اندیشه‌ورزی|Andishehvarzi
54 subscribers
140 photos
35 videos
5 files
619 links
ای برادر تو همه اندیشه‌ای (مولوی)

🆔 @andishehvarzi

🔝t.me/andishehvarzi/1

🌐 www.andishehvarzi.blog.ir

📧 andishehvarzi@yahoo.com

آغازبه‌کار کانال اندیشه‌ورزی: ۲۹ شهریور ۱۳۹۵
Download Telegram
🍁 تحول معنوی و اخلاقی منوط به اصلاح وضعیت اجتماعی است!

💬 سید محمدعلی #ایازی:

«ادعای من این است که قرآن کریم اگر در بیش از هفتاد سوره در مورد اخلاق سخن گفته، صرفاً توصیه و موعظه نکرده است. بین آنچه می‌خواسته رخ دهد با چیزی که می‌خواسته بسترسازی کند رابطه برقرار کرده و بنابراین اصل ادعا این است.

▪️رابطه حیات اجتماعی و معنوی
این نظریه در مقابل آن نظریه‌ای است که ادعا دارد اصل حیات دینی را مسائل معنوی تشکیل می‌دهد و مسائل دیگر در حاشیه قرار می‌گیرند. اتفاقاً در این چند روز، یکی از آقایانی که به عنوان فیلسوف از ایشان یاد می‌شود را دیدم که به صراحت این را گفته‌اند که کاری با رفاه مادی و توسعه و تحول نداریم، بلکه، ولو اینکه اینها نیز نباشد، می‌تواند یک جامعه معنوی و اخلاقی وجود داشته باشد. تقریباً حرف ایشان ناظر به شرایط فعلی کشور است که به هر حال اگر وضع ما این طور است، وضعیت خوبی است، چون آرمان اخلافی داریم و در این راستا عمل می‌کنیم.

بنابراین، حرف من نظریه‌ای در مقابل این نظریه است که روی این مسئله تکیه دارد که کاری به رفاه، توسعه وضعیت مادی و اقتصادی جامعه نداریم و الگوی ما این مسئله است، اما این نظریه [مورد نظر ما] می‌خواهد بگوید، هر اتفاق معنوی و اخلاقی که می‌خواهد در جامعه رخ بدهد، اتفاقاً وابسته به وضعیت اجتماعی است. اگر وضعیت اجتماعی و جامعه درست نباشد و جامعه در معرض آسیب‌ها قرار بگیرد، این جامعه نمی‌تواند یک جامعه معنوی و دینی محسوب شود. بنابراین اصل ادعا پیوند و رابطه متقابل اخلاق اجتماعی با تحولات جامعه است.

▪️۲۵۰ آیه در حوزه اخلاق اجتماعی
در یک مطالعه میدانی، وقتی که مفاهیم اخلاقی را در قرآن بررسی کردم، به بیش از ۲۵۰ آیه در حوزه اخلاق اجتماعی رسیدم. بنابراین حجم انبوهی از مباحث اخلاقی از مقوله‌ای هستند که قرآن روی آن عنایت و تکیه دارد. همچنین در تصویر قرآن، وقتی سخن از زیست اخلاقی به میان می‌آید، اگرچه اخلاق فردی باشد، فارغ از غیر نیست. [...] یعنی اگر کسی بخواهد تعالیم دینی مانند حج و ... که در داخل انسان می‌گذرد را انجام دهد، فارغ از مقولات اجتماعی نیستند و بخشی از اینها نوعی ایجاد آمادگی برای انسان است که بتواند در جامعه یک زندگی مهربانانه‌تر را داشته باشد.
اگر دستورات فردی و یک نوع سیر و سلوک در قرآن بیان شده است، مقدمه‌ای بر این است که انسان قرآنی در جامعه رفتارش درست باشد. [...]

در قرآن کریم، یک دسته از آیات آمده‌اند که در حوزه‌های اخلاقی هستند، اما اخلاق‌شان معنای اجتماعی دارند و اختصاص به پیامبر(ص) نیز ندارد. در آیه ۲۵ سوره حدید مسئله عدالت را تأکید می‌کند که همه انبیا (ع) یک خط دارند که مردم بتوانند عدالت را برقرار کنند. چرا این طور است؟ برای اینکه جامعه‌ای که در آن عدالت نباشد معنویت نیز نخواهد بود. مفهوم آیه این است که یک خط مرکزی برای همه انبیا (ع) بوده است که اگر از دین، معنویت و اخلاق سخن می‌گفتند، می‌دانستند جامعه‌ای که در آن فساد و استبداد باشد نمی‌تواند یک جامعه اخلاقی هم باشد.

▪️شکل‌گیری اخلاق در بستر عینیات جامعه
در رابطه با مسئله اخلاق اجتماعی، حرف و ادعا این است که اصولاً وقتی صحبت از پیوند اخلاق با تحولات اجتماعی می‌کنیم، این طور است که اخلاق در بستری از واقعیات و عینیات جامعه شکل می‌گیرد. اینکه فرد آدمِ درست‌کاری باشد، وقتی می‌تواند این امر محقق شود که مسائل ابتدایی زندگی این فرد را تأمین کرده باشید. اگر فردی در جامعه می‌خواهد کار کند، به دنبال این می‌رود که شغلی را انتخاب کند، ولی وقتی می‌بیند برخی دیگر از افراد با رانت و فساد، قدرت و ثروت را به دست می‌آورند. در نتیجه، متوجه این بی‌عدالتی در جامعه می‌شود که در روند زندگی او نیز تأثیر منفی می‌گذارد.

اگر جامعه یک جامعه درستی نباشد و مردم معیشت درستی نداشته باشند، تعالی پیدا نمی‌کند. در آیه دوم سوره مائده در مورد حق‌کشی و در آیه ۱۳۵ سوره نساء در مورد دروغ نگفتن سخن گفته است. در سوره انفال در مورد خیانت نورزیدن و در مورد ترور شخصیت نیز در آیه ۱۱سوره حجرات صحبت کرده است. یا اینکه در مورد کم‌فروشی یا آن چیزی که اصطلاحاً از آن به تحمیل عقیده نسبت به دیگران بحث می‌کنیم، در آیه ۲۵۶ سوره بقره سخن گفته است. می‌گوید برخی‌ از افراد چون ستم کردند، از دسترسی به نعمت‌هایی محروم شدند یا در سوره اعراف فرمود: ”وَالْبَلَدُ الطَّيِّبُ يَخْرُجُ نَبَاتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَ الَّذِي خَبُثَ لَا يَخْرُجُ إِلَّا نَكِدًا“ [#اعراف: ۵۸]، همه مفسران این آیه را استعاره گرفته‌اند و گفته‌اند جامعه‌ای که در آن خرابی باشد، چیزی از آن بیرون نخواهد آمد. جامعه اگر بلد طیب باشد، استعدادها در آن رشد می‌کنند.» (با اندکی ویرایش به نقل از خبرگزاری ایکنا، انتشار در ۱۳۹۸/۱۱/۲۶)

©️ از: سایت و کانال خبرگزاری ایکنا
🍁 شهادت دهید، ولو به زیان خودتان!

«ای مؤمنان، به عدل و داد برخیزید و در راه رضای خدا شاهد باشید [و شهادت دهید] ولو آنکه به زیان خودتان یا پدر و مادر و خویشاوندان‌تان باشد، [خواهان گواهی] چه توانگر چه تهیدست باشد، در هر صورت خداوند بر آنان مهربان‌تر است؛ پس، از هوای نفس پیروی مکنید که از حق عدول کنید، و اگر زبان‌بازی کنید یا تن زنید [‌بدانید که] خداوند به آنچه می‌کنید آگاه است.» (#نساء: ۱۳۵)

📚 #قرآن. ترجمه بهاء‌الدین #خرمشاهی (۱۳۸۶). تهران: انتشارات دوستان.
🍁 زن و انتخابات

✍🏻 رضا #بابایی می‌نویسد:

«در سال ۱۳۴۰ در قم کتابی به نام ”زن و انتخابات“ منتشر شد که محتوای آن حرمت قطعی و شرعی شرکت زنان در #انتخابات برای رأی دادن بود. این کتاب به قلم شش تن از فضلای نامدار حوزه در آن زمان و زیر نظر یکی از مراجع تقلید کنونی قم تألیف شده است. اما اکنون هیچ یک از آنان شرکت زنان در انتخابات، برای رأی دادن و رأی گرفتن، حتی مکروه نمی‌شمارد، بلکه تشویق نیز می‌کنند! از همین دست است ماجرای پوشاندن صورت و دست زن، که زمانی جزء ضروریات به شمار می‌آمد و اکنون چندان بر آن پافشاری نمی‌کنند.» (بابایی، ۱۳۹۷: ۸۸)

«تا پایان دهه ۱۳۴۰، اگر کسی از حق زنان برای رأی گرفتن و رأی دادن در انتخابات جانب‌داری می‌کرد، همه اعتبار علمی و دینی خود را در میان دینداران از دست می‌داد. از این دست مقاومت‌های نافرجام در برابر پدیده‌ها و مفاهیم نو، به قدری است که اگر کسی شماری از آنها را در کتابی گرد آورد، مثنوی هفتاد من کاغذ شود.» (همان: ۳۱۲)

📚 بابایی، رضا. (۱۳۹۷). دیانت و عقلانیت: جستارهایی در قلمرو دین‌پژوهی و آسیب‌شناسی دینی. اصفهان: نشر آرما.
🍁 زن، حق رأی و انتخابات!

💬 محمد #سروش_محلاتی:

«بعد از فوت آیت‌الله بروجردی که مسأله حق رأی زنان مطرح شد (۱۳۴۰) علمای قم بالاتفاق، اعم از مراجع و علمای دیگر مثل #علامه_طباطبایی، آن را انکار کردند و بیانیه دادند. ولی همان موقع استاد مطهری به مراجع متذکر شد که این نظر آقایان پایه و اساس محکم اسلامی ندارد و نباید بر آن اصرار ورزید. در همان سال‌ها یک کتابچه در قم منتشر شد به نام ”زن و انتخابات“ برای اثبات اینکه زنان نباید در انتخابات شرکت کنند. شهید #مطهری از اول در مقابل این جریان فکری موضع داشت.» (انتشار در ۱۳۹۶/۲/۱۱)

©️ از: سایت و کانال سروش محلاتی

©️ از: سایت و کانال شبکه اجتهاد
Forwarded from دین، فرهنگ، جامعه | محسن‌حسام مظاهری (محسن‌حسام مظاهری)
🔸«کرونا»: پنجه در پنجه‌ی ایمان مذهبی🔸
چالش علم و دین در میدان رفتار دینداران



✍️ محسن‌حسام مظاهری


[قسمت 1 از 2]


1
از دیرباز همواره یکی از میدان‌‌های حضور و خودنمایی دین، نقاط ضعف بشری نظیر بیماری و مرگ بوده است و ادیان یکی از کارکردهای خود را حل این معضلات برای بشر تعریف کرده‌اند. نوعی تعامل و تبادل دوسویه میان دیندار و دین (دین‌گزار) برقرار بوده که در ازای باور و ایمان دیندار، دین به او آرامش و اطمینا‌ن‌خاطر می‌داده‌ است؛ خصوصاً هنگام مواجهه با بلایا و مصائب. ازین معامله طرفین بهره‌مند می‌شدند؛ دین بر شمار باورمندان و درنتیجه قدرت خود می‌افزود و دیندار صاحب مرهمی برای ترس‌ها و دردهایش می‌شد. با ظهور علم مدرن، اما این رابطه برهم خورد. حالا سروکله‌ی یک مدعی جدید پیدا شده بود که نه برای همه‌ی ترس‌ها و دردها (مثل مرگ) بلکه برای بسیاری‌شان (مثل بیماری) پاسخ‌های متفاوتی داشت. پاسخ‌هایی زمینی، معقول و سنجش‌پذیر.

2
چالش علم و دین یکی از پردامنه‌ترین چالش‌های الاهیاتی است که در دوره‌ی مدرن، دامن‌گیر همه‌ی ادیان شده است. در ایران نیز لااقل از دوره‌ی مشروطه یکی از محورهای فعالیت جریان روشنفکری (دینی و غیردینی) همین موضوع بوده است. فراگیری این بحث در دهه‌های 20 و 30، گروهی از روشنفکران دیندار (نظیر مرحوم مهندس بازرگان و مرحوم دکتر سحابی) که هم دل در گرو دین داشتند و هم سودای تجدد در سر، را بر آن داشت که به دفاع «علمی» از اسلام بپردازند و به زبان‌های مختلف اثبات کنند نه تنها معارضه‌ای بین قرآن و آموزه‌های اسلامی با ساینس و دستاوردهای دانش مدرن ازقبیل ترمودینامیک و تکامل زیستی داروین نیست، بلکه بسیاری از کشفیات علوم تجربی در نجوم و پزشکی و زیست‌شناسی و فیزیک و شیمی را می‌توان با تفسیر آیات قرآن دریافت. آن جنس دفاع علمی از دین حالا دیگر کمتر خریدار دارد. طبیعی است، چون حالا صورت‌بندی نسبت علم و دین، متأثر از تحولات شتابان جامعه‌ی بشری، تغییر کرده است.

3
این روزها، شیوع یک بیماری ناشناخته و مرگ‌آور به نام «کرونا» زمینه‌ای فراهم ساخته که مسئله‌ی علم و دین دوباره در جامعه‌ طرح شود. با این تفاوت مهم که این بار میدان طرح این مسئله نه حوزه‌ی اندیشه‌ی نخبگانی، بلکه رفتار و عمل همگانی است. این‌بار چالش علم و دین، دیگر یک موضوع نظری نیست که نخبگان در محافل علمی به آن بپردازند؛ بلکه حالا همه‌ی توده و عامه‌ی دینداران با این چالش مواجه‌اند. مواجهه‌ی مستقیم و نزدیک. بر سر بزنگاهی که یک‌سویش مرگ است. سخت‌ترین آزمون دینداران همین‌جاست. محک ایمان‌شان به دین و سطح و کیفیت ایمان‌شان.

4
این روزها در محافل مذهبی بر سر نوع مواجهه با بیماری کرونا اختلاف نظرهای جدی مطرح است. یک گروه معتقد است با توجه به ویژگی‌هایی که این بیماری ناشناخته دارد و طبق هشدار پزشکان مجامع و محافل دینی مثل دیگر مجامع عمومی باید ایمنی‌ شود و حتی درصورت لزوم باید اماکن زیارتی تعطیل شوند و برگزاری مجالس و مناسک مذهبی موقتاً متوقف شود.
در مقابل گروه دیگر معتقد است باید با تکیه بر باور دینی («توکل» و «توسل») و نهایتاً عمل به دستورات طبی احادیث و البته نکات بهداشتی، با کرونا مقابله کرد و نباید قدرت دین را فراموش کرد و در برابر کرونا، این دشمن تازه‌ی ایمان، ترس و انفعال نشان داد. بر همین مبنا، این گروه به شدت مخالف اختلال در برگزاری مناسک مذهبی و محدودسازی اماکن زیارتی اند.
گروه نخست، در عین باور به دین اما مبنای تصمیم‌گیری در قبال مناسک را نسخه‌ی تجویزی دانش مدرن می‌داند؛ و گروه دوم، به‌جای آن، بر نسخه‌ی ایمان پافشاری می‌کند.
برخی هم (نظیر آتش‌زننده‌ی کتاب طب هاریسون) مجال مناسبی پیدا کرده‌اند برای عرضه‌ی نسخه‌های غریب خود به نام نسخه‌های شفابخش دینی.
این میان، شماری از مراجع (آقایان مکارم، وحید و شبیری) در پاسخ به استفتای مقلدان خود راه میانه را برگزیده‌اند؛ ضمن تأکید بر رعایت بهداشت و توجه به هشدارهای پزشکی (ازجمله پرهیز از حضور غیرضروری در اماکن دینی) دینداران را به سازوکارهای مذهبی نظیر خواندن دعا و توسل (زیارت عاشورا، آیت‌الکرسی و...) دعوت کرده‌اند. دیگر مراجع نیز تاکنون سکوت کرده‌اند. طبیعی است؛ میدان خطیری است و هرگونه موضع‌گیری در آن، تبعاتی خواهد داشت.

[ادامه 👇]

#مطالعات_اجتماعی_تشیع
#کرونا


1398/12/5
@mohsenhesammazaheri
Forwarded from دین، فرهنگ، جامعه | محسن‌حسام مظاهری (محسن‌حسام مظاهری)
🔸«کرونا»:پنجه در پنجه‌ی ایمان مذهبی🔸
چالش علم و دین در میدان رفتار دینداران



✍️ محسن‌حسام مظاهری


[قسمت 2 و پایانی]


5
این تکثر آرا سبب بروز تکثر رفتار در بدنه‌ی دینداران شده است. در چند روز گذشته، برخی هیئت‌های مذهبی با صدور اعلامیه‌هایی از تعلیق برنامه‌ها و مجالس خود خبر دادند؛ در مقابل برخی منبریان با انتقاد از تعطیلی هیئت‌ها و سرزنش تعطیل‌کنندگان، بر حفظ روال برپایی مناسک تأکید دارند. (نمونه‌هایی را در پیوست آورده‌ام). در بین متولیان اماکن مذهبی نیز این اختلاف نظر مشهود است. مثلاً درحالی‌که تولیت حرم حضرت معصومه (در شهر منبع اصلی شیوع کرونا در ایران) تاکنون از اعمال محدودیت برای زیارت خودداری کرده، تولیت حرم حضرت عبدالعظیم از همان آغاز محدودیت‌های مشخصی را اعمال کرده است. طبعاً دامنه‌ی این موضوع به دیگر اماکن مقدس خصوصا حرم امام‌رضا(ع) هم خواهد رسید و باید دید تولیت‌های آن اماکن چه سیاستی اتخاذ خواهند کرد. بعید نیست در روزهای آینده و درصورت عدم مهار و فراگیرترشدن این بیماری،‌ شاهد الگوهای رفتاری دیگری از جانب دینداران و متولیان دینی باشیم.

6
اثرات بیولوژیکی کرونا دیر یا زود مرتفع خواهد شد، اما پیامدهای الاهیاتی آن ادامه خواهد داشت. به‌نظر می‌رسد روزهایی که درحال سپری‌کردن‌شان هستیم، روزهای مهمی در تاریخ تحولات دینداری و تشیع ایرانی باشند.
چه کسی فکرش را می‌کرد که یک بیماری نوظهور بتواند چنین چالش الاهیاتی بی‌نظیری را پدید آورد؟



[پیوست‌ها 👇]

#مطالعات_اجتماعی_تشیع
#کرونا

در همین‌زمینه:
کرونا و مناسک
https://t.me/mohsenhesammazaheri/1789

1398/12/5
@mohsenhesammazaheri
🍁 خدایا، ما را عافیت ده، عافیت این‌جهانی و آن‌جهانی!

💬 #امام_سجاد (ع):

«بار خدایا، درود بفرست بر محمد و خاندان او، و جامهٔ عافيتِ خویش بر تن من بپوش و مرا در عافیت خود فرو پوشان و در حصار عافيت خود جای ده و به عافیت خود گرامی دار و به عافیت خود بی‌نیاز فرمای و عافیت خود به من بخش و عافیت خود به من ارزانی دار و عافیت خود برای من بگستران و عافیت خود درخورِ من گردان و میان من و عافیت خود در دنیا و آخرت جدایی میفکن.

بار خدایا، درود بفرست بر محمد و خاندان او، و مرا عافیت ده، عافیتی کفایت‌کننده و شفابخش و عالی و افزاینده، عافیتی که از آن در تن من تندرستی زاید، عافیت این‌جهانی و آن‌جهانی.» (#صحیفه_سجادیه: نیایش ۲۳)

📚 صحیفه سجّادیه. ترجمه عبدالمحمد آیتی. (۱۳۷۵). چاپ دوم. تهران: سروش.
🍁 معنای انگشت‌جنبانی ابوعبدالله (ع)!

▪️ انگشت‌جنبانی امام صادق (ع) در دعای رجبیه!

✍🏻 مهدی #فردوسی مشهدی می‌نویسد:

درباره درون‌مایه ”دعای رجبیه“، به‌رغم اینکه بنابر برخی از روایات در دیگر ماه‌ها و روزهای سال نیز خواندنی است، سخن‌ها گفته و شرح و تفسیرها نوشته‌اند، اما هر سال این دو پرسش‌ مکرَر درباره رفتار امام در بخش پایانیِ نیایش طرح می‌شود:

➊ معنای این کار چیست؟

➋ پیروان نیز باید چنین کنند یا نه؟

📝 متن کامل را در دین‌آنلاین بخوانید!
🍁 در هنگام بلاها به قم پناه ببریم؟

▪️درباره تاریخمندی روایات

✍🏻 علی #طبیعت‌پور می‌نویسد:

«این روزها روایتی منسوب به #امام_صادق (ع) دست به دست می‌چرخد که موجبات طعن به مؤمنان و دلگیری آنان شده است. این روایت به این مضمون است که ”هر گاه بلا و ذلتی به شما رسید، به قم بروید، چون آنجا پناهگاه فرزندان فاطمه و استراحتگاه مومنان است.“

باید به مؤمنان گفت دلگیر نشوید، که خودکرده را تدبیر نیست. وقتی هر روایتی را هر کسی و هر نهادی بدون بررسی صدوری و دلالی بر در و دیوار شهرها می‌زند و مدام از رادیو و تلویزیون و تریبون‌ها پخش می‌کند، باید انتظار چنین روزهایی را هم می‌داشتند. البته متأسفانه آنها که چنین می‌کنند در چنین مواقعی از صحنه غایب‌اند و بارِ پاسخ به سؤالات بر دوش آنانی می‌افتد که درد دین دارند، نه آن که نان‌دین‌خورند.

و اما ماجرای این روایت: فارغ از بحث صدوری و سندی روایت، باید گفت بسیاری از روایات مندرج در کتب روایی ما تاریخمندند و برای مخاطب آن زمان و آن مکان بوده است.

در اواخر دوران بنی‌امیه قیامی به رهبری ابن اشعث در عراق رخ داد که یکی از قبایل عرب ساکن کوفه به نام ”بنی اشعر“ (اشاعره) هم شرکت داشت. این قیام شکست خورد و بازماندگان آنها در اقصی نقاط مملکت پهناور اسلامی متواری شدند. از جمله انقلابیون اشعری به ایران متواری و در محل قم کنونی ساکن شدند. آنها با کمک مردم محلی در آن منطقه برج‌وبارویی ساختند و آن را قم نامیدند که تا اندازهٔ زیادی از حکومت مرکزی استقلال داشت.

اشعریان، شیعه نه به معنی امروزی آن، بلکه به معنی عام آن‌روزی بودند. لذا قم از آن زمان مأمنی برای انقلابیون مختلف شیعی، اعم از کیسانی و عباسی و امامی، شد که از دست خلفای وقت متواری می‌شدند. با انقلاب عباسیان بر ضد امویان، اشعریان قم هم در آن شرکت کردند و لذا پس از روی کار آمدن عباسیان، به پاداش این همکاری، حکومت قم را یافتند که استقلالی بیش از پیش داشت. بعدها این اشعریان به تدریج به جناح امامی شیعیان نزدیک شدند.

به هر حال، این روایت بر فرض صحت سند به چنین ماجرایی اشاره دارد. اگر علمای ما این روایت را از بستر زمانی خود خارج نمی‌کردند و برای تأیید حوزهٔ #قم به آن اطلاق نمی‌دادند، اینک چنین شبهه‌ای مطرح نمی‌شد.

باشد که عبرت گیریم.» (با اندکی ویرایش)

©️ از: سی‌مرغ و مباحثات
🍁 ویروس کرونا: پیش‌گیری و دانستنی‌های ضروری!

➊ مقدمه و معرفی کوتاه ویروس کرونا

➋ علایم و نشانه‌های ابتلا، آیا بیماری از سرماخوردگی به راحتی قابل افتراق است؟

➌ راه‌های انتقال ویروس کرونا

➍ راه‌کارهای پیش‌گیری از ابتلا به کرونا

➎ روش صحیح استفاده از ماسک

➏ در صورت ابتلای یکی از اعضای خانواده به کرونا و یا مواجهه با فرد مبتلا چه کنیم؟

➐ آیا درمان یا واکسنی برای ویروس کرونا وجود دارد؟

➑ کلیپ‌های آموزشی مفید و فایل‌های مرتبط

➒ مشاهده و دانلود پوسترهای اختصاصی جمعیت هلال احمر

یک: چه کار کنیم تا به ویروس کرونا مبتلا نشویم؟ (مشاهده پوستر)

دو: در صورت ابتلا به ویروس کرونا چه کار کنیم؟ (مشاهده پوستر)

سه: اگر در خانواده فردی دچار ویروس کرونا شد چه کار کنیم؟ (مشاهده پوستر)

چهار: در صورت برخورد با کسی که ویروس کرونا دارد چه کار کنیم؟ (مشاهده پوستر)

پنج: چگونه در سفر از نقاط آلوده به ویروس کرونا در امان بمانیم؟ (مشاهده پوستر)

➓ پاسخ به پرسش‌های رایج (صفحه اول و دوم)

و همچنین

▪️شیوه درست شستن دست‌ها

▪️چگونه به استرس کرونا غلبه کنیم؟

📝 برای دسترسی به این آموزش همگانی اینجا را کلیک کنید یا تلگراف زیر را بخوانید!

©️سامانه آموزش آنلاین: آموزش همگانی (دسترسی در ۱۳۹۸/۱۲/۹)

©️ هلال احمر (دسترسی در ۱۳۹۸/۱۲/۹)
🍁 بی‌شرف کیست؟

▪️در اوصاف سنخِ ”بی‌شرف“

✍🏻 فردین #علیخواه می‌نویسد:

«گئورگ زیمل، جامعه‌شناس آلمانی ــ که در اوایل قرن بیستم چشم از جهان فروبست ــ از جمله جامعه‌شناسانی بود که به ساخت تیپ اجتماعی بسیار علاقه داشت. او در آثارش از تیپ خسیس، ولخرج، غریبه، ماجراجو و فقیر نوشت. برای مثال، در توصیف دو تیپِ ”خسیس“ و ”ولخرج“ معتقد بود که خسیس خوشبختی را صرفاً در داشتن پول می‌بیند، بدون آنکه به بهره‌مندی از پول و لذت حاصل از آن فکر کند. در مقابل، آدم ولخرج از لذت فوری که از خرج کردن پول به دست می‌آورد خشنود است. در این نوشته کوتاه، با تأثیر از میراث زیمل، تلاش می‌شود تا تیپ اجتماعی ”بی‌شرف“ معرفی شود.

تیپِ اجتماعی بی‌شرف در همه عرصه‌های جامعه، از صدر تا ذیل آن، قابل شناسایی است و محدود به حرفهٔ خاصی نیست و همان‌طور که از نام آن پیداست ”بی‌شرفی“ در کردار مهم‌ترین ویژگی آن است. در سیاست، در اقتصاد، در فرهنگ و در اجتماع می‌توان مصداق‌های بی‌شرفی را دید. در عرصه اقتصاد، ”آدم بی‌شرف“ همواره خودش را آدمی زرنگ و فرصت‌ساز می‌داند. او بی‌شعور نیست، ولی همه شعورش را در جهت تحکیم منافع فردی‌اش به کار می‌گیرد. اگر جامعه گرفتار #ویروس_کرونا می‌شود، او تلفن را برمی‌دارد و با جاهای مختلف تماس می‌گیرد و در یک روز تعداد زیادی ماسک و مواد ضدعفونی‌کننده را به انبارها منتقل می‌کند و سپس با فروش آنها میلیون‌ها تومان به جیب می‌زند. او به فرصت‌سازی اقتصادی در پسِ هر بلا یا مصیبتی می‌اندیشد. با بروز هر مصیبت، او از خوشحالی در پوستش نمی‌گنجد، چون فکر می‌کند نردبانی برای ارتقاء یافته است. به همین دلیل، به هنگام رانندگی به شکل تحسین‌آمیزی در آینۀ ماشین، خودش را تماشا می‌کند و به خاطر شکار فرصت‌ها با چشمک زدن در آینه به خودش می‌گوید ”مخلصیم قربان.“

سلبریتی‌هایی که در اوج هراس مردم برای مواجهه با کرونا به تبلیغ تجاری کالاهای درانبارمانده می‌پردازند، استادِ داوری که حتی یک سطر از پایان‌نامه دانشجو را نخوانده است، ولی در جلسه دفاع یک ساعت درباره ضعف‌های پایان‌نامه حرف می‌زند، مأموری که علی‌رغم تأکید فرمانده‌اش بر عدم برخورد فیزیکی با دانشجویان، به دلیل ناکامی‌هایش در ادامه تحصیل، دانشجویان را کتک می‌زند، فردی که دو سال است در مقابل داروخانه‌ها می‌ایستد و با نشان دادن نسخه و جلب ترحم مردم از آنان اخّاذی می‌کند، مقامی که صحبت‌هایش را در جلسات با خواندن سوره‌ای از قرآن آغاز می‌کند و به دوستان صمیمی‌اش می‌گوید که راه پیشرفت در جمهوری اسلامی همین تظاهر است، مدّاحی که پس از مجلس ترحیم و پس از شمارش ولع‌آمیز اسکناس‌های داخل پاکت سفید، آن را به سمت پدر متوفی پرتاب می‌کند و می‌گوید ”حاجی ما رو گرفتی؟“، پزشکی که در راه‌روهای بیمارستان بریدۀ یک کاغذ مندرس حاوی شماره کارت را به خانواده بیمار می‌دهد و به آنان می‌گوید که کاری با بیمه و بیمارستان ندارد و تا پیامک واریز بیست‌وهشت میلیون تومان را دریافت نکند عمل مریض را آغاز نخواهد کرد، مسئولی که مستقیم به دوربین نگاه می‌کند و لبخندزنان به مردم دروغ می‌گوید نمونه‌هایی از تیپ بی‌شرف‌اند.

بین ”بی‌شرفی اولیه“ و ”بی‌شرفی ثانویه“ باید تمایز قائل شد. هر فرد معمولی ممکن است به ناچار یا به هر دلیلی در اوقاتی از زندگی‌اش بی‌شرفی بورزد. در اینجا ”بی‌شرفی“ می‌آید و می‌رود؛ موقّت و گذراست. در بی‌شرفی اولیه فرد هنوز می‌تواند بی‌شرفی خود را تشخیص دهد. او می‌داند که بی‌شرفی ناپسند است و در خلوت خود از بی‌شرف بودن شرمگین است و خودش را سرزنش می‌کند. ولی در بی‌شرفی ثانویه، ”بی‌شرفی“ بخشی از شخصیت فرد می‌شود. بی‌شرفی می‌آید، رسوخ می‌کند و می‌ماند. در #بی‌شرفی ثانویه، مرز بین فرد و بی‌شرفی مشخص نیست. بی‌شرفی همان فرد و فرد همان بی‌شرفی می‌شود. در اینجا فرد با افتخار بی‌شرفی‌اش را فریاد می‌زند. در کل، بی‌شرفی به عنوان روش تبدیل به منش فرد می‌شود.

جامعه ایران شکاف‌های اجتماعی فراوانی دارد که شکاف قومیتی، شکاف مذهبی، شکاف طبقاتی، شکاف جنسیتی، شکاف نسلی از آن جمله‌اند. ولی به نظر می‌آید که مهم‌ترین شکاف جامعه ایرانی در این روزهای سخت ”اَبَرشکاف شرافتمند / بی‌شرف“ باشد. منظور آنکه، در همه شکاف‌های اجتماعی یادشده می‌توان به دنبال سنخ بی‌شرف گشت. برای مثال، این روزها هم فقیر و هم ثروتمند می‌تواند بی‌شرف باشد.

این روزها، به دلیل بحران‌های اقتصادی و اجتماعی گسترده، وسوسه‌های گوناگونی به سراغ‌مان می‌آید، وسوسه‌هایی که تحقق آنها با پایمال کردن منافع جمعی به نفع منافع فردی میسر است. در نتیجه، شرافتمند ماندن این روزها آزمونی سخت برای هر ایرانی است. تصور جامعه‌ای که در آن بی‌شرفی اولیه به بی‌شرفی ثانویه سوق یابد تصوری ترسناک است، روزی که دیگر نه شاهد سنخ بی‌شرف، بلکه شاهد جامعه‌ای بی‌شرف باشیم.» (کانال فردین علیخواه)

©️ از: کانال فردین علیخواه
عصر ارتباطات چه راحت خرافات را می‌روبَد

@baznegari

چه داستان‌ها که در منابر از رفع خشکسالی در پیِ نماز باران خواندنِ فلان عالِم برای‌مان نقل نکردند و ما صُمٌّ بُکْم به آن‌ها گوش می‌دادیم و انگار باورمان می‌شد؛ تا این‌که کشورمان در ده سال گذشته با همان خشکسالی روبرو شد امّا دریغ از یک عالِم که جرأت کند (با فراخوان و جمع‌کردنِ جمعیّت) نماز باران بخواند زیرا می‌دانست دوربین‌ها، خبرنگاران، سایت‌های اینترنتی، شبکه‌های پیام‌رسان و...، به طرفةالعینی خبرِ آن نماز و نتیجه‌اش را به سرتاسر کشور و جهان مخابره می‌کنند و در صورت ناکامی دست‌شان رو می‌شود؛ پس خداحافظ نماز باران

چه داستان‌ها در آثارشان که در ایمنی‌بخشی و بلاگردانیِ این وِرد و آن بقعه و آستان در فلان زمان و مکان به هنگام شیوع فلان مَرَض و طاعون و وبا و...، برای‌مان نگفتند و ننوشتند؛ امّا اینک که در ایستگاه ارتباطاتِ برق‌آسا به بلای شایع کُرونا رسیدند (با وجود آخرین مقاومت‌های بسیار معدود) یک به یکِ مقابر مقدسه، مصلّیٰ‌ها، مراسمات اعتکاف و بعضاً مساجد تعطیل می‌شوند و هیچ مرجع مذهبی، مردم را برای ایمن ماندن از این بلا به اعتکاف در بقاع متبرکه دعوت نمی‌کند زیرا دعوت همان و هزاران چشمِ خبررسان همان.

دکتر ابوالقاسم گرجی (فقیه و مجتهد) که همین روزها (هفتم اسفند) سالگرد درگذشت وی است سال‌ها پیش در تلویزیون شنیدم که گفت: در آیهٔ اُدعونی أستجِب لکم، دعا به معنای «خواندن» نیست بلکه به معنای «خواستن» است و معنای آیه این است که: بخواهید تا اجابت شود (نقل به مضمون).

بنابراین باید آستین همّت را بالا زد و با تجهیز به دانش روز و کسب تجارب دیگر ملل و مراکز پیشرفتهٔ جهانی، با این ویروس مقابله کرد. همه از پیامبر گرامی این سخنِ منسوب به وی (ص) را شنیده‌ایم که: علم بیاموزید ولو با رفتن به [مسیری دور چون] چین «اُطلبوا العلم ولو بالصین»؛
خوب است در مهار و کنترل این ویروس به همان چینِ نبوی (که اتفاقاً اولین کشور مبتلا به آن ویروس است) تأسی کرد و مو به مو از روش این کشور پیشرفته (و دومین اقتصاد جهان) و نیز رهنمودهای سازمان بهداشت جهانی الگو گرفت و به این نوع منقولات👇دل خوش نداشت:


در جریان ابتلای اهل سامره به وبا، که آقا سید محمد فشارکی به شیعیان دستور داده بود سه روز روزه بدارند و زیارت عاشورا بخوانند، فوج‌فوج از اهل تسنن می‏‌مردند و یک نفر شیعه از دنیا نمی‏‌رفت؛ ازاین‌رو، بعضی از اهل تسنن در صحنِ مقابل ضریح امام هادی علیه‏‌السلام می‏‌ایستادند و می‏‌گفتند: «یا عَلِیّ الْهادی، نُسَلّمُ عَلَیک مِثْلَ ما یسَلّمُ عَلَیک الشیعَةُ؛ ای علی‌الهادی، همان‌گونه که شیعه به تو سلام می‏‌گویند، ما به تو سلام می‏‌گوییم».

کانال بازنگری (ترکاشوند) ۱۳۹۸/۱۲/۱۱ @baznegari
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حاشیه: در یکی دو روز گذشته کانال‌های تلگرامی بر سر قضیۀ کورونا به مرز دیوانگی نزدیک شدند. دستورالعمل‌های گوناگون، و گاه متناقض، از چین و ماچین و ویس‌های متنوع را مدام بازنشر کردند و بر آتش هیجان و نگرانی دمیدند. نمیدانم شاید هم ماهیت فضای رسانه‌ای همین باشد که اطلاعات(information) و شبه‌اطلاعات (misinformation) و گاه ضداطلاعات(disinformation) به هم آمیخته شود با چاشنی هیجان و شلوغ‌کاری. هر کانال و صاحب‌کانالی کوشید در این رقابت همرسان کردن خبر و تحلیل عقب نیفتد ولو اینکه مخاطبانش را در معرض گردباد و بمباران خبر و تحلیل قرار دهد.

اما همان‌طور که در این ویدئو می‌بینیم، اطلاعات بیش از حد ما را بی‌حس می‌کند. تازه آنهایی که بیشتر مستحق دریافت چنین دستورالعمل‌هایی بودند و هستند، یا در تلگرام حضور ندارند یا غالبا عضو کانال‌های جوک و خنده‌اند.

شاید بهتر باشد در عین حفظ عقل سلیم، فاصلۀ ایمنی‌مان را با اخبار هم حفظ کنیم. در جهان امروز دسترسی آزاد به اخبار مهم است. اما این اهمیت نباید ما را از تأمل در سازوکار اخبار غافل کند؛ حتی شاید به همین دلیل لازم باشد به کار شبکه‌های خبری، نقادانه‌تر نگاه کنیم.

@eudemonia
🍁 درنگی در واکنش‌ها به شیوع ویروس کرونا

▪️فقیهان و مسألهٔ کرنش در برابر علم

✍🏻 محمدعلی #بدری می‌نویسد:

«همه‌گیری کرونا در ایران واکنش‌هایی متفاوت و دور از هم را در میان متشرعان به دنبال داشته است.

در یک سوی این واکنش‌ها کسانی قرار دارند که مصالح ساختمانی به‌کاررفته در بناهای مقدس را ضدویروس می‌دانند. ضبط و پخش ویدئوهای ضریح‌لیسی نمونه‌ای از هماوردطلبی اعتقادی این عده است.

در کنار آنها کسانی هستند که روش‌های بهداشت و درمان در یک مقطع از تاریخ و یک قطعه از جغرافیا را ــ که مبتنی بر دانش، توان و امکانات مردم آن زمان و مکان بوده است ــ بر همهٔ یافته‌های بعدی بشر رجحان می‌دهند و کماکان پنبه در روغن گل بنفشه می‌زنند.

گروهی دیگر از این طیف، توصیه‌ها برای لغو موقت همهٔ تجمع‌ها، از جمله تجمع‌های مذهبی، را توطئهٔ دشمن برای تبدیل ”دارالشفا“ به ”دارلبلا“ می‌انگارند و معتقدند که ”تخته شدن درِ حرم و مساجد شیعیان آرزوی ناصبی‌ها و سکولاترهاست؛ سکولارها اگر در این فقره توفیق پیدا کنند، شک نکنید قدم بعدی نجس کردن در و دیوار حرم با الکل است.“

اما در سوی دیگرِ واکنش‌ها، فقیهانی ایستاده‌اند که رأی خود را در دانش پزشکی نافذ نمی‌دانند و تبعیت از دستورالعمل‌های بهداشتی و درمانیِ روز را در یک بیماری فراگیر و کشنده، منطبق بر شریعت می‌شمرند و از متون مرجع‌شان برای اقناع پیروان خود راه می‌جویند؛ هرچند آن دستورالعمل‌ها را سکولارها نوشته باشند و تبعیت از آن دستورالعمل‌ها منجر به تعطیلی موقت محافل و مراسم مذهبی‌شان شود.

طیف نخست با مفروض گرفتن دسته‌ای از باورها پیشاپیش راه را بر هر یافتهٔ تازه‌ای بسته است، اما طیف دومْ روش‌های علمی تازه‌تر را بر متون کهن ترجیح می‌دهد و برای همین، گاه خود را به دست پزشکان و متخصصان اروپایی و آمریکایی می‌سپارد و احساس بدی از تسلیم در برابر رأی و عمل بیگانگان و مشرکان و سکولارها پیدا نمی‌کند؛ اینجا موضوع ”جان“ در میان است.

هر دو طیف، بدون اینکه بدانند، در عمل حجیّت یافته‌های علمی تجربی بشر را پذیرفته‌اند؛ چه به زبان بیاورند و چه نیاورند. فقیهانِ هر دو طیف و پیروان‌شان، مقامات مذهبی که به این‌سو و آن‌سوی جهان سفر می‌کنند، مداحان، امامان جمعهٔ پروازی و مانند آنها، هربار که در هواپیما می‌نشینند، به حجیت دانش فیزیک، مکانیک جامدات، مکانیک سیالات، طراحی صنعتی، شیمی سوخت و ... بی‌گفت‌وگو شهادت می‌دهند و هرگز به ذهن‌شان خطور نمی‌کند که یافته‌های عینی این علوم را در مصاف با گزاره‌هایی از متون تاریخی کهن بازنده اعلام کنند و خود و پیروان‌شان را به روش‌هایی از پرواز (!) که برای گذشتگان پاسخگو بوده است مقید نگاه دارند. اینجا موضوع ”آسایش“ در میان است.

آنها هرگز قوانین مادّی حاکم بر عملکرد انرژی هسته‌ای، تسلیحات و تجهیزات نظامی مانند موشک‌های دوربرد را به چالش نمی‌کشند و خود را محدود به ابزار و روش‌های جنگ در قرون و هزاره‌های گذشته نمی‌دانند. اینجا نیز موضوع ”قدرت“ در میان است.

در مورد #علوم_انسانی البته این خوش‌بینی به یافته‌های تازه‌تر وجود ندارد. فرض کنیم اغلب روان‌شناسانِ جهانْ موسیقی را برای روان انسان ضروری بدانند؛ یا پیشگامان علم حقوق، حق تعیین سرنوشت، حق ازدواج و طلاق، حق برگزیدن آیین و حق انتخاب سبک زندگی را در کنار برابری در ارث، دیه و حقوق اجتماعی، حقی همگانی از هر جنس و نژاد و عقیده بشمرند؛ تصور کنیم قاطبهٔ جامعه‌شناسان و متخصصانِ علوم اجتماعی بر ضرورتِ تحققِ جامعهٔ متکثر و‌ بهره‌مندی همه از آزادی عقیده و بیان تأکید کنند و جامعه‌ای را آرمانی بدانند که در آن، قدرت و قانون تابعی از خواست عمومی و رأی متخصصان منتخب مردم باشد؛ یا روان‌شناسان اجتماعی را تصور کنیم که اجبار به عقیده و عمل را موجب تباهی روان جمعی بدانند، مثلاً برای جدا کردن بچه‌ها از یکدیگر از بدو تحصیل، صرفاً به موجب جنسیت متفاوت، تبعاتی فسادانگیز و جبران‌ناپذیر یافته باشند و به تجربه و آمار اثبات کرده باشند.

آیا در این نمونه‌ها که بی‌شمارند، باز هم یافته‌های علمی تازه‌تر بر روندهای ثبت‌شده در متون کهن ترجیح دارند؟ جایی که موضوع جان و آسایش و قدرت در میان نباشد؟

آزمون‌های روزگار یکی‌یکی می‌آیند، وعدهٔ زندگی بهتر برای بشر را به محک می‌گذارند و قافلهٔ بشری را از دوراهی‌ها و چندراهی‌های انتخاب می‌گذرانند. شیوع کرونا یکی از این آزمون‌هاست. این آزمون‌ها خود به مردم می‌آموزند که چه ‌چیز را در سفر بزرگ قافلهٔ بشری در مسیر تاریخ با خود به منزل‌های بعدی ببرند، چه چیزهایی را به عنوان راهنما از متون کهن برگیرند و چه چیزهایی را در متون کهن صرفاً به تحلیل مورخان و باستان‌شناسان بسپرند که ”وَ أَمَّا مَا ينْفَعُ النَّاسَ فَيمْكُثُ فِي الْأَرْضِ؛ و اما آنچه به مردمان سود می‌رساند در زمین باقی می‌ماند.“ (#رعد: ۱۷) (با اندکی ویرایش)

©️ از: کانال از درون
🍁 در هنگام بلاها به قم پناه ببریم؟

▪️درباره تاریخمندی روایات

✍🏻 علی #طبیعت‌پور می‌نویسد:

«این روزها روایتی منسوب به #امام_صادق (ع) دست به دست می‌چرخد که موجبات طعن به مؤمنان و دلگیری آنان شده است. این روایت به این مضمون است که ”هر گاه بلا و ذلتی به شما رسید، به قم بروید، چون آنجا پناهگاه فرزندان فاطمه و استراحتگاه مومنان است.“

باید به مؤمنان گفت دلگیر نشوید، که خودکرده را تدبیر نیست. وقتی هر روایتی را هر کسی و هر نهادی بدون بررسی صدوری و دلالی بر در و دیوار شهرها می‌زند و مدام از رادیو و تلویزیون و تریبون‌ها پخش می‌کند، باید انتظار چنین روزهایی را هم می‌داشتند. البته متأسفانه آنها که چنین می‌کنند در چنین مواقعی از صحنه غایب‌اند و بارِ پاسخ به سؤالات بر دوش آنانی می‌افتد که درد دین دارند، نه آن که نان‌دین‌خورند.

و اما ماجرای این روایت: فارغ از بحث صدوری و سندی روایت، باید گفت بسیاری از روایات مندرج در کتب روایی ما تاریخمندند و برای مخاطب آن زمان و آن مکان بوده است.

در اواخر دوران بنی‌امیه قیامی به رهبری ابن اشعث در عراق رخ داد که یکی از قبایل عرب ساکن کوفه به نام ”بنی اشعر“ (اشاعره) هم شرکت داشت. این قیام شکست خورد و بازماندگان آنها در اقصی نقاط مملکت پهناور اسلامی متواری شدند. از جمله انقلابیون اشعری به ایران متواری و در محل قم کنونی ساکن شدند. آنها با کمک مردم محلی در آن منطقه برج‌وبارویی ساختند و آن را قم نامیدند که تا اندازهٔ زیادی از حکومت مرکزی استقلال داشت.

اشعریان، شیعه نه به معنی امروزی آن، بلکه به معنی عام آن‌روزی بودند. لذا قم از آن زمان مأمنی برای انقلابیون مختلف شیعی، اعم از کیسانی و عباسی و امامی، شد که از دست خلفای وقت متواری می‌شدند. با انقلاب عباسیان بر ضد امویان، اشعریان قم هم در آن شرکت کردند و لذا پس از روی کار آمدن عباسیان، به پاداش این همکاری، حکومت قم را یافتند که استقلالی بیش از پیش داشت. بعدها این اشعریان به تدریج به جناح امامی شیعیان نزدیک شدند.

به هر حال، این روایت بر فرض صحت سند به چنین ماجرایی اشاره دارد. اگر علمای ما این روایت را از بستر زمانی خود خارج نمی‌کردند و برای تأیید حوزهٔ #قم به آن اطلاق نمی‌دادند، اینک چنین شبهه‌ای مطرح نمی‌شد.

باشد که عبرت گیریم.» (با اندکی ویرایش)

©️ از: سی‌مرغ و مباحثات
🍁 مجتهدان در بهداشت مقلّدِ پزشکان‌اند!

💬 سید مصطفی #محقق_داماد:

«هر مجتهدی، در هر مقام و منزلت فقهی، به یقین در مقابل دستورات بهداشتی مقلّد است. هیچ‌کس نمی‌تواند، در این مقام، معلومات خود را در رشته‌های دیگر پوششی برای نافرمانی در امور پزشکی و بهداشتی قرار دهد و نه تنها سلامت خود را به خطر اندازد ــ که گناهی بزرگی است ــ [بلکه] موجبات بیماری و هلاکت دیگران گردد. اضرار به دیگران، اگر عمدی باشد، حرام و، اگر عمدی نباشد، موجب ضمان و مسئولیت مدنی است.»‌ (انتشار در ۱۳۹۸/۱۲/۱۹)

©️ از: خبرگزاری ایکنا و روزنامه اطلاعات
🍁 رعایت توصیه‌های بهداشتی وجوب شرعی دارد!

💬 آیت‌الله حسینی #قائم_مقامی:

«[در مبارزه با بیماری کرونا] رعایت تمامی دستورات پزشکی و بهداشتی وجوب شرعی دارد و به آنچه که اقتضای آموزه‌های تجربی و پزشکی هست باید عمل شود. بنابراین از نظر شرعی و فقهی، هرگونه اهمال و کوتاهی در رعایت الزامات و دستورالعمل‌های بهداشتی بی‌تردید، علاوه‌بر اینکه معصیت پروردگار بوده و مستحق عقاب الهی است، متناسب با هزینه و آسیبی که برای دیگران ایجاد می‌کند قطعاً موجب ضمان می‌شود و مسئولیت تاوان و جبران هزینه‌ها بر عهده آنان می‌باشد.» (به نقل از جماران، انتشار در ۱۳۹۸/۱۲/۲۲)

©️ از: سایت و کانال جماران

📝 یادداشت مرتبط:

▪️مجتهدان در بهداشت مقلّدِ پزشکان‌اند!
🍁 نحوه مواجهه دینی با حوادث چگونه باید باشد؟

▪️آرامش‌بخشی مهم‌ترین کارکرد دین در مواجهه با سختی‌هاست / دعا فرمول مشخصی ندارد / حل مشکلات طبیعی با دعا قابل توصیه نیست.

💬 جعفر #نکونام:

«بر کارکردهای مثبت دین، که با تجارب علمی هماهنگ و قابل اثبات است، تأکید شده و می‌تواند جاذبه داشته باشد؛ اما تأکید بر کارکردهایی مثل شفابخشی دعا یا حل مشکلات طبیعی با دعا، که با موارد نقضی روبه‌روست، قابل توصیه نیست، چون چه‌بسا باعث سرخوردگی و دین‌گریزی شود.

ارتباط دادن این حوادث و بیماری‌ها با بُعد الهیاتی، دینی و مذهبی کار دشواری است و اگر بخواهیم این‌طور تحلیل کنیم که این حوادث در اثر گناهان به وجود می‌آیند، با یکسری تناقض‌ها مواجه می‌شویم. مثلاً اگر بنا را بر این بگذاریم که این بلایا بر اثر گناهان صورت می‌گیرد، می‌بینیم که در کشورهایی که مذهبی نیستند و خدا را قبول ندارند و از طرفی جنایاتی هم انجام می‌دهند، گاهی این بلایای طبیعی و بیماری‌ها، در آن کشورها رخ نمی‌دهد. اگر رابطه‌ای بین مجازات الهی و گناه وجود داشته باشد، باید در همه موارد صادق باشد و یک تئوری وقتی صادق است که مورد نقض نداشته باشد.

همچنین نباید بگوییم که اگر استغفار کردیم، بلا دفع می‌شود، چون در مواردی می‌بینیم که برای همین رابطه استغفار و دفع بلا نیز موارد نقض وجود دارد. در بسیاری از موارد که کم‌آبی وجود داشت و باران نمی‌بارید، عده‌ای از بزرگان نماز باران می‌خواندند، اما هرگز بارانی نبارید و در نتیجه سرخوردگی دینی به وجود آمد.

البته در مواردی نیز دعا مقرون با توفیق بوده است و ما احساس کرده‌ایم وقتی دعا کردیم، شفا یافته‌ایم و یا وقتی نماز باران خواندیم، باران آمده است. اگر بخواهیم تئوری‌پردازی کنیم، این تئوری نباید موارد نقض داشته باشد. دعا چنان فرمول مشخصی ندارد که اگر آن را به کار بزنیم، قطعاً نتیجه بگیریم؛ گاهی دعا می‌کنیم، اما دعای خود را نتیجه‌بخش نمی‌یابیم.

اگر شما به آب ۱۰۰ درجه حرارت بدهید، آب به جوش می‌آید، چون فرمولش مشخص است، اما #دعا فرمول مشخصی ندارد و لذا بسا اتفاق افتاده است که کسی دعا ‌خوانده که مشکلش حل شود، اما حل نشده است. در نتیجه، از دین گریزان شده است. در خانواده‌های مذهبی مشاهده می‌شود که گاهی به فرزند خود گفته‌اند که مثلاً اگر می‌خواهی در کنکور قبول شوی، دعا کن و او هم دعا کرده و بعد هم قبول نشده و بعد او از دین سرخورده و گریزان شده است؛ به همین دلیل، اظهار می‌شود گره زدن حوادث طبیعی به دین آفت‌زاست و موجب می‌شود که همین مقدار دیانتی که مردم دارند نیز به کلی از دست برود.

شما امروزه ملاحظه می‌کنید که برخی از علما و بزرگان ما که می‌گویند حرم‌های مقدس شفاخانه است مورد تمسخر واقع می‌شوند و حتی میان خود علمای ما نیز چالش رخ داده است. برخی می‌گویند در این موارد باید تابع علم باشیم و وقتی متخصصان پزشکی می‌گویند اجتماعات را تعطیل کنید. ما باید تعطیل کنیم، اما از طرف دیگر برخی می‌گویند تعطیلی حرم‌ها و تجمعات مذهبی هتک حرمت است و نتایج منفی برای دیانت دارد.

پزشکان می‌گویند که اگر آرامش روانی داشته باشید، می‌توانید ویروس کرونا را شکست دهید. حتی برخی‌ها می‌گویند تأثیر عوامل طبیعی و فیزیکی در ابتلای به #ویروس_کرونا بسیار اندک است و آنچه تأثیر عمده دارد و بیمار را به مرگ می‌کشاند این است که بیمار آرامش خود را از دست بدهد و دچار هراس و استرس شود؛ اما اگر به خودش آرامش دهد و بگوید موفق می‌شوم و می‌توانم این بیماری را شکست دهم، بیماری را شکست خواهد داد. کارکرد مثبتی که #دین در این زمینه می‌تواند داشته باشد آرامش‌بخشی به بیمار است. کسی که معتقد و متوکل به خدا و راضی به مقدرات الهی است بهتر می‌تواند بر بیماری‌اش غلبه پیدا کند و به سلامت برسد.

این رویکرد در ادبیات دینی ما نیز چنین مؤیداتی دارد؛ چنانکه در زمینه آرامش‌بخشی دین آمده است: ”أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ؛ [بدانید] با یاد خدا دل‌ها آرامش می‌یابد.“ [#رعد: ۲۸] کارکرد دیگر دین، عبارت از بازدارندگی از جرم است. این هم در ادبیات دینی مؤیداتی دارد؛ چنانکه آمده است: ”إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ؛ نماز از کارهای زشت و ناپسند بازمی‌دارد.“ [#عنکبوت: ۴۵]» (با اندکی ویرایش به نقل از ایکنا)

©️ از: خبرگزاری ایکنا؛ و کانال و وبلاگ نکونام
🍁مناسک‌گرایی یا اخلاق‌گرایی؟

✍🏻 مهراب #صادق‌نیا می‌نویسد:

«با هیچ معیاری نمی‌توان گفت جامعه‌ای که مراسم دینی و یا آگاهی مذهبی بیشتری دارد دینی‌تر یا اخلاقی‌تر است. مشارکت در آیین‌های مذهبی و نیز افزایش آگاهی‌های دینی، نسبت به کسبِ فضیلت‌های اخلاقی آسان‌ترند. گاه برای رهایی از یک رذیلت اخلاقی باید چندین سال کوشید و از خود مراقبت کرد. و یا برای فضیلت‌مندی ”جهاد اکبر“ نمود، در حالی که مشارکت در مناسک مذهبی و نیز کسب آگاهی‌های دینی کاری ساده، کم‌زحمت، و البته دست‌یافتنی‌ترند.

تجربه‌ تاریخی جوامع مذهبی نشان می‌دهد آن‌قدر که آنان در برپایی و مشارکت مراسم مذهبی دقیق بوده‌اند، در به‌سازی اخلاق خود دقیق نبوده‌اند. از قضا گاهی دانسته‌های مذهبی و نیز شرکت در مناسک دینی راهی برای پنهان کردن بی‌اخلاقی و فرار از عذاب وجدان است.» (انتشار در ۹۸/۲/۲۵)

©️ از: کانال اخلاق در حوزه اجتماع و مباحثات

📝 یادداشت مرتبط:

▪️تقدم اخلاق و تفکر بر عبادات ظاهری!
🍁 خدایا، از درگاه تو پوزش می‌طلبم!

💬 #امام_سجاد (ع):

«بار خدایا، از درگاه تو پوزش می‌طلبم: اگر در محضر من بر ستمدیده‌ای ستمی رفته و من به یاری او برنخاسته باشم؛ اگر کسی درحق من نیکی‌ای کرده و من سپاسش نگفته باشم؛ اگر خطاکاری از من عذری خواسته و من عذرش نپذیرفته باشم؛ اگر بینوایی از من چیزی طلبیده و من بر او ایثار نکرده باشم؛ اگر مؤمنی را بر من حقی بوده و من به تمامی ادایش نکرده باشم؛ اگر بر عیب مؤمنی آگاه شده‌ام و آن را نپوشیده باشم؛ اگر با گناهی رویاروی شده‌ام و از آن دوری نگزیده باشم.

ای خدای من، از این خطاها و همانند این خطاها، همراه با پشیمانی، از تو عذر می‌خواهم. تا چون بار دیگر چنان خطاهایی پیش آید، مرا واعظی باشد.

بار خدایا، درود بفرست بر محمد و خاندان او و پشیمانی مرا در آن لغزش‌ها که مرتکب شده‌ام و عزم مرا بر ترک گناهانی که بر من روی می‌آورند، توبه من قرار ده، توبه‌ای که دوستی تو را سبب شود. ای خدایی که توبه‌کنندگان را دوست می‌داری.» (#صحیفه_سجادیه: نیایش ۳۸)

📚 صحیفه سجّادیه. ترجمه عبدالمحمد آیتی. (۱۳۷۵). چاپ دوم. تهران: سروش.