجه داشت که علامه مجلسی باید تعیین می‌کرد که چگونه بدین کتاب دسترسی داشته تا اعتبار آن معلوم شود. اما در اصل انتساب چنین کتابی به بکری‌نامی که استاد شهید ثانی باشد اشکال است. برای ابوالحسن بکری، استاد شهید ثانی، اصلاً چنین کتابی نقل نشده است. و خود بکری استاد شهید نیز هیچ توثیق و مدحی ندارد. آیا استاد عالِمِ مهمی بودن، دلیل بر وثاقت و اعتماد به منقولات و روایات آن شخص می‌شود؟ تاکنون چنین ادعایی نشده است.

ابو الحسن بکری، صاحب كتاب ”الأنوار“، اصلاً معاصر شهید ثانی نبوده است. صاحب كتاب ”الأنوار“ فردی شافعی‌مذهب بوده و پیش از ابن‌تیمیه (متوفای ۷۲۸ هـ. قـ.) می‌زیسته است، زیرا ابن‌تیمیه و ذهبی (متوفای ۷۴۸ هـ. قـ.) در کتب خود از او و کتابش یاد کرده‌اند. آخر قرن ششم کجا و نیمه قرن نهم که زمان زندگی شهید است کجا؟ در نتیجه، عبارت مشهور ”لولاك لَما خَلَقتُ الأفلاك“ در منابع کهن نقل نشده است.

▪️بررسی سند، منبع و معنای ”و لولا فاطمه لما خلقتكما“
اما در هیچ‌کدام از نقل‌هایی که بدان اشاره شد، ادامه‌ای که امروزه برای حدیث فوق مشهور شده نیامده است. ادامه حدیث چنین است: ”یا أحمد، لولاك لَما خَلَقتُ الأفلاك و لولا علىٌّ لَما خَلَقتُك و لولا فاطمةُ لَما خَلَقتُكما؛ ای احمد، اگر علی نبود، تو را نیز نمی‌آفریدم و اگر فاطمه نبود، هیچ‌کدام از شما دو نفر را خلق نمی‌کردم.“

در هیچ‌کدام از منابع شیعی از قرن اول تا قرن چهاردهم ادامه مذکور نقل نشده است! اولین بار این ادامه، که حاوی معنای باطلی هم هست، ظاهراً در کتاب ”الجنة العاصمة“ متعلق به سید محمدحسن میرجهانی (متوفای ۱۴۱۳ هـ. قـ.) آمده است. بر اساس ادعای میرجهانی، این حدیث را از کتاب ”کشف اللئالی“ متعلق به شیخ صالح بن عبدالوهاب العرندس الحلّی (متوفای حدود ۸۴۰ هـ. قـ.) نقل می‌کند. اما ابن عرندس کیست؟ ابن عرندس شاعری شیعه و مخلص بوده است. بزرگانی مانند آقابزرگ تهرانی، کتاب‌شناس بزرگ شیعه، و علامه سید محسن امین و علامه امینی متذكر اسم و زندگی و ترجمه وی شده‌اند، اما چنین کتابی برای وی نقل نکرده‌اند. [...]

ادامه منقول فوق برای حدیث لولاک، معنای باطلی هم دارد، زیرا دلالت بر افضلیت حضرت علی (ع) بر پیامبر و حضرت فاطمه بر حضرت علی و رسول الله (ص) دارد [...] بنا بر مذهب شیعه و تمامی مسلمانان، حضرت ختمی‌مرتبت اشرف مخلوقات و از تمامی امامان افضل است؛ و بعد از ایشان، حضرت علی بر تمامی امامان افضل است، حال آنکه بنا بر ادامه خبر لولاک، حضرت علی بر پیامبر، و حضرت فاطمه (س) بر پیامبر و حضرت على افضل است.

آیت‌الله #شبیری_زنجانی نیز درباره میرجهانی و سند حدیث لولاک گفته است: ”حدیث لولاک که در ’الجنة العاصمة‘ ذكر شده است، جعلی است. مرحوم میرجهانی نقل کرده است که من به کتابخانه شيخ محمد سماوی، نویسنده ’إبصار العین‘ رفتم و می‌گشتم تا به کتابی از ابن‌عرندس برخورد کردم. سپس طریقی از ابن‌عرندس نقل می‌کند که مجعول بودن آن روشن است.“» (سیمایی، ۱۳۹۸: ۱۳۰ ــ ۱۳۳)

📝 تفصیل این یادداشت را در تلگراف زیر بخوانید!

📚 سیمایی، مهدی. (۱۳۹۸). مشهورات بی‌اعتبار در تاریخ و حدیث: دفتر اول. قم: کتاب طه.
🍁 مؤلفه‌های اسلام‌پژوهی

💬 #مهرداد_عباسی:

«چند سالی است که وقت خود را صرف این کرده‌ام که در مورد اسلام‌پژوهی و قرآن‌پژوهی در دنیای مدرن کار کنم. اگر بخواهیم یک اسلام‌پژوه را در دنیای جدید تعریف کنیم، تعریفش این‌طور است که فارغ از دغدغه‌های دینی می‌خواهد وارد یک حوزه آکادمیک و پژوهشی شود و آنجا مسئله‌هایی را بسازد و حل کند. دغدغه‌ای که اسلام‌پژوه دارد دغدغه دین و دفاع از دین نیست، بلکه دغدغه‌ای از جنس دغدغه پژوهش‌های انتقادی و تفکر انتقادی است که در دوره جدید باب است و در دانشگاه قرار است با آن روش به موضوعات بنگریم.

البته که ما باید به ماهیت دین توجه داشته باشیم، اما فکر می‌کنم که پژوهش در مورد دین را می‌توان به رهیافت‌هایی تقسیم کرد و از رهیافت‌های مختلفی در دین‌پژوهی سخن گفت که جای بسیاری از آنها در محافل علمی ما خالی است. البته چند سالی است که به لطف برخی از دانشکده‌ها رشته‌های دین‌پژوهی نیز داریم، اما در آنجا نیز اسلام را چندان وارد ماجرا نمی‌کنیم و بیشتر در مورد کلیات دین صحبت می‌کنیم. اغلب این کارها نیز ترجمه است و در دپارتمان‌های دین‌پژوهی نیز ترجمه‌هایی را شاهد هستیم که از آکادمی‌های غربی آمده است.

اسلام‌پژوه بیش از اینکه دغدغه دفاع از دین و تعهد داشته باشد که ثابت کند یک دین برحق است و آن دیگری برحق نیست، دغدغه رعایت اخلاق و آداب و آیین پژوهش را دارد. یعنی باید به مبانی و روش‌هایی متعهد باشد و ابزارهایی در اختیار داشته باشد و وارد دین‌شناسی شود و دینی را به عنوان موضوع پژوهش انتخاب کند که ممکن است اسلام، مسیحیت یا یهودیت باشد.

بسیاری از مطالعات در مورد ایران باستان و آیین زرتشت داریم که از جانب محققان غربی است که قطعاً زرتشتی یا مسلمان نیستند، اما پژوهش‌های خوبی داشته‌اند که از آنها بهره می‌بریم و ایران باستان را بهتر می‌شناسیم. البته نسل‌های بعدی نیز آمدند که شاید شاگردان آنها بودند و آثار آنها را خواندند که ما به عنوان ایران‌شناسان ایرانی آنها را می‌شناسیم، اما ایران‌شناسان آکادمیک در محافل خارج از ایران به وجود آمدند و اگر به اسلام نیز به مثابه یک پدیده بنگریم، اسلام‌پژوه دوره مدرن نیز می‌تواند چنین باشد و می‌توان به او، فارغ از عقیده شخصی که دارد، نگاه کرد و پژوهش او را خواند. در واقع اسلام‌پژوه ممکن است که آشنایی‌زدایی کند. یعنی خیلی از چیزهایی که برای دیندار بدیهی فرض می‌شود و این طرف و آن طرف در مورد آن به راحتی صحبت شود، ممکن است که اسلام‌پژوه در مورد آنها سؤال بپرسد و وقتی سؤال بپرسد، به دنبال پاسخ برود و ممکن است پاسخی که می‌دهد نیز متفاوت از چیزی باشد که برای ما آشنا بوده است.

برخی اوقات در مطالعه اسلام، به پژوهش آن‌طور نگاه می‌کنیم که یک مادر به فرزند خود نگاه می‌کند، اما اسلام‌پژوه نباید به موضوع تحقیق خود نگاه مادر به فرزند داشته باشد، چراکه مادران در نزاع‌ها و ... همیشه جانب فرزند را می‌گیرند. بنابراین گاهی اوقات به اسلام‌پژوهانی نیاز داریم که تعلق‌خاطر احساسی به موضوع پژوهش نداشته باشند و بی‌رحمانه به پژوهش خود بپردازند.

همان‌طور که یک وکیل یا یک دیپلمات از حق موکل یا ملت خود دفاع می‌کند، یک مبلغ دینی نیز این کار را انجام می‌دهد و این کار او صرفاً هم در برابر مسیحیت نیست، بلکه ممکن است این وظیفه را یک متکلم شیعه در برابر یک سنی هم انجام دهد، اما بین اسلام‌پژوه و این مبلغ دین، تفاوت وجود دارد. برای محقق نباید مرزهای قومیتی، عقیدتی و جغرافیایی قائل بود. محقق اسلام‌پژوه به معنای جدید کلمه را باید شبیه روشن‌فکری دید که برای او حقیقت و انسان اهمیت دارد. همچنین لازم است که محقق ما امنیت و آزادی داشته باشد تا بتواند سؤال بپرسد و به نتایج کار خود دست پیدا کند.

یکی از مسائل مهم در اسلام‌پژوهی این است که ما نباید مفسر یا اسلام‌شناس تولید کنیم. چراکه به اندازه کافی اسلام‌شناسی داریم و اگر می‌خواهیم سنت خود را بررسی کنیم، باید به این نکته توجه داشته باشیم که اسلام‌شناسی[هایی] را داریم و این اسلام‌شناسی‌ها را ببینیم و به رسمیت بشناسیم. نباید تفسیر جدید ارائه داد، بلکه باید همین تفاسیر را خواند. فکر می‌کنم اسلام‌پژوه در حقیقت تحلیل‌گر، مورخ و منتقد اسلام‌شناسی‌های پیشین است.» (با اندکی ویرایش به نقل از خبرگزاری ایکنا، دسترسی در ۱۳۹۸/۱۱/۲۵)

©️ از: ایکنا | وبسایت و کانال مهرداد عباسی
🍁 مسلمان کیست؟

💬 #امیرالمؤمنین (ع):

«مسلمان کسی است که مسلمانان از زبان و دست او آزاری نبینند، مگر آنجا که حق باشد و آزار #مسلمان روا نیست، جز در آنچه واجب باشد.» (#نهج‌البلاغه: بخشی از خطبه ۱۶۷)

📚 نهج‌البلاغه. ترجمه محمد #دشتی (۱۳۸۶). تهران: قدر ولایت.
🍁 باز هم ”وظیفه شرعی“؟!

▪️دیدگاه آيت‌الله سیستانی درباره انتخابات عراق

✍🏻 محمد #سروش_محلاتی می‌نویسد:

«با نزدیک شدن فصل برگزاری انتخابات به‌کارگیری تعبیر ”وظیفه شرعی“ رواج پیدا می‌کند و از مردم خواسته می‌شود برای انجام ”تکلیف دینی“ در انتخابات حضور یافته و به افراد شایسته رأی دهند.

شخصیت‌های روحانی که سخاوتمندانه ادبیات ”وظیفه شرعی“ در انتخابات را به کار می‌گیرند خوب است در ادبیات دینی و سیاسی حضرت آیت‌الله #سیستانی نیز تأمل کنند. به هرحال، ایشان هم یک فقیه برجسته و دارای نفوذ در عراق است و به سرنوشت کشور عراق و مشارکت بیشتر مردم در انتخابات علاقه‌مند است؛ پس چرا ادبیات ایشان متفاوت است و از تعبیر الزام و وجوب شرعی و تکلیف الهی کمتر استفاده کرده و بر ”حق شهروندان“ تأکید دارد؟ مثلاً در بخشی از بیانیه ایشان به مناسبت انتخابات اخیر پارلمان عراق آمده است:

”شرکت در انتخابات حق هر شهروند عراقی است و چیزی او را ملزم به احقاق این حق نمی‌کند، مگر اینکه شخصاً متقاعد شود منافع عالی ملت و کشورش ایجاب می‌کند که در انتخابات شرکت داشته باشد ... و در نهایت تصمیم مشارکت یا عدم مشارکت در خصوص انتخابات بر عهده هر فرد عراقی است و شخصاً مسئول هرگونه ارزیابی در این خصوص است. بنابراین شایسته است تصمیم در این خصوص بر اساس آگاهی و اشتیاق به تحقق منافع کشور و آینده فرزندان آن باشد.“ (+)

چرا در میان علمای ما چنین ادبیاتی رایج نیست؟ آیا ما با ادبیات تکلیف‌محورِ خودمان تأثیر بیشتری در مردم داشته و داریم؟»

©️ از: کانال محمد سروش محلاتی